☪نخستین پادشاه مسلمان مغول☪
(۱۵ ربیع الآخر ۶۶۵ ق- ۲۰/۱/۱۲۶۷ م.)
#برکای_خان نخستین پادشاه #مغول است که اسلام آورده است. او ابوالمعالی ناصرالدین برکای خان[۶]پسر جوجی پسر چنگیزخان مغول نخستین کس از فرزندان چنگیز است که اسلام آورده است. برکای هنگامی که از شهر «قره قروم» پایتخت مغولان، باز میگشت در شهر بخارا اسلام آورد. چنگیز خان قبل از مرگ، قلمرو وسیع خود را بین چهار فرزندش تقسیم کرد. اسیای مرکزی و روسیه را به فرزندان جوجی داد زیرا خود جوجی قبل از مرگ پدرش مرده بود. سرزمین فرمانروایی فرزندان جوجی را «اردوی زرین» مینامیدند. همه خانات مغول تابع خان بزرگ بودندکه در شهر قره قورم- که در کشور مغولستان کنونی قرار دارد- اقامت داشت . هر گاه خان بزرگ وفات مییافت خوانین مغول در قره قورم جمع شده و کسی دیگر از خاندان چنگیز را به عنوان خان بزرگ انتخاب میکردند. در سرزمین اردوی زرین «باتو» برادر بزرگتر برکای فرمانروا بود. در آن هنگام قرار بود خانی دیگر بر کرسی خان بزرگ بنشیند و برکای برای حضور در آن مراسم رفته بود. در بازگشت در شهر بخارا با یکی از علما ملاقات کرد و بلافاصله اسلام آورد. یکی از همسران جوجی پدر برکای «رسالت دختر خوارزم شاه» بود که پس از تصرف قلمرو خوارزمشاهیان بوسیله مغولان به اسارت در آمده و همسر جوجی شده بود. برکای او را در منزل پدرش دیده بود و از وی متأثر بود لذا پس از ملاقات با آن عالم، خیلی زود اسلام آورد. اسلام آوردن برکای در سال ۶۴۸ ق. پیروزی بزرگی برای اسلام و مسلمین و هم برای خود مغولان بود.
سلطان برکای خان در سال ۶۵۳ ق رهبر مغولان اردوی زرین شد و با اسلام آوردن وی گروه بزرگی از مغولان ارودی زرین اسلام آوردند. او یک مسلمان واقعی بود و شدیدا به دین اسلام و سرنوشت مسلمانان اهمیت میداد او آنقدر پایبندعقیده تولاو تبرا بود که ما نمونه آن را در بسیاری از مسلمانان امروز نمیبینیم. برکای خان نقش بزرگی در خدمت به اسلام و مقابله با طاغوت بزرگ مغولی، هولاکو- ایلخان ایران که دشمن سرسخت اسلام و مسلمین بود- داشت. برکای سالها میکوشید که از حمله مغولان به بغداد جلوگیری کند و بارها با هولاکو جنگید تا حمله وی به بغداد را به تأخیر اندازد. پیروزیهای وی بر هولاکو باعث تضعیف قدرت و شوکت هولاکو در بین مغولان شد و منجر به بیماری صرع در #هولاکو شد. از سوی دیگر برکای خان تلاش میکرد که وحدت مغولان بت پرست را از بین ببرد و در بین آنها برای جانشینی خان بزرگ اختلاف اندازد. از آن طرف روابط برادرانه و صمیمانه ای با حکومت ممالیک در مصر برقرار کرد و روابط بسیار دوستانه ای با سلطان بیبرس فرمانروای ممالیک داشت. وی حتی قبل از سقوط بغداد با مستعصم آخرین خلیفه عباسی بیعت کرد. برکای خان حتی با ممالیک بر ضرر مغولان همکاری میکرد و بیبرس از شدت علاقه به برکای نام وی را بر پسر بزرگ خود نهاد. برکای خان تا آخر حیات پر بار خودش خیرخواه اسلام و مسلمین بود. از حقوق مسلمانان دفاع میکرد و قلبا و جسما دوستدار اسلام بود. وی شهر «سرای» را با معماری اسلامی بنا کرده و پایتخت خویش کرد. علما و فقها را به آن شهر دعوت کرد و چنان شد که سرای به یکی از بزرگترین شهرهای زمان تبدیل شد.
برکای خان سرانجام پس از عمری پر برکت در ۱۵ ربیع الآخر سال ۶۶۵ هـ هنگامی که برای جنگ با اباقا پسر هولاکو به سوی ایران در حرکت بود، درگذشت. لذا در حالی در گذشت که نیت جهاد در راه خدارا داشت. امید است که با مرتبه شهدا از دنیا رفته باشد. رحمت خدا بر وی باد.
مترجم: ابو یحیی
مصدر: سایت نواراسلام
IslamTape.Com
[۶] رجوع کنید به: أطلس تاريخ اسلام، التاريخ الإسلامي ج ۷، البداية والنهاية، النجوم الزاهرة، شذرات الذهب، تاريخ الأيوبيين والمماليك، السلوك، مفرج الكروب.
@Dirilis_history
(۱۵ ربیع الآخر ۶۶۵ ق- ۲۰/۱/۱۲۶۷ م.)
#برکای_خان نخستین پادشاه #مغول است که اسلام آورده است. او ابوالمعالی ناصرالدین برکای خان[۶]پسر جوجی پسر چنگیزخان مغول نخستین کس از فرزندان چنگیز است که اسلام آورده است. برکای هنگامی که از شهر «قره قروم» پایتخت مغولان، باز میگشت در شهر بخارا اسلام آورد. چنگیز خان قبل از مرگ، قلمرو وسیع خود را بین چهار فرزندش تقسیم کرد. اسیای مرکزی و روسیه را به فرزندان جوجی داد زیرا خود جوجی قبل از مرگ پدرش مرده بود. سرزمین فرمانروایی فرزندان جوجی را «اردوی زرین» مینامیدند. همه خانات مغول تابع خان بزرگ بودندکه در شهر قره قورم- که در کشور مغولستان کنونی قرار دارد- اقامت داشت . هر گاه خان بزرگ وفات مییافت خوانین مغول در قره قورم جمع شده و کسی دیگر از خاندان چنگیز را به عنوان خان بزرگ انتخاب میکردند. در سرزمین اردوی زرین «باتو» برادر بزرگتر برکای فرمانروا بود. در آن هنگام قرار بود خانی دیگر بر کرسی خان بزرگ بنشیند و برکای برای حضور در آن مراسم رفته بود. در بازگشت در شهر بخارا با یکی از علما ملاقات کرد و بلافاصله اسلام آورد. یکی از همسران جوجی پدر برکای «رسالت دختر خوارزم شاه» بود که پس از تصرف قلمرو خوارزمشاهیان بوسیله مغولان به اسارت در آمده و همسر جوجی شده بود. برکای او را در منزل پدرش دیده بود و از وی متأثر بود لذا پس از ملاقات با آن عالم، خیلی زود اسلام آورد. اسلام آوردن برکای در سال ۶۴۸ ق. پیروزی بزرگی برای اسلام و مسلمین و هم برای خود مغولان بود.
سلطان برکای خان در سال ۶۵۳ ق رهبر مغولان اردوی زرین شد و با اسلام آوردن وی گروه بزرگی از مغولان ارودی زرین اسلام آوردند. او یک مسلمان واقعی بود و شدیدا به دین اسلام و سرنوشت مسلمانان اهمیت میداد او آنقدر پایبندعقیده تولاو تبرا بود که ما نمونه آن را در بسیاری از مسلمانان امروز نمیبینیم. برکای خان نقش بزرگی در خدمت به اسلام و مقابله با طاغوت بزرگ مغولی، هولاکو- ایلخان ایران که دشمن سرسخت اسلام و مسلمین بود- داشت. برکای سالها میکوشید که از حمله مغولان به بغداد جلوگیری کند و بارها با هولاکو جنگید تا حمله وی به بغداد را به تأخیر اندازد. پیروزیهای وی بر هولاکو باعث تضعیف قدرت و شوکت هولاکو در بین مغولان شد و منجر به بیماری صرع در #هولاکو شد. از سوی دیگر برکای خان تلاش میکرد که وحدت مغولان بت پرست را از بین ببرد و در بین آنها برای جانشینی خان بزرگ اختلاف اندازد. از آن طرف روابط برادرانه و صمیمانه ای با حکومت ممالیک در مصر برقرار کرد و روابط بسیار دوستانه ای با سلطان بیبرس فرمانروای ممالیک داشت. وی حتی قبل از سقوط بغداد با مستعصم آخرین خلیفه عباسی بیعت کرد. برکای خان حتی با ممالیک بر ضرر مغولان همکاری میکرد و بیبرس از شدت علاقه به برکای نام وی را بر پسر بزرگ خود نهاد. برکای خان تا آخر حیات پر بار خودش خیرخواه اسلام و مسلمین بود. از حقوق مسلمانان دفاع میکرد و قلبا و جسما دوستدار اسلام بود. وی شهر «سرای» را با معماری اسلامی بنا کرده و پایتخت خویش کرد. علما و فقها را به آن شهر دعوت کرد و چنان شد که سرای به یکی از بزرگترین شهرهای زمان تبدیل شد.
برکای خان سرانجام پس از عمری پر برکت در ۱۵ ربیع الآخر سال ۶۶۵ هـ هنگامی که برای جنگ با اباقا پسر هولاکو به سوی ایران در حرکت بود، درگذشت. لذا در حالی در گذشت که نیت جهاد در راه خدارا داشت. امید است که با مرتبه شهدا از دنیا رفته باشد. رحمت خدا بر وی باد.
مترجم: ابو یحیی
مصدر: سایت نواراسلام
IslamTape.Com
[۶] رجوع کنید به: أطلس تاريخ اسلام، التاريخ الإسلامي ج ۷، البداية والنهاية، النجوم الزاهرة، شذرات الذهب، تاريخ الأيوبيين والمماليك، السلوك، مفرج الكروب.
@Dirilis_history
❤3👍1
فتوحات التاریخ 🔻
هنرپیشه زن اردنی به نام فرح یا فیدار ، برروی لباسش قسمتی از آیه ۳۸ قرآن سوره انعام (وَمَا مِن دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا طَائِرٍ يَطِيرُ بِجَنَاحَيْهِ إِلَّا أُمَمٌ أَمْثَالُكُم ۚ ) یعنی عبارت آخر آیه (أُمَمٌ أَمْثَالُكُم) را نوشته است و عورت اش در کنار…
حکایت می کنند که در زمان سلطان #برکای_خان یک دار الحدیث نبوی بنا شد، زن ها از کنار دیوار دار الحدیث می گذشتند و در پوشش بعضی از این زنان، بی حجابی بدور از شایستگی نمایان بود ، تا حدی که سبب فتنه نامحرمان می شد ،شاگردی از دارالحدیث به این سبب عصبانی شد و خشم اش بر این بود که باید احترام این دیوار ها حفظ شود زیرا پشت آن احادیث #رسول_الله ﷺ نگاشته می شود ،با وجود اینکه زنان و رهگذران فقط از کنار دیوار می گذشتند و وارد آن نمی شدند ، اما حب و مقام احادیث رسول الله ﷺ در قلب این مسلمان #مغول چنان شدید بود که وانمود به دیوانگی کرد و لباس هایی مبدل پوشید تا شناخته نشود و هر کس (بی حجابی) که از کنار دیوار می گذشت، با ریختن میوه و سبزیجات از آنجا دور می کرد و بسیاری از زنان و همسایگان از نزدیک شدن به دیوار دار الحدیث خودداری می کردند!
زمانی که سلطان برکای خان مغول از موضوع باخبر شد، او را به بیت السلطنه فرا خواند و از او دلیل کارش را پرسید، جوان جواب داد:
هرگز درست نیست خانه ای که حدیث رسول الله ﷺ در آن نوشته می شود، از کنار دیوار آن زنان و رهگذران بی حجاب عبور کنند، که سبب بی احترامی به مقام حدیث رسول الله ﷺ می شود!
سلطان در تایید سخنان اش گفت:
ما حاکم مسلمانان هستیم و به انجام اینکار نسبت به شما اولی تریم، سپس دستور داد که هیچ جاریه ای از بیت السلطنه خارج نشود مگر با پوشش شرعی ، سپس در میان مردم ندا داد که بری هستم از هر کسی که از کنار دیوار دار حدیث بگذرد و حرمت مقام اش را نگه ندارد و از هر چوپانی که تقوای الله پیشه نکند و با دستور او گوسفنداش از آنجا عبور کنند!
بعد از آن در دوران حکومت اش رحمهالله جز نجابت و عفت در پوشش زنان امت چیز دیگری دیده نشد، در واقع صلاح رعیت در گرو اصلاح حاکم است و سبب همه ای اینها همان طالب العلم دار الحدیث بود که یک گام مثبت برداشت و با دستان خود مستقیم به نهی از منکر در بالاترین مراتب پرداخت ، اگر امروز در مقابل کارهای اهل باطل سکوت کنیم ، فردا نمی توانیم آنها را شکست دهیم!
در کتاب حاشية تذكرة السامع از امام وکیع بن جراح رحمهالله نقل شده است: هر گاه خواستی حدیث را حفظ کنید، پس به آن عمل کن!
پ ن:
جاء في كتاب حاشية تذكرة السامع :قال وكيع :
إذا أردت حفظ الحديث فاعمل به.
وقال بعض السلف :
(يا حملةَ العلم، اعملوا فإنَّما العالم من عمل بما علم، ووافق علمه عمله، وسيكون أقوامٌ يحملون العلم لا يجاوز تراقيَهم، يخالف عملهم علمهم، ويُخالف سريرتهم علانيتهم، يجلسون حِلقًا يباهي بعضهم بعضًا، حتى إنَّ الرجل ليغضب على جليسه أن يجلس إلى غيره ويدَعَه، أولئك لا يصعد أعمالهم في مجالسهم تلك إلى الله تعالى)
زمانی که سلطان برکای خان مغول از موضوع باخبر شد، او را به بیت السلطنه فرا خواند و از او دلیل کارش را پرسید، جوان جواب داد:
هرگز درست نیست خانه ای که حدیث رسول الله ﷺ در آن نوشته می شود، از کنار دیوار آن زنان و رهگذران بی حجاب عبور کنند، که سبب بی احترامی به مقام حدیث رسول الله ﷺ می شود!
سلطان در تایید سخنان اش گفت:
ما حاکم مسلمانان هستیم و به انجام اینکار نسبت به شما اولی تریم، سپس دستور داد که هیچ جاریه ای از بیت السلطنه خارج نشود مگر با پوشش شرعی ، سپس در میان مردم ندا داد که بری هستم از هر کسی که از کنار دیوار دار حدیث بگذرد و حرمت مقام اش را نگه ندارد و از هر چوپانی که تقوای الله پیشه نکند و با دستور او گوسفنداش از آنجا عبور کنند!
بعد از آن در دوران حکومت اش رحمهالله جز نجابت و عفت در پوشش زنان امت چیز دیگری دیده نشد، در واقع صلاح رعیت در گرو اصلاح حاکم است و سبب همه ای اینها همان طالب العلم دار الحدیث بود که یک گام مثبت برداشت و با دستان خود مستقیم به نهی از منکر در بالاترین مراتب پرداخت ، اگر امروز در مقابل کارهای اهل باطل سکوت کنیم ، فردا نمی توانیم آنها را شکست دهیم!
در کتاب حاشية تذكرة السامع از امام وکیع بن جراح رحمهالله نقل شده است: هر گاه خواستی حدیث را حفظ کنید، پس به آن عمل کن!
پ ن:
جاء في كتاب حاشية تذكرة السامع :قال وكيع :
إذا أردت حفظ الحديث فاعمل به.
وقال بعض السلف :
(يا حملةَ العلم، اعملوا فإنَّما العالم من عمل بما علم، ووافق علمه عمله، وسيكون أقوامٌ يحملون العلم لا يجاوز تراقيَهم، يخالف عملهم علمهم، ويُخالف سريرتهم علانيتهم، يجلسون حِلقًا يباهي بعضهم بعضًا، حتى إنَّ الرجل ليغضب على جليسه أن يجلس إلى غيره ويدَعَه، أولئك لا يصعد أعمالهم في مجالسهم تلك إلى الله تعالى)
❤15👍1