This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تجمع مالباختگان کریپتولند؛ سه سال انتظار، سه سال سردرگمی، سه سال مطالبه بیپاسخ
چهارشنبه ۲۸ آبان، جمعی از کاربران مالباخته صرافی کریپتولند بار دیگر مقابل دادسرای عمومی و انقلاب تهران تجمع کردند؛ تجمعی که نشان میدهد پس از سه سال، هنوز هیچ پاسخ روشنی درباره پرونده، روند رسیدگی، یا زمان پرداخت مطالبات ارائه نشده است.
شعارهایی چون «ننگ ما، قوه الدنگ ما»
نصرالله فتج قریب مرگ بر این قوه مردم فریب
حسین حسین شعارشون، دروغ و دزدی کارشون!
@Eterazebazar
چهارشنبه ۲۸ آبان، جمعی از کاربران مالباخته صرافی کریپتولند بار دیگر مقابل دادسرای عمومی و انقلاب تهران تجمع کردند؛ تجمعی که نشان میدهد پس از سه سال، هنوز هیچ پاسخ روشنی درباره پرونده، روند رسیدگی، یا زمان پرداخت مطالبات ارائه نشده است.
شعارهایی چون «ننگ ما، قوه الدنگ ما»
نصرالله فتج قریب مرگ بر این قوه مردم فریب
حسین حسین شعارشون، دروغ و دزدی کارشون!
@Eterazebazar
اعتراض به خشونت در مدرسه؛ ضرب و شتم یک دانشآموز در ایلام
خانواده یکی از دانشآموزان دبیرستانی در شهرستان ایوان با انتشار تصاویر آثار ضربوجرح روی بدن فرزندشان اعلام کردهاند که او توسط معاون مدرسه مورد ضربوشتم قرار گرفته است.
دانشآموز پس از این اتفاق برای مداوا به مرکز درمانی منتقل شده و خانواده خواستار رسیدگی فوری، شفافیت و برخورد قانونی شدهاند.
خشونت علیه دانشآموزان نه قابل توجیه است، نه قابل چشمپوشی.
مدرسه باید محیط امن باشد، نه محلی برای ترس و آسیب.
@Eterazebazar
خانواده یکی از دانشآموزان دبیرستانی در شهرستان ایوان با انتشار تصاویر آثار ضربوجرح روی بدن فرزندشان اعلام کردهاند که او توسط معاون مدرسه مورد ضربوشتم قرار گرفته است.
دانشآموز پس از این اتفاق برای مداوا به مرکز درمانی منتقل شده و خانواده خواستار رسیدگی فوری، شفافیت و برخورد قانونی شدهاند.
خشونت علیه دانشآموزان نه قابل توجیه است، نه قابل چشمپوشی.
مدرسه باید محیط امن باشد، نه محلی برای ترس و آسیب.
@Eterazebazar
سفره مردم کوچکتر، جیب کارگران خالیتر، و مسئولان همچنان بیتفاوت
این روزها کافیست گوشهای از زندگی مردم را نگاه کنیم تا بفهمیم بحران، محدود به یک حوزه یا یک استان نیست؛ این یک فروپاشیِ گسترده ناشی از بیبرنامگی و بیپاسخگویی است.
در بازار برنج، در کارخانههای کنارک، در صنعت لبنیات—داستان همه یکی است:
فشار بر مردم، بیتدبیری مسئولان، و غیبت کامل نظارت.
گرانی برنج؛ تصمیمی اشتباه و ضربه مستقیم به سفره مردم
توقف واردات برنج پاکستانی در زمانی که کشور به آن نیاز داشت، قیمتها را بهسرعت بالا برد.
رئیس انجمن تولیدکنندگان میگوید وزارت جهاد کشاورزی کاملاً از شرایط بازار خبر داشت، اما بدون هیچ مذاکره و بدون توجه به عواقب، تصمیم گرفت واردات را ببندد.
وقتی ثبت سفارش ماهها متوقف شود، مشخص است چه اتفاقی میافتد:
رشد قیمت و کوچکتر شدن سفره مردم.
اما باز هم مثل همیشه—هیچکس پاسخگو نیست.
کارگران کنارک؛ ۱۸۰ زندگی متوقف شده، سه ماه بدون حقوق
در کنارک، ۱۸۰ کارگر بلوچ در کارخانه قوطیسازی «آرمان گستر نوین» سه روز است اعتصاب کردهاند.
چون سه ماه است:
حقوق نگرفتهاند
بیمه نشدهاند
و حتی بعضی از آنها با تهدید اخراج روبهرو شدهاند
این کارخانه زیرمجموعه مجموعههای بزرگ صنعتی است، اما کارگرانی که ستون واقعی تولید هستند، به حال خود رها شدهاند.
در یکی از محرومترین مناطق کشور، کارگران مجبورند برای ابتداییترین حق خود—حقوقی که باید ماهها قبل پرداخت میشد—اعتصاب کنند.
و باز هم: هیچ مقام دولتی پاسخگو نیست.
لبنیات؛ قیمت مصوب روی کاغذ، قیمت واقعی در سفره مردم
در بازار لبنیات، دوباره قیمتها بالا رفته است.
مصوبه امسال میگوید شیر خام باید کیلویی ۲۳ هزار تومان باشد، اما صنایع لبنی میگویند مجبورند آن را ۳۵ هزار تومان بخرند.
دامداران هم میگویند بهخاطر کمبود نهاده دامی و نبود ارز ترجیحی، خوراک دام را آزاد میخرند.
نتیجه این زنجیره روشن است:
لبنیات هر روز گرانتر، و سفره مردم هر روز خالیتر.
@Eterazebazar
این روزها کافیست گوشهای از زندگی مردم را نگاه کنیم تا بفهمیم بحران، محدود به یک حوزه یا یک استان نیست؛ این یک فروپاشیِ گسترده ناشی از بیبرنامگی و بیپاسخگویی است.
در بازار برنج، در کارخانههای کنارک، در صنعت لبنیات—داستان همه یکی است:
فشار بر مردم، بیتدبیری مسئولان، و غیبت کامل نظارت.
گرانی برنج؛ تصمیمی اشتباه و ضربه مستقیم به سفره مردم
توقف واردات برنج پاکستانی در زمانی که کشور به آن نیاز داشت، قیمتها را بهسرعت بالا برد.
رئیس انجمن تولیدکنندگان میگوید وزارت جهاد کشاورزی کاملاً از شرایط بازار خبر داشت، اما بدون هیچ مذاکره و بدون توجه به عواقب، تصمیم گرفت واردات را ببندد.
وقتی ثبت سفارش ماهها متوقف شود، مشخص است چه اتفاقی میافتد:
رشد قیمت و کوچکتر شدن سفره مردم.
اما باز هم مثل همیشه—هیچکس پاسخگو نیست.
کارگران کنارک؛ ۱۸۰ زندگی متوقف شده، سه ماه بدون حقوق
در کنارک، ۱۸۰ کارگر بلوچ در کارخانه قوطیسازی «آرمان گستر نوین» سه روز است اعتصاب کردهاند.
چون سه ماه است:
حقوق نگرفتهاند
بیمه نشدهاند
و حتی بعضی از آنها با تهدید اخراج روبهرو شدهاند
این کارخانه زیرمجموعه مجموعههای بزرگ صنعتی است، اما کارگرانی که ستون واقعی تولید هستند، به حال خود رها شدهاند.
در یکی از محرومترین مناطق کشور، کارگران مجبورند برای ابتداییترین حق خود—حقوقی که باید ماهها قبل پرداخت میشد—اعتصاب کنند.
و باز هم: هیچ مقام دولتی پاسخگو نیست.
لبنیات؛ قیمت مصوب روی کاغذ، قیمت واقعی در سفره مردم
در بازار لبنیات، دوباره قیمتها بالا رفته است.
مصوبه امسال میگوید شیر خام باید کیلویی ۲۳ هزار تومان باشد، اما صنایع لبنی میگویند مجبورند آن را ۳۵ هزار تومان بخرند.
دامداران هم میگویند بهخاطر کمبود نهاده دامی و نبود ارز ترجیحی، خوراک دام را آزاد میخرند.
نتیجه این زنجیره روشن است:
لبنیات هر روز گرانتر، و سفره مردم هر روز خالیتر.
@Eterazebazar
چرخهٔ عمدی فقر؛ اعترافی از درون حکومت و واقعیتی که زندگی مردم را له میکند
مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، ۲۴ آبان با اعترافی کمسابقه گفت: «کسری بودجه یعنی چاپ پول، چاپ پول یعنی تورم؛ تا این درست نشود هیچچیز درست نمیشود». او پیشتر نیز اعلام کرده بود که «وقتی دولت پول چاپ میکند، فشار تورم بر گردن محرومان و فقرا میافتد».
این اعترافها صرفاً توضیح یک خطای اقتصادی نیست؛ توصیف یک سیاست عمدی برای تولید فقر است. سیاستی که میلیونها ایرانی را به اعماق خط فقر رانده و هر روز بر دامنه گرسنگی میافزاید.
واقعیت آنقدر فاجعهبار است که رسانهها و کارشناسان حکومتی نیز ناگزیر گوشههایی از آن را بیان میکنند:
اقتصادآنلاین (۲۵ آبان): «خط فقر از مرز ۵۵ میلیون تومان گذشت».
اطلاعات (۲۱ آبان): «برای یک خانواده چهار نفره، ۶۰ میلیون تومان خط فقر است».
اقتصادنیوز (۲۴ آبان): «سفرهها هر روز بیشتر آب میرود».
فرارو (۲۱ آبان): «خط فقر شدید، خارقالعاده، زیرخاکی، بیکفنی».
حتی رضا رفیع، مجری صداوسیما، سطوح خط فقر را با عباراتی چون «شدیداللحن»، «محیرالعقول»، «موزهای» و «بیکفنی» فهرست کرده است؛ نشانهای واضح از عمق فاجعه.
قنبری، معاون پیشین وزیر جهاد کشاورزی، ۲۳ آبان اعتراف کرد که «جز ۱۰ میلیون نفر، همه مردم به سختی امروز و فردا میکنند».
عزیزخانی، کارشناس حوزه کارگری، ۲۴ آبان هشدار داد: «هرکس کمی بالاتر از خط فقر است، با یک شوک کوچک زیر خط فقر میرود».
اما تندترین بیان واقعیت را راغفر، کارشناس اقتصادی، ۲۵ آبان ارائه داد. او چرخهٔ تولید فقر را یک «جنایت علیه مردم» توصیف کرد و گفت: «کسانی که قیمت ارز را بالا میبرند، میلیونها نفر را به زیر خط فقر میفرستند. این سیاستها، خصوصیسازیها و افزایش نرخ ارز یک جنایت است. ارز ۱۲۰ تومانی یک جنایت علیه مردم بود».
او همچنین به فساد ساختاری اشاره کرد: «برندههای این سیاستهای جنایتبار، رسانه دارند و سیاستها را تبلیغ میکنند. نماینده مجلس میخرند، قاضی میخرند، سیاستگذار میخرند».
اکثریت زنان و جوانان کمدرآمد یا بیکار، نیروی بالقوه اعتراضاند.
حاشیهنشینان که یکچهارم تا یکسوم جمعیت کشور را تشکیل میدهند، اکنون یک انبار باروت هستند.
نیروی کاری که به یکی از ارزانترین کارگران جهان تبدیل شده، از این نظم غارتگر به ستوه آمده است.
و مردمی که زندگیشان زیر بار تورم، بیآبی و خاموشی برق خرد شده، آماده آن هستند که این ساختار فقرساز را به زیر بکشند.
@Eterazebazar
مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، ۲۴ آبان با اعترافی کمسابقه گفت: «کسری بودجه یعنی چاپ پول، چاپ پول یعنی تورم؛ تا این درست نشود هیچچیز درست نمیشود». او پیشتر نیز اعلام کرده بود که «وقتی دولت پول چاپ میکند، فشار تورم بر گردن محرومان و فقرا میافتد».
این اعترافها صرفاً توضیح یک خطای اقتصادی نیست؛ توصیف یک سیاست عمدی برای تولید فقر است. سیاستی که میلیونها ایرانی را به اعماق خط فقر رانده و هر روز بر دامنه گرسنگی میافزاید.
واقعیت آنقدر فاجعهبار است که رسانهها و کارشناسان حکومتی نیز ناگزیر گوشههایی از آن را بیان میکنند:
اقتصادآنلاین (۲۵ آبان): «خط فقر از مرز ۵۵ میلیون تومان گذشت».
اطلاعات (۲۱ آبان): «برای یک خانواده چهار نفره، ۶۰ میلیون تومان خط فقر است».
اقتصادنیوز (۲۴ آبان): «سفرهها هر روز بیشتر آب میرود».
فرارو (۲۱ آبان): «خط فقر شدید، خارقالعاده، زیرخاکی، بیکفنی».
حتی رضا رفیع، مجری صداوسیما، سطوح خط فقر را با عباراتی چون «شدیداللحن»، «محیرالعقول»، «موزهای» و «بیکفنی» فهرست کرده است؛ نشانهای واضح از عمق فاجعه.
قنبری، معاون پیشین وزیر جهاد کشاورزی، ۲۳ آبان اعتراف کرد که «جز ۱۰ میلیون نفر، همه مردم به سختی امروز و فردا میکنند».
عزیزخانی، کارشناس حوزه کارگری، ۲۴ آبان هشدار داد: «هرکس کمی بالاتر از خط فقر است، با یک شوک کوچک زیر خط فقر میرود».
اما تندترین بیان واقعیت را راغفر، کارشناس اقتصادی، ۲۵ آبان ارائه داد. او چرخهٔ تولید فقر را یک «جنایت علیه مردم» توصیف کرد و گفت: «کسانی که قیمت ارز را بالا میبرند، میلیونها نفر را به زیر خط فقر میفرستند. این سیاستها، خصوصیسازیها و افزایش نرخ ارز یک جنایت است. ارز ۱۲۰ تومانی یک جنایت علیه مردم بود».
او همچنین به فساد ساختاری اشاره کرد: «برندههای این سیاستهای جنایتبار، رسانه دارند و سیاستها را تبلیغ میکنند. نماینده مجلس میخرند، قاضی میخرند، سیاستگذار میخرند».
اکثریت زنان و جوانان کمدرآمد یا بیکار، نیروی بالقوه اعتراضاند.
حاشیهنشینان که یکچهارم تا یکسوم جمعیت کشور را تشکیل میدهند، اکنون یک انبار باروت هستند.
نیروی کاری که به یکی از ارزانترین کارگران جهان تبدیل شده، از این نظم غارتگر به ستوه آمده است.
و مردمی که زندگیشان زیر بار تورم، بیآبی و خاموشی برق خرد شده، آماده آن هستند که این ساختار فقرساز را به زیر بکشند.
@Eterazebazar
پاییز رو به پایان است، اما کلاسهای کرمانشاه هنوز یخزدهاند.
دانشآموزان در سرمای استخوانسوز مینشینند، در حالی که آموزش و پرورش نهتنها کاری برای گرمایش نکرده، بلکه به مدارس دستور داده حتی یک وسیلهٔ گرمایشی هم روشن نکنند!
این فاجعه وقتی تلختر میشود که بدانیم از هر دانشآموز، ۲ میلیون تومان پول «هزینههای جاری و گرمایش» گرفتهاند؛ پولی که معلوم نیست کجا خرج شده، اما نتیجهاش را بچهها با لرزیدن در کلاس میبینند.
سردی کلاسها فقط از نبود بخاری نیست؛ از بیمسئولیتی و بیرحمی ساختاری است که حتی گرمای حداقلی را هم از کودکان دریغ میکند.
@Eterazebazar
دانشآموزان در سرمای استخوانسوز مینشینند، در حالی که آموزش و پرورش نهتنها کاری برای گرمایش نکرده، بلکه به مدارس دستور داده حتی یک وسیلهٔ گرمایشی هم روشن نکنند!
این فاجعه وقتی تلختر میشود که بدانیم از هر دانشآموز، ۲ میلیون تومان پول «هزینههای جاری و گرمایش» گرفتهاند؛ پولی که معلوم نیست کجا خرج شده، اما نتیجهاش را بچهها با لرزیدن در کلاس میبینند.
سردی کلاسها فقط از نبود بخاری نیست؛ از بیمسئولیتی و بیرحمی ساختاری است که حتی گرمای حداقلی را هم از کودکان دریغ میکند.
@Eterazebazar
«زبالههای ۳۰ هزار دلاری چین، در ایران ۱۲ میلیارد!
بنزهای از ردهخارجِ ۳۰ تا ۳۵ هزار دلاری، همان لگنهایی که چینیها حتی نگاهشان هم نمیکنند چون کیفیتشان از حد «خودرو» هم پایینتر است.
اما همین آهنپارههای مردود، در ایرانِ، ناگهان تبدیل میشوند به ۸ تا ۱۲ میلیارد تومان ثروت بادآورده برای دلالان و واردکنندگان نورچشمی.
سؤال ساده اما آتشین:
این زبالههای چهارچرخ را با دلار ۴۵ هزار تومنی وارد کردید یا دلار ۴۸ هزار تومنی؟
یا مثل همیشه، «دلار مخصوص خواص» بوده و «فاکتور مخصوص مردم»؟
نتیجه مثل همیشه روشن است:
کاسبی با جان مردم، جیبدوزی با ارز دولتی، و فروش زباله به اسم ماشین.
@Eterazebazar
بنزهای از ردهخارجِ ۳۰ تا ۳۵ هزار دلاری، همان لگنهایی که چینیها حتی نگاهشان هم نمیکنند چون کیفیتشان از حد «خودرو» هم پایینتر است.
اما همین آهنپارههای مردود، در ایرانِ، ناگهان تبدیل میشوند به ۸ تا ۱۲ میلیارد تومان ثروت بادآورده برای دلالان و واردکنندگان نورچشمی.
سؤال ساده اما آتشین:
این زبالههای چهارچرخ را با دلار ۴۵ هزار تومنی وارد کردید یا دلار ۴۸ هزار تومنی؟
یا مثل همیشه، «دلار مخصوص خواص» بوده و «فاکتور مخصوص مردم»؟
نتیجه مثل همیشه روشن است:
کاسبی با جان مردم، جیبدوزی با ارز دولتی، و فروش زباله به اسم ماشین.
@Eterazebazar
«گرانیهای برنامهریزیشده؛ وقتی حاکمیت خودش آتش گرانی را روشن میکند و مردم را زیر فشار له میکند»
این روزها با یک سناریوی تکراری روبهرو هستیم: حاکمیت قدمبهقدم دارد گرانیها را «عادیسازی» میکند تا ذهن مردم را برای شوکهای بعدی آماده کند. کافی است فقط ۵۰۰ تکتومان به قیمت بنزین اضافه شود؛ آنوقت زنجیرهی گرانی مثل بمب میترکد و همهچیز از نو جهش میکند. مردم عادی همین حالا هم زیر بار قیمتهای سرسامآور در حال له شدن هستند—از تخممرغ و مرغ و گوشت و برنج و میوه گرفته تا کوچکترین نیازهای روزمره. و هر بار وعده میدهند که «کنترل میکنیم»، اما نتیجهاش فقط فقیرتر شدن مردم است.
اجارهخانهها هم که عملاً ستون فقرات مردم را خرد کرده. زندگی برای بخش بزرگی از جامعه تبدیل شده به یک مبارزهی فرسایشی، اما انگار عادت کردهایم و همین بیتفاوتی، دست مسئولان را برای فشارهای بیشتر باز گذاشته.
حالا در همین شرایط، حرف از گرانی آب و برق هم میزنند. درحالیکه سازندهها را مجبور کردهاند ۵۰۰ میلیون تومان پول آب بدهند، آنهم برای پروژهای که آخرش گفتهاند «آب نیست؛ بروید منبع بخرید، آب چاه بخرید»! اگر آب نیست، پس این ۵۰۰ میلیون تومان برای چه از مردم گرفتید؟ این رفتار چیزی جز دستبردن در جیب مردم نیست. بعد هم همین هزینههای الکی از جیب سازنده بیرون کشیده میشود و مستقیم روی قیمت مسکن مینشیند. یعنی خودشان با تصمیمهای عجیب و بیحسابشان، موتور گرانی را روشن میکنند و بعد نقش قربانی بازی میکنند.
در مورد نان هم ماجرا همین است. اواخر تیر قیمتها را پرسیدم؛ ۱۲۴ گفت بربری باید ۵۴۰۰ باشد و سنگک ۵۷۰۰. اما من بربری را ۱۰٬۷۰۰ میخریدم و سنگک را ۱۵٬۲۰۰! حتی آن آقایی که پشت خط بود گفت خودش هم همین قیمتها میخرد و نمیداند چرا اوضاع اینطور است! کیسه آرد را میدادند ۱۰۰ هزار تومان. یک ماه نگذشته بود که چند نانوایی را به جرم کمفروشی و گرانفروشی بستند، اما نتیجه چه شد؟ الان بربری ساده و بدون کنجد را ۱۱ هزار تومان میخرم. یعنی باز هم گرانتر، باز هم فشار بیشتر، و باز هم هیچ نظارتی که بهنفع مردم عمل کند.
سرجمع اینکه مسئولان با تصمیمهای غلط، بیبرنامه و پر از هزینهی پنهان، خودشان عامل اصلی گرانی و بدبختی مردمند—و بعد از مردم انتظار دارند ساکت بمانند و هر روز فشار بیشتری را «تحمل» کنند.
@Eterazebazar
این روزها با یک سناریوی تکراری روبهرو هستیم: حاکمیت قدمبهقدم دارد گرانیها را «عادیسازی» میکند تا ذهن مردم را برای شوکهای بعدی آماده کند. کافی است فقط ۵۰۰ تکتومان به قیمت بنزین اضافه شود؛ آنوقت زنجیرهی گرانی مثل بمب میترکد و همهچیز از نو جهش میکند. مردم عادی همین حالا هم زیر بار قیمتهای سرسامآور در حال له شدن هستند—از تخممرغ و مرغ و گوشت و برنج و میوه گرفته تا کوچکترین نیازهای روزمره. و هر بار وعده میدهند که «کنترل میکنیم»، اما نتیجهاش فقط فقیرتر شدن مردم است.
اجارهخانهها هم که عملاً ستون فقرات مردم را خرد کرده. زندگی برای بخش بزرگی از جامعه تبدیل شده به یک مبارزهی فرسایشی، اما انگار عادت کردهایم و همین بیتفاوتی، دست مسئولان را برای فشارهای بیشتر باز گذاشته.
حالا در همین شرایط، حرف از گرانی آب و برق هم میزنند. درحالیکه سازندهها را مجبور کردهاند ۵۰۰ میلیون تومان پول آب بدهند، آنهم برای پروژهای که آخرش گفتهاند «آب نیست؛ بروید منبع بخرید، آب چاه بخرید»! اگر آب نیست، پس این ۵۰۰ میلیون تومان برای چه از مردم گرفتید؟ این رفتار چیزی جز دستبردن در جیب مردم نیست. بعد هم همین هزینههای الکی از جیب سازنده بیرون کشیده میشود و مستقیم روی قیمت مسکن مینشیند. یعنی خودشان با تصمیمهای عجیب و بیحسابشان، موتور گرانی را روشن میکنند و بعد نقش قربانی بازی میکنند.
در مورد نان هم ماجرا همین است. اواخر تیر قیمتها را پرسیدم؛ ۱۲۴ گفت بربری باید ۵۴۰۰ باشد و سنگک ۵۷۰۰. اما من بربری را ۱۰٬۷۰۰ میخریدم و سنگک را ۱۵٬۲۰۰! حتی آن آقایی که پشت خط بود گفت خودش هم همین قیمتها میخرد و نمیداند چرا اوضاع اینطور است! کیسه آرد را میدادند ۱۰۰ هزار تومان. یک ماه نگذشته بود که چند نانوایی را به جرم کمفروشی و گرانفروشی بستند، اما نتیجه چه شد؟ الان بربری ساده و بدون کنجد را ۱۱ هزار تومان میخرم. یعنی باز هم گرانتر، باز هم فشار بیشتر، و باز هم هیچ نظارتی که بهنفع مردم عمل کند.
سرجمع اینکه مسئولان با تصمیمهای غلط، بیبرنامه و پر از هزینهی پنهان، خودشان عامل اصلی گرانی و بدبختی مردمند—و بعد از مردم انتظار دارند ساکت بمانند و هر روز فشار بیشتری را «تحمل» کنند.
@Eterazebazar
#ارسالی
«پزشکیان از تهران آمد قزوین… اما درد قزوین را ندید!»
پزشکیان از تهران بلند شد آمد قزوین، اما نه برای شنیدن فریاد ۳۲ هزار مالباخته؛
آمد تا برای مردم زخمیِ این استان از مشکل تهران بگوید!
واقعاً قرار است بحران تهران با سخنرانی در قزوین حل شود؟
شهر خودش زیر آوار پروندههای بلاتکلیف و سفرههای خالی در حال جاندادن است،
اما او جلوی همین مردم از «انتقال پایتخت» و «۵۰۰ هزار تومان هزینه هر مترمکعب آب تهران» حرف میزند.
قزوین هزار درد دارد—
اما مسئول از تهران آمده تا فقط دردِ تهران را تعریف کند.
مردم حق دارند بپرسند:
اگر حرف برای تهران است، چرا در تهران نمیگویید؟
و اگر به قزوین آمدید… چرا درد قزوین را نمیبینید؟
@Eterazebazar
«پزشکیان از تهران آمد قزوین… اما درد قزوین را ندید!»
پزشکیان از تهران بلند شد آمد قزوین، اما نه برای شنیدن فریاد ۳۲ هزار مالباخته؛
آمد تا برای مردم زخمیِ این استان از مشکل تهران بگوید!
واقعاً قرار است بحران تهران با سخنرانی در قزوین حل شود؟
شهر خودش زیر آوار پروندههای بلاتکلیف و سفرههای خالی در حال جاندادن است،
اما او جلوی همین مردم از «انتقال پایتخت» و «۵۰۰ هزار تومان هزینه هر مترمکعب آب تهران» حرف میزند.
قزوین هزار درد دارد—
اما مسئول از تهران آمده تا فقط دردِ تهران را تعریف کند.
مردم حق دارند بپرسند:
اگر حرف برای تهران است، چرا در تهران نمیگویید؟
و اگر به قزوین آمدید… چرا درد قزوین را نمیبینید؟
@Eterazebazar
گزارش بازار ارز
بازار ارز این روزها همچنان در حال نوسان و فشار بیوقفه بر زندگی مردم است.
💵 دلار آمریکا به ۱۱۳,۹۰۰ تومان رسیده، 💶 یورو ۱۳۱,۲۱۰ تومان، دلار کانادا ۸۳,۱۰۰ تومان و درهم امارات ۳۱,۴۰۰ تومان!
نرخ تتر هم ۱۱۳,۵۰۰ تومان است و اختلاف فاحش با نرخ رسمی، نشان میدهد بازار همچنان در بیثباتی و نابسامانی کامل به سر میبرد.
این جهشهای پیدرپی زندگی مردم عادی را فلج کرده؛ از خرید مایحتاج روزمره گرفته تا پساندازهای خرد.
هر روز فشار بیشتر، ریشههای فساد و ناکارآمدی اقتصادی عیانتر میشود و کسی پاسخگو نیست.
@Eterazebazar
بازار ارز این روزها همچنان در حال نوسان و فشار بیوقفه بر زندگی مردم است.
💵 دلار آمریکا به ۱۱۳,۹۰۰ تومان رسیده، 💶 یورو ۱۳۱,۲۱۰ تومان، دلار کانادا ۸۳,۱۰۰ تومان و درهم امارات ۳۱,۴۰۰ تومان!
نرخ تتر هم ۱۱۳,۵۰۰ تومان است و اختلاف فاحش با نرخ رسمی، نشان میدهد بازار همچنان در بیثباتی و نابسامانی کامل به سر میبرد.
این جهشهای پیدرپی زندگی مردم عادی را فلج کرده؛ از خرید مایحتاج روزمره گرفته تا پساندازهای خرد.
هر روز فشار بیشتر، ریشههای فساد و ناکارآمدی اقتصادی عیانتر میشود و کسی پاسخگو نیست.
@Eterazebazar
سفرهای میلیاردی، موز و شیرینی گرانقیمت و وعدههای پوچ
ممسنی و رستم سالهاست در زخم محرومیت غرقاند، اما هیچ درمانی برای آن نیست. با این حال، این شهرستانها بارها به صحنه نمایش وعدههای بینتیجه و رزومهسازی سیاسی بدل شدهاند؛ سفری پرهزینه و بیحاصل که بیشتر برای پرکردن پرونده سیاسی نمایندهها و فرمانداران است تا مردم و منطقه.
دههها تجربه نشان داده است: نه طرحی کلید خورده، نه وعدهای تحقق یافته و نه پروژهای تکمیل شده. اما همچنان قشونکشیهای سیاسی با رنگ و لعاب توسعه تکرار میشود؛ عادتی خطرناک که همانند پاشیدن نمک بر زخم محرومیت مردم است.
در حالی که دولت حتی در پرداخت حقوق کارکنان ناتوان است و تورم و بلاتکلیفی رمق معیشت مردم را ربوده، سفرهای میلیاردی و وعدههای رنگارنگ بیاعتنایی آشکار به درد و نیاز واقعی مردم به شمار میآیند.
ممسنی و رستم تنها نمونهای از هزاران سفر سیاسی بیحاصل نیستند؛ در قزوین و همه شهرهای کشور همین وضعیت تکرار میشود. هر بار چهرهها با کارناوال وعدههای میلیاردی وارد میشوند، میخورند موز و شیرینی و ناهار گرانقیمت، عکس یادگاری میگیرند و میروند(تنها خروجی واقعی )، بدون اینکه حتی یک پروژه عملی، یک طرح کلیدخورده یا یک اعتبار واقعی برای مردم باقی بماند.
مردم واقعی زیر فشار محرومیت، تورم و بیعملی مسئولان له میشوند، اما این نمایشها همچنان ادامه دارد؛ نمایشهایی پرهزینه، بینتیجه و انفجاری برای وجدان عمومی که تنها رزومه سیاسی افراد را پر میکند و درد مردم را عمیقتر میکند.
@Eterazebazar
ممسنی و رستم سالهاست در زخم محرومیت غرقاند، اما هیچ درمانی برای آن نیست. با این حال، این شهرستانها بارها به صحنه نمایش وعدههای بینتیجه و رزومهسازی سیاسی بدل شدهاند؛ سفری پرهزینه و بیحاصل که بیشتر برای پرکردن پرونده سیاسی نمایندهها و فرمانداران است تا مردم و منطقه.
دههها تجربه نشان داده است: نه طرحی کلید خورده، نه وعدهای تحقق یافته و نه پروژهای تکمیل شده. اما همچنان قشونکشیهای سیاسی با رنگ و لعاب توسعه تکرار میشود؛ عادتی خطرناک که همانند پاشیدن نمک بر زخم محرومیت مردم است.
در حالی که دولت حتی در پرداخت حقوق کارکنان ناتوان است و تورم و بلاتکلیفی رمق معیشت مردم را ربوده، سفرهای میلیاردی و وعدههای رنگارنگ بیاعتنایی آشکار به درد و نیاز واقعی مردم به شمار میآیند.
ممسنی و رستم تنها نمونهای از هزاران سفر سیاسی بیحاصل نیستند؛ در قزوین و همه شهرهای کشور همین وضعیت تکرار میشود. هر بار چهرهها با کارناوال وعدههای میلیاردی وارد میشوند، میخورند موز و شیرینی و ناهار گرانقیمت، عکس یادگاری میگیرند و میروند(تنها خروجی واقعی )، بدون اینکه حتی یک پروژه عملی، یک طرح کلیدخورده یا یک اعتبار واقعی برای مردم باقی بماند.
مردم واقعی زیر فشار محرومیت، تورم و بیعملی مسئولان له میشوند، اما این نمایشها همچنان ادامه دارد؛ نمایشهایی پرهزینه، بینتیجه و انفجاری برای وجدان عمومی که تنها رزومه سیاسی افراد را پر میکند و درد مردم را عمیقتر میکند.
@Eterazebazar
«۲۲ سال سرگردانی سهامداران؛ سند تکبرگ آماده است اما مسئولان همچنان سنگاندازی میکنند!»
حدود ۲۲ سال پیش، اعضای جهاد کشاورزی با جمعآوری مبالغی حدود هفت میلیارد تومان، زمینی معروف به «چهل بازه» را از مالک حقیقی خریداری کردند. اما بعد از مدتی، سازمان آب منطقهای خراسان با همکاری سازمان ثبت اسناد و برخی مسئولان، بخشی از زمین را به نام خود سند زدند و بین کارمندان خود تقسیم کردند.
بر اساس طرح تفصیلی سال ۱۳۷۸، برای زمین ۱۹۲۸ واحد مسکونی مجوز صادر شد، اما این موضوع منجر به ۲۲ سال سرگردانی، رفت و برگشت در دادگاهها و اتلاف وقت و انرژی سهامداران شد تا سرانجام، پس از صدور آراء مختلف، اسناد سازمان آب ابطال شد.
اکنون، علیرغم دریافت سند رسمی تکبرگ پس از طی مراحل کارشناسی و بررسیهای لازم، شهرداری، سازمان آب و برخی دیگر از مسئولان به بهانههای واهی از واگذاری زمین به سهامداران جلوگیری میکنند و آنها را همچنان سرگردان نگاه داشتهاند.
چرا شهردار هنوز صحبت از ابطال سند میکند؟ سند زمین پس از طی تمام مراحل قانونی و بررسیهای کارشناسی و اعمال ماده ۴۷۷ صادر شده است.
شهرداری بر اساس قرارداد مورخ ۲۶/۰۹/۱۳۹۹ با شرکت، که به تصویب شورای شهر رسیده، ۴۷.۵ درصد از ملک سهامداران را در ازای مجوز بلندمرتبهسازی و پروانه ساختمانی تصاحب کرده است؛ چرا اکنون از انجام تعهدات خودداری میکند؟
زمین مذکور پیش از ابطال سند به نام سازمان آب، دارای کاربری مسکونی بوده است؛ اکنون اعلام طرح تغییر کاربری به فضای سبز توسط شهردار، سوالات و اعتراض سهامداران را برانگیخته است.
این روند بیتوجهی به حقوق قانونی سهامداران، سنگاندازی در مسیر قانون و تضییع سرمایه مردم است و نشان میدهد که وعدهها و تعهدات مسئولان هنوز جزئی از نمایشهای بینتیجه و پرهزینهای هستند که هیچ سودی برای مردم ندارد.
@Eterazebazar
حدود ۲۲ سال پیش، اعضای جهاد کشاورزی با جمعآوری مبالغی حدود هفت میلیارد تومان، زمینی معروف به «چهل بازه» را از مالک حقیقی خریداری کردند. اما بعد از مدتی، سازمان آب منطقهای خراسان با همکاری سازمان ثبت اسناد و برخی مسئولان، بخشی از زمین را به نام خود سند زدند و بین کارمندان خود تقسیم کردند.
بر اساس طرح تفصیلی سال ۱۳۷۸، برای زمین ۱۹۲۸ واحد مسکونی مجوز صادر شد، اما این موضوع منجر به ۲۲ سال سرگردانی، رفت و برگشت در دادگاهها و اتلاف وقت و انرژی سهامداران شد تا سرانجام، پس از صدور آراء مختلف، اسناد سازمان آب ابطال شد.
اکنون، علیرغم دریافت سند رسمی تکبرگ پس از طی مراحل کارشناسی و بررسیهای لازم، شهرداری، سازمان آب و برخی دیگر از مسئولان به بهانههای واهی از واگذاری زمین به سهامداران جلوگیری میکنند و آنها را همچنان سرگردان نگاه داشتهاند.
چرا شهردار هنوز صحبت از ابطال سند میکند؟ سند زمین پس از طی تمام مراحل قانونی و بررسیهای کارشناسی و اعمال ماده ۴۷۷ صادر شده است.
شهرداری بر اساس قرارداد مورخ ۲۶/۰۹/۱۳۹۹ با شرکت، که به تصویب شورای شهر رسیده، ۴۷.۵ درصد از ملک سهامداران را در ازای مجوز بلندمرتبهسازی و پروانه ساختمانی تصاحب کرده است؛ چرا اکنون از انجام تعهدات خودداری میکند؟
زمین مذکور پیش از ابطال سند به نام سازمان آب، دارای کاربری مسکونی بوده است؛ اکنون اعلام طرح تغییر کاربری به فضای سبز توسط شهردار، سوالات و اعتراض سهامداران را برانگیخته است.
این روند بیتوجهی به حقوق قانونی سهامداران، سنگاندازی در مسیر قانون و تضییع سرمایه مردم است و نشان میدهد که وعدهها و تعهدات مسئولان هنوز جزئی از نمایشهای بینتیجه و پرهزینهای هستند که هیچ سودی برای مردم ندارد.
@Eterazebazar
بازار کالاهای اساسی؛ تورم بیرحم و وعدههای بینتیجه
بازار کالاهای اساسی در هفته منتهی به ۲۹ آبان ۱۴۰۴، چهرهای نگرانکننده و دردناک از فشار تورم بر سفره مردم نشان داد.
بازار لبنیات:
افزایش لجامگسیخته قیمت لبنیات از ابتدای سال، بسیاری از خانوادهها را مجبور کرده تا برای صبحانه تنها به خرید پنیر بسنده کنند و سایر اقلام را حذف کنند. قیمتها به قدری سرسامآور است که حتی با نرخ تورم ۴۰ درصدی، بسیاری از فرآوردهها از دسترس مردم عادی خارج شدهاند.
سخنگوی انجمن صنایع لبنی میگوید صنعت لبنیات نیازی به نظارت خاص ندارد، اما واقعیت این است که مردم باید برای تغذیه فرزندان خود قربانی گرانیها شوند.
در همین حال، قیمت گوشت مرغ و تخممرغ نیز بالا رفته و هر شانه تخم مرغ تقریباً ۲۳۰ هزار تومان فروخته میشود؛ نمونهای دیگر از بینظمی و نابهسامانی بازار که فشار اقتصادی بر مردم را دوچندان میکند.
بازار برنج:
افزایش حدود ۱۸۰ درصدی قیمت برنج ایرانی در سال جاری، وضعیت معیشتی مردم را بیش از پیش تحت فشار قرار داده است. خطای آماری وزارت جهاد کشاورزی در اعلام میزان تولید، باعث شده کسری ۱.۴ میلیون تن برنج از طریق واردات جبران نشود و قیمتها به سطوح غیرقابل تحمل برسد. بازار برنج وارداتی نیز در وضعیت بحرانی قرار دارد و کنترل قیمتها همچنان ناکارآمد است.
طرحهایی مانند شارژ کالابرگ الکترونیک هنوز به مرحله اجرایی نرسیدهاند و خانوارهای اول تا هفتم تنها از نظر روانی شاید تغییری حس کنند، نه در قدرت خرید واقعی.
مردم عادی تحت فشار تورم و گرانی بیسابقه هستند، وضعیت بازار کالاهای اساسی نشان میدهد که وعدههای بینتیجه و ناکارآمدی سیاستگذاران، سفره مردم را خالیتر و خشم عمومی را عمیقتر میکند.
@Eterazebazar
بازار کالاهای اساسی در هفته منتهی به ۲۹ آبان ۱۴۰۴، چهرهای نگرانکننده و دردناک از فشار تورم بر سفره مردم نشان داد.
بازار لبنیات:
افزایش لجامگسیخته قیمت لبنیات از ابتدای سال، بسیاری از خانوادهها را مجبور کرده تا برای صبحانه تنها به خرید پنیر بسنده کنند و سایر اقلام را حذف کنند. قیمتها به قدری سرسامآور است که حتی با نرخ تورم ۴۰ درصدی، بسیاری از فرآوردهها از دسترس مردم عادی خارج شدهاند.
سخنگوی انجمن صنایع لبنی میگوید صنعت لبنیات نیازی به نظارت خاص ندارد، اما واقعیت این است که مردم باید برای تغذیه فرزندان خود قربانی گرانیها شوند.
در همین حال، قیمت گوشت مرغ و تخممرغ نیز بالا رفته و هر شانه تخم مرغ تقریباً ۲۳۰ هزار تومان فروخته میشود؛ نمونهای دیگر از بینظمی و نابهسامانی بازار که فشار اقتصادی بر مردم را دوچندان میکند.
بازار برنج:
افزایش حدود ۱۸۰ درصدی قیمت برنج ایرانی در سال جاری، وضعیت معیشتی مردم را بیش از پیش تحت فشار قرار داده است. خطای آماری وزارت جهاد کشاورزی در اعلام میزان تولید، باعث شده کسری ۱.۴ میلیون تن برنج از طریق واردات جبران نشود و قیمتها به سطوح غیرقابل تحمل برسد. بازار برنج وارداتی نیز در وضعیت بحرانی قرار دارد و کنترل قیمتها همچنان ناکارآمد است.
طرحهایی مانند شارژ کالابرگ الکترونیک هنوز به مرحله اجرایی نرسیدهاند و خانوارهای اول تا هفتم تنها از نظر روانی شاید تغییری حس کنند، نه در قدرت خرید واقعی.
مردم عادی تحت فشار تورم و گرانی بیسابقه هستند، وضعیت بازار کالاهای اساسی نشان میدهد که وعدههای بینتیجه و ناکارآمدی سیاستگذاران، سفره مردم را خالیتر و خشم عمومی را عمیقتر میکند.
@Eterazebazar
در نشست دورهای شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی، پیشنویس قطعنامه پیشنهادی بریتانیا، فرانسه، آلمان و ایالات متحده درباره ایران با ۱۹ رأی موافق، ۱۲ ممتنع و ۳ رأی مخالف تصویب شد.
این قطعنامه خواستار آن است که آژانس همچنان گزارشدهی دقیق دربارۀ وضعیت برنامه هستهای ایران را ادامه دهد و تهران نیز بهسرعت با درخواستهای فنی و نظارتی آژانس هماهنگ شود؛ از جمله فراهمکردن دسترسی کامل بازرسان به سایتهایی که پیشتر هدف حملات قرار گرفتهاند.
رافائل گروسی، مدیرکل آژانس، در آغاز نشست تأکید کرده بود که تعیین تکلیف وضعیت ذخایر اورانیوم غنیشدۀ ایران باید فوراً روشن شود و آژانس نیاز دارد هرچه زودتر این موارد را راستیآزمایی کند.
در متن نهایی قطعنامه نیز بار دیگر از تهران خواسته شده که به ابهامات باقیمانده دربارۀ فعالیتهای هستهای خود پاسخ دهد و همکاری کامل با آژانس را از سر گیرد.
@Eterazebazar
این قطعنامه خواستار آن است که آژانس همچنان گزارشدهی دقیق دربارۀ وضعیت برنامه هستهای ایران را ادامه دهد و تهران نیز بهسرعت با درخواستهای فنی و نظارتی آژانس هماهنگ شود؛ از جمله فراهمکردن دسترسی کامل بازرسان به سایتهایی که پیشتر هدف حملات قرار گرفتهاند.
رافائل گروسی، مدیرکل آژانس، در آغاز نشست تأکید کرده بود که تعیین تکلیف وضعیت ذخایر اورانیوم غنیشدۀ ایران باید فوراً روشن شود و آژانس نیاز دارد هرچه زودتر این موارد را راستیآزمایی کند.
در متن نهایی قطعنامه نیز بار دیگر از تهران خواسته شده که به ابهامات باقیمانده دربارۀ فعالیتهای هستهای خود پاسخ دهد و همکاری کامل با آژانس را از سر گیرد.
@Eterazebazar
کالابرگ آبان رسماً منتفی شد؛ دوباره وعده، دوباره تعویق، دوباره بیبرنامگی!
در حالیکه مردم زیر فشار گرانی کمر خم کردهاند و آخرین روزهای آبان نفسهایشان را به شماره انداخته، مسئولان رسماً اعلام کردند که در این هفته هیچ کالابرگی توزیع نمیشود؛ یعنی دوباره همان سناریوی تکراریِ وعدههای نصفهنیمه بدون اجرای واقعی.
در برنامه «گفتوگوی ویژه خبری»، وقتی مجری با صراحت پرسید: «یعنی این هفته کالابرگ نداریم؟»
مقام مسئول وزارت کار هم با همان لحن آشنا گفت:
«تکلیف طرح هفته آینده مشخص میشود.»
یعنی مردم باز هم باید منتظر باشن، امیدوار باشن، و در نهایت ناامید برگردن سر سفرهای که هر روز خالیتر میشود.
دلیل تعویق چیست؟
برای اجرای هر دوره کالابرگ ۲۵ همت نیاز است اما فقط ۵ همت تأمین شده؛ یعنی حدود یکپنجمِ منابع لازم. سازمان برنامه و بودجه هم همچنان در حالت «اگر شد، شاید، هنوز فرصت هست» به سر میبرد.
در عمل یعنی چه؟
یعنی طرحی که قرار بود بخشی از فشار تورم را کم کند، خودش تبدیل به نماد آشفتگی مالی و ناتوانی مدیریتی شده؛ طرحی که هر ماه وعده داده میشود اما در نهایت به آخرین روز ماه که میرسیم، همان جمله تکراری را میشنویم: هنوز منابع تأمین نشده است.
مردم ماندهاند با گرانی نجومی کالاهای اساسی و مسئولانی که حتی اجرای یک طرح حمایتی ساده را هم نمیتوانند سر موعد انجام دهند.
@Eterazebazar
در حالیکه مردم زیر فشار گرانی کمر خم کردهاند و آخرین روزهای آبان نفسهایشان را به شماره انداخته، مسئولان رسماً اعلام کردند که در این هفته هیچ کالابرگی توزیع نمیشود؛ یعنی دوباره همان سناریوی تکراریِ وعدههای نصفهنیمه بدون اجرای واقعی.
در برنامه «گفتوگوی ویژه خبری»، وقتی مجری با صراحت پرسید: «یعنی این هفته کالابرگ نداریم؟»
مقام مسئول وزارت کار هم با همان لحن آشنا گفت:
«تکلیف طرح هفته آینده مشخص میشود.»
یعنی مردم باز هم باید منتظر باشن، امیدوار باشن، و در نهایت ناامید برگردن سر سفرهای که هر روز خالیتر میشود.
دلیل تعویق چیست؟
برای اجرای هر دوره کالابرگ ۲۵ همت نیاز است اما فقط ۵ همت تأمین شده؛ یعنی حدود یکپنجمِ منابع لازم. سازمان برنامه و بودجه هم همچنان در حالت «اگر شد، شاید، هنوز فرصت هست» به سر میبرد.
در عمل یعنی چه؟
یعنی طرحی که قرار بود بخشی از فشار تورم را کم کند، خودش تبدیل به نماد آشفتگی مالی و ناتوانی مدیریتی شده؛ طرحی که هر ماه وعده داده میشود اما در نهایت به آخرین روز ماه که میرسیم، همان جمله تکراری را میشنویم: هنوز منابع تأمین نشده است.
مردم ماندهاند با گرانی نجومی کالاهای اساسی و مسئولانی که حتی اجرای یک طرح حمایتی ساده را هم نمیتوانند سر موعد انجام دهند.
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جنگلهای هیرکانی
همزمان آتش به چند نقطه دیگر هم سرایت کرده و دامنه فاجعه هر لحظه گستردهتر میشود.
این فقط یک حادثه نیست؛ هشدارِ بلندِ طبیعت است.
این جنگلها—جنگلهای هیرکانی، میراث هزارانساله—نه چوب و نه خاک،
«جان» هستند. نفس کشورند. ریشههای زندهاند.
اما هر سال باید همان صحنه تکرار شود:
آتش، دود، نابودی… و مدیریتی که همیشه دیر میرسد.
جنگل میسوزد، مردم میسوزند، و باز هم کسی پاسخ نمیدهد که چرا هیچ برنامه جدی برای حفاظت، پیشگیری و مهار سریع این فاجعههای تکراری وجود ندارد؟
این درختها سرمایه نیستند؛
تاریخ و آینده ما هستند.
و امروز، درست جلوی چشمان ما، دارند خاموش میشوند… نه فقط زیر شعلههای آتش،
بلکه زیر بیتوجهی و کوتاهی مسئولانی که هر سال تنها «قول» میدهند.
@Eterazebazar
همزمان آتش به چند نقطه دیگر هم سرایت کرده و دامنه فاجعه هر لحظه گستردهتر میشود.
این فقط یک حادثه نیست؛ هشدارِ بلندِ طبیعت است.
این جنگلها—جنگلهای هیرکانی، میراث هزارانساله—نه چوب و نه خاک،
«جان» هستند. نفس کشورند. ریشههای زندهاند.
اما هر سال باید همان صحنه تکرار شود:
آتش، دود، نابودی… و مدیریتی که همیشه دیر میرسد.
جنگل میسوزد، مردم میسوزند، و باز هم کسی پاسخ نمیدهد که چرا هیچ برنامه جدی برای حفاظت، پیشگیری و مهار سریع این فاجعههای تکراری وجود ندارد؟
این درختها سرمایه نیستند؛
تاریخ و آینده ما هستند.
و امروز، درست جلوی چشمان ما، دارند خاموش میشوند… نه فقط زیر شعلههای آتش،
بلکه زیر بیتوجهی و کوتاهی مسئولانی که هر سال تنها «قول» میدهند.
@Eterazebazar
«بنزین ۵۵۰۰؛ تکذیب شد، اما آزمون اعصاب مردم همچنان ادامه دارد!»
وزارت نفت ضمن رد این ادعا تأکید کرد خبر منتشرشده درباره عرضه بنزین آزاد با نرخ ۵۵۰۰ تومان از شامگاه ۳۰ آبانماه صحت ندارد./ایسنا
اول شایعه «بنزین ۵۵۰۰» را مثل یک نارنجک روانی وسط جامعه میاندازند؛
میبینند مردم چه میگویند، چقدر واکنش نشان میدهند، چقدر تحمل دارند…
بعد که موج نگرانی بالا میرود، با لبخند میگویند: «خبر تکذیب شد!»
این روش سالهاست تکرار میشود؛
نه برای اطلاعرسانی، بلکه برای سنجش اعصاب مردم.
مشکلات با شایعهپراکنی، تکذیب دقیقه نودی و مدیریت ترس حل نمیشود.
@Eterazebazar
وزارت نفت ضمن رد این ادعا تأکید کرد خبر منتشرشده درباره عرضه بنزین آزاد با نرخ ۵۵۰۰ تومان از شامگاه ۳۰ آبانماه صحت ندارد./ایسنا
اول شایعه «بنزین ۵۵۰۰» را مثل یک نارنجک روانی وسط جامعه میاندازند؛
میبینند مردم چه میگویند، چقدر واکنش نشان میدهند، چقدر تحمل دارند…
بعد که موج نگرانی بالا میرود، با لبخند میگویند: «خبر تکذیب شد!»
این روش سالهاست تکرار میشود؛
نه برای اطلاعرسانی، بلکه برای سنجش اعصاب مردم.
مشکلات با شایعهپراکنی، تکذیب دقیقه نودی و مدیریت ترس حل نمیشود.
@Eterazebazar
«دستمزد کارگران حتی برای ۱۰ روز کافی نیست؛ شورای عالی کار فقط نمایش میدهد!»
«شورای عالی کار: جلس حرف برای رسانه ها است !
دستمزد فعلی کارگران حتی برای ۱۰ روز هم کفاف نمیدهد، اما هر سال همین نمایش تکراری برگزار میشود:
جلسات شورای عالی کار تشکیل میشود، سخنرانی میشود، وعده داده میشود… و دوباره آخر سال همه چیز به همان روال قبل برمیگردد.
هر سال همان سناریو: مثلا نماینده کارگران حرف میزند، رسانهها مینویسند… و بعد سال تمام میشود، هیچ تغییری رخ نداده است!
جلسات شورای عالی کار فقط برای نمایش است، نه حل مشکل کارگران.
کارگران فریاد میزنند، اما جایی برای اعتراض واقعی نیست؛
همه وعدهها حرف است،ولی زندگی کارگران زیر فشار تورم و دستمزد ناچیز ادامه دارد.
در هفته آینده دوباره مذاکرات مزدی آغاز میشود؛
اما کارگران با تجربه سالها فریب و نمایش، میدانند که این جلسات بیشتر شبیه اجرای تئاتر برای رسانهها است ، نه پاسخ واقعی به فشار زندگی روزمره آنها.
@Eterazebazar
«شورای عالی کار: جلس حرف برای رسانه ها است !
دستمزد فعلی کارگران حتی برای ۱۰ روز هم کفاف نمیدهد، اما هر سال همین نمایش تکراری برگزار میشود:
جلسات شورای عالی کار تشکیل میشود، سخنرانی میشود، وعده داده میشود… و دوباره آخر سال همه چیز به همان روال قبل برمیگردد.
هر سال همان سناریو: مثلا نماینده کارگران حرف میزند، رسانهها مینویسند… و بعد سال تمام میشود، هیچ تغییری رخ نداده است!
جلسات شورای عالی کار فقط برای نمایش است، نه حل مشکل کارگران.
کارگران فریاد میزنند، اما جایی برای اعتراض واقعی نیست؛
همه وعدهها حرف است،ولی زندگی کارگران زیر فشار تورم و دستمزد ناچیز ادامه دارد.
در هفته آینده دوباره مذاکرات مزدی آغاز میشود؛
اما کارگران با تجربه سالها فریب و نمایش، میدانند که این جلسات بیشتر شبیه اجرای تئاتر برای رسانهها است ، نه پاسخ واقعی به فشار زندگی روزمره آنها.
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«هیرکانی میسوزد؛ حکومت فقط نگاه میکند!»
جنگلهای هیرکانی از ۱۱ آبان تا امروز بیدفاع وسط شعلهها رها شدهاند؛
هشت هکتار از یکی از کهنترین جنگلهای جهان در روستای الیت، دو هفته است میسوزد و هیچ تجهیزات جدی اطفا، هیچ مدیریت بحران، هیچ برنامهای در کار نیست.
فعالان محلی با صدایی شکسته میگویند: «چقدر ما تنها ماندهایم…»
و حق دارند—چون اینجا، حتی موزه زنده دوران باستان هم باید تنها بسوزد تا ناتوانی، بیعملی و بیتوجهی مسئولان روشنتر دیده شود.
هیرکانی دارد خاکستر میشود؛ و انگار تنها کاری که مانده، تماشا و گرفتن عکس و فیلم یادگاری از خودشان است.»
@Eterazebazar
جنگلهای هیرکانی از ۱۱ آبان تا امروز بیدفاع وسط شعلهها رها شدهاند؛
هشت هکتار از یکی از کهنترین جنگلهای جهان در روستای الیت، دو هفته است میسوزد و هیچ تجهیزات جدی اطفا، هیچ مدیریت بحران، هیچ برنامهای در کار نیست.
فعالان محلی با صدایی شکسته میگویند: «چقدر ما تنها ماندهایم…»
و حق دارند—چون اینجا، حتی موزه زنده دوران باستان هم باید تنها بسوزد تا ناتوانی، بیعملی و بیتوجهی مسئولان روشنتر دیده شود.
هیرکانی دارد خاکستر میشود؛ و انگار تنها کاری که مانده، تماشا و گرفتن عکس و فیلم یادگاری از خودشان است.»
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کاشان
«دختران در میدان، مادران پشت در؛ کاشان صحنه تحقیر رسمی زنان شد!
در کاشان، مادرانی که کیلومترها راه آمدند تا فقط ساکت روی صندلیهای خالی بنشینند و مسابقه دخترانشان را ببینند، پشت درهای بسته ماندند.
برگزارکنندگان نهتنها اجازه ورود ندادند، بلکه تهدید کردند:
«اگر مادرها بیایند، دخترها را از مسابقه حذف میکنیم.»
در بسیاری از جاهای کشور همین داستان تکرار میشود:
این فقط ممنوعیت نیست—
تحقیر آشکار است.
زن در این حکومت فقط باید بسازد و بسوزد؛ حتی نگاه کردن هم برایش ممنوع است.»
@Eterazebazar
«دختران در میدان، مادران پشت در؛ کاشان صحنه تحقیر رسمی زنان شد!
در کاشان، مادرانی که کیلومترها راه آمدند تا فقط ساکت روی صندلیهای خالی بنشینند و مسابقه دخترانشان را ببینند، پشت درهای بسته ماندند.
برگزارکنندگان نهتنها اجازه ورود ندادند، بلکه تهدید کردند:
«اگر مادرها بیایند، دخترها را از مسابقه حذف میکنیم.»
در بسیاری از جاهای کشور همین داستان تکرار میشود:
این فقط ممنوعیت نیست—
تحقیر آشکار است.
زن در این حکومت فقط باید بسازد و بسوزد؛ حتی نگاه کردن هم برایش ممنوع است.»
@Eterazebazar