✍شناسنامه براى اطفال ناشى از رابطه نامشروع چگونه است ؟
⭕️رأی وحدت رویه
🔻به موجب بند الف ماده یک قانون ثبت احوال مصوب سال 1355 یکی از وظایف سازمان ثبت احوال ثبت ولادت و صدور شناسنامه است و مقنن دراین مورد بین اطفال متولد از رابطه مشروع و نامشروع تفاوتی قائل نشده است و تبصره ماده 16 و ماده 17 قانون مذکور نسبت به مواردی که ازدواج پدرو مادر به ثبت نرسیده باشد و اتفاق در اعلام ولادت و صدور شناسنامه نباشد یا اینکه ابوین طفل نامعلوم باشد تعیین تکلیف کرده است لیکن درمواردی که طفل ناشی از زنا باشد و زانی اقدام به اخذ شناسنامه ننماید بااستفاده از عمومات و اطلاق مواد یاد شده و مسأله 3 و مسأله 47 از موازینقضائی ازدیدگاه حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه، زانی پدر عرفی طفل تلقی و نتیجه کلیه تکالیف مربوط به پدر از جمله اخذ شناسنامه برعهده وی میباشد و حسب ماده 884 قانون مدنی صرفا" موضوع توارث بین آنها منتفی است ولذا رأی شعبه سی ام دیوان عالی کشور که با این نظر مطابقت دارد بنظر اکثریت اعضاء هیأت عمومی دیوان عالی کشور که با این نظر مطابقت دارد بنظر اکثریت اعضاء هیأت عمومی دیوان عالی کشورموجه و منطبق با موازین شرعی و قانونی تشخیص میگردد.
🔻این رأی با ستناد ماده واحده قانون
👆مربوط به وحدت رویه قضائی مصوب تیرماه سال1328 برای شعب دیوان عالی کشور و دادگاهها در موارد مشابه لازم الاتباع است.
⭕️رأی وحدت رویه
🔻به موجب بند الف ماده یک قانون ثبت احوال مصوب سال 1355 یکی از وظایف سازمان ثبت احوال ثبت ولادت و صدور شناسنامه است و مقنن دراین مورد بین اطفال متولد از رابطه مشروع و نامشروع تفاوتی قائل نشده است و تبصره ماده 16 و ماده 17 قانون مذکور نسبت به مواردی که ازدواج پدرو مادر به ثبت نرسیده باشد و اتفاق در اعلام ولادت و صدور شناسنامه نباشد یا اینکه ابوین طفل نامعلوم باشد تعیین تکلیف کرده است لیکن درمواردی که طفل ناشی از زنا باشد و زانی اقدام به اخذ شناسنامه ننماید بااستفاده از عمومات و اطلاق مواد یاد شده و مسأله 3 و مسأله 47 از موازینقضائی ازدیدگاه حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه، زانی پدر عرفی طفل تلقی و نتیجه کلیه تکالیف مربوط به پدر از جمله اخذ شناسنامه برعهده وی میباشد و حسب ماده 884 قانون مدنی صرفا" موضوع توارث بین آنها منتفی است ولذا رأی شعبه سی ام دیوان عالی کشور که با این نظر مطابقت دارد بنظر اکثریت اعضاء هیأت عمومی دیوان عالی کشور که با این نظر مطابقت دارد بنظر اکثریت اعضاء هیأت عمومی دیوان عالی کشورموجه و منطبق با موازین شرعی و قانونی تشخیص میگردد.
🔻این رأی با ستناد ماده واحده قانون
👆مربوط به وحدت رویه قضائی مصوب تیرماه سال1328 برای شعب دیوان عالی کشور و دادگاهها در موارد مشابه لازم الاتباع است.
✍توقیف مال غیرمنقول فاقد سابقه ثبتی!
🔻در مواردی ممکن است که موکل در مقام اجرای قرار تأمین خواسته و یا متعاقب صدور حکم قطعی محکومیت خوانده و در مرحله اجرای حکم، مبادرت به معرفی مال غیر منقولی نماید که یا فاقد سابقه ثبتی است است.
🔻بدواً توجه داشته باشیم که مطابق با ماده 126 قانون آئین دادرسی مدنی، توقیف اموال منقول و غیر منقول در مقام اجرای قرار تأمین خواسته، مشمول مقررات قانون اجرای احکام مدنی است.
🔻حال باید دید که آیا می توانیم به عنوان وکیل خوهان یا محکوم له و در مقام اجرای قرار تأمین خواسته یا اجرای حکم محکومیت قطعی محکوم علیه، مبادرت به توقیف مال غیر منقولی نمود که فاقد سابقه ثبتی است و یا سند آن علی رغم تنظیم مبایعه نامه عادی، هنوز به نام خوانده یا محکوم علیه تنظیم نشده است؟!
🔻ظاهر امر و رویه شناخته شده دادگاه ها، حکایت از آن دارد که در عمل، قضات محاکم از پذیرش درخواست توقیف مال غیر منقول، با خصوصیات موصوف خودداری کرده و خواهان یا محکوم له را دلالت بر معرفی مالی با سابقه ثبتی و یا دارای سابقه انتقال با شند رسمی به خوانده یا محکوم علیه می نمایند.
🔻اما واقعیت امر آن است که مال غیر منقول فاقد سابقه ثبتی با احراز شرایطی که در قانون مورد پیش بینی قرار گرفته است، قابل توقیف است.
🔻توضیح آنکه به موجب ماده 101 قانون اجرای احکام مدنی(مصوب 1356):" توقیف مال غیرمنقولی که سابقه ثبت ندارد به عنوان مال محکوم علیه وقتی جایز است که محکوم علیه در آن تصرف مالکانه داشته باشد و یا محکوم علیه به موجب حکم نهایی مالک شناخته شود..." بدین ترتیب، توقیف مال غیر منقول با خصوصیاتی که گفته شد در صورت تصرف مالکانه محکوم علیه یا خوانده و یا صدور حکم بر اثبات مالکیت وی توسط دادگاه ذی صلاح جایز است و حتی اداره حقوقی قوه قضائیه نیز به موجب نظریه مشورتی شماره 5165/7 مورخ 25/9/1359 توقیف مال غیرمنقول ثبت نشده را در صورتی که محکوم علیه یا خوانده در آن تصرفات مالکانه داشته باشد بلااشکال و جایز دانسته است.
🔻بنابراین در صورتی که مال غیر منقول فاقد سابقه ثبتی در تصرف مالکانه محکوم علیه یا خوانده باشد توقیف آن ممکن است؛ لیکن صرف استیلای ید بر ملکی که فاقد سابقه ثبتی است و دلیلی بر استیلای ید مالکانه فرد در آن وجود ندارد میسر نیست.
به علاوه به استناد ماده 90 آييننامه اجراى مفاد اسناد رسمى لازمالاجرا، بازداشت مال غيرمنقول ثبت نشده به نام مديون كه در تصرف مالكانه غير است، حتى اگر متعهدٌله مدعى مالكيت متعهد و يا خود متعهد مدعى مالكيت آن باشد، تا زمانى كه اين ادعا به اثبات نرسيده ممنوع است
اما به یاد داشته باشیم که توقیف اموال غیر منقول دارای سابقه ثبتی و به صرف انتقال آن با سند عادی به خوانده یا محکوم علیه حتی با وجود تصرفات مالکانه ممکن نیست؛ زیرا طبق مواد ۲۲ و ۴۷ قانون ثبت اسناد و املاک، انتقال این اموال با سند عادی قابل ترتیب اثر نبوده و در قبال محکومیت منتقل الیه قابل توقیف نیست و چنین فردی مالک چنان مالی محسوب نمی شود؛ لیکن چنانچه ملک اساساً سابقه ثبت در دفتر املاک بنام شخص معینی نداشته باشد و در جریان ثبت نیز نباشد دراین صورت برطبق ماده ۱۰۱ قانون اجرای احکام مدنی، توقیف آن ممکن خواهد بود.
🔻دادورزاجرای احکام در صورت معرفی مال غیر منقولی با این خصوصیات، باید زیر نظر دادگاه صادر کننده قرار یا حکم قطعی و با احراز تصرفات مالکانه خوانده یا محکوم علیه، با تنظیم صورتجلسه ای مراتب توقیف را به خوانده یا محکوم علیه ابلاغ و با تحذیر بر اینکه هرگونه نقل و انتقال، مصداق بزه مداخله در مال توقیف شده و مشمول ماده 663 قانون مجازات اسلامی(تعزیرات) است، وی را از منع هرگونه نقل و انتقال مال غیرمنقول باز دارد و معذلک بدیهی است که در صورت انتقال، ضمن تحقق بزه موضوع ماده 663 کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی، ذینفع می تواند ابطال چنین معامله ای را از دادگاه بخواهد و با وحدت ملاک از مقررات ماده 97 آييننامه اجراى مفاد اسناد رسمى لازمالاجرا، می توان چنین مالی را به مزایده گذاشت و از محل فروش آن، مبلغ محکوم به را وصول کرد.
🔻در مواردی ممکن است که موکل در مقام اجرای قرار تأمین خواسته و یا متعاقب صدور حکم قطعی محکومیت خوانده و در مرحله اجرای حکم، مبادرت به معرفی مال غیر منقولی نماید که یا فاقد سابقه ثبتی است است.
🔻بدواً توجه داشته باشیم که مطابق با ماده 126 قانون آئین دادرسی مدنی، توقیف اموال منقول و غیر منقول در مقام اجرای قرار تأمین خواسته، مشمول مقررات قانون اجرای احکام مدنی است.
🔻حال باید دید که آیا می توانیم به عنوان وکیل خوهان یا محکوم له و در مقام اجرای قرار تأمین خواسته یا اجرای حکم محکومیت قطعی محکوم علیه، مبادرت به توقیف مال غیر منقولی نمود که فاقد سابقه ثبتی است و یا سند آن علی رغم تنظیم مبایعه نامه عادی، هنوز به نام خوانده یا محکوم علیه تنظیم نشده است؟!
🔻ظاهر امر و رویه شناخته شده دادگاه ها، حکایت از آن دارد که در عمل، قضات محاکم از پذیرش درخواست توقیف مال غیر منقول، با خصوصیات موصوف خودداری کرده و خواهان یا محکوم له را دلالت بر معرفی مالی با سابقه ثبتی و یا دارای سابقه انتقال با شند رسمی به خوانده یا محکوم علیه می نمایند.
🔻اما واقعیت امر آن است که مال غیر منقول فاقد سابقه ثبتی با احراز شرایطی که در قانون مورد پیش بینی قرار گرفته است، قابل توقیف است.
🔻توضیح آنکه به موجب ماده 101 قانون اجرای احکام مدنی(مصوب 1356):" توقیف مال غیرمنقولی که سابقه ثبت ندارد به عنوان مال محکوم علیه وقتی جایز است که محکوم علیه در آن تصرف مالکانه داشته باشد و یا محکوم علیه به موجب حکم نهایی مالک شناخته شود..." بدین ترتیب، توقیف مال غیر منقول با خصوصیاتی که گفته شد در صورت تصرف مالکانه محکوم علیه یا خوانده و یا صدور حکم بر اثبات مالکیت وی توسط دادگاه ذی صلاح جایز است و حتی اداره حقوقی قوه قضائیه نیز به موجب نظریه مشورتی شماره 5165/7 مورخ 25/9/1359 توقیف مال غیرمنقول ثبت نشده را در صورتی که محکوم علیه یا خوانده در آن تصرفات مالکانه داشته باشد بلااشکال و جایز دانسته است.
🔻بنابراین در صورتی که مال غیر منقول فاقد سابقه ثبتی در تصرف مالکانه محکوم علیه یا خوانده باشد توقیف آن ممکن است؛ لیکن صرف استیلای ید بر ملکی که فاقد سابقه ثبتی است و دلیلی بر استیلای ید مالکانه فرد در آن وجود ندارد میسر نیست.
به علاوه به استناد ماده 90 آييننامه اجراى مفاد اسناد رسمى لازمالاجرا، بازداشت مال غيرمنقول ثبت نشده به نام مديون كه در تصرف مالكانه غير است، حتى اگر متعهدٌله مدعى مالكيت متعهد و يا خود متعهد مدعى مالكيت آن باشد، تا زمانى كه اين ادعا به اثبات نرسيده ممنوع است
اما به یاد داشته باشیم که توقیف اموال غیر منقول دارای سابقه ثبتی و به صرف انتقال آن با سند عادی به خوانده یا محکوم علیه حتی با وجود تصرفات مالکانه ممکن نیست؛ زیرا طبق مواد ۲۲ و ۴۷ قانون ثبت اسناد و املاک، انتقال این اموال با سند عادی قابل ترتیب اثر نبوده و در قبال محکومیت منتقل الیه قابل توقیف نیست و چنین فردی مالک چنان مالی محسوب نمی شود؛ لیکن چنانچه ملک اساساً سابقه ثبت در دفتر املاک بنام شخص معینی نداشته باشد و در جریان ثبت نیز نباشد دراین صورت برطبق ماده ۱۰۱ قانون اجرای احکام مدنی، توقیف آن ممکن خواهد بود.
🔻دادورزاجرای احکام در صورت معرفی مال غیر منقولی با این خصوصیات، باید زیر نظر دادگاه صادر کننده قرار یا حکم قطعی و با احراز تصرفات مالکانه خوانده یا محکوم علیه، با تنظیم صورتجلسه ای مراتب توقیف را به خوانده یا محکوم علیه ابلاغ و با تحذیر بر اینکه هرگونه نقل و انتقال، مصداق بزه مداخله در مال توقیف شده و مشمول ماده 663 قانون مجازات اسلامی(تعزیرات) است، وی را از منع هرگونه نقل و انتقال مال غیرمنقول باز دارد و معذلک بدیهی است که در صورت انتقال، ضمن تحقق بزه موضوع ماده 663 کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی، ذینفع می تواند ابطال چنین معامله ای را از دادگاه بخواهد و با وحدت ملاک از مقررات ماده 97 آييننامه اجراى مفاد اسناد رسمى لازمالاجرا، می توان چنین مالی را به مزایده گذاشت و از محل فروش آن، مبلغ محکوم به را وصول کرد.
✅شكاياتي كه رسيدگي به آنها در صلاحيت سازمان بازرسي كل كشور ميباشد.
1 - شكايت اشخاص از دستگاههاي اجرايي كشور از سوء جريان اداري و نقض قوانين و مقررات
2- شکايت مربوط به جذب، استخدام و گزينش در دستگاههاي اجرايي و دانشگاهها
3 - شكايت و اعتراض نسبت به انجام مزايدهها و مناقصات
4- شكايت اشخاص حقيقي و حقوقي غيردولتي راجع به آئيننامهها و تصويبنامهها و بخشنامهها و دستورالعملهاي دستگاههاي اجرايي و سازمانهاي دولتي
پس از تشخيص تخلف گزارش امر جهت رسيدگي و صدور راي به ديوان عدالت اداري ارسال ميگردد.
5- شكايت و اعلاميه عليه كاركنان دستگاههاي اجرايي در زمينه تصرف غيرقانوني و تضييع اموال دولتي و اختلاس و ساير جرايم كه مرتبط با وظايف و تكاليف سازماني آنان
مناسب است شاكي موضوع را به دادسراهاي عمومي و انقلاب مطرح كند ليكن مانع از رسيدگي سازمان به اين نوع سوء جريان نيست.
6-رسيدگي به شكايات اشخاص حقيقي و حقوقي خصوصي در زمينه مربوط به تصرف و تملك غيرقانوني اراضي و املاك و اموال اشخاص
7- شكايات عليه دستگاههاي دولتي و مؤسسات وابسته در مورد عدم پرداخت حقوق بيمه كاركنان و كارگران
موضوع در صلاحيت ديوان عدالت اداري و هيأتهاي حل اختلاف موضوع قانون كار و سازمان تأمين اجتماعي است ليكن سازمان بازرسي نيز ميتواند به آنها رسيدگي نمايد.
8-راجع به اصلاح قانون و يا وضع آن
اصلاح قانون و يا وضع آن در صلاحيت اختصاصي مجلس شوراي اسلامي است ليكن سازمان بازرسي كل كشور در مواردي كه قانوني داراي اشكال يا نقص يا معايبي باشد ميتواند پس از بررسيهاي لازم پيشنهادهاي مناسب را به مراجع قانوني ذيربط ارائه دهد.
9-شكايت از دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي غيردولتي و مدارس غيرانتفاعي
چنانچه شكايت مربوط به پذيرش، هزينههاي ثبتنام، واحدهاي درسي، كيفيت آموزشي و نظاير آن باشد قابل رسيدگي در سازمان ميباشد.
10-شكايت از كلانتريها و واحدهاي نيروي انتظامي و ضابطين دادگستري
شاكي ميتواند شكايت خود به سازمان بازرسي كل كشور، سازمان قضائي نيروهاي مسلح و بازرسي نيروي انتظامي تقدیم نماید.
1 - شكايت اشخاص از دستگاههاي اجرايي كشور از سوء جريان اداري و نقض قوانين و مقررات
2- شکايت مربوط به جذب، استخدام و گزينش در دستگاههاي اجرايي و دانشگاهها
3 - شكايت و اعتراض نسبت به انجام مزايدهها و مناقصات
4- شكايت اشخاص حقيقي و حقوقي غيردولتي راجع به آئيننامهها و تصويبنامهها و بخشنامهها و دستورالعملهاي دستگاههاي اجرايي و سازمانهاي دولتي
پس از تشخيص تخلف گزارش امر جهت رسيدگي و صدور راي به ديوان عدالت اداري ارسال ميگردد.
5- شكايت و اعلاميه عليه كاركنان دستگاههاي اجرايي در زمينه تصرف غيرقانوني و تضييع اموال دولتي و اختلاس و ساير جرايم كه مرتبط با وظايف و تكاليف سازماني آنان
مناسب است شاكي موضوع را به دادسراهاي عمومي و انقلاب مطرح كند ليكن مانع از رسيدگي سازمان به اين نوع سوء جريان نيست.
6-رسيدگي به شكايات اشخاص حقيقي و حقوقي خصوصي در زمينه مربوط به تصرف و تملك غيرقانوني اراضي و املاك و اموال اشخاص
7- شكايات عليه دستگاههاي دولتي و مؤسسات وابسته در مورد عدم پرداخت حقوق بيمه كاركنان و كارگران
موضوع در صلاحيت ديوان عدالت اداري و هيأتهاي حل اختلاف موضوع قانون كار و سازمان تأمين اجتماعي است ليكن سازمان بازرسي نيز ميتواند به آنها رسيدگي نمايد.
8-راجع به اصلاح قانون و يا وضع آن
اصلاح قانون و يا وضع آن در صلاحيت اختصاصي مجلس شوراي اسلامي است ليكن سازمان بازرسي كل كشور در مواردي كه قانوني داراي اشكال يا نقص يا معايبي باشد ميتواند پس از بررسيهاي لازم پيشنهادهاي مناسب را به مراجع قانوني ذيربط ارائه دهد.
9-شكايت از دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي غيردولتي و مدارس غيرانتفاعي
چنانچه شكايت مربوط به پذيرش، هزينههاي ثبتنام، واحدهاي درسي، كيفيت آموزشي و نظاير آن باشد قابل رسيدگي در سازمان ميباشد.
10-شكايت از كلانتريها و واحدهاي نيروي انتظامي و ضابطين دادگستري
شاكي ميتواند شكايت خود به سازمان بازرسي كل كشور، سازمان قضائي نيروهاي مسلح و بازرسي نيروي انتظامي تقدیم نماید.
❓آیا میتوان با استناد به فیلم ضبط شدهای شکایتی تنظیم و از شخصی در دادگاه شکایت کرد؟
🖋دلایل اثبات #جرم عبارتند از اقرار، شهادت، قسامه و سوگند در موارد مقرر قانونی و علم قاضی.
🔻بنابراین فیلم ضبط شده یا صدای ضبط شده و سایر مواردی از این دست نمیتواند بهعنوان تنها دلیل شاکی، کافی باشد.
🔻هرچندکه میتوان چنین مواردی را بهعنوان امارهای در کنار سایر امارهها قرار داد که قاضی رسیدگیکننده به پرونده بتواند براساس آن به علم کافی در مورد قضیه دست یابد و رای صادر کند.
در حالت کلی در پرونده های کیفری اماره ای قوی برای علم قاضی و در پرونده های حقوقی اماره ای قوی در کارشناسی میباشد.
🖋دلایل اثبات #جرم عبارتند از اقرار، شهادت، قسامه و سوگند در موارد مقرر قانونی و علم قاضی.
🔻بنابراین فیلم ضبط شده یا صدای ضبط شده و سایر مواردی از این دست نمیتواند بهعنوان تنها دلیل شاکی، کافی باشد.
🔻هرچندکه میتوان چنین مواردی را بهعنوان امارهای در کنار سایر امارهها قرار داد که قاضی رسیدگیکننده به پرونده بتواند براساس آن به علم کافی در مورد قضیه دست یابد و رای صادر کند.
در حالت کلی در پرونده های کیفری اماره ای قوی برای علم قاضی و در پرونده های حقوقی اماره ای قوی در کارشناسی میباشد.
✍قذف چيست؟
✅"قذف"درلغت به معنا انداختن،گذاشتن و رها كردن آمده است.
🔹در اصطلاح فقهی عبارت است از اينكه به شخصی تهمت زنا یا لواط داده شود.به طوري كه نتوان آن رابا دليل ثابت نمود.
🔹ماده ۲۴۵ قانون مجازات اسلامی قذف را اینگونه تعریف کرده است:
قذف عبارت است: از نسبت دادن زنا یا لواط به شخص دیگر هر چند مرده باشد.
◀️چنانچه در درگيري ها شخص نسبت زنا به كسي بدهد و يا فحش ناموسي بدهد كه مثلاً :تو فاحشه هستی يا مثلاً زن تو وَ یا مادرت فلان است و اگر نتواند در دادگاه ثابت كند اين مورد موجب حد قذف است كه مجازاتش ٨٠ضربه شلاق خواهد بود.
🔹صرفاًشهادت در دادگاه كافي نيست، حتماً ۴ مرد عادل بايد شهادت بدهند كه مثلاً فلان خانم فاحشه است،اگر اين شهادت داده شود،شخصي كه گفته مجازات نميشود.ولي اگر نتواند ثابت كند مجازات خواهد شد.
🔹حد شخص قاذف(تهمت زننده)اين است كه به او هشتاد ضربه شلاق زده مي شود.
✅"قذف"درلغت به معنا انداختن،گذاشتن و رها كردن آمده است.
🔹در اصطلاح فقهی عبارت است از اينكه به شخصی تهمت زنا یا لواط داده شود.به طوري كه نتوان آن رابا دليل ثابت نمود.
🔹ماده ۲۴۵ قانون مجازات اسلامی قذف را اینگونه تعریف کرده است:
قذف عبارت است: از نسبت دادن زنا یا لواط به شخص دیگر هر چند مرده باشد.
◀️چنانچه در درگيري ها شخص نسبت زنا به كسي بدهد و يا فحش ناموسي بدهد كه مثلاً :تو فاحشه هستی يا مثلاً زن تو وَ یا مادرت فلان است و اگر نتواند در دادگاه ثابت كند اين مورد موجب حد قذف است كه مجازاتش ٨٠ضربه شلاق خواهد بود.
🔹صرفاًشهادت در دادگاه كافي نيست، حتماً ۴ مرد عادل بايد شهادت بدهند كه مثلاً فلان خانم فاحشه است،اگر اين شهادت داده شود،شخصي كه گفته مجازات نميشود.ولي اگر نتواند ثابت كند مجازات خواهد شد.
🔹حد شخص قاذف(تهمت زننده)اين است كه به او هشتاد ضربه شلاق زده مي شود.
Forwarded from عدالت خواهان عصر جدید...
با سلام
✅موسسه حقوقی عدالت خواهان عصر جدید جهت تشکیل دوره جدید کلاس های آموزشی مطالب حقوقی کاربردی شروع به نام نویسی می کند.
🔵بدون در نظر گرفتن میزان تحصیلات،مطالبی ارائه میشود که برای تمامی افراد جامعه کاربردی است.
🔵علاقه مندان جهت نام نویسی فقط تا دهم بهمن ماه فرصت دارند، ظرفیت محدود می باشد.
✅توجه👈👈👈 دوره عمومی کاملا رایگان می باشد.
🔴شماره تماس جهت نام نویسی:
آقای غلامی 09119103006 09386480588
✅موسسه حقوقی عدالت خواهان عصر جدید جهت تشکیل دوره جدید کلاس های آموزشی مطالب حقوقی کاربردی شروع به نام نویسی می کند.
🔵بدون در نظر گرفتن میزان تحصیلات،مطالبی ارائه میشود که برای تمامی افراد جامعه کاربردی است.
🔵علاقه مندان جهت نام نویسی فقط تا دهم بهمن ماه فرصت دارند، ظرفیت محدود می باشد.
✅توجه👈👈👈 دوره عمومی کاملا رایگان می باشد.
🔴شماره تماس جهت نام نویسی:
آقای غلامی 09119103006 09386480588
⁉️رفع سوء اثر از چک بلامحل چگونه است ؟
1⃣واریز کسری موجودی و مسدود آن ،تا زمانی که دارنده آن را برداشت کند یا تا یکسال برداشت نکند
2⃣ارائه لاشه چک به بانک
3⃣ارائه رضایت نامه محضری
4⃣ارائه نامه رسمی اشخاص حقوقی مبنی بر اینکه رضایت دادیم
5⃣حکم قضایی مبنی بر برائت صاحب حساب
6⃣سپری شدن ۳ سال از تاریخ گواهی عدم پرداخت مشروط به اینکه دعوای (حقوقی و کیفری طرح نشده باشد )- (تبصره ۳ ماده ۵ مکرر قانون جدید اصلاحی )
1⃣واریز کسری موجودی و مسدود آن ،تا زمانی که دارنده آن را برداشت کند یا تا یکسال برداشت نکند
2⃣ارائه لاشه چک به بانک
3⃣ارائه رضایت نامه محضری
4⃣ارائه نامه رسمی اشخاص حقوقی مبنی بر اینکه رضایت دادیم
5⃣حکم قضایی مبنی بر برائت صاحب حساب
6⃣سپری شدن ۳ سال از تاریخ گواهی عدم پرداخت مشروط به اینکه دعوای (حقوقی و کیفری طرح نشده باشد )- (تبصره ۳ ماده ۵ مکرر قانون جدید اصلاحی )
#هرروزیک_هنردفاع_مخصوص_وکلا
✅طلاق توافقي از جمله پرونده هايي است كه اگر چه در بادي امر، اداره و مختومه كردن آن ساده به نظر مي رسد اما واقعيت آن است كه اين پرونده، داراي ويژگي ها و خصايصي است كه بدون در نظر گرفتن آن نكات، ممكن است نتايجي حاصل شود كه آن نتايج نه تنها مطلوبيتي براي موكل ندارد بلكه ممكن است باعث ايجاد مسووليت انتظامي نيز براي وكيل دادگستري گردد. در اين مورد بسته به اينكه زوجين مشتركاً براي انجام امر طلاق توافقي به وكيل مراجعه كرده باشند و يا زوجه، داراي وكالت تام الاختيار از زوج براي مطلقه كردن خويش باشد؛ موضوع تا اندازه اي با يكديگر متفاوت خواهد بود. نكته اي كه در هر دو مورد اشتراك دارد آن است كه وكيل نمي تواند در طلاق توافقي، همزمان عهده دار وكالت زوج و زوجه باشد؛ از اين رو ضروري است كه متعاقب مراجعه زوجين يا يكي از آنها براي امر طلاق توافقي، از مساعدت همكار ديگري نيز براي انجام خواسته زوجين استفاده شود؛ مگر آنكه احدي از زوجين بخواهد كه خود در جريان رسيدگي به پرونده حضور و مباشرت داشته باشد. نكته اصلي و اساسي آنجاست كه تمامي توافقات زوجين در خصوص طلاق بايد به موجب صورتجلسه مجزايي نوشته و به امضاي زوجين برسد و دادخواست نيز عيناً بر مبناي همان صورتجلسه تهيه و تقديم دادگاه شود. در اين صورتجلسه و همچنين در دادخواست طلاق، بايد تمامي توافقات زوجين در خصوص امور مالي و غير مالي(مانند حضانت و ملاقات فرزد يا فرزندان مشترك) منعكس شود. نكته مهم آن است كه در صورت بذل حقوق مالي بخصوص مهريه از ناحيه زوجه، بايد در صورتجلسه توافقات و دادخواست تقديمي، تصريح شود كه زوجه، "حق رجوع به مابذل را از خود سلب و ساقط نمود" و بايد مراقبت شود كه عين اين مطلب در رأي دادگاه و در سند طلاق ذكر شود؛ زيرا در صورت عدم تصريح به اين امر و با توجه به بائن بودن طلاق؛ زوجه مطلقه خواهد توانست در طول ايام عد، به مابذل رجوع كند. در چنين حالتي، طلاق تغيير ماهيت داده و از بائن به رجعي تبديل مي شود. اشكال اين امر آنجاست كه ممكن است روج به هر دليلي از رجوع زوجه به مهريه يا مابذل مطلع نشده و متقابلًاً نتواند به زوجه رجوع كند و لذا با خاتمه ايام عده، زوج ممكن است كه در معرض دعوي مطالبه مهريه قرار گيرد. به علاوه همكاران بايد در مواردي كه زوجه با در دست داشتن وكالت تام الاختيار از زوج و براي طلاق توافقي مراجعه مي كند و قصد دارند خود و يا همكار ديگري را به صورت مع الواسطه به عنوان وكيل زوج معرفي نمايند و معذالك زوجه اصرار دارد كه تمام يا بخشي از مهريه يا ساير حقوق مالي خويش را از زوج دريافت كند؛ ضروري است كه قبل از هر اقدامي با زوج تماس گرفته و با دعوت وي به دفتر، مستقلاً اين موضوع را با زوج صورتجلسه نمايند؛ زيرا در صورتي كه وكيل بر مبناي اظهارات زوجه و در دادخواست تقديمي خويش، حقوق مالي زوجه را بر ذمه زوج ابقاء نمايد ممكن است كه متعاقباً با اين ادعا از ناحيه زوج مواجه شود كه شما يا همكارتان به عنوان وكيل مع الواسطه وي رعايت غبطه و صرفه و صلاح او را نكرده ايد و بدين ترتيب وكيل را در آستانه مسووليت انتظامي و حتي كيفري و حقوقي قرار دهد. ترجيح آن است كه در صورت عدم دسترسي به زوج و اصرار زوجه به دريافت مهريه و حقوق مالي، از قبول وكالت در چنين مواردي خودداري شود.
✅طلاق توافقي از جمله پرونده هايي است كه اگر چه در بادي امر، اداره و مختومه كردن آن ساده به نظر مي رسد اما واقعيت آن است كه اين پرونده، داراي ويژگي ها و خصايصي است كه بدون در نظر گرفتن آن نكات، ممكن است نتايجي حاصل شود كه آن نتايج نه تنها مطلوبيتي براي موكل ندارد بلكه ممكن است باعث ايجاد مسووليت انتظامي نيز براي وكيل دادگستري گردد. در اين مورد بسته به اينكه زوجين مشتركاً براي انجام امر طلاق توافقي به وكيل مراجعه كرده باشند و يا زوجه، داراي وكالت تام الاختيار از زوج براي مطلقه كردن خويش باشد؛ موضوع تا اندازه اي با يكديگر متفاوت خواهد بود. نكته اي كه در هر دو مورد اشتراك دارد آن است كه وكيل نمي تواند در طلاق توافقي، همزمان عهده دار وكالت زوج و زوجه باشد؛ از اين رو ضروري است كه متعاقب مراجعه زوجين يا يكي از آنها براي امر طلاق توافقي، از مساعدت همكار ديگري نيز براي انجام خواسته زوجين استفاده شود؛ مگر آنكه احدي از زوجين بخواهد كه خود در جريان رسيدگي به پرونده حضور و مباشرت داشته باشد. نكته اصلي و اساسي آنجاست كه تمامي توافقات زوجين در خصوص طلاق بايد به موجب صورتجلسه مجزايي نوشته و به امضاي زوجين برسد و دادخواست نيز عيناً بر مبناي همان صورتجلسه تهيه و تقديم دادگاه شود. در اين صورتجلسه و همچنين در دادخواست طلاق، بايد تمامي توافقات زوجين در خصوص امور مالي و غير مالي(مانند حضانت و ملاقات فرزد يا فرزندان مشترك) منعكس شود. نكته مهم آن است كه در صورت بذل حقوق مالي بخصوص مهريه از ناحيه زوجه، بايد در صورتجلسه توافقات و دادخواست تقديمي، تصريح شود كه زوجه، "حق رجوع به مابذل را از خود سلب و ساقط نمود" و بايد مراقبت شود كه عين اين مطلب در رأي دادگاه و در سند طلاق ذكر شود؛ زيرا در صورت عدم تصريح به اين امر و با توجه به بائن بودن طلاق؛ زوجه مطلقه خواهد توانست در طول ايام عد، به مابذل رجوع كند. در چنين حالتي، طلاق تغيير ماهيت داده و از بائن به رجعي تبديل مي شود. اشكال اين امر آنجاست كه ممكن است روج به هر دليلي از رجوع زوجه به مهريه يا مابذل مطلع نشده و متقابلًاً نتواند به زوجه رجوع كند و لذا با خاتمه ايام عده، زوج ممكن است كه در معرض دعوي مطالبه مهريه قرار گيرد. به علاوه همكاران بايد در مواردي كه زوجه با در دست داشتن وكالت تام الاختيار از زوج و براي طلاق توافقي مراجعه مي كند و قصد دارند خود و يا همكار ديگري را به صورت مع الواسطه به عنوان وكيل زوج معرفي نمايند و معذالك زوجه اصرار دارد كه تمام يا بخشي از مهريه يا ساير حقوق مالي خويش را از زوج دريافت كند؛ ضروري است كه قبل از هر اقدامي با زوج تماس گرفته و با دعوت وي به دفتر، مستقلاً اين موضوع را با زوج صورتجلسه نمايند؛ زيرا در صورتي كه وكيل بر مبناي اظهارات زوجه و در دادخواست تقديمي خويش، حقوق مالي زوجه را بر ذمه زوج ابقاء نمايد ممكن است كه متعاقباً با اين ادعا از ناحيه زوج مواجه شود كه شما يا همكارتان به عنوان وكيل مع الواسطه وي رعايت غبطه و صرفه و صلاح او را نكرده ايد و بدين ترتيب وكيل را در آستانه مسووليت انتظامي و حتي كيفري و حقوقي قرار دهد. ترجيح آن است كه در صورت عدم دسترسي به زوج و اصرار زوجه به دريافت مهريه و حقوق مالي، از قبول وكالت در چنين مواردي خودداري شود.
#اطلاعات_کاربردی_حقوق
#جهیزیه
✳️ نکاتی در خصوص جهیزیه، برگرفته از مجموعه آراء دادگاه های خانواده و کیفری استان تهران، سال ۱۳۹۳
🔹جهیزیه ای که خانم به منزل همسرش می برد کاملا در مالکیت او می باشد و شوهر هیچ وقت مالک جهیزیه نمی شود
🔸 زوجه با آوردن جهیزیه به منزل زوج، صرفاً به صورت ضمنی اذن در تصرفات داده است و زوج حق تصرفات منافی با حق مالکیت زوجه ندارد.(مثل فروش یا اجاره یا تخریب)
🔹 زوج صرفاً حق انتفاع داشته و یدش امانی میباشد، لذا زوجه میتواند از اذن خود رجوع کند و استرداد آن را بخواهد.
🔸 در صورت تلف جهیزیه، زوج مکلف به پرداخت مثل و یا قیمت آن خواهد بود.
🔹 حتی در فرضی که زوجه سیاهه جهیزیه نداشته باشد، دادگاه باید تکلیف جهیزیه را از طریق دیگر همچون شهادت شهود مشخص کند.
🔸 خارج کردن جهیزیه از منزل مشترک بدون اجازه شوهر،جرم نیست، چرا که زوجه مالک این اموال می باشد.
🔹 از آنجا که جهیزیه از نظر عرف امکانات و وسایل زندگی مشترک است، طلاجات از مصادیق جهیزیه محسوب نمیشود.
🔸 اقلام مربوط به کودک که به عنوان سیسمونی اهداء شده است از مصادیق جهیزیه نبوده و قابل استرداد از ناحیه زوجه نیست.
#جهیزیه
✳️ نکاتی در خصوص جهیزیه، برگرفته از مجموعه آراء دادگاه های خانواده و کیفری استان تهران، سال ۱۳۹۳
🔹جهیزیه ای که خانم به منزل همسرش می برد کاملا در مالکیت او می باشد و شوهر هیچ وقت مالک جهیزیه نمی شود
🔸 زوجه با آوردن جهیزیه به منزل زوج، صرفاً به صورت ضمنی اذن در تصرفات داده است و زوج حق تصرفات منافی با حق مالکیت زوجه ندارد.(مثل فروش یا اجاره یا تخریب)
🔹 زوج صرفاً حق انتفاع داشته و یدش امانی میباشد، لذا زوجه میتواند از اذن خود رجوع کند و استرداد آن را بخواهد.
🔸 در صورت تلف جهیزیه، زوج مکلف به پرداخت مثل و یا قیمت آن خواهد بود.
🔹 حتی در فرضی که زوجه سیاهه جهیزیه نداشته باشد، دادگاه باید تکلیف جهیزیه را از طریق دیگر همچون شهادت شهود مشخص کند.
🔸 خارج کردن جهیزیه از منزل مشترک بدون اجازه شوهر،جرم نیست، چرا که زوجه مالک این اموال می باشد.
🔹 از آنجا که جهیزیه از نظر عرف امکانات و وسایل زندگی مشترک است، طلاجات از مصادیق جهیزیه محسوب نمیشود.
🔸 اقلام مربوط به کودک که به عنوان سیسمونی اهداء شده است از مصادیق جهیزیه نبوده و قابل استرداد از ناحیه زوجه نیست.
⁉️آیا خواندن صیغه محرمیت به صورت شفاهی مورد قبول قانون می باشد؟
در اصطلاح ازدواج موقت ( صیغه ) عقد زناشویی است که برای مدت محدودی واقع شده باشد. به آن ازدواج منقطع، نکاح منقطع و یا متعه نیز می گویند و در اصطلاح عامه صیغه معروف است.
زیرا این نوع عقد به منظور بهره مند شدن مرد از زن واقع می شود. تنها تفاوت ازدواج موقت با دائم در این است که بر مرد، نفقه زن (تهیه خوراک، پوشاک و مسکن) واجب نیست و پس از سپری شدن زمان عقد دیگر نیازی به خواندن صیغه طلاق نیست.
خواندن صیغه محرمیت به صورت شفاهی در صورتی که خانواده زوجین مطلع باشند هیچ اشکال قانونی و شرعی ندارد.
در اصطلاح ازدواج موقت ( صیغه ) عقد زناشویی است که برای مدت محدودی واقع شده باشد. به آن ازدواج منقطع، نکاح منقطع و یا متعه نیز می گویند و در اصطلاح عامه صیغه معروف است.
زیرا این نوع عقد به منظور بهره مند شدن مرد از زن واقع می شود. تنها تفاوت ازدواج موقت با دائم در این است که بر مرد، نفقه زن (تهیه خوراک، پوشاک و مسکن) واجب نیست و پس از سپری شدن زمان عقد دیگر نیازی به خواندن صیغه طلاق نیست.
خواندن صیغه محرمیت به صورت شفاهی در صورتی که خانواده زوجین مطلع باشند هیچ اشکال قانونی و شرعی ندارد.
Forwarded from عدالت خواهان عصر جدید...
✅سوالی که امروزه زیاد از افراد حقوقی پرسش می گردد در مورد نهاد داوری است.
به طور مثال سوالاتی از این دست:
🔴شرط داوری چیست؟
🔵پاسخ»»»»شرطی است که افراد معمولا در قرارداد های کاری بین خود،در فاکتور های فروش اجناس و..آن را به کار می برند بدین گونه که هر گونه اختلافی در چهارچوب قرار داد رخ دهد شخص ثالثی را به عنوان داور(قاضی) انتخاب میکنند تا او به موضوع اختلاف رسیدگی کند که درنهایت یا منجر به سازش یا رای خواهد شد.
✅شخص داور(قاضی)چه ویژگی های باید داشته باشد؟
🔵پاسخ»»»
۱)حدالامکان بالای ۳۰سال
۲)محجور نباشد
۳)عالم به علم حقوق
۴)حدالامکان ذینفع در موضوع نباشد
۵)با تراضی و توافق طرفین انتخاب شود
و...
✅آیا رای که داور صادر می کند قابلیت اجرایی دارد؟از چه طریقی؟
🔵پاسخ»»»»»بله از طریق اجرای احکام دادگستری شهرستان
✅آیا رای صادره قابل تجدیدنظر است؟
🔵پاسخ»»»خیر رای داوری پس از ابلاغ قابل تجدید نظر نیست.
✅پس چگونه میتوان از رای داوری شکایت کرد؟
🔵پاسخ»»»فقط ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل ابطال از طریق دادگاه عمومی حقوقی است از چه حیثی؟
۱)رای صادره بیش از خواسته خواهان باشد
۲)رای صادره ابلاغ نشده باشد
۳)در رای صادره اصل بی طرفی و استقلال رعایت نشده باشد
۴)رای خارج از موعد صادر شده باشد
۵)رای صادره مغایر با قانون باشد
✅سوال مطرحه شده توسط یکی از همراهان کانال موسسه؟!
با عرض سلام و خسته نباشید من یک کارگاه تولیدی درب و پنجره و دزد گیر آهنی صنعتی و خانگی دارم و بابت کارهای که برای مشتریان انجام می دهم گاهی نقدی ویا چک و گاهی با وعده بر حسب اعتماد تسویه حساب می کنم که اگر فقط بخوام نقدی کار کنم عملا من و چند کارگرم بیکار می شویم؛ اگر هم چک بگیریم در پایان سال با کلی چک وصول نشده مواجهه هستیم که حوصله دادگاه و پاسگاه نداریم چه راهکاری برای من دارید؟!
🔵🔵پاسخ شما دوست عزیز!👇👇👇👇👇
شما با اضافه کردن شرط داوری در انتهای فاکتور های فروش و تولید یا کارتان و اخذ امضا میتوانید عملا با عدم مراجعه به دادگاه و پرداخت هزینه دادرسی کلیه مطالبات خود اعم از چک و فاکتور را به راحتی وصول کنید.
بدین شکل: طرفین این قرارداد متعهد شدند در صورت بروز هرگونه اختلاف فی مابین طرفین این قرار داد حل اختلاف توسط موسسه حقوقی داوری عدالت خواهان عصر جدید به ثبت ۹۷۹رسیدگی و منجر به صدور رای گردد.
در نهایت انتهای فاکتور ببندید و از طرف مقابل امضا و یا اثر انگشت بگیرید. به همین راحتی.
به طور مثال سوالاتی از این دست:
🔴شرط داوری چیست؟
🔵پاسخ»»»»شرطی است که افراد معمولا در قرارداد های کاری بین خود،در فاکتور های فروش اجناس و..آن را به کار می برند بدین گونه که هر گونه اختلافی در چهارچوب قرار داد رخ دهد شخص ثالثی را به عنوان داور(قاضی) انتخاب میکنند تا او به موضوع اختلاف رسیدگی کند که درنهایت یا منجر به سازش یا رای خواهد شد.
✅شخص داور(قاضی)چه ویژگی های باید داشته باشد؟
🔵پاسخ»»»
۱)حدالامکان بالای ۳۰سال
۲)محجور نباشد
۳)عالم به علم حقوق
۴)حدالامکان ذینفع در موضوع نباشد
۵)با تراضی و توافق طرفین انتخاب شود
و...
✅آیا رای که داور صادر می کند قابلیت اجرایی دارد؟از چه طریقی؟
🔵پاسخ»»»»»بله از طریق اجرای احکام دادگستری شهرستان
✅آیا رای صادره قابل تجدیدنظر است؟
🔵پاسخ»»»خیر رای داوری پس از ابلاغ قابل تجدید نظر نیست.
✅پس چگونه میتوان از رای داوری شکایت کرد؟
🔵پاسخ»»»فقط ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل ابطال از طریق دادگاه عمومی حقوقی است از چه حیثی؟
۱)رای صادره بیش از خواسته خواهان باشد
۲)رای صادره ابلاغ نشده باشد
۳)در رای صادره اصل بی طرفی و استقلال رعایت نشده باشد
۴)رای خارج از موعد صادر شده باشد
۵)رای صادره مغایر با قانون باشد
✅سوال مطرحه شده توسط یکی از همراهان کانال موسسه؟!
با عرض سلام و خسته نباشید من یک کارگاه تولیدی درب و پنجره و دزد گیر آهنی صنعتی و خانگی دارم و بابت کارهای که برای مشتریان انجام می دهم گاهی نقدی ویا چک و گاهی با وعده بر حسب اعتماد تسویه حساب می کنم که اگر فقط بخوام نقدی کار کنم عملا من و چند کارگرم بیکار می شویم؛ اگر هم چک بگیریم در پایان سال با کلی چک وصول نشده مواجهه هستیم که حوصله دادگاه و پاسگاه نداریم چه راهکاری برای من دارید؟!
🔵🔵پاسخ شما دوست عزیز!👇👇👇👇👇
شما با اضافه کردن شرط داوری در انتهای فاکتور های فروش و تولید یا کارتان و اخذ امضا میتوانید عملا با عدم مراجعه به دادگاه و پرداخت هزینه دادرسی کلیه مطالبات خود اعم از چک و فاکتور را به راحتی وصول کنید.
بدین شکل: طرفین این قرارداد متعهد شدند در صورت بروز هرگونه اختلاف فی مابین طرفین این قرار داد حل اختلاف توسط موسسه حقوقی داوری عدالت خواهان عصر جدید به ثبت ۹۷۹رسیدگی و منجر به صدور رای گردد.
در نهایت انتهای فاکتور ببندید و از طرف مقابل امضا و یا اثر انگشت بگیرید. به همین راحتی.
📣📣📣📣📣📣📣📣📣📣📣📣
توجه توجه
باسلام
کلاس آموزشی دادخواست نویسی،لایحه نویسی و اطلاعات کاربردی حقوقی در موارد ازدواج،طلاق،حضانت،اسناد تجاری،سفته وچک چهارشنبه در مورخه ۹۸/۱۱/۲۳ ساعت ۱۷ عصر در دفتر موسسه حقوقی عدالت خواهان عصر جدید در شهرستان بابل بصورت رایگان برای تمامی افراد برگزار میشود.
از علاقمندان دعوت بعمل می آید.
توجه توجه
باسلام
کلاس آموزشی دادخواست نویسی،لایحه نویسی و اطلاعات کاربردی حقوقی در موارد ازدواج،طلاق،حضانت،اسناد تجاری،سفته وچک چهارشنبه در مورخه ۹۸/۱۱/۲۳ ساعت ۱۷ عصر در دفتر موسسه حقوقی عدالت خواهان عصر جدید در شهرستان بابل بصورت رایگان برای تمامی افراد برگزار میشود.
از علاقمندان دعوت بعمل می آید.
⁉️در چه مواردي ديه از صندوق بيتالمال پرداخت ميشود؟
✅ هرگاه در اثر خطاي قاضي، در حكم و يا تشخيص موضوع و يا تطبق حكم بر موضوع، شخص بيگناهي محكوم به مرگ شده و متحمل خسارت بدني شود ديه قتل يا جراحت از بيتالمال است، خطاي قاضي به اين علت كه قاضي شرايط قضاوت را ندارد و يا خلاف كتاب و سنت حكم كرده است.
✅ در مواردي كه لوث عليه شخصي محقق شده باشد ، ولي اولياءدم حاضر به قسامه نشوند، در صورتي كه متهم و اقرباي او قسامه را اجرا كنند ، قصاص از متهم ساقط شده و بيتالمال، ديه مقتول را خواهد پرداخت. (لوث امارهاي است كه، ظن غالب به صدق مدعي دارد. مانند اينكه يك نفر چاقويي خوني داشته باشد و بر بالاي سر مقتولي دستگير گردد . يا مقتولي را در خانه كسي يا درمحله گروهي پيدا كنند ، به شرط آنكه عداوتي ما بين آنها وجود باشد ، و گرنه لوث نيست »
✅ در مواردي كه هيچ يك از مدعي و مدعيعليه بينه ندارند و مدعي هم حاضر به قسم ياد كردن نيست و قسم را متوجه مدعیعليه كرده است، با قسم خوردن مدعيعليه ، دعوي پايان ميپذيرد و در اين صورت ديه مقتول بايد از بيتالمال پرداخت شود .
✅ هرگاه شخص یا اشخاصی در اثر ازدحام کشته شوند و یا جسد مقتولی در خیابان و اماکن عمومی پیدا شود و نتوان این قتل را به کسی منتسب کرد، دیه از بیتالمال پرداخت میشود.
✅ ديه افرادي كه در اثر آشوب و اغتشاش مصدوم يا کشته شدهاند
✅ ديه مقتولي كه بر اثر سقوط غير ارادي شخصي ديگر كشته شده است .
✅ در مواردی که عبور عابر پیاده ممنوع است اگر عابر عبور کند و رانندهای که با سرعت مجاز و مطمئنه در حرکت باشد و وسیله نقلیه او نقص فنی نداشته باشد راننده مسئولیتی در مورد دیه نخواهد داشت. اما درخصوص اینکه جسد شخصی در خیابان پیدا شود و برای قاضی دلیلی بر وقوع قتل او از سوی شخصی یا اشخاصی نباشد دادگاه باید دیه او را از بیتالمال بدهد.
✅ درصورتی که شخصی فوت کند و صدمه غیر عمد باشد اگر شخص مصدوم مجهول الهویه باشد و اولیای دم شناسایی نشود دادستان به نمایندگی از اولیایدم تقاضای تعقیب میکند و دادسرا رسیدگی میکند و دادگاه هم حکم صادر میکند و پرونده برای اجرا ارسال میگردد وقتی محکوم علیه دیه را پرداخت کرد، دیه به حساب بیتالمال (که یک حساب سپرده مخصوص است) واریز میشود تا زمان شناسایی اولیاء دم در این حساب میماند و بعد از شناسایی اولیاء دم و ارائه گواهی انحصار وراثت دیه به آنها پرداخت میشود.
✅ درصورتی که حادثهای مانند تصادف اتفاق بیفتد که منجر به فوت غیرعمدی میشود و شخص متوفی شناسایی میشود و اولیای دم نیز شناسایی میشود ولی شخص متهم شناسایی نمیشود در اینجا دادیار رسیدگی میکند و درصورتی که مشخص شد که مقصر حادثه قابل شناسایی نیست بنابراین از دادگاه درخواست میکند که طبق ماده 255 ق.م.ا دیه از بیت المال پرداخت شود.
✅ درصورتی که تصادفی اتفاق بیفتد که نه اولیای دم متوفی شناسایی شود و نه مقصر حادثه.
✅ هرگاه در اثر خطاي قاضي، در حكم و يا تشخيص موضوع و يا تطبق حكم بر موضوع، شخص بيگناهي محكوم به مرگ شده و متحمل خسارت بدني شود ديه قتل يا جراحت از بيتالمال است، خطاي قاضي به اين علت كه قاضي شرايط قضاوت را ندارد و يا خلاف كتاب و سنت حكم كرده است.
✅ در مواردي كه لوث عليه شخصي محقق شده باشد ، ولي اولياءدم حاضر به قسامه نشوند، در صورتي كه متهم و اقرباي او قسامه را اجرا كنند ، قصاص از متهم ساقط شده و بيتالمال، ديه مقتول را خواهد پرداخت. (لوث امارهاي است كه، ظن غالب به صدق مدعي دارد. مانند اينكه يك نفر چاقويي خوني داشته باشد و بر بالاي سر مقتولي دستگير گردد . يا مقتولي را در خانه كسي يا درمحله گروهي پيدا كنند ، به شرط آنكه عداوتي ما بين آنها وجود باشد ، و گرنه لوث نيست »
✅ در مواردي كه هيچ يك از مدعي و مدعيعليه بينه ندارند و مدعي هم حاضر به قسم ياد كردن نيست و قسم را متوجه مدعیعليه كرده است، با قسم خوردن مدعيعليه ، دعوي پايان ميپذيرد و در اين صورت ديه مقتول بايد از بيتالمال پرداخت شود .
✅ هرگاه شخص یا اشخاصی در اثر ازدحام کشته شوند و یا جسد مقتولی در خیابان و اماکن عمومی پیدا شود و نتوان این قتل را به کسی منتسب کرد، دیه از بیتالمال پرداخت میشود.
✅ ديه افرادي كه در اثر آشوب و اغتشاش مصدوم يا کشته شدهاند
✅ ديه مقتولي كه بر اثر سقوط غير ارادي شخصي ديگر كشته شده است .
✅ در مواردی که عبور عابر پیاده ممنوع است اگر عابر عبور کند و رانندهای که با سرعت مجاز و مطمئنه در حرکت باشد و وسیله نقلیه او نقص فنی نداشته باشد راننده مسئولیتی در مورد دیه نخواهد داشت. اما درخصوص اینکه جسد شخصی در خیابان پیدا شود و برای قاضی دلیلی بر وقوع قتل او از سوی شخصی یا اشخاصی نباشد دادگاه باید دیه او را از بیتالمال بدهد.
✅ درصورتی که شخصی فوت کند و صدمه غیر عمد باشد اگر شخص مصدوم مجهول الهویه باشد و اولیای دم شناسایی نشود دادستان به نمایندگی از اولیایدم تقاضای تعقیب میکند و دادسرا رسیدگی میکند و دادگاه هم حکم صادر میکند و پرونده برای اجرا ارسال میگردد وقتی محکوم علیه دیه را پرداخت کرد، دیه به حساب بیتالمال (که یک حساب سپرده مخصوص است) واریز میشود تا زمان شناسایی اولیاء دم در این حساب میماند و بعد از شناسایی اولیاء دم و ارائه گواهی انحصار وراثت دیه به آنها پرداخت میشود.
✅ درصورتی که حادثهای مانند تصادف اتفاق بیفتد که منجر به فوت غیرعمدی میشود و شخص متوفی شناسایی میشود و اولیای دم نیز شناسایی میشود ولی شخص متهم شناسایی نمیشود در اینجا دادیار رسیدگی میکند و درصورتی که مشخص شد که مقصر حادثه قابل شناسایی نیست بنابراین از دادگاه درخواست میکند که طبق ماده 255 ق.م.ا دیه از بیت المال پرداخت شود.
✅ درصورتی که تصادفی اتفاق بیفتد که نه اولیای دم متوفی شناسایی شود و نه مقصر حادثه.
⭕️ نکاتی راجب تغلیظ دیه:
۱/زمان موجب تغلیظ دیه = ماه های حرام ( رحب ، محرم ، ذی العقده ، ذی الحجه ) می باشد .
۲/مکان موجب تغلیظ دیه = محدوده حرمه مکه می باشد .
۳/برای تغلیظ دیه = رفتار جانی + فوت مجنی علیه "هر دو" باید در ماه های حرام باشد .
۴/تغلیظ دیه مخصوص قتل نفس است .
۵/تغلیظ دیه در جانیت مادون نفس محلی از اعراب ندارد .
۶/تغلیظ دیه در جنایت اعم از عمدی و شبه عمدی ( شبیه عمد و خطای محض ) جاری است .
۷/در تغلیظ دیه فرقی بین بالغ ، نابالغ ، زن ، مرد ، مسلمان و غیر مسلمان نیست .
۸/اگر سقط جنین پس از پیدایش روح مشمول حکم تغلیظ دیه می باشد .
۹/اگر پرداخت کننده دیه عاقله یا بیت المال باشد نیز تغلیظ دیه محقق است .
۱۰/فاضل دیه تغلیظ نمیشود .
۱۱/دیه ای که شرکا قتل به ولی دم یا قصاص شونده میپردازند ، مشروط بر این که قتل در ماه حرام باشد ، میزان دیه تغلیظ میشود.
۱/زمان موجب تغلیظ دیه = ماه های حرام ( رحب ، محرم ، ذی العقده ، ذی الحجه ) می باشد .
۲/مکان موجب تغلیظ دیه = محدوده حرمه مکه می باشد .
۳/برای تغلیظ دیه = رفتار جانی + فوت مجنی علیه "هر دو" باید در ماه های حرام باشد .
۴/تغلیظ دیه مخصوص قتل نفس است .
۵/تغلیظ دیه در جانیت مادون نفس محلی از اعراب ندارد .
۶/تغلیظ دیه در جنایت اعم از عمدی و شبه عمدی ( شبیه عمد و خطای محض ) جاری است .
۷/در تغلیظ دیه فرقی بین بالغ ، نابالغ ، زن ، مرد ، مسلمان و غیر مسلمان نیست .
۸/اگر سقط جنین پس از پیدایش روح مشمول حکم تغلیظ دیه می باشد .
۹/اگر پرداخت کننده دیه عاقله یا بیت المال باشد نیز تغلیظ دیه محقق است .
۱۰/فاضل دیه تغلیظ نمیشود .
۱۱/دیه ای که شرکا قتل به ولی دم یا قصاص شونده میپردازند ، مشروط بر این که قتل در ماه حرام باشد ، میزان دیه تغلیظ میشود.
✍ 🔴گواهی انحصار وراثت:
1. برای دریافت گواهی انحصار وراثت باید به چه مرجعی مراجعه کرد؟
مرجع صلاحیت دار برای صدور گواهی انحصار وراثت دادگاهی (شورای حل اختلاف) است که آخرین محل سکونت متوفی بوده است.
.2.چگونه میتوان یک نسخه از گواهی انحصار وراثت تهیه کرد؟
برای تهیه گواهی انحصار رواثت نیازی به اقامه دعوای مجدد نمیباشد و هر یک از ورثه میتونند ضمن مراجعه به شورای احل اختلاف برای دریافت رونوشت اقدام کنند.
3.در صورتیکه گواهی انحصار وراثت اخذ نشود وراث میتوانند توافقی برای تقسیم ارث اقدام کنند؟
خیر برای تقسیم و یا فروش و یا انتقال اموال حتما باید گواهی انحصار وراثت از شورای حل اختلاف گرفته و مالیات بر ارث نیز پرداخت شود.
4.آیا مالیات بر ارث باید قبل از اخذ گواهی انحصار وراثت پرداخت گردد؟
خیر ابتدا باید گواهی انحصار وراثت اخذ شود سپس وراث فرصت دارند که برای پرداخت مالیات بر ارث اقدامات لازم را انجام دهند.
5.در صورتیکه یکی از اموال متوفی در معرفی اموال و گواهی انحصار وراثت قید نشود چه تبعاتی خواهد داشت؟
اولا به صورت رسمی قابل خرید و فروش نخواهد بود ثانیا وراث به پراخت جریمه محکوم خواهند شد و مالیات آن نیز مطالبه خواهد شد.
1. برای دریافت گواهی انحصار وراثت باید به چه مرجعی مراجعه کرد؟
مرجع صلاحیت دار برای صدور گواهی انحصار وراثت دادگاهی (شورای حل اختلاف) است که آخرین محل سکونت متوفی بوده است.
.2.چگونه میتوان یک نسخه از گواهی انحصار وراثت تهیه کرد؟
برای تهیه گواهی انحصار رواثت نیازی به اقامه دعوای مجدد نمیباشد و هر یک از ورثه میتونند ضمن مراجعه به شورای احل اختلاف برای دریافت رونوشت اقدام کنند.
3.در صورتیکه گواهی انحصار وراثت اخذ نشود وراث میتوانند توافقی برای تقسیم ارث اقدام کنند؟
خیر برای تقسیم و یا فروش و یا انتقال اموال حتما باید گواهی انحصار وراثت از شورای حل اختلاف گرفته و مالیات بر ارث نیز پرداخت شود.
4.آیا مالیات بر ارث باید قبل از اخذ گواهی انحصار وراثت پرداخت گردد؟
خیر ابتدا باید گواهی انحصار وراثت اخذ شود سپس وراث فرصت دارند که برای پرداخت مالیات بر ارث اقدامات لازم را انجام دهند.
5.در صورتیکه یکی از اموال متوفی در معرفی اموال و گواهی انحصار وراثت قید نشود چه تبعاتی خواهد داشت؟
اولا به صورت رسمی قابل خرید و فروش نخواهد بود ثانیا وراث به پراخت جریمه محکوم خواهند شد و مالیات آن نیز مطالبه خواهد شد.
📣📣📣📣📣📣📣📣📣📣📣📣
فوری
توجه توجه
باسلام
کلاس آموزشی دادخواست نویسی،لایحه نویسی و اطلاعات کاربردی حقوقی در موارد ازدواج،طلاق،حضانت،اسناد تجاری،سفته وچک چهارشنبه در مورخه ۹۸/۱۱/۲۳ ساعت ۱۷ عصر در دفتر موسسه حقوقی داوری عدالت خواهان عصر جدید در شهرستان بابل بصورت رایگان برای تمامی افراد برگزار میشود.
از علاقمندان دعوت بعمل می آید.
✅نشانی:بابل میدان شهید کشوری ساختمان طلوع طبقه دوم
✅تلفن تماس:
09119103006
09386480588
✅ تلگرام:
🔴@Edalatkhahan_asrejadid
🔵@milad_gholami123
فوری
توجه توجه
باسلام
کلاس آموزشی دادخواست نویسی،لایحه نویسی و اطلاعات کاربردی حقوقی در موارد ازدواج،طلاق،حضانت،اسناد تجاری،سفته وچک چهارشنبه در مورخه ۹۸/۱۱/۲۳ ساعت ۱۷ عصر در دفتر موسسه حقوقی داوری عدالت خواهان عصر جدید در شهرستان بابل بصورت رایگان برای تمامی افراد برگزار میشود.
از علاقمندان دعوت بعمل می آید.
✅نشانی:بابل میدان شهید کشوری ساختمان طلوع طبقه دوم
✅تلفن تماس:
09119103006
09386480588
✅ تلگرام:
🔴@Edalatkhahan_asrejadid
🔵@milad_gholami123
⁉️تفاوت توقيف ، ضبط و مصادره اموال چیست؟
✅توقيف اموال:
❌عملی حقوقی و موقت است ،
لذا اموال توقيف شده پس از برائت خوانده و يا پس از تاديه ديون به خواهان ، " قابل برگشت" به مالک اوليه اموال میباشد.
✅ضبط اموال:
❌عملی حقوقی و دائم است ،
لذااموال مضبوط در يک پرونده مطروحه هميشه به نفع دولت جمع آوری میگردد و "غير قابل برگشت" به مالک اوليه اموال میباشد.
تمثيلا عملكرد سازمان جمع آوری اموال تمليكی كشور چنين عملی است.
✅مصادره اموال:
❌در واقع اين عنوان حقوقی به ضبط اموالی تلقی ميگردد كه مصرح قانونی در منطوق قانون(متن قانون) داشته باشد، از جمله مفاد منطوق صريح قانون اساسی در اصل ۴۹، كه مبين استحصال ثروتهای نامشروع توسط فرد يا افراد میباشد.
✅توقيف اموال:
❌عملی حقوقی و موقت است ،
لذا اموال توقيف شده پس از برائت خوانده و يا پس از تاديه ديون به خواهان ، " قابل برگشت" به مالک اوليه اموال میباشد.
✅ضبط اموال:
❌عملی حقوقی و دائم است ،
لذااموال مضبوط در يک پرونده مطروحه هميشه به نفع دولت جمع آوری میگردد و "غير قابل برگشت" به مالک اوليه اموال میباشد.
تمثيلا عملكرد سازمان جمع آوری اموال تمليكی كشور چنين عملی است.
✅مصادره اموال:
❌در واقع اين عنوان حقوقی به ضبط اموالی تلقی ميگردد كه مصرح قانونی در منطوق قانون(متن قانون) داشته باشد، از جمله مفاد منطوق صريح قانون اساسی در اصل ۴۹، كه مبين استحصال ثروتهای نامشروع توسط فرد يا افراد میباشد.
💢در سه مورد اولیاء دم باید برای اعدام قاتل دیه بپردازند.
1⃣در صورتی که بعضی از اولیاء دم نخواهند قصاص بکنند و بخواهند دیه بگیرند یا بعضی صغیر و بعضی دیگر کبیر باشند و چونکه قصاص یا مصالحه به مقدار دیه یا بیشتر حق همه اولیاء دم است، در صورتیکه بعضی از اولیاء، تقاضای قصاص کنند باید سهم دیه ی اولیاء دم دیگر را، بپردازند یا اگر اولیائی دم که کبیر هستند تقاضای قصاص کنند باید سهم صغیر را دیه حساب کرده و به حسابی که دادگستری به همین منظور افتتاح کرده واریز نمایند تا بعد از اینکه اولیاء دم صغیر به سن قانونی رسیدند، اگر تقاضای دیه داشته باشند به آنها پرداخت نمایند. پس این پول گرفتن از اولیاء دم بخاطر رعایت حق دیگر اولیاء یا ولی دم صغیر است و در این قسم دیه به اولیای قاتل پرداخت نمی شود و اصلا این دیه مقتول است نه دیه قاتل .
2⃣ در صورتی که مقتول یک نفر است ولی قاتل بیش از یک نفر باشد که در این صورت اگر قاتلین دو نفر باشند و اولیاء دم خواستار قصاص هر دو نفر باشند باید به اولیاء دم هر کدام از قاتلین نصف دیه یک انسان را بپردازند تا عدالت برقرار شود زیرا مقتول یک نفر بوده و الان که دو نفر قصاص می شوند باید دیه یک نفر اضافه پرداخت شود.
3⃣ در صورتی که قاتل مرد و مقتول زن باشد چون که دیه زن نصف دیه مرد است بنابراین اگر اولیاء دم بخواهند قاتل را اعدام نمایند باید نصف دیه مرد را به خانواده اش بپردازند.
🔹ملاحظه می شود که تنها در این سه مورد است که اولیاء دم باید پول پرداخت کنند، اینهم برای رعایت حق و عدل است و کاملاً منطقی می باشد، اما در سایر موارد قصاص، اجرای حکم قصاص نیاز به پرداخت دیه نمی باشد.
1⃣در صورتی که بعضی از اولیاء دم نخواهند قصاص بکنند و بخواهند دیه بگیرند یا بعضی صغیر و بعضی دیگر کبیر باشند و چونکه قصاص یا مصالحه به مقدار دیه یا بیشتر حق همه اولیاء دم است، در صورتیکه بعضی از اولیاء، تقاضای قصاص کنند باید سهم دیه ی اولیاء دم دیگر را، بپردازند یا اگر اولیائی دم که کبیر هستند تقاضای قصاص کنند باید سهم صغیر را دیه حساب کرده و به حسابی که دادگستری به همین منظور افتتاح کرده واریز نمایند تا بعد از اینکه اولیاء دم صغیر به سن قانونی رسیدند، اگر تقاضای دیه داشته باشند به آنها پرداخت نمایند. پس این پول گرفتن از اولیاء دم بخاطر رعایت حق دیگر اولیاء یا ولی دم صغیر است و در این قسم دیه به اولیای قاتل پرداخت نمی شود و اصلا این دیه مقتول است نه دیه قاتل .
2⃣ در صورتی که مقتول یک نفر است ولی قاتل بیش از یک نفر باشد که در این صورت اگر قاتلین دو نفر باشند و اولیاء دم خواستار قصاص هر دو نفر باشند باید به اولیاء دم هر کدام از قاتلین نصف دیه یک انسان را بپردازند تا عدالت برقرار شود زیرا مقتول یک نفر بوده و الان که دو نفر قصاص می شوند باید دیه یک نفر اضافه پرداخت شود.
3⃣ در صورتی که قاتل مرد و مقتول زن باشد چون که دیه زن نصف دیه مرد است بنابراین اگر اولیاء دم بخواهند قاتل را اعدام نمایند باید نصف دیه مرد را به خانواده اش بپردازند.
🔹ملاحظه می شود که تنها در این سه مورد است که اولیاء دم باید پول پرداخت کنند، اینهم برای رعایت حق و عدل است و کاملاً منطقی می باشد، اما در سایر موارد قصاص، اجرای حکم قصاص نیاز به پرداخت دیه نمی باشد.
Forwarded from کانال بابل شهر بهار نارنج
📣📣📣📣📣📣📣📣📣📣📣📣
فوری
توجه توجه
با سلام
کلاس آموزشی دادخواستنویسی، لایحهنویسی و اطلاعات کاربردی حقوقی در موارد ازدواج، طلاق، حضانت، اسناد تجاری، سفته و چک چهارشنبه در مورخه ۹۸/۱۱/۲۳ ساعت ۱۷ عصر در دفتر موسسه حقوقی داوری عدالتخواهان عصر جدید در شهرستان بابل بصورت رایگان برای تمامی افراد برگزار میشود.
از علاقمندان دعوت بعمل میآید. (ظرفیت محدود)
✅ بابل میدان شهید کشوری
✅ تلفن تماس:
0911 910 3006
0938 648 0588
✅ تلگرام:
🔴@Edalatkhahan_asrejadid
🔵@milad_gholami123
فوری
توجه توجه
با سلام
کلاس آموزشی دادخواستنویسی، لایحهنویسی و اطلاعات کاربردی حقوقی در موارد ازدواج، طلاق، حضانت، اسناد تجاری، سفته و چک چهارشنبه در مورخه ۹۸/۱۱/۲۳ ساعت ۱۷ عصر در دفتر موسسه حقوقی داوری عدالتخواهان عصر جدید در شهرستان بابل بصورت رایگان برای تمامی افراد برگزار میشود.
از علاقمندان دعوت بعمل میآید. (ظرفیت محدود)
✅ بابل میدان شهید کشوری
✅ تلفن تماس:
0911 910 3006
0938 648 0588
✅ تلگرام:
🔴@Edalatkhahan_asrejadid
🔵@milad_gholami123
فروش مال غیر چیست؟
🔹انتقال نامشروع و غیرقانونی هر نوع مال متعلق به غیر (چه عین مال موضوع انتقال باشد چه منفعت آن) توسط اشخاص، اعم از حقیقی و حقوقی به دیگری با سوءِنیت و مهیا نمودن مقدمات قبلی در قالب عقود به منظور به دست آوردن منافع مادی بهطور ناحق را جرم انتقال مال غیر میگویند.
🔸مقنن در مادهی یک قانون مجازات بیان نموده: کسی که مال غیر را با علم به اینکه مال غیر است به نحوی از انحاء عینا یا نفعتا بدون مجوز قانونی به دیگری منتقل کند، کلاهبردار محسوب و مطابق مادهی ۲۳۸ قانون مجازات عمومی محکوم میشود.
🔹همچنین انتقال گیرنده که در حین معامله عالِم به عدم مالکیت انتقال دهنده باشد اگر مالک از وقوع معامله مطلع شده و تا یک ماه پس از حصول اطلاع اظهاریه برای ابلاغ به انتقال گیرنده و مطلع کردن او از مالکیت خود به ادارهی ثبت یا دفتر اسناد یا دفتر بدایت یا صلحیه یا یکی از دوایر دیگر دولتی تسلیم ننماید، معاون جرم محسوب خواهد شد. هر یک از دوایر و دفاتر مکلفند در مقابل اظهاریهی مالک رسید بدهند و آن را بدون فوت وقت به طرف برساند.
🔸انتقال مال غیر جرمی مستقل است و با کلاهبرداری فرق دارد، اما مجازات این دو جرم یکسان است.
🔹بنابراین کسی که اقدام به انتقال مال غیر میکند به همهی مجازاتهای زیر (که مجازات جرم کلاهبرداری هم هستند) محکوم میشود.
🔸حبس از یک تا هفت سال، پرداخت جزای نقدی معادل مالی که به دیگری منتقل کرده است، رد مال منتقل شده به صاحبش.
🔹ضمنا اگر متهم به دلایلی مستحق تخفیف مجازات باشد؛ (مانند رضایت شاکی خصوصی، کهولت سن، نداشتن سابقه و ...) دادگاه نمیتواند مجازات حبس او را از یک سال کمتر کند.
🔸همچنین اگر مرتکب جرم، از کارکنان دولت باشد به انفصال دائم از خدمات دولتی نیز محکوم خواهد شد.
🔹انتقال نامشروع و غیرقانونی هر نوع مال متعلق به غیر (چه عین مال موضوع انتقال باشد چه منفعت آن) توسط اشخاص، اعم از حقیقی و حقوقی به دیگری با سوءِنیت و مهیا نمودن مقدمات قبلی در قالب عقود به منظور به دست آوردن منافع مادی بهطور ناحق را جرم انتقال مال غیر میگویند.
🔸مقنن در مادهی یک قانون مجازات بیان نموده: کسی که مال غیر را با علم به اینکه مال غیر است به نحوی از انحاء عینا یا نفعتا بدون مجوز قانونی به دیگری منتقل کند، کلاهبردار محسوب و مطابق مادهی ۲۳۸ قانون مجازات عمومی محکوم میشود.
🔹همچنین انتقال گیرنده که در حین معامله عالِم به عدم مالکیت انتقال دهنده باشد اگر مالک از وقوع معامله مطلع شده و تا یک ماه پس از حصول اطلاع اظهاریه برای ابلاغ به انتقال گیرنده و مطلع کردن او از مالکیت خود به ادارهی ثبت یا دفتر اسناد یا دفتر بدایت یا صلحیه یا یکی از دوایر دیگر دولتی تسلیم ننماید، معاون جرم محسوب خواهد شد. هر یک از دوایر و دفاتر مکلفند در مقابل اظهاریهی مالک رسید بدهند و آن را بدون فوت وقت به طرف برساند.
🔸انتقال مال غیر جرمی مستقل است و با کلاهبرداری فرق دارد، اما مجازات این دو جرم یکسان است.
🔹بنابراین کسی که اقدام به انتقال مال غیر میکند به همهی مجازاتهای زیر (که مجازات جرم کلاهبرداری هم هستند) محکوم میشود.
🔸حبس از یک تا هفت سال، پرداخت جزای نقدی معادل مالی که به دیگری منتقل کرده است، رد مال منتقل شده به صاحبش.
🔹ضمنا اگر متهم به دلایلی مستحق تخفیف مجازات باشد؛ (مانند رضایت شاکی خصوصی، کهولت سن، نداشتن سابقه و ...) دادگاه نمیتواند مجازات حبس او را از یک سال کمتر کند.
🔸همچنین اگر مرتکب جرم، از کارکنان دولت باشد به انفصال دائم از خدمات دولتی نیز محکوم خواهد شد.