Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😱1
اِلینهگی
پانزده میلیون ایرانی در رمز ارزها معامله میکنند چند روز قبل از پایان سال ۱۴۰۲ صرافی نوبیتکس در یک نشست خبری به خبرنگار روزنامه ایران اعلام داشته از ۱۵ میلیون ایرانی ۶ میلیون نفر در این صرافی رمز ارز خریده و سرمایهگذاری کردهاند. و در یک پلتفرم ۶۸ میلیون…
بزرگترین صرافیهای رمز ارز ایران تحریم شدند
https://home.treasury.gov/news/press-releases/sb0519
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
U.S. Department of the Treasury
Economic Fury Targets Iran’s Largest Digital Asset Exchange for Terror Finance and Sanctions Evasion
WASHINGTON—Today, the U.S. Department of the Treasury’s Office of Foreign Assets Control (OFAC) designated Nobitex, Iran’s largest digital asset exchange, along with three other Iranian digital asset exchanges, as part of Economic Fury and the Trump Administration’s…
🤬2
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
خبرگزاری میراث آریا
آثار هفتهزار ساله حوزه تمدن کلار همزمان با افتتاح موزه کاخ اجابیت به نمایش دائمی درمیآیند
معاون میراثفرهنگی ادارهکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی مازندران از نمایش دائمی مجموعهای از آثار ارزشمند باستانشناسی متعلق به حدود هفت هزار سال پیش همزمان با افتتاح موزه کاخ اجابیت خبر داد و گفت: این آثار که از محوطههای باستانی حوزه تمدنی کلار به…
Forwarded from خاطرات و خطرات
دو فرسنگ مانده، گنبد و منارههای حضرت علی ابن ابی طالب، اسدالله الغالب نمایان شد. حالت غریبی دست داد. راندیم یک فرسنگ مانده پیاده شده، تجدید وضویی شد، دم دروازه از کالسکه پیاده شده با همهٔ نوکرها، وزرا و پاشایان همانطور پیاده میرفتیم. خلاصه بازارها قرق بود. پیاده رفتیم تا به درِ صحن مبارک رسیدیم. داخل شدیم. در حقیقت به بهشت برین وارد شدیم. صحنِ وسیع با روحی است، از کاشیهای معرق صفوی است. گنبد و بارگاه حضرت در وسط ایوان طلا، منارههای طلا. بالای سر درب صحن اسم نادرشاه را نوشتهاند. میشود بنای صحن از نادر باشد. گنبد طلا که از کارهای نادرشاه است، روحی داده بود. از دست چپ به کفشکن رسیده، رفتم بالا. کلید دار آقاسید جواد. پسری است جوان، ریش دارد و آدم خوبی است. اذن دخول و زیارتنامه خواند، خوب و شمرده. داخل ضریح که شدیم مثل بهشت بود، روح و صفایی داشت، که محال است هیچ جای دنیا هیچ باغی به این صفا باشد. ضریح حضرت از نقره است گویا پیشکش صفویها باشد، فرشهای ابریشمی قالی که شاه عباس انداخته است و رقم هم دارد «کلب آستان علی؛ عباس.» مثل این است که امروز از کارخانه درآمده است. رفتیم توی ضریح. در بالای سر حضرت زیارت کردم. نشان صورت حضرت [نشان سلطنتی] را آنجا گذاشتم تبرک بشود. شمشیر جهانگشا را هم گفتم آنجا بگذارند انشاالله تبرک بشود. امروز حکم شده بود خزانهٔ حضرت را که از ایام وهابی الی حال درش بسته است و کسی بازنکرده است قریب هفتاد سال میشود، باز کنند. و ثبتش را بردارند و دوباره مهر دولت ایران و عثمانی بشود که حیف و میل نشود. روپوشِ گلابتوندوز از عهد عضدالدوله دیلمی الی حال در روی ضریح حضرت آویخته است. بدون عیب، هشتصد سال میشود که پیشکش کردهاند. الحمدالله در بالای گلدسته طلای حضرت، در پنج وقت نماز، موذنها بانگ اشهدان علی ولیالله را به بانگ بلند میگفتند.
سفرنامهٔ عتبات-نجف
#ناصرالدین_شاه
❤7
https://x.com/jm_pensylvaniii/status/2062169841188921365?mx=2
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🤬5🤯1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شرکت ملی نفت ایران با وجود تحریم و عدم دسترسی به منابع مالی بیشترین افزایش ظرفیت تولید نفت و گاز در بیست سال گذشته را در منطقه داشته است، بالاتر از آرامکو
شرکت مدیریت شبکه برق ایران ۲۴ سال است شبکه فرسوده ناشی از تحریم را بدون فروپاشی سراسری blackout سرپا نگه داشته است.
شرکت فرودگاهها و ناوبری هوایی ایران و سازمان هواپیمایی کشوری، شبکه پروازهای مسافری را طوری ایمن سرپا نگه داشتهاند که هیچکس باور نمیکند ۴۰ سال است به ایران قطعات هواپیما نمیدهند
دولت در بهترین حالت بلده سه صفحه بنویسه؟!!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤7👍3👏1
خاطرات و خطرات
دو فرسنگ مانده، گنبد و منارههای حضرت علی ابن ابی طالب، اسدالله الغالب نمایان شد. حالت غریبی دست داد. راندیم یک فرسنگ مانده پیاده شده، تجدید وضویی شد، دم دروازه از کالسکه پیاده شده با همهٔ نوکرها، وزرا و پاشایان همانطور پیاده میرفتیم. خلاصه بازارها قرق بود.…
دوره شاه طهماسب صفوی
کتابخانه کاخ گلستان
يکی از مهمترين اعياد دينی و ملی ايرانيان و تشیع: عيد غدير
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤3
ساخت این ظروف زیبا که در قرن پانزدهم میلادی از میان رفته بود در قرن هفده و دوران صفوی دوباره احیا شد. این ظرف لعابی ساخته شده در قرن هفدهم میلادی (دوران صفوی)دارای بدنی لعابی و نقاشی شده است و در آن با نقره آب کاری شده،ارتفاع این ظرف ۲۷.۹ سانتی متر، قطر آن ۱۶.۵ سانتیمتر است. این ظرف لعابدار هم اکنون در موزه متروپولیتن نیویورک نگه داری میشود.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤3🤩1
#رضا_یعقوبی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5
«رکود زاد و ولد در هند»
اکونومیست هشدار میدهد که کاهش ناگهانی تعداد نوزادان در هند، هشداری برای جهان است.
به نوشته این نشریه فقط کشورهای ثروتمند نیستند که باروری کمتری دارند.
اکونومیست با یادآوری این جمله که در هند به همه گفته میشد «شما بیش از حد بچه دارید» مینویسد: برای دههها، این پیام خام توسط حاکمان هندی و با تشویق خیرین خارجی بیکفایت، در ذهن هندیها فرو رفته بود.
در دهه ۱۹۶۰، شعارهای روی ساختمانهای مدارس، والدین را سرزنش میکردند و به آنها میگفتند: «دو یا سه فرزند، کافی است».
در دهه ۱۹۷۰، مقامات رویکردی بیرحمانهتر در پیش گرفتند و بر عقیمسازی میلیونها جوان، معمولا فقیر، و در مورد بسیاری از آنها با زور، نظارت داشتند.
اما وقتی کتابهای درسی مدارس هند در تابستان امسال تجدید چاپ شوند، پیام بسیار متفاوتی خواهند داشت.
آنها نه در مورد خطرات داشتن فرزندان زیاد، بلکه در مورد خطرات داشتن فرزندان کم هشدار خواهند داد.
جمعیت هند به زودی رو به کاهش خواهد بود و احتمالا این کاهش جمعیت، با سرعتی بسیار زیاد اتفاق خواهد افتاد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
اِلینهگی
“DeepSeek takes top spot on 'trending' list as companies look for alternatives to OpenAI and Anthropic, spending tracker's report says Chinese artificial intelligence start-up DeepSeek took the top spot on a major US business spending index in June, surging as more companies swap out expensive American options like OpenAI and Anthropic in favour of more affordable alternatives.”
Nothing to see here
https://x.com/negligible_cap/status/2062493525984338401?mx=2
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
اصل حرف نماینده این است که توضیحات وزارت نفت درباره بحران بنزین «منطقی و قابل قبول نیست». او گفته بیش از ۵۰ درصد جایگاههای سوخت به دلیل نبود بنزین بسته شدهاند و این بحران باعث اختلال و فلج شدن خیابانها و اثر مستقیم بر زندگی روزمره مردم عراق شده است.
#مجتبی_بقایی_اردکانی
https://www.economy-news.net/content.php?id=69856&utm
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from جریانـ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✨ به قول یک کاربر ایکس:
برای فهم ایران لازم نیست تاریخ چند هزار سالهاش را بخوانی، کافیست روزی که #آب وارد #زایندهرود میشود کنار مردم #اصفهان بایستی. آن اشتیاق، آن شور و میل به زندگی، آن لبخندها و آن #امید، همانی چیزیست که این سرزمین را قرنها در برابر تندباد حوادث و انواع بلایا زنده و پایدار نگه داشته است.
سرزمینی که مردمانش هنوز با دیدن جان گرفتن یک رودخانه اینگونه با شوق گرد هم میآیند، با تهدید و فشار و سرکوب و جنگ از بین نمیرود.
وطن فقط خاک نیست؛ امید مشترکی است که هر بار در بزنگاه دوباره جاری میشود و مردم را ورای تفاوتهایشان به هم پیوند میدهد.
تصاویری که در رسانههای اجتماعی منتشر شده نشان میدهد با افزایش خروجی سد، پس از حدود ۱۱ ماه خشکی بار دیگر آب در رودخانه زایندهرود جاری شده و جمعیت زیادی آمدهاند تا شاهد زایش دوباره این رود و جاری شدن آب به سوی مناطق مرکزی شهر باشند.
@Jaryaann
برای فهم ایران لازم نیست تاریخ چند هزار سالهاش را بخوانی، کافیست روزی که #آب وارد #زایندهرود میشود کنار مردم #اصفهان بایستی. آن اشتیاق، آن شور و میل به زندگی، آن لبخندها و آن #امید، همانی چیزیست که این سرزمین را قرنها در برابر تندباد حوادث و انواع بلایا زنده و پایدار نگه داشته است.
سرزمینی که مردمانش هنوز با دیدن جان گرفتن یک رودخانه اینگونه با شوق گرد هم میآیند، با تهدید و فشار و سرکوب و جنگ از بین نمیرود.
وطن فقط خاک نیست؛ امید مشترکی است که هر بار در بزنگاه دوباره جاری میشود و مردم را ورای تفاوتهایشان به هم پیوند میدهد.
تصاویری که در رسانههای اجتماعی منتشر شده نشان میدهد با افزایش خروجی سد، پس از حدود ۱۱ ماه خشکی بار دیگر آب در رودخانه زایندهرود جاری شده و جمعیت زیادی آمدهاند تا شاهد زایش دوباره این رود و جاری شدن آب به سوی مناطق مرکزی شهر باشند.
@Jaryaann
❤9
Forwarded from سوقنا
چرا ۲۶ خرداد برای بازار های مالی اهمیت بالایی دارد؟
🖊نویسنده:سیدمجتبی بقائی
یکی از عوامل مهم و کمتر مورد توجه در بازارهای مالی جهان، «معاملات کری ترید» نام دارد. در این نوع معاملات، سرمایهگذاران از کشورهایی که نرخ بهره بسیار پایینی دارند، مانند ژاپن، وام میگیرند و آن را به بازارهایی با نرخ بهره بالاتر منتقل میکنند تا از تفاوت این نرخها سود به دست آورند.
سالهاست که ین ژاپن ارزانترین منبع تأمین مالی در جهان محسوب میشود. بسیاری از صندوقهای سرمایهگذاری و معاملهگران بینالمللی با گرفتن وام به ین، داراییهای مختلفی از جمله اوراق خزانه آمریکا را خریداری میکنند. به همین دلیل، بخشی از تقاضا برای اوراق قرضه دولت آمریکا در سالهای اخیر ناشی از همین جریان بزرگ معاملات کری ترید بوده است.
اما اکنون شرایط در حال تغییر است. افزایش قیمت جهانی نفت به دلیل تنشهای سیاسی و اختلال در عرضه انرژی، فشار تورمی تازهای به اقتصاد ژاپن آورده است. در این شرایط، کازوئو اوئدا، رئیس بانک مرکزی ژاپن، به تازگی اعلام کرده که پیشبینی میشود تورم هسته ژاپن به خاطر گرانی نفت شتاب گیرد، ریسکهای افزایش تورم بیشتر شده، و نرخ بهره واقعی همچنان بسیار پایین است.
از دیدگاه بازار، این سخنان معنایی روشن دارد: احتمال بالا رفتن نرخ بهره در ژاپن بیشتر از قبل شده است.
اگر بانک مرکزی ژاپن در نشست آینده خود در تاریخ ۱۶ ژوئن ۲۰۲۶ (۲۶ خرداد) نرخ بهره را افزایش دهد، سودآوری معاملات کری ترید کاهش خواهد یافت. در این صورت، بسیاری از سرمایهگذاران ناچار میشوند برای بازپرداخت وامهای ین خود، بخشی از داراییهای خارجی خود مانند اوراق خزانه آمریکا را بفروشند.
فروش اوراق خزانه آمریکا باعث کاهش قیمت این اوراق و افزایش بازده آنها میشود. افزایش بازده اوراق نیز مستقیماً هزینه تأمین مالی دولت آمریکا را بالا میبرد و فشار بیشتری را به بودجه فدرال، بازار سهام و نظام مالی این کشور وارد میکند.
به همین دلیل، مدت زمان باقیمانده تا نشست ۲۶ خرداد بانک مرکزی ژاپن را میتوان یک فرصت مهم برای ایران به شمار آورد. اگر تنشهای انرژی و شوک نفتی در این مدت ادامه پیدا کند، احتمال شدت گرفتن فشارهای تورمی در ژاپن و در نتیجه افزایش نرخ بهره بیشتر خواهد شد. چنین رویدادی میتواند یکی از مهمترین منابع تقاضا برای اوراق خزانه آمریکا را تضعیف کرده و به افزایش بازده این اوراق منجر شود.
🔖 با ما همراه باشید...
#آمریکا #نفت #ژاپن #SPR
📱 @suqona
🖊نویسنده:سیدمجتبی بقائی
یکی از عوامل مهم و کمتر مورد توجه در بازارهای مالی جهان، «معاملات کری ترید» نام دارد. در این نوع معاملات، سرمایهگذاران از کشورهایی که نرخ بهره بسیار پایینی دارند، مانند ژاپن، وام میگیرند و آن را به بازارهایی با نرخ بهره بالاتر منتقل میکنند تا از تفاوت این نرخها سود به دست آورند.
سالهاست که ین ژاپن ارزانترین منبع تأمین مالی در جهان محسوب میشود. بسیاری از صندوقهای سرمایهگذاری و معاملهگران بینالمللی با گرفتن وام به ین، داراییهای مختلفی از جمله اوراق خزانه آمریکا را خریداری میکنند. به همین دلیل، بخشی از تقاضا برای اوراق قرضه دولت آمریکا در سالهای اخیر ناشی از همین جریان بزرگ معاملات کری ترید بوده است.
اما اکنون شرایط در حال تغییر است. افزایش قیمت جهانی نفت به دلیل تنشهای سیاسی و اختلال در عرضه انرژی، فشار تورمی تازهای به اقتصاد ژاپن آورده است. در این شرایط، کازوئو اوئدا، رئیس بانک مرکزی ژاپن، به تازگی اعلام کرده که پیشبینی میشود تورم هسته ژاپن به خاطر گرانی نفت شتاب گیرد، ریسکهای افزایش تورم بیشتر شده، و نرخ بهره واقعی همچنان بسیار پایین است.
از دیدگاه بازار، این سخنان معنایی روشن دارد: احتمال بالا رفتن نرخ بهره در ژاپن بیشتر از قبل شده است.
اگر بانک مرکزی ژاپن در نشست آینده خود در تاریخ ۱۶ ژوئن ۲۰۲۶ (۲۶ خرداد) نرخ بهره را افزایش دهد، سودآوری معاملات کری ترید کاهش خواهد یافت. در این صورت، بسیاری از سرمایهگذاران ناچار میشوند برای بازپرداخت وامهای ین خود، بخشی از داراییهای خارجی خود مانند اوراق خزانه آمریکا را بفروشند.
فروش اوراق خزانه آمریکا باعث کاهش قیمت این اوراق و افزایش بازده آنها میشود. افزایش بازده اوراق نیز مستقیماً هزینه تأمین مالی دولت آمریکا را بالا میبرد و فشار بیشتری را به بودجه فدرال، بازار سهام و نظام مالی این کشور وارد میکند.
به همین دلیل، مدت زمان باقیمانده تا نشست ۲۶ خرداد بانک مرکزی ژاپن را میتوان یک فرصت مهم برای ایران به شمار آورد. اگر تنشهای انرژی و شوک نفتی در این مدت ادامه پیدا کند، احتمال شدت گرفتن فشارهای تورمی در ژاپن و در نتیجه افزایش نرخ بهره بیشتر خواهد شد. چنین رویدادی میتواند یکی از مهمترین منابع تقاضا برای اوراق خزانه آمریکا را تضعیف کرده و به افزایش بازده این اوراق منجر شود.
#آمریکا #نفت #ژاپن #SPR
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
#مرتضی_هاشمی
مرجان ساتراپی امروز فوت کرد. شخصیت ساتراپی به صورتی که در انیمیشن زندگینامهای پرسپولیس (۲۰۰۷) به نمایش درآمده برای فهم ایران امروز مورد خوبی است. بر اساس روایت خود ساتراپی، هیچ وقت در کشور خودش احساس در خانه بودن نداشت. هیچ آشنایی با رسوم ایرانی وجود نداشته و همیشه در کشورش مثل یک توریست اروپایی زندگی کرده.
همه چیز ایران برایش عجیب بود و بحرانهای سیاسی و اجتماعی ایران هم نماد این غیرطبیعی بودن و بربریت سنتی تلقی شدن. تنها عناصر آشنا محصولات فرهنگی غربی بودن که در فضای پساانقلابیِ دههی شصت تحت کنترل جامعه و نظام آموزشی بودند.
شخصیت شورشی و سرگشته اما معصومِ شخصیت داستان پرسپولیس، کسی نیست جز یک ایرانی از خودبیگانه شده که حتی توصیف دقیقی از بحرانهای داخلی کشورش نداره و بحران رو به شکل یک تودهی غولآسای عصبانی در قامت خانمهای چادری و کمیتهایها میبینه.
نظام نظارتی شکلگرفته پس از انقلاب یک بحران بود و فجایعی رو تا امروز رقم زده. اما ساتراپی نه تحلیلی برای این بحران و فجایع داره، نه علاقهای به انسانی دیدن جامعهی خودش داشت. فقط میخواد مثل یک غربی محصولات فرهنگی خودش رو مصرف کنه و در کنارش خورش آلوی سنتی هم بد نیست.
شخصیت قهرمان داستان پرسپولیس بد نیست. از مکان کنده شده و بیجا و بیمکان و بیتحلیل و خودخواهه. به این معنا راستگو هم هست، چون تجربهی بخشی از طبقهی متوسط بالا رو از انقلاب نشون میده.
قصه به نهایت آرزوی خودش هم میرسه. اینکه نه فقط مصرفکنندهی محصولات فرهنگی غربی که روایت شرقشناسانهاش جزو همون کالاهای فرهنگی غربی باشه. البته که در برخی مدارس آمریکا به عنوان روایت شناخت ایران تدریس میشه: یک تودهی سیاه و غولآسا و شر که نمیشه شناختش اما میشه بمبارانش کرد.
(تصویر: خانم ساتراپی و همسرش ماتیاس ریپا)
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3👌2💔2👎1
Forwarded from حسین قتیب
مرجانه ساتراپی و مرگ یک روایت: یادنامهای انتقادی برای تصویرگر «پرسپولیس»
مرجانه ساتراپی درگذشت، اما پرسشی که پس از مرگ او باقی میماند نه صرفا درباره زندگی یک هنرمند، بلکه درباره سرنوشت تصویری است که او از ایران ساخت و به جهان فروخت. مرگ هنرمند، اثر را از نقد معاف نمیکند. برعکس، لحظه مرگ گاهی لحظه بازگشت جدیتر به میراث اوست؛ نه برای سوگواری بیقید، بلکه برای سنجش اینکه کدام تصویر از ما، از سوی او در جهان ماندگار شد.
ساتراپی با پرسپولیس بدل به یکی از چهرههای مطلوب بازار فرهنگی غرب شد: زن ایرانی، تبعیدی، منتقد جمهوری اسلامی، مسلط به زبان تصویری ساده، آماده برای ترجمه، آماده برای مصرف، آماده برای قرار گرفتن در قفسه امن وجدان لیبرال اروپا. مشکل دقیقا از همینجا آغاز میشود. پرسپولیس فقط خاطره شخصی نیست؛ خاطرهای است که در لحظه جهانی شدن، خود را به صورت «ایران» عرضه میکند. و این ایران، ایرانی است که برای دیده شدن در چشم غرب باید ساده شود، سیاه و سفید شود، مذهبیاش خشن شود، انقلابیاش هیستریک شود، دهه شصتش به کابوس تقلیل یابد، و جامعهاش همچون صحنهای از تاریکی اخلاقی نمایش داده شود که تنها راه رهایی از آن، خروج، تبعید، فرانسه، فردیت سکولار و نگاه اروپایی است.
از منظر ادوارد سعید، شرقشناسی فقط محصول شرقشناسان اروپایی نیست؛ گاهی سوژه شرقی نیز در مقام «راوی بومی» همان دستگاه را بازتولید میکند. ساتراپی در پرسپولیس دقیقا در چنین جایگاهی میایستد: او نه شرقشناس کلاسیک، بلکه «مخبر بومی» جهان لیبرال است؛ کسی که از درون میآید تا به بیرون بگوید ایران چیست. اما آنچه میگوید، بیش از آنکه ایران باشد، ایران قابل فهم برای غرب است. ایران او جامعهای است که در آن پیچیدگی تاریخی، طبقاتی، مذهبی و عاطفی دهه شصت در برابر نیاز روایی مخاطب غربی قربانی میشود. این همان لحظهای است که خاطره شخصی به کالای پسااستعماری تبدیل میشود.
پرسپولیس در ظاهر علیه استبداد است، اما در سطح عمیقتر، نوعی دیگریسازی از جامعه ایرانی را ممکن میکند. جامعه مذهبی ایران در این اثر کمتر به مثابه مجموعهای متکثر از انسانها، خانوادهها، زنان، مردان، خاطرات، ایمانها، ترسها، فشارها، امیدها و تناقضها ظاهر میشود؛ بیشتر به شکل تودهای تهدیدآمیز، بیچهره، عبوس و سرکوبگر بازنمایی میشود. زن چادری اغلب نشانه خطر است، مرد مذهبی اغلب نشانه خشونت، خیابان مذهبیشده نشانه فقدان زندگی، و انقلاب اسلامی نشانه سقوط ناگهانی از تمدن به تاریکی. این دقیقا همان زبان بصری است که شرقشناسی دوست دارد: جهان مسلمان نه به مثابه امر تاریخی، بلکه به مثابه امر انحرافی.
دهه شصت ایران در پرسپولیس نه فقط نقد میشود، بلکه کوبیده میشود. تفاوت مهمی میان نقد یک دهه پرماجرا و تراژیک با نابود کردن تمام هویت اجتماعی آن دهه وجود دارد. دهه شصت فقط زندان، اعدام، گشت، جنگ و اجبار نبود؛ دهه بسیج اجتماعی، ایثار، مقاومت، خانوادههای سوگوار، ایمانهای صادقانه، امیدهای انقلابی، خطاهای فاجعهبار، رویارویی برادران و شکلگیری نسلی بود که در میان جنگ و ایدئولوژی و محرومیت زندگی کرد. ساتراپی اما این بافت پیچیده را به صحنهای برای تأیید یک نتیجه از پیش آماده فرو میکاهد: اینکه ایران پس از انقلاب، ایران از دست رفته است. در این روایت، آنچه نابود شده فقط آزادی فردی نیست؛ خود جامعه ایرانی نیز به صورت موجودی عقبمانده، خشن و غیرقابل نجات ظاهر میشود.
حتی عنوان پرسپولیس نیز بیطرف نیست. چرا «پرسپولیس»؟ چرا نام یونانی تختجمشید؟ این انتخاب عنوان، آگاهانه یا ناآگاهانه، ایران را از مسیر نگاه کلاسیک غربی قابل مصرف میکند: ایران به مثابه دیگری برای ذائقه اروپایی که ادامه سنت بربر خواندن پارسیان است. در همین شکاف است که اثر ساتراپی به جای نقد حکومت، ناخواسته به نقد جامعه بدل میشود؛ به جای نقد قدرت، به تحقیر فرهنگی نزدیک میشود.
نقد جنسیتی پرسپولیس نیز به همان اندازه ضروری است. ساتراپی خود را در مقام صدای زن ایرانی معرفی میکند، اما زن ایرانی در جهان او عمدتا زمانی معتبر است که علیه مذهب، علیه حجاب، علیه خانواده سنتی و علیه فضای عمومی دینی تعریف شود. زن مذهبی، زن چادری، زن طبقه پایین، زن باورمند، زن انقلابی، یا زنانی که درون سنت مذاکره میکنند، کمتر صاحب سوژگیاند. در نتیجه، فمینیسم پرسپولیس بیش از آنکه فمینیسمی اجتماعی و چندصدایی باشد، فمینیسمی طبقاتی، سکولار، تبعیدی و قابل ترجمه برای غرب است. این فمینیسم به زن ایرانی حق سخن گفتن میدهد، اما بیشتر به آن زن ایرانی که شبیه مخاطب اروپایی میشود.
در اینجا باید صریح بود: مسئله این نیست که ساتراپی نباید از تجربه تلخش، اجبار حجاب، خشونت سیاسی یا تجربه تبعید میگفت.
مرجانه ساتراپی درگذشت، اما پرسشی که پس از مرگ او باقی میماند نه صرفا درباره زندگی یک هنرمند، بلکه درباره سرنوشت تصویری است که او از ایران ساخت و به جهان فروخت. مرگ هنرمند، اثر را از نقد معاف نمیکند. برعکس، لحظه مرگ گاهی لحظه بازگشت جدیتر به میراث اوست؛ نه برای سوگواری بیقید، بلکه برای سنجش اینکه کدام تصویر از ما، از سوی او در جهان ماندگار شد.
ساتراپی با پرسپولیس بدل به یکی از چهرههای مطلوب بازار فرهنگی غرب شد: زن ایرانی، تبعیدی، منتقد جمهوری اسلامی، مسلط به زبان تصویری ساده، آماده برای ترجمه، آماده برای مصرف، آماده برای قرار گرفتن در قفسه امن وجدان لیبرال اروپا. مشکل دقیقا از همینجا آغاز میشود. پرسپولیس فقط خاطره شخصی نیست؛ خاطرهای است که در لحظه جهانی شدن، خود را به صورت «ایران» عرضه میکند. و این ایران، ایرانی است که برای دیده شدن در چشم غرب باید ساده شود، سیاه و سفید شود، مذهبیاش خشن شود، انقلابیاش هیستریک شود، دهه شصتش به کابوس تقلیل یابد، و جامعهاش همچون صحنهای از تاریکی اخلاقی نمایش داده شود که تنها راه رهایی از آن، خروج، تبعید، فرانسه، فردیت سکولار و نگاه اروپایی است.
از منظر ادوارد سعید، شرقشناسی فقط محصول شرقشناسان اروپایی نیست؛ گاهی سوژه شرقی نیز در مقام «راوی بومی» همان دستگاه را بازتولید میکند. ساتراپی در پرسپولیس دقیقا در چنین جایگاهی میایستد: او نه شرقشناس کلاسیک، بلکه «مخبر بومی» جهان لیبرال است؛ کسی که از درون میآید تا به بیرون بگوید ایران چیست. اما آنچه میگوید، بیش از آنکه ایران باشد، ایران قابل فهم برای غرب است. ایران او جامعهای است که در آن پیچیدگی تاریخی، طبقاتی، مذهبی و عاطفی دهه شصت در برابر نیاز روایی مخاطب غربی قربانی میشود. این همان لحظهای است که خاطره شخصی به کالای پسااستعماری تبدیل میشود.
پرسپولیس در ظاهر علیه استبداد است، اما در سطح عمیقتر، نوعی دیگریسازی از جامعه ایرانی را ممکن میکند. جامعه مذهبی ایران در این اثر کمتر به مثابه مجموعهای متکثر از انسانها، خانوادهها، زنان، مردان، خاطرات، ایمانها، ترسها، فشارها، امیدها و تناقضها ظاهر میشود؛ بیشتر به شکل تودهای تهدیدآمیز، بیچهره، عبوس و سرکوبگر بازنمایی میشود. زن چادری اغلب نشانه خطر است، مرد مذهبی اغلب نشانه خشونت، خیابان مذهبیشده نشانه فقدان زندگی، و انقلاب اسلامی نشانه سقوط ناگهانی از تمدن به تاریکی. این دقیقا همان زبان بصری است که شرقشناسی دوست دارد: جهان مسلمان نه به مثابه امر تاریخی، بلکه به مثابه امر انحرافی.
دهه شصت ایران در پرسپولیس نه فقط نقد میشود، بلکه کوبیده میشود. تفاوت مهمی میان نقد یک دهه پرماجرا و تراژیک با نابود کردن تمام هویت اجتماعی آن دهه وجود دارد. دهه شصت فقط زندان، اعدام، گشت، جنگ و اجبار نبود؛ دهه بسیج اجتماعی، ایثار، مقاومت، خانوادههای سوگوار، ایمانهای صادقانه، امیدهای انقلابی، خطاهای فاجعهبار، رویارویی برادران و شکلگیری نسلی بود که در میان جنگ و ایدئولوژی و محرومیت زندگی کرد. ساتراپی اما این بافت پیچیده را به صحنهای برای تأیید یک نتیجه از پیش آماده فرو میکاهد: اینکه ایران پس از انقلاب، ایران از دست رفته است. در این روایت، آنچه نابود شده فقط آزادی فردی نیست؛ خود جامعه ایرانی نیز به صورت موجودی عقبمانده، خشن و غیرقابل نجات ظاهر میشود.
حتی عنوان پرسپولیس نیز بیطرف نیست. چرا «پرسپولیس»؟ چرا نام یونانی تختجمشید؟ این انتخاب عنوان، آگاهانه یا ناآگاهانه، ایران را از مسیر نگاه کلاسیک غربی قابل مصرف میکند: ایران به مثابه دیگری برای ذائقه اروپایی که ادامه سنت بربر خواندن پارسیان است. در همین شکاف است که اثر ساتراپی به جای نقد حکومت، ناخواسته به نقد جامعه بدل میشود؛ به جای نقد قدرت، به تحقیر فرهنگی نزدیک میشود.
نقد جنسیتی پرسپولیس نیز به همان اندازه ضروری است. ساتراپی خود را در مقام صدای زن ایرانی معرفی میکند، اما زن ایرانی در جهان او عمدتا زمانی معتبر است که علیه مذهب، علیه حجاب، علیه خانواده سنتی و علیه فضای عمومی دینی تعریف شود. زن مذهبی، زن چادری، زن طبقه پایین، زن باورمند، زن انقلابی، یا زنانی که درون سنت مذاکره میکنند، کمتر صاحب سوژگیاند. در نتیجه، فمینیسم پرسپولیس بیش از آنکه فمینیسمی اجتماعی و چندصدایی باشد، فمینیسمی طبقاتی، سکولار، تبعیدی و قابل ترجمه برای غرب است. این فمینیسم به زن ایرانی حق سخن گفتن میدهد، اما بیشتر به آن زن ایرانی که شبیه مخاطب اروپایی میشود.
در اینجا باید صریح بود: مسئله این نیست که ساتراپی نباید از تجربه تلخش، اجبار حجاب، خشونت سیاسی یا تجربه تبعید میگفت.
❤2