✳️ چرا نمیتوان عقاید مردم را تغییر داد؟
✅ در نظر بگیرید شخصی در فامیل شما وجود دارد که او را دوست ندارید و عقایدش ۱۸۰ درجه با شما تفاوت دارد. حالا آن شخص سعی میکند در مورد یک مسئله که اختلاف نظر دارید شما را قانع کند، ولی آن فرد هرچقدر تلاش میکند که شما را بیشتر قانع کند، نه تنها هیچ تاثیری روی شما نمیگذارد بلکه شما را لجبازتر هم میکند و حالا شما حتی از قبل هم بیشتر به درست بودن عقایدتان اطمینان پیدا میکنید و در مقابل اندیشه آن فرد بیشتر گارد میگیرید!
▪︎آزمایشی در آمریکا بر روی دموکراتها و جمهوریخواههای متعصب انجام شد. به هر دو گروه گفتند شما به مدت سه هفته باید فقط اخبار جبهه مخالف را بخوانید و بشنوید(روزنامه، تلویزیون، کانالهای خبری مختلف و...). این کار انجام شد و خب انتظار میرفت بعد از سه هفته کمی از تعصبات هر دو گروه کم شده و به جناح مقابل تمایل پیدا کنند ولی نتیجه برعکس شد اتفاقا متعصبتر از قبل شدند!
▪︎پایه و اساس مناظرههای سیاسی هم همین است. تاحالا دیدید مناظرهها به نتیجهای برسند؟ یا یک طرف مناظره قانع شود و بگوید اوکی حق با شماست و شما درست میگویید؟ خیر این اتفاق نیافتاده و نمیافتد. مناظرهها بخاطر این نیست که طرف مقابل را قانع کنند، بلکه بخاطر این مناظره را برگزار میکنند که افرادی که راجع به درستی جبهه فکری موافقشان شک دارند، این شکشان به یقین تبدیل شود.
▪︎به این پدیده در اقتصاد رفتاری، پسزدگی یا اثرمعکوس میگویند. اثر معکوس که به آن پس زدگی هم میگویند به طور کلی این نکته را بیان میکند که اگر با شخصی صحبت کنید که عمیقاً به چیزی اعتقاد دارد و حقایقی را بیان کنید که کاملاً با باور او مغایرت داشته باشد، نمیتوانید نظر او را تغییر دهید بلکه اتفاقا با این کار کمک میکنید باورهای قبلیش را تقویت کنید.
■در یک دنیای ایده آل و منطقی، انسانها وقتی با شواهدی مواجه میشوند که با عقایدشان تناقض دارد، ابتدا آن را ارزیابی و بررسی میکنند و سپس باورهایشان را مطابق آن تطبیق میدهند؛ اما در واقعیت اینطور نیست. به جای آنکه افراد در ارتباط با عقایدشان شک و تردید کنند، اطلاعات جدید را نمیپذیرند و بیش از پیش روی حرف خودشان میایستند و موضع میگیرند.
▪︎چرا اثر معکوس اتفاق میافتد؟ وقتی کسی با شرایطی رو به رو شود که حس کند نظرات، باورها و عقاید کنونی او اشتباه و غلط است، احساس خطر میکند، مخصوصا وقتی که این باورها هویت و ایدئولوژی یک نفر را زیر سوال ببرد. در نتیجه، این احساسات منفی در توانایی پذیرش و آنالیز اطلاعات جدید اثر منفی میگذارد و این واقعیت منجر به این می شود که اطلاعات جدید را نپذیرد و در نتیجه، اثر پس زدگی را تجربه کند.
▪︎وقتی حس میکنید طرف مقابل شما باور غلطی دارد، مستقیما با اطلاعات متناقض، او را به چالش نکشید که بخواهد در مقابل شما گارد بگیرد. به جای این که او را به چالش بکشید، از او بخواهید استدلالش را به شما توضیح دهد و او شما را قانع کند. با این کار خودش متوجه ضعفهای استدلال خودش میشود.
✅ در نظر بگیرید شخصی در فامیل شما وجود دارد که او را دوست ندارید و عقایدش ۱۸۰ درجه با شما تفاوت دارد. حالا آن شخص سعی میکند در مورد یک مسئله که اختلاف نظر دارید شما را قانع کند، ولی آن فرد هرچقدر تلاش میکند که شما را بیشتر قانع کند، نه تنها هیچ تاثیری روی شما نمیگذارد بلکه شما را لجبازتر هم میکند و حالا شما حتی از قبل هم بیشتر به درست بودن عقایدتان اطمینان پیدا میکنید و در مقابل اندیشه آن فرد بیشتر گارد میگیرید!
▪︎آزمایشی در آمریکا بر روی دموکراتها و جمهوریخواههای متعصب انجام شد. به هر دو گروه گفتند شما به مدت سه هفته باید فقط اخبار جبهه مخالف را بخوانید و بشنوید(روزنامه، تلویزیون، کانالهای خبری مختلف و...). این کار انجام شد و خب انتظار میرفت بعد از سه هفته کمی از تعصبات هر دو گروه کم شده و به جناح مقابل تمایل پیدا کنند ولی نتیجه برعکس شد اتفاقا متعصبتر از قبل شدند!
▪︎پایه و اساس مناظرههای سیاسی هم همین است. تاحالا دیدید مناظرهها به نتیجهای برسند؟ یا یک طرف مناظره قانع شود و بگوید اوکی حق با شماست و شما درست میگویید؟ خیر این اتفاق نیافتاده و نمیافتد. مناظرهها بخاطر این نیست که طرف مقابل را قانع کنند، بلکه بخاطر این مناظره را برگزار میکنند که افرادی که راجع به درستی جبهه فکری موافقشان شک دارند، این شکشان به یقین تبدیل شود.
▪︎به این پدیده در اقتصاد رفتاری، پسزدگی یا اثرمعکوس میگویند. اثر معکوس که به آن پس زدگی هم میگویند به طور کلی این نکته را بیان میکند که اگر با شخصی صحبت کنید که عمیقاً به چیزی اعتقاد دارد و حقایقی را بیان کنید که کاملاً با باور او مغایرت داشته باشد، نمیتوانید نظر او را تغییر دهید بلکه اتفاقا با این کار کمک میکنید باورهای قبلیش را تقویت کنید.
■در یک دنیای ایده آل و منطقی، انسانها وقتی با شواهدی مواجه میشوند که با عقایدشان تناقض دارد، ابتدا آن را ارزیابی و بررسی میکنند و سپس باورهایشان را مطابق آن تطبیق میدهند؛ اما در واقعیت اینطور نیست. به جای آنکه افراد در ارتباط با عقایدشان شک و تردید کنند، اطلاعات جدید را نمیپذیرند و بیش از پیش روی حرف خودشان میایستند و موضع میگیرند.
▪︎چرا اثر معکوس اتفاق میافتد؟ وقتی کسی با شرایطی رو به رو شود که حس کند نظرات، باورها و عقاید کنونی او اشتباه و غلط است، احساس خطر میکند، مخصوصا وقتی که این باورها هویت و ایدئولوژی یک نفر را زیر سوال ببرد. در نتیجه، این احساسات منفی در توانایی پذیرش و آنالیز اطلاعات جدید اثر منفی میگذارد و این واقعیت منجر به این می شود که اطلاعات جدید را نپذیرد و در نتیجه، اثر پس زدگی را تجربه کند.
▪︎وقتی حس میکنید طرف مقابل شما باور غلطی دارد، مستقیما با اطلاعات متناقض، او را به چالش نکشید که بخواهد در مقابل شما گارد بگیرد. به جای این که او را به چالش بکشید، از او بخواهید استدلالش را به شما توضیح دهد و او شما را قانع کند. با این کار خودش متوجه ضعفهای استدلال خودش میشود.
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
تولید جهان در یکقدمی رکود
💠 تولید جهان رشد چندانی ندارد. نزول رشد شاخص تولیدات صنعتی جهان به مثبت نیمدرصد در چهارمین ماه از سال ۲۰۲۳ تاییدکننده اوضاع نگرانکننده صنایع جهان است. بهرغم اینکه چین از منظر رشد تولید دست بالا را در بخش صنعت دارد؛ اما از منظر رقابتپذیری، همچنان پشت سر رهبر صنعتی جهان یعنی آلمان است و باقی قطبهای اقتصادی مختلف جهان پشتسر این دوکشور در حرکت هستند...
🔗گزارش کامل
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
💠 تولید جهان رشد چندانی ندارد. نزول رشد شاخص تولیدات صنعتی جهان به مثبت نیمدرصد در چهارمین ماه از سال ۲۰۲۳ تاییدکننده اوضاع نگرانکننده صنایع جهان است. بهرغم اینکه چین از منظر رشد تولید دست بالا را در بخش صنعت دارد؛ اما از منظر رقابتپذیری، همچنان پشت سر رهبر صنعتی جهان یعنی آلمان است و باقی قطبهای اقتصادی مختلف جهان پشتسر این دوکشور در حرکت هستند...
🔗گزارش کامل
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
🔺 چرایی مسیر غیر هم جهت
⁉️ شتاب رشد نقدینگی و پایه پولی؟!
🖌 کاهش شتاب رشد نقدینگی، در ماههای اخیر به تنهایی خبر مثبتی است ، ولی روند کسری بودجه و ناترازی مالی دولت و نیز روند سایرکل های پولی و ترکیب نقدینگی و دلایل کاهش شتاب رشد نقدینگی ،همچنان نگران کننده است.
🖌 رشد۴۲.۴ درصدی یکساله پایه پولی یعنی ۲۶۶ هزار میلیارد تومان چاپ پول ظرف یکسال ۱۴۰۱ و تداوم آن در بهار ۱۴۰۲ در دولت سیزدهم را بایستی خیلی جدی گرفت.
🖌 درست است که بخشی از کاهش شتاب رشد نقدینگی به دلیل افزایش سپرده قانونی برخی بانک ها و کنترل ترازنامه بانکها در خلق نقدینگی بوده است، اما همه کاهش ضریب فزاینده صرفاً به دلیل افزایش سپره قانونی نبوده و لذا ، در دل خود پتانسیل برگشت شتاب رشد نقدینگی را دارا هست و این نحوه بیان که نگرانی از رشد پایه پولی بی مورد است ، خودش موجب نگرانی است!
🖌 درواقع در حال حاضر هزینه مربوط به بخشی از کاهش ضریب فزاینده را سیستم ناتراز بانکی، با پرداخت سپرده قانونی بیشتر، تحمل می کند و لذا ، ناترازی بانکها بیشتر و ریسک آنها تشدید شده است و این روند در میان مدت قابل دوام نیست. بگذریم که اصلاً افزایش سپرده قانونی به عنوان ابزار سیاست پولی از دهه ۸۰ میلادی در حال منسوخ شدن است. بنابراین بانک مرکزی، مستقیم یا غیر مستقیم مجبور به تزریق نقدینگی به اقتصاد برای کمک به تراز کردن وضع مالی آن بانکها خواهد شد.
🖌 مگر رئیس جمهور اعلام نکرد ما کنترل و مهار تورم را در رکود نمی بینیم بلکه در رشد می بینیم؟! تناقض سیاست انقباضی در اقتصاد، یعنی محدود کردن وام دهی بانکها و رشد وحشتناک بدهی بانک ها به بانک مرکزی با سیاست اعلامی آقای رئیسی چگونه توجیه می شود؟ مگر اینکه بپذیریم یک سیاست هماهنگی در دولت وجود ندارد!
🖌 در بخشی از گزارش تحولات متغیرهای پولی اخیر، بانک مرکزی افزایش پایه پولی را به تامین اعتبارات ارزی مورد نیاز نهاده های کشاورزی و دارو و اجرای برنامه مردمی سازی و توزیع عادلانه یارانه ها، نسبت داده است که به معنی تامین مالی کسری بودجه از محل منابع بانک مرکزی است که خود خلاف ادعاهای رییس جمهور و وزیراقتصاد مبنی بر عدم استفاده از منابع بانک مرکزی برای بودجه است.
🖌 براساس گزارش های آماری بانک مرکزی از متغیرهای پولی در پایان سال ۱۴۰۱ ، از بین دو جزء نقدینگی یعنی پول و شبه پول، رشد پول همچنان زیاد است و نرخ رشد آن در ماه پایانی ۱۴۰۱ به ۶۵٪ و لذا سهم پول از کل نقدینگی به رقم ۲۵.۷٪ رسیده است. این نسبت در سال ۱۴۰۰ معادل ۲۰.۴٪ بوده است که افزایش آن همچنان نشانه تداوم انتظارات تورمی است.
🖌 به عنوان نکته پایانی، توجه جدی دولت و مجموعه حاکمیت را به چاره جویی فوری برای حل معضل مزمن ولی اخیراً شتاب گرفته ناترازی بانکها جلب می کنم.
🖌 تداوم روند اضافه برداشت ها ، زیان و ناترازی مالی برخی بانکهای دولتی و غیر دولتی ، قطعاً هرگونه سیاست پولی هرچند درست را خنثی می کند./ دنیای اقتصاد
⁉️ شتاب رشد نقدینگی و پایه پولی؟!
🖌 کاهش شتاب رشد نقدینگی، در ماههای اخیر به تنهایی خبر مثبتی است ، ولی روند کسری بودجه و ناترازی مالی دولت و نیز روند سایرکل های پولی و ترکیب نقدینگی و دلایل کاهش شتاب رشد نقدینگی ،همچنان نگران کننده است.
🖌 رشد۴۲.۴ درصدی یکساله پایه پولی یعنی ۲۶۶ هزار میلیارد تومان چاپ پول ظرف یکسال ۱۴۰۱ و تداوم آن در بهار ۱۴۰۲ در دولت سیزدهم را بایستی خیلی جدی گرفت.
🖌 درست است که بخشی از کاهش شتاب رشد نقدینگی به دلیل افزایش سپرده قانونی برخی بانک ها و کنترل ترازنامه بانکها در خلق نقدینگی بوده است، اما همه کاهش ضریب فزاینده صرفاً به دلیل افزایش سپره قانونی نبوده و لذا ، در دل خود پتانسیل برگشت شتاب رشد نقدینگی را دارا هست و این نحوه بیان که نگرانی از رشد پایه پولی بی مورد است ، خودش موجب نگرانی است!
🖌 درواقع در حال حاضر هزینه مربوط به بخشی از کاهش ضریب فزاینده را سیستم ناتراز بانکی، با پرداخت سپرده قانونی بیشتر، تحمل می کند و لذا ، ناترازی بانکها بیشتر و ریسک آنها تشدید شده است و این روند در میان مدت قابل دوام نیست. بگذریم که اصلاً افزایش سپرده قانونی به عنوان ابزار سیاست پولی از دهه ۸۰ میلادی در حال منسوخ شدن است. بنابراین بانک مرکزی، مستقیم یا غیر مستقیم مجبور به تزریق نقدینگی به اقتصاد برای کمک به تراز کردن وضع مالی آن بانکها خواهد شد.
🖌 مگر رئیس جمهور اعلام نکرد ما کنترل و مهار تورم را در رکود نمی بینیم بلکه در رشد می بینیم؟! تناقض سیاست انقباضی در اقتصاد، یعنی محدود کردن وام دهی بانکها و رشد وحشتناک بدهی بانک ها به بانک مرکزی با سیاست اعلامی آقای رئیسی چگونه توجیه می شود؟ مگر اینکه بپذیریم یک سیاست هماهنگی در دولت وجود ندارد!
🖌 در بخشی از گزارش تحولات متغیرهای پولی اخیر، بانک مرکزی افزایش پایه پولی را به تامین اعتبارات ارزی مورد نیاز نهاده های کشاورزی و دارو و اجرای برنامه مردمی سازی و توزیع عادلانه یارانه ها، نسبت داده است که به معنی تامین مالی کسری بودجه از محل منابع بانک مرکزی است که خود خلاف ادعاهای رییس جمهور و وزیراقتصاد مبنی بر عدم استفاده از منابع بانک مرکزی برای بودجه است.
🖌 براساس گزارش های آماری بانک مرکزی از متغیرهای پولی در پایان سال ۱۴۰۱ ، از بین دو جزء نقدینگی یعنی پول و شبه پول، رشد پول همچنان زیاد است و نرخ رشد آن در ماه پایانی ۱۴۰۱ به ۶۵٪ و لذا سهم پول از کل نقدینگی به رقم ۲۵.۷٪ رسیده است. این نسبت در سال ۱۴۰۰ معادل ۲۰.۴٪ بوده است که افزایش آن همچنان نشانه تداوم انتظارات تورمی است.
🖌 به عنوان نکته پایانی، توجه جدی دولت و مجموعه حاکمیت را به چاره جویی فوری برای حل معضل مزمن ولی اخیراً شتاب گرفته ناترازی بانکها جلب می کنم.
🖌 تداوم روند اضافه برداشت ها ، زیان و ناترازی مالی برخی بانکهای دولتی و غیر دولتی ، قطعاً هرگونه سیاست پولی هرچند درست را خنثی می کند./ دنیای اقتصاد
🔸همه ما دوست داریم رشد کنیم و بتونیم به اهدافمون برسیم و موفق بشیم. برای همین باید همیشه خودمون و مسیرمون رو ارزیابی کنیم و ببینیم برای موفقیت دقیقاً به چه چیزهایی نیاز داریم
🔹مثلاً اگه به مهارت خاصی نیاز داریم، راجع بهش کتابی رو بخونیم یا حتی دورهای رو بگذرونیم. در کنار این کارها یه راه دیگه هم کمکمون میکنه اینه که سراغ افراد موفق بریم و ببینیم اونها چطوری موفق شدن
🔸استفاده از تجربه و تکنیکهای افراد موفق میتونه بهمون دید بده و همینطور کمکمون کنه راحتتر توی مسیرمون حرکت کنیم. توی این پست براتون ۶ تا از عادتهای افراد موفق رو گفتیم
🔹مثلاً اگه به مهارت خاصی نیاز داریم، راجع بهش کتابی رو بخونیم یا حتی دورهای رو بگذرونیم. در کنار این کارها یه راه دیگه هم کمکمون میکنه اینه که سراغ افراد موفق بریم و ببینیم اونها چطوری موفق شدن
🔸استفاده از تجربه و تکنیکهای افراد موفق میتونه بهمون دید بده و همینطور کمکمون کنه راحتتر توی مسیرمون حرکت کنیم. توی این پست براتون ۶ تا از عادتهای افراد موفق رو گفتیم
✳️ ۵ فرایند،ازفرآیندهای اصلی در یک کسب و کار
✅ فیلیپ کاتلر، پدر بازاریابی مدرن، در کتاب خود به نام «مدیریت بازاریابی» مینویسد:
موفقیت یک کسب و کار نه تنها به چگونگی فعالیت هر واحد آن کسب و کار بلکه به میزان هماهنگی آنها برای بهبود و اجرای بهتر فرآیندهای اصلی زیر نیز بستگی دارد:
۱. فرآیند شناخت بازار:
این فرآیند شامل تمامی فعالیتهای لازم برای جمعآوری اطلاعات ضروری از بازار، پخش این اطلاعات در بین واحدهای مختلف شرکت و برنامهریزی طبق این اطلاعات است.
۲. فرآیند خلق محصول جدید:
این فرآیند شامل تمامی فعالیتهای تحقیق و توسعه، بهبود محصولات کنونی و طراحی محصولات جدید و عرضه آنها به بازار با رعایت زمانبندی و بودجه مورد نظر است.
۳. فرآیند جذب مشتری:
این فرآیند شامل کلیه فعالیتهای لازم برای تعریف و تعیین بازارهای هدف شرکت و یافتن و جذب مشتریان بالقوه است.
۴. فرآیند مدیریت ارتباط با مشتریان: این فرآیند شامل تمام فعالیتهای لازم برای شناخت عمیقتر مشتریان، طراحی ایدههایی برای حفظ روابط بلندمدت با آنها و خلق ارزشهای بیشتر برای آنها است.
۵. فرآیند مدیریت تعهدات شرکت:
این فرآیند شامل کلیه فعالیتهای لازم برای دریافت و تایید سفارشات مشتریان، تحویل سفارشات در زمان مقرر، جمعآوری درآمدهای شرکت و رسیدگی به شکایات مشتریان به دلیل نقض تعهدات شرکت است.
راهنامه مدیر
✅ فیلیپ کاتلر، پدر بازاریابی مدرن، در کتاب خود به نام «مدیریت بازاریابی» مینویسد:
موفقیت یک کسب و کار نه تنها به چگونگی فعالیت هر واحد آن کسب و کار بلکه به میزان هماهنگی آنها برای بهبود و اجرای بهتر فرآیندهای اصلی زیر نیز بستگی دارد:
۱. فرآیند شناخت بازار:
این فرآیند شامل تمامی فعالیتهای لازم برای جمعآوری اطلاعات ضروری از بازار، پخش این اطلاعات در بین واحدهای مختلف شرکت و برنامهریزی طبق این اطلاعات است.
۲. فرآیند خلق محصول جدید:
این فرآیند شامل تمامی فعالیتهای تحقیق و توسعه، بهبود محصولات کنونی و طراحی محصولات جدید و عرضه آنها به بازار با رعایت زمانبندی و بودجه مورد نظر است.
۳. فرآیند جذب مشتری:
این فرآیند شامل کلیه فعالیتهای لازم برای تعریف و تعیین بازارهای هدف شرکت و یافتن و جذب مشتریان بالقوه است.
۴. فرآیند مدیریت ارتباط با مشتریان: این فرآیند شامل تمام فعالیتهای لازم برای شناخت عمیقتر مشتریان، طراحی ایدههایی برای حفظ روابط بلندمدت با آنها و خلق ارزشهای بیشتر برای آنها است.
۵. فرآیند مدیریت تعهدات شرکت:
این فرآیند شامل کلیه فعالیتهای لازم برای دریافت و تایید سفارشات مشتریان، تحویل سفارشات در زمان مقرر، جمعآوری درآمدهای شرکت و رسیدگی به شکایات مشتریان به دلیل نقض تعهدات شرکت است.
راهنامه مدیر
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
سرمقاله امروز «دنیای اقتصاد»:
بوروکراسی و رشد اقتصادی
👤 امیرحسین خالقی
✍️ فون میزس بزرگ، اقتصاددان نامدار مکتب اتریش، زمانی گفته بود: «تز اصلی دولتگرایی این است که اهالی دولت هوشمندتر از مردم هستند و بهتر از خود آنها میتوانند صلاحشان را تشخیص دهند و البته این چرند محض است!»
✍️ مرد اتریشی نقدهایی جدی به دولتگرایی و مداخله دولت در اقتصاد داشت؛ ولی در عین حال معتقد بود دولت در حوزههایی نظیر تامین امنیت و حفظ حقوق مالکیت باید نقشآفرینی کند. امروزه میبینیم حتی بسیاری از هواداران دولت کوچک هم بر این باورند که وظایفی نظیر تامین دفاع ملی، امنیت داخلی، قانون و قضا، کالاهای عمومی و زیرساختها برعهده دولت است.
✍️ از این سو کسانی نظیر هانس هرمان هوپه هم هستند که معتقدند حتی همین وظایف حداقلی را هم لازم نیست به دولت بسپریم و استدلالهای تاملبرانگیزی هم دارند. اما در مقابل دیدگاههای دولت حداقلی میشنویم که بسیاری از تجربه توسعه شرق آسیا (سنگاپور، مالزی، تایوان، چین و کرهجنوبی) و مدل موسوم به دولت توسعهگرا سخن میگویند که به نقش فعال دولت در فرآیند توسعه و مداخلهگرایی معتقدند. باری، بحث همچنان بین دیدگاههای مختلف داغ است و در ظاهر قرار هم نیست توافقی حاصل شود.
✍️ اما نکته مهم در این میان بحث بوروکراسیها و ظرفیت دولت است؛ وقتی از دولت قوی صحبت میکنیم، در بسیاری از موارد منظورمان یکبوروکراسی (با نام رسمی «نظام اداری») کارآمد است که میتواند ماموریت و وظایف خودش را بهخوبی پیش ببرد. بوروکراسی بازوی اجرایی سیاسیون است و بناست با رویکردی کارشناسی و فنی به اداره امور عمومی بپردازند...👇
🔗متن کامل سرمقاله
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
بوروکراسی و رشد اقتصادی
👤 امیرحسین خالقی
✍️ فون میزس بزرگ، اقتصاددان نامدار مکتب اتریش، زمانی گفته بود: «تز اصلی دولتگرایی این است که اهالی دولت هوشمندتر از مردم هستند و بهتر از خود آنها میتوانند صلاحشان را تشخیص دهند و البته این چرند محض است!»
✍️ مرد اتریشی نقدهایی جدی به دولتگرایی و مداخله دولت در اقتصاد داشت؛ ولی در عین حال معتقد بود دولت در حوزههایی نظیر تامین امنیت و حفظ حقوق مالکیت باید نقشآفرینی کند. امروزه میبینیم حتی بسیاری از هواداران دولت کوچک هم بر این باورند که وظایفی نظیر تامین دفاع ملی، امنیت داخلی، قانون و قضا، کالاهای عمومی و زیرساختها برعهده دولت است.
✍️ از این سو کسانی نظیر هانس هرمان هوپه هم هستند که معتقدند حتی همین وظایف حداقلی را هم لازم نیست به دولت بسپریم و استدلالهای تاملبرانگیزی هم دارند. اما در مقابل دیدگاههای دولت حداقلی میشنویم که بسیاری از تجربه توسعه شرق آسیا (سنگاپور، مالزی، تایوان، چین و کرهجنوبی) و مدل موسوم به دولت توسعهگرا سخن میگویند که به نقش فعال دولت در فرآیند توسعه و مداخلهگرایی معتقدند. باری، بحث همچنان بین دیدگاههای مختلف داغ است و در ظاهر قرار هم نیست توافقی حاصل شود.
✍️ اما نکته مهم در این میان بحث بوروکراسیها و ظرفیت دولت است؛ وقتی از دولت قوی صحبت میکنیم، در بسیاری از موارد منظورمان یکبوروکراسی (با نام رسمی «نظام اداری») کارآمد است که میتواند ماموریت و وظایف خودش را بهخوبی پیش ببرد. بوروکراسی بازوی اجرایی سیاسیون است و بناست با رویکردی کارشناسی و فنی به اداره امور عمومی بپردازند...👇
🔗متن کامل سرمقاله
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
روزنامه دنیای اقتصاد
بوروکراسی و رشد اقتصادی
فون میزس بزرگ، اقتصاددان نامدار مکتب اتریش، زمانی گفته بود: «تز اصلی دولتگرایی این است که اهالی دولت هوشمندتر از مردم هستند و بهتر از خود آنها میتوانند صلاحشان را تشخیص دهند و البته این چرند محض است!» مرد اتریشی نقدهایی جدی به دولتگرایی و مداخله دولت…
📌۳۰ ایده کسب و کار بدون نیاز به سرمایه اولیه
1. اینفلوئنسر رسانه های اجتماعی
2. مدیر رسانه های اجتماعی
3. مروج رویداد آنلاین
4. Scrapbooker
5. بازاریاب ربات
6. طراح UI/UX
7. نویسنده آزاد
8. نویسنده کتاب الکترونیکی
9. کانال یوتیوب
10. پادکستر
11. تصویرگر سفارشی
12. خدمات سفارشی
13. مشاور بازرگانی
14. دستیار مجازی
15. معلم حق التدریس
16. طراح گرافیک
17. طراح وب
18. مربی زندگی
19. مربی شخصی
20. طراح تیشرت
21. حسابدار
22. مربی موسیقی
23. معلم رقص
24. جزئیات خودکار
25. طراح داخلی
26. مترجم
27. رزرو سفر
28. نویسنده شبح
29. برنامه ریز رویداد
30. کسب و کار صفحه تم
1. اینفلوئنسر رسانه های اجتماعی
2. مدیر رسانه های اجتماعی
3. مروج رویداد آنلاین
4. Scrapbooker
5. بازاریاب ربات
6. طراح UI/UX
7. نویسنده آزاد
8. نویسنده کتاب الکترونیکی
9. کانال یوتیوب
10. پادکستر
11. تصویرگر سفارشی
12. خدمات سفارشی
13. مشاور بازرگانی
14. دستیار مجازی
15. معلم حق التدریس
16. طراح گرافیک
17. طراح وب
18. مربی زندگی
19. مربی شخصی
20. طراح تیشرت
21. حسابدار
22. مربی موسیقی
23. معلم رقص
24. جزئیات خودکار
25. طراح داخلی
26. مترجم
27. رزرو سفر
28. نویسنده شبح
29. برنامه ریز رویداد
30. کسب و کار صفحه تم
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
توسعه سنگاپور!
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
مدیر «خود ناتوانساز» کیست؟
🎯 بسیاری از رهبران سازمانی برای بررسی خود یا محیط اطرافشان وقت کافی اختصاص نمیدهند و این آغاز «خودناتوانسازی» (self-handicapping، یک استراتژی شناختی است که در آن افراد برای جلوگیری از شکستهای احتمالی و لطمه دیدن اعتمادبهنفس و عزتنفسشان هیچ تلاشی نمیکنند) است.
🎯 رهبران سازمانی، به دلیل عدماطمینان خودناتوانسازی میکنند؛ یعنی گاهی ترجیح میدهند کاری را انجام دهند که به آن مسلطند و نسبت به خودشان حس خوبی داشته باشند تا اینکه چیز تازهای را امتحان کنند و خودشان را در معرض خجالتزدگی یا نتیجهای پایینتر از کمال مطلوب قرار دهند. رشد معمولا دردناک است. همه ما این را میدانیم. اما رهبران سازمانی موثر یاد میگیرند که ناآگاه بودن میتواند بسیار بیشتر و برای مدت بسیار طولانیتری دردناک باشد...👇
🔗اینجا بخوانید
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
🎯 بسیاری از رهبران سازمانی برای بررسی خود یا محیط اطرافشان وقت کافی اختصاص نمیدهند و این آغاز «خودناتوانسازی» (self-handicapping، یک استراتژی شناختی است که در آن افراد برای جلوگیری از شکستهای احتمالی و لطمه دیدن اعتمادبهنفس و عزتنفسشان هیچ تلاشی نمیکنند) است.
🎯 رهبران سازمانی، به دلیل عدماطمینان خودناتوانسازی میکنند؛ یعنی گاهی ترجیح میدهند کاری را انجام دهند که به آن مسلطند و نسبت به خودشان حس خوبی داشته باشند تا اینکه چیز تازهای را امتحان کنند و خودشان را در معرض خجالتزدگی یا نتیجهای پایینتر از کمال مطلوب قرار دهند. رشد معمولا دردناک است. همه ما این را میدانیم. اما رهبران سازمانی موثر یاد میگیرند که ناآگاه بودن میتواند بسیار بیشتر و برای مدت بسیار طولانیتری دردناک باشد...👇
🔗اینجا بخوانید
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
Forwarded from با اساتید اقتصاد
🔻 تجربیات تکراری مصائب مستمر در اقتصاد ایران 🔺دکتر آلبرت بغزیان
هنوز ضرباهنگ مصاحبههای مسوولان اقتصادی دولت سیزدهم و گروهی از شبهکارشناسان نزدیک به دولت در گوشم طنینانداز است؛ زمانی که در برهه حذف ارز ترجیحی، اعلام میکردند از طریق حذف ارز ترجیحی به دنبال پالایش نظام ارزی کشو از مفاسد و حرکت به سمت تک نرخی شدن نرخ ارز هستند! حتما مخاطبان هم به یاد دارند، دولتمردان با استناد به گزارشهای سازمان برنامه و بودجه، وزیر اقتصاد و... با صدای بلند میگفتند: «حداکثر ۴قلم کالای اساسی مردم مشمول افزایش قیمت ۷الی۸درصدی شده و بازارها وارد دورهای از ثبات و آرامش میشوند.» ضمن اینکه اظهار میداشتند از این طریق روند فساد و رانت گستردهای که در تخصیص ارز 4200 تومانی وجود دارد به پایان میرسد.
شخصا همان روز طی یادداشتی در همین ستون اعلام کردم، هیچکدام از چشماندازهای ارایه شده محقق نشده و بازار اقلاممصرفی، خدمات و حتی کالاهای غیر مصرفی با افزایش قیمتهای بالا مواجه میشوند. در ادامه هم تاکید کردم که رانت نهتنها پایان نمییابد بلکه روند شتابانتری به خود میگیرد. امروز با گذشت بیش از 1سال از این ایده، مشخص شده نه تنها هیچکدام از پیشبینیهای اصلاحی دولت محقق نشده است، بلکه اوضاع اقتصادی و معیشتی نامناسبتر شده است. امروز قیمت اقلام مصرفی (نه فقط در 4قلم کالا بلکه در مجموعه کالا و خدمات کشور) چندی برابر شده است و یارانه تخصیص داده شده دولتی، عملا بدون اثر است.
برنامه هفتم توسعه نباید با نگاه آرمانگرایانه نوشته شود
هادی رضوی از محکومان پرونده بانک سرمایه آزاد شده است
کافی است نگاهی به نرخ مسکن اجارهای، گوشت، ماهی، مرغ، مواد لبنی و انداخته شود تا اشتباه بودن این تصمیم مشخص شود. از سوی دیگر نه تنها ایده نظام ارزی تکنرخی محقق نشده، بلکه چندین و چند نرخ ارز در اقتصاد ایران جولان میدهد. ارز 28500 تومانی (به جای ارز 4200 تومانی)، ارز 38هزار تومانی مبادلهای و ارز بازار آزاد (50هزار تومانی) بخشهایی از نرخ ارز در کشورمان است که سر و سامانی ندارد. موضوع رانت و ویژهخواری هم نهتنها از میان نرفته، بلکه اعداد و ارقام بزرگتری جابهجا میشود. هر زمان که فرد، جریان یا گروهی در این کشور صحبت از نظام تکنرخی ارز میکند با خودم میگویم که این فرد یا جاهل است یا اینکه به دنبال مفسدهای است.
اقتصاد ایران به دلیل تحریمهای اقتصادی با کمبود ارز مواجه است. وقتی کمبود ارز وجود داشته باشد، نظام تکنرخی کردن ارز یک شوخی تلخ است.وقتی توزیع ارز محدود میشود و برای کالاهای اساسی نرخ خاصی در نظر گرفته میشود، طبیعی است نرخ دوم و سوم هم ایجاد شود. وقتی عنوان میشود که ارز دانشجویی فلان نرخ است؛ بدون تردید برای برخی دیگر از نیازها بازار دیگری شکل میگیرد. مسافرتهای خارجی، انتقال سرمایه، واردات، تبدیل ارز و... باعث میشوند تا نرخهای متعددی شکل بگیرند.
این وضعیت طبیعی در زمان کمبود ارز و تحریم است. حالا اگر دولتی قوی باشد و تخصص را در راس برنامههایش قرار داده باشد، تنها 2نرخ به وجود میآید، اما برای دولتهای فشل، باید منتظر بازار ارزی 3نرخی و بیشتر باشیم. تنها در دولت اصلاحات بود که به دلیل بهبود مناسبات ارتباطی با جهان و تعامل در داخل و خارج نرخ ارز به سمت ثبات و یک نرخی حرکت کرد. اما از سال 1400 به بعد، دولتی که قرار بود با نرخ ارز 4200 تومانی، رانت و فساد ارزی را از میان ببرد، امروز ناچار است نرخ ارز 28500 تومانی تخصیص دهد و فاصله این نرخ تا 50هزار تومان نرخ بازار آزاد، قیمتی است که سوداگران و رانتخواران از آن بهره میبرند.
افراد و جریاناتی که به دولت و نهادهای با نفوذ نزدیک هستند از ارز 28500 تومانی بهره میبرند و بعد اقلام وارداتی را در بازار آزاد با نرخ آزاد به فروش میرسانند! زمانی که ارز 4200 تومانی حذف شد و یارانهها افزایش پیدا کرد، بسیاری از تحلیلگران گفتند این روند باعث رشد تورم، افزایش رانت و بروز مشکلات معیشتی برای مردم میشود. هنوز وعدههای تیم اقتصادی دولت در گوشم زنگ میزد. در آن زمان وزیر اقتصاد میگفت که افرادی که ارز 4200 تومانی دریافت کردهاند، ارز را گرفته و بعد در بازار آزاد فروختهاند. یا کالا با ارز ارزان وارد کرده و با نرخ ارز آزاد فروختهاند./متن کامل
🌐 کانال با اساتید اقتصاد
هنوز ضرباهنگ مصاحبههای مسوولان اقتصادی دولت سیزدهم و گروهی از شبهکارشناسان نزدیک به دولت در گوشم طنینانداز است؛ زمانی که در برهه حذف ارز ترجیحی، اعلام میکردند از طریق حذف ارز ترجیحی به دنبال پالایش نظام ارزی کشو از مفاسد و حرکت به سمت تک نرخی شدن نرخ ارز هستند! حتما مخاطبان هم به یاد دارند، دولتمردان با استناد به گزارشهای سازمان برنامه و بودجه، وزیر اقتصاد و... با صدای بلند میگفتند: «حداکثر ۴قلم کالای اساسی مردم مشمول افزایش قیمت ۷الی۸درصدی شده و بازارها وارد دورهای از ثبات و آرامش میشوند.» ضمن اینکه اظهار میداشتند از این طریق روند فساد و رانت گستردهای که در تخصیص ارز 4200 تومانی وجود دارد به پایان میرسد.
شخصا همان روز طی یادداشتی در همین ستون اعلام کردم، هیچکدام از چشماندازهای ارایه شده محقق نشده و بازار اقلاممصرفی، خدمات و حتی کالاهای غیر مصرفی با افزایش قیمتهای بالا مواجه میشوند. در ادامه هم تاکید کردم که رانت نهتنها پایان نمییابد بلکه روند شتابانتری به خود میگیرد. امروز با گذشت بیش از 1سال از این ایده، مشخص شده نه تنها هیچکدام از پیشبینیهای اصلاحی دولت محقق نشده است، بلکه اوضاع اقتصادی و معیشتی نامناسبتر شده است. امروز قیمت اقلام مصرفی (نه فقط در 4قلم کالا بلکه در مجموعه کالا و خدمات کشور) چندی برابر شده است و یارانه تخصیص داده شده دولتی، عملا بدون اثر است.
برنامه هفتم توسعه نباید با نگاه آرمانگرایانه نوشته شود
هادی رضوی از محکومان پرونده بانک سرمایه آزاد شده است
کافی است نگاهی به نرخ مسکن اجارهای، گوشت، ماهی، مرغ، مواد لبنی و انداخته شود تا اشتباه بودن این تصمیم مشخص شود. از سوی دیگر نه تنها ایده نظام ارزی تکنرخی محقق نشده، بلکه چندین و چند نرخ ارز در اقتصاد ایران جولان میدهد. ارز 28500 تومانی (به جای ارز 4200 تومانی)، ارز 38هزار تومانی مبادلهای و ارز بازار آزاد (50هزار تومانی) بخشهایی از نرخ ارز در کشورمان است که سر و سامانی ندارد. موضوع رانت و ویژهخواری هم نهتنها از میان نرفته، بلکه اعداد و ارقام بزرگتری جابهجا میشود. هر زمان که فرد، جریان یا گروهی در این کشور صحبت از نظام تکنرخی ارز میکند با خودم میگویم که این فرد یا جاهل است یا اینکه به دنبال مفسدهای است.
اقتصاد ایران به دلیل تحریمهای اقتصادی با کمبود ارز مواجه است. وقتی کمبود ارز وجود داشته باشد، نظام تکنرخی کردن ارز یک شوخی تلخ است.وقتی توزیع ارز محدود میشود و برای کالاهای اساسی نرخ خاصی در نظر گرفته میشود، طبیعی است نرخ دوم و سوم هم ایجاد شود. وقتی عنوان میشود که ارز دانشجویی فلان نرخ است؛ بدون تردید برای برخی دیگر از نیازها بازار دیگری شکل میگیرد. مسافرتهای خارجی، انتقال سرمایه، واردات، تبدیل ارز و... باعث میشوند تا نرخهای متعددی شکل بگیرند.
این وضعیت طبیعی در زمان کمبود ارز و تحریم است. حالا اگر دولتی قوی باشد و تخصص را در راس برنامههایش قرار داده باشد، تنها 2نرخ به وجود میآید، اما برای دولتهای فشل، باید منتظر بازار ارزی 3نرخی و بیشتر باشیم. تنها در دولت اصلاحات بود که به دلیل بهبود مناسبات ارتباطی با جهان و تعامل در داخل و خارج نرخ ارز به سمت ثبات و یک نرخی حرکت کرد. اما از سال 1400 به بعد، دولتی که قرار بود با نرخ ارز 4200 تومانی، رانت و فساد ارزی را از میان ببرد، امروز ناچار است نرخ ارز 28500 تومانی تخصیص دهد و فاصله این نرخ تا 50هزار تومان نرخ بازار آزاد، قیمتی است که سوداگران و رانتخواران از آن بهره میبرند.
افراد و جریاناتی که به دولت و نهادهای با نفوذ نزدیک هستند از ارز 28500 تومانی بهره میبرند و بعد اقلام وارداتی را در بازار آزاد با نرخ آزاد به فروش میرسانند! زمانی که ارز 4200 تومانی حذف شد و یارانهها افزایش پیدا کرد، بسیاری از تحلیلگران گفتند این روند باعث رشد تورم، افزایش رانت و بروز مشکلات معیشتی برای مردم میشود. هنوز وعدههای تیم اقتصادی دولت در گوشم زنگ میزد. در آن زمان وزیر اقتصاد میگفت که افرادی که ارز 4200 تومانی دریافت کردهاند، ارز را گرفته و بعد در بازار آزاد فروختهاند. یا کالا با ارز ارزان وارد کرده و با نرخ ارز آزاد فروختهاند./متن کامل
🌐 کانال با اساتید اقتصاد
روزنامه تعادل
تجربیات تکراری مصائب مستمر در اقتصاد ایران
هنوز ضرباهنگ مصاحبههای مسوولان اقتصادی دولت سیزدهم و گروهی از شبهکارشناسان نزدیک به دولت در گوشم طنینانداز است؛ زمانی که در برهه حذف ارز ترجیحی، اعلام میکردند از طریق حذف ارز ترجیحی به دنبال پالایش نظام ارزی کشو از مفاسد و حرکت به سمت تک نرخی شدن نرخ…
👍2
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
تهران چگونه بهشت ابرثروتمندان شد؟
🔺فرض کنید امروز بدون هیچ محدودیت اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و... آزادید تا به هر آنچه میخواهید برسید، حالا گمان کنید این وضعیت برای ادامه زندگی شما و حتی نسلهای بعد از شما تداوم دارد. چه میکنید؟ در ایران احتمالاً اکثر ما با چنین ثروت و قدرتی که از آن ناشی میشود به سمت راهاندازی امپراتوری خود پیش خواهیم رفت. این فقط یک خیال نیست بلکه زندگی حدود 250 هزار ابرثروتمند در ایران است.
🔺بر اساس آخرین اطلاعاتی که مجله معتبر «فوربس» در سال 2020 منتشر کرد در ایران، حدود ۲۵۰ هزار نفر با ثروت بالاتر از یک میلیون دلار زندگی میکنند و به این ترتیب، ایران چهاردهمین کشور جهان از منظر تعداد میلیونرهاست و بالاتر از کشورهایی مانند اسپانیا، روسیه و برزیل قرار دارد و در خاورمیانه نیز جایگاه نخست را به خود اختصاص داده است. به این موضوع باید تورمی را که در سه سال اخیر بسیار شدیدتر شده نیز اضافه کرد و به خاطر داشت عموم این افراد کاسبان تورم هستند. این در حالی است که بر اساس آمارهای رسمی حدود 33 درصد از جمعیت ایران زیر «خط فقر» زندگی میکنند و برای تامین ضروریات روزمره با مشکلات جدی مواجهاند.
🔺این موضوع نشاندهنده شکاف شدید طبقاتی است و به این معنی نیست که اقتصاد کشور لزوماً بر پایه پرورش ثروتمندان است بلکه این وضعیت نتیجه حذف طبقه متوسط است و اینطور به نظر میرسد که تمام ساختارهای کشور از جمله سیاسی، مذهبی، فرهنگی، اقتصادی و... نیز برای حذف طبقه متوسط دست به دست هم دادهاند؛ حذف طبقهای که وجود آن برای حیات اجتماعی هر کشوری ضروری است.
📌متن کامل را در سایت تجارت فردا مطالعه کنید.
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
🔺فرض کنید امروز بدون هیچ محدودیت اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و... آزادید تا به هر آنچه میخواهید برسید، حالا گمان کنید این وضعیت برای ادامه زندگی شما و حتی نسلهای بعد از شما تداوم دارد. چه میکنید؟ در ایران احتمالاً اکثر ما با چنین ثروت و قدرتی که از آن ناشی میشود به سمت راهاندازی امپراتوری خود پیش خواهیم رفت. این فقط یک خیال نیست بلکه زندگی حدود 250 هزار ابرثروتمند در ایران است.
🔺بر اساس آخرین اطلاعاتی که مجله معتبر «فوربس» در سال 2020 منتشر کرد در ایران، حدود ۲۵۰ هزار نفر با ثروت بالاتر از یک میلیون دلار زندگی میکنند و به این ترتیب، ایران چهاردهمین کشور جهان از منظر تعداد میلیونرهاست و بالاتر از کشورهایی مانند اسپانیا، روسیه و برزیل قرار دارد و در خاورمیانه نیز جایگاه نخست را به خود اختصاص داده است. به این موضوع باید تورمی را که در سه سال اخیر بسیار شدیدتر شده نیز اضافه کرد و به خاطر داشت عموم این افراد کاسبان تورم هستند. این در حالی است که بر اساس آمارهای رسمی حدود 33 درصد از جمعیت ایران زیر «خط فقر» زندگی میکنند و برای تامین ضروریات روزمره با مشکلات جدی مواجهاند.
🔺این موضوع نشاندهنده شکاف شدید طبقاتی است و به این معنی نیست که اقتصاد کشور لزوماً بر پایه پرورش ثروتمندان است بلکه این وضعیت نتیجه حذف طبقه متوسط است و اینطور به نظر میرسد که تمام ساختارهای کشور از جمله سیاسی، مذهبی، فرهنگی، اقتصادی و... نیز برای حذف طبقه متوسط دست به دست هم دادهاند؛ حذف طبقهای که وجود آن برای حیات اجتماعی هر کشوری ضروری است.
📌متن کامل را در سایت تجارت فردا مطالعه کنید.
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
هفته نامه تجارت فردا
زیر پوست پایتخت
عاطفه چوپان / نویسنده نشریه
فرض کنید امروز بدون هیچ محدودیت اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و... آزادید تا به هر آنچه میخواهید برسید،
✳️ مثل آباد اقتصاد ⁉️
✅ در اقتصاد ایران یا باید سوشی تولید کنید یا فلافل
🔹 برای بیان دو قطبی شدن ساختار تقاضا در اقتصاد ایران و خاموش شدن طبقه متوسط مثالی وجود دارد که همچنان به آن پایبندیم:
🔸اینکه در شرایط فعلی اقتصاد ایران فقط باید یا سوشی تولید کنید یا فلافل، حواستان باشد در اقتصاد ایران جایی برای پیتزا ایتالیایی و پاستا نیست!
✅ در اقتصاد ایران یا باید سوشی تولید کنید یا فلافل
🔹 برای بیان دو قطبی شدن ساختار تقاضا در اقتصاد ایران و خاموش شدن طبقه متوسط مثالی وجود دارد که همچنان به آن پایبندیم:
🔸اینکه در شرایط فعلی اقتصاد ایران فقط باید یا سوشی تولید کنید یا فلافل، حواستان باشد در اقتصاد ایران جایی برای پیتزا ایتالیایی و پاستا نیست!
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
بازارها تا ۲۰۲۴ در دو سناریو / کفه سنگینتر ترازو به نفع رشد قیمتها
⭕️ در نیمه دوم ۲۰۲۳ دستکم دو متغیر اصلی بر تحولات بازارهای جهانی اثر میگذارند. متغیر اول اقتصاد آمریکا و اثرات سیاستهای فدرالرزرو است که میتواند به داغ شدن تنور قیمتها منجر شود و در عین حال ممکن است زمینه تثبیت و حتی کاهش قیمتها را در بازارهای مختلف اعم از طلا، رمزارز، نفت، فلزات و مواد خام فراهم سازد.
⭕️ تحلیلگران با استناد به روندهای بازار کار، بازار کالا و نیز دادههای صنعت چشمانداز رشد قیمت در بازارهای جهانی را مثبت میدانند. بازخوانی عمده تحلیلهای اقتصادی در مطبوعات آمریکا و نیز رسانههای بینالمللی گویای کفه سنگینتر ترازو به نفع رشد قیمتهاست.
⭕️ ازآنجاکه چین نیز درصدد تحریک مصرف و افزایش سطح فعالیتهای اقتصادی در بازار داخلی است، اثر متغیر دوم یعنی وضعیت اقتصاد چین بر تحول بازارهای جهانی نیز مثبت است. همین موضوع باعث شده تحلیلگران در ترسیم سناریوهای پیشروی بازارهای جهانی در پایان سال۲۰۲۳ از عبور قیمت طلا از ۲۰۰۰دلار، جهش بهای بیتکوین تا سطح ۵۰هزار دلار و نیز عبور قیمت نفت از سطح ۸۶دلار سخن به میان آورند. فعلا شواهد رشد قیمتها در بازارهای جهانی بیشتر است.
🔗باشگاه اقتصاددانان را بخوانید
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3987423
⭕️ در نیمه دوم ۲۰۲۳ دستکم دو متغیر اصلی بر تحولات بازارهای جهانی اثر میگذارند. متغیر اول اقتصاد آمریکا و اثرات سیاستهای فدرالرزرو است که میتواند به داغ شدن تنور قیمتها منجر شود و در عین حال ممکن است زمینه تثبیت و حتی کاهش قیمتها را در بازارهای مختلف اعم از طلا، رمزارز، نفت، فلزات و مواد خام فراهم سازد.
⭕️ تحلیلگران با استناد به روندهای بازار کار، بازار کالا و نیز دادههای صنعت چشمانداز رشد قیمت در بازارهای جهانی را مثبت میدانند. بازخوانی عمده تحلیلهای اقتصادی در مطبوعات آمریکا و نیز رسانههای بینالمللی گویای کفه سنگینتر ترازو به نفع رشد قیمتهاست.
⭕️ ازآنجاکه چین نیز درصدد تحریک مصرف و افزایش سطح فعالیتهای اقتصادی در بازار داخلی است، اثر متغیر دوم یعنی وضعیت اقتصاد چین بر تحول بازارهای جهانی نیز مثبت است. همین موضوع باعث شده تحلیلگران در ترسیم سناریوهای پیشروی بازارهای جهانی در پایان سال۲۰۲۳ از عبور قیمت طلا از ۲۰۰۰دلار، جهش بهای بیتکوین تا سطح ۵۰هزار دلار و نیز عبور قیمت نفت از سطح ۸۶دلار سخن به میان آورند. فعلا شواهد رشد قیمتها در بازارهای جهانی بیشتر است.
🔗باشگاه اقتصاددانان را بخوانید
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3987423
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
سرمقاله امروز «دنیای اقتصاد»:
ایدههای خوب و بد؛ تعیینکننده سرنوشت ما
👤 دکتر جعفر خیرخواهان
✍️ «گزارش کمیسیون رشد و توسعه» که انتشار آن در سال2008 و همزمان با بحران مالی جهانی باعث شد تا کمتر دیده شود و مورد توجه قرار بگیرد، با نظارت علمی مایکل اسپنس و رابرت سولو هر دو از برندگان جایزه نوبل اقتصاد تهیه شد. تیم پژوهشی این گزارش برای درس گرفتن از نمونههای موفق رشد اقتصادی در سالهای پس از جنگ جهانی دوم در نهایت به 12کشوری رسید که طی یک دوره حداقل 25ساله به نرخ رشد 7درصد و بیشتر دست یافتند.
✍️ کل گزارش در پنج درس اصلی قابل خلاصهشدن است: 1- این 12 کشور نهایت استفاده و بهره را از امکانات اقتصاد جهانی بردند. 2- ثبات اقتصادکلان را حفظ کردند. 3- نرخهای بالای پسانداز و سرمایهگذاری داشتند. 4- به بازارها اجازه تخصیص منابع را دادند. 5- رهبران و دولتهایی با درجه بالای قابلیت، پایبندی و باورپذیری داشتند.
✍️ خلاصهتر کردن گزارش میشود انجام سه کار برای افزایش رشد: 1- گشودگی اقتصادی، 2- شمولیت و فراگیری اجتماعی و 3- دولت کارآمد. در نقطه مقابل آن سه کاری که نباید کرد: 1- درونگرایی، 2- طرد و حذف (تقسیم جامعه به خودی و غیرخودی) و در نهایت 3- متورم و فشل شدن دولت. با این سه کار اقتصاد راکد و متوقف میشود...👇
🔗متن کامل سرمقاله
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
ایدههای خوب و بد؛ تعیینکننده سرنوشت ما
👤 دکتر جعفر خیرخواهان
✍️ «گزارش کمیسیون رشد و توسعه» که انتشار آن در سال2008 و همزمان با بحران مالی جهانی باعث شد تا کمتر دیده شود و مورد توجه قرار بگیرد، با نظارت علمی مایکل اسپنس و رابرت سولو هر دو از برندگان جایزه نوبل اقتصاد تهیه شد. تیم پژوهشی این گزارش برای درس گرفتن از نمونههای موفق رشد اقتصادی در سالهای پس از جنگ جهانی دوم در نهایت به 12کشوری رسید که طی یک دوره حداقل 25ساله به نرخ رشد 7درصد و بیشتر دست یافتند.
✍️ کل گزارش در پنج درس اصلی قابل خلاصهشدن است: 1- این 12 کشور نهایت استفاده و بهره را از امکانات اقتصاد جهانی بردند. 2- ثبات اقتصادکلان را حفظ کردند. 3- نرخهای بالای پسانداز و سرمایهگذاری داشتند. 4- به بازارها اجازه تخصیص منابع را دادند. 5- رهبران و دولتهایی با درجه بالای قابلیت، پایبندی و باورپذیری داشتند.
✍️ خلاصهتر کردن گزارش میشود انجام سه کار برای افزایش رشد: 1- گشودگی اقتصادی، 2- شمولیت و فراگیری اجتماعی و 3- دولت کارآمد. در نقطه مقابل آن سه کاری که نباید کرد: 1- درونگرایی، 2- طرد و حذف (تقسیم جامعه به خودی و غیرخودی) و در نهایت 3- متورم و فشل شدن دولت. با این سه کار اقتصاد راکد و متوقف میشود...👇
🔗متن کامل سرمقاله
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
روزنامه دنیای اقتصاد
ایدههای خوب و بد؛ تعیینکننده سرنوشت ما
جان مینارد کینز در سال1936 درباره اهمیت ایدهها میگوید: «ایدههای اقتصاددانان و فیلسوفان سیاسی، چه زمانی که درست و چه زمانی که نادرست باشند، قدرتمندتر از آنی هستند که معمولا تصور میشوند. به راستی که عده اندکی بر جهان حکم میرانند. مردان عمل، کسانی که خود…
✳️ مرضِ راضی کردن!
🔸یک نفر از شما درخواست یک لطف کوچک کرده است. چقدر پیش میآید که بدون ذرهای تامل بله بگویید؟ چقدر پیش میآید که جواب رد بدهید؟ چقدر پیش میآید که بعداً به خاطر آن بله خودتان را سرزنش کنید و چقدر پیش میآید که از نه گفتن پشیمان شوید؟
🔹وقتی که چند سال قبل آمار خودم را در پاسخ به این سوالها جمع میزدم، متوجه شدم که خیلی زیاد پیش میآید که پاسخی مثبت بدهم. کارهای کوچکی که غالباً هم زمان بیشتری از تصور اولیهام صرف آنها میکردم، ولی آخر به نتایجی می رسیدم که به شکلی محسوس، کمفایدهتر از انتظارم بود. نیّتم این بود که به طرف مقابلم لطفی کرده باشم اما دست آخر به خودم لطمه میزدم.
🔹این "مرضِ راضی کردن" از کجا میآید؟ در دهه پنجاه میلادی زیستشناسان سعی کردند تا متوجه شوند که چرا حیواناتی که حتی با هم رابطه خونی ندارند با یکدیگر همکاری میکنند. مثلاً چرا شامپانزه ها گوشت خود را با شامپانزههای دیگر قسمت می کنند؟
🔹وقتی صحبت از حیواناتی باشد که باهم رابطه خونی دارند پاسخ مشخص است: بخش زیادی از ژنهایشان با هم مشترک است. این تعامل به حفظ این خزانهی ژنی مشترک کمک میکند، حتی اگر به آن معنی باشد که برخی افرادِ خاص متضرر شوند، حتی اگر به معنی از دست رفتن جانشان باشد. اما چرا حیواناتی که با یکدیگر رابطه خونی ندارند باید این ریسک را بپذیرند؟
جواب آن در ریاضیات و به طور مشخص در نظریهی بازیها نهفته است.
🔹استراتژی معامله به مثل
رابرت اکسلراد، دانشمند علوم سیاسی آمریکایی، اسم "معامله به مثل" را روی آن گذاشته است. یک استراتژی ساده که از چنین دستورالعمل هایی تشکیل شده است: در ابتدا با حریفت همکاری کن، بعد در ادامهی بازی رفتار حریفت را تقلید کن. پس اگر بعد از اولین حرکتم، حریفم با من همکاری کند، من هم همکاری خواهم کرد. اما اگر حریف همکاری نکند و از من سوء استفاده کند دیگر با او همکاری نخواهم کرد.
🔹عمل متقابل فقط در بین حیواناتی رخ میدهد که دارای حافظه بلندمدت هستند. یک شامپانزه تنها در صورتی میتواند با موفقیت این استراتژی را به کار بگیرد که بتواند به خاطر بیاورد آیا یک عضو دیگر گروه قبلاً با او غذایش را قسمت کرده یا نه. تنها معدودی از گونههای بسیار پیشرفتهی جانوری هستند که قابلیت به خاطرسپاری دارند. البته این تفکر استراتژیک در شامپانزهها به صورت خودآگاه نیست بلکه تکامل، این رفتار را در آنها نهادینه کرده است. از آنجا که ما انسانها صرفاً یک گونهی بسیار پیشرفته از حیوانات هستیم، این میل به عمل متقابل در ما هم وجود دارد.
🔹استراتژی معامله به مثل، همان چیزی است که اقتصاد جهانی را سرپا نگه داشته است. ما هر روز با دهها نفر که با آنها نسبتی نداریم و خیلیهایشان آن طرف دنیا هستند همکاری میکنیم و از این کار سود زیادی برده ایم.
🔹اما مراقب باشید! عمل متقابل، خطرات بالقوه خودش را دارد. اگر کسی کار خوبی در حقتان بکند، احساس وظیفه میکنید که مثلاً با انجام یک لطف در حقش آن را جبران کنید. به این ترتیب شما اجازه می دهید که زمامتان دست دیگران بیفتد. به علاوه، یک خطر دیگر و بسیار بزرگتر در کمین شماست: استراتژی معامله به مثل با اولین حرکت شروع می شود؛ با یک اعتماد بدون پیش زمینه، یک بلهی خودجوش در همان گام اول.
🔹از قضا در بسیاری از موارد این دقیقا همان چیزی است که بعدها حسرتش را میخوریم. به محض اینکه این بلهی خودجوش از دهان ما بیرون میپرد، عادت داریم که برایش توجیه بتراشیم. سعی میکنیم دلایل محکمی برای انجام دادن آن کار پیدا کنیم، ولی به زمانی که برای انجام آن نیاز داریم بیتوجه هستیم. ما برای دلیلهایمان بیشتر از زمان ارزش قائلایم و این یک خطا در فرایند استدلال است؛ چرا که تعداد دلایل نامحدود است ولی زمان، بیتردید محدودیت دارد.
🔹نتیجهگیری
از زمانی که متوجه شدم این موافقت خودجوش، یک واکنش ریشهدار زیستی است، از پاسخ منفی ۵ ثانیهای "چارلی مانگر" به عنوان یک ضد تاکتیک استفاده کردهام: "اگر در ۹۰ درصد موارد هم نه بگویید، چیز زیادی را از دست ندادهاید." اگر کسی از من درخواست لطفی بکند قبل از اینکه تصمیم خود را بگیرم، دقیقا ۵ ثانیه روی آن تامل میکنم و اکثراً جوابم منفی است. ترجیح میدهم که به طور منظم بیشتر درخواستها را رد کنم و محبوبیتم را به خطر بیندازم تا اینکه روش معکوس را در پیش بگیرم.
🔹دو هزار سال قبل، سنکا، فیلسوف رومی نوشت: "همه آنهایی که شما را به خودشان فرا میخوانند، شما را از خودتان باز می دارند!" پس به پاسخ منفی ۵ ثانیهای یک فرصت آزمایشی بدهید. این یکی از بهترین قاعدههای سرانگشتی برای زندگی خوب است.
✍🏻 رولف دوبلی
🔸یک نفر از شما درخواست یک لطف کوچک کرده است. چقدر پیش میآید که بدون ذرهای تامل بله بگویید؟ چقدر پیش میآید که جواب رد بدهید؟ چقدر پیش میآید که بعداً به خاطر آن بله خودتان را سرزنش کنید و چقدر پیش میآید که از نه گفتن پشیمان شوید؟
🔹وقتی که چند سال قبل آمار خودم را در پاسخ به این سوالها جمع میزدم، متوجه شدم که خیلی زیاد پیش میآید که پاسخی مثبت بدهم. کارهای کوچکی که غالباً هم زمان بیشتری از تصور اولیهام صرف آنها میکردم، ولی آخر به نتایجی می رسیدم که به شکلی محسوس، کمفایدهتر از انتظارم بود. نیّتم این بود که به طرف مقابلم لطفی کرده باشم اما دست آخر به خودم لطمه میزدم.
🔹این "مرضِ راضی کردن" از کجا میآید؟ در دهه پنجاه میلادی زیستشناسان سعی کردند تا متوجه شوند که چرا حیواناتی که حتی با هم رابطه خونی ندارند با یکدیگر همکاری میکنند. مثلاً چرا شامپانزه ها گوشت خود را با شامپانزههای دیگر قسمت می کنند؟
🔹وقتی صحبت از حیواناتی باشد که باهم رابطه خونی دارند پاسخ مشخص است: بخش زیادی از ژنهایشان با هم مشترک است. این تعامل به حفظ این خزانهی ژنی مشترک کمک میکند، حتی اگر به آن معنی باشد که برخی افرادِ خاص متضرر شوند، حتی اگر به معنی از دست رفتن جانشان باشد. اما چرا حیواناتی که با یکدیگر رابطه خونی ندارند باید این ریسک را بپذیرند؟
جواب آن در ریاضیات و به طور مشخص در نظریهی بازیها نهفته است.
🔹استراتژی معامله به مثل
رابرت اکسلراد، دانشمند علوم سیاسی آمریکایی، اسم "معامله به مثل" را روی آن گذاشته است. یک استراتژی ساده که از چنین دستورالعمل هایی تشکیل شده است: در ابتدا با حریفت همکاری کن، بعد در ادامهی بازی رفتار حریفت را تقلید کن. پس اگر بعد از اولین حرکتم، حریفم با من همکاری کند، من هم همکاری خواهم کرد. اما اگر حریف همکاری نکند و از من سوء استفاده کند دیگر با او همکاری نخواهم کرد.
🔹عمل متقابل فقط در بین حیواناتی رخ میدهد که دارای حافظه بلندمدت هستند. یک شامپانزه تنها در صورتی میتواند با موفقیت این استراتژی را به کار بگیرد که بتواند به خاطر بیاورد آیا یک عضو دیگر گروه قبلاً با او غذایش را قسمت کرده یا نه. تنها معدودی از گونههای بسیار پیشرفتهی جانوری هستند که قابلیت به خاطرسپاری دارند. البته این تفکر استراتژیک در شامپانزهها به صورت خودآگاه نیست بلکه تکامل، این رفتار را در آنها نهادینه کرده است. از آنجا که ما انسانها صرفاً یک گونهی بسیار پیشرفته از حیوانات هستیم، این میل به عمل متقابل در ما هم وجود دارد.
🔹استراتژی معامله به مثل، همان چیزی است که اقتصاد جهانی را سرپا نگه داشته است. ما هر روز با دهها نفر که با آنها نسبتی نداریم و خیلیهایشان آن طرف دنیا هستند همکاری میکنیم و از این کار سود زیادی برده ایم.
🔹اما مراقب باشید! عمل متقابل، خطرات بالقوه خودش را دارد. اگر کسی کار خوبی در حقتان بکند، احساس وظیفه میکنید که مثلاً با انجام یک لطف در حقش آن را جبران کنید. به این ترتیب شما اجازه می دهید که زمامتان دست دیگران بیفتد. به علاوه، یک خطر دیگر و بسیار بزرگتر در کمین شماست: استراتژی معامله به مثل با اولین حرکت شروع می شود؛ با یک اعتماد بدون پیش زمینه، یک بلهی خودجوش در همان گام اول.
🔹از قضا در بسیاری از موارد این دقیقا همان چیزی است که بعدها حسرتش را میخوریم. به محض اینکه این بلهی خودجوش از دهان ما بیرون میپرد، عادت داریم که برایش توجیه بتراشیم. سعی میکنیم دلایل محکمی برای انجام دادن آن کار پیدا کنیم، ولی به زمانی که برای انجام آن نیاز داریم بیتوجه هستیم. ما برای دلیلهایمان بیشتر از زمان ارزش قائلایم و این یک خطا در فرایند استدلال است؛ چرا که تعداد دلایل نامحدود است ولی زمان، بیتردید محدودیت دارد.
🔹نتیجهگیری
از زمانی که متوجه شدم این موافقت خودجوش، یک واکنش ریشهدار زیستی است، از پاسخ منفی ۵ ثانیهای "چارلی مانگر" به عنوان یک ضد تاکتیک استفاده کردهام: "اگر در ۹۰ درصد موارد هم نه بگویید، چیز زیادی را از دست ندادهاید." اگر کسی از من درخواست لطفی بکند قبل از اینکه تصمیم خود را بگیرم، دقیقا ۵ ثانیه روی آن تامل میکنم و اکثراً جوابم منفی است. ترجیح میدهم که به طور منظم بیشتر درخواستها را رد کنم و محبوبیتم را به خطر بیندازم تا اینکه روش معکوس را در پیش بگیرم.
🔹دو هزار سال قبل، سنکا، فیلسوف رومی نوشت: "همه آنهایی که شما را به خودشان فرا میخوانند، شما را از خودتان باز می دارند!" پس به پاسخ منفی ۵ ثانیهای یک فرصت آزمایشی بدهید. این یکی از بهترین قاعدههای سرانگشتی برای زندگی خوب است.
✍🏻 رولف دوبلی
👍1