اعتراض مدنی بازار
19.5K subscribers
72.9K photos
47.3K videos
166 files
577 links
ارتباط با مدیران کانال:
@Hossen13320
@mehdi_sarraf
@javaherian59
@hosseinKashani4 ادمین ورزش
کانال: https://t.me/Eterazebazar
این کانال وابسته به هیچ جریان سیاسی نیست،
نه «شاه» و نه «شیخ ، صدای بازاریم»

توئیتر: https://twitter.com/EterazB
Download Telegram
مجلس: ما تعطیلیم تا ۵ مهر… ولی نه، دروغ گفتن رسانه‌هاست!

خود مجلس اعلام می‌کند تا ۵ مهر تعطیل است، بعد همان مرکز رسانه‌ای می‌گوید خبر «خلاف واقع» است!
مردم می‌پرسند: یعنی اطلاعیه خودتان هم قابل اعتماد نیست؟ این تناقض آشکار، نمونه بارز دروغ و فریب سیستماتیک است.

@Eterazebazar
کولبر و کولبری یکی از پدیده‌های اجتماعی و اقتصادی در ایران معاصر است یعنی چه ؟

کولبر و کولبری به‌ویژه در مناطق مرزی غرب کشور (کردستان، آذربایجان غربی، کرمانشاه و ایلام) دیده می‌شود. تعریف جامع آن به شرح زیر است:
کولبر کیست؟
کولبر به فردی گفته می‌شود که برای گذران زندگی و تأمین معیشت، کالاهای مختلف (مانند مواد غذایی، پوشاک، لوازم خانگی، سیگار یا حتی سوخت) را بر دوش خود از مسیرهای کوهستانی و مرزی جابه‌جا می‌کند. این کار در شرایط بسیار سخت جغرافیایی، آب‌وهوایی و امنیتی صورت می‌گیرد.

کولبری چیست؟

کولبری به این فعالیت گفته می‌شود؛ یعنی حمل بار بر دوش یا پشت انسان در مناطق صعب‌العبور مرزی، که معمولاً به صورت غیررسمی و خارج از قوانین گمرکی انجام می‌گیرد.

کولبری شغلی پایدار یا رسمی نیست، بلکه محصول فقر، بیکاری و محرومیت‌های اقتصادی و اجتماعی در استان‌های مرزی است.

کولبران غالباً کشاورزان و کارگران بیکاری هستند که هیچ فرصت شغلی دیگری ندارند و به‌ناچار برای تأمین نان شب، جان خود را در خطر می‌گذارند.

شرایط و پیامدها
کولبری یکی از خطرناک‌ترین اشکال کارگری در ایران است؛ کولبران در معرض سقوط از ارتفاع، سرمازدگی، مین‌های باقی‌مانده از جنگ و همچنین تیراندازی نیروهای مرزبانی قرار دارند.

در سال‌های اخیر، گزارش‌های متعددی از کشته یا زخمی شدن کولبران به دلیل تیراندازی مستقیم یا حوادث طبیعی منتشر شده است.

این پدیده نشانه‌ای آشکار از فقر ساختاری، تبعیض منطقه‌ای و بی‌عدالتی اقتصادی در ایران محسوب می‌شود

جمع‌بندی
کولبری نه یک «شغل» به معنای متعارف، بلکه یک راه بقا است؛ راهی پرخطر که مردم محروم مناطق مرزی برای زنده ماندن به آن پناه می‌برند. کولبر، نماد مظلومیت و فقر تحمیلی بر مردمی است که در غیاب فرصت‌های شغلی، ناگزیر جان خود را بر سر تأمین معاش خانواده می‌گذارند.

https://t.me/Eterazebazar
اینستاگرام اعتراض مدنی بازار
https://www.instagram.com/Eterazebazar/
خلاصه بخشی از مهم‌ترین رویدادهای چهارشنبه ۱۹ شهریور ۱۴۰۴(که بدست ما رسیده )

بحران سیاسی و هسته‌ای


تناقض مجلس درباره تعطیلی تا ۵ مهر (دروغ و فریب سیستماتیک).

تناقض‌گویی عراقچی و گروسی درباره توافق هسته‌ای.

بازی‌های لفظی و خرید زمان برای فرار از مکانیزم ماشه.

بحران معیشت و اقتصادی

سفره مردم خاکستر شد: گرانی خیار، لیمو و برنج.

افزایش افسارگسیخته قیمت‌ها (۸۰٪ جهش).

قبض‌های برق تا ۵ برابر و قبض ۱۴ میلیونی مغازه‌دار.

یورش سه‌گانه: قطع یارانه‌ها، چنگ زدن وزیر اقتصاد به سفره مردم، حذف بازنشستگی سخت و زیان‌آور.

سقوط بازار کفش اصفهان.

بحران کارگری و اجتماعی

اعتصاب ۴۳ روزه کارگران آلومینیوم اراک (اعتصاب غذا، شعار «کارگر می‌میرد، ذلت نمی‌پذیرد»).

تجمع روزانه مال‌باختگان مقابل دادسرا (فساد قضایی، غارت سپاه).

بحران آموزشی و فرهنگی

گرانی ۵۰٪ لوازم‌التحریر، کتابفروشی‌های خاموش، آموزش لوکس.

ترک تحصیل گسترده و آموزش طبقاتی در آستانه مدارس.

کلاهبرداری دانشگاه آزاد با فروش سریال انتخاب رشته.

فساد ساختاری و مافیا

مافیای خودرو و بلعیدن بنزین با خودروهای بی‌کیفیت.

ممنوعیت واردات خودرو برای چاق کردن جیب خودروسازان داخلی.


نظام در همه جبهه‌ها ــ سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ــ درگیر بحران‌های هم‌زمان است. هر محور به دیگری گره خورده و نتیجه آن چیزی جز سقوط اعتماد، گسترش فقر و شکل‌گیری بستر انفجار اجتماعی نیست.

@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
طلا برای مافیا، مرگ برای مردم!

دیروز اهالی روستاهای ورزقان جاده معدن اندیرگان را بستند. اعتراضشان روشن است: تخریب محیط‌زیست، نابودی کشاورزی و مرگ دام‌ها.

🔴 معدن طلا جیب عده‌ای خاص را پر می‌کند و زندگی هزاران روستایی را به خاک سیاه می‌نشاند. این صدای خشم روستاییان است علیه غارت زمین و نانشان.

@Eterazebazar
گرانی نوشت‌افزار؛ بازتاب شکست سیاست‌های اقتصادی

افزایش ۳۰ درصدی قیمت نوشت‌افزار فقط یک عدد خشک نیست؛ این یعنی هزاران دانش‌آموز از طبقات فرودست، با تهدید مستقیم محرومیت از تحصیل روبه‌رو می‌شوند. این جهش قیمت، نشانه‌ی آشکار ناکارآمدی کنترل بازار و بی‌توجهی ساختار اقتصادی به نیازهای اولیه مردم است. خانواده‌هایی که امروز دفتر و مداد را «کالای لوکس» می‌بینند، فردا با ترک تحصیل فرزندانشان، به حلقه جدیدی از چرخه فقر رانده خواهند شد. این گرانی تنها یک فشار مالی نیست، بلکه یک بمب اجتماعی خاموش است.

@Eterazebazar
یارانه، ریسمانی نازک برای کارگران فرسوده | قربانیان بی‌دفاع دهک‌بندی معیوب

کارگری که زیر بار ساعات طاقت‌فرسای کار کمر خم کرده، حالا باید تحقیر مضاعف را هم بپذیرد: قطع یارانه‌ای که حتی نمی‌تواند هزینه نان خشک یک هفته خانواده‌اش را پوشش دهد. محاسبات کور و بی‌رحمانه‌ی دهک‌بندی، او را «پردرآمد» معرفی می‌کند، چون کارفرما برای فرار مالیاتی، پول‌های کلان را از حسابش رد کرده است. این یعنی استثمار تازه‌ای در سایه‌ی بی‌عدالتی نهادی؛ کارگر همان‌قدر بی‌گناه است که بی‌پناه.

یارانه‌ای که قرار بود سپر فقر باشد، به طناب دار بدل شده است. سکوت اجباری کارگران برای حفظ شغل، به معنای خاموش کردن صدای اعتراض جمعیتی است که هر روز بیشتر له می‌شوند. پشت آمارهای رسمی، هزاران سفره‌ی خاموش و کودکانی بی‌غذا پنهان مانده‌اند؛ این سیستم نه فقط یارانه را قطع می‌کند، که امید به زندگی را هم می‌بُرد.

@Eterazebazar
🚨 بحران آب در حمیدیه | بی‌مسئولیتی‌ای که تشنگی را عمیق‌تر می‌کند

۱۰ روز است که لوله‌ی اصلی آب شرب در روستای طراح یک شکستگی دارد؛ ۱۰ روز است که آبِ حیاتی، بی‌رحمانه در خیابان‌ها هدر می‌رود، معابر گل‌آلود و عبور و مرور مختل شده و مردم در گرمای خوزستان با بی‌آبی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. اهالی بارها درِ اداره آب‌وفاضلاب را کوبیده‌اند، اما پاسخ جز سکوت و بی‌تفاوتی نبوده است.

این حادثه یک نقص فنی ساده نیست؛ نمادِ عریان بی‌اعتنایی ساختار اداری به ابتدایی‌ترین نیاز انسانی است. در استانی که سال‌هاست مردمش با بحران بی‌آبی، ریزگرد و محرومیت می‌جنگند، هدررفت آب شرب نه یک خطای اداری، بلکه جنایتی علیه زندگی روزمره است. وقتی مسئولان حتی برای بستن یک لوله شکسته تعلل می‌کنند، چگونه می‌توان به وعده‌های بزرگ‌ترشان اعتماد کرد؟

@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سقوط آزاد پول ملی | ۱۰ میلیون تومان؛ از قدرت خرید تا کاغذ بی‌ارزش

۱۰ میلیون تومان روزی نماد یک پس‌انداز جدی و نقطه امید خانواده‌ها بود؛ اما در گذر زمان، این اسکناس‌ها به تدریج ذوب شدند. امروز همان ۱۰ میلیون که زمانی می‌توانست جهیزیه‌ای ساده یا پیش‌پرداخت یک خانه باشد، به زحمت خرج یک ماه اجاره یا چند قلم خرید سوپرمارکت را پوشش می‌دهد.

این کاهش مداوم ارزش، نه فقط نشانه تورم افسارگسیخته بلکه سندی است بر بی‌ثباتی سیاست‌های اقتصادی. پول ملی که باید حافظ امنیت معیشتی باشد، به سرعت به خاکستر تبدیل می‌شود و خانواده‌ها هر روز فقیرتر از دیروز از خواب برمی‌خیزند. پشت این اعداد، فروپاشی اعتماد عمومی و احساس بی‌پناهی میلیون‌ها نفر خوابیده است. ۱۰ میلیون تومان فقط پول نیست؛ شاخصی است از اینکه آینده، هر لحظه تنگ‌تر و تاریک‌تر می‌شود.

@Eterazebazar
🔥 سفره‌ها کوچک‌تر از همیشه | کالای اساسی به کالای لوکس بدل شد!

گرانی‌های افسارگسیخته در ماه‌های اخیر، ستون معیشت مردم را فرو ریخته است. گوشت، لبنیات، روغن و حتی حبوبات ـ همان مواد اولیه‌ای که باید ضامن تغذیه سالم باشند ـ به مرز تجملات رسیده‌اند. خانواده‌ها دیگر نه برای تنوع، بلکه برای بقا مجبورند از سفره خود بزنند؛ یا مصرف را حذف کنند، یا به سمت اقلام بی‌کیفیت و خطرناک بروند.

در این میان، برنج ایرانی ـ خوراک سنتی میلیون‌ها خانواده ـ به نماد آشکار سقوط معیشت تبدیل شده است. کیلویی ۲۵۰ هزار تومان برای برنج درجه یک، یعنی حقوق یک کارگر ساده حتی کفاف چند کیلو برنج در ماه را هم نمی‌دهد. در بازار آزاد، قیمت‌ها از این هم بالاتر می‌رود و هر دانه برنج، به مثابه قطره‌ای طلا روی سفره‌ها نشسته است.

این گرانی‌ها فقط «عددهای بازار» نیستند؛ نشانه‌ای از زنجیره‌ای شکسته‌اند. بی‌نظمی در تولید، دلالی بی‌مهار، احتکار و نبود نظارت، همه دست‌به‌دست داده‌اند تا کالاهای ضروری به «کابوس روزانه» تبدیل شوند. خانواده‌ها زیر بار فشار اقتصادی ناتوان می‌شوند، پس‌اندازها دود می‌شود، سرمایه‌گذاری متوقف می‌گردد و جامعه در یک چرخه معیوب فقر، بی‌اعتمادی و خشم گرفتار می‌شود.

پیامدهای اجتماعی این روند مثل انفجار در سکوت است: سفره‌هایی که خالی‌تر می‌شوند، کودکان دچار سوءتغذیه، والدینی شرمگین از ناتوانی در تأمین حداقل‌ها و جامعه‌ای که به‌تدریج مرزهای تحملش فرو می‌ریزد. اگر امروز نان و برنج برای مردم به بحران بدل شود، فردا خود سیستم سیاسی و اقتصادی با موجی از اعتراض و نارضایتی روبه‌رو خواهد شد.

@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🥛 لبنیات؛ قربانی تازه‌ی مافیای بازار | هر ۱۵ روز یک گرانی، هر روز یک سفره فقیرتر!

بازار لبنیات به جولانگاه رانت و سودجویی بدل شده است. قیمت شیر، ماست و پنیر تقریباً هر ۱۰ تا ۱۵ روز یک‌بار بالا می‌رود؛ آن‌قدر سریع و بی‌رحمانه که دیگر لبنیات نه «محصول روزمره»، بلکه کالایی لوکس برای خانواده‌هاست. بسیاری از مردم یا مصرف را به حداقل رسانده‌اند یا به‌کلی از سبد غذایی حذف کرده‌اند.

کارخانه‌ها در پاسخ به سقوط قدرت خرید، به جای کاهش قیمت، بسته‌ها را کوچک‌تر کرده‌اند؛ ماست ۱۵۰ گرمی با قیمت ۲۵ هزار تومان! نمونه‌ای عریان از اینکه سفره مردم را تکه‌تکه کرده‌اند تا سودهای کلانشان محفوظ بماند.

اما ریشه بحران فراتر از تورم است: تعارض منافع سازمان‌یافته. همان مدیرانی که باید تنظیم بازار کنند، خودشان بر صندلی هیئت‌مدیره شرکت‌های لبنی نشسته‌اند. نظارت وزارت صمت و تعزیرات هم فقط به جریمه‌هایی خُرد خلاصه می‌شود؛ رقمی ناچیز در برابر سودهای نجومی. نتیجه روشن است: گرانی یک چرخه قانونی‌شده برای غارت جیب مردم.

پیامد این وضعیت از اقتصاد فراتر می‌رود و مستقیم سلامت جامعه را نشانه گرفته است. کاهش شدید مصرف شیر و لبنیات، یعنی انفجار خاموش بیماری‌های استخوانی، سوءتغذیه و مشکلات جسمی، به‌ویژه در کودکان و سالمندان. سرانه مصرف ایران اکنون ۷۰ تا ۸۰ کیلو در سال است؛ یک‌سوم میانگین جهانی. این اعداد خشک نیستند؛ نقشه آینده یک جامعه بیمارند.

لبنیات فقط یک کالا نیست؛ سنگ بنای امنیت غذایی کشور است که دارد با دست‌های پنهان مافیا و سکوت مسئولان فرو می‌ریزد.

@Eterazebazar
🥩 گوشت گوسفندی؛ سقوط قدرت خرید خانواده‌ها در قم | هر کیلو ۶۰۰ هزار تومان!

قیمت گوشت چرخ‌کرده گوسفندی در قم، طی مدت کوتاهی از ۵۰۰ هزار تومان به ۶۰۰ هزار تومان رسیده است؛ جهشی که مستقیماً سفره خانواده‌ها را تهدید می‌کند. برای بسیاری، خرید حتی چند کیلو گوشت دیگر یک انتخاب لوکس و غیرقابل دسترس است.

این افزایش نه فقط یک عدد روی تابلو بازار؛ بلکه نماد ناکارآمدی زنجیره تامین و بی‌اعتنایی به معیشت مردم است. فشار اقتصادی بر خانواده‌ها، تغییر الگوی تغذیه، حذف گوشت از وعده‌های غذایی و افت سلامت عمومی را به دنبال دارد. وقتی گوشت به کالایی لوکس بدل می‌شود، امنیت غذایی و عدالت اجتماعی زیر سوال می‌رود و هشدارهای جامعه‌شناسان و کارشناسان اقتصادی را باید جدی گرفت.

@Eterazebazar
🍚 برنج ایرانی؛ از کالای ضروری تا لوکس ۴۰۰ هزار تومانی در تهران

مشاهدات میدانی از فروشگاه‌های زنجیره‌ای نازی‌آباد تهران نشان می‌دهد که برنج درجه یک ایرانی با قیمت بیش از ۴۰۰ هزار تومان به دست مصرف‌کننده می‌رسد؛ جهشی که سفره خانواده‌ها را به شدت تهدید می‌کند.

این گرانی از ماه‌ها پیش آغاز شده بود؛ زمانی که برنج ایرانی به دلیل کمبود عرضه از ۳۵۰ هزار تومان فراتر رفت. هفته گذشته وزیر کشاورزی وعده کاهش قیمت تا کیلویی ۱۰۰ هزار تومان را داده بود، اما در عمل، ۵ کیلو برنج با قیمت ۲ میلیون و ۲۱ هزار و ۶۰۰ تومان در فروشگاه‌ها فروخته می‌شود؛ یعنی فاصله وعده‌ها با واقعیت، عمق بحران را نشان می‌دهد.

این روند تنها یک مشکل اقتصادی نیست؛ نماد بی‌اعتمادی به بازار و ناکارآمدی سیاست‌های تنظیم بازار است. وقتی کالای حیاتی مانند برنج به کالای لوکس بدل می‌شود، پیامدهای اجتماعی و تغذیه‌ای آن روی خانواده‌ها و سلامت جامعه غیرقابل چشم‌پوشی است.

@Eterazebazar
⚡️ برق نجومی در میان خاموشی‌ها؛ مردم هزینه بی‌کفایتی و سوءمدیریت را می‌پردازند، نهادهای خاص سود می‌برند

در حالی که خاموشی‌های مکرر خانه‌ها و ادارات ادامه دارد، مردم شاهد افزایش سرسام‌آور مبلغ قبض برق هستند. مبلغی که پیش از این حدود ۷۰۰ هزار تومان بود، حالا به ۴.۵ میلیون تومان رسیده است؛ جهشی نجومی که بدون توضیح شفاف و مجوز قانونی اعمال شده و فشار سنگینی را بر خانواده‌ها تحمیل می‌کند.

در همین شرایط، برخی نهادهای قدرتمند، به ویژه سپاه، اقدام به استخراج بیت‌کوین می‌کنند؛ فعالیتی که انرژی عظیمی مصرف می‌کند و هیچ محدودیت یا جریمه‌ای برای آن اعمال نمی‌شود. هزینه این سوءمدیریت و بهره‌برداری نابرابر از منابع ملی مستقیماً به دوش همان مردم بی‌دفاع تحمیل می‌شود که برای روشن نگه داشتن چراغ خانه‌هایشان باید قبض‌های نجومی پرداخت کنند.

این تضاد آشکار، نماد بی‌عدالتی و نابرابری ساختاری است: بخش‌هایی از جامعه به دلیل قدرت و نفوذ خود از محدودیت‌ها معافند، در حالی که مردم عادی هزینه ناکارآمدی سیستم را می‌پردازند!

@Eterazebazar
حق مسکن کارگران؛ رقمی ناچیز در برابر غول اجاره‌ها

حق مسکن کارگران در سال ۱۴۰۴ همان ۹۰۰ هزار تومان سال قبل باقی مانده است؛ رقمی که حتی هزینه‌ی یک اسباب‌کشی ساده را هم پوشش نمی‌دهد. در حالی که طبق آمار رسمی، بیش از ۴۳ درصد هزینه خانوار شهری صرف مسکن می‌شود و برای کارگران این سهم گاه تا ۸۰ درصد می‌رسد، عدم افزایش این مبلغ انتقادات گسترده‌ای برانگیخته است.

یکی از فعالین کارگری، می‌گوید: «با این پول حتی نمی‌شود خرج یک روز کارگر باربر را داد، چه برسد به تأمین سقف خانواده. این رقم بیشتر شبیه یک شوخی تلخ است تا کمک‌هزینه مسکن».

به گفته او، حق مسکن یک حق قانونی است نه صدقه. او تأکید کرد: اگر دولت توان ساخت مسکن ندارد، دست‌کم باید همین کمک‌هزینه را متناسب با واقعیت‌های بازار افزایش دهد؛ چرا که امروز کارگران در تأمین ابتدایی‌ترین نیاز خود، یعنی سرپناه، شرمنده خانواده می‌شوند.
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍞 بحران نان در میان خاموشی و اختلال سامانه‌ها؛ مردم زیر فشار بی‌کفایتی و فساد

در حالی که برق نانوایی‌ها قطع است، کیفیت آرد پایین آمده و سامانه کارت‌خوان «نانینو» بارها از کار افتاده، مردم برای تأمین یک وعده نان روزانه دچار مشکل شده‌اند. حتی وقتی برق وصل می‌شود و انتن‌ها توان اتصال پیدا می‌کنند، نانوایی‌ها قادر به ارائه خدمات کامل نیستند و کارت کشیدن برای خرید نان گاهی غیرممکن می‌شود.

این وضعیت نه یک مشکل فنی ساده، بلکه نمادی از بی‌کفایتی گسترده و فساد سازمان‌یافته است؛ از بالا تا پایین، ساختاری که به حقوق اولیه مردم بی‌توجه است و حتی به نان که پایه‌ای‌ترین کالای معیشتی است، رحم نمی‌کند. فشار ناشی از خاموشی، سامانه‌های ناکارآمد و سوءمدیریت، بار زندگی روزمره مردم را به شدت سنگین کرده و نارضایتی عمومی را افزایش می‌دهد.

@Eterazebazar
🏚 لرستان؛ مدارس کانکسی و کپری، تصویر تلخ آموزش در مناطق محروم

مدیرکل آموزش و پرورش استان لرستان اعلام کرد که در این استان، ۱۷۰ مدرسه کانکسی با بیش از ۱۰ دانش‌آموز فعالیت می‌کنند، به علاوه ۷۰ مدرسه کپری، ۶۱۲ مدرسه تخریبی و ۶۴ پروژه نیمه‌تمام ساخت مدرسه شناسایی شده است.

این اعداد نه تنها آمار بلکه نماد وضعیت بحرانی زیرساخت آموزشی در استان‌های محروم است. دانش‌آموزانی که باید در محیطی امن و استاندارد تحصیل کنند، هنوز در کانکس‌های پرجمعیت، ساختمان‌های تخریبی یا پروژه‌های ناتمام درس می‌خوانند.

@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🩺 بیماران دیالیزی، خودشان نظافتچی بیمارستان! | بی‌اعتنایی مسئولان در ایرانشهر

ویدئویی تکان‌دهنده از بیمارستان ایرانشهر منتشر شده که نشان می‌دهد بیماران دیالیزی و همراهانشان، به جای دریافت خدمات درمانی و مراقبت، خودشان مجبور به تمیز کردن و شست‌وشوی مرکز دیالیز شده‌اند. این صحنه در تاریخ ۱۸ شهریور ۱۴۰۴ ثبت شده و به‌روشنی بی‌توجهی و ترک وظایف مسئولان بیمارستان و دانشگاه علوم پزشکی ایرانشهر را عیان می‌کند.

بیماران و همراهان آن‌ها تأکید کرده‌اند که هیچ‌گونه رسیدگی به وضعیت بهداشتی این بخش صورت نگرفته است. در حالی که بیماران دیالیزی از آسیب‌پذیرترین اقشار جامعه‌اند و کوچک‌ترین آلودگی می‌تونه جان بیماران دیالیزی رو تهدید کنه، حالا مجبور شده‌اند به جای دریافت درمان، کف سالن را بشویند.

این حادثه نه یک نقص خدماتی، بلکه نماد فروپاشی مدیریت بهداشتی است؛ جایی که بیماران به جای مراقبت، به کارگران خدماتی تبدیل می‌شوند و کرامت انسانی آنان لگدمال می‌شود. بی‌اعتنایی به ابتدایی‌ترین اصول بهداشتی در یکی از حساس‌ترین بخش‌های درمانی، پرسش بزرگی را ایجاد می‌کند: وقتی در مرکز دیالیز چنین وضعی حاکم است، وضعیت سایر بخش‌های بیمارستان‌ها چگونه است؟

@Eterazebazar