💢 *باکلاس های بی شخصیت*
✍️مجتبی لشکربلوکی
♈️ما در جامعهمان یک مشکل جدید پیدا کردهایم. افرادی هستند که ظاهرشان کاملا امروزی، مدرن و کار درست است اما بیشخصیت هستند. این افراد دست کم شش ويژگی دارند:
1️⃣ *این افراد ساعت لاکچری دارند اما ....*
این افراد ساعت های لاکچری و گران قیمت میبندند مانند برموند، شوپارد، امگا، پیاژه، رولکس. اما تفاوت بین 8 تا 8:15 را نمیدانند. ساعت را نه برای آن تایم (سروقت) بودن و مدیریت بهینه وقت خودشان و دیگران، بلکه برای زینت میبنندند. بدقولاند. در هر جلسهای دیر میرسند. به قولشان وفا نمیکنند. تفاوت 60 دقیقه و 61 دقیقه را درک نمی کنند و بابت تاخیر خجالت نمیکشند.
2️⃣ *مدرک دانشگاهی عالی دارند اما ....*
این افراد مدرک دانشگاهی دارند، اما سطح تحلیلشان، سطح نگاهشان، با یک فرد فاقد تحصیلات دانشگاهی هیچ تفاوتی نمیکند. این افراد عاجزند از اینکه بر اساس یک مدل، یک تئوری، یک چهارچوب فکری روشن صحبت و تحلیل کنند. از آن بدتر دارای ثبات فکری نیستند و چون چارچوب فکری منسجم ندارند به تناسب شرایط، حس و حال و مخاطب، افکار و مواضع خود را تغییر میدهند. در یک گفتگوی یک ساعته سه موضع متفاوت راجع به یک موضوع میگیرند چرخشهای 180 درجهای در کمتر از 15 دقیقه!
3️⃣ *این افراد ماشین های گران قیمت سوار می شوند اما ....*
این افراد ماشین های گران قیمت عمدتا خارجی دارند. اما توجه ندارند که صدای ضبطشان را در محدوده خودروی خود نگاه دارند. آن قدر با شخصیت نیستند که برای خانمی که کودکش را بغل کرده ماشین را کاملا متوقف کنند تا با خیال راحت از خیابان رد شود. خیابان را سطل آشغال خود فرض میکنند و ته سیگارشان را به راحتی در سطل آشغال شخصیشان (همان خیابان عمومی شهر) میاندازند و علایم و خطوط راهنمایی و رانندگی را چیزهای زایدی میدانند.
4️⃣ *این افراد خوش صحبت هستند و خوش محضر اما ...*
این افراد از واژههای امروزی استفاده میکنند. علاوه بر اینکه خوب و سلیس صحبت میکنند، زبان خارجی هم بلدند و از برخی اصطلاحات زبان خارجی هم استفاده میکنند، اما دایره واژگان آنها شامل برخی واژه ها نمیشود، آنها بلد نیستند بگویند اشتباه کردم، نمیتوانند بگویند من این موضوع را بلد نیستم و نمیدانم. بلد نیستند بگویند فعلا حرفی ندارم باید مطالعه کنم و یا باید فکر کنم.
5️⃣ *این افراد سفر خارجی میروند اما ...*
این ها درآمدشان و سبک زندگی و کارشان به گونهای است که سفر خارج میروند. اما بلد نیستند که آداب خوب، افکار خوب، رفتارهای پسندیده را با خود به هدیه بیاورند. آن ها فقط سرکوفت، حسرت، مرغ همسایه غاز است را برای ما تکرار میکنند.
6️⃣ *این افراد گوشیهای به روز دارند اما ....*
این ها گوشی های گران قیمت دارند، همچنین شماره گوشیهایشان نیز رُند است اما سواد رسانهای ندارند، هر مطلبی را میخوانند. هر مطلبی را فوروارد میکنند. تفاوت یک رخداد واقعی و یک رخداد رسانهای را نمیدانند. متوجه نیستند که رسانهها چگونه اطلاعات را به صورت نامحسوس دستکاری میکنند. از آن مهمتر در زمینه رعایت مالکیت معنوی از هفت دولت آزاد هستند و دزدی محتوا و مطلب میکنند.
♈️آنچه گفتم را همه ما کمابیش داریم. حالا یکی هست که همه این ويژگی ها را دارد و دیگری ممکن است دو تا را داشته باشد. ما برای آنکه توسعه یافته شویم، نیازمند انسان.هایی هستیم که روی شخصیتشان کار کردهاند به عبارتی دیگر توسعه یافتهاند. ما زمانی توسعه خواهیم یافت که:
♈️فرق هشت و هشت و ربع را بفهمیم.
♈️قاعده مند فکر و گفتگو (دیالوگ) کنیم.
♈️در زندگی جمعی، انضباط رفتاری نشان دهیم (نمونه اش انضباط ترافیکی)
♈️همانگونه که پول و وسایل و دوچرخه کسی را نمیدزدیم، مطلب و نوشته و ایده و نقاشی دیگران را ندزدیم.
♈️بیاموزیم که خجالت نکشیم و بگوییم «بلد نیستم، باید کمی فکر کنم، دانش من در این زمینه ناقص است و نمیدانم!»
♈️کشورهای پیشرفته را نقد کنیم، حسرت و سرکوفت و ناامیدی را پشت سر بگذاریم و آنچه خوب است را برای کشور خود برداریم.
♈️ساعت باکلاس، سفر خارجی، مدرک دانشگاهی، گوشیهای آخرین مدل و ماشین گران قیمت، توسعه نمیآفریند. برای حرکت باثبات و پایدار به سمت توسعه یافتگی، به ذهنیت توسعه یافته و شخصیت توسعه یافته نیازمندیم.
✍️مجتبی لشکربلوکی
♈️ما در جامعهمان یک مشکل جدید پیدا کردهایم. افرادی هستند که ظاهرشان کاملا امروزی، مدرن و کار درست است اما بیشخصیت هستند. این افراد دست کم شش ويژگی دارند:
1️⃣ *این افراد ساعت لاکچری دارند اما ....*
این افراد ساعت های لاکچری و گران قیمت میبندند مانند برموند، شوپارد، امگا، پیاژه، رولکس. اما تفاوت بین 8 تا 8:15 را نمیدانند. ساعت را نه برای آن تایم (سروقت) بودن و مدیریت بهینه وقت خودشان و دیگران، بلکه برای زینت میبنندند. بدقولاند. در هر جلسهای دیر میرسند. به قولشان وفا نمیکنند. تفاوت 60 دقیقه و 61 دقیقه را درک نمی کنند و بابت تاخیر خجالت نمیکشند.
2️⃣ *مدرک دانشگاهی عالی دارند اما ....*
این افراد مدرک دانشگاهی دارند، اما سطح تحلیلشان، سطح نگاهشان، با یک فرد فاقد تحصیلات دانشگاهی هیچ تفاوتی نمیکند. این افراد عاجزند از اینکه بر اساس یک مدل، یک تئوری، یک چهارچوب فکری روشن صحبت و تحلیل کنند. از آن بدتر دارای ثبات فکری نیستند و چون چارچوب فکری منسجم ندارند به تناسب شرایط، حس و حال و مخاطب، افکار و مواضع خود را تغییر میدهند. در یک گفتگوی یک ساعته سه موضع متفاوت راجع به یک موضوع میگیرند چرخشهای 180 درجهای در کمتر از 15 دقیقه!
3️⃣ *این افراد ماشین های گران قیمت سوار می شوند اما ....*
این افراد ماشین های گران قیمت عمدتا خارجی دارند. اما توجه ندارند که صدای ضبطشان را در محدوده خودروی خود نگاه دارند. آن قدر با شخصیت نیستند که برای خانمی که کودکش را بغل کرده ماشین را کاملا متوقف کنند تا با خیال راحت از خیابان رد شود. خیابان را سطل آشغال خود فرض میکنند و ته سیگارشان را به راحتی در سطل آشغال شخصیشان (همان خیابان عمومی شهر) میاندازند و علایم و خطوط راهنمایی و رانندگی را چیزهای زایدی میدانند.
4️⃣ *این افراد خوش صحبت هستند و خوش محضر اما ...*
این افراد از واژههای امروزی استفاده میکنند. علاوه بر اینکه خوب و سلیس صحبت میکنند، زبان خارجی هم بلدند و از برخی اصطلاحات زبان خارجی هم استفاده میکنند، اما دایره واژگان آنها شامل برخی واژه ها نمیشود، آنها بلد نیستند بگویند اشتباه کردم، نمیتوانند بگویند من این موضوع را بلد نیستم و نمیدانم. بلد نیستند بگویند فعلا حرفی ندارم باید مطالعه کنم و یا باید فکر کنم.
5️⃣ *این افراد سفر خارجی میروند اما ...*
این ها درآمدشان و سبک زندگی و کارشان به گونهای است که سفر خارج میروند. اما بلد نیستند که آداب خوب، افکار خوب، رفتارهای پسندیده را با خود به هدیه بیاورند. آن ها فقط سرکوفت، حسرت، مرغ همسایه غاز است را برای ما تکرار میکنند.
6️⃣ *این افراد گوشیهای به روز دارند اما ....*
این ها گوشی های گران قیمت دارند، همچنین شماره گوشیهایشان نیز رُند است اما سواد رسانهای ندارند، هر مطلبی را میخوانند. هر مطلبی را فوروارد میکنند. تفاوت یک رخداد واقعی و یک رخداد رسانهای را نمیدانند. متوجه نیستند که رسانهها چگونه اطلاعات را به صورت نامحسوس دستکاری میکنند. از آن مهمتر در زمینه رعایت مالکیت معنوی از هفت دولت آزاد هستند و دزدی محتوا و مطلب میکنند.
♈️آنچه گفتم را همه ما کمابیش داریم. حالا یکی هست که همه این ويژگی ها را دارد و دیگری ممکن است دو تا را داشته باشد. ما برای آنکه توسعه یافته شویم، نیازمند انسان.هایی هستیم که روی شخصیتشان کار کردهاند به عبارتی دیگر توسعه یافتهاند. ما زمانی توسعه خواهیم یافت که:
♈️فرق هشت و هشت و ربع را بفهمیم.
♈️قاعده مند فکر و گفتگو (دیالوگ) کنیم.
♈️در زندگی جمعی، انضباط رفتاری نشان دهیم (نمونه اش انضباط ترافیکی)
♈️همانگونه که پول و وسایل و دوچرخه کسی را نمیدزدیم، مطلب و نوشته و ایده و نقاشی دیگران را ندزدیم.
♈️بیاموزیم که خجالت نکشیم و بگوییم «بلد نیستم، باید کمی فکر کنم، دانش من در این زمینه ناقص است و نمیدانم!»
♈️کشورهای پیشرفته را نقد کنیم، حسرت و سرکوفت و ناامیدی را پشت سر بگذاریم و آنچه خوب است را برای کشور خود برداریم.
♈️ساعت باکلاس، سفر خارجی، مدرک دانشگاهی، گوشیهای آخرین مدل و ماشین گران قیمت، توسعه نمیآفریند. برای حرکت باثبات و پایدار به سمت توسعه یافتگی، به ذهنیت توسعه یافته و شخصیت توسعه یافته نیازمندیم.
👍2
Forwarded from شبکه توسعه
🔲⭕️چگونه کشورهای دیگر جهان به آزادی رسیدند؟ نظریه دالان باریک!
دکتر محمد فاضلی جامعه شناس معاصر در چهار اپیزود، کتاب «راه باریک آزادی» نوشته دارون عجماوغلو و جیمز رابینسون را تشریح کرده. این مجموعه، شامل توصیفی تاریخی از تاریخ دست یافتن یا نیافتن ملتها به آزادی از یونان باستان تا عربستان، از سوئیس تا آفریقای جنوبی و دیگر کشورهای جهان است.
شبکه توسعه ایران این مجموعه صوتی ارزشمند را به همه کسانی که دغدغه توسعه دارند را توصیه می کند.
اپیزود ۷۹
راه باریک آزادی – بخش اول
شنیدن در کستباکس
شنیدن در تلگرام
اپیزود ۸۱
راه باریک آزادی – از یونان باستان تا انگلستان
شنیدن در کستباکس
شنیدن در تلگرام
اپیزود ۸۱
راه باریک آزادی – از عربستان تا سوئیس
شنیدن در کستباکس
شنیدن در تلگرام
اپیزود ۸۲
راه باریک آزادی - درسهایی برای آزادی
شنیدن در کستباکس
شنیدن در تلگرام
حمایت از پادکست
صفحه اینستاگرام پادکست
شبکه توسعه ایران
@I_D_Network
دکتر محمد فاضلی جامعه شناس معاصر در چهار اپیزود، کتاب «راه باریک آزادی» نوشته دارون عجماوغلو و جیمز رابینسون را تشریح کرده. این مجموعه، شامل توصیفی تاریخی از تاریخ دست یافتن یا نیافتن ملتها به آزادی از یونان باستان تا عربستان، از سوئیس تا آفریقای جنوبی و دیگر کشورهای جهان است.
شبکه توسعه ایران این مجموعه صوتی ارزشمند را به همه کسانی که دغدغه توسعه دارند را توصیه می کند.
اپیزود ۷۹
راه باریک آزادی – بخش اول
شنیدن در کستباکس
شنیدن در تلگرام
اپیزود ۸۱
راه باریک آزادی – از یونان باستان تا انگلستان
شنیدن در کستباکس
شنیدن در تلگرام
اپیزود ۸۱
راه باریک آزادی – از عربستان تا سوئیس
شنیدن در کستباکس
شنیدن در تلگرام
اپیزود ۸۲
راه باریک آزادی - درسهایی برای آزادی
شنیدن در کستباکس
شنیدن در تلگرام
حمایت از پادکست
صفحه اینستاگرام پادکست
شبکه توسعه ایران
@I_D_Network
✳️ نکات مدیریتی!
🔹 تعداد زیاد فالورهای شبکههای اجتماعی، دلیلی بر موفق بودن افراد در بازاریابی نیست.
🔹اضطراب و نگرانی ریشه در ترس دارند و هیچ کمکی به پیشرفت شما نمیکنند.
🔹 مدیتیشن بسیاری از نگرانیها و استرسها را رفع میکند.
🔹هرچه بیشتر تلاش کنید، شانس بیشتری خواهید داشت
🔹 مدیریت خوب ارتباط با مشتری، بسیاری از عیوب محصول را جبران میکند.
🔹 برای رسیدن به موفقیت، با مشکلات و سختیهای زیادی روبهرو خواهید شد.
🔹 دوستان خوب و وفادار، بهترین دارایی هستند.
🔹 تعداد زیاد فالورهای شبکههای اجتماعی، دلیلی بر موفق بودن افراد در بازاریابی نیست.
🔹اضطراب و نگرانی ریشه در ترس دارند و هیچ کمکی به پیشرفت شما نمیکنند.
🔹 مدیتیشن بسیاری از نگرانیها و استرسها را رفع میکند.
🔹هرچه بیشتر تلاش کنید، شانس بیشتری خواهید داشت
🔹 مدیریت خوب ارتباط با مشتری، بسیاری از عیوب محصول را جبران میکند.
🔹 برای رسیدن به موفقیت، با مشکلات و سختیهای زیادی روبهرو خواهید شد.
🔹 دوستان خوب و وفادار، بهترین دارایی هستند.
🔵آزمون قمار چیست؟
🔹من یک اسکناس ٢٠ دلاری دارم. آن را به هر قیمتی که بخواهید به شما میفروشم. فقط دقت کنید هر مبلغی را که می گویید باید پرداخت کنید.
🔹پیشنهادها از یک دلار شروع میشود و با گام های یک دلاری بالا می رود، ولی نکتهای كه وجود دارد این است که افراد دیگر هم میتوانند روی این اسکناس ٢٠ دلاری پیشنهاد قیمت دهند و اگر کسی توانست قیمت بالاتری از شما پیشنهاد داده و شما را شکست دهد شما همچنان باید به اندازه پیشنهاد آخرتان به من پول بدهید و در ازای آن چیزی دریافت نخواهید کرد..!
🔹افراد در ابتدا از اینکه میتوانند یک اسکناس بیست دلاری را ۲ یا ۵ یا ۱۰ دلار بخرند هیجان زده میشوند،پول مفت است، ولی در قیمتهای ۱۷ و ۱۸ دلار یک جنگ تمام عیار بین پیشنهادهای دو نفر که میفهمند ممکن است در انتها مجبور شوند پول خیلی زیادی را برای هیچ پرداخت کنند در میگیرد.آنها برای آنکه نبازند پشت سر هم پیشنهادهای بالاتری میدهند.
🔹ناگهان یکی برای یک اسکناس ۲۰ دلاری ۲۱ دلار پیشنهاد میدهد که در حقیقت منطقي است چون در این قیمت برنده ۱ دلار میبازد (با احتساب بیست دلاری که در یافت میکند) در حالی که بازنده ۲۰ دلار خواهد باخت. از اینجا همه چیز بالا میگیرد. جنگ برای برد تبدیل میشود به جنگ برای کمتر باختن، و باعث میشود تا پیشنهادها برای یک اسکناس ۲۰ دلاری به طور کاذب بالا برود. استاد مدیریت دانشگاه وارتون آدام گرنت میگوید که یک افسر ارتش یک بار حدود ۵۰۰ دلار برای یک اسکناس ۲۰ دلاری پرداخت.
🔹طبق دانسته های روانشناسان، افراد بیشتر از آنکه از بردن لذت ببرند از باختن متنفرند. به این نکته «بیزاری از باخت» گفته میشود که یکی از عوامل اصلی ضرر در بورس و سایر بازارهای مالی است. شما هنگامی که در یک معامله سود می کنید به سرعت پوزیشن خود را می بندید و به آن اجازه رشد بیشتر نمیدهید و برعکس وقتی در ضرر هستید به آن اجازه رشد و بزرگ شدن می دهید چون ناخوداگاه ذهن شما از ضرر متنفر است و البته همین بیزاری از باخت عامل اصلی حباب قیمتی نیز هست. واکنش فروشندگان و خریداران در دوره ی رکود نیز با همین آزمون قابل توصیف است./اقتصاد به زبان ساده
اکونومیست فارسی
🔹من یک اسکناس ٢٠ دلاری دارم. آن را به هر قیمتی که بخواهید به شما میفروشم. فقط دقت کنید هر مبلغی را که می گویید باید پرداخت کنید.
🔹پیشنهادها از یک دلار شروع میشود و با گام های یک دلاری بالا می رود، ولی نکتهای كه وجود دارد این است که افراد دیگر هم میتوانند روی این اسکناس ٢٠ دلاری پیشنهاد قیمت دهند و اگر کسی توانست قیمت بالاتری از شما پیشنهاد داده و شما را شکست دهد شما همچنان باید به اندازه پیشنهاد آخرتان به من پول بدهید و در ازای آن چیزی دریافت نخواهید کرد..!
🔹افراد در ابتدا از اینکه میتوانند یک اسکناس بیست دلاری را ۲ یا ۵ یا ۱۰ دلار بخرند هیجان زده میشوند،پول مفت است، ولی در قیمتهای ۱۷ و ۱۸ دلار یک جنگ تمام عیار بین پیشنهادهای دو نفر که میفهمند ممکن است در انتها مجبور شوند پول خیلی زیادی را برای هیچ پرداخت کنند در میگیرد.آنها برای آنکه نبازند پشت سر هم پیشنهادهای بالاتری میدهند.
🔹ناگهان یکی برای یک اسکناس ۲۰ دلاری ۲۱ دلار پیشنهاد میدهد که در حقیقت منطقي است چون در این قیمت برنده ۱ دلار میبازد (با احتساب بیست دلاری که در یافت میکند) در حالی که بازنده ۲۰ دلار خواهد باخت. از اینجا همه چیز بالا میگیرد. جنگ برای برد تبدیل میشود به جنگ برای کمتر باختن، و باعث میشود تا پیشنهادها برای یک اسکناس ۲۰ دلاری به طور کاذب بالا برود. استاد مدیریت دانشگاه وارتون آدام گرنت میگوید که یک افسر ارتش یک بار حدود ۵۰۰ دلار برای یک اسکناس ۲۰ دلاری پرداخت.
🔹طبق دانسته های روانشناسان، افراد بیشتر از آنکه از بردن لذت ببرند از باختن متنفرند. به این نکته «بیزاری از باخت» گفته میشود که یکی از عوامل اصلی ضرر در بورس و سایر بازارهای مالی است. شما هنگامی که در یک معامله سود می کنید به سرعت پوزیشن خود را می بندید و به آن اجازه رشد بیشتر نمیدهید و برعکس وقتی در ضرر هستید به آن اجازه رشد و بزرگ شدن می دهید چون ناخوداگاه ذهن شما از ضرر متنفر است و البته همین بیزاری از باخت عامل اصلی حباب قیمتی نیز هست. واکنش فروشندگان و خریداران در دوره ی رکود نیز با همین آزمون قابل توصیف است./اقتصاد به زبان ساده
اکونومیست فارسی
✳️ مجموع درآمدهای دولت در سال ۱۴۰۱ چقدر بود؟
✅ دولت در سال گذشته بیش از ۱۵۷۱ هزار میلیارد تومان درآمد از منابع مختلف کسب کرده است که میتوان به درآمدهای عمومی، درآمدهای حاصل از واگذاری داراییهای سرمایهای و اموال و واگذاری داراییهای مالی و اوراق اشاره کرد.
هر ساله دولتها میتوانند از منابع مختلفی برای کسب درآمد استفاده کنند، این منابع شامل درآمدهای عمومی از جمله، مالیات، عوارض، حقوق گمرکی، سود سهام شرکتهای دولتی، درآمدهای حاصل از واگذاری داراییهای سرمایهای و اموال مانند فروش نفت و درآمدهای حاصل از واگذاری داراییهای مالی و اوراق است.
به نظر میرسد دولت از طریق این منابع در سال گذشته بیش از ۱۵۷۱ هزار میلیارد تومان درآمد کسب کرده است.
🔹 رئیس سازمان برنامه و بودجه در این باره اظهار کرد که جمع درآمدهای عمومی شامل مالیات، عوارض، حقوق گمرکی و سود سهام شرکتهای دولتی که در بودجه سال گذشته به تصویب رسیده بود ۶۷۱.۶ همت بود که وصولی آن به ۶۹۶ همت یعنی ۱۰۴ درصد رسید. همچنین درآمد مالیاتی مصوب در بودجه سال ۱۴۰۱ معادل ۴۵۴.۵ همت مصوب شد که بیش از ۱۰۴ درصد آن معادل ۴۷۱.۷ همت محقق شد. در حوزه درآمدهای گمرکی نیز ۷۹.۲ همت درآمد گمرکی مصوب شده بود که ۷۵ درصد آن معادل ۵۹.۶ همت محقق شد. سایر درآمدهای دولت نیز ۱۳۷.۹ همت در بودجه سال ۱۴۰۱ مصوب شده بود که بیش از ۱۶۴ همت وصولی داشتیم.
وی به سایر بخشهای درآمدی دولت نیز اینگونه اشاره کرد که در زمینه واگذاری داراییهای سرمایهای و فروش اموال مجموع مصوب در بودجه سال ۱۴۰۱ در این زمینه ۵۵۴.۸ همت مصوب شد که ۸۱ درصد آن معادل ۴۵۰.۷ همت محقق شد. در این میان سهم فروش نفت و میعانات گازی ۴۴۳.۱ همت و سهم فروش اموال مازاد ۷.۶ همت بود.
آخرین بخش درآمدی دولت به واگذاری داراییهای مالی، سهام و سهم شرکه و اوراق مالی اسلامی بر میگردد که به گفته سازمان برنامه وبودجه، دولت در سال گذشته ۴۲۵.۱ هزار میلیارد تومان درآمد از این محل کسب کرد؛ بنابراین مجموع درآمدهای دولت در این حوزهها در سال ۱۴۰۱ به ۱۵۷۱.۸ هزار میلیارد تومان میرسد.
✅ دولت در سال گذشته بیش از ۱۵۷۱ هزار میلیارد تومان درآمد از منابع مختلف کسب کرده است که میتوان به درآمدهای عمومی، درآمدهای حاصل از واگذاری داراییهای سرمایهای و اموال و واگذاری داراییهای مالی و اوراق اشاره کرد.
هر ساله دولتها میتوانند از منابع مختلفی برای کسب درآمد استفاده کنند، این منابع شامل درآمدهای عمومی از جمله، مالیات، عوارض، حقوق گمرکی، سود سهام شرکتهای دولتی، درآمدهای حاصل از واگذاری داراییهای سرمایهای و اموال مانند فروش نفت و درآمدهای حاصل از واگذاری داراییهای مالی و اوراق است.
به نظر میرسد دولت از طریق این منابع در سال گذشته بیش از ۱۵۷۱ هزار میلیارد تومان درآمد کسب کرده است.
🔹 رئیس سازمان برنامه و بودجه در این باره اظهار کرد که جمع درآمدهای عمومی شامل مالیات، عوارض، حقوق گمرکی و سود سهام شرکتهای دولتی که در بودجه سال گذشته به تصویب رسیده بود ۶۷۱.۶ همت بود که وصولی آن به ۶۹۶ همت یعنی ۱۰۴ درصد رسید. همچنین درآمد مالیاتی مصوب در بودجه سال ۱۴۰۱ معادل ۴۵۴.۵ همت مصوب شد که بیش از ۱۰۴ درصد آن معادل ۴۷۱.۷ همت محقق شد. در حوزه درآمدهای گمرکی نیز ۷۹.۲ همت درآمد گمرکی مصوب شده بود که ۷۵ درصد آن معادل ۵۹.۶ همت محقق شد. سایر درآمدهای دولت نیز ۱۳۷.۹ همت در بودجه سال ۱۴۰۱ مصوب شده بود که بیش از ۱۶۴ همت وصولی داشتیم.
وی به سایر بخشهای درآمدی دولت نیز اینگونه اشاره کرد که در زمینه واگذاری داراییهای سرمایهای و فروش اموال مجموع مصوب در بودجه سال ۱۴۰۱ در این زمینه ۵۵۴.۸ همت مصوب شد که ۸۱ درصد آن معادل ۴۵۰.۷ همت محقق شد. در این میان سهم فروش نفت و میعانات گازی ۴۴۳.۱ همت و سهم فروش اموال مازاد ۷.۶ همت بود.
آخرین بخش درآمدی دولت به واگذاری داراییهای مالی، سهام و سهم شرکه و اوراق مالی اسلامی بر میگردد که به گفته سازمان برنامه وبودجه، دولت در سال گذشته ۴۲۵.۱ هزار میلیارد تومان درآمد از این محل کسب کرد؛ بنابراین مجموع درآمدهای دولت در این حوزهها در سال ۱۴۰۱ به ۱۵۷۱.۸ هزار میلیارد تومان میرسد.
✳️ هنر متقاعدسازی
■یکی از مطرحترین افرادی که تا به حال در زمینه متقاعدسازی و روشهای آن نوشته است، دکتر رابرت چالدینی (Robert Cialdini) است. کتاب او به نام "تاثیرگذاری: روانشناسی متقاعدسازی" نتیجه سه سال تحقیق میدانی بود.
او در این تحقیقات متوجه شد که هر چند صدها تاکتیک مختلف برای جذب مشتری وجود دارد، اما در حقیقت تنها ۶ اصل جهانی هستند که تمام این تاکتیکها را توضیح میدهند و میتوانند به ما در متقاعدسازی مخاطبان خود کمک کنند.
🔹آقای چالدینی اخیراً کتاب جدیدی را منتشر کرد و در آن یک قانون هفتم را نیز به لیست خود اضافه کرد. قانونی که تا به حال از زیر چشمان تیزبین اودررفته است.
🔹دکتر چالدینی معتقد است که این ۷ اصل به صورت غریزی در هر انسانی وجود دارند و از آنها بسیار در بازاریابی و فروش استفاده (و گاهی سوءاستفاده) میشود. او به هیچوجه تجارتها را از استفاده از این ۷ اصل منع نکرده است. بلکه معتقد است که مشتریان هم باید با این تکنیکها آشنا شوند تا از تجارتهای بیاخلاقی که میخواهند به این روشها محصول بد خود را بفروشند، دوری کنند.
🔸این اصول متقاعدسازی چه هستند؟
۱. عمل متقابل (Reciprocity):
ما همیشه میخواهیم لطف دیگران را جبران کنیم و در دِین کسی نباشیم. فرض کنیم امروز روز تولدتان است. من هم برای شما یک هدیه خریدهام تا تولدتان را تبریک گفته باشم. با این حساب، شما نمیخواهید در روز تولد من، برایم یک هدیه بخرید؟ حتماً جواب شما مثبت است. مهم هم نیست که هدیه من را دوست داشتهاید یا نه. عمل متقابل یک اصل است که در تمام جوامع بشری یافت میشود و میتواند در متقاعدسازی مشتریان شما نیز تاثیر زیادی داشته باشد.
۲. تعهد و یکپارچگی (Commitment & Consistency):
ما معمولاً به انتخابهای قبلی خود پایبند میمانیم و تصمیمهای جدیدمان با آنها همخوانی دارند. چرا؟ خب، چون دوست نداریم در نگاه خودمان یا بقیه به عنوان یک انسان دورو شناخته شویم. بنابراین وقتی که موضع خود را در مورد چیزی مشخص کردیم، دیگر به سختی نظر خود را عوض خواهیم کرد. تکنیک پا لای در کاملاً بر اساس این اصل متقاعدسازی عمل میکند. در این تکنیک، شما ابتدا یک درخواست کوچک از مشتری میکنید و بعد از گرفتن جواب مثبت، درخواست اصلی خود را مطرح میکنید.
۳. مدرک اجتماعی (Social Proof):
این اصل ساده است: بقیه آن را تائید میکنند، پس حتماً خوب است. این ایده دیگر آنقدر در فضای آنلاین عادی شده که هر روز در سایتهای مختلف با آن روبرو هستیم. سایتهایی که به ما میگویند در حال حاضر چه تعداد مشتری دارند، نظرات مثبت مشتریان خود را با ما به اشتراک میگذارند و برندهای بزرگی را معرفی میکنند که مشتری آنها هستند. تمام این تکنیک های فروش بر اساس این اصل شکل گرفتهاند. حتی خود شما هم تحت تاثیر این اصل هستید: اگر گروهی از آدمها را ببینید که به آسمان نگاه میکنند، واکنش شما چه خواهد بود؟ بله، شما هم به آسمان نگاه خواهید کرد.
۴. علاقهمندی (Liking):
ما، به شدت، تحت تاثیر فردی هستیم که دوستش داریم و معمولاً نظرات او را به راحتی قبول میکنیم. حالا این فرد میتواند یک دوست نزدیک و صمیمی باشد، یا یک ستاره سینمایی که ما سبک لباس پوشیدنش را تقلید میکنیم. این اصل دقیقاً توضیح میدهد که چرا بازاریابی دهان به دهان تا این حد موثر است.
۵. قدرت و اعتبار (Authority):
اگر قبول کنید که کسی در کاری تبحر دارد و از شما بیشتر میداند، راحتتر حرفهایش را قبول خواهید کرد و به او اعتماد میکنید. اصل قدرت در همهجا حضور دارد و همان دلیلی است که یک دانشآموز به حرف معلم خود گوش میدهد، یک سرباز به حرف مافوق خود و یک کودک به حرف والدین خود. در بازاریابی نیز از این اصل بسیار استفاده میشود. برای اینکه بفهمید چگونه، به زمانی فکر کنید که یک دندانپزشک، به شما خمیردندانی را پیشنهاد میدهد.
۶. کمیابی (Scarcity):
ما همیشه جذب چیزهایی میشویم که انحصاری هستند و سخت به دست میآیند. اقتصاد جهانی به کل بر پایه اصل کمیابی کار میکند. طلا ارزشمند است چون کمیاب است. پول هم همینطور. کمیابی است که ارزش چیزها را مشخص میکند. کسب و کارها بیشتر از هر اصل دیگری، کمیابی را در بازاریابی خود به کار میگیرند. منظور من آن زمانی است که شما متوجه میشوید برای دریافت ۲۰% تخفیف، فقط یک روز فرصت دارید.
۷. یگانگی (Unity)
داشتن یک حس هویّت مشترک میتواند در متقاعدسازی مخاطب تاثیر بسزایی داشته باشد. این جدیدترین اصلی است که چالدینی به لیست اصول خود اضافه کرده است و به ما توضیح داده که منظور از آن، شباهتهای ساده نیست، بلکه زمانی است که ارزشهای افراد با هم همخوانی دارند. یعنی وقتی که مخاطب به خود بگوید "اون هم یکی از ماست"، نه وقتی که بگوید "او هم شبیه ماست".
بازنشرازکانال مدیران فرهیخته
■یکی از مطرحترین افرادی که تا به حال در زمینه متقاعدسازی و روشهای آن نوشته است، دکتر رابرت چالدینی (Robert Cialdini) است. کتاب او به نام "تاثیرگذاری: روانشناسی متقاعدسازی" نتیجه سه سال تحقیق میدانی بود.
او در این تحقیقات متوجه شد که هر چند صدها تاکتیک مختلف برای جذب مشتری وجود دارد، اما در حقیقت تنها ۶ اصل جهانی هستند که تمام این تاکتیکها را توضیح میدهند و میتوانند به ما در متقاعدسازی مخاطبان خود کمک کنند.
🔹آقای چالدینی اخیراً کتاب جدیدی را منتشر کرد و در آن یک قانون هفتم را نیز به لیست خود اضافه کرد. قانونی که تا به حال از زیر چشمان تیزبین اودررفته است.
🔹دکتر چالدینی معتقد است که این ۷ اصل به صورت غریزی در هر انسانی وجود دارند و از آنها بسیار در بازاریابی و فروش استفاده (و گاهی سوءاستفاده) میشود. او به هیچوجه تجارتها را از استفاده از این ۷ اصل منع نکرده است. بلکه معتقد است که مشتریان هم باید با این تکنیکها آشنا شوند تا از تجارتهای بیاخلاقی که میخواهند به این روشها محصول بد خود را بفروشند، دوری کنند.
🔸این اصول متقاعدسازی چه هستند؟
۱. عمل متقابل (Reciprocity):
ما همیشه میخواهیم لطف دیگران را جبران کنیم و در دِین کسی نباشیم. فرض کنیم امروز روز تولدتان است. من هم برای شما یک هدیه خریدهام تا تولدتان را تبریک گفته باشم. با این حساب، شما نمیخواهید در روز تولد من، برایم یک هدیه بخرید؟ حتماً جواب شما مثبت است. مهم هم نیست که هدیه من را دوست داشتهاید یا نه. عمل متقابل یک اصل است که در تمام جوامع بشری یافت میشود و میتواند در متقاعدسازی مشتریان شما نیز تاثیر زیادی داشته باشد.
۲. تعهد و یکپارچگی (Commitment & Consistency):
ما معمولاً به انتخابهای قبلی خود پایبند میمانیم و تصمیمهای جدیدمان با آنها همخوانی دارند. چرا؟ خب، چون دوست نداریم در نگاه خودمان یا بقیه به عنوان یک انسان دورو شناخته شویم. بنابراین وقتی که موضع خود را در مورد چیزی مشخص کردیم، دیگر به سختی نظر خود را عوض خواهیم کرد. تکنیک پا لای در کاملاً بر اساس این اصل متقاعدسازی عمل میکند. در این تکنیک، شما ابتدا یک درخواست کوچک از مشتری میکنید و بعد از گرفتن جواب مثبت، درخواست اصلی خود را مطرح میکنید.
۳. مدرک اجتماعی (Social Proof):
این اصل ساده است: بقیه آن را تائید میکنند، پس حتماً خوب است. این ایده دیگر آنقدر در فضای آنلاین عادی شده که هر روز در سایتهای مختلف با آن روبرو هستیم. سایتهایی که به ما میگویند در حال حاضر چه تعداد مشتری دارند، نظرات مثبت مشتریان خود را با ما به اشتراک میگذارند و برندهای بزرگی را معرفی میکنند که مشتری آنها هستند. تمام این تکنیک های فروش بر اساس این اصل شکل گرفتهاند. حتی خود شما هم تحت تاثیر این اصل هستید: اگر گروهی از آدمها را ببینید که به آسمان نگاه میکنند، واکنش شما چه خواهد بود؟ بله، شما هم به آسمان نگاه خواهید کرد.
۴. علاقهمندی (Liking):
ما، به شدت، تحت تاثیر فردی هستیم که دوستش داریم و معمولاً نظرات او را به راحتی قبول میکنیم. حالا این فرد میتواند یک دوست نزدیک و صمیمی باشد، یا یک ستاره سینمایی که ما سبک لباس پوشیدنش را تقلید میکنیم. این اصل دقیقاً توضیح میدهد که چرا بازاریابی دهان به دهان تا این حد موثر است.
۵. قدرت و اعتبار (Authority):
اگر قبول کنید که کسی در کاری تبحر دارد و از شما بیشتر میداند، راحتتر حرفهایش را قبول خواهید کرد و به او اعتماد میکنید. اصل قدرت در همهجا حضور دارد و همان دلیلی است که یک دانشآموز به حرف معلم خود گوش میدهد، یک سرباز به حرف مافوق خود و یک کودک به حرف والدین خود. در بازاریابی نیز از این اصل بسیار استفاده میشود. برای اینکه بفهمید چگونه، به زمانی فکر کنید که یک دندانپزشک، به شما خمیردندانی را پیشنهاد میدهد.
۶. کمیابی (Scarcity):
ما همیشه جذب چیزهایی میشویم که انحصاری هستند و سخت به دست میآیند. اقتصاد جهانی به کل بر پایه اصل کمیابی کار میکند. طلا ارزشمند است چون کمیاب است. پول هم همینطور. کمیابی است که ارزش چیزها را مشخص میکند. کسب و کارها بیشتر از هر اصل دیگری، کمیابی را در بازاریابی خود به کار میگیرند. منظور من آن زمانی است که شما متوجه میشوید برای دریافت ۲۰% تخفیف، فقط یک روز فرصت دارید.
۷. یگانگی (Unity)
داشتن یک حس هویّت مشترک میتواند در متقاعدسازی مخاطب تاثیر بسزایی داشته باشد. این جدیدترین اصلی است که چالدینی به لیست اصول خود اضافه کرده است و به ما توضیح داده که منظور از آن، شباهتهای ساده نیست، بلکه زمانی است که ارزشهای افراد با هم همخوانی دارند. یعنی وقتی که مخاطب به خود بگوید "اون هم یکی از ماست"، نه وقتی که بگوید "او هم شبیه ماست".
بازنشرازکانال مدیران فرهیخته
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✨ باید راهی یافت، برایِ زندگی را زندگی کردن،نه فقط زندگی را گُذَراندَن ..
باید راهی یافت،برایِ صبح ها با اُمید چشم گُشودَن، برایِ شب ها با آرامشِ خیال خوابیدن..
اینطور که نمی شود، نمی شود که زندگی را فقط گذراند ، نمی شود که تمام شدنِ فصلی و رسیدنِ فصلی جدید را فقط خُنَکایِ ناگهانیِ هوا یادَت بیاورد، نمی شود تا نوکِ دماغَت یخ نکرده حواسَت به رسیدنِ پاییز نباشد..
اینطور پیش بِرَوی یک آن چَشم باز می کنی،خودَت را میانِ خزانِ زردِ زندگی ات میابی و یادت هم نمی آید چطور گذَرانده ای مسیرِ بهاری و سبزِ زندگی ات را..
اصلا خدا را هم خوش نمی آید،
راهَت داده به دنیایَش که نقشَت را ایفا کنی،یک روز خوبُ حتی یک روز بد ،یک روز شیرینُ حتی یک روز تلخ ،یک روز آرامُ حتی یک روز پُرهیاهو ،وظیفه ی تو زندگی را با تمام و کمالَش زندگی کردن است،
با تمامِ سِکانس هایِ تلخ و شیرینَش..
نمی شود که همه اش خسته باشی
و سَرِ سکانس هایِ تلخ بهانه بیاوری و گوشه ای به قهر کِز کنی و بازی نکنی ..
حق داری که خستگی ات را در کنی،
اما حق نداری که دیگر مسیر را ادامه ندهی ..
اینطور که نمی شود،تا دیر نشده باید راهی پیدا کرد،باید زندگی را زندگی کرد ..
باید راهی یافت،برایِ صبح ها با اُمید چشم گُشودَن، برایِ شب ها با آرامشِ خیال خوابیدن..
اینطور که نمی شود، نمی شود که زندگی را فقط گذراند ، نمی شود که تمام شدنِ فصلی و رسیدنِ فصلی جدید را فقط خُنَکایِ ناگهانیِ هوا یادَت بیاورد، نمی شود تا نوکِ دماغَت یخ نکرده حواسَت به رسیدنِ پاییز نباشد..
اینطور پیش بِرَوی یک آن چَشم باز می کنی،خودَت را میانِ خزانِ زردِ زندگی ات میابی و یادت هم نمی آید چطور گذَرانده ای مسیرِ بهاری و سبزِ زندگی ات را..
اصلا خدا را هم خوش نمی آید،
راهَت داده به دنیایَش که نقشَت را ایفا کنی،یک روز خوبُ حتی یک روز بد ،یک روز شیرینُ حتی یک روز تلخ ،یک روز آرامُ حتی یک روز پُرهیاهو ،وظیفه ی تو زندگی را با تمام و کمالَش زندگی کردن است،
با تمامِ سِکانس هایِ تلخ و شیرینَش..
نمی شود که همه اش خسته باشی
و سَرِ سکانس هایِ تلخ بهانه بیاوری و گوشه ای به قهر کِز کنی و بازی نکنی ..
حق داری که خستگی ات را در کنی،
اما حق نداری که دیگر مسیر را ادامه ندهی ..
اینطور که نمی شود،تا دیر نشده باید راهی پیدا کرد،باید زندگی را زندگی کرد ..
✅ ده موضوع مهم سال2023 از نگاه اکونومیست
1️⃣ همه نگاهها به اوکراین:
قیمت انرژی، تورم، نرخ بهره، رشد اقتصادی، کمبود مواد غذایی، همه به این بستگی دارد که جنگ اوکراین در ماههای آینده چگونه انجام شود. پیشرفت سریع اوکراین میتواند ولادیمیر پوتین را تهدید کند، اما به نظر میرسد که یک بنبست نظامی سخت محتملترین نتیجه باشد. روسیه تلاش خواهد کرد تا درگیری را خنثی کند به این امید که کمبود انرژی و تغییرات سیاسی در آمریکا، حمایت غرب از اوکراین را تضعیف کند.
2️⃣ رکود در راه است:
اقتصادهای بزرگ وارد رکود خواهند شد، زیرا بانکهای مرکزی نرخهای بهره را برای مهار تورم افزایش میدهند. این یک اثر پس از همهگیری کرونا است که به دنبال قیمتهای بالای انرژی وخیمتر شده است. رکود اقتصادی آمریکا باید نسبتا ملایم باشد اما در اروپا شدیدتر خواهد بود.
3️⃣ توفیق اجباری آب و هوایی:
از آنجایی که کشورها برای تامین منابع انرژی خود شتاب کردهاند، آنها به سوی سوختهای فسیلی آلاینده روی میآورند. اما در میان مدت جنگ این گذار به انرژیهای تجدیدپذیر را به عنوان جایگزین ایمنتر برای هیدروکربنهای عرضه شده توسط خودکامگان تسریع خواهد کرد. علاوه بر انرژی بادی و خورشیدی، انرژی هسته ای و هیدروژن نیز سود خواهند برد.
4️⃣ افول چین؟
در ماه آوریل جمعیت هند با حدود 1.43 میلیارد نفر از چین پیشی خواهد گرفت. در شرایطی که جمعیت چین رو به کاهش است و اقتصاد آن با بادهای مخالف مواجه است، انتظار میرود بحثهای زیادی در مورد افول چین مطرح شود. رشد آهستهتر به این معنی است که اقتصاد آن هرگز از نظر اندازه از آمریکا پیشی نخواهد گرفت.
5️⃣ آمریکای از همگسسته:
اگرچه جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای عملکردی ضعیفتر از حد انتظار داشتند، شکافهای اجتماعی و فرهنگی در مورد سقط جنین، اسلحه و سایر مسائل داغ پس از یک رشته احکام جنجالی دیوان عالی همچنان افزایش مییابد. ورود رسمی دونالد ترامپ به رقابتهای انتخابات ریاست جمهوری 2024، هیزم بر این آتش خواهد بود.
6️⃣ مناطق احتمالی برای شروع جنگ دیگر:
تمرکز شدید بر جنگ در اوکراین خطر درگیری در مناطق دیگر را افزایش می دهد. با حواس پرتی روسیه، درگیریها در حیاط خلوت آن در حال وقوع است. چین ممکن است تصمیم بگیرد که هرگز زمان بهتری برای یورش به تایوان وجود نخواهد داشت. تنش های هند و چین ممکن است در هیمالیا شعلهور شود. و آیا ممکن است ترکیه سعی کند یک جزیره یونانی در دریای اژه را تصرف نماید؟
7️⃣ تغییر اتحادها:
در بحبوحه تغییرات ژئوپلیتیکی، اتحادها پاسخ میدهند. ناتو که با جنگ در اوکراین احیا شده است، پذیرای دو عضو جدید خواهد بود. آیا عربستان سعودی به توافق ابراهیم خواهد پیوست؟ دیگر اتحادهایی که اهمیت فزایندهای دارند عبارتند از کواد و اکوس (دو گروه تحت رهبری آمریکا که قصد مقابله با ظهور چین را دارند) و I2U2 ، یک هیئت پایداری آب و هوا که هند، اسرائیل، امارات متحده عربی و ایالات متحده را به هم پیوند میدهد.
8️⃣ گردشگری تلافیجویانه پس از کووید:
از آنجایی که مسافران در گردشگری «انتقامجویانه» پس از قرنطینه شرکت میکنند، هزینههای مسافران تقریبا سطح 1.4 تریلیون دلاری خود در سال 2019 را به دست خواهد آورد، اما تنها به این دلیل که تورم قیمتها را افزایش داده است. تعداد واقعی سفرهای توریستی بینالمللی، با 1.6 میلیارد، همچنان کمتر از سطح قبل از همهگیری 1.8 میلیارد در سال 2019 خواهد بود. سفرهای تجاری با کاهش هزینهها توسط شرکتها، ضعیف باقی خواهند ماند.
9️⃣ بررسی واقعیت متاورس:
آیا ایده کار و بازی در دنیای مجازی فراتر از بازیهای رایانهای مطرح خواهد شد؟ در حالی که اپل اولین هدست خود را عرضه میکند و متا تصمیم میگیرد تا با کاهش قیمت سهامش، استراتژی خود را تغییر دهد، سال 2023 پاسخهایی را ارائه خواهد داد. در همین حال، یک تغییر سادهتر و مفیدتر ممکن است ظهور «کلیدهای عبور» برای جایگزینی رمزهای عبور باشد.
🔟 سال نو و اصطلاحات تخصصی جدید:
هرگز در مورد کلید عبور چیزی نشنیدهاید؟ نترسید زیرا در سال 2023 آنها مورد استفاده گسترده قرار خواهند گرفت. دیگر ارزهای دیجیتال جالب به نظر نمیرسند رمزنگاری کوانتومی داغ خواهد بود.
🔸در نگاهی به گذشته، همهگیری کروناویروس پایان دوره ثبات نسبی و قابل پیشبینی در ژئوپلیتیک و اقتصاد را نشان داد. دنیای امروز بسیار ناپایدارتر است و در اثر فراز و نشیب رقابت قدرت های بزرگ، تحولات اقتصادی، تغییرات شدید آب و هوا، و تغییرات سریع اجتماعی و فناوری، دچار تشنج شده است. غیرقابل پیشبینی بودن یک روال جدید خواهد بود و هیچ راه گریز از آن وجود ندارد
بازنشراز کانال باشگاه مدیران ایران
1️⃣ همه نگاهها به اوکراین:
قیمت انرژی، تورم، نرخ بهره، رشد اقتصادی، کمبود مواد غذایی، همه به این بستگی دارد که جنگ اوکراین در ماههای آینده چگونه انجام شود. پیشرفت سریع اوکراین میتواند ولادیمیر پوتین را تهدید کند، اما به نظر میرسد که یک بنبست نظامی سخت محتملترین نتیجه باشد. روسیه تلاش خواهد کرد تا درگیری را خنثی کند به این امید که کمبود انرژی و تغییرات سیاسی در آمریکا، حمایت غرب از اوکراین را تضعیف کند.
2️⃣ رکود در راه است:
اقتصادهای بزرگ وارد رکود خواهند شد، زیرا بانکهای مرکزی نرخهای بهره را برای مهار تورم افزایش میدهند. این یک اثر پس از همهگیری کرونا است که به دنبال قیمتهای بالای انرژی وخیمتر شده است. رکود اقتصادی آمریکا باید نسبتا ملایم باشد اما در اروپا شدیدتر خواهد بود.
3️⃣ توفیق اجباری آب و هوایی:
از آنجایی که کشورها برای تامین منابع انرژی خود شتاب کردهاند، آنها به سوی سوختهای فسیلی آلاینده روی میآورند. اما در میان مدت جنگ این گذار به انرژیهای تجدیدپذیر را به عنوان جایگزین ایمنتر برای هیدروکربنهای عرضه شده توسط خودکامگان تسریع خواهد کرد. علاوه بر انرژی بادی و خورشیدی، انرژی هسته ای و هیدروژن نیز سود خواهند برد.
4️⃣ افول چین؟
در ماه آوریل جمعیت هند با حدود 1.43 میلیارد نفر از چین پیشی خواهد گرفت. در شرایطی که جمعیت چین رو به کاهش است و اقتصاد آن با بادهای مخالف مواجه است، انتظار میرود بحثهای زیادی در مورد افول چین مطرح شود. رشد آهستهتر به این معنی است که اقتصاد آن هرگز از نظر اندازه از آمریکا پیشی نخواهد گرفت.
5️⃣ آمریکای از همگسسته:
اگرچه جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای عملکردی ضعیفتر از حد انتظار داشتند، شکافهای اجتماعی و فرهنگی در مورد سقط جنین، اسلحه و سایر مسائل داغ پس از یک رشته احکام جنجالی دیوان عالی همچنان افزایش مییابد. ورود رسمی دونالد ترامپ به رقابتهای انتخابات ریاست جمهوری 2024، هیزم بر این آتش خواهد بود.
6️⃣ مناطق احتمالی برای شروع جنگ دیگر:
تمرکز شدید بر جنگ در اوکراین خطر درگیری در مناطق دیگر را افزایش می دهد. با حواس پرتی روسیه، درگیریها در حیاط خلوت آن در حال وقوع است. چین ممکن است تصمیم بگیرد که هرگز زمان بهتری برای یورش به تایوان وجود نخواهد داشت. تنش های هند و چین ممکن است در هیمالیا شعلهور شود. و آیا ممکن است ترکیه سعی کند یک جزیره یونانی در دریای اژه را تصرف نماید؟
7️⃣ تغییر اتحادها:
در بحبوحه تغییرات ژئوپلیتیکی، اتحادها پاسخ میدهند. ناتو که با جنگ در اوکراین احیا شده است، پذیرای دو عضو جدید خواهد بود. آیا عربستان سعودی به توافق ابراهیم خواهد پیوست؟ دیگر اتحادهایی که اهمیت فزایندهای دارند عبارتند از کواد و اکوس (دو گروه تحت رهبری آمریکا که قصد مقابله با ظهور چین را دارند) و I2U2 ، یک هیئت پایداری آب و هوا که هند، اسرائیل، امارات متحده عربی و ایالات متحده را به هم پیوند میدهد.
8️⃣ گردشگری تلافیجویانه پس از کووید:
از آنجایی که مسافران در گردشگری «انتقامجویانه» پس از قرنطینه شرکت میکنند، هزینههای مسافران تقریبا سطح 1.4 تریلیون دلاری خود در سال 2019 را به دست خواهد آورد، اما تنها به این دلیل که تورم قیمتها را افزایش داده است. تعداد واقعی سفرهای توریستی بینالمللی، با 1.6 میلیارد، همچنان کمتر از سطح قبل از همهگیری 1.8 میلیارد در سال 2019 خواهد بود. سفرهای تجاری با کاهش هزینهها توسط شرکتها، ضعیف باقی خواهند ماند.
9️⃣ بررسی واقعیت متاورس:
آیا ایده کار و بازی در دنیای مجازی فراتر از بازیهای رایانهای مطرح خواهد شد؟ در حالی که اپل اولین هدست خود را عرضه میکند و متا تصمیم میگیرد تا با کاهش قیمت سهامش، استراتژی خود را تغییر دهد، سال 2023 پاسخهایی را ارائه خواهد داد. در همین حال، یک تغییر سادهتر و مفیدتر ممکن است ظهور «کلیدهای عبور» برای جایگزینی رمزهای عبور باشد.
🔟 سال نو و اصطلاحات تخصصی جدید:
هرگز در مورد کلید عبور چیزی نشنیدهاید؟ نترسید زیرا در سال 2023 آنها مورد استفاده گسترده قرار خواهند گرفت. دیگر ارزهای دیجیتال جالب به نظر نمیرسند رمزنگاری کوانتومی داغ خواهد بود.
🔸در نگاهی به گذشته، همهگیری کروناویروس پایان دوره ثبات نسبی و قابل پیشبینی در ژئوپلیتیک و اقتصاد را نشان داد. دنیای امروز بسیار ناپایدارتر است و در اثر فراز و نشیب رقابت قدرت های بزرگ، تحولات اقتصادی، تغییرات شدید آب و هوا، و تغییرات سریع اجتماعی و فناوری، دچار تشنج شده است. غیرقابل پیشبینی بودن یک روال جدید خواهد بود و هیچ راه گریز از آن وجود ندارد
بازنشراز کانال باشگاه مدیران ایران
👍1
✳️ موبینگ (Mobbing) چیست؟
🔸موبینگ یعنی کارمند، دانشآموز یا فردی در جامعه، چنان تحت فشار تبعیض، تحقیر و آزار و اذیت قرار میگیرد که دیگر شرایط برایش قابلتحمل نیست.
🔸کارمندی که بسیار وظیفه شناس و صادق است، از طرف مدیر و اطرافیانش مورد تمسخر قرار میگیرد، چون درستکاری او منافع آنها را به خطر می اندازد؛ یا استاد دانشگاهی که علاوه بر تدریس و تحقیق و مقاله نویسی و امور مرتبط به وظایف دانشگاهی، در امور اجتماعی و چالشهای جامعه نیز وارد می شود، از طریق مخالفین، حسودان و مدیران دانشگاه، مورد تبعیض و فشار قرار می گیرد که فقط به نوشتن مقاله و تحقیق بپردازد و کاری با چالشهای اجتماعی نداشته باشد و آنقدر فشار و تبعیض و تحقیر را بر او می افزایند تا اخراج شود یا خود استعفا دهد و آن محل را ترک کند.
🔸موبینگ در محل کار، خانه، مدرسه و جامعه، عامل بسیاری از معضلات اجتماعی فرار از خانه، بیکاری، طلاق، اعتیاد، خودکشی، انتقامگیری، بداخلاقی، عصبانیت، قتل و جرایم دیگر می شود.
🔸از بسیاری از موارد موبینگ می توان نتیجه گرفت که آغاز موبینگ معمولاً در اثر جابجایی مقامی کارمندان می باشد؛ مثلاً کارمند جدیدی که وارد یک قسمت می شود، بیشتر مورد آزار روانی قرار می گیرد، یا وقتی که رئیس قسمت عوض می شود، احتمال اینکه او کارمندی را آزار بدهد زیاد است و حتی ممکن است خودش مورد آزار روانی کارمندان قرار گیرند.
◀️ تاثیرات موبینگ
▪️مخدوش نمودن یا از بین بردن اعتماد بنفس قربانی
▪️دچار شدن به بیماری پارانویا و اغتشاش ذهنی
▪️دوری گزیدن از اجتماع
▪️احساس ترس، خجالت، عصبانیت، و حسرت
▪️همچنین موبینگ باعث اختلالات جسمی و روانی مانند خوابهای آشفته، بالا رفتن فشار خون، و حتی بیماریهای قلبی و عروقی میگردد.
◀️ راههای مبارزه با موبینگ
▪️انضباط در کار جهت جلوگیری از هرگونه اخطار
▪️انجام کارهایی که طی دستور کتبی ابلاغ شده باشند نه شفاهی
▪️دوری جستن از موب کنندگان
▪️شناخت موبینگ و حفظ اعتماد به نفس خود
🔸البته در کنار این موارد گفته شده، در بسیاری از سازمانهای اروپایی جزء دروس آموزشی حین کار، دروسی هم در زمینه موبینگ یا آزار روانی در محیط کار برای کارمندان پیش بینی شده است؛ زیرا اکثر سازمان ها ضرر اقتصادی ناشی از موبینگ را محاسبه کردهاند.
🔸در حقیقت، صرفاً کارمند آزار دیده ضرر نمیکند، بلکه به علت غیبت مکرر کارمند و عدم انجام صحیح کار به علت ناراحتی روحی که کارمند دچار آن است، بهرهوری کاهش مییابد و ضرر سنگینی به سازمان وارد میشود.
بازنشرازکانال ترفند مدیریت
🔸موبینگ یعنی کارمند، دانشآموز یا فردی در جامعه، چنان تحت فشار تبعیض، تحقیر و آزار و اذیت قرار میگیرد که دیگر شرایط برایش قابلتحمل نیست.
🔸کارمندی که بسیار وظیفه شناس و صادق است، از طرف مدیر و اطرافیانش مورد تمسخر قرار میگیرد، چون درستکاری او منافع آنها را به خطر می اندازد؛ یا استاد دانشگاهی که علاوه بر تدریس و تحقیق و مقاله نویسی و امور مرتبط به وظایف دانشگاهی، در امور اجتماعی و چالشهای جامعه نیز وارد می شود، از طریق مخالفین، حسودان و مدیران دانشگاه، مورد تبعیض و فشار قرار می گیرد که فقط به نوشتن مقاله و تحقیق بپردازد و کاری با چالشهای اجتماعی نداشته باشد و آنقدر فشار و تبعیض و تحقیر را بر او می افزایند تا اخراج شود یا خود استعفا دهد و آن محل را ترک کند.
🔸موبینگ در محل کار، خانه، مدرسه و جامعه، عامل بسیاری از معضلات اجتماعی فرار از خانه، بیکاری، طلاق، اعتیاد، خودکشی، انتقامگیری، بداخلاقی، عصبانیت، قتل و جرایم دیگر می شود.
🔸از بسیاری از موارد موبینگ می توان نتیجه گرفت که آغاز موبینگ معمولاً در اثر جابجایی مقامی کارمندان می باشد؛ مثلاً کارمند جدیدی که وارد یک قسمت می شود، بیشتر مورد آزار روانی قرار می گیرد، یا وقتی که رئیس قسمت عوض می شود، احتمال اینکه او کارمندی را آزار بدهد زیاد است و حتی ممکن است خودش مورد آزار روانی کارمندان قرار گیرند.
◀️ تاثیرات موبینگ
▪️مخدوش نمودن یا از بین بردن اعتماد بنفس قربانی
▪️دچار شدن به بیماری پارانویا و اغتشاش ذهنی
▪️دوری گزیدن از اجتماع
▪️احساس ترس، خجالت، عصبانیت، و حسرت
▪️همچنین موبینگ باعث اختلالات جسمی و روانی مانند خوابهای آشفته، بالا رفتن فشار خون، و حتی بیماریهای قلبی و عروقی میگردد.
◀️ راههای مبارزه با موبینگ
▪️انضباط در کار جهت جلوگیری از هرگونه اخطار
▪️انجام کارهایی که طی دستور کتبی ابلاغ شده باشند نه شفاهی
▪️دوری جستن از موب کنندگان
▪️شناخت موبینگ و حفظ اعتماد به نفس خود
🔸البته در کنار این موارد گفته شده، در بسیاری از سازمانهای اروپایی جزء دروس آموزشی حین کار، دروسی هم در زمینه موبینگ یا آزار روانی در محیط کار برای کارمندان پیش بینی شده است؛ زیرا اکثر سازمان ها ضرر اقتصادی ناشی از موبینگ را محاسبه کردهاند.
🔸در حقیقت، صرفاً کارمند آزار دیده ضرر نمیکند، بلکه به علت غیبت مکرر کارمند و عدم انجام صحیح کار به علت ناراحتی روحی که کارمند دچار آن است، بهرهوری کاهش مییابد و ضرر سنگینی به سازمان وارد میشود.
بازنشرازکانال ترفند مدیریت
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💠 یک کارتمام عیار و شاهکارتیمی،حاصل تلاش صدهادانشمند در ده ها رشته ،طی سال ها
📌از تماشای فرود سفینه بر روی مریخ لذت ببرید.
🔹این فیلم را به فرزندان خود نشان دهید. به جزییات توجه بفرمایید.
📌از تماشای فرود سفینه بر روی مریخ لذت ببرید.
🔹این فیلم را به فرزندان خود نشان دهید. به جزییات توجه بفرمایید.
✳️ آيا خود را به اندازهی کافی خوب، میدانید؟
✅ آیا فردی که هستید را دوست دارید و برایش احترام قائلید؟
محققین بسیاری در چند دهه گذشته سعی در یافتن ریشه های عزت نفس در زندگی افراد داشته اند. کریستوفر مراک، در کتابش به نام عزت نفس: تحقیقات، نظریه ها و کاربردها، مروری جامع و دقیق بر این تحقیقات داشته است.
کریستوفر مراک(Christopher Mruk)، عزت نفس را به استخری تشبیه می کند که منابع عزت نفس مانند لوله هایی به آن وصل هستند که هم می توانند آب به استخر اضافه کنند و هم ممکن است به عنوان لوله تخلیه باشند. کم شدن آب این استخر می تواند نتایج منفی بسیار زیادی داشته باشد.
کریستوفر مراک، عزت نفس را ترکیبی از دو عامل میداند:
۱. احساس شایستگی
۲. احساس ارزشمندی
احساس شایستگی
شایستگی به این معناست که شما تا چه حد باور دارید که از مهارتها و تواناییهای لازم برای موفقیت در حیطههایی که به نظرتان مهم هستند، برخوردارید. منظور این نیست که فکر کنید در تمام جنبههای زندگی موفقید یا همیشه احساس شایستگی داشته باشید.
این باور فقط در مورد آن حیطههایی از زندگی است که به طور خاص برای شخص شما اهمیت دارند. مثلا اگر بتوانید در یک جمع آواز بخوانید و با گفتن لطیفه های بامزه چنان مردم را بخندانید که نفسشان بند بیاید، این برای خودش یک مهارت است؛
احساس ارزشمندی
بحث ارزشها ما را به دومین عامل عزت نفس میرساند. در اینجاست که نشان میدهید بهطور کلی چه ارزیابیای از خود دارید. میزان این حس را جواب این دو سؤال مشخص میکند:
چه چیزهایی جزو ارزشهای شما هستند؟
آیا رفتارهایی که به طور روزمره از خود نشان میدهید، با این ارزشها انطباق دارند؟
هر فرد فهمی از دنیا، چگونگی کارکرد جهان، بایدها و نبایدها، اصول اخلاقی و استانداردهایی برای زندگی دارد. برخی از این باورها و استانداردها بین افراد یک جامعه مشترک است. همچنین بسیاری از این اصول و باورها بین تمام انسان های سرتاسر جهان مشترک است.
یکی از منابعی که احساس ارزشمندی را در فرد ایجاد می کند، پذیرفته شدن از سوی دیگران است. این پذیرش در سنین مختلف به شکل های متفاوتی ممکن است ظهور کند. در کودکی این توجه و پذیرش از طرف والدین، مربیان، معلمان و گروه همسالان اتفاق می افتد و در بزرگسالی از طرف همکاران، شریک عاطفی و به طور کلی جامعه.
از طرفی طرد شدن و رد شدن از سوی دیگران به شدت از عزت نفس افراد می کاهد. طرد شدن از طرف شریک عاطفی یا همسر، یکی از شدیدترین اتفاقاتی است که از عزت نفس افراد می کاهد.
بازنشرازکانال آکادمی مدیریت
✅ آیا فردی که هستید را دوست دارید و برایش احترام قائلید؟
محققین بسیاری در چند دهه گذشته سعی در یافتن ریشه های عزت نفس در زندگی افراد داشته اند. کریستوفر مراک، در کتابش به نام عزت نفس: تحقیقات، نظریه ها و کاربردها، مروری جامع و دقیق بر این تحقیقات داشته است.
کریستوفر مراک(Christopher Mruk)، عزت نفس را به استخری تشبیه می کند که منابع عزت نفس مانند لوله هایی به آن وصل هستند که هم می توانند آب به استخر اضافه کنند و هم ممکن است به عنوان لوله تخلیه باشند. کم شدن آب این استخر می تواند نتایج منفی بسیار زیادی داشته باشد.
کریستوفر مراک، عزت نفس را ترکیبی از دو عامل میداند:
۱. احساس شایستگی
۲. احساس ارزشمندی
احساس شایستگی
شایستگی به این معناست که شما تا چه حد باور دارید که از مهارتها و تواناییهای لازم برای موفقیت در حیطههایی که به نظرتان مهم هستند، برخوردارید. منظور این نیست که فکر کنید در تمام جنبههای زندگی موفقید یا همیشه احساس شایستگی داشته باشید.
این باور فقط در مورد آن حیطههایی از زندگی است که به طور خاص برای شخص شما اهمیت دارند. مثلا اگر بتوانید در یک جمع آواز بخوانید و با گفتن لطیفه های بامزه چنان مردم را بخندانید که نفسشان بند بیاید، این برای خودش یک مهارت است؛
احساس ارزشمندی
بحث ارزشها ما را به دومین عامل عزت نفس میرساند. در اینجاست که نشان میدهید بهطور کلی چه ارزیابیای از خود دارید. میزان این حس را جواب این دو سؤال مشخص میکند:
چه چیزهایی جزو ارزشهای شما هستند؟
آیا رفتارهایی که به طور روزمره از خود نشان میدهید، با این ارزشها انطباق دارند؟
هر فرد فهمی از دنیا، چگونگی کارکرد جهان، بایدها و نبایدها، اصول اخلاقی و استانداردهایی برای زندگی دارد. برخی از این باورها و استانداردها بین افراد یک جامعه مشترک است. همچنین بسیاری از این اصول و باورها بین تمام انسان های سرتاسر جهان مشترک است.
یکی از منابعی که احساس ارزشمندی را در فرد ایجاد می کند، پذیرفته شدن از سوی دیگران است. این پذیرش در سنین مختلف به شکل های متفاوتی ممکن است ظهور کند. در کودکی این توجه و پذیرش از طرف والدین، مربیان، معلمان و گروه همسالان اتفاق می افتد و در بزرگسالی از طرف همکاران، شریک عاطفی و به طور کلی جامعه.
از طرفی طرد شدن و رد شدن از سوی دیگران به شدت از عزت نفس افراد می کاهد. طرد شدن از طرف شریک عاطفی یا همسر، یکی از شدیدترین اتفاقاتی است که از عزت نفس افراد می کاهد.
بازنشرازکانال آکادمی مدیریت
✳️ خردمندی به چیست؟
✅ عقلانیت با علم و دانش متفاوت است."علم و دانش"، "محتویات حافظه ی انسان" را دربر می گیرد. مثلاً کسی که پزشکی خوانده است، حجم زیادی از مطالب مربوط به بدن انسان و حالات مختلف آن در حافظه دارد۰ و سایر علوم وتخصصات نیز همینطور۰
اما"عقلانیت"، "فرآیند تفکر" را مدنظر دارد.
🔹انسان خردمند کسی نیست که در حافظه اش مطالب زیادی در مورد تاریخ خردمندی یا معلومات دیگری انباشته شده باشد؛ خردمند، کسی است که نحوه ی ارزیابی و تصمیم گیری خاصی دارد.
🔹چگونه می توان خردمند شد؟
در پاسخ به این سؤال، "فلسفه" ایجاد شد. فلسفه به زبان یونانی به معنای جویای خرد بودن است.
سقراط یکی از اسطوره های فلسفه است. او صدها سال پیش از میلاد مسیح در آتن می زیست.
سقراط به این نتیجه رسیده بود که یکی از پایه های عقلانیت، پرسشگری است. انسان به اندازه ای که پرسش، نقد و شک می کند، خردمند است.به همین دلیل، "سقراط" برای خردمند کردن مردم، به آنان یاد می داد که به دانسته های خود یا اخباری که دیگران به آنان منتقل می کنند، تردید کنند و درستی آن را به نقد بکشند. از نظر سقراط، هر باوری که در ذهن داشته باشیم و آن را به چالش نکشیم و از غربال نقدنگذرانیم، هسته ای می شود برای زندگی ابلهانه و مانعی ست در برابر زندگی عاقلانه.
چند هزار سال بعد از سقراط، روانشناسان بزرگی همچون " آلبرت الیس" و " آلورن بک"
نیز به همین نتیجه رسیده و باورها رابه چالش ونقد کشیدند.
سقراط در شهر راه می رفت، در بازار می گشت و به جلسات مردم آمد و شد می کرد و اگر هم می دید که آنان با اطمینان درباره ی چیزی صحبت می کنند، آنان را مورد سئوال قرار می داد. او به چند سؤال اکتفا نمی کرد. او ده ها سؤال می پرسید و افراد را به تردید و تأمل می افکند؛ آنچنان که آنان نمی توانستند به سرعت و بر مبنای احساساتشان تصمیم بگیرند.در واقع، آنان را از "توهّم دانایی" به " تحیّر و پرسشگری" می برد.
🔸 اما سقراط، پایان غم انگیزی داشت! "بزرگان آتن"تشخیص دادند که سقراط، "عمل مجرمانه ای" را مرتکب می شود. از دیدگاه آنان کار سقراط، " تشویش افکار عمومی" بود.
آنان اعتقاد داشتند که افکار سقراط، جوانانِ "آتن" را گمراه می کند. لذا، سقراط محکوم به اعدام شد!
بازنشرازکانال پژوهش وتوسعه
✅ عقلانیت با علم و دانش متفاوت است."علم و دانش"، "محتویات حافظه ی انسان" را دربر می گیرد. مثلاً کسی که پزشکی خوانده است، حجم زیادی از مطالب مربوط به بدن انسان و حالات مختلف آن در حافظه دارد۰ و سایر علوم وتخصصات نیز همینطور۰
اما"عقلانیت"، "فرآیند تفکر" را مدنظر دارد.
🔹انسان خردمند کسی نیست که در حافظه اش مطالب زیادی در مورد تاریخ خردمندی یا معلومات دیگری انباشته شده باشد؛ خردمند، کسی است که نحوه ی ارزیابی و تصمیم گیری خاصی دارد.
🔹چگونه می توان خردمند شد؟
در پاسخ به این سؤال، "فلسفه" ایجاد شد. فلسفه به زبان یونانی به معنای جویای خرد بودن است.
سقراط یکی از اسطوره های فلسفه است. او صدها سال پیش از میلاد مسیح در آتن می زیست.
سقراط به این نتیجه رسیده بود که یکی از پایه های عقلانیت، پرسشگری است. انسان به اندازه ای که پرسش، نقد و شک می کند، خردمند است.به همین دلیل، "سقراط" برای خردمند کردن مردم، به آنان یاد می داد که به دانسته های خود یا اخباری که دیگران به آنان منتقل می کنند، تردید کنند و درستی آن را به نقد بکشند. از نظر سقراط، هر باوری که در ذهن داشته باشیم و آن را به چالش نکشیم و از غربال نقدنگذرانیم، هسته ای می شود برای زندگی ابلهانه و مانعی ست در برابر زندگی عاقلانه.
چند هزار سال بعد از سقراط، روانشناسان بزرگی همچون " آلبرت الیس" و " آلورن بک"
نیز به همین نتیجه رسیده و باورها رابه چالش ونقد کشیدند.
سقراط در شهر راه می رفت، در بازار می گشت و به جلسات مردم آمد و شد می کرد و اگر هم می دید که آنان با اطمینان درباره ی چیزی صحبت می کنند، آنان را مورد سئوال قرار می داد. او به چند سؤال اکتفا نمی کرد. او ده ها سؤال می پرسید و افراد را به تردید و تأمل می افکند؛ آنچنان که آنان نمی توانستند به سرعت و بر مبنای احساساتشان تصمیم بگیرند.در واقع، آنان را از "توهّم دانایی" به " تحیّر و پرسشگری" می برد.
🔸 اما سقراط، پایان غم انگیزی داشت! "بزرگان آتن"تشخیص دادند که سقراط، "عمل مجرمانه ای" را مرتکب می شود. از دیدگاه آنان کار سقراط، " تشویش افکار عمومی" بود.
آنان اعتقاد داشتند که افکار سقراط، جوانانِ "آتن" را گمراه می کند. لذا، سقراط محکوم به اعدام شد!
بازنشرازکانال پژوهش وتوسعه
*How to Replace Helplessness with Hopefulness*
*Dave Ulrich;*
*چگونه امید را جایگزین ناامیدی کنیم*
اقای اولدریچ بزرگترین استاد و مشاور معاصر مدیریت منابع انسانی مقاله ای در این موضوع و نقش رهبران کسب کار در این فرایند را منتشر کرده اند.
یکی از مهمترین وظایف رهبران کسب و کار ایجاد حس امیدواری در کارکنان خود می باشد.
ایشان *پنج اصل* را ارائه کردند که عبارتند از:
*اصل اول*: کمک رهبران کسب و کار برای رسیدن افراد به معنا در زندگی خودشان است. سطح اول آن لذت بردن از غذا؛ سرگرمی؛ ورزش و ... سطح دوم: ایجاد فرآیندهای مثبت با داشتن عادات و الگوهای خوب و سطح سوم: کمک به شناسایی و کشف معنای زندگی و ارزش های آن
*اصل دوم:* کمک رهبران کسب و کار برای اینکه کارکنان بتوانند درست انتخاب کنند و مسئولیت پذیر باشند و این عبارت را بیان کنند؛ من مسئول انتخاب هایم هستم.
*اصل سوم*: کارکنان به کارآمدی خود ایمان داشته باشند و این عبارت را بیان کنند؛ من می توانم به اهداف برسم.
*اصل چهارم:* کارکنان خوشبینی را یاد بگیرند و تمرین کنند و این عبارت را بیان کنند؛ می توانم در آینده به اهدافم برسم. البته با درس گرفتن از گذشته خود و حرکت به سمت آینده با خوشبینی
*اصل پنجم:* کارکنان اهداف مختلفی را برای خود انتخاب کنند و آینده بهتری را تصور نمایند؛ اینکار باعث می شود کارکنان افق کسب و کار و خود را روشن تر دیده و تلاش بیشتری داشته باشند.
خلاصه:
با توجه به مشکلات؛ مسائل؛ چالش ها؛ پیچیدگی ها و ابهامی متعدد طی سال های گذشته و پیش رو؛ بسیاری از کارکنان احساس درماندگی؛ استرس؛ بدبینی و دلسردی دارند و ایجاد امید و دلگرمی در آنها الزامیست.
*وقتی رهبران کسب و کار و بخش منابع انسانی به کارکنان کمک می کنند تا امیدوار شوند؛ نه تنها کارکنان؛ بلکه سازمان ها و جوامع نیز پیشرفت می کنند. ایجاد امید فرصتی نوظهور برای دنیایی است که از نظر عاطفی و احساسی آسیب پذیر است.*
*۲۵ فروردین ماه ۱۴۰۲ به مناسبت روز ملی منابع انسانی*
دکترغفاری
*Dave Ulrich;*
*چگونه امید را جایگزین ناامیدی کنیم*
اقای اولدریچ بزرگترین استاد و مشاور معاصر مدیریت منابع انسانی مقاله ای در این موضوع و نقش رهبران کسب کار در این فرایند را منتشر کرده اند.
یکی از مهمترین وظایف رهبران کسب و کار ایجاد حس امیدواری در کارکنان خود می باشد.
ایشان *پنج اصل* را ارائه کردند که عبارتند از:
*اصل اول*: کمک رهبران کسب و کار برای رسیدن افراد به معنا در زندگی خودشان است. سطح اول آن لذت بردن از غذا؛ سرگرمی؛ ورزش و ... سطح دوم: ایجاد فرآیندهای مثبت با داشتن عادات و الگوهای خوب و سطح سوم: کمک به شناسایی و کشف معنای زندگی و ارزش های آن
*اصل دوم:* کمک رهبران کسب و کار برای اینکه کارکنان بتوانند درست انتخاب کنند و مسئولیت پذیر باشند و این عبارت را بیان کنند؛ من مسئول انتخاب هایم هستم.
*اصل سوم*: کارکنان به کارآمدی خود ایمان داشته باشند و این عبارت را بیان کنند؛ من می توانم به اهداف برسم.
*اصل چهارم:* کارکنان خوشبینی را یاد بگیرند و تمرین کنند و این عبارت را بیان کنند؛ می توانم در آینده به اهدافم برسم. البته با درس گرفتن از گذشته خود و حرکت به سمت آینده با خوشبینی
*اصل پنجم:* کارکنان اهداف مختلفی را برای خود انتخاب کنند و آینده بهتری را تصور نمایند؛ اینکار باعث می شود کارکنان افق کسب و کار و خود را روشن تر دیده و تلاش بیشتری داشته باشند.
خلاصه:
با توجه به مشکلات؛ مسائل؛ چالش ها؛ پیچیدگی ها و ابهامی متعدد طی سال های گذشته و پیش رو؛ بسیاری از کارکنان احساس درماندگی؛ استرس؛ بدبینی و دلسردی دارند و ایجاد امید و دلگرمی در آنها الزامیست.
*وقتی رهبران کسب و کار و بخش منابع انسانی به کارکنان کمک می کنند تا امیدوار شوند؛ نه تنها کارکنان؛ بلکه سازمان ها و جوامع نیز پیشرفت می کنند. ایجاد امید فرصتی نوظهور برای دنیایی است که از نظر عاطفی و احساسی آسیب پذیر است.*
*۲۵ فروردین ماه ۱۴۰۲ به مناسبت روز ملی منابع انسانی*
دکترغفاری