✳️ انواع مکانیزم های دفاعی روانت را بشناس؟!
✳️ فرایند پذیرش تغییر
✅ برایان تریسی در کتاب خود به نام «12 اصل رهبری عالی» مینویسد:
■ ضربالمثلی هست که میگوید: تغییر در هر سازمانی، مثل مرگ یکی از عزیزان انسان است
■ این ضربالمثل به ما میگوید: اولاً تغییر یک پدیدۀ تلخ است و ثانیاً پذیرش تغییر و کنار آمدن با آن، یک فرایند زمانبر و سخت است
■ برای همین، الیزابت کوبلِر راس، روانشناس سازمانی، در تحقیقات گستردۀ خود متوجه شد که برای جا انداختن یک تغییر در سازمانمان باید این هفت مرحله را پشتسر بگذاریم:
1️⃣ مرحلۀ انکار: در این مرحله، کارمندان سازمان تغییر را نمیپذیرند و در مقابل آن مقاومت میکنند
2️⃣ مرحلۀ عصبانیت: در این مرحله، کارمندان سازمان متوجه میشوند که باید با تغییر کنار بیایند و چارهای جز پذیرش تغییر ندارند. برای همین، رفتارهای عصبانیگونه از خودشان نشان میدهند
3️⃣ مرحلۀ سرزنش: در این مرحله، کارمندان سازمان شروع به تحلیل دلایل بروز تغییر میکنند و دنبال مقصری میگردند که بتوانند لزوم تغییر را گردن او بیاندازند
4️⃣ مرحلۀ چانهزنی: در این مرحله، کارمندان سازمان شروع به چانهزنی میکنند تا بلکه بتوانند دامنۀ تغییر را کاهش بدهند یا زمان آن را عقب بیاندازند
5️⃣ مرحلۀ ناامیدی: در این مرحله، کارمندان سازمان از محدود کردن تغییر یا عقب انداختن آن ناامید و متوجه میشوند که چارهای جز پذیرش تغییر ندارند
6️⃣ مرحلۀ پذیرش: در این مرحله، کارمندان سازمان میپذیرند که باید با تغییر کنار بیایند و آن را اجرا کنند
7️⃣ مرحلۀ تجدید حیات: در این مرحله، کارمندان سازمان تغییرات مدنظر را اعمال میکنند و میپذیرند که باید با این تغییرات به جلو حرکت کنند
■ کوبلِر راس به ما تاکید میکند وقتی به این نتیجه میرسیم که باید تغییری را در سازمانمان ایجاد کنیم، بروز مخالفت و ناامیدی و غیره کاملاً طبیعی است و نباید این رفتارها را جدی بگیریم و اعمال تغییرات را پیگیری نکنیم یا عقب بیاندازیم
ذهن موفق
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ برایان تریسی در کتاب خود به نام «12 اصل رهبری عالی» مینویسد:
■ ضربالمثلی هست که میگوید: تغییر در هر سازمانی، مثل مرگ یکی از عزیزان انسان است
■ این ضربالمثل به ما میگوید: اولاً تغییر یک پدیدۀ تلخ است و ثانیاً پذیرش تغییر و کنار آمدن با آن، یک فرایند زمانبر و سخت است
■ برای همین، الیزابت کوبلِر راس، روانشناس سازمانی، در تحقیقات گستردۀ خود متوجه شد که برای جا انداختن یک تغییر در سازمانمان باید این هفت مرحله را پشتسر بگذاریم:
1️⃣ مرحلۀ انکار: در این مرحله، کارمندان سازمان تغییر را نمیپذیرند و در مقابل آن مقاومت میکنند
2️⃣ مرحلۀ عصبانیت: در این مرحله، کارمندان سازمان متوجه میشوند که باید با تغییر کنار بیایند و چارهای جز پذیرش تغییر ندارند. برای همین، رفتارهای عصبانیگونه از خودشان نشان میدهند
3️⃣ مرحلۀ سرزنش: در این مرحله، کارمندان سازمان شروع به تحلیل دلایل بروز تغییر میکنند و دنبال مقصری میگردند که بتوانند لزوم تغییر را گردن او بیاندازند
4️⃣ مرحلۀ چانهزنی: در این مرحله، کارمندان سازمان شروع به چانهزنی میکنند تا بلکه بتوانند دامنۀ تغییر را کاهش بدهند یا زمان آن را عقب بیاندازند
5️⃣ مرحلۀ ناامیدی: در این مرحله، کارمندان سازمان از محدود کردن تغییر یا عقب انداختن آن ناامید و متوجه میشوند که چارهای جز پذیرش تغییر ندارند
6️⃣ مرحلۀ پذیرش: در این مرحله، کارمندان سازمان میپذیرند که باید با تغییر کنار بیایند و آن را اجرا کنند
7️⃣ مرحلۀ تجدید حیات: در این مرحله، کارمندان سازمان تغییرات مدنظر را اعمال میکنند و میپذیرند که باید با این تغییرات به جلو حرکت کنند
■ کوبلِر راس به ما تاکید میکند وقتی به این نتیجه میرسیم که باید تغییری را در سازمانمان ایجاد کنیم، بروز مخالفت و ناامیدی و غیره کاملاً طبیعی است و نباید این رفتارها را جدی بگیریم و اعمال تغییرات را پیگیری نکنیم یا عقب بیاندازیم
ذهن موفق
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
⚠️ هشدار امنیتی گوگل درباره VPNهایی که در واقع جاسوسافزار هستند
این روزها نگرانی درباره حریم خصوصی بیشتر شده و میلیونها نفر برای حفاظت از فعالیت آنلاین خود به VPNها اعتماد میکنند.
اما گوگل در یک هشدار مهم اعلام کرده که مجرمان سایبری از همین نیاز سوءاستفاده میکنند و برنامههایی میسازند که ظاهرشان مثل یک VPN واقعی است، اما در پشتصحنه، اطلاعات کاربران را میدزدند. یعنی ابزاری که قرار است از شما محافظت کند، خودش به تهدید تبدیل میشود.
این هشدار در گزارش «کلاهبرداری و تهدیدهای نوامبر ۲۰۲۵ گوگل» منتشر شده و در کنار هشدارهایی درباره کلاهبرداریهای شغلی با کمک هوش مصنوعی و حملات فیشینگ، بهطور ویژه روی خطر VPNها و افزونههای تقلبی تمرکز کرده است.
گوگل میگوید مهاجمان سایبری خود را بهجای برندهای معتبر VPN جا میزنند یا با تبلیغات جذاب، کاربران را فریب میدهند تا برنامههایی را نصب کنند که در واقع آلوده به بدافزار است. همین موضوع باعث میشود انتخاب یک VPN امن، سختتر و مهمتر از همیشه باشد.
یک کارشناس امنیت سایبری به نام «دانیل کارد» در گفتگو با تک رادار(TechRadar) گفت:
«ما مدتهاست درباره خطرات VPNها صحبت میکنیم. داشتیم پیشرفتهایی در آگاهی مردم ایجاد میکردیم، ولی قوانین جدید آنلاین در بریتانیا باعث شد بسیاری از این تلاشها از بین برود.»
این تناقض ناراحتکننده است: کاربران دنبال حریم خصوصی هستند، اما ممکن است برنامهای نصب کنند که بیشترین نقض حریم خصوصی را انجام دهد.
وقتی این برنامههای مخرب نصب شوند، میتوانند بدافزارهای بسیار خطرناک مثل دزد اطلاعات، تروجانهای بانکی و ابزار کنترل از راه دور را اجرا کنند و امنیت کاربر را کاملاً به خطر بیندازند.
قدرت این کلاهبرداری در سوءاستفاده از اعتماد است. کاربران فکر میکنند VPN همیشه یک راهحل امن است، نه یک تهدید.
مجرمان برنامههایی میسازند که ظاهر کاملا واقعی دارند، حتی ممکن است در فروشگاههای رسمی اپلیکیشن قرار بگیرند و با نظرهای جعلی، معتبر به نظر برسند. اما پشت این ظاهر، برنامه برای خیانت به کاربر طراحی شده است.
بر اساس هشدار گوگل، این VPNهای جعلی میتوانند حجم زیادی از اطلاعات حساس شما را سرقت کنند؛ از تاریخچه مرورگر گرفته تا پیامهای خصوصی، اطلاعات بانکی و حتی جزئیات کیف پول رمزارز.
این خطر فقط روی کاغذ نیست. در موارد قبلی دیده شده که برخی VPNهای رایگان، پنهانی کاربران را جاسوسی میکردند یا ارتباطات پنهان با دولتها داشتند. یک نمونه مشهور، افزونه رایگان VPN برای مرورگر کروم بود که بیش از ۱۰۰ هزار بار دانلود شده بود، اما مخفیانه از همه سایتهایی که کاربر بازدید میکرد اسکرینشات میگرفت، حتی صفحه بانک!
مشکل اصلی، جذابیت برنامههای رایگان است. بر اساس یک نظرسنجی TechRadar، یکچهارم کاربران از VPNهای رایگان استفاده میکنند. بسیاری از این سرویسها ریسک بالا دارند.
مجرمان میدانند که افراد بهدنبال برنامههای رایگان یا ارزان هستند که «فقط کار کنند»، و از این موضوع سوءاستفاده میکنند.
چگونه از VPN تقلبی در امان بمانیم؟
چون مجرمان دقیقا کاربران نگران حریم خصوصی را هدف گرفتهاند، انتخاب VPN امن نیازمند دقت است.
توصیه اصلی گوگل این است که فقط از منابع رسمی مثل گوگل پلی دانلود کنید و برنامههایی را انتخاب کنید که نشان «VPN» رسمی دارند.
البته همین روش هم صد درصد تضمینی نیست؛ همان افزونه خرابکار کروم توانسته بود نشان امنیت گوگل را تقلبی دریافت کند.
✅ نکات مهم:
1️⃣ به VPNهایی که بیشازحد جذاب به نظر میرسند، مخصوصا رایگانهای بدون محدودیت، شک کنید.
2️⃣ هنگام نصب، مجوزهای دسترسی برنامه را بررسی کنید. یک VPN نباید به مخاطبین، عکسها و پیامهای خصوصی دسترسی بخواهد.
3️⃣ مطمئنترین راه، استفاده از سرویسهای معتبر با سابقه شفاف و دارای گزارشهای امنیتی مستقل است.
◾️طبق تستهای TechRadar، بهترین VPNهای رایگان از نظر امنیت و حریم خصوصی شامل این موارد هستند:
Proton VPN Free
PrivadoVPN Free
Windscribe Free
این روزها نگرانی درباره حریم خصوصی بیشتر شده و میلیونها نفر برای حفاظت از فعالیت آنلاین خود به VPNها اعتماد میکنند.
اما گوگل در یک هشدار مهم اعلام کرده که مجرمان سایبری از همین نیاز سوءاستفاده میکنند و برنامههایی میسازند که ظاهرشان مثل یک VPN واقعی است، اما در پشتصحنه، اطلاعات کاربران را میدزدند. یعنی ابزاری که قرار است از شما محافظت کند، خودش به تهدید تبدیل میشود.
این هشدار در گزارش «کلاهبرداری و تهدیدهای نوامبر ۲۰۲۵ گوگل» منتشر شده و در کنار هشدارهایی درباره کلاهبرداریهای شغلی با کمک هوش مصنوعی و حملات فیشینگ، بهطور ویژه روی خطر VPNها و افزونههای تقلبی تمرکز کرده است.
گوگل میگوید مهاجمان سایبری خود را بهجای برندهای معتبر VPN جا میزنند یا با تبلیغات جذاب، کاربران را فریب میدهند تا برنامههایی را نصب کنند که در واقع آلوده به بدافزار است. همین موضوع باعث میشود انتخاب یک VPN امن، سختتر و مهمتر از همیشه باشد.
یک کارشناس امنیت سایبری به نام «دانیل کارد» در گفتگو با تک رادار(TechRadar) گفت:
«ما مدتهاست درباره خطرات VPNها صحبت میکنیم. داشتیم پیشرفتهایی در آگاهی مردم ایجاد میکردیم، ولی قوانین جدید آنلاین در بریتانیا باعث شد بسیاری از این تلاشها از بین برود.»
این تناقض ناراحتکننده است: کاربران دنبال حریم خصوصی هستند، اما ممکن است برنامهای نصب کنند که بیشترین نقض حریم خصوصی را انجام دهد.
وقتی این برنامههای مخرب نصب شوند، میتوانند بدافزارهای بسیار خطرناک مثل دزد اطلاعات، تروجانهای بانکی و ابزار کنترل از راه دور را اجرا کنند و امنیت کاربر را کاملاً به خطر بیندازند.
قدرت این کلاهبرداری در سوءاستفاده از اعتماد است. کاربران فکر میکنند VPN همیشه یک راهحل امن است، نه یک تهدید.
مجرمان برنامههایی میسازند که ظاهر کاملا واقعی دارند، حتی ممکن است در فروشگاههای رسمی اپلیکیشن قرار بگیرند و با نظرهای جعلی، معتبر به نظر برسند. اما پشت این ظاهر، برنامه برای خیانت به کاربر طراحی شده است.
بر اساس هشدار گوگل، این VPNهای جعلی میتوانند حجم زیادی از اطلاعات حساس شما را سرقت کنند؛ از تاریخچه مرورگر گرفته تا پیامهای خصوصی، اطلاعات بانکی و حتی جزئیات کیف پول رمزارز.
این خطر فقط روی کاغذ نیست. در موارد قبلی دیده شده که برخی VPNهای رایگان، پنهانی کاربران را جاسوسی میکردند یا ارتباطات پنهان با دولتها داشتند. یک نمونه مشهور، افزونه رایگان VPN برای مرورگر کروم بود که بیش از ۱۰۰ هزار بار دانلود شده بود، اما مخفیانه از همه سایتهایی که کاربر بازدید میکرد اسکرینشات میگرفت، حتی صفحه بانک!
مشکل اصلی، جذابیت برنامههای رایگان است. بر اساس یک نظرسنجی TechRadar، یکچهارم کاربران از VPNهای رایگان استفاده میکنند. بسیاری از این سرویسها ریسک بالا دارند.
مجرمان میدانند که افراد بهدنبال برنامههای رایگان یا ارزان هستند که «فقط کار کنند»، و از این موضوع سوءاستفاده میکنند.
چگونه از VPN تقلبی در امان بمانیم؟
چون مجرمان دقیقا کاربران نگران حریم خصوصی را هدف گرفتهاند، انتخاب VPN امن نیازمند دقت است.
توصیه اصلی گوگل این است که فقط از منابع رسمی مثل گوگل پلی دانلود کنید و برنامههایی را انتخاب کنید که نشان «VPN» رسمی دارند.
البته همین روش هم صد درصد تضمینی نیست؛ همان افزونه خرابکار کروم توانسته بود نشان امنیت گوگل را تقلبی دریافت کند.
✅ نکات مهم:
1️⃣ به VPNهایی که بیشازحد جذاب به نظر میرسند، مخصوصا رایگانهای بدون محدودیت، شک کنید.
2️⃣ هنگام نصب، مجوزهای دسترسی برنامه را بررسی کنید. یک VPN نباید به مخاطبین، عکسها و پیامهای خصوصی دسترسی بخواهد.
3️⃣ مطمئنترین راه، استفاده از سرویسهای معتبر با سابقه شفاف و دارای گزارشهای امنیتی مستقل است.
◾️طبق تستهای TechRadar، بهترین VPNهای رایگان از نظر امنیت و حریم خصوصی شامل این موارد هستند:
Proton VPN Free
PrivadoVPN Free
Windscribe Free
❤1
✳️ تابآوری زنجیره تأمین : KPI تازهای که ارزشگذاری را جابهجا میکند
✅ در بازار امروز، مفهوم «خلق ارزش» تغییر کرده است. برای سرمایهگذاران نهادی، شرکتهایی ارزشمندند که بتوانند بازده پایدار ایجاد کنند؛ نه صرفاً رشد اسمی.
گزارش مککینزی و BCG در سال ۲۰۲۳ نشان میدهد که شوکهای زنجیره تأمین یکی از مهمترین عوامل کاهش سود عملیاتی (EBITDA) در صنایع تولیدی، انرژی و FMCG بوده و شرکتهایی که تابآوری زنجیره تأمین (supply-chain resilience) را بهصورت شاخص قابلاندازهگیری تعریف کردهاند، ۲۵ تا ۳۰ درصد سریعتر از بحران بازیابی شدهاند.
↗️ اما تابآوری دقیقاً چیست؟
تابآوری زنجیره تأمین یعنی توان یک شرکت برای تحمل شوک، بازیابی سریع، حفظ جریان عملیات، و جابهجایی مؤثر منابع در شرایط اختلال.
یعنی زنجیرهای که نه فقط ضربه را میگیرد، بلکه سریع خودش را با شرایط جدید تنظیم میکند.
👁️ تابآوری یک هزینه نیست؛ بلکه یک بازده پنهان (hidden return) است.
بازدهی که در صورتهای مالی سنتی دیده نمیشود، اما در ارزشگذاری شرکت، از جنس پریمیوم ریسک (risk premium) خودش را نشان میدهد.
در فضای سرمایهگذاری جایگزین این موضوع پررنگتر است.
🔵در اعتبار خصوصی (private credit) یا سرمایهگذاری خصوصی (private equity)، کیفیت زنجیره تأمین یک شرکت، مستقیماً روی پایداری جریان نقدی (cash-flow reliability) و احتمال نکول (default probability) اثر میگذارد.
همین ویژگی است که گلدمن ساکس آن را «ارزشگذاری تعدیلشده بر اساس تابآوری» (resilience-adjusted valuation) نامگذاری کرده؛ رویکردی که تابآوری را از یک ویژگی عملیاتی به یک متغیر مالی قابلقیمتگذاری تبدیل میکند.
✅ در بازار امروز، مفهوم «خلق ارزش» تغییر کرده است. برای سرمایهگذاران نهادی، شرکتهایی ارزشمندند که بتوانند بازده پایدار ایجاد کنند؛ نه صرفاً رشد اسمی.
گزارش مککینزی و BCG در سال ۲۰۲۳ نشان میدهد که شوکهای زنجیره تأمین یکی از مهمترین عوامل کاهش سود عملیاتی (EBITDA) در صنایع تولیدی، انرژی و FMCG بوده و شرکتهایی که تابآوری زنجیره تأمین (supply-chain resilience) را بهصورت شاخص قابلاندازهگیری تعریف کردهاند، ۲۵ تا ۳۰ درصد سریعتر از بحران بازیابی شدهاند.
↗️ اما تابآوری دقیقاً چیست؟
تابآوری زنجیره تأمین یعنی توان یک شرکت برای تحمل شوک، بازیابی سریع، حفظ جریان عملیات، و جابهجایی مؤثر منابع در شرایط اختلال.
یعنی زنجیرهای که نه فقط ضربه را میگیرد، بلکه سریع خودش را با شرایط جدید تنظیم میکند.
👁️ تابآوری یک هزینه نیست؛ بلکه یک بازده پنهان (hidden return) است.
بازدهی که در صورتهای مالی سنتی دیده نمیشود، اما در ارزشگذاری شرکت، از جنس پریمیوم ریسک (risk premium) خودش را نشان میدهد.
در فضای سرمایهگذاری جایگزین این موضوع پررنگتر است.
🔵در اعتبار خصوصی (private credit) یا سرمایهگذاری خصوصی (private equity)، کیفیت زنجیره تأمین یک شرکت، مستقیماً روی پایداری جریان نقدی (cash-flow reliability) و احتمال نکول (default probability) اثر میگذارد.
همین ویژگی است که گلدمن ساکس آن را «ارزشگذاری تعدیلشده بر اساس تابآوری» (resilience-adjusted valuation) نامگذاری کرده؛ رویکردی که تابآوری را از یک ویژگی عملیاتی به یک متغیر مالی قابلقیمتگذاری تبدیل میکند.
❤1
✳️ کاربرد کارت امتیازی متوازن در بازاریابی
✅ کارت امتیازی متوازن (Balanced Score Card) ابزاری نوین برای ارزیابی و نظارت بر عملکرد یک شرکت است که توسط دو دانشمند به نامهای کاپلان و نورتون توسعه یافته است.
■ فلسفه کارت امتیازی متوازن این است که عملکرد یک شرکت را باید بر اساس چهار معیار اصلی زیر ارزیابی کرد:
🔸عملکرد شرکت و واحدهای آن از نظر مالی
🔹عملکرد شرکت و واحدهای آن از نظر میزان رضایت مشتریان داخلی و بیرونی
🔸عملکرد شرکت و واحدهای آن از نظر فرآیندهای کاری
🔹عملکرد شرکت و واحدهای آن از نظر رشد و خلاقیت
■ کاپلان و نورتون کارت امتیازی متوازن را برای ارزیابی عملکرد کل شرکت پیشنهاد دادهاند، ولی امروزه از این ابزار برای ارزیابی عملکرد تمامی واحدها، فعالیتها و حتی برندها و محصولات شرکت هم استفاده میشود.
■ برای مثال، فرض کنید میخواهید عملکرد یک محصولتان را بر اساس فلسفه کارت امتیازی متوازن بسنجید. برای این منظور باید محصول مورد نظرتان را از چهار بُعد زیر ارزیابی کنید:
■ محصول مورد نظر از نظر مالی چه عملکردی دارد؟ آیا توانسته به اهداف مالی مورد نظر برسد؟ آیا توانسته هزینههایش را پوشش بدهد و به سودآوری برسد؟
■ محصول مورد نظر تا چه میزان توانسته انتظارات و رضایت مشتریان را برآورده کند؟
■ فرآیندهای کاری مرتبط با محصول تا چه حد رضایتبخش، ساده، سریع و بدون اشکال هستند؟
■ محصول مورد نظر تا چه حد جای رشد دارد؟ آیا میتوانیم نسخههای خلاقانهتری از آن را عرضه کنیم؟
✅ کارت امتیازی متوازن (Balanced Score Card) ابزاری نوین برای ارزیابی و نظارت بر عملکرد یک شرکت است که توسط دو دانشمند به نامهای کاپلان و نورتون توسعه یافته است.
■ فلسفه کارت امتیازی متوازن این است که عملکرد یک شرکت را باید بر اساس چهار معیار اصلی زیر ارزیابی کرد:
🔸عملکرد شرکت و واحدهای آن از نظر مالی
🔹عملکرد شرکت و واحدهای آن از نظر میزان رضایت مشتریان داخلی و بیرونی
🔸عملکرد شرکت و واحدهای آن از نظر فرآیندهای کاری
🔹عملکرد شرکت و واحدهای آن از نظر رشد و خلاقیت
■ کاپلان و نورتون کارت امتیازی متوازن را برای ارزیابی عملکرد کل شرکت پیشنهاد دادهاند، ولی امروزه از این ابزار برای ارزیابی عملکرد تمامی واحدها، فعالیتها و حتی برندها و محصولات شرکت هم استفاده میشود.
■ برای مثال، فرض کنید میخواهید عملکرد یک محصولتان را بر اساس فلسفه کارت امتیازی متوازن بسنجید. برای این منظور باید محصول مورد نظرتان را از چهار بُعد زیر ارزیابی کنید:
■ محصول مورد نظر از نظر مالی چه عملکردی دارد؟ آیا توانسته به اهداف مالی مورد نظر برسد؟ آیا توانسته هزینههایش را پوشش بدهد و به سودآوری برسد؟
■ محصول مورد نظر تا چه میزان توانسته انتظارات و رضایت مشتریان را برآورده کند؟
■ فرآیندهای کاری مرتبط با محصول تا چه حد رضایتبخش، ساده، سریع و بدون اشکال هستند؟
■ محصول مورد نظر تا چه حد جای رشد دارد؟ آیا میتوانیم نسخههای خلاقانهتری از آن را عرضه کنیم؟
✳️ از چه عینکی استفاده میکنید؟
✅ روبرت گانتر در کتاب خود به نام «۵۳ اصل تصمیمگیری» مینویسد:
پزشک من با این که در یکی از مدرنترین دانشگاههای پزشکی آمریکا تحصیل کرده، اما اخیراً علاقۀ زیادی به طب سوزنی پیدا کرده است.
■ این علاقه از زمانی ایجاد شد که به چین سفر کرد و در آنجا با هنر ایجاد تعادل بین انرژیهای موجود در بدن از طریق قرار دادن سوزنهایی در بخشهای مختلف بدن آشنا شد.
■ وقتی بعد از سفر به چین به ملاقات پزشکم رفتم، از او پرسیدم که چه شد از پزشکی غربی که مبتنی بر دارو درمانی است، به پزشکی شرقی که مبتنی بر انرژی درمانی است، متمایل شدی؟
■ پاسخ پزشکم، درس بزرگی برای هر کسی است که میخواهد بهتر تصمیمگیری کند. او گفت: بزرگترین هنر یک انسان متفکر، کنار گذاشتن «چارچوبهای فکری مرسوم» است.
■ چارچوبهای فکری مرسوم، در حقیقت عینکی است که ما با آن به مساله و مشکل پیشرو نگاه میکنیم و سپس تصمیم میگیریم که چگونه تصمیم بگیریم.
■ برای مثال، زمانی که شرکت اینتل با مشکل خطا در طراحی تراشههای پِنتیوم مواجه شد، سعی کرد این مشکل را با «دید فنی» بررسی کند. برای همین، سراغ بازطراحی ریزپردازندههای بهکار گرفته شده رفت و برای این منظور بیش از ۵۰۰ میلیون دلار هزینه کرد!
■ اما بعد از مدتی متوجه شد که هیچ کدام از ریزپردازندهها مشکلی ندارند، بلکه مشکل یک مشکل «ریاضی» بوده نه یک مشکل «فنی». در حقیقت، مشکل از آنجا ایجاد شده بود که تیم طراحی در محاسبات اعشاری خود، اشتباه کوچکی انجام داده و آن اشتباه را نادیده گرفته بود.
■ اگر اینتل از همان ابتدا با عینک «فنی» به مشکل نگاه نمیکرد، قطعاً لازم نبود ۵۰۰ میلیون دلار هزینه کند و به هیچ نتیجهای هم نرسد.
■ این قبیل مثالها به ما یادآوری میکنند که برای تصمیمگیری درست باید «چارچوبهای فکری مرسوم» را کنار بگذاریم و با عینکهای مختلفی به مساله و مشکل پیشرویمان نگاه کنیم.
■ به بیان دیگر، نباید به دنیا با عینک سیاه یا سفید نگاه کنیم بلکه باید بپذیریم دنیای امروزی، یک دنیای خاکستری است که عوامل مختلفی دست به دست هم میدهند و یک مشکل یا مساله را به وجود میآورند.
■ برای همین، ما نمیتوانیم با یک تصمیم تک بُعدی به جنگ یک مساله یا مشکل چند بُعدی برویم./ راهنامه مدیر
✅ روبرت گانتر در کتاب خود به نام «۵۳ اصل تصمیمگیری» مینویسد:
پزشک من با این که در یکی از مدرنترین دانشگاههای پزشکی آمریکا تحصیل کرده، اما اخیراً علاقۀ زیادی به طب سوزنی پیدا کرده است.
■ این علاقه از زمانی ایجاد شد که به چین سفر کرد و در آنجا با هنر ایجاد تعادل بین انرژیهای موجود در بدن از طریق قرار دادن سوزنهایی در بخشهای مختلف بدن آشنا شد.
■ وقتی بعد از سفر به چین به ملاقات پزشکم رفتم، از او پرسیدم که چه شد از پزشکی غربی که مبتنی بر دارو درمانی است، به پزشکی شرقی که مبتنی بر انرژی درمانی است، متمایل شدی؟
■ پاسخ پزشکم، درس بزرگی برای هر کسی است که میخواهد بهتر تصمیمگیری کند. او گفت: بزرگترین هنر یک انسان متفکر، کنار گذاشتن «چارچوبهای فکری مرسوم» است.
■ چارچوبهای فکری مرسوم، در حقیقت عینکی است که ما با آن به مساله و مشکل پیشرو نگاه میکنیم و سپس تصمیم میگیریم که چگونه تصمیم بگیریم.
■ برای مثال، زمانی که شرکت اینتل با مشکل خطا در طراحی تراشههای پِنتیوم مواجه شد، سعی کرد این مشکل را با «دید فنی» بررسی کند. برای همین، سراغ بازطراحی ریزپردازندههای بهکار گرفته شده رفت و برای این منظور بیش از ۵۰۰ میلیون دلار هزینه کرد!
■ اما بعد از مدتی متوجه شد که هیچ کدام از ریزپردازندهها مشکلی ندارند، بلکه مشکل یک مشکل «ریاضی» بوده نه یک مشکل «فنی». در حقیقت، مشکل از آنجا ایجاد شده بود که تیم طراحی در محاسبات اعشاری خود، اشتباه کوچکی انجام داده و آن اشتباه را نادیده گرفته بود.
■ اگر اینتل از همان ابتدا با عینک «فنی» به مشکل نگاه نمیکرد، قطعاً لازم نبود ۵۰۰ میلیون دلار هزینه کند و به هیچ نتیجهای هم نرسد.
■ این قبیل مثالها به ما یادآوری میکنند که برای تصمیمگیری درست باید «چارچوبهای فکری مرسوم» را کنار بگذاریم و با عینکهای مختلفی به مساله و مشکل پیشرویمان نگاه کنیم.
■ به بیان دیگر، نباید به دنیا با عینک سیاه یا سفید نگاه کنیم بلکه باید بپذیریم دنیای امروزی، یک دنیای خاکستری است که عوامل مختلفی دست به دست هم میدهند و یک مشکل یا مساله را به وجود میآورند.
■ برای همین، ما نمیتوانیم با یک تصمیم تک بُعدی به جنگ یک مساله یا مشکل چند بُعدی برویم./ راهنامه مدیر
❤1
✳️ اثر پسماند توجه چیست؟
✅ یکی از محدودیتهایی که علاوه بر دیگر منابع محدود در دانش اقتصاد رفتاری به رسمیت شناخته میشود، محدودیت توجه است. و یکی از پدیدههای مرتبط با توجه، نوعی اینرسی است که پژوهشگری به نام لیروی(Leroy) آن را «پسماند توجه» (Attention Residue)نامگذاری میکند. البته پیش از او اصطلاح «افکار نشخواری» توسط مارتین و تسر برای نوع کلی، شدید و وسواسگونه آن بکار رفته بود.
این پدیده به درگیری ذهن به کارهای قبلی در وسط انجام کارهای بعدی اشاره میکند.
■ لیروی برای بررسی اثر پسماند توجه بر عملکرد و روش غلبه بر آن آزمایشهای متعددی انجام داد. در یکی از این آزمایشها، او از افراد خواست که به حل کردن جدولهای کلمات متقاطع بپردازند و در گروه اول وسط کار به سراغ کار چالش برانگیز دیگری بروند، اما در گروه دوم اجازه داد که جدولها را کامل حل کنند و بعد خواست که سراغ کار دوم بروند. گروه اول هم پسماند توجه بیشتری داشتند و هم عملکردی بدتر!
■ شروع به کار جدید زمانی که کار قبلی را به اتمام رسانده باشیم باعث تمرکز بیشتر میشود و کارهای نیمهتمام باعث کاهش توجه میشود. با اینحال، مطالعه لیروی نشان میدهد اگر این پایان یافتن کارهای قبلی با «فشار و محدودیت زمانی» همراه باشد "انتقال توجه" کاملتر اتفاق میافتد.
■ تمرکز یکی از مهمترین عوامل در انجام با کیفیت هر کاری است. کاری که تمرکز میکند مثل کاری است که ذرهبین با اشعههای خورشید میکند! ایده آل این است که ذهن در هر لحظه متناسب با موقعیتی که در آن هستیم تنظیم شود.
■ برای بهبود توجه تکنیکهای رفتاری مختلفی میتوان پیشنهاد کرد، از جمله موارد زیر:
🔹در هر لحظه فقط باید به یک کار مشغول بود. چندکار همزمان باعث افت عملکرد در همه آنها خواهد شد. به بیان دیگر نمیتوان همزمان دو خرگوش را دنبال کرد!
🔸برای کارهای مختلف، محیطهای متفاوتی در نظر بگیرید: مثلا اتاق مطالعه با اتاق جلسات متفاوت باشد، یا جائی که برای تمرکز در نظر میگیرید با جائی که غذا میخورید یا کارهای دیگر میکنید متفاوت باشد.
🔹چیزهایی که توجه را جلب میکنند از محیط خود(یا افرادی که برای آنها برنامهریزی میکنید) دور نگه دارید.
اختلال(interruption)های هر چند کوتاه مثل جواب دادن به یک تماس تلفنی کوتاه، یا چک کردن یک دقیقهای تلگرام، اگرچه بطور مستقیم توجه کمی را به خود جلب میکنند، امّا در ادامه کار در قالب اثر پسماند توجه باعث افت عملکرد خواهند شد.
🔹سعی کنید تعداد کارهای نیمهتمام را به صفر برسانید.
🔸برای انجام کارها محدودیت زمانی معقول تعریف کنید. این کار نه تنها باعث میشود که کار فعلی زودتر و با تمرکز بیشتر انجام شود، بلکه باعث میشود پسماند توجه کار بعدی کمتر شود و توجه در کار بعدی هم بیشتر شود. (یکی از نتایج جالب پژوهش لیروی همین است).
✅ یکی از محدودیتهایی که علاوه بر دیگر منابع محدود در دانش اقتصاد رفتاری به رسمیت شناخته میشود، محدودیت توجه است. و یکی از پدیدههای مرتبط با توجه، نوعی اینرسی است که پژوهشگری به نام لیروی(Leroy) آن را «پسماند توجه» (Attention Residue)نامگذاری میکند. البته پیش از او اصطلاح «افکار نشخواری» توسط مارتین و تسر برای نوع کلی، شدید و وسواسگونه آن بکار رفته بود.
این پدیده به درگیری ذهن به کارهای قبلی در وسط انجام کارهای بعدی اشاره میکند.
■ لیروی برای بررسی اثر پسماند توجه بر عملکرد و روش غلبه بر آن آزمایشهای متعددی انجام داد. در یکی از این آزمایشها، او از افراد خواست که به حل کردن جدولهای کلمات متقاطع بپردازند و در گروه اول وسط کار به سراغ کار چالش برانگیز دیگری بروند، اما در گروه دوم اجازه داد که جدولها را کامل حل کنند و بعد خواست که سراغ کار دوم بروند. گروه اول هم پسماند توجه بیشتری داشتند و هم عملکردی بدتر!
■ شروع به کار جدید زمانی که کار قبلی را به اتمام رسانده باشیم باعث تمرکز بیشتر میشود و کارهای نیمهتمام باعث کاهش توجه میشود. با اینحال، مطالعه لیروی نشان میدهد اگر این پایان یافتن کارهای قبلی با «فشار و محدودیت زمانی» همراه باشد "انتقال توجه" کاملتر اتفاق میافتد.
■ تمرکز یکی از مهمترین عوامل در انجام با کیفیت هر کاری است. کاری که تمرکز میکند مثل کاری است که ذرهبین با اشعههای خورشید میکند! ایده آل این است که ذهن در هر لحظه متناسب با موقعیتی که در آن هستیم تنظیم شود.
■ برای بهبود توجه تکنیکهای رفتاری مختلفی میتوان پیشنهاد کرد، از جمله موارد زیر:
🔹در هر لحظه فقط باید به یک کار مشغول بود. چندکار همزمان باعث افت عملکرد در همه آنها خواهد شد. به بیان دیگر نمیتوان همزمان دو خرگوش را دنبال کرد!
🔸برای کارهای مختلف، محیطهای متفاوتی در نظر بگیرید: مثلا اتاق مطالعه با اتاق جلسات متفاوت باشد، یا جائی که برای تمرکز در نظر میگیرید با جائی که غذا میخورید یا کارهای دیگر میکنید متفاوت باشد.
🔹چیزهایی که توجه را جلب میکنند از محیط خود(یا افرادی که برای آنها برنامهریزی میکنید) دور نگه دارید.
اختلال(interruption)های هر چند کوتاه مثل جواب دادن به یک تماس تلفنی کوتاه، یا چک کردن یک دقیقهای تلگرام، اگرچه بطور مستقیم توجه کمی را به خود جلب میکنند، امّا در ادامه کار در قالب اثر پسماند توجه باعث افت عملکرد خواهند شد.
🔹سعی کنید تعداد کارهای نیمهتمام را به صفر برسانید.
🔸برای انجام کارها محدودیت زمانی معقول تعریف کنید. این کار نه تنها باعث میشود که کار فعلی زودتر و با تمرکز بیشتر انجام شود، بلکه باعث میشود پسماند توجه کار بعدی کمتر شود و توجه در کار بعدی هم بیشتر شود. (یکی از نتایج جالب پژوهش لیروی همین است).
✳️ رهبری، نه یک حرفه، بلکه یک تجربه انسانی است؛ نه صرفاً مهارتی فنی، بلکه آزمونی اخلاقی. مککینزی در آخرین اثر خود یعنی «مدیرعامل برای تمام فصول»، رهبری را به چهار فصل تشبیه میکند: آمادگی، آغاز، پایداری، و انتقال. اما به باور من، در لایه عمیقتر، این فصول استعارهای هستند از چهار مرحله بلوغ انسان در مواجهه با قدرت.
در نخستین فصل، رهبر با خویشتن روبهرو میشود و درمییابد که پیش از فرمان دادن به دیگران، باید بر خویش مسلط شود. در دومین فصل، اعتماد را میآفریند و میفهمد که اقتدار، بیاعتماد، توهمی بیش نیست. در سومین فصل، در اوج کامیابی میآموزد که تداوم، زاده نوآفرینی است، نه تکرار. و در چهارمین فصل، به مرحله رهایی میرسد؛ آنجا که رهبر درمییابد بزرگترین میراثش، حضور او نیست، بلکه فرهنگی است که بدون او نیز میبالد./ حسین ساسانی
در نخستین فصل، رهبر با خویشتن روبهرو میشود و درمییابد که پیش از فرمان دادن به دیگران، باید بر خویش مسلط شود. در دومین فصل، اعتماد را میآفریند و میفهمد که اقتدار، بیاعتماد، توهمی بیش نیست. در سومین فصل، در اوج کامیابی میآموزد که تداوم، زاده نوآفرینی است، نه تکرار. و در چهارمین فصل، به مرحله رهایی میرسد؛ آنجا که رهبر درمییابد بزرگترین میراثش، حضور او نیست، بلکه فرهنگی است که بدون او نیز میبالد./ حسین ساسانی
👍1