مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.9K photos
787 videos
1.31K files
4.57K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
✳️ پرسش هایی که نشان می‌دهد مهارت‌های لازم برای مدیر شدن را دارید یا نه؟

✅ تغییر نقش از کارمندی به مدیریت برای نخستین بار یک نقطه عطف شغلی مهم است. برای شناسایی مهارت‌هایی که ممکن است قبل از جهش نیاز داشته باشید، این پنج پرسش را از خود بپرسید:

🔹 سبک مدیریت من چیست؟
به نقاط قوت، شخصیت و ارزش‌های خود فکر کنید، سپس تصمیم بگیرید که می‌خواهید با چه ویژگی‌ای شناخته شوید. به یاد داشته باشید، با ادامه یادگیری و پیشرفت، می‌توانید رویکرد خود را در طول زمان سازگار کنید.

🔹چگونه به رشد تیمم کمک خواهم کرد؟
درک اینکه چگونه می‌توانید عملکردها را اندازه‌گیری و خلاءها را ارزیابی و فرصت‌های رشد را در تیم خود ایجاد کنید، در نقش شما به عنوان یک مدیر ضروری است. زمانی را به فکر کردن در مورد اینکه چگونه ارتقاء شما ممکن است بر ساختار و پویایی تیم تأثیر بگذارد، اختصاص دهید.

🔹 چگونه کار را به طور موثر اولویت‌بندی و تفویض خواهم کرد؟
از خود بپرسید که باید چه کارهایی را متوقف کنید، به انجام دادن کدام کارها ادامه دهید، و چه کارهای بیشتری انجام دهید و چگونه می‌توانید نظارت و پاسخگویی را برای کاری که به دیگران محول می‌کنید ارائه کنید.

🔹آیا من سخنران خوبی هستم و می‌توانم جلسات را مدیریت کنم؟
یک ارزیابی صادقانه از مهارت‌های ارتباطی خود انجام دهید و راحتی خود را با مدیریت جلسات و ارائه به گروه‌های بزرگتر ارزیابی کنید.

🔹آیا در ارائه بازخورد و حل تعارضات راحت عمل می‌کنم؟
ارائه مفید جهت‌گیری‌ها، رسیدگی به شکاف‌های عملکردی و حل مشکلات بین فردی از مسئولیت‌های ضروری یک مدیر است. مسائلی را که با همکاران در مورد فرآیندها، پروژه‌ها یا تعاملات بین فردی شاهد بوده‌اید، در نظر بگیرید. از آنچه مشاهده کردید چه آموختید؟
✳️ چگونه در مرکز توجه، با اعتماد به نفس صحبت کنید؟


✅ برای اینکه بتوانید در محل کار فردی واقعاً تأثیرگذار باشید، باید بتوانید در هنر صحبت کردن، به خود مسلط باشید. این بدان معناست که گاهی نه تنها باید سخنان کلیدی خود را که به دقت طراحی کرده‌اید ارائه کنید، بلکه باید بتوانید پرسش و پاسخ و صحبت‌های کوچک بعد از آن را، با سخنانی به یاد ماندنی شکل دهید. و بر خلاف تصورات رایج، لازم نیست شما ذاتاً یک برون‌گرای جذاب باشید تا در هنگام قرار گرفتن در کانون توجه، به طور مؤثر ارتباط برقرار کنید.
کافی است راهکارهای نشریه هاروارد بیزنس‌ری‌ویوHBR را به کار بگیرید:


🔹نخست، از پاسخ‌های پیش‌فرض قابل پیش‌بینی، که مانع از برقراری ارتباط با دیگران به روش‌های واقعی، مناسب، خلاقانه‌تر و سازنده‌تر می‌شوند، اجتناب کنید. به جای آن، از استناد به نکات مشترکی استفاده کنید که می‌تواند به شما در جذب شنوندگان کمک کند. برای مثال، وقتی درباره افراد سخن می‌گویید فقط سمت‌ها را در رزومه فرد فهرست نکنید، بلکه داستانی در مورد اینکه چگونه به تیم ارزش افزوده‌ است بگویید.

🔹برای برداشتن فشار از روی خود، به یاد داشته باشید که لازم نیست ستاره نمایش باشید. شنوندگان بیشتر تمایل دارند که به شما اعتماد کنند و شما را تأیید کنند، فکر کنید که به جای یک بازیگر یا روبات، اما مانند یک انسان صحبت می‌کنید.

🔹در نهایت، قدرت گوش دادن را دست کم نگیرید. به خودتان فضایی برای پردازش اطلاعات بدهید. بازنویسی یا پرسیدن پرسش‌های تکمیلی می‌تواند کمک کند و زمان بیشتری برای فکر کردن در مورد پاسخ شما فراهم کند.


https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ ثروتمندترین مُرده گورستان بودن را چه سود؟!

🔸آیا کاری که خوب انجام می‌دهی با ارزش‌های تو سازگار است؟ به ندرت بین توانمندی‌های انسان و روش کار او تعارض پدید می‌آید. روش کار و توانمندی‌ها مکمل یکدیگرند. اما گاه میان ارزش‌های انسانی و توانمندی‌های او تعارض دیده می‌شود. ممکن است انسان کارهایی را به خوبی و حتی عالی و باموفقیت انجام دهد که با دستگاه ارزشی او منافات داشته باشد. احتمال دارد انسان از انجام آن کارها، کارهایی که عمر خود را بر سر آنها می‌گذارد، به خشنودیِ خاطر نرسد.

🔸من نیز سالها پیش باید میان ارزش‌هایم و کاری که با موفقیت دنبال می‌کردم، یکی را انتخاب می‌کردم. در سالهای میانی دهه ۱۹۳۰ در لندن به کار بانک مشغول بودم و کارم را بسیار خوب و بر اساس توانمندی‌هایم پیش می‌بردم؛ اما چون هیچ نوع وظیفه مدیریتی بر عهده من نبود حس نمی‌کردم خدمت می‌کنم.

🔸می‌دانستم که انسان‌ها در کانون ارزش‌های من قرار دارند، اما چه سود که انسان ثروتمندترین مرده گورستان باشد؟ بی‌پول بودم و در آن رکود سهمگین، کار دیگری هم متصور نبود و ناامید بودم. اما دست از آن کار کشیدم و چه تصمیم درستی! سنجه نهایی، ارزش‌هاست و باید باشد.

✍ پیتر دراکر
کانال آموزه های سازمانی
✳️ به جای تمرکز کردن بر روی مسایلی که تحت کنترل و اختیار شما نیستند، بر روی موضوعاتی تمرکز کنید که قابل تغییر می باشند.
کاریزما؟!
✳️ رهبری همدلانه توانایی راهبری و در عین درک زمینه ها، تجربیات و نیازهای دیگران و آگاهی از افکار و آنها است.
در واقع رهبری که همدل است سعی می‌کند داستان زندگی دیگران را بشنود و با آن‌ها هم‌ذات‌پنداری کند. آنجاست که می‌گوید شاید شکست خورده باشیم اما او تمام تلاشش را کرد! .
این امکان را برای شما فراهم می‌کند تا تعلق خاطر در افراد ایجاد کنید. باعث می‌شود نتایج و عواقب تصمیم‌گیری‌هایتان را بر زندگی دیگران بررسی کنید و تیمی بسازید که با وعده پول بیشتر؛ شرایط بهتر یا منصب بالاتر شما را رها نکنند! .
🟢 همدلی را جدی بگیرید! .
✳️ ترس مانع موفقیت است؟!
با همکار «رِند باسیاست» چه کنیم؟

🎯 کار کردن با فردی که عزمش را جزم کرده زیرآب شما را بزند می‌تواند انسان را به ستوه بیاورد. اگر سعی کنید از رئیستان کمک بگیرید و او هم کاری نکند، می‌تواند حسابی مأیوس‌‌‌کننده باشد. این موقعیتی است که برای بسیاری از ما پیش‌‌‌آمده. خیلی از ما در برهه‌‌‌ای مجبور به همکاری با شخصی شده‌‌‌ایم که برای تخریبمان از هیچ کاری فروگذار نکرده است. «ایمی گالو»، متخصص محیط کار، در این مقاله توصیه‌‌‌های مبتنی بر پژوهش‌‌‌هایش را به اشتراک می‌‌‌گذارد تا اگر در چنین شرایطی قرار گرفتید، بتوانید موقعیت را به بهترین شکل مدیریت کنید.👇

🔗 اینجا بخوانید

کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
وحشت اقتصاددانان از ورود چین به دوره رکود

🔺 درحالی‌که سایر نقاط جهان با افزایش هزینه‌های زندگی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، اما چین با مشکل معکوس مواجه است: کاهش قیمت‌ها. در ماه ژوئیه، دومین اقتصاد بزرگ جهان برای اولین بار در دو سال گذشته رسما وارد رکود (deflation) شد؛ درحالی‌که قیمت‌ها برای مصرف‌کننده با کاهش ۳/ ۰درصدی مواجه شد. قیمت‌ها در بیشتر مدت سال۲۰۲۳ ثابت بودند و در برابر روند جهانی افزایش قیمت‌ها برای همه‌چیز از انرژی گرفته تا مواد غذایی مقاومت می‌کرد.

🔺 الجزیره نوشت؛ درحالی‌که قیمت‌های پایین‌تر ممکن است برای مصرف‌کننده‌ی عادی جذاب به نظر برسد، اما اقتصاددانان رکود را نشانه‌ی بدی برای اقتصاد می‌دانند. هنگامی‌که قیمت‌ها در یک دوره‌ طولانی کاهش می‌یابد، مصرف‌کنندگان هزینه‌ها را کاهش می‌دهند و شرکت‌ها تولید را کاهش می‌دهند که به‌نوبه خود منجر به تعدیل نیرو و کاهش حقوق می‌شود. در غلتیدن اقتصاد چین به‌سوی رکود جدیدترین مورد از مجموعه علائم هشداردهنده است که شک و تردیدها را درباره قدرت بهبود پس از همه‌گیری دامن می‌زند...

کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir

https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3995439
4_5994570474472869767.pdf
632.5 KB
✳️ اصول مدیریت(سازمان ها)


✅بازی بچه ها را با دقت ببینید؛ آنها خیلی زود و در آغاز، بازی خود را سازمان دهی می کنند برای خود رهبری بر می گزینند.

سازمان ها به ساختار نیاز دارند، زیرا افراد و وظایف آن ها باید در قالبی مشخص تدوین شوند.

🔆یک چارت سازمانی می تواند روابط بین افراد و گروه های مختلف را تدوین و قوانین و وظایف هر یک را مشخص کند.

ساختار می تواند بر مبنای وظایف، موقعیت جغرافیایی، خدمات، محصولات یا گروه محصولات یا جامعه مشتریان مشخص شود، همچنین بعضی از سازمان ها، دارای ساختار های غیر رسمی هستند.

فرهنگ سازمانی اغلب با توجه به ساختار سازمان شکل می گیرد، سازمان های قدیمی مانند سازمان خدمات بهداشت ملی انگلستان، ساختاری سلسله مراتبی و فرهنگی بروکراتیک و اداری دارند.

سازمان های جوان تر مانند گوگل، ساختار های مسطح
(Flat structures)
و فرهنگ تعاملی دارند؛ ساختار سازمان های قدیمی تر ممکن است دقیقا بر پایه ی اهداف تدوین نشده باشند و در بسیاری از آن ها، با توجه به تغییر فرهنگ سازمانی، بازسازی ساختاری در حال رخ دادن است. تلاشگران کیفیت سبز
مدیریت اجرایی
4_5994570474472869767.pdf
برآوردپیش روی بازارسرمایه!
✳️ آیا بعضی از شغل‌ها خیلی آسان هستند و به هیچ استعدادی برای ایفای آنها نیاز نیست؟!

✅ بعضی از مدیران به اشتباه فکر می‌کنند که ایفای برخی نقش‌ها به مهارت، دانش و استعداد خاصی نیاز ندارد. آنها از این نقش‌ها با عنوان «نقش‌های سطح پایین» نام می‌برند و نقش‌هایی مانند خدمتکاری یا بازاریابی تلفنی را جزو این دسته از نقش‌ها طبقه‌بندی می‌کنند.

🔸این اشتباه از آنجا ناشی می‌شود که فاکتور مهمی به نام «میل به ارتقا» که در همه افراد و کارکنان وجود دارد، مورد بی‌توجهی قرار می‌گیرد. یک فرد، حتی اگر نقش پیش‌پاافتاده‌ای را ایفا کند، به دنبال ارائه بهترین عملکردِِ ممکن است تا به این وسیله بتواند مافوق خود را متقاعد سازد که به او ارتقای مقام و جایگاه بدهند.

🔸مدیران بزرگ، به‌درستی می‌دانند که اگر افراد براساس استعدادهایی که دارند برگزیده شوند و نقشی که برای آن ساخته شده‌اند برعهده گیرند، انگیزه بسیار زیادی برای ارائه بهترین عملکرد و به دنبال آن ارتقا خواهند داشت.

🔸بعنوان مثال، نقش خدمتکاری هتل را در نظر بگیرید. شاید برای خیلی از شما این شغل سطح پایین به نظر برسد که نیاز به استعداد خاصی ندارد و هرکسی از عهده آن برمی‌آید و اغلب کسانی که این کار را انجام می‌دهد از روی ناچاری دست به این کار زده و به‌طور کلی از آن متنفرند. اما واقعیت کاملا متفاوت است.

🔸چه بسیارند خدمتکاران موفقی که سالهاست این کار را با کیفیتی بالا انجام می‌دهند و چون در این کار استعداد دارند، آن را ادامه می‌دهند.
در واقع آنها هر روز که با اتاقی کثیف و به هم‌ریخته روبه‌رو می‌شوند پس از مرتب کردن اتاق، به جای احساس خستگی، احساس قوی‌تر بودن می‌کنند.
آنها به جنبه تکراری کارشان توجهی ندارند و به این فکر نمی‌کنند که همین اتاقی که امروز مرتب کرده‌اند، فردا دوباره کثیف و به‌هم ریخته خواهد شد، بلکه آنها برای فردا و ایفای نقش مثبت‌شان لحظه‌شماری می‌کنند و همین چالش است که به آنها قدرت بیشتری می‌دهد.
برگرفته از: HBR/آموزه های سازمانی
✳️ آینده ایران و دومینوهای احتمالی

✅ در سال۱۹۹۲ فقط ۲۷۷ هزار اجاق مایکروویو در چین فروخته شد. میانگین قیمت یک اجاق مایکروویو حدود ۳ هزار یوان بود که از توان مالی یک شهروند معمولی چینی بسیار فراتر بود. بیشتر چینی ها اجاق مایکروویو را کالایي لوکس می دیدند. تولیدکنندگان، چینی ها را غیرمشتریانی می دیدند که حتی به خریدن اجاق مایکروویو فکر هم نمی کنند. اما بنیانگذار گالانز چیز دیگری دید: او مردمی را می دید که در مجموعه آپارتمانهای کوچک بدون اجاق گاز یا با اجاق گازهای جاگیر و سنگین زندگی می کردند. بسیاری از آنها از اجاق رومیزی استفاده میکردند که بیشتر اوقات آپارتمانهای تنگ و کوچک آنها را حسابی گرم می کرد. شرکت گالانز تصمیم گرفت روی بازار چین متمرکز شود دقیقاً به همان دلایلی که بسیاری از برندها تصمیم گرفتند این بازار را نادیده بگیرند. او روی تولید اجاق ارزان قیمت کار کرد، به جای آنکه محصول بیافریند، بازار آفرینی کرد.
او بعدها توانست به درآمدی بالای ۴ میلیارد دلار در سال برسد. جزو ۵۰۰ شرکت برتر خصوصی چین شود. او در سال ۱۹۹۳ ، فقط ۲۰ کارمند داشت اما بعدها از مرز ۴۰ هزار کارمند هم گذشت. و سهم بازاری ۴۰ درصدی در بازار جهانی دارد و آنقدر رشد کرد که چندی پیش شرکت معروف ویرپول را نیز خرید.

آنچه خواندیم بخشی از کتاب پارادکس پیشرفت است نوشته استاد فقید و مشهور دانشگاه هاروارد کریستنسن . او معتقد است اگر می خواهیم جهان را تغییر دهیم و توسعه پیدا کنیم، باید برویم سراغ نوآوری بازارآفرین. بیشتر توضیح می دهم. اندیشه بنیادین او سه آموزه کلیدی دارد:
۱)  ما سه گونه نوآوری داریم: نوآوری تداوم بخش (بهبود محصولات و خدمات)، نوآوری کارایی بخش (بهبود فرآیندها) و نوآوری بازارآفرین (خلق بازار جدید از طریق تبدیل غیرمشتریان به مشتریان). توسعه در گرو نوآوری بازارآفرین است.

۲) نوآوری بازارآفرین، بازارهای جدید را می آفریند. اما نه هر بازار جدیدی، بلکه بازارهای جدید در خدمت آن مردمی که برای مصرف آنها هیچ محصولی وجود ندارد یا محصولات موجود برایشان قابل خرید/استفاده نیست.

۳) نوآوری بازارآفرین اثرات دومینویی فوق العاده ای دارد. نه تنها برای شرکت ها ثروت آفرین است که برای کشورها توسعه آفرین است. بازارآفرینی هم برای مشتریان سودمند است (رفاه مصرفی)، هم برای کارمندان (شغل و استقلال مالی)، هم برای کارآفرینان و سرمایه گذاران (ثروت) و هم برای جامعه (اثرات دومینویی). شهروندان که استقلال اقتصادی کسب کنند، آزادیهای سیاسی و افزایش شعور اجتماعی هم به دنبال آن می آید.
این اثرات دومینویی را در مثال فورد ببینم: زمانی در آمریکا کمتر از ۱۷ هزار خودرو وجود داشت که همگی خودروهای سفارشی ساز بودند و نماد تشخص اجتماعی. نه راه آسفالت و نه جایگاه سوخت جدی. کسی هم پولش به خرید خودرو نمی رسيد. اما هنری فورد همه اینها را تغییر داد. او مدل تی را ارایه کرد مبتنی بر تولید انبوه و کارآمد. ده اثر دومینویی:
◽️صنایع گردشگری، هتلداری، غذای آماده، تعمیر خودرو، بیمه خودرو، جایگاه سوخت رونق گرفت.
◽️ تقاضای محصولات صنایعی مانند فولاد، روغن، رنگ، شیشه و لاستیک افزایش پیدا کرد
◽️برنامه های جدید ساخت و تعمیر خودرو در مدارس فنی شروع شد.
◽️قانون گذاری جدید انجام شد برای رانندگی و امینی.
◽️اشتغال فراوان ایجاد شد و درآمد مالیاتی هنگفتی برای دولت.
◽️خودروها روی تصمیماتی همچون اینکه امریکاییها کجا و چگونه زندگی، کار و تفریح کنند هم تأثیر گذاشت
◽️با هجوم مردم برای خرید خودرو، رقبای جدید هم آمدند که این صنعت را فعال تر کرد.
◽️ساختن جاده‌های بیشتر گردش مالی عظیمی ایجاد کرد.
◽️ حومه‌های شهری بیشتر شد، مدارس و مناطق مسکونی شروع به توسعه یافتن به حومه شهرها کردند.
◽️حتی پژوهشها نشان داد که جرم و جنایت نیز کمتر شد(رفرنس: معمای شکوفایی ترجمه خیرخواهان).
همه این اتفاقات دومینووار، تداوم نوآوری بود که فورد شروع کرد.اثر دومینویی یعنی دنباله‌ای از رخدادهای زنجيره ای که رخداد بعدی می تواند نیرومندتر از رخداد پیشین باشد

یکی از معدود منافذ باز برای توسعه پیش روی ایران، نیلوفران آبی دومینوساز است. نیلوفر آبی گلی است خود رو که در مرداب رشد می کند. سپس نه تنها خودش رشد می کند که زیست بومی که در آن هست را هم تمیز و دگرگون می کند. حتی اگر بمیرد دوباره بعد از مدت ها سربرمی آورد. نیلوفرآبی، دومینوی توسعه را استارت می زند. اثرات دومینویی نیلوفرآن آبی را دست کم نگیریم. دقت کنید که نمی گویم این تنها راه توسعه است و حتما هر نیلوفر آبی به نتیجه می رسد. حتی اگر از هر ۱۰۰۰ نیلوفرابی یکی به نتیجه برسد باز ارزشمند است 
✍مجتبی لشکربلوکی
✳️ یک فرمول سرمایه گذاری پیشنهادی؟!

🔹 ٪۵۰ سرمایه امن: نیمی از سرمایه کل زندگی شما باید در امنیت باشد و روی چیزهایی سرمایه گذاری شده باشد که نوسان بسیار کمی دارند مانند مسکن, زمین, طلا و ...

🔹 ٪۳۰ سرمایه گذاری در بازار: اگر می خواهید وارد بازارهای مالی یا هر سرمایه گذاری دیگری شوید، تنها ۳۰ ٪ سرمایه تان را وارد کنید. همچنین بهتر آن است که این سهم را به سه سبد ۱۰ درصدی تقسیم کنید.

🔹 ۱۰ ٪ سرمایه آزاد: همیشه ۱۰ ٪ سرمایه تان به صورت نقد همراه داشته باشید تا اگر زمانی فرصتی پیش آمد که تشخیص دادید باید چیزی بخرید پول داشته باشید.

🔹 ۱۰ ٪ ملزومات دارای ریسک: اگر می خواهید وسایلی که ریسک نسبتا بالایی دارند مانند خودرو را خریداری کنید بهتر است تنها ۱۰ درصد کل سرمایه خود را به آن اختصاص دهید.
👍1👌1