✳️ پیشرفته ترین کشورهای آسیایی
✅ سایت معتبر insidermonkey پیشرفته ترین کشورها در قاره آسیا در سال 2024 را معرفی کرده است.
🔹سه شاخص مورد ارزیابی :
▪︎دستاوردهای فناورانه ( ضریب 40 درصد )
▪︎ هزینه برای تحقیق و توسعه به نسبت تولید ناخالص داخلی ( ضریب 40 درصد )
▪︎ توسعه انسانی ( ضریب 20 درصد )
🔹منبع داده ها :
WIPO’s 2023 Global Innovation Index (GII), the World Bank, and the UNDP.
🔹 برترین کشورها به ترتیب:
۱- کره جنوبی
۲- سنگاپور
۳- تایوان
۴- اسرائیل
۵- ژاپن
۶- چین
۷- امارات
۸- هنگ کنگ
۹- ترکیه
۱۰- مالزی
۱۱- تایلند
۱۲- قطر
۱۳- عربستان
۱۴- هند
۱۵- ویتنام
(منبع :
www.insidermonkey.com
15 Most Advanced Countries in Asia in 2024)
💢جایگاه واقعی و در شان ایران در جهان ، آسیا و منطقه چیست ؟
♦️آیا با اعطای لقب " دانش بنیان " به 10 هزار شرکت و تاسیس 245 دانشگاه و مرکز آموزش عالی ،
چیزی جز *خودفریبی و غفلت از سرعت پیشرفت سایر کشورها* (شامل کشورهای رقیب و حتی دشمن جدی ایران )، عاید شده است.؟
♦️پیشرفتهای اعلامی داخلی ، مادامی که در جامعه جهانی انعکاس نداشته و به رسمیت شناخته نشوند ؛ را نمی توان جدی فرض کرد.
♦️باید با تغییر " بینش ها و روش ها"، در مسیر صحیح قرار گیریم.
بازنشرازکانال توسعه پایدار ایران
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ سایت معتبر insidermonkey پیشرفته ترین کشورها در قاره آسیا در سال 2024 را معرفی کرده است.
🔹سه شاخص مورد ارزیابی :
▪︎دستاوردهای فناورانه ( ضریب 40 درصد )
▪︎ هزینه برای تحقیق و توسعه به نسبت تولید ناخالص داخلی ( ضریب 40 درصد )
▪︎ توسعه انسانی ( ضریب 20 درصد )
🔹منبع داده ها :
WIPO’s 2023 Global Innovation Index (GII), the World Bank, and the UNDP.
🔹 برترین کشورها به ترتیب:
۱- کره جنوبی
۲- سنگاپور
۳- تایوان
۴- اسرائیل
۵- ژاپن
۶- چین
۷- امارات
۸- هنگ کنگ
۹- ترکیه
۱۰- مالزی
۱۱- تایلند
۱۲- قطر
۱۳- عربستان
۱۴- هند
۱۵- ویتنام
(منبع :
www.insidermonkey.com
15 Most Advanced Countries in Asia in 2024)
💢جایگاه واقعی و در شان ایران در جهان ، آسیا و منطقه چیست ؟
♦️آیا با اعطای لقب " دانش بنیان " به 10 هزار شرکت و تاسیس 245 دانشگاه و مرکز آموزش عالی ،
چیزی جز *خودفریبی و غفلت از سرعت پیشرفت سایر کشورها* (شامل کشورهای رقیب و حتی دشمن جدی ایران )، عاید شده است.؟
♦️پیشرفتهای اعلامی داخلی ، مادامی که در جامعه جهانی انعکاس نداشته و به رسمیت شناخته نشوند ؛ را نمی توان جدی فرض کرد.
♦️باید با تغییر " بینش ها و روش ها"، در مسیر صحیح قرار گیریم.
بازنشرازکانال توسعه پایدار ایران
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍1
✳️ ۵ اشتباه ذهنی که بهرهوری شما را از بین میبرد!
✅ آیا تا به حال احساس کردهاید که در طول روز کاری به اندازه کافی کار انجام نمیدهید؟
شما تنها نیستید! تنها ۲۶٪ از مردم به طور مرتب وظایف خود را به پایان میرسانند.
🔺در اینجا ۵ اشتباه ذهنی که ممکن است مانع بهرهوری شما شود را بررسی میکنیم:
1️⃣ برآورد بیش از حد زمان تمرکز
پروژههای خلاقانه و تفکر استراتژیک نیازمند تمرکز عمیق هستند، اما جلسات و ایمیلها وقت شما را میگیرند.
2️⃣ نادیده گرفتن روشهای اثباتشده:
تکنیکهای ساده و اثباتشده را نادیده نگیرید. برای هر پروژه، اقدام بعدی را مشخص کنید و نیازمندیها را آماده کنید.
3️⃣ فکر به سبک "همه یا هیچ"
تغییر عادتها نیازمند قدمهای کوچک و مستمر است. از تلاش برای بهبود بهرهوری دست نکشید.
4️⃣ ترس از شکست:
به جای نگرانی از نتایج نهایی، بر فرایند تمرکز کنید و از هر پیشرفتی که میکنید، لذت ببرید.
5️⃣ ناتوانی در گفتن "نه":
گفتن "بله" به همه درخواستها وقت و انرژی شما را مصرف میکند. یاد بگیرید که به درخواستهای غیرضروری "نه" بگویید.
🔺با اصلاح این اشتباهات ذهنی، بهرهوری خود را افزایش دهید و به اهداف خود نزدیکتر شوید!
✅ آیا تا به حال احساس کردهاید که در طول روز کاری به اندازه کافی کار انجام نمیدهید؟
شما تنها نیستید! تنها ۲۶٪ از مردم به طور مرتب وظایف خود را به پایان میرسانند.
🔺در اینجا ۵ اشتباه ذهنی که ممکن است مانع بهرهوری شما شود را بررسی میکنیم:
1️⃣ برآورد بیش از حد زمان تمرکز
پروژههای خلاقانه و تفکر استراتژیک نیازمند تمرکز عمیق هستند، اما جلسات و ایمیلها وقت شما را میگیرند.
2️⃣ نادیده گرفتن روشهای اثباتشده:
تکنیکهای ساده و اثباتشده را نادیده نگیرید. برای هر پروژه، اقدام بعدی را مشخص کنید و نیازمندیها را آماده کنید.
3️⃣ فکر به سبک "همه یا هیچ"
تغییر عادتها نیازمند قدمهای کوچک و مستمر است. از تلاش برای بهبود بهرهوری دست نکشید.
4️⃣ ترس از شکست:
به جای نگرانی از نتایج نهایی، بر فرایند تمرکز کنید و از هر پیشرفتی که میکنید، لذت ببرید.
5️⃣ ناتوانی در گفتن "نه":
گفتن "بله" به همه درخواستها وقت و انرژی شما را مصرف میکند. یاد بگیرید که به درخواستهای غیرضروری "نه" بگویید.
🔺با اصلاح این اشتباهات ذهنی، بهرهوری خود را افزایش دهید و به اهداف خود نزدیکتر شوید!
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✴️ نظریه دولت چهاردهم
✍ محمد فاضلی
اداره کردن و بهبود وضع کشور، نظریه لازم دارد. نظریهای که به چند سؤال مهم پاسخ دهد:
یک. مختصات وضع جاری کشور چیست؟
دو. هسته مرکزی قدرت چرا تصمیم گرفته است به مسعود پزشکیان فرصت حضور در جایگاه ریاست جمهوری بدهد؟
سه. رئیسجمهور مسعود پزشکیان، چگونه میتواند کشور را از گذرگاه خطیر وضع موجود عبور دهد؟
چهار. نیروهای خواهان بهبود وضع موجود، چگونه میتوانند در فرایند گذار به وضع بهتر نقش ایفا کنند؟
فردی که باید بیش از همه پاسخی برای این سؤالات داشته باشد، مسعود پزشکیان است. او باید فراتر از یافتههای هوش سیاسی خودش، و تجارب ناشی از زندگی در بستر سیاسی ایران، پاسخهای مدون و دقیق برای این سؤالات داشته باشد.
اما، آنها که تلاش میکنند به هیئت دولت رئیسجمهور شکل دهند و بر تصمیمهای ایشان تأثیر بگذارند نیز باید فهم دقیقی از پاسخها داشته باشند. من به امید آنکه بحثی عمیق درباره این سؤالات دربگیرد این متن را مینویسم. پاسخهایی کوتاه میدهم، شاید تا وقتی دیگر بیشتر بشود بحث کرد.
سؤال اول
مختصات کلان وضع جاری عبارتست از:
یک. بیاعتمادی زیاد بین جناحهای مختلف فرادستان سیاسی.
دو. ترس هسته سخت قدرت از مشارکت دادن غیرخودیها در سیاست و اقتصاد.
سه. ترس هسته سخت قدرت از دست زدن به اصلاحات، ناشی از سطح بالای نارضایتی اجتماعی و امکان بروز خشونت مهارنشده.
چهار. تنش زیاد با نظام بینالمللی ناشی از تحریمها و شدت گرفتن منازعات نظامی-امنیتی
سؤال دوم
هسته سخت قدرت احتمالاً به دلایل زیر فرصت در اختیار پزشکیان قرار داده است:
یک. خواستار بازسازی شقاقهای سیاسی در فرایندی قابل مهار و تدریجی است.
دو. یکدستسازی قدرت ایده ناکارآمد و مخرب از کار درآمده است. متکثرسازی در فرایندی تدریجی ضروری تشخیص داده شده است.
سه. ناکارآمدی به سطح غیرقابل تحملی رسیده و ساختن دولتی کارآمد، ضمن حفظ انسجام و بازسازی شقاقهای سیاسی، ضروری شده است.
چهار. انجام برخی اصلاحات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دردناک ضروری شده و تنها در سایه بالا بردن سرمایه اجتماعی این کار امکانپذیر است.
پنج. مواجهه با نظام بینالمللی، برای مذاکره یا مقاومت، به سطح بالایی از بازسازی انسجام سیاسی و ارتقای کارآمدی در داخل نیاز دارد.
سؤال سوم
رئیسجمهور پزشکیان در چه شرایطی میتواند به گذار کمخطر و مفید برای کشور در این شرایط کمک کند؟
یک. ضرورت اعتمادسازی در درون نظام سیاسی و اجتناب از شکل گرفتن تقابلهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را جدی بگیرد.
دو. اهمیت داشتن تغییرات تدریجی بدون تنشهای غیرقابل تحمل برای نظام سیاسی را درک کند.
سه. دغدغه کارآمدی توأم با هماهنگی و انسجام سیاسی، و اهمیت حیاتی توافقسازی در نظام سیاسی برای افزایش کارآمدی و در نتیجه ارتقای ثبات اجتماعی و سیاسی را درک کرده و عملیاتی سازد.
چهار. ثبات سیاسی و اجتماعی، سرمایه اجتماعی بالا، و کارآمدیِ منسجم را در خدمت اصلاحات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی با حداقلِ حداقلِ بروز تنش سیاسی و اجتماعی قرار دهد؛ و ظرفیت اقناعسازی اجتماعی را در خدمت اصلاحات ضروری بگذارد.
پنج. تنش با نظام بینالمللی را در شرایطی کاهش دهد که هسته هویتی نظام سیاسی را نخراشد، و دستآوردهای حاصل از کاهش تنش را در بازیهای برد-برد بین مردم، جناحهای سیاسی و هسته سخت قدرت توزیع کند.
سؤال چهار
نیروهای خواهان اصلاح وضع موجود، چگونه میتوانند به بهبود وضعیت کمک کنند؟ پاسخ این سؤال در کلیترین سطح، فقط یک مورد است.
یک. نیروهای موجود، از جمله گروهها و افراد اصلاحطلب که خواهان مشارکت در قدرت هستند، به شرط درک مختصات این وضعیت، قادرند بخشی از فرایند سیاسی بهبودبخش باشند.
اگر مقدماتی که تا به اینجا چیدهام، درست باشد (از نظر خودم فرضیه هستند)، سؤال مهم نیروهای موجود دیگر این نخواهد بود که «کدام آدم را در کدام سمت و مقام قرار دهیم» بلکه سؤال مهم این است: «با توجه به الزامات ناشی از سؤالات اول تا سوم، آدمهایی که میتوانند ملزومات بهبود را فراهم کنند، چه کسانی هستند؟ و آنها با چه نظریه و ابزارهایی در جایگاه خود میتوانند بخشی از راهحل ایجاد بهبود در وضع موجود باشند.»
⭕ سخن آخر
بهبودخواهان را به طرح سؤالات عمیقتر و پاسخهایی متفکرانهتر درباره وضع جاری کشور و الزامات آن دعوت میکنم. مسأله ایران امروز، فراتر از انتخاب آدمها برای پستهاست. نظریه دولت چهاردهم، شاید حیاتیترین محصول نظری و فکری برای ایران امروز باشد
✍ محمد فاضلی
اداره کردن و بهبود وضع کشور، نظریه لازم دارد. نظریهای که به چند سؤال مهم پاسخ دهد:
یک. مختصات وضع جاری کشور چیست؟
دو. هسته مرکزی قدرت چرا تصمیم گرفته است به مسعود پزشکیان فرصت حضور در جایگاه ریاست جمهوری بدهد؟
سه. رئیسجمهور مسعود پزشکیان، چگونه میتواند کشور را از گذرگاه خطیر وضع موجود عبور دهد؟
چهار. نیروهای خواهان بهبود وضع موجود، چگونه میتوانند در فرایند گذار به وضع بهتر نقش ایفا کنند؟
فردی که باید بیش از همه پاسخی برای این سؤالات داشته باشد، مسعود پزشکیان است. او باید فراتر از یافتههای هوش سیاسی خودش، و تجارب ناشی از زندگی در بستر سیاسی ایران، پاسخهای مدون و دقیق برای این سؤالات داشته باشد.
اما، آنها که تلاش میکنند به هیئت دولت رئیسجمهور شکل دهند و بر تصمیمهای ایشان تأثیر بگذارند نیز باید فهم دقیقی از پاسخها داشته باشند. من به امید آنکه بحثی عمیق درباره این سؤالات دربگیرد این متن را مینویسم. پاسخهایی کوتاه میدهم، شاید تا وقتی دیگر بیشتر بشود بحث کرد.
سؤال اول
مختصات کلان وضع جاری عبارتست از:
یک. بیاعتمادی زیاد بین جناحهای مختلف فرادستان سیاسی.
دو. ترس هسته سخت قدرت از مشارکت دادن غیرخودیها در سیاست و اقتصاد.
سه. ترس هسته سخت قدرت از دست زدن به اصلاحات، ناشی از سطح بالای نارضایتی اجتماعی و امکان بروز خشونت مهارنشده.
چهار. تنش زیاد با نظام بینالمللی ناشی از تحریمها و شدت گرفتن منازعات نظامی-امنیتی
سؤال دوم
هسته سخت قدرت احتمالاً به دلایل زیر فرصت در اختیار پزشکیان قرار داده است:
یک. خواستار بازسازی شقاقهای سیاسی در فرایندی قابل مهار و تدریجی است.
دو. یکدستسازی قدرت ایده ناکارآمد و مخرب از کار درآمده است. متکثرسازی در فرایندی تدریجی ضروری تشخیص داده شده است.
سه. ناکارآمدی به سطح غیرقابل تحملی رسیده و ساختن دولتی کارآمد، ضمن حفظ انسجام و بازسازی شقاقهای سیاسی، ضروری شده است.
چهار. انجام برخی اصلاحات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دردناک ضروری شده و تنها در سایه بالا بردن سرمایه اجتماعی این کار امکانپذیر است.
پنج. مواجهه با نظام بینالمللی، برای مذاکره یا مقاومت، به سطح بالایی از بازسازی انسجام سیاسی و ارتقای کارآمدی در داخل نیاز دارد.
سؤال سوم
رئیسجمهور پزشکیان در چه شرایطی میتواند به گذار کمخطر و مفید برای کشور در این شرایط کمک کند؟
یک. ضرورت اعتمادسازی در درون نظام سیاسی و اجتناب از شکل گرفتن تقابلهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را جدی بگیرد.
دو. اهمیت داشتن تغییرات تدریجی بدون تنشهای غیرقابل تحمل برای نظام سیاسی را درک کند.
سه. دغدغه کارآمدی توأم با هماهنگی و انسجام سیاسی، و اهمیت حیاتی توافقسازی در نظام سیاسی برای افزایش کارآمدی و در نتیجه ارتقای ثبات اجتماعی و سیاسی را درک کرده و عملیاتی سازد.
چهار. ثبات سیاسی و اجتماعی، سرمایه اجتماعی بالا، و کارآمدیِ منسجم را در خدمت اصلاحات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی با حداقلِ حداقلِ بروز تنش سیاسی و اجتماعی قرار دهد؛ و ظرفیت اقناعسازی اجتماعی را در خدمت اصلاحات ضروری بگذارد.
پنج. تنش با نظام بینالمللی را در شرایطی کاهش دهد که هسته هویتی نظام سیاسی را نخراشد، و دستآوردهای حاصل از کاهش تنش را در بازیهای برد-برد بین مردم، جناحهای سیاسی و هسته سخت قدرت توزیع کند.
سؤال چهار
نیروهای خواهان اصلاح وضع موجود، چگونه میتوانند به بهبود وضعیت کمک کنند؟ پاسخ این سؤال در کلیترین سطح، فقط یک مورد است.
یک. نیروهای موجود، از جمله گروهها و افراد اصلاحطلب که خواهان مشارکت در قدرت هستند، به شرط درک مختصات این وضعیت، قادرند بخشی از فرایند سیاسی بهبودبخش باشند.
اگر مقدماتی که تا به اینجا چیدهام، درست باشد (از نظر خودم فرضیه هستند)، سؤال مهم نیروهای موجود دیگر این نخواهد بود که «کدام آدم را در کدام سمت و مقام قرار دهیم» بلکه سؤال مهم این است: «با توجه به الزامات ناشی از سؤالات اول تا سوم، آدمهایی که میتوانند ملزومات بهبود را فراهم کنند، چه کسانی هستند؟ و آنها با چه نظریه و ابزارهایی در جایگاه خود میتوانند بخشی از راهحل ایجاد بهبود در وضع موجود باشند.»
⭕ سخن آخر
بهبودخواهان را به طرح سؤالات عمیقتر و پاسخهایی متفکرانهتر درباره وضع جاری کشور و الزامات آن دعوت میکنم. مسأله ایران امروز، فراتر از انتخاب آدمها برای پستهاست. نظریه دولت چهاردهم، شاید حیاتیترین محصول نظری و فکری برای ایران امروز باشد
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍2
✳️ سوالهای مصاحبه استخدامی برای یافتن سازگارترین فرد با فرهنگ سازمانی شرکت
✅ مناسبترین کاندید استخدامی، علاوه بر مهارتها و تخصصهای لازم برای کار، باید با فرهنگ سازمانی شما نیز سازگار باشد. چنین کاندیدی احتمال موفقیت بالاتری در سِمت مورد نظر و سازمان شما دارد.
در عین حال، به دنبال استخدام افرادی نباشید که دقیقا مانند خودتان هستند. استخدام یک نیروی انسانی جدید، فرصتی برای بهره گرفتن از ایدههای نو و رویکردهای متفاوت برای سازمان است.
▪︎گزینش همسوترین نیروی انسانی با فرهنگ سازمانی با استفاده از بهترین سوالهای مصاحبه استخدامی موثر نخواهد بود، مگر اینکه در محیط کاری شما اختلاف عقیده پذیرفته و مقبول باشد.
سوالهای مصاحبه استخدامی زیر نمونهای از پرسشهای مصاحبه هستند که شما را در ارزیابی سازگاری کاندیدها با فرهنگ و محیط سازمانی یاری میکنند.
۱. محیط کاری یا فرهنگ سازمانی را توصیف کنید که در آن میتوانید بهترین بازدهی و رضایت شغلی را داشته باشید؟
۲. خصوصیات بهترین مدیری که داشتهاید یا دوست داشتید داشته باشید را نام ببرید؟
۳. با توجه به تجربه شما، سازمان چگونه میتواند شما را تشویق کند که زمان، تلاش و سخت کوشی، انرژی و اشتیاق بیشتری برای کسب نتیجه مطلوب داشته باشید؟
۴. سبک مدیریتی را توصیف کنید که شما را ترغیب میکند بهترین عملکرد را داشته باشید؟
۵. به نظر شما موثرترین شیوههایی که یک مدیر خوب میتواند در برقراری ارتباط با نیروی انسانی زیردست خود به کار گیرد، کدامند؟
۶. آیا شما دوست نزدیکی در بین همکاران خود دارید؟ نظر شما در مورد دوستی با همکاران چیست؟ به نظر شما دوستی با همکاران عاقلانه است؟
۷. نکات مثبت کار و محیط سازمانی فعلی یا آخرین موقعیت شغلی خود را توصیف کنید که قبل از این مصاحبه داشتهاید؟
۸. کدام عامل مهم باید در محیط سازمانی شما باشد تا به رضایت شغلی و موفقیت کاری دست یابید؟ دو عامل دیگری را که اولویت بعدی شما در این زمینه هستند نام ببرید؟
۹. سبک کاری مورد علاقه شما چیست؟ دوست دارید تنها کار کنید یا گروهی؟ چه درصدی از زمان خود را به هر کدام اختصاص میدهید؟
۱۰. همکاران شما شیوه کاری و مشارکت شما را در کار قبلیتان چگونه توصیف میکنند؟
۱۱. سه تا پنج انتظار اولیه شما از رهبران ارشد سازمان برای رسیدن به موفقیت شغلی چیست؟
۱۲. نمونهای از یک تجربه موفق را توصیف کنید که در آن به رضایت مشتری در داخل یا خارج سازمان دست یافتهاید؟
۱۳. در هنگام کار گروهی معمولا چه نقشی را در گروه بر عهده میگیرید؟
۲۴. همکاران شما در مورد نقشی که شما در کار گروهی به عهده میگیرید، چه می گویند؟
۱۵. توصیف شما از ارتباط مطلوب در کار با دیگران چیست؟
۱۶. همکاران یا زیردستان شما ارتباط کاری با شما را چگونه توصیف میکنند؟ دوست دارند شما در ارتباط با آنها بیشتر/کمتر به چه کاری بپردازید و چه کارهایی را انجام ندهید؟
۱۷. نمونهای از یک تجربه کاری را توصیف کنید که در آن حداکثر تلاش خود برای بدست آوردن جلب رضایت مشتری را انجام دادهاید؟
۱۸. نمونه یکی از تصمیمات خود را توصیف کنید که عمدتا بر اساس نظرات و نیازهای مشتری گرفته شده است؟
منبع: https://www.thebalance.com/cultural-fit-interview-questions-1918498
بازنشراز راهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ مناسبترین کاندید استخدامی، علاوه بر مهارتها و تخصصهای لازم برای کار، باید با فرهنگ سازمانی شما نیز سازگار باشد. چنین کاندیدی احتمال موفقیت بالاتری در سِمت مورد نظر و سازمان شما دارد.
در عین حال، به دنبال استخدام افرادی نباشید که دقیقا مانند خودتان هستند. استخدام یک نیروی انسانی جدید، فرصتی برای بهره گرفتن از ایدههای نو و رویکردهای متفاوت برای سازمان است.
▪︎گزینش همسوترین نیروی انسانی با فرهنگ سازمانی با استفاده از بهترین سوالهای مصاحبه استخدامی موثر نخواهد بود، مگر اینکه در محیط کاری شما اختلاف عقیده پذیرفته و مقبول باشد.
سوالهای مصاحبه استخدامی زیر نمونهای از پرسشهای مصاحبه هستند که شما را در ارزیابی سازگاری کاندیدها با فرهنگ و محیط سازمانی یاری میکنند.
۱. محیط کاری یا فرهنگ سازمانی را توصیف کنید که در آن میتوانید بهترین بازدهی و رضایت شغلی را داشته باشید؟
۲. خصوصیات بهترین مدیری که داشتهاید یا دوست داشتید داشته باشید را نام ببرید؟
۳. با توجه به تجربه شما، سازمان چگونه میتواند شما را تشویق کند که زمان، تلاش و سخت کوشی، انرژی و اشتیاق بیشتری برای کسب نتیجه مطلوب داشته باشید؟
۴. سبک مدیریتی را توصیف کنید که شما را ترغیب میکند بهترین عملکرد را داشته باشید؟
۵. به نظر شما موثرترین شیوههایی که یک مدیر خوب میتواند در برقراری ارتباط با نیروی انسانی زیردست خود به کار گیرد، کدامند؟
۶. آیا شما دوست نزدیکی در بین همکاران خود دارید؟ نظر شما در مورد دوستی با همکاران چیست؟ به نظر شما دوستی با همکاران عاقلانه است؟
۷. نکات مثبت کار و محیط سازمانی فعلی یا آخرین موقعیت شغلی خود را توصیف کنید که قبل از این مصاحبه داشتهاید؟
۸. کدام عامل مهم باید در محیط سازمانی شما باشد تا به رضایت شغلی و موفقیت کاری دست یابید؟ دو عامل دیگری را که اولویت بعدی شما در این زمینه هستند نام ببرید؟
۹. سبک کاری مورد علاقه شما چیست؟ دوست دارید تنها کار کنید یا گروهی؟ چه درصدی از زمان خود را به هر کدام اختصاص میدهید؟
۱۰. همکاران شما شیوه کاری و مشارکت شما را در کار قبلیتان چگونه توصیف میکنند؟
۱۱. سه تا پنج انتظار اولیه شما از رهبران ارشد سازمان برای رسیدن به موفقیت شغلی چیست؟
۱۲. نمونهای از یک تجربه موفق را توصیف کنید که در آن به رضایت مشتری در داخل یا خارج سازمان دست یافتهاید؟
۱۳. در هنگام کار گروهی معمولا چه نقشی را در گروه بر عهده میگیرید؟
۲۴. همکاران شما در مورد نقشی که شما در کار گروهی به عهده میگیرید، چه می گویند؟
۱۵. توصیف شما از ارتباط مطلوب در کار با دیگران چیست؟
۱۶. همکاران یا زیردستان شما ارتباط کاری با شما را چگونه توصیف میکنند؟ دوست دارند شما در ارتباط با آنها بیشتر/کمتر به چه کاری بپردازید و چه کارهایی را انجام ندهید؟
۱۷. نمونهای از یک تجربه کاری را توصیف کنید که در آن حداکثر تلاش خود برای بدست آوردن جلب رضایت مشتری را انجام دادهاید؟
۱۸. نمونه یکی از تصمیمات خود را توصیف کنید که عمدتا بر اساس نظرات و نیازهای مشتری گرفته شده است؟
منبع: https://www.thebalance.com/cultural-fit-interview-questions-1918498
بازنشراز راهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
LiveAbout
18 Cultural Fit Job Interview Questions
Do you assess a job candidate's cultural fit when you interview prospects? These eighteen questions will help you determine the right employee for you.
❤2👍1
Forwarded from شبکه توسعه
🔲⭕️سیاه چال قفل شدگی و پنجره فرصت انتخاب کابینه
دکتر میثم سعیدی.استاد دانشگاه و فعال صنعتی
نظام حکمرانی اجرایی کشور به دلایلی دچار چالش و بحران فرسودگی و ناکارآمدی شده است. این مسئله در سخنان تمامی نامزدهای ریاست جمهوری، مشهود بود. به وضوح میبینیم که نظام اداری ایران کارآیی خود را از دست داده. در ده های اخیر، به دلیل کاهش ذخیره دانش و جایگزینی مدرکداران بیسواد و مدعی بهجای افراد متخصص و مهارت مند، فرایندهای پایه کشورداری دچار اعوجاج و ناکارآمدی شدهاند که نتیجه آن ناکارآمدی، فساد و در نهایت، ناامیدی مردم بوده است.
اکنون اما یک پنجره فرصت به واسطه انتخابات، گشوده شده است. انتخابات، ظرفیتی برای بازآفرینی دولت است. متأسفانه در کشور ما در دو دهه گذشته، از این ظرفیت به درستی استفاده نشده است.
نکته اصلی این است: شرایط نظام حکمرانی کشور در عرصه اجرايی به شرایط قفل شدگی رسیده است که ناشی از پدیده وابستگی به مسیر است. [زمانی که انتخاب های پیش روی ما به خاطر انتخاب های گذشته ما مسدود و محدود می شود ما با پدیده وابستگی به مسیر روبرو هستیم. درست مانند شرایط فعلی که به خاطر عملکرد و انتخاب تمام دولت های قبلی پنجاه سال اخیر، دولت فعلی دستش برای انتخاب بسته یا محدود است]
این گزاره به این معناست که ساختار اداری در مسیر و تاریخ طیشده نظام حکمرانی قفل شده است. اگر خبر استفاده از همان افراد گذشته برای اداره وزارتخانهها صحت داشته باشد، این عملا باعث می شود که قفل شدگی بیشتر شود و مانع از گشایش مسیر را خواهد بود زیرا آنها خود در شکلگیری این وابستگی نقش داشتهاند.
☑️⭕️تجویز راهبردی:
آیا میتوان بر این قفلشدگی غلبه کرد؟ پاسخ مثبت است اما بسیار دشوار و پرهزینه است که البته نباید درنگ کرد. با انتخاب هر رئیسجمهور جدیدی، این پنجره فرصت غلبه بر وابستگی به مسیر در نظام حکمرانی برای مدت محدودی گشوده می شود. هر رئیس جمهور جدیدی میتواند فرصتی برای غلبه بر این قفل شدگی تاریخی باشد و اندک غفلتی از سوی ایشان، دوباره ما را به سیاهچاله وابستگی به مسیر خواهد انداخت.
1) اولین گام برای غلبه بر این قفلشدگی تاریخی، انتخاب و گزینش افرادی به عنوان مدیران ارشد همکار در دستگاه عریض و طویل اجرایی است که فهم دقیقی از این مسئله (قفل شدگی تاریخی) دارند و البته خودشان هم بخشی از علت این مساله نیستند (پس ذاتا می توانند وابستگی به مسیر را کاهش دهند).
2) موفقیت رئیس جمهور به انتخاب ترکیبی خردمند، با تجربه، مستقل (هم استقلال رای داشته باشند و هم استقلال سیاسی و جناحی) و بدون یال و کوپال که نه بر اساس لابی و سفارش بلکه بر اساس شایستگی انتخاب شده اند. چنین ترکیبی به همراه اندکی ریسکپذیری میتواند گامی موثر برای غلبه بر وابستگی به مسیر در نظام حکمرانی باشد.
3) هیأت دولتی با این ویژگیها میتواند در انتخاب های بعدی خود در زیر مجموعه ها، هلدینگ ها، شرکت ها، همین معیارها را به کار گیرد و تحولی بزرگ ایجاد کند که نتیجه آن کارآمدی و سلامت دستگاه اداری کشور خواهد بود.
مردم هم از چنین انتخابی استقبال خواهند کرد چون می خواهند چهره های جدید، موثر، کارآمد و متخصص را در صدر امور اجرایی ببینند نه افرادی که بارها و بارها، امتحان خود را پس داده اند. چنین باد.
شبکه توسعه
@I_D_Network
دکتر میثم سعیدی.استاد دانشگاه و فعال صنعتی
نظام حکمرانی اجرایی کشور به دلایلی دچار چالش و بحران فرسودگی و ناکارآمدی شده است. این مسئله در سخنان تمامی نامزدهای ریاست جمهوری، مشهود بود. به وضوح میبینیم که نظام اداری ایران کارآیی خود را از دست داده. در ده های اخیر، به دلیل کاهش ذخیره دانش و جایگزینی مدرکداران بیسواد و مدعی بهجای افراد متخصص و مهارت مند، فرایندهای پایه کشورداری دچار اعوجاج و ناکارآمدی شدهاند که نتیجه آن ناکارآمدی، فساد و در نهایت، ناامیدی مردم بوده است.
اکنون اما یک پنجره فرصت به واسطه انتخابات، گشوده شده است. انتخابات، ظرفیتی برای بازآفرینی دولت است. متأسفانه در کشور ما در دو دهه گذشته، از این ظرفیت به درستی استفاده نشده است.
نکته اصلی این است: شرایط نظام حکمرانی کشور در عرصه اجرايی به شرایط قفل شدگی رسیده است که ناشی از پدیده وابستگی به مسیر است. [زمانی که انتخاب های پیش روی ما به خاطر انتخاب های گذشته ما مسدود و محدود می شود ما با پدیده وابستگی به مسیر روبرو هستیم. درست مانند شرایط فعلی که به خاطر عملکرد و انتخاب تمام دولت های قبلی پنجاه سال اخیر، دولت فعلی دستش برای انتخاب بسته یا محدود است]
این گزاره به این معناست که ساختار اداری در مسیر و تاریخ طیشده نظام حکمرانی قفل شده است. اگر خبر استفاده از همان افراد گذشته برای اداره وزارتخانهها صحت داشته باشد، این عملا باعث می شود که قفل شدگی بیشتر شود و مانع از گشایش مسیر را خواهد بود زیرا آنها خود در شکلگیری این وابستگی نقش داشتهاند.
☑️⭕️تجویز راهبردی:
آیا میتوان بر این قفلشدگی غلبه کرد؟ پاسخ مثبت است اما بسیار دشوار و پرهزینه است که البته نباید درنگ کرد. با انتخاب هر رئیسجمهور جدیدی، این پنجره فرصت غلبه بر وابستگی به مسیر در نظام حکمرانی برای مدت محدودی گشوده می شود. هر رئیس جمهور جدیدی میتواند فرصتی برای غلبه بر این قفل شدگی تاریخی باشد و اندک غفلتی از سوی ایشان، دوباره ما را به سیاهچاله وابستگی به مسیر خواهد انداخت.
1) اولین گام برای غلبه بر این قفلشدگی تاریخی، انتخاب و گزینش افرادی به عنوان مدیران ارشد همکار در دستگاه عریض و طویل اجرایی است که فهم دقیقی از این مسئله (قفل شدگی تاریخی) دارند و البته خودشان هم بخشی از علت این مساله نیستند (پس ذاتا می توانند وابستگی به مسیر را کاهش دهند).
2) موفقیت رئیس جمهور به انتخاب ترکیبی خردمند، با تجربه، مستقل (هم استقلال رای داشته باشند و هم استقلال سیاسی و جناحی) و بدون یال و کوپال که نه بر اساس لابی و سفارش بلکه بر اساس شایستگی انتخاب شده اند. چنین ترکیبی به همراه اندکی ریسکپذیری میتواند گامی موثر برای غلبه بر وابستگی به مسیر در نظام حکمرانی باشد.
3) هیأت دولتی با این ویژگیها میتواند در انتخاب های بعدی خود در زیر مجموعه ها، هلدینگ ها، شرکت ها، همین معیارها را به کار گیرد و تحولی بزرگ ایجاد کند که نتیجه آن کارآمدی و سلامت دستگاه اداری کشور خواهد بود.
مردم هم از چنین انتخابی استقبال خواهند کرد چون می خواهند چهره های جدید، موثر، کارآمد و متخصص را در صدر امور اجرایی ببینند نه افرادی که بارها و بارها، امتحان خود را پس داده اند. چنین باد.
شبکه توسعه
@I_D_Network
👌1
✳️ توصیههای اقتصاد کلان ساختارگرا به دولت آینده ایران برای مهار تورم
✍️محمد مهدی وکیلی / پژوهشگر اقتصاد کلان
✅ اقتصاد کلان ساختارگرا (Structuralist Macroeconomics) چارچوبی نسبتاً جامع برای درک علل تورم در کشورهای در حال توسعه ارائه کرده و برای رفع آن راهحلهایی تجویز میکند. این مکتب فکری که در اواسط قرن بیستم ظهور کرد، با تمرکز بر موانع ساختاری مانند توزیع درآمد، عدم تعادلهای بخشی و محدودیتهای نهادی، دیدگاههای سنتی در رابطه با تورم را به چالش کشید. اقتصاددانان ساختارگرا معتقدند که تورم در کشورهای در حال توسعه، پدیدهای صد در صد پولی نبوده و عمدتاً تحت تأثیر عوامل ساختاری قرار دارد؛ این در حالی است که به هیچوجه اثر بیانضباطی پولی و رشد بیضابطه نقدینگی بر تورم را نفی نمیکنند.
در اقتصاد غیررقابتی ایران با سهم بالای فعالیتهای نامرتبط با تولید ناخالص داخلی و برخورداری بازیگران این بخش از قدرت قیمتگذاری، پدیده تضادهای توزیعی ابعاد پیچیدهتری به خود میگیرد. قدرت نامتوازن عوامل اقتصادی در اعمال قیمتهای مورد نطر خود و نیز زمانهای مختلف اعمال آن، همواره سطحی از تورم را در اقتصاد ایران حفظ میکند. از سوی دیگر، لنگر اسمی نرخ ارز به واسطه دههها تورم دو رقمی موجب شده تا اقتصاد ایران که وابستگی زیادی به ارز حاصل از فروش نفت و مواد خام و نیمهخام دارد، نسبت به کوچکترین تکانههای خارجی آسیبپذیری زیادی داشته باشد.
اقتصاد ایران در حالی در دهههای گذشته نرخ رشد پایین و بیثباتی را تجربه کرده که انباره نقدینگی همواره با نرخی بسیار بالاتر نسبت به آن رشد کرده است. کوتاهی زنجیره تولید و سهم بسیار ناچیز تولید محصولات با فناوری بالا از کل تولید در ایران سبب شده تا نقدینگی افزایش یافته صرف پوشش معاملاتی شود که نه تنها ارزش افزودهای خلق نکرده و قدرت رقابت اقتصاد در سطح جهانی را افزایش نمیدهند بلکه فقط به افزایش سطح عمومی قیمتها دامن میزنند.
در چنین شرایطی است که همواره عایدی سرمایه از درآمد اکتسابی حاصل از فعالیت تولیدی فاصله گرفته و هزینه فرصت سرمایهگذاری مولد افزایش یافته است. در مجموع، اقتصاد کلان ساختارگرا درکی ظریف و جامع از علل تورم در کشورهای در حال توسعه ارائه میدهد و بر نقش عوامل ساختاری مانند عدم تعادلهای بخشی، وابستگی به واردات، توزیع درآمد و محدودیتهای نهادی تأکید میکند. کشورهای در حال توسعه از جمله ایران میتوانند با رسیدگی به این مسائل ساختاری زیربنایی از طریق اصلاحات هدفمند سیاستهای کشاورزی و صنعتی، مدیریت نرخ ارز، تشویق رقابت، توزیع مجدد درآمد و تقویت نهادها به طور مؤثری با تورم مبارزه کرده و به رشد اقتصادی پایدار دست یابند.
دولت آینده میتواند با اولویت قرار دادن اصلاحات ساختاری و رسیدگی به ریشههای تورم، محیطی باثبات برای فعالیتهای ایجاد کند که به رونق اقتصادی و کاهش فقر بیانجامد.
متن کامل این یادداشت را میتوانید از اینجا مطالعه بفرمایید.
https://t.me/Strategic_Planning_with_Raji/10887
https://t.me/ExecutiveManagement
✍️محمد مهدی وکیلی / پژوهشگر اقتصاد کلان
✅ اقتصاد کلان ساختارگرا (Structuralist Macroeconomics) چارچوبی نسبتاً جامع برای درک علل تورم در کشورهای در حال توسعه ارائه کرده و برای رفع آن راهحلهایی تجویز میکند. این مکتب فکری که در اواسط قرن بیستم ظهور کرد، با تمرکز بر موانع ساختاری مانند توزیع درآمد، عدم تعادلهای بخشی و محدودیتهای نهادی، دیدگاههای سنتی در رابطه با تورم را به چالش کشید. اقتصاددانان ساختارگرا معتقدند که تورم در کشورهای در حال توسعه، پدیدهای صد در صد پولی نبوده و عمدتاً تحت تأثیر عوامل ساختاری قرار دارد؛ این در حالی است که به هیچوجه اثر بیانضباطی پولی و رشد بیضابطه نقدینگی بر تورم را نفی نمیکنند.
در اقتصاد غیررقابتی ایران با سهم بالای فعالیتهای نامرتبط با تولید ناخالص داخلی و برخورداری بازیگران این بخش از قدرت قیمتگذاری، پدیده تضادهای توزیعی ابعاد پیچیدهتری به خود میگیرد. قدرت نامتوازن عوامل اقتصادی در اعمال قیمتهای مورد نطر خود و نیز زمانهای مختلف اعمال آن، همواره سطحی از تورم را در اقتصاد ایران حفظ میکند. از سوی دیگر، لنگر اسمی نرخ ارز به واسطه دههها تورم دو رقمی موجب شده تا اقتصاد ایران که وابستگی زیادی به ارز حاصل از فروش نفت و مواد خام و نیمهخام دارد، نسبت به کوچکترین تکانههای خارجی آسیبپذیری زیادی داشته باشد.
اقتصاد ایران در حالی در دهههای گذشته نرخ رشد پایین و بیثباتی را تجربه کرده که انباره نقدینگی همواره با نرخی بسیار بالاتر نسبت به آن رشد کرده است. کوتاهی زنجیره تولید و سهم بسیار ناچیز تولید محصولات با فناوری بالا از کل تولید در ایران سبب شده تا نقدینگی افزایش یافته صرف پوشش معاملاتی شود که نه تنها ارزش افزودهای خلق نکرده و قدرت رقابت اقتصاد در سطح جهانی را افزایش نمیدهند بلکه فقط به افزایش سطح عمومی قیمتها دامن میزنند.
در چنین شرایطی است که همواره عایدی سرمایه از درآمد اکتسابی حاصل از فعالیت تولیدی فاصله گرفته و هزینه فرصت سرمایهگذاری مولد افزایش یافته است. در مجموع، اقتصاد کلان ساختارگرا درکی ظریف و جامع از علل تورم در کشورهای در حال توسعه ارائه میدهد و بر نقش عوامل ساختاری مانند عدم تعادلهای بخشی، وابستگی به واردات، توزیع درآمد و محدودیتهای نهادی تأکید میکند. کشورهای در حال توسعه از جمله ایران میتوانند با رسیدگی به این مسائل ساختاری زیربنایی از طریق اصلاحات هدفمند سیاستهای کشاورزی و صنعتی، مدیریت نرخ ارز، تشویق رقابت، توزیع مجدد درآمد و تقویت نهادها به طور مؤثری با تورم مبارزه کرده و به رشد اقتصادی پایدار دست یابند.
دولت آینده میتواند با اولویت قرار دادن اصلاحات ساختاری و رسیدگی به ریشههای تورم، محیطی باثبات برای فعالیتهای ایجاد کند که به رونق اقتصادی و کاهش فقر بیانجامد.
متن کامل این یادداشت را میتوانید از اینجا مطالعه بفرمایید.
https://t.me/Strategic_Planning_with_Raji/10887
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
🌀 برنامه ریزی استراتژیک توسعه 🌀
توصیههای اقتصاد کلان ساختارگرا به دولت آینده ایران برای مهار تورم
✍️محمد مهدی وکیلی / پژوهشگر اقتصاد کلان
اقتصاد کلان ساختارگرا (Structuralist Macroeconomics) چارچوبی نسبتاً جامع برای درک علل تورم در کشورهای در حال توسعه ارائه کرده و برای رفع آن راهحلهایی…
✍️محمد مهدی وکیلی / پژوهشگر اقتصاد کلان
اقتصاد کلان ساختارگرا (Structuralist Macroeconomics) چارچوبی نسبتاً جامع برای درک علل تورم در کشورهای در حال توسعه ارائه کرده و برای رفع آن راهحلهایی…
✳️ تحریمهای کلان و تدابیر خرد
✍دکترحجت میرزایی/اقتصاددان
✅ آثار تحریمهای دهه اخیر با آهنگی انباشتی و از مسیرهای مستقیم و غیرمستقیم هم عملکرد نهادی (فساد، حقوق مالکیت، رقابتپذیری و...) و هم عملکرد اقتصاد کلان را تحت تأثیر جدی قرار داده است.
برآوردها حاکی از آن است که تحریمها حدود هزارو 200 میلیارد دلار به اقتصاد ایران آسیب زده و درآمد سرانه ایران سالانه حدود هزارو 500 دلار کمتر شده است.
درآمد ارزی ایران (و در پی آن حجم تجارت خارجی) در سال 1400 نسبت به 1390 (10 سال پیش از آن) تا یکسوم کاهش یافته است. این آثار را ایرانیان با گوشت و پوست خود در زندگی روزمره و کسبوکارهای خود تجربه کرده و این سالها با آن زیستهاند.
پژوهشهای معتبر حدود 60 تا 80 درصد (بسته به کشور مورد مقایسه) از شکاف عملکرد اقتصادی ایران با همسایگان را پیامد تحریمها میدانند اما همین پژوهشها حدود 20 تا 40 درصد این شکاف را به کیفیت حکمرانی و عملکرد سیاستهای اقتصادی و مالی دولتها در این دوره نسبت میدهند. اما و هزار اما که مهمتر از آثار و پیامدهای گذشته و جاری، پیامدهای ادامهدار تحریمها در کاهش ظرفیت بالقوه تولید و فعالیت و تجارت خارجی در سالهای آینده است؛ بدین معنا که اگر همین امروز هم تصمیم به توقف تحریمهای 12ساله گرفته شود، اینرسی حرکتی ناشی از آن سبب خواهد شد این آثار و پیامدهای ویرانگر تا سالهای درازی دیرپا و پابرجا بماند.
▪︎حدود هشت ماه پیش جنت یلن وزیر دارایی آمریکا در گزارشی به کنگره گفت که «تحریمهای ما علیه ایران باعث بحران واقعی اقتصادی در این کشور شده و ایران به دلیل این تحریمها از نظر اقتصادی دچار رنج زیادی شده است... اما آیا این باعث تغییر رفتار شده؟ پاسخ این است که تأثیر آن خیلی کمتر از ایدئال مورد نظر ما بوده است».
روشن است که منظور او از «تغییر رفتار»، رفتار و سیاستهای دولت در عرصه داخلی و جهانی است اما شگفت آنکه برخی صاحبان تریبون آن را به ثبات رفتار و همراهی مردم با این وضعیت تعبیر کردند!
از سوی دیگر از موضع حفظ انسجام اجتماعی و پویایی اقتصاد ملی انتظار میرفت در دوره تحریمهای اقتصادی و مالی طولانیمدت، کمسابقه و فزاینده، دولت برای کاهش آسیبهای ناشی از آن گامهایی بزرگ برای بهبود کیفیت حکمرانی بردارد، شفافیت را به طور محسوسی بهبود بخشد، پاسخگوتر شود، در بازسازی ساختار و کارکرد نظام سیاستگذاری و بوروکراسی اجرائی برای مدیریت شرایط نوین بکوشد و قدرت نظارت و تنظیمگری دولت را تا حد زیادی افزایش دهد.
▪︎ به زبان روشنتر برای عبور کمآسیبتر اقتصاد ملی از کمند تحریمها و شاید دستیابی به عملکردی (کمی) نزدیک به عملکرد بلندمدت 40ساله دولت از همین فردا این سیاستها را در پیش گیرد:
• رابطه خود را با بازار و جامعه مدنی به طور آشکاری بهبود بخشد و تعاملی مسئولانه (و نه فرصتطلبانه) و مبتنی بر همکاری میان سه حوزه «سیاست- اقتصاد- اجتماع» را دربست بپذیرد.
• مسیر خروج نهادهای نامربوط و صاحب قدرت از اقتصاد و رقابتیکردن بازارهای اقتصادی را در پیش گیرد.
• حفظ و گسترش بازارهای منطقهای را در دستور کار اصلی خود قرار دهد و پایش چهارچشمی تداوم جریان تجارت خارجی و مبادلات مالی را لحظهای فرو نگذارد و هر نوسان و کاهشی را با دقت نظر و وسواس تمام دنبال کند.
• توسعه و ارتقای کسبوکارهای دانشبنیان و وابسته به سرمایه خلاق را محور اصلی فعالیت خود قرار دهد و با هر قیمت و قبالهای از خروج نوآوران و انقلابیون سپهر فناوری و تولید پیشگیری کند و راه را بر فرار سرمایه از هر در و روزنی ببندد.
• خردمندترین و تواناترین مدیران خود را به مأموریت حفظ و نگهداشت ظرفیتهای لجستیک به ویژه شبکه حملونقل ریلی و دریایی و زیرساختهای سخت و نرم پشتیبان تجارت خارجی و جابهجاگری داخل سرزمین بگمارد (که اینک هزاران بار تأسف و اندوه را بر جای گذاشته است).
• برای حفظ ظرفیت تولیدی موجود و مهار بسامد بلندمدت تحریمها، بنگاههای اقتصادی بخش عمومی به ویژه هلدینگهای بزرگ فولاد، پتروشیمی، دارو و صنایع غذایی (نظیر هلدینگهای شستا، خلیج فارس، غدیر، صندوق بازنشستگی کشوری، گروه توسعه ملی، ستاد اجرائی و بنیاد مستضعفان و...) را با هر شکل و هر هزینهای از آسیبهای ناترازی انرژی، آب و... دور بدارد و بنگاههای بزرگ این بخش را به مدیرانی دوراندیش، کارآزموده در مدیریت بنگاههای اقتصادی و سازوکارهای نظارتی دقیق و کارآمد مجهز و برخوردار کند.
كانال قواعدبازی
✍دکترحجت میرزایی/اقتصاددان
✅ آثار تحریمهای دهه اخیر با آهنگی انباشتی و از مسیرهای مستقیم و غیرمستقیم هم عملکرد نهادی (فساد، حقوق مالکیت، رقابتپذیری و...) و هم عملکرد اقتصاد کلان را تحت تأثیر جدی قرار داده است.
برآوردها حاکی از آن است که تحریمها حدود هزارو 200 میلیارد دلار به اقتصاد ایران آسیب زده و درآمد سرانه ایران سالانه حدود هزارو 500 دلار کمتر شده است.
درآمد ارزی ایران (و در پی آن حجم تجارت خارجی) در سال 1400 نسبت به 1390 (10 سال پیش از آن) تا یکسوم کاهش یافته است. این آثار را ایرانیان با گوشت و پوست خود در زندگی روزمره و کسبوکارهای خود تجربه کرده و این سالها با آن زیستهاند.
پژوهشهای معتبر حدود 60 تا 80 درصد (بسته به کشور مورد مقایسه) از شکاف عملکرد اقتصادی ایران با همسایگان را پیامد تحریمها میدانند اما همین پژوهشها حدود 20 تا 40 درصد این شکاف را به کیفیت حکمرانی و عملکرد سیاستهای اقتصادی و مالی دولتها در این دوره نسبت میدهند. اما و هزار اما که مهمتر از آثار و پیامدهای گذشته و جاری، پیامدهای ادامهدار تحریمها در کاهش ظرفیت بالقوه تولید و فعالیت و تجارت خارجی در سالهای آینده است؛ بدین معنا که اگر همین امروز هم تصمیم به توقف تحریمهای 12ساله گرفته شود، اینرسی حرکتی ناشی از آن سبب خواهد شد این آثار و پیامدهای ویرانگر تا سالهای درازی دیرپا و پابرجا بماند.
▪︎حدود هشت ماه پیش جنت یلن وزیر دارایی آمریکا در گزارشی به کنگره گفت که «تحریمهای ما علیه ایران باعث بحران واقعی اقتصادی در این کشور شده و ایران به دلیل این تحریمها از نظر اقتصادی دچار رنج زیادی شده است... اما آیا این باعث تغییر رفتار شده؟ پاسخ این است که تأثیر آن خیلی کمتر از ایدئال مورد نظر ما بوده است».
روشن است که منظور او از «تغییر رفتار»، رفتار و سیاستهای دولت در عرصه داخلی و جهانی است اما شگفت آنکه برخی صاحبان تریبون آن را به ثبات رفتار و همراهی مردم با این وضعیت تعبیر کردند!
از سوی دیگر از موضع حفظ انسجام اجتماعی و پویایی اقتصاد ملی انتظار میرفت در دوره تحریمهای اقتصادی و مالی طولانیمدت، کمسابقه و فزاینده، دولت برای کاهش آسیبهای ناشی از آن گامهایی بزرگ برای بهبود کیفیت حکمرانی بردارد، شفافیت را به طور محسوسی بهبود بخشد، پاسخگوتر شود، در بازسازی ساختار و کارکرد نظام سیاستگذاری و بوروکراسی اجرائی برای مدیریت شرایط نوین بکوشد و قدرت نظارت و تنظیمگری دولت را تا حد زیادی افزایش دهد.
▪︎ به زبان روشنتر برای عبور کمآسیبتر اقتصاد ملی از کمند تحریمها و شاید دستیابی به عملکردی (کمی) نزدیک به عملکرد بلندمدت 40ساله دولت از همین فردا این سیاستها را در پیش گیرد:
• رابطه خود را با بازار و جامعه مدنی به طور آشکاری بهبود بخشد و تعاملی مسئولانه (و نه فرصتطلبانه) و مبتنی بر همکاری میان سه حوزه «سیاست- اقتصاد- اجتماع» را دربست بپذیرد.
• مسیر خروج نهادهای نامربوط و صاحب قدرت از اقتصاد و رقابتیکردن بازارهای اقتصادی را در پیش گیرد.
• حفظ و گسترش بازارهای منطقهای را در دستور کار اصلی خود قرار دهد و پایش چهارچشمی تداوم جریان تجارت خارجی و مبادلات مالی را لحظهای فرو نگذارد و هر نوسان و کاهشی را با دقت نظر و وسواس تمام دنبال کند.
• توسعه و ارتقای کسبوکارهای دانشبنیان و وابسته به سرمایه خلاق را محور اصلی فعالیت خود قرار دهد و با هر قیمت و قبالهای از خروج نوآوران و انقلابیون سپهر فناوری و تولید پیشگیری کند و راه را بر فرار سرمایه از هر در و روزنی ببندد.
• خردمندترین و تواناترین مدیران خود را به مأموریت حفظ و نگهداشت ظرفیتهای لجستیک به ویژه شبکه حملونقل ریلی و دریایی و زیرساختهای سخت و نرم پشتیبان تجارت خارجی و جابهجاگری داخل سرزمین بگمارد (که اینک هزاران بار تأسف و اندوه را بر جای گذاشته است).
• برای حفظ ظرفیت تولیدی موجود و مهار بسامد بلندمدت تحریمها، بنگاههای اقتصادی بخش عمومی به ویژه هلدینگهای بزرگ فولاد، پتروشیمی، دارو و صنایع غذایی (نظیر هلدینگهای شستا، خلیج فارس، غدیر، صندوق بازنشستگی کشوری، گروه توسعه ملی، ستاد اجرائی و بنیاد مستضعفان و...) را با هر شکل و هر هزینهای از آسیبهای ناترازی انرژی، آب و... دور بدارد و بنگاههای بزرگ این بخش را به مدیرانی دوراندیش، کارآزموده در مدیریت بنگاههای اقتصادی و سازوکارهای نظارتی دقیق و کارآمد مجهز و برخوردار کند.
كانال قواعدبازی
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ وقتی شترگاوپلنگ را به تصویر میکشیم!👆
🖊امیر ناظمی
✅ ساختار را میتوان نماد و تجسم دیدگاه یک فرد یا گروه دانست. برای تحلیل بسیاری از مسائل کافی است تا به ساختار سازمانی یک دولت یا شرکت نگریست تا بتوان پیشفرضهای آن دولت یا شرکت را شناخت.اینکه چگونه مسائل مختلف تقسیمبندی و چارچوببندی میشوند، نشانههایی آشکار برای ارزیابی و تحلیل امور هستند.همین چارت اعلام شده توسط آقای ظریف، به نحو ناامیدکنندهای نشاندهندهی پیشفرضهای غلطی در فهم سیاستگذاری عمومی است. پیشفرضهایی که دو مورد از آن در ادامه بیان شدهاند.
⭕️نادیدهانگاری «علم، فناوری و نوآوری» و «محیط زیست»
زیستن در این دوره تاریخی که با نام عصر فناوری شناخته میشود، نیازمند نگاه ویژه به فناوری است. همانگونه که عصر کشاورزی، همه چیز بر مبنای کشاورزی بود، از ابزارها تا شیوهی تولید تا سبک زندگی و حتی ساختار قدرت مبتنی بر کشاورزی و زمین. زیستن در عصر فناوری یا عصر دیجیتال هم یعنی آنکه نمیتوان به هیچ مسالهای نگریست، اما فناوری را در آن نادیده گرفت.مهمترین نمودِ ساختارها، دستهبندی مسائل مختلف است. این دستهبندی برآمده از نگاه یک سیستم به مسائل مختلف است. به همین دلیل نیز در دنیای امروزه انبوهی از تکنیکها مانند STEEP یا PESTEL به عنوان ابزارهایی برای تحلیلگران هستند که به آنان مدام یادآوری میکند وقتی میخواهند یک مساله را تحلیل یا حل کنند، لازم است تا آن را از جنبههای مختلف اجتماعی (S)، اقتصادی (E)، زیستمحیطی (E) و سیاسی (P) بنگرند. ابتدای این کلمهها هستند که کوتهواژهی STEEP را میسازند.عامل «علم، فناوری و نوآوری» (STI) را به صورت تجمیعی در عامل فناوری (T) خلاصه میکنند، عامل بسیار مهم شکلدهنده به رقابتها، مزیتهای رقابتی و اقتصادی که حتی پویایی سیاسی را نیز تعیین میکند.در چارت معرفیشده، نه فناوری و نه محیط زیست، مستقل نگاه نشدهاند. در حقیقت همین تقسیمبندی نشان میدهد که دولتمردان ایرانی هنوز ویژگیهای دوران امروز را در تحلیل خود وارد نکردهاند. به واسطهی همین نگاه است که «علم، فناوری و نوآوری»، تکهتکه میشود. بخشی از آن اقتصادی، بخشی از آن فرهنگی و بخشی دیگر گم میشود (معاونت علمی)!
محیطزیست البته موضوعی بسیار نوینتر است. نگاه به سیاست و اقتصاد از منظر محیطزیست را میتوان از زمان رشد احزاب سبز مورد توجه قرار داد. رشد حزب سبز در آلمان، زمانی آغاز شد که گروهی از سیاستمداران مسائل مختلف را از منظر محیط زیست مورد تحلیل قرار دادند. این اهمیت زمانی دوچندان میشود که سه سازمان اصلی محیط زیست ایران، یعنی سازمان محیط زیست، وزارت کشاورزی و وزارت نیرو (مدیریت آب) هر یک در بخشی مستقل بررسی میشوند، و همین کافی است تا بدانیم، اگرچه مشغول جان دادن در هوای بد و بیآبی و گرمایش هستیم، اما هنوز محیط زیست برایمان مسالهای جدی نیست. شاید در یک ایران توسعهیافته، حتی بررسی سیاستهای کلانِ سازمانی مانند سازمان انرژی اتمی نه از منظر فناوری، بلکه از منظر محیطزیستی اهمیت مییابد. و همین کافی است تا پی ببریم واقعا چقدر با خودِ توسعهیافتهیمان فاصله داریم.
⭕️تفکیک فرهنگی از اجتماعی
تفکیک امر فرهنگی از اجتماعی، اگرچه غیرمعمول نیست، اما بیشتر برآمده از نگاههای ایدئولوژیک و خصوصا نگاه کمونیستی با برنامهریزی مرکزی است.در فهم ایدئولوژیک از جهان است که تفکیک امر فرهنگی از اجتماعی اجتنابناپذیر میشود. فرهنگ نماینده حوزههایی است که از طریق مهندسی آنها، قرار است تا آرمانشهر مد نظر حکومتها ساخته شود. اما امر اجتماعی بازمیگردد به واقعیت موجود. اولی جنبهی ذهنی است و دومی جنبهی عینی. همانطور که در این جدول آموزش و ارشاد اموری قابل مهندسی برای ساخت آرمانشهر هستند، اما رفاه و بهداشت واقعیتهایی که ایدئولوژی آنان را پذیرفته است.
⭕️و یک افسوس!
مقایسهی میان مائو و استالین یکی از بهترین منابع شناخت عمیق تاریخ چپگرایی است. مارکس «شیوه تولید» را شکلدهنده به وضعیت جامعه، طبقات و حتی قدرت میدانست. استالین تلاش داشت تا با برنامهریزی مرکزی و از بین بردن بازار، و مائو تلاش داشت تا از طریق فرهنگ بتواند شیوه تولید را کنترل و به دنبال آن آرمانشهر خود را بسازد.این دو به دو شیوهی مختلف انسانهای بسیاری را به مرگ کشاندند، تا دنیا بتواند از اشتباهات آنان یاد بگیرد. یاد بگیرد که دنیا امروز دنیایی خطی نیست، که یک عامل بتواند عوامل دیگر را تعیین تکلیف و کنترل کند. اما ما که دوست نداریم یاد بگیریم، ترکیبی یگانه از هر دو شدهایم! هم اقتصاد زیربنای فناوری است و هم فرهنگ زیربنای آن. به این ترتیب شترگاوپلنگی که در عرصهی ذهن داریم، خودش را در یک ساختار به رخ میکشد!
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
🖊امیر ناظمی
✅ ساختار را میتوان نماد و تجسم دیدگاه یک فرد یا گروه دانست. برای تحلیل بسیاری از مسائل کافی است تا به ساختار سازمانی یک دولت یا شرکت نگریست تا بتوان پیشفرضهای آن دولت یا شرکت را شناخت.اینکه چگونه مسائل مختلف تقسیمبندی و چارچوببندی میشوند، نشانههایی آشکار برای ارزیابی و تحلیل امور هستند.همین چارت اعلام شده توسط آقای ظریف، به نحو ناامیدکنندهای نشاندهندهی پیشفرضهای غلطی در فهم سیاستگذاری عمومی است. پیشفرضهایی که دو مورد از آن در ادامه بیان شدهاند.
⭕️نادیدهانگاری «علم، فناوری و نوآوری» و «محیط زیست»
زیستن در این دوره تاریخی که با نام عصر فناوری شناخته میشود، نیازمند نگاه ویژه به فناوری است. همانگونه که عصر کشاورزی، همه چیز بر مبنای کشاورزی بود، از ابزارها تا شیوهی تولید تا سبک زندگی و حتی ساختار قدرت مبتنی بر کشاورزی و زمین. زیستن در عصر فناوری یا عصر دیجیتال هم یعنی آنکه نمیتوان به هیچ مسالهای نگریست، اما فناوری را در آن نادیده گرفت.مهمترین نمودِ ساختارها، دستهبندی مسائل مختلف است. این دستهبندی برآمده از نگاه یک سیستم به مسائل مختلف است. به همین دلیل نیز در دنیای امروزه انبوهی از تکنیکها مانند STEEP یا PESTEL به عنوان ابزارهایی برای تحلیلگران هستند که به آنان مدام یادآوری میکند وقتی میخواهند یک مساله را تحلیل یا حل کنند، لازم است تا آن را از جنبههای مختلف اجتماعی (S)، اقتصادی (E)، زیستمحیطی (E) و سیاسی (P) بنگرند. ابتدای این کلمهها هستند که کوتهواژهی STEEP را میسازند.عامل «علم، فناوری و نوآوری» (STI) را به صورت تجمیعی در عامل فناوری (T) خلاصه میکنند، عامل بسیار مهم شکلدهنده به رقابتها، مزیتهای رقابتی و اقتصادی که حتی پویایی سیاسی را نیز تعیین میکند.در چارت معرفیشده، نه فناوری و نه محیط زیست، مستقل نگاه نشدهاند. در حقیقت همین تقسیمبندی نشان میدهد که دولتمردان ایرانی هنوز ویژگیهای دوران امروز را در تحلیل خود وارد نکردهاند. به واسطهی همین نگاه است که «علم، فناوری و نوآوری»، تکهتکه میشود. بخشی از آن اقتصادی، بخشی از آن فرهنگی و بخشی دیگر گم میشود (معاونت علمی)!
محیطزیست البته موضوعی بسیار نوینتر است. نگاه به سیاست و اقتصاد از منظر محیطزیست را میتوان از زمان رشد احزاب سبز مورد توجه قرار داد. رشد حزب سبز در آلمان، زمانی آغاز شد که گروهی از سیاستمداران مسائل مختلف را از منظر محیط زیست مورد تحلیل قرار دادند. این اهمیت زمانی دوچندان میشود که سه سازمان اصلی محیط زیست ایران، یعنی سازمان محیط زیست، وزارت کشاورزی و وزارت نیرو (مدیریت آب) هر یک در بخشی مستقل بررسی میشوند، و همین کافی است تا بدانیم، اگرچه مشغول جان دادن در هوای بد و بیآبی و گرمایش هستیم، اما هنوز محیط زیست برایمان مسالهای جدی نیست. شاید در یک ایران توسعهیافته، حتی بررسی سیاستهای کلانِ سازمانی مانند سازمان انرژی اتمی نه از منظر فناوری، بلکه از منظر محیطزیستی اهمیت مییابد. و همین کافی است تا پی ببریم واقعا چقدر با خودِ توسعهیافتهیمان فاصله داریم.
⭕️تفکیک فرهنگی از اجتماعی
تفکیک امر فرهنگی از اجتماعی، اگرچه غیرمعمول نیست، اما بیشتر برآمده از نگاههای ایدئولوژیک و خصوصا نگاه کمونیستی با برنامهریزی مرکزی است.در فهم ایدئولوژیک از جهان است که تفکیک امر فرهنگی از اجتماعی اجتنابناپذیر میشود. فرهنگ نماینده حوزههایی است که از طریق مهندسی آنها، قرار است تا آرمانشهر مد نظر حکومتها ساخته شود. اما امر اجتماعی بازمیگردد به واقعیت موجود. اولی جنبهی ذهنی است و دومی جنبهی عینی. همانطور که در این جدول آموزش و ارشاد اموری قابل مهندسی برای ساخت آرمانشهر هستند، اما رفاه و بهداشت واقعیتهایی که ایدئولوژی آنان را پذیرفته است.
⭕️و یک افسوس!
مقایسهی میان مائو و استالین یکی از بهترین منابع شناخت عمیق تاریخ چپگرایی است. مارکس «شیوه تولید» را شکلدهنده به وضعیت جامعه، طبقات و حتی قدرت میدانست. استالین تلاش داشت تا با برنامهریزی مرکزی و از بین بردن بازار، و مائو تلاش داشت تا از طریق فرهنگ بتواند شیوه تولید را کنترل و به دنبال آن آرمانشهر خود را بسازد.این دو به دو شیوهی مختلف انسانهای بسیاری را به مرگ کشاندند، تا دنیا بتواند از اشتباهات آنان یاد بگیرد. یاد بگیرد که دنیا امروز دنیایی خطی نیست، که یک عامل بتواند عوامل دیگر را تعیین تکلیف و کنترل کند. اما ما که دوست نداریم یاد بگیریم، ترکیبی یگانه از هر دو شدهایم! هم اقتصاد زیربنای فناوری است و هم فرهنگ زیربنای آن. به این ترتیب شترگاوپلنگی که در عرصهی ذهن داریم، خودش را در یک ساختار به رخ میکشد!
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ سلطه سیاسی
سیاست چگونه بر اقتصاد مسلط شد؟
✍️پرویز خوشکلامخسروشاهی / اقتصاددان
✅ اقتصاد ایران از دردهای زیادی رنج میبرد که بسیاری از آنها به خاطر عدم درمان یا درمان نادرست، حالت مزمن به خود گرفته است.
رشد اقتصادی پایین و پرنوسان، تورمهای بالا و مزمن، بیکاری شدید در میان زنان و جوانان تحصیلکرده، انواع ناترازیهای مالی و زیستمحیطی، فقر و حاشیهنشینی گسترده، بهرهوری و کیفیت نازل ارائه خدمات عمومی اعم از سیاستگذاری و نظارت و حمایت توسط نهاد دولت، عدم توازن و تناسبهای درآمدی و منطقهای، وجود تبعیضهای زیاد در استفاده از فرصتها و فاصله گرفتن از کشورهای مشابه در شاخصهای اقتصادی و رفاهی؛ از مهمترین علائم بیماری اقتصاد ایران و نارضایتی مردم است که برخی از آنها برای نیمقرن با ما همراه است.
🔺این مسائل، مسائلی ناشناخته برای نظام کارشناسی و سیاستگذاری کشور نبوده و نیست بلکه همواره در کانون توجه آنها قرار داشته و در این سالهای طولانی نسخهها و برنامههای زیادی برای درمان این دردها نوشته شده اما یا اجرا نشده یا خود برنامه اشکال داشته یا اینکه شرایط لازم برای عملیاتی شدن آن فراهم نبوده است، از اینرو همچنان کم و بیش روی میز نظام کارشناسی و سیاستگذاری کشور باقی مانده است.
مسئله اصلی آن است که پیامدهای خارجی منفی سیاست بر اقتصاد، عامل اصلی بروز این وضعیت بوده است و پایداری این پیامدها سبب مزمن شدن آن شده و در نهایت سیاست را بر اقتصاد مسلط کرده است.
📌متن کامل
https://www.tejaratefarda.com/fa/tiny/news-47174
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
سیاست چگونه بر اقتصاد مسلط شد؟
✍️پرویز خوشکلامخسروشاهی / اقتصاددان
✅ اقتصاد ایران از دردهای زیادی رنج میبرد که بسیاری از آنها به خاطر عدم درمان یا درمان نادرست، حالت مزمن به خود گرفته است.
رشد اقتصادی پایین و پرنوسان، تورمهای بالا و مزمن، بیکاری شدید در میان زنان و جوانان تحصیلکرده، انواع ناترازیهای مالی و زیستمحیطی، فقر و حاشیهنشینی گسترده، بهرهوری و کیفیت نازل ارائه خدمات عمومی اعم از سیاستگذاری و نظارت و حمایت توسط نهاد دولت، عدم توازن و تناسبهای درآمدی و منطقهای، وجود تبعیضهای زیاد در استفاده از فرصتها و فاصله گرفتن از کشورهای مشابه در شاخصهای اقتصادی و رفاهی؛ از مهمترین علائم بیماری اقتصاد ایران و نارضایتی مردم است که برخی از آنها برای نیمقرن با ما همراه است.
🔺این مسائل، مسائلی ناشناخته برای نظام کارشناسی و سیاستگذاری کشور نبوده و نیست بلکه همواره در کانون توجه آنها قرار داشته و در این سالهای طولانی نسخهها و برنامههای زیادی برای درمان این دردها نوشته شده اما یا اجرا نشده یا خود برنامه اشکال داشته یا اینکه شرایط لازم برای عملیاتی شدن آن فراهم نبوده است، از اینرو همچنان کم و بیش روی میز نظام کارشناسی و سیاستگذاری کشور باقی مانده است.
مسئله اصلی آن است که پیامدهای خارجی منفی سیاست بر اقتصاد، عامل اصلی بروز این وضعیت بوده است و پایداری این پیامدها سبب مزمن شدن آن شده و در نهایت سیاست را بر اقتصاد مسلط کرده است.
📌متن کامل
https://www.tejaratefarda.com/fa/tiny/news-47174
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
هفته نامه تجارت فردا
سلطه سیاسی
اقتصاد ایران از دردهای زیادی رنج میبرد که بسیاری از آنها به خاطر عدم درمان یا درمان نادرست، حالت مزمن به خود گرفته است. رشد اقتصادی پایین و پرنوسان، تورمهای بالا و مزمن، بیکاری شدید در میان زنان و جوانان تحصیلکرده، انواع ناترازیهای مالی و زیستمحیطی،…