✳️ چگونه راحتتر به تیم خود اجازه تصمیمگیری دهیم؟
دادن استقلال به کارکنان برای تصمیمگیری و حل مشکلات برای نوآوری، عملکرد بهتر و ایجاد انگیزه در تیم شما بسیار مهم است. اما برای بسیاری از مدیران، اعتماد به توانایی تیم برای مدیریت خود فقط در حرف اسان است نه در عمل! نشریه هاروارد بیزنس ریویو نحوه آمادگی ذهنی برای تفویض اختیار به تیم تحت مدیریتتان را تشریح کرده است:
به آنچه در گذشته رخ داده وباعث شده است شما به افراد اجازه تصمیمگیری ندهید، فکر کنید. آیا یک شکست خاص شما را آزار میدهد؟ آیا ذاتاً فردی کنترلکننده هستید؟ وقتی در گذشته تفویض اختیار کردید چه احساساتی داشتید و چه چیزی میتوانید از آنها بیاموزید؟ در مرحله بعد، برای انتقال تدریجی مسئولیتها برنامهریزی کنید. با دادن اختیار برای تصمیمات کم خطر به افراد توانا شروع کنید. این رویکرد به شما کمک میکند تا قبل از اینکه مسئولیتها را بهطور گستردهتر تقسیم کنید، بهعنوان یک نماینده – و به کارمندانتان بهعنوان تصمیمگیرنده – اعتماد کنید. به این به عنوان فرصتی برای رشد فکر کنید. همانطور که به عنوان یک مدیر پیشرفت میکنید، طبیعی است که تمرکز خود را از تصمیمات کوچک پیش پا افتاده به تصمیمات تصویری بزرگتر تغییر دهید که استراتژی، نوآوری و رشد را مشخص میکند. این مسئولیتهای جدیدتر و با ریسک بالاتر را بپذیرید. در نهایت، به خود یادآوری کنید که افزایش استقلال برای روحیه تیم شما خوب است. بهترین مدیران به افراد خود فرصتهایی میدهند تا بینشهای خود را توسعه دهند و از آنها استفاده کنند.
منبع: HBR
دادن استقلال به کارکنان برای تصمیمگیری و حل مشکلات برای نوآوری، عملکرد بهتر و ایجاد انگیزه در تیم شما بسیار مهم است. اما برای بسیاری از مدیران، اعتماد به توانایی تیم برای مدیریت خود فقط در حرف اسان است نه در عمل! نشریه هاروارد بیزنس ریویو نحوه آمادگی ذهنی برای تفویض اختیار به تیم تحت مدیریتتان را تشریح کرده است:
به آنچه در گذشته رخ داده وباعث شده است شما به افراد اجازه تصمیمگیری ندهید، فکر کنید. آیا یک شکست خاص شما را آزار میدهد؟ آیا ذاتاً فردی کنترلکننده هستید؟ وقتی در گذشته تفویض اختیار کردید چه احساساتی داشتید و چه چیزی میتوانید از آنها بیاموزید؟ در مرحله بعد، برای انتقال تدریجی مسئولیتها برنامهریزی کنید. با دادن اختیار برای تصمیمات کم خطر به افراد توانا شروع کنید. این رویکرد به شما کمک میکند تا قبل از اینکه مسئولیتها را بهطور گستردهتر تقسیم کنید، بهعنوان یک نماینده – و به کارمندانتان بهعنوان تصمیمگیرنده – اعتماد کنید. به این به عنوان فرصتی برای رشد فکر کنید. همانطور که به عنوان یک مدیر پیشرفت میکنید، طبیعی است که تمرکز خود را از تصمیمات کوچک پیش پا افتاده به تصمیمات تصویری بزرگتر تغییر دهید که استراتژی، نوآوری و رشد را مشخص میکند. این مسئولیتهای جدیدتر و با ریسک بالاتر را بپذیرید. در نهایت، به خود یادآوری کنید که افزایش استقلال برای روحیه تیم شما خوب است. بهترین مدیران به افراد خود فرصتهایی میدهند تا بینشهای خود را توسعه دهند و از آنها استفاده کنند.
منبع: HBR
👌2
📌ابرقدرتها در برابر ایران
✍️ دکتر محمود سریع القلم
🔹در وضعیت پرآشوب فعلی در منطقه و در چنین وضعیت بیثباتی که روابط بینالمللی دارد ایران به این نتیجه رسیده است که نباید اهرم انرژی هستهای را به راحتی از دست بدهد. اگر ایران بخواهد برجام جدیدی امضا کند، باید برنامهی هستهای خود را با شدت و نظارت بالاتری در اختیار سازمان بینالمللی انرژی اتمی در وین بگذارد. ممکن است غرب مقداری امکانات مالی به ایران بدهد اما مشکل آنجا خواهد بود که بهرهبرداری از برجام نیز نیاز به تأیید FATF توسط ایران دارد. امضای برجامِ دو، برای این که ایران بتواند استفادهی اقتصادی، مالی و بانکی از آن کند فینفسه کافی نیست.
🔹محاسباتی در ایران وجود دارد با این ذهنیت که اصلاً برجام را هم امضا کنیم؛ چه سودی برای ما خواهد داشت؟ امضای FATF مخالفان جدی در کشور دارد و مخالفت با آن حتا از برجام هم جدیتر است. از این رو،غربیها به این نتیجه رسیدهاند که ایران، علاقه ندارد برجامِ یک احیا شود و به برجامِ دویی دل بسته است که شرایطِ تحقق آن حداقل برای امریکاییها امکانپذیر نیست. این تئوری هم وجود دارد که مطرح کردن تقاضاهای جدید از طرف ایران، بهانهای است برای جلوگیری از امضای برجامِ دو تا اصلاً برجام جدیدی امضا نشود. ایران میگوید میخواهم مذاکره کنم و هر چقدر هم زمان لازم باشد به مذاکرات اختصاص خواهم داد، ولی تقاضاهای جدیدی دارم؛ با این فرض که امریکاییها نمیتوانند این تقاضاها را محقق کنند و ما زمان خواهیم خرید.
🔹این محاسبه نیز در ایران وجود دارد که میتوان مبلغ چهل تا پنجاه میلیارد دلار لازم برای ادارهی کشور را بدون برجام و از طریق مراودات محدود کنونی با کشورهایی چون عراق، امارات، چین، هند و برخی کشورهای آسیای مرکزی تأمین کرد. در حالی که اگر برجام را امضا کنیم، اهرم هستهای را از دست میدهیم و برنامهی هستهای باید برای یک دهۀ آینده، زیر نظارت ماهوارهای، دیجیتالی و مستقیم غرب باشد. با این مفروض، امریکاییها و اروپاییها به این نتیجه رسیدهاند که ایران در مذاکرات جدی نیست و پلن B را در قضیهی برنامهی هستهای ایران فعال کردهاند. مطابق این پلن، امریکاییها نخست وزیر جدید عراق را متقاعد کردهاند تا مانع انتقال ارز از عراق به ایران شده و فشار زیادی روی ترکیه گذاشته تا مانع مراودهی اقتصادی ترکیه با ایران شوند. اقتصاد ایران برای چینیها در بهترین شرایط، بیشتر از یک بازار بیست تا سی میلیارد دلاری نیست. مزیت نسبی ایران، نفت و گاز و پتروشیمی است که دیگر کشورهای خلیج فارس هم این امکانات را دارند. ضمن این که چینیها رابطهی نفت و گاز با روسیه هم دارند و با تخفیف زیاد از روسیه انرژی فسیلی میخرند. پلن B این است که ایران بیشتر زیر فشار باشد؛ چینی ها در سیاست ابهام و گیج کردن طرف مقابل بسیارهنرمندند. تصور می کنم اصل توافق اخیر میان ایران و عربستان، به نیاز شدید ایران به کاهش نقش مستقیم و غیر مستقیم مالی، سیاسی و تشکیلاتی ریاض درامور امنیت داخلی و جنگ رسانه ای و سایبری اوپوزیسیون ایران داشته باشد. هم اکنون هیچ کشوری به اندازۀ عربستان علیه ایران، پول خرج نمی کند. قطب نمای جهان عرب، عربستان است. اگر کشوری با عربستان، روابط مثبتی نداشته باشد، با کل دنیای عرب مشکل خواهد داشت
🔹در چند سال اخیر، بهخصوص بعد از خروج امریکا از برجام، روابط ایران با روسیه از حالت موردی و تفاهمی به حالت استراتژیک تغییر پیدا کرده است. حتا تا قبل از این که چینیها از ایران قدری فاصله بگیرند، ایران به چین صرفاً بهعنوان شریک تجاری پایاپای نگاه میکرد؛ نه شریک سیاسی و امنیتی. اما ایران نگاهی استراتژیک در روابط با روسیه دارد. این درحالی است که روسیه وارد دوره درازمدت از بیثباتی اقتصادی-سیاسی-داخلی شده است. روابط ایران و روسیه به ظاهر از جنس تسلیحاتی است و ایران در دستیابی به 500 پهپاد به روسیه کمک کرده و ادامه دارد. با این حال، لایهی نظامی، لایهی بیرونی روابط ایران و روسیه است. لایهی اصلی، روابط سیاسی ایران و روسیه است و شاید ایران احساس میکند در تثبیت ساختار آیندۀ سیاسی به مسکو نیاز دارد. ایران به این فکر است که شریک قابل اتکایی در آینده به لحاظ سیاسی داشته باشد که در امنیت ملی کشور و شورای امنیت سازمان ملل به درد بخورد . شاید اصل قضیه، اتکا به روسیه در دورههای انتقالی در آیندهی ایران باشد.
🔹وضعیت در ایران، نشاندهندهی این واقعیت است که رابطهي ایران با جهان امنیتی شده است. واکنشهای مقامهای اروپایی به ایران، بهخاطر فضاسازیهای جدید و افکار عمومی است و شاخه ای از فعال شدن Plan Bاست.
✍️ دکتر محمود سریع القلم
🔹در وضعیت پرآشوب فعلی در منطقه و در چنین وضعیت بیثباتی که روابط بینالمللی دارد ایران به این نتیجه رسیده است که نباید اهرم انرژی هستهای را به راحتی از دست بدهد. اگر ایران بخواهد برجام جدیدی امضا کند، باید برنامهی هستهای خود را با شدت و نظارت بالاتری در اختیار سازمان بینالمللی انرژی اتمی در وین بگذارد. ممکن است غرب مقداری امکانات مالی به ایران بدهد اما مشکل آنجا خواهد بود که بهرهبرداری از برجام نیز نیاز به تأیید FATF توسط ایران دارد. امضای برجامِ دو، برای این که ایران بتواند استفادهی اقتصادی، مالی و بانکی از آن کند فینفسه کافی نیست.
🔹محاسباتی در ایران وجود دارد با این ذهنیت که اصلاً برجام را هم امضا کنیم؛ چه سودی برای ما خواهد داشت؟ امضای FATF مخالفان جدی در کشور دارد و مخالفت با آن حتا از برجام هم جدیتر است. از این رو،غربیها به این نتیجه رسیدهاند که ایران، علاقه ندارد برجامِ یک احیا شود و به برجامِ دویی دل بسته است که شرایطِ تحقق آن حداقل برای امریکاییها امکانپذیر نیست. این تئوری هم وجود دارد که مطرح کردن تقاضاهای جدید از طرف ایران، بهانهای است برای جلوگیری از امضای برجامِ دو تا اصلاً برجام جدیدی امضا نشود. ایران میگوید میخواهم مذاکره کنم و هر چقدر هم زمان لازم باشد به مذاکرات اختصاص خواهم داد، ولی تقاضاهای جدیدی دارم؛ با این فرض که امریکاییها نمیتوانند این تقاضاها را محقق کنند و ما زمان خواهیم خرید.
🔹این محاسبه نیز در ایران وجود دارد که میتوان مبلغ چهل تا پنجاه میلیارد دلار لازم برای ادارهی کشور را بدون برجام و از طریق مراودات محدود کنونی با کشورهایی چون عراق، امارات، چین، هند و برخی کشورهای آسیای مرکزی تأمین کرد. در حالی که اگر برجام را امضا کنیم، اهرم هستهای را از دست میدهیم و برنامهی هستهای باید برای یک دهۀ آینده، زیر نظارت ماهوارهای، دیجیتالی و مستقیم غرب باشد. با این مفروض، امریکاییها و اروپاییها به این نتیجه رسیدهاند که ایران در مذاکرات جدی نیست و پلن B را در قضیهی برنامهی هستهای ایران فعال کردهاند. مطابق این پلن، امریکاییها نخست وزیر جدید عراق را متقاعد کردهاند تا مانع انتقال ارز از عراق به ایران شده و فشار زیادی روی ترکیه گذاشته تا مانع مراودهی اقتصادی ترکیه با ایران شوند. اقتصاد ایران برای چینیها در بهترین شرایط، بیشتر از یک بازار بیست تا سی میلیارد دلاری نیست. مزیت نسبی ایران، نفت و گاز و پتروشیمی است که دیگر کشورهای خلیج فارس هم این امکانات را دارند. ضمن این که چینیها رابطهی نفت و گاز با روسیه هم دارند و با تخفیف زیاد از روسیه انرژی فسیلی میخرند. پلن B این است که ایران بیشتر زیر فشار باشد؛ چینی ها در سیاست ابهام و گیج کردن طرف مقابل بسیارهنرمندند. تصور می کنم اصل توافق اخیر میان ایران و عربستان، به نیاز شدید ایران به کاهش نقش مستقیم و غیر مستقیم مالی، سیاسی و تشکیلاتی ریاض درامور امنیت داخلی و جنگ رسانه ای و سایبری اوپوزیسیون ایران داشته باشد. هم اکنون هیچ کشوری به اندازۀ عربستان علیه ایران، پول خرج نمی کند. قطب نمای جهان عرب، عربستان است. اگر کشوری با عربستان، روابط مثبتی نداشته باشد، با کل دنیای عرب مشکل خواهد داشت
🔹در چند سال اخیر، بهخصوص بعد از خروج امریکا از برجام، روابط ایران با روسیه از حالت موردی و تفاهمی به حالت استراتژیک تغییر پیدا کرده است. حتا تا قبل از این که چینیها از ایران قدری فاصله بگیرند، ایران به چین صرفاً بهعنوان شریک تجاری پایاپای نگاه میکرد؛ نه شریک سیاسی و امنیتی. اما ایران نگاهی استراتژیک در روابط با روسیه دارد. این درحالی است که روسیه وارد دوره درازمدت از بیثباتی اقتصادی-سیاسی-داخلی شده است. روابط ایران و روسیه به ظاهر از جنس تسلیحاتی است و ایران در دستیابی به 500 پهپاد به روسیه کمک کرده و ادامه دارد. با این حال، لایهی نظامی، لایهی بیرونی روابط ایران و روسیه است. لایهی اصلی، روابط سیاسی ایران و روسیه است و شاید ایران احساس میکند در تثبیت ساختار آیندۀ سیاسی به مسکو نیاز دارد. ایران به این فکر است که شریک قابل اتکایی در آینده به لحاظ سیاسی داشته باشد که در امنیت ملی کشور و شورای امنیت سازمان ملل به درد بخورد . شاید اصل قضیه، اتکا به روسیه در دورههای انتقالی در آیندهی ایران باشد.
🔹وضعیت در ایران، نشاندهندهی این واقعیت است که رابطهي ایران با جهان امنیتی شده است. واکنشهای مقامهای اروپایی به ایران، بهخاطر فضاسازیهای جدید و افکار عمومی است و شاخه ای از فعال شدن Plan Bاست.
✳️ قدرت کلام ما یعنی همه چیز…
آنها را میخوانیم و مینویسیم، به آنها فکر میکنیم، آنها را میبینیم و در ذهن خود بازخوانیشان میکنیم. دلیل اینکه بر واژگان و انتخاب آنها تأکید میشود به خاطر موجی است که هر یک از واژگان از خود ساطع می کنند.
آنها را میخوانیم و مینویسیم، به آنها فکر میکنیم، آنها را میبینیم و در ذهن خود بازخوانیشان میکنیم. دلیل اینکه بر واژگان و انتخاب آنها تأکید میشود به خاطر موجی است که هر یک از واژگان از خود ساطع می کنند.
📌 سزای آنکه زیاد میدانست!
🔹۲۸ سال پیش، که خدا نخستین فرزندمان را به من و همسرم داد، زیاد او را نزد دکتر اطفال میبردیم، بدون آنکه بیمار باشد.
یکبار به دکتر بسیار دانایی که نزدش میرفتیم گفتم، دکتر چهکار کنیم فرزندمان خیلی باهوش، خیلی خلاق، خیلی دانا شود!
دکتر با سکوت نگاهم کرد، خنده تلخی کرد و گفت میدانی فرزند باهوش پدر باهوش میخواهد، محیط باهوش میخواهد، امکانات باهوشها را میخواهد.
ظرف یک دقیقه قانع شدم...
گفتم دکتر نمیخواهم فردا زندگی برای فرزندم سخت شود. بگذار مثل خودم خنگ باشد!
دوست خوبم دکتر مهدی رهبری، رتبه اول دوره دکترای دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران بود، خیلی میفهمید، خیلی با احساس بود، وقتی فارغالتحصیل شد کمتر همدیگر را میدیدیم، و من نمیدانستم با اینکه استاد دانشگاه شده، چه روزگار سختی به او میگذرد.
برای دوست مشترکمان دکتر حافظیان نوشته بود میخواهد برود آنجا (بلاد کفر!). دکتر حسین به او میگوید؛ آنهمه درس خواندی، آنهمه استعداد داری، بیایی اینجا، بروی رستوران ظرف بشویی؟
مهدی گفته بود بهخدا میروم!
آنطوری برایم راحتتر است.
چند هفته بعد مهدی پیدا شد، وقتی نفس نمیکشید.
او نمیدانست چه غمی در دل من و حسین میکارد. چه چنگی میزند بر وجدان خواب رفته ما، که از دردهای هم بیخبر مانده بودیم.
همان موقع من در تهران با سمندم که بعداً از کار ایستاد، مسافرکشی میکردم.
برایش نوشته بودم؛ مهدی، میآمدی تهران، با هم میرفتیم مسافرکشی، تو با ماشین خودت، من با ماشین خودم...
شب مینشستیم با هم، من از خاطرات مسافرانم میگفتم تو از مسافرانت، و کلی کِیف میکردیم...
اما مهدی دیگر رفته بود.
از دیروز که شنیدهام کیومرث پوراحمد هم مرگ را انتخاب کرد و رفت، حالم خوب نیست.
نویسندگان و کارگردانها دنیای متفاوتی دارند، آنها با کل جامعه در ارتباطند، ابعادی از زندگیها را میبینند که ما هرگز نمیبینیم. روحهای لطیفی دارند. مگر میشود قصههای مجید را ساخت و با کل مردم ایران ارتباط برقرار کرد و ایران را نشناخت.
مگر میشود اتوبوس شب را ساخت، که هر با ببینیاش، برایت تازگی داشته باشد و از دیدنش سیر نشوی، و زیادی باهوش نباشی، و زیادی فهمیده نباشی، زیادی بزرگ نباشی... و همۀ دردها را با تمام وجودت حس نکرده باشی.
مگر میشود مجید را بگویی نگاه تسبیح معلم خشمگینش بکند، آب دهانش را قورت بدهد و همه چیز را فراموش کند.
و ندانی چه میگویی.
کیومرث پور احمد خیلی میفهمید.
خیلی میفهمید...
همین شد وقتی هشت صفحه قبل از مرگش نوشت، پلیس گفت آن نوشه نزد آنهاست و نمیتوانند نشان دیگران بدهند.
شاید نقشه ساخت بمب اتم بوده!
من میدانم چرا کیومرث، قهرمان قصههای نوجوانی ما، نخواست با قرص خودکشی کند، با مرگی آسان برود!
چرا خودش را به دار آویخت...
او خواست بازیگر نقشش باشد
خودش را برد در قصههایش
قصه مردی که خیلی میدانست
مردی که نمیتوانست همه چیز را بگوید
قصه مردی که هیچکس درکش نمیکرد
قصه مردی که حس میکرد پاییز آمده...
و هنر شده اسباب قدرت
و بیهنران نشستهاند به بام
و بیگناهان را به آسانی به دار میکشند!
کیومرث پور احمد دو ماه پیش دلیلش را برای تحریم جشنواره فیلم فجر حکومتی نوشته بود؛
این جشنواره در سالهای اخیر برای من هیچ اهمیتی نداشته، خصوصا در این سال "دردناک". او پرسیده بود در این شرایط با این جوانان و مردم مظلوم کدام جشن را میخواهید برگزار کنید.
و تهران را ترک کرده بود.
و حاکمیت بیهنر در روزنامه حکومتی جوان پاسخش را داده بود؛ که "تو اصلا کی هستی، تو اصلا چه ارزشی داری؟ همان بهتر که تو در جشنواره نباشی...."
روزنامه جوان خطاب به پور احمد عزیز و دلشکسته، و هنرمند بزرگ ایران نوشت:
"چرا باید شما اینقدر خود را مهم فرض کنی که یک جشنواره که متعلق به کل مردم، کل سرزمین، کل حاکمیت و کل هنرمندان است، برای شما مهم باشد یا نباشد؟! درستش این است که شما برای جشنواره فجر و برای کلیت فرهنگ ایرانی و در مقابل یک کل، اهمیتی ندارید. این را درک کنید و از این تبختر و منمن کردن بپرهیزید."
حالا کیومرث پور احمد رفته
رفته تا در کشور جا باز شود برای بیهنران
میخواهد داستانش را بنویسد
برای ما
برای ما که نمیدانم دانایی چه سخت است
ما که نمیدانیم زندگی با شرافت چقدر مشکل است
ما که نمیدانیم هنرمند بودن بین بیهنران
اصلا ساده نیست
چه دردناک است...
رفته باز داستان بنویسد برای ما
ما که درکش نمیکردیم...
✍️رحیم قمیشی
🔹۲۸ سال پیش، که خدا نخستین فرزندمان را به من و همسرم داد، زیاد او را نزد دکتر اطفال میبردیم، بدون آنکه بیمار باشد.
یکبار به دکتر بسیار دانایی که نزدش میرفتیم گفتم، دکتر چهکار کنیم فرزندمان خیلی باهوش، خیلی خلاق، خیلی دانا شود!
دکتر با سکوت نگاهم کرد، خنده تلخی کرد و گفت میدانی فرزند باهوش پدر باهوش میخواهد، محیط باهوش میخواهد، امکانات باهوشها را میخواهد.
ظرف یک دقیقه قانع شدم...
گفتم دکتر نمیخواهم فردا زندگی برای فرزندم سخت شود. بگذار مثل خودم خنگ باشد!
دوست خوبم دکتر مهدی رهبری، رتبه اول دوره دکترای دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران بود، خیلی میفهمید، خیلی با احساس بود، وقتی فارغالتحصیل شد کمتر همدیگر را میدیدیم، و من نمیدانستم با اینکه استاد دانشگاه شده، چه روزگار سختی به او میگذرد.
برای دوست مشترکمان دکتر حافظیان نوشته بود میخواهد برود آنجا (بلاد کفر!). دکتر حسین به او میگوید؛ آنهمه درس خواندی، آنهمه استعداد داری، بیایی اینجا، بروی رستوران ظرف بشویی؟
مهدی گفته بود بهخدا میروم!
آنطوری برایم راحتتر است.
چند هفته بعد مهدی پیدا شد، وقتی نفس نمیکشید.
او نمیدانست چه غمی در دل من و حسین میکارد. چه چنگی میزند بر وجدان خواب رفته ما، که از دردهای هم بیخبر مانده بودیم.
همان موقع من در تهران با سمندم که بعداً از کار ایستاد، مسافرکشی میکردم.
برایش نوشته بودم؛ مهدی، میآمدی تهران، با هم میرفتیم مسافرکشی، تو با ماشین خودت، من با ماشین خودم...
شب مینشستیم با هم، من از خاطرات مسافرانم میگفتم تو از مسافرانت، و کلی کِیف میکردیم...
اما مهدی دیگر رفته بود.
از دیروز که شنیدهام کیومرث پوراحمد هم مرگ را انتخاب کرد و رفت، حالم خوب نیست.
نویسندگان و کارگردانها دنیای متفاوتی دارند، آنها با کل جامعه در ارتباطند، ابعادی از زندگیها را میبینند که ما هرگز نمیبینیم. روحهای لطیفی دارند. مگر میشود قصههای مجید را ساخت و با کل مردم ایران ارتباط برقرار کرد و ایران را نشناخت.
مگر میشود اتوبوس شب را ساخت، که هر با ببینیاش، برایت تازگی داشته باشد و از دیدنش سیر نشوی، و زیادی باهوش نباشی، و زیادی فهمیده نباشی، زیادی بزرگ نباشی... و همۀ دردها را با تمام وجودت حس نکرده باشی.
مگر میشود مجید را بگویی نگاه تسبیح معلم خشمگینش بکند، آب دهانش را قورت بدهد و همه چیز را فراموش کند.
و ندانی چه میگویی.
کیومرث پور احمد خیلی میفهمید.
خیلی میفهمید...
همین شد وقتی هشت صفحه قبل از مرگش نوشت، پلیس گفت آن نوشه نزد آنهاست و نمیتوانند نشان دیگران بدهند.
شاید نقشه ساخت بمب اتم بوده!
من میدانم چرا کیومرث، قهرمان قصههای نوجوانی ما، نخواست با قرص خودکشی کند، با مرگی آسان برود!
چرا خودش را به دار آویخت...
او خواست بازیگر نقشش باشد
خودش را برد در قصههایش
قصه مردی که خیلی میدانست
مردی که نمیتوانست همه چیز را بگوید
قصه مردی که هیچکس درکش نمیکرد
قصه مردی که حس میکرد پاییز آمده...
و هنر شده اسباب قدرت
و بیهنران نشستهاند به بام
و بیگناهان را به آسانی به دار میکشند!
کیومرث پور احمد دو ماه پیش دلیلش را برای تحریم جشنواره فیلم فجر حکومتی نوشته بود؛
این جشنواره در سالهای اخیر برای من هیچ اهمیتی نداشته، خصوصا در این سال "دردناک". او پرسیده بود در این شرایط با این جوانان و مردم مظلوم کدام جشن را میخواهید برگزار کنید.
و تهران را ترک کرده بود.
و حاکمیت بیهنر در روزنامه حکومتی جوان پاسخش را داده بود؛ که "تو اصلا کی هستی، تو اصلا چه ارزشی داری؟ همان بهتر که تو در جشنواره نباشی...."
روزنامه جوان خطاب به پور احمد عزیز و دلشکسته، و هنرمند بزرگ ایران نوشت:
"چرا باید شما اینقدر خود را مهم فرض کنی که یک جشنواره که متعلق به کل مردم، کل سرزمین، کل حاکمیت و کل هنرمندان است، برای شما مهم باشد یا نباشد؟! درستش این است که شما برای جشنواره فجر و برای کلیت فرهنگ ایرانی و در مقابل یک کل، اهمیتی ندارید. این را درک کنید و از این تبختر و منمن کردن بپرهیزید."
حالا کیومرث پور احمد رفته
رفته تا در کشور جا باز شود برای بیهنران
میخواهد داستانش را بنویسد
برای ما
برای ما که نمیدانم دانایی چه سخت است
ما که نمیدانیم زندگی با شرافت چقدر مشکل است
ما که نمیدانیم هنرمند بودن بین بیهنران
اصلا ساده نیست
چه دردناک است...
رفته باز داستان بنویسد برای ما
ما که درکش نمیکردیم...
✍️رحیم قمیشی
👍1
📌 به مناسبت صعود ۱۲ رتبهای کشور عراق در شاخص ترکیبی توسعه
🔹در میان تحلیلها و محاسبات شاخص ترکیبی توسعه، صعود ۱۲ پلهای کشور عراق بسیار چشمگیر بوده است. از آنجا که عراق طی دو دهه گذشته با چالشهای بسیاری مواجه بوده و ثبات سیاسی و اقتصادی بالایی هم نداشته است، زمانی که در شاخص ترکیبی توسعه یکی از کشورهای دارای بیشترین صعود در طول یکسال قرار میگیرد، بهنظر میرسد که راه و ریل خود را پیدا کرده است و میتوان آینده بسیار خوبی را برای آن پیشبینی کرد.
کشور عراق با ۴۰ میلیون جمعیت بهلحاظ بزرگی اقتصادی در رتبه ۴۹ جهان قرار دارد و از نظر درآمد سرانه نیز جزء کشورهایی با درآمد متوسط به پایین و در رتبه ۱۲۰ از ۱۹۰ کشور طبقهبندی شده است. عراق برحسب شاخص ترکیبی توسعه در همه ابعاد، در سال ۲۰۲۱ میان ۱۵۴ کشور در رتبه ۱۲۲ قرار داشت و ۱۷ رتبه پایینتر از ایران (جایگاه ۱۰۵) بود. اما این کشور در سال ۲۰۲۲ به رتبه ۱۱۰ صعود کرده است و ۷ رتبه بالاتر از ایران قرار گرفته است. در طول سالی که گذشت شاخص ترکیبی توسعه در همه ابعاد در کشور عراق ۸% رشد داشته است. سؤال این است که کشور عراق در کدامیک از ابعاد توسعه خوب عمل کرده است که توانسته وضعیت توسعه خود را بهبود بخشد؟
کشور عراق در طول یکسال توانسته است۲۰% وضعیت سیاسی خود را بهبود بخشد. بنابراین اصلیترین تغییری که باعث بهبود وضعیت توسعه کشور عراق شده است، تغییرات سیاسی بوده است. بعد از آن کاهش آسیبهای زیستمحیطی در طول سال گذشته نسبت به قبل بهطور چشمگیری ارتقاء یافته است. نهایتاً عملکرد خوب عراق در توسعه اجتماعی و فردی نیز به ایجاد مکملهای لازم برای توسعه همهجانبه کمک کرده است.
در منظر سیاسی، امنیت و ثبات سیاسی ۱۹ درصد و سلامت سیاسی نیز ۱۲ درصد رشد داشتهاند. در این بحث هم شاخص فساد و هم درک فساد هر دو بهبود را تجربه کردهاند. جالب اینکه در منظر سیاسی، آزادیهای مدنی مانند آزادی بیان و آزادی رسانهها در طول سال گذشته بسیار افزایش داشتهاند. در منظر اجتماعی با اینکه ایمنی و امنیت اجتماعی و همچنین برابری اجتماعی بیشتر شده است، برابری سلامت و برابری آموزشی اصلیترین بهبودها در این بخش بودهاند. بهنظر می رسد در طول سال گذشته سرمایهاجتماعی در عراق کمی کاهش یافته است. از نظر فردی دسترسی به امکانات اولیه بهشدت افزایش یافته است و ارتقای بخش فردی از همین بهبود در دسترسی ناشی میشود. در این منظر کیفیت آب آشامیدنی و کیفیت تغذیه بهبود یافته است و درصد افرادی که از سوءتغذیه رنج میبرند نیز بسیار کاهش یافته است. در بعد زیستمحیطی، هم آلودگیها و انتشار گارهای گلخانهای نسبت به سال قبل کمتر شده و هم مدیریت منابع بهبود یافته است.
در مجموع بهنظر میرسد کشور عراق پس از دوران سخت سیاسی و اجتماعی خود برای بازگشت دوباره به ریل توسعه و قرار گرفتن در بین کشورهای در آستانه توسعه تلاش میکند. هرچند هنوز به این دسته کشورها نرسیده است و زیرساختهای سیاسی و اجتماعی بیشتری لازم دارد که بتواند در دسته سوم قرار گیرد، بااینحال مسیر خود را یافته است. مسیر قرارگرفتن بر ریل توسعه برای کشور عراق از بهبود نقاط ضعف این کشور در منظر سیاسی و اجتماعی میگذرد و بنابراین تمرکز ویژه این کشور بر ایجاد بیشتر ثبات و امنیت سیاسی و اجتماعی بوده است و رشد بسیار قابل ملاحظهای را در این بخشها شاهد بودهایم. همچنین برای کاهش فقر و گرسنگی اقدامات اخیر این کشور مفید بوده است و توانسته بهبود کمی را در این بخش ایجاد کند. بهنظر میرسد اگر کشور عراق بتواند چند سال پیوسته و پیاپی ثبات سیاسی را حفظ کند و امنیت را در کشور خود برقرار کند، با ورود سرمایهگذاریهای خارجی و کاهش ریسک میتواند مسیر توسعه اقتصادی خود را نیز آغاز کند. اما همانطور که مسئولان این کشور بهدرستی تشخیص دادهاند، امنیت و ثبات سیاسی و اجتماعی و ایجاد برابری و آزادیهای اجتماعی و تداوم آن اولویت اصلی این کشور برای ایجاد محیطی مناسب و مطلوب برای توسعه اقتصادی است.
✍️ دکتر مرتضی درخشان
🔹در میان تحلیلها و محاسبات شاخص ترکیبی توسعه، صعود ۱۲ پلهای کشور عراق بسیار چشمگیر بوده است. از آنجا که عراق طی دو دهه گذشته با چالشهای بسیاری مواجه بوده و ثبات سیاسی و اقتصادی بالایی هم نداشته است، زمانی که در شاخص ترکیبی توسعه یکی از کشورهای دارای بیشترین صعود در طول یکسال قرار میگیرد، بهنظر میرسد که راه و ریل خود را پیدا کرده است و میتوان آینده بسیار خوبی را برای آن پیشبینی کرد.
کشور عراق با ۴۰ میلیون جمعیت بهلحاظ بزرگی اقتصادی در رتبه ۴۹ جهان قرار دارد و از نظر درآمد سرانه نیز جزء کشورهایی با درآمد متوسط به پایین و در رتبه ۱۲۰ از ۱۹۰ کشور طبقهبندی شده است. عراق برحسب شاخص ترکیبی توسعه در همه ابعاد، در سال ۲۰۲۱ میان ۱۵۴ کشور در رتبه ۱۲۲ قرار داشت و ۱۷ رتبه پایینتر از ایران (جایگاه ۱۰۵) بود. اما این کشور در سال ۲۰۲۲ به رتبه ۱۱۰ صعود کرده است و ۷ رتبه بالاتر از ایران قرار گرفته است. در طول سالی که گذشت شاخص ترکیبی توسعه در همه ابعاد در کشور عراق ۸% رشد داشته است. سؤال این است که کشور عراق در کدامیک از ابعاد توسعه خوب عمل کرده است که توانسته وضعیت توسعه خود را بهبود بخشد؟
کشور عراق در طول یکسال توانسته است۲۰% وضعیت سیاسی خود را بهبود بخشد. بنابراین اصلیترین تغییری که باعث بهبود وضعیت توسعه کشور عراق شده است، تغییرات سیاسی بوده است. بعد از آن کاهش آسیبهای زیستمحیطی در طول سال گذشته نسبت به قبل بهطور چشمگیری ارتقاء یافته است. نهایتاً عملکرد خوب عراق در توسعه اجتماعی و فردی نیز به ایجاد مکملهای لازم برای توسعه همهجانبه کمک کرده است.
در منظر سیاسی، امنیت و ثبات سیاسی ۱۹ درصد و سلامت سیاسی نیز ۱۲ درصد رشد داشتهاند. در این بحث هم شاخص فساد و هم درک فساد هر دو بهبود را تجربه کردهاند. جالب اینکه در منظر سیاسی، آزادیهای مدنی مانند آزادی بیان و آزادی رسانهها در طول سال گذشته بسیار افزایش داشتهاند. در منظر اجتماعی با اینکه ایمنی و امنیت اجتماعی و همچنین برابری اجتماعی بیشتر شده است، برابری سلامت و برابری آموزشی اصلیترین بهبودها در این بخش بودهاند. بهنظر می رسد در طول سال گذشته سرمایهاجتماعی در عراق کمی کاهش یافته است. از نظر فردی دسترسی به امکانات اولیه بهشدت افزایش یافته است و ارتقای بخش فردی از همین بهبود در دسترسی ناشی میشود. در این منظر کیفیت آب آشامیدنی و کیفیت تغذیه بهبود یافته است و درصد افرادی که از سوءتغذیه رنج میبرند نیز بسیار کاهش یافته است. در بعد زیستمحیطی، هم آلودگیها و انتشار گارهای گلخانهای نسبت به سال قبل کمتر شده و هم مدیریت منابع بهبود یافته است.
در مجموع بهنظر میرسد کشور عراق پس از دوران سخت سیاسی و اجتماعی خود برای بازگشت دوباره به ریل توسعه و قرار گرفتن در بین کشورهای در آستانه توسعه تلاش میکند. هرچند هنوز به این دسته کشورها نرسیده است و زیرساختهای سیاسی و اجتماعی بیشتری لازم دارد که بتواند در دسته سوم قرار گیرد، بااینحال مسیر خود را یافته است. مسیر قرارگرفتن بر ریل توسعه برای کشور عراق از بهبود نقاط ضعف این کشور در منظر سیاسی و اجتماعی میگذرد و بنابراین تمرکز ویژه این کشور بر ایجاد بیشتر ثبات و امنیت سیاسی و اجتماعی بوده است و رشد بسیار قابل ملاحظهای را در این بخشها شاهد بودهایم. همچنین برای کاهش فقر و گرسنگی اقدامات اخیر این کشور مفید بوده است و توانسته بهبود کمی را در این بخش ایجاد کند. بهنظر میرسد اگر کشور عراق بتواند چند سال پیوسته و پیاپی ثبات سیاسی را حفظ کند و امنیت را در کشور خود برقرار کند، با ورود سرمایهگذاریهای خارجی و کاهش ریسک میتواند مسیر توسعه اقتصادی خود را نیز آغاز کند. اما همانطور که مسئولان این کشور بهدرستی تشخیص دادهاند، امنیت و ثبات سیاسی و اجتماعی و ایجاد برابری و آزادیهای اجتماعی و تداوم آن اولویت اصلی این کشور برای ایجاد محیطی مناسب و مطلوب برای توسعه اقتصادی است.
✍️ دکتر مرتضی درخشان