دولاب دۆڵاوبهشت کردستان
987 subscribers
2.45K photos
706 videos
31 files
294 links
دولاب دۆڵاونگین ژاورود
️عکس ❤️ شعر❤️کلیپ❤️اخبار روستای دولاب❤️معرفی جاذبه های گردشگری روستای دولاب❤️صنایع دستی❤️مراسمات و..

جهت ارتباط با ادمین
@Farshid1364

آلبومی ماندگاربرای کودکان شما
@zarvanah

آلبوم افراد متوفی و تصاویر یادبودشما
@Doolabestan
Download Telegram
‍ ╭┅═ঊ🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺ঊ═┅╮
دولاب بهشت کردستان
╰┅═ঊ🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺ঊ═┅╯

#دزد_بانماز_حاکم
حاکمی هر شب در تخت خود به آینده دخترش می اندیشید ...که دخترش را به چه کسی بدهد مناسب او باشد ..
در یکی از شبها وزیرش را صدا زد و از او خواست که شبانه به مسجد برود تا جوانی را مناسب دخترش پیدا کند که مناجات و نماز شب را بر خواب ترجیح دهد ...

از قضا آن شب دزدی قصد دزدی در آن مسجد را کرده بود تا هرچه گیرش بیاید از آن مسجد بدزدد...پس قبل از وزیر و سربازانش به آنجا رسید ...در را بسته یافت و از دیوار مسجد بالا رفت و داخل مسجد شد ..

هنگامی که به دنبال اشیاء بدرد بخورش می گشت وزیر و سربازانش داخل شدند و دزد صدای در راشنید که باز شد بنابراین راهی برای خود نیافت الا اینکه خود را به نماز خواندن مشغول کرد ..

سربازان داخل شدند و اورا در حال نماز دیدند ،
وزیر گفت : سبحان الله ! چه شوقی دارد این جوان برای نماز....
و دزد از شدت ترس هرنماز را که تمام می کرد نماز دیگری را شروع می کرد ..

تا اینکه وزیر دستور داد که سربازان مراقب باشند از نماز که تمام شد نگذارند نماز دیگری را شروع کند و او را بیاورند ،
و اینگونه شد که وزیر جوان را نزد حاکم برد .

و حاکم که تعریف دعا ها ونمازها ی جوان را از وزیر شنید ، به او گفت : تو همان کسی هستی که مدتهاست دنبالش بودم و می خواستم دامادم باشد ، اکنون دخترم را به ازدواج تو در می آورم و تو امیر این مملکت خواهی بود ...

جوان که این را شنید بهت زده شد و آنچه دیده و شنیده بود را باور نمی کرد، سرش را از خجالت پایین آورد و با خود گفت: خدایا مرا امیر گرداندی و دختر حاکم را به ازدواجم در آوردی، فقط با نماز شبی که ازترس آن را خواندم ! اگر این نماز از سر صداقت و خوف تو بود چه به من می دادی و هدیه ات چه بود اگر از ایمان و اخلاص می خواندم !

👤ارسالی.اسدالله حمه ویسی

👇 با ماهمراه باشید 👇
💐 دولاب بهشت کردستان 💐

╭┅═ঊ🌺🌺ঊ═┅╮
🆔 @Doolab94
╰┅═ঊ🌺🌺ঊ═┅╯
╭┅═ঊ🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺ঊ═┅╮
دولاب بهشت کردستان
╰┅═ঊ🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺ঊ═┅╯‌
💢 وارونگی بیهوده


#گنج ، #جنگ مى شود .

#درمان ، #نامرد و #قهقهه ، #هق_هق!!!

ولى #دزد همان #دزد است و #گرگ همان #گرگ...

آرى نمی دانم چرا #من ، #نم زده است و #يار ، #راى عوض كرده است؟

#راه گويى #هار شده ، و #روز به #زور مي گذرد.

#آشنا را جز در #انشا نمي بينى و چه #سرد است اين #درس زندگى !؟
اينجاست كه #مرگ برايم #گرم مي شود.

چرا كه #درد همان #درد است...
👤ارسالی.کپی گروه شنه ی هیوا

👇باماهمراه باشید👇
🌷دولاب بهشت کردستان🌷

╭┅═ঊ🌺🌺ঊ═┅╮
🆔 @Doolab94
╰┅═ঊ🌺🌺ঊ═┅╯ ‌
╭┅═ঊ🌺🌼🌼🌼🌼🌼🌺ঊ═┅╮
#دولاب_بهشت_کردستان
╰┅═ঊ🌺🌼🌼🌼🌼🌼🌺ঊ═┅╯
#قضاوت

‍ ﮐﻔﺶ ﮐﻮﺩﮐﻲ ﺭﺍ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﺮﺩ، ﮐﻮﺩﮎ ﺭﻭﯼ ﺳﺎﺣﻞ نوﺷﺖ :
ﺩﺭﯾﺎﯼ #ﺩﺯﺩ...

ﺁنطﺮﻑ ﺗﺮ ﻣﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﺻﯿﺪ ﺧﻮﺑﯽ ﺩﺍﺷﺖ ﺭﻭﯼ ﻣﺎﺳﻪ ﻫﺎ ﻧﻮﺷﺖ :
ﺩﺭﯾﺎﯼ #ﺳﺨﺎﻭﺗﻤﻨﺪ...

ﺟﻮﺍﻧﻲ ﻏﺮﻕ ﺷﺪ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﻧﻮﺷﺖ :
ﺩﺭﻳﺎﻱ #ﻗﺎﺗﻞ...

ﭘﻴﺮﻣﺮﺩﻱ ﻣﺮﻭﺍﺭﻳﺪﻱ ﺻﻴﺪ ﻛﺮﺩ ﻧﻮﺷﺖ :
ﺩﺭﻳﺎﻱ #ﺑﺨﺸﻨﺪﻩ...

ﻣﻮﺟﯽ آمد و ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺷﺴﺖ...

ﺩﺭﯾﺎ ﺁﺭﺍﻡ ﮔﻔﺖ 👈"ﺑﻪ #ﻗﻀﺎﻭﺕ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﻋﺘﻨﺎ ﻧﻜﻦ ﺍﮔﺮﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯽ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﺎﺷﯽ"

بر آنچه گذشت، آنچه شکست، آنچه نشد، حسرت نخور👇
زندگی اگر آسان بود با گریه آغاز نمیشد...

👤ارسالی.امیدقادری

👇باماهمراه باشید👇
🌷دولاب بهشت کردستان🌷

╭┅═ঊ🌺ঊ═┅╮
🆔 @Doolab94
╰┅═ঊ🌺ঊ═┅╯