✳️ با استفاده از این ۷ عبارت با اقتدار در محل کار ظاهر شوید
✅ اگر میخواهید در محیط کار و حتی در زندگی شخصی فردی مقتدر باشید، لازم است برخی عبارتها را در خودتان تغییر داده و با ادبیات ارتباطی جدیدی با دیگران صحبت کنید. برخی عادتهای گفتاری در ما نهادینه شدهاند ولی قابل اصلاح هستند. در این مطلب ۷ عبارت کاربردی ارائه شده که موجب حضور با اقتدار در محل کار میشود.
1⃣ «کاری که میتوانم انجام بدهم این است که...»
به جای اینکه بگویید «نمیتوانم»، موقع رد کردن درخواست میتوانید بگویید «کاری که میتوانم انجام بدهم این است که ...» بدین ترتیب مشتری یا همکار شما متوجه میشود شما مایل به همکاری هستید ولی برای همکاری خود حد و مرزی تعیین کردهاید.
2⃣ «به دنبال پاسخ این سوال میروم»
زمانی که پاسخ سوالی را نمیدانید، بهترین کار این است که به جای وانمود کردن به دانستن چیزی که نمیدانید، خیلی راحت بگویید «به دنبال پاسخ این سوال خواهم رفت.»
در این صورت کارفرما یا همکار شما متوجه میشود که شما به دنبال حل سوالات و مشکلات هستید و برای آن تلاش میکنید تا یک قدم جلوتر بروید.
3⃣ «آیا میتوانی ...»
زمانی که میخواهید همکارتان برای شما کاری انجام دهد از این جملات استفاده نکنید: «میدانم که چقدر سرت شلوغ است.» یا «عذرخواهی میکنم وقت شما را میگیرم.»
این جملات نشان میدهند شما به کاری که میخواهید واگذار کنید، مطمئن نیستید و آن را باری اضافی برای همکار خود میدانید. اگر لازم است کاری انجام شود، نیازی به عذرخواهی یا گفتن جملات اضافی نیست. درخواست خود را دوستانه و با احترام مطرح کنید.
4⃣ «بیایید این مسئله را حل کنیم»
وقتی مشکلی رخ میدهد و شما مسئول آن موضوع هستید، تعارفهای بیمورد را کنار بگذارید. با استفاده از جملاتی مانند «بیایید این مساله را حل کنیم.» میتوانید به صورت شفاف مشکل را مطرح کرده و در مورد راهکارها صحبت کنید. از زاویه اقتدار وارد حل مساله شوید نه از موضع ضعف.
5⃣ «خوشحالم که اینطور بوده ...»
وقتی فردی در محیط کار از عملکرد شما تعریف میکند، به جای پاسخهای ضعیفی مانند «کار خاصی نکردم» یا «چیزی نبود» یا «میتوانست بهتر باشد» به راحتی تشکر کنید و بگویید «خوشحالم اینطور بوده ...»
6⃣ «میخواهم به شما کمک کنم»
اگر همکار یا مدیر شما دچار مشکلی کاری شده و میخواهید او را آرام کنید، میتوانید با تایید احساسی که او در آن لحظه دارد بگویید: «متوجه شدم که ناراحت هستید، تمایل دارم در این شرایط به شما کمک کنم.»
7⃣ «خوشحالم که توانستم به شما کمک کنم»
وقتی به همکار خود کمک کردید و او از شما تشکر کرد به راحتی میتوانید بگویید: «خوشحالم که توانستم کمک کنم» و احساس خود را با او به اشتراک بگذارید.
فما
✅ اگر میخواهید در محیط کار و حتی در زندگی شخصی فردی مقتدر باشید، لازم است برخی عبارتها را در خودتان تغییر داده و با ادبیات ارتباطی جدیدی با دیگران صحبت کنید. برخی عادتهای گفتاری در ما نهادینه شدهاند ولی قابل اصلاح هستند. در این مطلب ۷ عبارت کاربردی ارائه شده که موجب حضور با اقتدار در محل کار میشود.
1⃣ «کاری که میتوانم انجام بدهم این است که...»
به جای اینکه بگویید «نمیتوانم»، موقع رد کردن درخواست میتوانید بگویید «کاری که میتوانم انجام بدهم این است که ...» بدین ترتیب مشتری یا همکار شما متوجه میشود شما مایل به همکاری هستید ولی برای همکاری خود حد و مرزی تعیین کردهاید.
2⃣ «به دنبال پاسخ این سوال میروم»
زمانی که پاسخ سوالی را نمیدانید، بهترین کار این است که به جای وانمود کردن به دانستن چیزی که نمیدانید، خیلی راحت بگویید «به دنبال پاسخ این سوال خواهم رفت.»
در این صورت کارفرما یا همکار شما متوجه میشود که شما به دنبال حل سوالات و مشکلات هستید و برای آن تلاش میکنید تا یک قدم جلوتر بروید.
3⃣ «آیا میتوانی ...»
زمانی که میخواهید همکارتان برای شما کاری انجام دهد از این جملات استفاده نکنید: «میدانم که چقدر سرت شلوغ است.» یا «عذرخواهی میکنم وقت شما را میگیرم.»
این جملات نشان میدهند شما به کاری که میخواهید واگذار کنید، مطمئن نیستید و آن را باری اضافی برای همکار خود میدانید. اگر لازم است کاری انجام شود، نیازی به عذرخواهی یا گفتن جملات اضافی نیست. درخواست خود را دوستانه و با احترام مطرح کنید.
4⃣ «بیایید این مسئله را حل کنیم»
وقتی مشکلی رخ میدهد و شما مسئول آن موضوع هستید، تعارفهای بیمورد را کنار بگذارید. با استفاده از جملاتی مانند «بیایید این مساله را حل کنیم.» میتوانید به صورت شفاف مشکل را مطرح کرده و در مورد راهکارها صحبت کنید. از زاویه اقتدار وارد حل مساله شوید نه از موضع ضعف.
5⃣ «خوشحالم که اینطور بوده ...»
وقتی فردی در محیط کار از عملکرد شما تعریف میکند، به جای پاسخهای ضعیفی مانند «کار خاصی نکردم» یا «چیزی نبود» یا «میتوانست بهتر باشد» به راحتی تشکر کنید و بگویید «خوشحالم اینطور بوده ...»
6⃣ «میخواهم به شما کمک کنم»
اگر همکار یا مدیر شما دچار مشکلی کاری شده و میخواهید او را آرام کنید، میتوانید با تایید احساسی که او در آن لحظه دارد بگویید: «متوجه شدم که ناراحت هستید، تمایل دارم در این شرایط به شما کمک کنم.»
7⃣ «خوشحالم که توانستم به شما کمک کنم»
وقتی به همکار خود کمک کردید و او از شما تشکر کرد به راحتی میتوانید بگویید: «خوشحالم که توانستم کمک کنم» و احساس خود را با او به اشتراک بگذارید.
فما
✳️ همه چیز در انگیزه خلاصه نمیشود
✍ استفان رابینز در کتاب خود به نام «53 اصل مدیریت انسانها» مینویسد:
✅ رابین و کریس چند سال پیش از رشتۀ تربیت معلمی فارغالتحصیل و در دو منطقۀ مختلف به عنوان معلم اول دبستان مشغول به کار شدند
■ رابین از همان ابتدا با یک سری مشکلات در کار مواجه شد. فضای کلاسها کوچک بود، در هر کلاس حدوداً 40 دانشآموز حضور داشت و امکانات مدرسه هم حسابی کم بود
■ اما کریس به مدرسهای رفت که کلاسهای بزرگ و با امکانات کاملی داشت، سر هر کلاس تنها 15 دانشآموز حاضر میشد و مدرسه یک دستیار کمکی را در اختیار کریس قرار داده بود
■ این مثال واقعی به ما یک نکتۀ بدیهی اما بسیار بسیار مهم را یادآوری میکند: قطعاً عملکرد کریس بهتر از عملکرد رابین است، اما این تفاوت در عملکرد ارتباطی با انگیزۀ رابین و کریس ندارد
■ در حقیقت، وقتی شرکتی نمیتواند امکانات، ابزارها، منابع و غیره لازم برای کارمندانش را فراهم کند، انگیزه داشتن کارمندان به تنهایی نمیتواند کار را جلو ببرد و شرکت را به موفقیت برساند
■ به بیان دیگر، کارآیی یک کارمند تابع دو عامل متفاوت است: انگیزۀ کارمند و امکانات و منابعی که در اختیار کارمند قرار دارد
■ اگر هر کدام از این دو عامل وجود نداشته باشد، روی کارآیی آن کارمند اثر منفی میگذارد و عامل دیگر نمیتواند عدم وجود عامل غایب را جبران کند
■ این واقعیت به ما گوشزد میکند که چرا ورزشکاران کشورهای در حال توسعه علیرغم تمام انگیزهای که دارند، نمیتوانند بر ورزشکاران باانگیزۀ کشورهای پیشرفته که امکانات خوبی هم در اختیارشان است، پیروز شوند
■ پس هر وقت دیدید عملکرد کارمندانتان در حد انتظار نیست، در کنار ارزیابی انگیزۀ آنها، به منابع و امکاناتی که در اختیارشان گذاشتهاید هم نگاهی بیاندازید
(مارکتینگ آز)
✍ استفان رابینز در کتاب خود به نام «53 اصل مدیریت انسانها» مینویسد:
✅ رابین و کریس چند سال پیش از رشتۀ تربیت معلمی فارغالتحصیل و در دو منطقۀ مختلف به عنوان معلم اول دبستان مشغول به کار شدند
■ رابین از همان ابتدا با یک سری مشکلات در کار مواجه شد. فضای کلاسها کوچک بود، در هر کلاس حدوداً 40 دانشآموز حضور داشت و امکانات مدرسه هم حسابی کم بود
■ اما کریس به مدرسهای رفت که کلاسهای بزرگ و با امکانات کاملی داشت، سر هر کلاس تنها 15 دانشآموز حاضر میشد و مدرسه یک دستیار کمکی را در اختیار کریس قرار داده بود
■ این مثال واقعی به ما یک نکتۀ بدیهی اما بسیار بسیار مهم را یادآوری میکند: قطعاً عملکرد کریس بهتر از عملکرد رابین است، اما این تفاوت در عملکرد ارتباطی با انگیزۀ رابین و کریس ندارد
■ در حقیقت، وقتی شرکتی نمیتواند امکانات، ابزارها، منابع و غیره لازم برای کارمندانش را فراهم کند، انگیزه داشتن کارمندان به تنهایی نمیتواند کار را جلو ببرد و شرکت را به موفقیت برساند
■ به بیان دیگر، کارآیی یک کارمند تابع دو عامل متفاوت است: انگیزۀ کارمند و امکانات و منابعی که در اختیار کارمند قرار دارد
■ اگر هر کدام از این دو عامل وجود نداشته باشد، روی کارآیی آن کارمند اثر منفی میگذارد و عامل دیگر نمیتواند عدم وجود عامل غایب را جبران کند
■ این واقعیت به ما گوشزد میکند که چرا ورزشکاران کشورهای در حال توسعه علیرغم تمام انگیزهای که دارند، نمیتوانند بر ورزشکاران باانگیزۀ کشورهای پیشرفته که امکانات خوبی هم در اختیارشان است، پیروز شوند
■ پس هر وقت دیدید عملکرد کارمندانتان در حد انتظار نیست، در کنار ارزیابی انگیزۀ آنها، به منابع و امکاناتی که در اختیارشان گذاشتهاید هم نگاهی بیاندازید
(مارکتینگ آز)
❤1
✳️ نشست «فوریت و اولویت امنیت غذایی»
✅ سفره مردم خالی است و مسئولان با تعداد صفر واحد پول بازی می کنند/غذا ۸۲ درصد گران شده و هنوز به جهش ۳برابری ارز کالای اساسی فکر می کنید!؟
✍ فرشاد مومني /اقتصاددان
■ سوال این است که تعداد شواهد آشکار خطاها در عرصه تصمیم گیری و تخصیص منابع باید در هر حوزه به چند مورد برسد تا مسئولان، سیاست های نابخردانه، غفلت ها و تجاهل های خود را متوقف کنند؟
اگر هنرمندان ایران بتوانند تصویری از ابعاد خطراتی که بقای جامعه ما را تهدید می کند ارائه کنند، و همزمان نشان دهند که اولویت های نظام تصمیم گیری اساسی کشور چیست، می توان امید داشت که عمق مسئله روشن تر شود.
به عنوان نمونه، در شرایطی که وضعیت فقر غذایی ایرانیان آشکار می شود، در حالی که اولویت مدیریت اقتصادی کشور بازی با تعداد صفرها در واحد پول شده، باید این تضاد به صورت نمادین به نمایش گذاشته شود.
امیدواریم که در چنین شرایطی که کشور، چه از نظر امنیت داخلی و چه امنیت ملی، با خطرات جدی مواجه است، توجه هیات وزیران و نمایندگان مجلس از مشغول شدن به چنین موضوعات کم اهمیت به سمت مسائل حیاتی جلب شود.
این استاد اقتصاد توضیح داد: برداشت من از اولویت دادن به موضوع امنیت غذایی و مسئله فقر غذایی این است که آنچه با روی کار آمدن دولت فعلی و با تجربه جنگ ۱۲ روزه در ابعاد بسیار بزرگ تری تحت عنوان نیاز اضطراری کشور به تغییر ریل اداره نظام ملی، به ویژه در عرصه اقتصاد ملی، مطرح شد، در هیچ حوزه ای به اندازه امنیت غذایی کشور چنین آشکار و بی پرده نیست.
ادامه مطلب؛
https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-1678236
✅ سفره مردم خالی است و مسئولان با تعداد صفر واحد پول بازی می کنند/غذا ۸۲ درصد گران شده و هنوز به جهش ۳برابری ارز کالای اساسی فکر می کنید!؟
✍ فرشاد مومني /اقتصاددان
■ سوال این است که تعداد شواهد آشکار خطاها در عرصه تصمیم گیری و تخصیص منابع باید در هر حوزه به چند مورد برسد تا مسئولان، سیاست های نابخردانه، غفلت ها و تجاهل های خود را متوقف کنند؟
اگر هنرمندان ایران بتوانند تصویری از ابعاد خطراتی که بقای جامعه ما را تهدید می کند ارائه کنند، و همزمان نشان دهند که اولویت های نظام تصمیم گیری اساسی کشور چیست، می توان امید داشت که عمق مسئله روشن تر شود.
به عنوان نمونه، در شرایطی که وضعیت فقر غذایی ایرانیان آشکار می شود، در حالی که اولویت مدیریت اقتصادی کشور بازی با تعداد صفرها در واحد پول شده، باید این تضاد به صورت نمادین به نمایش گذاشته شود.
امیدواریم که در چنین شرایطی که کشور، چه از نظر امنیت داخلی و چه امنیت ملی، با خطرات جدی مواجه است، توجه هیات وزیران و نمایندگان مجلس از مشغول شدن به چنین موضوعات کم اهمیت به سمت مسائل حیاتی جلب شود.
این استاد اقتصاد توضیح داد: برداشت من از اولویت دادن به موضوع امنیت غذایی و مسئله فقر غذایی این است که آنچه با روی کار آمدن دولت فعلی و با تجربه جنگ ۱۲ روزه در ابعاد بسیار بزرگ تری تحت عنوان نیاز اضطراری کشور به تغییر ریل اداره نظام ملی، به ویژه در عرصه اقتصاد ملی، مطرح شد، در هیچ حوزه ای به اندازه امنیت غذایی کشور چنین آشکار و بی پرده نیست.
ادامه مطلب؛
https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-1678236
پایگاه خبری جماران
فرشاد مومنی: سفره مردم خالی است و مسئولان با تعداد صفر واحد پول بازی می کنند/غذا 82 درصد گران شده و هنوز به جهش 3 برابری ارز کالای…
گزارش مرکز آمار برای مردادماه نشان می دهد که تورم ماهانه گروه خوراکی ها از ۸۲ درصد فراتر رفته است، نتیجه سیاست هایی که با روی کار آمدن دولت جدید اجرا شده اند. با این حال، دو هفته پیش یکی از مقامات کلیدی اقتصادی کشور اعلام کرد که تصمیم دارند بر درصد قابل…
✳️ سناریونویسی استراتژیک؛ برنامهریزی برای آیندههای مختلف
✅ در دنیایی که عدم قطعیت افزایش یافته، سناریونویسی (Scenario Planning) روشی کلیدی برای پیشبینی و آمادهسازی در برابر آیندههای محتمل است.
مراحل اصلی سناریونویسی:
۱. شناسایی عوامل کلیدی تغییر (روندهای اقتصادی، فناوری، سیاسی و ...)
۲. تعیین متغیرهای بحرانی که بیشترین تأثیر را بر سازمان دارند
۳. ساخت سناریوهای متفاوت (مثلاً خوشبینانه، بدبینانه، محتمل)
۴. تعیین استراتژی برای هر سناریو
۵. پایش و بهروزرسانی مداوم
📌 سناریونویسی به مدیران کمک میکند نهتنها برای آیندهای خاص، بلکه برای مجموعهای از آیندههای ممکن آماده باشند.
🔺یادآوری:
هدف، پیشبینی دقیق نیست؛ هدف، افزایش انعطافپذیری و کاهش غافلگیری است.
✅ در دنیایی که عدم قطعیت افزایش یافته، سناریونویسی (Scenario Planning) روشی کلیدی برای پیشبینی و آمادهسازی در برابر آیندههای محتمل است.
مراحل اصلی سناریونویسی:
۱. شناسایی عوامل کلیدی تغییر (روندهای اقتصادی، فناوری، سیاسی و ...)
۲. تعیین متغیرهای بحرانی که بیشترین تأثیر را بر سازمان دارند
۳. ساخت سناریوهای متفاوت (مثلاً خوشبینانه، بدبینانه، محتمل)
۴. تعیین استراتژی برای هر سناریو
۵. پایش و بهروزرسانی مداوم
📌 سناریونویسی به مدیران کمک میکند نهتنها برای آیندهای خاص، بلکه برای مجموعهای از آیندههای ممکن آماده باشند.
🔺یادآوری:
هدف، پیشبینی دقیق نیست؛ هدف، افزایش انعطافپذیری و کاهش غافلگیری است.
✳️ ۸ مدل رهبری!
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✳️ اینجا کلاس درس در یکی از دانشگاه های فرانسه است.
✅ ما شاهد آخرین نسل های سواد کلاسیک هستیم. امروز دیگر نمیشود به روش های سنتی کلاس درسی گذاشت.
تلفن همراه ابزار نیست معلم است و پدر مادر غائب.برنامه های درسی از واقعیت گسسته اند ولی هنوز معلمان به تکرار محفوظاتشان می پردازند.
نسل فعلی قادر به تفکر عمیق، همدلی واقعی یا تفکر علت و معلولی نیست.
نیاز به نظام آموزشی هستیم که در آن صفحه های دیجیتالی یک مرز باشند نه ارباب.
نورن های مغز جوانان توسط صفحه نمایش ها باز نویسی شده است.
مغز جوانان مدام در پی تحریک سریع تصاویر لحظه ای و پاداش های فوری است.
جوانان باید با بدن خود بیاموزند از طریق پروژهای عینی، خطا کردن. راهنمایی گرفتن، و ساختن نه با لایک و اسکرول کردن.
✅ ما شاهد آخرین نسل های سواد کلاسیک هستیم. امروز دیگر نمیشود به روش های سنتی کلاس درسی گذاشت.
تلفن همراه ابزار نیست معلم است و پدر مادر غائب.برنامه های درسی از واقعیت گسسته اند ولی هنوز معلمان به تکرار محفوظاتشان می پردازند.
نسل فعلی قادر به تفکر عمیق، همدلی واقعی یا تفکر علت و معلولی نیست.
نیاز به نظام آموزشی هستیم که در آن صفحه های دیجیتالی یک مرز باشند نه ارباب.
نورن های مغز جوانان توسط صفحه نمایش ها باز نویسی شده است.
مغز جوانان مدام در پی تحریک سریع تصاویر لحظه ای و پاداش های فوری است.
جوانان باید با بدن خود بیاموزند از طریق پروژهای عینی، خطا کردن. راهنمایی گرفتن، و ساختن نه با لایک و اسکرول کردن.