مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.9K photos
786 videos
1.31K files
4.57K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
✳️ ترامپ، کوین وارش را به‌عنوان نامزد رئیس بعدی فدرال رزرو معرفی کرد

✅ چرا بازارها به این خبر اهمیت می‌دهند؟

دونالد ترامپ اعلام کرده است که کوین وارش را به‌عنوان گزینه خود برای جانشینی جروم پاول در ریاست فدرال رزرو معرفی می‌کند.

این خبر برای سیاست پولی، بازار اوراق قرضه، ارز و سهام بسیار مهم است.وارش عضو سابق هیئت‌مدیره فدرال رزرو، سیاست‌گذار دوران بحران مالی، و از منتقدان قدیمی رویکرد فدرال رزرو پس از ۲۰۰۸ است. او معتقد است بانک مرکزی بیش از حد ترازنامه خود را بزرگ کرده و مرز میان سیاست پولی و سیاست مالی را مخدوش کرده است.

■ به زبان ساده:
طرفدار کوچک‌تر شدن ترازنامه فدرال رزرو است
از اصلاحات ساختاری در فدرال رزرو حمایت می‌کند
با نرخ‌های بهره پایین‌تر موافق است، اما نه با تسهیل‌گری بی‌محابا

■ این موضوع برای سیاست پولی چه معنایی دارد؟

فدرال رزرو در حال حاضر بین مقابله با تورم همچنان چسبنده و حمایت از بازار کار در حال سرد شدن دچار شکاف است.وارش احتمالاً انضباط و اعتبار را در اولویت قرار می‌دهد؛ به این معنا که:
کاهش‌های تهاجمی نرخ بهره کمتر خواهد بود
کنترل سخت‌گیرانه‌تر نقدینگی اعمال می‌شود
تمرکز بیشتری بر ریسک تورمی بلندمدت خواهد بود

این رویکرد، نگرانی‌ها درباره کاهش نرخ بهره با انگیزه‌های سیاسی را کاهش می‌دهد؛ موضوعی که اخیراً بازارها را نگران کرده بود.

■ این خبر برای بازارها چه معنایی دارد؟

واکنش اولیه بازارها نشان می‌دهد:
افزایش بازده اوراق قرضه بلندمدت
تقویت دلار آمریکا
فشار بیشتر بر دارایی‌های پرریسک با ارزش‌گذاری بالا

دلیل آن اینست که وارش نسبت به گزینه‌های دیگر کمتر متمایل به سیاست‌های انبساطی تلقی می‌شود و آمادگی بیشتری دارد که برای حفظ اعتبار پولی در بلندمدت، درد کوتاه‌مدت بازارها را بپذیرد.
CommoLady| كاموليدی
https://t.me/ExecutiveManagement
🔻بیت کوین از جمع ۱۰ دارایی با ارزش جهان (بر اساس مارکت کپ) خارج شد

آرامکو عربستان جای بیتکوین رو گرفت.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
✳️ این حقیقت رو ملکه ذهنتون کنید:

✅ موفقیت نتیجه انجام سلسله کارهای پرتکرار، خسته کننده و غیر مهیجه
منتظر اتفاق یک شبه نباشید.
👌1
مدل تصمیم گیری تحلیل عوامل #موفقیت در #کسب و #کار-https://t.me/NickSun
کنارهم #خردمند و #قوی تر هستیم
Audio
🎙 پادکست گوگلی خلاصه جامع کتاب «برو معامله کن: راهنمای خرید و فروش کسب‌وکارها برای کارآفرینان»


📌 Go Do Deals: The Entrepreneur’s Guide to Buying & Selling Businesses

#پادکست_مدیریتی

🍁 لطفا به «این نکته» پیرامون پادکست‌ها توجه نمایید.

🥇انجمن مدیران، بزرگترین تشکل #مدیریت در ایران
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌈با بیزینس‌پلن سرمایه‌گذار پیدا نمی‌کنید!

💡جنسن هوانگ، بنیان‌گذار و مدیرعامل NVIDIA، توضیح می‌ده چرا سرمایه‌گذارها بیشتر از اینکه به بیزینس پلن توجه کنن، به خود بنیان‌گذار نگاه می‌کنن. اون با اشاره به مسیر خودش، توضیح می‌ده چی باعث می‌شه اعتماد سرمایه‌گذارها جلب بشه.
اعتبارت از خودت جلوتر حرکت می‌کنه، حتی اگه بیزینس پلن (پیچ) نویس خوبی نباشی.


📌در ادامه توضیح میده:

▫️چیزی که واقعاً سرمایه‌گذارها بررسی می‌کنن شخصیت، سابقه و قابل‌اعتماد بودن بنیان‌گذاره.
▫️هوانگ قبل از NVIDIA با چهره‌های مطرحی مثل مؤسس Sun Microsystems و Synopsys همکاری کرده بود و این باعث شد اعتبارش بین سرمایه‌گذارها بالا بره.
▫️داشتن یک چشم‌انداز بزرگ مهمه، نه چون فقط باید باشه، بلکه چون ارزش سرمایه‌گذاری بیشتری داره.
▫️توی مسیر استارتاپ، احتمالاً لازم می‌شه چند بار خودتو تغییر بدی و فقط تیم‌های قوی از پسش برمیان.

📍سرمایه‌گذارها ممکنه یه نگاه به فایل ارائه و بیزینس‌پلن بندازن، ولی چیزی که براشون مهمه، اعتبار بنیان‌گذاره. در مراحل اولیه، کیفیت تیم و افراد مهم‌تر از هر سند و برنامه‌ایه.
https://t.me/SAxktAWqp8ppBV69
✳️ شکاف انتظارات، امنیت سخت و اقتصاد شکننده

محسن راجی اسد آبادی/پژوهشگراقتصادبخش عمومي

✅ گربه خوبه موش بگیره، سیاه یا سفید بودنش فرقی نداره» بیش از آنکه یک ضرب‌المثل ساده باشد بیان فشرده یک منطق حکمرانی است، دولت‌ها نه با ادعا بلکه با کارآمدی سنجیده می‌شوند.

در جهان امروز بقا و موفقیت کشورها وابسته به توانایی آنها در ایجاد تعادل پایدار میان قدرت سخت (نظامی و امنیتی)، کارآمدی نرم (حکمرانی، اقتصاد و سرمایه اجتماعی) و عقلانیت در تعاملات خارجی است.
هرگاه یکی از این اضلاع از بقیه جدا شود، کل سازه دچار عدم‌تعادل شده و پیامد آن افزایش نااطمینانی اقتصادی، فرسایش سرمایه اجتماعی و تضعیف موقعیت بین‌المللی خواهد بود...

متن کامل یادداشت
https://jahanesanat.ir/?p=602004
👌1
✳️ لزوم پارادايم شيفت در قواعدبازي نهادی
محسن راجي اسدآبادي/مدرس و پژوهشگر اقتصادبخش عمومي
✅ در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، آنچه امروز به‌صورت نارضایتی اجتماعی، افت سرمایه انسانی یا بی‌اعتمادی عمومی بروز می‌یابد، نه حاصل یک بحران ناگهانی، بلکه نتیجه انباشت تدریجی ناکارآمدی‌های نهادی است این ناکارآمدی‌ها نه الزاماً از کمبود منابع یا فقدان دانش ناشی می‌شوند و نه صرفاً حاصل ضعف اراده سیاسی‌اند،بلکه ریشه در ساختارهایی دارند که توان تبدیل مطالبات اجتماعی به اصلاحات پایدار را از دست داده‌اند. در چنین شرایطی، حتی سیاست‌های ظاهراً درست نیز اغلب به نتایج مورد انتظار منجر نمی‌شوند و جامعه به‌تدریج وارد چرخه‌ای می‌شود که در آن، ناکارآمدی بازتولید می‌گردد
چارچوب نظری آلبرت هیرشمن، نقطه عزیمت روشنی برای فهم این وضعیت فراهم می‌کند. از نظر او، کنشگران در مواجهه با عملکرد نامطلوب نظام‌ها، سه گزینه پیشِ‌رو دارند: وفاداری، اعتراض و خروج. پویایی و ثبات یک نظام سیاسی–اقتصادی، وابسته به تعادل میان این سه سازوکار است. وفاداری زمانی معنا دارد که امید به اصلاح درون‌زا وجود داشته باشد؛ اعتراض زمانی سازنده است که بتواند به بازخورد نهادی و اصلاح سیاست منجر شود؛ و خروج، آخرین گزینه‌ای است که نشان می‌دهد دو مسیر پیشین کارکرد خود را از دست داده‌اند.در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، این تعادل به‌تدریج برهم خورده است. وفاداری، در اثر تجربه‌های مکرر اصلاحات ناقص یا بی‌اثر، فرسوده می‌شود؛ اعتراض، به‌دلیل ضعف نهادهای واسط، یا به انباشت نارضایتی خام تبدیل می‌شود یا به کنش‌های پرهزینه می‌انجامد؛ و خروج، به‌تدریج از یک واکنش فردی به یک الگوی جمعی بدل می‌گردد. این خروج، الزاماً به‌معنای مهاجرت فیزیکی نیست، بلکه اشکال پنهان‌تری نیز دارد: خروج از مشارکت حرفه‌ای، کاهش انگیزه تولید، افت نوآوری و فاصله‌گرفتن نخبگان از فرآیندتصمیم‌سازی
در چنین بستری، تحلیل هیرشمن با نظریه نهادهای فراگیر و استثماری آجم‌اوغلو و رابینسون تکمیل می‌شود. آن‌ها نشان می‌دهند که بسیاری از کشورهای در حال توسعه، نه به‌دلیل کمبود استعداد یا منابع، بلکه به‌سبب غلبه نهادهایی که دسترسی به فرصت‌ها و منابع را محدود می‌کنند، در تله توسعه گرفتار شده‌اند. در این ساختارها، موفقیت اقتصادی بیش از آنکه محصول رقابت و نوآوری باشد، نتیجه نزدیکی به کانون‌های قدرت و توزیع امتیاز است. پیامد چنین وضعیتی، تقویت گروه‌هایی است که بقای خود را در تداوم رانت و انحصار می‌بینند، نه در گسترش تولید و ارزش‌آفرینی
نتیجه مستقیم این وضعیت، قفل‌شدگی هم‌زمان چند نظام کلیدی است.نظام آموزش‌ و پرورش، نظام آموزش عالی، نظام مدیریت دولتی و نظام برنامه‌ریزی، همگی در یک چرخه معیوب بازتولید ناکارآمدی گرفتار می‌شوند این چرخه نه شایسته‌سالاری تولید می‌کند، نه ظرفیت حل مسئله، و نه امکان یادگیری نهادی. هر اصلاح جزئی، در ساختار کلان معیوب مستهلک می‌شود و به نتیجه پایدار نمی‌رسد.در این نقطه، اشاره به گزاره مشهور منتسب به آلبرت اینشتین روشنگر است؛ آنجا که تأکید می‌کند «نمی‌توان مشکلات را با همان سطح عقلانیتی حل کرد که آن‌ها را پدید آورده است». مقصود این گزاره، تغییر افراد یا جابه‌جایی چهره‌ها نیست، بلکه ضرورت عبور از سطحی از عقلانیت تصمیم‌گیری است که خود مولد مسئله بوده است. مسئله اصلی در عادت‌های سیاست‌گذاری، افق‌های کوتاه‌مدت و چارچوب‌های نهادی‌ای نهفته است که حتی با حضور بازیگران جدید نیز همان نتایج پیشین را بازتولید می‌کنند. از این منظر، تأکید بر «تغییر آدم‌ها» بدون تغییر قواعد بازی، نه‌تنها راه‌حل نیست، بلکه خود بخشی از مسئله است. در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، تلاش برای حل بحران‌ها بدون عبور از این سطح عقلانیت ـ حتی اگر با نیت اصلاح انجام شود ـ به بازتولید همان ناکارآمدی‌ها می‌انجامد. با این حال، این رویکرد تقلیل‌گرایانه غالباً از سوی پروژه‌بگیران بحران تبلیغ می‌شود؛ کنشگرانی که به‌جای تمرکز بر ارتقای عقلانیت نهادی، بر شوک، حذف و گسست تکیه دارند. پیامد چنین نگاهی، نه گذار به سطح بالاتری از تصمیم‌گیری، بلکه تشدید بی‌ثباتی و تخریب ظرفیت‌های موجود است؛ وضعیتی که هزینه‌های آن را نه طراحان این روایت‌ها، بلکه جامعه و دولت می‌پردازند.در مقابل، قرائت نهادی از این گزاره، ما را به سمت نوعی «پارادايم ‌شیفت شناختی و حکمرانی» هدایت می‌کند: تغییری در شیوه مسئله‌دیدن، در افق تصمیم‌گیری، در نسبت میان دولت و جامعه، و در سازوکارهای یادگیری و اصلاح سیاست‌ها
ادامه ازقبل
این همان مسیری است که با اندیشه هیرشمن، داگلاس نورث و تجربه‌هایی مانند کره‌جنوبی هم‌خوانی دارد؛ مسیری که در آن، افراد درون نهادها تغییر می‌کنند، زیرا خود نهادها عقلانی‌تر، پاسخ‌گوتر و یادگیرنده‌تر شده‌اند.تجربه کره‌جنوبی نشان می‌دهد که خروج از بن‌بست نهادی الزاماً از مسیر فروپاشی نهادها عبور نمی‌کند.این کشور در دوره‌ای با دولت متمرکز شبکه‌های رانت و پیوندهای تنگاتنگ سیاست و بنگاه مواجه بود، اما به‌جای تضعیف دولت،آن را منضبط و پاسخ‌گو کرد. رانت حذف نشد، بلکه مشروط شد سرمایه‌گذاری آزاد نشد،بلکه هدایت شد؛ و مشروعیت دولت نه از توزیع امتیاز،بلکه از نتایج ملموس اقتصادی و اجتماعی بازتولید گردید.به این ترتیب، وفاداری اجتماعی تقویت شد، اعتراض به‌تدریج نهادمند گردید و منطق خروج تضعیف شد.این تجربه نشان می‌دهد که مسئله اصلی کشورهای در حال توسعه وجود دولت بزرگ یا کوچک نیست، بلکه وجود دولت کارآمد و یادگیرنده است. دولتی که بتواند هم‌زمان کارآمدی داخلی، تعاملات خارجی هوشمندانه، تقویت نظام دفاعی و امنیتی و ایجاد یک سپر اقتصادی مقاوم در برابر شوک‌ها را پیش ببرد. فقدان هر یک از این اضلاع، کل سازه حکمرانی راشكننده می‌کند و سرمایه اجتماعی را فرسایش می‌دهد.در نهایت،خطاب به سیاست‌گذار، مسئله امروز نه انتخاب میان نسخه‌های ساده‌انگارانه و شوک‌آور، بلکه تشخیص به‌موقع لحظه نهادی است؛ لحظه‌ای که هنوز وفاداری به‌طور کامل فرسوده نشده،هنوز اعتراض می‌تواند به اصلاح ترجمه شود و هنوز خروج به راهبرد غالب بدل نگشته است.این لحظه، لحظه تصمیم برای پرده‌شیفت در حکمرانی است: گذار از واکنش‌های کوتاه‌مدت به انضباط نهادی، از مدیریت بحران به ساخت ظرفیت، و از توزیع امتیاز به تولید کارآمدی.تاریخ توسعه نشان می‌دهد دولت‌هایی که در این بزنگاه مسئولیت بازتعریف نقش خود را پذیرفته‌اند، نه‌تنها ثبات را حفظ کرده‌اند،بلکه اعتماد عمومی را بازسازی و میدان را بر رانت‌جویان داخلی و پروژه‌بگیران بیرونی تنگ کرده‌اند. انتخاب هنوز ممکن است؛ اما پنجره آن، همیشگی نیست
✳️ «مدل بلبین» برای ساخت تیم اثربخش

✅ یک تیم موفق نیازمند تنوع تیپ‌های شخصیتی است. «مردیت بلبین» با طراحی «آزمون بلبین» نشان داد که نبود توازن رفتاری در تیم‌ها، باعث ضعف در عملکرد می‌شود.

او ۹ نقش کلیدی را معرفی کرده که در سه دسته قرار می‌گیرند:

1️⃣ نقش‌های تفکرگرا:
▫️ ارزیاب نظارت‌کننده: منطقی، تحلیلی و بی‌طرف؛ متخصص در حل بحران و برنامه‌ریزی استراتژیک.
▫️ متخصص: دارای دانش عمیق در حوزه‌ای خاص؛ ارزشمند برای ارائه بینش تخصصی.
▫️ ایده‌پرداز: خلاق، نوآور و سنت‌شکن؛ ترجیح می‌دهد مستقل کار کند اما ایده‌های او رشد تیم را به همراه دارد.

2️⃣ نقش‌های عملگرا:

▫️ شکل‌دهنده: برونگرا، پویا و انگیزه‌بخش؛ حتی زیر فشار به پیش می‌رود و هنجارها را به چالش می‌کشد.
▫️ مجری: سازمان‌دهنده و عمل‌گرا؛ ایده‌ها را به برنامه‌های اجرایی تبدیل می‌کند.
▫️ تمام‌کننده: دقیق، کمال‌گرا و حساس به جزئیات؛ تضمین‌کننده کیفیت و رعایت ضرب‌الاجل‌ها.

3️⃣ نقش‌های مردم‌گرا:

▫️ هماهنگ‌کننده: بالغ و دموکراتیک؛ استاد در به‌کارگیری استعدادهای تیم برای تحقق اهداف.
▫️ تیم‌کار (دیپلمات): آرام، سازگار و شنونده خوب؛ ایجادکننده همدلی و انسجام در تیم.
▫️ جست‌وجوگر منابع: اجتماعی، خوش‌بین و فرصت‌جو؛ مهارت در شبکه‌سازی و یافتن ایده‌های جدید.


💡 جمع‌بندی: یک فرد می‌تواند بیش از یک نقش ایفا کند.
تیم اثربخش الزاما ۹ نفره نیست اما باید نقش‌ها متوازن باشند.
عدم تناسب نقش‌ها می‌تواند به کاهش کارایی تیم منجر شود.
منبع: Indeed
✳️ بانک مرکزی تورم سالانه منتهی به دی ماه را ۴۴.۲ درصد اعلام کرد

✅ بانک مرکزی نرخ تورم کالاها و خدمات مصرفی در مناطق شهری ایران در یکسال منتهی به پایان دی ماه امسال را ۴۴.۲ درصد اعلام کرد.
🔹شاخص بهای گروه اختصاصی کالا از زیر مجموعه شاخص کل بهای کالاها و خدمات مصرفی در دی ماه سال ۱۴۰۴ نسبت به ماه قبل معادل ۹/۶ درصد افزایش داشت. شاخص گروه مذکور نسبت به ماه مشابه سال قبل معادل ۷۵/۷ درصد و در دوازده ماه منتهی به دی ماه ۱۴۰۴ نسبت به دوازده ماه منتهی به دی ماه ۱۴۰۳ معادل ۵۲/۱ درصد افزایش داشته است.
🔹در دی ماه ۱۴۰۴ شاخص بهای گروه های خوراکی ها و آشامیدنی ها نسبت به ماه قبل معادل ۱۱ درصد، دخانیات ۱۱/۳ درصد پوشاک و کفش ۴/۲ درصد، مسکن آب برق و گاز و سایر سوختها ۱/۲ درصد اثاث لوازم و خدمات مورد استفاده در خانه ۷/۷ درصد، بهداشت و درمان ۲ درصد، حمل و نقل ۵/۴ درصد، ارتباطات ۹ درصد، تفریح و امور فرهنگی ۳/۱ درصد، تحصیل ۰/۳ درصد، رستوران و هتل ۸/۲ درصد و کالاها و خدمات متفرقه ۳/۴ درصد افزایش یافت.

@EconomyNews
💢 کالیبراسیون (واسنجی) خط‌مشی یعنی فرآیند انتخاب و تنظیم دقیق مشخصات یک خط‌مشی (مثلاً چه مقدار، در چه زمان‌بندی، با چه ابزار حقوقی یا مالی، برای چه جمعیتی) تا اهداف برنامه‌ای قابل تحقق و با حداقل مقاومت سیاسی و مشکلات اجرایی شوند. به‌عبارت دیگر: از «چه ابزاری» به «ابزار با چه اندازه‌ و شکل‌‌» تبدیل شدن.

🔹اجزای کلیدی آن شامل:
مشخص‌سازی اهداف و معیارها (specification)
کالیبراسیون ابزاری
تطبیق با قابلیت اجرا (feasibility)
پذیرش سیاسی و اجتماعی
تقابل با گیرنده‌های خط‌مشی (policy-takers)

🔸چرا مهم است؟
چون بسیاری از شکست‌های خط‌مشی نه به‌خاطر انتخاب نادرست هدف، بلکه به‌خاطر انتخاب نامناسب «شدت/شکل» ابزارها یا تعریف مبهم معیارها رخ می‌دهد. کالیبراسیون صحیح ریسک‌های اجرایی را کم و پیامدهای ناخواسته را محدود می‌کند؛ و احتمال پذیرش سیاسی و دوام خط‌مشی را بالا می‌برد.

🔹نکات هشداردهنده / چالش‌ها
کالیبراسیون بیش‌حد می‌تواند هزینه‌ها و مقاومت اجتماعی را بالا ببرد؛ کمتر از حد هم ممکن است اثرگذاری را صفر کند. بنابراین نقطه بهینه بین کارایی، هزینه و پذیرش است که باید جستجو شود.
داده‌های ناکافی یا برآوردهای نادرست درباره رفتار بازیگران، منجر به کالیبراسیون نامناسب می‌شود. به‌همین‌خاطر تاکید بر مرحله اجرای آزمایشی و بازخورد سریع هست.

💻برای مطالعه بیشتر می‌توانید به ویژه‌نامه مجله policy design and practice مراجعه کنید
🌐 https://www.tandfonline.com/toc/rpdp20/7/2