Forwarded from شرق
🔻گزارش «شرق» از آنچه هجدهم دی در یکی از بیمارستانهای خیریه شرق تهران گذشت و تصویرش همه را شوکه کرد
🔺جزئیات پیکرهای پیچیده در پتو در بیمارستان «الغدیر»
👈نیلوفر حامدی
🔹انتشار تصاویری جدید از بیمارستان الغدیر اما، داغ هنوز تازه این روزها را تازهتر و آتش بهجامانده بر قلبها را شعلهورتر کرد. دوربین، قابی از بالا ثبت کرده است. همین هم سبب میشود که تصویر شکلگرفته در مقابل دیدگان بیننده، عمق داشته باشد؛ عمقی که هرچه بیشتر چشم میدوزد، بیشتر جان و روانش را درهم میشکند. در کنار چندین کارتن بستهبندیشده که در گوشه راست تصویر جا خوش کردهاند، پتوهای رنگارنگی نیز دیده میشود؛ سفید، صورتی، مشکی، آبی و قهوهای.
🔹بیننده که چشمش را تیزتر کند، متوجه میشود که پتوها خالی نیستند. کمی بیشتر که دقت کند، بخشی از بدن انسانها را هم میتواند در عکس بیابد؛ رها، تکیده و بیرونزده از پتو. تصویر را که بزرگتر کند، دیگر همهچیز عیان میشود؛ پتوها پیکر انسانهایی را در بر خود گرفتهاند. در عکس دیگر اما میتوان حتی صورت یکی از این پیکرها را هم دید: «آیدا عقیلی»؛ دختری جوان که شاید هنوز «صورت عشق را بر سینه نفشرده بود». چنان آرام و روشن خفته که گویی جهان هنوز در تپش نفسهای او جاری است.
🔹«حسین کرمانپور»، رئیس مرکز روابطعمومی و اطلاعرسانی وزارت بهداشت، با ارائه آماری از تعداد مجروحانی که هجدهم دیماه به این بیمارستان اعزام شده بودند، به «شرق» توضیح میدهد: «میدان الغدیر یکی از نقاط شلوغ شب هجدهم دیماه بود. به همین دلیل هم افراد زیادی را از آن نقطه به نزدیکترین مرکز درمانی همان حوالی رساندند که طبعا مقصد میشود بیمارستان الغدیر. در نتیجه یک بیمارستان کوچک با موج عظیمی از مجروحان و فوتیها روبهرو میشود. طبق گزارشهای رسیده به ما، حدود 150 مجروح به این بیمارستان مراجعه میکنند و همچنین پیکر 36 نفر فوتی را به همین بیمارستان میرسانند. این در حالی است که سردخانه بیمارستان الغدیر تنها ظرفیت پنج فوتی را داشته است.»
🔹به گفته او، فوتیها هم از آنجا به کهریزک منتقل میشدند: «با وجود این، الغدیر و کادر درمانش به سایر افراد که از مجروحان بودهاند خدمترسانی میکنند؛ بنابراین، تصاویر منتشرشده در شبکههای اجتماعی که از قضا بسیار هم دردناک است، دور از واقعیت نیست و صحت دارد. ضمن اینکه، ما تنها میتوانیم نسبت به امورات فنی مداخله کنیم. مثلا اگر در آن شب این بیمارستان و کادر درمانش از ارائه خدمات درمانی به مردم ممانعت میکردند، ما باید ورود میکردیم».
🔹«همایون سامهیح نجفآبادی»، عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی است. او هم اطلاعاتی درباره تصاویر هولناک منتشرشده از این بیمارستان ندارد: «هیچ جواب روشنی در این باره ندارم. جز اینکه بگویم نسبت به همه این ماجراها بسیار آزردهخاطرم، حرف دیگری نمیتوانم بزنم. حتی امکان پیگیری این تصایر هم وجود نداشت. البته رئیس بیمارستان باید در چنین شرایطی حتما نسبت به اتفاقات رخداده توضیحاتی ارائه میکرد».
🔹«شرق» برای بررسی دقیقتر آنچه در شب هجدهم دی گذشت، سراغ ریاست این بیمارستان هم رفت و در تماسی تلفنی با دفتر «ابراهیم ذاکر»، رئیس بیمارستان الغدیر، تلاش کرد تصویر دقیقتری از آن شب به دست آورد. همچنین در تماسهای دیگری پیگیر گفتوگو با «محمدحسن عقلایی»، مدیریت بیمارستان و «محسن ولیزاده»، مسئول فنی بیمارستان شد. اما این تماسها هم به جایی نرسید و توضیحی از این مسئولان شنیده نشد/ شرق
💢بیشتر بخوانید
@sharghdaily
sharghdaily.com
🔺جزئیات پیکرهای پیچیده در پتو در بیمارستان «الغدیر»
👈نیلوفر حامدی
🔹انتشار تصاویری جدید از بیمارستان الغدیر اما، داغ هنوز تازه این روزها را تازهتر و آتش بهجامانده بر قلبها را شعلهورتر کرد. دوربین، قابی از بالا ثبت کرده است. همین هم سبب میشود که تصویر شکلگرفته در مقابل دیدگان بیننده، عمق داشته باشد؛ عمقی که هرچه بیشتر چشم میدوزد، بیشتر جان و روانش را درهم میشکند. در کنار چندین کارتن بستهبندیشده که در گوشه راست تصویر جا خوش کردهاند، پتوهای رنگارنگی نیز دیده میشود؛ سفید، صورتی، مشکی، آبی و قهوهای.
🔹بیننده که چشمش را تیزتر کند، متوجه میشود که پتوها خالی نیستند. کمی بیشتر که دقت کند، بخشی از بدن انسانها را هم میتواند در عکس بیابد؛ رها، تکیده و بیرونزده از پتو. تصویر را که بزرگتر کند، دیگر همهچیز عیان میشود؛ پتوها پیکر انسانهایی را در بر خود گرفتهاند. در عکس دیگر اما میتوان حتی صورت یکی از این پیکرها را هم دید: «آیدا عقیلی»؛ دختری جوان که شاید هنوز «صورت عشق را بر سینه نفشرده بود». چنان آرام و روشن خفته که گویی جهان هنوز در تپش نفسهای او جاری است.
🔹«حسین کرمانپور»، رئیس مرکز روابطعمومی و اطلاعرسانی وزارت بهداشت، با ارائه آماری از تعداد مجروحانی که هجدهم دیماه به این بیمارستان اعزام شده بودند، به «شرق» توضیح میدهد: «میدان الغدیر یکی از نقاط شلوغ شب هجدهم دیماه بود. به همین دلیل هم افراد زیادی را از آن نقطه به نزدیکترین مرکز درمانی همان حوالی رساندند که طبعا مقصد میشود بیمارستان الغدیر. در نتیجه یک بیمارستان کوچک با موج عظیمی از مجروحان و فوتیها روبهرو میشود. طبق گزارشهای رسیده به ما، حدود 150 مجروح به این بیمارستان مراجعه میکنند و همچنین پیکر 36 نفر فوتی را به همین بیمارستان میرسانند. این در حالی است که سردخانه بیمارستان الغدیر تنها ظرفیت پنج فوتی را داشته است.»
🔹به گفته او، فوتیها هم از آنجا به کهریزک منتقل میشدند: «با وجود این، الغدیر و کادر درمانش به سایر افراد که از مجروحان بودهاند خدمترسانی میکنند؛ بنابراین، تصاویر منتشرشده در شبکههای اجتماعی که از قضا بسیار هم دردناک است، دور از واقعیت نیست و صحت دارد. ضمن اینکه، ما تنها میتوانیم نسبت به امورات فنی مداخله کنیم. مثلا اگر در آن شب این بیمارستان و کادر درمانش از ارائه خدمات درمانی به مردم ممانعت میکردند، ما باید ورود میکردیم».
🔹«همایون سامهیح نجفآبادی»، عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی است. او هم اطلاعاتی درباره تصاویر هولناک منتشرشده از این بیمارستان ندارد: «هیچ جواب روشنی در این باره ندارم. جز اینکه بگویم نسبت به همه این ماجراها بسیار آزردهخاطرم، حرف دیگری نمیتوانم بزنم. حتی امکان پیگیری این تصایر هم وجود نداشت. البته رئیس بیمارستان باید در چنین شرایطی حتما نسبت به اتفاقات رخداده توضیحاتی ارائه میکرد».
🔹«شرق» برای بررسی دقیقتر آنچه در شب هجدهم دی گذشت، سراغ ریاست این بیمارستان هم رفت و در تماسی تلفنی با دفتر «ابراهیم ذاکر»، رئیس بیمارستان الغدیر، تلاش کرد تصویر دقیقتری از آن شب به دست آورد. همچنین در تماسهای دیگری پیگیر گفتوگو با «محمدحسن عقلایی»، مدیریت بیمارستان و «محسن ولیزاده»، مسئول فنی بیمارستان شد. اما این تماسها هم به جایی نرسید و توضیحی از این مسئولان شنیده نشد/ شرق
💢بیشتر بخوانید
@sharghdaily
sharghdaily.com
💔6❤1
دو روزه شاهدِ آزادیخواههای پهلویچی هستیم: چپستیزهای محصل دانشگاه دولتی!
بسیار منطقی. کاملا در ادامهی اتفاقات اخیر؛ تعرض جدی به آمار، اعداد، مفاهیم، مبانی...
یاد خواب دیشبم افتادم. یادِ بازی "شورش در شهر" که تو سِگا بازی میکردیم، یکی از enemyها یه زن شلاقزن بود که میاومد و شلاق میزد ولی وقتی تو میخواستی بزنیش، خودش رو زمین میانداخت و ناله میکرد.
این خواب بود. بیداری هم سطح کمدی و تراژدی ب حدی رسیده ک فقط باعث میشه دلالت لفظی تضمنیم درد بگیره:
چپستیزهای محصل دانشگاه دولتی!
چپستیزهای محصل دانشگاه دولتی!
چپستیزهای محصل دانشگاه دولتی!
همین.
👈 👈 Ellinne
بسیار منطقی. کاملا در ادامهی اتفاقات اخیر؛ تعرض جدی به آمار، اعداد، مفاهیم، مبانی...
یاد خواب دیشبم افتادم. یادِ بازی "شورش در شهر" که تو سِگا بازی میکردیم، یکی از enemyها یه زن شلاقزن بود که میاومد و شلاق میزد ولی وقتی تو میخواستی بزنیش، خودش رو زمین میانداخت و ناله میکرد.
این خواب بود. بیداری هم سطح کمدی و تراژدی ب حدی رسیده ک فقط باعث میشه دلالت لفظی تضمنیم درد بگیره:
چپستیزهای محصل دانشگاه دولتی!
چپستیزهای محصل دانشگاه دولتی!
چپستیزهای محصل دانشگاه دولتی!
همین.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9❤2👎1🔥1💔1
اِلینهگی
دو روزه شاهدِ آزادیخواههای پهلویچی هستیم: چپستیزهای محصل دانشگاه دولتی! بسیار منطقی. کاملا در ادامهی اتفاقات اخیر؛ تعرض جدی به آمار، اعداد، مفاهیم، مبانی... یاد خواب دیشبم افتادم. یادِ بازی "شورش در شهر" که تو سِگا بازی میکردیم، یکی از enemyها یه زن…
گوته میگفت: "نمادگرایی حقیقی جایی است که جزئی، نمایندهی کلی باشد، نه بهعنوان یک رؤیا یا سایه، بلکه بهعنوان مکاشفهای زنده و لحظهای از ناشناختنی."
و دانشجوی ما ترجیح میدهد در این میانه به سطحِ سطحِ سطح ارجاع بدهد!
نه ادراک perception
نه مفهوم conception
❌ Ellinne
و دانشجوی ما ترجیح میدهد در این میانه به سطحِ سطحِ سطح ارجاع بدهد!
نه ادراک perception
نه مفهوم conception
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔7🤯1🤬1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4
اِلینهگی
⚖️سند فوق تصریح میکند رئیسجمهور نیکلاس مادورو و سیلیا فلورس در ایام اسارت، با نمایندهٔ ونزوئلا دیدار کردهاند.
دادستانی منطقهٔ جنوبی نیویورک به قاضی آلوین ک. هلرشتاین اطلاع داد در تاریخ ۳۰ ژانویهٔ ۲۰۲۶، آقای مادورو و همسر ایشان، دیداری کنسولی با یکی از مقامات نمایندهٔ جمهوری بولیواری ونزوئلا داشتهاند.
این سند که در تاریخ ۱۷ فوریهٔ ۲۰۲۶ تنظیم شده، در راستای اجرای دستور قضایی صادرشده در جلسه تفهیم اتهام مورخ ۵ ژانویه تهیه شده؛ دستوری که در آن دولت ایالات متحده موظف شده بود دسترسی متهمان به خدمات کنسولی را تسهیل و پس از انجام آن، دادگاه را مطلع سازد.
این نامه به امضای دادستان فدرال، جی کلیتون، و معاونان او رسیده است.
🇻🇪 Ellinne
دادستانی منطقهٔ جنوبی نیویورک به قاضی آلوین ک. هلرشتاین اطلاع داد در تاریخ ۳۰ ژانویهٔ ۲۰۲۶، آقای مادورو و همسر ایشان، دیداری کنسولی با یکی از مقامات نمایندهٔ جمهوری بولیواری ونزوئلا داشتهاند.
این سند که در تاریخ ۱۷ فوریهٔ ۲۰۲۶ تنظیم شده، در راستای اجرای دستور قضایی صادرشده در جلسه تفهیم اتهام مورخ ۵ ژانویه تهیه شده؛ دستوری که در آن دولت ایالات متحده موظف شده بود دسترسی متهمان به خدمات کنسولی را تسهیل و پس از انجام آن، دادگاه را مطلع سازد.
این نامه به امضای دادستان فدرال، جی کلیتون، و معاونان او رسیده است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
اِلینهگی
گوته میگفت: "نمادگرایی حقیقی جایی است که جزئی، نمایندهی کلی باشد، نه بهعنوان یک رؤیا یا سایه، بلکه بهعنوان مکاشفهای زنده و لحظهای از ناشناختنی." و دانشجوی ما ترجیح میدهد در این میانه به سطحِ سطحِ سطح ارجاع بدهد! نه ادراک perception نه مفهوم conception…
۱۶ آذر ۱۳۸۳
بیش از دو دهه قبل!
https://www.mehrnews.com/news/136899/%D8%B1%D8%A6%D9%8A%D8%B3-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%86-%D8%B7%D9%84%D8%A8%D9%83%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%84%D8%AA
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان | Mehr News Agency
مراسم بزرگداشت 16آذر و روز دانشجو (3) رئيس جمهور در پاسخ به دانشجويان : من طلبكارم اما نه از ملت // استراتژي دولت من تحمل بود…
سيد محمدخاتمي رئيس جمهور گفت: بنده در مقابل هيچ كس و هيچ چيز عقب نشيني نكرده ام اما در مقابل نظامي كه به آن معتقدم، عقب نشيني كرده ام .
اِلینهگی
رضا پهلوی و یارانش در سایه ستیز با خرد، دشمنی با اهل اندیشه و با سلاح دشنام است که توانستهاند تودههای انبوه را رمهوار پشت سر خود جمع کنند. رضا پهلوی موفقیت خود را در جذب تودهها وامدار امثال علی کریمی و شاهین نجفی است. اگر بخواهد به حرف امثال داریوش آشوری گوش کند، زودتر از جمهوری اسلامی سرنگون خواهد شد و از چشم خواهد افتاد.
برای به راه انداختن جنبشهای تودهای باید عوام را به میدان آورد. روشنفکران مشروطهخواه برای به میدان آوردن عوام، سراغ آخوندها رفتند، مصدق برای همراه کردن عوام ناچار شد کاشانی را تحمل کند و خمینی که خودش آخوند بود و در شناخت عوام و توانایی رهبریشان در تاریخ ایران، جایگاهی یگانه داشت، به یاری همین توانایی بود که چنان انقلاب عظیمی را رقم زد.
رضا پهلوی میخواهد پا جای پای خمینی بگذارد. میخواهد انقلاب کند. انقلاب به ارتش عوام نیاز دارد. این ارتش را جمهوری اسلامی برایش فراهم آورد: تمام دستگاه تبلیغاتی خود را علیه روشنفکران و اهل اندیشه به کار بست، کاری کرد که برای جوان مملکت، علی کریمی جای داریوش آشوری را بگیرد. دانشگاه را استادیوم کرد و گلواژههای استادیومی در فضای دانشگاه نخبهپرور کشور طنینانداز شد.
آنچه را جمهوری اسلامی کِشت، رضا پهلوی درو کرد. رسانهها هم به کمکش آمدند و عوامزدگی را تقدیس و تئوریزه کردند. با برچسب «پنجاه و هفتی» گناه همه بدبختی که بر سر ایران آمده، به گردن امثال داریوش آشوریها انداختند و علی کریمیها و شاهین نجفیها را شایسته «لیدری» خواندند. برای عوامِ از خواندن گریزان، لگد زدن به توپ جذابتر از تفکر و کارهای شاهین نجفی و تتلو، شاهکار موسیقی است. حالا عوام میبیند آنکه جلو دوربین تلویزیون نشسته، یکی مثل خودش است، میگوید فوتبال برتر از اندیشه آید پدید، علی کریمی از داریوش آشوری بیشتر میفهمد، کارهای شاهین نجفی بهتر از اسفندیار منفردزاده است و از همه مهمتر، فحش رکیک به خواهر و مادر مردم، نه تنها بیادبی و سزاوار تودهنی نیست، که «شعار انقلاب ملی ایرانیان» است.
اگر معلمی سر کلاس به جای آنکه بچههای باهوش و درسخوان و مؤدب را تو سر خنگها و تنبلها و بیادبها بزند، برعکسش را انجام دهد، به خنگی و تنبلی و بیادبی جایزه دهد و باهوش و درسخوان و مؤدب را تنبیه کند، بدیهی است اکثر دانشآموزان عاشقش می شوند. رضا پهلوی این گونه یارگیری کرد و موفق هم بود.
رضا پهلوی اگر میخواست مانند دیگر مخالفان جمهوری اسلامی شعار دموکراسی و مدارا بدهد، نفرتپراکنی را نکوهش کند و با دخالت خارجی مخالف باشد، میان کسانی که سالها سابقه مبارزه سیاسی دارند، برای آرمانهایشان هزینه دادهاند و میان نخبگان جایگاهی دارند، گم میشد و ره به هیچ کجا نمیبرد. برگ برنده او در همین تکیهای است که بر لمپنها و خردستیزان و تودههای فحاش و نفرتپراکن کرده. ورود داریوش آشوری به جرگه رضا پهلوی به این میماند که در استادیوم آزادی مالامال از جمعیت، یکهو اعلام کنند که به جای تماشای بازی استقلال و پرسپولیس، قرار است نود دقیقه سخنرانی درباره نیچه را گوش کنند. خودتان نتیجه را تصور کنید.
#مهرداد_فرهمند
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4💔2
Forwarded from BadEsteghlal (mo™)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9❤6👏1
شرق
🔻گزارش «شرق» از آنچه هجدهم دی در یکی از بیمارستانهای خیریه شرق تهران گذشت و تصویرش همه را شوکه کرد 🔺جزئیات پیکرهای پیچیده در پتو در بیمارستان «الغدیر» 👈نیلوفر حامدی 🔹انتشار تصاویری جدید از بیمارستان الغدیر اما، داغ هنوز تازه این روزها را تازهتر و آتش…
کانال تلگرامی "مملکته"
از قطبهای براندازی و برادر کوچک "وحیدآنلاین"
یه لیست از مکانهایی که جاویدنامهای مظلوم درش کشته شدن منتشر کرده که دست بر قضا همه یا کلانتری بودن یا پایگاه سپاه/بسیج یا نهاد حکومتی.
حرفی میمونه؟
یا هنوز کسی نمیخواد چشماش و باز کنه که چه جریانی علنی این همه جانِ عزیز و نازنین و هدایت کرد به سمت میدان مین؟
حقا که ملت اسمگرایی هستیم!
اسامی برامون صرفا یک برچسب هستن و به محتوای پشتش کاری نداریم. به "مجاهدین خلق" فحش میدیم ولی عیناً رویکرد و عملکرد اونها رو انجام میدیم یا تایید و تشویق میکنیم. به حقیقت عمل کاری نداریم و فکر میکنیم با گفتن "معترضین مظلوم" وجه تروریستی و مجرمانهی اعمالشون از بین میره، در حالی که چه تروریست کارکشته باشی چه معترض بهستوه آمده از ظلم، جواب حمله به کلانتری و... احتمالا یک چیز ثابته همهجای دنیا و وسط قائله هم قرار نیست میز پرسش و پاسخ بذارن که ببینن تو چی هستی.
ملت عجیبی هستیم
🚨 Ellinne
https://t.me/mamlekate/99347
از قطبهای براندازی و برادر کوچک "وحیدآنلاین"
یه لیست از مکانهایی که جاویدنامهای مظلوم درش کشته شدن منتشر کرده که دست بر قضا همه یا کلانتری بودن یا پایگاه سپاه/بسیج یا نهاد حکومتی.
حرفی میمونه؟
یا هنوز کسی نمیخواد چشماش و باز کنه که چه جریانی علنی این همه جانِ عزیز و نازنین و هدایت کرد به سمت میدان مین؟
حقا که ملت اسمگرایی هستیم!
اسامی برامون صرفا یک برچسب هستن و به محتوای پشتش کاری نداریم. به "مجاهدین خلق" فحش میدیم ولی عیناً رویکرد و عملکرد اونها رو انجام میدیم یا تایید و تشویق میکنیم. به حقیقت عمل کاری نداریم و فکر میکنیم با گفتن "معترضین مظلوم" وجه تروریستی و مجرمانهی اعمالشون از بین میره، در حالی که چه تروریست کارکشته باشی چه معترض بهستوه آمده از ظلم، جواب حمله به کلانتری و... احتمالا یک چیز ثابته همهجای دنیا و وسط قائله هم قرار نیست میز پرسش و پاسخ بذارن که ببینن تو چی هستی.
ملت عجیبی هستیم
https://t.me/mamlekate/99347
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
مملکته
کجاها مردمو قتلعام کردن؟
کلانتری بلوار ۷ تیر مشهد
کلانتری ۱۲ نجفآباد
کلانتری ۱۲۷ نارمک (هفتحوض، کنار مسجدالنبی)
کلانتری ۱۱ بابل
کلانتری ۱۳ بابل (میدان شهربانی)
کلانتری ۱۲۶ تهرانپارس
کلانتری ۱۵ گوهردشت
کلانتری ۱۱ چالوس
کلانتری ۱۲ سبزهمیدان زنجان
کلانتری…
کلانتری بلوار ۷ تیر مشهد
کلانتری ۱۲ نجفآباد
کلانتری ۱۲۷ نارمک (هفتحوض، کنار مسجدالنبی)
کلانتری ۱۱ بابل
کلانتری ۱۳ بابل (میدان شهربانی)
کلانتری ۱۲۶ تهرانپارس
کلانتری ۱۵ گوهردشت
کلانتری ۱۱ چالوس
کلانتری ۱۲ سبزهمیدان زنجان
کلانتری…
💯10👎4👏3❤1👌1
اِلینهگی
کانال تلگرامی "مملکته" از قطبهای براندازی و برادر کوچک "وحیدآنلاین" یه لیست از مکانهایی که جاویدنامهای مظلوم درش کشته شدن منتشر کرده که دست بر قضا همه یا کلانتری بودن یا پایگاه سپاه/بسیج یا نهاد حکومتی. حرفی میمونه؟ یا هنوز کسی نمیخواد چشماش و باز کنه…
https://vxTwitter.com/ebieskafi/status/2025612299130871969?s=52
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
vxTwitter / fixvx
💖 372 🔁 40
💖 372 🔁 40
ابراهیم اسکافی (@EbiEskafi)
این چیزی که مملکته گذاشته اگر درست باشد، معنایی ندارد جز اینکه جنگی داخلی بوده است.
👌4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چند بلوک مانده به کاخ سفید اینگونه رفتار میکنند، در کشور خودشان با معترضان چکار میکنند؟!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
اِلینهگی
کارشناسان منع اشاعه سلاح هستهای، هشدار میدهند که وجود هرگونه سانتریفیوژ در حال چرخش در داخل عربستان میتواند راه را برای یک برنامه تسلیحاتی احتمالی باز کند؛ موضوعی که ولیعهد سعودی پیشتر اشاره کرده بود که اگر تهران به بمب اتمی دست یابد، آن را دنبال خواهد کرد.
دولت ترامپ در گزارش خود به کنگره، خبرداده که میخواهد ۲۰ معامله تجاری هستهای با کشورهای جهان، از جمله عربستان سعودی، دست یابد. این سند میافزاید که توافق با عربستان سعودی میتواند میلیاردها دلار ارزش داشته باشد.
در این سند استدلال شده است که دستیابی به توافق با پادشاهی سعودی «منافع امنیت ملی ایالات متحده را پیش خواهد برد و با سیاستهای شکستخورده انفعال و تردید که رقبای ما از آن برای تضعیف صنعت آمریکا و کاهش جایگاه ایالات متحده در سطح جهانی در این بخش حیاتی سوءاستفاده کردهاند، فاصله خواهد گرفت.
همچنین همزمان گفتگوهایی با آژانس بین المللی انرژی اتمی برای انعقاد پادمان، شروع شده است.
آسوشیتدپرس (AP)
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
AP News
Saudi Arabia may have uranium enrichment under proposed deal with US, arms control experts warn
Saudi Arabia could have some form of uranium enrichment within the kingdom under a proposed nuclear deal with the United States.
👎2
Forwarded from سروستان
مردم حماقت نکردند، اعتماد کردند.
در علوم سیاسی و نظامی، حمله به مراکز حساس (مثل کلانتری، صداوسیما، پادگان) آخرین مرحله از یک انقلاب است، نه اولین یا دومین مرحله. این کار زمانی جواب میدهد که هم ریزش وسیع در بدنه اتفاق افتاده باشد، یعنی قبل از اینکه مردم به کلانتری برسند، نیمی از نیروهای آن کلانتری اسلحه را زمین گذاشته یا فرار کرده باشند. و هم مرکزیت فلج شده باشد؛ یعنی فرماندهی کل نتواند نیروی کمکی بفرستد.
در وقایع ۱۸ و ۱۹ دی، این دو شرط برقرار نبود. سیستم فرماندهی کاملاً مسلط بود و نیروهای داخل مراکز هنوز به این نتیجه نرسیده بودند که سیستم در حال سقوط است. به همین دلیل، هجوم مردم به جای سقوط مقر، منجر به کشتار در حریم مقر شد.
به شخصه، با توجه به اینکه عدهای از مردم حتی به صورت خانوادگی در اعتراضات شرکت کردند، از گفتن این جمله به واسطه خونهای پاکی که ریخته شده دلِ خونی دارم؛ در عین حال واقعیت اینجاست که هدایت جمعیت به سمت این مراکز، در حالی که هنوز بدنه نیروهای مسلح دچار ریزش جدی نشده است، از نظر نظامی شبیه یک خودکشی است!
در این صورت هم دو حالت وجود دارد: اولی، هدایت آگاهانه است. اگر آگاهانه و برنامهریزی شده باشد، و بخواهیم با دیدگاهی استراتژیک به دور از اخلاقیات و راه مستقیم سیاسی به این موضوع نگاه کنیم، هدایت یا تشویق مردم به سمت مراکز حساس (در صورتی که آگاهانه و برنامهریزی شده بوده باشد) میتواند چند هدف بسیار خشن و کلان را دنبال کرده باشد.
در واقع، در این سطح از بازی، جان انسانها به یک ابزار سیاسی تبدیل میشود.
در علوم سیاسی، برای اینکه یک اعتراض به یک انقلاب تمامعیار تبدیل شود، باید بین مردم و حکومت «دریایی از خون» فاصله بیفتد.
وقتی در حریم یک کلانتری کشتار وسیعی رخ میدهد، دیگر راهی برای مصالحه باقی نمیماند. خشمِ ناشی از آن کشتهها، خانوادهها و محلات بیشتری را به جنگ میکشاند.
طراحان این استراتژی میدانند که با شعار دادن حکومت سقوط نمیکند، پس به دنبال ایجاد فجایعی هستند که جامعه را به مرز انفجار نهایی برساند.
شناسایی شکافها در بدنه نیروهای مسلح مهم است. با کشاندن مردم به مقابل مراکز نظامی، اتاق فکرهای پشت پرده (چه داخلی و چه خارجی) می توانند بفهمند چقدر طول میکشد تا یک کلانتری از تهران یا مشهد درخواست نیروی کمکی کند؟ اگر حتی یک کلانتری اسلحه را زمین بگذارد یا سقوط کند، اثر دومینویی آن میتواند کل سیستم را فلج کند.
کشتار در خیابان شاید با ادعای کنترل اغتشاش توجیه شود، اما شلیک با تیربار تصویری میسازد که هیچ دولتی در دنیا نمیتواند از آن حمایت کند. در این قالب، هدف مجبور کردن جامعه جهانی به قطع کامل روابط و احتمالاً زمینهسازی برای مداخله نظامی یا تحریمهای کمرشکن به بهانه جنایت علیه بشریت است.
حضور خانوادهها، در اینجا معنای هولناکی پیدا میکند. اگر جریانی آگاهانه مردم را با این ذهنیت که «کار تمام است» به سمت کلانتریها فرستاده باشد، عملاً از آنها به عنوان «سپر انسانی برای تولید خبر و فشار سیاسی» استفاده کرده است.
در این قالب، چه آمار حکومت (۳ هزار) درست باشد چه آمار اپوزیسیون (سی، چهل، پنجاههزار...)، این یعنی تبدیل «انسان» به «گوشت دم توپ» برای یک قمار سیاسی.
دومین حالت، حماقت یا محاسبه غلط است.
در حقوق و اخلاق سیاسی، مسئولیتِ یک فاجعه فقط به کسی که ماشه را میچکاند ختم نمیشود. اگر بپذیریم که هدایت مردم به آن سمت از روی «حماقت» یا «محاسبه غلط» بوده، مسئولیت متوجه چند گروه است.
کسی که در لندن یا واشینگتن پشت میکروفون مینشیند و به مردم بیدفاع میگوید «کار تمام است، به سمت فلان مرکز بروید»، بدون اینکه خودش با واقعیت آتشِ روی پشتبام روبرو باشد، مسئولیت فریب استراتژیک دارد. او امید را به طعمه تبدیل کرده است.
اگر جریانی بدون داشتن توانِ نظامیِ پشتیبان، مردم را به جنگ نظامی (تصرف کلانتری) دعوت کند، در واقع آنها را به یک «بازی دو سر باخت» فرستاده است.
فاعل کشتار، مسئولیت جنایی دارد، اما محرک نادان (یا مغرض) مسئولیت تاریخی و اخلاقی دارد. آنها مردم را در موقعیتی قرار دادند که «کشته شدن»، تنها نتیجهی منطقی آن بود.
#AS
1/2
در علوم سیاسی و نظامی، حمله به مراکز حساس (مثل کلانتری، صداوسیما، پادگان) آخرین مرحله از یک انقلاب است، نه اولین یا دومین مرحله. این کار زمانی جواب میدهد که هم ریزش وسیع در بدنه اتفاق افتاده باشد، یعنی قبل از اینکه مردم به کلانتری برسند، نیمی از نیروهای آن کلانتری اسلحه را زمین گذاشته یا فرار کرده باشند. و هم مرکزیت فلج شده باشد؛ یعنی فرماندهی کل نتواند نیروی کمکی بفرستد.
در وقایع ۱۸ و ۱۹ دی، این دو شرط برقرار نبود. سیستم فرماندهی کاملاً مسلط بود و نیروهای داخل مراکز هنوز به این نتیجه نرسیده بودند که سیستم در حال سقوط است. به همین دلیل، هجوم مردم به جای سقوط مقر، منجر به کشتار در حریم مقر شد.
به شخصه، با توجه به اینکه عدهای از مردم حتی به صورت خانوادگی در اعتراضات شرکت کردند، از گفتن این جمله به واسطه خونهای پاکی که ریخته شده دلِ خونی دارم؛ در عین حال واقعیت اینجاست که هدایت جمعیت به سمت این مراکز، در حالی که هنوز بدنه نیروهای مسلح دچار ریزش جدی نشده است، از نظر نظامی شبیه یک خودکشی است!
در این صورت هم دو حالت وجود دارد: اولی، هدایت آگاهانه است. اگر آگاهانه و برنامهریزی شده باشد، و بخواهیم با دیدگاهی استراتژیک به دور از اخلاقیات و راه مستقیم سیاسی به این موضوع نگاه کنیم، هدایت یا تشویق مردم به سمت مراکز حساس (در صورتی که آگاهانه و برنامهریزی شده بوده باشد) میتواند چند هدف بسیار خشن و کلان را دنبال کرده باشد.
در واقع، در این سطح از بازی، جان انسانها به یک ابزار سیاسی تبدیل میشود.
در علوم سیاسی، برای اینکه یک اعتراض به یک انقلاب تمامعیار تبدیل شود، باید بین مردم و حکومت «دریایی از خون» فاصله بیفتد.
وقتی در حریم یک کلانتری کشتار وسیعی رخ میدهد، دیگر راهی برای مصالحه باقی نمیماند. خشمِ ناشی از آن کشتهها، خانوادهها و محلات بیشتری را به جنگ میکشاند.
طراحان این استراتژی میدانند که با شعار دادن حکومت سقوط نمیکند، پس به دنبال ایجاد فجایعی هستند که جامعه را به مرز انفجار نهایی برساند.
شناسایی شکافها در بدنه نیروهای مسلح مهم است. با کشاندن مردم به مقابل مراکز نظامی، اتاق فکرهای پشت پرده (چه داخلی و چه خارجی) می توانند بفهمند چقدر طول میکشد تا یک کلانتری از تهران یا مشهد درخواست نیروی کمکی کند؟ اگر حتی یک کلانتری اسلحه را زمین بگذارد یا سقوط کند، اثر دومینویی آن میتواند کل سیستم را فلج کند.
کشتار در خیابان شاید با ادعای کنترل اغتشاش توجیه شود، اما شلیک با تیربار تصویری میسازد که هیچ دولتی در دنیا نمیتواند از آن حمایت کند. در این قالب، هدف مجبور کردن جامعه جهانی به قطع کامل روابط و احتمالاً زمینهسازی برای مداخله نظامی یا تحریمهای کمرشکن به بهانه جنایت علیه بشریت است.
حضور خانوادهها، در اینجا معنای هولناکی پیدا میکند. اگر جریانی آگاهانه مردم را با این ذهنیت که «کار تمام است» به سمت کلانتریها فرستاده باشد، عملاً از آنها به عنوان «سپر انسانی برای تولید خبر و فشار سیاسی» استفاده کرده است.
در این قالب، چه آمار حکومت (۳ هزار) درست باشد چه آمار اپوزیسیون (سی، چهل، پنجاههزار...)، این یعنی تبدیل «انسان» به «گوشت دم توپ» برای یک قمار سیاسی.
دومین حالت، حماقت یا محاسبه غلط است.
در حقوق و اخلاق سیاسی، مسئولیتِ یک فاجعه فقط به کسی که ماشه را میچکاند ختم نمیشود. اگر بپذیریم که هدایت مردم به آن سمت از روی «حماقت» یا «محاسبه غلط» بوده، مسئولیت متوجه چند گروه است.
کسی که در لندن یا واشینگتن پشت میکروفون مینشیند و به مردم بیدفاع میگوید «کار تمام است، به سمت فلان مرکز بروید»، بدون اینکه خودش با واقعیت آتشِ روی پشتبام روبرو باشد، مسئولیت فریب استراتژیک دارد. او امید را به طعمه تبدیل کرده است.
اگر جریانی بدون داشتن توانِ نظامیِ پشتیبان، مردم را به جنگ نظامی (تصرف کلانتری) دعوت کند، در واقع آنها را به یک «بازی دو سر باخت» فرستاده است.
فاعل کشتار، مسئولیت جنایی دارد، اما محرک نادان (یا مغرض) مسئولیت تاریخی و اخلاقی دارد. آنها مردم را در موقعیتی قرار دادند که «کشته شدن»، تنها نتیجهی منطقی آن بود.
#AS
1/2
👍16
Forwarded from سروستان
آیا ممکن است این کشتار غیرقابل پیشبینی یا از روی حماقت بوده باشد؟
پاسخ کوتاه به این پرسش، خیر است. این حجم از کشتار در آن نقاط کاملاً قابل پیشبینی بود.
هر کسی که الفبای سیاست یا نظامیگری را بداند، میفهمد که کلانتری یک «اداره پست» نیست. آنجا محل انبار اسلحه است. در دکترین نظامی، از دست دادن اسلحه و سقوط مقر یعنی «شکست مطلق». پس کاملاً روشن بود که آنها با تیربار دفاع خواهند کرد.
در تمام دهههای گذشته، هرگاه تجمعی به حریم مراکز نظامی نزدیک شده، برخورد خونین بوده است. ادعای اینکه «فکر نمیکردیم بزنند»، در سطح رهبری اعتراضات، یک دروغ استراتژیک یا خیانت است، نه حماقت.
اگر فرض کنیم واقعاً «حماقت» بوده (یعنی لیدرهایی که فکر میکردند با یک فریاد، درِ کلانتری باز میشود)، باز هم این حماقت در این سطح، جرم محسوب میشود.
اما احتمال دوم، یعنی ایجاد مقتلی برای تغییر موازنه، قویتر است. برخی جریانها آگاهانه میخواستند این کشتار رخ دهد. چون وقتی خون ریخته میشود، دیگر راه بازگشت و گفتوگو بسته میشود. جامعه دوقطبی میشود و فقط «جنگ» باقی میماند.
مردمی که در ۱۸ و ۱۹ دی صادقانه و جسورانه وارد عمل شدند، با باور به اینکه این آخرین نبرد برای سرنگونی رژیم است، با زن و بچه به خیابان آمدند. آنها حماقت نکردند، آنها اعتماد کردند.
مردم فکر میکردند در حال وارد کردنِ ضربهی نهایی به سیستمی هستند که از قبل از درون تهی شده است.
اصطلاح «ساعت صفر» در عملیاتهای نظامی به معنای لحظه آغاز حمله همهجانبه است. مردم با این باورِ القا شده به خیابان رفتند که حکومت در حال چمدان بستن است و حضور آنها فقط یک مانور تشریفاتی برای تحویل گرفتن شهر است.
این خطرناکترین حالت است. وقتی به جمعیت القا میشود که «فقط ۱۰ متر تا پیروزی فاصله دارید». این کلیدواژه نشان میدهد که چطور نزدیک نشان دادنِ هدف، باعث میشود مردم ریسک وحشتناک حضور در مقابل گلوله را نادیده بگیرند.
محرکان یا میدانستند چه حمام خونی در راه است و سکوت کردند (برای بهرهبرداری از خون)، یا آنقدر از واقعیت خشونت عریان حکومت دور بودند که با جانِ مردم مثل یک «بازی کامپیوتری» برخورد کردند.
#AS
2/2
پاسخ کوتاه به این پرسش، خیر است. این حجم از کشتار در آن نقاط کاملاً قابل پیشبینی بود.
هر کسی که الفبای سیاست یا نظامیگری را بداند، میفهمد که کلانتری یک «اداره پست» نیست. آنجا محل انبار اسلحه است. در دکترین نظامی، از دست دادن اسلحه و سقوط مقر یعنی «شکست مطلق». پس کاملاً روشن بود که آنها با تیربار دفاع خواهند کرد.
در تمام دهههای گذشته، هرگاه تجمعی به حریم مراکز نظامی نزدیک شده، برخورد خونین بوده است. ادعای اینکه «فکر نمیکردیم بزنند»، در سطح رهبری اعتراضات، یک دروغ استراتژیک یا خیانت است، نه حماقت.
اگر فرض کنیم واقعاً «حماقت» بوده (یعنی لیدرهایی که فکر میکردند با یک فریاد، درِ کلانتری باز میشود)، باز هم این حماقت در این سطح، جرم محسوب میشود.
اما احتمال دوم، یعنی ایجاد مقتلی برای تغییر موازنه، قویتر است. برخی جریانها آگاهانه میخواستند این کشتار رخ دهد. چون وقتی خون ریخته میشود، دیگر راه بازگشت و گفتوگو بسته میشود. جامعه دوقطبی میشود و فقط «جنگ» باقی میماند.
مردمی که در ۱۸ و ۱۹ دی صادقانه و جسورانه وارد عمل شدند، با باور به اینکه این آخرین نبرد برای سرنگونی رژیم است، با زن و بچه به خیابان آمدند. آنها حماقت نکردند، آنها اعتماد کردند.
مردم فکر میکردند در حال وارد کردنِ ضربهی نهایی به سیستمی هستند که از قبل از درون تهی شده است.
اصطلاح «ساعت صفر» در عملیاتهای نظامی به معنای لحظه آغاز حمله همهجانبه است. مردم با این باورِ القا شده به خیابان رفتند که حکومت در حال چمدان بستن است و حضور آنها فقط یک مانور تشریفاتی برای تحویل گرفتن شهر است.
این خطرناکترین حالت است. وقتی به جمعیت القا میشود که «فقط ۱۰ متر تا پیروزی فاصله دارید». این کلیدواژه نشان میدهد که چطور نزدیک نشان دادنِ هدف، باعث میشود مردم ریسک وحشتناک حضور در مقابل گلوله را نادیده بگیرند.
محرکان یا میدانستند چه حمام خونی در راه است و سکوت کردند (برای بهرهبرداری از خون)، یا آنقدر از واقعیت خشونت عریان حکومت دور بودند که با جانِ مردم مثل یک «بازی کامپیوتری» برخورد کردند.
#AS
2/2
👍13❤3👌2
اِلینهگی
کانال تلگرامی "مملکته" از قطبهای براندازی و برادر کوچک "وحیدآنلاین" یه لیست از مکانهایی که جاویدنامهای مظلوم درش کشته شدن منتشر کرده که دست بر قضا همه یا کلانتری بودن یا پایگاه سپاه/بسیج یا نهاد حکومتی. حرفی میمونه؟ یا هنوز کسی نمیخواد چشماش و باز کنه…
در شلوغی یکی از همین عصرها، وقتی زنی را نگاه میکردم که کیسه نانهای گرمش را محکم به سینه چسبانده بود و در حالیکه تندتند به سمت خانه میرفت دستور چیدن میز شام را از پشت تلفن میداد بهنظرم میرسید که هیچ نظریه سیاسی به اندازه آن نانهای گرم که قرار بود سفرهای را روشن نگه دارد، برایم معنا ندارد. مادری که باید به خانه برسد، میزی که باید چیده شود، فرزندانی که باید زندگی کنند. ارزش زندگی، در همین جزئیاتِ کوچک و پیشپاافتاده؛ در حقِ به خانه برگشتن، در حقِ تماشای بزرگ شدن فرزندان و البته در حقِ پیر شدن.
حالا سیاست برای من اگر در غایتِ خود نتواند تضمین کند که هیچ خونی بر آسفالت سرد خیابان نریزد، شکستی بیش نیست. اگر اجازه دهیم «آرمانها» از «آدمها» بزرگتر شوند، زندگی را باختهایم این است که ترازوی نگاهم حالا بعد از سه دهه زیستن در همین خونهای ریخته بر کف خیابانها نه در جدال نظریهها و احزاب و نه در جابجایی قدرت میان این و آن که بر جانداری لرزش صدای پدری است که نگرانِ دیر کردنِ فرزندش است.
جامعهای که در آن «ترس از کشته شدن» به بخشی از دلنگرانیِ روزمره تبدیل شود، جامعهای است بیفردا، مستأصل و البته خشن. ما به کُنشی نیاز داریم که قبل از هر چیز «نگهبانِ نفس کشیدن» باشد. سالها مشاهده خیابانهای خونین این کشور به من آموخته است که اگر قلبِ یک انسان از تپش بایستد، تمام نظریههای جامعهشناسی جهان هم نمیتوانند آن حفره خالی را پر کنند.
در این چهل روز تلاش کردم مادر باشم و با خواهران داغدارم مادر بمانم
و در این چهل روز به یک چیز بیشتر فکر نکردم:
*سوگ، اگر حرمتی دارد،
از سرریز ارزش #زندگی است
اصرار بر زندگی.*
#نفسیه_آزاد
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤9
اِلینهگی
کشورهایی که در آنها همجنسگرایی جرم است @Ellinne
🔹به گزارش روزنامه ینی شفق، وزرات دادگستری در حال تهیه لایحهای برای مقابله با ترویج و تبلیغ همجنسگرایی در ترکیه است.
🔸در این لایحه عمل تغییر جنسیت تا ۲۵ سالگی ممنوع میشود و فروش داروهای سرکوبکننده رشد جنسی جرم است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6
Forwarded from خاطرات و خطرات
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بعضیها گفتند که من چپگرا بودم، سوسیالیست بودم، سوسیالیست بودن اصلاً بد نیست.
از مصاحبهای در دههی ۱۳۹۰#فرح_پهلوی
😁5👎1