مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.9K photos
787 videos
1.31K files
4.58K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
فاجعه اقتصاد آفلاین

⭕️ فعالان اقتصادی و کارشناسان بخش‌های مختلف اقتصاد ایران تعبیری که از «وضعیت زندگی بدون اینترنت» برای کسب‌وکارها دارند، «باخت بزرگ تولید به فیلترینگ» است. «دنیای‌اقتصاد» با دو هدف «شناسایی» همه ابعاد خسارت «زلزله فیلترینگ بر اقتصاد» و همچنین «اعلام» آنها به سیاستگذار برای برون‌رفت از این فاجعه اقتصادی، اوضاع بازارهای مختلف و شرایط این روزهای سرمایه‌گذاری، تولید و فروش را بررسی کرده‌است.

⭕️ نتایج این بررسی-از شرکت‌های بزرگ تا استارت‌آپ‌ها و در نهایت کسب‌وکار‌های خرد- نشان می‌دهد «ادامه حیات در اقتصاد منهای اینترنت، برای فعالان اقتصادی غیرممکن است» و تداوم محدودیت‌ و اختلال در شبکه‌های مجازی، نه تنها اعتبار صنعتگران و تجار در بازارهای جهانی را تحت تاثیر قرار می‌دهد که این تحدید اینترنت خود باعث تهدید رشد اقتصادی خواهد شد.

⭕️ قطع اینترنت، تولید در نیمی از بخش‌های اقتصاد ایران را محدود می‌کند؛ به‌طوری‌که نرخ رشد اقتصادی به‌طور چشمگیری کاهش می‌یابد. دراین‌باره ۴۰ فعال اقتصادی در نظرسنجی «دنیای‌اقتصاد» آسیب‌های به‌وجودآمده در بخش تولید طی هفته‌های اخیر را تشریح کردند.

⭕️ در بازار مسکن نیز فیلترینگ باعث تشدید ابررکود شده است و بازار سرمایه هم در اقتصاد آفلاین در کوتاه‌مدت از سمت تقاضا، آسیب خواهد دید. اینجا بخوانید👇

کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir

https://b2n.ir/k85005
قطع اینترنت چطور میزان تولید را کم می‌کند؟

💢 گفت‌‌‌وگو با صنعتگران، برخی فعالان بخش خصوصی و اعضای اتاق‌بازرگانی ایران حاکی از اثرگذاری قطع اینترنت بر واحدهای تولیدی از سه‌مسیر متفاوت است. در مسیر نخست، قطع اینترنت موجب خواهد شد تا محصول در جریان ساخت و تولید دچار مشکل شود و صنعت را از این ناحیه تحت فشار قرار دهد. این معضل عمدتا در صنایعی نظیر نساجی که دستگاه‌‌‌های ریسندگی از طرح‌‌‌های خاصی برای تولید پارچه استفاده می‌کنند یا در صنایع لبنیات، به‌ویژه تولید شیر، صنایع فولاد یا بخش دارو بیشتر دیده می‌شود. آن‌دسته از فعالیت‌‌‌های تولید محصولات کشاورزی که در آن سمپاشی مزرعه با پهپاد انجام می‌شود یا آن بخش از فعالیت معدنی که سنجش و اکتشاف هوایی در آن پیوسته صورت می‌گیرد، از قطعی اینترنت ضربه دیده‌‌‌اند.

💢 در مسیر دوم، قطع اینترنت بر تمام فرآیندهای بیرون از کارخانه، اعم از تامین، توزیع، فروش یا دریافت سفارش، ترخیص کالا، قطعات و مواد از گمرک یا مسائل ارزی در بانک‌مرکزی تاثیر می‌‌‌گذارد.

💢 سومین ضربه قطعی اینترنت به تولید که قطعا اثرات مخربی نظیر افزایش بیکاری و کاهش رفاه ملی را در پی دارد، افت تقاضا و کاهش تولید در ماه‌‌‌های آتی است که زمینه کاهش سود و حتی افزایش زیان تولیدکنندگان را فراهم می‌کند؛ موضوعی که همین حالا در صنعت غذا خود را نشان داده است.

کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir

https://b2n.ir/k85005
Forwarded from انجمن مدیران
⭕️ بهترین ویژگی های مدیران موفق از نظر مدیر منابع انسانی لینکدین

🔸واضح است که کیفیت رفتارهای مدیران در یک سازمان می‌تواند در کارکرد و پیشرفت تیم کاری، تاثیر فوق‌العاده‌ چشم‌گیری داشته باشد. در این میان پت وادورز (Pat Wadors) مدیر بخش منابع انسانی لینکدین به بیان تجربه‌ی ارزیابی‌اش از رفتارهای حرفه‌ای مدیران موفق پرداخته است.

🔹چارت مدیریتی لینکدین به این صورت است که رید هافمن موسس و رییس آن، جف وینر مدیرعامل و معاون رییس و پت وادورز مسئول منابع انسانی و سازمان‌دهی استعداد های جهانی است.

🔹وادورز در مصاحبه‌ای که با بیزینس اینسایدر داشته، مجموعه‌ای از معیارهای مدیران موفق و عالی را معرفی کرده است. این ویژگی‌ها برای مدیریت در هر سازمانی می‌تواند کارآمد باشد؛ در ادامه به بیان این ویژگی‌ها خواهیم پرداخت:

1⃣ آن‌ها به رشد کارمندان خود اهمیت می‌دهند
بن کاسنوچا در کتاب خود به نام اتحاد (The Alliance) در رابطه‌ی بین مدیران و کارکنان توضیح می‌دهد که چگونه کارفرمایان می‌توانند بهترین‌ های سازمان خود را حفظ کرده و بین آن‌ها اتحاد برقرار کنند.

🔹وادورز می‌گوید: بهترین مدیران، مدام کارمندان خود را به سمت رشد و پیشرفت سوق می‌دهند و چالش‌ها و فرصت‌های یادگیری جدید را برای آن‌ها فراهم می‌کنند.

2⃣ آن‌ها عملکرد کار را به شکل مداوم مرور می‌کنند
مدیران حرفه‌ای به جای این که منتظر باشند تا سال به پایان برسد و گزارش عملکرد را آن موقع مرور کنند، دایم در جریان روند کار قرار دارند و با اعضای تیم خود گفتگو می‌کنند.

🔹بنا به گفته‌ی وادورز این مرورها الزاما گزارشات هیجان‌آوری نیستند و حتی می‌توانند خسته کننده باشند.

3⃣ آن‌ها انتظارات خود را شفاف بیان می‌کنند
مدیران مطرح به جای این که فهرستی از وظایف را در اختیار کارکنان خود قرار دهند، با آن‌ها وارد ارتباط شده و اطمینان حاصل می‌کنند که انتظارات آن‌ها برای کارمندانشان تفهیم شده است.

4⃣ آن‌ها ذهنیت کارآفرینی را پرورش می‌دهند
بهترین مدیران حاضر در شبکه‌ی لینکدین به دنبال توانمدسازی کارکنان خود هستند و از آن‌ها می‌خواهند به دنبال راهکارهای بهتر و جدیدتر باشند.

5⃣ آن‌ها کارکنان را به ریسک پذیری تشویق می‌کنند
وادورز بر این عقیده است که کارمندان لینکدین باید بتوانند بگویند که: من این اختیار را دارم که در یک چارچوب معین تصمیم گیری‌هایی داشته باشم و دست به ریسک‌های حساب شده بزنم؛ در این صورت است که از اشتباهات خود در لینکدین درس می‌گیرم.

🔹لینکدین به رویکرد کاری حاکم بر سیلیکون ولی مبنی بر نترسیدن از شکست عقیده دارد و آن را نوعی تجربه می‌داند که می‌توان از آن درس گرفت بدون این که نیازی باشد زمان را برای تاسف هدر داد.

6⃣ آن‌ها درباره‌ی خط مشی شرکت توضیح می‌دهند
بهترین مدیران لینکدین، شفاف عمل می‌کنند و در مورد خطی مشی شرکت و ماموریت کلی آن با اعضای تیم وارد گفتگو می‌شوند.

7⃣ آن‌ها به حرف‌های خود عمل می‌کنند
در نهایت، بهترین مدیران تمام رفتار هایی که از کارمندان خود انتظار دارند را اجرا می‌کنند.
وادورز، جف وینر را الگویی عالی معرفی کرد که حضور قوی و حمایت‌گری در لینکدین دارد.

🖋مدیریت منابع انسانی
🎖انجمن مدیران، بزرگترین تشکل مدیریتی ایران @Managersclub
همه چیزهایی که باید در مورد تحول دیجیتال بدانید

👁‍🗨 تحول دیجیتال چیست؟ تحول دیجیتال فرآیند انطباق شیوه‌‌‌های تجاری موجود با روش‌های دیجیتال جدید برای افزایش کارآیی و همگامی با تقاضاهای در حال تغییر بازار است. این به معنای ادغام فناوری‌‌‌های جدید، داده‌‌‌های بزرگ، محاسبات ابری، هوش مصنوعی، یادگیری ماشینی و اینترنت اشیا در هر حوزه‌‌‌ای از کسب و کار است.

👁‍🗨 این امری ضروری است که نه تنها به دلیل نوآوری، فناوری جدید را پیاده‌سازی کنیم، بلکه با استفاده از روش‌های مدیریت پروژه چابک و ابزارها و تکنیک‌‌‌های مدرن همکاری تجاری، فرهنگ شرکت را به طور اساسی تغییر و کارآیی عملیاتی را افزایش دهیم.
اهمیت تحول دیجیتال از چه بابت است؟👇

کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir

https://b2n.ir/j11256
اسم رمز جیتکس ۲۰۲۲؛ اقتصاد دیجیتال

👈 گزارش «دنیای‌اقتصاد» از بزرگ‌ترین رویداد سالانه فناوری خاورمیانه؛ چرا رهبران تکنولوژی در دبی حاضر شدند؟

👈 آفریقا بزرگ‌ترین اقتصاد دیجیتال آینده؛

👁‍🗨 رویداد سالانه فناوری خاورمیانه با سابقه ۴۲ ساله، هفته گذشته در دبی آغاز به کار کرد. اما «جیتکس ۲۰۲۲» متفاوت از نمایشگاه‌های قبل، به شکل خیره‌-کننده، محل حضور رهبران و بزرگان صنعت تکنولوژی جهان شد و همزمان، استقبال کم ¬سابقه از سمت بازدیدکنندگان کشورهای مختلف برای حضور در این نمایشگاه به عمل آمد.

👁‍🗨 ۵۲ درصد از شرکت‌کنندگان امسال برای اولین بار در این رویداد حضور داشتند. رشد چشمگیر استقبال‌کنندگان از رویداد امسال نسبت به سال گذشته، انعکاسی از افزایش قابل‌توجه تقاضا در بازارهای نوظهور و محبوب صنعت تکنولوژی به خصوص در زمینه‌های متاورس، وب ۳، هوش مصنوعی، بلاک‌چین، شبکه مخابراتی ۶G، رایانش ابری یا کلاد، صنعت فین‌تک و بزرگ‌داده است.

👁‍🗨 حضور بیش از ۲۵۰ نهاد دولتی به عنوان شرکای تجاری بخش خصوصی و همکاران پروژه‌های استراتژیک آنها، نشان از اهمیت فناوری‌های مدرن و اقتصاد دیجیتال در میان کشورهای مختلف دارد. در جیتکس امسال، آفریقا به عنوان بزرگ‌ترین اقتصاد دیجیتال آینده جهان معرفی شد. آفریقا حالا لقب قاره نوظهور جهان تکنولوژی را به خود اختصاص داده است...

کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir

https://b2n.ir/u91780
✳️ قانون مورفی
✅ آیا تاکنون برای شما پیش آمده که عزم خود را برای انجام یک پروژه به بهترین شکل جزم کرده باشید اما یک اتفاق کاملا غیر پیش بینی شده که شاید هر صد سال اتفاق افتد برای شما رخ داده و همه نقشه ها را نقش برآب کند؟
□یا به طور مثال دنبال لباسی در کمد خود می گردید و لباسی که مدنظر شما نیست مدام جلوی چشمتان است؛ حال اگر در زمانی دیگر به همان لباس نیاز داشته باشید پیدا نخواهد شد. در اصطلاح عامیانه می گوئید: "که من چقدر بد شانس هستم." اما در غرب در این شرایط، قانون مورفی را مثال می زنند.
●اگر کارتون مورچه و مورچه‌خوار را دیده باشید، احتمالاً یکی از صحنه‌های معروف آن را به‌خاطر دارید. در بخشی از آن کارتون، مورچه‌خوار زبان خود را روی خیابان پهن می‌کند تا مورچه را هنگام عبور از آن‌جا بگیرد و گرفتار کند. اما در همان لحظه، اتوبوس جهانگردی از آن نقطه عبور می‌کند و زبان او را زیر می‌گیرد. مورچه‌خوار با عصبانیت فریاد می‌زند: اتوبوس جهانگردی فقط سالی یک بار از اینجا رد می‌شود؛ آخر چرا حالا؟ برای نسلی که آن کارتون را دیده‌اند، اتوبوس جهانگردی اصطلاحی است که برای بدشانسی‌های غیرقابل‌انتظار به کار می‌رود: اتفاق‌های نادری که فرض ما بر این است که به‌ندرت با آن‌ها روبرو خواهیم شد؛ اما ظاهراً در اغلب مواقع، در مسیر ما قرار می‌گیرند!
○قانون مورفی می گوید: هر خطای ممکن رخ خواهد داد. این جمله از «ادوارد مورفی»، مهندس نیروی هوایی آمریکا است. طبق این قانون، همیشه همه چیزها در بدترین و نامناسبترین زمان به خطا می روند و کارها را لنگ می گذارند. معمولاً هنگامی که شخصی همواره بدشانسی می آورد او را مشمول قانون مورفی می نامند.
■اصلی ترین پیامی که این قانون بیان می کند این است که اگر راه های متفاوتی برای انجام کاری باشد که یکی از آنها به خرابی یا فاجعه بینجامد، حتماً یک نفر کار را به همان صورت انجام خواهد داد. که معمولاً به این صورت بیان می شود: «خطای احتمالی رخ خواهد داد.»
□کاپیتان ادوارد اِی مورفی جونیور مهندس نیروی هوایی بود. او درطول حرفه‌های نظامی و غیرنظامی خود در آزمایش‌های طراحی مهندسی فراوانی شرکت کرد و یکی از این آزمایش‌ها (تقریبا به‌طور اتفاقی) موجب پیدایش قانون مورفی شد.
●در سال ۱۹۴۹ افسران پایگاه نیروی هوایی ادواردز در کالیفرنیا درحال انجام آزمایش‌های پروژه‌ی MX981 بودند تا میزان نیروی گرانشی قابل‌تحمل برای انسان را مشخص کنند. آنها امیدوار بودند که از یافته‌های‌شان در طراحی هواپیماهای آینده استفاده شود.
○تیم پروژه برای شبیه‌سازی نیروی سقوط هواپیما از یک واگن موشکی (rocket sled) به نام «Gee Whiz» استفاده کردند. واگن موشکی با سرعت بیش از ۲۰۰ مایل بر ساعت به‌سمت پایین مسیری نیم مایلی (۸۰۴٫۶۷۲ متر) حرکت و باید در کمتر از یک ثانیه به‌طور ناگهانی توقف می‌کرد. مشکل این بود که برای مشخص شدن اینکه دقیقا هر فرد چه میزان نیرویی را می‌تواند تحمل کند، باید از انسانی واقعی در آزمایش استفاده می‌شد تا آن نیرو را تجربه کند. سرهنگ جان پاول استاپ که پزشکی حرفه‌ای در نیروی هوایی بود برای سوار شدن در واگن موشکی داوطلب شد. استاپ در طول چندین ماه بارها سوار واگن موشکی شد و این آزمایش‌ها از نظر جسمی فشار زیادی به او وارد کرد. او دچار شکستگی استخوان، صدمات گوناگون و پارگی رگ‌های خونی چشم‌هایش شد و اینها همگی برای پیشرفت علم بود.
■مورفی نیز در یکی از این آزمایش‌ها شرکت کرد. البته در آن آزمایش از مجموعه‌ای از سنسورهایی استفاده شد که به ابزارهایی که دکتر استاپ را به واگن موشکی متصل نگه می‌داشت، وصل می‌شد. این سنسورها میزان دقیق نیروی گرانشی اعمال‌شده در زمان توقف ناگهانی واگن موشکی را اندازه‌گیری می‌کردند و موجب افزایش قابلیت اطمینان داده‌های به‌دست آمده می‌شدند.
□در اولین آزمایش پس از متصل کردن سنسورها، رقم صفر نمایش داده شد، چون تمام سنسورها به‌صورت اشتباه متصل شده بودند. برای هر سنسور ۲ حالت برای اتصال وجود داشت که یکی درست و دیگری اشتباه بود و تمام سنسورها به‌شکل اشتباه متصل شده بودند.
وقتی مورفی متوجه این اشتباه‌ها شد، زیرلب چیزی در مورد تکنسین (که قاعدتا مسئول این اشتباه‌ها بود) گفت. مورفی چیزی شبیه این را گفت که: «اگر برای انجام کاری ۲ راه وجود داشته باشد و یکی از آنها منجر به فاجعه شود، او همان را انجام می‌دهد».
●مدت کوتاهی پس از آن مورفی به فرودگاه رایت بازگشت و در آنجا مستقر شد. ولی استاپ (مردی که به‌دلیل حس شوخ‌طبعی و هوش خود مشهور بود) جهان‌شمول بودن و فراگیری آنچه مورفی گفته بود را تشخیص داد و در کنفرانس مطبوعاتی گفت که عملکرد و سابقه‌ی خوب تیم واگن موشکی از نظر ایمنی، به‌دلیل آگاهی این تیم از قانون مورفی بوده است. او گفت قانون مورفی یعنی هر خطایی که بتواند رخ دهد، رخ می‌دهد....
⭕️ *مثلث استراتژیک*

امتیازات رقابتی بر روی سه بعد کیفیت، زمان و بهای تمام شده یا هزینه استوار است. مشتریان انتظارات مختلفی از حالات و کیفیت قابل اعتماد به محصول دارند. آنها بهای تمام شده، زمان و چگونگی تحویل محصول یا خدمتشان را در نظر می گیرند. برای راضی نگه داشتن مشتریان و رقابت با سایر تولید کنندگان باید به صورت همزمان روی سه بعد کیفیت، هزینه و زمان رقابت کرد. این سه عنصر یک مثلث استراتژیک را تشکیل میدهند.

♻️ *کیفیت*
کیفیت، تجربه کلی یک مشتری با یک محصول است که خصوصیات فیزیکی و امکانات آن محصول و قابلیت اعتماد به کارایی امکانات آن را در بر می گیرد. کیفیت همچنین شامل خدمات دهی این امکانات مانند خدمات پس از فروش و سطح کارایی خدمات انجام شده به وسیله یک سازمان است.

♻️ *بهای تمام شده* یا هزینه
بهای تمام شده یا هزینه، شامل منابع مصرف شده به وسیله تولید کنندگان و سازمان های حمایت کننده آنها مانند عرضه کنندگان و فروشندگان است.

♻️ *زمان*
زمان یعنی مدتی که طول می کشد تا شرکت پس از اعلام نیاز محصول یا خدمات را در دسترس مشتری قرار دهد.
👍1
آیا دوره راه‌حل اقتصادی به پایان رسیده است؟

✍ آیسان تنها/ دبیر تحریریه هفته‌نامه تجارت فردا

راه‌حل مشکلات اقتصاد ایران از مسیر سیاست می‌گذرد. این نکته‌ای است که اقتصاددانان چندین سال است مطرح می‌کنند. به باور آنها پیش‌نیاز بهبود اقتصاد ایران اراده سیاسی است. هشداری که به نظر نمی‌رسد ساختار سیاسی آن را چندان جدی گرفته باشد. آن‌گونه که برآیند اظهارات و اقدامات مجموعه نظام تصمیم‌گیری نشان می‌دهد ساختار سیاسی نه نیازی به اصلاحات اقتصادی در خود می‌بیند و نه گوش به کارشناسان امر می‌سپرد. خاصه در حوزه اقتصاد به نظر می‌رسد که کمتر به خود مجال می‌دهد از توصیه‌های اقتصاددانان بهره ببرد. در بسیاری از کشورها در موسم بحران اقتصادی این اقتصاددانان هستند که مسوولیت خطیر درمان را برعهده می‌گیرند و برای حل مشکلات کشور برای سیاستمداران راه‌حل ارائه می‌دهند اما در کشور ما نظام حکمرانی خود را از مشورت اقتصاددانان بی‌نیاز می‌بیند و مساله مهم‌تر این است که مشخص نیست برای حل بحران‌های متعدد و پیچیده‌ای که کشور با آن دست‌به‌گریبان است با کدام پشتوانه اندیشه‌ای و کدام ابزار سیاسی مشخص برای مسائل راه‌حل می‌جوید.

این روزها سوال اساسی که باید از نظام حکمرانی پرسید این است که اساساً آیا اقتصاد برای ایشان در اولویت است؟ در حالی که به گواه آمار معیشت دهک‌های پایین و میانی روزبه‌روز با دشواری‌های بیشتری آغشته است،‌ آیا اهمیت اقتصاد را دریافته‌اند؟ بارها در اخبار خوانده‌ایم که ساختار سیاسی مدام برای مسائل کوچک و بزرگ سیاسی و مذهبی و اجتماعی در عالی‌ترین سطوح جلسه برگزار می‌کند. با این حال کمتر دیده شده که موضوعی مانند کاهش تورم یا افزایش رشد اقتصادی موضوع یک نشست میان سران کشور باشد. در سال‌های گذشته که متغیرهای اقتصاد کلان شرایط نامساعدی را از سر می‌گذراند و هشدارهای مربوط به گسترش فقر مطرح می‌شد، مشاهده نشد که این مساله آن‌طور که شایسته است نزد مقامات رده‌بالای کشور حساسیت‌برانگیز باشد.
پیشتر تورم یک ماه 2/12 درصد و تورم دهک اول 5/19 درصد و دهک دوم 5/17 درصد بوده است. یا رشد اقتصادی یک سال منفی 9 درصد بوده است. با این حال دیده نشده که جلسه‌ای اضطراری برای حل این بحران‌ها برگزار شود. جلسه‌ای که در آن مطرح شود برای اصلاح آن چه باید کرد؟ منظور از اراده سیاسی همین است. سوال این است که مسوولان کشور ما که مدام از جلسه‌ای به جلسه دیگر می‌روند، مدام مطرح می‌کنند که شبانه‌روز و در تعطیلات و اکثر اوقات کار می‌کنند و درصدد حل مشکلات‌اند چرا به اقتصاد توجه لازم مبذول نمی‌دارند؟ چرا بزرگ‌ترین دغدغه سیاستمداران کشور ما اقتصاد نیست؟

در یک ماه گذشته شاهد اعتراض بودیم. وقتی فشار به گروه‌های مختلف جامعه زیاد می‌شود و افراد جامعه نسبت به وضعیت خود به شیوه‌های مختلف اعتراض می‌کنند، ساختار سیاسی این پیام را دریافت می‌کند که باید در سیاست‌ها تجدید نظر کند اما در کشور ما اعتراض‌ها هرگز به تغییرات معنا‌داری در شیوه سیاستگذاری و اداره کشور منجر نمی‌شود. اگر تصور کنیم سیاستمداران بپذیرند که اصلاحات اقتصادی انجام دهند، آن وقت سوال این است که از کجا باید شروع کنند؟ نیازمند بازنگری در کدام رویه‌ها هستیم؟ اقتصاد برای رشد از سیاست چه می‌خواهد؟
Forwarded from مدیران فرهیخته (darabifar)
🔴 استراتژی هایی برای هوشمندانه کار کردن به جای زیاد کار کردن

1⃣ استراتژی اهرم
اهرم هنر استفاده از ابزارها جهت افزایش کیفیت کار یا بهره‌وری است. این ابزارها می‌تواند تکنولوژی باشد مثل: نرم افزار‌های کامپیوتری یا می‌تواند استراتژی‌های سازمانی نظیر سیستم‌های بهتر باشد. شما معمولا از چه ابزارهایی برای حداکثر کردن نتایج کارتان استفاده می‌کنید؟ برای مثال فروشنده‌ای که از طریق سمینارها یا کنفرانس‌های تلویزیونی فروش می‌کند، مشخص است نسبت به کسی که فرد به فرد می‌فروشد میزان فروش بیشتری داشته باشد. چه کاری می‌توانید انجام دهید تا زمان، دانش یا مهارت‌هایتان اهرم شما باشند؟

2⃣استراتژی تفویض اختیار
یک بخش خاص اهرم عبارت از تفویض اختیار است. یعنی بکارگیری افراد دیگر جهت انجام قسمت‌هایی از کار شما تا وقتتان برای فعالیت‌های سودآورتر آزاد شود. بیایید دوباره به مثال فروشنده نگاهی بیاندازیم. اگر فروشنده خاصی در انعقاد قراردادهای فروش متبحر باشد ممکن است دست به تفویض و واگذاری ‌امور اجرایی فروش زده تا بتواند به عنوان یک فروشنده زمان بیشتری را برای قراردادها اختصاص دهد. اگر سود حاصل از افزایش فروش بیشتر از هزینه واگذاری باشد پس شما سیستم مناسبی دارید. همیشه شنیدن این نکته در بین شکایت‌های صاحبان تجارت که فروشندگان آنها از آینده نگری متنفرند و واقعا در مورد آن احساس بدی دارند باعث تعجب من می شود.

3⃣استراتژی مدیریت زمان
من اغلب می‌شنوم که صاحبان تجارت می‌گویند که تعداد کارکنان بخش ‌خصوصی خیلی زیاد است زیرا آنها همیشه ساعت‌های زیادی را تلف می‌کنند تا کار را انجام دهند. نظر من مخالف این موضوع است. اگر شما نمی‌توانید در یک روز عادی کاری، کارتان را انجام دهید پس شما احتمالا فاقد مهارت‌های تمرکز، اهرم و تفویض اختیار(واگذاری) هستید یا یک مدیر که در استفاده از زمان ضعیف است. مدیریت زمان هنر سازماندهی خودتان است تا بتوانید تمام کارهایتان را در یک روز کاری استاندارد انجام دهید.

💢سازماندهی یک روز از پایان روز قبلی شروع می‌شود. اگر شما این‌کار را هنگام استراحتتان انجام دهید مغزتان به شما کمک خواهد کرد که کارآمدتر باشید.
💢تخمین زده شده که ۵۰درصد از زمان استراحت وقف سازماندهی مغز و ساختار دادن به دانش و تجربیات به دست آمده در طول روز می‌شود.

4⃣ استراتژی تمایز قائل شدن بین فعالیت‌ها
من مطمئن هستم که شما قانون۲۰/۸۰ را می‌دانید; ۸۰% از نتایج کارتان از ۲۰% تلاش‌هایتان بدست می‌آید. دلیل اینکه این مساله در مورد افراد زیادی صادق است، این است که آنها نمی‌دانند که کدام تلاششان بهترین نتایج را به همراه می‌آورد. اگر شما نتایج خوب را ثبت کنید، سپس شما می توانید قاعده ۲۰/۸۰ را تغییر دهید تا برای شما به طور موثرتری کار کند.

💢اگر شما می‌دانستید که کدام ۲۰% از فعالیت شما بهترین نتایج را تولید می‌کند سپس شما می‌توانستید خودتان را سازماندهی کنید تا وقت بیشتری را صرف آن کارها بکنید و بنابراین سود‌تان در هر ساعت افزایش می‌یافت. اگر شما خصوصیات ۲۰% از مشتریانتان را که ۸۰% تجارت شما را پوشش می‌دهند می‌دانستید پس شما می‌توانستید آن گروه از مشتریان را مورد هدف قرار دهید.

📙صفتهای بایسته رهبری/جان ماکسول

@wr_management
Forwarded from مدیران فرهیخته (darabifar)
🔴اسپارت‌ها" اسب‌های‌شان را بیش از کشورشان دوست داشتند!*
✒️ پيمان مولوی


وقتی لشکر اسپارت شکست سنگینی در نبرد لئوکترا متحمل شد فقط ۳۳ سال از فتح باشکوه آتن ازسوی آنها گذشته بود.
در حقیقت آنها در مدت سه دهه تمام قدرت خود را به بدترین شکل ممکن از دست دادند و از یک سپاه توانمند که در نبرد پلوپنزوس در سال ۴۰۴ پیش از میلاد آتن را شکست داده بود به قدرتی شکست‌خورده تبدیل شدند.


*اما چگونه اسپارت‌ها این شکست را تحمل کردند و این مبحث چه ارتباطی به ایران امروز دارد؟*

اسپارت‌ها باید خود را وقف دولتشهر اسپارت می‌کردند.

آنها از این امتیاز برخوردار بودند که در ارتش خدمت و از دولتشهر خود دفاع کنند. آنها بسیار جنگجو و در استفاده از اسب و آلات نظامی شهره یونان باستان بودند، به‌طوری که اگر سربازی بدون زره به شهر بازمی‌گشت همواره ننگ آن را به جان می‌خرید.

اسپارت‌ها به جز خدمت در ارتش و ارائه خدمات نظامی هر ماه باید سهم خود را برای برپایی ضیافتی می‌پرداختند و کسانی که این هزینه را پرداخت نمی‌کردند از حق شهروندی محروم می‌شدند.

در ابتدا این ضیافت‌ها ساده و بسیار در تبادل افکار فایده‌مند بود اما با فتح آتن و گذشت زمان این ضیافت‌ها تبدیل به مهمانی‌هایی تجملی شد.

ثروت‌های بادآورده موجب شد ضیافت‌ها بسیار تجملی و اشرافی برگزار شود و هزینه برگزاری آن برای شهروندان بسیار زیاد شد و آنها در صورت نپرداختن حق عضویت حق رای خود را از دست می‌دادند و از سوی دیگر حق شهروندی نیز از آنها سلب می‌شد؛ به این ترتیب اداره اسپارت به‌دست گروه قلیلی از ثروتمندان افتاد و این امر به مرور نفوذ عده‌ای و حس اسارت عده‌ای دیگر را در فضای اسپارت ایجاد کرد.

دیگر کسی حاضر به حضور در داخل اسپارت نبود و بیشتر جوانان و افراد توانمند علاقه‌مند به فعالیت در خارج از دولتشهر اسپارت بودند.

*رقابت برای کسب مشاغل در خارج از اسپارت با هدف کسب ثروت از یک سو موجب ایجاد فساد در سیستم دیوانسالاری شد و از سوی دیگر سبب شد بسیاری دیگر آن عِرق اولیه را نسبت به دولتشهرشان نداشته باشند.*

اسب مهم‌ترین ابزار جنگی در آن دوران بود و اسپارت‌ها در استفاده از آن شهره بودند، اما به مرور به سبب تغییر دیدگاه و مال‌اندوزی به جای در خدمت دولتشهر بودن، بسیاری از افراد به جای دادن بهترین اسب‌های‌شان به سربازان و کمک به جنگ، اسب‌های‌شان را برای شرکت در مسابقات و کسب درآمد از مسابقات حفظ می‌کردند و تنها اسب‌های ضعیف‌شان را به نبردها می‌فرستادند.

*"اسپارت‌ها" اسب‌های‌شان را بیشتر از کشورشان دوست داشتند* و این امر در نهایت موجب شد جامعه‌ای موفق به طور کامل از نقشه یونان حذف شود.

در ایران امروز نیز بسیاری از مباحث پایه‌ای جای خود را به مباحث پیش‌ پا افتاده‌ای داده که بسیار زمان گیر هستند و ما را از رسیدن به اهداف توسعه‌ای بازمی‌دارند.
در این شرایط به‌نظر می‌رسد ما نیز تمام تلاش‌مان را برای توسعه اقتصادی کشور انجام نمی‌دهیم و به مرور در ایران نیز شاهد آنیم که اسب‌های‌مان (ظرفیت‌ها و توانمندی‌ها‌ی‌ خودمان) را بیش از کشور دوست داشته باشیم.

اقتصاد ایران امروز به‌سبب نوع اکوسیستم آن اقتصادی مبتنی بر پویایی، تلاش، رقابت و پاداش نیست و کمتر فردی می‌تواند مثال نقض آن را بیاورد.

*در کشوری که ما "پست‌ها و جایگاه‌های شغلی و اجتماعی‌مان" را بیشتر از "توسعه" دوست داریم*، ...
*در کشوری که"مدیران می‌دانند برای آن پست دانش، تخصص و شایستگی و کارآیی لازم را ندارند" اما آن را "قبول" می‌کنند؛*...
می‌توان گفت ما هم در دام توجه به اسب‌های اسپارتی گرفتار آمده‌ایم و به‌طور خودخواهانه‌ای منافع خود را بر منافع جمع و کشور ترجیح می‌دهیم.

*بیایید اسب‌های‌مان را بیش از کشورمان دوست نداشته باشیم.*

@wr_management
👌1
👍1
Forwarded from انجمن مدیران
⭕️ چگونه فرهنگی بسازیم که به عملکرد قوی منجر شود؟

🔸در کتابی با عنوان «You can change other people»، فرآیندی شامل ۴ گام برای این کار ذکر شده که در ادامه به اختصار توضیح داده می‌شوند.

1⃣ از منتقد به متحد، تغییر موضع دهید
هیچ کس دوست ندارد با یک منتقد صحبت کند؛ اما همه علاقه‌مند به گفت‌وگو با یک متحد هستند. زمانی‌که متحد کسی هستید، به آن‌ها توجه نشان می‌دهید، اعتماد به نفسشان را بالا می‌برید، و نسبت به آن‌ها متعهد هستید. آن‌ها در حضور شما احساس شرم و حالت تدافعی را کنار گذاشته، و به جای آن بر بهبود خود تمرکز می‌کنند.

2⃣ دستاوردی را مشخص کنید که نیرو‌بخش باشد
بر آینده‌ی نیرو بخشی که قصد ساختن آن را دارند، تمرکز کنید. آینده‌ای که اهمیتش از مشکل کنونی بیشتر است. از آن‌ها بپرسید: «به دنبال چه دستاوردی هستید؟» به آن‌ها فرصت دهید تا به دقت درباره دستاوردهای مد نظرشان برای خود و سازمان، صحبت کنند (برای مثال: «من دوست دارم تیمی با عملکرد قوی خلق کنم، که در آن به شکلی ثمربخش با یکدیگر به معاشرت، همکاری، و حتی نزاع می‌پردازیم.»). این کار به آن‌ها در رسیدن به دستاوردهای مثبت، شفاف، و معنادار کمک می‌کند.

3⃣ فرصت‌های مخفی را کشف کنید
وقتی شما و متحدتان دستاورد مد نظر وی را به دقت مشخص کردید، آن‌گاه زمان بررسی مجدد مشکل فرا می‌رسد. اما این بار به جای تلاش برای حل مشکل، از او می‌پرسید: «چگونه این مشکل به ما در رسیدن به دستاورد نیرو بخشمان کمک می‌کند؟» چطور ممکن است به چیزی مفید برای ما تبدیل شود؟ مثلاً امکان تمرین‌کردن رفتاری جدید را در اختیار ما قرار می‌دهد، که خود زمینه‌ساز دست‌یابی به ارزش‌ها یا اهداف بااهمیت است. یا فرصت رسیدگی به مسأله بزرگتری که زمینه‌ساز مشکل فعلی است را، برایمان فراهم می‌کند.

4⃣ براساس معیار ۱۰ امتیازی، یک برنامه ایجاد کنید
در این گام، متحدتان را برای ایده‌پردازی درمورد راه‌های بهره‌برداری از فرصت‌ها (که در گام قبل ذکر شد)، انتخاب یک برنامه و متعهد شدن به آن هدایت می‌کنید، تا بتواند از مزایای دست‌یابی به این فرصت‌ها بهره‌مند شود. اصطلاح برنامه «۱۰ امتیازی» به این معناست که اگر سوالی مانند «در مقیاس ۱ تا ۱۰، تا چه میزان برای اجرای این برنامه به خود اطمینان دارید؟» پرسیده شد، پاسخ آن بدون شک ۱۰ باشد.

🖋مدیریت منابع انسانی
🎖انجمن مدیران، بزرگترین تشکل مدیریتی ایران @Managersclub
Forwarded from انجمن مدیران
⭕️ آیا واقعا مشتری‌ مداریم؟

🔸دانیل زانتی در کتاب «مشتریان‌تان را شگفت‌زده کنید» می‌نویسد: مشتری‌مداری واقعی، یکی از بهترین و ساده‌ترین راه‌ها برای شگفت‌زده کردن مشتریان‌مان است ولی نکته اینجاست که خیلی از ما فقط در شعار مشتری‌مدار هستیم، نه در عمل

🔹شرکت‌هایی که در عمل مشتری‌ مدار هستند، برای تمام نیازها و خواسته‌های مشتریان‌شان، راهکارهایی خلاقانه طراحی و اجرا می‌کنند

🔹برای مثال، یک هتل را می‌ شناسم که کتابچه‌ای داخل اتاق‌ هایش قرار داده و در آن تقریبا تمام نیازها، خواسته‌ها و مشکلات احتمالی مشتریان را فهرست کرده و راهکارهای هتل برای هر یک را توضیح داده است

🔹مثلا در بخشی از این کتابچه آمده که اگر شب حال‌تان بد شد، با چه شماره‌ای تماس بگیرید یا اگر احتیاج داشتید بچه‌تان را برای چند ساعت نگه داریم تا به کارتان برسید، هتل چه خدماتی به شما می‌دهد

🔹زانتی بعد از توصیف این هتل، برای درک شرکت‌هایی که در شعار مشتری‌مدار هستند، می‌نویسد:

🔹من به دلیل دوره‌های آموزشی متعددی که برگزار می‌کنم، هتل‌های مختلفی را تجربه کرده‌ام اما بدترین آنها هتلی بود که در زوریخ سوئیس رفتم

🔹این هتل را به دلیل تبلیغات گسترده‌ و امکانات خوبی که داشت، انتخاب کردم اما در طول برگزاری همایش متوجه شدم که این هتل هم جزء شرکت‌هایی است که فقط در شعار مشتری‌مدارند نه در عمل

🔹مثلا در روز آغاز همایش، متوجه شدم که سالن برگزاری ویدیو پرژکتور ندارد. وقتی به مدیر داخلی هتل اعتراض کردم، گفت «باید به ما می‌گفتید که برای همایش‌تان به ویدیو پرژکتور نیاز دارید!»

🔹پس یادمان باشد، مشتری‌ مداری واقعی یعنی منتظر نمانیم مشتری نیازهایش را بیان کند، بلکه این وظیفه ماست که نیازهایش را بشناسیم و برای حل آنها راهکارهای مناسبی را پیش‌بینی کنیم

🖋مارکتینگ آز
🎖انجمن مدیران، بزرگترین تشکل مدیریتی ایران @Managersclub
Forwarded from انجمن مدیران
⭕️ نحوه پایان دادن ایده آل به جلسات فروش

🔸استیفن شیفمن، مربی معروف فروش، در کتاب «فروش مثبت» می‌نویسد: پایان دادن به جلسه با مشتری، به خصوص اگر جلسه به خوبی پیش نرفته باشد، یکی از مهم‌ترین هنرهای یک فروشنده است. برای این منظور می‌توانیم از این روش‌ها کمک بگیریم:

1️⃣ جلسه را با گفتن یک خاطره خوش یا یک موضوع طنز به پایان ببرید تا خاطره‌ای مثبت از شما در ذهن مشتری حک شود تا اگر باز هم خواستید با او جلسه بگذارید، بپذیرد

2️⃣ جلسه را با گفتن خلاصه‌ای از موضوعاتی که در طول جلسه بیان شده، به پایان ببرید. ابتدا خلاصه‌ای از توافقات بیان کنید و سپس موارد اختلافی باقیمانده را مرور کنید و از مشتری بخواهید زمان و مکان جلسه بعدی را مشخص کند

3️⃣ به مشتری اطمینان بدهید همیشه در دسترس او هستید و اگر نظرش عوض شد می‌تواند با شما تماس بگیرد

4️⃣ اگر مشتری گفت نیاز به بررسی بیشتر دارد، بپرسید راجع به کدام بخش از پیشنهادی که به او داده‌اید، به اطلاعات بیشتری نیاز دارد و سپس بپرسید چه زمانی می‌توانید با مشتری تماس بگیرید و نتیجه بررسی‌هایش را جویا شوید

5️⃣ اگر مشتری گفت باید موضوع را با رئیسش، همسرش، دوستش و غیره مطرح کند، از او بخواهید جلسه مشترکی را با این افراد ترتیب بدهد

6️⃣ اگر مشتری گفت فعلا قصد خرید ندارد چون از محصولی که دارد راضی است یا بهانه‌های دیگری از این قبیل، از او بخواهید جلسه‌ای برای تست محصول‌تان بگذارید یا نظرات مشتریان دیگرتان را برای او بفرستید

7️⃣ اگر مشتری گفت فعلا بودجه یا پول کافی برای خرید ندارد، به او بگویید می‌توانیم راجع به خرید اقساطی مذاکره کنید یا جلسه دیگری برای معرفی محصول ارزان‌ترتان برگزار کنید

🖋مارکتینگ آز
🎖انجمن مدیران، بزرگترین تشکل مدیریتی ایران @Managersclub
Forwarded from انجمن مدیران
⭕️ نسل z چه کسانی هستند و چه ویژگی‌هایی دارند؟

🔹نسل زد به جوان‌ترین نسل این دوران گفته می‌شود، یعنی کسانی که بعد از سال ۱۹۹۶ میلادی (۱۳۷۵ خورشیدی) به دنیا آمده باشند. به‌طور کلی می‌توان گفت متولدان دهه ۷۰ تا اوایل دهه ۸۰ خورشیدی، نسل z در ایران هستند.
همچنین کلیشه‌های گوناگونی برای توصیف نسل زد به کار می‌روند و ویژگی‌های هویتی این نسل تفاوت تأمل‌برانگیزی با نسل‌های پیشین دارند.

◀️ ویژگی های نسل z

▪️اولین نسلی هستند که در عصر دیجیتال متولد شده‌اند.
نسل z زمانی به دنیا آمدند که اینترنت و شبکه‌های اجتماعی سریع در حال گسترش بودند. دسترسی به حجم زیادی از انواع داده‌ها به این نسل امکان می‌دهد که دانش گسترده‌‌تری درباره همه‌چیز داشته باشد. از سوی دیگر، این دسترسی زیاد و وقت‌گذرانی بیش از حد در فضای مجازی، اضطراب‌ها و مشکلات خاصی را ایجاد کرده است. مثلا برخی می‌گویند نسل زد کمتر از نسل‌های پیشین خود مهارت‌های اجتماعی دارد.

▪️عملگرایی و مسائل مالی نقش بسزایی در تصمیم‌گیری این نسل دارند
اعضای نسل زد شاهد دشواری‌های مالی و فداکاری بسیار والدینشان بوده‌اند. به همین دلیل ترجیح می‌دهند دوره جوانی خود را صرف کسب ثروت و تأمین نیازهای معیشتی کنند. در نسل z از آرمان‌گرایی نسل‌های پیشین خبری نیست. این نسل سرمایه‌گذاری، مشاغل پایدار و کارآفرینی را ترجیح می‌دهد.

▪️با مشکلات و چالش‌های روحی متفاوتی مواجه هستند
صرف ساعت‌ها وقت در شبکه‌های اجتماعی و زل‌زدن به گوشی‌های تلفن همراه باعث شده است که برخی از روان‌شناسان نسل زد را تنها‌ترین نسل بشر بنامند. تنهایی و افسردگی از مشکلات شایع این نسل‌اند.
همچنین بحران‌های به‌ارث‌رسیده از نسل‌های پیشین نیز بر دوش نسل z سنگینی می‌کنند. بحران‌هایی مانند افراط‌گرایی سیاسی و تغییرات اقلیمی اضطراب این نسل را بیشتر هم کرده است.

▪️مصرف‌کنندگانی زیرک هستند
نسل‌های پیشین اغلب خرید‌های خود را حضوری و در مغازه‌های محلی انجام می‌دادند. به‌طبع تنوع کالا نیز محدود بود. اما نسل زد با دسترسی به دنیای دیجیتال، به انبوهی از محصولات متنوع دسترسی دارد و به‌خوبی آموخته است چطور از بین انواع محصولات، محصول دلخواهش را انتخاب کند. عادات و ترجیح‌های این نسل در جایگاه مصرف‌کننده، تفاوت‌های چشمگیری با نسل پیشین دارد.
حضور نسل زد در فضای مجازی به مشاغلی مثل دیجیتال مارکتینگ و سوشیال‌مدیا مارکتینگ رونق داده است. بسیاری از شاغلان این عرصه نیز خود از همین نسل‌اند.

▪️نسل z از نظر سیاسی پیشرو است
همان‌طور که این نسل به‌سرعت خودش را با پیشرفت‌های زمانه تطبیق می‌دهد، در عرصه مسائل سیاسی نیز کمتر تن به محافظه‌کاری می‌دهد. حتی جوانان محافظه‌کار این نسل نیز بیشتر از محافظه‌کاران نسل پیشین با تحولات پرشتاب سازگارند.

◀️ تفاوت نسل z با نسل هزاره چیست؟
نسل زد بیشتر تفکرات اجتماعی و سیاسی نسل قبل از خود (هزاره) را دارد، با این تفاوت که خوشبینی نسل قبلی را ندارد. بیشتر نسل زد معتقدند که اندیشه‌های سیاسی و اجتماعی نسل پیشین برای حل تمام مشکلات کارآمدی لازم را ندارد. همچنین نسل زد مصرف‌کننده عمده شبکه‌های اجتماعی است در حالی که نسل پیشین کمتر در آن فضا حضور دارد.

🔸این نسل خود را در مسائل سیاسی و اجتماعی منعطف‌تر می‌داند. مثلا بیشتر جنبش‌های اجتماعی، سیاسی و محیط‌زیستی را نسل زد راه‌اندازی و پشتیبانی می‌کنند.

🖋 آموزه های سازمانی
🎖انجمن مدیران، بزرگترین تشکل مدیریتی ایران @Managersclub
✳️ مدیریت استعدادها،مثال های واقعی

✅ با پولی که الان برای یه بازیکن مثل مسی یا رونالدو پرداخت میشه، چند سال پیش میشد یه باشگاه رو کامل خرید. چرا؟ چون ارزش «نیروی انسانی مستعد» هر‌ روز داره بالاتر میره.

شرکت های بزرگ دنیا هم مثل همون باشگاه های فوتبال برای جذب بهترین نیروها با هم رقابت دارن. موضوع اینه که هر نسلی فقط تعداد محدودی افرادِ با استعداد و‌ سختکوش تولید میکنه. اگر کلان نگاه کنیم میبینیم کشورهایی موفقن که بتونن اون تعداد محدود رو‌ حفظ کنن و استعدادهاشون رو شکوفا کنن.

یکی از دلایلی که اکثر کشورها سعی میکنن وضعیت آموزش، رفاه، آزادی‌های اجتماعی و حتی سرعت اینترنت رو دائم بهبود بدن همینه. چون‌ مجبورن وضعیت زیست اونجا رو‌ انقدر خوب نگه دارن تا استعدادهاشون فرار نکنن. چون میدونن بدون وجود استعدادهای خلاق و‌ پرتَلاش، امکان نداره رشد اقتصادی پایدار اتفاق بیافته.

از طرفی کشورهای غربی هم سالهاست برای حفظ رفاه و‌ برتری‌شون نیاز دارن دائم بهترینهای دنیا رو به سمت خودشون بکشن. حتی عقب ترین حکومت‌ها هم فهمیدن‌ اگر استعدادها رو‌ از دست بدن ، تا ابد محکوم ‌به‌ درجا زدنند.

🔸پورشه، بنز، تویوتا، فورد، قبل از اینکه اسم شرکت باشن، اسم چند تا آدم معمولی بودن. نوابغی که کارشون رو از یه شرکت کوچیک شروع کردن و‌ الان سالهاست که کارخونه‌های عظیمشون، موتور محرکهٔ اقتصاد کشورهاشون شدن. درست مثل استیو جابز، بیل گیتس و خیلیای دیگه.

🔹افراد با استعداد، لوکوموتیو پیشرفت یک کشورن و‌ بقیهٔ مردم واگنهایی هستن که توسط اونها کشیده میشن. کشوری پیشرفت میکنه که بدونه «از دست دادن استعدادها» فرق زیادی با «از دست دادن خاک» نداره.
✳️ از دیدن تا به رسمیت شناختن(هنر به رسمیت شناسی)

🖊️دکتر عليرضا كوشكي جهرمي

■اچ اس ای(HSE)کارها (متخصصین حوز ایمنی) یه اصل دارن و میگن تجربه همه چیزه، وقتی میشینی پا حرفاشون و میگی ینی چی؟ میگن ببین، ما ۳ شکل حادثه داریم:

▪︎ *اولیش رو بهش میگیم Accident*
اکسیدنت یعنی رویدادهای ناخوشایند و غیر منتظره که انسان ها کنترل چندانی روش ندارن و پیامدهاش هم خیلی معلوم نیست. مثلا افتادن یک کوهنورد از کوه علیرغم رعایت اصول ایمنی و خوردن پای یک کودک به لیوان شیشه ای و مجروح شدن ایشان.

▪︎ *دومیش رو بهش میگیم Incident*
اینسدنت ها مواردی هستند که نتیجش تقریبا برامون قابل پیش بینی بوده ولی بنا به دلایلی (احتمالا غیر منطقی) انجامش میدیم. مثل تولید خودروی بی کیفیت که میدونیم منجر به کشته شدن آدم ها میشه یا سوزوندن مازوت که میدونم آلودگی و سرطان میاره ولی انجامش میدیم.

▪︎ *سومیش رو بهش میگیم Near miss یا شبه حوادث*
شبه حوادث، حوادثی هستن که رخ دادن ولی طرف شانس آورده و قسر در رفته. یعنی مویی آسیب از کنار گوشش رد شده. (این هموناس که میگن باید صدقه سری داد، و چون خدا دوسمون داشته و دعای مادر بدرقه راهمون، گرفتارش نشدیم).
- مثلا توی محل کارتون نشستین و یه هو لامپ از سقف میفته و با فاصله نزدیک و مویی از کنارتون رد میشه. اگه افتاده بود روی سر یه نفر که الفاتحه.
- یا راننده ای که سرش تو گوشیه و مویی ماشین بغلی رو رد میکنه و مو به تنش سیخ میشه. اگه به ماشین روبرویی خورده بود که واویلا.
- یا مثلا زلزله اومده و طرف بعد از ۳ روز از زیر آوار سالم بیرونش آوردن، یا طرف یه تصمیم گرفته و همه کارمندا تا سر حد استعفا و ترک سازمان رفتن، ولی بنا به دلایلی شرایط آروم شده.

□ *سوال مهم*: شبه حوادث چطور میشن که ارزشمند میشن؟ بشینین که براتون تعریف کنم.

●شبه حوادث نشانه هایی دارن که تقریبا همه میتونن ببینن(با چشم غیر مسلح، فقط باید یه کم حواس پرت نباشی) اما مهم بعدشه، که ۲ جور میشه باهاشون برخورد کرد.

▪︎ *اول:* اگه بعد از دیده شدن نشانه های شبه حوادث به رسمیت بشناسیمشون یعنی تلاش میکنیم تا دیگه تکرار نشن و حوادث بزرگتر رخ نده. مثل سقوط لامپ که خدا بهمون رحم کرد، اگر دیدیمش و به رسمیت شناختیمش، دستور میدیم و میگیم همه لامپها رو با ۴ تا پیچ دیگه سفت کنن تا هیچ لامپی بعد از اون نیفته.

▪︎ *دوم*: اگه به رسمیت نشناسیمشون، نتیجش میشه بیخیالی و خودمونو الکی گول میزنیم و میگیم همین یه بار بود و عمرا دیگه تکرار بشه. اینجاس که میایم یه لامپ دیگه میبندیم جای لامپ سقوط کرده و در فرداهای نزدیک خدا میدونه رو سر کدوم بدبخت بیاد پایین و حالا بیا حوض خالی رو پر کن.

○شاید باورتون نشه ولی ۸۵ درصد از ارتقای سطح ایمنی و بهبود شرایط زندگی رو مدیون همین شبه حوادثی هستیم که دیده شدن و به رسمیت شناخته شدن. *تکرار میکنم: دیده شدن و به رسمیت شناخته شدن.*

■با اجازتون یه مثال دیگه تو حوزه پزشکی بگم؟! پزشکا میگن خیلی از مواقع، بیماری که به ما مراجعه میکنه و اوضاعش خیلی بغرنج شده، مدتها قبل نشانه های بیماری به شکل مختصر داشته ولی بهش توجه نکرده. یعنی شبه حوادث در قالب سرفه یا درد یا تورم یا هر چیزی وجود داشته و بیمار دیده، ولی به رسمیت نشناخته. دکترای عزیز یه اصل هم دارن و اونم اینه که بیماری اگر زود تشخیص داده بشه هم به مراتب درمان پذیرتره و هم هزینه های خیلی کمتری روی دست بیمار میذاره.(چند تا نکته ریز داشت این مثال، به نظرم یه بار دیگه بخونید)

□ *يه مثال سازمانی هم بگیم.* شما به عنوان مدیر یک مجموعه، میبینید که درخواست وقت ملاقات با موضوعات اعتراضی زیاد شده. یه چندتا رو میشنوید یه چندتا میگین ولش کن، کارای مهمتری داریم. شما به عنوان مدیر در این لحظه حساس، نشانه های شبه حوادث (اعتراضات مختصر) رو اگر نبینی یا ببینی و به رسمیت نشناسی، عن قریب باید منتظر سیلی از اعتراضات و انتقادات باشی. زمانی که مدیر یک موضوع رو به رسمیت میشناسه، نوع رفتار و تعاملش حتما فرق میکنه و نتایجش واقعا متفاوت.

● *جمع بندی رو بگم و تمام!* یه بنده خدایی داشت خونه میساخت، خیلی به ساخته خودش علاقه مند شد. به خونه گفت شاهدی که چقدر واست زحمت کشیدم و خوشگلت کردم، حالا ازت یه خواهش دارم: اگه یه زمانی تصمیم گرفتی به هر دلیلی خراب بشی لطفا قبلش بهم بگو تا خودمو آماده کنم. خونه که شدیدا مدیون صاحبش بود گفت "ای به چشم قربان".

○سالیان سال گذشت و یه روز صاحب خونه ما برگشت دید ای داد و بیداد. خونه ریخته و فقط یه تل خاک مونده. شاکی شد و با لحنی تند شروع کرد داد زدن که آخه بی معرفت مگه قرار نشد قبل خراب شدن خبرم کنی. خونه نالان گفت خبرت کردم، متوجه نشدی!