✳️ نشانگان رفتاری و ارتباط کلامی افراد با هوش هیجانی بالا در شرایط بحرانی
✅ رفتارها و جملاتی که فرد با هوش هیجانی بالا ممکن است در شرایط پر استرس از آن درتیم استفاده کند.
1⃣ ارزیابی سریع اوضاع:
"بیایید لحظه ای وقت بگذاریم تا همه اطلاعات را ارزیابی کنیم."
2⃣ در نظر گرفتن دیدگاه دیگران:
"نظر شما در مورد این وضعیت چیست؟"
3⃣ همکاری و تعامل:
"از نظرتان متشکرم؛ بیایید روی یک راه حل همکاری کنیم."
4⃣ مدیریت استرس:
"این لحظه چالش برانگیزی است. چه چیزی را باید اولویت بندی کنیم؟"
5⃣ درک و همدلی:
"نگرانی شما را درک میکنم؛ بیایید با هم آن را برطرف کنیم."
6⃣ تشکر و قدردانی:
"از این که این نکته مهم را بیان کردید،متشکرم."
✅ رفتارها و جملاتی که فرد با هوش هیجانی بالا ممکن است در شرایط پر استرس از آن درتیم استفاده کند.
1⃣ ارزیابی سریع اوضاع:
"بیایید لحظه ای وقت بگذاریم تا همه اطلاعات را ارزیابی کنیم."
2⃣ در نظر گرفتن دیدگاه دیگران:
"نظر شما در مورد این وضعیت چیست؟"
3⃣ همکاری و تعامل:
"از نظرتان متشکرم؛ بیایید روی یک راه حل همکاری کنیم."
4⃣ مدیریت استرس:
"این لحظه چالش برانگیزی است. چه چیزی را باید اولویت بندی کنیم؟"
5⃣ درک و همدلی:
"نگرانی شما را درک میکنم؛ بیایید با هم آن را برطرف کنیم."
6⃣ تشکر و قدردانی:
"از این که این نکته مهم را بیان کردید،متشکرم."
👍1
✳️ کاربرد نظریه «پیشگویی خودمحققشونده
✅ نظریه خود محقق شونده
(Self-fulfilling Prophecy)
به وضعیتی اشاره دارد که در آن، یک پیشبینی یا انتظار اولیه، حتی اگر نادرست باشد، با تأثیرگذاری بر رفتار افراد، باعث میشود همان پیشبینی به واقعیت بپیوندد.این مفهوم نخستینبار توسط جامعهشناس آمریکایی، رابرت کی. مرتون، معرفی شد
🔺 چند مثال واقعی:
🔹ورشکستگی بانکها:
در سال ۱۹۲۹، شایعاتی مبنی بر ورشکستگی بانکها در آمریکا منتشر شد.مردم با ترس از دست دادن سپردههای خود، به بانکها هجوم بردند و پولهایشان را برداشتند این اقدام جمعی، که ناشی از یک پیشبینی نادرست بود، در نهایت منجر به ورشکستگی واقعی بانکها شد
🔸انتظارات معلمان از دانشآموزان:
تحقیقات نشان دادهاند که انتظارات معلمان از دانشآموزان میتواند به شکل مثبت یا منفی بر دستاوردهای تحصیلی آنان تأثیر بگذارد.بهعنوان مثال، اگر معلمی باور داشته باشد که دانشآموزی باهوش است، به او توجه بیشتری میکند و فرصتهای یادگیری بهتری فراهم میسازداین رفتار معلم باعث میشود دانشآموز عملکرد بهتری داشته باشد و در نتیجه، پیشبینی اولیه معلم محقق شود
🔹اثر پیگمالیون در محیط کار:
در محیطهای کاری، اگر مدیران انتظار داشته باشند که کارمندی عملکرد بالایی داشته باشد، به او وظایف مهمتری محول میکنند و حمایت بیشتری ارائه میدهند.این توجه و اعتماد، انگیزه کارمند را افزایش داده و منجر به بهبود عملکرد او میشود، که در نهایت انتظارات اولیه مدیر را تأیید میکند.
🔸شایعات در بازارهای مالی:
انتشار شایعاتی مبنی بر کاهش ارزش یک سهام میتواند باعث فروش گسترده آن سهام توسط سرمایهگذاران شود.
این فروشهای گسترده، عرضه را افزایش داده و قیمت سهام را کاهش میدهد، که در نتیجه، پیشبینی اولیه (حتی اگر بیاساس بوده باشد) به واقعیت تبدیل میشود
🔹سقوط صدام حسین:
در سالهای منتهی به سقوط صدام حسین، آمریکا بهطور مکرر از زبان رسانهها و مقامات سیاسی، بر اجتنابناپذیر بودن پایان حکومت او تأکید میکرد. این اظهارات، همراه با پخش تبلیغات گسترده و عملیات روانی، جوی را ایجاد کرد که نه تنها نیروهای عراقی بلکه حتی نزدیکان صدام به دوام رژیم شک کردند.
در این میان، صدام و حلقه نزدیکش به جای مدیریت موثر شرایط با برنامهریزیهای شتابزده و واکنشهای پرهزینه به این پیشبینیها پاسخ دادند. که نتیجه آن تسریع فروپاشی حکومت در کمتر از سه هفته پس از آغاز حمله بود بعدها نیروهای ائتلاف تأیید کردند که عملیات روانی بخشی اساسی از استراتژی بود و توانست پایههای حکومت را پیش از آغاز جنگ متزلزل کند.
به گفته جین شارپ، تضعیف ستونهای حمایتی حکومت (ارتش، بوروکراسی، و نخبگان سیاسی) کلید فروپاشی آن است. وقتی اعضای این ستونها به سقوط باور کنند، زودتر از آنکه دشمن خارجی اقدامی کند، از درون دچار فروپاشی میشوند.
🔺این مثالها نشان میدهند که چگونه انتظارات و باورهای اولیه و حتی شایعات میتوانند با تأثیرگذاری بر رفتار افراد، به تحقق خود منجر شوند.
✅ نظریه خود محقق شونده
(Self-fulfilling Prophecy)
به وضعیتی اشاره دارد که در آن، یک پیشبینی یا انتظار اولیه، حتی اگر نادرست باشد، با تأثیرگذاری بر رفتار افراد، باعث میشود همان پیشبینی به واقعیت بپیوندد.این مفهوم نخستینبار توسط جامعهشناس آمریکایی، رابرت کی. مرتون، معرفی شد
🔺 چند مثال واقعی:
🔹ورشکستگی بانکها:
در سال ۱۹۲۹، شایعاتی مبنی بر ورشکستگی بانکها در آمریکا منتشر شد.مردم با ترس از دست دادن سپردههای خود، به بانکها هجوم بردند و پولهایشان را برداشتند این اقدام جمعی، که ناشی از یک پیشبینی نادرست بود، در نهایت منجر به ورشکستگی واقعی بانکها شد
🔸انتظارات معلمان از دانشآموزان:
تحقیقات نشان دادهاند که انتظارات معلمان از دانشآموزان میتواند به شکل مثبت یا منفی بر دستاوردهای تحصیلی آنان تأثیر بگذارد.بهعنوان مثال، اگر معلمی باور داشته باشد که دانشآموزی باهوش است، به او توجه بیشتری میکند و فرصتهای یادگیری بهتری فراهم میسازداین رفتار معلم باعث میشود دانشآموز عملکرد بهتری داشته باشد و در نتیجه، پیشبینی اولیه معلم محقق شود
🔹اثر پیگمالیون در محیط کار:
در محیطهای کاری، اگر مدیران انتظار داشته باشند که کارمندی عملکرد بالایی داشته باشد، به او وظایف مهمتری محول میکنند و حمایت بیشتری ارائه میدهند.این توجه و اعتماد، انگیزه کارمند را افزایش داده و منجر به بهبود عملکرد او میشود، که در نهایت انتظارات اولیه مدیر را تأیید میکند.
🔸شایعات در بازارهای مالی:
انتشار شایعاتی مبنی بر کاهش ارزش یک سهام میتواند باعث فروش گسترده آن سهام توسط سرمایهگذاران شود.
این فروشهای گسترده، عرضه را افزایش داده و قیمت سهام را کاهش میدهد، که در نتیجه، پیشبینی اولیه (حتی اگر بیاساس بوده باشد) به واقعیت تبدیل میشود
🔹سقوط صدام حسین:
در سالهای منتهی به سقوط صدام حسین، آمریکا بهطور مکرر از زبان رسانهها و مقامات سیاسی، بر اجتنابناپذیر بودن پایان حکومت او تأکید میکرد. این اظهارات، همراه با پخش تبلیغات گسترده و عملیات روانی، جوی را ایجاد کرد که نه تنها نیروهای عراقی بلکه حتی نزدیکان صدام به دوام رژیم شک کردند.
در این میان، صدام و حلقه نزدیکش به جای مدیریت موثر شرایط با برنامهریزیهای شتابزده و واکنشهای پرهزینه به این پیشبینیها پاسخ دادند. که نتیجه آن تسریع فروپاشی حکومت در کمتر از سه هفته پس از آغاز حمله بود بعدها نیروهای ائتلاف تأیید کردند که عملیات روانی بخشی اساسی از استراتژی بود و توانست پایههای حکومت را پیش از آغاز جنگ متزلزل کند.
به گفته جین شارپ، تضعیف ستونهای حمایتی حکومت (ارتش، بوروکراسی، و نخبگان سیاسی) کلید فروپاشی آن است. وقتی اعضای این ستونها به سقوط باور کنند، زودتر از آنکه دشمن خارجی اقدامی کند، از درون دچار فروپاشی میشوند.
🔺این مثالها نشان میدهند که چگونه انتظارات و باورهای اولیه و حتی شایعات میتوانند با تأثیرگذاری بر رفتار افراد، به تحقق خود منجر شوند.
✳️ نقطه کور ذهن شما کجاست؟
🖊️دکتر مجتبی لشکربلوکی
✅ ما آدم ها خطاهای دیگران را سریعتر و راحت تر از خطاهای خودمان می بینیم. گرایش به این باور که ما کمتر از دیگران دچارخطا می شویم را خطای نقطه کور (Blind Spot Bias) می گویند. وقتی نمی توانیم خطاهای خود را ببینیم، ممکن است قضاوتها و رفتارهای ما آسیب زا بوده و اثرات منفی به دنبال داشته باشد.
□به موارد زیر دقت کنید:
اغلب مردم فکر می کنند که تصمیم هایی که خودشان می گیرند، عاقلانه تر از تصمیم های دیگران است! همچنین اغلب افراد، دیدن خطاهای دیگران را دوست دارند و کشف آن خطاها را ناشی از هوش و ذکاوت خودشان می دانند! و غافل از آنند که خودشان هم برای بقیه جزو دیگرانند!
●در تحقیقی که بر روی ۶۰۰ شهروند آمریکایی انجام شد، نتایج نشان داد که ۸۵ درصد افراد خود را کمتر از میانگین جامعه در معرض خطا می دیدند! نتایج تحقیقات به این نکته جالب اشاره می کند که حتی بعد از آنکه خطای نقطه کور برای افراد خاطی تشریح می شود، مقاومت در برابر پذیرش خطا از طرف آنها بیشتر می شود! و افراد بیش از آنکه به نصیحت ها گوش بدهند، در نقش والد قرار گرفته و نصیحت نیز می کنند!
○اگر دقت کرده باشید در بسیاری از کشمکش های خیابانی و یا تصادفات شهری هیچکدام از طرفین حاضر نیستند از مواضع خودشان کوتاه بیایند و در واقع دقیقاً بدلیل بروز همین خطا از سوی دو طرف، کسی حاضر به پذیرش قصور نیست!
■تجویز و تحلیل راهبردی:
سال ها پیش در یکی از کتاب های پائولو کوئیلو تمثیل جالبی خواندم که همیشه در ذهن من هست. او می گفت که ما آدم ها در یک صف طولانی پشت سر هم داریم راه می رویم. و هر کدام از ما آدمها دو تا سبد با خودمون داریم که با یک چوب که بر روی دوشمان است آن ها را با خود حمل می کنیم. یکی جلومون آویزونه، یکی رو پشتمون آویزون کردیم. نکات مثبت و خوبی هامون رو میندازیم تو سبد جلویی، عیب هامون رو تو سبد پشتی. وقتی توی مسیر داریم راه میریم، فقط خوبیهای خودمون رو میبینیم و عیبهای تمام نفرات جلویی مون رو همیشه جلوی چشم مون داریم. ولی هرگز عیب های خودمون رو نمی بینیم!
□این تمثیل یکی از بهترین تصویرهایست که اگر به خاطر بسپاریم می تواند به ما در جلوگیری از خطای نقطه کور کمک کند. دو پیشنهاد در این زمینه می تواند راهگشا باشد:
اول اینکه از زوایه دیگران به خود نگاه کنیم. اینگونه می توانیم به سبد پشتی خودمان هم نگاهی بیاندازیم که در حالت عادی چشم ما از دیدن آن نقطه کور است.
دوم اینکه سعی کنیم مواردی که قبلا فکر می کردیم که ما کاملا درست می گوییم و دیگران کاملا اشتباه می کنند را به خاطر بیاوریم تا به به خاطر بسپاریم که همیشه حق با ما نیست. ما هم گوش شیطان کر ممکن است اشتباه کنیم!
🖊️دکتر مجتبی لشکربلوکی
✅ ما آدم ها خطاهای دیگران را سریعتر و راحت تر از خطاهای خودمان می بینیم. گرایش به این باور که ما کمتر از دیگران دچارخطا می شویم را خطای نقطه کور (Blind Spot Bias) می گویند. وقتی نمی توانیم خطاهای خود را ببینیم، ممکن است قضاوتها و رفتارهای ما آسیب زا بوده و اثرات منفی به دنبال داشته باشد.
□به موارد زیر دقت کنید:
اغلب مردم فکر می کنند که تصمیم هایی که خودشان می گیرند، عاقلانه تر از تصمیم های دیگران است! همچنین اغلب افراد، دیدن خطاهای دیگران را دوست دارند و کشف آن خطاها را ناشی از هوش و ذکاوت خودشان می دانند! و غافل از آنند که خودشان هم برای بقیه جزو دیگرانند!
●در تحقیقی که بر روی ۶۰۰ شهروند آمریکایی انجام شد، نتایج نشان داد که ۸۵ درصد افراد خود را کمتر از میانگین جامعه در معرض خطا می دیدند! نتایج تحقیقات به این نکته جالب اشاره می کند که حتی بعد از آنکه خطای نقطه کور برای افراد خاطی تشریح می شود، مقاومت در برابر پذیرش خطا از طرف آنها بیشتر می شود! و افراد بیش از آنکه به نصیحت ها گوش بدهند، در نقش والد قرار گرفته و نصیحت نیز می کنند!
○اگر دقت کرده باشید در بسیاری از کشمکش های خیابانی و یا تصادفات شهری هیچکدام از طرفین حاضر نیستند از مواضع خودشان کوتاه بیایند و در واقع دقیقاً بدلیل بروز همین خطا از سوی دو طرف، کسی حاضر به پذیرش قصور نیست!
■تجویز و تحلیل راهبردی:
سال ها پیش در یکی از کتاب های پائولو کوئیلو تمثیل جالبی خواندم که همیشه در ذهن من هست. او می گفت که ما آدم ها در یک صف طولانی پشت سر هم داریم راه می رویم. و هر کدام از ما آدمها دو تا سبد با خودمون داریم که با یک چوب که بر روی دوشمان است آن ها را با خود حمل می کنیم. یکی جلومون آویزونه، یکی رو پشتمون آویزون کردیم. نکات مثبت و خوبی هامون رو میندازیم تو سبد جلویی، عیب هامون رو تو سبد پشتی. وقتی توی مسیر داریم راه میریم، فقط خوبیهای خودمون رو میبینیم و عیبهای تمام نفرات جلویی مون رو همیشه جلوی چشم مون داریم. ولی هرگز عیب های خودمون رو نمی بینیم!
□این تمثیل یکی از بهترین تصویرهایست که اگر به خاطر بسپاریم می تواند به ما در جلوگیری از خطای نقطه کور کمک کند. دو پیشنهاد در این زمینه می تواند راهگشا باشد:
اول اینکه از زوایه دیگران به خود نگاه کنیم. اینگونه می توانیم به سبد پشتی خودمان هم نگاهی بیاندازیم که در حالت عادی چشم ما از دیدن آن نقطه کور است.
دوم اینکه سعی کنیم مواردی که قبلا فکر می کردیم که ما کاملا درست می گوییم و دیگران کاملا اشتباه می کنند را به خاطر بیاوریم تا به به خاطر بسپاریم که همیشه حق با ما نیست. ما هم گوش شیطان کر ممکن است اشتباه کنیم!
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍2
✳️ استعاره فیل و فیلسوار
✅ یک فیل را در نظر بگیرید که شخصی بر روی آن سوار است و افسار فیل را کاملا در دست دارد. اگر از شما بپرسند برای جهتیابی و تعیین مسیر، تصمیمگیری بر عهده کدام است، احتمالا پاسخ خواهید داد شخص سوارکار مسیر را مشخص میکند.
🔺این فیل و این سوارکار، استعارهای از ذهن شما هستند. بخش تحلیلگر و منطقی ذهن شما همان شخص سوار بر فیل و بخش احساسی، خودکار و غیر منطقی ذهنتان، همان فیل میباشد.
🔸این نظریه، توسط جاناتان هاید (Jonathan Haidt)، روانشناس آمریکایی و نویسنده کتاب “فرضیه خوشحالی” بخوبی تفسیر شده است.
به نظر میرسد شخص سوار بر فیل که افسار حیوان را در دستش گرفته، رییس و راهبر است، اما کنترل شخص سوار بر حیوان متزلزل است. هر بار که فیل ٦ تنی و سوار ۶۰ کیلوگرمی بر روی جهت حرکت مخالف باشند، شخص سوار بر فیل خواهد باخت.
◀️ تمام دفعاتی که باشگاه ثبتنام کردهاید اما نرفتهاید، تمام نصف شبهایی که به افرادی که نباید، پیام دادهاید، تمام دفعاتی که با شنیدن بوی غذا رژیم خود را شکستهاید، برای انتخاب مسیر، فیلِ ذهنِ شما تصمیم گرفته است. البته بخش سومی هم در این استعاره وجود دارد و تاثیرگذار است: شکل مسیر.
◀️ اگر می خواهید کنترل فیلتان برایتان راحتتر باشد، باید مسیری را انتخاب کنید که برخلاف میل فیلتان نباشد یا حرکت در آن مسیر برایش طاقتفرسا و غیرممکن نباشد.
در نهایت، راهکار رسیدن به موفقیت در این مسیر، این است که همیشه فیل و شخص سوار بر آن را با هم حرکت دهید و در واقع دو بخش احساسی و منطقی را به تعادل برسانید.
استراتژی با طعم وانیل
✅ یک فیل را در نظر بگیرید که شخصی بر روی آن سوار است و افسار فیل را کاملا در دست دارد. اگر از شما بپرسند برای جهتیابی و تعیین مسیر، تصمیمگیری بر عهده کدام است، احتمالا پاسخ خواهید داد شخص سوارکار مسیر را مشخص میکند.
🔺این فیل و این سوارکار، استعارهای از ذهن شما هستند. بخش تحلیلگر و منطقی ذهن شما همان شخص سوار بر فیل و بخش احساسی، خودکار و غیر منطقی ذهنتان، همان فیل میباشد.
🔸این نظریه، توسط جاناتان هاید (Jonathan Haidt)، روانشناس آمریکایی و نویسنده کتاب “فرضیه خوشحالی” بخوبی تفسیر شده است.
به نظر میرسد شخص سوار بر فیل که افسار حیوان را در دستش گرفته، رییس و راهبر است، اما کنترل شخص سوار بر حیوان متزلزل است. هر بار که فیل ٦ تنی و سوار ۶۰ کیلوگرمی بر روی جهت حرکت مخالف باشند، شخص سوار بر فیل خواهد باخت.
◀️ تمام دفعاتی که باشگاه ثبتنام کردهاید اما نرفتهاید، تمام نصف شبهایی که به افرادی که نباید، پیام دادهاید، تمام دفعاتی که با شنیدن بوی غذا رژیم خود را شکستهاید، برای انتخاب مسیر، فیلِ ذهنِ شما تصمیم گرفته است. البته بخش سومی هم در این استعاره وجود دارد و تاثیرگذار است: شکل مسیر.
◀️ اگر می خواهید کنترل فیلتان برایتان راحتتر باشد، باید مسیری را انتخاب کنید که برخلاف میل فیلتان نباشد یا حرکت در آن مسیر برایش طاقتفرسا و غیرممکن نباشد.
در نهایت، راهکار رسیدن به موفقیت در این مسیر، این است که همیشه فیل و شخص سوار بر آن را با هم حرکت دهید و در واقع دو بخش احساسی و منطقی را به تعادل برسانید.
استراتژی با طعم وانیل
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تبلیغ شکلات Mars ؟!
✳️ جملهی منسوب به جان لنون (خواننده و آهنگساز مشهور گروه بیتلز)
✅ «در مدرسه از من پرسیدند وقتی بزرگ شدی میخواهی چه کاره شوی؟
پاسخ دادم: “خوشحال”.
به من گفتند که سؤال را درست متوجه نشدهای؛
در جواب گفتم شما زندگی را درست متوجه نشدهاید.»
اگرچه این جمله در بسیاری از منابع غیردقیق به جان لنون نسبت داده شده (و درستی انتساب آن محل تردید است)، اما فارغ از صحت تاریخی، پیام مهمی درباره اولویت “خوشبختی” یا “شادزیستن” بهعنوان ارزش اصلی انسان دارد. برای تحلیل عمیقتر، میتوان از دیدگاههای مختلفی به این جمله نگریست:
۱. دیدگاه فلسفی (فیلسوفان)
▪︎ارسطو(سعادتگرایی):
از دیدگاه ارسطو، «سعادت» بالاترین خیر انسانی است که افراد باید در زندگی دنبال کنند. بنابر تئوری او، انسانها در جستجوی فضیلت و شکوفایی هستند و این فضیلتها در نهایت به سعادت میانجامد. جملهی لنون بهنوعی با این دیدگاه همخوان است که انسان از همان ابتدا باید هدف زندگی خود را رسیدن به حال خوب یا سعادت بداند.
▪︎اگزیستانسیالیسم:
فیلسوفانی مانند ژان پل سارتر بر آزادی فردی و ساختن معنای شخصی از زندگی تأکید دارند. از این منظر، انتخاب “خوشحال بودن” نوعی ایستادگی در برابر تعاریف کلیشهای جامعه از موفقیت (مثلاً پول، قدرت، شغل خاص) است و هرکس خود معنای زندگیاش را تعریف میکند.
▪︎خوشبینی فلسفی:
متفکرانی همچون آلن دوباتن یا برتراند راسل، خوشحالی و آرامش ذهن را بهعنوان یک فضیلت یا هدف والا میبینند. در این جمله، این نگاه وجود دارد که آدمی باید از ابتدا هدفش شادی باشد؛ نه صرفاً پاسخگویی به انتظار جامعه یا سیستم آموزشی.
۲. دیدگاه روانشناسی
▪︎روانشناسی مثبتگرا:
مارتین سلیگمن (Martin Seligman) و دیگر پیشگامان روانشناسی مثبت، بر اهمیت شادی، رضایت از زندگی و پرورش نقاط قوت فردی تأکید میکنند. این جمله نشان میدهد فرد (حتی در سن کم) به این خودآگاهی رسیده که هدف اصلی، “خوشحال بودن” است؛ و نه لزوماً جایگاه شغلی یا اجتماعی خاص.
▪︎هویت و خودشناسی:
بسیاری از روانشناسان معتقدند نوجوانان یا کودکان را باید در مسیری هدایت کرد تا مفهوم “موفقیت” را فقط در تحصیلات و شغل نبینند، بلکه به شادی و رضایت درونی نیز فکر کنند. این جمله، درونمایهای از آزادی انتخاب و فهم ارزش زندگی دارد که برای سلامت روان مفید است.
▪︎رشد ذهنی و معناجویی:
برخی روانشناسان نظیر ویکتور فرانکل نیز بر “معنا” تأکید دارند و معتقدند اگر فرد بخواهد معنا و هدفی برای زندگی بیابد، ممکن است آن را در چیزهایی فراتر از شغل و مدرک تحصیلی جستجو کند؛ از جمله شادی، عشق و خدمت به دیگران.
۳. دیدگاه جامعهشناسی
▪︎معیارهای اجتماعی موفقیت: جامعهشناسان اذعان میکنند نظامهای آموزشی و فرهنگی معمولاً “موفقیت” را در قالب شغلهای خاص، درآمد بالا، مدارج تحصیلی و غیره تعریف میکنند. جان لنون در این جمله به نوعی در مقابل این هنجار ایستاده و به جامعه یادآور میشود که تعریف موفقیت میتواند “شادی” باشد.
▪︎واکنش به نهادهای رسمی:
مدرسه و نظام آموزشی اغلب برای تربیت نیروی کار آینده جامعه ساخته شده و گاه شادی در فهرست اهداف آموزشی کمرنگ میشود. این جمله تأکید میکند که “شادی” نیز ارزش اساسی است که نباید نادیده گرفته شود.
▪︎کنشگری فردی در برابر ساختارها:
از منظر جامعهشناسی انتقادی، این جمله یک کنش فردی است در برابر ساختارهایی که انتظارات کلیشهای از آینده کودکان دارند؛ گویای این است که فرد میتواند با ارزشگذاری بر شادی، نگاهی انتقادی به ساختار جامعه داشته باشد.
۴. دیدگاه زیست انسانی
▪︎بقای موجود زنده:
در سطح پایه، تمام موجودات زنده بهدنبال حفظ بقا و کاهش رنج هستند. انسان، بهعنوان موجودی هوشمند، “خوشحالی” را نسخه گستردهتر و ذهنیِ همین گرایش طبیعی میبیند. در حقیقت میتوان گفت که شادی بهنوعی تنظیم احساسات مثبت است که در مسیر تکامل، بشر را در جهت بهبود روابط اجتماعی و افزایش شانس بقا یاری کرده.
▪︎هُرم نیازهای مازلو:
اگر از منظر نیازهای پایهای به موضوع نگاه کنیم، وقتی نیازهای فیزیولوژیک و امنیتی تأمین شوند، افراد بهدنبال نیازهای روانی و خودشکوفایی میروند. این جملهی جان لنون را میتوان نشانگر جایگاهی بالاتر در هرم مازلو دانست؛ جایی که مهمترین مسئله، رسیدن به شادی و آرامش است.
۵. دیدگاه زیباییشناسی (مکتب هنر و زیبایی)
▪︎حس زیباشناختی در زندگی: زیباییشناسان گاه زندگی را یک اثر هنری میدانند و بشر را هنرمندی که باید آن را زیبا خلق کند. اگر رنج یا بیهدفی در اثر هنری باشد، ممکن است زیبایی و هماهنگی کاهش یابد. شادیجویی را میتوان نوعی تلاش برای خلق “زیبایی درونی” تلقی کرد.
✅ «در مدرسه از من پرسیدند وقتی بزرگ شدی میخواهی چه کاره شوی؟
پاسخ دادم: “خوشحال”.
به من گفتند که سؤال را درست متوجه نشدهای؛
در جواب گفتم شما زندگی را درست متوجه نشدهاید.»
اگرچه این جمله در بسیاری از منابع غیردقیق به جان لنون نسبت داده شده (و درستی انتساب آن محل تردید است)، اما فارغ از صحت تاریخی، پیام مهمی درباره اولویت “خوشبختی” یا “شادزیستن” بهعنوان ارزش اصلی انسان دارد. برای تحلیل عمیقتر، میتوان از دیدگاههای مختلفی به این جمله نگریست:
۱. دیدگاه فلسفی (فیلسوفان)
▪︎ارسطو(سعادتگرایی):
از دیدگاه ارسطو، «سعادت» بالاترین خیر انسانی است که افراد باید در زندگی دنبال کنند. بنابر تئوری او، انسانها در جستجوی فضیلت و شکوفایی هستند و این فضیلتها در نهایت به سعادت میانجامد. جملهی لنون بهنوعی با این دیدگاه همخوان است که انسان از همان ابتدا باید هدف زندگی خود را رسیدن به حال خوب یا سعادت بداند.
▪︎اگزیستانسیالیسم:
فیلسوفانی مانند ژان پل سارتر بر آزادی فردی و ساختن معنای شخصی از زندگی تأکید دارند. از این منظر، انتخاب “خوشحال بودن” نوعی ایستادگی در برابر تعاریف کلیشهای جامعه از موفقیت (مثلاً پول، قدرت، شغل خاص) است و هرکس خود معنای زندگیاش را تعریف میکند.
▪︎خوشبینی فلسفی:
متفکرانی همچون آلن دوباتن یا برتراند راسل، خوشحالی و آرامش ذهن را بهعنوان یک فضیلت یا هدف والا میبینند. در این جمله، این نگاه وجود دارد که آدمی باید از ابتدا هدفش شادی باشد؛ نه صرفاً پاسخگویی به انتظار جامعه یا سیستم آموزشی.
۲. دیدگاه روانشناسی
▪︎روانشناسی مثبتگرا:
مارتین سلیگمن (Martin Seligman) و دیگر پیشگامان روانشناسی مثبت، بر اهمیت شادی، رضایت از زندگی و پرورش نقاط قوت فردی تأکید میکنند. این جمله نشان میدهد فرد (حتی در سن کم) به این خودآگاهی رسیده که هدف اصلی، “خوشحال بودن” است؛ و نه لزوماً جایگاه شغلی یا اجتماعی خاص.
▪︎هویت و خودشناسی:
بسیاری از روانشناسان معتقدند نوجوانان یا کودکان را باید در مسیری هدایت کرد تا مفهوم “موفقیت” را فقط در تحصیلات و شغل نبینند، بلکه به شادی و رضایت درونی نیز فکر کنند. این جمله، درونمایهای از آزادی انتخاب و فهم ارزش زندگی دارد که برای سلامت روان مفید است.
▪︎رشد ذهنی و معناجویی:
برخی روانشناسان نظیر ویکتور فرانکل نیز بر “معنا” تأکید دارند و معتقدند اگر فرد بخواهد معنا و هدفی برای زندگی بیابد، ممکن است آن را در چیزهایی فراتر از شغل و مدرک تحصیلی جستجو کند؛ از جمله شادی، عشق و خدمت به دیگران.
۳. دیدگاه جامعهشناسی
▪︎معیارهای اجتماعی موفقیت: جامعهشناسان اذعان میکنند نظامهای آموزشی و فرهنگی معمولاً “موفقیت” را در قالب شغلهای خاص، درآمد بالا، مدارج تحصیلی و غیره تعریف میکنند. جان لنون در این جمله به نوعی در مقابل این هنجار ایستاده و به جامعه یادآور میشود که تعریف موفقیت میتواند “شادی” باشد.
▪︎واکنش به نهادهای رسمی:
مدرسه و نظام آموزشی اغلب برای تربیت نیروی کار آینده جامعه ساخته شده و گاه شادی در فهرست اهداف آموزشی کمرنگ میشود. این جمله تأکید میکند که “شادی” نیز ارزش اساسی است که نباید نادیده گرفته شود.
▪︎کنشگری فردی در برابر ساختارها:
از منظر جامعهشناسی انتقادی، این جمله یک کنش فردی است در برابر ساختارهایی که انتظارات کلیشهای از آینده کودکان دارند؛ گویای این است که فرد میتواند با ارزشگذاری بر شادی، نگاهی انتقادی به ساختار جامعه داشته باشد.
۴. دیدگاه زیست انسانی
▪︎بقای موجود زنده:
در سطح پایه، تمام موجودات زنده بهدنبال حفظ بقا و کاهش رنج هستند. انسان، بهعنوان موجودی هوشمند، “خوشحالی” را نسخه گستردهتر و ذهنیِ همین گرایش طبیعی میبیند. در حقیقت میتوان گفت که شادی بهنوعی تنظیم احساسات مثبت است که در مسیر تکامل، بشر را در جهت بهبود روابط اجتماعی و افزایش شانس بقا یاری کرده.
▪︎هُرم نیازهای مازلو:
اگر از منظر نیازهای پایهای به موضوع نگاه کنیم، وقتی نیازهای فیزیولوژیک و امنیتی تأمین شوند، افراد بهدنبال نیازهای روانی و خودشکوفایی میروند. این جملهی جان لنون را میتوان نشانگر جایگاهی بالاتر در هرم مازلو دانست؛ جایی که مهمترین مسئله، رسیدن به شادی و آرامش است.
۵. دیدگاه زیباییشناسی (مکتب هنر و زیبایی)
▪︎حس زیباشناختی در زندگی: زیباییشناسان گاه زندگی را یک اثر هنری میدانند و بشر را هنرمندی که باید آن را زیبا خلق کند. اگر رنج یا بیهدفی در اثر هنری باشد، ممکن است زیبایی و هماهنگی کاهش یابد. شادیجویی را میتوان نوعی تلاش برای خلق “زیبایی درونی” تلقی کرد.
👆ادامه ازقبل
زیبایی و احساسات مثبت:
هنر اغلب با برانگیختن احساسات مثبت (یا حتی تأمل در احساسات منفی) ما را به درون خودمان میکشاند. وقتی فرد اعلام میکند که هدفش “خوشحال بودن” است، میتواند بخشی از نگرش زیباییشناسانه به زندگی باشد؛ گویی شادی مانند یک “اثر هنری” است که از ما شکل میگیرد.
▪︎کیفیت تجربهی زیباشناختی: در هنر و زیباییشناسی، کیفیت و عمق تجربه اهمیت دارد. اگر زندگی را یک بوم خالی بدانیم، این جمله پیشنهاد میکند که رنگآمیزی آن با شادی، تجربه زیباییشناختی بالاتری را رقم میزند.
🔺جمعبندی
از مجموع این دیدگاهها میتوان دریافت که جملهی منسوب به جان لنون درونمایهای ساده ولی عمیق دارد: شادی هدفی است که نباید در هیاهوی انتظارات اجتماعی، نمرهها، مدارک تحصیلی و جایگاه شغلی به فراموشی سپرده شود.
▪︎از منظر فلسفی:
یادآوری جایگاه سعادت و معنای شخصی زندگی.
▪︎از منظر روانشناسی:
تأکید بر ارزش بنیادین شادی برای بهزیستی و سلامت روان.
▪︎از منظر جامعهشناسی:
نگاهی انتقادی به هنجارهای اجتماعیِ موفقیت.
▪︎از منظر زیست انسانی:
ادامهی مسیر طبیعی خوشبختی و بهزیستی بهعنوان راهی برای تداوم حیات سالم انسان.
▪︎از منظر زیباییشناسی:
نگاهی هنرمندانه به زندگی، جایی که شاد زیستن به اثر هنری وجود انسان رنگ و لعاب میبخشد.
در نهایت، این جمله میخواهد ما را متوجه سازد که شاید مهمترین سؤال در زندگی “چگونه شاد بودن” است و اگر نظام آموزشی یا جامعه از ما “چه کاره شدن” را میپرسند و شادی برایشان پاسخ عجیبی است، شاید مشکل از آنها باشد که تصور و تعریف محدودی از موفقیت و ارزشهای زندگی دارند.
✍حسین ساسانی
زیبایی و احساسات مثبت:
هنر اغلب با برانگیختن احساسات مثبت (یا حتی تأمل در احساسات منفی) ما را به درون خودمان میکشاند. وقتی فرد اعلام میکند که هدفش “خوشحال بودن” است، میتواند بخشی از نگرش زیباییشناسانه به زندگی باشد؛ گویی شادی مانند یک “اثر هنری” است که از ما شکل میگیرد.
▪︎کیفیت تجربهی زیباشناختی: در هنر و زیباییشناسی، کیفیت و عمق تجربه اهمیت دارد. اگر زندگی را یک بوم خالی بدانیم، این جمله پیشنهاد میکند که رنگآمیزی آن با شادی، تجربه زیباییشناختی بالاتری را رقم میزند.
🔺جمعبندی
از مجموع این دیدگاهها میتوان دریافت که جملهی منسوب به جان لنون درونمایهای ساده ولی عمیق دارد: شادی هدفی است که نباید در هیاهوی انتظارات اجتماعی، نمرهها، مدارک تحصیلی و جایگاه شغلی به فراموشی سپرده شود.
▪︎از منظر فلسفی:
یادآوری جایگاه سعادت و معنای شخصی زندگی.
▪︎از منظر روانشناسی:
تأکید بر ارزش بنیادین شادی برای بهزیستی و سلامت روان.
▪︎از منظر جامعهشناسی:
نگاهی انتقادی به هنجارهای اجتماعیِ موفقیت.
▪︎از منظر زیست انسانی:
ادامهی مسیر طبیعی خوشبختی و بهزیستی بهعنوان راهی برای تداوم حیات سالم انسان.
▪︎از منظر زیباییشناسی:
نگاهی هنرمندانه به زندگی، جایی که شاد زیستن به اثر هنری وجود انسان رنگ و لعاب میبخشد.
در نهایت، این جمله میخواهد ما را متوجه سازد که شاید مهمترین سؤال در زندگی “چگونه شاد بودن” است و اگر نظام آموزشی یا جامعه از ما “چه کاره شدن” را میپرسند و شادی برایشان پاسخ عجیبی است، شاید مشکل از آنها باشد که تصور و تعریف محدودی از موفقیت و ارزشهای زندگی دارند.
✍حسین ساسانی
✳️ توسعه ایران به کجا می رود؟!
✅ روند یازده سال گذشته نشان میدهد، افت شاخص ترکیبی ساده توسعه از سال ۱۳۹۶ یعنی در ابتدای دولت دوازدهم آغاز شده است و این روند کاهشی با تغییر دولت و شروع به کار دولت سیزدهم (دولت ابراهیم رئیسی) نیز اصلاح نشده است.
🔸 شاخص ترکیبی توسعه در دولت یازدهم حدود ۲ درصد افزایش داشته است و در دولت دوازدهم حدود ۵ درصد کاهش یافته است و در دولت سیزدهم (که سه ساله بوده است) نیز حدود ۲ درصد کاهش داشته است و همان مسیر افول ادامه پیدا کرده است.
📃 دسترسی به متن کامل گزارش
https://pooyeshfekri.com/تصویر-توسعه-در-ابتدای-دولتهای-۱۳-و-14/
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ روند یازده سال گذشته نشان میدهد، افت شاخص ترکیبی ساده توسعه از سال ۱۳۹۶ یعنی در ابتدای دولت دوازدهم آغاز شده است و این روند کاهشی با تغییر دولت و شروع به کار دولت سیزدهم (دولت ابراهیم رئیسی) نیز اصلاح نشده است.
🔸 شاخص ترکیبی توسعه در دولت یازدهم حدود ۲ درصد افزایش داشته است و در دولت دوازدهم حدود ۵ درصد کاهش یافته است و در دولت سیزدهم (که سه ساله بوده است) نیز حدود ۲ درصد کاهش داشته است و همان مسیر افول ادامه پیدا کرده است.
📃 دسترسی به متن کامل گزارش
https://pooyeshfekri.com/تصویر-توسعه-در-ابتدای-دولتهای-۱۳-و-14/
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ شایستهسالاری، عملگرایی و صداقت «راز» پیشرفت است
✅ کیشور محبوبانی (Kishore Mahbubani) عضو ممتاز هیأت علمی انستیتوی تحقیقاتی آسیا در دانشگاه ملی سنگاپور است.
ازجمله کتابهای او Has China Won? (2020) و The Asian 21st Century (2022) هستند.
📍کیشور محبوبانی، دیپلمات برجستۀ سنگاپوری که یکی از شاخصترین تحلیلگران مسائل بینالمللی در حوزۀ شرق آسیا به شمار میرود، به تازگی کتاب خاطرات خود را با عنوان زندگی در قرن آسیایی: خاطرات غیردیپلماتیک منتشر کرده است.
او در این مصاحبه که به بهانۀ انتشار کتاب جدیدش انجام شده است، از تغییر بزرگی سخن میگوید که چهرۀ آسیا را در طول قرن گذشته دگرگون کرده است. تغییری که از نظر محبوبانی هنوز غرب نمیخواهد آن را بپذیرد.
ادامۀ مطلب
http://B2n.ir/h81978
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ کیشور محبوبانی (Kishore Mahbubani) عضو ممتاز هیأت علمی انستیتوی تحقیقاتی آسیا در دانشگاه ملی سنگاپور است.
ازجمله کتابهای او Has China Won? (2020) و The Asian 21st Century (2022) هستند.
📍کیشور محبوبانی، دیپلمات برجستۀ سنگاپوری که یکی از شاخصترین تحلیلگران مسائل بینالمللی در حوزۀ شرق آسیا به شمار میرود، به تازگی کتاب خاطرات خود را با عنوان زندگی در قرن آسیایی: خاطرات غیردیپلماتیک منتشر کرده است.
او در این مصاحبه که به بهانۀ انتشار کتاب جدیدش انجام شده است، از تغییر بزرگی سخن میگوید که چهرۀ آسیا را در طول قرن گذشته دگرگون کرده است. تغییری که از نظر محبوبانی هنوز غرب نمیخواهد آن را بپذیرد.
ادامۀ مطلب
http://B2n.ir/h81978
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
ترجمان
شایستهسالاری، عملگرایی و صداقت «راز» پیشرفت است
گفتوگویی با کیشور محبوبانی، پروجکت سیندیکیت___ پروجکت سیندیکیت: سال گذشته گفتید علت درنگرفتن جنگهای بزرگ در آسیا طی دهههای اخیر «فرهنگ عملگرایی» غالب است که مصداقش را میتوان در اتحادیۀ کشورهای جنوب شرق آسیا (آسهآن) دید. این موضوع چگونه میتواند راهنمای…
✳️ ارزش اقتصادی روایت
گفتوگو با سینا دادخواه، نویسنده "اهمیت روایت در اقتصاد"
چکیده:
🔹اقتصاد سرشار از داستانها و روایتهای خواندنی و جذاب است. هر بنگاه به مثابه یک موجود زنده، داستانهای خودش را دارد.
🔹بازارها پر از روایتهای ناگفته هستند و پشت شاخصها داستانهای زیادی وجود دارد.
🔹رابرت شیلر در کتاب "اقتصاد روایی" میگوید: اقتصاد این ظرفیت را دارد که برای مردم قصهها را روایت کند. مثلاً به مردم بگوید داستان تورم چیست؟
قصه ناترازی انرژی چیست؟
قصه پیمانسپاری ارزی چیست؟
قصه FATF چیست؟
🔹بنابراین در اقتصاد، صدها قصه برای گفتن وجود دارد. نیمی از کتاب رابرت شیلر در مورد این است که ما از درون دانش سخت و کسالتآور اقتصاد، از دل انباره صدها هزار متغیر اقتصادی، چیزی را خارج کنیم که برای مردم جذاب باشد.
🔹نیمی از کتاب اقتصاد روایی این است که قصهها، میتوانند خودشان پدیدآورنده رویدادهای اقتصادی باشند.
🔹اگر شما روایتی را بسازید، صرفنظر از اینکه وجود دارد یا ندارد، میتواند روی اقتصاد اثر بگذارد.
🔹مثلاً هراس بانکی، داستانی است که بیرون از بانک ساختهوپرداخته میشود، اما به بانک تحمیل میشود و بانک مجبور است عکسالعمل نشان دهد، چون فرار سپرده اتفاق میافتد.
🔹 اگر بخواهیم روایت را خیلی کلی و عام تعریف کنیم، یعنی پارهای از گفتار یا نوشتار که ترتیب اتفاقات مهم در آن طوری چیده شده که به شکل معناداری در عین حفظ جذابیت و تحلیل، بتواند شما را از نقطهای به نقطه دیگر برساند.
🔹کارخانهای که تاسیس میشود، از نقطه تاسیس و تولید محصول، تا روزی که میخواهد روایتش را بیان کند شرایطش متفاوت شده است. احتمالاً پیشرفت کرده و خیلی اتفاقات برایش افتاده است.
🔹این کارخانه اگر بتواند روایتش را به آدمها بگوید، همه متوجه این تغییرات یعنی همه کشمکشها و فرازوفرودها میشوند و مخاطب با آن روایت همراه میشود.
🔹سرگذشت کارآفرین فرق زیادی با سرگذشت شخصیت اصلی یک رمان بزرگ ندارد؛ مثل جنگ و صلح تولستوی است؛ چون سراسر در آن با مانع برخورد میکنید و غلبه بر آن موانع برای آدمها الهامبخش است.
🔹در اقتصاد آدام اسمیتی، «بازار» بود و «عرضه و تقاضا»؛ یعنی خیلی ریاضیوار با یکسری عدد و محاسبات نشان میدادند که این بازار این حجم را دارد، این نیاز در آن مطرح است، این تقاضا بر اساس آن نیاز وجود دارد و این عرضه اتفاق میافتد.
🔹در ادامه با یکسری فرمولهای مشخص و گاه نبوغآمیزی میتوانستند اینها را به کمیت تبدیل کنند و به آن معنا که اقتصاد علم مدیریت محدودیت منابع است، شرایط را کنترل کنند.
🔹روایت در چنین تعریف کلاسیکی از اقتصاد خیلی سخت است. در چنین دیدگاهی اتفاقات غیرانسانی بود؛ یعنی عامل انسانی خیلی در آن نقش مهمی نداشت چون ابعاد بزرگ بود.
🔹اما هر چقدر مطالعه اقتصادی به سمت اقتصاد رفتاری رفت، یعنی عوامل متعدد دیگری مثل عوامل روانشناختی، عوامل فرهنگی و عوامل تصادفی در آن تاثیرگذار شد؛ الگوسازیهای اقتصادی هم پیشرفت کرد.
🔹آنقدر شرایط متفاوت شد که اصلاً به یک عنصر پیشبینیناپذیر بدل شد. اقتصاددانها در برههای گفتند الگوهایی که ما با آن سعی میکردیم رفتار اقتصادی را بفهمیم، دیگر کار نمیکنند.
🔹برندها معمولاً حاضر نمیشوند جنبههایی از خودشان را افشا کنند؛ در مورد خطاها و تجربههای ناموفقشان صحبت نمیکنند. همه همان فضای شعر و شعار را هنوز خیلی بیشتر دوست دارند.
🔹این اخلاق دست و پای ما را برای قصه گفتنها میبندد. اصلاً برندها از آبرویشان میترسند؛ یعنی میترسند که مثلاً فلان کار را بکنند و آن کار به نفعشان تمام نشود. درنتیجه از آن منطقه امن خودشان برای اینکه یک روایت متفاوت داشته باشند خارج نمیشوند.
🔹با اینحال، استارتآپهایی مثل «علیبابا» یا یک دوره «باسلام» یا در یک مقطعی «تپسی» از روش فضاسازی روایی استفاده کردند. اما اینکه آیا این تمام ظرفیت قصهگویی برای برند است نه؛ قطعاً نیست.
🔹راستش را بخواهید صنعت تبلیغات کلاً باید صنعت شیطانی باشد. اما فضای ممیزی آنقدر سنگین است که نمیتوان از تمام ظرفیتها بهره برد.
🔹موفقترین تبلیغات از این جنس هستند که با آن در ایران برخورد میشود. مثلاً تبلیغ دافی، تبلیغ شیطانی بود که با آن برخورد شد.
🔹بسیاری از آگهیهای تبلیغاتی دهه ۱۳۷۰ قصههای جالبی داشتند؛ مثلاً تبلیغات گلرنگ قصهگویانه بود و شخصیت داشت. «سرتو با چی میشوری؟ با شامپو گلرنگ».
⬅️ منبع: تجارت فردا، شماره ۵۷۳
https://t.me/ExecutiveManagement
گفتوگو با سینا دادخواه، نویسنده "اهمیت روایت در اقتصاد"
چکیده:
🔹اقتصاد سرشار از داستانها و روایتهای خواندنی و جذاب است. هر بنگاه به مثابه یک موجود زنده، داستانهای خودش را دارد.
🔹بازارها پر از روایتهای ناگفته هستند و پشت شاخصها داستانهای زیادی وجود دارد.
🔹رابرت شیلر در کتاب "اقتصاد روایی" میگوید: اقتصاد این ظرفیت را دارد که برای مردم قصهها را روایت کند. مثلاً به مردم بگوید داستان تورم چیست؟
قصه ناترازی انرژی چیست؟
قصه پیمانسپاری ارزی چیست؟
قصه FATF چیست؟
🔹بنابراین در اقتصاد، صدها قصه برای گفتن وجود دارد. نیمی از کتاب رابرت شیلر در مورد این است که ما از درون دانش سخت و کسالتآور اقتصاد، از دل انباره صدها هزار متغیر اقتصادی، چیزی را خارج کنیم که برای مردم جذاب باشد.
🔹نیمی از کتاب اقتصاد روایی این است که قصهها، میتوانند خودشان پدیدآورنده رویدادهای اقتصادی باشند.
🔹اگر شما روایتی را بسازید، صرفنظر از اینکه وجود دارد یا ندارد، میتواند روی اقتصاد اثر بگذارد.
🔹مثلاً هراس بانکی، داستانی است که بیرون از بانک ساختهوپرداخته میشود، اما به بانک تحمیل میشود و بانک مجبور است عکسالعمل نشان دهد، چون فرار سپرده اتفاق میافتد.
🔹 اگر بخواهیم روایت را خیلی کلی و عام تعریف کنیم، یعنی پارهای از گفتار یا نوشتار که ترتیب اتفاقات مهم در آن طوری چیده شده که به شکل معناداری در عین حفظ جذابیت و تحلیل، بتواند شما را از نقطهای به نقطه دیگر برساند.
🔹کارخانهای که تاسیس میشود، از نقطه تاسیس و تولید محصول، تا روزی که میخواهد روایتش را بیان کند شرایطش متفاوت شده است. احتمالاً پیشرفت کرده و خیلی اتفاقات برایش افتاده است.
🔹این کارخانه اگر بتواند روایتش را به آدمها بگوید، همه متوجه این تغییرات یعنی همه کشمکشها و فرازوفرودها میشوند و مخاطب با آن روایت همراه میشود.
🔹سرگذشت کارآفرین فرق زیادی با سرگذشت شخصیت اصلی یک رمان بزرگ ندارد؛ مثل جنگ و صلح تولستوی است؛ چون سراسر در آن با مانع برخورد میکنید و غلبه بر آن موانع برای آدمها الهامبخش است.
🔹در اقتصاد آدام اسمیتی، «بازار» بود و «عرضه و تقاضا»؛ یعنی خیلی ریاضیوار با یکسری عدد و محاسبات نشان میدادند که این بازار این حجم را دارد، این نیاز در آن مطرح است، این تقاضا بر اساس آن نیاز وجود دارد و این عرضه اتفاق میافتد.
🔹در ادامه با یکسری فرمولهای مشخص و گاه نبوغآمیزی میتوانستند اینها را به کمیت تبدیل کنند و به آن معنا که اقتصاد علم مدیریت محدودیت منابع است، شرایط را کنترل کنند.
🔹روایت در چنین تعریف کلاسیکی از اقتصاد خیلی سخت است. در چنین دیدگاهی اتفاقات غیرانسانی بود؛ یعنی عامل انسانی خیلی در آن نقش مهمی نداشت چون ابعاد بزرگ بود.
🔹اما هر چقدر مطالعه اقتصادی به سمت اقتصاد رفتاری رفت، یعنی عوامل متعدد دیگری مثل عوامل روانشناختی، عوامل فرهنگی و عوامل تصادفی در آن تاثیرگذار شد؛ الگوسازیهای اقتصادی هم پیشرفت کرد.
🔹آنقدر شرایط متفاوت شد که اصلاً به یک عنصر پیشبینیناپذیر بدل شد. اقتصاددانها در برههای گفتند الگوهایی که ما با آن سعی میکردیم رفتار اقتصادی را بفهمیم، دیگر کار نمیکنند.
🔹برندها معمولاً حاضر نمیشوند جنبههایی از خودشان را افشا کنند؛ در مورد خطاها و تجربههای ناموفقشان صحبت نمیکنند. همه همان فضای شعر و شعار را هنوز خیلی بیشتر دوست دارند.
🔹این اخلاق دست و پای ما را برای قصه گفتنها میبندد. اصلاً برندها از آبرویشان میترسند؛ یعنی میترسند که مثلاً فلان کار را بکنند و آن کار به نفعشان تمام نشود. درنتیجه از آن منطقه امن خودشان برای اینکه یک روایت متفاوت داشته باشند خارج نمیشوند.
🔹با اینحال، استارتآپهایی مثل «علیبابا» یا یک دوره «باسلام» یا در یک مقطعی «تپسی» از روش فضاسازی روایی استفاده کردند. اما اینکه آیا این تمام ظرفیت قصهگویی برای برند است نه؛ قطعاً نیست.
🔹راستش را بخواهید صنعت تبلیغات کلاً باید صنعت شیطانی باشد. اما فضای ممیزی آنقدر سنگین است که نمیتوان از تمام ظرفیتها بهره برد.
🔹موفقترین تبلیغات از این جنس هستند که با آن در ایران برخورد میشود. مثلاً تبلیغ دافی، تبلیغ شیطانی بود که با آن برخورد شد.
🔹بسیاری از آگهیهای تبلیغاتی دهه ۱۳۷۰ قصههای جالبی داشتند؛ مثلاً تبلیغات گلرنگ قصهگویانه بود و شخصیت داشت. «سرتو با چی میشوری؟ با شامپو گلرنگ».
⬅️ منبع: تجارت فردا، شماره ۵۷۳
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ استراتژی بازاریابی بهتر در دنیای امروزی
✅ طبق 20 آمار جهانی از روندهای بازاریابی در دنیا، استراتژیهای زیر به شما برای موفقیت در بازارهای امروزی کمک میکند:
1️⃣ استقبال از انواع ویدیوهای آنلاین و شبکههای اشتراک ویدیو روز به روز افزایش مییابد. به همین دلیل، ویدیو مارکتینگ به یکی از مهمترین استراتژیهای موفقیت در دنیای امروزی تبدیل شده است. پس تا میتوانید راجع به محصول یا خدمتتان و منافع آن ویدیوهای خلاقانه در قالب بنر متحرک، موشن گرافیک یا فیلمهای تبلیغاتی کوتاه بسازید و به روشهای مختلف به خصوص در شبکههای اجتماعی پخش کنید. فقط به خاطر داشته باشید که بهتر است ویدیوها کمتر از 2 دقیقه باشند و به صورت سریالی ساخته شوند
2️⃣ با تولید و انتشار مستمر اطلاعات و محتواهای مفید و جذاب، سعی کنید رتبه وبسایتتان در گوگل را بالا بیاورید تا به صفحه اول برسید. خاطرتان باشد که متخصصان سئو میگویند اگر میخواهید یک رازی را جایی مخفی کنید، آن را در صفحه دوم نتایج جستجوی گوگل مخفی کنید چون تقریبا هیچ کس سراغ آن نمیرود. حتما وبسایتتان را جوری طراحی کنید که مشتری بتواند با موبایل هم از آن استفاده کند
3️⃣ شبکههای اجتماعیتان را تقویت کنید چون مهمترین ابزار شما در بازاریابی است؛ وقتی مشتریان عمده وقتشان را در شبکههای اجتماعی میگذرانند، یعنی شما هم باید عمده تبلیغات و برنامههای بازاریابیتان را در این شبکهها اجرا کنید. فقط یادتان باشد، شبکههای اجتماعی جای انشانویسی نیست و باید مطالبتان کوتاه و مفید باشد. در ارائه محتوا نیز خلاقیت داشته باشید و از ابزارهای جدید مثل کلیپهای کوتاه، پادکست، اسلاید شو، اینفوگرافیک و غیره استفاده کنید.
✅ طبق 20 آمار جهانی از روندهای بازاریابی در دنیا، استراتژیهای زیر به شما برای موفقیت در بازارهای امروزی کمک میکند:
1️⃣ استقبال از انواع ویدیوهای آنلاین و شبکههای اشتراک ویدیو روز به روز افزایش مییابد. به همین دلیل، ویدیو مارکتینگ به یکی از مهمترین استراتژیهای موفقیت در دنیای امروزی تبدیل شده است. پس تا میتوانید راجع به محصول یا خدمتتان و منافع آن ویدیوهای خلاقانه در قالب بنر متحرک، موشن گرافیک یا فیلمهای تبلیغاتی کوتاه بسازید و به روشهای مختلف به خصوص در شبکههای اجتماعی پخش کنید. فقط به خاطر داشته باشید که بهتر است ویدیوها کمتر از 2 دقیقه باشند و به صورت سریالی ساخته شوند
2️⃣ با تولید و انتشار مستمر اطلاعات و محتواهای مفید و جذاب، سعی کنید رتبه وبسایتتان در گوگل را بالا بیاورید تا به صفحه اول برسید. خاطرتان باشد که متخصصان سئو میگویند اگر میخواهید یک رازی را جایی مخفی کنید، آن را در صفحه دوم نتایج جستجوی گوگل مخفی کنید چون تقریبا هیچ کس سراغ آن نمیرود. حتما وبسایتتان را جوری طراحی کنید که مشتری بتواند با موبایل هم از آن استفاده کند
3️⃣ شبکههای اجتماعیتان را تقویت کنید چون مهمترین ابزار شما در بازاریابی است؛ وقتی مشتریان عمده وقتشان را در شبکههای اجتماعی میگذرانند، یعنی شما هم باید عمده تبلیغات و برنامههای بازاریابیتان را در این شبکهها اجرا کنید. فقط یادتان باشد، شبکههای اجتماعی جای انشانویسی نیست و باید مطالبتان کوتاه و مفید باشد. در ارائه محتوا نیز خلاقیت داشته باشید و از ابزارهای جدید مثل کلیپهای کوتاه، پادکست، اسلاید شو، اینفوگرافیک و غیره استفاده کنید.
✳️ چه مواردی رهبران عالی را از رهبران صرفاً خوب متمایز میکند؟
✅ دانیل گلمن میگوید این عامل ضریب هوشی نیست، بلکه هوش هیجانی است. هوش هیجانی مجموعهای از پنج مهارت است که بهترین رهبران را قادر میسازد عملکرد خود و زیردستانشان را بیشینه کنند.
🔺بر اساس تحقیق صورت گرفته روی شرکتها، مدیران ارشدی که حداقل قابلیت های هوش هیجانی را دارا بودند، عملکرد بخش های زیر نظرشان، نسبت به هدف تعیین شده برای سود سالانه، ۲۰ درصد بهتر بود.
🔺مهارت های هوش هیجانی عبارتند از:
▪︎خودآگاهی:
شناخت نقاط ضعف و قوت، محرکها، ارزشها و تاثیر آنها بر هم
▪︎مدیریت عواطف:
کنترل یا هدایت امیال و حال روحی مخرب
▪︎انگیزش:
لذت بردن از موفقیت ها به خاطر خود آن موفقیت ها
▪︎همدلی:
درک خوب عاطفی از افراد دیگر
▪︎مهارت اجتماعی:
ایجاد تفاهم با دیگران برای سوق دادن آنها در جهتهای مورد نظر
راهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ دانیل گلمن میگوید این عامل ضریب هوشی نیست، بلکه هوش هیجانی است. هوش هیجانی مجموعهای از پنج مهارت است که بهترین رهبران را قادر میسازد عملکرد خود و زیردستانشان را بیشینه کنند.
🔺بر اساس تحقیق صورت گرفته روی شرکتها، مدیران ارشدی که حداقل قابلیت های هوش هیجانی را دارا بودند، عملکرد بخش های زیر نظرشان، نسبت به هدف تعیین شده برای سود سالانه، ۲۰ درصد بهتر بود.
🔺مهارت های هوش هیجانی عبارتند از:
▪︎خودآگاهی:
شناخت نقاط ضعف و قوت، محرکها، ارزشها و تاثیر آنها بر هم
▪︎مدیریت عواطف:
کنترل یا هدایت امیال و حال روحی مخرب
▪︎انگیزش:
لذت بردن از موفقیت ها به خاطر خود آن موفقیت ها
▪︎همدلی:
درک خوب عاطفی از افراد دیگر
▪︎مهارت اجتماعی:
ایجاد تفاهم با دیگران برای سوق دادن آنها در جهتهای مورد نظر
راهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ مقایسه تفاوتهای کلیدی بین OKRs و KPIs
■ شاخصهای کلیدی عملکرد
KPIs
۱. پیگیری پیشرفت اهداف مشخص و قابل اندازهگیری
۲. ارائه بینشهای دادهمحور برای بهبود عملیات
۳. سنجش نتایج گذشته و حال
۴. تمرکز بر معیارهای حیاتی سلامت کسبوکار
۵. تعیین معیارهای مقایسه برای نظارت بر عملکرد پایدار
۶. اندازهگیری مستمر برای اطمینان از ثبات
۷. اجرا در سراسر تیمها و بخشها
۸. هدایت بهبودهای تدریجی برای نتایج قابل پیشبینی
۹. ارزیابی کارایی در فرآیندهای موجود
■ اهداف و نتایج کلیدی
OKRs
۱. همسوسازی تمرکز فردی برای دستیابی به اهداف استراتژیک
۲. جلب توجه به اهداف الهامبخش برای اقدام
۳. تشویق تلاشهای جسورانه و تحولآفرین
۴. تمرکز بر نتایجی که تأثیر معنادار ایجاد میکنند
۵. به چالش کشیدن تیمها برای فراتر رفتن از منطقه امن
۶. عملکرد در بازههای زمانی مشخص (سهماهه یا سالانه)
۷. تطبیق اهداف با تیمها یا پروژههای خاص
۸. پیشبرد رشد و نوآوری برای موفقیت بلندمدت
۹. تنظیم اهداف با تغییر اولویتها یا شرایط
گفتمان منابع انسانی ایران
https://t.me/ExecutiveManagement
■ شاخصهای کلیدی عملکرد
KPIs
۱. پیگیری پیشرفت اهداف مشخص و قابل اندازهگیری
۲. ارائه بینشهای دادهمحور برای بهبود عملیات
۳. سنجش نتایج گذشته و حال
۴. تمرکز بر معیارهای حیاتی سلامت کسبوکار
۵. تعیین معیارهای مقایسه برای نظارت بر عملکرد پایدار
۶. اندازهگیری مستمر برای اطمینان از ثبات
۷. اجرا در سراسر تیمها و بخشها
۸. هدایت بهبودهای تدریجی برای نتایج قابل پیشبینی
۹. ارزیابی کارایی در فرآیندهای موجود
■ اهداف و نتایج کلیدی
OKRs
۱. همسوسازی تمرکز فردی برای دستیابی به اهداف استراتژیک
۲. جلب توجه به اهداف الهامبخش برای اقدام
۳. تشویق تلاشهای جسورانه و تحولآفرین
۴. تمرکز بر نتایجی که تأثیر معنادار ایجاد میکنند
۵. به چالش کشیدن تیمها برای فراتر رفتن از منطقه امن
۶. عملکرد در بازههای زمانی مشخص (سهماهه یا سالانه)
۷. تطبیق اهداف با تیمها یا پروژههای خاص
۸. پیشبرد رشد و نوآوری برای موفقیت بلندمدت
۹. تنظیم اهداف با تغییر اولویتها یا شرایط
گفتمان منابع انسانی ایران
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ انتخاب نوع برنامه شناسایی کارکنان در شرکتهای ایرانی باید با توجه به فرهنگ سازمانی، شرایط اقتصادی، ساختار نیروی کار، و اهداف استراتژیک سازمان صورت گیرد. در ادامه، چند مورد از برنامههای شناسایی مناسب برای شرکتهای ایرانی با توضیح دلایل انتخاب آورده شده است:
۱. شناسایی مبتنی بر ارزشها
▪︎چرا مناسب است؟
بسیاری از شرکتهای ایرانی به دلیل ساختارهای خانوادگی یا فرهنگ سازمانی مبتنی بر ارزشهای سنتی، به رفتارهایی مانند صداقت، وفاداری، و همکاری تیمی اهمیت میدهند. شناسایی کارکنانی که این ارزشها را رعایت میکنند، میتواند به تقویت این فرهنگ کمک کند.
▪︎چگونه اجرا شود؟
• تقدیر در جلسات عمومی.
• ارائه لوح تقدیر یا هدیه کوچک.
۲. شناسایی خدمات طولانیمدت
■چرا مناسب است؟
در ایران، بسیاری از کارکنان به دنبال ثبات شغلی هستند و تقدیر از خدمات طولانیمدت آنها میتواند حس امنیت شغلی و وفاداری را تقویت کند.
▪︎چگونه اجرا شود؟
• هدیه سالگرد کاری (مانند کارت هدیه یا هدیهای شخصی).
• برگزاری مراسم سالانه تقدیر از کارکنان قدیمی.
۳. شناسایی تیمی
▪︎چرا مناسب است؟
در فرهنگ کاری ایران، تاکید زیادی بر کار تیمی و موفقیت جمعی وجود دارد. شناسایی دستاوردهای تیمی میتواند باعث تقویت همکاری میان کارکنان شود.
▪︎ چگونه اجرا شود؟
• جوایز گروهی (مانند پرداخت پاداش به تیم موفق).
• تقدیر در مراسم یا جلسات سازمانی.
۴. شناسایی لحظهای
▪︎چرا مناسب است؟
سازمانهای ایرانی معمولاً در مواجهه با دستاوردهای کوچک روزمره نیاز به واکنش سریع دارند. تقدیر لحظهای میتواند حس قدردانی را بلافاصله منتقل کند و انگیزه کارکنان را بالا ببرد.
▪︎چگونه اجرا شود؟
• پیامهای تشکر فوری از مدیران به کارکنان.
• هدایای کوچک مانند کارت هدیه.
۵. برنامههای غیرمادی
▪︎ چرا مناسب است؟
با توجه به محدودیتهای مالی برخی شرکتهای ایرانی، این نوع برنامهها میتوانند مؤثر و کمهزینه باشند.
▪︎چگونه اجرا شود؟
• تقدیر عمومی در جلسات.
• معرفی دستاوردها در خبرنامه داخلی.
۶. شناسایی شخصیسازی شده
▪︎چرا مناسب است؟
فرهنگ سازمانی در ایران به روابط انسانی نزدیک و صمیمی تمایل دارد. برنامههای شخصیسازی شده میتوانند احساس خاص بودن را در کارکنان ایجاد کنند.
▪︎چگونه اجرا شود؟
• مرخصی تشویقی برای کارکنان.
• هدایا یا تقدیرهای متناسب با علاقههای شخصی.
۷. برنامههای ترکیبی
▪︎ چرا مناسب است؟
در شرکتهای بزرگتر و متنوعتر، ترکیب چندین روش شناسایی میتواند نیازهای گروههای مختلف کارکنان را برآورده کند.
▪︎چگونه اجرا شود؟
• ایجاد پلن جامع شامل جوایز مالی و غیرمالی.
• طراحی پلتفرم دیجیتال برای مشارکت کارکنان در تقدیر.
🔺 چند نکته برای موفقیت در ایران:
1. شفافیت در معیارها: کارکنان باید دقیقاً بدانند برای چه چیزی تقدیر میشوند.
2. توجه به فرهنگ سازمانی: برنامهها باید با ارزشها و فرهنگ داخلی سازمان همخوانی داشته باشند.
3. مشکلات اقتصادی: در شرایط اقتصادی ایران، انتخاب جوایز کوچک ولی معنادار، میتواند به صرفه و مؤثر باشد.
4. قدردانی عمومی: چون بسیاری از کارکنان ایرانی به دیده شدن و احترام اجتماعی اهمیت میدهند، تقدیر عمومی میتواند بسیار انگیزاننده باشد.
🔺با توجه به نوع صنعت و اندازه شرکت، میتوان ترکیبی از این برنامهها را اجرا کرد تا بهترین نتیجه به دست آید.
https://t.me/ExecutiveManagement
۱. شناسایی مبتنی بر ارزشها
▪︎چرا مناسب است؟
بسیاری از شرکتهای ایرانی به دلیل ساختارهای خانوادگی یا فرهنگ سازمانی مبتنی بر ارزشهای سنتی، به رفتارهایی مانند صداقت، وفاداری، و همکاری تیمی اهمیت میدهند. شناسایی کارکنانی که این ارزشها را رعایت میکنند، میتواند به تقویت این فرهنگ کمک کند.
▪︎چگونه اجرا شود؟
• تقدیر در جلسات عمومی.
• ارائه لوح تقدیر یا هدیه کوچک.
۲. شناسایی خدمات طولانیمدت
■چرا مناسب است؟
در ایران، بسیاری از کارکنان به دنبال ثبات شغلی هستند و تقدیر از خدمات طولانیمدت آنها میتواند حس امنیت شغلی و وفاداری را تقویت کند.
▪︎چگونه اجرا شود؟
• هدیه سالگرد کاری (مانند کارت هدیه یا هدیهای شخصی).
• برگزاری مراسم سالانه تقدیر از کارکنان قدیمی.
۳. شناسایی تیمی
▪︎چرا مناسب است؟
در فرهنگ کاری ایران، تاکید زیادی بر کار تیمی و موفقیت جمعی وجود دارد. شناسایی دستاوردهای تیمی میتواند باعث تقویت همکاری میان کارکنان شود.
▪︎ چگونه اجرا شود؟
• جوایز گروهی (مانند پرداخت پاداش به تیم موفق).
• تقدیر در مراسم یا جلسات سازمانی.
۴. شناسایی لحظهای
▪︎چرا مناسب است؟
سازمانهای ایرانی معمولاً در مواجهه با دستاوردهای کوچک روزمره نیاز به واکنش سریع دارند. تقدیر لحظهای میتواند حس قدردانی را بلافاصله منتقل کند و انگیزه کارکنان را بالا ببرد.
▪︎چگونه اجرا شود؟
• پیامهای تشکر فوری از مدیران به کارکنان.
• هدایای کوچک مانند کارت هدیه.
۵. برنامههای غیرمادی
▪︎ چرا مناسب است؟
با توجه به محدودیتهای مالی برخی شرکتهای ایرانی، این نوع برنامهها میتوانند مؤثر و کمهزینه باشند.
▪︎چگونه اجرا شود؟
• تقدیر عمومی در جلسات.
• معرفی دستاوردها در خبرنامه داخلی.
۶. شناسایی شخصیسازی شده
▪︎چرا مناسب است؟
فرهنگ سازمانی در ایران به روابط انسانی نزدیک و صمیمی تمایل دارد. برنامههای شخصیسازی شده میتوانند احساس خاص بودن را در کارکنان ایجاد کنند.
▪︎چگونه اجرا شود؟
• مرخصی تشویقی برای کارکنان.
• هدایا یا تقدیرهای متناسب با علاقههای شخصی.
۷. برنامههای ترکیبی
▪︎ چرا مناسب است؟
در شرکتهای بزرگتر و متنوعتر، ترکیب چندین روش شناسایی میتواند نیازهای گروههای مختلف کارکنان را برآورده کند.
▪︎چگونه اجرا شود؟
• ایجاد پلن جامع شامل جوایز مالی و غیرمالی.
• طراحی پلتفرم دیجیتال برای مشارکت کارکنان در تقدیر.
🔺 چند نکته برای موفقیت در ایران:
1. شفافیت در معیارها: کارکنان باید دقیقاً بدانند برای چه چیزی تقدیر میشوند.
2. توجه به فرهنگ سازمانی: برنامهها باید با ارزشها و فرهنگ داخلی سازمان همخوانی داشته باشند.
3. مشکلات اقتصادی: در شرایط اقتصادی ایران، انتخاب جوایز کوچک ولی معنادار، میتواند به صرفه و مؤثر باشد.
4. قدردانی عمومی: چون بسیاری از کارکنان ایرانی به دیده شدن و احترام اجتماعی اهمیت میدهند، تقدیر عمومی میتواند بسیار انگیزاننده باشد.
🔺با توجه به نوع صنعت و اندازه شرکت، میتوان ترکیبی از این برنامهها را اجرا کرد تا بهترین نتیجه به دست آید.
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍1
✳️ ۹ سؤال که هر رهبر باید به آن پاسخ دهد.
✅ ارزیابی تعهد کارکنان به کار، با صداقت و دروننگری رهبر آغاز میشود. رهبران میتوانند با پاسخ دادن به ۹ سؤال زیر، متوجه شوند که تا چه میزان به کارمندان کمک میکنند که حداکثر پتانسیل خود را به کار بگیرند. پاسخ صحیح این سؤالات، «بله» است:
▪︎آیا به صحبتها و ایدههای همهی افراد سازمان گوش میدهید؟ آیا استراتژی خاصی برای تشویق کارمندان به حرف زدن و به اشتراکگذاری ایدهها دارید؟
▪︎آیا میتوانید از نقاط قوت هر یک از اعضای تیم در راه رسیدن به اهداف استفاده کنید؟
▪︎آیا به کارمندان اجازه میدهید استقلال عمل داشته باشند و مسئولیت نتایج حاصله را به عهده بگیرند؟
▪︎آیا با کارمندان خود صادق و شفاف هستید و هر چیزی را که بتوانید، با آنها در میان میگذارید؟ بهبیاندیگر، آیا تیم خود را بهروز نگه میدارید، آیا اجازه میدهید بدانند که تصمیمات چگونه اتخاذ میشوند و چگونه کار آنها به پیشرفت اهداف و چشمانداز شرکت کمک میکند؟ آیا هم اخبار خوب و هم اخبار بد را به آنها اطلاع میدهید؟
▪︎آیا به کارمندان حق میدهید اشتباه کنند، بدون اینکه آنها را قضاوت کنید؟
▪︎آیا همهی کارمندان را به همکاری تشویق میکنید و آیا همهی آنها احساس میکنند جزئی از تیم هستند؟
▪︎آیا مرتباً به کارمندان بازخورد ارائه میدهید و میگویید که چقدر خوب عمل میکنند؟
▪︎آیا به دیگران کمک میکنید که رشد کنند و مهارتهای جدیدی کسب کنند؟ آیا شما واقعاً نیازهای شخصی و حرفهای کارکنان خود را میشناسید؟
▪︎آیا اهداف کارکنان را بهطور واضح و مشخص برای آنها روشن میکنید و تمام امکانات لازم را در اختیار آنها قرار میدهید؟ آیا آنها را تشویق و راهنمایی میکنید تا به این اهداف دست پیدا کنند؟
🔺پس از پاسخ به این سؤالات، متوجه میشوید که کدامیک از این موارد ۹ گانه، مستلزم توجه فوری شما هستند./ راهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ ارزیابی تعهد کارکنان به کار، با صداقت و دروننگری رهبر آغاز میشود. رهبران میتوانند با پاسخ دادن به ۹ سؤال زیر، متوجه شوند که تا چه میزان به کارمندان کمک میکنند که حداکثر پتانسیل خود را به کار بگیرند. پاسخ صحیح این سؤالات، «بله» است:
▪︎آیا به صحبتها و ایدههای همهی افراد سازمان گوش میدهید؟ آیا استراتژی خاصی برای تشویق کارمندان به حرف زدن و به اشتراکگذاری ایدهها دارید؟
▪︎آیا میتوانید از نقاط قوت هر یک از اعضای تیم در راه رسیدن به اهداف استفاده کنید؟
▪︎آیا به کارمندان اجازه میدهید استقلال عمل داشته باشند و مسئولیت نتایج حاصله را به عهده بگیرند؟
▪︎آیا با کارمندان خود صادق و شفاف هستید و هر چیزی را که بتوانید، با آنها در میان میگذارید؟ بهبیاندیگر، آیا تیم خود را بهروز نگه میدارید، آیا اجازه میدهید بدانند که تصمیمات چگونه اتخاذ میشوند و چگونه کار آنها به پیشرفت اهداف و چشمانداز شرکت کمک میکند؟ آیا هم اخبار خوب و هم اخبار بد را به آنها اطلاع میدهید؟
▪︎آیا به کارمندان حق میدهید اشتباه کنند، بدون اینکه آنها را قضاوت کنید؟
▪︎آیا همهی کارمندان را به همکاری تشویق میکنید و آیا همهی آنها احساس میکنند جزئی از تیم هستند؟
▪︎آیا مرتباً به کارمندان بازخورد ارائه میدهید و میگویید که چقدر خوب عمل میکنند؟
▪︎آیا به دیگران کمک میکنید که رشد کنند و مهارتهای جدیدی کسب کنند؟ آیا شما واقعاً نیازهای شخصی و حرفهای کارکنان خود را میشناسید؟
▪︎آیا اهداف کارکنان را بهطور واضح و مشخص برای آنها روشن میکنید و تمام امکانات لازم را در اختیار آنها قرار میدهید؟ آیا آنها را تشویق و راهنمایی میکنید تا به این اهداف دست پیدا کنند؟
🔺پس از پاسخ به این سؤالات، متوجه میشوید که کدامیک از این موارد ۹ گانه، مستلزم توجه فوری شما هستند./ راهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ ۱۱ اشتباه معمول کارآفرینان
✅ وقتی وارد یک کسبوکار میشوید، اشتباه کردن بخشی از تجربه هر کارآفرین است. اما اینکه چگونه این خطاها را ترمیم کنید، مهم است. فرآیند برگشتن به روند برنامهریزی شده میتواند کسبوکار شما را قویتر کند؛ به خصوص اگر از اشتباهاتتان بیاموزید این مسیر بهتر پیش خواهد رفت.
🔸برای اجتناب از این مشکل، ۱۱ عضو «انجمن کارآفرینان جوان» بزرگترین اشتباهاتی که بهعنوان یک کارآفرین جدید مرتکب شدهاند را به اشتراک گذاشتهاند:
1⃣ بیاعتنایی به توصیه افراد دیگر در کسبوکار
یکی از بزرگترین اشتباهاتی که من مرتکب شدهام کوچک شمردن توصیه افراد بزرگتر در کسبوکار بود چرا که این توصیهها را «منسوخ» یا «نامربوط» میدانستم. دانش فنی در هر حوزهای قطعا ضروری است و گرچه ممکن است همه چیز نسبت به ۳۰-۲۰ سال پیش به شدت متفاوت باشد، اما کسب دانش در هر دورهای بسیار مهم است.
👤 کریستوفر اوکادا، از شرکت Okada
2⃣ انحراف از مسیر
یکی از بزرگترین اشتباهاتی که بعنوان یک کارآفرین مرتکب شدهام، صرف زمان روی چیزهایی بود که من را از پیشبرد کسبوکارم منحرف میکردند. تیشرتها و کارتهای ویزیت در روزهای اول جذاب بودند اما آنها مطلقا مرا به یافتن مشتریان یا ایجاد ارزش واقعی شرکت نزدیکتر نکردند. بر آنچه مهم است تمرکز کنید: ایجاد محصولات یا ارائه خدماتی که مردم خواستار آنها هستند و واقعا برای آن هزینه میکنند.
👤 مایکل لیزوتسکی، شرکت Juice Labs
3⃣ تخصیص نادرست منابع مالی
کسب درآمد دشوار است. من اولین دور سرمایهگذاری خود را خیلی سریع خرج کردم. من به شدت به کاری که میکردم مطمئن بودم و به این زودی شکست را پیشبینی نمیکردم. توصیهام به کارآفرینان این است که برای مشکلات غیرمنتظره در مسیر به اندازه کافی آماده باشید و تنها در این صورت است که برای موفقیت پیشرویتان بهتر آماده خواهید شد.
👤 استیون فلیشر، شرکت Two Degrees
4⃣ شکست در درک صحیح کسبوکارتان
از ابتدای کار مدل کسبوکارتان را بشناسید. قیمت خود را تثبیت کنید و درک شفافی از وضعیت اقتصادی شرکت خود داشته باشید: هزینه کالاها، هزینههای بازاریابی و حاشیه سودها. اینکه بدون از دست مشتریان، قیمت محصولتان را بالا ببرید، به شدت دشوار است. این کار میتواند منجر به موفقیت یا شکست کسبوکار شما شود.
👤 لیزا مویسیوا، شرکت GlobeIn
5⃣ بهدست گرفتن امور از سوی خودتان
بزرگترین اشتباهی که من همیشه مرتکب شدهام این است که تصور میکنم میتوانم همه کارها را خودم انجام دهم. ما نیاز به محول کردن کارها به دیگران و در صورت امکان، استخدام افراد حرفهای در هر حوزه برای کمک به موفقیتمان داریم.
👤 استبانکادامانی، INFINITE WINDOWS
6⃣ اجازه دادن به تحمیل از سوی دیگران
بزرگترین اشتباه این بود که زودتر به تواناییهایم اعتماد نکردم. بهعنوان یک زن اهل آمریکای لاتین، رسانهها، روسا، همکاران و گاهی دوستانم مرا از دنبال کردن تلاشهایم دلسرد میکردند. اگر شما یک زن هستید و به ویژه اگر در اقلیت هستید، باید به خودتان اعتماد داشته باشید تا موفق شوید.
👤 کریستینا کلمون، Belle en Argent
7⃣ آماده نبودن برای شکست
همیشه باید برای شکست آماده باشید چرا که اتفاق خواهد افتاد! تنها چیزی که پایدار میماند، تعهد شما به نتیجه نهایی خواهد بود. همیشه آماده باشید که مسائل، متفاوتتر از انتظار شما ظاهر شود. منعطف باشید.
👤 جاکوبی ایجریکا، PASS Program
8⃣ اعتماد نداشتن به خودتان
بزرگترین اشتباهی که من به عنوان یک کارآفرین مرتکب شدهام این بود که زودتر به خودم اعتماد نکردم. در دنیای مدرن، شروع یک کسبوکار و معتبر ساختن یک ایده از هر زمان دیگری آسانتر است؛ بنابراین از آن سود ببرید.
👤 گوراو والانی، CareerSprout
9⃣ درک همه جنبههای بازارِ خود
من دریافتم که توسعه تکنولوژیک یک دنیای کاملا متفاوت است. شرکت من شکست خورد چرا که من فرآیند توسعه اپلیکیشن را درک نکرده بودم. شما باید همه جنبههای یک کسبوکار را بشناسید؛ به ویژه آنهایی که در آن ضعیف هستید.
👤 جاستین کاساله- Savage Advisory
🔟 برداشت شخصی از انتقادات
اکثر استارتآپها شکست میخورند اما از شکستها، موفقیتهای آینده نشات میگیرد. توصیه من به یک تازهوارد این است که باید بین اشتیاق و واقعیت کسبوکار توازن ایجاد کند؛ انتقادات و شکستها را بپذیرد و متواضع باقی بماند.
👤 امیشی تاکالکار، NAILBITER
1⃣1⃣تصور اینکه ایده شما کامل است
من تصور میکردم که ایده و برنامه کسبوکار من کامل است و مشتریان و کارمندان باید برای کار کردن با من بینهایت مشتاق باشند. اما این چنین نشد. درسی که از این اتفاق آموختم این بود که: منعطف باشید و به آنچه بازار به شما میگوید، گوش دهید.
👤 دانیل ریلی
( مدیریت کارآفرینی و استارتاپ )
انجمن حمایت ازتولید
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ وقتی وارد یک کسبوکار میشوید، اشتباه کردن بخشی از تجربه هر کارآفرین است. اما اینکه چگونه این خطاها را ترمیم کنید، مهم است. فرآیند برگشتن به روند برنامهریزی شده میتواند کسبوکار شما را قویتر کند؛ به خصوص اگر از اشتباهاتتان بیاموزید این مسیر بهتر پیش خواهد رفت.
🔸برای اجتناب از این مشکل، ۱۱ عضو «انجمن کارآفرینان جوان» بزرگترین اشتباهاتی که بهعنوان یک کارآفرین جدید مرتکب شدهاند را به اشتراک گذاشتهاند:
1⃣ بیاعتنایی به توصیه افراد دیگر در کسبوکار
یکی از بزرگترین اشتباهاتی که من مرتکب شدهام کوچک شمردن توصیه افراد بزرگتر در کسبوکار بود چرا که این توصیهها را «منسوخ» یا «نامربوط» میدانستم. دانش فنی در هر حوزهای قطعا ضروری است و گرچه ممکن است همه چیز نسبت به ۳۰-۲۰ سال پیش به شدت متفاوت باشد، اما کسب دانش در هر دورهای بسیار مهم است.
👤 کریستوفر اوکادا، از شرکت Okada
2⃣ انحراف از مسیر
یکی از بزرگترین اشتباهاتی که بعنوان یک کارآفرین مرتکب شدهام، صرف زمان روی چیزهایی بود که من را از پیشبرد کسبوکارم منحرف میکردند. تیشرتها و کارتهای ویزیت در روزهای اول جذاب بودند اما آنها مطلقا مرا به یافتن مشتریان یا ایجاد ارزش واقعی شرکت نزدیکتر نکردند. بر آنچه مهم است تمرکز کنید: ایجاد محصولات یا ارائه خدماتی که مردم خواستار آنها هستند و واقعا برای آن هزینه میکنند.
👤 مایکل لیزوتسکی، شرکت Juice Labs
3⃣ تخصیص نادرست منابع مالی
کسب درآمد دشوار است. من اولین دور سرمایهگذاری خود را خیلی سریع خرج کردم. من به شدت به کاری که میکردم مطمئن بودم و به این زودی شکست را پیشبینی نمیکردم. توصیهام به کارآفرینان این است که برای مشکلات غیرمنتظره در مسیر به اندازه کافی آماده باشید و تنها در این صورت است که برای موفقیت پیشرویتان بهتر آماده خواهید شد.
👤 استیون فلیشر، شرکت Two Degrees
4⃣ شکست در درک صحیح کسبوکارتان
از ابتدای کار مدل کسبوکارتان را بشناسید. قیمت خود را تثبیت کنید و درک شفافی از وضعیت اقتصادی شرکت خود داشته باشید: هزینه کالاها، هزینههای بازاریابی و حاشیه سودها. اینکه بدون از دست مشتریان، قیمت محصولتان را بالا ببرید، به شدت دشوار است. این کار میتواند منجر به موفقیت یا شکست کسبوکار شما شود.
👤 لیزا مویسیوا، شرکت GlobeIn
5⃣ بهدست گرفتن امور از سوی خودتان
بزرگترین اشتباهی که من همیشه مرتکب شدهام این است که تصور میکنم میتوانم همه کارها را خودم انجام دهم. ما نیاز به محول کردن کارها به دیگران و در صورت امکان، استخدام افراد حرفهای در هر حوزه برای کمک به موفقیتمان داریم.
👤 استبانکادامانی، INFINITE WINDOWS
6⃣ اجازه دادن به تحمیل از سوی دیگران
بزرگترین اشتباه این بود که زودتر به تواناییهایم اعتماد نکردم. بهعنوان یک زن اهل آمریکای لاتین، رسانهها، روسا، همکاران و گاهی دوستانم مرا از دنبال کردن تلاشهایم دلسرد میکردند. اگر شما یک زن هستید و به ویژه اگر در اقلیت هستید، باید به خودتان اعتماد داشته باشید تا موفق شوید.
👤 کریستینا کلمون، Belle en Argent
7⃣ آماده نبودن برای شکست
همیشه باید برای شکست آماده باشید چرا که اتفاق خواهد افتاد! تنها چیزی که پایدار میماند، تعهد شما به نتیجه نهایی خواهد بود. همیشه آماده باشید که مسائل، متفاوتتر از انتظار شما ظاهر شود. منعطف باشید.
👤 جاکوبی ایجریکا، PASS Program
8⃣ اعتماد نداشتن به خودتان
بزرگترین اشتباهی که من به عنوان یک کارآفرین مرتکب شدهام این بود که زودتر به خودم اعتماد نکردم. در دنیای مدرن، شروع یک کسبوکار و معتبر ساختن یک ایده از هر زمان دیگری آسانتر است؛ بنابراین از آن سود ببرید.
👤 گوراو والانی، CareerSprout
9⃣ درک همه جنبههای بازارِ خود
من دریافتم که توسعه تکنولوژیک یک دنیای کاملا متفاوت است. شرکت من شکست خورد چرا که من فرآیند توسعه اپلیکیشن را درک نکرده بودم. شما باید همه جنبههای یک کسبوکار را بشناسید؛ به ویژه آنهایی که در آن ضعیف هستید.
👤 جاستین کاساله- Savage Advisory
🔟 برداشت شخصی از انتقادات
اکثر استارتآپها شکست میخورند اما از شکستها، موفقیتهای آینده نشات میگیرد. توصیه من به یک تازهوارد این است که باید بین اشتیاق و واقعیت کسبوکار توازن ایجاد کند؛ انتقادات و شکستها را بپذیرد و متواضع باقی بماند.
👤 امیشی تاکالکار، NAILBITER
1⃣1⃣تصور اینکه ایده شما کامل است
من تصور میکردم که ایده و برنامه کسبوکار من کامل است و مشتریان و کارمندان باید برای کار کردن با من بینهایت مشتاق باشند. اما این چنین نشد. درسی که از این اتفاق آموختم این بود که: منعطف باشید و به آنچه بازار به شما میگوید، گوش دهید.
👤 دانیل ریلی
( مدیریت کارآفرینی و استارتاپ )
انجمن حمایت ازتولید
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ گروههای ذینفع چگونه دولتها را تسخیر میکنند؟
✍️ میترا تقیزاده/ تحلیلگر اقتصاد
✅ به دنبال برخی تغییرات در سیاستهای اقتصادی دولت و بهطور مشخص در «مدیریت بازار ارز»، افرادی شروع به اعتراض کردهاند. اعتراضها نهتنها شامل تهدید به استیضاح وزیر اقتصاد میشود که او را تهدید به محاکمه نیز کردهاند.
این اعتراضها تقریباً در همه بخشهای اقتصادی کشور وجود دارد و نشان میدهد تغییر در سیاستها چگونه میتواند عدهای را منتفع و عده دیگری را متضرر کند.
یکی از افرادی که مخالف سیاستهای اقتصادی دولت چهاردهم است و از قضا جزو تئوریپردازان دولت سیزدهم به شمار میرفت، در شبکه ایکس نوشته: «عدهای به دنبال استیضاح هستند. استیضاح مشکلی را حل نمیکند. قوه قضائیه به عنوان حافظ منافع مردم باید خائنینی چون همتی را به پای میز محاکمه بکشاند نه اینکه به لطف مجلس، پس از تخریب کشور، بگویند بفرمایید بروید.»
یک نفر هم در پاسخ به این تهدیدها نوشته: «یکی از دوستان میگفت که آقای ... در کار واردات لوازم آرایشی و بهداشتی هستند. امیدوارم ایشون تکذیب کنه و این بیتاب شدنها ناشی از فهم اشتباهشون باشه و نه حذف اعطای رانت ارزی به واردات.»
به عقیده اقتصاددانان، آنکس که واردکننده لوازم آرایشی و بهداشتی است، در گذشته از طریق نفوذ به تصمیمگیریها از رانتی برخوردار بوده که در شرایط فعلی حذف شده است و به این ترتیب خواستار بازگشت مجدد سیاستها و محاکمه وزیر امور اقتصادی و دارایی شده است. تا اینجای کار مشکلی نیست و طبیعی است که گروههای زیادی تلاش میکنند تا جهت سیاستها را به سود خود تغییر دهند اما اگر از این فراتر برویم و سیاستهای یک دولت با لابی و فشار واردکنندههای لوازم آرایشی و بهداشتی و دیگر صنوف ذینفع تغییر کند، آنوقت پدیدهای رخ میدهد که متخصصان اقتصاد سیاسی به آن «تسخیر دولت» میگویند. گروههای ذینفع فرآیند تصمیمسازی را به تسخیر درمیآورند و جهت سیاستها را به سود خود تغییر میدهند و اقتصاد را از مسیر اصلی خود منحرف میکنند.
🔹اخیراً رئیس مرکز پژوهشهای مجلس با بیان اینکه با پدیده تسخیر دولت مواجه هستیم گفت: «افراد در تصمیمگیریها نفوذ دارند و به نوعی مسیر دولت را از اجرای ماموریت خود منحرف میکنند و به نفع خود تغییر میدهند.»
در حال حاضر در تدوین سیاست خارجی با نقشآفرینی کاسبان تحریم مواجهیم که نفعشان در تحریم ایران است. سیاستگذاری صنعتی هم توسط بنگاههایی به تسخیر درآمده که نفعشان در تعرفههای بالا و ممنوعیت واردات است. سیاست تجاری را قاچاقچیان و منتفعان اقتصاد غیررسمی تحت تاثیر قرار میدهند و سیاست پولی هم توسط «پانزینها» به تسخیر درآمده است. تصمیمگیری درباره انرژی تحت تاثیر گروههایی قرار میگیرد که منتفع قاچاق سوخت و انرژی ارزان هستند و سیاست مالی هم از سوی نهادهای بودجهخوار به اسارت درآمده است.
🔹محسن جلالپور با اشاره به اینکه اغلب تصمیمهای دولت به سود گروههای ذینفع و قاچاقچیان و منتفعان اقتصاد غیررسمی تمام میشود، گفته: «نشانههای واضحی وجود دارد که گروههای فاسد و ذینفعان رانت، به فرآیند تصمیمگیری رسوخ کردهاند و به بهانه حمایت از اقشار کمدرآمد، راهکارهای زیانبار را به سیاستگذاران پیشنهاد میکنند. از جمله سیاستهای غیراصولی میتوان به قیمتگذاری، سرکوب بازار، تهدید مالکیت و سرکوب آزادیهای اقتصادی برای گسترش عدالت و کاهش فقر نام برد که در پنج دهه گذشته نتایج زیانباری داشته اما همچنان تداوم پیدا کرده است.»
یکی دیگر از همین سیاستهای اقتضایی و مفسدهآمیز، دور زدن تحریمهاست که در یک دهه گذشته با هدف تامین نیازهای اساسی جامعه رواج پیدا کرده و روابط میان بازیگران اقتصاد و دستگاههای دولتی را بهشدت تحت تاثیر قرار داده و فساد زیادی را به کشور تحمیل کرده است.
🔹در سالهای گذشته شرایط کشور به گونهای پیش رفته که جایگاه دولت از یک نهاد سیاستگذار به یک نهاد اجرایی منفعل تنزل یافته و گروههای ذینفع موفق شدهاند به نهادهای تصمیمگیر و تصمیمساز نفوذ کنند. در حال حاضر شکافی که میان بخش مهمی از جمعیت کشور با حکمرانی سیاسی به وجود آمده، خطرات زیادی را متوجه کشور کرده است. کماثر شدن نقش دولت در تصمیمگیریها که با گسترش دایره نفوذ ذینفعان به سیاستگذاری تشدیدشده ناامید شدن اکثریت جامعه را به دنبال داشته است.
برخی معتقدند دولت چهاردهم فرصتی بسیار مناسب و شاید آخرین فرصت برای سالمسازی نظام تصمیمگیری از نفوذ گروههای ذینفع است و فرصتی به شمار میرود که ایران از خطرهای بزرگ دور شود. آیا نظام حکمرانی، این فرصت را قدر میداند؟
✍️ میترا تقیزاده/ تحلیلگر اقتصاد
✅ به دنبال برخی تغییرات در سیاستهای اقتصادی دولت و بهطور مشخص در «مدیریت بازار ارز»، افرادی شروع به اعتراض کردهاند. اعتراضها نهتنها شامل تهدید به استیضاح وزیر اقتصاد میشود که او را تهدید به محاکمه نیز کردهاند.
این اعتراضها تقریباً در همه بخشهای اقتصادی کشور وجود دارد و نشان میدهد تغییر در سیاستها چگونه میتواند عدهای را منتفع و عده دیگری را متضرر کند.
یکی از افرادی که مخالف سیاستهای اقتصادی دولت چهاردهم است و از قضا جزو تئوریپردازان دولت سیزدهم به شمار میرفت، در شبکه ایکس نوشته: «عدهای به دنبال استیضاح هستند. استیضاح مشکلی را حل نمیکند. قوه قضائیه به عنوان حافظ منافع مردم باید خائنینی چون همتی را به پای میز محاکمه بکشاند نه اینکه به لطف مجلس، پس از تخریب کشور، بگویند بفرمایید بروید.»
یک نفر هم در پاسخ به این تهدیدها نوشته: «یکی از دوستان میگفت که آقای ... در کار واردات لوازم آرایشی و بهداشتی هستند. امیدوارم ایشون تکذیب کنه و این بیتاب شدنها ناشی از فهم اشتباهشون باشه و نه حذف اعطای رانت ارزی به واردات.»
به عقیده اقتصاددانان، آنکس که واردکننده لوازم آرایشی و بهداشتی است، در گذشته از طریق نفوذ به تصمیمگیریها از رانتی برخوردار بوده که در شرایط فعلی حذف شده است و به این ترتیب خواستار بازگشت مجدد سیاستها و محاکمه وزیر امور اقتصادی و دارایی شده است. تا اینجای کار مشکلی نیست و طبیعی است که گروههای زیادی تلاش میکنند تا جهت سیاستها را به سود خود تغییر دهند اما اگر از این فراتر برویم و سیاستهای یک دولت با لابی و فشار واردکنندههای لوازم آرایشی و بهداشتی و دیگر صنوف ذینفع تغییر کند، آنوقت پدیدهای رخ میدهد که متخصصان اقتصاد سیاسی به آن «تسخیر دولت» میگویند. گروههای ذینفع فرآیند تصمیمسازی را به تسخیر درمیآورند و جهت سیاستها را به سود خود تغییر میدهند و اقتصاد را از مسیر اصلی خود منحرف میکنند.
🔹اخیراً رئیس مرکز پژوهشهای مجلس با بیان اینکه با پدیده تسخیر دولت مواجه هستیم گفت: «افراد در تصمیمگیریها نفوذ دارند و به نوعی مسیر دولت را از اجرای ماموریت خود منحرف میکنند و به نفع خود تغییر میدهند.»
در حال حاضر در تدوین سیاست خارجی با نقشآفرینی کاسبان تحریم مواجهیم که نفعشان در تحریم ایران است. سیاستگذاری صنعتی هم توسط بنگاههایی به تسخیر درآمده که نفعشان در تعرفههای بالا و ممنوعیت واردات است. سیاست تجاری را قاچاقچیان و منتفعان اقتصاد غیررسمی تحت تاثیر قرار میدهند و سیاست پولی هم توسط «پانزینها» به تسخیر درآمده است. تصمیمگیری درباره انرژی تحت تاثیر گروههایی قرار میگیرد که منتفع قاچاق سوخت و انرژی ارزان هستند و سیاست مالی هم از سوی نهادهای بودجهخوار به اسارت درآمده است.
🔹محسن جلالپور با اشاره به اینکه اغلب تصمیمهای دولت به سود گروههای ذینفع و قاچاقچیان و منتفعان اقتصاد غیررسمی تمام میشود، گفته: «نشانههای واضحی وجود دارد که گروههای فاسد و ذینفعان رانت، به فرآیند تصمیمگیری رسوخ کردهاند و به بهانه حمایت از اقشار کمدرآمد، راهکارهای زیانبار را به سیاستگذاران پیشنهاد میکنند. از جمله سیاستهای غیراصولی میتوان به قیمتگذاری، سرکوب بازار، تهدید مالکیت و سرکوب آزادیهای اقتصادی برای گسترش عدالت و کاهش فقر نام برد که در پنج دهه گذشته نتایج زیانباری داشته اما همچنان تداوم پیدا کرده است.»
یکی دیگر از همین سیاستهای اقتضایی و مفسدهآمیز، دور زدن تحریمهاست که در یک دهه گذشته با هدف تامین نیازهای اساسی جامعه رواج پیدا کرده و روابط میان بازیگران اقتصاد و دستگاههای دولتی را بهشدت تحت تاثیر قرار داده و فساد زیادی را به کشور تحمیل کرده است.
🔹در سالهای گذشته شرایط کشور به گونهای پیش رفته که جایگاه دولت از یک نهاد سیاستگذار به یک نهاد اجرایی منفعل تنزل یافته و گروههای ذینفع موفق شدهاند به نهادهای تصمیمگیر و تصمیمساز نفوذ کنند. در حال حاضر شکافی که میان بخش مهمی از جمعیت کشور با حکمرانی سیاسی به وجود آمده، خطرات زیادی را متوجه کشور کرده است. کماثر شدن نقش دولت در تصمیمگیریها که با گسترش دایره نفوذ ذینفعان به سیاستگذاری تشدیدشده ناامید شدن اکثریت جامعه را به دنبال داشته است.
برخی معتقدند دولت چهاردهم فرصتی بسیار مناسب و شاید آخرین فرصت برای سالمسازی نظام تصمیمگیری از نفوذ گروههای ذینفع است و فرصتی به شمار میرود که ایران از خطرهای بزرگ دور شود. آیا نظام حکمرانی، این فرصت را قدر میداند؟
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍1
✳️ توسعه ایران به کجا می رود؟!
✅ روند یازده سال گذشته نشان میدهد، افت شاخص ترکیبی ساده توسعه از سال ۱۳۹۶ یعنی در ابتدای دولت دوازدهم آغاز شده است و این روند کاهشی با تغییر دولت و شروع به کار دولت سیزدهم (دولت ابراهیم رئیسی) نیز اصلاح نشده است.
🔸 شاخص ترکیبی توسعه در دولت یازدهم حدود ۲ درصد افزایش داشته است و در دولت دوازدهم حدود ۵ درصد کاهش یافته است و در دولت سیزدهم (که سه ساله بوده است) نیز حدود ۲ درصد کاهش داشته است و همان مسیر افول ادامه پیدا کرده است.
📃 دسترسی به متن کامل گزارش
https://pooyeshfekri.com/تصویر-توسعه-در-ابتدای-دولتهای-۱۳-و-14/
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ روند یازده سال گذشته نشان میدهد، افت شاخص ترکیبی ساده توسعه از سال ۱۳۹۶ یعنی در ابتدای دولت دوازدهم آغاز شده است و این روند کاهشی با تغییر دولت و شروع به کار دولت سیزدهم (دولت ابراهیم رئیسی) نیز اصلاح نشده است.
🔸 شاخص ترکیبی توسعه در دولت یازدهم حدود ۲ درصد افزایش داشته است و در دولت دوازدهم حدود ۵ درصد کاهش یافته است و در دولت سیزدهم (که سه ساله بوده است) نیز حدود ۲ درصد کاهش داشته است و همان مسیر افول ادامه پیدا کرده است.
📃 دسترسی به متن کامل گزارش
https://pooyeshfekri.com/تصویر-توسعه-در-ابتدای-دولتهای-۱۳-و-14/
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
«سلامت روان کارکنان»، سالی یکتریلیون دلار خسارت میزند!
🔹طبق اعلام سازمان جهانی بهداشت (WHO) و سازمان بینالمللی کار(ILO)، هر سال حدود ۱۲ میلیارد روز کاری به دلیل افسردگی و اضطراب از دست میرود که یک تریلیون دلار برای اقتصاد جهانی هزینه دارد.
🔹«مقیاس این مشکل بسیار نگرانکننده است، بهخصوص در میان جوانان.»
🔹طبق نظرسنجی WHO، موارد افسردگی در طول سالهای ۲۰۲۰ و ۲۰۲۱ در سطح جهانی ۲۵درصد افزایش یافته که شیوع کرونا و افت طولانیمدت سلامت روان از متهمان اصلی این اتفاق است.
🔹دان چیشولم، متخصص بهداشت روان در WHO میگوید: «هنوز از نظر سلامت روان به سطوح قبل از همهگیری کرونا برنگشتهایم. برخی افراد هنوز هم از عواقب گسترده همهگیری رنج میبرند.»
🔹مشکلات روانی در شرکتهای مالی و شرکتهای حقوقی، رایجتر از صنایع دیگر است.
🔹البته این بخشها، بیشتر از سایر بخشها برای ارتقای سلامت روان کارکنان تلاش میکنند.
🔹وقتی مدیران به طور آشکار به این موضوع رسیدگی میکنند، ۸۵درصد از کارکنانشان احساس میکنند تحت حمایت هستند. برای مدیرانی که چنین کاری انجام نمیدهند، این رقم 31درصد است.
🔗 متن کامل
#دنیای_اقتصاد #افسردگی #سلامت_روان
✅ کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد👇
@den_ir
🔹طبق اعلام سازمان جهانی بهداشت (WHO) و سازمان بینالمللی کار(ILO)، هر سال حدود ۱۲ میلیارد روز کاری به دلیل افسردگی و اضطراب از دست میرود که یک تریلیون دلار برای اقتصاد جهانی هزینه دارد.
🔹«مقیاس این مشکل بسیار نگرانکننده است، بهخصوص در میان جوانان.»
🔹طبق نظرسنجی WHO، موارد افسردگی در طول سالهای ۲۰۲۰ و ۲۰۲۱ در سطح جهانی ۲۵درصد افزایش یافته که شیوع کرونا و افت طولانیمدت سلامت روان از متهمان اصلی این اتفاق است.
🔹دان چیشولم، متخصص بهداشت روان در WHO میگوید: «هنوز از نظر سلامت روان به سطوح قبل از همهگیری کرونا برنگشتهایم. برخی افراد هنوز هم از عواقب گسترده همهگیری رنج میبرند.»
🔹مشکلات روانی در شرکتهای مالی و شرکتهای حقوقی، رایجتر از صنایع دیگر است.
🔹البته این بخشها، بیشتر از سایر بخشها برای ارتقای سلامت روان کارکنان تلاش میکنند.
🔹وقتی مدیران به طور آشکار به این موضوع رسیدگی میکنند، ۸۵درصد از کارکنانشان احساس میکنند تحت حمایت هستند. برای مدیرانی که چنین کاری انجام نمیدهند، این رقم 31درصد است.
#دنیای_اقتصاد #افسردگی #سلامت_روان
@den_ir
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM