#مثل_هذا_الیوم
در روز دوم #رمضان سال 702ه جنگ معروف #شقحب میان غازان و سپاه مصر و شام(ممالیک) درگرفت!
ابن كثیر مىگوید:
كه بعضى از مردم در جنگ با غازان مردد بودند، زیرا از یك سو غازان و سپاه او اسلام آورده بودند و از سوی دیگر با امام مسلمانان بیعت نكرده بودند ولى امام مجاهد #ابن_تیمیه غازان و سپاه او را چون خوارج شمرد و گفت: خوارج نیز با على و پس از آن با معاویهجنگیدند و خود را برای خلافت سزاوارتر از آن دو شمردند.غازان هم علاوه بر آنكه ظالم است، خود را سزاوارتر از دیگران برای امامت مىداند. سپس گفت: اگر دیدید كه من در سپاه غازان هستم، بىدرنگ مرا بكشید.
مردم از بیم مغول از شهر خارج شدند، و ابن تیمیه نیز از شهر بیرون رفت،مردم پنداشتند كه او نیز گریخته است،اما ایشان به اردوی ملك ناصر قلاوون رفت و او را به جهاد و حركت به سوی دمشق ترغیب كرد و سوگند خورد كه سپاه اسلام پیروز خواهد شد.امیران ناصر به او گفتند كه «ان شاءالله» بگوید،ایشان فرمودند:
(ان شاءالله تحقیقاً لا تعلیقاً)
ابن تیمیه فتوا داد كه مسلمانان جنگجو افطار كنند. ملك ناصر به او پیشنهاد كرد كه با او در یك صف باشد، ولى او گفت كه سنت اقتضا مىكند كه او در صف قوم خود، یعنى صفوف اهل شام باشد!
دو لشکر در مقابل هم قرار گرفتند و جنگ در دشت مرج الصفر در گرفت،از آنجایی که هوا بی اندازه گرم و جنگ با مغول بسیار دشوار بود در اول معرکه مغولها بر مسلمانان غالب شدند تا جایی که خسارت بسیاری بر مسلمانان وارد نمودند و بسیاری از سادات و أمرا مسلمین را شهید نمودند!
در این وقت مجاهدین با ایمان همچون صحابه دست به دعا بر داشتند،خداوند متعال بفضل و کرم خود،جنگ را بنفع مسلمین تغیر داد و مسلمانان را ثابت قدم نمود!
این جنگ با پیروزی مسلمانان علیه مغول پایان یافت.مسلمانان پیروز به دمشق برگشتند،امام ابن تیمیه ( رحمه الله ) در جلو لشکر مجاهدین داخل شهر شد مردم از این پیروزی خوشحال شدن و برای مجاهدین دعای خیر نمودند.
طبق گفته مورخ قرون وسطایی مصری: رسیدن خبر شکست مغولان به غازان، او را به چنان خشمی دچار کرد که در اثر آن خون دماغ شد.
@Dirilis_history
در روز دوم #رمضان سال 702ه جنگ معروف #شقحب میان غازان و سپاه مصر و شام(ممالیک) درگرفت!
ابن كثیر مىگوید:
كه بعضى از مردم در جنگ با غازان مردد بودند، زیرا از یك سو غازان و سپاه او اسلام آورده بودند و از سوی دیگر با امام مسلمانان بیعت نكرده بودند ولى امام مجاهد #ابن_تیمیه غازان و سپاه او را چون خوارج شمرد و گفت: خوارج نیز با على و پس از آن با معاویهجنگیدند و خود را برای خلافت سزاوارتر از آن دو شمردند.غازان هم علاوه بر آنكه ظالم است، خود را سزاوارتر از دیگران برای امامت مىداند. سپس گفت: اگر دیدید كه من در سپاه غازان هستم، بىدرنگ مرا بكشید.
مردم از بیم مغول از شهر خارج شدند، و ابن تیمیه نیز از شهر بیرون رفت،مردم پنداشتند كه او نیز گریخته است،اما ایشان به اردوی ملك ناصر قلاوون رفت و او را به جهاد و حركت به سوی دمشق ترغیب كرد و سوگند خورد كه سپاه اسلام پیروز خواهد شد.امیران ناصر به او گفتند كه «ان شاءالله» بگوید،ایشان فرمودند:
(ان شاءالله تحقیقاً لا تعلیقاً)
ابن تیمیه فتوا داد كه مسلمانان جنگجو افطار كنند. ملك ناصر به او پیشنهاد كرد كه با او در یك صف باشد، ولى او گفت كه سنت اقتضا مىكند كه او در صف قوم خود، یعنى صفوف اهل شام باشد!
دو لشکر در مقابل هم قرار گرفتند و جنگ در دشت مرج الصفر در گرفت،از آنجایی که هوا بی اندازه گرم و جنگ با مغول بسیار دشوار بود در اول معرکه مغولها بر مسلمانان غالب شدند تا جایی که خسارت بسیاری بر مسلمانان وارد نمودند و بسیاری از سادات و أمرا مسلمین را شهید نمودند!
در این وقت مجاهدین با ایمان همچون صحابه دست به دعا بر داشتند،خداوند متعال بفضل و کرم خود،جنگ را بنفع مسلمین تغیر داد و مسلمانان را ثابت قدم نمود!
این جنگ با پیروزی مسلمانان علیه مغول پایان یافت.مسلمانان پیروز به دمشق برگشتند،امام ابن تیمیه ( رحمه الله ) در جلو لشکر مجاهدین داخل شهر شد مردم از این پیروزی خوشحال شدن و برای مجاهدین دعای خیر نمودند.
طبق گفته مورخ قرون وسطایی مصری: رسیدن خبر شکست مغولان به غازان، او را به چنان خشمی دچار کرد که در اثر آن خون دماغ شد.
@Dirilis_history
👍2