اتحادیه آزاد کارگران ایران
7.01K subscribers
55.1K photos
27.4K videos
777 files
46.7K links
@EtehadAzad. تماس با ادمین اتحادیه
Download Telegram
🔺🔺🔺اطلاعیه انجمن دانشجویان دانشکده علوم پزشکی تهران: وقتی به تخت بیمارستان هم رحم نمی‌شود👇👇👇👇
🔺🔺🔺اطلاعیه انجمن دانشجویان دانشکده علوم پزشکی تهران:

🔺🔺وقتی به تخت بیمارستان هم رحم نمی‌شود


اینجا، سرکوب فقط در خیابان اتفاق نمی‌افتد. اینجا قدرت تا جایی پیش می‌رود که بدنِ زخمی را هم رها نمی‌کند. حتی وقتی آن بدن روی تخت بیمارستان افتاده است.

نامه‌ای که اخیراً از سوی نهادهای انتظامی به برخی دانشگاه‌های علوم پزشکی ابلاغ شده، پرده از حقیقتی عریان برمی‌دارد: در منطق حاکم، هیچ حریم امنی وجود ندارد. نه خانه، نه دانشگاه، نه بیمارستان.

در این نامه، با بی‌شرمی، از مراکز درمانی خواسته می‌شود مدارک بالینی و تصاویر مجروحان اعتراضات را در اختیار پلیس قرار دهند؛ یعنی جایی که باید آخرین پناه انسان باشد، به ایستگاه شناسایی و تعقیب بدل شود. این دیگر فقط نقض اخلاق پزشکی نیست؛ این ادامه‌ی سرکوب با ابزار درمان است.

از همان روزهای نخست آموخته‌اند که بدن، میدان قدرت است. بدن زن، بدن معترض، بدن دانشجو، بدن زخمی. و حالا این منطق به بیمارستان کشیده شده است: اگر زخمت «سیاسی» باشد، دیگر بیمار نیستی؛ پرونده‌ای.

اصل محرمانگی پزشکی، در همه‌جای جهان، خط قرمزی خدشه‌ناپذیر است. اما اینجا، خط قرمزها شناورند؛ هرجا که بقا اقتضا کند، اخلاق، قانون و حتی جان انسان تعلیق می‌شود. آنچه در این نامه دیده می‌شود، اعلام رسمی همین تعلیق است:
تعلیق اخلاق پزشکی به نفع امنیت، تعلیق درمان به نفع کنترل.

نتیجه روشن است. بیماری که بداند مراجعه به بیمارستان می‌تواند به بازداشت، احضار یا پرونده‌سازی منجر شود، مراجعه نمی‌کند. این یعنی افزایش مرگ‌های خاموش، زخم‌های درمان‌نشده و ترسی سیستماتیک که تا عمق جامعه نفوذ می‌کند. بدنی که از درمان هم می‌ترسد.

دانشگاه‌ علوم پزشکی‌ای که به چنین دستوری تن دادند، دیگر نه دانشگاه است و نه ارتباطی با اخلاقیات پزشکی دارد؛ بلکه بخشی از ماشین سرکوب خواهد بود. پزشکی که به جای محافظت از بیمار، اطلاعات او را تحویل می‌دهد، از سوگند خود عبور کرده است. و نظامی که بیمارستان را به بازوی امنیتی بدل می‌کند، رسماً اعلام می‌کند که هیچ ارزشی بالاتر از بقای قدرت ندارد.

این نامه فقط یک سند اداری نیست؛
سند فروپاشی مرز میان انسان و دشمن است. جایی که زخمی‌ها پیش از انسان بودن، دشمن‌اند.

و شاید باید این را بلند و روشن گفت:
کسانی که بیمارستان را ناامن می‌کنند،
نه فقط معترض،
بلکه زندگی را سرکوب کرده‌اند.

@ettehad
کشتار جمعی مردم ایران در حکومت جمهوری اسلامی از فقر و فلاکت و بی درمانی تا خیابانها

🔺🔺🔺سیل فروش کلیه در ایران به خاطر نیاز مالی / نوبت به دهه هشتادی ها رسید!

▪️بررسی آگهی‌ها و روایت‌های میدانی نشان می‌دهد که فروش کلیه دیگر محدود به قشرهای سنتی آسیب‌پذیر نیست. در کنار افراد میانسال یا سرپرستان خانوار، حالا نام متولدین دهه هشتاد نیز در میان فروشندگان دیده می‌شود؛ جوانانی که بسیاری از آن‌ها هنوز وارد بازار کار پایدار نشده‌اند اما زیر فشار بدهی، بیکاری یا هزینه‌های سنگین زندگی، بدن خود را به‌عنوان آخرین دارایی قابل فروش می‌بینند.

▪️در تبلیغات منتشرشده در فضای مجازی و حتی برخی کانال‌های غیررسمی، قیمت کلیه ارقام بی‌سابقه‌ای را نشان می‌دهد. در بعضی آگهی‌ها، قیمت پیشنهادی برای فروش کلیه تا ۵ میلیارد تومان هم اعلام شده است؛ عددی که اگرچه در عمل همیشه محقق نمی‌شود، اما نشان‌دهنده شدت بحران معیشتی و نگاه کالایی به بدن انسان است. این قیمت‌ها اغلب همراه با توضیحاتی درباره گروه خونی، سن پایین و «سلامت کامل» فروشنده درج می‌شود.| دیده بان ایران


@ettehad
🔺🔺🔺حمیدرضا وطنی، از بازداشت‌شدگان خیزش مردمی در خطر صدور حکم به اتهام بغی قرار دارد

بنا به گزارشها؛ حمیدرضا وطنی، ۶۵ ساله، اهل فیروزکوه، بازنشسته برق صنعتی، پدر دو فرزند و فعال حقوق کودک (بازرس ویژه انجمن حمایت از کودکان)، در شب نوزدهم دی‌ماه ۱۴۰۴ در حالی که بدنش پر از ساچمه شات‌گان بود و از بیمارستان فیروزکوه به سمت خانه بازمی‌گشت، توسط ماموران امنیتی ربوده شد.
بنا به این گزارش؛ پس از یک ماه بی‌خبری مطلق، مشخص شد که وی در زندان اوین تحت بازجویی‌های شدید و شکنجه جسمی و روانی قرار گرفته؛ تا وادار به اعترافات جعلی شود.
اما به رغم عدم اعتراف به جعلیات بازجویان، دادگاه انقلاب وی را به اتهامات واهی «بغی» و «تبانی علیه امنیت ملی» تفهیم اتهام کرده و در معرض صدور حکم اعدام است.
حمیدرضا وطنی پیش از بازنشستگی سال‌ها در صنعت برق فعالیت داشت و پس از آن به عنوان فعال حقوق کودک مشغول بود.

@ettehad
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖤 تهران؛ جان‌باختن عسل شفیعی، دانشجوی ۲۱ ساله مهندسی کامپیوتر با شلیک مستقیم در نازی‌آباد

عسل شفیعی، ۲۱ ساله و دانشجوی مهندسی کامپیوتر در تهران، شامگاه ۱۸ دی‌ماه در محله نازی‌آباد با شلیک مستقیم گلوله به پشت سرش توسط نیروهای سرکوب حکومتی جان خود را از دست داد.
خانواده او روزها در جست‌وجوی خبری از فرزندشان بودند تا سرانجام با خبر تلخ کشته‌شدنش روبه‌رو شدند.
عسل پیش‌تر در جریان خیزش سراسری حضور فعال داشت و در شبکه‌های اجتماعی بارها نسبت به وضعیت کشور اعتراض کرده بود. او در یکی از نوشته‌هایش آورده بود:
«هیچ مرگی زیباتر از مرگ در راه ایرانی آزاد نیست.»
حدود یک ماه پیش از جان‌باختنش نیز در پیامی دیگر نوشته بود:
«واقعاً کاش یکی بزنه تو گوشمون به خودمون بیایم. حق ما این‌جور زندگی کردن نیست.»

یادش گرامی

راهش پر روهرو


@ettehad
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺🔺🔺تقدیم به ستارگان در خون خفته مردم آزادیخواه ایران


@ettehad
🔺🔺🔺چشمندازی از ورشکستگی کامل و برگشت ناپذیر حکومت جمهوری اسلامی


‏دولت جمهوری اسلامی امسال روی سه چیز برای تداوم حیات ننگین خود حساب باز کرده بود:

١.فروش نفت

٢.مالیات بی در و پیکر از کسب و کارها

۳. آزاد سازی قیمت کالاهای اساسی؛ غارت و چپاول و رها سازی مطلق مردم، بازار و اقتصاد کشور به حال خود

سال شروع نشده، نفت به‌طور کامل تحریم شد و کمر کسب و کارها با سیاستهای به غایت بحران زا و ضد انسانی حکومت در پاسخ به مطالبات مردمی و تنگ تر شدن بی سابقه عرصه بر گردش اقتصادی نیم بند کشور؛ در هم شکست.

همه اینها در حالی است که آزاد سازی بی سابقه قیمت کالاهای اساسی و بحران حاصل از آن؛ جرقه خیزش دی ماه و انقلابی را زد که به رغم همه افت و خیزها و خونریزهای حکومت؛ متوقف و برای دوره ای حتی میان مدت به تاخیر نخواهد افتاد.

به این معنا باید گفت؛ سال ١۴٠۵ دولت اصلأ بودجه‌ و هیچ چشمنداز اقتصادی ندارد که بخواهد کسری داشته باشد! خزانه کشور تا آخر خالی‌ است و هست و نیست آن در حال سقوط آزاد!!!!

هیچ نیرو و معجزه ای را یارای پیشگیری از پایان!!! نیست

اتحادیه آزاد کارگران ایران

@ettehad
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فریاد جانکاه مادری فرزند از دست داده: شرمندتم نبودم دستتو  بگیرم! مادر! ....

فرقه جنایتکار حاکم بر کشور در دریای خونی که بر پا کرد غرق خواهد شد


🌹🌹🌹گلباران محل جان‌باختن پیام رخ‌بخش با حضور خانواده و عزیزان

پیام رخ‌بخش، ۳۲ ساله، دارای فوق‌دیپلم نقشه‌برداری و اهل شیراز، روز ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات مردمی با شلیک مستقیم نیروهای جنایتکار حکومتی جان خود را از دست داد.

امروز، ۲۲ بهمن، خانواده پیام همراه با عزیزانش در محل جان‌باختن او حضور یافتند و آن نقطه را گلباران کردند.

در تصاویر منتشرشده، بخشی از حاضران با کِل کشیدن، یاد او را گرامی داشتند.

صحنه‌ای که به نمادی از سوگ رهائی بخش جمعی و تداوم دادخواهی و انقلاب مردم ایران بدل شد


@ettehad
آنانی که "جاوید نامان در خون خفته آزادی و رهایی" را به "جاوید شاه" و "کینک پهلوی" و تقدس گرایی خمینی وار در خارج کشور تقلیل داده اند، غافل از آنند که جوانان و مردم در خون غلطیده؛ نه "جاوید شاهان" بلکه "جاوید نامانی" برای برپایی ایرانی دموکراتیک، آزاد و آباد هستند.

اتحادیه آزاد کارگران ایران

@ettehad
#سوگ_رهائی_بخش

فراخوان به مراسم چهلم شهدای راه آزادی کازرون


🔹 شهید راه آزادی: ایوب صفری
پنجشنبه ۲۳ بهمن، ساعت ۱۴:۳۰
بهشت زهرای ملای اَره

🔹 شهید راه آزادی: ایمان میرشکاری‌زاده
پنجشنبه ۲۳ بهمن، ساعت ۱۵:۳۰ الی ۱۷
بهشت زهرای کازرون، بر سر مزار آن عزیز از دست‌رفته

🔹 شهید راه آزادی: بهنام عنایت
جمعه ۲۴ بهمن، ساعت ۹:۳۰ الی ۱۱ صبح
سید محمد، بر سر مزار آن عزیز از دست‌رفته

@ettehad
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺🔺🔺موزیک ویدیوی جدید مهدی یراحی

من از آشویتس شب انتقال

من از قتلگاه جوونی میام
....



@ettehad
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺🔺🔺کناره‌گیری علیرضا ظرفچی از تمام سمت‌های داوری و مربیگری پس از جنایت‌های رژیم و جان‌باختن مسعود ذات‌پرور

علیرضا ظرفچی، رئیس کمیته داوران و مربیان کشور، سر داور مردان آهنین، با انتشار ویدیویی احساسی از تمام مسئولیت‌ها و سمت‌های خود کناره‌گیری کرد.
در این ویدیو؛ ظرفچی با صدایی گرفته و چشمانی اشک‌بار، با تسلیت به خانواده و دوستان جان‌باخته مسعود ذات‌پرور، میگوید:
«عرض تسلیت به خانواده همه عزاداران. بنده به عنوان رئیس کمیته داوران و مربیان کشور و سرداور مردان آهنین و مربی تیم ملی، کناره‌گیری خودم رو از کلیه سمت‌هایی که دارم اعلام می‌کنم. آرزوی موفقیت می‌کنم برای همه عزیزان.»
او می افزاید: «مسعود ذات‌پرور روحت شاد داداش… مگه میشه امسال بیام عید رو تبریک بگم. این کمترین کاری بود که می‌تونستم بکنم. من دیگه اون آدم سابق نمی‌شم. این داغ؛ خیلی سنگینه.»
جاویدنام مسعود ذات‌پرور، متولد رشت، قهرمان پرورش‌اندام و مربی، در هجدهم دی‌ماه در اعتراضات مردمی رشت با گلوله جنگی مزدوران حکومتی به قتل رسید.

@ettehad
#گزارش_اختصاصی شورای هماهنگی

🔴 روایتی از «سرکوب خاموش» در مدارس پس از وقایع خونین دی‌ماه ۱۴۰۴

اختصاصی/ برپایه گزارش‌های موثق و میدانی که طی روزهای اخیر از سوی معلمان، والدین و دانش‌آموزان از استان‌های مختلف کشور به دست شورای هماهنگی رسیده، دامنه سرکوب‌های خیابانیِ دی‌ماه، اکنون به شکل خطرناکی به داخل کلاس‌های درس کشیده شده است.

(توضیح: شورای هماهنگی به دلیل حفظ امنیت جانی منابع خبری، معلمان و دانش‌آموزان، از ذکر نام مدارس و مناطق جغرافیایی این گزارش‌ها معذور است، اما اسناد و روایات دریافتی نشان‌دهنده یک الگوی سیستماتیک در سراسر کشور است.)

🔻 ورود نیروهای غیرتخصصی و پروژه «تفتیش عقاید»
گزارش‌های واصله حاکی از آن است که در پی اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، مدارس به حیاط خلوت نهادهای امنیتی تبدیل شده‌اند. شاهدان عینی گزارش می‌دهند که افرادی خارج از کادر آموزشی (تحت عناوین نیروهای بسیج، مبلغان مذهبی و عوامل لباس شخصی) با برنامه‌های از پیش تعیین‌شده وارد مدارس شده‌اند.

ماموریت این افراد نه آموزش، بلکه «تفتیش عقاید» و اعمال فشار روانی بر دانش‌آموزان گزارش شده است. این اقدامات، مدرسه را که باید «خانه دوم» و پناهگاه امن کودک باشد، به کانون مناقشه و وحشت بدل کرده است.

🔻 هشدار کارشناسان: خطر «ترومای مجدد» برای دانش‌آموزان
بررسی‌های کارشناسی بر روی گزارش‌های دریافتی نشان می‌دهد دانش‌آموزانی که در جریان اعتراضات دی‌ماه در معرض خشونت بوده‌اند، اکنون در مدرسه با «محرک‌های بازآسیب‌زا» روبرو هستند.

بازجویی‌های مکرر، پرسش‌های تهدیدآمیز و القای حس «نظارت دائمی»، عملاً مدرسه را از یک نهاد حمایت‌گر به یک «منبع تهدید» تبدیل کرده است. روانشناسان و مشاوران مدارس در پیام‌های خود به شورا هشدار داده‌اند که این رویه در حال ایجاد حس «طرد نهادی» است؛ وضعیتی که دانش‌آموز خود را نه یک عضو ارزشمند، بلکه یک «سوژه امنیتی» می‌پندارد. پیامد فوری این وضعیت، افزایش آمار گریز از مدرسه و افت شدید انگیزه تحصیلی گزارش شده است.

🔻 تخریب دیوار اعتماد میان معلم و شاگرد

یکی از نگران‌کننده‌ترین بخش‌های گزارش‌های رسیده، تلاش سیستم برای تخریب رابطه معلمان و دانش‌آموزان است. با وجود اینکه بدنه معلمان کشور در جریان جنبش «زن، زندگی، آزادی» و اعتراضات  دی‌ماه ۱۴۰۴ همراهی خود را با مردم اثبات کرده‌اند، اما امنیتی شدن فضا باعث شده دانش‌آموزان به ناچار معلمان را در جایگاه «ناظر» یا «گزارش‌دهنده» ببینند.
این فضای پلیسی، سرمایه عاطفی کلاس درس را نشانه رفته و دانش‌آموز را به سمت بی‌اعتمادی فراگیر نسبت به تمام بزرگسالان (حتی والدین و اولیای مدرسه) سوق داده است.

🔻 جمع‌بندی و مطالبه
شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران، با استناد به این گزارش‌های تکان‌دهنده، هشدار می‌دهد که تداوم حضور نیروهای امنیتی، حوزوی و بسیجی در مدارس، تیر خلاصی بر پیکر نظام آموزشی است.

ما خواستار خروج فوری تمامی نیروهای غیرآموزشی از مدارس هستیم. مدرسه پادگان نیست؛ به نظامی‌سازی فضای آموزشی پایان دهید تا مدرسه دوباره به خانه امن کودکان ایران تبدیل شود./شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران

@ettehad
🔺🔺🔺بازداشت سه تن از اعضای کادر درمان در شهرهای تنکابن، اصفهان و تهران


سه تن از اعضای کادر درمان با نام‌های  #شیدا_ریاحی_چلوانی، پزشک بیمارستان سیدالشهداء اصفهان، #محمدرضاعبدالله‌پور، تکنسین اتاق‌عمل در تنکابن و #فاطمه_افشاری کارشناس اتاق‌عمل بیمارستان آتیه تهران توسط نیروهای حکومتی جمهوری اسلامی بازداشت شده‌اند و تاکنون اطلاعی از سرنوشت آنها در دسترس نیست.

@ettehad
🔺🔺🔺هشدار می‌دهم

✍️محمد مالجو

آیا خطر فقط در قدرت‌گرفتنِ فاشیسم است یا در عادی‌شدنِ منطقِ فاشیسم در ذهن و زبان ما؟
برای پاسخ به این پرسش فقط کافی است تاریخ را ورق بزنیم و دو شعار را روبه‌روی هم قرار دهیم، دو جملۀ کوتاه، دو ضرب‌آهنگ خیابانی، دو ادعای نجات: یکی «حزب فقط حزب‌الله، رهبر فقط روح‌الله» و دیگری «رهبر ما پهلویه، هر کی نگه اجنبیه».
ظاهرشان متفاوت است اما، اگر دقیق گوش بدهیم، یک منطق مشترک در هر دو طنین می‌اندازد: انحصار حقیقت و نفی کثرت. یکی با صراحت می‌گفت جز این حزب اصلاً هیچ حزب دیگری حق زیستن ندارد؛ دیگری با همان روحیه القا می‌کند جز این رهبر اصلاً هر نام دیگری نشانهٔ بیگانگی است و هر بدیلی سزاوار طرد. در هر دو اصلاً سیاست از رقابت برنامه‌ها به حذف امکان‌ها فروکاسته می‌شود. مرز نه میان دیدگاه‌ها که میان «خودیِ نجات‌بخش» و «بیگانۀ خطرناک» کشیده می‌شود. مخالف حالا دیگر نه رقیب سیاسی که خطری برای بقاست. باید بی‌اعتبار شود، طرد شود، خاموش شود. اختلاف نظر به خیانت تقلیل می‌یابد و تنوع به تهدید بدل می‌شود. این همان نقطه‌ای است که زبان، پیش از آن‌ که قدرتی تسخیر شود، تمرین حذف را آغاز می‌کند.
این‌جاست که باید تمایزی اساسی را با خطی پررنگ ترسیم کرد: پتانسیل‌های فاشیستی با فاشیسمِ بالفعل فرق دارد. فاشیسمِ بالفعل یک نظم مستقر است: دولت دارد، حزب دارد، ابزار قهر و سرکوب دارد، و حذف مخالف را از شعار به قانون منتقل می‌کند. در آن‌جا دیگر برچسب کافی نیست؛ نوبت بازداشت و اعدام و سانسور و حذف فیزیکی می‌رسد. چنین وضعی امروز در اردوگاه پادشاهی‌خواهان وجود ندارد. نه قدرت سیاسی در دست دارند نه از دستگاه سرکوب برخوردارند. این را باید صریح گفت تا تحلیل به برچسب‌زنی فروکاسته نشود.
اما پتانسیل‌های فاشیستی به تصرف دولت نیاز ندارند. در زبان رشد می‌کنند، در عادت‌های فکری، در واکنش‌های جمعی. این‌جا میدان سیاست را به یک دوراهیِ هراس‌آلود فرو‌می‌کاهند: «یا با مایی، یا نابودت می‌کنیم.» این‌جا کثرت را ضعف تلقی می‌کنند و اقتدار را فضیلت. این‌جا نقد دیگر حق شمرده نمی‌شود بلکه «خیانت در لحظۀ حساس» خوانده می‌شود. این‌جا هنوز زندانی ساخته نشده اما منطق زندان عادی شده است.
بخشی از پادشاهی‌خواهان امروز دقیقاً با همین منطق سخن می‌گویند و عمل می‌کنند. مسئله این نیست که سلطنت‌طلب‌اند. مسئله این است که سیاست را میدان نجات اضطراری می‌بینند نه عرصۀ رقابت آزاد. در این نگاه، رهبر را «منجی» می‌دانند و منتقد را «مزاحم». این‌ها فاشیسم نیست اما خاک حاصل‌خیزی برای فاشیسم است. این منطق، اگر در فضای عمومی تکرار و عادی شود، محدود به یک اردوگاه نمی‌ماند بلکه  به عادت ذهنیِ گسترده‌تری بدل می‌شود.
نگرانی اصلی دقیقاً همین‌جاست: مسئله فقط احتمالِ هرچند ناچیزِ قدرت‌گیری یک اقتدارگرایی جدید نیست، مسئله این است که درصدی از هموطنان ما، در داخل و خارج، آمادگی ذهنی پذیرش چنین الگویی را دارند. وقتی جامعه‌ای بپذیرد آزادی را موقتاً قربانی «نجات» کند و قدرت را در دستان یک منجی متمرکز سازد، منطق اقتدارگرایی فعال شده است، حتی اگر هنوز به قدرت دولتی دست نیافته باشد.
تجربۀ جمهوری اسلامی هشدار می‌دهد. اسلام‌گرایانِ ۵۷ نیز نه با فاشیسمِ بالفعل بلکه با پتانسیل‌های فاشیستی آغاز کردند. با حذف در شعار، پیش از حذف در عمل. فاجعه زمانی ممکن شد که این زبان عادی شد و انحصار را طبیعی جلوه دادند.
فاشیسمِ بالفعلِ دیگری غیر از آنچه اکنون در قالب حکومتِ مستقر وجود دارد ممکن است هرگز پدیدار نشود. اما اگر پتانسیل‌های فاشیستی در ذهن‌ها ریشه بدوانند، همیشه امکانی برای بازگشت خواهند داشت، با هر نامی.
میان دو تیغۀ بُران یک منطق مشترک گیر افتاده‌ایم: از یک سو فاشیسم بالفعلِ حکومتِ فرسوده‌ای که دهه‌ها آزارمان داده، از سوی دیگر پتانسیل‌هایی فاشیستی که اکنون در ذهن و زبان جامعه جوانه زده‌اند و هیچ نمی‌دانیم به کجا خواهند رسید. هشدار باید داد، هم دربارۀ استمرار حیات فاشیسم بالفعلِ حکومتی و هم دربارۀ پتانسیل‌های فاشیستی در میان ما مردمان.

@ettehad
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺🔺🔺برگزاری مراسم چهلم ایمان میرشکاری‌زاده در کازرون

مراسم چهلم شهید راه آزادی، ایمان میرشکاری‌زاده با حضور شمار زیادی از شهروندان در شهر کازرون برگزار شد.

در جریان این مراسم، حاضران با ادای احترام به یاد و نام او، شعارهایی از جمله «این گل پرپر شده، هدیه به میهن شده» سر دادند.

ایمان میرشکاری‌زاده در ۱۹ دی‌ماه و در جریان اعتراضات در شهرستان کازرون، هدف تیراندازی نیروهای انتظامی-امنیتی قرار گرفت و جان خود را از دست داد.
یاد او در حافظه مردم زنده است.
روز عدالت نزدیک است و حقیقت این جنایت‌ها بی‌پاسخ نخواهد ماند.

@ettehad
🔺🔺🔺 مراسم تشییع جنازه سارا برومند با دف‌نوازی برگزار شد

به گزارش دانشجویان متحد، سارا برومند، دانشجوی ۲۷ ساله رشتهٔ حقوق دانشگاه آزاد واحد زرقان ساکن مرودشت، در روز ۱۹ دی‌ماه توسط نیروهای سرکوب‌گر جمهوری اسلامی با گلوله ساچمه‌ای کشته شد.

سارا برومند مادر پسری پنج ساله بود.

یادش گرامی

راهش پر رهرو

@ettehad
پارسا قاسمی ۱۶  ساله اهل بهبهان در حالی که فقط یک نوجوان است در دی ماه ۱۴۰۴ توسط نیروهای سرکوبگر بازداشت شده و با اتهام لیدری اعتراضات در خطر اعدام است.

پارسا در سال ۱۴۰۳ هم یکبار دستگیر و ازاد شده بود.

@ettehad
🔺🔺🔺پنتاگون رسما اعزام ناو هواپیمابر جورج بوش به خاورمیانه رو تائید کرد/اخبار فوری مهم

@ettehad