▪︎ ۳ سال پیش که دیوار اتاق ترک خورد بهت گفتم، دیدیش؟ گفت آره ولی ...
▪︎ ۲ سال پیش که دیوار پذیرایی ترک خورد، هشدار من بود؛ دیدیش؟ گفت آره ولی ...
▪︎پارسال که سقف ترک خورد یه هشداری جدی بهت دادم؛ دیدیش؟ گفت آره فکرشو نمیکردم.
■صاحبخونه قصه ما دید و به رسمیت نشناخت و ای کاش .... حواسمون باشه، این یه قانونه که شبه حوادث ها رو اگه ببینیم و به رسمیت نشناسیم نتایج و عواقب سختی منتظرمون هست. فرقی نمیکنه که پدر و مادر باشی، معلم باشی، مدیر باشی، راننده باشی و ... خلاصه تو هر نقشی که باشی شبه حوادث رو به رسمیت نشناسی یعنی دارم خودمو آماده میکنم برای آینده ای مبهم و احتمالا دشوار.
□ *پی نوشت:* در این نوشتار قصد نداشتم به خاصیت علم و عالم و مهارت افرادی که حتی قبل از رخ دادن شبه حوادث هم میتوانند پیش بینی کنن و به رسمیت بشناسند و نذارن آب تو دل کسی تکون بخوره، پرداخته بشه. الحق و والانصاف که این مهارت بسی ارزشمند است.
●در انتها میخوام خواهش کنم که به این سوال فکر کنید: *توی زندگیمون چه "شبه حوادثی وجود دارن" که باید بهشون توجه کنیم؟*
▪︎ ۲ سال پیش که دیوار پذیرایی ترک خورد، هشدار من بود؛ دیدیش؟ گفت آره ولی ...
▪︎پارسال که سقف ترک خورد یه هشداری جدی بهت دادم؛ دیدیش؟ گفت آره فکرشو نمیکردم.
■صاحبخونه قصه ما دید و به رسمیت نشناخت و ای کاش .... حواسمون باشه، این یه قانونه که شبه حوادث ها رو اگه ببینیم و به رسمیت نشناسیم نتایج و عواقب سختی منتظرمون هست. فرقی نمیکنه که پدر و مادر باشی، معلم باشی، مدیر باشی، راننده باشی و ... خلاصه تو هر نقشی که باشی شبه حوادث رو به رسمیت نشناسی یعنی دارم خودمو آماده میکنم برای آینده ای مبهم و احتمالا دشوار.
□ *پی نوشت:* در این نوشتار قصد نداشتم به خاصیت علم و عالم و مهارت افرادی که حتی قبل از رخ دادن شبه حوادث هم میتوانند پیش بینی کنن و به رسمیت بشناسند و نذارن آب تو دل کسی تکون بخوره، پرداخته بشه. الحق و والانصاف که این مهارت بسی ارزشمند است.
●در انتها میخوام خواهش کنم که به این سوال فکر کنید: *توی زندگیمون چه "شبه حوادثی وجود دارن" که باید بهشون توجه کنیم؟*
✳️ مدیریت استعداد، یک بیزینس استراتژی
اولین گام در راستای درک مفهوم و اهمیت مدیریت استعداد، نحوه نگاه درست به مسئله است. مدیریت استعداد را می توان از لحاظ اهمیت و کاربرد در حد یک بیزینس استراتژی (Business Strategy) تلقی کرد. استراتژی ای که سازمان ها امید دارند بتوانند با استفاده از آن با استعدادترین و ماهرترین کارکنان خود را حفظ کنند.
اهمیت مدیریت استعداد نه تنها در سطح عملی و پس از به ثمر رسیدن، بلکه پیش از آن و به محض اعمال استراتژی مدیریت استعداد روشن می شود. وقتی پیش از ورود یک نیروی جدید، با کارمندان بالقوه یک سازمان در خصوص تعهد سازمان به اعمال یک استراتژی مدیریت استعداد صحبت شود، در حقیقت به آن نیروی جدید اطمینان خاطر می دهد که فرصت رشد و ارتقای حرفه ای برای او وجود خواهد داشت.
🔹 تعیین استراتژی مدیریت استعدادها
پیش از عملیاتی سازی مدیریت استعدادها، تعیین و تبیین استراتژی مدیریت استعدادها ضروری است. همانطور که بیان شد، بدون وجود یک استراتژی صحیح و جامع مدیریت استعداد، هر چند اثرات روانی مثبتی در نتیجه صرف وجود یک استراتژی مدیریت استعداد ایجاد می شود، اما این اثرات کوتاه مدت و در نهایت نیز به دلیل به نتیجه نرسیدن منجر به ایجاد یأس و ناامیدی می شوند.
مهم ترین نکته در خصوص تعیین یک استراتژی بهینه مدیریت استعداد در یک سازمان توجه به شرایط کنونی سازمان از یک طرف و شرایط ایده آل سازمانی از طرف دیگر است.
با نگاه عمیق و کارشناسی به وضعیت کنونی سازمان T می توان اولین گام را در راستای تعیین یک استراتژی بهینه مدیریت استعداد برداشت:
🔺سطح استعداد موجود
🔺تعداد کارکنان مستعد
🔺تقسیم بندی استعدادهای بالقوه و بالفعل و بررسی و تعیین این عناصر در حالت ایده آل
به بیان دیگر مهم ترین عوامل تعیین یک استراتژی بهینه مدیریت استعداد شناسایی وضعیت کارمندان مستعد کنونی، تعیین شرایط ایده آل سازمان از لحاظ حفظ و نگهداری استعداد، و در نهایت ریل گذاری مسیری در راستای رسیدن از وضعیت کنونی به وضعیت ایده آل خواهد بود. در حقیقت استراتژی مدیریت استعداد به همین دلیل به عنوان یک استراتژی بیزینسی شناخته می شود، چرا که راهکاری بلندمدت و سیستمی برای حفظ نقاط مثبت و تغییر نقاط مورد توجه در زمینه نحوه برخورد با ماهرترین و بااستعدادترین کارکنان یک سازمان است.
🎓 آکادمی مدیریت
اولین گام در راستای درک مفهوم و اهمیت مدیریت استعداد، نحوه نگاه درست به مسئله است. مدیریت استعداد را می توان از لحاظ اهمیت و کاربرد در حد یک بیزینس استراتژی (Business Strategy) تلقی کرد. استراتژی ای که سازمان ها امید دارند بتوانند با استفاده از آن با استعدادترین و ماهرترین کارکنان خود را حفظ کنند.
اهمیت مدیریت استعداد نه تنها در سطح عملی و پس از به ثمر رسیدن، بلکه پیش از آن و به محض اعمال استراتژی مدیریت استعداد روشن می شود. وقتی پیش از ورود یک نیروی جدید، با کارمندان بالقوه یک سازمان در خصوص تعهد سازمان به اعمال یک استراتژی مدیریت استعداد صحبت شود، در حقیقت به آن نیروی جدید اطمینان خاطر می دهد که فرصت رشد و ارتقای حرفه ای برای او وجود خواهد داشت.
🔹 تعیین استراتژی مدیریت استعدادها
پیش از عملیاتی سازی مدیریت استعدادها، تعیین و تبیین استراتژی مدیریت استعدادها ضروری است. همانطور که بیان شد، بدون وجود یک استراتژی صحیح و جامع مدیریت استعداد، هر چند اثرات روانی مثبتی در نتیجه صرف وجود یک استراتژی مدیریت استعداد ایجاد می شود، اما این اثرات کوتاه مدت و در نهایت نیز به دلیل به نتیجه نرسیدن منجر به ایجاد یأس و ناامیدی می شوند.
مهم ترین نکته در خصوص تعیین یک استراتژی بهینه مدیریت استعداد در یک سازمان توجه به شرایط کنونی سازمان از یک طرف و شرایط ایده آل سازمانی از طرف دیگر است.
با نگاه عمیق و کارشناسی به وضعیت کنونی سازمان T می توان اولین گام را در راستای تعیین یک استراتژی بهینه مدیریت استعداد برداشت:
🔺سطح استعداد موجود
🔺تعداد کارکنان مستعد
🔺تقسیم بندی استعدادهای بالقوه و بالفعل و بررسی و تعیین این عناصر در حالت ایده آل
به بیان دیگر مهم ترین عوامل تعیین یک استراتژی بهینه مدیریت استعداد شناسایی وضعیت کارمندان مستعد کنونی، تعیین شرایط ایده آل سازمان از لحاظ حفظ و نگهداری استعداد، و در نهایت ریل گذاری مسیری در راستای رسیدن از وضعیت کنونی به وضعیت ایده آل خواهد بود. در حقیقت استراتژی مدیریت استعداد به همین دلیل به عنوان یک استراتژی بیزینسی شناخته می شود، چرا که راهکاری بلندمدت و سیستمی برای حفظ نقاط مثبت و تغییر نقاط مورد توجه در زمینه نحوه برخورد با ماهرترین و بااستعدادترین کارکنان یک سازمان است.
🎓 آکادمی مدیریت
👍1
Forwarded from انجمن مدیران
⭕️ عامل بنیادین رضایت از زندگی چیست؟
🔸رابرت ولدینگر، روانشناس، پژوهشگر و استاد مشهور دانشگاه هاروارد است. او پژوهشی را آغاز کرد که تا امروز بیشتر از ۷۵ سال از شروع آن میگذرد و همچنان ادامه خواهد داشت. در این مطلب آقای ولدینگر آخرین یافتههای این تحقیق طولانی دربارهی عوامل شادی، سلامتی روحی و جسمی و رضایتمندی از زندگی را مرور میکند که دست بر قضا هیچکدام ربطی به ثروت و شهرت ندارند!
🔹در طول مدتی که زندگی میکنیم چه چیزی ما را سالم و شاد نگه میدارد؟ اگر الان قرار بود برای آیندهتان به بهترین نحو ممکن سرمایهگذاری کنید، زمان و انرژی خود را کجا صرف میکردید؟ در ابتدای هزارهی جدید، یک نظرسنجی از نسل جوان انجام شد و از آنها پرسیدند مهمترین اهداف زندگیشان چیست؟ بیش از ۸۰ درصد گفتند هدف اصلی آنها در زندگی پولدارشدن است. ۵۰ درصد از همین جوانان هدف اصلی دیگرشان را مشهور شدن عنوان کردند.
🔹همواره به ما گفتهاند که زیاد کار کنید و بیشتر جمع کنید! این احساس را به ما دادهاند که برای داشتن یک زندگی خوب لازم است دنبال این چیزها برویم. تصویر ما دربارهی همهی زندگیها، انتخابهایی که آدمها میکنند و چگونگی مفید واقعشدن آن تصمیمها برای آنها، نشان میدهد که رسیدن به آن تصویرها تقریباً غیر ممکن است.
🔹بیشتر چیزهایی که ما از زندگی بشر میدانیم، از این طریق به دست آمده که از مردم خواستیم گذشته را بخاطر بیاورند و همانطور که میدانیم، ادراک صددرصدی نیست و خیلی وقتها بخش وسیعی از چیزهایی که در زندگی برایمان اتفاق افتاده را فراموش میکنیم. بعلاوه حافظه هم گاهی کاملاً خلاقانه عمل میکند!
🔹اما اگر بتوانیم کل زندگیها را - آنطور که در طول زمان اتفاق میافتد - ببینیم چه؟ چه میشود اگر بتوانیم تمام مسیری که مردم از زمان نوجوانی تا سن پیری طی کردهاند را مطالعه کنیم تا ببینیم چه چیزی واقعاً مردم را شاد میکند؟
🔹ما این کار را کردیم. پژوهش دانشگاه هاروارد در حوزهی دورهی رشد بزرگسالی، شاید طولانیترین پژوهش دربارهی زندگی بزرگسالی باشد که تاکنون انجام شده است. ما ۷۵ سال، زندگی ۷۲۴ مرد را هر سال زیر نظر گرفتیم و از آنها دربارهی کارشان، زندگیشان در خانه و سلامتیشان میپرسیدیم و البته که در تمام این مسیر نمیدانستیم داستان زندگی آنان چطور به پایان خواهد رسید.
🔹پژوهشهایی مانند این بسیار نادر است. چنین پژوهشهایی اغلب در طول یک دهه از بین رفته است چرا که تعداد زیادی از آدمها از جریان پژوهش خارج شدهاند یا بودجهی پروژه قطع شده یا پژوهشگران جدا شده یا مردهاند و هیچکسی ادامهی کار آنان را پیگیری نکرده است. اما با ترکیبی از شانس و با مقاومت و اصرار چند نسل از پژوهشگران، این پژوهش به سرانجام رسیده است.
🔹حدود ۶۰ نفر از ۷۲۴ مرد اصلی شرکتکننده در این پژوهش هنوز زندهاند و با اینکه بیشترشان بالای ۹۰ سال سن دارند، همچنان در این پروژه حضور دارند. حالا ما مطالعه روی بیش از ۲۰۰۰ نفر از بچههای این مردان را آغاز کردهایم و من چهارمین مدیر این پژوهش هستم!
🔹ما از سال ۱۹۳۸ زندگی دو گروه از آدمها را زیر نظر گرفتهایم: کار گروه اول در این پژوهش زمانی آغاز شد که آنها دانشجوی سال دوم دانشگاه هاروادر بودند و در طول جنگ جهانی دوم، دانشگاه را تمام کردند. تعداد زیادی از آنان برای خدمت به جنگ رفتند. دستهی دومی که ما زیر نظر گرفتیم، گروهی از پسران از فقیرترین محلههای بوستون بود؛ پسرانی که مخصوصاً به دلیل تعلق داشتن به خانوادههای مشکلدار و محروم دههی ۱۹۳۰ بوستون، برای این پژوهش انتخاب شدند. بیشتر آنان مستأجر اتاقهایی بودند که حتی آب گرم و سرد نداشت.
🔹زمانی که آنان وارد روند پژوهش شدند، با همهشان مصاحبه شد و آزمایشهای پزشکی دادند و ما به خانههایشان رفتیم و با والدینشان هم مصاحبه کردیم. سپس این نوجوانان به بزرگسالی رسیدند و به عرصههای مختلف زندگی قدم گذاشتند. آنها کارگر کارخانه، وکیل، بنّا یا پزشک شدند. یک نفر از آنان رئیسجمهوری ایالات متحده شد و عدهای دیگر الکلی و بعضیها به شیزوفرنی مبتلا شدند. عدهای پلههای ترقی را طی کردند و بالا رفتند و عدهای راه را معکوس طی کردند.
🔹بنیانگذاران این پژوهش هرگز در عمیقترین رویایشان هم تصور نمیکردند که ۷۵ سال بعد، من، اینجا، بایستم و به شما بگویم این مطالعه همچنان ادامه دارد! هر دو سال یکبار پژوهشگران این پروژه افراد مورد مطالعه را فرا میخواندند و از آنان میپرسیدند که آیا مایلند به دستهی جدیدی از سؤالات ما دربارهی زندگیشان جواب بدهند؟ خیلی از آنها که در شهر بوستون زندگی میکردند میپرسیدند «چرا باز هم میخواهید روی من مطالعه کنید؟ زندگی من آنقدرها جذاب نیست».
🖋گاهنامه مدیریت
🎖انجمن مدیران، بزرگترین تشکل مدیریتی ایران @Managersclub
🔸رابرت ولدینگر، روانشناس، پژوهشگر و استاد مشهور دانشگاه هاروارد است. او پژوهشی را آغاز کرد که تا امروز بیشتر از ۷۵ سال از شروع آن میگذرد و همچنان ادامه خواهد داشت. در این مطلب آقای ولدینگر آخرین یافتههای این تحقیق طولانی دربارهی عوامل شادی، سلامتی روحی و جسمی و رضایتمندی از زندگی را مرور میکند که دست بر قضا هیچکدام ربطی به ثروت و شهرت ندارند!
🔹در طول مدتی که زندگی میکنیم چه چیزی ما را سالم و شاد نگه میدارد؟ اگر الان قرار بود برای آیندهتان به بهترین نحو ممکن سرمایهگذاری کنید، زمان و انرژی خود را کجا صرف میکردید؟ در ابتدای هزارهی جدید، یک نظرسنجی از نسل جوان انجام شد و از آنها پرسیدند مهمترین اهداف زندگیشان چیست؟ بیش از ۸۰ درصد گفتند هدف اصلی آنها در زندگی پولدارشدن است. ۵۰ درصد از همین جوانان هدف اصلی دیگرشان را مشهور شدن عنوان کردند.
🔹همواره به ما گفتهاند که زیاد کار کنید و بیشتر جمع کنید! این احساس را به ما دادهاند که برای داشتن یک زندگی خوب لازم است دنبال این چیزها برویم. تصویر ما دربارهی همهی زندگیها، انتخابهایی که آدمها میکنند و چگونگی مفید واقعشدن آن تصمیمها برای آنها، نشان میدهد که رسیدن به آن تصویرها تقریباً غیر ممکن است.
🔹بیشتر چیزهایی که ما از زندگی بشر میدانیم، از این طریق به دست آمده که از مردم خواستیم گذشته را بخاطر بیاورند و همانطور که میدانیم، ادراک صددرصدی نیست و خیلی وقتها بخش وسیعی از چیزهایی که در زندگی برایمان اتفاق افتاده را فراموش میکنیم. بعلاوه حافظه هم گاهی کاملاً خلاقانه عمل میکند!
🔹اما اگر بتوانیم کل زندگیها را - آنطور که در طول زمان اتفاق میافتد - ببینیم چه؟ چه میشود اگر بتوانیم تمام مسیری که مردم از زمان نوجوانی تا سن پیری طی کردهاند را مطالعه کنیم تا ببینیم چه چیزی واقعاً مردم را شاد میکند؟
🔹ما این کار را کردیم. پژوهش دانشگاه هاروارد در حوزهی دورهی رشد بزرگسالی، شاید طولانیترین پژوهش دربارهی زندگی بزرگسالی باشد که تاکنون انجام شده است. ما ۷۵ سال، زندگی ۷۲۴ مرد را هر سال زیر نظر گرفتیم و از آنها دربارهی کارشان، زندگیشان در خانه و سلامتیشان میپرسیدیم و البته که در تمام این مسیر نمیدانستیم داستان زندگی آنان چطور به پایان خواهد رسید.
🔹پژوهشهایی مانند این بسیار نادر است. چنین پژوهشهایی اغلب در طول یک دهه از بین رفته است چرا که تعداد زیادی از آدمها از جریان پژوهش خارج شدهاند یا بودجهی پروژه قطع شده یا پژوهشگران جدا شده یا مردهاند و هیچکسی ادامهی کار آنان را پیگیری نکرده است. اما با ترکیبی از شانس و با مقاومت و اصرار چند نسل از پژوهشگران، این پژوهش به سرانجام رسیده است.
🔹حدود ۶۰ نفر از ۷۲۴ مرد اصلی شرکتکننده در این پژوهش هنوز زندهاند و با اینکه بیشترشان بالای ۹۰ سال سن دارند، همچنان در این پروژه حضور دارند. حالا ما مطالعه روی بیش از ۲۰۰۰ نفر از بچههای این مردان را آغاز کردهایم و من چهارمین مدیر این پژوهش هستم!
🔹ما از سال ۱۹۳۸ زندگی دو گروه از آدمها را زیر نظر گرفتهایم: کار گروه اول در این پژوهش زمانی آغاز شد که آنها دانشجوی سال دوم دانشگاه هاروادر بودند و در طول جنگ جهانی دوم، دانشگاه را تمام کردند. تعداد زیادی از آنان برای خدمت به جنگ رفتند. دستهی دومی که ما زیر نظر گرفتیم، گروهی از پسران از فقیرترین محلههای بوستون بود؛ پسرانی که مخصوصاً به دلیل تعلق داشتن به خانوادههای مشکلدار و محروم دههی ۱۹۳۰ بوستون، برای این پژوهش انتخاب شدند. بیشتر آنان مستأجر اتاقهایی بودند که حتی آب گرم و سرد نداشت.
🔹زمانی که آنان وارد روند پژوهش شدند، با همهشان مصاحبه شد و آزمایشهای پزشکی دادند و ما به خانههایشان رفتیم و با والدینشان هم مصاحبه کردیم. سپس این نوجوانان به بزرگسالی رسیدند و به عرصههای مختلف زندگی قدم گذاشتند. آنها کارگر کارخانه، وکیل، بنّا یا پزشک شدند. یک نفر از آنان رئیسجمهوری ایالات متحده شد و عدهای دیگر الکلی و بعضیها به شیزوفرنی مبتلا شدند. عدهای پلههای ترقی را طی کردند و بالا رفتند و عدهای راه را معکوس طی کردند.
🔹بنیانگذاران این پژوهش هرگز در عمیقترین رویایشان هم تصور نمیکردند که ۷۵ سال بعد، من، اینجا، بایستم و به شما بگویم این مطالعه همچنان ادامه دارد! هر دو سال یکبار پژوهشگران این پروژه افراد مورد مطالعه را فرا میخواندند و از آنان میپرسیدند که آیا مایلند به دستهی جدیدی از سؤالات ما دربارهی زندگیشان جواب بدهند؟ خیلی از آنها که در شهر بوستون زندگی میکردند میپرسیدند «چرا باز هم میخواهید روی من مطالعه کنید؟ زندگی من آنقدرها جذاب نیست».
🖋گاهنامه مدیریت
🎖انجمن مدیران، بزرگترین تشکل مدیریتی ایران @Managersclub
Forwarded from انجمن مدیران
⭐️ تفاوت گروه و تیم
🔹رویکرد و تفکری که بر یک گروه حکمفرما است به این شکل است که از اعضا گروه این سوال پرسیده نمیشود که بهترین راهحل چیست، بلکه به آنها تنها گفته میشود که باید چه کاری را انجام دهند و آنها نیز دقیقا همان مسئولیتی که به آنها تخصیص داده شده است را انجام میدهند. در نتیجه دو اصل مهم که همانا خلاقیت و پیشنهاد دادن است نه تنها در یک گروه ارزش چندانی ندارد، بلکه آنگونه که باید و شاید مورد توجه قرار نمیگیرد.
🔹اما در نقطه مقابل در یک تیم، اعضا تیم با بهرهگیری از استعدادهای فردی، دانش و نوآوری فردی خود در فعالیتها مشارکت میکنند و به این شکل در پیشبرد اهداف تیمی یک نقش سازنده را ایفا میکنند.
🖋مجله مشاور مدیریت
🎖انجمن مدیران، بزرگترین تشکل مدیریتی ایران @Managersclub
🔹رویکرد و تفکری که بر یک گروه حکمفرما است به این شکل است که از اعضا گروه این سوال پرسیده نمیشود که بهترین راهحل چیست، بلکه به آنها تنها گفته میشود که باید چه کاری را انجام دهند و آنها نیز دقیقا همان مسئولیتی که به آنها تخصیص داده شده است را انجام میدهند. در نتیجه دو اصل مهم که همانا خلاقیت و پیشنهاد دادن است نه تنها در یک گروه ارزش چندانی ندارد، بلکه آنگونه که باید و شاید مورد توجه قرار نمیگیرد.
🔹اما در نقطه مقابل در یک تیم، اعضا تیم با بهرهگیری از استعدادهای فردی، دانش و نوآوری فردی خود در فعالیتها مشارکت میکنند و به این شکل در پیشبرد اهداف تیمی یک نقش سازنده را ایفا میکنند.
🖋مجله مشاور مدیریت
🎖انجمن مدیران، بزرگترین تشکل مدیریتی ایران @Managersclub
✳️ میدونی هیچکس عالی شروع نکرده؛
هیچ قهرمان المپیکی، اولین مسابقهش عالی نبوده!
هیچ نویسندهی مشهوری، اولین کتابش چاپ نشده!
هیچ خوانندهی پرطرفداری اولین کنسرتش تو سالنهای بزرگ نبوده!
هیچ نقاش معروفی اولین تابلوهاش دیده نشده!
هیچ کمدین معروفی اولین اجراهاش مجذوب کننده نبوده!
موفقیت یعنی همین!
یعنی هیچکس عالی شروع نکرده ولی تا زمانی که قصهش تموم نشده
ادامه داده. تو هم ادامه بده.
هیچ قهرمان المپیکی، اولین مسابقهش عالی نبوده!
هیچ نویسندهی مشهوری، اولین کتابش چاپ نشده!
هیچ خوانندهی پرطرفداری اولین کنسرتش تو سالنهای بزرگ نبوده!
هیچ نقاش معروفی اولین تابلوهاش دیده نشده!
هیچ کمدین معروفی اولین اجراهاش مجذوب کننده نبوده!
موفقیت یعنی همین!
یعنی هیچکس عالی شروع نکرده ولی تا زمانی که قصهش تموم نشده
ادامه داده. تو هم ادامه بده.
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
سرمقاله امروز:
الزامات سیاستهای کلی برنامه هفتم
👤 دکتر علینقی مشایخی
✍️ سیاستهای کلی برنامه هفتم شامل هدفهای کلی و اولویتهای اصلی ابلاغ شده است. برخی از هدفهای کلی مزبور در چشمانداز 1404 که در سال 1384 تصویب و ابلاغ شد وجود داشت. در آن چشمانداز قرار بود ایران در منطقه در بسیاری از شاخصهای مذکور کشور اول و پیشتاز منطقه باشد. ولی نه تنها چنان نشد، بلکه فاصله عقبماندگی ایران از نظر رشد اقتصادی و اجتماعی و آموزشی از کشورهای همسایه بیشتر و بیشتر شد.
✍️ در برنامههای دوم، سوم، چهارم، پنجم، و ششم نیز همواره رشد اقتصادی 8 درصد در سال و کاهش تورم از جمله هدفهایی بود که نه تنها تحقق نیافت، بلکه وضع معیشت عامه مردم بدتر، فقر و بیکاری و فاصله طبقاتی بیشتر، فساد و اعتیاد و مهاجرت نخبگان روزافزونتر، و امید به آینده بهویژه در بین جوانان کمتر شد.
✍️ عدم تحقق هدفهای گذشته عمدتا به علت بیتوجهی به الزامات تحقق آنها بود. در ادامه برخی از الزامات مهم برای تحقق هدفهای برنامه از نظر این نگارنده ارائه میشود:
🔸 رفع تحریمها و بهبود روابط بینالمللی؛
🔸 پذیرش FATF و برقراری ارتباط با بانکهای خارجی؛
🔸 جذب منابع سرمایهگذاری و تامین مالی از خارج؛
🔸 عدم دخالت دولت در قیمتگذاری مگر در موارد انحصاری؛
🔸 باز کردن فضا برای ورود افراد متخصص و نخبه به مدیریت کشور؛
🔸 منابع آب و کشاورزی؛
🔸 ضرورت تقویت آموزش و پرورش کشور...👇
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://b2n.ir/t74328
الزامات سیاستهای کلی برنامه هفتم
👤 دکتر علینقی مشایخی
✍️ سیاستهای کلی برنامه هفتم شامل هدفهای کلی و اولویتهای اصلی ابلاغ شده است. برخی از هدفهای کلی مزبور در چشمانداز 1404 که در سال 1384 تصویب و ابلاغ شد وجود داشت. در آن چشمانداز قرار بود ایران در منطقه در بسیاری از شاخصهای مذکور کشور اول و پیشتاز منطقه باشد. ولی نه تنها چنان نشد، بلکه فاصله عقبماندگی ایران از نظر رشد اقتصادی و اجتماعی و آموزشی از کشورهای همسایه بیشتر و بیشتر شد.
✍️ در برنامههای دوم، سوم، چهارم، پنجم، و ششم نیز همواره رشد اقتصادی 8 درصد در سال و کاهش تورم از جمله هدفهایی بود که نه تنها تحقق نیافت، بلکه وضع معیشت عامه مردم بدتر، فقر و بیکاری و فاصله طبقاتی بیشتر، فساد و اعتیاد و مهاجرت نخبگان روزافزونتر، و امید به آینده بهویژه در بین جوانان کمتر شد.
✍️ عدم تحقق هدفهای گذشته عمدتا به علت بیتوجهی به الزامات تحقق آنها بود. در ادامه برخی از الزامات مهم برای تحقق هدفهای برنامه از نظر این نگارنده ارائه میشود:
🔸 رفع تحریمها و بهبود روابط بینالمللی؛
🔸 پذیرش FATF و برقراری ارتباط با بانکهای خارجی؛
🔸 جذب منابع سرمایهگذاری و تامین مالی از خارج؛
🔸 عدم دخالت دولت در قیمتگذاری مگر در موارد انحصاری؛
🔸 باز کردن فضا برای ورود افراد متخصص و نخبه به مدیریت کشور؛
🔸 منابع آب و کشاورزی؛
🔸 ضرورت تقویت آموزش و پرورش کشور...👇
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://b2n.ir/t74328
روزنامه دنیای اقتصاد
الزامات سیاستهای کلی برنامه هفتم
سیاستهای کلی برنامه هفتم شامل هدفهای کلی و اولویتهای اصلی ابلاغ شده است. این هدفها و سیاستها همانند هدفها و سیاستهایی که در سالهای گذشته برای چشمانداز 20 ساله در سال 1404 و برنامههای توسعه قبلی ابلاغ شده بود تصویر مشعشعی از آینده را ترسیم و…
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
رتبه دهم روسیه در فهرست کشورهای با بیشترین افراد ابرثروتمند
💰 روسیه در فهرست ۱۰ کشور برتر ابرثروتمندان با بیش از ۴۰۰ نفر ثروتمند با دارایی بیش از ۱۰۰ میلیون دلار، از فرانسه و ایتالیا پیشی گرفته است.
💰 ۲۵هزار و ۴۹۰ میلیاردر در جهان وجود دارد. آنها عمدتا صاحبان شرکتهای فناوری و چند ملیتی، سرمایهگذاران و وارثان هستند. تعداد آنها در ۲۰ سال گذشته بیش از دو برابر شده است. ایالاتمتحده بیشترین تعداد افراد، ۹۷۳۰ نفر یا ۳۸ درصد از کل این جامعه را دارد، چین و هند به ترتیب با ۲۰۲۱ و ۱۱۳۲ در رتبههای دوم و سوم قرار دارند.
💰 بریتانیا با ۹۶۸ نفر در رده چهارم قرار دارد و آلمان با ۹۶۶ نفر در رتبه پنجم قرار دارد. سوئیس (۸۰۸)، ژاپن (۷۶۵)، کانادا (۵۴۱) و استرالیا (۴۶۳) نیز به جمع ۱۰ کشور برتر راه یافتند و روسیه با ۴۳۵ نفر از ابرثروتمندان در این لیست قرار گرفت. فرانسه (۳۸۰) و ایتالیا (۲۹۸)، از نظر تعداد میلیاردرها پس از روسیه قرار دارند.
💰 محققان پیشبینی میکنند که تعداد افراد ابرثروتمند در آسیا و آفریقا در سالهای آینده به سرعت رشد خواهد کرد و به آنها اجازه میدهد تا سال ۲۰۳۲ از ایالاتمتحده و اروپا پیشی بگیرند./ایبنا
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://b2n.ir/p10874
💰 روسیه در فهرست ۱۰ کشور برتر ابرثروتمندان با بیش از ۴۰۰ نفر ثروتمند با دارایی بیش از ۱۰۰ میلیون دلار، از فرانسه و ایتالیا پیشی گرفته است.
💰 ۲۵هزار و ۴۹۰ میلیاردر در جهان وجود دارد. آنها عمدتا صاحبان شرکتهای فناوری و چند ملیتی، سرمایهگذاران و وارثان هستند. تعداد آنها در ۲۰ سال گذشته بیش از دو برابر شده است. ایالاتمتحده بیشترین تعداد افراد، ۹۷۳۰ نفر یا ۳۸ درصد از کل این جامعه را دارد، چین و هند به ترتیب با ۲۰۲۱ و ۱۱۳۲ در رتبههای دوم و سوم قرار دارند.
💰 بریتانیا با ۹۶۸ نفر در رده چهارم قرار دارد و آلمان با ۹۶۶ نفر در رتبه پنجم قرار دارد. سوئیس (۸۰۸)، ژاپن (۷۶۵)، کانادا (۵۴۱) و استرالیا (۴۶۳) نیز به جمع ۱۰ کشور برتر راه یافتند و روسیه با ۴۳۵ نفر از ابرثروتمندان در این لیست قرار گرفت. فرانسه (۳۸۰) و ایتالیا (۲۹۸)، از نظر تعداد میلیاردرها پس از روسیه قرار دارند.
💰 محققان پیشبینی میکنند که تعداد افراد ابرثروتمند در آسیا و آفریقا در سالهای آینده به سرعت رشد خواهد کرد و به آنها اجازه میدهد تا سال ۲۰۳۲ از ایالاتمتحده و اروپا پیشی بگیرند./ایبنا
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://b2n.ir/p10874
روزنامه دنیای اقتصاد
رتبه دهم روسیه در فهرست کشورهای با بیشترین افراد ابرثروتمند
روسیه در فهرست 10 کشور برتر ابرثروتمندان با بیش از ۴۰۰ نفر ثروتمند با دارایی بیش از ۱۰۰ میلیون دلار، از فرانسه و ایتالیا پیشی گرفته است. به گزارش راشاتودی، با استناد به مطالعه مشترک شرکت مشاوره در لندن و آژانس اطلاعاتی ثروت جهانی نیووردولث گزارش داد که روسیه…
Forwarded from انجمن مدیران
⭕️ موانع شنیدن موثر و فهم سخنان گوینده چیست؟
1⃣ گفتگوهای ذهنی
وقتی یک نفر با شما حرف می زند، درون شما یکی هم هست که با شما حرف می زند، در نتیجه ۲ نفر با شما صحبت می کنند و شما نمی توانید خوب بشنوید. پس شنیدن و دیدن گفتگوهای ذهنی مان و آگاهی از آن می تواند به ما کمک کند تا مهارت شنیدن خودمان را تقویت کنیم. برای اینکه مهارت شنیدن را تقویت کنیم، از خود کلمه Listen استفاده می کنیم. Li دو کلمه اول Listen می باشد و به معنی Look intersted (نگاه مشتاقانه) است. به عبارت دیگر یعنی مشتاقانه و با دقت نگاه کردن به حرف های کسی که دارد با ما صحبت می کند.
🔹وقتی حرفی را از کسی می شنویم، خیلی مهم است که زبانِ بدن ما چه پیامی را منتقل می کند. به عنوان مثال وقتی کسی به عنوان کارمند، کارشناس و یا اصلاً به عنوان مشتری با ما صحبت می کند و ما همچنان با گوشی موبایل یا سیستم کامپیوترمان کار می کنیم و می گوییم که بگو، گوشم با شما است، در واقع این پیام را به مخاطب می دهیم که من تو را نمی شنوم و به تو هیچ توجهی توجه نمی کنم.
🔹کافیست درک کنید که یکی از ملزومات کوچینگ افراد، وجود گوش شنوایی برای سخنان می باشد! بله آنها می خواهند که فرد متخصص، صحبت های آنها را به خوبی بشنود. پس لطفاً با دقت و اشتیاق به مراجعه کننده خود گوش دهید. یادتان باشد که ارتباط چشمی اولین و پایه ای ترین موضوع در خوب شنیدن است.
2⃣ سوالات و ابهامات
وقتی در بین صحبت ها به یک ابهام و دغدغه ای بر می خورید و در ذهن تان چیزی مطرح می شود؛ این به عنوان سوال، ذهن تان را درگیر می کند و گفتگوی ذهنی شکل می گیرد. مثلاً با خودتان فکر می کنید، اینجایی که گفت یعنی چه؟ منظورش چی بود؟ همین ها باعث می شود که شما بقیه حرف ها را نشنیده بگیرید و حضورتان از بین برود.
🔹پس مهم است که همانجا صحبت را متوقف کنید و سوال تان را بپرسید. اگر امکانش نیست و نمی توانید، آن را یادداشت کنید و یادداشت کردن سوال، باعث می شود سوال از ذهن تان خارج شود. چون قرار است در مسیر شنیدن، حضور کامل داشته باشید و بعداً سوال تان را بپرسید.
3⃣ عدم حضور کامل
اگر گفتگوی ذهنی در شما وجود داشته باشد، خوب نمی شنوید! شما می توانید این گفتگوی ذهنی را با سوال پرسیدن و یا یادداشت کردن سوال متوقف کنید و در بحث، حضور کامل داشته باشید. یعنی اینطور نباشد که شما درگیر مکالمه ذهنی و تفسیر حرف های چند دقیقه پیش مخاطب خود باشید! در بسیاری از اوقات، مخاطب صحبت هایش را انجام می دهد و شما با عدم توجه به او، چند دقیقه از صحبت هایش را از دست می دهید و این موضوع به معنای عدم حضور در فرآیند کوچینگ است.
🔹پس با تکنیک هایی که به آنها اشاره کردیم، فرآیند کوچینگ خود را کنترل کنید. در زمانی که طرف مقابل در حال صحبت کردن است، کاملاً شنونده باشید. بعد فرصتی بگیرید که به حرف هایش فکر کنید و پاسخ آن را پیدا کنید؛ چون اگر در لحظه ای که در حال حرف زدن است به فکر پاسخ دادن باشید، نمی توانید درست بشنوید.
4⃣ قضاوت های شخصی
وقتی صحبت های فرد تمام شد، شما باید دفترچه یادداشت خود را چک کنید و از مخاطب بپرسید که آیا شنیده هایتان، درست است یا نه؟ این تکنیک در جلسات کوچینگ به شما کمک می کند تا درک درستی از گفته های مراجعه کننده داشته باشید؛ چون خیلی وقت ها ممکن است معنی و مفهوم یک کلمه در ذهن ما با ذهن گوینده متفاوت باشد. از این رو وقتی که با زبان خودمان یکبار دیگر آن چیزی که شنیده ایم و یا بهتر بگوییم آنچه که در ذهنمان برداشت کرده ایم را با طرف مقابل چک می کنیم، سوء برداشت ها رفع می گردد. اینگونه می توانیم درک بهتری از کلام مخاطب مان داشته باشیم.
🔹ما خیلی وقت ها بر اساس قضاوت هایمان، افراد را می شنویم و در نتیجه آن چیزی که می شنویم، آن چیزی نیست که به گوش ما رسیده است بلکه آن چیزی است که در ذهن مان از قبل بوده و آن را برداشت می کنیم. هر چقدر بتوانیم تمرین کنیم که قضاوت ها و احساسات خودمان را در فرآیند شنیدن کم کنیم، مهارت شنیداری مان بالاتر می رود.
🔹یکی از بهترین تکنیک هایی که می توانید در این زمینه حرفه ای شوید، این است که جلسات تمرینی با همکاران تان را ضبط کنید و گفته هایتان را دوباره گوش داده و به دقت تجزیه و تحلیل کنید. یکی از مزایای کوچینگ برای افراد فعال در این حوزه این است که هر لحظه در حال بهتر شدن و یادگیری هستند، واقعاً لذت بخش که هم به انسان ها کمک کنید و هم در حین کمک، خودتان نیز یاد بگیرید.
🖋مدیریت منابع انسانی
🎖انجمن مدیران، بزرگترین تشکل مدیریتی ایران @Managersclub
1⃣ گفتگوهای ذهنی
وقتی یک نفر با شما حرف می زند، درون شما یکی هم هست که با شما حرف می زند، در نتیجه ۲ نفر با شما صحبت می کنند و شما نمی توانید خوب بشنوید. پس شنیدن و دیدن گفتگوهای ذهنی مان و آگاهی از آن می تواند به ما کمک کند تا مهارت شنیدن خودمان را تقویت کنیم. برای اینکه مهارت شنیدن را تقویت کنیم، از خود کلمه Listen استفاده می کنیم. Li دو کلمه اول Listen می باشد و به معنی Look intersted (نگاه مشتاقانه) است. به عبارت دیگر یعنی مشتاقانه و با دقت نگاه کردن به حرف های کسی که دارد با ما صحبت می کند.
🔹وقتی حرفی را از کسی می شنویم، خیلی مهم است که زبانِ بدن ما چه پیامی را منتقل می کند. به عنوان مثال وقتی کسی به عنوان کارمند، کارشناس و یا اصلاً به عنوان مشتری با ما صحبت می کند و ما همچنان با گوشی موبایل یا سیستم کامپیوترمان کار می کنیم و می گوییم که بگو، گوشم با شما است، در واقع این پیام را به مخاطب می دهیم که من تو را نمی شنوم و به تو هیچ توجهی توجه نمی کنم.
🔹کافیست درک کنید که یکی از ملزومات کوچینگ افراد، وجود گوش شنوایی برای سخنان می باشد! بله آنها می خواهند که فرد متخصص، صحبت های آنها را به خوبی بشنود. پس لطفاً با دقت و اشتیاق به مراجعه کننده خود گوش دهید. یادتان باشد که ارتباط چشمی اولین و پایه ای ترین موضوع در خوب شنیدن است.
2⃣ سوالات و ابهامات
وقتی در بین صحبت ها به یک ابهام و دغدغه ای بر می خورید و در ذهن تان چیزی مطرح می شود؛ این به عنوان سوال، ذهن تان را درگیر می کند و گفتگوی ذهنی شکل می گیرد. مثلاً با خودتان فکر می کنید، اینجایی که گفت یعنی چه؟ منظورش چی بود؟ همین ها باعث می شود که شما بقیه حرف ها را نشنیده بگیرید و حضورتان از بین برود.
🔹پس مهم است که همانجا صحبت را متوقف کنید و سوال تان را بپرسید. اگر امکانش نیست و نمی توانید، آن را یادداشت کنید و یادداشت کردن سوال، باعث می شود سوال از ذهن تان خارج شود. چون قرار است در مسیر شنیدن، حضور کامل داشته باشید و بعداً سوال تان را بپرسید.
3⃣ عدم حضور کامل
اگر گفتگوی ذهنی در شما وجود داشته باشد، خوب نمی شنوید! شما می توانید این گفتگوی ذهنی را با سوال پرسیدن و یا یادداشت کردن سوال متوقف کنید و در بحث، حضور کامل داشته باشید. یعنی اینطور نباشد که شما درگیر مکالمه ذهنی و تفسیر حرف های چند دقیقه پیش مخاطب خود باشید! در بسیاری از اوقات، مخاطب صحبت هایش را انجام می دهد و شما با عدم توجه به او، چند دقیقه از صحبت هایش را از دست می دهید و این موضوع به معنای عدم حضور در فرآیند کوچینگ است.
🔹پس با تکنیک هایی که به آنها اشاره کردیم، فرآیند کوچینگ خود را کنترل کنید. در زمانی که طرف مقابل در حال صحبت کردن است، کاملاً شنونده باشید. بعد فرصتی بگیرید که به حرف هایش فکر کنید و پاسخ آن را پیدا کنید؛ چون اگر در لحظه ای که در حال حرف زدن است به فکر پاسخ دادن باشید، نمی توانید درست بشنوید.
4⃣ قضاوت های شخصی
وقتی صحبت های فرد تمام شد، شما باید دفترچه یادداشت خود را چک کنید و از مخاطب بپرسید که آیا شنیده هایتان، درست است یا نه؟ این تکنیک در جلسات کوچینگ به شما کمک می کند تا درک درستی از گفته های مراجعه کننده داشته باشید؛ چون خیلی وقت ها ممکن است معنی و مفهوم یک کلمه در ذهن ما با ذهن گوینده متفاوت باشد. از این رو وقتی که با زبان خودمان یکبار دیگر آن چیزی که شنیده ایم و یا بهتر بگوییم آنچه که در ذهنمان برداشت کرده ایم را با طرف مقابل چک می کنیم، سوء برداشت ها رفع می گردد. اینگونه می توانیم درک بهتری از کلام مخاطب مان داشته باشیم.
🔹ما خیلی وقت ها بر اساس قضاوت هایمان، افراد را می شنویم و در نتیجه آن چیزی که می شنویم، آن چیزی نیست که به گوش ما رسیده است بلکه آن چیزی است که در ذهن مان از قبل بوده و آن را برداشت می کنیم. هر چقدر بتوانیم تمرین کنیم که قضاوت ها و احساسات خودمان را در فرآیند شنیدن کم کنیم، مهارت شنیداری مان بالاتر می رود.
🔹یکی از بهترین تکنیک هایی که می توانید در این زمینه حرفه ای شوید، این است که جلسات تمرینی با همکاران تان را ضبط کنید و گفته هایتان را دوباره گوش داده و به دقت تجزیه و تحلیل کنید. یکی از مزایای کوچینگ برای افراد فعال در این حوزه این است که هر لحظه در حال بهتر شدن و یادگیری هستند، واقعاً لذت بخش که هم به انسان ها کمک کنید و هم در حین کمک، خودتان نیز یاد بگیرید.
🖋مدیریت منابع انسانی
🎖انجمن مدیران، بزرگترین تشکل مدیریتی ایران @Managersclub
Forwarded from عکس نگار
🔆🔆🔆🔆
آزمایش استنلی میلگرام درباره اطاعت: مامور و معذور؟ (بخش اول)
نویسنده مقاله: رحیم نعمانی
یکی از مشهورترین آزمایشهای روانشناسی دربارهی نقش اطاعت از مافوق در ارتکاب خشونت نسبت به همنوع، توسط استنلی میلگرام از روانشناسان دانشگاه آمریکایی ییل به عمل آمده است. هدف او یافتن میزان رابطهی بین اطاعت از اقتدار مافوق و وجدان شخصی بود. او میخواست به روشی علمی دریابد که توجیهات متهمان به جنایتهای ضدبشری در دادگاه نورنبرگ (دادگاهی که پس از جنگ جهانی دوم جنایتکاران نازی در آن محاکمه شدند) تا چه اندازه درست است. بسیاری از این متهمان میگفتند که تنها از دستورات مافوق اطاعت کردهاند و بیگناهند.
آزمایشهای میلگرام در جولای ۱۹۶۱ ، یک سال بعد از محاکمهی آیشمن در اورشلیم شروع شد. هدف این آزمایشها پاسخ به این پرسش بود:
آیا ممکن است که آیشمن و میلیونها تن دیگر از شریکجرمهایش تنها از دستورات اطاعت کرده باشند؟ آیا ما میتوانیم همهی آنها را شریک جرم تلقی کنیم؟
میلگرام بعدها کتابی نیز دربارهی نتیجهی این آزمایشها نوشت که با عنوان اطاعت از اقتدار: آزمایشهایی که طبیعت انسان را به چالش کشیدند.
در این آزمایشها در روزنامه آگهی داده شد که دنبال کسانی میگردند که در یک آزمایش درباره یادگیری در دانشگاه ییل شرکت کنند. هریک از شرکتکنندگان به حکم قرعه انتخاب میکردند که نقش معلم (مربی) یا شاگرد (دانشآموز) را به عهده بگیرند. البته ترتیبی داده شده بود که همیشه نقش معلم به داوطلب شرکت در آزمایش میافتاد. نقش شاگرد را یکی از همکاران تیم میلگرام بازی میکرد. برای شرکتکننده که حالا نقش معلم را داشت توضیح داده میشد که هر وقت «شاگرد» اشتباه میکند، باید با دستگاهی که جلویش بود به او شوک الکتریکی بدهد. «شاگرد» (که گفتیم در واقع همکار تیم بود، اما «معلم» خبر نداشت) به اتاق مجاور برده میشد و سیمهای دستگاه شوک را به مچ دستهایش وصل میکردند. «معلم» و فرد سومی که «مسئول آزمایش» بود و لباس فُرم خاکستری به تن داشت (در واقع او هم یک بازیگر و همکار تیم دانشگاه بود) با هم در یک اتاق مینشستند.
در اولین دور آزمایشها ۴۰ مرد از طیف سنی ۲۰ تا ۵۰ ساله شرکت کردند.
موقعیت در این عکس L «شاگرد» است، T «معلم» و E «مسئول آزمایش».
بعد از اینکه همه در جاهای خود مستقر شدند، به «شاگرد» فرصت داده میشود رشتهای از جفتکلمهها را به خاطر بسپارد. بعد «معلم» (فردی که در واقع مورد آزمایش قرار میگیرد) با دادن تککلمههایی به «شاگرد» از او میخواهد کلمهی جفت آن را بگوید. قرار است هر وقت او پاسخ اشتباه میدهد، «معلم» با دستگاهی که جلویش است یک شوک الکتریکی به او بدهد و با هر اشتباه جدید اندازهی شوک را بالا ببرد؛ از شوک نامحسوس ۱۵ ولتی تا شوک ۴۵۰ ولتی که دردناک و خطرناک است.
«شاگرد» بیشتر پاسخهای اشتباه میدهد و «معلم» مرتب شوکهای قویتری به او میدهد. یک جایی شاگرد از دادن شوک قویتر امتناع میکند. در اینجا «مسئول آزمایش» از او میخواهد به کارش ادامه دهد. خواست او به ترتیب زیر آمرانهتر میشود:
لطفاً ادامه بدهید!
لازمهی آزمایش این است که ادامه بدهید!
مطلقاً ضروری است که ادامه بدهید!
راه دیگری ندارید، ادامه بدهید!
نتیجه آزمایش:
۶۵ درصد مشارکتکنندگان در آزمایش (یعنی افرادی که نقش «معلم» را بازی میکردند) تا دادن شوک ۴۵۰ ولت ادامه دادند. همهی مشارکتکنندگان تا شوک ۳۰۰ ولت را رفتند.
جمعبندی:
آدمهای عادی محتمل است از دستورات مافوق حتی تا آنجا که به کشتن کسی منجر میشود اطاعت کنند. اطاعت از اقتدار به سبب تربیتمان در همهی ما بسیار ریشهدار است.
آدمها گرایش دارند از آدمهای دیگر اطاعت کنند، مشروط بر اینکه اقتدار آنها را از نظر اخلاقی یا قانونی درست بدانند. این نوع واکنش ما به اقتدار مشروع، به شیوههای مختلف و در موقعیتهای مختلف در خانواده، مدرسه و محل کار آموخته میشود.
💌 @My8behesht
آزمایش استنلی میلگرام درباره اطاعت: مامور و معذور؟ (بخش اول)
نویسنده مقاله: رحیم نعمانی
یکی از مشهورترین آزمایشهای روانشناسی دربارهی نقش اطاعت از مافوق در ارتکاب خشونت نسبت به همنوع، توسط استنلی میلگرام از روانشناسان دانشگاه آمریکایی ییل به عمل آمده است. هدف او یافتن میزان رابطهی بین اطاعت از اقتدار مافوق و وجدان شخصی بود. او میخواست به روشی علمی دریابد که توجیهات متهمان به جنایتهای ضدبشری در دادگاه نورنبرگ (دادگاهی که پس از جنگ جهانی دوم جنایتکاران نازی در آن محاکمه شدند) تا چه اندازه درست است. بسیاری از این متهمان میگفتند که تنها از دستورات مافوق اطاعت کردهاند و بیگناهند.
آزمایشهای میلگرام در جولای ۱۹۶۱ ، یک سال بعد از محاکمهی آیشمن در اورشلیم شروع شد. هدف این آزمایشها پاسخ به این پرسش بود:
آیا ممکن است که آیشمن و میلیونها تن دیگر از شریکجرمهایش تنها از دستورات اطاعت کرده باشند؟ آیا ما میتوانیم همهی آنها را شریک جرم تلقی کنیم؟
میلگرام بعدها کتابی نیز دربارهی نتیجهی این آزمایشها نوشت که با عنوان اطاعت از اقتدار: آزمایشهایی که طبیعت انسان را به چالش کشیدند.
در این آزمایشها در روزنامه آگهی داده شد که دنبال کسانی میگردند که در یک آزمایش درباره یادگیری در دانشگاه ییل شرکت کنند. هریک از شرکتکنندگان به حکم قرعه انتخاب میکردند که نقش معلم (مربی) یا شاگرد (دانشآموز) را به عهده بگیرند. البته ترتیبی داده شده بود که همیشه نقش معلم به داوطلب شرکت در آزمایش میافتاد. نقش شاگرد را یکی از همکاران تیم میلگرام بازی میکرد. برای شرکتکننده که حالا نقش معلم را داشت توضیح داده میشد که هر وقت «شاگرد» اشتباه میکند، باید با دستگاهی که جلویش بود به او شوک الکتریکی بدهد. «شاگرد» (که گفتیم در واقع همکار تیم بود، اما «معلم» خبر نداشت) به اتاق مجاور برده میشد و سیمهای دستگاه شوک را به مچ دستهایش وصل میکردند. «معلم» و فرد سومی که «مسئول آزمایش» بود و لباس فُرم خاکستری به تن داشت (در واقع او هم یک بازیگر و همکار تیم دانشگاه بود) با هم در یک اتاق مینشستند.
در اولین دور آزمایشها ۴۰ مرد از طیف سنی ۲۰ تا ۵۰ ساله شرکت کردند.
موقعیت در این عکس L «شاگرد» است، T «معلم» و E «مسئول آزمایش».
بعد از اینکه همه در جاهای خود مستقر شدند، به «شاگرد» فرصت داده میشود رشتهای از جفتکلمهها را به خاطر بسپارد. بعد «معلم» (فردی که در واقع مورد آزمایش قرار میگیرد) با دادن تککلمههایی به «شاگرد» از او میخواهد کلمهی جفت آن را بگوید. قرار است هر وقت او پاسخ اشتباه میدهد، «معلم» با دستگاهی که جلویش است یک شوک الکتریکی به او بدهد و با هر اشتباه جدید اندازهی شوک را بالا ببرد؛ از شوک نامحسوس ۱۵ ولتی تا شوک ۴۵۰ ولتی که دردناک و خطرناک است.
«شاگرد» بیشتر پاسخهای اشتباه میدهد و «معلم» مرتب شوکهای قویتری به او میدهد. یک جایی شاگرد از دادن شوک قویتر امتناع میکند. در اینجا «مسئول آزمایش» از او میخواهد به کارش ادامه دهد. خواست او به ترتیب زیر آمرانهتر میشود:
لطفاً ادامه بدهید!
لازمهی آزمایش این است که ادامه بدهید!
مطلقاً ضروری است که ادامه بدهید!
راه دیگری ندارید، ادامه بدهید!
نتیجه آزمایش:
۶۵ درصد مشارکتکنندگان در آزمایش (یعنی افرادی که نقش «معلم» را بازی میکردند) تا دادن شوک ۴۵۰ ولت ادامه دادند. همهی مشارکتکنندگان تا شوک ۳۰۰ ولت را رفتند.
جمعبندی:
آدمهای عادی محتمل است از دستورات مافوق حتی تا آنجا که به کشتن کسی منجر میشود اطاعت کنند. اطاعت از اقتدار به سبب تربیتمان در همهی ما بسیار ریشهدار است.
آدمها گرایش دارند از آدمهای دیگر اطاعت کنند، مشروط بر اینکه اقتدار آنها را از نظر اخلاقی یا قانونی درست بدانند. این نوع واکنش ما به اقتدار مشروع، به شیوههای مختلف و در موقعیتهای مختلف در خانواده، مدرسه و محل کار آموخته میشود.
💌 @My8behesht
Forwarded from آکادمی جام
🌐🌐🌐🌐
تئوری میلگرام (بخش دوم)
میلگرام توضیح میداد که رفتار مشارکتکنندگان در این آزمایش نشان میدهد که رفتار آدمها در موقعیتهای اجتماعی دو وضعیت دارد:
وضعیت خودمختاری. آدمها رفتارشان را خود هدایت میکنند، و مسئولیت رفتارشان را هم خود به عهده میگیرند.
وضعیت ماموریت. آدمها اجازه میدهند دیگران رفتارشان را هدایت کنند و مسئولیت رفتارشان هم به کسی که دستورهایی را صادر میکند منتقل میشود. آنها صرفاً به عنوان عامل ارادهی دیگری عمل میکنند. به عبارت دیگر مامور و معذور.
میلگرام میگوید دو چیز باید مهیا باشد تا شخصی وارد وضعیت دوم شود:
۱. آدمی که دستورها را صادر میکند باید به عنوان کسی که صلاحیتش را دارد که رفتار دیگران را هدایت کند شناخته شود. یعنی دستوردهنده مشروع تلقی شود.
۲. شخصی که اطاعت میکند بتواند باور کند که مقام مقتدر مسئولیت آنچه را که رخ میدهد، به عهده میگیرد.
جالب است که در آزمایشهای مشابهی وقتی به «معلم» گفته میشد که مسئولیت کارهایش به عهدهی خودش است، از اطاعت کردن امتناع میکرد. اما همین آدمهایی که به این ترتیب حاضر نبودند به شوک دادن ادامه دهند، وقتی بهشان گفته میشد که «مسئول آزمایش» مسئولیت عمل آنها را به عهده میگیرد، به کار شوک دادن ادامه میدادند.
این آزمایش با تغییراتی در موقعیت با آدمهای دیگری تکرار شد. مثلاً در یک حالت «مسئول آزمایشگاه» لباس فرم خاکستری را نمیپوشید و این از اقتدار او کم میکرد. در این حالت اطاعت ضعیفتر میشد. یا در یک آزمایش دیگر «معلم» لازم نبود خودش دکمههای شوکدهنده را بفشارد و میتوانست دستیاری داشته باشد و از او بخواهد دکمهها را فشار دهد. در این حالت میزان اطاعت بیشتر میشد. گاهی «مسئول آزمایش» را در اتاق سومی میگذاشتند و از آنجا با تلفن دستورات لازم را به «معلم» میداد. در این حالت «معلم» از یک جایی سعی میکرد تقلب کند و بعضی دستورها را اجرا نکند. این حالت نقش عوامل مختلف را در میزان اطاعت معین میکردند.
این آزمایشها مورد انتقادهای زیادی قرار گرفتند، اما هنوز هم کمابیش معتبر به حساب میآیند و به شیوهای متمایز از گزارشهای هانا آرنت ماهیت شر را به امری صرفاً روانشناختی تقلیل نمیدهند، کما اینکه رابطهی مافوق و مجری یا آمر و مامور امری ذاتاً اجتماعی است.
💌 @My8behesht
تئوری میلگرام (بخش دوم)
میلگرام توضیح میداد که رفتار مشارکتکنندگان در این آزمایش نشان میدهد که رفتار آدمها در موقعیتهای اجتماعی دو وضعیت دارد:
وضعیت خودمختاری. آدمها رفتارشان را خود هدایت میکنند، و مسئولیت رفتارشان را هم خود به عهده میگیرند.
وضعیت ماموریت. آدمها اجازه میدهند دیگران رفتارشان را هدایت کنند و مسئولیت رفتارشان هم به کسی که دستورهایی را صادر میکند منتقل میشود. آنها صرفاً به عنوان عامل ارادهی دیگری عمل میکنند. به عبارت دیگر مامور و معذور.
میلگرام میگوید دو چیز باید مهیا باشد تا شخصی وارد وضعیت دوم شود:
۱. آدمی که دستورها را صادر میکند باید به عنوان کسی که صلاحیتش را دارد که رفتار دیگران را هدایت کند شناخته شود. یعنی دستوردهنده مشروع تلقی شود.
۲. شخصی که اطاعت میکند بتواند باور کند که مقام مقتدر مسئولیت آنچه را که رخ میدهد، به عهده میگیرد.
جالب است که در آزمایشهای مشابهی وقتی به «معلم» گفته میشد که مسئولیت کارهایش به عهدهی خودش است، از اطاعت کردن امتناع میکرد. اما همین آدمهایی که به این ترتیب حاضر نبودند به شوک دادن ادامه دهند، وقتی بهشان گفته میشد که «مسئول آزمایش» مسئولیت عمل آنها را به عهده میگیرد، به کار شوک دادن ادامه میدادند.
این آزمایش با تغییراتی در موقعیت با آدمهای دیگری تکرار شد. مثلاً در یک حالت «مسئول آزمایشگاه» لباس فرم خاکستری را نمیپوشید و این از اقتدار او کم میکرد. در این حالت اطاعت ضعیفتر میشد. یا در یک آزمایش دیگر «معلم» لازم نبود خودش دکمههای شوکدهنده را بفشارد و میتوانست دستیاری داشته باشد و از او بخواهد دکمهها را فشار دهد. در این حالت میزان اطاعت بیشتر میشد. گاهی «مسئول آزمایش» را در اتاق سومی میگذاشتند و از آنجا با تلفن دستورات لازم را به «معلم» میداد. در این حالت «معلم» از یک جایی سعی میکرد تقلب کند و بعضی دستورها را اجرا نکند. این حالت نقش عوامل مختلف را در میزان اطاعت معین میکردند.
این آزمایشها مورد انتقادهای زیادی قرار گرفتند، اما هنوز هم کمابیش معتبر به حساب میآیند و به شیوهای متمایز از گزارشهای هانا آرنت ماهیت شر را به امری صرفاً روانشناختی تقلیل نمیدهند، کما اینکه رابطهی مافوق و مجری یا آمر و مامور امری ذاتاً اجتماعی است.
💌 @My8behesht
👆🔹این پرفورمانس یوان بورژوا، طراح رقص فرانسوی، نمونهی خوبی از لزوم «تابآوری/Resilience» تو زندگی شخصی و اجتماعیمونه. اگه تو این مسیر سخت، بهطور پیوسته به مبارزه با این سختیها بپردازیم، بیشک به اون پلهی آخر میرسیم؛ جایی که نور منتظرمونه.
✳️ تردمیل خوشبختی
✅ فرض کن روزی تلفن زنگ می زند. صدایی پرهیجان به تو می گوید برنده جایزه بزرگ صدمیلیون تومانی شده ای! چه احساسی خواهی داشت؟ و این احساس چه قدر دوام خواهد آورد؟
🔹سناریوی دیگر؛ تلفن زنگ می زند و متوجه می شوی بهترین دوستت از دنیا رفته. دوباره، چه احساسی خواهی داشت؟ و برای چه مدت؟
●چگونه می توانیم احساسات مان را پیش بینی کنیم؟ آیا در مورد خودمان تخصصی داریم ؟ آیا برنده شدن در بخت آزمایی ما را سال ها به شادترین انسان زنده تبدیل می کند؟
○دن گیلبرت، روان شناس دانشگاه هاروارد، نظرش منفی است. او در مورد برندگان قرعه کشی پژوهشی انجام داد و متوجه شد اثر شادی آنها بعد از چند ماه فروکش می کند. بنابراین، فرد چند وقت پس از دریافت چکی با مبلغ کلان مانند گذشته راضی یا ناراضی خواهد بود. او این موضوع را "پیش بینی احساسی" می نامد؛ ناتوانی ما در پیش بینی صحیح احساسات خودمان.
■افرادی که در شغلشان تغییر یا پیشرفتی می کنند از نظر میزان خوشحالی بعد از حدود سه ماه دوباره به همان حالت اولیه برمی گردند. علم این اثر را تردمیل خوشبختی می نامد؛ ما سخت تلاش می کنیم، پیشرفت می کنیم و می توانیم چیزهای بیشتر و بهتری را بخریم، ولی این موارد در حال حاضر ما را خوشحال تر نمی کنند.
🔹پس اتفاقات منفی چگونه بر ما اثر می گذارند؟ مثلاً آسیب دیدگی از ناحیه ی نخاع یا از دست دادن یک دوست؟ در این جا هم ما مدت و شدت احساسات آینده مان را بیش از حد تخمین می زنیم. برای مثال، زمانی که یک رابطه ی عشقی به پایان می رسد، احساس می شود زندگی دیگر به روال عادی بازنمی گردد. زوج پریشان کاملاً متقاعد شده اند هرگز شادی را تجربه نخواهند کرد، اما بعد از چند ماه قرار ملاقات های جدید را از سر می گیرند.
●خوب نبود اگر می دانستیم ماشین، شغل یا رابطه ی عشقی جدید دقیقاً چقدر خوشحال مان می کنند؟
🔸خب، بخشی از آن عملی است. این توصیه ها را که از نظر علمی نیز تأیید شده اند به کاربر تا تصمیمات بهتر و هوشمندانه تری بگیری؛
▪︎از چیزهای منفی که نمی توانی به آنها عادت کنی اجتناب کن، مثل تردد بین خانه و محل کار، سر و صدا یا استرس مزمن
▪︎از چیزهای مادی مثل ماشین، خانه، برنده شدن در لاتاری، پاداش ها و جوایز انتظار شادی کوتاه مدت داشته باش.
▪︎تا حد ممکن وقت آزاد و مستقل برای خودت در نظر بگیر، چون آثار مثبت طولانی مدت معمولاً از آنچه پیوسته انجامش می دهی نشئت می گیرند. علایقت را دنبال کن، حتا اگر مجبور باشی بخشی از درآمدت را صرف شان کنی. روی دوستی ها سرمایه گذاری کن. برای اکثر مردم، داشتن موقعیت اجتماعی حرفه ای شادی طولانی مدتی به ارمغان می آورد، به شرطی که در همان زمان به دنبال تغییر تراز اطرافیان خود نباشند. به عبارت دیگر، اگر به پست مدیرعاملی ارتقا پیدا کنی و فقط با سایر مدیران و هم رتبه هایت صمیمی شوی، اثر ناشی از شادی مدیر شدنت به زودی از بین میرود.
✍ رولف دوبلی، هنر شفاف اندیشیدن
✅ فرض کن روزی تلفن زنگ می زند. صدایی پرهیجان به تو می گوید برنده جایزه بزرگ صدمیلیون تومانی شده ای! چه احساسی خواهی داشت؟ و این احساس چه قدر دوام خواهد آورد؟
🔹سناریوی دیگر؛ تلفن زنگ می زند و متوجه می شوی بهترین دوستت از دنیا رفته. دوباره، چه احساسی خواهی داشت؟ و برای چه مدت؟
●چگونه می توانیم احساسات مان را پیش بینی کنیم؟ آیا در مورد خودمان تخصصی داریم ؟ آیا برنده شدن در بخت آزمایی ما را سال ها به شادترین انسان زنده تبدیل می کند؟
○دن گیلبرت، روان شناس دانشگاه هاروارد، نظرش منفی است. او در مورد برندگان قرعه کشی پژوهشی انجام داد و متوجه شد اثر شادی آنها بعد از چند ماه فروکش می کند. بنابراین، فرد چند وقت پس از دریافت چکی با مبلغ کلان مانند گذشته راضی یا ناراضی خواهد بود. او این موضوع را "پیش بینی احساسی" می نامد؛ ناتوانی ما در پیش بینی صحیح احساسات خودمان.
■افرادی که در شغلشان تغییر یا پیشرفتی می کنند از نظر میزان خوشحالی بعد از حدود سه ماه دوباره به همان حالت اولیه برمی گردند. علم این اثر را تردمیل خوشبختی می نامد؛ ما سخت تلاش می کنیم، پیشرفت می کنیم و می توانیم چیزهای بیشتر و بهتری را بخریم، ولی این موارد در حال حاضر ما را خوشحال تر نمی کنند.
🔹پس اتفاقات منفی چگونه بر ما اثر می گذارند؟ مثلاً آسیب دیدگی از ناحیه ی نخاع یا از دست دادن یک دوست؟ در این جا هم ما مدت و شدت احساسات آینده مان را بیش از حد تخمین می زنیم. برای مثال، زمانی که یک رابطه ی عشقی به پایان می رسد، احساس می شود زندگی دیگر به روال عادی بازنمی گردد. زوج پریشان کاملاً متقاعد شده اند هرگز شادی را تجربه نخواهند کرد، اما بعد از چند ماه قرار ملاقات های جدید را از سر می گیرند.
●خوب نبود اگر می دانستیم ماشین، شغل یا رابطه ی عشقی جدید دقیقاً چقدر خوشحال مان می کنند؟
🔸خب، بخشی از آن عملی است. این توصیه ها را که از نظر علمی نیز تأیید شده اند به کاربر تا تصمیمات بهتر و هوشمندانه تری بگیری؛
▪︎از چیزهای منفی که نمی توانی به آنها عادت کنی اجتناب کن، مثل تردد بین خانه و محل کار، سر و صدا یا استرس مزمن
▪︎از چیزهای مادی مثل ماشین، خانه، برنده شدن در لاتاری، پاداش ها و جوایز انتظار شادی کوتاه مدت داشته باش.
▪︎تا حد ممکن وقت آزاد و مستقل برای خودت در نظر بگیر، چون آثار مثبت طولانی مدت معمولاً از آنچه پیوسته انجامش می دهی نشئت می گیرند. علایقت را دنبال کن، حتا اگر مجبور باشی بخشی از درآمدت را صرف شان کنی. روی دوستی ها سرمایه گذاری کن. برای اکثر مردم، داشتن موقعیت اجتماعی حرفه ای شادی طولانی مدتی به ارمغان می آورد، به شرطی که در همان زمان به دنبال تغییر تراز اطرافیان خود نباشند. به عبارت دیگر، اگر به پست مدیرعاملی ارتقا پیدا کنی و فقط با سایر مدیران و هم رتبه هایت صمیمی شوی، اثر ناشی از شادی مدیر شدنت به زودی از بین میرود.
✍ رولف دوبلی، هنر شفاف اندیشیدن
📈 شکاف روز افزون مزد و معیشت در سایه تورم 40 درصدی
🔹صندوق بینالمللی پول روز سهشنبه پیشبینی رشد جهانی خود را برای سال 2023 در بحبوحه فشارهای ناشی از جنگ اوکراین، قیمتهای بالای انرژی و مواد غذایی، تورم و نرخهای بهره فزاینده کاهش داد و هشدار داد که شرایط اقتصادی ممکن است در سال آینده به میزان قابل توجهی بدتر شود.صندوق بینالمللی پول اعلام کرد که رشد تولید ناخالص داخلی جهانی در سال آینده به ۲.۷ درصد در مقایسه با پیشبینی ۲.۹ درصدی در ماه ژوئیه کاهش مییابد. البته صندوق پیشبینی رشد سال ۲۰۲۲ را نیز در همان نرخ ۳.۲ درصد ثابت نگاه داشت.
🔹صندوق بینالمللی پول همچنین پیشبینی کرد که نرخ رشد اقتصاد ایران از ۳ درصد در سال جاری میلادی به ۲ درصد در سال ۲۰۲۳ کاهش یابد. این نهاد بینالمللی در عین حال برآورد کرد که نرخ تورم ایران در سال جاری و آینده میلادی ۴۰ درصد باشد و نرخ بیکاری نیز با ۰.۲ واحد درصد افزایش به ۹.۶ درصد در سال آینده برسد.
🔹مطابق این پیشبینی، نسبت تراز حساب جاری ایران (شامل تراز تجاری و سرمایه) به تولید ناخالص داخلی کشور از ۱.۶ درصد در سال ۲۰۲۲ به ۱.۵ درصد در سال ۲۰۲۳ کاهش خواهد یافت.
🔹از سوی دیگر تورم ماهانه در شهریور ماه امسال 2.2 درصد برآورد شده که نسبت به مرداد کمی افزایش داشته است. اما با وجود این افزایش، نرخ تورم رقم خورده در شهریور و مرداد فاصله زیادی با تورم ماه های قبل تر دارد. در ماه ابتدایی سال دولت با اجرای یک جراحی اقتصادی موسوم به اصلاح یارانه کالاهای اساسی دست به حذف ارز ترجیحی زد، همین امر باعث شد تا شاهد جهش قیمت ها در خرداد ماه باشیم، به گونه ای که با ثبت تورم بالغ بر 12 درصدی رکورد نرخ تورم در چند دهه گذشته اقتصاد ایران شکست. همچنین تورم ماهانه خوراکی ها در خرداد ماه بالای 25 درصد بوده است.
🔹تورم نقطه به نقطه اقلام خوراکی در شهریور ماه امسال 75 درصد به ثبت رسیده این در حالیست که تورم کالاهای غیر خوراکی حدود 35 درصد بوده است. این امر نشان می دهد تورم در یکسال گذشته بیشتر از سمت اقلام خوراکی بوده است. با توجه به اینکه کالاهای خوراکی در سبد مصرفی اقشار ضعیف جامعه وزن بیشتری دارد و هر زمان که تورم بیشتر از سمت اینگونه کالاها باشد، باعث می شود دهک های کم درآمد تر فشار تورمی بیشتری را حس کنند.
🔹به گونه ای که تورم نقطه ای برای دهک اول که فقیرترین جامعه محسوب می شود در شهریور ماه 60.1 درصد و همین شاخص برای کل جامعه حدود 49 درصد بوده است. به بیان دیگر در یکسال گذشته فشار تورم بر فقیرترین گروه جامعه به شکل قابل توجهی بالاتر از میانگین کل کشور بوده است. همچنین می تون گفت که هرچه از سمت دهک های ثروتمند به سمت دهک های پایینی حرکت می کنیم، شاهد تورم های بالاتری هستیم.
🔹میانگین تورم ماهانه دهک اول در سیزده ماه گذشته( از شهریور سال گذشته تا شهریور سال جاری) 4.1 درصد برآورد شده، این در حالی است که میانگین تورم ماهانه کل در همین بازه زمانی 3.4 درصد بوده است. همین اختلاف در تورم ماهانه باعث شکل گیری فاصله قبل توجه تورم دهک اول و کل در یکسال شده است. اوج این اختلاف به خرداد ماه باز می گردد که تورم دهک اول 19.5 درصد و تورم کل 12.2 به ثبت رسیده است. بررسی ها نشان می دهد حتی اگر تورم خرداد ماه را در نظر نگیریم، باز هم میانگین تورم ماهانه دهک اول از میانگین تورم ماهانه کل بالاتر است.
🔹صندوق بینالمللی پول روز سهشنبه پیشبینی رشد جهانی خود را برای سال 2023 در بحبوحه فشارهای ناشی از جنگ اوکراین، قیمتهای بالای انرژی و مواد غذایی، تورم و نرخهای بهره فزاینده کاهش داد و هشدار داد که شرایط اقتصادی ممکن است در سال آینده به میزان قابل توجهی بدتر شود.صندوق بینالمللی پول اعلام کرد که رشد تولید ناخالص داخلی جهانی در سال آینده به ۲.۷ درصد در مقایسه با پیشبینی ۲.۹ درصدی در ماه ژوئیه کاهش مییابد. البته صندوق پیشبینی رشد سال ۲۰۲۲ را نیز در همان نرخ ۳.۲ درصد ثابت نگاه داشت.
🔹صندوق بینالمللی پول همچنین پیشبینی کرد که نرخ رشد اقتصاد ایران از ۳ درصد در سال جاری میلادی به ۲ درصد در سال ۲۰۲۳ کاهش یابد. این نهاد بینالمللی در عین حال برآورد کرد که نرخ تورم ایران در سال جاری و آینده میلادی ۴۰ درصد باشد و نرخ بیکاری نیز با ۰.۲ واحد درصد افزایش به ۹.۶ درصد در سال آینده برسد.
🔹مطابق این پیشبینی، نسبت تراز حساب جاری ایران (شامل تراز تجاری و سرمایه) به تولید ناخالص داخلی کشور از ۱.۶ درصد در سال ۲۰۲۲ به ۱.۵ درصد در سال ۲۰۲۳ کاهش خواهد یافت.
🔹از سوی دیگر تورم ماهانه در شهریور ماه امسال 2.2 درصد برآورد شده که نسبت به مرداد کمی افزایش داشته است. اما با وجود این افزایش، نرخ تورم رقم خورده در شهریور و مرداد فاصله زیادی با تورم ماه های قبل تر دارد. در ماه ابتدایی سال دولت با اجرای یک جراحی اقتصادی موسوم به اصلاح یارانه کالاهای اساسی دست به حذف ارز ترجیحی زد، همین امر باعث شد تا شاهد جهش قیمت ها در خرداد ماه باشیم، به گونه ای که با ثبت تورم بالغ بر 12 درصدی رکورد نرخ تورم در چند دهه گذشته اقتصاد ایران شکست. همچنین تورم ماهانه خوراکی ها در خرداد ماه بالای 25 درصد بوده است.
🔹تورم نقطه به نقطه اقلام خوراکی در شهریور ماه امسال 75 درصد به ثبت رسیده این در حالیست که تورم کالاهای غیر خوراکی حدود 35 درصد بوده است. این امر نشان می دهد تورم در یکسال گذشته بیشتر از سمت اقلام خوراکی بوده است. با توجه به اینکه کالاهای خوراکی در سبد مصرفی اقشار ضعیف جامعه وزن بیشتری دارد و هر زمان که تورم بیشتر از سمت اینگونه کالاها باشد، باعث می شود دهک های کم درآمد تر فشار تورمی بیشتری را حس کنند.
🔹به گونه ای که تورم نقطه ای برای دهک اول که فقیرترین جامعه محسوب می شود در شهریور ماه 60.1 درصد و همین شاخص برای کل جامعه حدود 49 درصد بوده است. به بیان دیگر در یکسال گذشته فشار تورم بر فقیرترین گروه جامعه به شکل قابل توجهی بالاتر از میانگین کل کشور بوده است. همچنین می تون گفت که هرچه از سمت دهک های ثروتمند به سمت دهک های پایینی حرکت می کنیم، شاهد تورم های بالاتری هستیم.
🔹میانگین تورم ماهانه دهک اول در سیزده ماه گذشته( از شهریور سال گذشته تا شهریور سال جاری) 4.1 درصد برآورد شده، این در حالی است که میانگین تورم ماهانه کل در همین بازه زمانی 3.4 درصد بوده است. همین اختلاف در تورم ماهانه باعث شکل گیری فاصله قبل توجه تورم دهک اول و کل در یکسال شده است. اوج این اختلاف به خرداد ماه باز می گردد که تورم دهک اول 19.5 درصد و تورم کل 12.2 به ثبت رسیده است. بررسی ها نشان می دهد حتی اگر تورم خرداد ماه را در نظر نگیریم، باز هم میانگین تورم ماهانه دهک اول از میانگین تورم ماهانه کل بالاتر است.