مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.9K photos
787 videos
1.31K files
4.58K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
🔲⭕️بالاخره امیدوار باشیم یا نه؟ جواب: پارادکس استاک دیل
مجتبی لشکربلوکی

این روزها زیاد از هم می پرسیم که بالاخره اوضاع مملکت چه می شود؟ امیدوارم باشیم یا نه؟ حق می دهم که افراد این سوال را بپرسند، اما باید بگویم که این سوال احتمالا اشتباه است. چرا؟ توضیح می دهم.
تعریف امید چیست؟ امید یعنی حس انتظار مثبت (توقع) رخداد چیزی یا دستیابی به چیزی یا ممکن دانستن وقوع چیزی یا تحقق چیزی یا دستیابی به چیزی. دقت کردید؟ اصولا «امیدواریِ صرف» معنا ندارد. بلکه باید بگوییم که آنچه در مورد آن صحبت می کنیم چیست. امید به چه چیزی؟ بنابراین من هم امیدوارم و هم ناامید. بگذارید دو مثال بزنم: من به کارآفرینان وطن پرست این سرزمین امیدوارم. اما در عین حال به سیاست مداران سنتی امیدوار نیستم. این باعث شده است که کمتر حرص بخورم، و بدانم که نقطه تمرکزم را کجا بگذارم.
پس امیدواری تنها معنا ندارد بلکه امیدواری به الف و ناامیدی از ب معنادار است. اما حالا سوال پیش می آید که آیا برآیند این ناامیدی ها و امیدواری ها به امور مختلف، چه می شود؟ به آینده کلان ایران امیدوار بمانیم یا نه؟ 
برای پاسخ به این سوال از مفهوم پارادکس استاک دیل استفاده می کنم. این مفهوم را جیم کالینز، استاد برجسته دانشگاه استنفورد وارد ادبیات مدیریت کرد. استاک دیل، مدیر یک شرکت چند میلیارد دلاری نیست. بلکه استاک دیل نام بلندپایه ترین افسر نظامی است که در جنگ ویتنام اسیر شد. بیش از ۷ سال اسیر بود و در یکی از اردوگاه‌های زندانیان جنگی. شکنجه‌های وحشتناکی را در آن‌جا تجربه کرد. بدون حقوق انسانی، بدون تاریخ آزادی، بدون پشتیبانی. او نه تنها در آن شرایط دوام آورد که جان بسیاری را نجات داد. یک سیستم ارتباطی رمزی بین اسرا درست کرد. برای آنکه اعتراف اجباری نکند صورتش را با تیغ برید و اطلاعات را به صورت محرمانه برای کشورش ارسال می کرد و ... جیمز کالینز با او مصاحبه ای کرد و از او پرسید «چه کسانی در آن سختی‌ها دوام آوردند و چه کسانی دوام نیاوردند و نابود شدند؟»

پاسخ او تکان دهنده بود: خوش بین ها در هم شکستند! کسانی که منتظر بودند به زودی اتفاق مثبتی بیفتد و آن‌ها از این مهلکه رها شوند. خوش‌بین‌ها می‌گفتند: حتماً این کریسمس آزاد می‌شویم و به خانه بازمی‌گردیم. کریسمس می‌رسید و آن‌ها آزاد نمی‌شدند. بعد می‌گفتند دیگر حتماً تا عید پاک [چند ماه بعد] خلاص خواهیم شد.» عید پاک هم می‌رسید و اتفاقی نمی‌افتاد. تکرار این رویه باعث می‌شد که در هم بشکنند و به تدریج از درون فرو بریزند.
چرا پروفسور کالینز نام این پدیده را پارادکس گذاشته است چون می گوید که امیدواری مثبت باید کنار دیدن واقعیت های منفی باشد. از این جهت پاراداکس است که یک امر منفی (واقعیت های مهلک) کنار یک امر مثبت (امیدواری) قرار می گیرند و همزمان با هم پیش می روند. بدبینی و امیدواری.

☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:
اگر بخواهم آنچه آموختم را فرموله کنم چنین می گویم:
۱)  امیدواری بدون زمان: مهم ترین آموزه ای که پارادکس استاک دیل برای من داشت این است که امیدواری بدون زمان داشته باشم. امیدواری بدون زمان یعنی انتظار برای بهبود در آینده ای که نمی دانم چه زمانی فرا می رسد. امیدواری (انتظار) بدون زمان به تنهایی و بدون دو آیتم بعدی بی معناست.

۲)  هم‌پذیری اکنون و آرمان: به همان اندازه که ندیدن واقعیت های تلخ، احمقانه و کشنده است، نداشتن امید و نااستواری نیز ابلهانه و کشنده است. با چشمی به شرایط اسفناک موجود نگاه می کنم و با چشمی دیگر به آینده مطلوب مستتر در وضعیت فعلی.

۳)  اقدام در دایره امکان: استاک دیل چه کرد؟ فقط امیدوار بود؟ نه! زبان رمزنگاری شده بین اسرا ایجاد کرد. به سایر اسرا آموزش داد که چگونه در مقابل شکنجه ها دوام بیاورند، زنده بمانند و اعتراف هم نکنند. اطلاعات محرمانه به کشور می فرستاد. روحیه می داد. او آنچه ممکن بود را انجام می داد.

پاراداکس استاک دیل نه تنها در مورد ایران که در مورد آینده جهان نیز الهام بخش است. پایان این جهان زیباست. می توان سه گانه معنوی «انتظار، نجات، موعود» را با امیدواری بدون زمان و اقدام در دایره امکان ترکیب کرد. حال ایران ما خوب نیست. جهان نیز از جنگ، تنش و ظلم و تجاوز رنج می‌برد (=واقعیت های تلخ) اما می توان امیدوارانه در دایره امکان آنچه می توانيم، انجام دهيم و سعی کنيم جهان را اندکی فقط اندکی بهتر از آنچه تحویل گرفته ايم تحویل دهيم. هیچ کدام از کارهای ما گم نمی شوند. جهان بی حافظه نیست. هر کنشی که امروز انجام می دهم با زنجیره بی نهایتی از روابط علت معلولی به پایان جهان متصل است. می توان با همین خرده اقدامات و انتظار فعال در پایان زیبای جهان و آینده مطلوب ایران حضور داشت. می توان یک منجی کوچک بود. می توان جاودانه شد.

@Dr_Lashkarbolouki
👍1
✳️ کشورها یی که به قدرت اقتصادی دنیاتبدیل شدند..؟

✅ ما در دنیا کشوری پیدا نمی‌کنیم که توسعه یافته اما هیات حاکمۀ منسجم ندارد ، هرجایی که ما می‌بینیم به جایی رسیده‌ هیئت حاکمۀ آن مسنجم‌ بوده‌اند یعنی نشسته‌اند ، بحث کرده‌اند ، گفته‌اند کجا می‌خواهیم برویم ،
چگونه می‌خواهیم برویم ،
با چه ابزاری می‌خواهیم این راه طی کنیم
بعد همۀ سیستم آن را پذیرفته و به آن پایبند مانده‌اند و تغییر دولت‌ها فقط برای این است که مدیرانی جدید کشور را مدیریت کنند
نه اینکه همۀ مفاهیم را هر ۴سال یا ۸ سال از نو تعریف کنند...
@executivemanagement
توسعه ، پیشرفت و تولید ثروت نیاز به دمکراسی ندارد..
اما نیاز به قاعده و قانون دارد .
به عنوان مثال کشور سنگاپور هرگز هیچ ادعایی بر دموکراتیک بودن نداشته و کوان‌یو بنیانگذار سنگاپور نیز فردی دموکرات و هوادار دموکراسی نبود و تا آخر عمرش هم در پست رهبری حزب حاکم باقی ماند..
اما وقتی او در سال 1959 به قدرت رسید درآمد سرانه سنگاپور کمتر از ۵۰۰ دلار بود و وقتی در سال 2015 از دنیا رفت درآمد سرانه این کشور بیش از ۷۵۰۰۰ هزار دلار گزارش شد..
یعنی جزیرۀ کوچکی که وسعت آن نصف وسعت جزیرۀ قشم خودمان است با ۶ میلیون جمعیت بدون هرگونه منابع زیر زمینی ، آبی و خاکی در سال 2019 حدود ۳۶۴ میلیارد دلار تولید ناخالص داشته که حدود صد میلیارد دلار از ایران با ٨۵ میلیون جمعیت و انواع منابع زیرزمینی کمتر است...
کوان‌یو و حکومتی که در سنگاپور پایه گذاری کرد نه تنها از بدو استقلال تاکنون بدون کوچکترین نشانه‌ای از نارضایتی شهروندان به کار خود ادامه داده ...
@executivemanagement
بلکه حتی از فساد رایجی که در حکومت‌های مشابه به چشم میخورد هم دور مانده است ..
زیرا اندک گروه ِ راس هرم قدرت را رهبرانی استثنایی تشکیل داده‌اند که همه از پیشگامان و نخبگان جامعه‌اند ..
کوان‌یو در سخنرانی سال 2012 خود میگوید :
ما در تجربه آسیایی خویش به این نتیجه رسیدیم برای داشتن یک حکومت خوب شما باید مردان خوبی برای ادارۀ جامعه داشته باشید و نه حکومتی ضعیف برآمده از صندوق رای ..
در این لحظه می‌توانم بگویم این دولت بر پایۀ لیاقت ، دانش و فداکاری‌های ٣٠٠ نفر می‌چرخد که شرایط ایده‌آل آحاد جامعه حاصل عملکرد ایشان است پس اگر میخواهید سنگاپور را نابود کنید این ٣٠٠ نفر را برکنار کنید..

بنابراین به این نتیجه می‌رسیم مسئولیت راس هرم در یک نظام سیاسی غیردموکراتیک چقدر تعیین کننده است..
یعنی اینکه او چگونه فکر می‌کند از کدام طبقه نشات گرفته و در ‌‌نهایت چه تلقی از آیندۀ کشورش دارد و آیا اصلا توسعه‌یافتگی در چارچوب فکری او می‌گنجد یا خیر ؟! 

مالزیایی‌ها کسی مانند ماهاتیر_محمد داشتند که با توجه به‌شناختش از جهان توانست جامعه را متحول کند ..
دن شائوپینگ همین کار را در چین انجام داد..
یا اوزال در ترکیه هم چنین نقشی را ایفا کرد..
ولی ما در ایران بجای اینگونه نخبگان سیاسی انبوهی از قبیله‌های سیاسی داریم..

نخبه‌گرایی سیاسی یعنی بهترین‌ها ، سالم‌ترین‌ها و عاقلترین‌ها بتوانند بیاندیشند ، تصمیم بگیرند و اجرا کنند..

اما قبیله‌های سیاسی یعنی افرادی که سالها با هم بوده‌اند با هم انس گرفتند و یکدیگر را خوب می‌شناسند در نتیجه با هم کار می کنند..
پس از نظرشان اوضاع فعلی ما خیلی هم مطلوب است..
چون داریم نفت می‌فروشیم و زندگی‌مان را می کنیم ..
اما آیا در نظام سیاسی پدرسالار ایران به راستی هیچکس نیست که بخواهد با فراهم کردن آینده‌ای مطمئن‌تر برای ایرانیان نامی بزرگ و ماندگار در تاریخ هزاران سالۀ این کشور داشته باشد ؟!
✍ دکترمحمودسریع‌القلم
👍1
✳️ اصل پریماک: قانون مادر بزرگ!

✅ اصل پریماک که به قانون مادربزرگ نیز معروف است حاصل زحمات دیوید پریماک است.
اصل پریماک می‌گوید برای تقویت رفتاری که احتمال انجام آن کم‌تر است می‌توانیم از رفتارهایی که احتمال انجام دادن آن بیشتر است استفاده کنیم. در واقع با گره زدن کاری که تمایل کمتری به انجام آن داریم با کاری که تمایل بیشتری به انجام آن داریم، احتمال انجام آن کار کمتر‌محتمل را تقویت می‌کنیم. به همین دلیل به آن، تئوری نسبیت تقویت نیز گفته می‌شود.

اصل پریماک با منوط کردن کاری که مشتاقش هستیم (مثل تماشای تلویزیون)، به کاری که چندان باب میلمان نیست (مثل نوشتن مشق)، احتمال انجام دادن دومی را بالا می‌برد. اشتیاق تماشای تلویزیون است که ما را پای نوشتن مشق می‌کشاند.
قانون مادربزرگ این‌قدر ساده و بدیهی است که احتمالاً بدون اینکه نام آن را بدانیم بارها از آن استفاده کرده‌ایم. چه به عنوان والد در فرزندپروری، چه به عنوان معلم سر کلاس درس و چه به عنوان رئیس یک شرکت یا مدیر یک موسسه.
✳️ جرات مندی چیست؟

جرات‌مندی (Assertiveness) نحوه‌ای از گفت‌وگو درباره‌ی احساسات، افکار، عقاید و باورها به شیوه‌ای محترمانه، شفاف و صادقانه است. با اینکه به‌طور طبیعی برای همه پیش نمی‌آید، جرات‌‌مندی مهارتی است که می‌توان (و باید) به فرزندان آموزش داد. این مهارت به آن‌ها کمک می‌کند تا روی پای خود بایستند و انعطاف‌پذیر باشند.

جرات‌مندی باعث ایجاد اعتماد به نفس، عزت نفس و توانایی آن‌ها برای تشکیل و حفظ روابط قوی‌تر می‌شود.
بنابراین، کودکان دارای مهارت جرات‌مندی به احتمال زیاد قادرند:
- احساسات خود را شناسایی کنند.
- برای خود و دیگران حرف بزنند.
- اجتناب و پاسخ به قلدری.
- مخالفت مودبانه.
- تبادل نظر و گفت‌وگو با دیگران.
- «نه» گفتن بدون احساس گناه.
- تشکیل روابط محکم.
- ایجاد اعتماد به نفس، عزت نفس و کنترل احساسات.

رسیدن به جرات‌مندی

جرات‌مندی مهارتی است که با افزایش اطلاعات و تمرین کردن قابلیت ارتقا و بهبودی دارد.

۱. بپرسید و علت‌یابی کنید: بیاموزید خیلی زود گفته‌های دیگران را قبول و تایید نکنید. هنگامی که با عقاید و درخواست‌های دیگران رو به رو می‌شوید، از آن‌ها درباره چرایی و علت‌ها سؤال بپرسید، تا در یک فرایند منطقی یکدیگر را متقاعد کنید.

۲. تعریف خود: صحبت کردن در مورد خودتان، افکار، احساسات و تجارب‌تان، احساس ابراز وجود بیشتری به شما می‌دهد و میزان جرات‌مندی را بالا می‌برد.

۳. نه گفتن قاطع: گاهی اوقات شرایط به گونه‌ای پیش می‌رود که افراد سعی دارند شما را بازیچه خود کنند. به‌طوری که می‌خواهند شما به راحتی تسلیم امیال و خواسته‌های آنان شوید. لازم است زمانی که احساس می‌کنید دیگران کاری از شما می‌خواهند که منجر به هدر رفتن وقت و سرمایه‌تان می‌شود، با قاطعیت نه بگویید.

۴. روش بازتابی: در مواردی که دیگران چیزی از شما می‌خواهند که معقولانه است اما شما شرایط انجام آن را ندارید، استفاده از روش بازتابی بسیار کمک کننده است. در این روش ابتدا رضایت و علاقه‌مندی خود را نسبت به پیشنهاد مطرح شده بیان می‌کنید و سپس می‌گویید که در حال حاضر شرایط پذیرش آن را ندارید.

۵. اعلام موضع با جمله سه‌بخشی
- بخش همدلانه یا بازخورد مثبت: این بخش که با کلمه «من» شروع می‌شود فضا را دوستانه می‌کند و از پرخاشگرانه بودن جمله‌تان جلوگیری می‌کند. همچنین طرف مقابل معمولا می‌فهمد که شما علت درخواست و مشکل او را درک کرده‌اید. مثلا «من می‌دونم که تو موبایل من رو لازم داری...»
- بخش استدلالی: در این بخش دلیل یا دلایل تصمیم خودتان را اعلام می‌کنید. این دلایل باید تا حد ممکن کوتاه واضح و روشن باشند. یادتان باشد آوردن دلیل اضافی به ضرر خودتان تمام می‌شود. مثلا: «اما چون تصمیم گرفتم موبایلم رو به کسی قرض ندهم؛ یا چون در طول روز به موبایلم احتیاج پیدا می‌کنم...»
- بخش قاطع اعلام تصمیم: خیلی‌ها به این بخش نمی‌رسند و به همین خاطر جمله ناتمام‌شان موجب می‌شود طرف مقابل سوء استفاده کند و سکوت در این بخش را دلیل بر رضایت بگیرد. در این بخش شما تصمیم‌تان را بدون تعارف اعلام می‌کنید: «موبایلمو بهتون نمیدم.»

✍ گاهنامه مدیر
👍2
✳️ آژیر خطر انفجار تورم

✅ سهم پول از کل نقدینگی به بالای ۲۳/۳ درصد رسیده و این بالاترین میزان نسبت از سال ۱۳۹۲ است. معنی این‌ چارت اینه که پول نفت بصورت کاملا حساب شده و سیستماتیک از طریق بانک‌ها رفته به جیب افراد خاص.

چطور؟
درآمد نفت به دلار وارد خزانه میشه، حالا این درآمد چطور باید با برنامه‌ریزی بدون اینکه کسی بفهمه چپاول بشه؟

با یک طرح جالب.
🔹چیزی که بانک‌ مرکزی میتونه بدون پشتوانه چاپ کنه چیه؟
ریال
چیزی که نمیتونه چاپ کنه و درآمد از فروش نفت هست چیه؟
دلار
🔹باید یک جوری با ریال دلار رو از خزانه به نفع عده ای خارج کرد.
راهش اینه که ریال که به سهولت چاپ‌ می‌شه از بانک مرکزی قرض گرفته بشه، بهره اش هم مهم‌ نیست چون همیشه از تورم عقبه.
همون ریال چاپ شده که هر چقدر بانک‌ها بخوان هست و همیشه چاپ میشه و در اختیارشون قرار میگیره وام میده میلیاردی به خودی ها باهاش میرن دلار میخرن.
و ریال رو میندازن تو چرخه اقتصاد. به مردم بیچاره تو جامعه هم فقط تورم و فقیر شدن می‌رسه.
هم پول نفت میره تو جیب خودی ها و هم مردم هر روز فقیر تر میشن.

این روند کی متوقف میشه؟
🔹هیچ وقت،
چون بدهی بانکها به حدی رسیده که اگر بانک‌ مرکزی پول چاپ نکنه بهشون نده ورشکست میشن، چون‌ پولهای قبلی که چاپ شده چپاول شده و به شکل دلار رفته تو جیب عده ای و ریال هم تو جیب مردم بی گناه هست که هر روز داره بی ارزش تر میشه.

بانک‌ها هم اگر ورشکست بشن به معنی ندادن ریالهای مردمه و کل اقتصاد فرو میپاشه. فقط دو حالت پیش رو هست

حالت اول
🔹بانک‌ها ورشکست بشن، پول شما که تو بانک هست رفته. برای همین دولت جرات نمیکنه بانک‌ها رو ورشکسته اعلام کنه چون کل مملکت معترض میشن.
حالت دوم‌
🔹بانک‌مرکزی تا ابد به چاپ پول ادامه بده‌،
این بدهی بانکها و چپاول سرمایه ها از بانک‌ها بقدری زیاده که قابل برگشت نیست.
حجم‌نقدینگی هم برای جبران این بدهی به شکل تصاعدی بالا میره و بانک مجبوره هر ماه پول بیشتری چاپ کنه.
توقف این روند به معنای فروپاشی اقتصادی و ادامه اون به معنای تورم شدیده.
🔹عملا حکومت سالهاست تصمیم‌گرفته مردم رو قربانی چپاولگران ثروت‌ ملی از طریق بانک‌ها کنه که این هم اصلا عجیب نیست، بنابراین نگه نداشتن ریال امن ترین حالت ممکن برای بی ارزش نشدن دارایی هاست.
🔹و وای به حال کسانی که سرمایه ای ندارن و درآمدشون فقط به ریال هست.

دوران خیلی سخت تری  در پیش است...
علیرضا کاظمی
👍2👌1
✳️ چرا بسیاری از افراد نمی توانند از حد متوسط بالاتر بروند؟
Forwarded from مدیران فرهیخته (darabifar)
🔴 گام های مهم برای رسیدن به موفقیت از دیدگاه جف بزوس

🔸جف بزوس موسس و مدیر عامل آمازون، یکی از موفق ترین خرده فروشان آنلاین در جهان است و قطعا بزوس با در نظر گرفتن رموز خود به چنین موفقیتی دست یافته است.

🔹گام اول، احاطه کردن اطراف خود با افراد مناسب همیشه باید اولویت شما باشد
بدون یک تیم خوب و همگام، هرگز به موفقیت نخواهید رسید. افراد، ایده‌ها و دیدگاه‌های فردی آن‌ها در توسعه محصول یا خدمات عالی بسیار مهم هستند. افراد مناسب انرژی خوبی به خود ساطع می کنند و به عنوان الهام بخش برای دیگران عمل می کنند.

🔹همچنین مراقب افرادی که شما را احاطه کرده اند، دوستان و خانواده تان باشید و کسانی را که مملو از منفی نگری هستند و عقاید شما را نفی می کنند از اطراف خود حذف کنید؛ همچنین روی ارتقاء هوش هیجانی خود کار کنید و همکاری با دیگران را یاد بگیرید.

🔹گام دوم، همیشه ذهنیتی باز برای یادگیری همه چیز داشته باشید
آماده و باز بودن برای یادگیری چیزهای جدید دومین راز موفقیت در کار است؛ اما لزوماً به این معنا نیست که شما باید همه چیز را بپذیرید.
وقتی چیزهای جدیدی بیاموزید و افق های خود را گسترش دهید؛ کار شما نوآورانه می شود. کتاب بخوانید، با مردم صحبت کنید و سعی کنید به سوالات دشوار پاسخ دهید.

🔹گام سوم، برای یک مسیر طولانی آماده باشید
به خاطر داشته باشید که راه موفقیت هرگز آسان و کوتاه نیست و نخواهد شد! معمولاً به آسانی نمی ‌توان به اهداف؛ به ویژه اهداف بلندمدت رسید. موفقیت آهسته می آید و راه رسیدن به آن طولانی و پر از موانع است و باید پایدار باشید و تسلیم نشوید؛ در این صورت قطعا در کار به موفقیت خواهید رسید.

@wr_management
👍1
✳️ افراد با ذهنیت فراوانی وذهنیت کمیابی چه تفاوتی با یکدیگر دارند؟
*قاتلان تصمیم گیری استراتژیك*


#تصمیم_گیری
#حلّ_مسئله
#تفکر_سیستمی
#تفکر_استراتژیک


👈 چه برای زندگی شخصی خود تصمیم گیری می کنید و چه مدیر ارشد یک سازمان هستید یا یک استاندار و رییس جمهور باشید، یکی از مهم ترین مهارت ها، "مهارت تصمیم گیری" است.
در این میان عادت هایی وجود دارند که قاتلان تصمیم گیری استراتژيک هستند.

1️⃣ *عادت خیلی منطقی بودن:*
اگر خیلی منطقی باشید، هیچ ایده خلاقانه ای به ذهن شما نمی رسد.
اگر بخواهید هر ایده ای که کمی عجیب و غریب است را در همان لحظه اول کنار بگذارید، همیشه به همان گزینه های قدیمی خواهید رسید. 

2️⃣ عادت انتخاب اولین راه‌حل:
فکر کردن کار انرژی‌بری است بنابراین مغز ما متخصص کاهش مصرف انرژی است.
چه کار می کند؟ یکی از کارهایی که می کند این است که وقتی به اولین گزینه رسید، خاموش می شود و سوت پایان جستجو را می کشد! بدین ترتیب شما با سبد کوچکی از گزینه ها روبرو خواهید بود.

3️⃣ عادت فقط یک جواب درست وجود دارد:
اکثر ما فکر می کنیم که یک جواب بهینه وجود دارد و ما باید آن را پیدا کنیم.
در صورتی که ممکن است سه جواب مطلوب وجود داشته باشد.
بنابراین ذهن خود را باز نگاه دارید.

4️⃣ *عادت تفکر تک سناریویی:*
همه ما در صحبت می گوییم که دنیا متغیر است اما در عمل. وقتی تصمیم می گیریم و فقط بر اساس یک آینده (سناریو)، گزینه برتر را انتخاب می کنیم.
در صورتی که باید علاوه بر گزینه برای آینده مورد انتظار، برای آینده های دیگر نیز گزینه های متناسب در ذهن داشته باشیم.

5️⃣ عادت جمع آوری داده‌هاي خیلی زیاد:
برخی از ما آنقدر اطلاعات جمع آوری می کنیم، که دچار فلج تحلیلی (Paralysis by analysis) می شویم.
کیفیت تصمیم گیری مبتنی بر داده های خیلی کم و خیلی زیاد هر دو در معرض خطر است.

6️⃣ عادت بی توجهی به پیامدهای موج دو و سه:
تفکر کوتاه مدت یکی از بزرگترین اشتباهاتی است که افراد در فرآیند تصمیم گیری مرتکب آن می شوند.
آنها نمی دانند تصمیمی که امروز می گیرند علاوه بر زمان حال بر آینده نیز تاثیر خواهد گذاشت.
چیزی که امروز درست و کاربردی به نظر می رسد، شاید نهایتا تصمیم خوبی از آب درنیاید.
برای رفع این مشکل از ابزار چرخ آینده استفاده می کنند.
این ابزار کمک می کند که پیامدهای موج های بعدی تصمیم امروز مشخص و در نظر گرفته شود.
برگرفته از:کانال تفکر استراتژیک
نگارستان مدیریت
👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✨ ... این ۴ دقیقه دیالوگ تاریخی معادل۴ قرن گفته وناگفته،نوشته ونانوشته دارد .
برای تو دوست من ارسال می نمایم، برای دوستت بفرست!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شوخی کوکاکولا با هنر !
💠 چگونه بدون فرسوده کردن خودمان با دیگران همکاری کنیم؟💠 معمولا آچار فرانسه‌های سازمان از فرسودگی شغلی و سرباره همکاری رنج می برند!💠 همان‌طور که تجربه کسب می‌کنیم غالبا کار بیشتری را می‌پذیریم و هویتمان با دستاوردها، کمک‌ها یا میزان سرشناس بودنمان درهم می‌آمیزد.
💠 وقتی شایستگی و پاسخگویی ما بر سر زبان‌ها می‌افتد٬ افراد حاضر در شبکه ارتباطی‌مان درخواست‌‌های بیشتری به ما می‌دهند و مسئله دقیقا همین جا است!
💠 مقاله سال ۲۰۱۶ مجله کسب‌وکار هاروارد این پدیده مخرب را تحت عنوان «سرباره همکاری» می‌نامد و راه‌هایی را برای تقابل سازمان‌ها با آن پیشنهاد داده است.
💠 سرباره همکاری معمولا یا به صورت موجی یا به صورت خیلی آرام و تدریجی رخ می‌دهد. سرباره آرام، موذی‌تر است و به واسطه افزایش‌های تدریجی در حجم، گوناگونی و بازه زمانی درخواست‌های همکاری اتفاق می‌افتد.
💠 اگر شما هم احساس فرسودگی شغلی می‌کنید٬ احتمالا محتوای این پست به شما کمک میکند تا بهتر بتوانید سرباره همکاری را کنترل کنید.