مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.9K photos
786 videos
1.31K files
4.57K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
🚨 *هشدار مجلس به رئیس جمهور در مورد سیاستهای اقتصادی دولت و عملکرد بانک مرکزی*


رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس در نامه ای به رئیس جمهور نکات مهمی در مورد مدیریت بانک مرکزی و ناهماهنگی شدید در تیم اقتصادی دولت مطرح کرد ، ازجمله :

☆ *شش میلیارد دلار تراز منفی تجاری در شش ماهه اول سال 1402*

☆ *ادامه سوء مدیریت و بی‌تدبیری  و اقدامات غیر مسئولانه بانک مرکزی*
☆ *پرونده تخلفات مسیولین فعلی بانک مرکزی*
☆ *عدم ابلاغ مصوبات کمیته ارزی دولت توسط بانک مرکزی*
 در بخشی از این نامه آمده است :
{احتراما همانگونه که مستحضرید مدیریت بازار ارز یکی از مهمترین اولویت‌های اقتصاد ایران محسوب می‌گردد. با عنایت به ادامه تراز تجاری منفی، علی‌رغم همه تلاش‌های انجام شده، ضرورت تسهیل در امر صادرات به ویژه صادرات غیرنفتی برای بهبود وضعیت تراز تجاری کشور امری ضروری می‌باشد.

جای بسی تاسف و تعجب است که بانک مرکزی به جای حضور در نشست ( مجلس ) و حل مشکلات صادرکنندگان و کمک به بهبود تراز منفی تجاری کشور ( *شش میلیارد دلار تراز منفی تجاری شش ماهه اول سال 1402* ) با این رفتار غیر مسئولانه در پی حاشیه‌سازی و ایجاد تنش در روابط مجلس و دولت محترم می‌باشد.
*پرونده تخلفات مسولین فعلی بانک مرکزی* به درخواست تعداد زیادی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در قالب اعمال ماده (234) آیین نامه داخلی مجلس شورای اسلامی در دستور کار کمیسیون اقتصادی جهت ارجاع به دستگاه قضایی کشور می‌باشد.

مسلما این *چند صدایی در مدیریت ارز از ناحیه دولت به صلاح کشور نمی‌باشد* و باید سریعا برای آن اتخاذ تصمیم شود.

 البته این *اقدامات غیر مسئولانه در مدیریت فعلی بانک مرکزی مسبوق به سابقه است* و در این خصوص حتما به یاد دارید که آقای دکتر فرزین در پایان سال قبل پس از قرائت گزارش ارزی کمیسیون اقتصادی در صحن علنی مجلس شورای اسلامی در نامه‌ای به رئیس قوه مقننه در بیانی گستاخانه گزارش کارشناسی این کمیسیون و اظهار نظر مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی در تحلیل علمی و تجربی بازار ارز و ارائه راهکارهای تخصصی مرتبط با مدیریت بازار ارز را "تشویش اذهان عمومی و فعالان اقتصادی کشور" قلمداد نمود که قطعا اینگونه اظهارنظرها و اقدامات نابخردانه بانک مرکزی با رویکرد تعاملی دولت جنابعالی در تضاد آشکار میباشد.

جناب آقای رئیس جمهور ضمن احترام ویژه به جنابعالی و شاکله تیم اجرایی دولت قطعا تصدیق می‌فرمائید که *ادامه سوء مدیریت و بی‌تدبیری بانک مرکزی* در اینگونه موارد به صلاح نظام مقدس جمهوری اسلامی نیست و صبر مجلس انقلابی هم در مواجه با این گستاخی‌ها حدی دارد و قطعا کمیسیون اقتصادی مجلس در راستای وظایف و ماموریتهای خود برای حمایت از مردم و فعالان اقتصادی ذره‌ای از منافع ملی، علی‌رغم این *تخریب‌های هدفمند بر علیه مجلس،* کوتاه نخواهد آمد.
آنچه  مسلم است این کمیسیون اقدامات قانونی خود را در برخورد قاطع با این تخریب‌ها وظیفه صیانتی خود دانسته و عواقب آن بر عهده بانک مرکزی است.

امید است با توجه به اهمیت موضوع دستور فرمائید ضمن اخطار جدی به مسولین بانک مرکزی به واسطه این *عملکردهای ناصواب،* *مصوبات کمیته ارزی دولت* جهت گره‌گشایی از مشکلات صادرات محصولات کشاورزی برای بهبود تراز منفی تجاری کشور هر چه سریعتر ابلاغ گردد.}

محمد رضا پورابراهیمی رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی/ 3 مهر ۱۴۰۲
❤1
✳️ پروفسور بالتازار دروغ بود!
دکتر مجتبی لشکربلوکی
کارتون شیرین و در عین حال احمقانه پروفسور بالتازار را یادتان می‌آید؟ مشکلی که پیش می‌آمد، مسئولین یا مردم شهر به سراغ دانشمند ریزه و محبوب شهر، پروفسور بالتازار می‌رفتند. جناب پروفسور، شروع می کرد به راه رفتن و با فکر کردن و فکر کردن و فکر کردن، یکباره یک فکر بدیع به سرش می‌زد و می‌رفت چهار تا دکمه را می‌زد و یک ماشین بزرگ شروع می‌کرد به کار، و آخرش یک ماده شیمیایی یا یک ماشین دیگری بیرون می‌داد که مسئله را، هرچه که بود، حل می‌کرد. نگاه خیلی از مردم و مسئولین ما به مقوله علم و تکنولوژی نگاهی پروفسور بالتازارانه است! (برداشت از کانال جناب گاو)
☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:
جوان تر که بودم فکر می کردم که همه چیز «یک» جواب علمی مشخص دارد که باید آن را کشف کرد. دانشمندان، دکترها و متخصصان، برای من مانند یک بت بزرگ بودند که جواب درست را در آستین شان دارند.
این روزها، هرچند همچنان به علم به عنوان ابزاری برای اداره عاقلانه جوامع معتقدم، اما این بت های قبلی برای من فرو ریختند به چندین دلیل که سه دلیلش را اینجا می نویسم:
۱. اگر علم واقعا دقیق و قطعی است. چرا متخصصان یک رشته یک حرف واحد نمی زنند. خاطرم هست روزی یکی از وزرای اقتصاد می گفت که اگر دو اقتصاددان در یک اتاق باشند معمولا دو نظریه از آن بیرون می آید و گاهی هم سه نظریه!! فقط اقتصاد هم نیست، فیزیوتراپ ها، متخصصین علوم اعصاب، جامعه شناس ها و موزیسین ها هم نظرات و نظریات متفاوتی دارند. بنابراین آن قدرها که ما فکر می کنیم علم (یا دست کم نمادهای علم) قطعی و دقیق نیست.
۲. فهمیدم علوم انسانی و اجتماعی که بیشتر مرتبط با کشورداری و توسعه هستند اصلا به میزان علوم پایه و مهندسی دقیق نیستند. محاسبات نیوتونی، استاتیک و مقاومت مصالح در ساختن یک پل در سان فرانسیسکو و سبزوار یکی است. اما مدیریت دو شرکت همسایه در یک شهر چه سان فرانسسیسکو باشد چه سبزوار متفاوت است و غیرقابل تقلید.
۳. فهمیدم در کشورداری و اداره سازمان، اصلا ما با مسایل شسته رفته سروکار نداریم. مسایلی هستند که چندبعدی اند (مثلا هم جنبه اقتصادی دارد هم جنبه اجتماعی) و هم ساختارنایافته (هیچ کس به درستی نمی تواند تمام ابعاد مساله را ببیند و درک کند) و هم مانند یک موجود زنده عمل می کنند (وقتی راه حلی را اجرا می کنی مساله به شکل دیگری در می آید).به پیش بینی های غلط و تجویزهای اشتباه همان بت های سابق دیگر اشاره نمی کنم.
🔹چه باید کرد؟ تا اطلاع ثانوی به این جمع بندی رسیده ام که برای اداره کشور و سازمان باید از فرمول زیر پیروی کنم.
۱. بالتازاری به دنیا نگاه نکنم. فکر نکنم که با صرف تفکر آن هم به صورت فردی می شود به راه حل رسید. بلکه اولا بخشی از راه حل احتمالا حاصل آزمایش، سعی و خطا، پایلوت کردن (اول اجرا بعد تفکر) است و دوم اینکه هیچ کس از ما عقل کل نیست! بنابراین باید با کوششی جمعی به حقیقت رسید.
۲. بپذیرم که چون موضوعات بین رشته ای هستند، همه اطلاعات نزد یک فرد نیست و همه راه حل ها به ذهن یک فرد نمی رسد. بنابراین مهم ترین تکنولوژی/متدولوژی حل مساله، «گفتگو» است. هنر رهبران کشورها و سازمان ها ایجاد فضایی برای گفتگوی آزاد فراگیر است. کسانی که با من مخالفت می کنند بزرگ ترین خدمت را می کنند چون سوراخ های احتمالی راه حل را بدون هزینه به من نشان می دهند. مخالفان را به سکوت نکشانم.
۳. تا آنجا که می توانم باید حساب و کتاب کنم. تحلیل هزینه-منفعت کنم. عدد و رقم و تحلیل باید مبنای کار من باشد اما چون ما نمی توانیم مطمئن باشیم که به جواب قطعی و بهینه رسیده ایم، بسیاری از تصمیمات توافقی است و نه انتخاب بهینه. بنابراین اقناع و اجماع بین ذینفعان کلیدی برای حل مسایل جمعی بسیار مهم است. ترکیبی از عقلانیت ابزاری و عقلانیت تفاهمی (به تعبیر هابرماس فیلسوف معاصر). حل مساله در کشور و سازمان یعنی ترکیبی از اقدام، تست، آزمایش، تحلیل، ایده یابی، بحث، نقد و گفتگو و نه فقط فکر کردن و پژوهش علمی. حل کردن مساله ملی یعنی بررسی بین رشته ای، اجماع و توافق جمعی روی معقول ترین و حساب شده ترین گزینه ها نه فقط اینکه یک فرد یک مساله را معجزه وار حل کند. باور کنیم پروفسور بالتازاری وجود ندارد. کشورداری بالتازاری و مدیریت بالتازاری یک توهم است. اگر در جستجوی توسعه هستیم نگاهمان را در مورد علم، دانشمندان، حل مسائل ملی، اهمیت گفتگو و اجماع روزآمدکنیم.
Forwarded from تفكر انتقادي
♻️ چرا اخلاق مهم است؟

✍️ زهره سعیدی

🔘تا وقتی زنده‌ایم و زندگی می‌کنیم، تصمیم‌های اخلاقی یا غیراخلاقی خواهیم گرفت. پرسش‌هایی خواهیم داشت که پاسخ‌های اخلاقی خواهند داشت و گفتار و رفتارمان مورد داوری اخلاقی قرار خواهد گرفت. صرف نظر از اینکه به دینی باور داشته باشیم یا نداشته باشیم، انسانیتمان وابسته به این است که تا چه اندازه به اصول اخلاقی پایبند هستیم. اخلاق موجب می‌شود هم خودمان زندگی بهتری داشته باشیم و هم دیگران در مواجهه با ما زندگی بهتری را تجربه کنند. اخلاق رمز سلامت یک جامعه است. جامعه‌ای که اخلاقیات در آن کمرنگ باشد،‌ جامعه‌ای ناسالم است. جامعه‌ای که سرشار از نمادهای دینی باشد، اما بی‌اخلاقی در آن موج بزند، نه جامعه‌ای سالم و نه جامعه‌ای دینی است.

🔘رعایت اخلاقیات، هزینه‌بر است و سختی‌هایی را متوجه شخص اخلاق‌مدار می‌سازد اما در عوض سلامت روح و روان فرد و جامعه را تضمین می‌کند. عدم التزام به اخلاقیات مانند سمی است که روح و روان فرد و جامعه را مسموم می‌کند. در جامعه سمی نمی‌توان صادقانه دم از آزادی و برابری و عدالت زد.‌ در جامعه سمی نمی‌توان خالصانه دم از دینداری زد.

🔘اگر احترام به دیگریِ مخالف با خود را تمرین نکنیم، اگر گفت و گوی محترمانه را یاد نگیریم، اگر احترام به حقوق دیگران را سرلوحه زندگی‌مان قرار ندهیم، اگر مدارا و انعطاف را نیاموزیم، اگر نگاهِ فارغ از جنسیت به یکدیگر نداشته باشیم، اگر برای حیوانات شأن اخلاقی قائل نباشیم، اگر حفاظت از محیط زیست را وظیفه خود ندانیم؛ و در یک کلمه اگر پایبندی به اخلاقیات را وظیفه خود ندانیم، آنگاه نه صادقانه آزادی‌خواه و عدالت‌طلبیم و نه خالصانه دینداریم.
1402/07/03

https://t.me/TeachingCriticalThinking
☝️ارزش افغانی:
دریافت میلیاردها دلار کمک‌های بشردوستانه از غرب و افزایش تجارت با همسایگان آسیایی، پول افغانستان را به صدر رتبه‌بندی در حال رشدترین ارزهای جهانی در سه ماهه سوم ۲۰۲۳ رسانده است؛ جایگاهی غیرعادی برای کشوری فقیر با یکی از بدترین کارنامه‌ها در زمینه حقوق بشر. طالبان در طول دو سالی که قدرت را در افغانستان قبضه کردند، مجموعه ای از اقدامات را برای جلوگیری از سقوط نرخ برابری افغانی در مقابل دلار آمریکا در دستور کار خود قرار دادند: ممنوعیت استفاده از دلار و روپیه پاکستان در معاملات محلی، تشدید محدودیت‌ها در برابر خروج ارز از کشور، غیرقانونی کردن تجارت آنلاین و تشدید برخورد قضایی با ناقضان این قوانین و محدویت‌ها. داده‌های گردآوری شده توسط بلومبرگ نشان می‌دهد که مجموعه اقدامات طالبان موجب شده تا نرخ برابری افغانی در مقابل دلار طی سه ماهه سوم سال جاری میلادی حدود ۹ درصد افزایش یابد و از رشد ۳ درصدی پزو کلمبیا پیشی بگیرد. بر پایه برآورد بلومبرگ، نرخ برابری افغانی طی سال گذشته میلادی نیز حدود ۱۴ درصد رشد داشته است و پس از ارزهای کلمبیا و سریلانکا، در جایگاه سومین ارز جهانی قرار گرفته شاهد رشد ارزش در مقابل دلار آمریکا بوده‌اند. با این وجود، اقتصاد افغانستان شرایط خوبی را سپری نمی‌کند. مطابق گزارش بانک جهانی، بیکاری بیداد می‌کند، دو سوم خانوارها برای تامین اقلام اساسی با مشکل مواجه هستند و تورم فزاینده تا پایان سال جاری جای خود را به رکود اقتصادی می‌دهد.
✳️ دایره طلایی؛ رمز گشایی سایمون سینِک از کد رهبران عالی برای الهام بخشی!

✅ چرا شرکت اَپل از سایر رقبا خلاق تر است در حالی که مانند سایرین یک شرکت کامپیوتری است و به همان استعدادها، عوامل فروش، رسانه ها و منابع مالی دسترسی دارد که دیگران دارند؟
□چرا فقط مارتین لوتر کینگ رهبر جنبش مسالمت آمیز حمایت از حقوق مدنی آمریکا شد در حالی که سایرین هم چیزی از او کم نداشتند؟
●چرا در میان این همه تیم، فقط برادران رایت موفق به اختراع اولین هواپیمای قابل کنترل موتوردار شدند در حالی که رقبای آنها تیم های باهوش تر و دارای منابع مالی بهتر بودند؟ 
○سایمون سینِک؛ سخنران انگیزشی، مشاور سازمانی و نویسنده ۵ کتاب پرفروش شامل"با چرا شروع کنید" در جمع مدیران شرکت های مطرح آمریکایی سخنرانی مهمی ایراد کرد که به چکیده آن اشاره می شود. 
■همه اینها یعنی اَپل، مارتین لوتر کینگ، برادران رایت و سایر شرکت ها و شخصیت های ممتاز دنیا از یک راه و کد پیروی می کنند و آن هم دقیقا حرکت در مسیر عکس آنچه در میان رقبای آنهاست! من آنرا با عنوان "دایره طلایی" کد گذاری کرده ام که این ایده ساده می گوید چرا یک شرکت یا یک رهبر می تواند با الهام بخشی، بازی را تغییر دهد!
 
□هر فرد و شرکتی روی این کره خاکی می داند "چه" تولید می کند و "چه" می کند، برخی می دانند "چگونه" یک کار را انجام می دهند، اما تعداد اندکی می دانند "چرا" یک کاری را انجام می دهند! با "چرا" منظورم؛ هدف، اعتقاد، نتایج کار، فلسفه وجودی است. چارچوب و چیدمان ذهنی رهبران تاثیرگذار جوامع و بازارها؛ فکر، عمل و ارتباط برقرار کردن از چرا (Why) به چه (What) یا به عبارتی from inside out است! اما اکثر ما عادت داریم از واضح ترین ها (What) به گنگ ترین ها (Why) یا به عبارتی from outside in حرکت کنیم!
●برای مثال دوباره از اَپل نام می برم. اگر آنها مثل سایرین عمل می کردند در مرحله بازاریابی می گفتند: ما کامپیوترهای عالی می سازیم، خیلی زیبا طراحی شده و کاربر پسند هستند و...
○شرکت حقوقی می گوید: این شرکت حقوقی ماست، ما بهترین وکلا را داریم و آنها بهترین خدمات را ارائه می کنند و...
■خودرو ساز هم می گوید: ما خودرو تولید می کنیم و خودروهای ما کمترین مصرف بنزین را دارند و صندلی هایشان چرمی است و...
همه اینها یک ایراد دارند و آن هم اینکه الهام بخش نیستند!
□اپل اینگونه ارتباط برقرار می کند: هر کاری ما انجام می دهیم معتقدیم وضع موجود را به چالش می کشد، چگونه وضع موجود را به چالش می کشیم؟ با طراحی زیبای محصولاتمان و کاربرپسند کردن آن! 
●یادتان باشد: مردم برای آنچه انجام می دهید پول نمی دهند، بلکه برای چرایی انجام کار و تولیدات شما پول می دهند!  
People don’t buy what you do, they buy why you do it!

○به عنوان مثال؛ چند سال پیش شرکت Dell برخی محصولاتی که اپل تولید می کند را با کیفیت و طراحی عالی تولید کرد و نتوانست بفروشد!

■آنچه می گویم ریشه اش نه در روانشناسی بلکه در بیولوژی و ساختار زیستی ماست! مغز انسان دارای سه لایه است که دقیقا دایره طلایی منطبق بر آن است! کورتکس یا قشر مغز با لایه What انطباق دارد و با کارهای فکری و منطقی و زبان سروکار دارد، و قسمت لیمبیک یا سامانه عصبی احساسی مغز که با اعتماد، وفاداری، رفتار و تصمیم گیری سروکار دارد با لایه How و Why تناظر دارد! وقتی با مشتری و یا مردم از دایره داخلی یعنی از Why و How ارتباط برقرار می کنیم مستقیما با سامانه عصبی احساسی آنها ارتباط برقرار می کنیم و وقتی تمرکز ما برای برقراری ارتباط بر عکس می شود، یعنی روی واقعیات و مشخصات محصول متمرکز می شویم، در واقع سراغ لایه کورتکس مغز مخاطب رفته ایم که منجر به ایجاد حس اعتماد سازی و وفاداری نمی شود! 
□دایره طلایی سایمون کاربرد وسیعی در پیشگیری یا حل بسیاری مشکلات امروز بنگاه های اقتصادی ما دارد. پاسخ به سوال حیاتی چرایی انجام کاری که انجام می دهیم، کالایی که تولید می کنیم یا قرار است تولید کنیم و به طور کلی؛ فلسفه وجودی ما، هر چه الهام بخش تر برای شرکا، کارکنان، مشتریان، محیط زیست و اجتماع؛ یعنی همه ذینفعان باشد، به معنی ارتباط ریشه دارتر با سامانه عصبی - احساسی، اعتماد و وفاداری آنها با کار و کسب ماست. هر چه عمق چرایی انجام کار سطحی تر باشد، شانس برای موفقیت، کسب سهم بازار مناسب و احیانا زنده ماندن کمتر خواهد بود! چرا که به قول خود سایمون؛ امروزه دیگر هدف؛ بیزینس با کسانی نیست که به آنچه شما دارید (فرصت شغلی، پول) نیاز دارند، بلکه هدف؛ بیزینس با کسانی است که به آنچه شما اعتقاد دارید، اعتقاد دارند و اینها هستند که با تمام وجود پای کار می ایستند و شرکت را از گردنه های بحرانی عبور می دهند و یا آنرا به اوج می رسانند!
✳️ آی کیو را فراموش کنید؛ موفقیت فقط به ویژگی‌های شخصیتی شما بستگی دارد!

✅ بسیاری از ما هوش انیشتن یا اعتماد به نفس موفق‌ترین مردان دنیا را نداریم و گاهی این سوال را از خودمان می‌پرسیم که آیا واقعا این‌قدر باهوش هستیم که به آرزوهایمان برسیم؟

🟢حتی برخی از ما به خاطر ترس از کم هوشی، پیشنهادهای کاری بسیار خوبی را رد کردیم یا فرصت‌های شغلی و تحصیلی ناب زندگی را دنبال نکردیم.

🔵جیمز هکمن، برنده جایزه نوبل و همکارانش در تحقیقات جدیدی به صورت علمی نشان دادند این طرز تفکر کاملا اشتباه و شرم‌آور است. چون تقریبا ضریب هوشی یا IQ هیچ ارتباطی با موفقیت ندارد!

🟤این محققان برای دستیابی به نتیجه‌ای درست، ابتدا ضریب هوشی هزاران نفر در انگلیس، هلند و آمریکا را براساس داده‌هایی مربوط به نمرات و آزمون‌های IQ، نتیجه تست‌های استاندارد و ارزیابی شخصیت جمع‌آوری کردند. بعد، محاسبه کردند هر یک از این عوامل چقدر در پیش‌بینی آینده‌ای نزدیک موثر هستند.

🟠به نظر شما چند درصد موفقیت به آی کیو بستگی دارد؟
مطالعه جدید جیمز هکمن و همکارانش نشان می‌دهد فقط ۱ یا ۲ درصد! به عبارت دیگر، اینکه شما چقدر باهوش هستید اصلا در موفقیت شما دخالتی ندارد و مهم نیست. پس چه ویژگی اهمیت بیشتری دارد؟

🟣ویژگی‌های شخصیتی مانند وظیفه‌شناسی، مسئولیت‌پذیری، سازگاری، باز بودن یا پذیرای تجربه‌های جدید بودن (Openness) خصوصیت‌هایی هستند که بیشتر از آی کیو شما را به موفقیت می‌رسانند.

🟡شما می‌توانید شخصیت خود را تغییر دهید؟!
اینکه موفقیت بیشتر حاصل شخصیت است تا ضریب هوشی، یک خبر خوش برای افرادی است که به خودسازی و پرورش شخصیت و ذهن علاقه دارند. ضریب هوشی تا حد زیادی ثابت است ولی شخصیت کاملا انعطاف‌پذیر است.

⚪تحقیقات هاکمن نشان می‌دهد از کودکی می‌توان شخصیت افراد را برای موفقیت پرورش داد. والدین باید به کودکان کمک کنند تا شخصیتی درستی پیدا کنند و ویژگی‌های شخصیتی مناسبی برای موفقیت به دست بیاورند. حتی در بزرگ‌سالی هم شخصیت افراد قابل تغییر و انعطاف‌پذیر است.

⚫خلاصه این نتایج و مطالعات این است که دیگر نباید از خودمان بپرسیم «آیا به اندازه کافی باهوش هستیم که موفق شویم؟» بهتر است از خودمان بپرسیم «آیا شخصیت مناسبی برای موفقیت دارم؟» اگر فکر می‌کنید شخصیت موفقی ندارید، وقت ناامیدی نیست و بهتر است شروع به تغییر آن کنید.
از: آموزه های سازمانی/ راهنامه مدیر
تساهل مغولان؛ فرشته نجات ایران

📜 هزار سال پیش در چنین روزی اسبان می‌تاختند و چنگیز آنکه می‌گفت؛ آسمان فرمانروایش کرده با سلطان بدقلق ایران محمد خوارزمشاه در افتاد‌ و به انتقام کشتار بازرگانانش به ایران تاخت. بازی عجیبی در جریان بود. شمشیرهای آهیخته بر پیکر مردمان فرود می‌آمد و تکه‌تکه‌شان می‌کرد. جوی خون در ایران به راه افتاده بود. مردان بر زمین می‌غلتیدند و زنان و کودکان در بند و زنجیر ناله می‌کردند.

📜 سرزمین‌های ایرانی از یاد نخواهد برد که چنگیز چگونه بر مساجد مسلمانان تاخت و صندوق‌های مصاحف به میان صحن آورد و بیرون ریخت و آخور اسبان کرد. باد بی‌نیازی خداوند می‌وزید و نه انسان و نه بنا بر جای نمانده بود. کتاب‌ها در آتش می‌سوختند و بوی چرم و گوشت آدمیزاد در شهر می‌پیچید. هیچ‌کس اندیشه‌ای نداشت بر چنین سرزمین ویرانی که دوباره جان بگیرد، جوانه بزند و از خاکستر خود چون ققنوسی به پا خیزد. اما تاریخ برگ دیگری را رو کرد.

📜 ایران برخاست اما چگونه؟ پژوهش‌های نوین روی این دوره تاریک و کمتر مطالعه شده نشان می‌دهد که تساهل و تسامح دینی مغولان در باز شدن بستر رشد و ثبات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ایران بسیار کارساز افتاد، چون هیچ‌چیز مهم‌تر از اقتصاد برای این قوم نبود و همین پایه و اساس تحولی شگرف شد...👇

🔗متن کامل را اینجا بخوانید

کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
✳️ دولت رئیسی همچنان عاجز از کاهش تورم

✅ مرکز آمار ایران نرخ تورم در شهریورماه امسال را  ۴۶.۱ درصد اعلام کرد،این در حالی است که همین مرکز نرخ تورم در شهریور ۱۴۰۰(ماه پایانی دولت روحانی) عدد ۴۵/۸ درصد اعلام کرده بود
🔹 به عبارتی به استناد گزارش رسمی مرکز آمار، بعد از دو سال ادعای دولت رئیسی مبنی بر کاهش تورم نسبت به آخر دولت روحانی کاملا خلاف واقع است/بامدادنو
🔸احتمالاً شما هم تو زندگیتون اهدافی دارین و به این فکر کردین که به کجا می‌خواین برسین. اینکه به این موضوع فکر کنین خیلی خوبه، اما هدف و نتیجه تنها چیز مهم نیست‌. تا حالا به این فکر کردین که تو مسیر رسیدن به اون هدف چه اتفاقاتی براتون میفته؟
🔹مثلا اینکه چقدر تو این مسیر و فرایند رشد کردین، چقدر آدم بهتر و آگاه‌تری شدین؟ چقدر ارزشاتون تغییر کرده و چقدر دیدگاه‌های بهتر و جامع‌تری به زندگی و مسائل مربوط به اون پیدا کردین؟
🔸این که شما تو مسیر کار و زندگی تبدیل به چه آدمی می‌شین خیلی مهم‌تر از نتیجه و مقصد اون مسیره، چون حتی اگه به اون نتیجه هم نرسین، رشد کردین و فرد بهتر و توانمندتری شدین.
✳️چگونه در مصاحبه شغلی به سوال «بزرگ‌ترین نقطه ضعف شما چیست» پاسخ دهیم؟

✅ شاید برای شما هم پیش آمده باشد که در مصاحبه شغلی، این سوال را بشنوید: «بزرگ‌ترین نقطه ضعف شما چیست؟». بعضی کارجوها از شنیدن این سوال تعجب می‌کنند و بعضی دست‌پاچه می‌‌‌شوند. علتش هم این است که تصور همه ما این است که مصاحبه باید حول محور توانمندی‌‌‌ها و مهارت‌‌‌های کارجو باشد، نه نقطه ضعف‌‌‌هایش. اما گاهی مسئول مصاحبه تصمیم می‌گیرد مسیر مصاحبه را عوض کند و شما باید برای شنیدن این سوال، آماده باشید و نترسید.

🔸صحبت از نقطه‌ضعف‌‌‌ها قرار نیست ذهنیت مسئول مصاحبه را نسبت به شما تغییر دهد. به هر حال، همه ما کاستی‌‌‌هایی داریم. فقط باید به شکلی مثبت و‌ سنجیده درباره نقطه‌ضعف‌‌‌ها صحبت کنید. تجربه نشان داده که این کار سختی است اما اگر یک برنامه عملی داشته باشید و در کنارش، به خودآگاهی برسید، می‌توانید از این فرصت استفاده کنید تا با جوابی هوشمندانه، از سایر کارجوها متمایز شوید.

🔸راه پاسخ به این سوال شایع این است که از قبل آماده شوید و نقاط ضعفی را شناسایی کنید که نشان از قدرت شما دارند. این به مسئول مصاحبه نشان می‌دهد که به قدر کافی دارای خودآگاهی هستید که نقاطِ نیازمند به اصلاحِ خود را بشناسید.

🔸وقتی در مصاحبه از شما درباره نقاط ضعفتان سوال می‌شود، می‌توانید جوابتان را طوری انتخاب کنید تا مسیر گفت‌‌‌وگو به سمتی برود که درباره اقداماتی که برای بهبود نقطه‌ضعفتان و تبدیل آن به نقطه قوت انجام داده‌اید، صحبت کنید. چند مورد از نقاط‌ضعفی که ممکن است داشته باشید و بهتر است درباره‌‌‌شان صحبت کنید، از این قرارند:
▪️درگیر جزئیات می‌‌‌شوم.
▪️نمی‌توانم پروژه‌‌‌ها را رها کنم.
▪️در «نه» گفتن به دیگران، ناتوانم.
▪️از تمام شدن مهلت پروژه‌‌‌ها می‌‌‌ترسم.
▪️در بعضی زمینه‌‌‌ها تجربه کمی دارم.
▪️بعضی وقت‌‌‌ها اعتماد به نفس ندارم.
▪️کمک خواستن از دیگران برایم سخت است.
▪️کار با بعضی آدم‌‌‌ها و شخصیت‌‌‌ها برایم سخت است.
▪️نمی‌توانم میان کار و زندگی‌‌‌ام توازن برقرار کنم.
▪️از ابهام خوشم نمی‌‌‌آید.

🔸مثلاً اگر بگویید: "در فلان زمینه به تجربه بیشتری نیاز دارم."، زمینه‌‌‌ای که در آن تجربه ندارید هرچه باشد، صحبت از آن به مسوول مصاحبه نشان می‌دهد که خودآگاه هستید و دوست دارید خودتان را به چالش بکشید. بسیاری از مردم در بعضی زمینه‌‌‌ها تجربه زیادی ندارند، مثلا ارتباط کلامی، رهبری تیم، تفسیر داده‌‌‌ها و برنامه‌‌‌ای خاص مثل پاورپوینت. اگر کسب تجربه در یک حوزه خاص، جزو نقطه ضعف‌‌‌های شماست، حواستان باشد که آن حوزه، جزو لازمه‌‌‌های شغل مربوطه نباشد.
منبع: Indeed
کانال آموزه های سازمانی
✳️ انضباط شخصی، توانایی وادار ساختن خود به آن‌چه باید انجام دهید است، چه آن را دوست داشته باشید یا نداشته باشید.

زیگ زیگلار می‌گوید:
«اگر به خودتان سخت بگیرید، زندگی به شما آسان خواهد گرفت؛ ولی اگر بر آسان گرفتن به خود پافشاری کنید، زندگی به شما بسیار سخت خواهد گرفت.»
✳️ برآورده سازی قدرت

✅ ويليام گلاسر در كتاب تئوري انتخاب مي گويد افراد نيازشان به قدرت را به سه شكل برآورده مي كنند:

۱. شکل اول: power on

يعني قدرتشان را بر ديگري اعمال مي كنند و با كنترل ديگري يا ديگران احساس قدرت مي كنند.
تذكر دادن به ديگران، غر زدن، ايراد گرفتن و مجبور كردن ديگران به كارهايي كه به گمان اين افراد به صلاح آنهاست نمونه اين رفتارهاست.

۲. شكل دوم: power with

يعني قدرت را با ديگران تجربه مي كنند مثل وقتي كه شما قرار است تصميمي بگيريد كه نتيجه‌ آن بر روي همسر يا فرزندتان هم اثر مي‌گذارد، آنگاه نظر و خواست آنها را هم در نظر مي‌گيريد و حتي به نظر آنها عمل مي‌كنيد.
در واقع به ديگري هم فرصت مخالفت و اظهار نظر و تصميم گيري مي‌دهيد.

۳. شكل سوم: power within

در اين شكل از ارضاء نياز قدرت، فرد نه قدرتش را بر ديگران اعمال مي كند و نه با آنها، بلكه قدرت دروني خويش را افزايش مي دهد.
مثل وقتي كه فردي با بالا بردن دانش يا مهارتي در خود احساس توانمندي و قدرت مي‌كند حتي اگر از ديگران هم تحسيني دريافت نكند اهميتي نمي‌دهد.

افرادي كه در ارتقاء دانش و فرهنگ بشر نقش مهمي بازي كرده اند، نياز به قدرت‌شان را اينگونه برآورده كرده‌اند.
افرادي مثل اديسون، انيشتين، سقراط، نويسنده‌ها، شاعران و هنرمندان بسياري در طول تاريخ و یا كساني كه حتي مشهور هم نشده‌اند اما قدرتمند بوده‌اند.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✳️ شرکت هوآوی چگونه متولد شد؟

✅ تولد برند چینی هوآوی در سال ۱۹۸۷ از یک آپارتمان کوچک در شنزن شکل گرفت. فردی به نام رن ژنگفی، معاون سابق بخش مهندسی ارتش آزادی‌بخش خلق چین، هوآوی را تاسیس کرد. اما این برند چگونه توانست از یک آپارتمان کوچک به کل جهان نفوذ کند؟ 

🟢می‌خواهیم سفری داشته باشیم به ۳۰ سال پیش تا داستان شکل‌گیری شرکت هوآوی، یکی از پیشتازان تکنولوژی در جهان را مرور کنیم..
👍1