🔺🔺🔺 الهه محمدی، روزنامه نگار در پستی در ایکس نوشت:
با خانوادههای بازداشت شدگان که حرف میزنیم میبینیم اغلبشان از خانوادههای فرودستند.
امروز با مردی صحبت میکردم که برادر ۱۶ سالهاش در کانون اصلاح و تربیت تهران بازداشت است. در محله خزانه زندگی میکنند، در خانه اجارهای بسیار کوچک. برای آزادی این پسر ۱۶ ساله ۵ میلیارد تومان وثیقه تعیین کردهاند. میگفت پدرم با یک فیش حقوقی رفته پیش قاضی اما قبول نمیکنند. میگفت برادرم امروز از زندان زنگزد و گفت به کارت زندانش ۵۰۰ هزار تومان پول بریزم که بتواند چیزی بخرد و بخورد، من اما ۲۰۰ هزار تومان ریختم، بیشتر نداشتم.
@ettehad
با خانوادههای بازداشت شدگان که حرف میزنیم میبینیم اغلبشان از خانوادههای فرودستند.
امروز با مردی صحبت میکردم که برادر ۱۶ سالهاش در کانون اصلاح و تربیت تهران بازداشت است. در محله خزانه زندگی میکنند، در خانه اجارهای بسیار کوچک. برای آزادی این پسر ۱۶ ساله ۵ میلیارد تومان وثیقه تعیین کردهاند. میگفت پدرم با یک فیش حقوقی رفته پیش قاضی اما قبول نمیکنند. میگفت برادرم امروز از زندان زنگزد و گفت به کارت زندانش ۵۰۰ هزار تومان پول بریزم که بتواند چیزی بخرد و بخورد، من اما ۲۰۰ هزار تومان ریختم، بیشتر نداشتم.
@ettehad
🔺🔺🔺افشاگریهای مقام مسئول وزارت نفت از تراستیها: بیش از ۱۱ میلیارد دلارِ نفتی برنگشته است/ تراستیهای فاسد با پول نفت ایران در امارات رولز رویس سوار شدند
علیاکبر پور ابراهیم، مدیرعامل اسبق شرکت بازرگانی نفت ایران:
از همان ابتدا میدانستیم که این تراستیها پول نفت را میخورند که این اتفاق هم رخ داد. از این رو به طور مستمر هشدار دادیم و در اواخر دولت مرحوم رییسی مشخص شد که هشدارهایی را میدادیم درست بود و این اتفاق ناخوشایند رخ داد و تراستیها پول نفت را تحویل ندادند.
به همین دلیل ارگان نظارتی نامه رسمی را به دولت ارسال کردند مبنی بر اینکه تراستیها پول نفت را برنگردانند و در همان مقطع (بهمن ١۴٠٢ )، حدود ١١ میلیارد دلار پول نفت برنگشته بود و این پول در حساب تراستیها رسوب کرده بود و تردیدی نداشتم که بخشی از این ١١ میلیارد دلار خورده شده و دیگر پولی وجود ندارد که به کشور بازگردد.
این افراد با پول نفت کشور یک شبه مالک خودروهای رولز رویس در امارات شدند و امروز با محافظ تردد دارند و در طبقات پنت هاوس هتلهای گران امارات زندگی میکنند.
@ettehad
علیاکبر پور ابراهیم، مدیرعامل اسبق شرکت بازرگانی نفت ایران:
از همان ابتدا میدانستیم که این تراستیها پول نفت را میخورند که این اتفاق هم رخ داد. از این رو به طور مستمر هشدار دادیم و در اواخر دولت مرحوم رییسی مشخص شد که هشدارهایی را میدادیم درست بود و این اتفاق ناخوشایند رخ داد و تراستیها پول نفت را تحویل ندادند.
به همین دلیل ارگان نظارتی نامه رسمی را به دولت ارسال کردند مبنی بر اینکه تراستیها پول نفت را برنگردانند و در همان مقطع (بهمن ١۴٠٢ )، حدود ١١ میلیارد دلار پول نفت برنگشته بود و این پول در حساب تراستیها رسوب کرده بود و تردیدی نداشتم که بخشی از این ١١ میلیارد دلار خورده شده و دیگر پولی وجود ندارد که به کشور بازگردد.
این افراد با پول نفت کشور یک شبه مالک خودروهای رولز رویس در امارات شدند و امروز با محافظ تردد دارند و در طبقات پنت هاوس هتلهای گران امارات زندگی میکنند.
@ettehad
🔺🔺🔺 تجمع اعتراضی و تحصن دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی تهران
🔺🔺🔺دیروز ۲۵ بهمنماه ۱۴۰۴؛دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی تهران با در دست داشتن تصاویری از آیدا حیدری دانشجوی به قتل رسیده این دانشگاه در خیزش دی ماه؛ دست به تجمع و تحصن زدند و با گرامی داشت یاد او از شرکت در امتحان خودداری کردند
بنا به گزارشها؛ در این تجمع دانشجویان معترض با قرائت بیانیه ای خواهان آزادی کادر درمان بازداشتی شدند.
@ettehad
🔺🔺🔺دیروز ۲۵ بهمنماه ۱۴۰۴؛دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی تهران با در دست داشتن تصاویری از آیدا حیدری دانشجوی به قتل رسیده این دانشگاه در خیزش دی ماه؛ دست به تجمع و تحصن زدند و با گرامی داشت یاد او از شرکت در امتحان خودداری کردند
بنا به گزارشها؛ در این تجمع دانشجویان معترض با قرائت بیانیه ای خواهان آزادی کادر درمان بازداشتی شدند.
@ettehad
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سرگردانی یک خانواده میان مرگ و بیخبری؛ روایت هولناک سخاوت سلیمی از ناپدیدسازی پیکر فرزندش
سخاوت سلیمی در این ویدیو می گوید:
۲۱ یا ۲۲دی ماه بود از یک تلفن محرمانه با دختر من تماس گرفتند و گفتند برادرت کشته شده بیایید جنازه اش را ببرید.
پس از این تماسها، پدر خانواده از اردبیل راهی تهران شده و طی حدود ده روز گذشته، به مراکز مختلفی از جمله نهادهای امنیتی، پزشکی قانونی، بیمارستانها و محلهایی که گفته میشود پیکر جانباختگان به آنجا منتقل شدهاند مراجعه کرده است؛ اما با وجود این پیگیریهای مداوم، تاکنون هیچ اثری از پیکر محمدعلی سلیمی به دست نیامده و در نتیجه امکان شناسایی یا تحویل جنازه فراهم نشده است.
این وضعیت، نمونهای آشکار از سیاست عامدانه جمهوری اسلامی در ناپدیدسازی قربانیان سرکوب و اعمال فشار مضاعف بر خانوادههاست؛ روشی که نهتنها حقیقت را پنهان میکند، بلکه خانوادههای داغدار را میان امید و یأس معلق نگه میدارد و آنها را تحت شکنجهای مستمر و غیرانسانی قرار میدهد.
@ettehad
سخاوت سلیمی در این ویدیو می گوید:
۲۱ یا ۲۲دی ماه بود از یک تلفن محرمانه با دختر من تماس گرفتند و گفتند برادرت کشته شده بیایید جنازه اش را ببرید.
پس از این تماسها، پدر خانواده از اردبیل راهی تهران شده و طی حدود ده روز گذشته، به مراکز مختلفی از جمله نهادهای امنیتی، پزشکی قانونی، بیمارستانها و محلهایی که گفته میشود پیکر جانباختگان به آنجا منتقل شدهاند مراجعه کرده است؛ اما با وجود این پیگیریهای مداوم، تاکنون هیچ اثری از پیکر محمدعلی سلیمی به دست نیامده و در نتیجه امکان شناسایی یا تحویل جنازه فراهم نشده است.
این وضعیت، نمونهای آشکار از سیاست عامدانه جمهوری اسلامی در ناپدیدسازی قربانیان سرکوب و اعمال فشار مضاعف بر خانوادههاست؛ روشی که نهتنها حقیقت را پنهان میکند، بلکه خانوادههای داغدار را میان امید و یأس معلق نگه میدارد و آنها را تحت شکنجهای مستمر و غیرانسانی قرار میدهد.
@ettehad
یادبود دردناک؛ مادر دادخواه بهروز نیکخواه در محل جاودانگی
حضور مادر دادخواه جاویدنام بهروز نیکخواه در شامگاه شنبه ۲۵ بهمنماه، در همان جایی که فرزند فداکار و قهرمانش حین کمک به مجروحین مورد شلیک تکتیرانداز فرقه جنایتکار حاکم بر کشور قرار گرفت و جان باخت.
او در این مراسم با گلباران محل جانباختن بهروز همزمان با روز ولنتاین، خطاب به مردم به چگونگی قتل فرزند آزادهاش پرداخت.
زندهیاد بهروز نیکخواه، ۳۴ ساله و تازهداماد، مالک مغازه لباسفروشی «دیاموند» در فردیس بود و همه او را با همین نام میشناختند. در میانه تیراندازی مزدوران جمهوری اسلامی به معترضان، بهروز در تلاش برای نجات یکی از مجروحان بود که از ناحیه پیشانی مورد هدف تکتیرانداز قرار گرفت و به قتل رسید.
شاهدان عینی گزارش میدهند که اهالی منطقه برای نجات پیکر بهروز جان خود را به خطر انداختند و در این حین دو نفر دیگر نیز مورد اصابت گلوله قرار گرفتند.
@ettehad
حضور مادر دادخواه جاویدنام بهروز نیکخواه در شامگاه شنبه ۲۵ بهمنماه، در همان جایی که فرزند فداکار و قهرمانش حین کمک به مجروحین مورد شلیک تکتیرانداز فرقه جنایتکار حاکم بر کشور قرار گرفت و جان باخت.
او در این مراسم با گلباران محل جانباختن بهروز همزمان با روز ولنتاین، خطاب به مردم به چگونگی قتل فرزند آزادهاش پرداخت.
زندهیاد بهروز نیکخواه، ۳۴ ساله و تازهداماد، مالک مغازه لباسفروشی «دیاموند» در فردیس بود و همه او را با همین نام میشناختند. در میانه تیراندازی مزدوران جمهوری اسلامی به معترضان، بهروز در تلاش برای نجات یکی از مجروحان بود که از ناحیه پیشانی مورد هدف تکتیرانداز قرار گرفت و به قتل رسید.
شاهدان عینی گزارش میدهند که اهالی منطقه برای نجات پیکر بهروز جان خود را به خطر انداختند و در این حین دو نفر دیگر نیز مورد اصابت گلوله قرار گرفتند.
@ettehad
🔺🔺🔺تجمع اعتراضی بازنشستگان مقابل تامین اجتماعی کرمانشاه امروز یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۴
✊ قتل عام معترض محکوم است محکوم است
فریاد ، فریاد ، از اینهمه بیداد
سفره ی بی نان ما، رنگین شد از خون ما
نان میخواستیم ،منزلت، رگبار بستن به ملت
همبستگی اتحاد، پایان ظلم و بیداد
مذاکره یا کشتار، اوضاع اینه ستم کار
@ettehad
✊ قتل عام معترض محکوم است محکوم است
فریاد ، فریاد ، از اینهمه بیداد
سفره ی بی نان ما، رنگین شد از خون ما
نان میخواستیم ،منزلت، رگبار بستن به ملت
همبستگی اتحاد، پایان ظلم و بیداد
مذاکره یا کشتار، اوضاع اینه ستم کار
@ettehad
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
18 دی بروجرد
چونان گله ی کفتارانی تشنه خون؛ بر سر جوانی زخمی که بی حرکت نقش زمین شده است؛ ریخته اند و در همان حال او را بطور وحشیانه ای مورد ضرب و شتم قرار میدهند.
@ettehad
چونان گله ی کفتارانی تشنه خون؛ بر سر جوانی زخمی که بی حرکت نقش زمین شده است؛ ریخته اند و در همان حال او را بطور وحشیانه ای مورد ضرب و شتم قرار میدهند.
@ettehad
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺🔺🔺تجمع نانوایان استان خوزستان مقابل استانداری
امروز یکشنبه ۲۶ بهمن؛ نانوایان استان خوزستان در اعتراض به کاهش سهمیه آرد و عدم واریز یارانه؛ با پهن کردن سفره خالی در مقابل استانداری دست به تجمع زدند..
@ettehad
امروز یکشنبه ۲۶ بهمن؛ نانوایان استان خوزستان در اعتراض به کاهش سهمیه آرد و عدم واریز یارانه؛ با پهن کردن سفره خالی در مقابل استانداری دست به تجمع زدند..
@ettehad
🔺🔺🔺 دو قطب، یک منطق
✍️محمد مالجو
دو قطبِ ظاهراً متخاصمِ سیاست امروز ایران، یعنی هستۀ اصلی نظام جمهوری اسلامی و پادشاهیخواهان، در یک چیز شبیهِ همدیگرند: در ناتوانی از تحملِ «سومی». هر دو جهان را دوپاره میبینند: یا با مایی یا با دشمن. هر صدای مستقلی را که بکوشد بیرون از این دوگانه بایستد بلافاصله به اردوگاه مقابل منتسب میکنند. این دوگانهسازی نه صرفاً یک خطای تحلیلی بلکه یک ابزار قدرت است: با تقلیلِ میدان سیاست به نبردی وجودی اصولاً هر موضعِ مستقل از پیش بیاعتبار میشود.
در منطق رسمیِ جمهوری اسلامی، منتقدی که نه سلطنتطلب است و نه خواهانِ مداخلۀ خارجی، بهمحض نقدِ ولایت فقیه، «همسو با براندازان» خوانده میشود. کافی است از حقوق بشر سخن بگویی یا از ناکارآمدی ساختار قدرت، ناگهان در قاب رسانهای حاکمیت در کنار «دشمن» جا داده میشوی. نقد، بهجای این که بخشی از حیات سیاسی باشد، به سند اتهام بدل میشود و امر سیاسی به امر امنیتی فروکاسته میشود. اینجا مسئله فقط برچسبزنی نیست. کارکرد این برچسبزنیها بستنِ فضای گفتوگو و تبدیلِ اختلاف نظر به تهدید امنیتی است.
در سوی دیگر، بخشی از پادشاهیخواهان نیز با الگویی معکوس اما مشابه عمل میکنند. اگر از خطر تمرکز قدرت بگویی یا از ضرورت جمهوری دفاع کنی، فوراً «حامی جمهوری اسلامی» یا «همراهِ رژیم» لقب میگیری. گویی میان دفاع از سلطنت و دفاع از حکومت مستقر هیچ امکان سومی وجود ندارد. هر نقدی به یک قطب انگار بیدرنگ بیعت با قطب دیگر است. در اینجا نیز مسئله نه اقناع و گفتوگوی برنامهمحور بلکه حذفِ دیگری است. سیاست بهجای این که میدان رقابت بر سر ایدهها و راهحلها باشد به صحنۀ مرزبندیِ وفاداریها و تعیینِ «خودی» و «غیرخودی» فروکاسته میشود.
این همان منطقِ آینهای است: هر دو خود را یگانه بدیلِ ممکن میپندارند و دیگران را یا پیادهنظامِ دشمن میبینند یا فریبخورده. نتیجه اما یکسان است: حذف نمادینِ تکثر و تهیشدن سیاست از معنا. سیاست از میدان رقابتِ برنامهها به صحنۀ افشاگری و انگزنی تقلیل مییابد. نیروهای جمهوریخواهِ دموکرات، چپهای منتقد، ملیگرایان مستقل، یا حتی محافظهکارانِ غیرولایی، همه زیر فشار این دوگانه له میشوند و امکان تکوین بدیلهای پیچیده و چندلایه از بین میرود.
خطر اصلی دقیقاً همینجاست: وقتی دو قطبِ مسلط، هر دو، امکانِ «راه سوم» را انکار کنند، جامعه میان دو روایتِ انحصاری زندانی میشود. آنگاه نزاع نه بر سر کیفیت آزادی بلکه بر سر جابهجاییِ جای زندانبان خواهد بود. اگر قرار است افقی نو گشوده شود، ابتدا باید این دوگانۀ کاذب شکسته شود. باید پذیرفت که مخالفت با یکی الزاماً وفاداری به دیگری نیست. سیاستِ بالغ از همین تمایز آغاز میشود، از بهرسمیتشناختنِ تکثر همچون شرطِ آزادی.
@ettehad
✍️محمد مالجو
دو قطبِ ظاهراً متخاصمِ سیاست امروز ایران، یعنی هستۀ اصلی نظام جمهوری اسلامی و پادشاهیخواهان، در یک چیز شبیهِ همدیگرند: در ناتوانی از تحملِ «سومی». هر دو جهان را دوپاره میبینند: یا با مایی یا با دشمن. هر صدای مستقلی را که بکوشد بیرون از این دوگانه بایستد بلافاصله به اردوگاه مقابل منتسب میکنند. این دوگانهسازی نه صرفاً یک خطای تحلیلی بلکه یک ابزار قدرت است: با تقلیلِ میدان سیاست به نبردی وجودی اصولاً هر موضعِ مستقل از پیش بیاعتبار میشود.
در منطق رسمیِ جمهوری اسلامی، منتقدی که نه سلطنتطلب است و نه خواهانِ مداخلۀ خارجی، بهمحض نقدِ ولایت فقیه، «همسو با براندازان» خوانده میشود. کافی است از حقوق بشر سخن بگویی یا از ناکارآمدی ساختار قدرت، ناگهان در قاب رسانهای حاکمیت در کنار «دشمن» جا داده میشوی. نقد، بهجای این که بخشی از حیات سیاسی باشد، به سند اتهام بدل میشود و امر سیاسی به امر امنیتی فروکاسته میشود. اینجا مسئله فقط برچسبزنی نیست. کارکرد این برچسبزنیها بستنِ فضای گفتوگو و تبدیلِ اختلاف نظر به تهدید امنیتی است.
در سوی دیگر، بخشی از پادشاهیخواهان نیز با الگویی معکوس اما مشابه عمل میکنند. اگر از خطر تمرکز قدرت بگویی یا از ضرورت جمهوری دفاع کنی، فوراً «حامی جمهوری اسلامی» یا «همراهِ رژیم» لقب میگیری. گویی میان دفاع از سلطنت و دفاع از حکومت مستقر هیچ امکان سومی وجود ندارد. هر نقدی به یک قطب انگار بیدرنگ بیعت با قطب دیگر است. در اینجا نیز مسئله نه اقناع و گفتوگوی برنامهمحور بلکه حذفِ دیگری است. سیاست بهجای این که میدان رقابت بر سر ایدهها و راهحلها باشد به صحنۀ مرزبندیِ وفاداریها و تعیینِ «خودی» و «غیرخودی» فروکاسته میشود.
این همان منطقِ آینهای است: هر دو خود را یگانه بدیلِ ممکن میپندارند و دیگران را یا پیادهنظامِ دشمن میبینند یا فریبخورده. نتیجه اما یکسان است: حذف نمادینِ تکثر و تهیشدن سیاست از معنا. سیاست از میدان رقابتِ برنامهها به صحنۀ افشاگری و انگزنی تقلیل مییابد. نیروهای جمهوریخواهِ دموکرات، چپهای منتقد، ملیگرایان مستقل، یا حتی محافظهکارانِ غیرولایی، همه زیر فشار این دوگانه له میشوند و امکان تکوین بدیلهای پیچیده و چندلایه از بین میرود.
خطر اصلی دقیقاً همینجاست: وقتی دو قطبِ مسلط، هر دو، امکانِ «راه سوم» را انکار کنند، جامعه میان دو روایتِ انحصاری زندانی میشود. آنگاه نزاع نه بر سر کیفیت آزادی بلکه بر سر جابهجاییِ جای زندانبان خواهد بود. اگر قرار است افقی نو گشوده شود، ابتدا باید این دوگانۀ کاذب شکسته شود. باید پذیرفت که مخالفت با یکی الزاماً وفاداری به دیگری نیست. سیاستِ بالغ از همین تمایز آغاز میشود، از بهرسمیتشناختنِ تکثر همچون شرطِ آزادی.
@ettehad
🔺🔺🔺وحشت حکومت قتل و سرکوب از اعتراضات دانشجویی/کلاسهای آموزشی دانشگاه علوم پزشکی تهران تا پایان سال جاری مجازی شد
معاونت آموزشی دانشگاه علوم پزشکی تهران به بهانه "شروع ماه رمضان"، اعلام کرد: «از شروع نیمسال دوم تا پایان سال جاری، تمامی کلاسهای نظری به صورت مجازی برگزار خواهد شد. کلاس های عملی به صورت حضوری برگزار میشوند اما به بعد از عید موکول خواهند شد.»
تعویق بیسابقه ترم تحصیلی و مجازی کردن دانشگاهها یک اتفاق تصادفی یا مربوط به تصمیم داخلی دانشگاهها نیست بلکه معلول فشار دستگاههای سرکوب و هراس حکومت از خیزشهای دانشجویی و مردمی است.
@ettehad
معاونت آموزشی دانشگاه علوم پزشکی تهران به بهانه "شروع ماه رمضان"، اعلام کرد: «از شروع نیمسال دوم تا پایان سال جاری، تمامی کلاسهای نظری به صورت مجازی برگزار خواهد شد. کلاس های عملی به صورت حضوری برگزار میشوند اما به بعد از عید موکول خواهند شد.»
تعویق بیسابقه ترم تحصیلی و مجازی کردن دانشگاهها یک اتفاق تصادفی یا مربوط به تصمیم داخلی دانشگاهها نیست بلکه معلول فشار دستگاههای سرکوب و هراس حکومت از خیزشهای دانشجویی و مردمی است.
@ettehad
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⚫️ برگزاری مراسم چهلم شهید راه آزادی محمدرضا کرمی در ملکشاهی
امروز یکشنبه ۲۶ بهمن، مراسم چهلم شهید راه آزادی محمدرضا کرمی، نوجوان ۱۶ ساله اعتراضات ملکشاهی ایلام با حضور گسترده مردم برگزار شد. مراسمی که خانواده و مردم با برگزاری نمادین «عروسی بر سر مزار»، نواختن ساز و دهل و تجمع جمعیت، آن را به صحنهای از دادخواهی و اعتراض تبدیل کردند.
محمدرضا کرمی در جریان قیام مردم ملکشاهی در ۱۳ دیماه بر اثر اصابت سه گلوله مستقیم زخمی شد و دو روز بعد، در ۱۵ دیماه جان باخت.
بنا بر گزارشها، خانواده او تحت فشار قرار گرفتند تا فرزندشان به عنوان «بسیجی شهید» معرفی شود؛ فشاری که با ایستادگی خانواده و ایل ملکشاهی بینتیجه ماند.
خانوادههای جانباختگان پیشتر در بیانیهای اعلام کرده بودند: «خونخواه هستیم» و فرماندهان و نیروهای حاضر در محل تیراندازی را مسئول مستقیم کشتهشدن فرزندان خود معرفی کرده بودند.
@ettehad
امروز یکشنبه ۲۶ بهمن، مراسم چهلم شهید راه آزادی محمدرضا کرمی، نوجوان ۱۶ ساله اعتراضات ملکشاهی ایلام با حضور گسترده مردم برگزار شد. مراسمی که خانواده و مردم با برگزاری نمادین «عروسی بر سر مزار»، نواختن ساز و دهل و تجمع جمعیت، آن را به صحنهای از دادخواهی و اعتراض تبدیل کردند.
محمدرضا کرمی در جریان قیام مردم ملکشاهی در ۱۳ دیماه بر اثر اصابت سه گلوله مستقیم زخمی شد و دو روز بعد، در ۱۵ دیماه جان باخت.
بنا بر گزارشها، خانواده او تحت فشار قرار گرفتند تا فرزندشان به عنوان «بسیجی شهید» معرفی شود؛ فشاری که با ایستادگی خانواده و ایل ملکشاهی بینتیجه ماند.
خانوادههای جانباختگان پیشتر در بیانیهای اعلام کرده بودند: «خونخواه هستیم» و فرماندهان و نیروهای حاضر در محل تیراندازی را مسئول مستقیم کشتهشدن فرزندان خود معرفی کرده بودند.
@ettehad
🔴 معلمان و مسئولیت دادخواهی خونهای به ناحق ریخته
✍️ نامهی مشترک #مسعود_فرهیخته و #عزیز_قاسم_زاده
👇👇👇👇
✍️ نامهی مشترک #مسعود_فرهیخته و #عزیز_قاسم_زاده
👇👇👇👇
🔴 معلمان و مسئولیت دادخواهی خونهای به ناحق ریخته
✍️ نامهی مشترک #مسعود_فرهیخته و #عزیز_قاسم_زاده
مسعود فرهیخته معلم زندانی محبوس در زندان مرکزی کرج و عزیز قاسم زاده فعال صنفی معلمان و زندانی سابق در متنی مشترک دادخواهی خونهای به ناحق ریخته را که با هزاران آرزو و امید و با بی رحمی تمام به دست دژخیمان حاکم به خاکی سرد سپرده شدند، وظیفه اخلاقی و معلمانه و مهمترین رسالت صنفی امروز معلمان نامیدهاند.
متن کامل این نامه به شرح ذیل است:
صمیمانه با اعضای محترم شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران و معلمان آزادیخواه:
کنشگران صنفی در طول بیش از دو دهه فعالیت خود بیش از همه بر حقوق دانش آموزان تأکید کردهاند و دانش آموز را همواره خط قرمز خود دانستهاند. این خط قرمز در راستای دفاع از حقوقی چون آموزش رایگان، امکانات تحصیلی مناسب و برابر برای همهی کودکان و نوجوانان این سرزمین، تلاش برای برچیده شدن مدارس کپری در مناطق حاشیهای، دغدغهی سرنوشت کودکان کار و کولبر و کودکان با سو تغذیه و مواردی از این دست را شامل میشد. شاید آن روز که ما میگفتیم دانش آموزان ما خط قرمز ما هستند، هرگز گمان نمیکردیم در این سرزمین روزهای شومی از راه برسند که در طی چند ساعت در دو شبانه روز در کنار اقشار به جان آمده از آحاد ملت، اعم از زنان و مردان و ورزشکاران و هنرمندان و کارگران و محرومان، بی شمار جوانان و بالای دویست دانش آموز نوجوان و کودک هم با گلولههای بی رحمانهی دژخیمان حاکم، به خاک و خون کشیده شوند و در کمال مظلومیت بسیاری از خانوادههای این فرزندان شجاع و مظلوم وطن، حتی از حق سوگواری و برگزاری مراسم برای عزیزانشان هم محروم باشند.
بی تردید اقدام شایستهی #شورای_هماهنگی_تشکلهای_صنفی_فرهنگیان_ایران در مستند کردن دانش آموزان و معلمان جاوید نام شده در خیزش خونین ۱۴۰۴ ملت به پا خاستهی ایران، در خور تقدیر و تشکر است اما آنچه که حیاتی و ضروری است، دادخواهی خون به ناحق ریختهی این فرزندان عزیز ماست که با هزاران آرزو و امید، با بی رحمی تمام به دست شقیترینها به خاکی سرد سپرده شدند. با کمال تأسف در کنار جوانان و ورزشکاران و هنرمندان و مردم محروم و کارگران ستمدیده که در این دی ماه خونین جان نازنین خود را از دست دادند، شماری از معلمان آزادیخواه هم در راه آزادی و آبادی این ملک،به خاک و خون کشیده شدند.
بی تردید خانوادههای مظلوم جان باخته از همهی وجدانهای بیدار و به ویژه ما معلمان کنشگر توقع دارند در مسیر دادخواهی عزیزانشان، کنارشان باشیم. بر آورده ساختن این خواسته بی توقع و منتی باید هم وظیفهی اخلاقی و معلمانهی ما و هم مهمترین رسالت صنفی امروز ما تعریف شود.
مردم ما شاهد بودهاند که ما برای مطالبات معیشتی و شغلی خود و حقوق مادی و معنوی دانش آموزان ما کلاسهای درس را به طنین پرخروش حمایت از آنها مبدل کردهایم و خیابانها را فریاد و خروش دفاع از آموزش رایگان و همگانی ساختیم. همان خیابانهایی که دی ماه امسال خون پاک جوانان و فرزندان این خاک را رنگین و خونین کرد.
امید میرود در شرایطی که آموزش و پرورش ویران ایران تمام قد در کنار نیروهای سرکوب علیه آینده سازان این کشور، سیاهترین کارنامهی خود را در همهی ادوار تاریخ رقم میزند، شورای هماهنگی و تمامی تشکلهای صنفی و همهی معلمان آزاده و مبارز ایران در این روزهای سخت و اندوهناک سرزمین ما، حق خواهی و به ویژه دادخواهی خونهای مظلومان و اقشار مختلف این سرزمین به ویژه دانش آموزان جا مانده از پشت میزهای کلاس درس را در دستور کار خود قرار دهند.
در این مسیر ضروری است یک کمیته حقیقت یاب مستقل برای مشخص شدن ابعاد مختلف این جنایت وحشتناک و شناسایی آمران و عاملان این کشتار با همراهی شورا ی هماهنگی و سایر داغدیدگان دی ماه خونین شکل گیرد.
مسعود فرهیخته، فعال صنفی معلمان، زندان مرکزی کرج
عزیز قاسمزاده، فعال صنفی معلمان و زندانی سابق
سه شنبه ۲۱ بهمن ۱۴۰۴
منبع:
https://t.me/azizghasemzademusic
@ettehad
✍️ نامهی مشترک #مسعود_فرهیخته و #عزیز_قاسم_زاده
مسعود فرهیخته معلم زندانی محبوس در زندان مرکزی کرج و عزیز قاسم زاده فعال صنفی معلمان و زندانی سابق در متنی مشترک دادخواهی خونهای به ناحق ریخته را که با هزاران آرزو و امید و با بی رحمی تمام به دست دژخیمان حاکم به خاکی سرد سپرده شدند، وظیفه اخلاقی و معلمانه و مهمترین رسالت صنفی امروز معلمان نامیدهاند.
متن کامل این نامه به شرح ذیل است:
صمیمانه با اعضای محترم شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران و معلمان آزادیخواه:
کنشگران صنفی در طول بیش از دو دهه فعالیت خود بیش از همه بر حقوق دانش آموزان تأکید کردهاند و دانش آموز را همواره خط قرمز خود دانستهاند. این خط قرمز در راستای دفاع از حقوقی چون آموزش رایگان، امکانات تحصیلی مناسب و برابر برای همهی کودکان و نوجوانان این سرزمین، تلاش برای برچیده شدن مدارس کپری در مناطق حاشیهای، دغدغهی سرنوشت کودکان کار و کولبر و کودکان با سو تغذیه و مواردی از این دست را شامل میشد. شاید آن روز که ما میگفتیم دانش آموزان ما خط قرمز ما هستند، هرگز گمان نمیکردیم در این سرزمین روزهای شومی از راه برسند که در طی چند ساعت در دو شبانه روز در کنار اقشار به جان آمده از آحاد ملت، اعم از زنان و مردان و ورزشکاران و هنرمندان و کارگران و محرومان، بی شمار جوانان و بالای دویست دانش آموز نوجوان و کودک هم با گلولههای بی رحمانهی دژخیمان حاکم، به خاک و خون کشیده شوند و در کمال مظلومیت بسیاری از خانوادههای این فرزندان شجاع و مظلوم وطن، حتی از حق سوگواری و برگزاری مراسم برای عزیزانشان هم محروم باشند.
بی تردید اقدام شایستهی #شورای_هماهنگی_تشکلهای_صنفی_فرهنگیان_ایران در مستند کردن دانش آموزان و معلمان جاوید نام شده در خیزش خونین ۱۴۰۴ ملت به پا خاستهی ایران، در خور تقدیر و تشکر است اما آنچه که حیاتی و ضروری است، دادخواهی خون به ناحق ریختهی این فرزندان عزیز ماست که با هزاران آرزو و امید، با بی رحمی تمام به دست شقیترینها به خاکی سرد سپرده شدند. با کمال تأسف در کنار جوانان و ورزشکاران و هنرمندان و مردم محروم و کارگران ستمدیده که در این دی ماه خونین جان نازنین خود را از دست دادند، شماری از معلمان آزادیخواه هم در راه آزادی و آبادی این ملک،به خاک و خون کشیده شدند.
بی تردید خانوادههای مظلوم جان باخته از همهی وجدانهای بیدار و به ویژه ما معلمان کنشگر توقع دارند در مسیر دادخواهی عزیزانشان، کنارشان باشیم. بر آورده ساختن این خواسته بی توقع و منتی باید هم وظیفهی اخلاقی و معلمانهی ما و هم مهمترین رسالت صنفی امروز ما تعریف شود.
مردم ما شاهد بودهاند که ما برای مطالبات معیشتی و شغلی خود و حقوق مادی و معنوی دانش آموزان ما کلاسهای درس را به طنین پرخروش حمایت از آنها مبدل کردهایم و خیابانها را فریاد و خروش دفاع از آموزش رایگان و همگانی ساختیم. همان خیابانهایی که دی ماه امسال خون پاک جوانان و فرزندان این خاک را رنگین و خونین کرد.
امید میرود در شرایطی که آموزش و پرورش ویران ایران تمام قد در کنار نیروهای سرکوب علیه آینده سازان این کشور، سیاهترین کارنامهی خود را در همهی ادوار تاریخ رقم میزند، شورای هماهنگی و تمامی تشکلهای صنفی و همهی معلمان آزاده و مبارز ایران در این روزهای سخت و اندوهناک سرزمین ما، حق خواهی و به ویژه دادخواهی خونهای مظلومان و اقشار مختلف این سرزمین به ویژه دانش آموزان جا مانده از پشت میزهای کلاس درس را در دستور کار خود قرار دهند.
در این مسیر ضروری است یک کمیته حقیقت یاب مستقل برای مشخص شدن ابعاد مختلف این جنایت وحشتناک و شناسایی آمران و عاملان این کشتار با همراهی شورا ی هماهنگی و سایر داغدیدگان دی ماه خونین شکل گیرد.
مسعود فرهیخته، فعال صنفی معلمان، زندان مرکزی کرج
عزیز قاسمزاده، فعال صنفی معلمان و زندانی سابق
سه شنبه ۲۱ بهمن ۱۴۰۴
منبع:
https://t.me/azizghasemzademusic
@ettehad
🔺🔺🔺افشاگری رئیسیان در مورد دادگاه مسجد پاکدشت و اقدامات غیرقانونی قاضی افشاری
امیر رئیسیان، وکیل دادگستری، درباره پرونده سه تن از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه در پاکدشت که با اتهام آتشزدن یک مسجد و مرگ دو نفر روبهرو هستند، اعلام کرد به دستور قاضی افشاری رئیس شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران، از وکالت در پرونده احسان حسینی پور حصارلو منع شده است؛ اقدامی که به گفته او با قانون آیین دادرسی کیفری در تعارض است.
به گفته رئیسیان، در روند رسیدگی به این پرونده موارد متعددی وجود دارد که با گزارش رسمی قوه قضاییه تفاوت دارد. او اعلام کرد تاکنون سه جلسه دادگاه برگزار شده و در دو جلسه نخست، احسان حسینیپور، متهم ردیف اول، تمامی اتهامات را رد کرده و گفته اقرارها تحت فشار، خشونت و در حالی که دستبند و پابند داشته از او اخذ شده است.
این وکیل دادگستری همچنین اظهار کرد احسان ساعت ۲۱:۳۰ روز ۱۸ دی ۱۴۰۳ بازداشت شده، در حالی که آتشسوزی مسجد ساعت ۲۲:۳۰ همان شب آغاز شده است. به گفته او، تصاویر منتشرشده از حمله به مسجد ارتباطی با این متهم ندارد و بررسی دوربینهای اطراف نیز حضور وی در محل را نشان نمیدهد، با این حال بخش عمده پرونده بر پایه اقرار تنظیم شده است.
رئیسیان روند رسیدگی را «شتابزده» و همراه با طرح اتهامات سنگین توصیف کرد و افزود خانواده متهمان در وضعیت بیاطلاعی قرار دارند؛ موضوعی که نگرانیها درباره احتمال صدور حکم اعدام برای این متهم ۱۸ ساله و دو متهم ۱۷ ساله دیگر، متین محمدی و عرفان امیری را افزایش داده است.
مرکز رسانه قوه قضاییه نیز روز شنبه ۲۵ بهمنماه از برگزاری نخستین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات این سه متهم در دادگاه انقلاب تهران با حضور وکلای آنان خبر داده است.
@ettehad
امیر رئیسیان، وکیل دادگستری، درباره پرونده سه تن از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه در پاکدشت که با اتهام آتشزدن یک مسجد و مرگ دو نفر روبهرو هستند، اعلام کرد به دستور قاضی افشاری رئیس شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران، از وکالت در پرونده احسان حسینی پور حصارلو منع شده است؛ اقدامی که به گفته او با قانون آیین دادرسی کیفری در تعارض است.
به گفته رئیسیان، در روند رسیدگی به این پرونده موارد متعددی وجود دارد که با گزارش رسمی قوه قضاییه تفاوت دارد. او اعلام کرد تاکنون سه جلسه دادگاه برگزار شده و در دو جلسه نخست، احسان حسینیپور، متهم ردیف اول، تمامی اتهامات را رد کرده و گفته اقرارها تحت فشار، خشونت و در حالی که دستبند و پابند داشته از او اخذ شده است.
این وکیل دادگستری همچنین اظهار کرد احسان ساعت ۲۱:۳۰ روز ۱۸ دی ۱۴۰۳ بازداشت شده، در حالی که آتشسوزی مسجد ساعت ۲۲:۳۰ همان شب آغاز شده است. به گفته او، تصاویر منتشرشده از حمله به مسجد ارتباطی با این متهم ندارد و بررسی دوربینهای اطراف نیز حضور وی در محل را نشان نمیدهد، با این حال بخش عمده پرونده بر پایه اقرار تنظیم شده است.
رئیسیان روند رسیدگی را «شتابزده» و همراه با طرح اتهامات سنگین توصیف کرد و افزود خانواده متهمان در وضعیت بیاطلاعی قرار دارند؛ موضوعی که نگرانیها درباره احتمال صدور حکم اعدام برای این متهم ۱۸ ساله و دو متهم ۱۷ ساله دیگر، متین محمدی و عرفان امیری را افزایش داده است.
مرکز رسانه قوه قضاییه نیز روز شنبه ۲۵ بهمنماه از برگزاری نخستین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات این سه متهم در دادگاه انقلاب تهران با حضور وکلای آنان خبر داده است.
@ettehad