مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.9K photos
786 videos
1.31K files
4.57K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
✳️ تکنیک شوتینگ در متقاعدسازی

🔺تکنیک شوتینگ (Chuting)، از جمله ابزارهایی است که متقاعدکنندگان برای القای یک فکر یا احساس استفاده می‌کنند.
در یک تحقیق علمی، افراد به دو گروه تقسیم شدند:
گروه ۱: از این گروه پرسیدند:
چه احساسی نسبت به زندگی دارید؟
گروه ۲: از این گروه پرسیدند: 
آیا شما در زندگی‌تان نارضایتی دارید؟

🔺اين نتيجه به دست آمد: احتمال این که گروه ۲ خود را ناراضی بی‌انگارد، ۳.۷۵ برابر این احتمال است که گروه ۱ خود را ناراضی بداند.
این روش، توسط فالگیرها و کف‌بین‌ها نیز استفاده می‌شود و به آنان کمک می‌کند که صحت گفته‌هایشان را با استفاده از کلمات و پرسش‌هایی به مخاطبین القا کنند.

🔺شوتینگ بر این مبنا کار می‌کند که انسان‌ها وقتی با یک واژه يا سوال مواجه می‌شوند، نمونه‌ها، تجربیات و مثال‌هایی را به خاطر می‌آورند که آن واژه يا سوال را تایید می‌کند. دلیل این امر آن است که تایید و تصدیق یک واژه یا سوال، برای ذهن انسان ساده‌تر و کم‌هزینه‌تر از رد کردن و تکذیب آن است.
-129032445_1120509282.pdf
2.9 MB
برنامه پیشنهادی وزارت اقتصاد و دارایی،دولت چهاردهم دکترعبدالناصرهمتی/وزیرپیشنهادی
ICT plan 403.pdf
1.7 MB
برنامه پيشنهادي وزارت فناوری اطلاعات و‌ارتباطات دولت چهاردهم
دكتر ستار هاشمی/وزیرپیشنهادی
1_13057263809.pdf
837.3 KB
برنامه پیشنهادی وزارت صمت دولت چهاردهم

دکتر سيدمحمد اتابك /وزير پيشنهادی
اصول_سخنرانی_و_فن_بیان_به_روش_TED_@ocbooks.pdf
25.1 MB
✳️ اصول سخنرانی و فن بیان به روش تد(کامل)

✅ کریس اندرسون (Chris Anderson) با سخنرانان بسیار معروف و اثرگذاری کار کرده که حاصل آن این کتاب ارزشمند شده است که در آن از نحوه ساخت محتوای سخنرانی گرفته تا داشتن بیشترین تأثیر روی صحنه را در اختیار شما قرار می‌دهد. خواندن کتاب اصول سخنرانی و فن بیان به روش تد (TED talks the official TED guide to public speaking)، به همه کسانی که آماده‌اند تا با ایده‌هایشان در جهان تأثیرات بزرگی بیافرینند.
🔸اگه میخواهید در زمینه سخنرانی در سطح جهانی بدرخشید و عالی باشید به هیچ وجه این کتاب رو از دست ندید.
✳️ انواع فساد و راهکارهای مقابله با آن

✅ دکتر حسنی پور عضو شورای‌ سر دبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : در مقدمه ببینیم ریشه فساد چیست .؟برای چه اتفاق می افتد.؟
علت فساد چیست.؟

🔺فساد در واقع حالتی از انسان است که فرد از حالت طببعی و سالم خارج و در صدد است سوء استفاده ای به نفع خود ،خانواده و دوستان و اشنایان خود داشته باشد.
پس ریشه فساد اقدام فرد در جهت نفع خود خانواده و دوستان و اشنایان خود است.
انگیزه فرد نفع خود خانواده و اشنایان است.
ادامه مطلب را اینجا بخوانید
👇
🔗 https://www.eqtesaddan.ir/?p=174546
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ قانون هوش مصنوعی اتحادیه اروپا:
آنچه کسب و کارها باید بدانند.

✅ اتحادیه اروپا اولین مقررات هوش مصنوعی خود (مقررات اتحادیه اروپا شماره 2024/1689 در مورد هوش مصنوعی) را در اول آگوست 2024 معرفی کرد. هدف این قانون ایجاد تعادل بین کاهش خطرات مرتبط با هوش مصنوعی و ترویج استفاده از هوش مصنوعی است و در عین حال اطمینان از باقی ماندن اتحادیه اروپا یک رهبر جهانی در نوآوری و سرمایه گذاری هوش مصنوعی.
🔺کسب و کارها ۳ سال فرصت دارند تا به طور کامل با این قانون مطابقت داشته باشند و تمام تعهدات کلیدی در ۲۴ ماه آینده اجرا شود.
این قانون به شدت بر محافظت از سلامت، ایمنی و حقوق افراد در برابر خطرات مرتبط با هوش مصنوعی تمرکز دارد.
🔺این قانون هوش مصنوعی را بر اساس ریسک دسته بندی می کند و آن را به چهار دسته خطر تقسیم می کند. این رویکرد مبتنی بر ریسک نشان‌دهنده یک هدف کلیدی اتحادیه اروپا برای رقابتی ماندن و تنظیم متناسب هوش مصنوعی است. همچنین طراحی شده است تا اطمینان حاصل شود که هوش مصنوعی به طور ایمن اعمال می شود و تعهداتی که طبق قانون مورد نیاز است به عنوان یک بازدارنده در برابر کاربرد ایمن هوش مصنوعی عمل نمی کند.
🔺چه کسی تحت تأثیر قرار می گیرد؟
این قانون برای سازندگان، توزیع‌کنندگان و کاربران سیستم‌های هوش مصنوعی که هوش مصنوعی را در یک ظرفیت حرفه‌ای در اتحادیه اروپا مستقر می‌کنند، و همچنین برای ارائه‌دهندگان هوش مصنوعی در کشورهای ثالث (اگر خروجی‌های هوش مصنوعی آنها بر اتحادیه اروپا تأثیر بگذارد) اعمال می‌شود.
🔺دسته بندی های ریسک ها کدام هستند؟
▪︎ریسک غیر قابل قبول
هوش مصنوعی طبقه بندی شده در رده غیر قابل قبول خطر ممنوع است. این دسته شامل سیستم هایی می شود که می تواند امنیت، معیشت یا حقوق اساسی شهروندان را تهدید کند. نمونه های ذکر شده در قانون عبارتند از:
• سیستم های نمره دهی اجتماعی عمومی یا خصوصی،که تصمیم گیری کاربران را دستکاری می کند. • پیش بینی رفتار مجرمانه صرفاً بر اساس پروفایل.
• پایگاه داده های تشخیص چهره بدون هدف.
• استنتاج احساسات در محل کار یا موسسات آموزشی، به جز دلایل پزشکی یا ایمنی.
▪︎ریسک بالا
اکثریت این قانون بر سیستم‌های هوش مصنوعی پرخطر متمرکز است که با مقررات سخت‌گیرانه مواجه هستند. این ها شامل هوش مصنوعی مورد استفاده در:
• زیرساخت های حیاتی (مانند مدیریت و بهره برداری از زیرساخت های دیجیتال حیاتی).
• بیومتریک غیرممنوع (مانند سیستم های تشخیص احساسات).
• آموزش و آموزش حرفه ای (به عنوان مثال تعیین دسترسی به آموزش).
•اشتغال (به عنوان مثال مدیریت کارگران و دسترسی به خوداشتغالی).
• خدمات خصوصی و عمومی ضروری (مانند ارزیابی واجد شرایط بودن برای مزایا و خدمات آنها).
• اجرای قانون (مثلاً ایجاد پروفایل در حین کشف جنایی، تحقیقات یا تعقیب قضایی).
•‌کنترل مرزی (مانند پلی گراف).
•بیمه سلامت یا زندگی (به عنوان مثال ارزیابی ریسک و قیمت گذاری).
• اجرای عدالت و فرآیندهای دموکراتیک (مانند سیستم های مورد استفاده در تحقیق و تفسیر حقایق).
▪︎ریسک محدود
این دسته در مقایسه با سه دسته دیگر کوچکتر است و تعهدات با تمرکز بر شفافیت کمتر است. این دسته بیان می کند که توسعه دهندگان و ارائه دهندگان باید اطمینان حاصل کنند که کاربران نهایی از تعامل آنها با هوش مصنوعی آگاه هستند. به عنوان مثال، کاربران باید بدانند که هنگام تعامل با یک ربات چت یا عمیق جعلی، با هوش مصنوعی تعامل دارند.
▪︎حداقل ریسک
سیستم هایی که تحت هیچ یک از سه دسته دیگر قرار نمی گیرند، تنظیم نشده اند. این دسته شامل اکثر برنامه های کاربردی هوش مصنوعی است که در حال حاضر در بازار واحد اتحادیه اروپا موجود است، مانند بازی های ویدئویی با هوش مصنوعی و فیلترهای هرزنامه.
▪︎تعهدات ارائه دهندگان هوش مصنوعی با ریسک بالا
هوش مصنوعی پرخطر قبل از عرضه به بازار مشمول مقررات سختگیرانه ای است که شامل موارد زیر می شود:
• اجرای یک سیستم مدیریت ریسک و آزمایش دقیق در طول چرخه عمر سیستم هوش مصنوعی
• اطمینان از کیفیت بالای مجموعه داده ها و مدیریت داده ها برای اطمینان از صحت و قابلیت اطمینان داده های مورد استفاده توسط هوش مصنوعی.
• نگهداری اسناد فنی دقیق و نگهداری سوابق برای تسهیل ممیزی و ردیابی.
• اطمینان از نظارت انسانی مناسب برای به حداقل رساندن خطر.
• دستورالعمل های استفاده و انطباق را برای استقرارکنندگان پایین دست ارائه دهید.
• اطمینان از دقت، استحکام و امنیت سایبری.
▪︎ اجرا و مجازات
دفتر هوش مصنوعی اروپا توسط کمیسیون اروپا برای اجرای قانون هوش مصنوعی در سطح اتحادیه اروپا تأسیس شد. در سطح ملی، کشورهای عضو اتحادیه اروپا باید مقامات ذیصلاح ملی خود را برای اجرای قوانین در کشورهایشان تا قبل از اوت آینده ایجاد کنند.
شرکت‌هایی که از این قانون پیروی نمی‌کنند ممکن است با جریمه‌ای به میزان 35 میلیون یورو یا 7 درصد از گردش مالی سالانه جهانی روبرو شوند.
▪︎نتیجه گیری
این قانون مورد استقبال طیف گسترده ای از کسب و کارها قرار خواهد گرفت که به دنبال استفاده از مزایای حاصل از هوش مصنوعی هستند. تعادل ایجاد شده در قانون بین کاهش خطر و ترویج استفاده از سیستم‌های هوش مصنوعی برای اطمینان از اطمینان قانونی برای توسعه‌دهندگان و کاربران طراحی شده است و در عین حال جذب هوش مصنوعی در بازار را تشویق می‌کند. شرکت‌هایی که قصد استفاده از هوش مصنوعی در اتحادیه اروپا را دارند، باید با قانون آشنا شوند، دسته‌های ریسک را درک کنند، و از تمام تعهدات خود برای جلوگیری از جریمه‌های سنگین پیروی کنند و با موفقیت از فناوری‌های هوش مصنوعی استفاده کنند.
https://t.me/ExecutiveManagement
برنامه_پیشنهادی_وزارت_تعاون،_کار_و_رفاه_اجتماعی_احمد_میدری4.pdf
744.5 KB
برنامه پيشنهادي وزارت تعاون،کار ورفاه اجتماعی دولت چهاردهم
احمد میدری/وزیرپیشنهادی
✳️ شرپا

✅ ما برای رقابت تربیت شده ایم! برای ربودن موفقیت از دست همکلاسی، برای شاگرد اول شدن، برای رتبه بالاتر در کنکور، برای کنار زدن همکاران، برای سبقت گرفتن در رانندگی... و جلوتر بودن به هر قیمت.
🔺تربیت ما بر مبنای قیاس شکل گرفته است: هر کی زودتر، هر کی بزرگتر،... هر کی زیباتر، هر کی پولدارتر؛ و اینطور شده که در نهاد ما همواره جنگی نهفته است برای «ترین» شدن!

● نقطه مقابل این تربیت را گروهى از ساكنان بومى نپال به نام شرپاها (Sherpa) دارند كه از حدود ٥٠٠ سال پيش ساكن كوه‌ها شدند. شرپاها، معمولاً همراه کوه‌نوردان حرکت می‌کنند... و بار و وسایل آنها را تا قله می‌برند.

○آنها آن‌قدر قله را فتح کرده‌اند که دیگر، فتح دوباره قله برایِ‌شان هیجانی ندارد! برای آنها، تجربه صعود و فتح قله توسط دیگران، هیجان انگیز و لذت بخش هست.
شرپاها، خود را پررنگ نشان نمی دهند؛ در حاشیه می‌مانند، بار را بالا می‌برند... و در یافتن راه مشورت می‌دهند؛ اما اجازه می‌دهند که کوهنورد احساس کند که: قله را خود فتح کرده‌ است!

■“شرپا” کمک می کند تا دیگری پیروز شود. او کمک می کند دیگری قله را فتح کند. آری ... او از صعود دیگری لذّت می برد.

□به نظر می رسد كه ما، به یک انقلاب تربیتی نیاز داریم؛ و لازم است برای تجربه هم كه شده کمی از "شرپاها" (Sherpa) اخلاق را بیاموزیم!/ گاهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
👏1
✳️ درس‌هایی از پدر بنیان‌گذار توسعه‌گرای چین
درس‌هايي براي دولت چهاردهم

دکتر هاشم زارع/اقتصاددان و عضو هیات علمی

✅ دنگ شیائوپینگ در دوران مائو تسه‌تونگ نقش مهمی در حزب کمونیست چین ایفا کرد اما با فراز و نشیب‌های زیادی مواجه شد.
دنگ به عنوان یکی از تکنوکرات‌های برجسته حزب، تلاش‌های زیادی برای مدرنیزه کردن اقتصاد چین و افزایش بهره‌وری انجام داد. با این حال، به دلیل اختلاف‌نظرهای اساسی با سیاست‌های مائو به ویژه در دوران انقلاب فرهنگی (1966-1976)، چندین‌بار از سمت‌های خود برکنار و حتی به مناطق دورافتاده تبعید شد.
انقلاب فرهنگی که به دنبال حذف «عناصر بورژوایی» و مخالفان سیاسی بود، دنگ را هدف قرار داد و او را به عنوان یکی از نمادهای مقاومت در برابر سیاست‌های رادیکال مائو معرفی کرد.
پس از مرگ مائو در سال 1976 و پایان انقلاب فرهنگی، دنگ به قدرت بازگشت. در آن سال، درآمد سرانه چین 138دلار و درآمد سرانه ایران حدود 1500دلار برآورد شد. دنگ شیائوپینگ نقش بسیار مهمی در تحول اقتصاد و توسعه چین ایفا کرد.

سیاست‌ها و اصلاحات او از اواخر دهه 1970 تا دهه‌های 1980 و 1990 تاثیر زیادی بر انتقال چین از یک اقتصاد برنامه‌ریزی شده به یک اقتصاد بازارمحور داشت. دنگ به عنوان یک مدیر قوی و عمل‌گرا، وظیفه دولت را رسیدن به اهداف مشخص می‌دانست و معتقد بود اصول تا جایی درست است که نتیجه موردنظر حاصل شود.

🔺به اعتقاد او وظیفه گربه گرفتن موش است و سیاه و سفید بودن گربه اصلا مهم نیست.
در سال 1978، دنگ شیائوپینگ سیاست «درهای باز» را مطرح کرد که هدف آن باز کردن چین به روی کسب‌وکارها و سرمایه‌گذاری‌های خارجی بود. این سیاست آغازگر ادغام چین در اقتصاد جهانی بود. ...

اصلاحات اقتصادی دنگ منجر به بهبود قابل توجهی در استانداردهای زندگی بسیاری از شهروندان چینی شد. افزایش درآمد، دسترسی بهتر به کالاها و خدمات و به طور کلی ارتقای کیفیت زندگی مشاهده شد.
رشد سریع اقتصادی موجب شهرنشینی گسترده‌ای شد به طوری که میلیون‌ها نفر از مناطق روستایی به شهرها مهاجرت کردند.
این تغییر به گسترش بیشتر اقتصادی و توسعه کمک کرد. چین تقریبا سه دهه رشد بالاتر از 8‌درصد را تجربه کرد. با این حال، رشد سریع اقتصادی نیز با چالش‌هایی همراه بود.
افزایش نابرابری درآمد بین مناطق و گروه‌های اجتماعی مختلف، یکی از مشکلات عمده‌ای بود که به وجود آمد.
مناطق ساحلی بسیار سریع‌تر از مناطق داخلی توسعه یافتند که منجر به نابرابری قابل توجهی شد. همچنین رشد صنعتی با هزینه‌های زیست‌محیطی قابل توجهی همراه بود، از جمله آلودگی و کاهش منابع که به چالش‌های بزرگی برای چین تبدیل شده‌اند. علاوه بر این، با وجود آزادسازی اقتصادی، اصلاحات سیاسی محدود بود و دولت کنترل شدیدی بر بیان سیاسی و مخالفت‌ها حفظ کرد. نمونه بارز آن سرکوب اعتراضات میدان تیان‌آن‌من در سال 1989 بود...

ادامه مطلب؛
https://jahanesanat.ir/?p=478646
https://t.me/ExecutiveManagement
💯1
مدیریت ورهبری!
✳️ تحول ۹۲ درصد شغل های فناوری اطلاعات
✅ شرکت‌های پیشگام تکنولوژی به ۹۵ میلیون نفر در راستای مسئولیت اجتماعی آموزش هوش مصنوعی می‌دهند

اخیرا «کنسرسیوم نیروی کار ICT مسلط به هوش مصنوعی» در گزارشی با عنوان «تاثیر هوش مصنوعی بر مشاغل فناوری اطلاعات» به پیش‌بینی تحولات این حوزه پرداخته است. این گزارش به رهبری شرکت سیسکو و همراهی شرکت‌های پیشگام در تکنولوژی مانند اکسنچر، IBM، گوگل، اینتل و مایکروسافت تهیه شده است.
ادامه مطلب را اینجا بخوانید
👇
🔗 https://www.eqtesaddan.ir/?p=174706
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ الگوی توسعه بنگلادش، بازارگرا یا دولت‌گرا؟

✍️محمد صفری

✅ استفان درکان، اقتصاددان توسعه دانشگاه آکسفورد، در کتاب جدیدش «قمار بر روی توسعه»، روند پیشرفت بنگلادش در رشد درآمد سرانه و کاهش چشمگیر فقر مطلق را توضیح می‌دهد. روایت کلیشه‌ای درکان به ما می‌گوید که: پیشرفت بنگلادش محصول «برنامه‌ریزی مرکزی» نبوده است. بروکراسی اقتصادی بنگلادش شق‌ القمری در اقتصاد نکرده است؛ بلکه تنها لطفش این بوده که اشتباه بزرگی از آن سر نزده است.

به باور او «بنگلادش صنعت پوشاک را انتخاب نکرد؛ این پوشاک بود که بنگلادش را انتخاب کرد». درکان الگوی بنگلادش و اندونزی را در مقابل الگوی توسعه‌ی کره‌ای و چینی قرار می‌دهد و می‌گوید که توسعه‌ی اقتصادی همیشه نیازمند حکمرانی توانمند و توسعه‌گرا نیست و ای بسا رشد اقتصادی بنگلادش به رغم - و حتی به لطف - ضعیف بودن دم و دستگاه دولتش بوده است که محیطی مساعد و مصون از مداخلات دولت برای کسب‌وکارها به همراه آورده است.

در تکمیل این روایت لازم است که چند نکته اساسی را طرح کنیم تا به درک روشن‌تری از فرآیند توسعه‌ی بنگلادش برسیم.
در این زمینه مشتاق حسین خان، اقتصاددان بنگلادشی توسعه، معتقد است که نقطه‌ی عطف اقتصاد کشورش، قرارداد بین‌المللی الیاف مختلط (Multi-fibre agreement) بود که طبق آن کشورهای توسعه‌یافته با هدف حمایت از صنایع پوشاک و نساجی‌شان، بر کالای کشورهای در حال توسعه محدودیت‌های گمرکی وضع کردند. با این وجود برخی از کشورهای بسیار فقیر نظیر بنگلادش از این محدودیت‌ها معاف شدند.

نقش رئیس جمهور نظامی بنگلادش، ضیاءالرحمن را هم نباید فراموش کنیم. به گفته‌ی مشتاق خان، او شرکت دِش بنگلادش (پیشگام صنعت پوشاک بنگلادش) را به دِوو معرفی کرد و زمینه‌ی سرمایه‌گذاری مشترک آنان را فراهم ساخت.

این قرارداد را می‌توان نوعی سیاست صنعتی فراملّی به شمار آورد که بازار جهانی کالا و سرمایه‌ی خارجی را به سود بنگلادش و به زیان سایر کشورهای در حال توسعه «ناتراز» کرد. این سیاست با اعمال محدودیت گمرکی بر تولیدکنندگان مطرح پوشاکِ آن زمان نظیر کره، چین و ترکیه، آزادی رقابت در بازار جهانی پوشاک را محدود کرد. تحدید آزادی رقابت نیز یک «رانت اقتصادی» برای کارآفرینان بنگلادش فراهم آورد که به کمک آن توانستند هزینه‌های سنگین یادگیری فناوری روز را پوشش دهند. شرکت دِوو ی کره نیز که کشورش به محدودیت‌های گمرکی توسعه‌یافته‌ها برخورده بود، انگیزه‌ی قوی برای انتقال دانش فنی به بنگلادش داشت تا از طریق سرمایه‌ گذاری در این کشور کالای پوشاکش را بدون محدودیت گمرکی به کشورهای توسعه‌یافته صادر کند.

همچنین، در اواخر دهه ۹۰ میلادی، اتحادیه اروپا مقررات “مبدأ محتوای ساخت کالا” (Rule Of Origin) برای کشورهای در حال توسعه‌ای که به اروپا کالا صادر می‌کردند (نظیر بنگلادش) را تغییر داد و قرار بر آن شد که پوشاک صادراتی بنگلادش به بازار اتحادیه‌ی اروپا در صورتی مشمول معافیت گمرکی شود که پارچه‌ی پوشاک داخلی‌سازی شود. این مقررات انگیزه‌ی دوچندانی به کارآفرینان بنگالی داد تا در تولید پوشاک بافتنیِ یکپارچه سرمایه‌گذاری کنند: بین سالهای ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۶، ظرفیت کارخانه‌های ریسندگی بنگلادش رشد سه برابری تجربه کرد.

حتی زمانی که تعرفه‌ی سنگینی بر یک کالای خارجی اعمال نمی‌شود، ممکن است که دست‌ اندازهای اداری متعددی در مسیر واردات و فروش کالای وارداتی ایجاد شود که در عمل همان اثر تعرفه را دارد. مثلاً، دولت بنگلادش محدودیت گمرکی سنگینی بر واردات دارو نمی‌گذارد، اما مقررات سفت‌وسختی که برای تأیید مجوز و فروش داروی وارداتی وجود دارد، عملاً داروی خارجی را از میدان به در کرده و به خودکفایی بنگلادش در تولید دارو انجامیده است.

نکته‌ی دیگر روایت استفان درکان، معرفی «الگوی توسعه‌ی بنگالی» و اندونزیایی به عنوان یک آلترناتیو در مقابل الگوی ‘دولت‌گرا’ی چینی و کره‌ای برای کشورهای در حال توسعه است. البته همانطور که نشان دادیم الگوی بنگالی آنقدرها هم که گمان می‌کنیم بازارگرا نیست (اگرچه، دولت فعال و توانمندی نظیر چین و کره هم نداشته است). علاوه بر آن، مشتاق خان معتقد است که الگوی بنگلادش قابل تکرار نیست، چرا که در حال حاضر سازوکاری مشابه قرارداد بین‌المللی الیاف مختلط (نیروی رانشگر اقتصاد بنگلادش) نداریم تا بتوانیم بازار جهانی کالا و سرمایه‌ی خارجی را به سود شماری از کشورهای بسیار فقیر (و به هزینه‌ی کشورهای در حال توسعه) ناتراز کنیم و توسعه ‌شان را شتاب دهیم.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
❤1
✳️ دولت به مثابه مدافع حقوق مالکیت

✅ توجیه اقتصادی نهاد دولت بر مبنای نظریه اقتصاد خرد چیست؟

وقتی بازار می‌تواند بهترین تخصیص ممکن را انجام دهد، دیگر چه نیازی به وجود دولت است؟ بخش اعظم نظریه اقتصاد خرد یا به قول برخی، نظریه قیمت، در ستایش کارکرد بهینه سازوکار بازار است. بر اساس این نظریه، سازوکار بازار زمانی که تحت هیچ مداخله‌‌ای قرار نمی‌گیرد، به یک نظام خودتصحیح بدل می‌شود.

قیمت به عنوان شاخص اعلای این سازوکار، به طرز معجزه‌‌آسایی تمام اطلاعات لازم را به تمام بازیگران موجود در هر بازاری اعم از تولیدکننده و مصرف‌کننده منتقل می‌کند و بر اساس آن، بازیگران خواسته یا ناخواسته رفتارهای خود را به نحوی تغییر می‌دهند تا بار دیگر، بازار به شرایط تعادلی بازگردد و ما را در بهینه‌‌ترین شرایط ممکن قرار دهد. حال با این توصیف، یک پرسش مهم خلق می‌شود. اگر بازارها می‌توانند یک نظام خودتصحیح باشند، دیگر چه نیازی به وجود دولت است؟ در واقع، آیا در این شرایط، دیگر نفس وجود نهادی مانند دولت دارای توجیه اقتصادی است؟

نقش دولت چیست؟ آیا دولت وظیفه دارد تا بگوید هر کالا و خدمتی به چه میزانی تولید شود؟ یا اینکه مشخص کند که این کالاها و خدمات با چه قیمتی عرضه شوند؟ یا حتی فراتر از آن، دولت‌‌ها باید تعیین کنند که چه کسانی حق دارند که این کالاها و خدمات را مصرف کنند؟ گاهی دولت‌‌ها پا را از این هم که هست، فراتر می‌‌گذارند. به عنوان مثال، دونالد ترامپ با وضع تعرفه‌‌های سنگین بر کالاهای چینی، هزینه ورود این کالاها به آمریکا را افزایش داد تا مصرف‌کنندگان آمریکایی به راحتی نتوانند کالاهای چینی را خریداری کنند. در نتیجه، او مستقل از سازوکار بازار بر ورود آزادانه کالاهای خارجی مداخله دستوری انجام داد.

حال بر این اساس، می‌توان این پرسش را مطرح ساخت که آیا انجام این کار و کارهای مشابه توسط دولت‌‌ها با منطق علم اقتصاد قابل توجیه است؟

ادامه مطلب؛
https://donya-e-eqtesad.com/بخش-اندیشه-167/4095368-دولت-به-مثابه-مدافع-حقوق-مالکیت
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Perspective is reality.
Forwarded from شبکه توسعه
🔲⭕️بحران۵۳ در ایران!
امیر ناظمی


نظام حکمرانی فعلی ایران را می‌توان با شاخص‌های مختلفی، تحلیل کرد و نام‌های مختلفی بر آن گذاشت. اما از دید تحلیل‌گران توسعه، نمونه یک «نظم دسترسی محدود» (LAO) است. در حقیقت گروه‌های محدودی، قدرت سیاسی را در اختیار دارند و به ندرت و به سختی فردی خارج از آن فرادستان اجازه حضور در ساختار قدرت را می‌یابد. نام‌های تکراری در کابینه‌ها، جابه‌جایی افراد از دولت به بخش‌های حاکمیتی و بالعکس، حضور بالای آقازاده‌ها در مناصب میانی نشانه‌هایی از این «دسترسی محدود» است. این «گروه‌های محدود» که قدرت را در حوزه‌های مختلف در دست دارند، برآمده از دو رویداد هستند:
◽️انقلاب۵۷
◻️جنگ ۸ساله با عراق

قدرت در ایران امروز میان گروه‌هایی است که در زمان انقلاب۵۷ یا در زمان جنگ، میان گروه‌هایی از هم‌رزمان و حامیان آن‌ها شکل گرفته است.

تمام قریب به اتفاق وزراء، از زمان انقلاب۵۷ تا کنون، عضو یکی از ۲شبکه بوده‌اند و توسط آنان نیز پشتیبانی شده‌اند.

☑️⭕️تحلیل راهبردی: چالش پیش روی «نظام دسترسی محدود» ایران
هر دو شبکه به لحاظ سنی در آخرین سال‌های خود برای تشکیل نظام اداری هستند. متولدین ۱۳۵۳ به بعد عملا به لحاظ سنی در زمان انقلاب کمتر از ۴ سال داشته‌اند، که این امکان برای آنان وجود نداشته است که داخل شبکه‌ای انقلابی بوده باشند. در زمان اتمام جنگ نیز کمتر از ۱۴سال بوده‌اند که امکان حضور در شبکه هم‌رزمان جبهه را از آنان گرفته است.

در سال‌های پس از انقلاب، این شبکه‌های هم‌رزمان و انقلابی‌ها، هم با حذف گروه‌هایی از خود، تقریبا همه دولت‌ها را در اختیار داشته‌اند. به همبن دلیل سن کابینه در دولت ۴م با ۳۹سال سن آغاز می‌شود، و تقریبا به اندازه‌ی رشد سن آن‌ها، هر دوره در حدود ۳ تا ۴ سال به سن کابینه افزوده می‌شود، تا در زمان پزشکیان به رکورد ۶۱سال می‌رسد. (نمودار)

در حقیقت مشکل این نظم دسترسی محدود، آن است که با معیارهایی شکل گرفته است، که افراد متولد بعد از ۵۳ به صورت طبیعی امکان حضور در آن شبکه را ندارند. اما پایه‌های این «نظم دسترسی محدود» که از ایدئولوژی (باورهای مشترک) و منافع مشترک تغذیه می‌کند، برای واگذاری قدرت، به مرور دچار بحران شده است.

اعتماد به نیروهای جدیدی که هم باورمند به ارزش‌های آنان باشند و هم تضمین‌کننده منافع مشترک آنان، کار را برایشان سخت کرده است. به همین دلیل یکی از ۲ راه زیر را انتخاب کرده است:

◻️وابستگی خانوادگی: انبوهی از مدیرانی که فرزندان و دامادها و... خویشاوندان مدیران رده بالای پیشین

◻️وفاداری به شبکه منافع:‌ که منجر به پیدایش مدیرانی منفعت‌جوشده است که اغلب ایده، استقلال و توانمندی لازم را نداشته و صرفا به دلیل وفاداری به شبکه، گزینش شده‌اند. کسانی که در ادبیات شبکه‌های اجتماعی به نام «کیف‌کش» نامیده می‌شوند.

هر ۲ راه بالا منجر به کاهش توانمندی نظام اداری شده است و در ادامه به ناکارآمدی افزوده است. این ناکارآمدی اکنون تبدیل به بحرانی عظیم شده است.

چرا ۱۳۵۳ مهم است؟
یک) اکنون حدود ۸۳٪ از جامعه متولدین بعد از ۵۳ هستند، در حالی که هنوز حاکمیت تن به بازترکردن دسترسی محدود خود نداده است. وقتی بخش بزرگی از جامعه برای خود شانسی برای حضور در قدرت نبیند، موضع‌گیری‌اش در برابر آن افزایش می‌یابد.

دو) تغییرات سریع در جهان در ۵۰ سال گذشته منجر به تغییر فهم انسان‌ها و تغییر ارزش‌ها و نگرش‌های آنان شده است. مطالعات ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان به خوبی این تغییر را نشان می‌دهد (مقایسه موج۱ با۴). در حالی که قدرت در انحصار همان گروهی است که ارزش‌ها و نگرش‌هایشان در بهترین حالت مربوط به موج۱ است ولی جامعه واقعی در دنیای موج۴ زندگی می‌کند. این امر شانس گفت‌وگو میان حاکمان با جامعه را از بین برده است.

سه) با معیارهای فعلی، به جز همان «وابستگان خانوادگی» و «وفاداران شبکه منافع» شانس اندکی برای ورود به قدرت وجود دارد. حتی اگر وقتی ۱ یا ۲٪ از افراد خارج از این شبکه‌ها به قدرت دست می‌یابند، چنان غیرخودی نگریسته می‌شوند که تمام سیستم در برابر هر اقدام او می‌ایستد.

چهار) حتی با فرض ورود این افراد نوآمده به قدرت، جامعه نیز در شایستگی آن افراد تردید کرده و فرض می‌کند او نیز متعلق به یکی از دو شبکه است. در نتیجه به سرمایه اجتماعی لازم برای تغییر و بهبود، دست پیدا نمی‌کند.

پنج) حتی شعار «دولت جوان انقلابی» در عمل منجر به جمعی از همان دو گروه «وابستگی خانوادگی» و «وفاداران به شبکه منافع» شد.

به این ترتیب نظام سیاسی ایران ناچار است تا دست به بازنگری در معیارهای تعریف خودی-غیرخودی بزند. و احتمالا بنا به قانون طبیعت دولت پزشکیان آخرین باری است که دو شبکه انقلابیون۵۷ و هم‌رزمان جنگ، می‌توانند همچنان کابینه را در انحصار خود بگیرند.

شبکه توسعه
@I_D_Network
بازنشر از صفحه شخصی امیر ناظمی
👍1
✳️ نابخردی های پیش بینی پذیر(خلاصه کتاب/قسمت ۱ از ۲)
🖊️دن آریلی
✅ کتاب نابخردی های پیش بینی پذیر (Predictably Irrational) اثری از آقای دن آریلی، متخصص اقتصاد رفتاری است. این کتاب پیرامون مسئله اقتصاد رفتاری نوشته شده و به موضوعات عمیق و مهمی پرداخته است. پروفسور آریلی در کتاب خودش سعی کرده است که چند مورد از مهم‌ترین نیروهای پنهانی که به تصمیم‌های ما شکل می‌دهند را آشکار کند و به نقش عواطف در تصمیم‌های اقتصادی انسان‌ها می‌پردازد.
□اقتصاد رفتاری حاصل اشتراک علوم اقتصادی و روانشناسی است و در پی آن است که ببیند رفتار انسان‌ها (یا تفکر انسان‌ها) چگونه بر تصمیمات اقتصادی آن‌ها تأثیر می‌گذارد. اقتصاد متعارف بر این باور است که همه انسان‌ها خردمند هستند و به همین خاطر همه تصمیم‌های اقتصادی خود را با کلی تجزیه و تحلیل می‌گیرند. اقتصاد رفتاری به ما نشان می‌دهد که اصلاً هم از این خبرها نیست و میزان خردمندی در انسان‌ها خیلی کمتر از میزانی است که اقتصاد متعارف بیان می‌کند. یکی از نکاتی که در مورد این نابخردی‌های انسان‌ها وجود دارد این است که کاملاً قاعده‎مند هستند و با اسلوب خاصی رخ می‌دهند و از آن‌جا که بارها و بارها توسط انسان‌های مختلف تکرار شده است، می‌توانیم آن‌ها را پیش‌بینی‌پذیر بدانیم.

●بیشتر ما فکر می‌کنیم نگاه عاقلانه‌ای به مسائل داریم و عاقلانه هم عمل می‌کنیم. اولین چیزی که  از خواندن این کتاب می‌فهمیم این است که رفتار ما گاهی هیچ شباهتی به یک رفتار عاقلانه ندارد! این کتاب پر از مثال‌هایی است که نشان می‌دهد ما با این‌همه ادعای بلوغ فکری چقدر ساده، روزمره و تکراری در تله‌های تبلیغاتی و ذهنی می‌افتیم. تله‌هایی مثل تخفیف‌دار کردن یک جنس گران، یا استفاده از محصولات رایگانی که بی هزینه هم نیستند. زیبایی کتاب همین‌جاست. با خواندن هر بخشی از کتاب رفتارهایی که از ما در موقعیت مشابه سر می‌زند به خاطرمان آمده و جلویمان رژه می‌روند. کتاب در هر بخش یکی از تله‌های شناختی را معرفی می‌کند، به امید آنکه اگر نسبت به این موقعیت‌ها شناخت پیدا کنیم در آینده کمتر چنین اشتباهی را انجام دهیم. 

○یکی از موضوعات جالب این کتاب، اثر مقایسه است. ما صفت‌های کیفی را تنها با مقایسه درک می‌کنیم. زیبایی را در کنار زشتی، سنگینی را در کنار سبکی و … همین موضوع می‌تواند ذهن ما را دچار مشکل کند. فکر کنید که می‌خواهید یک دوربین با ارزش ۸ میلیون تومان را به قیمیت ۱۰ میلیون را بفروشید( یعنی گران‌تر از ارزش واقعی‌اش)، یکی از راه‌های فروش آن به مشتری این است که ابتدا یک دوربین بیست میلیونی را به مشتری پیشنهاد دهیم و بعد این محصول را ( که نسبت به محصول بیست میلیونی، ارزان‌ است) را رو کنیم. مشتری با مقایسه‌ی پیشنهاد شما با محصول دوربین بیست میلیونی، فکر می‌کند که این پیشنهاد ارزان است و ممکن است آن را بخرد اما در حقیقت یک محصول گران را خریده است. بعضی از رستوران‌ها به راحتی می‌توانند یک سالاد را بیست هزار تومان بفروشند چون غذاهای اصلی آن‌ها بالای ۵۰ هزارتومان قیمت دارند!
کتاب نابخردی های پیش بینی پذیر در مورد همین خطاهای ذهنی ماست.

■چند مورد از درس های کتاب نابخردی های پیش بینی پذیر

*درس اول: قانون نسبیت و  اثر تله را  دریابید.*

در فصل اول کتاب نابخردی های پیش بینی پذیر مفهومی به نام نسبیت مطرح می‌شود. در واقع، انتخاب‌های ما بر اساس نسبیت و مقایسه هستند. از طرفی انسان‌ها دوست دارند چیزهایی را با هم مقایسه کنند که مقایسه کردن آن‌ها راحت است. زمانی که مقایسه دو چیز با هم دشوار باشد، اکثر افراد ترجیح می‌دهند که آن دو را با هم مقایسه نکنند. متخصصان بازاریابی و فروش که از این مسئله آگاه هستند، تلاش می‌کنند که از این قانون به نفع خودشان استفاده کنند و به همین خاطر اثر تله به وجود آمده است.
▪︎فرض کنید که دو محصول داریم (محصول الف و محصول ب) که هر کدام از نظر یک ویژگی خاص، نسبت به محصول دیگر بهتر است. بنابراین تصمیم‌گیری و انتخاب یکی از محصولات برای مشتری دشوار است. اکنون یک بازاریاب یا فروشنده متخصص وارد میدان می‌شود و با استفاده از اثر تله، فروش را قطعی می‌کند. او می‌آید محصول دیگری (محصول ج) را وارد بازار می‌کند که شباهت زیادی به یکی از دو محصول ابتدایی(محصول الف) دارد ولی به وضوح انتخاب بدتری نسبت به آن محصول (محصول الف) است. با این کار ساده، انتخاب برای مشتری خیلی آسان می‌شود و بدون تردید محصول الف را انتخاب می‌کند و حتی احساس می‌کند که محصول الف از محصول ب هم برای او بهتر است.
▪︎در ادامه، یک مثال از کاربرد اثر تله را بررسی می‌کنیم. فرض کنید  هنگام رفتن به ماه عسل، بین دو گزینه پاریس و رم مردد شده‌ایم و با آمدن یک گزینه به عنوان طعمه، به طور مثال «پاریس بدون صبحانه»، دست به انتخاب پاریس با صبحانه می‌زنیم.

*درس دوم: گاهی بهای گزافی برای مبلغ صفر می‌پردازیم.*