✳️ چگونه با رئیسی کار کنید که هر ۵ دقیقه یک ایده جدید به ذهنش می رسد؟!
✅ روسای آرمانگرا میتوانند هیجانانگیز، جذاب و نوآور باشند. زمانی که هیچ راهی وجود ندارد که شما بتوانید با همه ایدههای نوآورانه آنها همگام شوید، آنها احساس یاس و درماندگی میکنند. براساس تجربه، در اینجا چند استراتژی مفید ارائه میشود تا زمانی که رئیستان ایدههای خلاقانه بسیار زیادی ارائه میدهد بتوانید آن موقعیت را مدیریت کنید.
*۱. احترام متقابل ایجاد کنید.*
🟢اگر خودتان را تحت فشار ایدههای خلاقانه رئیستان یافتید، به احتمال زیاد بیشتر یک فرد عملگرا هستید. اگر مراقب نباشید، میتوانید یک نگرش قضاوتی مانند این را گسترش دهید که «من تنها فردی هستم که همه کارها را انجام میدهد و ارزش ایجاد میکند.» و این نگرش میتواند منجر به این شود که شما احترام لازم برای دیدگاهی که رئیستان ارائه میدهد را از دست بدهید. از این تله اجتناب کنید و در عوض تمرکزتان را بر احترام دوطرفه بگذارید.
*۲. بدانید که همه این ایدهها نیاز به عملی شدن ندارند.*
🔵اگر شما فردی هستید که به شدت بر عملگرا بودن متمرکزید، ممکن است بهطور خودکار فرض کنید زمانی که رئیستان یک ایده را به اشتراک میگذارد از شما انتظار دارد آن را عملی کنید. اما اغلب اوقات اینچنین نیست. بهترین راهحل این است که یک فولدر ایمیل یا مکان دیگری برای جمعآوری ایدههای رئیستان که ربطی به پروژهها یا اولویتهای فعلی ندارند فراهم کنید.
اغلب اوقات رئیستان تنها میخواهد چیزی را که در ذهنش میگذرد با شما به اشتراک بگذارد و با تایید ایده مذکور راضی خواهد شد.
قانون کلی در این موقعیتها این است که پیش از اینکه کاری انجام دهید، صبر میکنید تا این ایده چند بار دیگر ارائه شود، در غیر این صورت میتوانید از آن گذر کنید. (اما اگر او انتظار دارد که هر ایدهای دنبال شود، شما نیاز به استفاده از استراتژیهای مذاکره در مورد انتظارات خواهید داشت.)
*۳. تعهد زمانی را توضیح دهید.*
🟤افراد مشتاقِ ایدههای خلاقانه، اغلب در تخمین مدت زمانی که فعالیتها طول خواهند کشید با دشواری روبهرو هستند. اگر دریافتهاید که رئیستان بهطور جدی میخواهد یک ایده جدید را دنبال کند اما دنبال کردن این ایده مدت زمان قابلتوجهی را صرف خواهد کرد، به او کمک کنید تا از هزینههای آن آگاهی یابد. با توضیح این هزینهها، فشار از دوش شما برداشته شده و بر دوش رئیستان قرار خواهد گرفت تا منابع لازم برای آن را فراهم کند.
*۴. به برنامه بازگردید.*
🟡اگر رئیستان تمایل دارد تا مدام ایدههای جدید ارائه دهد، احتمالا در ایجاد اولویتها با دشواری روبهرو است. بهجای در نطفه خفه کردن یک ایده که در مورد اجرای آن هیجانزده است، توجه خود را به برنامه ماهانه یا سهماهه تیمتان دوباره متمرکز کنید.
سوالاتی مانند این را بپرسید که: به نظر شما این ایده جدید چگونه با اهداف فعلی ما در تناسب است؟ اگر ما این ابتکار جدید را بر عهده بگیریم، باید از کاری دیگر منصرف شویم یا آن را به تاخیر بیندازیم، کدام یک را میخواهید دوباره اولویتبندی کنید؟ آیا این ایده چیزی است که ما اکنون نیاز به اجرای آن داریم یا آیا میتواند به سال بعد موکول شود؟
🟣کار با رئیسی که جریان دائمی از ایدههای خلاقانه را داراست میتواند مهیج یا تضعیفکننده باشد. با استفاده از این چهار استراتژی، میتوانید در حین اینکه فشار و ناامیدی تلاش در جهت کنترل ایدهها را به حداقل میرسانید، نقاط قوت خلاقانه رئیستان را تقویت کنید.
منبع: HBR/ راهنامه مدیر
✅ روسای آرمانگرا میتوانند هیجانانگیز، جذاب و نوآور باشند. زمانی که هیچ راهی وجود ندارد که شما بتوانید با همه ایدههای نوآورانه آنها همگام شوید، آنها احساس یاس و درماندگی میکنند. براساس تجربه، در اینجا چند استراتژی مفید ارائه میشود تا زمانی که رئیستان ایدههای خلاقانه بسیار زیادی ارائه میدهد بتوانید آن موقعیت را مدیریت کنید.
*۱. احترام متقابل ایجاد کنید.*
🟢اگر خودتان را تحت فشار ایدههای خلاقانه رئیستان یافتید، به احتمال زیاد بیشتر یک فرد عملگرا هستید. اگر مراقب نباشید، میتوانید یک نگرش قضاوتی مانند این را گسترش دهید که «من تنها فردی هستم که همه کارها را انجام میدهد و ارزش ایجاد میکند.» و این نگرش میتواند منجر به این شود که شما احترام لازم برای دیدگاهی که رئیستان ارائه میدهد را از دست بدهید. از این تله اجتناب کنید و در عوض تمرکزتان را بر احترام دوطرفه بگذارید.
*۲. بدانید که همه این ایدهها نیاز به عملی شدن ندارند.*
🔵اگر شما فردی هستید که به شدت بر عملگرا بودن متمرکزید، ممکن است بهطور خودکار فرض کنید زمانی که رئیستان یک ایده را به اشتراک میگذارد از شما انتظار دارد آن را عملی کنید. اما اغلب اوقات اینچنین نیست. بهترین راهحل این است که یک فولدر ایمیل یا مکان دیگری برای جمعآوری ایدههای رئیستان که ربطی به پروژهها یا اولویتهای فعلی ندارند فراهم کنید.
اغلب اوقات رئیستان تنها میخواهد چیزی را که در ذهنش میگذرد با شما به اشتراک بگذارد و با تایید ایده مذکور راضی خواهد شد.
قانون کلی در این موقعیتها این است که پیش از اینکه کاری انجام دهید، صبر میکنید تا این ایده چند بار دیگر ارائه شود، در غیر این صورت میتوانید از آن گذر کنید. (اما اگر او انتظار دارد که هر ایدهای دنبال شود، شما نیاز به استفاده از استراتژیهای مذاکره در مورد انتظارات خواهید داشت.)
*۳. تعهد زمانی را توضیح دهید.*
🟤افراد مشتاقِ ایدههای خلاقانه، اغلب در تخمین مدت زمانی که فعالیتها طول خواهند کشید با دشواری روبهرو هستند. اگر دریافتهاید که رئیستان بهطور جدی میخواهد یک ایده جدید را دنبال کند اما دنبال کردن این ایده مدت زمان قابلتوجهی را صرف خواهد کرد، به او کمک کنید تا از هزینههای آن آگاهی یابد. با توضیح این هزینهها، فشار از دوش شما برداشته شده و بر دوش رئیستان قرار خواهد گرفت تا منابع لازم برای آن را فراهم کند.
*۴. به برنامه بازگردید.*
🟡اگر رئیستان تمایل دارد تا مدام ایدههای جدید ارائه دهد، احتمالا در ایجاد اولویتها با دشواری روبهرو است. بهجای در نطفه خفه کردن یک ایده که در مورد اجرای آن هیجانزده است، توجه خود را به برنامه ماهانه یا سهماهه تیمتان دوباره متمرکز کنید.
سوالاتی مانند این را بپرسید که: به نظر شما این ایده جدید چگونه با اهداف فعلی ما در تناسب است؟ اگر ما این ابتکار جدید را بر عهده بگیریم، باید از کاری دیگر منصرف شویم یا آن را به تاخیر بیندازیم، کدام یک را میخواهید دوباره اولویتبندی کنید؟ آیا این ایده چیزی است که ما اکنون نیاز به اجرای آن داریم یا آیا میتواند به سال بعد موکول شود؟
🟣کار با رئیسی که جریان دائمی از ایدههای خلاقانه را داراست میتواند مهیج یا تضعیفکننده باشد. با استفاده از این چهار استراتژی، میتوانید در حین اینکه فشار و ناامیدی تلاش در جهت کنترل ایدهها را به حداقل میرسانید، نقاط قوت خلاقانه رئیستان را تقویت کنید.
منبع: HBR/ راهنامه مدیر
✳️ سه استعداد مهمی که هوش مصنوعی نمیتواند جایگزین آنها شود:
- کنجکاو بمون
- فروتن باش
- هوش هیجانی رو جدی بگیر
به نظرت ابزارهای هوش مصنوعی جدیدی که اخیرا همه دارن دربارهشون صحبت میکنن قراره آینده شغلیت رو به خطر بندازه؟
نگران نباش! هوش مصنوعی در کنار تهدیدهایی که داره، فرصتهای فراوانی هم ایجاد میکنه. تو میتونی یه مسیر شغلی معنادار، هیجانانگیز و حتی سرشار از خلاقیت در پیش داشته باشی. برای موفق شدن تو این راه باید یاد بگیری چطور از این ابزارهای جدید استفاده کنی و چه مهارتهایی رو در خودت توسعه بدی که بهت تو پیدا کردن جایگاهت در آینده بازار کار کمک کنه:
- کنجکاو بمون: هوش مصنوعی با انجام کارهای سنگین فکری میتونه تو رو به یه آدم بیحوصله، قابل پیشبینی یا کوتهفکر تبدیل کنه. کنجکاو باش و وقت بذار تا یاد بگیری چطور یه بخشی از کارهای تکراری و خستهکنندهات رو به هوش مصنوعی بسپری و در عین حال از ابزارهای هوش مصنوعی بهعنوان یه منشا الهام و کنجکاوی در مورد دنیای فراتر از اونها استفاده کنی.
- فروتن باش: اجازه نده هوش مصنوعی خودآگاهیت رو تضعیف کنه. با شناخت از خود حقیقی و واقعیت شروع کن. از خودت بپرس: چه رفتارهایی رو به طور طبیعی بروز میدم؟ چه چیزی به من الهام میده؟ چه چیزی مانع من میشه؟ توی مرحله بعدی از دیگران بازخورد بخواه. هوش مصنوعی در انطباق و پذیرش بازخورد فوقالعاده خوب عمل میکنه. تو هم همین کارو انجام بده. از دیگران بپرس چه کاری رو باید شروع کنی، چه کارهایی رو متوقف کنی و به چه کارهایی ادامه بدی. همیشه یک یادگیرنده و در مسیر رشد باش.
- هوش هیجانی رو جدی بگیر: فراموش نکن که انسان بودن یعنی چی. توانایی تو در ایجاد ارتباطات، تمرین همدلی و برقراری ارتباط موثر (هوش عاطفی شما) بیش از هر زمان دیگری اهمیت داره. قبل از به اشتراک گذاشتن نظر یا تصمیمگیری، مکث کن و به هم تیمیهات فکر کن. در خدمت اهداف تیم هستی یا اهداف شخصی خودت؟ برای جلوگیری از تعارض، هنگام برقراری ارتباط دیجیتالی بیشتر مراقب باش. ارتباطات دیجیتال اغلب به مبادلات سرد و ضداجتماعی منجر میشه که معمولا عاقبت خوبی نداره. هر آدمی میتونه همدلی و خونگرمی رو یاد بگیره. پس با تقویت این ابعاد توی وجودت، از خودت یک نیروی کار جایگزینناپذیر بساز.
-----------------
چکیدهای از مقاله "سه استعداد مهمی که هوش مصنوعی نمیتواند جایگزین آنها شود" از مجله HBR.
- کنجکاو بمون
- فروتن باش
- هوش هیجانی رو جدی بگیر
به نظرت ابزارهای هوش مصنوعی جدیدی که اخیرا همه دارن دربارهشون صحبت میکنن قراره آینده شغلیت رو به خطر بندازه؟
نگران نباش! هوش مصنوعی در کنار تهدیدهایی که داره، فرصتهای فراوانی هم ایجاد میکنه. تو میتونی یه مسیر شغلی معنادار، هیجانانگیز و حتی سرشار از خلاقیت در پیش داشته باشی. برای موفق شدن تو این راه باید یاد بگیری چطور از این ابزارهای جدید استفاده کنی و چه مهارتهایی رو در خودت توسعه بدی که بهت تو پیدا کردن جایگاهت در آینده بازار کار کمک کنه:
- کنجکاو بمون: هوش مصنوعی با انجام کارهای سنگین فکری میتونه تو رو به یه آدم بیحوصله، قابل پیشبینی یا کوتهفکر تبدیل کنه. کنجکاو باش و وقت بذار تا یاد بگیری چطور یه بخشی از کارهای تکراری و خستهکنندهات رو به هوش مصنوعی بسپری و در عین حال از ابزارهای هوش مصنوعی بهعنوان یه منشا الهام و کنجکاوی در مورد دنیای فراتر از اونها استفاده کنی.
- فروتن باش: اجازه نده هوش مصنوعی خودآگاهیت رو تضعیف کنه. با شناخت از خود حقیقی و واقعیت شروع کن. از خودت بپرس: چه رفتارهایی رو به طور طبیعی بروز میدم؟ چه چیزی به من الهام میده؟ چه چیزی مانع من میشه؟ توی مرحله بعدی از دیگران بازخورد بخواه. هوش مصنوعی در انطباق و پذیرش بازخورد فوقالعاده خوب عمل میکنه. تو هم همین کارو انجام بده. از دیگران بپرس چه کاری رو باید شروع کنی، چه کارهایی رو متوقف کنی و به چه کارهایی ادامه بدی. همیشه یک یادگیرنده و در مسیر رشد باش.
- هوش هیجانی رو جدی بگیر: فراموش نکن که انسان بودن یعنی چی. توانایی تو در ایجاد ارتباطات، تمرین همدلی و برقراری ارتباط موثر (هوش عاطفی شما) بیش از هر زمان دیگری اهمیت داره. قبل از به اشتراک گذاشتن نظر یا تصمیمگیری، مکث کن و به هم تیمیهات فکر کن. در خدمت اهداف تیم هستی یا اهداف شخصی خودت؟ برای جلوگیری از تعارض، هنگام برقراری ارتباط دیجیتالی بیشتر مراقب باش. ارتباطات دیجیتال اغلب به مبادلات سرد و ضداجتماعی منجر میشه که معمولا عاقبت خوبی نداره. هر آدمی میتونه همدلی و خونگرمی رو یاد بگیره. پس با تقویت این ابعاد توی وجودت، از خودت یک نیروی کار جایگزینناپذیر بساز.
-----------------
چکیدهای از مقاله "سه استعداد مهمی که هوش مصنوعی نمیتواند جایگزین آنها شود" از مجله HBR.
👍5
✳️ گزارش جامع «جذب و استخدام ایران» امسال رو به تازگی منتشر کردیم. توی این گزارش کلی اطلاعات جذاب از شرکتها و میزان حقوقها وجود داره.
فقط این نکته رو هم یادآوری کنیم دادههای بخش حقوق و دستمزد این گزارش، بر اساس اطلاعات 69 هزار نفر از متخصصان که به صورت خوداظهاری گردآوری شده، به دست اومده
فقط این نکته رو هم یادآوری کنیم دادههای بخش حقوق و دستمزد این گزارش، بر اساس اطلاعات 69 هزار نفر از متخصصان که به صورت خوداظهاری گردآوری شده، به دست اومده
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
سوپراستار اقتصاد چین
👁🗨 بلوار کوانتوم جایی در چین است که با قدم زدن در آن میتوان شرکتهای متعددی را دید که به معنای واقعی کلمه روی لبه تکنولوژی حرکت میکنند؛ شرکتهایی که تا چند سال قبل وجود خارجی نداشتند. اکونومیست در گزارشی به شهری پرداخت که در کانون توجه سیاستگذاران چینی قرار گرفته و قرار است مدل آتی این کشور را شکل دهد. شهر «هِفِی»، پایتخت استان آنهویی، با در خود جای دادن تعداد زیادی از شرکتهای حوزه فناوری، ترکیبی از سرمایهگذاری دولت محلی و شرکتهای خصوصی را نشان میدهد که از آن تحت عنوان بهترین حالت سرمایهداری دولتی یاد میکنند.
❓سیاستگذاران محلی چینی چگونه از یک شهر فقیر یک الگوی توسعه خلق کردند؟
🔗اینجا بخوانید
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
👁🗨 بلوار کوانتوم جایی در چین است که با قدم زدن در آن میتوان شرکتهای متعددی را دید که به معنای واقعی کلمه روی لبه تکنولوژی حرکت میکنند؛ شرکتهایی که تا چند سال قبل وجود خارجی نداشتند. اکونومیست در گزارشی به شهری پرداخت که در کانون توجه سیاستگذاران چینی قرار گرفته و قرار است مدل آتی این کشور را شکل دهد. شهر «هِفِی»، پایتخت استان آنهویی، با در خود جای دادن تعداد زیادی از شرکتهای حوزه فناوری، ترکیبی از سرمایهگذاری دولت محلی و شرکتهای خصوصی را نشان میدهد که از آن تحت عنوان بهترین حالت سرمایهداری دولتی یاد میکنند.
❓سیاستگذاران محلی چینی چگونه از یک شهر فقیر یک الگوی توسعه خلق کردند؟
🔗اینجا بخوانید
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
روزنامه دنیای اقتصاد
سوپراستار اقتصاد چین
بلوار کوانتوم جایی در چین است که با قدم زدن در آن میتوان شرکتهای متعددی را دید که به معنای واقعی کلمه روی لبه تکنولوژی حرکت میکنند؛ شرکتهایی که تا چند سال قبل وجود خارجی نداشتند. اکونومیست در گزارشی به شهری پرداخت که در کانون توجه سیاستگذاران چینی قرار…
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
سرمقاله امروز «دنیای اقتصاد»:
بیماری هلندی واقعی
👤 دکتر جعفر خیرخواهان
✍️ «به پشتوانه عظیمِ اقتصادیای که ما داریم؛ نفت، وضع مالی شما از تمام دنیا به جز چند کشور، محکمتر است.» این بخشی از نطق مرحوم هاشمی رفسنجانی در تابستان۱۳۵۸ بود و در ادامه آن گفت: «۱۰میلیارد دلار ذخیره ارزی داریم. اصلا ترس از کمبود نداشته باشید.»
✍️ همانگونه که کاملا مشخص است هدف اصلی این نوع سخنان و تاکیدهای مکرر که ما نفت داریم، انتقال این پیام به جامعه بود که ما ثروتمندیم و آسودهخاطر و راحت باشید که جای هیچ نگرانی نیست.
✍️ حال به کشوری دیگر یعنی نروژ بنگریم که چند سال پیش از انقلاب ایران در سال1357 و حتی پیش از اینکه نخستین شوک نفتی در سال1353 شاه ایران را سرمست کند، با کشف یک میدان عظیم نفتی به ناگهان صاحب ثروت نفتی شد.
✍️ مسوولان نروژی با نگاه به تجربه و عملکرد ناموفق شوک اول نفتی کشورهای عضو اوپک و نیز اتحاد جماهیر شوروی به جای اینکه از این کشف عظیم و پیوستن به کشورهای صادرکننده نفت خوشحال و مسرور شوند، دچار تشویش و دلنگرانی شدند. آنها در نهایت امر به یک کلمه رسیدند: احتیاط.
✍️ مردان (و زنان) نروژی که سکان اداره کشور را در دست داشتند با نگاه به آیندهای بلندمدتتر 50سال و 100سال بعد که در آن میتوانستند کودکان و نوههای خود را ببینند و به سرنوشت آنها اندیشه کنند، به ابتکار تاسیس صندوق توسعه نروژ و صندوقی برای آیندگان رسیدند...
✍️ چرا افزایش درآمد یک کشور باید «بیماری» باشد؟...👇
🔗متن کامل سرمقاله
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
بیماری هلندی واقعی
👤 دکتر جعفر خیرخواهان
✍️ «به پشتوانه عظیمِ اقتصادیای که ما داریم؛ نفت، وضع مالی شما از تمام دنیا به جز چند کشور، محکمتر است.» این بخشی از نطق مرحوم هاشمی رفسنجانی در تابستان۱۳۵۸ بود و در ادامه آن گفت: «۱۰میلیارد دلار ذخیره ارزی داریم. اصلا ترس از کمبود نداشته باشید.»
✍️ همانگونه که کاملا مشخص است هدف اصلی این نوع سخنان و تاکیدهای مکرر که ما نفت داریم، انتقال این پیام به جامعه بود که ما ثروتمندیم و آسودهخاطر و راحت باشید که جای هیچ نگرانی نیست.
✍️ حال به کشوری دیگر یعنی نروژ بنگریم که چند سال پیش از انقلاب ایران در سال1357 و حتی پیش از اینکه نخستین شوک نفتی در سال1353 شاه ایران را سرمست کند، با کشف یک میدان عظیم نفتی به ناگهان صاحب ثروت نفتی شد.
✍️ مسوولان نروژی با نگاه به تجربه و عملکرد ناموفق شوک اول نفتی کشورهای عضو اوپک و نیز اتحاد جماهیر شوروی به جای اینکه از این کشف عظیم و پیوستن به کشورهای صادرکننده نفت خوشحال و مسرور شوند، دچار تشویش و دلنگرانی شدند. آنها در نهایت امر به یک کلمه رسیدند: احتیاط.
✍️ مردان (و زنان) نروژی که سکان اداره کشور را در دست داشتند با نگاه به آیندهای بلندمدتتر 50سال و 100سال بعد که در آن میتوانستند کودکان و نوههای خود را ببینند و به سرنوشت آنها اندیشه کنند، به ابتکار تاسیس صندوق توسعه نروژ و صندوقی برای آیندگان رسیدند...
✍️ چرا افزایش درآمد یک کشور باید «بیماری» باشد؟...👇
🔗متن کامل سرمقاله
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
روزنامه دنیای اقتصاد
بیماری هلندی واقعی
«به پشتوانه عظیمِ اقتصادیای که ما داریم؛ نفت، وضع مالی شما از تمام دنیا به جز چند کشور، محکمتر است.» این بخشی از نطق مرحوم هاشمی رفسنجانی در تابستان1358 بود و در ادامه آن گفت: «10میلیارد دلار ذخیره ارزی داریم. اصلا ترس از کمبود نداشته باشید.» همانگونه…
👍1
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
غول مرحله آخر
❓چرا اثرگذاری ذینفعان روی سیاستگذار بیش از اقتصاددانان است؟
🖌 اقتصاد ایران سالهاست که از تورم بالا رنج میبرد، تورمی که در پنج سال اخیر به بیش از دو برابر جهش کرده و فشار زیادی بر گرده خانوار و کسبوکارها سوار کرده است. ما در حالی تسلیم و برده تورم شدهایم که به گفته مسعود نیلی، اقتصاددان، تورم در دنیا به یک «متغیر تحت کنترل سیاستگذار» تبدیل شده است و از سالهای قبل اجماع تقریباً کاملی روی مفهوم تورم و مهار آن از طریق مهار رشد نقدینگی شکل گرفته که به کنترل نرخ تورم در سطح زیر پنج درصد بهطور متوسط در اغلب کشورهای جهان منجر شده است. اما چرا اقتصاد ایران در کنترل تورم ناتوان است؟
🖌 مسعود نیلی در گفتوگوی اخیر خود با تجارت فردا گفته است: «سیاستگذار واژه مهار تورم را به دفعات استفاده میکند، اما تمایلی به واژه مهار نقدینگی که برای مهار تورم لازم و ضروری است، نشان نمیدهد. چرا؟ چون ذینفعان رشد بالای نقدینگی، گروههای قدرتمندی هستند که برای تصمیمگیرنده تصور نادرست ایجاد میکنند... متاسفانه عوامل اقتصاد سیاسی رشد نقدینگی در کشور ما بسیار قدرتمندند و خطر آن بسیار جدی است. انگیزههای اقتصاد سیاسی به قدری قوی است که هر کسی هم اگر به دنبال اصلاح وضعیت کنونی باشد، بسیاری از ذینفعان وضعیت تورمی موجود با او مخالفت میکنند و اجازه اصلاح نمیدهند. در واقع ذینفعان رشد نقدینگی بسیار قوی در اقتصاد ایران وجود دارند.»
🖌 این گفتههای هشدارآمیز نشان از آن دارد که سیاستگذار بیش از آنکه به توصیههای اقتصاددانان بیندیشد و آثار سیاستها و تصمیمهای خود را براساس روشهای علمی بسنجد، تحت تاثیر ذینفعان قرار گرفته است، ذینفعانی که از شرایط تورمی و تسهیلاتی که دولت در این شرایط فراهم میکند مانند سرکوب قیمتها، کنترل نرخ ارز، پایین نگه داشتن نرخ سود، تسهیلات تکلیفی، انرژی ارزان و... سود میبرد و قاعدتاً تمایلی به تغییر این تعادل ندارد و در نتیجه در برابر هر عاملی که بخواهد این بازی و تعادل را برهم بزند، ایستادگی میکند. به نظر میرسد اقتصاددانان از هر مانعی هم گذر کنند، در رساندن توصیه خود به سیاستگذار در برابر بزرگترین مانع، یا همان غول مرحله آخر، ناموفق میمانند.
🖌 به همین بهانه در این گزارش روابط سیاستمداران، اقتصاددانان و ذینفعان را به اجمال بررسی میکنیم که میتوانید متن کامل آن را در سایت تجارت فردا مطالعه کنید.
#تجارت_فردا
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
❓چرا اثرگذاری ذینفعان روی سیاستگذار بیش از اقتصاددانان است؟
🖌 اقتصاد ایران سالهاست که از تورم بالا رنج میبرد، تورمی که در پنج سال اخیر به بیش از دو برابر جهش کرده و فشار زیادی بر گرده خانوار و کسبوکارها سوار کرده است. ما در حالی تسلیم و برده تورم شدهایم که به گفته مسعود نیلی، اقتصاددان، تورم در دنیا به یک «متغیر تحت کنترل سیاستگذار» تبدیل شده است و از سالهای قبل اجماع تقریباً کاملی روی مفهوم تورم و مهار آن از طریق مهار رشد نقدینگی شکل گرفته که به کنترل نرخ تورم در سطح زیر پنج درصد بهطور متوسط در اغلب کشورهای جهان منجر شده است. اما چرا اقتصاد ایران در کنترل تورم ناتوان است؟
🖌 مسعود نیلی در گفتوگوی اخیر خود با تجارت فردا گفته است: «سیاستگذار واژه مهار تورم را به دفعات استفاده میکند، اما تمایلی به واژه مهار نقدینگی که برای مهار تورم لازم و ضروری است، نشان نمیدهد. چرا؟ چون ذینفعان رشد بالای نقدینگی، گروههای قدرتمندی هستند که برای تصمیمگیرنده تصور نادرست ایجاد میکنند... متاسفانه عوامل اقتصاد سیاسی رشد نقدینگی در کشور ما بسیار قدرتمندند و خطر آن بسیار جدی است. انگیزههای اقتصاد سیاسی به قدری قوی است که هر کسی هم اگر به دنبال اصلاح وضعیت کنونی باشد، بسیاری از ذینفعان وضعیت تورمی موجود با او مخالفت میکنند و اجازه اصلاح نمیدهند. در واقع ذینفعان رشد نقدینگی بسیار قوی در اقتصاد ایران وجود دارند.»
🖌 این گفتههای هشدارآمیز نشان از آن دارد که سیاستگذار بیش از آنکه به توصیههای اقتصاددانان بیندیشد و آثار سیاستها و تصمیمهای خود را براساس روشهای علمی بسنجد، تحت تاثیر ذینفعان قرار گرفته است، ذینفعانی که از شرایط تورمی و تسهیلاتی که دولت در این شرایط فراهم میکند مانند سرکوب قیمتها، کنترل نرخ ارز، پایین نگه داشتن نرخ سود، تسهیلات تکلیفی، انرژی ارزان و... سود میبرد و قاعدتاً تمایلی به تغییر این تعادل ندارد و در نتیجه در برابر هر عاملی که بخواهد این بازی و تعادل را برهم بزند، ایستادگی میکند. به نظر میرسد اقتصاددانان از هر مانعی هم گذر کنند، در رساندن توصیه خود به سیاستگذار در برابر بزرگترین مانع، یا همان غول مرحله آخر، ناموفق میمانند.
🖌 به همین بهانه در این گزارش روابط سیاستمداران، اقتصاددانان و ذینفعان را به اجمال بررسی میکنیم که میتوانید متن کامل آن را در سایت تجارت فردا مطالعه کنید.
#تجارت_فردا
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
هفته نامه تجارت فردا
غول مرحله آخر
رضا طهماسبی / دبیر تحریریه نشریه
اقتصاد ایران سالهاست که از تورم بالا رنج میبرد، تورمی که در پنج سال اخیر به بیش از دو برابر جهش
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
چرا علی رغم تورم عجیب ۸۵درصدی، بقیه شاخصهای اقتصادی ترکیه شباهتی به اقتصاد تحریمزده ایران ندارد؟
۱- فضای بسیار مناسب برای سرمایهگذاری و شروع کسبوکار جدید باعث ترغیب سرمایهگذاری در حوزههای مختلف اقتصادی در ترکیه میشود.
۲- کاهش ارزش پول ملی برای کشوری با زیرساختهای گردشگری توسعهیافته، فرصت بینظیری فراهم میآورد برای جذب هرچه بیشتر توریست از کشورهای مختلف.
۳- زیرساختهای لازم برای تولید و صادرات از ترکیه باعث شده بهرغم تورم بالا در طی دوسال گذشته رونق اقتصادی بسیار مناسبی برای شرکتهای ترکیه فراهم شود.
۴- فضای عمومی کسبوکار و سیاستهای مهاجرتی و قوانین ترکیه کاملا سرمایهپذیر هستند، ولی مهاجرپذیر نیستند.
۵- اقدامات سریع تیم اقتصادی دولت جدید ترکیه که با افزایش نرخ بهره، افزایش مالیات، افزایش صادرات صنعتی و مذاکرات جدی برای سرمایهگذاری خارجی تا سقف ۱۰۰میلیارد دلار شروع شده، توانسته است طی مدت کوتاهی از عمر تیم اقتصادی با کم شدن تدریجی تورم رکود اقتصادی چندانی نیز در پی نداشته باشد.
۶- بهدلیل سیاستهای حزب حاکم ترکیه و تفکر توسعهگرایی و اقتصادمحور این حزب، تقریبا تمام بحرانهای منطقهای به نفع اقتصاد ترکیه رقم خورده است.
۷- تجارب قریب به دو دهه حکمرانی حزب حاکم و شخص رئیسجمهور ترکیه نشان داده است که هر کجا منافع ملی ترکیه حکم کند، سیاستها میتواند از انعطاف بالایی برخوردار باشد.
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3992779
۱- فضای بسیار مناسب برای سرمایهگذاری و شروع کسبوکار جدید باعث ترغیب سرمایهگذاری در حوزههای مختلف اقتصادی در ترکیه میشود.
۲- کاهش ارزش پول ملی برای کشوری با زیرساختهای گردشگری توسعهیافته، فرصت بینظیری فراهم میآورد برای جذب هرچه بیشتر توریست از کشورهای مختلف.
۳- زیرساختهای لازم برای تولید و صادرات از ترکیه باعث شده بهرغم تورم بالا در طی دوسال گذشته رونق اقتصادی بسیار مناسبی برای شرکتهای ترکیه فراهم شود.
۴- فضای عمومی کسبوکار و سیاستهای مهاجرتی و قوانین ترکیه کاملا سرمایهپذیر هستند، ولی مهاجرپذیر نیستند.
۵- اقدامات سریع تیم اقتصادی دولت جدید ترکیه که با افزایش نرخ بهره، افزایش مالیات، افزایش صادرات صنعتی و مذاکرات جدی برای سرمایهگذاری خارجی تا سقف ۱۰۰میلیارد دلار شروع شده، توانسته است طی مدت کوتاهی از عمر تیم اقتصادی با کم شدن تدریجی تورم رکود اقتصادی چندانی نیز در پی نداشته باشد.
۶- بهدلیل سیاستهای حزب حاکم ترکیه و تفکر توسعهگرایی و اقتصادمحور این حزب، تقریبا تمام بحرانهای منطقهای به نفع اقتصاد ترکیه رقم خورده است.
۷- تجارب قریب به دو دهه حکمرانی حزب حاکم و شخص رئیسجمهور ترکیه نشان داده است که هر کجا منافع ملی ترکیه حکم کند، سیاستها میتواند از انعطاف بالایی برخوردار باشد.
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3992779
روزنامه دنیای اقتصاد
سال سرنوشتسازبرای اقتصاد ترکیه
شاید بتوان گفت شروع داستان تورم در اقتصاد ترکیه از سال2022 آغاز شده و پس از چند دهه رشد اقتصادی مداوم و تورم ملایم و اندک، مواجهه با تورم عجیب 85درصدی و بی سابقه ماجرایی آشنا برای ایرانیها بهدلیل چند دهه تورم مزمن بوده است. اما به غیر از تورم بالا بقیه…
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
شکنندگی قرارداد اجتماعی در ایران؟
🔺 افزایش سرقت، بحث پرچالش پوشش، مهاجرت، شدتگرفتن نابرابری و افزایش فقر از نشانههای مهم یک جامعه تبدار و مملو از تنش است. جامعه در حالت معمول باید محیط مساعدی برای همکاری میان افراد و اقشار و گروههای مختلف باشد؛ اما تجمیع بحرانهای اقتصادی، سیاسی، زیستمحیطی و اجتماعی موجب میشود تا نوعی از استیصال در بین آحاد مختلف جامعه فراگیر شود.
🔺 این استیصال در ترکیب با سرعت تحولات جهانی و شتاب کشورهای منطقه برای بهبود شرایط خود موجب شده تا جامعه ایران در وضعیتی غیرطبیعی قرار گیرد؛ شرایطی که برخی جامعهشناسان آن را «ناوضعیت» میدانند و از منظر اقتصاددانان و تحلیلگران اقتصاد اجتماعی، فضایی بغرنج ایجاد کرده است. فضایی که نهتنها شوق چندانی برای ساختن، برنامهریزی و ایستادن برنمیانگیزد بلکه ترس، ابهام، اضطراب و نگرانی درباره آینده را شدت میبخشد.
🔺 پرونده امروز «باشگاه اقتصاددانان» با دستمایه قرار دادن وضعیت حاد اجتماعی ایران که نمودهای آن در ماهها و سالهای اخیر هویدا شده، سعی کرده است به طرح این پرسش بپردازد که چطور به اینجا رسیدیم و چگونه میتوانیم از این وضعیت خارج شویم؟
🔗باشگاه اقتصاددانان را بخوانید
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
🔺 افزایش سرقت، بحث پرچالش پوشش، مهاجرت، شدتگرفتن نابرابری و افزایش فقر از نشانههای مهم یک جامعه تبدار و مملو از تنش است. جامعه در حالت معمول باید محیط مساعدی برای همکاری میان افراد و اقشار و گروههای مختلف باشد؛ اما تجمیع بحرانهای اقتصادی، سیاسی، زیستمحیطی و اجتماعی موجب میشود تا نوعی از استیصال در بین آحاد مختلف جامعه فراگیر شود.
🔺 این استیصال در ترکیب با سرعت تحولات جهانی و شتاب کشورهای منطقه برای بهبود شرایط خود موجب شده تا جامعه ایران در وضعیتی غیرطبیعی قرار گیرد؛ شرایطی که برخی جامعهشناسان آن را «ناوضعیت» میدانند و از منظر اقتصاددانان و تحلیلگران اقتصاد اجتماعی، فضایی بغرنج ایجاد کرده است. فضایی که نهتنها شوق چندانی برای ساختن، برنامهریزی و ایستادن برنمیانگیزد بلکه ترس، ابهام، اضطراب و نگرانی درباره آینده را شدت میبخشد.
🔺 پرونده امروز «باشگاه اقتصاددانان» با دستمایه قرار دادن وضعیت حاد اجتماعی ایران که نمودهای آن در ماهها و سالهای اخیر هویدا شده، سعی کرده است به طرح این پرسش بپردازد که چطور به اینجا رسیدیم و چگونه میتوانیم از این وضعیت خارج شویم؟
🔗باشگاه اقتصاددانان را بخوانید
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
❤1
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
سرمقاله امروز «دنیای اقتصاد»:
موتور محرکه اقتصاد جرم
👤 سپیده کاوه
✍️ پژوهشهای علمی فراوانی در داخل کشور به بررسی عوامل اثرگذار بر میزان ارتکاب جرم پرداختهاند که در جمعبندی جامع، عوامل اقتصادی بیشترین تاثیر را بر میزان بروز جرم در جامعه ایران دارند.
✍️ در دودهه گذشته، میزان جرائم مختلف بهطور فزایندهای در کشور افزایش یافته است. از این میان، آمارهای مرتبط با سرقت با روند صعودی قابلتوجهی رشد کرده است. این در حالی است که متوسط نرخ تورم در حال حاضر به 46درصد رسیده که 20درصد از متوسط نرخ تورم در 50سال گذشته بالاتر است. بنابراین موتور محرکه جرم و جنایت و بهخصوص سرقت با توان مضاعف در حال پیشروی و حرکت به سوی ناامنی اجتماعی است.
✍️ تورم از یکسو سبب کاهش قدرت خرید افراد و کوچکتر شدن سبد مصرفی و سفره خانوار و از طرف دیگر سبب افزایش نابرابریهای طبقانی میشود. تورم سبب افزایش ارزش دفتری داراییهای افراد شده و فاصله بین کسی که آن داراییها را دارد و آنکه ندارد، بیشتر میشود.
✍️ نابرابری اجتماعی و نابرابری درآمدی از دیگر عوامل تشویقکننده سرقت و جرم هستند. بنابراین تورم سبب افزایش انگیزه و ارزش مالی سرقتها هم میشود. با در نظر گرفتن اثر چندگانه تورم، حتی بدون در نظر گرفتن گسترش فقر، افزایش هولناک خرده جرم و سرقت کاملا قابل پیشبینی و توجیه است.
🔗متن کامل سرمقاله
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
موتور محرکه اقتصاد جرم
👤 سپیده کاوه
✍️ پژوهشهای علمی فراوانی در داخل کشور به بررسی عوامل اثرگذار بر میزان ارتکاب جرم پرداختهاند که در جمعبندی جامع، عوامل اقتصادی بیشترین تاثیر را بر میزان بروز جرم در جامعه ایران دارند.
✍️ در دودهه گذشته، میزان جرائم مختلف بهطور فزایندهای در کشور افزایش یافته است. از این میان، آمارهای مرتبط با سرقت با روند صعودی قابلتوجهی رشد کرده است. این در حالی است که متوسط نرخ تورم در حال حاضر به 46درصد رسیده که 20درصد از متوسط نرخ تورم در 50سال گذشته بالاتر است. بنابراین موتور محرکه جرم و جنایت و بهخصوص سرقت با توان مضاعف در حال پیشروی و حرکت به سوی ناامنی اجتماعی است.
✍️ تورم از یکسو سبب کاهش قدرت خرید افراد و کوچکتر شدن سبد مصرفی و سفره خانوار و از طرف دیگر سبب افزایش نابرابریهای طبقانی میشود. تورم سبب افزایش ارزش دفتری داراییهای افراد شده و فاصله بین کسی که آن داراییها را دارد و آنکه ندارد، بیشتر میشود.
✍️ نابرابری اجتماعی و نابرابری درآمدی از دیگر عوامل تشویقکننده سرقت و جرم هستند. بنابراین تورم سبب افزایش انگیزه و ارزش مالی سرقتها هم میشود. با در نظر گرفتن اثر چندگانه تورم، حتی بدون در نظر گرفتن گسترش فقر، افزایش هولناک خرده جرم و سرقت کاملا قابل پیشبینی و توجیه است.
🔗متن کامل سرمقاله
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
روزنامه دنیای اقتصاد
موتور محرکه اقتصاد جرم
در مطالعات انجامشده در اقتصاد جرم و بهطور خاص سرقت، ترکیبی از متغیرهای نابرابری درآمدی، نرخ بیکاری و نرخ تورم بهعنوان متغیرهای اثرگذار مورد سنجش قرار میگیرند؛ اما وضعیت اقتصادی کنونی ایران مصداق ضربالمثل «آنچه خوبان همه دارند تو یکجا داری» شده و تمام…
✳️ نحوه سؤال کردن مدیران باهوش و کارآمد در محل کار
✅ خیلی از ما در زندگیمان با پرسشهایی مواجه می شویم که پاسخ آنها را می دانیم، اما با این حال دوست داریم نظر دیگران را هم جویا شویم. گاهی بعد از پرسیدن این سؤالات احساس کم هوشی کردهایم، در بیشتر مواقع واکنش دیگران سبب ایجاد چنین احساسی در ما شده است. مهم این است چطور از دیگران سؤال بپرسیم.
🟢افراد باهوش از دیگران سؤالاتی می پرسند که پاسخهای خوب و متنوعی دارد و می توانند چیزهای خوبی از آنها یاد بگیرند. مشکل اینجاست که ما سؤالات محدودکنندهای داریم. بگونهای سؤال می کنیم که پاسخ آن از قبل مشخص است. حتی در خیلی موارد اصلاً به پاسخ طرف مقابلمان توجه نداریم. چون طوری سؤال میپرسیم که پاسخ آن واضح و روشن است.
🔹سؤالات اشتباه در محیط کار و بهترین جایگزین برای آنها:
۱. سؤالاتی که برای دریافت تائید دیگران پرسیده می شود.
🔵این سؤالات تنها ذهن طرف مقابل را محدود می کند. پس او به جای فکر کردن و ارائه بهترین راه حل، تنها پاسخ دلخواهتان را به شما می دهد. مانند اینکه بپرسیم: "بهتر نیست آن سفارش را همین طور که هست تحویل دهیم؟ به نظر شما باز هم باید منتظر بمانیم؟" خیلی از این سؤالات تنها یک پاسخ دارند و پاسختان کاملاً واضح و روشن است.
می توانید این سؤالات را بدین صورت مطرح کنید:
"به نظر شما درباره این سفارشها چه کاری می توانیم انجام بدهیم؟ فکر می کنید بهتر است چه کار کنیم؟"
این سؤالات پاسخ اصلی را در بر ندارد و هر یک از آنها به طرف مقابل امکان می دهد درباره پاسخ خوب فکر کنند. برای این سؤالات پاسخهای زیادی هم وجود دارد.
*۲. سؤالاتی که تنها دو گزینه پیش روی طرف مقابل قرار می دهد.*
🟤تصور کنید می خواهید یک سفارش به دست مشتری برسانید اما در بین راه متوجه می شوید کیفیت مطلوبی ندارد. درباره آن چاره اندیشی می کنید و فقط دو راه حل برای آن دارید که هر دو جوانب مثبت و منفی دارند. اکنون از اعضای گروهتان سؤال می کنید و دو راه حل مقابلشان می گذارید. "به نظر شما باید تمام کار را از اول شروع کنیم؟ یا باید ادامه دهیم و امیدوار باشیم مشتری متوجه نقصان سفارش نمی شود؟"
اعضای تیم یکی از این دو راه حل را انتخاب می کنند؛ زیرا تنها دو راه حل محدود وجود دارد و ذهنشان به همین دو راه معطوف است. قطعاً راه حل بهتری هم وجود دارد که شما به آن توجه نکردهاید. پس با پرسش اشتباه و محدودتان، قدرت تفکر درباره راه سوم را از اعضای تیم گرفتهاید. نباید ذهن اعضای گروهتان را تنها با چند راه حل محدود کنید.
*۳. سؤالاتی که واقعاً برای دانستن پرسیده نشدهاند.*
🟡فکر می کنید اگر درباره چیزی سؤال کنید ضعف خود را نشان دادهاید؟ آیا بهعنوان یک مدیر ضعیف و آسیب پذیر جلوه می کنید؟ شاید حق با شما باشد. بهترین راه این است که به جای سؤال پرسیدن، توضیح بخواهید. سؤال خود را به این صورت مطرح کنید: "راه حل شما مرا تحت تأثیر قرار داد. تصور کنید من هیچ اطلاعی در این باره ندارم، چطور می توانید آن را برایم توضیح دهید؟"
*نکاتی درباره نحوه بیان سؤال:*
*۱. سؤال خود را در قالب یک جمله بیان کنید.*
⚫باید سؤالاتتان را واضح و با جزئیات بپرسید، اما تنها به یک جمله محدود شوند. برای مثال: "چطور می توان کیفیت محصول را بهبود داد؟"
*۲. تنها وقتی برای سؤالاتتان گزینهای مطرح کنید که هیچ گزینه دیگری ممکن نیست.*
⚪البته این موضوع در بیشتر مواقع صادق نیست؛ زیرا معمولاً برای هر مشکلی راه حلهای زیادی وجود دارد.
*۳. پاسخ را در سؤالات خود نگنجانید.*
🟣اگر پاسخ را می دانید، نیاز نیست آن را در سؤالتان بگنجانید. پس سؤالاتی که می پرسید، نباید پاسخهای احتمالی داشته باشد.
*۴. تا جای ممکن کمتر حرف بزنید.*
🔴وقتی از دیگران سؤال می کنید به معنای آن است که می خواهید چیزی که درباره این موضوع می دانند یا حدس می زنند را بدانید. پس ساکت بمانید و تنها گوش دهید. وقتی از فردی به روش درست سؤال می پرسید، باید انتظار داشته باشید چیزهای زیادی از پاسخهای او یاد بگیرید.
✏️ منبع: inc/ راهنامه مدیر
✅ خیلی از ما در زندگیمان با پرسشهایی مواجه می شویم که پاسخ آنها را می دانیم، اما با این حال دوست داریم نظر دیگران را هم جویا شویم. گاهی بعد از پرسیدن این سؤالات احساس کم هوشی کردهایم، در بیشتر مواقع واکنش دیگران سبب ایجاد چنین احساسی در ما شده است. مهم این است چطور از دیگران سؤال بپرسیم.
🟢افراد باهوش از دیگران سؤالاتی می پرسند که پاسخهای خوب و متنوعی دارد و می توانند چیزهای خوبی از آنها یاد بگیرند. مشکل اینجاست که ما سؤالات محدودکنندهای داریم. بگونهای سؤال می کنیم که پاسخ آن از قبل مشخص است. حتی در خیلی موارد اصلاً به پاسخ طرف مقابلمان توجه نداریم. چون طوری سؤال میپرسیم که پاسخ آن واضح و روشن است.
🔹سؤالات اشتباه در محیط کار و بهترین جایگزین برای آنها:
۱. سؤالاتی که برای دریافت تائید دیگران پرسیده می شود.
🔵این سؤالات تنها ذهن طرف مقابل را محدود می کند. پس او به جای فکر کردن و ارائه بهترین راه حل، تنها پاسخ دلخواهتان را به شما می دهد. مانند اینکه بپرسیم: "بهتر نیست آن سفارش را همین طور که هست تحویل دهیم؟ به نظر شما باز هم باید منتظر بمانیم؟" خیلی از این سؤالات تنها یک پاسخ دارند و پاسختان کاملاً واضح و روشن است.
می توانید این سؤالات را بدین صورت مطرح کنید:
"به نظر شما درباره این سفارشها چه کاری می توانیم انجام بدهیم؟ فکر می کنید بهتر است چه کار کنیم؟"
این سؤالات پاسخ اصلی را در بر ندارد و هر یک از آنها به طرف مقابل امکان می دهد درباره پاسخ خوب فکر کنند. برای این سؤالات پاسخهای زیادی هم وجود دارد.
*۲. سؤالاتی که تنها دو گزینه پیش روی طرف مقابل قرار می دهد.*
🟤تصور کنید می خواهید یک سفارش به دست مشتری برسانید اما در بین راه متوجه می شوید کیفیت مطلوبی ندارد. درباره آن چاره اندیشی می کنید و فقط دو راه حل برای آن دارید که هر دو جوانب مثبت و منفی دارند. اکنون از اعضای گروهتان سؤال می کنید و دو راه حل مقابلشان می گذارید. "به نظر شما باید تمام کار را از اول شروع کنیم؟ یا باید ادامه دهیم و امیدوار باشیم مشتری متوجه نقصان سفارش نمی شود؟"
اعضای تیم یکی از این دو راه حل را انتخاب می کنند؛ زیرا تنها دو راه حل محدود وجود دارد و ذهنشان به همین دو راه معطوف است. قطعاً راه حل بهتری هم وجود دارد که شما به آن توجه نکردهاید. پس با پرسش اشتباه و محدودتان، قدرت تفکر درباره راه سوم را از اعضای تیم گرفتهاید. نباید ذهن اعضای گروهتان را تنها با چند راه حل محدود کنید.
*۳. سؤالاتی که واقعاً برای دانستن پرسیده نشدهاند.*
🟡فکر می کنید اگر درباره چیزی سؤال کنید ضعف خود را نشان دادهاید؟ آیا بهعنوان یک مدیر ضعیف و آسیب پذیر جلوه می کنید؟ شاید حق با شما باشد. بهترین راه این است که به جای سؤال پرسیدن، توضیح بخواهید. سؤال خود را به این صورت مطرح کنید: "راه حل شما مرا تحت تأثیر قرار داد. تصور کنید من هیچ اطلاعی در این باره ندارم، چطور می توانید آن را برایم توضیح دهید؟"
*نکاتی درباره نحوه بیان سؤال:*
*۱. سؤال خود را در قالب یک جمله بیان کنید.*
⚫باید سؤالاتتان را واضح و با جزئیات بپرسید، اما تنها به یک جمله محدود شوند. برای مثال: "چطور می توان کیفیت محصول را بهبود داد؟"
*۲. تنها وقتی برای سؤالاتتان گزینهای مطرح کنید که هیچ گزینه دیگری ممکن نیست.*
⚪البته این موضوع در بیشتر مواقع صادق نیست؛ زیرا معمولاً برای هر مشکلی راه حلهای زیادی وجود دارد.
*۳. پاسخ را در سؤالات خود نگنجانید.*
🟣اگر پاسخ را می دانید، نیاز نیست آن را در سؤالتان بگنجانید. پس سؤالاتی که می پرسید، نباید پاسخهای احتمالی داشته باشد.
*۴. تا جای ممکن کمتر حرف بزنید.*
🔴وقتی از دیگران سؤال می کنید به معنای آن است که می خواهید چیزی که درباره این موضوع می دانند یا حدس می زنند را بدانید. پس ساکت بمانید و تنها گوش دهید. وقتی از فردی به روش درست سؤال می پرسید، باید انتظار داشته باشید چیزهای زیادی از پاسخهای او یاد بگیرید.
✏️ منبع: inc/ راهنامه مدیر
🔸شما در طی روز با چند نفر در ارتباط هستین؟ بیایین با هم تعدادی از اونها رو بشمریم.
🔹خانواده، دوستان، همکاران و مدیرانمون و… . این لیست میتونه بسته به هر فردی بیشتر یا کمتر بشه، اما یه نکته مهم داره و اونم اینه که «مهارت ارتباط» با دیگران برای هر کسی مهم و ضروریه.
🔸داشتن ارتباط موثر با دیگران باعث میشه بتونیم منظورمون رو راحتتر بهشون برسونیم، اعتماد دیگران به ما بیشتر بشه و همینطور از سوتفاهمهایی که برامون ممکنه پیش بیاد جلوگیری کنیم. اما چطوری میشه با دیگران ارتباط موثر داشت؟
🔹خانواده، دوستان، همکاران و مدیرانمون و… . این لیست میتونه بسته به هر فردی بیشتر یا کمتر بشه، اما یه نکته مهم داره و اونم اینه که «مهارت ارتباط» با دیگران برای هر کسی مهم و ضروریه.
🔸داشتن ارتباط موثر با دیگران باعث میشه بتونیم منظورمون رو راحتتر بهشون برسونیم، اعتماد دیگران به ما بیشتر بشه و همینطور از سوتفاهمهایی که برامون ممکنه پیش بیاد جلوگیری کنیم. اما چطوری میشه با دیگران ارتباط موثر داشت؟
👍1
✳️ چه چیزی باعث رضایت از زندگی می شود؟
✅ رابرت ولدینگر، روانشناس، پژوهشگر و استاد دانشگاه هاروارد است. او بخاطر مدیریت پژوهش گستردهای که در این دانشگاه دربارهی رشد انسان در دوران بزرگسالی در حال انجام است، شناخته میشود؛ پژوهشی که تا امروز بیشتر از ۷۵ سال از آغاز آن میگذرد و همچنان ادامه خواهد داشت. در این مطلب آقای ولدینگر آخرین یافتههای این تحقیق طولانی دربارهی عوامل شادی، سلامتی روحی و جسمی و رضایتمندی از زندگی را مرور میکند که دست بر قضا هیچکدام ربطی به ثروت و شهرت ندارند!
□در طول مدتی که زندگی میکنیم چه چیزی ما را سالم و شاد نگه میدارد؟ اگر الان قرار بود برای آیندهتان به بهترین نحو ممکن سرمایهگذاری کنید، زمان و انرژی خود را کجا صرف میکردید؟ در ابتدای هزارهی جدید، یک نظرسنجی از نسل جوان انجام شد و از آنها پرسیدند مهمترین اهداف زندگیشان چیست؟ بیش از ۸۰ درصد گفتند هدف اصلی آنها در زندگی پولدارشدن است. ۵۰ درصد از همین جوانان هدف اصلی دیگرشان را مشهور شدن عنوان کردند.
●همواره به ما گفتهاند که زیاد کار کنید و بیشتر جمع کنید! این احساس را به ما دادهاند که برای داشتن یک زندگی خوب لازم است دنبال این چیزها برویم. تصویر ما دربارهی همهی زندگیها، انتخابهایی که آدمها میکنند و چگونگی مفید واقعشدن آن تصمیمها برای آنها، نشان میدهد که رسیدن به آن تصویرها تقریباً غیر ممکن است.
○بیشتر چیزهایی که ما از زندگی بشر میدانیم، از این طریق به دست آمده که از مردم خواستیم گذشته را بخاطر بیاورند و همانطور که میدانیم، ادراک صددرصدی نیست و خیلی وقتها بخش وسیعی از چیزهایی که در زندگی برایمان اتفاق افتاده را فراموش میکنیم. بعلاوه حافظه هم گاهی کاملاً خلاقانه عمل میکند!
■اما اگر بتوانیم کل زندگیها را - آنطور که در طول زمان اتفاق میافتد - ببینیم چه؟ چه میشود اگر بتوانیم تمام مسیری که مردم از زمان نوجوانی تا سن پیری طی کردهاند را مطالعه کنیم تا ببینیم چه چیزی واقعاً مردم را شاد میکند؟
□ما این کار را کردیم. پژوهش دانشگاه هاروارد در حوزهی دورهی رشد بزرگسالی، شاید طولانیترین پژوهش دربارهی زندگی بزرگسالی باشد که تاکنون انجام شده است. ما ۷۵ سال، زندگی ۷۲۴ مرد را هر سال زیر نظر گرفتیم و از آنها دربارهی کارشان، زندگیشان در خانه و سلامتیشان میپرسیدیم و البته که در تمام این مسیر نمیدانستیم داستان زندگی آنان چطور به پایان خواهد رسید.
●پژوهشهایی مانند این بسیار نادر است. چنین پژوهشهایی اغلب در طول یک دهه از بین رفته است چرا که تعداد زیادی از آدمها از جریان پژوهش خارج شدهاند یا بودجهی پروژه قطع شده یا پژوهشگران جدا شده یا مردهاند و هیچکسی ادامهی کار آنان را پیگیری نکرده است. اما با ترکیبی از شانس و با مقاومت و اصرار چند نسل از پژوهشگران، این پژوهش به سرانجام رسیده است.
○حدود ۶۰ نفر از ۷۲۴ مرد اصلی شرکتکننده در این پژوهش هنوز زندهاند و با اینکه بیشترشان بالای ۹۰ سال سن دارند، همچنان در این پروژه حضور دارند. حالا ما مطالعه روی بیش از ۲۰۰۰ نفر از بچههای این مردان را آغاز کردهایم و من چهارمین مدیر این پژوهش هستم!
■ما از سال ۱۹۳۸ زندگی دو گروه از آدمها را زیر نظر گرفتهایم: کار گروه اول در این پژوهش زمانی آغاز شد که آنها دانشجوی سال دوم دانشگاه هاروادر بودند و در طول جنگ جهانی دوم، دانشگاه را تمام کردند. تعداد زیادی از آنان برای خدمت به جنگ رفتند. دستهی دومی که ما زیر نظر گرفتیم، گروهی از پسران از فقیرترین محلههای بوستون بود؛ پسرانی که مخصوصاً به دلیل تعلق داشتن به خانوادههای مشکلدار و محروم دههی ۱۹۳۰ بوستون، برای این پژوهش انتخاب شدند. بیشتر آنان مستأجر اتاقهایی بودند که حتی آب گرم و سرد نداشت.
□زمانی که آنان وارد روند پژوهش شدند، با همهشان مصاحبه شد و آزمایشهای پزشکی دادند و ما به خانههایشان رفتیم و با والدینشان هم مصاحبه کردیم. سپس این نوجوانان به بزرگسالی رسیدند و به عرصههای مختلف زندگی قدم گذاشتند. آنها کارگر کارخانه، وکیل، بنّا یا پزشک شدند. یک نفر از آنان رئیسجمهوری ایالات متحده شد و عدهای دیگر الکلی و بعضیها به شیزوفرنی مبتلا شدند. عدهای پلههای ترقی را طی کردند و بالا رفتند و عدهای راه را معکوس طی کردند.
●بنیانگذاران این پژوهش هرگز در عمیقترین رویایشان هم تصور نمیکردند که ۷۵ سال بعد، من، اینجا، بایستم و به شما بگویم این مطالعه همچنان ادامه دارد! هر دو سال یکبار پژوهشگران این پروژه افراد مورد مطالعه را فرا میخواندند و از آنان میپرسیدند که آیا مایلند به دستهی جدیدی از سؤالات ما دربارهی زندگیشان جواب بدهند؟ خیلی از آنها که در شهر بوستون زندگی میکردند میپرسیدند «چرا باز هم میخواهید روی من مطالعه کنید؟ زندگی من آنقدرها جذاب نیست».
✅ رابرت ولدینگر، روانشناس، پژوهشگر و استاد دانشگاه هاروارد است. او بخاطر مدیریت پژوهش گستردهای که در این دانشگاه دربارهی رشد انسان در دوران بزرگسالی در حال انجام است، شناخته میشود؛ پژوهشی که تا امروز بیشتر از ۷۵ سال از آغاز آن میگذرد و همچنان ادامه خواهد داشت. در این مطلب آقای ولدینگر آخرین یافتههای این تحقیق طولانی دربارهی عوامل شادی، سلامتی روحی و جسمی و رضایتمندی از زندگی را مرور میکند که دست بر قضا هیچکدام ربطی به ثروت و شهرت ندارند!
□در طول مدتی که زندگی میکنیم چه چیزی ما را سالم و شاد نگه میدارد؟ اگر الان قرار بود برای آیندهتان به بهترین نحو ممکن سرمایهگذاری کنید، زمان و انرژی خود را کجا صرف میکردید؟ در ابتدای هزارهی جدید، یک نظرسنجی از نسل جوان انجام شد و از آنها پرسیدند مهمترین اهداف زندگیشان چیست؟ بیش از ۸۰ درصد گفتند هدف اصلی آنها در زندگی پولدارشدن است. ۵۰ درصد از همین جوانان هدف اصلی دیگرشان را مشهور شدن عنوان کردند.
●همواره به ما گفتهاند که زیاد کار کنید و بیشتر جمع کنید! این احساس را به ما دادهاند که برای داشتن یک زندگی خوب لازم است دنبال این چیزها برویم. تصویر ما دربارهی همهی زندگیها، انتخابهایی که آدمها میکنند و چگونگی مفید واقعشدن آن تصمیمها برای آنها، نشان میدهد که رسیدن به آن تصویرها تقریباً غیر ممکن است.
○بیشتر چیزهایی که ما از زندگی بشر میدانیم، از این طریق به دست آمده که از مردم خواستیم گذشته را بخاطر بیاورند و همانطور که میدانیم، ادراک صددرصدی نیست و خیلی وقتها بخش وسیعی از چیزهایی که در زندگی برایمان اتفاق افتاده را فراموش میکنیم. بعلاوه حافظه هم گاهی کاملاً خلاقانه عمل میکند!
■اما اگر بتوانیم کل زندگیها را - آنطور که در طول زمان اتفاق میافتد - ببینیم چه؟ چه میشود اگر بتوانیم تمام مسیری که مردم از زمان نوجوانی تا سن پیری طی کردهاند را مطالعه کنیم تا ببینیم چه چیزی واقعاً مردم را شاد میکند؟
□ما این کار را کردیم. پژوهش دانشگاه هاروارد در حوزهی دورهی رشد بزرگسالی، شاید طولانیترین پژوهش دربارهی زندگی بزرگسالی باشد که تاکنون انجام شده است. ما ۷۵ سال، زندگی ۷۲۴ مرد را هر سال زیر نظر گرفتیم و از آنها دربارهی کارشان، زندگیشان در خانه و سلامتیشان میپرسیدیم و البته که در تمام این مسیر نمیدانستیم داستان زندگی آنان چطور به پایان خواهد رسید.
●پژوهشهایی مانند این بسیار نادر است. چنین پژوهشهایی اغلب در طول یک دهه از بین رفته است چرا که تعداد زیادی از آدمها از جریان پژوهش خارج شدهاند یا بودجهی پروژه قطع شده یا پژوهشگران جدا شده یا مردهاند و هیچکسی ادامهی کار آنان را پیگیری نکرده است. اما با ترکیبی از شانس و با مقاومت و اصرار چند نسل از پژوهشگران، این پژوهش به سرانجام رسیده است.
○حدود ۶۰ نفر از ۷۲۴ مرد اصلی شرکتکننده در این پژوهش هنوز زندهاند و با اینکه بیشترشان بالای ۹۰ سال سن دارند، همچنان در این پروژه حضور دارند. حالا ما مطالعه روی بیش از ۲۰۰۰ نفر از بچههای این مردان را آغاز کردهایم و من چهارمین مدیر این پژوهش هستم!
■ما از سال ۱۹۳۸ زندگی دو گروه از آدمها را زیر نظر گرفتهایم: کار گروه اول در این پژوهش زمانی آغاز شد که آنها دانشجوی سال دوم دانشگاه هاروادر بودند و در طول جنگ جهانی دوم، دانشگاه را تمام کردند. تعداد زیادی از آنان برای خدمت به جنگ رفتند. دستهی دومی که ما زیر نظر گرفتیم، گروهی از پسران از فقیرترین محلههای بوستون بود؛ پسرانی که مخصوصاً به دلیل تعلق داشتن به خانوادههای مشکلدار و محروم دههی ۱۹۳۰ بوستون، برای این پژوهش انتخاب شدند. بیشتر آنان مستأجر اتاقهایی بودند که حتی آب گرم و سرد نداشت.
□زمانی که آنان وارد روند پژوهش شدند، با همهشان مصاحبه شد و آزمایشهای پزشکی دادند و ما به خانههایشان رفتیم و با والدینشان هم مصاحبه کردیم. سپس این نوجوانان به بزرگسالی رسیدند و به عرصههای مختلف زندگی قدم گذاشتند. آنها کارگر کارخانه، وکیل، بنّا یا پزشک شدند. یک نفر از آنان رئیسجمهوری ایالات متحده شد و عدهای دیگر الکلی و بعضیها به شیزوفرنی مبتلا شدند. عدهای پلههای ترقی را طی کردند و بالا رفتند و عدهای راه را معکوس طی کردند.
●بنیانگذاران این پژوهش هرگز در عمیقترین رویایشان هم تصور نمیکردند که ۷۵ سال بعد، من، اینجا، بایستم و به شما بگویم این مطالعه همچنان ادامه دارد! هر دو سال یکبار پژوهشگران این پروژه افراد مورد مطالعه را فرا میخواندند و از آنان میپرسیدند که آیا مایلند به دستهی جدیدی از سؤالات ما دربارهی زندگیشان جواب بدهند؟ خیلی از آنها که در شهر بوستون زندگی میکردند میپرسیدند «چرا باز هم میخواهید روی من مطالعه کنید؟ زندگی من آنقدرها جذاب نیست».