✳️ پاداش یا تنبیه؟ چماق یا هویج؟!
✅ کدام یک بیشتر موجب ایجاد انگیزه در کارکنان می شوند؟
🔴"جِرِمی بِنتام" فیلسوف انگلیسی مشهور قرن هجدهم، جمله معروفی دارد:
”درد و لذت بر انسان حکومت می کند و تمامی اعمالی که فرد انجام می دهد، تمامی آنچه که می گوید و تمامی آن چه که به آن می اندیشد، تحت تاثیر درد و لذت قرار دارد.”
🟢تحقیقات دانشمندان علوم اعصاب، همین نظریه را تایید می کند. به همین دلیل هم وقتی شما می خواهید به کسی انگیزه بدهید، یا می بایست استنباطی از پیش بینی لذت را برای وی فراهم کنید و یا اینکه هشداری از دردهای ناشی از تنبیه را یادآور شوید. اما نکته ای که همواره در هاله ای از ابهام قرار دارد، آن است که کدام یک و چه زمانی می بایست مورد استفاده قرار گیرد؟ چماق یا هویج؟!
🔵دانشمندان علوم اعصاب پیشنهاد می دهند هنگامی که می خواهید افراد را به انجام کاری تشویق کنید (به عنوان مثال نیاز به حضور کارکنان بیش از ساعات کاری متداول)، پاداش بسیار اثربخش تر از مجازات نتیجه خواهد داد. اما اگر می خواهید افراد را از انجام اعمالی بازدارید (به عنوان مثال عدم افشای اطلاعات طبقه بندی شده سازمان) سیاست های تنبیهی مؤثرتر خواهد بود.
🟡البته در تعمیم نتایج چنین پژوهش هایی می بایست با احتیاط عمل کرد، ولی در عین حال می توان نتیجه گرفت ایجاد پیش بینی های مثبت در دیگران (برلی مثال، اطلاع رسانی ماهیانه کارآمدترین کارمند در وب سایت شرکت) ممکن است در ایجاد انگیزه برای اقدامات مثبت، موثرتر از این باشد که افراد را به دلیل عملکرد ضعیف به کاهش رتبه سازمانی و یا کاهش در پرداخت ها تهدید کنیم.
🟣البته دلیل دیگری نیز وجود دارد که “هشدارها” اغلب تاثیر محدودی دارند. مغز انسان اغلب اطلاعات مثبت را بهتر از اطلاعات منفی کدگذاری می کند. چرا که افراد اغلب با یک رویکرد خوش بینانه اطلاعات مثبت را بیش از اطلاعات منفی به خود مرتبط می دانند.
🟤در انتها نتایج تحقیقات نشان می دهد که برای اثرگذاری بیشتر بر کارکنان، بهتر است به جای ترساندن افراد در خصوص مجازات های انجام ندادن کاری، از پاداش های محتمل برای ترغیب افراد به انجام اعمال مثبت در سازمان اقدام کنیم.
منبع: hbr
بازنشراز:راهنامه مدیر
✅ کدام یک بیشتر موجب ایجاد انگیزه در کارکنان می شوند؟
🔴"جِرِمی بِنتام" فیلسوف انگلیسی مشهور قرن هجدهم، جمله معروفی دارد:
”درد و لذت بر انسان حکومت می کند و تمامی اعمالی که فرد انجام می دهد، تمامی آنچه که می گوید و تمامی آن چه که به آن می اندیشد، تحت تاثیر درد و لذت قرار دارد.”
🟢تحقیقات دانشمندان علوم اعصاب، همین نظریه را تایید می کند. به همین دلیل هم وقتی شما می خواهید به کسی انگیزه بدهید، یا می بایست استنباطی از پیش بینی لذت را برای وی فراهم کنید و یا اینکه هشداری از دردهای ناشی از تنبیه را یادآور شوید. اما نکته ای که همواره در هاله ای از ابهام قرار دارد، آن است که کدام یک و چه زمانی می بایست مورد استفاده قرار گیرد؟ چماق یا هویج؟!
🔵دانشمندان علوم اعصاب پیشنهاد می دهند هنگامی که می خواهید افراد را به انجام کاری تشویق کنید (به عنوان مثال نیاز به حضور کارکنان بیش از ساعات کاری متداول)، پاداش بسیار اثربخش تر از مجازات نتیجه خواهد داد. اما اگر می خواهید افراد را از انجام اعمالی بازدارید (به عنوان مثال عدم افشای اطلاعات طبقه بندی شده سازمان) سیاست های تنبیهی مؤثرتر خواهد بود.
🟡البته در تعمیم نتایج چنین پژوهش هایی می بایست با احتیاط عمل کرد، ولی در عین حال می توان نتیجه گرفت ایجاد پیش بینی های مثبت در دیگران (برلی مثال، اطلاع رسانی ماهیانه کارآمدترین کارمند در وب سایت شرکت) ممکن است در ایجاد انگیزه برای اقدامات مثبت، موثرتر از این باشد که افراد را به دلیل عملکرد ضعیف به کاهش رتبه سازمانی و یا کاهش در پرداخت ها تهدید کنیم.
🟣البته دلیل دیگری نیز وجود دارد که “هشدارها” اغلب تاثیر محدودی دارند. مغز انسان اغلب اطلاعات مثبت را بهتر از اطلاعات منفی کدگذاری می کند. چرا که افراد اغلب با یک رویکرد خوش بینانه اطلاعات مثبت را بیش از اطلاعات منفی به خود مرتبط می دانند.
🟤در انتها نتایج تحقیقات نشان می دهد که برای اثرگذاری بیشتر بر کارکنان، بهتر است به جای ترساندن افراد در خصوص مجازات های انجام ندادن کاری، از پاداش های محتمل برای ترغیب افراد به انجام اعمال مثبت در سازمان اقدام کنیم.
منبع: hbr
بازنشراز:راهنامه مدیر
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
*سخنرانی سایمون سینک در مورد نحوه گزینش افراد برای استخدام*
______________________
*راهنامه مدیر💡راهنمای عمل*
______________________
🔮 *عضویت*
https://chat.whatsapp.com/GSTbFwliieGFobfzrBJ0QY
_____________________________
🟨🟩🟦🟪⬛⬜🟫🟥🟧
______________________
*راهنامه مدیر💡راهنمای عمل*
______________________
🔮 *عضویت*
https://chat.whatsapp.com/GSTbFwliieGFobfzrBJ0QY
_____________________________
🟨🟩🟦🟪⬛⬜🟫🟥🟧
✳️ علت مرگ،خستگی؟!
✅ در علم مهندسی عمران و مکانیک و برق درسی به نام استاتیک وجود داره و خلاصه داستانش اینه که برای ایستادن و نیفتادن یک سازه باید مجموع نیروهای وارده بر اون سازه در سه جهت x و y و z برابر صفر باشه. این درس پیش نیاز درس "مقاومت مصالح" و آن هم پیش نیاز درس "تحلیل سازه" است. چندین سال قبل پُلی در ایالت نیویورک آمریکا فرو ریخت، بعد از سی و دو سال کارشناسان گزارش دادن که دلیل ریختن پل fatigue بوده. سر تا ته علم "مقاومت مصالح" هیچ چیز جذابی نداره الا همین مبحث فَتیگ، یعنی خستگی سازه در اثر بارگذاری متناوب. هیچ کدوم از این بارگذاریها به تنهایی از توان سازه خارج نیست، اما همین متناوب بودنشونه که خستهاش میکنه، طاقتش تمام میشه و میریزه. این دقیقاً همون دلیلیه که بیشتر ما آدمها بابتش میمیریم، بابت تکرار بارهای کوچکی که تموم نمیشن اما تموم میکنن. ما عمدتا" از خستگی میمیریم، فقط اشکالش اینه که توی گزارش مرگ هیچ کس نمینویسن دلیل مرگ، خستگی! به نظرم نه تنها بالاخره یک روز باید علم" مقاومت مصالح" رو به علم پزشکی قانونی پیوند بزنن، بلکه باید به روانکاوی هم پیوند بخوره، چون خیلی مهم نیست که تو گزارش مرگ هر آدمی چی می نویسن، فقط ای کاش همونطور که فرمولی برای اندازهگیری میزان تحمل یک سازه در مقابل خستگی وجود داره، یه فرمولی هم برای اندازه گیری میزان تحمل هر انسانی بود، اونوقت شاید می شد یه سیستم هشدار دهی روی هر کسی نصب کرد تا در مواقع حساس، بعد از تحمل فشارهای متناوب، به اطرافیان یه پیامی مخابره کنه مبنی بر اینکه: "هشدار! انسان مورد نظر به فتیگ نزدیک می شه، لطفاً اگر اونو دوست دارین، کمی راحتش بذارین تا خستگی بارهای متناوب رو آزاد کنه و سپس آماده ادامه دادن و Reliability بشه، در غیر اینصورت شاهد فروپاشی و مرگش خواهید بود". لطفاً مراقب بار اضافی و متناوب بر روی عزیزانمون باشیم تا در اثر خستگی، سازهشون فرو نریزه.
👈 غصه خوردن نصف پیری است.
✅ در علم مهندسی عمران و مکانیک و برق درسی به نام استاتیک وجود داره و خلاصه داستانش اینه که برای ایستادن و نیفتادن یک سازه باید مجموع نیروهای وارده بر اون سازه در سه جهت x و y و z برابر صفر باشه. این درس پیش نیاز درس "مقاومت مصالح" و آن هم پیش نیاز درس "تحلیل سازه" است. چندین سال قبل پُلی در ایالت نیویورک آمریکا فرو ریخت، بعد از سی و دو سال کارشناسان گزارش دادن که دلیل ریختن پل fatigue بوده. سر تا ته علم "مقاومت مصالح" هیچ چیز جذابی نداره الا همین مبحث فَتیگ، یعنی خستگی سازه در اثر بارگذاری متناوب. هیچ کدوم از این بارگذاریها به تنهایی از توان سازه خارج نیست، اما همین متناوب بودنشونه که خستهاش میکنه، طاقتش تمام میشه و میریزه. این دقیقاً همون دلیلیه که بیشتر ما آدمها بابتش میمیریم، بابت تکرار بارهای کوچکی که تموم نمیشن اما تموم میکنن. ما عمدتا" از خستگی میمیریم، فقط اشکالش اینه که توی گزارش مرگ هیچ کس نمینویسن دلیل مرگ، خستگی! به نظرم نه تنها بالاخره یک روز باید علم" مقاومت مصالح" رو به علم پزشکی قانونی پیوند بزنن، بلکه باید به روانکاوی هم پیوند بخوره، چون خیلی مهم نیست که تو گزارش مرگ هر آدمی چی می نویسن، فقط ای کاش همونطور که فرمولی برای اندازهگیری میزان تحمل یک سازه در مقابل خستگی وجود داره، یه فرمولی هم برای اندازه گیری میزان تحمل هر انسانی بود، اونوقت شاید می شد یه سیستم هشدار دهی روی هر کسی نصب کرد تا در مواقع حساس، بعد از تحمل فشارهای متناوب، به اطرافیان یه پیامی مخابره کنه مبنی بر اینکه: "هشدار! انسان مورد نظر به فتیگ نزدیک می شه، لطفاً اگر اونو دوست دارین، کمی راحتش بذارین تا خستگی بارهای متناوب رو آزاد کنه و سپس آماده ادامه دادن و Reliability بشه، در غیر اینصورت شاهد فروپاشی و مرگش خواهید بود". لطفاً مراقب بار اضافی و متناوب بر روی عزیزانمون باشیم تا در اثر خستگی، سازهشون فرو نریزه.
👈 غصه خوردن نصف پیری است.
✳️ نوآورترین شرکتهای جهان کداماند؟ ✅هر ساله گروه مشاورهای بوستون رتبهبندی خود از نوآورترین شرکتهای جهان را منتشر میکند.
🔻 بر این اساس، شرکت آمریکایی اپل همچون سال گذشته در رتبه نخست فهرست نوآورترین شرکتها جای گرفته است.
🔹تسلا اما با ۳ پله جهش به رتبه دوم ارتقاء یافته و شرکتهای آمازون و آلفابت نیز بدون تغییر جایگاه در پلههای سوم و چهارم جای گرفتهاند.
🔻شرکت مایکروسافت با ۳ پله سقوط و مدرنا با یک پله ارتقاء به ترتیب در رتبههای پنجم و ششم ایستادهاند.
🔹همانطور که مشخص است ۶ رتبه نخست فهرست به شرکتهای آمریکایی اختصاص دارد اما سامسونگ کره با یک پله سقوط نسبت به سال گذشته، رتبه هفتم را به خود اختصاص داده است.
🔻شرکتهای چینی هوآوی وبیوایدی هم به ترتیب در رتبههای هشتم و نهم جای گرفتهاند. زیمنس آلمان اما با ۱۰ پله جهش موفق شده است در فهرست امسال در رتبه دهم بایستد.
🔻 بر این اساس، شرکت آمریکایی اپل همچون سال گذشته در رتبه نخست فهرست نوآورترین شرکتها جای گرفته است.
🔹تسلا اما با ۳ پله جهش به رتبه دوم ارتقاء یافته و شرکتهای آمازون و آلفابت نیز بدون تغییر جایگاه در پلههای سوم و چهارم جای گرفتهاند.
🔻شرکت مایکروسافت با ۳ پله سقوط و مدرنا با یک پله ارتقاء به ترتیب در رتبههای پنجم و ششم ایستادهاند.
🔹همانطور که مشخص است ۶ رتبه نخست فهرست به شرکتهای آمریکایی اختصاص دارد اما سامسونگ کره با یک پله سقوط نسبت به سال گذشته، رتبه هفتم را به خود اختصاص داده است.
🔻شرکتهای چینی هوآوی وبیوایدی هم به ترتیب در رتبههای هشتم و نهم جای گرفتهاند. زیمنس آلمان اما با ۱۰ پله جهش موفق شده است در فهرست امسال در رتبه دهم بایستد.
🔸️تا حالا شکست خوردین؟
احتمالاً جواب این سوال برای هممون بله هست، چراکه شکست چیزیه که همه تجربهاش میکنن. اما همه نسبت بهش واکنش یکسانی ندارند
🔹️خیلیها اون رو پلی برای موفقیت میدونن اما در مقابل عدهای هم از شکست میترسن و سعی میکنن ازش فرار کنن. ترس از شکست ممکنه ریشه تو عوامل مختلفی داشته باشه، برای همین مهمه که اونها رو شناسایی کنیم
🔸️چون اگه این کار رو نکنیم این ترس ممکنه جلومون رو بگیره و نذاره به موفقیت برسیم
احتمالاً جواب این سوال برای هممون بله هست، چراکه شکست چیزیه که همه تجربهاش میکنن. اما همه نسبت بهش واکنش یکسانی ندارند
🔹️خیلیها اون رو پلی برای موفقیت میدونن اما در مقابل عدهای هم از شکست میترسن و سعی میکنن ازش فرار کنن. ترس از شکست ممکنه ریشه تو عوامل مختلفی داشته باشه، برای همین مهمه که اونها رو شناسایی کنیم
🔸️چون اگه این کار رو نکنیم این ترس ممکنه جلومون رو بگیره و نذاره به موفقیت برسیم
📌 آلمان چگونه توانست قوی ترین مدیریت مسکن جهان را با وجود محدودیت های فراوان داشته باشد؟
🔹 بعد از جنگ جهانی دوم حدود ۶/۹ تا ۷/۵ میلیون آلمانی کشته شده بودند. در اواخر جنگ بمب های سنگین بلای جان خانه های آلمانی ها شده بود. ۲/۲۵ میلیون واحد مسکونی کاملا ویران شدند و حدود دو میلیون خانه دیگر هم آسیب دیدند.
🔹منابع مالی برای بازسازی کشور به صفر رسیده بود و و تنها هوش و ذکاوت مدیران آلمانی بود که میتوانست همه نداشته ها و محدودیت ها را جبران کند. هنر بزرگ در بخش ساختمان، ساختن همه چیز از هیچ بود.
🔹پس از تأسیس آلمان غربی در سال ۱۹۴۹ با مشوق های مالی و مالیاتی که دولت در نظر گرفت، مسکن رونق گرفت و در کمتر از ۷ سال کمبودها به نصف رسید.
🔹اما اتفاق مهم یک مصوبه تاریخی در ژوئن ۱۹۹۱ اتفاق افتاد. هشت ماه پس از اتحاد آلمان غربی و شرقی مجددا دولت نقش بزرگ خود را ایفا کرد. «هرکس در آلمان شرقی در بخش مسکن و بخصوص در برلین سرمایه گذاری کند، تا ۱۰ سال از پرداخت عوارض و مالیات معاف است»
🔹همین یک مصوبه برای بیش از سی سال کافی بود تا عرضه مسکن بسیار بیشتر از نیاز این کشور شود. و با وجود نوسان زیاد مسکن در کشورهای بزرگ اقتصادی، آلمان یک ثبات دائمی همراه با فزونی عرضه نسبت به تقاضا داشته باشد.
🔹میانگین هزینه مسکن در سبد معیشت آلمانی ها تنها بیست درصد است. در آلمان ۵۰ درصد آلمانی ها خانه اجاره ایی دارند که در دنیا بالاترین نرخ محسوب می شود.
🔹مونیخ بالاترین قیمت مسکن را دارد. ۴۸/۵ درصد آلمانی ها مستاجر هستند و این کشور بهشت مستأجران است. اکثر قراردادهای اجاره در آلمان از فرم استاندارد موسوم به Mietvertrag پیروی می کند.
🔹در صورت افزایش بیش از حد اجاره انجمن مستأجران موسوم به Mietsehutzbund به موضوع ورود کرده و از مستاجر با تعیین منطقه ایی اجاره حمایت می کند.
🔹جذب سرمایه خارجی در بخش مسکن آلمان بخاطر سیاستهای اصولی رونق شگفت انگیز داشت و تنها در سه قرارداد شرکت فورترس آمریکا ۸۲ هزار دستگاه آپارتمان به ارزش ۵/۳ میلیارد یورو در آلمان خرید و وارد بازار مسکن این کشور شد.
🔹شرکت مورگان استنلی و شرکتی انگلیسی هر کدام بترتیب ۴۸ هزار و ۱۵۰ هزار واحد مسکونی به ارزش ۱/۲ میلیارد یورو و ۷ میلیارد یورو به اقتصاد مسکن آلمان تزریق کردند.
🔹در سالهای ۲۰۰۰ و ۲۰۰۱ که اقتصاد آلمان دچار رکود شد بخش مسکن ثبات خود را حفظ کرد و لنگرگاه مستحکم اقتصاد شد.
🔹دولت آلمان با وجود اقتصاد آزاد اما هیچگاه بخش مسکن را رها نکرده است. در اجاره قراردادها در آلمان شش ویژگی دارد. قراردادها یا کوتاه مدت با پایان مشخص هستند یا بلند مدت و نامحدود.
🔹قراردادهای کوتاه مدت مناسب برای کارمندان ، دانشجویان و مهاجرین است که در قرارداد پایان آن قید می شود و با رضایت طرفین قابل تمدید است.
🔹اما قراردادهای نامحدود پایان مشخصی ندارند. مستاجر می تواند سه ماه قبل اعلام کند که می خواهد قرارداد را فسخ کند، اما موجر این حق را ندارد و فقط با حکم دادگاه و با مستندات محکم می تواند عذر مستاجر خود را بخواهد و هر چه مدت اقامت مستاجر بیشتر باشد، جابجا کردن هم طولانی تر می شود.
🔹در قراردادهای اجاره نامحدود افزایش سالیانه در قرارداد قید و توافق می شود. مستاجر می تواند بدون اجازه مالک اقدام به تعمیرات ، بازسازی و یا نقاشی ساختمان کند.
🔹ودیعه در قراردادهای اجاره حداکثر به اندازه سه ماه اجاره است که باید در پایان قرارداد با سود متعلقه به مستاجر برگردانده شود. در صورتی موجر می تواند ودیعه مستاجر را ضبط کند که در دادگاه ثابت کند مستاجر از پرداخت اجاره امتناع کرده و یا خسارتی به ملک او وارد کرده است.
🔹منازل شخصی در آلمان معاف از مالیات بر عایدی سرمایه هستند و برای بهره مندی از این معافیت لازم است حداقل تا ۱۰ سال منازل شخصی حفظ شوند و به فروش رسانده نشوند.
🔹 بعد از جنگ جهانی دوم حدود ۶/۹ تا ۷/۵ میلیون آلمانی کشته شده بودند. در اواخر جنگ بمب های سنگین بلای جان خانه های آلمانی ها شده بود. ۲/۲۵ میلیون واحد مسکونی کاملا ویران شدند و حدود دو میلیون خانه دیگر هم آسیب دیدند.
🔹منابع مالی برای بازسازی کشور به صفر رسیده بود و و تنها هوش و ذکاوت مدیران آلمانی بود که میتوانست همه نداشته ها و محدودیت ها را جبران کند. هنر بزرگ در بخش ساختمان، ساختن همه چیز از هیچ بود.
🔹پس از تأسیس آلمان غربی در سال ۱۹۴۹ با مشوق های مالی و مالیاتی که دولت در نظر گرفت، مسکن رونق گرفت و در کمتر از ۷ سال کمبودها به نصف رسید.
🔹اما اتفاق مهم یک مصوبه تاریخی در ژوئن ۱۹۹۱ اتفاق افتاد. هشت ماه پس از اتحاد آلمان غربی و شرقی مجددا دولت نقش بزرگ خود را ایفا کرد. «هرکس در آلمان شرقی در بخش مسکن و بخصوص در برلین سرمایه گذاری کند، تا ۱۰ سال از پرداخت عوارض و مالیات معاف است»
🔹همین یک مصوبه برای بیش از سی سال کافی بود تا عرضه مسکن بسیار بیشتر از نیاز این کشور شود. و با وجود نوسان زیاد مسکن در کشورهای بزرگ اقتصادی، آلمان یک ثبات دائمی همراه با فزونی عرضه نسبت به تقاضا داشته باشد.
🔹میانگین هزینه مسکن در سبد معیشت آلمانی ها تنها بیست درصد است. در آلمان ۵۰ درصد آلمانی ها خانه اجاره ایی دارند که در دنیا بالاترین نرخ محسوب می شود.
🔹مونیخ بالاترین قیمت مسکن را دارد. ۴۸/۵ درصد آلمانی ها مستاجر هستند و این کشور بهشت مستأجران است. اکثر قراردادهای اجاره در آلمان از فرم استاندارد موسوم به Mietvertrag پیروی می کند.
🔹در صورت افزایش بیش از حد اجاره انجمن مستأجران موسوم به Mietsehutzbund به موضوع ورود کرده و از مستاجر با تعیین منطقه ایی اجاره حمایت می کند.
🔹جذب سرمایه خارجی در بخش مسکن آلمان بخاطر سیاستهای اصولی رونق شگفت انگیز داشت و تنها در سه قرارداد شرکت فورترس آمریکا ۸۲ هزار دستگاه آپارتمان به ارزش ۵/۳ میلیارد یورو در آلمان خرید و وارد بازار مسکن این کشور شد.
🔹شرکت مورگان استنلی و شرکتی انگلیسی هر کدام بترتیب ۴۸ هزار و ۱۵۰ هزار واحد مسکونی به ارزش ۱/۲ میلیارد یورو و ۷ میلیارد یورو به اقتصاد مسکن آلمان تزریق کردند.
🔹در سالهای ۲۰۰۰ و ۲۰۰۱ که اقتصاد آلمان دچار رکود شد بخش مسکن ثبات خود را حفظ کرد و لنگرگاه مستحکم اقتصاد شد.
🔹دولت آلمان با وجود اقتصاد آزاد اما هیچگاه بخش مسکن را رها نکرده است. در اجاره قراردادها در آلمان شش ویژگی دارد. قراردادها یا کوتاه مدت با پایان مشخص هستند یا بلند مدت و نامحدود.
🔹قراردادهای کوتاه مدت مناسب برای کارمندان ، دانشجویان و مهاجرین است که در قرارداد پایان آن قید می شود و با رضایت طرفین قابل تمدید است.
🔹اما قراردادهای نامحدود پایان مشخصی ندارند. مستاجر می تواند سه ماه قبل اعلام کند که می خواهد قرارداد را فسخ کند، اما موجر این حق را ندارد و فقط با حکم دادگاه و با مستندات محکم می تواند عذر مستاجر خود را بخواهد و هر چه مدت اقامت مستاجر بیشتر باشد، جابجا کردن هم طولانی تر می شود.
🔹در قراردادهای اجاره نامحدود افزایش سالیانه در قرارداد قید و توافق می شود. مستاجر می تواند بدون اجازه مالک اقدام به تعمیرات ، بازسازی و یا نقاشی ساختمان کند.
🔹ودیعه در قراردادهای اجاره حداکثر به اندازه سه ماه اجاره است که باید در پایان قرارداد با سود متعلقه به مستاجر برگردانده شود. در صورتی موجر می تواند ودیعه مستاجر را ضبط کند که در دادگاه ثابت کند مستاجر از پرداخت اجاره امتناع کرده و یا خسارتی به ملک او وارد کرده است.
🔹منازل شخصی در آلمان معاف از مالیات بر عایدی سرمایه هستند و برای بهره مندی از این معافیت لازم است حداقل تا ۱۰ سال منازل شخصی حفظ شوند و به فروش رسانده نشوند.
👍1
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
نقص فنی «ساخت ایران» / فقر کیفیت تولید داخلی
💢 افت کیفیت تبدیل به پاشنه آشیل توسعه صنعتی ایران شده است. در تحلیل بررسی دلایل افت کیفیت تولیدات ساخت ایران، به عواملی برمیخوریم که تابعی از فضای بینالمللی، ملی و بخشی تولید است. تحریم و موانع واردات تکنولوژی، کمبود نقدینگی، انحصار، سرکوب قیمتی، تورم و افت قدرت خرید مصرفکننده، خود تحریمی و سیاستهای بیثباتی که افق سرمایهگذاری در بخش مولد را تیره و تار کرده، در کنار فقدان استراتژی صنعتی، از اصلیترین موانعی است که توان ارتقای کیفیت را از بنگاهها سلب کرده و افول رتبه ایران در شاخص رقابتپذیری صنعتی را به دنبال داشته است.
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3982434
💢 افت کیفیت تبدیل به پاشنه آشیل توسعه صنعتی ایران شده است. در تحلیل بررسی دلایل افت کیفیت تولیدات ساخت ایران، به عواملی برمیخوریم که تابعی از فضای بینالمللی، ملی و بخشی تولید است. تحریم و موانع واردات تکنولوژی، کمبود نقدینگی، انحصار، سرکوب قیمتی، تورم و افت قدرت خرید مصرفکننده، خود تحریمی و سیاستهای بیثباتی که افق سرمایهگذاری در بخش مولد را تیره و تار کرده، در کنار فقدان استراتژی صنعتی، از اصلیترین موانعی است که توان ارتقای کیفیت را از بنگاهها سلب کرده و افول رتبه ایران در شاخص رقابتپذیری صنعتی را به دنبال داشته است.
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3982434
✳️ ارزیابی سیاست دلار ۲۸۵۰۰ تومانی
✅ از زمان آغاز سیاست ارز ۲۸۵۰۰تومانی (۱۰دی۱۴۰۱) ۶ماه گذشته و از زمان آغاز به کار مرکز مبادلات ارز و طلا (۲اسفند۱۴۰۱) بیش از ۴ماه سپری شده است و به نظر میرسد زمان مناسبی است که به چند سوال مهم پاسخ داده شود:
۱- نرخ تورم اقلام اساسی و دارو که ارز ۲۸۵۰۰ تومانی دریافت کردهاند، در این دوره ۶ماهه به تفکیک اقلام چند درصد بوده است؟
برای سادهسازی و گریز از موانع قانونی، فرض کنیم ملزم به اجرای نظام ارزی شناور مدیریتشده نباشیم. به علاوه، فرض کنیم نرخ ۲۸۵۰۰تومان در تاریخ ۱۰دیماه۱۴۰۱ معادل نرخ تعادلی بازار ارز در آن مقطع بوده باشد. حال اگر نرخ تورم اقلام وارداتی مشمول این نوع ارز در دوره ۶ماهه سپریشده از اجرای این سیاست هر عددی غیر از صفر باشد، تثبیت نرخ روی عدد ۲۸۵۰۰تومان توجیه منطقی نداشته و قطعا به معنای توزیع رانت بین واردکنندگان و هدررفت منابع ارزی است و لازم است نرخ ۲۸۵۰۰تومان حداقل به میزان متوسط نرخ تورم اقلام مشمول ارز تثبیتی، تعدیل شود. در واقع، حتی اگر مطلوب بانک مرکزی تثبیت نرخ ارز است، باید سیاست تثبیت خزنده را دنبال کند تا از خیرات ارز جلوگیری کند.
۲- چه میزان از وصولیهای نفت، گاز و میعانات گازی در این دوره ۶ماهه به نرخ ۲۸۵۰۰تومان فروختهشده و وصولیهای این اقلام صادراتی نسبت به دوره مشابه سال قبل چقدر تغییر کرده است؟
اگر وصولیهای نفت، گاز و میعانات گازی نسبت به مدت مشابه افزایش یافته باشد و نرخ تورم اقلام مشمول ارز ۲۸۵۰۰تومانی هم عددی غیر از صفر باشد، آنگاه با اجرای نظام تثبیت خزنده میتوان منابع تبصره۱ قانون بودجه را افزایش داد و با انتقال منابع مازاد تبصره۱ به مصارف تبصره۱۴ قانون بودجه، از اجرای روشهایی که باعث فشار روی تولیدکنندگان میشود (نظیر افزایش قیمت خوراک پتروشیمیهای تولیدکننده متانول) که میزان تولید و عرضه ارز آنها را کاهش میدهد، اجتناب کرد.
۳- عرضه ارز صادرکنندگان عمده غیرنفتی (پتروشیمیها و وفولادیها) از زمان آغاز بهکار مرکز مبادلات به چه میزان بوده و چه سهمی از بازار نیما را به خود اختصاص داده و عرضه آنها نسبت به دوره مشابه چه تغییری کرده است؟
اگر گزارشها نشان دهد که عرضه ارز آنها افزایش پیدا کرده که فبهاالمراد و نعمالمطلوب. اما اگر عرضه آنها کاهش یافته باشد، باید به این سوال پاسخ داده شود که چه میزان از این کاهش عرضه ناشی از افت قیمت کالاهای جهانی صادراتی و چه میزان ناشی از شکاف نرخ دلار مرکز مبادله (دامنه ۳۶ تا ۳۸هزار تومان) بوده است؟ به علاوه، آیا لازم نیست با توجه به تحولات نرخ تورم و نرخ رشد نقدینگی نسبت به دامنه ۳۶ تا ۳۸هزار تومان تجدیدنظر صورت پذیرد؟
۴- برنامه برای مدیریت نرخ ارز تا پایان سال ۱۴۰۲ چیست؟
خرد جمعی میگوید پیشبینیپذیری آینده برای صادرکنندگان و واردکنندگان فقط زمانی امکانپذیر است که برنامه سیاست ارزی برای مدیریت نرخ ارز بهصورت مدون و شفاف برای آحاد اقتصادی تشریح شود. اعلام چنین برنامهای به مردم کم اهمیتتر از احیای برجام نیست./دنیای اقتصاد
✅ از زمان آغاز سیاست ارز ۲۸۵۰۰تومانی (۱۰دی۱۴۰۱) ۶ماه گذشته و از زمان آغاز به کار مرکز مبادلات ارز و طلا (۲اسفند۱۴۰۱) بیش از ۴ماه سپری شده است و به نظر میرسد زمان مناسبی است که به چند سوال مهم پاسخ داده شود:
۱- نرخ تورم اقلام اساسی و دارو که ارز ۲۸۵۰۰ تومانی دریافت کردهاند، در این دوره ۶ماهه به تفکیک اقلام چند درصد بوده است؟
برای سادهسازی و گریز از موانع قانونی، فرض کنیم ملزم به اجرای نظام ارزی شناور مدیریتشده نباشیم. به علاوه، فرض کنیم نرخ ۲۸۵۰۰تومان در تاریخ ۱۰دیماه۱۴۰۱ معادل نرخ تعادلی بازار ارز در آن مقطع بوده باشد. حال اگر نرخ تورم اقلام وارداتی مشمول این نوع ارز در دوره ۶ماهه سپریشده از اجرای این سیاست هر عددی غیر از صفر باشد، تثبیت نرخ روی عدد ۲۸۵۰۰تومان توجیه منطقی نداشته و قطعا به معنای توزیع رانت بین واردکنندگان و هدررفت منابع ارزی است و لازم است نرخ ۲۸۵۰۰تومان حداقل به میزان متوسط نرخ تورم اقلام مشمول ارز تثبیتی، تعدیل شود. در واقع، حتی اگر مطلوب بانک مرکزی تثبیت نرخ ارز است، باید سیاست تثبیت خزنده را دنبال کند تا از خیرات ارز جلوگیری کند.
۲- چه میزان از وصولیهای نفت، گاز و میعانات گازی در این دوره ۶ماهه به نرخ ۲۸۵۰۰تومان فروختهشده و وصولیهای این اقلام صادراتی نسبت به دوره مشابه سال قبل چقدر تغییر کرده است؟
اگر وصولیهای نفت، گاز و میعانات گازی نسبت به مدت مشابه افزایش یافته باشد و نرخ تورم اقلام مشمول ارز ۲۸۵۰۰تومانی هم عددی غیر از صفر باشد، آنگاه با اجرای نظام تثبیت خزنده میتوان منابع تبصره۱ قانون بودجه را افزایش داد و با انتقال منابع مازاد تبصره۱ به مصارف تبصره۱۴ قانون بودجه، از اجرای روشهایی که باعث فشار روی تولیدکنندگان میشود (نظیر افزایش قیمت خوراک پتروشیمیهای تولیدکننده متانول) که میزان تولید و عرضه ارز آنها را کاهش میدهد، اجتناب کرد.
۳- عرضه ارز صادرکنندگان عمده غیرنفتی (پتروشیمیها و وفولادیها) از زمان آغاز بهکار مرکز مبادلات به چه میزان بوده و چه سهمی از بازار نیما را به خود اختصاص داده و عرضه آنها نسبت به دوره مشابه چه تغییری کرده است؟
اگر گزارشها نشان دهد که عرضه ارز آنها افزایش پیدا کرده که فبهاالمراد و نعمالمطلوب. اما اگر عرضه آنها کاهش یافته باشد، باید به این سوال پاسخ داده شود که چه میزان از این کاهش عرضه ناشی از افت قیمت کالاهای جهانی صادراتی و چه میزان ناشی از شکاف نرخ دلار مرکز مبادله (دامنه ۳۶ تا ۳۸هزار تومان) بوده است؟ به علاوه، آیا لازم نیست با توجه به تحولات نرخ تورم و نرخ رشد نقدینگی نسبت به دامنه ۳۶ تا ۳۸هزار تومان تجدیدنظر صورت پذیرد؟
۴- برنامه برای مدیریت نرخ ارز تا پایان سال ۱۴۰۲ چیست؟
خرد جمعی میگوید پیشبینیپذیری آینده برای صادرکنندگان و واردکنندگان فقط زمانی امکانپذیر است که برنامه سیاست ارزی برای مدیریت نرخ ارز بهصورت مدون و شفاف برای آحاد اقتصادی تشریح شود. اعلام چنین برنامهای به مردم کم اهمیتتر از احیای برجام نیست./دنیای اقتصاد
✳️ آیا تغییر شخصیت امکانپذیر است!
✅ تحقیقی که در «نشریۀ شخصیت و روانشناسی اجتماعی» (Journal of Personality and Social Psychology) منتشر شده مدعی است که تغییر شخصیت از آنچه فکر میکنیم دستیافتنیتر است.
□گروهی از محققان به سرپرستی «ناتان هادسون» از دانشگاه متودیست جنوبی متوجه شدند که در بیشتر موارد، کسانی که روی جنبههای شخصیتیشان بیشتر کار کردهاند موفق به کسب نتایجی دلخواه در اینزمینه شدهاند.
●آنها ۳۷۷ دانشجوی آمریکایی را بهمدتِ ۱۵ هفته زیرنظر قرار دادند. قبل از هر چیز، از شرکتکنندگان یک آزمون شخصیتی کوتاه گرفته شد تا پنج بعد اصلی شخصیت آنها، یعنی برونگرایی، سازگاری، روانرنجوری، وظیفهشناسی و استقبال از تجربههای جدید، اندازهگیری شود. پس از انجام این آزمون، از هر یک از شرکتکنندگان پرسیده شد که دوست دارند روی کدامیک از این ابعاد شخصیتی در ۱۵ هفتهٔ بعدی تغییر ایجاد کنند.
○بسته به گزینهٔ انتخابی آنها، چالشهای هفتگی برای همه در نظر گرفته شد. این چالشها توسط تیم تحقیقات تنظیم شده بود و قرار بود افراد را از دایرهٔ امن ابعاد شخصیتیشان (که خواستار تغییر آن بودند) خارج کند. برایِمثال، چالش کسی که میخواست بیشتر برونگرا باشد این بود که خودش را به فردی جدید معرفی کند. یا از کسی که خواستار بهبود ثبات عاطفی و روانرنجوریاش بود خواستند تا حداقل یک ساعت را به انجام کاری که دوست داشت اختصاص دهد.
■این تست هر هفته تکرار میشد و چالشهای جدید و بهنسبت سختتری برای شرکتکنندگان تعیین میکردند. در طراحی این تست، محققان میخواستند میزان توانایی تغییر شخصیت را در میان شرکتکنندگان در این چالشها تخمین بزنند.
□بهطرزی جالب، آنها متوجه شدند که این روش نتیجه داده است. شرکتکنندگانی که خواستار تغییر خصلت «برونگرایی»، «وظیفهشناسی»، «سازگاری» و «روانرنجوری» بودند در طی ۱۵ هفته به تغییراتی چشمگیر دست یافتند. خصلت «استقبال از تجربههای جدید» تنها بُعد شخصیتی بود که نتیجهٔ مثبتی در آن تمرینها به همراه نداشت و در واقع کسانی که خواستار تغییر این جنبه از شخصیتشان بودند در نهایت نسبت به وضعیت گذشتهشان پسرفت داشتند.
●آنها همچنین متوجه شدند که میزان سختی چالشها تأثیر زیادی در تغییر شخصیت شرکتکنندگان نداشته، بلکه موضوع اصلی کاملکردن چالشها، بدون در نظر گرفتن میزان سختیشان، بوده است.
○نتیجهای که از این تحقیق به دست آمد این بود: «تغییردادن فعالانهٔ رفتارها موجب میشود، در جهت ارتقای صفتهای موردنظر فرد، تغییراتی مثبت به وجود آید و بنابر شواهدی که پژوهش ما ارائه میکند این تغییر فعالانۀ رفتارها یک استراتژی مناسب برای تغییر داوطلبانهٔ شخصیت است.
■هر چند بهنظر میرسد این کار برای کسانی که بهدنبال برنامههای از پیشطراحیشدهای هستند که تغییرات لازم را در ویژگیهایشان ایجاد کند چشماندازی امیدوارکننده دارد، اما یافتههای ما بر نکتهٔ مهمی تأکید میکند: صرفا آرزوی ایجاد تغییر و برنامه ریزی برای آن کافی نیست؛ باید برنامهها را تا رسیدن حصول نتیجه دنبال کنید».
□سخن پایانی: تغییر شخصیت کار سادهای نیست و شاید تغییر برخی ابعاد شخصیتی هرگز بهصورتِ کامل میسر نشود. اما محققان بر این باورند که راههایی برای تغییر بخشهای مشخصی از شخصیت وجود دارد. میتوان با بازی، فکر یا عملکردهای روزانه در جنبههایی که زیر این لایههای ابعاد شخصیتی وجود دارد تغییرهای حقیقی بهوجود آورد.
منبع: verywellmind
نشر: گاهنامه مدیر
✅ تحقیقی که در «نشریۀ شخصیت و روانشناسی اجتماعی» (Journal of Personality and Social Psychology) منتشر شده مدعی است که تغییر شخصیت از آنچه فکر میکنیم دستیافتنیتر است.
□گروهی از محققان به سرپرستی «ناتان هادسون» از دانشگاه متودیست جنوبی متوجه شدند که در بیشتر موارد، کسانی که روی جنبههای شخصیتیشان بیشتر کار کردهاند موفق به کسب نتایجی دلخواه در اینزمینه شدهاند.
●آنها ۳۷۷ دانشجوی آمریکایی را بهمدتِ ۱۵ هفته زیرنظر قرار دادند. قبل از هر چیز، از شرکتکنندگان یک آزمون شخصیتی کوتاه گرفته شد تا پنج بعد اصلی شخصیت آنها، یعنی برونگرایی، سازگاری، روانرنجوری، وظیفهشناسی و استقبال از تجربههای جدید، اندازهگیری شود. پس از انجام این آزمون، از هر یک از شرکتکنندگان پرسیده شد که دوست دارند روی کدامیک از این ابعاد شخصیتی در ۱۵ هفتهٔ بعدی تغییر ایجاد کنند.
○بسته به گزینهٔ انتخابی آنها، چالشهای هفتگی برای همه در نظر گرفته شد. این چالشها توسط تیم تحقیقات تنظیم شده بود و قرار بود افراد را از دایرهٔ امن ابعاد شخصیتیشان (که خواستار تغییر آن بودند) خارج کند. برایِمثال، چالش کسی که میخواست بیشتر برونگرا باشد این بود که خودش را به فردی جدید معرفی کند. یا از کسی که خواستار بهبود ثبات عاطفی و روانرنجوریاش بود خواستند تا حداقل یک ساعت را به انجام کاری که دوست داشت اختصاص دهد.
■این تست هر هفته تکرار میشد و چالشهای جدید و بهنسبت سختتری برای شرکتکنندگان تعیین میکردند. در طراحی این تست، محققان میخواستند میزان توانایی تغییر شخصیت را در میان شرکتکنندگان در این چالشها تخمین بزنند.
□بهطرزی جالب، آنها متوجه شدند که این روش نتیجه داده است. شرکتکنندگانی که خواستار تغییر خصلت «برونگرایی»، «وظیفهشناسی»، «سازگاری» و «روانرنجوری» بودند در طی ۱۵ هفته به تغییراتی چشمگیر دست یافتند. خصلت «استقبال از تجربههای جدید» تنها بُعد شخصیتی بود که نتیجهٔ مثبتی در آن تمرینها به همراه نداشت و در واقع کسانی که خواستار تغییر این جنبه از شخصیتشان بودند در نهایت نسبت به وضعیت گذشتهشان پسرفت داشتند.
●آنها همچنین متوجه شدند که میزان سختی چالشها تأثیر زیادی در تغییر شخصیت شرکتکنندگان نداشته، بلکه موضوع اصلی کاملکردن چالشها، بدون در نظر گرفتن میزان سختیشان، بوده است.
○نتیجهای که از این تحقیق به دست آمد این بود: «تغییردادن فعالانهٔ رفتارها موجب میشود، در جهت ارتقای صفتهای موردنظر فرد، تغییراتی مثبت به وجود آید و بنابر شواهدی که پژوهش ما ارائه میکند این تغییر فعالانۀ رفتارها یک استراتژی مناسب برای تغییر داوطلبانهٔ شخصیت است.
■هر چند بهنظر میرسد این کار برای کسانی که بهدنبال برنامههای از پیشطراحیشدهای هستند که تغییرات لازم را در ویژگیهایشان ایجاد کند چشماندازی امیدوارکننده دارد، اما یافتههای ما بر نکتهٔ مهمی تأکید میکند: صرفا آرزوی ایجاد تغییر و برنامه ریزی برای آن کافی نیست؛ باید برنامهها را تا رسیدن حصول نتیجه دنبال کنید».
□سخن پایانی: تغییر شخصیت کار سادهای نیست و شاید تغییر برخی ابعاد شخصیتی هرگز بهصورتِ کامل میسر نشود. اما محققان بر این باورند که راههایی برای تغییر بخشهای مشخصی از شخصیت وجود دارد. میتوان با بازی، فکر یا عملکردهای روزانه در جنبههایی که زیر این لایههای ابعاد شخصیتی وجود دارد تغییرهای حقیقی بهوجود آورد.
منبع: verywellmind
نشر: گاهنامه مدیر
✳️ مدیران بزرگ چگونه کارکنانشان را ارتقا میدهند؟
✅ بسیاری از مدیرانی که با پیروی از تفکر سنتی اقدام به ارتقای کارکنان میکنند، معمولا دچار سه تفکر نادرست در این زمینه میشوند که مدیران بزرگ و موفق با زیرکی این سه مورد را رد میکنند.
*۱. تصور نادرست اول:*
🔸عبور از پلههای بالاتر در نردبان ترقی از عهده هر کسی که پلههای پایینتر را پشتسر گذاشته است برمیآید و با آموزشهای جدید میتوان آن فرد را به پیمودن پلههای بالاتر هدایت کرد.
🔹مدیران بزرگ با این نظر کاملا مخالفند و معتقدند پیمودن یک پله از نردبان ترقی لزوما به معنای آمادگی صد درصدی برای پیمودن پلههای بالاتر نیست؛ چراکه به استعدادها، مهارتها و دانش گستردهتری نیاز است که برای خیلیها، داشتن یا کسب آنها امکانپذیر نیست.
*۲. تصور نادرست دوم:*
🔸این تصور زیانبار در قالب سیستمهای سنتی ارتقای کاری، این است که تنها با رسیدن به پلههای بالاتر نردبان ترقی میتوان پرستیژ و اعتبار بیشتری برای خود کسب کرد که این تفکر، همه کارمندان حتی خودآگاهترین افراد را نیز دچار این وسوسه میکند که به سمت ارتقا، آن هم به هر قیمت ممکن گام بردارند.
🔹این در حالی است که پستهای عالی و بالاتر از نظر تعداد، بسیار محدود هستند و هنگامی که همه برای رسیدن به آنها گام برداشتهاند، بهطور حتم، بسیاری از افراد در این راه ناکام خواهند ماند و فقط افراد محدودی موفق به ارتقا یافتن خواهند شد که این مساله باعث بروز اختلاف و تعارض در بسیاری از سازمانها است.
🟢مدیران بزرگ برای جلوگیری از شکلگیری چنین تعارضی، راهحل فوقالعادهای دارند و آن فراهم آوردن حداکثری پرستیژ و احترام برای اغلب یا همه کارکنان است. بهطور واضح، در چنین شرایطی افراد بهخاطر کسب احترام و اعتبار صرفا بهدنبال ارتقای پست و مقامشان نخواهند بود. مدیران بزرگ بهگونهای عمل میکنند که هر کدام از افراد خود را قهرمان بلامنازع در ایفای همان نقشهایی میبینند که در حال انجامش هستند.
*۳. تصور نادرست سوم:*
🔸خطرناکترین تصور در این میان به واسطه این فرض نادرست شکل میگیرد که برخورداری کارمندان از تجربیات بیشتر و متنوعتر موجب جذابتر به نظر رسیدن آنها از نظر دیگران خواهد شد و سایر بخشها یا سایر شرکتها برای تصاحب و بهکارگیری این افراد سر و دست خواهند شکست.
🔹شیوع این تفکر در میان کارکنان میتواند آنها را به کاسبانی تبدیل کند که همیشه منتظرند تا برای تصدی پستهای بالاتر دعوت شوند. مدیران بزرگ به هیچ عنوان چنین عقیدهای را نمیپذیرند، به عقیده آنها شکار مهارتها و تجربیات بازاری نمیتواند و نباید موتور محرکه و بالابرنده نردبان ترقی باشد و نباید به آن تکیه کرد.
🟡این در حالی است که مدیران بزرگ به خوبی میدانند که قبل از هرگونه ارتقای کارکنان باید با دقت به این مساله اندیشید که آیا افراد دارای استعداد پست و مقامی که قرار است به آن ارتقا یابند، هستند یا نه و در صورتی که پاسخ این سوال مثبت بود، با در نظر گرفتن سایر جوانب نسبت به این کار اقدام کرد؛ چراکه ارتقا ندادن افراد بهخاطر عدم برخورداری از استعدادهای لازم بسیار بهتر از ارتقای کورکورانه و چالشبرانگیز آنها بهخاطر انگیزهبخشی و لیاقت در نقش کنونی است.
🟣مدیران بزرگ، صحنه شرکت را بهگونهای میچینند که در آن مسیرهای متعددی برای کسب احترام و منزلت بیشتر و کیفیت کاری مطلوبتر وجود دارد. چه بسیار شرکتهایی که تحت هدایت مدیران موفقی قرار دارند و در آنها یک کارگر ساده اما ماهر و کارآمد، حقوقی بیشتر از مافوق خود دریافت میکند و مورد احترام همه قرار دارد. یا منشی کار بلد و با سابقهای که به عنوان جانشین رئیس یا مدیر برنامههای او شناخته میشود، نفوذی عجیب در شرکت دارد.
منبع: کتاب Great Managers Break The Rules
بازنشراز: راهنامه مدیر
✅ بسیاری از مدیرانی که با پیروی از تفکر سنتی اقدام به ارتقای کارکنان میکنند، معمولا دچار سه تفکر نادرست در این زمینه میشوند که مدیران بزرگ و موفق با زیرکی این سه مورد را رد میکنند.
*۱. تصور نادرست اول:*
🔸عبور از پلههای بالاتر در نردبان ترقی از عهده هر کسی که پلههای پایینتر را پشتسر گذاشته است برمیآید و با آموزشهای جدید میتوان آن فرد را به پیمودن پلههای بالاتر هدایت کرد.
🔹مدیران بزرگ با این نظر کاملا مخالفند و معتقدند پیمودن یک پله از نردبان ترقی لزوما به معنای آمادگی صد درصدی برای پیمودن پلههای بالاتر نیست؛ چراکه به استعدادها، مهارتها و دانش گستردهتری نیاز است که برای خیلیها، داشتن یا کسب آنها امکانپذیر نیست.
*۲. تصور نادرست دوم:*
🔸این تصور زیانبار در قالب سیستمهای سنتی ارتقای کاری، این است که تنها با رسیدن به پلههای بالاتر نردبان ترقی میتوان پرستیژ و اعتبار بیشتری برای خود کسب کرد که این تفکر، همه کارمندان حتی خودآگاهترین افراد را نیز دچار این وسوسه میکند که به سمت ارتقا، آن هم به هر قیمت ممکن گام بردارند.
🔹این در حالی است که پستهای عالی و بالاتر از نظر تعداد، بسیار محدود هستند و هنگامی که همه برای رسیدن به آنها گام برداشتهاند، بهطور حتم، بسیاری از افراد در این راه ناکام خواهند ماند و فقط افراد محدودی موفق به ارتقا یافتن خواهند شد که این مساله باعث بروز اختلاف و تعارض در بسیاری از سازمانها است.
🟢مدیران بزرگ برای جلوگیری از شکلگیری چنین تعارضی، راهحل فوقالعادهای دارند و آن فراهم آوردن حداکثری پرستیژ و احترام برای اغلب یا همه کارکنان است. بهطور واضح، در چنین شرایطی افراد بهخاطر کسب احترام و اعتبار صرفا بهدنبال ارتقای پست و مقامشان نخواهند بود. مدیران بزرگ بهگونهای عمل میکنند که هر کدام از افراد خود را قهرمان بلامنازع در ایفای همان نقشهایی میبینند که در حال انجامش هستند.
*۳. تصور نادرست سوم:*
🔸خطرناکترین تصور در این میان به واسطه این فرض نادرست شکل میگیرد که برخورداری کارمندان از تجربیات بیشتر و متنوعتر موجب جذابتر به نظر رسیدن آنها از نظر دیگران خواهد شد و سایر بخشها یا سایر شرکتها برای تصاحب و بهکارگیری این افراد سر و دست خواهند شکست.
🔹شیوع این تفکر در میان کارکنان میتواند آنها را به کاسبانی تبدیل کند که همیشه منتظرند تا برای تصدی پستهای بالاتر دعوت شوند. مدیران بزرگ به هیچ عنوان چنین عقیدهای را نمیپذیرند، به عقیده آنها شکار مهارتها و تجربیات بازاری نمیتواند و نباید موتور محرکه و بالابرنده نردبان ترقی باشد و نباید به آن تکیه کرد.
🟡این در حالی است که مدیران بزرگ به خوبی میدانند که قبل از هرگونه ارتقای کارکنان باید با دقت به این مساله اندیشید که آیا افراد دارای استعداد پست و مقامی که قرار است به آن ارتقا یابند، هستند یا نه و در صورتی که پاسخ این سوال مثبت بود، با در نظر گرفتن سایر جوانب نسبت به این کار اقدام کرد؛ چراکه ارتقا ندادن افراد بهخاطر عدم برخورداری از استعدادهای لازم بسیار بهتر از ارتقای کورکورانه و چالشبرانگیز آنها بهخاطر انگیزهبخشی و لیاقت در نقش کنونی است.
🟣مدیران بزرگ، صحنه شرکت را بهگونهای میچینند که در آن مسیرهای متعددی برای کسب احترام و منزلت بیشتر و کیفیت کاری مطلوبتر وجود دارد. چه بسیار شرکتهایی که تحت هدایت مدیران موفقی قرار دارند و در آنها یک کارگر ساده اما ماهر و کارآمد، حقوقی بیشتر از مافوق خود دریافت میکند و مورد احترام همه قرار دارد. یا منشی کار بلد و با سابقهای که به عنوان جانشین رئیس یا مدیر برنامههای او شناخته میشود، نفوذی عجیب در شرکت دارد.
منبع: کتاب Great Managers Break The Rules
بازنشراز: راهنامه مدیر
🙏1
✳️ درجازدگی صنعتی
✅ ارزشافزوده بخش صنعت به صورت سرانه یعنی به ازای هر ایرانی از ۶/ ۲میلیون تومان در سال ۱۳۹۰ به ۷/ ۲میلیون تومان در سال ۱۴۰۱ بر اساس قیمتهای ثابت سال ۱۳۹۰ رسیده است. به عبارتی رفاهی که برای هر ایرانی از بخش صنعت ایجاد شده، طی این سالها کاملا در جا زده است.
آمار رسمی بانکمرکزی از تولید بخش صنعت پیشرفتی را نشان نمیدهد. براساس همین معیار، اگر بخش صنعت را ارزیابی کنیم، انگار ۱۱سال صنعت ایران در یکجا مانده است و اگر ماهیت بخش صنعت را بررسی کنیم اوضاع از این هم غمناکتر است. البته به هیچ وجه نمیخواهم تلاش صنعتگرانی را که در محیط اقتصادی بیثبات و پرهزینه تلاش کردهاند نادیده بگیرم، بلکه هدفم ارزیابی سیاستگذاری صنعتی است. این ارزشافزوده از درون مشکلات زیر ایجاد میشود که دورنمای صنعت در ایران را نشان میدهد.
۱. تکنولوژی قدیمی و ناتوانی در نوآوری: در حالی که صنایع دنیا با استفاده از طراحیهای نوین و ماشینآلات جدید با سرعت توان تولیدی خود را افزایش میدهند، صنایع ایران به دلیل ارتباط نداشتن با اقتصاد جهانی و ناتوانی در ایفای نقش در زنجیره ارزش تولید جهانی از همان ماشینآلات قدیمی استفاده میکنند که موجب شده متوسط عمر تکنولوژی صنعتی بهشدت افزایش یافته و پیوندهای بین صنایع به مخاطره بیفتند. برای نمونه، قطعهسازی خودرو یا ماشینآلات صنعتی را در نظر بگیرید و آن را با مشابههای پیشرو در جهان مقایسه کنید.
۲. کمبود نیروی انسانی باانگیزه: بخش صنعت در سالهای اخیر نتوانسته است بابت خدمات نیروهای جوان و دانشآموخته دستمزد متناسبی پرداخت کند؛ هم نسبت به سایر بخشهای اقتصادی و هم نسبت به خارج از کشور. بنابراین، هم مهاجرت سرمایههای انسانی و هم وارد نشدن نیروهای مستعد به صنعت باعث شده است معضل پیری نیروهای ماهر در برخی صنایع به وجود آید و ناتوانی در جایگزینی این نیروها به آینده صنعت آسیب خواهد زد. ساختار پاداش در اقتصاد ایران طی سالهای اخیر به گونهای نبوده است که استعدادهای کشور جذب صنعت شوند و با نوآوری خود، هم دستمزد مناسبی بگیرند و هم به پیشرفت صنعتی و انباشت دانش صنعتی کمک کنند. هرچند برخی شرکتهای صنعتی در این میان استثنا بودهاند.
۳. زنجیرهها و خوشههای صنعتی ناقص و پراکنده: چند دلیل باعث این موضوع شده است: تصمیمگیری سیاسی مانند صنعت پتروشیمی یا فلزات یا خودرو که مکانیابی پروژههای صنعتی در سراسر کشور را بسیار ناکارآمد کردهاند، خصوصیسازی ناقص که حلقههای یک صنعت را با مالکیت پراکنده از هم جدا کردهاند، نداشتن استراتژی برای توسعه صنعتی که بتواند تکمیل زنجیرههای ارزش صنعتی را اولویتبندی کند و بهویژه به سمت حلقههای ارزشآفرین نهایی حرکت کند تا ایران در زنجیره ارزش جهانی جایگاه پیدا کند و پاداشدهی با انرژی ارزان به صنایع خامفروش که مزیت مصنوعی برای صنایع کشور ایجاد کرده است.
۴. مقیاس کوچک تولید: به نظرم مهمترین معضل ارزشآفرینی محدود بخش صنعت در ایران، همین مساله است. به دلایل مختلف این معضل ایجاد شده و به روابط سیاسی و اقتصادی درون کشور و حتی روابط تجاری و سیاسی بینالمللی ایران آسیب زده است. یک دلیل بحث شرایط ورود به صنعت است. برخی استدلال میکنند چون دولت به همه اجازه ورود به صنعت را میدهد و تعداد مجوزهای ورود زیاد است، در نتیجه مقیاس تولید در کشور کوچک شده است. این دلیل خود محصول سایر دخالتهای ناکارآمد دولت است؛ وقتی دولت، سهمیه وام ارزانقیمت به صنایع اختصاص میدهد، به هر کسی که مجوز داشته باشد سهمیه ارز دولتی میدهد، سهمیه واردات میدهد، سهمیه خرید مواد اولیه با نرخ دولتی میدهد و چند امتیاز رانتی دیگر که برخی صاحبان مجوز صنعتی از آن بهرهمند شدهاند. این دخالت ناکارآمد است که اجازه ورود به تازهواردان بیصلاحیت را میدهد؛ کسانی که هم کیفیت کالا در بازار داخل را خراب میکنند و هم به برندهای ایرانی در خارج از کشور آسیب میزنند. البته دلیل دیگری که برندهای ایرانی نمیتوانند در مقیاس جهانی تولید کنند محدودیتهایی است که در داخل برای برخی ایجاد شده و آسیب تحریمها به این برندها در عرصه جهانی است.
دکتر علی چشمی
✅ ارزشافزوده بخش صنعت به صورت سرانه یعنی به ازای هر ایرانی از ۶/ ۲میلیون تومان در سال ۱۳۹۰ به ۷/ ۲میلیون تومان در سال ۱۴۰۱ بر اساس قیمتهای ثابت سال ۱۳۹۰ رسیده است. به عبارتی رفاهی که برای هر ایرانی از بخش صنعت ایجاد شده، طی این سالها کاملا در جا زده است.
آمار رسمی بانکمرکزی از تولید بخش صنعت پیشرفتی را نشان نمیدهد. براساس همین معیار، اگر بخش صنعت را ارزیابی کنیم، انگار ۱۱سال صنعت ایران در یکجا مانده است و اگر ماهیت بخش صنعت را بررسی کنیم اوضاع از این هم غمناکتر است. البته به هیچ وجه نمیخواهم تلاش صنعتگرانی را که در محیط اقتصادی بیثبات و پرهزینه تلاش کردهاند نادیده بگیرم، بلکه هدفم ارزیابی سیاستگذاری صنعتی است. این ارزشافزوده از درون مشکلات زیر ایجاد میشود که دورنمای صنعت در ایران را نشان میدهد.
۱. تکنولوژی قدیمی و ناتوانی در نوآوری: در حالی که صنایع دنیا با استفاده از طراحیهای نوین و ماشینآلات جدید با سرعت توان تولیدی خود را افزایش میدهند، صنایع ایران به دلیل ارتباط نداشتن با اقتصاد جهانی و ناتوانی در ایفای نقش در زنجیره ارزش تولید جهانی از همان ماشینآلات قدیمی استفاده میکنند که موجب شده متوسط عمر تکنولوژی صنعتی بهشدت افزایش یافته و پیوندهای بین صنایع به مخاطره بیفتند. برای نمونه، قطعهسازی خودرو یا ماشینآلات صنعتی را در نظر بگیرید و آن را با مشابههای پیشرو در جهان مقایسه کنید.
۲. کمبود نیروی انسانی باانگیزه: بخش صنعت در سالهای اخیر نتوانسته است بابت خدمات نیروهای جوان و دانشآموخته دستمزد متناسبی پرداخت کند؛ هم نسبت به سایر بخشهای اقتصادی و هم نسبت به خارج از کشور. بنابراین، هم مهاجرت سرمایههای انسانی و هم وارد نشدن نیروهای مستعد به صنعت باعث شده است معضل پیری نیروهای ماهر در برخی صنایع به وجود آید و ناتوانی در جایگزینی این نیروها به آینده صنعت آسیب خواهد زد. ساختار پاداش در اقتصاد ایران طی سالهای اخیر به گونهای نبوده است که استعدادهای کشور جذب صنعت شوند و با نوآوری خود، هم دستمزد مناسبی بگیرند و هم به پیشرفت صنعتی و انباشت دانش صنعتی کمک کنند. هرچند برخی شرکتهای صنعتی در این میان استثنا بودهاند.
۳. زنجیرهها و خوشههای صنعتی ناقص و پراکنده: چند دلیل باعث این موضوع شده است: تصمیمگیری سیاسی مانند صنعت پتروشیمی یا فلزات یا خودرو که مکانیابی پروژههای صنعتی در سراسر کشور را بسیار ناکارآمد کردهاند، خصوصیسازی ناقص که حلقههای یک صنعت را با مالکیت پراکنده از هم جدا کردهاند، نداشتن استراتژی برای توسعه صنعتی که بتواند تکمیل زنجیرههای ارزش صنعتی را اولویتبندی کند و بهویژه به سمت حلقههای ارزشآفرین نهایی حرکت کند تا ایران در زنجیره ارزش جهانی جایگاه پیدا کند و پاداشدهی با انرژی ارزان به صنایع خامفروش که مزیت مصنوعی برای صنایع کشور ایجاد کرده است.
۴. مقیاس کوچک تولید: به نظرم مهمترین معضل ارزشآفرینی محدود بخش صنعت در ایران، همین مساله است. به دلایل مختلف این معضل ایجاد شده و به روابط سیاسی و اقتصادی درون کشور و حتی روابط تجاری و سیاسی بینالمللی ایران آسیب زده است. یک دلیل بحث شرایط ورود به صنعت است. برخی استدلال میکنند چون دولت به همه اجازه ورود به صنعت را میدهد و تعداد مجوزهای ورود زیاد است، در نتیجه مقیاس تولید در کشور کوچک شده است. این دلیل خود محصول سایر دخالتهای ناکارآمد دولت است؛ وقتی دولت، سهمیه وام ارزانقیمت به صنایع اختصاص میدهد، به هر کسی که مجوز داشته باشد سهمیه ارز دولتی میدهد، سهمیه واردات میدهد، سهمیه خرید مواد اولیه با نرخ دولتی میدهد و چند امتیاز رانتی دیگر که برخی صاحبان مجوز صنعتی از آن بهرهمند شدهاند. این دخالت ناکارآمد است که اجازه ورود به تازهواردان بیصلاحیت را میدهد؛ کسانی که هم کیفیت کالا در بازار داخل را خراب میکنند و هم به برندهای ایرانی در خارج از کشور آسیب میزنند. البته دلیل دیگری که برندهای ایرانی نمیتوانند در مقیاس جهانی تولید کنند محدودیتهایی است که در داخل برای برخی ایجاد شده و آسیب تحریمها به این برندها در عرصه جهانی است.
دکتر علی چشمی
👍1
📌۱۰ اقتصاد برتر جهان در سال ۲۰۲۳ کدامند؟
📌فوربز ایندیا در جدیدترین گزارش خود به بررسی ۱۰ اقتصاد برتر جهان در سال ۲۰۲۳ پرداخته است. بر اساس این گزارش، ایالات متحده آمریکا همچنان جایگاه خود را بهعنوان اقتصاد برتر جهان حفظ کرده است.
📌در ابتدای ماه جولای سال جاری کشورهای آمریکا، چین، ژاپن، آلمان و هند بهعنوان پنج قدرت اقتصادی جهان معرفی شدهاند. تولید ناخالص داخلی یکی از معیارهای اصلی ارزیابی توان اقتصادی کشورها محسوب میشود. فوربز ایندیا در جدیدترین گزارش خود به بررسی ۱۰ اقتصاد برتر جهان در سال ۲۰۲۳ پرداخته است
📌فوربز ایندیا در جدیدترین گزارش خود به بررسی ۱۰ اقتصاد برتر جهان در سال ۲۰۲۳ پرداخته است. بر اساس این گزارش، ایالات متحده آمریکا همچنان جایگاه خود را بهعنوان اقتصاد برتر جهان حفظ کرده است.
📌در ابتدای ماه جولای سال جاری کشورهای آمریکا، چین، ژاپن، آلمان و هند بهعنوان پنج قدرت اقتصادی جهان معرفی شدهاند. تولید ناخالص داخلی یکی از معیارهای اصلی ارزیابی توان اقتصادی کشورها محسوب میشود. فوربز ایندیا در جدیدترین گزارش خود به بررسی ۱۰ اقتصاد برتر جهان در سال ۲۰۲۳ پرداخته است
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
جانمایی ایران در پازل اقتصاد جهان
💠 اقتصاد ایران در شرایط حاضر بهشدت نیازمند تولید منابع ارزی جدید و همچنین افزایش سطح سرمایهگذاری راهبردی است که این دو مقوله بسیار مهم، صرفا با تاکید بر اقتصاد داخلی محقق نمیشود. گزارش دفتر مطالعات اقتصادی مرکز پژوهشهای مجلس، توصیههای سیاستی خود را برای جانمایی بهتر ایران در اقتصاد جهان ارائه کرده است.
💠 اقتصاد کشور درحالحاضر نیاز دارد که نسبتهای معناداری با سایر حوزههای جغرافیایی جهان ایجاد کند. نگاهی به برنامه هفتم توسعه نشاندهنده آن است که این مساله مغفول مانده است. این در حالی است که در دهههای گذشته برخی از کشورهای منطقه با ایجاد پیوندی با زنجیره ارزش جهانی توانستهاند در مسیر توسعه اقتصادی حرکت کنند. به همین دلیل پیشنهاد این است که بخش مجزایی با عنوان جانمایی ایران در نظم جدید جهان، ذیل فصل طرحهای پیشران یا سیاست خارجی به این برنامه توسعه اضافه شود.
💠 ایجاد نهاد راهبر توسعه و طراحی برنامههای همبست مشتمل بر پروژههای اقتصادی، زیرساختی، سیاسی و امنیتی که وجه بینالمللی داشته باشند از جمله توصیههای سیاستی در این زمینه است. مرکز پژوهشهای مجلس در گزارش «نسبتسنجی لایحه با ضرورت جانمایی ایران در نظم جدید جهان» ابعاد مختلف این موضع را بررسی کرده است...👇
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3982429
💠 اقتصاد ایران در شرایط حاضر بهشدت نیازمند تولید منابع ارزی جدید و همچنین افزایش سطح سرمایهگذاری راهبردی است که این دو مقوله بسیار مهم، صرفا با تاکید بر اقتصاد داخلی محقق نمیشود. گزارش دفتر مطالعات اقتصادی مرکز پژوهشهای مجلس، توصیههای سیاستی خود را برای جانمایی بهتر ایران در اقتصاد جهان ارائه کرده است.
💠 اقتصاد کشور درحالحاضر نیاز دارد که نسبتهای معناداری با سایر حوزههای جغرافیایی جهان ایجاد کند. نگاهی به برنامه هفتم توسعه نشاندهنده آن است که این مساله مغفول مانده است. این در حالی است که در دهههای گذشته برخی از کشورهای منطقه با ایجاد پیوندی با زنجیره ارزش جهانی توانستهاند در مسیر توسعه اقتصادی حرکت کنند. به همین دلیل پیشنهاد این است که بخش مجزایی با عنوان جانمایی ایران در نظم جدید جهان، ذیل فصل طرحهای پیشران یا سیاست خارجی به این برنامه توسعه اضافه شود.
💠 ایجاد نهاد راهبر توسعه و طراحی برنامههای همبست مشتمل بر پروژههای اقتصادی، زیرساختی، سیاسی و امنیتی که وجه بینالمللی داشته باشند از جمله توصیههای سیاستی در این زمینه است. مرکز پژوهشهای مجلس در گزارش «نسبتسنجی لایحه با ضرورت جانمایی ایران در نظم جدید جهان» ابعاد مختلف این موضع را بررسی کرده است...👇
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3982429
روزنامه دنیای اقتصاد
جانمایی ایران در پازل اقتصاد جهان
دفتر مطالعات اقتصادی مرکز پژوهشهای مجلس بر ضرورت جانمایی ایران در نظم جدید جهان تاکید کرد. بر اساس این گزارش، اقتصاد ایران در شرایط حاضر بهشدت نیازمند تولید منابع ارزی جدید و همچنین افزایش سطح سرمایهگذاری راهبردی است که این دو مقوله بسیار مهم، صرفا با…
Forwarded from هفتهنامه تجارتفردا
ثروتمندان ایرانی چگونه ثروتاندوزی میکنند؟
✍️ آیسان تنها/دبیر تحریریه هفتهنامه تجارتفردا
اکثریت جامعه امروز ایران با شدت و ضعفی متفاوت، در حال تلاش برای بقا و تامین حداقل نیازهای خود هستند، این وضعیت برای عده اندکی از جامعه که ثروتشان به صورت تصاعدی افزایش مییابد، کاملاً متفاوت است. برای عامه مردم که هزینههای روزمره زندگی عملاً پساندازی برایشان باقی نمیگذارد، درک اینکه برخی افراد چقدر دارایی دارند و ثروت خود را صرف چه چیزهایی میکنند، چندان ساده نیست.
آمارها نشان میدهد نسبت ثروت 10 درصد مرفه جامعه به 10 درصد فقیر بیش از 45 برابر است. بر مبنای مطالعات اقتصاددانان، بیش از 50 درصد ثروت کشور در اختیار 10 درصد مرفه جامعه است و این سهم در سالهای گذشته همواره افزایشی بوده است.
نتایج فوق بر اساس داده های در دسترس خانوارها محاسبه شده است و طبیعی است که داده های بخش مهمی از اجزای ثروت مانند مستغلات بدون سند، طلا و ... در دسترس قرار ندارد که همین امر سبب کم برآوردی می شود. یکی از شاخص های راهنما که می تواند شدت نابرابری در ثروت را به خوبی نشان دهد، سپرده های بانکی است.
بر اساس برخی گزارشهای منتشرشده، 80 درصد سپرده های حقیقی بانک ها در اختیار 10 درصد سپرده گذاران است و 90 درصد دیگر سپرده گذاران تنها 20 درصد سپرده های بانکی را در اختیار دارند. بنابراین گزارش، کف سپرده گذاری 10 درصد مرفه در هر حساب برابر با 100 میلیون تومان و سقف سپرده گذاری 10 درصد فقیر برابر با 1 میلیون تومان است که این نسبت نشان دهنده شدت بالای نابرابری در ثروت است.
در نقطه مقابل، خیلی از افرادی که در یک دهه گذشته از نظر درآمدی در میانه و دهکهای بالای جمعیت ایران قرار داشتند، اکنون برای تامین معاش خود در مضیقه هستند. شرایط اقتصادی کشور به گونهای است که بخش قابل توجهی از افراد فاقد شغل هستند و چشماندازی هم برای پایان دوره بیکاری خود ندارند. بخش دیگری هم که شاغل هستند، درآمدشان کفاف حداقلهای زندگی را نمیدهد. بخش دیگری از جامعه هم که بیکار نیستند و فعلاً وضعیت بدی ندارند، در ترس دائم برای از دست دادن قدرت خرید خود در آینده قرار دارند. در چنین شرایطی، مشاهده خانههای تجملی و دیدن خودروهای چندمیلیاردی با سرنشینان جوان بسیار آزاردهنده است و باعث خشم و نارضایتی در جامعه میشود.
اگرچه ممکن است اغلب ایرانیان تصویر روشنی از ثروتمندان ایرانی در ذهن نداشته باشند یعنی چیزی درباره زندگی و کسب وکارشان ندانند، اما اغلب نسبت به آنها احساس بدی دارند.
این حس ممکن است در خیلی از کشورها وجود نداشته باشد، یعنی مردم نسبت به افرادی که موفق به کسب و انباشت ثروت شدهاند، احساس بدی ندارند چون به میزان زیادی اطمینان دارند که داراییهای آنها از مسیر درست به دست آمده است. این حس در ایران وجود ندارد و جامعه معمولا نسبت به منشأ درآمدها یا مسیر انباشت ثروت افراد بدبین هستند و این بدبینی دلیلی ندارد جز سیاستگذاری نادرست که مسیر کسب ثروت درست را ناهموار و آلوده کرده است.
اما نکته مهم این است که عموم ثروتمندان در کشور ما با یک چوب رانده میشوند. یعنی آنکس که با زحمت و خون دل به ثروت دست یافته تفاوتی با سرمایهدار رانتی ندارد. هرچند ممکن است هر یک بستر رشد و نمو متفاوتی را گذرانده باشند. در زندگی بعضی از افراد ثروتمند، خط سیری از آزمون و خطا و تحمل ریسک و شکست و دوباره برخاستن قابل ردیابی است، در زندگی برخی هم ممکن است اثر شانس و اقبال پررنگ باشد اما در زندگی بعضیها هم رفاقت با سیاستمداران و فرصتهای ویژه رنگانگ نقش پررنگتری دارد. در کشورهایی که حکمرانی اقتصادی به درستی کار میکند، اغلب فرصتهای رشد برای افراد از طریق خلاقیت و تلاش بیشتر فراهم میشود و در برخی دیگر هم راه ثروتمندی عموماً از مسیر دوم میگذرد اما در کشور ما مسیر سوم، مسیری کمخطرتر و موفقیت آمیزتر است.
در نهایت اینکه در سالهای گذشته به مدد توسعه تکنولوژی و فراگیر شدن اینترنت، رسانهها و فضای مجازی خیلی بیشتر از گذشته سبک زندگی ثروتمندان و رفتار و شیوه مصرف خانواده آنها را در ویترین قرار میدهند. بدیهی است در جامعهای که نابرابری وجود دارد و روز به روز افراد بیشتری رفاه خود را از دست میدهند، مشاهده سطح بالای رفاه ثروتمندان خوشایند نیست و نارضایتی ایجاد میکند.
متن کامل این تحلیل را در شماره 505 هفتهنامه تجارتفردا مطالعه کنید.
#تجارت_فردا
@tejaratefarda
✍️ آیسان تنها/دبیر تحریریه هفتهنامه تجارتفردا
اکثریت جامعه امروز ایران با شدت و ضعفی متفاوت، در حال تلاش برای بقا و تامین حداقل نیازهای خود هستند، این وضعیت برای عده اندکی از جامعه که ثروتشان به صورت تصاعدی افزایش مییابد، کاملاً متفاوت است. برای عامه مردم که هزینههای روزمره زندگی عملاً پساندازی برایشان باقی نمیگذارد، درک اینکه برخی افراد چقدر دارایی دارند و ثروت خود را صرف چه چیزهایی میکنند، چندان ساده نیست.
آمارها نشان میدهد نسبت ثروت 10 درصد مرفه جامعه به 10 درصد فقیر بیش از 45 برابر است. بر مبنای مطالعات اقتصاددانان، بیش از 50 درصد ثروت کشور در اختیار 10 درصد مرفه جامعه است و این سهم در سالهای گذشته همواره افزایشی بوده است.
نتایج فوق بر اساس داده های در دسترس خانوارها محاسبه شده است و طبیعی است که داده های بخش مهمی از اجزای ثروت مانند مستغلات بدون سند، طلا و ... در دسترس قرار ندارد که همین امر سبب کم برآوردی می شود. یکی از شاخص های راهنما که می تواند شدت نابرابری در ثروت را به خوبی نشان دهد، سپرده های بانکی است.
بر اساس برخی گزارشهای منتشرشده، 80 درصد سپرده های حقیقی بانک ها در اختیار 10 درصد سپرده گذاران است و 90 درصد دیگر سپرده گذاران تنها 20 درصد سپرده های بانکی را در اختیار دارند. بنابراین گزارش، کف سپرده گذاری 10 درصد مرفه در هر حساب برابر با 100 میلیون تومان و سقف سپرده گذاری 10 درصد فقیر برابر با 1 میلیون تومان است که این نسبت نشان دهنده شدت بالای نابرابری در ثروت است.
در نقطه مقابل، خیلی از افرادی که در یک دهه گذشته از نظر درآمدی در میانه و دهکهای بالای جمعیت ایران قرار داشتند، اکنون برای تامین معاش خود در مضیقه هستند. شرایط اقتصادی کشور به گونهای است که بخش قابل توجهی از افراد فاقد شغل هستند و چشماندازی هم برای پایان دوره بیکاری خود ندارند. بخش دیگری هم که شاغل هستند، درآمدشان کفاف حداقلهای زندگی را نمیدهد. بخش دیگری از جامعه هم که بیکار نیستند و فعلاً وضعیت بدی ندارند، در ترس دائم برای از دست دادن قدرت خرید خود در آینده قرار دارند. در چنین شرایطی، مشاهده خانههای تجملی و دیدن خودروهای چندمیلیاردی با سرنشینان جوان بسیار آزاردهنده است و باعث خشم و نارضایتی در جامعه میشود.
اگرچه ممکن است اغلب ایرانیان تصویر روشنی از ثروتمندان ایرانی در ذهن نداشته باشند یعنی چیزی درباره زندگی و کسب وکارشان ندانند، اما اغلب نسبت به آنها احساس بدی دارند.
این حس ممکن است در خیلی از کشورها وجود نداشته باشد، یعنی مردم نسبت به افرادی که موفق به کسب و انباشت ثروت شدهاند، احساس بدی ندارند چون به میزان زیادی اطمینان دارند که داراییهای آنها از مسیر درست به دست آمده است. این حس در ایران وجود ندارد و جامعه معمولا نسبت به منشأ درآمدها یا مسیر انباشت ثروت افراد بدبین هستند و این بدبینی دلیلی ندارد جز سیاستگذاری نادرست که مسیر کسب ثروت درست را ناهموار و آلوده کرده است.
اما نکته مهم این است که عموم ثروتمندان در کشور ما با یک چوب رانده میشوند. یعنی آنکس که با زحمت و خون دل به ثروت دست یافته تفاوتی با سرمایهدار رانتی ندارد. هرچند ممکن است هر یک بستر رشد و نمو متفاوتی را گذرانده باشند. در زندگی بعضی از افراد ثروتمند، خط سیری از آزمون و خطا و تحمل ریسک و شکست و دوباره برخاستن قابل ردیابی است، در زندگی برخی هم ممکن است اثر شانس و اقبال پررنگ باشد اما در زندگی بعضیها هم رفاقت با سیاستمداران و فرصتهای ویژه رنگانگ نقش پررنگتری دارد. در کشورهایی که حکمرانی اقتصادی به درستی کار میکند، اغلب فرصتهای رشد برای افراد از طریق خلاقیت و تلاش بیشتر فراهم میشود و در برخی دیگر هم راه ثروتمندی عموماً از مسیر دوم میگذرد اما در کشور ما مسیر سوم، مسیری کمخطرتر و موفقیت آمیزتر است.
در نهایت اینکه در سالهای گذشته به مدد توسعه تکنولوژی و فراگیر شدن اینترنت، رسانهها و فضای مجازی خیلی بیشتر از گذشته سبک زندگی ثروتمندان و رفتار و شیوه مصرف خانواده آنها را در ویترین قرار میدهند. بدیهی است در جامعهای که نابرابری وجود دارد و روز به روز افراد بیشتری رفاه خود را از دست میدهند، مشاهده سطح بالای رفاه ثروتمندان خوشایند نیست و نارضایتی ایجاد میکند.
متن کامل این تحلیل را در شماره 505 هفتهنامه تجارتفردا مطالعه کنید.
#تجارت_فردا
@tejaratefarda
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
مقایسه امکانات توییتر و تردز
▫️تردز شبکه اجتماعی رقیب و شبیه توییتر از سوی مالک فیس بوک و اینستاگرام ( شرکت امریکایی متا به مالکیت مارک زاکربرگ ) ساعت 23 دیروز چهارشنبه به وقت گرینویچ راه اندازی شد. هم اکنون در 100 کشور به جز 27 عضو اتحادیه اروپا، امکان عضویت در این شبکه اجتماعی جدید فراهم است.
▫️افراد عضو اینستاگرام به راحتی می توانند با همان نام و مشخصات و رمز خود در تردز عضو شوند و صفحه بسازند. همین حمایت اینستاگرام، به عضوگیری تردز کمک بزرگی کرده است.
▫️شبکه اجتماعی تردز Threads به عنوان رقیب جدی توییتر به شمار می آید.
▫️متا گفته است به دلایل اجرایی فعلا نتوانسته در کشورهای عضو اتحادیه اروپا عضو بگیرد.
▫️تردز در همین مدت کوتاه میزبان عضویت افراد مشهور مثل شکیرا، جنیفر لوپز و هیو جاکمن در کنار رسانه های مهم و معتبری مثل واشنگتن پست، رویترز، اکونومیست و شبکه هایی مثل هالیوود ریپورتر، فایس و نتفلیکس شد./اقتصادنیوز
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
▫️تردز شبکه اجتماعی رقیب و شبیه توییتر از سوی مالک فیس بوک و اینستاگرام ( شرکت امریکایی متا به مالکیت مارک زاکربرگ ) ساعت 23 دیروز چهارشنبه به وقت گرینویچ راه اندازی شد. هم اکنون در 100 کشور به جز 27 عضو اتحادیه اروپا، امکان عضویت در این شبکه اجتماعی جدید فراهم است.
▫️افراد عضو اینستاگرام به راحتی می توانند با همان نام و مشخصات و رمز خود در تردز عضو شوند و صفحه بسازند. همین حمایت اینستاگرام، به عضوگیری تردز کمک بزرگی کرده است.
▫️شبکه اجتماعی تردز Threads به عنوان رقیب جدی توییتر به شمار می آید.
▫️متا گفته است به دلایل اجرایی فعلا نتوانسته در کشورهای عضو اتحادیه اروپا عضو بگیرد.
▫️تردز در همین مدت کوتاه میزبان عضویت افراد مشهور مثل شکیرا، جنیفر لوپز و هیو جاکمن در کنار رسانه های مهم و معتبری مثل واشنگتن پست، رویترز، اکونومیست و شبکه هایی مثل هالیوود ریپورتر، فایس و نتفلیکس شد./اقتصادنیوز
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir