Forwarded from انجمن مدیران
⭕️ کدام پیش گویی ها خود به خود محقق می شوند؟
🔸ضرب المثلی قدیمی میگوید از هر چه بترسی سرت میآید. آیا این اندرز کهن ریشه در واقعیت دارد؟ در نگاه نخست احتمالا با عقل سلیم جور درنمیآید. مگر همه عوامل دنیا دست ماست؟ دنیا همان جوریست که هست و ربطی ندارد به اینکه ما چطور فکر میکنیم.
🔹اما قضیه به این سادگیها نیست. دنیای ذهن کجای ماجراست؟ مگر نه این که احساسات، قضاوتها و حتی رفتارهایمان همه از عالم ذهن نشات میگیرند؟
🔹ویلیام ایزاک تامِس جامعهشناسی بود که سالها پیش به پرسشهایی از این دست فکر میکرد. یکی از دستاوردهای اندیشه تامس مفهومی است بنیادی که در جامعهشناسی معروف است به قضیه تامِس. قضیه تامِس میگوید اگر فردی وضعیتی را واقعی فرض کند، پیامدهای آن وضعیت بدل به واقعیت میشوند. به بیان دیگر، کنشهای فرد تحتتاثیر تصورات ذهنیاش قرار میگیرد. طبق این قانون، تفسیری که فرد از امور در خیالش میبافد، نتایجش از مرز خیال گذر خواهد کرد و بدل به واقعیت میشود.
◽️بگذارید با ذکر دو مثال خیالی قضیه تامِس را روشن کنیم:
▪︎مثال اول: فرض کنید کودکی باور دارد که شبهنگام جنها در اتاقش در رفت و آمدند. نتیجه چنان تصوری این است که وی بیشتر شبها بیدار میماند با اینکه جنها در جهان خارج وجود ندارند.
▪︎مثال دوم: فرض کنید جیمز به هر دلیلی متقاعد شده که جک از وی متنفر است. او از همان وقت طوری با جک رفتار میکند که رفته رفته رابطهشان شکرآب میشود فارغ از این که آیا تنفر جک از جیمز از همان آغاز واقعی بوده یا توهمی ساخته و پرداخته ذهن جیمز؟
■اثرگذاری تامس به دوران خودش محدود نماند. رابرت مِرتون - یکی از چهرههای برجسته جامعهشناسی قرن بیستم - بشدت تحت تاثیر آراء تامس قرار گرفت. پس از مطالعه دقیق قضیه تامس، مرتون یک مفهوم مهم و تا به امروز تاثیرگذار را به دنیای علم وارد کرد: پیشگویی خودمحقق (Self Fulfilling Prophecy). مرتون این مفهوم را این گونه تعریف میکند: پیشگویی خودمحقق در آغاز تعریفی است غلط از وضعیتی که رفتاری جدید را برمیانگیزد و [همان رفتار] باعث میشود تصور غلط اولیه به واقعیت بپیوندد.
🔹به زبانی ساده پیشگویی خودمحقق یک جور غیبگویی است که با ایجاد خطاهای پی در پی به خود واقعیت میبخشد. مرتون از این مفهوم برای توضیح پدیدههای اجتماعی استفاده میکرد؛ مثلا سناریوی زیر را در نظر بگیرید:
▪︎عدهای چو میاندازند که فلان بانک با تغییر مدیریت به آشفتگی و ورشکستگی میافتد. مسئولان بانک یا شایعه به گوششان نمیرسد یا آن را جدی نمیگیرند. درست همان روزی که مدیر بانک عوض میشود، مشتریان بسیاری به بانک مراجعه میکنند و پولهای خود را از بیم ورشکستگی از حسابها بیرون میکشند. همین اتفاق باعث میشود شایعه رنگی واقعیتر بگیرد و مشتریان بیشتری از همین رفتار پیروی کنند تا در نهایت به ورشکستگی بانک منجر شود.
🔹رابرت رُزِنتال، استاد برجسته روانشناسی در دانشگاه کالیفرنیا، شکلی از پیشگویی خودمحقق را در آموزش و پرورش شناسایی و معرفی کرد که معروف است به اثر رُزِنتال یا اثر پیگمالیون. در اساطیر یونان، پیگمالیون نام مجسمهسازی است که عاشق تندیسی شد که خود ساخته بود. او به نزد آفرودیت دعا کرد که همسری نصیبش شود که نمونه زنده تندیسش باشد. در بازگشت به خانه دعایش مستحاب شده و تندیس جان یافته و با او ازدواج کرد.
🔹اثر پیگمالیون به پدیدهای اشاره میکند که بالا بودن سطح توقع معلمها به عملکرد بهتر دانشآموزان منجر میشود. در پژوهش رُزِنتال، آموزگاران یک مدرسه ابتدایی فهرستی از دانشآموزانی را که نمیشناختند دریافت کردند. در این فهرست نمرات غیرواقعی ضریبهوشی دانشآموزان ثبت شده بود و تعدادی به صورت کاملا تصادفی باهوش معرفی شده بودند.
🔹پس از بررسی عملکرد آموزگاران و نمرات دانشآموزان در یک بازه زمانی مشخص شد وقتی معلم یکی را باهوش میپندارد، رفتار و توقعش را بر اساس همان پندار پیش میبرد. نتیجه آنکه پس از مدتی دانشآموز نیز خودش را با توقعات آموزگار تطبیق میدهد و عملکردش بر همان اساس پیشرفت میکند.
✅ پیشگویی خودمحقق میتواند دستاوردهای گرانبهایی داشته باشد، اگر درست به کار گرفته شود و واقعیت را مد نظر قرار دهد؛ مثلا با شناخت تاثیرات پیشگویی خودمحقق، اهمیت قدردانی و بازخورد مثبت در مدیریت منابع انسانی بیش از پیش آشکار میشود یا تحقیقات فراوانی در روانشناسی ورزشی نشان میدهند که ایجاد ذهنیت بُرد در ورزشکاران تاثیر چشمگیری بر عملکرد آنها دارد.
◽️شناسایی و آگاهی از پیشبینی خودمحقق بهانه خوبیست تا بنشینیم و برخی رویکردها و داوریهایمان را به پرسش بکشیم؛ مبادا مصداق همان ضربالمثل قدیمی شویم و ترسهایمان بر سرمان خراب شوند!
🎖انجمن مدیران، بزرگترین تشکل مدیریتی ایران @Managersclub
🔸ضرب المثلی قدیمی میگوید از هر چه بترسی سرت میآید. آیا این اندرز کهن ریشه در واقعیت دارد؟ در نگاه نخست احتمالا با عقل سلیم جور درنمیآید. مگر همه عوامل دنیا دست ماست؟ دنیا همان جوریست که هست و ربطی ندارد به اینکه ما چطور فکر میکنیم.
🔹اما قضیه به این سادگیها نیست. دنیای ذهن کجای ماجراست؟ مگر نه این که احساسات، قضاوتها و حتی رفتارهایمان همه از عالم ذهن نشات میگیرند؟
🔹ویلیام ایزاک تامِس جامعهشناسی بود که سالها پیش به پرسشهایی از این دست فکر میکرد. یکی از دستاوردهای اندیشه تامس مفهومی است بنیادی که در جامعهشناسی معروف است به قضیه تامِس. قضیه تامِس میگوید اگر فردی وضعیتی را واقعی فرض کند، پیامدهای آن وضعیت بدل به واقعیت میشوند. به بیان دیگر، کنشهای فرد تحتتاثیر تصورات ذهنیاش قرار میگیرد. طبق این قانون، تفسیری که فرد از امور در خیالش میبافد، نتایجش از مرز خیال گذر خواهد کرد و بدل به واقعیت میشود.
◽️بگذارید با ذکر دو مثال خیالی قضیه تامِس را روشن کنیم:
▪︎مثال اول: فرض کنید کودکی باور دارد که شبهنگام جنها در اتاقش در رفت و آمدند. نتیجه چنان تصوری این است که وی بیشتر شبها بیدار میماند با اینکه جنها در جهان خارج وجود ندارند.
▪︎مثال دوم: فرض کنید جیمز به هر دلیلی متقاعد شده که جک از وی متنفر است. او از همان وقت طوری با جک رفتار میکند که رفته رفته رابطهشان شکرآب میشود فارغ از این که آیا تنفر جک از جیمز از همان آغاز واقعی بوده یا توهمی ساخته و پرداخته ذهن جیمز؟
■اثرگذاری تامس به دوران خودش محدود نماند. رابرت مِرتون - یکی از چهرههای برجسته جامعهشناسی قرن بیستم - بشدت تحت تاثیر آراء تامس قرار گرفت. پس از مطالعه دقیق قضیه تامس، مرتون یک مفهوم مهم و تا به امروز تاثیرگذار را به دنیای علم وارد کرد: پیشگویی خودمحقق (Self Fulfilling Prophecy). مرتون این مفهوم را این گونه تعریف میکند: پیشگویی خودمحقق در آغاز تعریفی است غلط از وضعیتی که رفتاری جدید را برمیانگیزد و [همان رفتار] باعث میشود تصور غلط اولیه به واقعیت بپیوندد.
🔹به زبانی ساده پیشگویی خودمحقق یک جور غیبگویی است که با ایجاد خطاهای پی در پی به خود واقعیت میبخشد. مرتون از این مفهوم برای توضیح پدیدههای اجتماعی استفاده میکرد؛ مثلا سناریوی زیر را در نظر بگیرید:
▪︎عدهای چو میاندازند که فلان بانک با تغییر مدیریت به آشفتگی و ورشکستگی میافتد. مسئولان بانک یا شایعه به گوششان نمیرسد یا آن را جدی نمیگیرند. درست همان روزی که مدیر بانک عوض میشود، مشتریان بسیاری به بانک مراجعه میکنند و پولهای خود را از بیم ورشکستگی از حسابها بیرون میکشند. همین اتفاق باعث میشود شایعه رنگی واقعیتر بگیرد و مشتریان بیشتری از همین رفتار پیروی کنند تا در نهایت به ورشکستگی بانک منجر شود.
🔹رابرت رُزِنتال، استاد برجسته روانشناسی در دانشگاه کالیفرنیا، شکلی از پیشگویی خودمحقق را در آموزش و پرورش شناسایی و معرفی کرد که معروف است به اثر رُزِنتال یا اثر پیگمالیون. در اساطیر یونان، پیگمالیون نام مجسمهسازی است که عاشق تندیسی شد که خود ساخته بود. او به نزد آفرودیت دعا کرد که همسری نصیبش شود که نمونه زنده تندیسش باشد. در بازگشت به خانه دعایش مستحاب شده و تندیس جان یافته و با او ازدواج کرد.
🔹اثر پیگمالیون به پدیدهای اشاره میکند که بالا بودن سطح توقع معلمها به عملکرد بهتر دانشآموزان منجر میشود. در پژوهش رُزِنتال، آموزگاران یک مدرسه ابتدایی فهرستی از دانشآموزانی را که نمیشناختند دریافت کردند. در این فهرست نمرات غیرواقعی ضریبهوشی دانشآموزان ثبت شده بود و تعدادی به صورت کاملا تصادفی باهوش معرفی شده بودند.
🔹پس از بررسی عملکرد آموزگاران و نمرات دانشآموزان در یک بازه زمانی مشخص شد وقتی معلم یکی را باهوش میپندارد، رفتار و توقعش را بر اساس همان پندار پیش میبرد. نتیجه آنکه پس از مدتی دانشآموز نیز خودش را با توقعات آموزگار تطبیق میدهد و عملکردش بر همان اساس پیشرفت میکند.
✅ پیشگویی خودمحقق میتواند دستاوردهای گرانبهایی داشته باشد، اگر درست به کار گرفته شود و واقعیت را مد نظر قرار دهد؛ مثلا با شناخت تاثیرات پیشگویی خودمحقق، اهمیت قدردانی و بازخورد مثبت در مدیریت منابع انسانی بیش از پیش آشکار میشود یا تحقیقات فراوانی در روانشناسی ورزشی نشان میدهند که ایجاد ذهنیت بُرد در ورزشکاران تاثیر چشمگیری بر عملکرد آنها دارد.
◽️شناسایی و آگاهی از پیشبینی خودمحقق بهانه خوبیست تا بنشینیم و برخی رویکردها و داوریهایمان را به پرسش بکشیم؛ مبادا مصداق همان ضربالمثل قدیمی شویم و ترسهایمان بر سرمان خراب شوند!
🎖انجمن مدیران، بزرگترین تشکل مدیریتی ایران @Managersclub
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
جسارت استراتژیک در عصر بیثباتی
🎯 ما در دنیایی زندگی میکنیم که شوکهای جدید - مثل جنگ در اوکراین و افزایش تورم - به دنبال شوکهای دیگر - مثل پاندمی کرونا و اختلال در زنجیره تامین - میآیند که قبل از اینها هم رویدادهای ماندگارتر و تسریعشدهای مثل دیجیتالی شدن و پایداری وجود داشته است.
🎯 مدیران عامل، اعضای هیاتمدیره و دیگر رهبران کسبوکار، تقریبا در همه مکالمههای اخیر، یک مفهوم مشترک را انتقال دادهاند: این ترکیب از شوکهای مختلف، شاید چالشبرانگیزترین محیطی را ایجاد کردهاند که تیمهای مدیریتی شاهدش هستند؛ محیطی که به این زودیها هم تغییر نمیکند. ما وارد عصر بیثباتی شدهایم.
🎯 در این روزهای توفانی، جوهره رهبران سازمانی تست میشود. در محیط پرچالش امروز، رهبران سازمانی باید در سه حوزه کلیدی دیدگاه، تعهد و اجرا مزیت ایجاد کنند...👇
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://b2n.ir/k47649
🎯 ما در دنیایی زندگی میکنیم که شوکهای جدید - مثل جنگ در اوکراین و افزایش تورم - به دنبال شوکهای دیگر - مثل پاندمی کرونا و اختلال در زنجیره تامین - میآیند که قبل از اینها هم رویدادهای ماندگارتر و تسریعشدهای مثل دیجیتالی شدن و پایداری وجود داشته است.
🎯 مدیران عامل، اعضای هیاتمدیره و دیگر رهبران کسبوکار، تقریبا در همه مکالمههای اخیر، یک مفهوم مشترک را انتقال دادهاند: این ترکیب از شوکهای مختلف، شاید چالشبرانگیزترین محیطی را ایجاد کردهاند که تیمهای مدیریتی شاهدش هستند؛ محیطی که به این زودیها هم تغییر نمیکند. ما وارد عصر بیثباتی شدهایم.
🎯 در این روزهای توفانی، جوهره رهبران سازمانی تست میشود. در محیط پرچالش امروز، رهبران سازمانی باید در سه حوزه کلیدی دیدگاه، تعهد و اجرا مزیت ایجاد کنند...👇
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://b2n.ir/k47649
روزنامه دنیای اقتصاد
جسارت استراتژیک در عصر بیثباتی
آیرتون سنا، قهرمان برزیلی فقید اتومبیلرانی، زمانی گفته بود: «در هوای آفتابی نمیتوانید از 15 ماشین سبقت بگیرید، اما وقتی هوا بارانی است، میتوانید.» در سالهای اخیر، بارشها کم نبوده است. ما در دنیایی زندگی میکنیم که شوکهای جدید - مثل جنگ در اوکراین…
✳️ حواستان به نقاط ابری در سازمان تان باشد
ژاپنی ها اصطلاحی دارند تحت عنوان ((نقاط ابری)).
وقتی یک فعالیت یا وظیفه بطور مشترک بین دو یا چند نفر قرار میگیرد و انجام آن به یک فرد مشخص واگذار نمیشود، شما ((نقطه ابری)) یا اصطلاحا cloudy point دارید.
در نقطه ابری انجام دادن آن وظیفه یا فعالیت توسط یک نفر، کار را تمام میکند و دیگر نیازی به انجام آن توسط دیگری نیست.
1️⃣ یک مثال ساده:تصور کنید در یک سازمان دو آبدارچی دارید که وظیفه ی پذیرایی از میهمانان(مثلا آوردن چایی برای آنان) یکی از وظایف شان است. میهمانی به سازمان وارد میشود و هر یک از آبدارچی ها تصور میکند که آبدارچی دیگر از میهمان پذیرایی خواهد کرد(و یا انتظار دارد که آبدارچی دیگر این کار را انجام دهد!) و در نتیجه از میهمان هیچ پذیرایی بعمل نمی آید!! این یک نقطه ی ابری است.
علت نامگذاری این امر و استفاده از واژه ی ابر، عدم شفافیت و وضوح انجام دهنده ی کار است. اصولا بسیاری از مشکلات سازمان های ما ناشی از همین عدم شفافیت است.
📌 اما چرا نقاط ابری پیش می آیند؟
امروزه با توجه به فشارهای اقتصادی بر روی سازمان ها، لزوم افزایش بهره وری و استفاده ی کامل از کارکنان منجر به چند وظیفه ای(multitask) شدن کارکنان شده است. طراحی نامناسب فرایندها و گردش عملیات، عدم توجیه کارکنان در همکاری با یکدیگر و مسوول ندانستن کل افراد درگیر در موضوع (چون در نقاط ابری امکان نقص افکنی و انداختن تقصیر به گردن دیگری ایجاد میشود)، تهیه ی شرح وظایف به شکل سطحی، غیر عملی و بدون تناسب با سازمان برای کارکنان از جمله مواردی است که مدیران کمتر به آن توجه میکنند و باعث بروز مشکلات در نقاط ابری میشوند.
🌀 ژاپنی ها اعتقاد دارند که باید ((نقاط ابری)) را در حد توان حذف و یا کاهش داد.اما مدیران چه باید بکنند؟
1—در هنگام طراحی فرایندها و گردش عملیات، خوش بین نباشید و بدترین حالت های ممکن را در نظر بگیرید.
2—برای ایجاد همکاری بین کارکنان وقت بگذارید و جلسات توجیهی برگزار کنید.
3—برای تدوین شرح وظایف کارکنان وقت بگذارید. کپی سازی نکنید و خاص فعالیتهای کارکنان سازمان خودتان آن را تهیه کنید.
جالب است که گاهی اوقات ((نقاط ابری)) نه تنها بین کارکنان بلکه بین بخش ها و یا واحد های مختلف یک سازمان بوجود می آید. با اندکی جستجو شاید شما هم نقاط ابری را در سازمان تان دیده باشید.
حواستان باشد :((اگر به نقاط ابری رسیدگی نکنید، احتمال آنکه کار روی زمین بماند زیاد است!))
💠 منوچهر مجتبوی
ژاپنی ها اصطلاحی دارند تحت عنوان ((نقاط ابری)).
وقتی یک فعالیت یا وظیفه بطور مشترک بین دو یا چند نفر قرار میگیرد و انجام آن به یک فرد مشخص واگذار نمیشود، شما ((نقطه ابری)) یا اصطلاحا cloudy point دارید.
در نقطه ابری انجام دادن آن وظیفه یا فعالیت توسط یک نفر، کار را تمام میکند و دیگر نیازی به انجام آن توسط دیگری نیست.
1️⃣ یک مثال ساده:تصور کنید در یک سازمان دو آبدارچی دارید که وظیفه ی پذیرایی از میهمانان(مثلا آوردن چایی برای آنان) یکی از وظایف شان است. میهمانی به سازمان وارد میشود و هر یک از آبدارچی ها تصور میکند که آبدارچی دیگر از میهمان پذیرایی خواهد کرد(و یا انتظار دارد که آبدارچی دیگر این کار را انجام دهد!) و در نتیجه از میهمان هیچ پذیرایی بعمل نمی آید!! این یک نقطه ی ابری است.
علت نامگذاری این امر و استفاده از واژه ی ابر، عدم شفافیت و وضوح انجام دهنده ی کار است. اصولا بسیاری از مشکلات سازمان های ما ناشی از همین عدم شفافیت است.
📌 اما چرا نقاط ابری پیش می آیند؟
امروزه با توجه به فشارهای اقتصادی بر روی سازمان ها، لزوم افزایش بهره وری و استفاده ی کامل از کارکنان منجر به چند وظیفه ای(multitask) شدن کارکنان شده است. طراحی نامناسب فرایندها و گردش عملیات، عدم توجیه کارکنان در همکاری با یکدیگر و مسوول ندانستن کل افراد درگیر در موضوع (چون در نقاط ابری امکان نقص افکنی و انداختن تقصیر به گردن دیگری ایجاد میشود)، تهیه ی شرح وظایف به شکل سطحی، غیر عملی و بدون تناسب با سازمان برای کارکنان از جمله مواردی است که مدیران کمتر به آن توجه میکنند و باعث بروز مشکلات در نقاط ابری میشوند.
🌀 ژاپنی ها اعتقاد دارند که باید ((نقاط ابری)) را در حد توان حذف و یا کاهش داد.اما مدیران چه باید بکنند؟
1—در هنگام طراحی فرایندها و گردش عملیات، خوش بین نباشید و بدترین حالت های ممکن را در نظر بگیرید.
2—برای ایجاد همکاری بین کارکنان وقت بگذارید و جلسات توجیهی برگزار کنید.
3—برای تدوین شرح وظایف کارکنان وقت بگذارید. کپی سازی نکنید و خاص فعالیتهای کارکنان سازمان خودتان آن را تهیه کنید.
جالب است که گاهی اوقات ((نقاط ابری)) نه تنها بین کارکنان بلکه بین بخش ها و یا واحد های مختلف یک سازمان بوجود می آید. با اندکی جستجو شاید شما هم نقاط ابری را در سازمان تان دیده باشید.
حواستان باشد :((اگر به نقاط ابری رسیدگی نکنید، احتمال آنکه کار روی زمین بماند زیاد است!))
💠 منوچهر مجتبوی
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
ریشههای بحران و دگرگونی در ایران و جهان
❓جوامع چطور متحول میشوند؟ زمان چگونه برای افراد، شهروندان و تابعان نظام سیاسی- اجتماعی دگرگون میشود؟
🔸 به نظر میرسد بخشی از تاریخ، دستکم در حوزه سیاسی گویای ریشههای تحول و دگرگونی اجتماعی است و این مقوله را بهخوبی توضیح میدهد. بشر با تفکر در خود و جهان اطرافش، بنیادهای تازهای را درک و کشف میکند و تحول در فکر، مبنای تحول در فرد، اشیا، شهر، نهادها، کشورها و جهان میشود.
🔸 البته دگرگونیهای فکری همواره از تلنبار شدن اندیشهها یا جرقه افکار درخشان به دست نمیآیند و بعضا در نتیجه اتفاقات غیرمنتظره رخ میدهند. مهمتر از تحولات، نحوه تفکر درباره این تحولات و سازگار شدن با اشکال تازه ایده و عمل است؛ چیزی که عامل زایش بسیاری از جوامع و زمینهساز مرگ برخی از تمدنها بوده است.
🔸 در پرونده پیشرو با دستمایه قرار دادن وضعیت امروز ایران و جهان، تلاش شده است ریشههای بحران و دگرگونی در نظمهای اجتماعی مورد بررسی قرار گیرد...👇
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://b2n.ir/d58812
❓جوامع چطور متحول میشوند؟ زمان چگونه برای افراد، شهروندان و تابعان نظام سیاسی- اجتماعی دگرگون میشود؟
🔸 به نظر میرسد بخشی از تاریخ، دستکم در حوزه سیاسی گویای ریشههای تحول و دگرگونی اجتماعی است و این مقوله را بهخوبی توضیح میدهد. بشر با تفکر در خود و جهان اطرافش، بنیادهای تازهای را درک و کشف میکند و تحول در فکر، مبنای تحول در فرد، اشیا، شهر، نهادها، کشورها و جهان میشود.
🔸 البته دگرگونیهای فکری همواره از تلنبار شدن اندیشهها یا جرقه افکار درخشان به دست نمیآیند و بعضا در نتیجه اتفاقات غیرمنتظره رخ میدهند. مهمتر از تحولات، نحوه تفکر درباره این تحولات و سازگار شدن با اشکال تازه ایده و عمل است؛ چیزی که عامل زایش بسیاری از جوامع و زمینهساز مرگ برخی از تمدنها بوده است.
🔸 در پرونده پیشرو با دستمایه قرار دادن وضعیت امروز ایران و جهان، تلاش شده است ریشههای بحران و دگرگونی در نظمهای اجتماعی مورد بررسی قرار گیرد...👇
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://b2n.ir/d58812
Forwarded from مشاور رهبری نوین کسب و کار
⭕️تله بدبینی
رهبران کسب و کار ممکن است در تله بدبینی و پارانویا بیفتند. در این صورت:
✔️عملکرد افراد پایین می آید
✔️فرسودگی شغلی بیشتر می شود
✔️جابجایی کارکنان شتاب می گیرد
✔️تقلب زیاد می شود
✔️از پشت خنجر زدن عادی می شود
✔️شایعه پراکنی تبدیل به فرهنگ می شود
⏹رهبران بدبین همیشه نگران رفتارهای دیگرانند.
این تله فقط برای رهبران نیست؛ همه مدیران و سرپرستان نیز ممکن است در این تله بیفتند.
⬅️هاروارد بیزینس ریویو – سپتامبر و اکتبر 2022
رهبری در جهان نوین با فراتر از دانایی
🙏🏻کپی مطالب بدون ذکر نام کانال ممنوع است
رهبران کسب و کار ممکن است در تله بدبینی و پارانویا بیفتند. در این صورت:
✔️عملکرد افراد پایین می آید
✔️فرسودگی شغلی بیشتر می شود
✔️جابجایی کارکنان شتاب می گیرد
✔️تقلب زیاد می شود
✔️از پشت خنجر زدن عادی می شود
✔️شایعه پراکنی تبدیل به فرهنگ می شود
⏹رهبران بدبین همیشه نگران رفتارهای دیگرانند.
این تله فقط برای رهبران نیست؛ همه مدیران و سرپرستان نیز ممکن است در این تله بیفتند.
⬅️هاروارد بیزینس ریویو – سپتامبر و اکتبر 2022
رهبری در جهان نوین با فراتر از دانایی
🙏🏻کپی مطالب بدون ذکر نام کانال ممنوع است
👎1
Forwarded from مشاور رهبری نوین کسب و کار
♦️سازمان بدبین
✔️سازمان بدبین محصول رهبری بدبین است. رهبران بدبین در سازمان جدا کننده کار می گذارند و هنگام گفتگو بین واحدها و افراد، بیشتر تفنگ ها نشانه رفته
اند تا سخنان.
✔️یکی از دستاوردهای رهبری بدبین نهادینه شدن قبیله گرایی است.
در کشورهای قبیله ای هیچ تصمیمی از سوی دولت اجرا نمی شود مگر قبیله ها موافقت کنند .
⬅️ رهبری نوین با فراتر از دانایی
http://t.me/joinchat/AAAAAEglj5vwgTi9L5pzCQ
✔️سازمان بدبین محصول رهبری بدبین است. رهبران بدبین در سازمان جدا کننده کار می گذارند و هنگام گفتگو بین واحدها و افراد، بیشتر تفنگ ها نشانه رفته
اند تا سخنان.
✔️یکی از دستاوردهای رهبری بدبین نهادینه شدن قبیله گرایی است.
در کشورهای قبیله ای هیچ تصمیمی از سوی دولت اجرا نمی شود مگر قبیله ها موافقت کنند .
⬅️ رهبری نوین با فراتر از دانایی
http://t.me/joinchat/AAAAAEglj5vwgTi9L5pzCQ
Telegram
مشاور رهبری نوین کسب و کار
مطالعات کسب و کار
هاروارد Harvard Business Review
تماس
با ادمین: @hadymoghei
هاروارد Harvard Business Review
تماس
با ادمین: @hadymoghei
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
تعارف و فرهنگ آن نزد ایرانیان
🔹 تعارف شاه عبدالعظیمی (شابدوالعظیمی): کنایه از تعارف پوچ و دروغین. تعارف ظاهری و غیر حقیقی، تعارف سرزبانی، تعارف توخالی. کنایه است از تعارف زبانی و غیرجدی. دعوت و تعارفی که از روی زبان باشد نه از دل.
🔹 درباره پیدایش این مثل گویند اهالی شاه عبدالعظیم (شهری در جنوب تهران که مرقد یکی از علما و دانشمندان و از پیشوایان دینی شیعیان است) عادتا وقتی فهمیدند و اطمینان حاصل کردند که فلان رفیقشان که به قصد زیارت به شاه عبدالعظیم آمده است ناگزیر به بازگشت است، در چنین موقعی بنای اصرار و سماجت را در نگاهداری و پذیرایی از وی میگذارند و از این روست که به هر تعارفی که اصل و اساسی ندارد نام تعارف شاه عبدالعظیمی دادهاند و در اصفهان «تعارف در شهری» مصطلح است، یعنی در موقعی که به دروازه شهر رسیدند و قصد خروج دارند آنگاه به مسافر تعارف و او را دعوت میکنند...
🔸 درباره تعارف در فرهنگ ایرانی اینجا بخوانید👇
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://b2n.ir/z15321
🔹 تعارف شاه عبدالعظیمی (شابدوالعظیمی): کنایه از تعارف پوچ و دروغین. تعارف ظاهری و غیر حقیقی، تعارف سرزبانی، تعارف توخالی. کنایه است از تعارف زبانی و غیرجدی. دعوت و تعارفی که از روی زبان باشد نه از دل.
🔹 درباره پیدایش این مثل گویند اهالی شاه عبدالعظیم (شهری در جنوب تهران که مرقد یکی از علما و دانشمندان و از پیشوایان دینی شیعیان است) عادتا وقتی فهمیدند و اطمینان حاصل کردند که فلان رفیقشان که به قصد زیارت به شاه عبدالعظیم آمده است ناگزیر به بازگشت است، در چنین موقعی بنای اصرار و سماجت را در نگاهداری و پذیرایی از وی میگذارند و از این روست که به هر تعارفی که اصل و اساسی ندارد نام تعارف شاه عبدالعظیمی دادهاند و در اصفهان «تعارف در شهری» مصطلح است، یعنی در موقعی که به دروازه شهر رسیدند و قصد خروج دارند آنگاه به مسافر تعارف و او را دعوت میکنند...
🔸 درباره تعارف در فرهنگ ایرانی اینجا بخوانید👇
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://b2n.ir/z15321
روزنامه دنیای اقتصاد
تعارف و فرهنگ آن نزد ایرانیان
تعارف در لغت مصدری عربی و به معنای یکدیگر را شناختن، همدیگر را شناختن است. معنای تعارف در اصطلاح را میتوان به شکلهای ذیل با استفاده از فرهنگهای مختلف بیان کرد: خوشآمد گفتن به یکدیگر، احوالپرسی کردن از یکدیگر، تکلف و اسباب ضیافت فراهم کردن، دعوت به ضیافت،…
Forwarded from نبض بازار / اقتصاد 💰
📌وحید محمودی، اقتصاددان و استاد دانشگاه تهران :خط فقر خانوار دونفره تهرانی، ۳۲ میلیون تومان
🔹در کتاب «اندازهگیری فقر و توزیع درآمد در ایران»، سالهای ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۳ را بررسی کردهام. آخرین بهروزرسانی مربوط به آبان ماه سال جاری است. بر اساس این مطالعات، خط فقر مطلق برای یک خانوار دو نفره ساکن شهر تهران، ۳۲ میلیون تومان است. برای خانوار روستایی در استان تهران نیز ۱۵ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان تخمین زده میشود. در ضمن، محاسبات ما نشان میدهد که در سال ۱۴۰۰، خط فقر مطلق برای یک خانوار شهری ساکن شهر تهران ۲۲ میلیون و ۲۲۰ هزار تومان بود. برای خانوار روستایی ساکن استان تهران نیز ۱۰ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان بوده است. اما الان، بر مبنای تورم سالانه حدود ۴۵ درصدی امسال، خط فقر در شهر تهران به ۳۲ میلیون تومان رسیده است.
🔹براساس مطالعاتی که بنده و دانشجویانم انجام دادهایم، ۵۴ درصد از معلمان شهر تهران تومان زیر خط فقر درآمدی و زمانی قرار دارند، البته این آمار برای دو سال قبل است و الان تعمیق یافته است. ساختار اداری ما فربه است؛ حدود پنج میلیون کارمند داریم که جزو طبقه متوسط هستند و به شدت تحت فشارند.
🔹بهگونهای که امروز آمارها نشان میدهد حدود ۷۰ درصد جمعیت کشور نیازمند حمایت هستند، یا اینکه وقتی گفته میشود به ۹۰ درصد یارانه تعلق میگیرد، یعنی طبقه متوسط نابود شده است. الان، چیزی به نام طبقه متوسط دیگر باقی نمانده است و جامعه کاملا دوقطبی شده است. در این جامعه دوقطبی، دو دهک درآمدی وجود دارند که وضعیت آنها در نتیجه تورم بهتر و بهتر میشود و وضعیت مابقی یعنی ۸۰ درصد جامعه بدتر و بدتر میشود. بدیهی است نابودی طبقه متوسط هم آثار سیاسی، اقتصادی و اجتماعی متعددی را به دنبال دارد.
#نبض_بازار
📊 @NabzehBazaar
🔹در کتاب «اندازهگیری فقر و توزیع درآمد در ایران»، سالهای ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۳ را بررسی کردهام. آخرین بهروزرسانی مربوط به آبان ماه سال جاری است. بر اساس این مطالعات، خط فقر مطلق برای یک خانوار دو نفره ساکن شهر تهران، ۳۲ میلیون تومان است. برای خانوار روستایی در استان تهران نیز ۱۵ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان تخمین زده میشود. در ضمن، محاسبات ما نشان میدهد که در سال ۱۴۰۰، خط فقر مطلق برای یک خانوار شهری ساکن شهر تهران ۲۲ میلیون و ۲۲۰ هزار تومان بود. برای خانوار روستایی ساکن استان تهران نیز ۱۰ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان بوده است. اما الان، بر مبنای تورم سالانه حدود ۴۵ درصدی امسال، خط فقر در شهر تهران به ۳۲ میلیون تومان رسیده است.
🔹براساس مطالعاتی که بنده و دانشجویانم انجام دادهایم، ۵۴ درصد از معلمان شهر تهران تومان زیر خط فقر درآمدی و زمانی قرار دارند، البته این آمار برای دو سال قبل است و الان تعمیق یافته است. ساختار اداری ما فربه است؛ حدود پنج میلیون کارمند داریم که جزو طبقه متوسط هستند و به شدت تحت فشارند.
🔹بهگونهای که امروز آمارها نشان میدهد حدود ۷۰ درصد جمعیت کشور نیازمند حمایت هستند، یا اینکه وقتی گفته میشود به ۹۰ درصد یارانه تعلق میگیرد، یعنی طبقه متوسط نابود شده است. الان، چیزی به نام طبقه متوسط دیگر باقی نمانده است و جامعه کاملا دوقطبی شده است. در این جامعه دوقطبی، دو دهک درآمدی وجود دارند که وضعیت آنها در نتیجه تورم بهتر و بهتر میشود و وضعیت مابقی یعنی ۸۰ درصد جامعه بدتر و بدتر میشود. بدیهی است نابودی طبقه متوسط هم آثار سیاسی، اقتصادی و اجتماعی متعددی را به دنبال دارد.
#نبض_بازار
📊 @NabzehBazaar
✳️ چگونه فرهنگی بسازیم که به عملکرد قوی منجر شود؟
🔸در کتابی با عنوان «You can change other people»، فرآیندی شامل ۴ گام برای این کار ذکر شده که در ادامه به اختصار توضیح داده میشوند.
1⃣ از منتقد به متحد، تغییر موضع دهید
هیچ کس دوست ندارد با یک منتقد صحبت کند؛ اما همه علاقهمند به گفتوگو با یک متحد هستند. زمانیکه متحد کسی هستید، به آنها توجه نشان میدهید، اعتماد به نفسشان را بالا میبرید، و نسبت به آنها متعهد هستید. آنها در حضور شما احساس شرم و حالت تدافعی را کنار گذاشته، و به جای آن بر بهبود خود تمرکز میکنند.
2⃣ دستاوردی را مشخص کنید که نیروبخش باشد
بر آیندهی نیرو بخشی که قصد ساختن آن را دارند، تمرکز کنید. آیندهای که اهمیتش از مشکل کنونی بیشتر است. از آنها بپرسید: «به دنبال چه دستاوردی هستید؟» به آنها فرصت دهید تا به دقت درباره دستاوردهای مد نظرشان برای خود و سازمان، صحبت کنند (برای مثال: «من دوست دارم تیمی با عملکرد قوی خلق کنم، که در آن به شکلی ثمربخش با یکدیگر به معاشرت، همکاری، و حتی نزاع میپردازیم.»). این کار به آنها در رسیدن به دستاوردهای مثبت، شفاف، و معنادار کمک میکند.
3⃣ فرصتهای مخفی را کشف کنید
وقتی شما و متحدتان دستاورد مد نظر وی را به دقت مشخص کردید، آنگاه زمان بررسی مجدد مشکل فرا میرسد. اما این بار به جای تلاش برای حل مشکل، از او میپرسید: «چگونه این مشکل به ما در رسیدن به دستاورد نیرو بخشمان کمک میکند؟» چطور ممکن است به چیزی مفید برای ما تبدیل شود؟ مثلاً امکان تمرینکردن رفتاری جدید را در اختیار ما قرار میدهد، که خود زمینهساز دستیابی به ارزشها یا اهداف بااهمیت است. یا فرصت رسیدگی به مسأله بزرگتری که زمینهساز مشکل فعلی است را، برایمان فراهم میکند.
4⃣ براساس معیار ۱۰ امتیازی، یک برنامه ایجاد کنید
در این گام، متحدتان را برای ایدهپردازی درمورد راههای بهرهبرداری از فرصتها (که در گام قبل ذکر شد)، انتخاب یک برنامه و متعهد شدن به آن هدایت میکنید، تا بتواند از مزایای دستیابی به این فرصتها بهرهمند شود. اصطلاح برنامه «۱۰ امتیازی» به این معناست که اگر سوالی مانند «در مقیاس ۱ تا ۱۰، تا چه میزان برای اجرای این برنامه به خود اطمینان دارید؟» پرسیده شد، پاسخ آن بدون شک ۱۰ باشد.
🔸در کتابی با عنوان «You can change other people»، فرآیندی شامل ۴ گام برای این کار ذکر شده که در ادامه به اختصار توضیح داده میشوند.
1⃣ از منتقد به متحد، تغییر موضع دهید
هیچ کس دوست ندارد با یک منتقد صحبت کند؛ اما همه علاقهمند به گفتوگو با یک متحد هستند. زمانیکه متحد کسی هستید، به آنها توجه نشان میدهید، اعتماد به نفسشان را بالا میبرید، و نسبت به آنها متعهد هستید. آنها در حضور شما احساس شرم و حالت تدافعی را کنار گذاشته، و به جای آن بر بهبود خود تمرکز میکنند.
2⃣ دستاوردی را مشخص کنید که نیروبخش باشد
بر آیندهی نیرو بخشی که قصد ساختن آن را دارند، تمرکز کنید. آیندهای که اهمیتش از مشکل کنونی بیشتر است. از آنها بپرسید: «به دنبال چه دستاوردی هستید؟» به آنها فرصت دهید تا به دقت درباره دستاوردهای مد نظرشان برای خود و سازمان، صحبت کنند (برای مثال: «من دوست دارم تیمی با عملکرد قوی خلق کنم، که در آن به شکلی ثمربخش با یکدیگر به معاشرت، همکاری، و حتی نزاع میپردازیم.»). این کار به آنها در رسیدن به دستاوردهای مثبت، شفاف، و معنادار کمک میکند.
3⃣ فرصتهای مخفی را کشف کنید
وقتی شما و متحدتان دستاورد مد نظر وی را به دقت مشخص کردید، آنگاه زمان بررسی مجدد مشکل فرا میرسد. اما این بار به جای تلاش برای حل مشکل، از او میپرسید: «چگونه این مشکل به ما در رسیدن به دستاورد نیرو بخشمان کمک میکند؟» چطور ممکن است به چیزی مفید برای ما تبدیل شود؟ مثلاً امکان تمرینکردن رفتاری جدید را در اختیار ما قرار میدهد، که خود زمینهساز دستیابی به ارزشها یا اهداف بااهمیت است. یا فرصت رسیدگی به مسأله بزرگتری که زمینهساز مشکل فعلی است را، برایمان فراهم میکند.
4⃣ براساس معیار ۱۰ امتیازی، یک برنامه ایجاد کنید
در این گام، متحدتان را برای ایدهپردازی درمورد راههای بهرهبرداری از فرصتها (که در گام قبل ذکر شد)، انتخاب یک برنامه و متعهد شدن به آن هدایت میکنید، تا بتواند از مزایای دستیابی به این فرصتها بهرهمند شود. اصطلاح برنامه «۱۰ امتیازی» به این معناست که اگر سوالی مانند «در مقیاس ۱ تا ۱۰، تا چه میزان برای اجرای این برنامه به خود اطمینان دارید؟» پرسیده شد، پاسخ آن بدون شک ۱۰ باشد.
🔰مدیران چه موقع و چقدر اجازه دارند دروغ بگویند؟!
✍ دکتر بهزاد ابوالعلایی
🔷سوار هواپیمائی بودیم که بنا بود ما را به یزد ببرد. صبح بود و صرف صبحانه اجازه نمی داد که اغلب مسافران متوجه تغییر مسیر هواپیما شوند. چند دقیقه بعد خلبان با آرامش و ملایمت برای ما توضیح داد که به دلیل وجود مشکلاتی در سیستم های ناوبری فرودگاه یزد، به تهران برمی گردیم و اطمینان داد که مشکل مربوط به فرودگاه است و ربطی به هواپیما ندارد.
🔷وقتی خلبان موضوع را توضیح داد یکی از مسافران که در ردیف جلوی من نشسته بود به همسفرش میگفت: "باور نکن، دروغ میگه، مشکل از هواپیماست! و من به اینکه چرا ما به گفتههای مسئولین اعتماد نداریم، آنها را باور نمیکنیم و این اندازه بدبین و شکاک هستیم فکر میکردم و غصه میخوردم.
🔷بلافاصله بعد از نشستن هواپیما در فرودگاه مهرآباد، خلبان دوباره شروع به صحبت کرد و توضیح داد که مشکل مربوط به هواپیما بوده و او برای اینکه ما را نگران و مضطرب نکند دروغ مصلحت آمیز گفته است.
🔷من ضمن آنکه، ذوق و شوق مسافر محترمی که پیشبینیاش درست از آب درآمده بود را میدیدم به این موضوع هم فکر میکردم که اگر دوباره از یک خلبان بشنوم که مشکل برگشت به مبداء، به هواپیما ربطی ندارد و مربوط به بدی هوا یا شرایط فرودگاه مقصد است، چرا و چقدر باید این حرف را باور کنم؟
🔷صداقت و شفافیت پایه اصلی اعتماد است و اعتماد المثنی ندارد. اگر کارکنان به مدیران اعتماد نداشته باشند، کار سازمان و مدیران آن زار است. به نظرم ارزشهای سازمان، بویژه صداقت و راستگوئی، به هیچ وجه قابل معامله و مصالحه نیست. اعتماد سخت به دست میآید و راحت از دست میرود.
🔷اعتماد همانند چسبی است که اعضای هر سازمانی را به هم پیوند میزند. فعالیت گروهی و سازمانی موفق بدون وجود اعتماد، اساسا قابل تصور نیست؛ مدیران باید اعتماد کنند و مورد اعتماد قرار گیرند. اگر مدیران به کارکنان خود اعتماد نکنند، از تفویض اختیار و توانمندسازی خبری نخواهد بود و اگر از سوی کارکنان، مورد اعتماد قرار نگیرند، کسی از آنها پیروی نخواهد کرد.
🔷فلذا در پاسخ به سوال؛ «مدیران چه موقع و چقدر اجازه دارند دروغ بگویند!؟»
♦️ می بایست بگویم؛ هیچ وقت
🔰مدیران چه موقع و چقدر اجازه دارند دروغ بگویند؟!
✍ دکتر بهزاد ابوالعلایی
🔷سوار هواپیمائی بودیم که بنا بود ما را به یزد ببرد. صبح بود و صرف صبحانه اجازه نمی داد که اغلب مسافران متوجه تغییر مسیر هواپیما شوند. چند دقیقه بعد خلبان با آرامش و ملایمت برای ما توضیح داد که به دلیل وجود مشکلاتی در سیستم های ناوبری فرودگاه یزد، به تهران برمی گردیم و اطمینان داد که مشکل مربوط به فرودگاه است و ربطی به هواپیما ندارد.
🔷وقتی خلبان موضوع را توضیح داد یکی از مسافران که در ردیف جلوی من نشسته بود به همسفرش میگفت: "باور نکن، دروغ میگه، مشکل از هواپیماست! و من به اینکه چرا ما به گفتههای مسئولین اعتماد نداریم، آنها را باور نمیکنیم و این اندازه بدبین و شکاک هستیم فکر میکردم و غصه میخوردم.
🔷بلافاصله بعد از نشستن هواپیما در فرودگاه مهرآباد، خلبان دوباره شروع به صحبت کرد و توضیح داد که مشکل مربوط به هواپیما بوده و او برای اینکه ما را نگران و مضطرب نکند دروغ مصلحت آمیز گفته است.
🔷من ضمن آنکه، ذوق و شوق مسافر محترمی که پیشبینیاش درست از آب درآمده بود را میدیدم به این موضوع هم فکر میکردم که اگر دوباره از یک خلبان بشنوم که مشکل برگشت به مبداء، به هواپیما ربطی ندارد و مربوط به بدی هوا یا شرایط فرودگاه مقصد است، چرا و چقدر باید این حرف را باور کنم؟
🔷صداقت و شفافیت پایه اصلی اعتماد است و اعتماد المثنی ندارد. اگر کارکنان به مدیران اعتماد نداشته باشند، کار سازمان و مدیران آن زار است. به نظرم ارزشهای سازمان، بویژه صداقت و راستگوئی، به هیچ وجه قابل معامله و مصالحه نیست. اعتماد سخت به دست میآید و راحت از دست میرود.
🔷اعتماد همانند چسبی است که اعضای هر سازمانی را به هم پیوند میزند. فعالیت گروهی و سازمانی موفق بدون وجود اعتماد، اساسا قابل تصور نیست؛ مدیران باید اعتماد کنند و مورد اعتماد قرار گیرند. اگر مدیران به کارکنان خود اعتماد نکنند، از تفویض اختیار و توانمندسازی خبری نخواهد بود و اگر از سوی کارکنان، مورد اعتماد قرار نگیرند، کسی از آنها پیروی نخواهد کرد.
🔷فلذا در پاسخ به سوال؛ «مدیران چه موقع و چقدر اجازه دارند دروغ بگویند!؟»
♦️ می بایست بگویم؛ هیچ وقت
👍1