This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 کشاورزان غرب اصفهان در همبستگی با کشاورزان شرق اصفهان به اجتماع اعتراضی آنان با خواست حقابه قانونی پیوستند.
🆔
https://t.me/ettehad
✉️ 🔚 tamas
https://t.me/Ettehadyeh20
🆔
https://t.me/ettehad
✉️ 🔚 tamas
https://t.me/Ettehadyeh20
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 مراسم استقبال از نوروز و بهار و شادی در بخش صاحب شهرستان سقز با حضور هزاران نفر برگزار شد.
🆔
https://t.me/ettehad
✉️ 🔚 tamas
https://t.me/Ettehadyeh20
🆔
https://t.me/ettehad
✉️ 🔚 tamas
https://t.me/Ettehadyeh20
🔴 صفحه نخست #روزنامه های امروز شنبه ۲۵ اسفند ماه ۱۴۰۳
🆔
https://t.me/ettehad
✉️ 🔚 tamas
https://t.me/Ettehadyeh20
🆔
https://t.me/ettehad
✉️ 🔚 tamas
https://t.me/Ettehadyeh20
🔴 به هنگام تخریب خانههای غربتیها، اشک میریختم چون آنها هم انسان بودند" /تلخیص روایتی از باز ماندگان "محله غربت" خاک سفید بعد از ۲۴
اتحادیه آزاد کارگران ایران: "به هنگام تخریب خانههای غربتیها، اشک میریختم چون آنها هم انسان بودند" تلخیص روایتی است از بنفشه سام گیس، خبرنگار روزنامه اعتماد، از بازماندگان "محله غربت" خاک سفید بعد از ۲۴ سال. ما در اینجا نظر خوانندگان محترم را به گوشه هایی از این روایت جلب میکنیم. علاقه مندان میتوانند روایت کامل آنرا در لینک زیر، بر گفته از روزنامه اعتماد، بخوانند.
....."کوچه عربا" گذری با عرض کمتر از ۱۰۰ متر و با درازای کمتر از ۵۰۰ متر، ناف محله غربت خاکسفید بود. اعتبار تمام قصههایی که درباره خاک سفید ساخته شد، با "کوچه عربا" شروع و تمام میشد؛ کوچهای که از سر تا تهش، غربتینشین بودند و قید "غربت" را بر هویتشان، عار نمیدانستند و به جای نام فامیل نداشتهشان "غربتی" مینشاندند؛ ناصر غربتی، سعید غربتی و... غربتیها، کوچ روهای اهل کردستان و گلستان و مازندران و سیستان بودند که در کوران هیجانات زمستان ۱۳۵۷، خودشان را به تهران رساندند تا اگر سهمی از آب و گِل وطنی توزیع میشود، گوشهای هم کف دست آنها بنشیند اگرچه که ماهیت زندگیشان سیاقی داشت از جنس همیشه در راه بودن و دندان تعلق به هر چه غیرمنقول را از عصب سوزاندن. اما وقتی جای پایشان روی خاک نامهربان تهران نقش انداخت، بدگِلترین سهم نصیبشان شد در بیابانی سفیدک زده که زمینش، مِلک فراریها بود و آب و برقش، دزدی بود و تک و توک سکنهاش، مردمی که با گچ کشیدن روی سینه زمین، هر طور و هر چند متر که دلشان خواسته بود حریم مالکیتشان را تعیین کرده بودند. اینجا، ته شهر بود و ته بدبختی. غربتیها، که هم لهجهشان و هم رنگ چرکمرد پوستشان و هم تراز اسباب صورتشان ناخواستنی بود برای غریبهها، همین ته شهر جا خوش کردند و به تقلید همسایه، تکه گچی به دست گرفتند و وسعتی خیلی بزرگتر از حریم یک خانه و بلکه به اندازه حداقل ۵۰ یا ۱۰۰ خانه روی زمین خط کشیدند و "کوچه عربا" اینطور متولد شد.......
"زندگی بچههای غربت از قمار و سرقت و خرید و فروش تریاک و هرویین و حشیش و مشروب تامین میشد. بین خودشون دعواهای کوچیک داشتن ولی بابت رفاقت، کم نمیگذاشتن. غربتیا بیسواد بودن، شناسنامه نداشتن، شغلی نداشتن، با اون ظاهر و قیافهشون، محبوب نبودن، بیادب و بیفرهنگ بودن چون برای زندگی صحیح آموزش ندیده بودن، چارهای نداشتن جز اینکه با کار خلاف خرجشون رو جور کنن. اوایل، تعدادیشون با رقص و آواز خیابونی و گدایی زندگی میکردن ولی اونا هم مجبور شدن مواد بفروشن. همون زمان، شاید اگه یه سازمانی از اینا حمایت میکرد، اصلا محله غربت شکل نمیگرفت. الان دیگه از محله غربت اثری نیست ولی توی تمام کوچههای خاک سفید یکی دو تا مواد فروش پیدا میکنی. من ۱۵ ساله که پاکم ولی میدونم که از بلوار پروین تا آخر خیابون احسان، چند برابر فروشندههای محله غربت مشغول فروش موادن. امروز، کوچه عربا دیگه فقط محدود به یه کوچه نیست. اگه فرض کنیم که خاک سفید ۵۰۰ تا کوچه داشته باشه، الان همه این ۵۰۰ تا کوچه برای خودشون یه کوچه عربان."
......
سرهنگ میم، یکی از مامورانی است که بامداد ۶ اسفند ۱۳۷۹ در عملیات حمله پلیس به محله غربت حضور داشت. ۲۴سال بعد از این عملیات، این سرهنگ و مامور مبارزه با مواد مخدر، همچنان میخواهد که گمنام بماند. سرهنگ میم جواب خیلی از سوالها را نمیدهد و در جواب خیلی از سوالها درباره شیوههای شناسایی و نفوذ به محله سکوت میکند......
"......اغلب دستگیرشدهها و حتی افرادی که به بهزیستی منتقل شده بودن، بعد از یک سال یا چند ماه آزاد شدن و دوباره به سطح شهر برگشتن و چون هیچ شغل و حمایتی نداشتن، به صورت گسترده و پراکنده و با قدرت بیشتر به اعمال خلاف مشغول شدن. عملیات تخریب محله غربت، طرح بسیار موفقی بود ولی بعد از اجرا متوجه شدیم که هدف طرح، فقط پاک کردن صورت مساله بوده و بس"
سرهنگ میم، خاطراتش را این طور تمام میکند: "همهاش وحشتناک بود. وقتی هزار نفر رو توی یه منطقه دستگیر میکنی واقعا وحشتناکه. بعد از انتقال این جمعیت به اتوبوسا، بولدوزر به کار افتاد تا خونههای کل محله غربت رو خراب کنه. هنوز این تصویر از یادم نمیره. قصد ما، خراب کردن خونه مردم نبود ولی اون خونهها هم خونه نبود. مجسم کن که یک خانوادهای رو یا حتی چند نفر مرد و زن مجرد رو از یه خونه بیرون میاری و پشت سر این آدما، بولدوزر خونه این آدما رو با خاک یکسان میکنه. بیخانمان کردن آدما خیلی دردناک بود. درسته که بعدها شهرداری پول این خونهها رو با این خانوادهها حساب کرد ولی تصویری که به یاد من مونده واقعا وحشتناکه. من در تمام مدتی که بولدوزر این خونهها رو خراب میکرد، اشک میریختم. ما آدما رو از خونهشون بیرون انداخته بودیم.
اتحادیه آزاد کارگران ایران: "به هنگام تخریب خانههای غربتیها، اشک میریختم چون آنها هم انسان بودند" تلخیص روایتی است از بنفشه سام گیس، خبرنگار روزنامه اعتماد، از بازماندگان "محله غربت" خاک سفید بعد از ۲۴ سال. ما در اینجا نظر خوانندگان محترم را به گوشه هایی از این روایت جلب میکنیم. علاقه مندان میتوانند روایت کامل آنرا در لینک زیر، بر گفته از روزنامه اعتماد، بخوانند.
....."کوچه عربا" گذری با عرض کمتر از ۱۰۰ متر و با درازای کمتر از ۵۰۰ متر، ناف محله غربت خاکسفید بود. اعتبار تمام قصههایی که درباره خاک سفید ساخته شد، با "کوچه عربا" شروع و تمام میشد؛ کوچهای که از سر تا تهش، غربتینشین بودند و قید "غربت" را بر هویتشان، عار نمیدانستند و به جای نام فامیل نداشتهشان "غربتی" مینشاندند؛ ناصر غربتی، سعید غربتی و... غربتیها، کوچ روهای اهل کردستان و گلستان و مازندران و سیستان بودند که در کوران هیجانات زمستان ۱۳۵۷، خودشان را به تهران رساندند تا اگر سهمی از آب و گِل وطنی توزیع میشود، گوشهای هم کف دست آنها بنشیند اگرچه که ماهیت زندگیشان سیاقی داشت از جنس همیشه در راه بودن و دندان تعلق به هر چه غیرمنقول را از عصب سوزاندن. اما وقتی جای پایشان روی خاک نامهربان تهران نقش انداخت، بدگِلترین سهم نصیبشان شد در بیابانی سفیدک زده که زمینش، مِلک فراریها بود و آب و برقش، دزدی بود و تک و توک سکنهاش، مردمی که با گچ کشیدن روی سینه زمین، هر طور و هر چند متر که دلشان خواسته بود حریم مالکیتشان را تعیین کرده بودند. اینجا، ته شهر بود و ته بدبختی. غربتیها، که هم لهجهشان و هم رنگ چرکمرد پوستشان و هم تراز اسباب صورتشان ناخواستنی بود برای غریبهها، همین ته شهر جا خوش کردند و به تقلید همسایه، تکه گچی به دست گرفتند و وسعتی خیلی بزرگتر از حریم یک خانه و بلکه به اندازه حداقل ۵۰ یا ۱۰۰ خانه روی زمین خط کشیدند و "کوچه عربا" اینطور متولد شد.......
"زندگی بچههای غربت از قمار و سرقت و خرید و فروش تریاک و هرویین و حشیش و مشروب تامین میشد. بین خودشون دعواهای کوچیک داشتن ولی بابت رفاقت، کم نمیگذاشتن. غربتیا بیسواد بودن، شناسنامه نداشتن، شغلی نداشتن، با اون ظاهر و قیافهشون، محبوب نبودن، بیادب و بیفرهنگ بودن چون برای زندگی صحیح آموزش ندیده بودن، چارهای نداشتن جز اینکه با کار خلاف خرجشون رو جور کنن. اوایل، تعدادیشون با رقص و آواز خیابونی و گدایی زندگی میکردن ولی اونا هم مجبور شدن مواد بفروشن. همون زمان، شاید اگه یه سازمانی از اینا حمایت میکرد، اصلا محله غربت شکل نمیگرفت. الان دیگه از محله غربت اثری نیست ولی توی تمام کوچههای خاک سفید یکی دو تا مواد فروش پیدا میکنی. من ۱۵ ساله که پاکم ولی میدونم که از بلوار پروین تا آخر خیابون احسان، چند برابر فروشندههای محله غربت مشغول فروش موادن. امروز، کوچه عربا دیگه فقط محدود به یه کوچه نیست. اگه فرض کنیم که خاک سفید ۵۰۰ تا کوچه داشته باشه، الان همه این ۵۰۰ تا کوچه برای خودشون یه کوچه عربان."
......
سرهنگ میم، یکی از مامورانی است که بامداد ۶ اسفند ۱۳۷۹ در عملیات حمله پلیس به محله غربت حضور داشت. ۲۴سال بعد از این عملیات، این سرهنگ و مامور مبارزه با مواد مخدر، همچنان میخواهد که گمنام بماند. سرهنگ میم جواب خیلی از سوالها را نمیدهد و در جواب خیلی از سوالها درباره شیوههای شناسایی و نفوذ به محله سکوت میکند......
"......اغلب دستگیرشدهها و حتی افرادی که به بهزیستی منتقل شده بودن، بعد از یک سال یا چند ماه آزاد شدن و دوباره به سطح شهر برگشتن و چون هیچ شغل و حمایتی نداشتن، به صورت گسترده و پراکنده و با قدرت بیشتر به اعمال خلاف مشغول شدن. عملیات تخریب محله غربت، طرح بسیار موفقی بود ولی بعد از اجرا متوجه شدیم که هدف طرح، فقط پاک کردن صورت مساله بوده و بس"
سرهنگ میم، خاطراتش را این طور تمام میکند: "همهاش وحشتناک بود. وقتی هزار نفر رو توی یه منطقه دستگیر میکنی واقعا وحشتناکه. بعد از انتقال این جمعیت به اتوبوسا، بولدوزر به کار افتاد تا خونههای کل محله غربت رو خراب کنه. هنوز این تصویر از یادم نمیره. قصد ما، خراب کردن خونه مردم نبود ولی اون خونهها هم خونه نبود. مجسم کن که یک خانوادهای رو یا حتی چند نفر مرد و زن مجرد رو از یه خونه بیرون میاری و پشت سر این آدما، بولدوزر خونه این آدما رو با خاک یکسان میکنه. بیخانمان کردن آدما خیلی دردناک بود. درسته که بعدها شهرداری پول این خونهها رو با این خانوادهها حساب کرد ولی تصویری که به یاد من مونده واقعا وحشتناکه. من در تمام مدتی که بولدوزر این خونهها رو خراب میکرد، اشک میریختم. ما آدما رو از خونهشون بیرون انداخته بودیم.
اعتمادآنلاین
روایت روزنامه اعتماد از بازماندگان «محله غربت» خاکسفید بعد از ۲۴ سال؛ به هنگام تخریب خانههای غربتیها، اشک میریختم چون آنها…
یکی از ماموران عملیات تخریب محله غربت گفت: به هنگام تخریب خانههای غربتیها، اشک میریختم چون آنها هم انسان بودند.
🔴 آب خط قرمز را رد کرد
🔹کاهش چشمگیر بارندگیها و ناترازی در منابع آب و برق، زنگ خطر #بحران را در کشور به صدا درآورده است.
🔹بر اساس اعلام وزارت نیرو، میزان بارندگیها در برخی مناطق تا ۴۰ درصد کاهش یافته است.
🔹سخنگوی صنعت آب کشور:
🔹 تنها راه عبور از بحران، کاهش مصرف #آب است.مصرفکنندگان شهری، بخش #کشاورزی و #صنایع باید الگوی مصرف خود را تغییر دهند.
🆔
https://t.me/ettehad
✉️ 🔚 tamas
https://t.me/Ettehadyeh20
🔹کاهش چشمگیر بارندگیها و ناترازی در منابع آب و برق، زنگ خطر #بحران را در کشور به صدا درآورده است.
🔹بر اساس اعلام وزارت نیرو، میزان بارندگیها در برخی مناطق تا ۴۰ درصد کاهش یافته است.
🔹سخنگوی صنعت آب کشور:
🔹 تنها راه عبور از بحران، کاهش مصرف #آب است.مصرفکنندگان شهری، بخش #کشاورزی و #صنایع باید الگوی مصرف خود را تغییر دهند.
🆔
https://t.me/ettehad
✉️ 🔚 tamas
https://t.me/Ettehadyeh20
🔴 سم خاموش در مغزها و خشکبار مانده
مدیرکل فراورده های غذایی و آشامیدنی سازمان غذا و دارو:
♦️#آفلاتوکسین نوعی سم قارچی است که در شرایط نامناسب نگهداری، روی مغزها و دانههای روغنی رشد میکند.
♦️این سم میتواند منجر به مشکلات کبدی، #مسمومیت و در موارد شدید، افزایش خطر #سرطان کبد شود.
♦️وجود لکههای کپکزده، بوی نامطبوع، مزه تلخ و چروکیدگی از نشانههای ظاهری آلودگی به آفلاتوکسین است.
♦️با این حال، تشخیص قطعی این سم تنها از طریق آزمایشهای تخصصی در آزمایشگاههای مواد غذایی ممکن است.
♦️بررسیهای انجامشده نشان داده است که در برخی نمونههای آجیلهای فلهای و نگهداریشده در شرایط نامناسب، میزان آفلاتوکسین بالاتر از حد مجاز بوده است.
♦️در سال گذشته حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد از نمونههای بررسیشده دارای سطحی از آلودگی به آفلاتوکسین بودند که در مواردی منجر به معدومسازی یا بازگرداندن محصولات شد.
🆔
https://t.me/ettehad
✉️ 🔚 tamas
https://t.me/Ettehadyeh20
مدیرکل فراورده های غذایی و آشامیدنی سازمان غذا و دارو:
♦️#آفلاتوکسین نوعی سم قارچی است که در شرایط نامناسب نگهداری، روی مغزها و دانههای روغنی رشد میکند.
♦️این سم میتواند منجر به مشکلات کبدی، #مسمومیت و در موارد شدید، افزایش خطر #سرطان کبد شود.
♦️وجود لکههای کپکزده، بوی نامطبوع، مزه تلخ و چروکیدگی از نشانههای ظاهری آلودگی به آفلاتوکسین است.
♦️با این حال، تشخیص قطعی این سم تنها از طریق آزمایشهای تخصصی در آزمایشگاههای مواد غذایی ممکن است.
♦️بررسیهای انجامشده نشان داده است که در برخی نمونههای آجیلهای فلهای و نگهداریشده در شرایط نامناسب، میزان آفلاتوکسین بالاتر از حد مجاز بوده است.
♦️در سال گذشته حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد از نمونههای بررسیشده دارای سطحی از آلودگی به آفلاتوکسین بودند که در مواردی منجر به معدومسازی یا بازگرداندن محصولات شد.
🆔
https://t.me/ettehad
✉️ 🔚 tamas
https://t.me/Ettehadyeh20
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 اعتصاب #کارگران شیشه سازی مینا در قزوین در اعتراض به عدم پرداخت #معوقات_مزدی و مزایا
🆔
https://t.me/ettehad
✉️ 🔚 tamas
https://t.me/Ettehadyeh20
🆔
https://t.me/ettehad
✉️ 🔚 tamas
https://t.me/Ettehadyeh20
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 فیلم دیگری از #اعتصاب و #تجمع کارگران شیشه سازی مینا در اعتراض به #معوقات_مزدی و مزایا، امروز شنبه ۲۵ اسفند ماه ۱۴۰۳
🆔
https://t.me/ettehad
✉️ 🔚 tamas
https://t.me/Ettehadyeh20
🆔
https://t.me/ettehad
✉️ 🔚 tamas
https://t.me/Ettehadyeh20
🔴 #تجمع پرسنل #رادیولوژی استان گلستان
در اعتراض به عدم پرداخت مزایا و ناترازی اضافه کار و قوانین بهره وری، امروز شنبه ۲۵ اسفند ماه ۱۴۰۳
🆔
https://t.me/ettehad
✉️ 🔚 tamas
https://t.me/Ettehadyeh20
در اعتراض به عدم پرداخت مزایا و ناترازی اضافه کار و قوانین بهره وری، امروز شنبه ۲۵ اسفند ماه ۱۴۰۳
🆔
https://t.me/ettehad
✉️ 🔚 tamas
https://t.me/Ettehadyeh20