Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✨ ... این ۴ دقیقه دیالوگ تاریخی معادل۴ قرن گفته وناگفته،نوشته ونانوشته دارد .
برای تو دوست من ارسال می نمایم، برای دوستت بفرست!
برای تو دوست من ارسال می نمایم، برای دوستت بفرست!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شوخی کوکاکولا با هنر !
💠 چگونه بدون فرسوده کردن خودمان با دیگران همکاری کنیم؟💠 معمولا آچار فرانسههای سازمان از فرسودگی شغلی و سرباره همکاری رنج می برند!💠 همانطور که تجربه کسب میکنیم غالبا کار بیشتری را میپذیریم و هویتمان با دستاوردها، کمکها یا میزان سرشناس بودنمان درهم میآمیزد.
💠 وقتی شایستگی و پاسخگویی ما بر سر زبانها میافتد٬ افراد حاضر در شبکه ارتباطیمان درخواستهای بیشتری به ما میدهند و مسئله دقیقا همین جا است!
💠 مقاله سال ۲۰۱۶ مجله کسبوکار هاروارد این پدیده مخرب را تحت عنوان «سرباره همکاری» مینامد و راههایی را برای تقابل سازمانها با آن پیشنهاد داده است.
💠 سرباره همکاری معمولا یا به صورت موجی یا به صورت خیلی آرام و تدریجی رخ میدهد. سرباره آرام، موذیتر است و به واسطه افزایشهای تدریجی در حجم، گوناگونی و بازه زمانی درخواستهای همکاری اتفاق میافتد.
💠 اگر شما هم احساس فرسودگی شغلی میکنید٬ احتمالا محتوای این پست به شما کمک میکند تا بهتر بتوانید سرباره همکاری را کنترل کنید.
💠 وقتی شایستگی و پاسخگویی ما بر سر زبانها میافتد٬ افراد حاضر در شبکه ارتباطیمان درخواستهای بیشتری به ما میدهند و مسئله دقیقا همین جا است!
💠 مقاله سال ۲۰۱۶ مجله کسبوکار هاروارد این پدیده مخرب را تحت عنوان «سرباره همکاری» مینامد و راههایی را برای تقابل سازمانها با آن پیشنهاد داده است.
💠 سرباره همکاری معمولا یا به صورت موجی یا به صورت خیلی آرام و تدریجی رخ میدهد. سرباره آرام، موذیتر است و به واسطه افزایشهای تدریجی در حجم، گوناگونی و بازه زمانی درخواستهای همکاری اتفاق میافتد.
💠 اگر شما هم احساس فرسودگی شغلی میکنید٬ احتمالا محتوای این پست به شما کمک میکند تا بهتر بتوانید سرباره همکاری را کنترل کنید.
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
سرمقاله امروز «دنیای اقتصاد»:
ضرورت اصلاح نظام اقتصادی
👤 دکتر موسی غنینژاد
✍️ درست است که شاه به دلیل گرایشهای سوسیالیستیاش مخالف بخش خصوصی بزرگ و مستقل از لحاظ سیاسی بود؛ اما در عین حال میدانست که نظام بازار، بهویژه تجارت بینالمللی قواعد خاص خود را دارد که با دید کارشناسانه و علمی باید با آن برخورد کرد. بهعلاوه، در سیاستگذاری اقتصادی گاه و بیگاه نظرات خود را تحمیل میکرد؛ اما نظام تدبیر و گزینش مدیران ارشد ایدئولوژیزده نبود و اهل تخصص و نخبگان کارشناس را نیز در آن بهکار گرفته بودند.
✍️ اما پس از انقلاب اسلامی رویکرد انقلابیونی که قدرت سیاسی را در دست گرفتند عمدتا متاثر از ایدئولوژی کمونیستی تقسیم جامعه به خودی و غیرخودی و نیز اولویتدادن به تعهد در برابر تخصص برای گزینش مدیران بود.
✍️ این رویکرد که از ابتدای انقلاب تا امروز، با افت و خیزهایی ادامه یافته، نتیجهای جز این نداشته که در یک روند تاریخی نیروهای مدیریتی در نظام تدبیر بهطور نظاممند در جهت برکشیدن خودیهای «متعهد» و کنار نهادن غیرخودی متخصص غربالگری صورت گیرد.
✍️ دولت کنونی، بیش از یکسال و نیم پس از به قدرت رسیدن کمتر توانسته برای مسائل داخلی و خارجی راهحل کارآمدی ارائه دهد. دانش عمومی و کارشناسی مسوولان در قوای مجریه و مقننه کشور در سطح نازلی قرار دارد و با سیاستگذاریهای فعلی مالی و پولی دولت چشمانداز مثبتی برای سال آتی اقتصاد ایران قابل تصور نیست و به احتمال زیاد تلاطم متغیرهای اقتصاد کلان یعنی وضع تورم و نرخ ارز بیشتر هم خواهد شد.
✍️ به نظر میرسد بهترین کار در کوتاهمدت برای بهبود وضعیت اقتصادی در سال آتی ایجاد گشایش در روابط خارجی و رفتن به سوی حل و فصل مسائل هستهای و کاستن از سنگینی تحریمهاست.
✍️ تا زمانی که نظام تدبیر و منطق حاکم بر آن، یعنی نظام گزینشی ایدئولوژیک و اولویت دادن به «تعهد» در برابر تخصص، دگرگون نشود، تضمینی برای موفقیت اصلاحات در درازمدت قابل تصور نخواهد بود.
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3951153
ضرورت اصلاح نظام اقتصادی
👤 دکتر موسی غنینژاد
✍️ درست است که شاه به دلیل گرایشهای سوسیالیستیاش مخالف بخش خصوصی بزرگ و مستقل از لحاظ سیاسی بود؛ اما در عین حال میدانست که نظام بازار، بهویژه تجارت بینالمللی قواعد خاص خود را دارد که با دید کارشناسانه و علمی باید با آن برخورد کرد. بهعلاوه، در سیاستگذاری اقتصادی گاه و بیگاه نظرات خود را تحمیل میکرد؛ اما نظام تدبیر و گزینش مدیران ارشد ایدئولوژیزده نبود و اهل تخصص و نخبگان کارشناس را نیز در آن بهکار گرفته بودند.
✍️ اما پس از انقلاب اسلامی رویکرد انقلابیونی که قدرت سیاسی را در دست گرفتند عمدتا متاثر از ایدئولوژی کمونیستی تقسیم جامعه به خودی و غیرخودی و نیز اولویتدادن به تعهد در برابر تخصص برای گزینش مدیران بود.
✍️ این رویکرد که از ابتدای انقلاب تا امروز، با افت و خیزهایی ادامه یافته، نتیجهای جز این نداشته که در یک روند تاریخی نیروهای مدیریتی در نظام تدبیر بهطور نظاممند در جهت برکشیدن خودیهای «متعهد» و کنار نهادن غیرخودی متخصص غربالگری صورت گیرد.
✍️ دولت کنونی، بیش از یکسال و نیم پس از به قدرت رسیدن کمتر توانسته برای مسائل داخلی و خارجی راهحل کارآمدی ارائه دهد. دانش عمومی و کارشناسی مسوولان در قوای مجریه و مقننه کشور در سطح نازلی قرار دارد و با سیاستگذاریهای فعلی مالی و پولی دولت چشمانداز مثبتی برای سال آتی اقتصاد ایران قابل تصور نیست و به احتمال زیاد تلاطم متغیرهای اقتصاد کلان یعنی وضع تورم و نرخ ارز بیشتر هم خواهد شد.
✍️ به نظر میرسد بهترین کار در کوتاهمدت برای بهبود وضعیت اقتصادی در سال آتی ایجاد گشایش در روابط خارجی و رفتن به سوی حل و فصل مسائل هستهای و کاستن از سنگینی تحریمهاست.
✍️ تا زمانی که نظام تدبیر و منطق حاکم بر آن، یعنی نظام گزینشی ایدئولوژیک و اولویت دادن به «تعهد» در برابر تخصص، دگرگون نشود، تضمینی برای موفقیت اصلاحات در درازمدت قابل تصور نخواهد بود.
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3951153
روزنامه دنیای اقتصاد
ضرورت اصلاح نظام اقتصادی
از فردای پیروزی انقلاب اسلامی در ایران نوعی نظام اقتصادی در کشور ما شکل گرفت که مهمترین ویژگی آن نقش مسلط دولت بود. البته در نظام اقتصادی پیش از انقلاب اسلامی نیز دولت وزن زیادی داشت و در سالهای منتهی به انقلاب سال 1357 یعنی اواسط دهه 1350 خورشیدی این وزن…
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
پرتره اقتصاد ایران در ۱۴۰۲
🔸 سال ۱۴۰۲ از هر لحاظ دارای اهمیت مضاعف است. آمار خط فقر تصویر وخیمتری را نشان میدهد، نرخ تورم در سالجاری به کانالهای بالاتر جهش یافته و رشد اقتصادی نیز به دالانهای پایینتر نزول کرده است.
🔸 به اعتقاد تحلیلگران، همگام با شرایط بینالمللی، دو نیرو در داخل ایران میتواند روشنکننده ابعاد مهمی از این پرسش باشد که «آینده ایران چه خواهد بود؟»: الگوی حکمرانی و سرمایه اجتماعی.
🔸 بودجه ۱۴۰۲ یکی از پرابهامترین بودجههای سنوات اخیر است. نرخ تورم فزاینده و آتیه کسبوکارها مبهم و مهآلود است. سیاستهای مالیاتی مناسب شرایط رکودی حاکم بر اقتصاد ایران نیست. کوچ منابع اقتصادی به پناهگاه داراییهای مولد و کوچ گسترده نیروی کار خبره در حال فزونی است. بحران آب هر روز جدیتر میشود و تجارت ایران به دلایل سیاسی آماده افزایش رقابت نیست.
🔸 «باشگاه اقتصاددانان» در آستانه سال جدید با تحلیلگران و اقتصاددانان سهپرسش را مطرح کرده است: اقتصاد ایران در سال ۱۴۰۲ احیا خواهد شد؟ آینده جامعه ایران چگونه ترسیم میشود؟ و در آخر تحولات سیاسی و محیطزیستی به کدام سمت حرکت خواهند کرد؟
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
yun.ir/7cikpa
🔸 سال ۱۴۰۲ از هر لحاظ دارای اهمیت مضاعف است. آمار خط فقر تصویر وخیمتری را نشان میدهد، نرخ تورم در سالجاری به کانالهای بالاتر جهش یافته و رشد اقتصادی نیز به دالانهای پایینتر نزول کرده است.
🔸 به اعتقاد تحلیلگران، همگام با شرایط بینالمللی، دو نیرو در داخل ایران میتواند روشنکننده ابعاد مهمی از این پرسش باشد که «آینده ایران چه خواهد بود؟»: الگوی حکمرانی و سرمایه اجتماعی.
🔸 بودجه ۱۴۰۲ یکی از پرابهامترین بودجههای سنوات اخیر است. نرخ تورم فزاینده و آتیه کسبوکارها مبهم و مهآلود است. سیاستهای مالیاتی مناسب شرایط رکودی حاکم بر اقتصاد ایران نیست. کوچ منابع اقتصادی به پناهگاه داراییهای مولد و کوچ گسترده نیروی کار خبره در حال فزونی است. بحران آب هر روز جدیتر میشود و تجارت ایران به دلایل سیاسی آماده افزایش رقابت نیست.
🔸 «باشگاه اقتصاددانان» در آستانه سال جدید با تحلیلگران و اقتصاددانان سهپرسش را مطرح کرده است: اقتصاد ایران در سال ۱۴۰۲ احیا خواهد شد؟ آینده جامعه ایران چگونه ترسیم میشود؟ و در آخر تحولات سیاسی و محیطزیستی به کدام سمت حرکت خواهند کرد؟
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
yun.ir/7cikpa
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
قطبنمای تجارت
دکتر حسین عباسی/ اقتصاددان
🖋 بر مبنای اصول اقتصاد، تجارت آزاد بر تجارت محدودشده ارجحیت دارد؛ چرا که رقابت ایجاد میکند. اگر به هر دلیلی -بیشتر به دلایل سیاسی و برخی دلایل اقتصادی- بنا باشد که محدودیتهای تجاری وضع شود، باید از محدودیتهای تعرفهای استفاده شود، نه ممنوعیت و محدودیت مقداری. نظریههای اقتصادی و تجربه کشورهای دیگر نشان میدهد که اگر تعرفههای مناسب اختیار شود و در طول زمان با نرخی مناسب کاهش یابد، میتواند عرصه اقتصاد را رقابتی کند.
🖋 حذف رقابت، به معنای امکان حذفشدن از بازار، سبب میشود که انگیزه افزایش کیفیت و کاهش هزینه از بین برود. ممنوعیت واردات و محدودیتهای مقداری از قبیل تعیین سقف واردات یا اعمال شرایطی سخت برای واردات، رقابت را حذف میکند و قدرت انتخاب مشتری را میگیرد. در حالی که واردات با تعرفه، همچنان به مشتریها این قدرت را میدهد که در صورتی که تولیدکننده نتواند کالایی را عرضه کند که کیفیتش با قیمتش متناسب باشد، او را با خرید کالای خارجی جریمه و از بازار بیرون کند.
🖋 تجربه نشان داده که دولت ایران به دلایل سیاسی در بسیاری از بازارها آماده کاهش دخالت و افزایش رقابت نیست. حتی اگر رفع تمامی محدودیتها در دیدگاه اقتصادی دولت نمیگنجد، میتواند در مورد برخی از کالاها که حساسیت کمتری نسبت به آنها وجود دارد تمامی دخالتها را رفع کند و به جای آن با اعمال نرخ تعرفه وارداتی شفاف و کاهنده در طول زمان رقابت را افزایش دهد. با شناسایی نقاط قوت و ضعف این سیاست و بهبود آن در نهایت میتوان آن را به سایر بخشهای اقتصاد هم تسری داد.
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3951151
دکتر حسین عباسی/ اقتصاددان
🖋 بر مبنای اصول اقتصاد، تجارت آزاد بر تجارت محدودشده ارجحیت دارد؛ چرا که رقابت ایجاد میکند. اگر به هر دلیلی -بیشتر به دلایل سیاسی و برخی دلایل اقتصادی- بنا باشد که محدودیتهای تجاری وضع شود، باید از محدودیتهای تعرفهای استفاده شود، نه ممنوعیت و محدودیت مقداری. نظریههای اقتصادی و تجربه کشورهای دیگر نشان میدهد که اگر تعرفههای مناسب اختیار شود و در طول زمان با نرخی مناسب کاهش یابد، میتواند عرصه اقتصاد را رقابتی کند.
🖋 حذف رقابت، به معنای امکان حذفشدن از بازار، سبب میشود که انگیزه افزایش کیفیت و کاهش هزینه از بین برود. ممنوعیت واردات و محدودیتهای مقداری از قبیل تعیین سقف واردات یا اعمال شرایطی سخت برای واردات، رقابت را حذف میکند و قدرت انتخاب مشتری را میگیرد. در حالی که واردات با تعرفه، همچنان به مشتریها این قدرت را میدهد که در صورتی که تولیدکننده نتواند کالایی را عرضه کند که کیفیتش با قیمتش متناسب باشد، او را با خرید کالای خارجی جریمه و از بازار بیرون کند.
🖋 تجربه نشان داده که دولت ایران به دلایل سیاسی در بسیاری از بازارها آماده کاهش دخالت و افزایش رقابت نیست. حتی اگر رفع تمامی محدودیتها در دیدگاه اقتصادی دولت نمیگنجد، میتواند در مورد برخی از کالاها که حساسیت کمتری نسبت به آنها وجود دارد تمامی دخالتها را رفع کند و به جای آن با اعمال نرخ تعرفه وارداتی شفاف و کاهنده در طول زمان رقابت را افزایش دهد. با شناسایی نقاط قوت و ضعف این سیاست و بهبود آن در نهایت میتوان آن را به سایر بخشهای اقتصاد هم تسری داد.
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3951151
روزنامه دنیای اقتصاد
قطبنمای تجارت
تجارت خارجی در اقتصاد ایران نیازمند استراتژی حسابشده است تا از چرخه تصمیمات روزمره خارج شود. اصلی را که این استراتژی باید بر آن استوار شود علم اقتصاد به ما میدهد. این اصل، رقابتافزایی است که کارآمدی و رفاه را افزایش میدهد. ابزاری هم که در دست تصمیمگیران…
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
⭕️ ایران دومین کشور متضرر از فیلترینگ در جهان
👈 محدوديتهاي اينترنتي با تحميل ضرر ۷۷۳ ميليون دلاري به کشور، ۸۱ درصد از کل جمعيت را تحت تاثير قرار داده است؛
👁🗨 آمارهای جدید موسسه تحقیقات آماری استاتیستا (Statista) با تایید ضررهای اقتصادی ناشی از محدودیتها و اختلالات اینترنتی، نشان میدهد که بهای این مسدودسازیها برای ایران در سال گذشته میلادی برابر ۷۷۳ میلیون دلار بوده است تا به این ترتیب ایران جایگاه دومین کشور جهان از این نظر را به خودش اختصاص بدهد.
👁🗨 به گواه این آمارها، چیزی در حدود ۸۲ درصد مردم ایران در یک سال گذشته تحت تاثیر ضررهای اقتصادی، آثار و تبعات ناشی از فیلترینگ قرار گرفتهاند و تمام اینها در حالی است که هیچ چشماندازی هم برای رفع این محدودیتها وجود ندارد.
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3951123
👈 محدوديتهاي اينترنتي با تحميل ضرر ۷۷۳ ميليون دلاري به کشور، ۸۱ درصد از کل جمعيت را تحت تاثير قرار داده است؛
👁🗨 آمارهای جدید موسسه تحقیقات آماری استاتیستا (Statista) با تایید ضررهای اقتصادی ناشی از محدودیتها و اختلالات اینترنتی، نشان میدهد که بهای این مسدودسازیها برای ایران در سال گذشته میلادی برابر ۷۷۳ میلیون دلار بوده است تا به این ترتیب ایران جایگاه دومین کشور جهان از این نظر را به خودش اختصاص بدهد.
👁🗨 به گواه این آمارها، چیزی در حدود ۸۲ درصد مردم ایران در یک سال گذشته تحت تاثیر ضررهای اقتصادی، آثار و تبعات ناشی از فیلترینگ قرار گرفتهاند و تمام اینها در حالی است که هیچ چشماندازی هم برای رفع این محدودیتها وجود ندارد.
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3951123
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
آتیه کسب و کارها
نیما نامداری/ تحلیلگر کسبوکار
🖌 راهبری یک کسبوکار خصوصی که بخواهد سالم کار کند این روزها به کاری توانفرسا تبدیل شده است. به گمان من ششتنگنای زیر بیشترین نقش را در این شرایط سخت دارند:
۱. تنگنای نیروی انسانی
۲. تنگنای نقدینگی
۳. تنگنای اقتصاد دستوری
۴. تنگنای فساد
۵. تنگنای تحریم
۶. تنگنای بطالت
🖌 شش تنگنای بالا مانند شش وجه مکعبی هستند که روزبهروز عرصه را بر مدیران کسبوکارهای ایرانی تنگتر میکنند. چهار تنگنای اول (نیروی انسانی، نقدینگی، اقتصاد دستوری و فساد) از چهار طرف به او فشار میآورند و فضای تحرکش را محدود میکنند، تنگنای پنجم یعنی تحریم، سقف را پایین آورده و مانع بالا رفتنش میشود و تنگنای ششم یعنی احساس بطالت زیر پایش را خالی میکند.
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3951148
نیما نامداری/ تحلیلگر کسبوکار
🖌 راهبری یک کسبوکار خصوصی که بخواهد سالم کار کند این روزها به کاری توانفرسا تبدیل شده است. به گمان من ششتنگنای زیر بیشترین نقش را در این شرایط سخت دارند:
۱. تنگنای نیروی انسانی
۲. تنگنای نقدینگی
۳. تنگنای اقتصاد دستوری
۴. تنگنای فساد
۵. تنگنای تحریم
۶. تنگنای بطالت
🖌 شش تنگنای بالا مانند شش وجه مکعبی هستند که روزبهروز عرصه را بر مدیران کسبوکارهای ایرانی تنگتر میکنند. چهار تنگنای اول (نیروی انسانی، نقدینگی، اقتصاد دستوری و فساد) از چهار طرف به او فشار میآورند و فضای تحرکش را محدود میکنند، تنگنای پنجم یعنی تحریم، سقف را پایین آورده و مانع بالا رفتنش میشود و تنگنای ششم یعنی احساس بطالت زیر پایش را خالی میکند.
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3951148
روزنامه دنیای اقتصاد
آتیه کسب و کارها
راهبری یک کسبوکار خصوصی که بخواهد سالم کار کند این روزها به کاری توانفرسا تبدیل شده است. به گمان من ششتنگنای زیر بیشترین نقش را در این شرایط سخت دارند:
✳️ چرخش شغلی
✅ داشتن كاركنان چند مهارته برای هر مدير و به طور كلی براي هر سيستم يك مزیت بزرگ محسوب میشود. وجود اين افراد در هر مجموعهای ميتواند موجب تسهيل و تسريع در امور و صرفهجويي در زمان و حتي در منابع شود.یکی از راههای تربیت اینگونه کارمندان، چرخش شغلی است. یعنی جابهجا کردن افراد در مشاغل و همگون كه با آنها آشنايي دارند.
برخی از مهارتهای چرخش شغلی:
🔹کمتر شدن خستگیهای ناشی از یکنواختی
چرخش شغلی باعث میشود کارمندان با چالشهای جدیدی روبهرو شوند و کمتر دچار خستگیهای ناشی از یکنواختی کار شوند.
🔹ارتقا پیدا کردن مهارتهای فردی
کارمندان در جایگاه جدید مهارتهای تازهای یادمیگیرند که هم به نفع شرکت است و هم باعث میشود افراد برای توسعه فردی نیاز به تغییر شغل نداشته باشند.
🔹پخش شدن فشار و استرس یک جایگاه شغلی بین چند نفر
برخی موقعیتهای شغلی فشار و استرس زیادی به کارکنان وارد میکند که در درازمدت تحمل آن برای یک نفر سخت است. چرخش شغلی کمک میکند این فشار همیشه روی یک نفر نباشد و در بازههای زمانی مختلف افراد به صورت چرخشی در آن جایگاه قرار بگیرند.
🔹یافتن مناسب ترین جایگاه شغلی برای کارمندان
چرخش شغلی کمک میکند توانایی کارمندان در انجام کارهای مختلف سنجیده شود و در نهایت در جایگاهی متناسب با توانمندیهایشان قرار بگیرند. این نکته یکی از مهمترین مواردی است که در وظایف محوله به کارمندان باید لحاظ شود و اموری که بیشتر در انها توانمند هستند به آنها سپرده شود تا خروجی مطلوبتری نیز برای شرکت داشته باشد.
🔹متوقف نشدن کارها در صورت غیبت برخی از کارمندان
زمانی که یکی از کارمندان به مرخصی میرود و یا شرکت را ترک میکند تا زمان پر شدن مجدد آن جایگاه بقیه افراد میتوانند جای خالی او را پر کنند و دردسری برای شرکت ایجاد نشود. این مسئله هم برای شرکت و هم برای کارمندان سودمند است تا هنگامی که مجبور هستند به مرخصی بروند از انجام امور محوله به آنها خیالشان راحت است.
✅ داشتن كاركنان چند مهارته برای هر مدير و به طور كلی براي هر سيستم يك مزیت بزرگ محسوب میشود. وجود اين افراد در هر مجموعهای ميتواند موجب تسهيل و تسريع در امور و صرفهجويي در زمان و حتي در منابع شود.یکی از راههای تربیت اینگونه کارمندان، چرخش شغلی است. یعنی جابهجا کردن افراد در مشاغل و همگون كه با آنها آشنايي دارند.
برخی از مهارتهای چرخش شغلی:
🔹کمتر شدن خستگیهای ناشی از یکنواختی
چرخش شغلی باعث میشود کارمندان با چالشهای جدیدی روبهرو شوند و کمتر دچار خستگیهای ناشی از یکنواختی کار شوند.
🔹ارتقا پیدا کردن مهارتهای فردی
کارمندان در جایگاه جدید مهارتهای تازهای یادمیگیرند که هم به نفع شرکت است و هم باعث میشود افراد برای توسعه فردی نیاز به تغییر شغل نداشته باشند.
🔹پخش شدن فشار و استرس یک جایگاه شغلی بین چند نفر
برخی موقعیتهای شغلی فشار و استرس زیادی به کارکنان وارد میکند که در درازمدت تحمل آن برای یک نفر سخت است. چرخش شغلی کمک میکند این فشار همیشه روی یک نفر نباشد و در بازههای زمانی مختلف افراد به صورت چرخشی در آن جایگاه قرار بگیرند.
🔹یافتن مناسب ترین جایگاه شغلی برای کارمندان
چرخش شغلی کمک میکند توانایی کارمندان در انجام کارهای مختلف سنجیده شود و در نهایت در جایگاهی متناسب با توانمندیهایشان قرار بگیرند. این نکته یکی از مهمترین مواردی است که در وظایف محوله به کارمندان باید لحاظ شود و اموری که بیشتر در انها توانمند هستند به آنها سپرده شود تا خروجی مطلوبتری نیز برای شرکت داشته باشد.
🔹متوقف نشدن کارها در صورت غیبت برخی از کارمندان
زمانی که یکی از کارمندان به مرخصی میرود و یا شرکت را ترک میکند تا زمان پر شدن مجدد آن جایگاه بقیه افراد میتوانند جای خالی او را پر کنند و دردسری برای شرکت ایجاد نشود. این مسئله هم برای شرکت و هم برای کارمندان سودمند است تا هنگامی که مجبور هستند به مرخصی بروند از انجام امور محوله به آنها خیالشان راحت است.
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
ایران، کدامین راه را خواهد پیمود؟
متین رمضانخواه/ پژوهشگر اجتماعی
🖊 «آینده ایران چه خواهد شد؟» به نظر میرسد همگام با شرایط بینالمللی، دو نیروی اصلی در درون کشور میتوانند روشنکننده ابعاد مهمی از پاسخ سوال باشند؛ الگوی حکمرانی و سرمایه اجتماعی.
🖊 در الگوی حمکرانی، باید به سراغ صاحبان قدرت برویم. دولت سیزدهم، اولین سال خود را در حالی پشت سر گذاشته که در طول این سال، اقتصاد ایران ضعیفترین روزهای خود را از سر گذارنده و هنوز بعد از گذشت یکسال و چند تغییر در ساختار کابینه، تغییرات هیاتدولت روی میز است؛ یک جنبش اجتماعی از شهریورماه سراسر کشور را درگیر کرده و حکومت با الگوهای مونولوگ با این جنبش مواجهه داشته است و جامعه ایران ملتهب است. الگوی یکدست بودن حاکمیت، یعنی قرابت سیاسی و فکری دولت و مجلس نیز خود به این بحران افزوده است.
🖊 رکن دوم، یعنی کاهش سرمایه اجتماعی و فقدان اعتماد، این وضعیت را تقویت میکند و به دولت اجازه نمیدهد که سیاستهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسیاش را با موفقیت پیش ببرد.
🖊 دولت جز آنکه در رکن الگوی حکمرانی نیازمند بهرهمندی از افراد متخصص و صاحبنظر است، در بعد سرمایه اجتماعی نیز نیازمند جامعهای است که سخنانش را صادق دانسته و او را صاحب صلاحیت در تعیین سیاستها و اجرای آنها بدانند؛ اما به گواه تمامی تحقیقات اجتماعی در دودهه گذشته، جامعه ایران هر روز بیش از قبل سرمایه و اعتماد اجتماعی خود را از دست داده و هشدار صاحبنظران نیز در جلوگیری از این روند موثر نبوده است...
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3951141
متین رمضانخواه/ پژوهشگر اجتماعی
🖊 «آینده ایران چه خواهد شد؟» به نظر میرسد همگام با شرایط بینالمللی، دو نیروی اصلی در درون کشور میتوانند روشنکننده ابعاد مهمی از پاسخ سوال باشند؛ الگوی حکمرانی و سرمایه اجتماعی.
🖊 در الگوی حمکرانی، باید به سراغ صاحبان قدرت برویم. دولت سیزدهم، اولین سال خود را در حالی پشت سر گذاشته که در طول این سال، اقتصاد ایران ضعیفترین روزهای خود را از سر گذارنده و هنوز بعد از گذشت یکسال و چند تغییر در ساختار کابینه، تغییرات هیاتدولت روی میز است؛ یک جنبش اجتماعی از شهریورماه سراسر کشور را درگیر کرده و حکومت با الگوهای مونولوگ با این جنبش مواجهه داشته است و جامعه ایران ملتهب است. الگوی یکدست بودن حاکمیت، یعنی قرابت سیاسی و فکری دولت و مجلس نیز خود به این بحران افزوده است.
🖊 رکن دوم، یعنی کاهش سرمایه اجتماعی و فقدان اعتماد، این وضعیت را تقویت میکند و به دولت اجازه نمیدهد که سیاستهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسیاش را با موفقیت پیش ببرد.
🖊 دولت جز آنکه در رکن الگوی حکمرانی نیازمند بهرهمندی از افراد متخصص و صاحبنظر است، در بعد سرمایه اجتماعی نیز نیازمند جامعهای است که سخنانش را صادق دانسته و او را صاحب صلاحیت در تعیین سیاستها و اجرای آنها بدانند؛ اما به گواه تمامی تحقیقات اجتماعی در دودهه گذشته، جامعه ایران هر روز بیش از قبل سرمایه و اعتماد اجتماعی خود را از دست داده و هشدار صاحبنظران نیز در جلوگیری از این روند موثر نبوده است...
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3951141
روزنامه دنیای اقتصاد
ایران، کدامین راه را خواهد پیمود؟
«آینده ایران چه خواهد شد؟» این سوالی است که در سال 1401 بیش از هر زمان دیگری به حوزه عمومی آمد و به سوالی روزانه تبدیل شد. در وضعیت پیچیده حوزه سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایران، میتوان از عوامل متعددی نام برد که مداخلهکنندگان مهم در این حوزهها…
✳️ حکایت نامه
روزی دو مرد جوان نزد استادی آمدند و از او پرسيدند: فاصله بين
🔸دچار يک مشکل شدن، تا يافتن راه حل براي آن مشکل، چقدراست؟
استاد اندکي تامل کرد و گفت:فاصله مشکل يک فرد و راه نجات او از آن مشکل براي هر شخصي به اندازه فاصله زانوی او تا زمين است!
آن دو مرد جوان گيج و آشفته از نزد او بيرون آمدند و در بيرون با هم به بحث و جدل پرداختند.
اولي گفت: من مطمئنم منظور استاد معرفت اين بوده است که بايد به جای روي زمين نشستن از جا برخاست و شخصا براي مشکل راه حلي پيدا کرد.
با يک جا نشستن و زانوي غم در آغوش گرفتن هيچ مشکلي حل نمی شود.
دومی کمي فکر کرد و گفت: اما اندرزهاي پيران معرفت معمولا بار معنايي عميق تري دارند و به اين راحتي قابل بيان نيستند.
آنچه تو مي گويي هزاران سال است که بر زبان همه جاري است و همه آن را مي دانند. استاد منظور ديگری داشت.
آن دو تصميم گرفتن نزد استاد بازگردند و از خود او معناي جمله اش را بپرسند. استاد با ديدن مجدد دو جوان لبخندي زد و گفت:
🔸 وقتي يک انسان دچار مشکل مي شود. بايد ابتدا خود را به نقطه صفربرساند. نقطه صفر وقتي است که انسان در مقابل کائنات و خالق هستي زانو مي زند و از او مدد می جويد.
بعد از اين نقطه صفر است که فرد مي تواند برپا خيزد و با اعتماد به همراهی کائنات دست به عمل زند .
بدون اين اعتماد و توکل براي هيچ مشکلي راه حل پيدا نخواهد شد .
باز هم مي گويم:
فاصله بين مشکلي که يک انسان دارد با راه چاره او ، فاصله بين زانوي او و زميني است که برآن ايستاده است!
روزی دو مرد جوان نزد استادی آمدند و از او پرسيدند: فاصله بين
🔸دچار يک مشکل شدن، تا يافتن راه حل براي آن مشکل، چقدراست؟
استاد اندکي تامل کرد و گفت:فاصله مشکل يک فرد و راه نجات او از آن مشکل براي هر شخصي به اندازه فاصله زانوی او تا زمين است!
آن دو مرد جوان گيج و آشفته از نزد او بيرون آمدند و در بيرون با هم به بحث و جدل پرداختند.
اولي گفت: من مطمئنم منظور استاد معرفت اين بوده است که بايد به جای روي زمين نشستن از جا برخاست و شخصا براي مشکل راه حلي پيدا کرد.
با يک جا نشستن و زانوي غم در آغوش گرفتن هيچ مشکلي حل نمی شود.
دومی کمي فکر کرد و گفت: اما اندرزهاي پيران معرفت معمولا بار معنايي عميق تري دارند و به اين راحتي قابل بيان نيستند.
آنچه تو مي گويي هزاران سال است که بر زبان همه جاري است و همه آن را مي دانند. استاد منظور ديگری داشت.
آن دو تصميم گرفتن نزد استاد بازگردند و از خود او معناي جمله اش را بپرسند. استاد با ديدن مجدد دو جوان لبخندي زد و گفت:
🔸 وقتي يک انسان دچار مشکل مي شود. بايد ابتدا خود را به نقطه صفربرساند. نقطه صفر وقتي است که انسان در مقابل کائنات و خالق هستي زانو مي زند و از او مدد می جويد.
بعد از اين نقطه صفر است که فرد مي تواند برپا خيزد و با اعتماد به همراهی کائنات دست به عمل زند .
بدون اين اعتماد و توکل براي هيچ مشکلي راه حل پيدا نخواهد شد .
باز هم مي گويم:
فاصله بين مشکلي که يک انسان دارد با راه چاره او ، فاصله بين زانوي او و زميني است که برآن ايستاده است!
👎1
✳️ چرا مجبوریم با سایه شخصیتی مان تعامل کنیم؟!
■بیشتر ما با این باور بزرگ شدهایم که آدمها، برخی ویژگیهای خوب و بد دارند و برای اینکه دیگران ما را قبول داشته باشند باید خودمان را از شر صفات بد رها سازیم یا آنها را پنهان کنیم. بدین ترتیب ما بخشی از وجود خود را نادیده میگیریم و سرکوب میکنیم. اما نتیجهی این کار، محروم ساختن خود از تعادل، یکپارچگی شخصیت و موهبتهای پنهان، در بخشِ تاریکِ وجودمان یعنی «سایهی شخصیت» است.
□کارل گوستاو یونگ، روانشناس سوئیسی، برای اولین بار مفهوم «سایهی شخصیت» را مطرح کرد. یونگ، واژهی «سایه» را برای اشاره به بخشهایی از شخصیت به کار برد که به دلیل ترس، جهل، خجالت طرد شدهاند. یونگ میگوید «سایه آن کسی است که شما نمیخواهید باشید.»
●سایهی شخصیت مثل نیمهی پنهان ماه است. سایه شامل جنبههای منفی و تاریک و حتی شیطانی وجود ماست که از نظر خانواده، دوستان، جامعه و حتی خودمان قابل پذیرش نیست. سایه بخشی از گذشتهی بدوی و اولیهی ماست؛ همان انسان وحشی، حقیر و همراه با حرص و آز، که دارای هیجانات عاطفی شدید و کنترلنشده است.
○سایه در اعماق آگاهی ما دفن شده است و ما یا دیگران مستقیما از آن آگاهی نداریم. اما پیام آن روشن است. هرگاه پیامهایی از قبیل «من خوب نیستم. من مشکل دارم. من دوستداشتنی نیستم. من شایستگی ندارم. من بیارزش هستم» را از بخشی پنهان در وجود خود دریافت کردید، بدانید که سایهتان با شما در حال حرف زدن است.
■به ۲ دلیل نباید سایه را سرکوب کرد:
▪︎تعادل و سلامت روانی ما در گرو آن است که بخش خودآگاه وجود ما و سایه بتوانند باهم زندگی کنند. بنابراین سرکوب سایه با قویتر کردن آن، تعادل روانی ما را بههم میزند و باعث بروز انواع ناهنجاریها و مشکلات روانی میشود.
▪︎سایه صرفا دارای جنبههای منفی نیست. همانطور که یونگ گفته است «اگر گرایشهای سرکوبشدهی سایه فقط بد بودند، مشکلی وجود نداشت. با اینکه سایه، عموما حقیر، ابتدایی، وحشی و غیرقابل پیشبینی است، اما بهطور مطلق بد نیست و دارای جنبههای مثبتی مثل صفات برجستهی کودکانه و معصومانه است که میتواند باعث ایجاد شور و حال و زیبایی در زندگی انسان شود.»
□شناخت سایه مستلزم دقیق شدن در وجود خویش است. برای تشخیص سایههای خود سعی کنید تا به این سؤالات فکر کنید و آنچه را که به ذهنتان میرسد، بنویسید:
▪︎از کدام ویژگیهای خودم، بدم میآید؟
▪︎میترسم دیگران چه مطالبی را درمورد من بفهمند؟
▪︎فهمیدن چه چیزی درمورد خودم، بیش از هر چیز برایم ترسناک است؟
▪︎کدام بخشهای وجود خود را نفی میکنم؟
▪︎پذیرش کدام ویژگیهایم، برایم مشکل است؟
▪︎از چه چیزی بیش از هر چیز میترسم؟
▪︎بزرگترین دروغی که تاکنون به خود یا دیگران گفتهام چیست؟
●معمولا هر آنچه در شخصیت دیگران موجب آزارمان میشود، بخشی از سایهی خودمان است. اغلب رنجش ما از افراد دیگر به علت مشکلی حلنشده در وجود خود ماست. هر قضاوتی که درمورد دیگران میکنیم معمولا فرافکنی آن چیزی است که در سایهی خودمان مخفی شده است. ما معمولا نقطهضعفهای خود را به دیگران نسبت میدهیم و مطالبی منفی که در مورد دیگران میگوییم، درواقع همان چیزهایی است که باید به خودمان بگوییم.
○وقتی درمورد دیگران پیشداوری میکنید، در حقیقت دارید در مورد خودتان پیشداوری میکنید. ما بیشتر سایههایمان را چنان مخفیانه از دید خود مخفی میکنیم که اگر پدیدهی فرافکنی وجود نداشت، شاید تمام عمر از نگاه ما مخفی میماندند. بنابراین به هرچه که درمورد دیگران میگویید یا میاندیشید، دقت کنید و سعی کنید تا آن ویژگیها را در خود تشخیص دهید.
■ما حتی قسمت روشن سایهی خود را نیز فرافکنی میکنیم. هر صفتی که در دیگران تحسین میکنید، چیزی است که بهطور بالقوه در شما وجود دارد و نیازمند توجه و شکوفایی است. اگر عظمتی مشاهده میکنید، در واقع عظمت خودتان است.
□بنابراین به هرچه که در دیگران به عنوان سرزنش یا تحسین نگاه میکنید، آنها را به عنوان سایههای تاریک یا روشن خود بپذیرید و سعی کنید که پیامشان را درک کنید. بدین ترتیب تولد بخشی جدید از وجود یکپارچهی خود را شاهد خواهید بود که به زندگی شما غنا و عظمت بیشتری میبخشد.
بازنشراز: گاهنامه مدیر
■بیشتر ما با این باور بزرگ شدهایم که آدمها، برخی ویژگیهای خوب و بد دارند و برای اینکه دیگران ما را قبول داشته باشند باید خودمان را از شر صفات بد رها سازیم یا آنها را پنهان کنیم. بدین ترتیب ما بخشی از وجود خود را نادیده میگیریم و سرکوب میکنیم. اما نتیجهی این کار، محروم ساختن خود از تعادل، یکپارچگی شخصیت و موهبتهای پنهان، در بخشِ تاریکِ وجودمان یعنی «سایهی شخصیت» است.
□کارل گوستاو یونگ، روانشناس سوئیسی، برای اولین بار مفهوم «سایهی شخصیت» را مطرح کرد. یونگ، واژهی «سایه» را برای اشاره به بخشهایی از شخصیت به کار برد که به دلیل ترس، جهل، خجالت طرد شدهاند. یونگ میگوید «سایه آن کسی است که شما نمیخواهید باشید.»
●سایهی شخصیت مثل نیمهی پنهان ماه است. سایه شامل جنبههای منفی و تاریک و حتی شیطانی وجود ماست که از نظر خانواده، دوستان، جامعه و حتی خودمان قابل پذیرش نیست. سایه بخشی از گذشتهی بدوی و اولیهی ماست؛ همان انسان وحشی، حقیر و همراه با حرص و آز، که دارای هیجانات عاطفی شدید و کنترلنشده است.
○سایه در اعماق آگاهی ما دفن شده است و ما یا دیگران مستقیما از آن آگاهی نداریم. اما پیام آن روشن است. هرگاه پیامهایی از قبیل «من خوب نیستم. من مشکل دارم. من دوستداشتنی نیستم. من شایستگی ندارم. من بیارزش هستم» را از بخشی پنهان در وجود خود دریافت کردید، بدانید که سایهتان با شما در حال حرف زدن است.
■به ۲ دلیل نباید سایه را سرکوب کرد:
▪︎تعادل و سلامت روانی ما در گرو آن است که بخش خودآگاه وجود ما و سایه بتوانند باهم زندگی کنند. بنابراین سرکوب سایه با قویتر کردن آن، تعادل روانی ما را بههم میزند و باعث بروز انواع ناهنجاریها و مشکلات روانی میشود.
▪︎سایه صرفا دارای جنبههای منفی نیست. همانطور که یونگ گفته است «اگر گرایشهای سرکوبشدهی سایه فقط بد بودند، مشکلی وجود نداشت. با اینکه سایه، عموما حقیر، ابتدایی، وحشی و غیرقابل پیشبینی است، اما بهطور مطلق بد نیست و دارای جنبههای مثبتی مثل صفات برجستهی کودکانه و معصومانه است که میتواند باعث ایجاد شور و حال و زیبایی در زندگی انسان شود.»
□شناخت سایه مستلزم دقیق شدن در وجود خویش است. برای تشخیص سایههای خود سعی کنید تا به این سؤالات فکر کنید و آنچه را که به ذهنتان میرسد، بنویسید:
▪︎از کدام ویژگیهای خودم، بدم میآید؟
▪︎میترسم دیگران چه مطالبی را درمورد من بفهمند؟
▪︎فهمیدن چه چیزی درمورد خودم، بیش از هر چیز برایم ترسناک است؟
▪︎کدام بخشهای وجود خود را نفی میکنم؟
▪︎پذیرش کدام ویژگیهایم، برایم مشکل است؟
▪︎از چه چیزی بیش از هر چیز میترسم؟
▪︎بزرگترین دروغی که تاکنون به خود یا دیگران گفتهام چیست؟
●معمولا هر آنچه در شخصیت دیگران موجب آزارمان میشود، بخشی از سایهی خودمان است. اغلب رنجش ما از افراد دیگر به علت مشکلی حلنشده در وجود خود ماست. هر قضاوتی که درمورد دیگران میکنیم معمولا فرافکنی آن چیزی است که در سایهی خودمان مخفی شده است. ما معمولا نقطهضعفهای خود را به دیگران نسبت میدهیم و مطالبی منفی که در مورد دیگران میگوییم، درواقع همان چیزهایی است که باید به خودمان بگوییم.
○وقتی درمورد دیگران پیشداوری میکنید، در حقیقت دارید در مورد خودتان پیشداوری میکنید. ما بیشتر سایههایمان را چنان مخفیانه از دید خود مخفی میکنیم که اگر پدیدهی فرافکنی وجود نداشت، شاید تمام عمر از نگاه ما مخفی میماندند. بنابراین به هرچه که درمورد دیگران میگویید یا میاندیشید، دقت کنید و سعی کنید تا آن ویژگیها را در خود تشخیص دهید.
■ما حتی قسمت روشن سایهی خود را نیز فرافکنی میکنیم. هر صفتی که در دیگران تحسین میکنید، چیزی است که بهطور بالقوه در شما وجود دارد و نیازمند توجه و شکوفایی است. اگر عظمتی مشاهده میکنید، در واقع عظمت خودتان است.
□بنابراین به هرچه که در دیگران به عنوان سرزنش یا تحسین نگاه میکنید، آنها را به عنوان سایههای تاریک یا روشن خود بپذیرید و سعی کنید که پیامشان را درک کنید. بدین ترتیب تولد بخشی جدید از وجود یکپارچهی خود را شاهد خواهید بود که به زندگی شما غنا و عظمت بیشتری میبخشد.
بازنشراز: گاهنامه مدیر
👍2❤1
✳️ ایران مطلوب من این شکلی است! ایران شما چه شکلی است؟
■رویا داشتن حق ماست. هیچ کس نمی تواند این حق را از ما بگیرد. همه ما از بالاترین مقامات تا شهروندان معمولی از وضعیت موجود راضی نیستیم. فقط مشکل اینجاست که تصویر روشن و مشترکی از آینده نداریم. بدیهی است که همه ما امنیت، ثروت و آرامش و مسکن و خانواده خوب می خواهیم. بنابراین تکرار این ها دردی را دوا نمی کند. باید کمی شفاف تر از آینده صحبت کنیم.
□من رویاهایی دارم برای آینده ایران. می خواهم رویاهایم را بنویسم. تعداد گزاره ها خیلی زیاد بود. فعلا در بیست گزاره محدود کردم.
۱. در ایران مطلوب من یک یهودی می تواند رئیس بانک مرکزی باشد، یک مسیحی می تواند وزیر بهداشت باشد، یک سنی مذهب وزیر راه، یک کویتی الاصل وزیر نفت و یک تاجیکی الاصل وزیر آموزش و پرورش. سازوکار اطمینان بخشی وجود دارد که نه مذهب نه نژاد نه محل تولد هیچ کدام مانعی برای خدمت به ايران و ایرانی نیست.
۲. در ایران مطلوب من، ۹۰٪ شرکت های بزرگ و ۹۵٪ دانشگاه ها کاملا مردمی هستند. این گونه اهل کسب و کار (مدیران و کارآفرینان) و اهل اندیشه (دانشگاهیان و حوزویان) هیچگونه وام دار و حقوق بگیر دولت نیستند و همین باعث می شود که آزاد و خلاق و موثر باشند و نه محافظه کار و معیشت اندیش.
۳.در دبستان ها آموزش می دهیم که جهان دوست ماست و ما با جهان تعامل می کنیم مگر اينکه خلافش ثابت شود. در ايران مطلوب من به جای «نه شرقی نه غربی»، می گوییم «هم شرقی هم غربی». یعنی حداکثر استفاده از هر چه در غرب و شرق هست برای توسعه ایران.
۴.در ایران مطلوب من، انتخاب دین و دین ورزی آزاد است. اخلاق به عنوان فصل مشترک ادیان و انسانیت به شدت ترویج می شود. تک تک ادیان هم به راحتی تبلیغ و ترویج می شوند و در این تنوع و رنگارنگی دین داری آزادنه رخ می دهد.
۵. فقط یک کانال تلویزیونی دولتی و یک کانال رادیویی دولتی وجود دارد و یک روزنامه دولتی و ما بقی همه خصوصی هستند.
۶.در ایران مطلوب من هر کسی به جرم اقدام علیه امنیت ملی متهم شد در دادگاهی با هیات منصفه مردمي رایش صادر می شود به عبارت دیگر این مردمند که می گویند که کار فلانی آیا خلاف امنیت ملی بود یا نه. مرجع تشخیص خلاف امنیت ملی، مردم خواهند بود.
۷. در ایران مطلوب من، پارلمان دوسطحی داریم (مانند بسیاری از کشورهای دنیا، مجلس سنا داریم که به دور از هیجان و محلی گرایی نگاه بلندمدت و ملی دارد و جلوی طرح های پوپولیستی را می گیرد) و این ظرفیت وجود دارد که دست کم نیمی از پارلمان را زنان تشکیل دهند.
۸.در ايران مطلوب من، در کنار دموکراسی نمایندگی (=انتخابات)، دموکراسی مستقیم (رفراندوم) نیز وجود دارد و سالانه یک رفراندوم برگزار می شود و در هر رفراندم، چند تصمیم مهم به همه پرسی گذاشته می شود.
۹.در ایران مطلوب من، حسن شریعت مداری و حسین شریعت مداری، حسن عباسی و عباس عبدی همه آزاد و محترمند برای بیان نظرات شان. تا زمانی که دست به اسلحه نبرده اند و یا دروغ نگفته اند و یا ترویج خشونت نکرده اند. آزادی مسوولانه فراگیر مبنای گفتگوی اجتماعی ماست.
۱۰. در ايران مطلوب من، انتخابات مجلس به گونه ای است که مردم به احزاب شناسنامه دار و ریشه دار رای می دهند و یا افرادی که توسط احزاب پیشنهاد می شوند و نه به لیست های ناشناخته ای که شب قبل از انتخابات به ناگاه مانند قارچ از زمین می رویند. احزاب می مانند و پاسخگو هستند افراد می آیند و می روند و دست ما هم به ایشان نمی رسد.
۱۱. در ايران مطلوب من سرمایه گذاران، کارخانه داران، کارآفرینان نه زالو هستند و نه زالو صفت. سوخت موتور رشدند و هر چه سود کسب کنند در چارچوب اخلاق و قانون، نوش جانشان. کارآفرین و سرمایه گذار حرمت دارد و سرمایه امنیت.
۱۲. در ايران مطلوب من تمام پرداخت های ما به دولت (مالیات و عوارض) مبتنی بر اطلاعات و شرایط ما منصفانه است و تمام دریافتی های ما از دولت (یارانه و کمک) بر اساس اطلاعات و شرایط اختصاصی. دولت با چشمان کور نه یارانه می دهد و نه مالیات می ستاند. کشورداری مبتنی بر داده!
۱۳. در ایران مطلوب من تامین آموزش و بهداشت به عهده دولت است اما تولید آن نه. دولت سازوکارهای تولید خدمات آموزشی و بهداشتی را تضمین می کند ولی تولید آن بر عهده دولت نیست. دولتی که خودش بهداشت و آموزش ارایه کند هیچ گاه داور و ناظر بی طرفی نیست. چون اگر نقصی باشد خودش مقصر است آنگاه به چه کسی باید شکایت برد؟
۱۴. در ایران مطلوب من قیمت گذاری دولتی نه یکباره که به صورت تدریجی رو به کاهش است. قیمت همه چیز واقعی خواهد شد به ویژه برق، گاز، آب، نفت، بنزین و نان و دارو و ارز و کار. برای همه این ها، بازارهای متشکل، منصفانه، شفاف و رقابتی شکل خواهد گرفت. این باعث می شود اولا: همه به اندازه و درست مصرف کنیم.
■رویا داشتن حق ماست. هیچ کس نمی تواند این حق را از ما بگیرد. همه ما از بالاترین مقامات تا شهروندان معمولی از وضعیت موجود راضی نیستیم. فقط مشکل اینجاست که تصویر روشن و مشترکی از آینده نداریم. بدیهی است که همه ما امنیت، ثروت و آرامش و مسکن و خانواده خوب می خواهیم. بنابراین تکرار این ها دردی را دوا نمی کند. باید کمی شفاف تر از آینده صحبت کنیم.
□من رویاهایی دارم برای آینده ایران. می خواهم رویاهایم را بنویسم. تعداد گزاره ها خیلی زیاد بود. فعلا در بیست گزاره محدود کردم.
۱. در ایران مطلوب من یک یهودی می تواند رئیس بانک مرکزی باشد، یک مسیحی می تواند وزیر بهداشت باشد، یک سنی مذهب وزیر راه، یک کویتی الاصل وزیر نفت و یک تاجیکی الاصل وزیر آموزش و پرورش. سازوکار اطمینان بخشی وجود دارد که نه مذهب نه نژاد نه محل تولد هیچ کدام مانعی برای خدمت به ايران و ایرانی نیست.
۲. در ایران مطلوب من، ۹۰٪ شرکت های بزرگ و ۹۵٪ دانشگاه ها کاملا مردمی هستند. این گونه اهل کسب و کار (مدیران و کارآفرینان) و اهل اندیشه (دانشگاهیان و حوزویان) هیچگونه وام دار و حقوق بگیر دولت نیستند و همین باعث می شود که آزاد و خلاق و موثر باشند و نه محافظه کار و معیشت اندیش.
۳.در دبستان ها آموزش می دهیم که جهان دوست ماست و ما با جهان تعامل می کنیم مگر اينکه خلافش ثابت شود. در ايران مطلوب من به جای «نه شرقی نه غربی»، می گوییم «هم شرقی هم غربی». یعنی حداکثر استفاده از هر چه در غرب و شرق هست برای توسعه ایران.
۴.در ایران مطلوب من، انتخاب دین و دین ورزی آزاد است. اخلاق به عنوان فصل مشترک ادیان و انسانیت به شدت ترویج می شود. تک تک ادیان هم به راحتی تبلیغ و ترویج می شوند و در این تنوع و رنگارنگی دین داری آزادنه رخ می دهد.
۵. فقط یک کانال تلویزیونی دولتی و یک کانال رادیویی دولتی وجود دارد و یک روزنامه دولتی و ما بقی همه خصوصی هستند.
۶.در ایران مطلوب من هر کسی به جرم اقدام علیه امنیت ملی متهم شد در دادگاهی با هیات منصفه مردمي رایش صادر می شود به عبارت دیگر این مردمند که می گویند که کار فلانی آیا خلاف امنیت ملی بود یا نه. مرجع تشخیص خلاف امنیت ملی، مردم خواهند بود.
۷. در ایران مطلوب من، پارلمان دوسطحی داریم (مانند بسیاری از کشورهای دنیا، مجلس سنا داریم که به دور از هیجان و محلی گرایی نگاه بلندمدت و ملی دارد و جلوی طرح های پوپولیستی را می گیرد) و این ظرفیت وجود دارد که دست کم نیمی از پارلمان را زنان تشکیل دهند.
۸.در ايران مطلوب من، در کنار دموکراسی نمایندگی (=انتخابات)، دموکراسی مستقیم (رفراندوم) نیز وجود دارد و سالانه یک رفراندوم برگزار می شود و در هر رفراندم، چند تصمیم مهم به همه پرسی گذاشته می شود.
۹.در ایران مطلوب من، حسن شریعت مداری و حسین شریعت مداری، حسن عباسی و عباس عبدی همه آزاد و محترمند برای بیان نظرات شان. تا زمانی که دست به اسلحه نبرده اند و یا دروغ نگفته اند و یا ترویج خشونت نکرده اند. آزادی مسوولانه فراگیر مبنای گفتگوی اجتماعی ماست.
۱۰. در ايران مطلوب من، انتخابات مجلس به گونه ای است که مردم به احزاب شناسنامه دار و ریشه دار رای می دهند و یا افرادی که توسط احزاب پیشنهاد می شوند و نه به لیست های ناشناخته ای که شب قبل از انتخابات به ناگاه مانند قارچ از زمین می رویند. احزاب می مانند و پاسخگو هستند افراد می آیند و می روند و دست ما هم به ایشان نمی رسد.
۱۱. در ايران مطلوب من سرمایه گذاران، کارخانه داران، کارآفرینان نه زالو هستند و نه زالو صفت. سوخت موتور رشدند و هر چه سود کسب کنند در چارچوب اخلاق و قانون، نوش جانشان. کارآفرین و سرمایه گذار حرمت دارد و سرمایه امنیت.
۱۲. در ايران مطلوب من تمام پرداخت های ما به دولت (مالیات و عوارض) مبتنی بر اطلاعات و شرایط ما منصفانه است و تمام دریافتی های ما از دولت (یارانه و کمک) بر اساس اطلاعات و شرایط اختصاصی. دولت با چشمان کور نه یارانه می دهد و نه مالیات می ستاند. کشورداری مبتنی بر داده!
۱۳. در ایران مطلوب من تامین آموزش و بهداشت به عهده دولت است اما تولید آن نه. دولت سازوکارهای تولید خدمات آموزشی و بهداشتی را تضمین می کند ولی تولید آن بر عهده دولت نیست. دولتی که خودش بهداشت و آموزش ارایه کند هیچ گاه داور و ناظر بی طرفی نیست. چون اگر نقصی باشد خودش مقصر است آنگاه به چه کسی باید شکایت برد؟
۱۴. در ایران مطلوب من قیمت گذاری دولتی نه یکباره که به صورت تدریجی رو به کاهش است. قیمت همه چیز واقعی خواهد شد به ویژه برق، گاز، آب، نفت، بنزین و نان و دارو و ارز و کار. برای همه این ها، بازارهای متشکل، منصفانه، شفاف و رقابتی شکل خواهد گرفت. این باعث می شود اولا: همه به اندازه و درست مصرف کنیم.