آن مسافر كه سحر گريه در آغوشم كرد
آتشم زد به دو تا بوسه و خاموشم كرد
خواستم دست به مويش ببرم خواب شود
عطر گيسوش چنان بود كه بي هوشم كرد
معصيت نيست نمازي كه قضا كرد از من
معصيت زمزمه هايي ست كه در گوشم كرد
.
نيمه شبها پس از اين سجده كنان ياد من است
آن سحرخيز كه آن صبح فراموشم كرد
.
چه كلاهي به سرم رفت، كبوتر بودم
يك نفر آمد و با شعبده خرگوشم كرد
.
در عزاداري او رسم ِ چهل روز کم است
ياد چشمش همه ي عمر، سيه پوشم كرد
#کاظم_بهمنی
@diiazpam
آتشم زد به دو تا بوسه و خاموشم كرد
خواستم دست به مويش ببرم خواب شود
عطر گيسوش چنان بود كه بي هوشم كرد
معصيت نيست نمازي كه قضا كرد از من
معصيت زمزمه هايي ست كه در گوشم كرد
.
نيمه شبها پس از اين سجده كنان ياد من است
آن سحرخيز كه آن صبح فراموشم كرد
.
چه كلاهي به سرم رفت، كبوتر بودم
يك نفر آمد و با شعبده خرگوشم كرد
.
در عزاداري او رسم ِ چهل روز کم است
ياد چشمش همه ي عمر، سيه پوشم كرد
#کاظم_بهمنی
@diiazpam
قدر نشناس عزیزم نیمه من نیستی
قلبمی اما سزاوار تپیدن نیستی!
مادر این بوسه های چون مسیحایی ولی
مرده خیلی زنده کردی پاکدامن نیستی
من غبار آلود هجرانم تو اما مدتی ایست
عهده دار آن نگاه لرزه افکن نیستی
یک چراغ از چلچراغ آرزوهایت شکست
بعد من اندازه یک عشق روشن نیستی
لاف آزادی زدی حالا که رنگت کرده فصل
از گزند باد های هرزه ایمن نیستی
چون قیاسش میکنی با من .پس از من هر کسی
هر که گوید عاشقم میگویم اصلا نیستی
دست وقتی که تکان دادی عجب حالی شدم
اندکی برگشتم و دیدم که با من نیستی
#کاظم_بهمنی
@diiaazepam
قلبمی اما سزاوار تپیدن نیستی!
مادر این بوسه های چون مسیحایی ولی
مرده خیلی زنده کردی پاکدامن نیستی
من غبار آلود هجرانم تو اما مدتی ایست
عهده دار آن نگاه لرزه افکن نیستی
یک چراغ از چلچراغ آرزوهایت شکست
بعد من اندازه یک عشق روشن نیستی
لاف آزادی زدی حالا که رنگت کرده فصل
از گزند باد های هرزه ایمن نیستی
چون قیاسش میکنی با من .پس از من هر کسی
هر که گوید عاشقم میگویم اصلا نیستی
دست وقتی که تکان دادی عجب حالی شدم
اندکی برگشتم و دیدم که با من نیستی
#کاظم_بهمنی
@diiaazepam
مادرم بعد تو هی حال مرا میپرسد
مادرم تاب ندارد غم فرزندش را
عشق با اینکه مرا تجزیه کردهست به تو
به تو اصرار نکردهست فرآیندش را
#کاظم_بهمنی
Lachrymose @Diiaazepam
مادرم تاب ندارد غم فرزندش را
عشق با اینکه مرا تجزیه کردهست به تو
به تو اصرار نکردهست فرآیندش را
#کاظم_بهمنی
Lachrymose @Diiaazepam
تو همانی که دلم لک زده لبخندش را
او که هرگز نتوان یافت همانندش را
منم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو
کرد
غزل و عاطفه و روح هنرمندش را
از رقیبان کمین کرده عقب می ماند
هر که تبلیغ کند خوبی دلبندش را
مثل آن خواب بعید است ببیند دیگر
هر که تعریف کند خواب خوشایندش را
مادرم بعد تو هی حال مرا می پرسد
مادرم تاب ندارد غم فرزندش را
عشق با اینکه مرا تجزیه کرده است به تو
به تو اصرار نکرده است فرآیندش را
قلب ِ من موقع اهدا به تو ایراد نداشت
مشکل از توست اگر پس زده پیوندش را
حفظ کن این غزلم را که به زودی شاید
بفرستند رفیقان به تو این بندش را
منم آن شیخ سیه روز که در اخرعمر
لای موهای تو گم کرد خداوندش را
#کاظم_بهمنی
Diamond @Diiaazepam
او که هرگز نتوان یافت همانندش را
منم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو
کرد
غزل و عاطفه و روح هنرمندش را
از رقیبان کمین کرده عقب می ماند
هر که تبلیغ کند خوبی دلبندش را
مثل آن خواب بعید است ببیند دیگر
هر که تعریف کند خواب خوشایندش را
مادرم بعد تو هی حال مرا می پرسد
مادرم تاب ندارد غم فرزندش را
عشق با اینکه مرا تجزیه کرده است به تو
به تو اصرار نکرده است فرآیندش را
قلب ِ من موقع اهدا به تو ایراد نداشت
مشکل از توست اگر پس زده پیوندش را
حفظ کن این غزلم را که به زودی شاید
بفرستند رفیقان به تو این بندش را
منم آن شیخ سیه روز که در اخرعمر
لای موهای تو گم کرد خداوندش را
#کاظم_بهمنی
Diamond @Diiaazepam