مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.8K photos
785 videos
1.31K files
4.57K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
🔳⭕️ببخشید دماغ شما چند متر است؟
مجتبی لشکربلوکی


لحظه ای با خود خلوت کنید و به این سوال صادقانه (تاکید می‌کنم صادقانه) پاسخ دهید: کدامیک از ما در زندگی مان مانند یک قدیس معصوم بوده ایم و کاملا پاک، بدون خطا و اشتباه بوده ایم؟ همه ما در برهه هایی از زندگی کارهایی کرده‌ایم که بعدها آرزو کرده‌ایم کاش هیچوقت آن ها را انجام نداده بودیم. تلاش می کنیم که آن ها را از حافظه خود نیز پاک کنیم. یکی در بخشی از زندگی اش سیگاری بوده، یا شیشه می کشیده. فرد دیگری در زندگی اش چند باری تقلب کرده. بخشی دیگر روابطی داشته که به خانواده اش منتقل نکرده. فرد دیگری یک بیماری دارد که هیچکس جز اعضای خانواده اش نمی دانند. اما شبکه‌های اجتماعی به جایزالخطا بودن انسان‌ها احترامی نمی‌گذارند. کافی است اشتباه کوچکی از شما سر بزند، دیگر باید منتظر باشید که روزی کسی آن را منتشر کند و شما را به نابودی بکشاند. اگر فرد مشهوری باشید که اوضاع خیلی خیلی بدتر می شود. همه ما به خودمان حق می دهیم که دماغ مان تا هر جا که می توانیم در زندگی فرد مشهور فرو کنیم و از آن بدتر به خودمان حق می دهیم که هر چه فهمیدیم را سخاوتمندانه و پیروزمندانه با دیگران به اشتراک بگذاریم و از این دو بدتر اینکه بدون اطلاعات کافی در مورد زمینه و شرایطی که منجر به آن رفتار شده در مورد او قضاوت کنیم. اما آیا این «هتاکیِ جمعیِ هنجار-شده» به نفع من و شما و نسل آینده است؟ جامعه ای با دهان های گشاد و دماغ های بزرگ، جامعه کامیاب و شادی نخواهد بود. امروز پرده از زندگی من برداشته می شود و فردا قطعا نوبت شماست.

☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:
تکنولوژی و رسانه ها دسترسی ما را به اطلاعات به شدت گسترش داده اند اما انگار که دکمه بمب اتم را گذاشته باشی زیر دست یک انسان نخستین. خاصیت تکنولوژی برطرف کردن محدودیت هاست. در ازای هر تکنولوژی ای که خلق می شود و به کار گرفته می شود حداقل یک محدودیت از پیش روی آدمی کم می شود و دقیقا همین جاست که ما محتاج آنیم که چیزی این مساله را مهار کند و متوازن کند؛ یعنی هر چقدر این محدودیت ها کمتر و کمتر می شود باید چیزی وجود داشته باشد که این انسان آزادتر شده را مهار و محدود کند: دیسیپلین شخصی. به عبارت دیگر به ازای هر آزادی که فناوری به ما می دهد باید یک قاعده اخلاقی در ما نهادینه شود.
برای تمرین دیسیپلین شخصی در حوزه رسانه (کاهش میزان فرو کردن دماغ در زندگی شخصی سایرین) تکنیک سه پرسش سقراطی بسیار مفید است..
هر زمان که تیتری دیدید در مورد رسوایی زندگی شخصی فلان آدم معروف یا غیرمعروف از «سه پرسش سقراطی» استفاده کنید. هر زمان که کسی خواست مطلبی را بگوید یا شما مطلبی را بگویید این تکنیک را به کار ببرید.
یک روز فرد بزرگي که از آشنايان سقراط بود، با هيجان آمد پیش او و گفت: ميداني راجع به يکي از شاگردانت چه شنيده ام؟

سقراط پاسخ داد: قبل از آن سه سوال از تو می پرسم. اولين سوال این است که کاملا مطمئني که آنچه را که مي خواهي به من بگويي حقيقت دارد؟ مرد جواب داد: نه. فقط در موردش شنيده ام. حالا سوال دوم؛ آنچه را که در مورد شاگردم مي خواهي به من بگويي خبرخوبي است؟ مرد جواب داد: نه! سقراط گفت: پس مي خواهي خبري بد در مورد شاگردم که حتي درمورد آن مطمئن هم نيستي بگويي؟ و اما سوال سوم؛ آن چه را که مي خواهي در مورد شاگردم به من بگويي براي من فایده ای هم دارد؟ مرد کمی فکر کرد و پاسخ داد راستش نه! سقراط گفت: اگرمي خواهي به من چيزي را بگويي که نه حقيقت دارد و نه خوب است و نه حتي سودمند است پس چرا اصلا آن رابه من مي گويي؟!!

این سه سوال به ترتیب پرسش حقیقت، پرسش خوبی، پرسش سودمندی نام دارند و دیسیپلین شخصی در عرصه رسانه ای یعنی اینکه من با این سه پرسش، دماغ خودم را کوتاه کنم.

درست آن است که آموزش و پرورش، آموزش عالی و صدا و سیما با بودجه های هزار میلیاردی در من و شما این دیسیپلین شخصی را ایجاد کنند. ادبستان که بعدها شد دبستان، در اصل هدف اصلی اش همین آموزش دیسیپلین شخصی یعنی حد نگهداشتن و مودب شدن بود که متاسفانه فروکاسته شد به خواندن و نوشتن.
وظیفه جمعی ما این است که نقصان‌های اساسی سیستم آموزشی و رسانه ای (شامل آموزش و پرورش، آموزش عالی و صدا و سیما) را جبران کنیم. حال که این سیستم ها در خلق یک فرهنگ درست درمانده اند، باید خودمان دست به کار شویم و دیسیپلین شخصی را ابتدا در خودمان و سپس در نسل بعدی تمرین کنیم و پایدار کنیم.

«هتاکیِ جمعیِ هنجار-شده» را باید تبدیل کنیم به «جامعه ای با دهان ها و دماغ‌های با دیسیپلین». مقدمات کامیابی را تمرین جمعی کنیم.


t.me/Dr_Lashkarbolouki
👏1
📌هر سال ارزش ریال نسبت به دلار ۱۸درصد کم می شود؟!

🔹 ‏نرخ بهرهٔ ایران 23% و آمریکا 5% است. تفاوت این اعداد یعنی ارزش بنیادی ریال در برابر دلار سالانه 18% کم می‌شود
‏ارزش بنیادی دلار ۵۱ هزار تومنیِ امروز، در انتهای ۱۴۰۲‌ حدود ۶۰هزار تومن است
‏هرچه دلار دیرتر حرکت کند و در کانال ۵۰ سرکوب شود، حباب منفی‌اش بیشتر و موج تورمی قوی‌تر...
✳️ پیش بینی قیمت طلا و سکه تا نیمه سال آینده پس از تحولات جاری

✅ در روزهای پایانی این هفته مجموعه عواملی منجر به افزایش قیمت دلار شدند. اثرات این رشد در بازار طلا نیز خود را نشان داد.

🔹 با توجه به معاملات این هفته به نظر میرسد قیمت هر گرم طلای 18 عیار تا پایان شهریور ۱۴۰۳ روند صعودی داشته و بتواند تا 3 میلیون و 480 هزار تومان بالا برود. این در حالی است که فعلا قیمت هر گرم طلا در بازار حدود 2.5 میلیون تومان است. چشم انداز رشد طلا از هفته قبل نیز صعودی بود که به آن اشاره کردیم و بخشی از آن در هفته جاری محقق شد.

🔸انتظار می رود قیمت طلای 18 عیار طبق پیش بینی های امروز 14 دی ماه، تا پایان نیمه اول سال آینده حدود 35 درصد رشد کند.  البته این پیش بینی با توجه به انتظارات امروز است و اتفاقات ناگهانی می تواند این پیش بینی ها را تغییر دهد. قیمت سکه نیز که در حال حاضر حدود 30.5 میلیون تومان است، پتانسیل صعود در ماه های بعد را دارد. طبق برآوردهای ما با فروض امروز، سکه تا پایان مهر 1403 می تواند 46 درصد رشد کند.
بنا براین هر گرم طلا می تواند در مقاطع زمانی پیش بینی شده به این اعداد برسد

اسفند امسال 2.8 میلیون

اردیبهشت سال آینده 3 میلیون

تیر سال آینده 3.2 میلیون

شهریور سال آینده 3.48 میلیون
✅ ۳ سناریوی طلا در سال پیش‌رو / چه عواملی مسیر طلا را تعیین می‌کنند؟

🔹 اولین سناریوی طلا در سال جدید میلادی، بر این احتمال استوار است که تورم به طور پیوسته به کاهش خود ادامه می دهد.

🔹سناریوی دوم احتمال می‌دهد که تورم به طور پیوسته به کاهش خود ادامه می‌دهد، در حالی که نرخ بیکاری به طور قابل توجهی افزایش می‌یابد و اقتصاد ایالات متحده، نرخ‌های رشد کمتر از یک درصد در سه ماهه اول و دوم را ثبت می‌کند.

🔹 سناریوی سوم به وضوح برای طلا نزولی است. اولویت فدرال رزرو این است که تورم را به هدف 2 درصد برگرداند و سیاستگذاران احتمالاً از کاهش پیش از موعد این سیاست خودداری کنند./ تجارت نیوز
✳️ نظریه قوی سیاه

✅ نظریه قوی سیاه Black Swan توسط نسیم نیکلاس طالب Nassim Nicholas Taleb نویسنده لبنانی – آمریکایی در سال ۲۰۰۷ مطرح شد. اروپاییان در زمان‌های قدیم قوی سفید را نماد پاکی و قوی سیاه را نماد شیطان، شر و جادوگری می‌دانستند. بنابراین، اگر فردی ادعا می‌کرد که قوی سیاه را دیده است، مردم او را جادوگر و خرافاتی می‌پنداشتند و مجازات می‌کردند.

🔹آنها با توجه به اینکه برای آن پدیده نادر، دلایل و توجیه منطقی نداشتند، به سراغ دلایل غیرمنطقی و خرافاتی می‌رفتند.

🔸ویلم دی ولامینگ Willem de Vlamingh، دریانورد و کاوشگر هلندی در سال ۱۶۹۷ میلادی در سواحل غربی استرالیا، دسته‌های زیادی قوی سیاه را مشاهده کرد و تعدادی را با خود به اروپا آورد. در نتیجه، کم کم باور قوی سیاه به عنوان مظهر شیطان و ناپاکی در بین عموم مردم کم رنگ شد.

🔹برخی از قبایل بدوی نیز به دلیل عدم آگاهی، زلزله را خشم خدایان تلقی می‌کردند و در نتیجه، انسان را برای فرونشاندن خشم خدایان قربانی می‌کردند. مردم به دلیل احتمال وقوع پایین و عدم مشاهده این پدیده‌ها، پیش‌داوری‌های خرافی و غیرمنطقی در مورد آن‌ها داشتند. ولیکن، بعد از مشاهده واقعه و تحلیل دلایل بروز آنها، برای اتفاق‌های مشابه آن برنامه‌ریزی می‌کردند.

🔸در حقیقت، نظریه قوی سیاه به رویدادهای بسیار نادر، غیر قابل پیش‌بینی و با احتمال وقوع بسیار ناچیز، ولیکن، با اثرات بسیار زیاد اشاره دارد.

🔹جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۴، شیوع آنفولانزای اسپانیایی در سال ۱۹۱۸، رکود بزرگ سال ۱۹۲۹ آمریکا، فروپاشی شوروی در سال ۱۹۹۱، حباب دات‌کام سال ۲۰۰۱، حمله به برج‌های دوقلو آمریکا در سال ۲۰۰۱، سقوط بازار مسکن اروپا در سال ۲۰۰۸، ابر تورم ۷۹ میلیارد درصدی زیمباوه در سال ۲۰۰۸ و بیماری کوید-۱۹ در سال ۲۰۱۹ نمونه هایی از پدیدهای قوی سیاه هستند.

🔸این پدیده فقط محدود به حوادث و اتفاقات نامحتمل منفی نیست و پدیده‌های مثبت با تأثیر بسیار زیاد مثل کشف پنی سیلین، کامپیوتر شخصی، اینترنت و هوش مصنوعی را هم شامل می‌شود.

🔹نظریه قوی سیاه در سازمان و مدیریت به ویژه در حوزه‌های مدیریت پروژه و مدیریت ریسک کاربرد زیادی دارد. سازمان‌ها نسبت به پدیده قوی سیاه بسیار آسیب پذیر هستند و اگر از آمادگی و تاب‌آوری لازم برخوردار نباشند، در صورت وقوع آن پدیده‌ها، متحمل زیان شدیدی خواهند شد. قوهای سیاه می‌توانند فعالیت یک سازمان را برای مدتی فلج کنند یا حتی منجر به نابودی آن سازمان شوند.

🔸ترجیح مدیران و کارکنان برای اطمینان، ابهام گریزی، برآورد بیش از حد شایستگی‌ها و دست کم گرفتن ریسک‌ها، بزرگترین خطر برای سازمان است. با توجه به اینکه برخی رویدادها قابل پیش بینی نیستند، مدیران باید محیط سازمان خود را ثابت فرض نکنند و ریسک‌های موجود و احتمالی محیطی را در تصمیمات خود لحاظ کنند تا بتوانند در صورت وقوع یک اتفاق ناگهانی، از سازمان خود محافظت کنند.

🔹برخی از این خطرات احتمالی عبارتند از: وقوع اپیدمی بیماری‌های واگیر، جنگ، زلزله مهیب، انفجار اتمی، برخورد شهاب سنگ و .... مدیران باید نحوه مقابله با این پدیده‌های نامطلوب را یاد بگیرند و برای کاهش اثرات منفی آنها برنامه‌ریزی کنند. آنها همچنین، باید آماده بهره‌برداری از فرصت قوی‌های سیاه مثبت هم باشند.

🔸مدیران برای اینکه کمتر از پدیده‌های منفی قوی سیاه آسیب ببینند، باید:
۱. واحدی برای مدیریت ریسک در سازمان داشته باشند تا ریسک‌های احتمالی و غیر منتظره را پیش‌بینی کنند.
۲. تغییرات محیط های داخل و خارج سازمان مثل کاهش بهره وری، اعتصاب کارکنان، افزایش تورم، افزایش نرخ ارز، افزایش قیمت نفت و تغییرات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فناوری و محیط زیستی را رصد کنند و لیستی از قوی‌های سیاه سازمان خود تهیه کنند.
۳. برنامه عملیاتی برای تقویت تاب‌آوری و پایداری سازمان در برابر اثرات این پدیدها تدوین و اجرا کنند.
۴. سازمان خود را با پیش‌بینی، پیشگیری، جذب، تطبیق و تغییر، تاب‌آور و پایدار کنند.

🔹مطالعه کتاب «قوی سیاه» نسیم طالب، چاپ شده در سال ۲۰۰۷ میلادی را به اساتید، دانشجویان، مدیران و کارکنان پیشنهاد می‌کنم. برای آشنایی بیشتر با نظریه قوی سیاه ویدئوی زیر را ببینید.
https://t.me/ExecutiveManagement
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✳️ چگونه افراد متفاوت را به یک تیم تبدیل کنیم؟
قانونگذاری خوب،دی۱۴۰۲.pdf
2 MB
✳️ گزارش "قانونگذاری خوب: مبانی، شاخص‌ها و ابعاد"

✅ در این پژوهش می‌خوانید:

《ایـران نیـز هماننـد بسـیاری از کشـورهای دنیـا، بـا بحـران کیفیـت قوانیـن و مقـررات مواجـه اســت. منظــور از بحــران ایــن اســت کــه قوانیــن و مقــررات، گرچــه در مقیــاس وســیع و بــه تعــداد زیــاد از ســوی نهادهــای متنــوع تولیــد میشــود، امــا تولیــد ایــن تــوده عظیــم هنجــاری کــه از آن به‌عنــوان «باتــلاق قوانیــن و مقررات» یـاد شـده اسـت، خـود بـه معضـل «نظـام تدبیـر» در جامعـه ایـران تبدیـل شـده اسـت.

کوتـاه بـودن عمـر قوانیـن و مقـررات، ابهـام و ناسـازگاری درون یـک متـن و ناسـازگاری یـک قانـون یـا مقـرره بـا سـایر هنجارهـای حقوقـی، آثـار ناخواسـته و جانبـی قوانیـن و مقـررات و کاسـتی‌هایی ماننـد آنهـا، ضـرورت واکنـش مناسـب بـه ایـن بحــران را بــه امــری اجتناب‌ناپذیــر تبدیــل کــرده اســت.

بر اساس پژوهش انجام‌شده، واکنش‌هــا بــه بحــران کیفیــت قوانیــن و مقــررات و تورم قوانین در ایــران، بیشــتر سـلبی بـوده اسـت تـا ایجابـی...
✳️ افسانه «تورم فشار هزینه»


✅ چرا تورم در بیش از ۹۵ درصد کشورها به تاریخ ‍‍‍پیوسته اما در معدود کشورهایی همچون ایران به حیات خود ادامه می‌دهد؟ صرفنظر از ذینفعانی که به طرق مختلف در تنور تورم می‌دمند علت اصلی را باید در عدم آگاهی عمومی نسبت به دستور پخت تورم دانست. ذینفعان هیچوقت استدلال نمی‌کنند که چون تورم به نفع ماست باید ادامه یابد بلکه روی موج ناآگاهی عمومی سوار و باعث سیاستگذاری‌هایی از جمله قیمت‌گذاری دستوری می‌شوند که پیامد نهایی آن تشدید یا حداقل ماندگاری تورم است.

🔸 یکی از افسانه‌هایی که در مورد علل تورم وجود دارد و اخیرا در یکی از مناظره‌های تلویزیونی هم به آن استناد شد تورم فشار هزینه (Cost-push inflation) است که قبل از کشف سیاست‌های مهار تورم در سال‌های ماقبل دهه ۸۰ میلادی به عنوان یکی از علل تورم مطرح بود. نخستین بار اقتصاددانانی چون فردریش فون هایک و میلتون فریدمن اقتصاددانان برنده نوبل از این واقعیت پرده برداشتند که چیزی به نام «تورم فشار هزینه» وجود ندارد.

هایک معتقد بود که چنین دیدگاهی در دوران طولانی شدن تورم تلاش می‌کند گناه افزایش مستمر قیمت‌ها را از دوش سیاست بردارد و به فشار هزینه‌ها منتسب کند. او در کتاب «خصوصی‌سازی پول» می‌نویسد: نه دستمزدهای بالاتر و نه قیمت بالاتر نفت یا واردات هیچکدام نمی‌توانند قیمت کل همه کالاها را به بالا برانند مگر اینکه عرضه پول افزایش یابد و پول بیشتری در اختیار خریداران قرار گیرد.

🔹 میلتون فریدمن و اقتصاددانان دیگری این مفهوم را بسط دادند و این جمع‌بندی به علم اقتصاد اضافه شد که: اینگونه نیست که تورم ناشی از فشار هزینه همانند تورم ناشی از رشد نقدینگی یا فشار تقاضا اجتناب‌ناپذیر باشد بلکه با سیاست‌های صحیح اقتصادی کاملا قابل اجتناب است. در مثالی عامیانه می‌توان گفت مَثَل کسانی که تورم فشار هزینه را اجتناب‌ناپذیر می‌دانند مثل آن بنده خدایی است که هر جا پوست موزی روی زمین می‌دید می‌گفت باز هم باید زمین بخوریم!

🔸 البته همانگونه که توضیح داده شد تا قبل از دهه ۸۰ میلادی، نحوه اجتناب از اثرگذاری شوک‌های هزینه‌ای همانند شوک نفتی بر تورم نامعلوم بود و به همین دلیل شوک نفتی دهه ۷۰ میلادی باعث افزایش تورم جهانی شد.

اما در همان زمان اقتصاددانان پی بردند که علت این موضوع نه خود فشار هزینه بلکه افزایش انتظارات تورمی و به تبع آن افزایش تقاضای پول است که بلافاصله با پاسخ مثبت بانک‌های مرکزی مواجه می‌شود و این بدترین نوع مواجهه با این نوع از افزایش تقاضای پول است. مبنای نظریات جدید این بود که اگر بانک مرکزی در مواقع شوک‌های خارجی اعم از شوک نفتی، ارزی یا مثلا تحریمی، تسلیم گروه‌های فشار برای افزایش عرضه پول نشود هرگز تورمی رخ نخواهد داد و از همان موقع در هیچ جای جهان که با این قواعد با شوک‌های خارجی مواجه می‌شود‌ افزایش تورم مشاهده نشده است.

ملموس‌ترین مثال در این زمینه شاید شوک نفتی حدود ۱۵ سال پیش باشد که برعکس شوک نفتی دهه ۷۰ میلادی، تورم محسوسی به دنبال نداشت. البته این نکته را نباید فراموش کرد که این نوع شوک‌ها در هر صورت ممکن است قیمت‌های نسبی یا سطح قیمت‌ها را تغییر دهند اما این مساله به معنی تورم یعنی افزایش مستمر سطح عمومی قیمت‌ها نیست و تورم نه با فشار هزینه بلکه فقط و فقط با تسلیم بانک مرکزی در مقابل فشار برای افزایش عرضه پول به وقوع می پیوندند.
👤 علی میرزاخانی

https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ آیا رشد ایران امکان پذیر است؟


✅ اگر کشوری درآمد نداشته باشد، نه از نظر فرهنگی و نه از نظر اجتماعی رشد نمی‌کند؛

همچنین از اعتبار بین‌المللی لازم نیز برخوردار نخواهد بود.

رشد و توسعه اقتصادی، علم است مانند علم پزشکی. اگر پزشکانی از کشورهای نیجریه، کانادا، بنگلادش یا فنلاند در یک جا جمع شوند، و در رابطه با بنیان های سلامت انسان صحبت کنند، احتمالا 90 درصد صحبت‌های آنها یکی است. چرا؟ چون پزشکی علم است. توسعه و حکمرانی نیز علم هستند. به همین دلیل، توسعه پیدا کردن یک تصمیم است؛ زیرا کشوری، یا جامعه ای که تصمیم به توسعه بگیرد، باید کارهایی را انجام دهد. اگر آن کارها را انجام داد توسعه پیدا می کند

🔹 چگونه درآمد سرانه چین از 200 دلار در عرض 25 سال به 10 هزار دلار افزایش یافت، اقتصاد دوم جهان شد و GDP 18 تریلیون دلاری را به خود اختصاص داد؟ هیچ کشوری در دنیا نیست که حداقل 20 درصد از تجارت خارجی‌اش با چین نباشد؛ این رقم در ارتباط با برخی کشورها تا 85 درصد هم می رسد.

رویداد بسیار مهمی که در چین و همچنین ترکیه و مکزیک شاهد بودیم این بود که حاکمیت، مدیریت را از مالکیت جدا کرد. امروز در چین 82 درصد مالکیت اقتصادی نزد افراد و بنگاه‌هاست، این را مقایسه کنید با زمان مائو که همه امور در اختیار حکومت بود

در مقایسه با چین، در روسیه فردی به نام «خدورکوفسکی» بعد از فروپاشی شوروی با ابداعات خود در صنعت نفت، شرکتی را با گردش مالی 2 میلیارد دلاری تاسیس کرد. حکومت به او گفت بدون اجازه‌اش، ثروتمند شده است. پرداختن مالیات جای خود دارد، باید با کرملین شریک شود. این شخص قبول نکرد و پیامدش، به عنوان فاسد دستگیر شد، مدت ها در زندان بود و در آخر تبعید شد.

آخرین باری که یک کالای روسی مصرف کردید کی بود و آخرین باری که کالای چینی مصرف کردید کی بود؟ روسیه علیرغم اینکه 150 سال است برای رشد و توسعه اقتصادی تلاش می کند اما به دلیل عدم تصمیم گیری در باره جدا سازی دولت از مالکیت، به همین میزان عقب هستند. انگلیس 350 سال پیش، ژاپنی‌ها 170 سال پیش، چینی‌ها و هندی‌ها 25 سال پیش این تصمیم را گرفتند.

سال 1985 در عربستان، مرکزی به نام مرکز پادشاه عبدالله در تکنولوژی و علم تاسیس شد. طی سال‌ها، 6600 نفر در STEM (Science, Technology, Engineering and Mathematics) نیرو تربیت کردند. 3 نفر از روسای موسسه مذکور، یکی رئیس دانشگاه سنگاپور بوده است. او کیست؟ دانشگاه ملی سنگاپور رتبه 44 جهان را دارد؛ بهترین رتبه های جهانی دانشگاه‌های ایران در حدود 500 یا 600  است. نفر بعدی رئیس دانشگاه Caltech آمریکا و از بزرگترین مراکز تکنولوژی جهان است. ریاست او، به معنای آورده ای متراکم از شبکه ای سرشار از تجربه و مناسبات است. رئیس سوم کیست؟ رئیس دانشگاه علم و تکنولوژی هنگ ‌کنگ. او با اغلب اشخاص و همه موسسات آی تی و هوش مصنوعی شرق آسیا ارتباط دارد. مشاهده می‌کنیم که نظام نخبگانی عربستان، آمادگی استفاده از تخصص را داشتند. این موضوع در مورد امارات و قطر هم صدق می کند. آنان نیز بهترین‌ها را آوردند. به خاطر دارم زمانی با رئیس دانشگاه عبدالعزیز عربستان صحبت می کردم. به او گفتم چرا دانشگاه شما مقطع دکترا ندارد؟ گفت برای برگزاری مقطع دکترا هنوز آمادگی ندارند زیرا دکترا فقط کتاب خواندن نیست. گفت وقتی شما در دانشگاهی مثل کمبریج راه می روید، احساس می کنید 800 سال سابقه دارد. استادان چنین دانشگاهی، در مقطع تحصیلی دکترا، در 20 دانشگاه مختلف دنیا تدریس کرده، 7هزار کتاب خوانده، تجربه در صنعت دارد، و مشاور 50 نفر آدم بزرگ در دنیا بوده است؛ چنین متخصصانی را ما نداریم. ما در بهترین شرایط کنونی، می‌توانیم در مقطع لیسانس دانشجو بپذیریم، و بعد از فارغ التحصیلی آنان را به بهترین دانشگاه های دنیا می فرستیم. کما اینکه عربستان الان 60 هزار نفر دانشجو در بهترین دانشگاه‌های آمریکا دارد از جمله 10 هزار نفر در انگلستان، و مابقی در فرانسه، آلمان و چند کشور دیگر هستند. یکی از شکاف‌هایی که بین ما و اعراب خلیج فارس در بیست سال آینده وجود خواهد داشت، شکاف عمیق تخصصی خواهد بود. حوزۀ علم در ایران در حداقل ارتباطات جهانی خود است.

ویتنام یک کشور کمونیستی، امارات یک کشور پادشاهی، اندونزی نیمه دمکراتیک، و سنگاپور اقتدارگراست، اما همه دارند پیشرفت می‌کنند. در نهایت در می‌یابیم، از نظر علمی، رشد و توسعه اقتصادی خیلی ارتباطی با ماهیت یک نظام سیاسی ندارد، ماهیت نظام سیاسی، هر حالتی می تواند داشته باشد، اما آنچه مهم است باید بررسی شود آیا تصمیم گیری‌های نخبگان یک کشور در راستای افزایش ثروت ملی هست یانه؟
✍️دکتر محمود سریع القلم

https://t.me/ExecutiveManagement
بهره_وری_دربرنامه_هفتم_توسعه،مرکزپژوهش_های_مجلس.pdf
2.6 MB
✳️ بهره وری در برنامه هفتم توسعه کشور
مفاهیم، پیشینه،رویکردها و راهکارها

مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی

خاستگاه اصلي سیاست های ارتقادهنده بهره وری، برنامه های پنجساله توسعه کشور بوده، به گونه ای که در برنامه هفتم توسعه به مثابه یک راهبرد بلندمدت، تحقق رشد اقتصادی ۸/۲درصدی ناشی از رشد بهره وری کل عوامل تولید هدفگذاری شده است.
https://t.me/ExecutiveManagement
👍1
✳️ عقب‌ماندگی در بهره‌وری

✅ بهره‌وری در تعریف کلی آن، رابطه بین عوامل تولید و محصول تولید‌شده است. محصول تولید‌شده، حاصل ترکیب عوامل تولید است و بهره‌وری عوامل تولید نیز عبارت است از رابطه بازدهی تولید با یکی یا کل عوامل تولید.

🔸در یک تعریف دیگر بهره‌وری عبارت است از حاصل جمع کارایی Efficiency و اثربخشی Effectiveness. کارایی به مفهوم انجام کار درست و اثربخشی به مفهوم انجام درست کار است. ممکن است با مصرف کمتر نهاده‌ها، محصول بیشتری تولید شود که همان کارایی است اما محصول تولیدشده کیفیت مناسب را نداشته باشد که به مفهوم آن است که کار به صورت درست انجام نشده است.

بنابراین بهره‌وری عوامل تولید در صورتی در سطح مطلوبی قرار دارد که تولید هم کارا باشد و هم اثربخش یعنی کار درست به شیوه درست انجام شده باشد در غیر این صورت، منابع اتلاف شده است.

افزایش بهره‌وری مترادف است با استفاده از سطح معینی از عوامل تولید برای تولید محصولات بیشتر یا باکیفیت‌تر. اگر در یک رهیافت ابتدایی، عوامل تولید را شامل سرمایه و نیروی انسانی بدانیم، افزایش بهره‌وری به مفهوم استفاده بهتر به منظور تولید محصولات بیشتر و باکیفیت‌تر درنتیجه ترکیب این دو عامل است. بنابراین دو مفهوم بهره‌وری نیروی کار و بهره‌وری سرمایه، قابل تعریف است. بهره‌وری کل عوامل نیز به مفهوم استفاده بهینه از ترکیب دو عامل کار و سرمایه است.

از سوی دیگر رشد بهره‌وری کل، یکی از عوامل رشد تولید ناخالص داخلی است. به عبارت دیگر هر گاه با همان میزان عوامل تولید بتوان محصول بیشتر یا با کیفیت بالاتر که ارزش‌افزوده بیشتری خلق می‌کند، تولید کرد، در حقیقت افزایش بهره‌وری، منجر به افزایش تولید ناخالص داخلی و افزایش رشد اقتصادی شده است. از این منظر رشد بهره‌وری عوامل تولید، حائز اهمیت بسیار است چراکه عملاً به مفهوم صرفه‌جویی در عوامل تولید و استفاده بهینه از آنهاست که هدف اصلی اقتصاد نیز همین موضوع است. به دیگر سخن هر کشور و بنگاهی که به بهره‌وری عوامل تولید توجه بیشتری داشته باشد، به شکل بهینه و اقتصادی در حال تولید و استفاده از عوامل تولید است.

🔹بهبود و رشد بهره‌وری مستلزم به فعلیت درآوردن توانایی‌ها و پتانسیل‌های بالقوه یک سازمان یا بنگاه است که همواره نیازمند محرک‌های قوی است. رقابت یکی از مهم‌ترین این محرک‌هاست. بررسی فرآیند افزایش بهره‌وری و استفاده از پتانسیل‌های آن برای رشد اقتصادی نشان می‌دهد کشورهایی دارای بیشترین رشد بهره‌وری هستند که رقابت در آنها در سطح بسیار بالایی قرار دارد. به عبارت دیگر بررسی وضعیت بهره‌وری در کشورهای مختلف نشان می‌دهد که یک رابطه بسیار قوی و مثبت بین رقابت و بهره‌وری وجود دارد. کشورهایی که از رشد اقتصادی قابل توجهی طی چند دهه گذشته برخوردار بوده‌اند، اغلب رشد خود را از طریق افزایش بهره‌وری به دست آورده‌اند که در گام پیش از آن، رقابت را در عرصه‌های مختلف اقتصادی نهادینه کرده‌اند.

بنابراین بدون شرط لازم رقابت، افزایش بهره‌وری اگر هم ممکن باشد، رشد آن در سطوح بسیار نازل قرار می‌گیرد به طوری که قادر نیست محرک قابل توجهی برای رشد باشد.

اصل اولیه اقتصاد، کمیابی منابع است بنابراین گرچه می‌توان با حجم بیشتری از عوامل تولید، محصول بیشتری هم تولید کرد اما با توجه به رشد جمعیت، محدودیت منابع و نیز عوارض زیست‌محیطی استفاده هرچه بیشتر از عوامل تولید، شرط لازم افزایش استانداردهای زندگی که مستلزم افزایش رشد اقتصادی است، افزایش بهره‌وری عوامل تولید است.

در موقعیت کنونی به واسطه رقابت فشرده‌ای که بین کشورها برای کسب سهم بیشتری از تجارت جهانی وجود دارد، آنها سعی می‌کنند رشد تولید ناخالص داخلی یا ارزش‌افزوده بخش‌های مختلف اقتصاد را حتی‌الامکان از طریق بهبود ساختارها تامین کنند. به بیان دیگر به جای اینکه تعداد نیروی انسانی یا موجودی سرمایه را افزایش دهند، تلاش می‌کنند با اجرای برنامه‌های آموزشی کوتاه‌مدت تخصصی، سطح مهارت شاغلان را افزایش دهند یا اینکه به جای ایجاد ظرفیت‌های جدید، سعی می‌کنند ظرفیت‌های موجود را به آخرین فناوری‌های نوین مجهز کنند و به این ترتیب محصولاتی با کیفیت بهتر تولید کنند و توان رقابت‌پذیری خود را افزایش دهند.

در این راستا و به منظور تحقق سهم بالاتر بهره‌وری در رشد و تولید ناخالص داخلی، کشورهای مختلف برنامه‌های گوناگونی به اجرا درمی‌آورند.

✨ از جمله مهم‌ترین این برنامه‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

♦ جذب سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی

♦ افزایش مخارج در حوزه تحقیق و توسعه (R&D)

♦ تجدید ساختار اقتصاد برای قادر ساختن انتقال منابع به سمت بخش‌هایی با بهره‌وری بالاتر

♦آموزش سرمایه های انسانی

https://t.me/ExecutiveManagement
۵_اولویت_اصلی_برای_رهبران_منابع_انسانی_در_۲۰۲۴.pdf
9.2 MB
۵ اولویت اصلی برای مدیران منابع انسانی در۲۰۲۴
https://t.me/ExecutiveManagement
169_حکومتها_و_توانمند_شدن_برای_کارهای_بزرگ_1.pdf
1.1 MB
چگونه حکومت ها برای کارهای بزرگ خودراتوانمند می سازند؟
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ کوچینگ

✅ کوچینگ یک فرآیند حرفه‌ای است که به افراد کمک می‌کند تا اهداف، موفقیت‌ها و تغییرات مورد نظر خود را برنامه‌ریزی و دستیابی به آن‌ها را تسهیل کنند. در این فرآیند، یک کوچ (مشاور یا مربی) با استفاده از ابزارها و تکنیک‌های مختلف، به فرد یا گروه کمک می‌کند تا بازدهی و کارآیی خود را افزایش دهند و به اهداف شخصی و حرفه‌ای خود دست پیدا کنند.
کوچینگ معمولاً بر اساس گفتگو و گفت‌وگو استوار است و به منظور توسعه مهارت‌ها، افزایش انگیزه، حل مسائل و دستیابی به اهداف مشخص صورت می‌گیرد. این فرآیند معمولاً بر اساس همکاری و تعامل بین کوچ و فرد یا گروه انجام می‌شود و به عنوان یک فرآیند توسعه فردی و سازمانی شناخته می‌شود. 
🔸 برخی از مزایای کوچینگ عبارتند از:

۱. افزایش عملکرد: کوچینگ به افراد کمک می‌کند تا مهارت‌ها و توانایی‌های خود را بهبود بخشیده و عملکرد خود را بهبود بخشند، که در نهایت منجر به افزایش عملکرد سازمانی می‌شود.
۲. توسعه رهبری: کوچینگ به مدیران و رهبران سازمان کمک می‌کند تا مهارت‌های رهبری خود را توسعه داده و به عنوان رهبران موثرتر عمل کنند.
۳. افزایش انگیزه و رضایت شغلی: افرادی که در فرآیند کوچینگ شرکت می‌کنند، معمولاً احساس پشتیبانی و توجه بیشتری می‌کنند که منجر به افزایش انگیزه و رضایت شغلی آن‌ها می‌شود.
۴. توسعه مهارت‌های ارتباطی: کوچینگ به افراد کمک می‌کند تا مهارت‌های ارتباطی خود را بهبود بخشیده و ارتباطات سازمانی بهبود یابند.
۵. توسعه استراتژیک: کوچینگ به سازمان‌ها کمک می‌کند تا استراتژی‌های خود را بهبود بخشیده و هدف‌گذاری استراتژیک را تسریع کنند.
۶. افزایش تعامل و همکاری: فرآیند کوچینگ باعث افزایش تعامل و همکاری بین اعضای سازمان می‌شود و باعث افزایش همبستگی و هماهنگی در سازمان می‌شود.

در واقع، کوچینگ به عنوان یک فرآیند حرفه‌ای و همکارانه، به افراد کمک می‌کند تا بهبود‌های مهمی در زندگی شخصی و حرفه‌ای خود داشته باشند. این فرآیند می‌تواند به توسعه مهارت‌ها، افزایش انگیزه، حل مسائل و دستیابی به اهداف شخصی و حرفه‌ای کمک کند. همچنین، کوچینگ می‌تواند به توسعه رهبری، بهبود ارتباطات سازمانی و افزایش همکاری و همبستگی در سازمان کمک کند.

https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ درس آموخته هایی در باب استخدام افراد

🔸 کسی را صرفا به خاطر اینکه کاری را قبلا بارها انجام داده است، استخدام نکنید. چرا باید کسی را استخدام کنید که دوست دارد دقیقا همان کاری را انجام دهد که سال‌ها انجام داده است؟

🔹مهم‌ترین قابلیتی که باید در یک متقاضی جست‌وجو کنید، اعتماد به نفس است. منظورم جسارت یا پررویی یا اعتماد به نفس ساختگی و کلیشه‌ای نیست.

🔹کسی را استخدام کنید که واقعی باشد. که بداند کیست و چه چیزی برایت به ارمغان آورده. یکی از مدیرانم همیشه می‌گفت: «کسی را استخدام کن که نقطه مقابل نقاط ضعفت باشد.» اگر دقیق و جزئی‌نگر هستید، کسی را استخدام کنید که خلاق و آسوده خاطر باشد. کسی را استخدام کنید که در جلسه مصاحبه، سوالات کلیدی بپرسد، نه کسی که جواب‌های از پیش تعیین‌شده می‌دهد و جرات نمی‌کند از چارچوب‌ها بیرون برود.

🔸اگر می‌خواهی ذهن متقاضی کار را بخوانی از او این سوالات را بپرسید:

▪︎چه اطلاعاتی درباره شرکت، این واحد، این شغل و حتی خودم می‌توانم به شما بدهم که این جایگاه شغلی را بهتر درک کنید؟

■این شغل را چگونه آغاز می‌کنید؟ در وهله اول به کدام مشکلات یا پروژه‌ها می‌پردازید؟

■ شما تا حدی این سازمان را شناخته‌اید. ما این فرصت‌ها و چالش‌ها را پیش رو داریم. به نظر شما در کدام زمینه‌ها عملکرد موفقی داریم و کدام زمینه‌ها باید بهبود یابند؟

🔹 موقع استخدام یک نفر، نگران این نباشید که چند سال سابقه کار با فلان ابزار را دارد. نگران مدرک تحصیلی‌اش نباشید. روی انسانی که آن رزومه را نوشته، تمرکز کنید. به داستانش گوش کنید. این داستان‌ها هستند که او را به اینجا کشانده‌اند. خودتان هم داستانتان را تعریف کنید و بگویید چه کمکی نیاز دارید.

🔸 ما خودمان را گول می‌زنیم که فقط افراد متخصص و آموزش‌دیده می‌توانند جایگاه‌های شغلی ما را پر کنند. اما این درست نیست. هر کسی با ضریب هوشی متوسط می‌تواند کارهای غیر‌فنی و نه چندان تخصصی را در عرض چند ماه یاد بگیرد.

🔹 کسی را استخدام کنید که خودش را بشناسد و از روی ترس، جلوی شما یا هر مدیر دیگری زانو نزند. این افراد را استخدام کنید و خواهید دید که سازمانتان موفق می‌شود.

https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ ارتقای بهره‌وری با سرگرمی‌های جذاب!

✅ همه‌ افراد احتیاج به سرگرمی دارند. در واقع این سرگرمی‌ها هستند که باعث ایجاد ذوق و اشتیاق در زندگی می‌شود و به بهبود آن کمک می‌کند. سرگرمی‌ها تنوع بالایی دارند مثل آشپزی، نویسندگی، خیاطی، ورزش، باغبانی و... ؛ اما تعداد محدودی از آن‌ها باعث بهبود بهره‌وری در زندگی می‌شوند.

🔸اگر همین حالا هم به این سرگرمی‌های خاص مشغول هستید، این شانس را به خودتان بدهید که آن را به شغل دوم تبدیل کنید و یا اینکه از آن در جهت افزایش کارایی و بهره‌وری در کارتان استفاده کنید.

▪︎آشپزی:

آشپزی به طور کلی باعث می‌شود بر روی محصول و یا فرآیندی که انجام می‌دهید تمرکز کافی داشته باشید. مزیتی که آشپزی دارد این است که شما را مجبور می‌کند برای آن از قبل برنامه‌ریزی کنید.

▪︎نقاشی :

نقاشی کردن این فرصت را به شما می‌دهد به سراغ اندیشه، خواسته‌ها و احساساتی که در آن شناور هستید بروید و شاید کمک کند بتوانید آن را به یک چیز فیزیکی و یا ملموس ترجمه کنید. الهام‌بخش بودن نقاشی ممکن است بهره‌وری شما در محیط کارتان را افزایش دهد.

▪︎مجسمه سازی:

مجسمه سازی به شکلی ابتدایی موجب ساختن چیزهای ملموس می‌شود، چیزهایی که محصول خلاقیت محض شماست.

▪︎رقصیدن:

رقص به عنوان سرگرمی در افزایش بهره‌وری محسوب نمی‌شود، اما سرسختی و زمانی را که به آن اختصاص می‌دهید سبب می‌شود کم‌کم تأثیرش را در افزایش بهره‌وری نشان دهد. رقصیدن کمک می‌کند بر روی بسیاری از حرکت‌هایتان تمرکز داشته باشید و کارهای روزانه‌تان را با اشتیاق بیشتری انجام دهید.

▪︎یوگا:

شما با انجام یوگا به ذهن‌تان این اجازه را می‌دهید که خود را از همه‌ افکار بیرونی پاک کنید و تنها بر روی فعالیت‌های بدنی‌تان متمرکز شوید. یوگا به شما کمک می کند بهره‌وری بیشتری را تجربه کنید.

▪︎بازی‌های ویدئویی:

این نوع بازی‌ها اصولآ باعث ایجاد افزایش تمرکز، اراده، همکاری، کار گروهی و تلاش مجدد در صورت شکست می‌شود.

▪︎باغبانی:

باغبانی به شما کمک می کند بتوانید خود را رها کنید و تمام انرژی تان را برای پیش روی داشتن روزهای سخت حفظ کنید و مسبب این می شود که بیاموزید چگونه پروژهای مختلف گیاهان را به طور هم‌زمان و به بهترین نحو ممکن مدیریت کنید.

▪︎بافندگی:

بافندگی یک سرگرمی لذت بخش و شیوه‌ای عالی برای افزایش بهره‌وری محسوب می شود. چرا که بافتن بافتنی تنها نیازمند مهارت‌های انجام چند کار هم‌زمان است که نتیجه‌ آن یک محصول فیزیکی ملموس خواهد بود؛ چیزی که در دنیای کار امروزی به شدت مورد نیاز است.

▪︎کار کردن با چوب:

ساختن حتی یک چیز کوچک برای خودتان می تواند به شکل چشم‌گیری روی افزایش اعتماد به نفس شما تأثیر بگذارد. شاید با تمرکز کافی بتوانید چیزهایی را بسازید که جزئی از نیاز شماست و در نهایت افزایش بهره‌وری و خوشحالی شما در زندگی را به همراه دارد.

▪︎بدنسازی:

بدنسازی را تنها در صورتی سرگرمی بدانید که عاشق رفتن به باشگاه باشید. در بدنسازی می‌توانید بر روی مواردی چون افزایش قدرت، کنترل و قانونمندی تمرکز داشته باشید. در اصل همین موارد به طور چشمگیری بر روی افزایش بهره‌وری شما مخصوصاً در حوزه‌های مختلفی از زندگی تأثیر بسزایی می گذارد.

▪︎شنا کردن:

علاوه بر اینکه شنا کردن به آرامش و افزایش قدرتتان کمک می کند، تأثیر فوق‌العاده‌ای بر روی سلامتی شما دارد.
منبع: lifehack

https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ چطور به رئیسمان بگوییم حجم کارمان زیاد است؟

✅ کار بیش از حد، ذهن و بدن ما را خسته و در بلندمدت فرسوده می‌کند، پس لازم است این مشکل را برطرف کنیم. با این‌حال، صحبت کردن با رئیسمان در این باره چالش‌برانگیز است. چطور بدون اینکه تنبل یا از زیر کار در رو به نظر برسیم، این مشکل را با او مطرح کنیم؟

🔹چطور بفهمیم کارمان زیاد است؟

▪︎یکی از پیامد‌های کار زیاد درد و حتی آسیب‌دیدن بخش‌هایی از بدن است. مثلا اگر بیش از اندازه با دستان خود کار کنیم، مچ یا هر بخشی که مدام درگیر فعالیت بوده، درد می‌گیرد. این دردها اگر ادامه یابند، نشانه آسیب به آن عضو هستند.

▪︎استرس و اضطراب، احساس خستگی زیاد و کسلی و بی‌حالی بعضی از این نشانه‌ها هستند.

▪︎اگر بیش از حد کار کنیم، بدن و ذهن ما خسته می‌شود. در این حالت، عملکرد ما نیز افت می‌کند و دیگر نمی‌توانیم به‌خوبی گذشته تمرکز کنیم و بیشتر خطا می‌کنیم.

🔸چطور با رئیسمان درباره زیاد‌بودن کار صحبت کنیم؟
اگر نشانه‌های گفته‌شده در ما دیده شوند، باید فکری برایشان کنیم. اولین کار صحبت‌کردن با رئیسمان درباره این وضعیت است. برای صحبت‌کردن با رئیس خود نکاتی را که در ادامه مطرح کرده‌ایم، در نظر بگیرید.

▪︎زمانی را برای صحبت در این باره تعیین کنید.
تعیین وقت قبلی برای صحبت‌کردن در این باره بهتر از مطرح‌کردن آن بدون آمادگی قبلی است. درخواست خود را کتبی به او بدهید. از او بخواهید تا زمانی را که مناسب می‌داند برای این ملاقات انتخاب کند.

▪︎دلایل خود را آماده کنید.
قبل از جلسه، استدلال‌های خود را آماده کنید. پرسش‌های زیر به شما کمک می‌کنند تا بفهمید کارتان واقعا چقدر زیاد است:

●آیا کاری که می‌کنم به قدری زیاد است که باید چند نفر به من کمک کنند؟
●آیا منابع و ابزارهای لازم برای انجام کار را در اختیار دارم؟
●آیا مهارت و توانایی من متناسب با کاری است که باید انجام دهم؟

🔹 برای نشان‌دادن کار زیاد خود مثال بزنید.
به فعالیت‌هایی اشاره کنید که زمان زیادی از شما گرفته‌اند و تأثیر بدی بر روان و جسم شما داشته‌اند. همچنین به مواردی اشاره کنید که مجبور شدید بیشتر از وظایف شغلی خود زحمت بکشید. البته اینکه گاهی بیشتر از وظایف خود عمل کرده‌اید ایرادی ندارد، اما اگر این موضوع به یک عادت و انتظار تبدیل شده است، منصفانه نیست.

🔸به‌جای مقایسه، بر تجربیات خود تمرکز کنید.
هنگام طرح مسئله با رئیستان، از مقایسه‌کردن خود با دیگر همکاران بپرهیزید. چنین کاری وجهه خوبی ندارد. در عوض بر تجربیات و احساس خودتان و مثال‌های شفاف از کار زیاد تمرکز کنید.

🔹راهکار پیشنهاد دهید.
چند راهکار برای متعادل‌کردن ساعت کاری یا حجم کاری خود پیدا و آنها را فهرست کنید. مدیر شما با دیدن راهکارهایتان می‌فهمد که شما مهارت حل مسئله را به‌خوبی بلدید.

🔸تعهدتان را نشان دهید.
طرح موضوع ساعت یا حجم کاری زیاد نباید منجر به این سوءبرداشت شود که شما تعهدی به کارکردن ندارید. می‌توانید با ارائه راهکارهای جایگزین مانند درخواست زمان بیشتر برای انجام کارها نشان دهید که همچنان مایل و متعهد به انجام فعالیت و همکاری هستید.

https://t.me/ExecutiveManagement
👍1