مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.9K photos
786 videos
1.31K files
4.57K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
ادمها به اشیا اتکا میکنن و به افراد اعتماد. نتیجه اینکه عدم ثبات افراد داره فضای اعتماد و دلدادگی رو معنادار نابود میکنه.
تحقیق بسیار جالبی در خصوص اهمیت ارتباط بین کارمند و سرپرست و تعلق به سازمان انجام شده نشون میده همه کسانی که توی سازمان میمونن مهمترین دلیلش ارتباط خود با سرپرست مستقیمشونه.
و تجربه من میگه مهمتر دلیلی که دانشجوها یهو تصمیم میگیرن رشتشون رو عوض کنن هنرنمایی یک استاد خوب سرکلاسشونه.

🔹دلیل بعدی نبود تعهد و تعلق به جایگاه های سوخت، اینکه هیچ بازخوری توی جایگاه ها از هیچ کسی دریافت نمیشه.
• اینکه باک رو چقدر پر بکنیم مثلا خوبه
• اینکه چه زمانی سوختگیری انجام بشه بهتره
• اینکه با چه شدتی مناسبتره
و هزارتا چیز با ربط و بی ربط دیگه.
معجزه بازخور در متعهد ساختن غیر قابل انکاره و ندیدن و بی تفاوتی بدترین اتفاق برای دلدادگی و بهترین اتفاق برای دلزدگی هستش. بازخور خوب و به موقع میتونه تا 3 برابر تعهد رو بیشتر کنه. اونم بازخور سازنده و نه ایراد گرفتن کوچه بازاری. توی ایراد گرفتن فقط میگیم مشکل داره و میریم دنبال کارمون؛ ولی در بازخور سازنده راه حل هم در یک فضای سازنده ارائه میشه.
گزارش مک کنزی میگه کارمندایی که یک بازخورد با معنا و مناسب دریافت میکنن حداقل به مدت 2 هفته بدون هیچ گونه مداخله دیگه فول اینگیجد یا دلبسته کامل میمونن.

🔸یکی دیگه اینه که هر موقع میریم برا سوخت گیری حتما یکی از کارگرا میاد بالاسرمون و با التماس و گاها تهدید میگه مکملش هم بریز. اینجا دقیقا داره نفع فردی وشخصی رو غالب میکنه و این خودش دلیلی میشه که تو دلمون میگیم شاید این جایگاه دیگه نیام بهتره.
میشه گفت هر جا کامندا حس حمایت رو نداشته باشن تعهدشون معنادار میریزه و با حمایت 10 درصدی سازمان نمیشه توقع تعهد 100 درصدی داشت.
🔹 یه وقتایی توی جایگاه های سوخت، یک یا چند لاین رو بی دلیل میبندن و منجر به تشکیل یه صف طولانی میشه و وقتی هم سوال پرسیده میشه یا جواب نمیدن و یا میگن نیرومون نیومده و یا دلایل غیرمنطقی. همین کفایت میکنه که هر شخصی حسش نسبت به اون تشکیلات منفی بشه.
زمانیکه توی یک سازمان کارمندا رفتارهایی میبینن که دلیلش براشون واضح نیست مثل کم کردن بی دلیل حقوق، حذف اضافه کاری، تغییر ساعت کاری یا هر چیز دیگه ای، و پاسخگویی هم وجود نداشته باشه شک نکنید تعهدشون رو معنادار از دست میدن..
ادمها برای رنج و زحمت احترام قائلن. کسانیکه تلاش میکنن همه بهشون احترام میذارن و به ادمای راحت طلب میگن مفت خور و نهیشون میکنن. مشاغلی که نیاز به تلاش و تحصیلات و تجربه بالاتری داره برای جامعه خیلی ارزشمنده و هر چه از این سختی در دستیابی دور میشیم هر چند که درامد خوبی هم داشته باشه ولی جایگاه و مقبولیت اجتماعی احتمالا پایین تری داره.
در کمال احترام برای همه کارمندای جایگاه های سوخت و میدونم که کارشون سخته و باید ساعت ها سرپا وایسن توی سرما و توی گرما و ... . اما جزو مشاغل ساده طبقه بندی میشن و جایگزینی آدم ها توی این مشاغل هم خیلی راحت میشه.
شاید یکی از دلایلی که آدم ها به پمپ بنزین خاصی دلبسته نمیشن نبود و عدم نیاز به تیم متخصص جهت ارائه خدمته. این پیام رو میرسونه که حواسمون باشه، اگه میخوایم در مورد افزایش تعهد کارمندامون برنامه ریزی کنیم، اینکه کار راحت باشه و افراد بدون تخصص و حتی سختی و ممارست به نتیجه برسن، یعنی داریم مسیر رو اشتباه میریم.
خیلی جاها تعهد با لذت رابطه عکس داره. ادما به چیزهایی متعهد میشن که براش زحمت کشیدن و دردشون گرفته. مدرک دانشگاهی که با زحمت به دست اومده خیلی ارزشمندتر از مدرکی هست که با نمره الکی دادن بهش میرسیم یا لباسی که خودمون میشوریم و اتو میکنیم یه عالمه تعهد میاره برای مراقبت از کثیفی و چروک شدن تا زمانیکه میدیم خشکشویی.

*نکته آخر و جمع بندی*

شاید یکی از مهمترین تشخیص فرد متعهد از غیر متعهد، زمانی رخ میده که افراد سر 2 راهی قرار میگیرن. مثلا در خصوص تعهد سازمانی اگر اولویت شد سازمان یعنی تعهد سازمانی بالاست و در غیر اینصورت دیگه از تعهد بالا نباید حرف بزنیم.
اینکه به برنامه ورزشی شخصی خودم برسم یا اینکه بمونم و کار مشتریم رو راه بندازم؟
اگه اولی و انتخاب کردی یعنی تعهد پایینه ولی اگر توی این 2 راهی دومی رو انتخاب کردی یعنی شما یک کارمند با تعهد سازمانی بالا هستی.
درس آموخه پمپ بنزین به مدیرا و سازمان ها کمک میکنه که توی 2 راهی انتخاب اول کارمندا، مشتری ها و مصرف کننده ها باشن.
دکترعلیرضاکوشکی جهرمی
سی ویژگی یک فردِ نُرمال


1- در رانندگی از فرعی به اصلی، کامل می‌ایستد بعد حرکت می‌کند چون شهرنشین است؛

2- حتی دشمنان خود را با "آقای یا خانم" خطاب می‌کند چون اعتماد به نفس دارد؛

3- ارتفاع ادب و حشمت او بالاتر از دانش، ثروت و قدرت او قرار دارد؛

4- با صنعت فریب آشناست ولی چون بنیان هستی را صدق می‌داند، از آن پرهیز می‌کند؛

5- چند مرحله جلوتر، به پی آمدهای سخن خود فکر می‌کند بعد حرف می‌زند چون زندگی امری دراز مدت است؛

6- نهایت تلاش خود را می‌کند تا شخصیتی با ثبات داشته باشد چون پایداری شخصیت، اعتماد ساز است؛

7- مادامی در قدرت می‌ماند که فکر جدیدی داشته باشد و گره‌ای را باز کند چون نگران قضاوت تاریخ است؛

8- که در جهان تخصصی امروز، فقط در یک رشته می‌نویسد و اظهار نظر می‌کند؛

9- که نیاز روانی به غیبت، بد گویی و نفرت ندارد چون سعی می‌کند از غوغای کثرت فاصله گیرد؛

10- که به واسطۀ مزایای سِمَت، در پی جبران محرومیت‌های دوران کودکی نیست؛

11- معتقد است اهانت به دیگران، در مقطعی به خود او باز می گردد؛

12- وقتی نمی‌تواند سر موقع به قراری برسد، زنگ می زند یا پیغام می‌فرستد؛

13- در پی این نیست دیگران را مثل خود کند چون هر فردی، عالم و گذشتۀ خاص خود را دارد؛

14- آنقدر آشغال را در دست خود نگه می‌دارد تا سطلِ زباله پیدا کند؛

15- اهتمام می‌ورزد تا بازارِ پررونق سایه روشن های جهل را با گسترشِ آگاهی خود بهتر بشناسد؛

16- در صندلی های پشت تاکسی، پاهای خود را جمع می‌کند تا دو نفر دیگر راحت باشند؛

17- با دو نفر دیگر در عرض پیاده رو، راه نمی‌رود و سدّ راه عبور دیگران نمی‌شود؛

18- تبلیغ عبادت خود را با باطنِ "بِشنو از نی" در تضاد می‌داند؛

19- تاریخ می‌خواند تا انتظارات خود را بر واقعیت‌ها منطبق کند؛

20- از راه رفتن روی برگ‌های پاییزی و صدای خش خش آنها لذت می‌برد؛

21- چراغ‌های روشن اضافی در محل سکونت و کار خود را خاموش می‌کند؛

22- در مورد دیگران، با Fact و نه شنیده‌ها و تخیلات، قضاوت می‌کند؛

23- در لحن، کلام، رفتار، چِشم، نحوۀ نشستن و واکنش‌های او، تکّبر حس نمی‌شود؛

24- با توجه به واقعیت‌های جهانِ امروز، به کثرت گرایی فکری اعتقاد دارد؛

25- که کتاب می‌خواند و کتاب خواندن در افکار و رفتار او تاثیر دارد؛

26- در کش و قوس‌های میان هیجان و فکر، بر خود مسلّط است؛

27- هم به توسعۀ فردی خود توجه می‌کند وهم به رفع مشکلات دیگران؛

28- درجهان فوق العاده زیبای امروز، برای موسیقی، هنر، سینما و تئاتر وقت می‌گذارد؛

29- به همۀ کشورها، ملت‌ها و نمادهای ملّی آنان مانند زبان، آیین و هویت احترام می‌گذارد؛

30- تا می‌تواند کار می‌کند، زحمت می‌کشد و انتظارات خود را از دیگران به حداقلِ ممکن می‌رساند.

ارسال نظر

کانال تلگرام
@sariolghalam
🥼چه کسی تشویقتان کرد که لباس سفیدتان را بپوشید؟

🚫پيراهن سفيد نمي پوشيدم، چون مي دونستم زود چرك ميشه.

يه روز تصميم گرفتم لذت پوشيدن پيراهن سفيد رو از خودم نگيرم . پوشيدم ، چرك شد. يكى ديگه خريدم ، بازم سريع چرك شد. مدام ميخريدم و مدام چرك ميشدن . تا بالاخره يه روز فهميدم چطور رفتار كنم كه چرك نشه ، كه يكبار مصرف نباشه. از اون روز به بعد با خيال راحت پيراهن سفيد ميپوشيدم و نگران چرك شدنش نبودم.

نگرانى لذت رو از بين ميبره.

❓ميدونى ميخوام چى بگم؟

براى انجام دادن هر كارى بايد خطر كرد تا تجربه به دست بياد. من اگر خطر چرك شدن پيراهن سفيد رو قبول نميكردم، تا آخر عمرم پيراهن سفيد نميپوشيدم كه نكنه چرك بشه !
اما خطر كردم و حالا ياد گرفتم كه چطور مراقب پيراهن سفيدم باشم.

اين پيراهن سفيد ميتونه آرزوهاى ما باشه . دنبال فلان آرزو نميريم چون ميترسيم عمرمون تلف بشه و نتيجه خوبى در انتظارمون نباشه .
میخواهیم ادامه تحصیل بدیم می ترسیم؟!
میخواهیم ماشین و خونه مونو عوض کنیم می ترسیم؟!
میخواهیم سبک کارمون رو تغییر بدهیم می ترسیم؟!
میخواهیم بریم مسافرت می ترسیم؟!
میخواهیم...................؟!
چقدر از این خواستنها میخواستیم که بخاطر ترس و بی حوصلگی و عدم آگاهی خودمون،خانواده مون و محیط کارمون رو محروم کردیم از این خواستنها
ما بايد اقدام كنيم ، تا شايد نتيجه خوبى بگيريم ، اما اگر اقدام نكنيم ، هرگز نتيجه خوبى نميگيريم. بريد دنبال آرزوهاتون ، نترسيد از هزينه هاى مادى و معنوى. اگر حاصل باب ميل نشد ، حداقل تجربه‌هاى خوبى رو بدست آورديد .
راستی پیراهن های سفید زندگیتون را پوشیدید؟
کسی تشویقتان کرد؟
✍بازنشرازکانال دکترسعید شهبازمقدم
Microlearning-990301.pdf
1.7 MB
Microlearning
🚨 *هشدار مجلس به رئیس جمهور در مورد سیاستهای اقتصادی دولت و عملکرد بانک مرکزی*


رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس در نامه ای به رئیس جمهور نکات مهمی در مورد مدیریت بانک مرکزی و ناهماهنگی شدید در تیم اقتصادی دولت مطرح کرد ، ازجمله :

☆ *شش میلیارد دلار تراز منفی تجاری در شش ماهه اول سال 1402*

☆ *ادامه سوء مدیریت و بی‌تدبیری  و اقدامات غیر مسئولانه بانک مرکزی*
☆ *پرونده تخلفات مسیولین فعلی بانک مرکزی*
☆ *عدم ابلاغ مصوبات کمیته ارزی دولت توسط بانک مرکزی*
 در بخشی از این نامه آمده است :
{احتراما همانگونه که مستحضرید مدیریت بازار ارز یکی از مهمترین اولویت‌های اقتصاد ایران محسوب می‌گردد. با عنایت به ادامه تراز تجاری منفی، علی‌رغم همه تلاش‌های انجام شده، ضرورت تسهیل در امر صادرات به ویژه صادرات غیرنفتی برای بهبود وضعیت تراز تجاری کشور امری ضروری می‌باشد.

جای بسی تاسف و تعجب است که بانک مرکزی به جای حضور در نشست ( مجلس ) و حل مشکلات صادرکنندگان و کمک به بهبود تراز منفی تجاری کشور ( *شش میلیارد دلار تراز منفی تجاری شش ماهه اول سال 1402* ) با این رفتار غیر مسئولانه در پی حاشیه‌سازی و ایجاد تنش در روابط مجلس و دولت محترم می‌باشد.
*پرونده تخلفات مسولین فعلی بانک مرکزی* به درخواست تعداد زیادی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در قالب اعمال ماده (234) آیین نامه داخلی مجلس شورای اسلامی در دستور کار کمیسیون اقتصادی جهت ارجاع به دستگاه قضایی کشور می‌باشد.

مسلما این *چند صدایی در مدیریت ارز از ناحیه دولت به صلاح کشور نمی‌باشد* و باید سریعا برای آن اتخاذ تصمیم شود.

 البته این *اقدامات غیر مسئولانه در مدیریت فعلی بانک مرکزی مسبوق به سابقه است* و در این خصوص حتما به یاد دارید که آقای دکتر فرزین در پایان سال قبل پس از قرائت گزارش ارزی کمیسیون اقتصادی در صحن علنی مجلس شورای اسلامی در نامه‌ای به رئیس قوه مقننه در بیانی گستاخانه گزارش کارشناسی این کمیسیون و اظهار نظر مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی در تحلیل علمی و تجربی بازار ارز و ارائه راهکارهای تخصصی مرتبط با مدیریت بازار ارز را "تشویش اذهان عمومی و فعالان اقتصادی کشور" قلمداد نمود که قطعا اینگونه اظهارنظرها و اقدامات نابخردانه بانک مرکزی با رویکرد تعاملی دولت جنابعالی در تضاد آشکار میباشد.

جناب آقای رئیس جمهور ضمن احترام ویژه به جنابعالی و شاکله تیم اجرایی دولت قطعا تصدیق می‌فرمائید که *ادامه سوء مدیریت و بی‌تدبیری بانک مرکزی* در اینگونه موارد به صلاح نظام مقدس جمهوری اسلامی نیست و صبر مجلس انقلابی هم در مواجه با این گستاخی‌ها حدی دارد و قطعا کمیسیون اقتصادی مجلس در راستای وظایف و ماموریتهای خود برای حمایت از مردم و فعالان اقتصادی ذره‌ای از منافع ملی، علی‌رغم این *تخریب‌های هدفمند بر علیه مجلس،* کوتاه نخواهد آمد.
آنچه  مسلم است این کمیسیون اقدامات قانونی خود را در برخورد قاطع با این تخریب‌ها وظیفه صیانتی خود دانسته و عواقب آن بر عهده بانک مرکزی است.

امید است با توجه به اهمیت موضوع دستور فرمائید ضمن اخطار جدی به مسولین بانک مرکزی به واسطه این *عملکردهای ناصواب،* *مصوبات کمیته ارزی دولت* جهت گره‌گشایی از مشکلات صادرات محصولات کشاورزی برای بهبود تراز منفی تجاری کشور هر چه سریعتر ابلاغ گردد.}

محمد رضا پورابراهیمی رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی/ 3 مهر ۱۴۰۲
❤1
✳️ پروفسور بالتازار دروغ بود!
دکتر مجتبی لشکربلوکی
کارتون شیرین و در عین حال احمقانه پروفسور بالتازار را یادتان می‌آید؟ مشکلی که پیش می‌آمد، مسئولین یا مردم شهر به سراغ دانشمند ریزه و محبوب شهر، پروفسور بالتازار می‌رفتند. جناب پروفسور، شروع می کرد به راه رفتن و با فکر کردن و فکر کردن و فکر کردن، یکباره یک فکر بدیع به سرش می‌زد و می‌رفت چهار تا دکمه را می‌زد و یک ماشین بزرگ شروع می‌کرد به کار، و آخرش یک ماده شیمیایی یا یک ماشین دیگری بیرون می‌داد که مسئله را، هرچه که بود، حل می‌کرد. نگاه خیلی از مردم و مسئولین ما به مقوله علم و تکنولوژی نگاهی پروفسور بالتازارانه است! (برداشت از کانال جناب گاو)
☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:
جوان تر که بودم فکر می کردم که همه چیز «یک» جواب علمی مشخص دارد که باید آن را کشف کرد. دانشمندان، دکترها و متخصصان، برای من مانند یک بت بزرگ بودند که جواب درست را در آستین شان دارند.
این روزها، هرچند همچنان به علم به عنوان ابزاری برای اداره عاقلانه جوامع معتقدم، اما این بت های قبلی برای من فرو ریختند به چندین دلیل که سه دلیلش را اینجا می نویسم:
۱. اگر علم واقعا دقیق و قطعی است. چرا متخصصان یک رشته یک حرف واحد نمی زنند. خاطرم هست روزی یکی از وزرای اقتصاد می گفت که اگر دو اقتصاددان در یک اتاق باشند معمولا دو نظریه از آن بیرون می آید و گاهی هم سه نظریه!! فقط اقتصاد هم نیست، فیزیوتراپ ها، متخصصین علوم اعصاب، جامعه شناس ها و موزیسین ها هم نظرات و نظریات متفاوتی دارند. بنابراین آن قدرها که ما فکر می کنیم علم (یا دست کم نمادهای علم) قطعی و دقیق نیست.
۲. فهمیدم علوم انسانی و اجتماعی که بیشتر مرتبط با کشورداری و توسعه هستند اصلا به میزان علوم پایه و مهندسی دقیق نیستند. محاسبات نیوتونی، استاتیک و مقاومت مصالح در ساختن یک پل در سان فرانسیسکو و سبزوار یکی است. اما مدیریت دو شرکت همسایه در یک شهر چه سان فرانسسیسکو باشد چه سبزوار متفاوت است و غیرقابل تقلید.
۳. فهمیدم در کشورداری و اداره سازمان، اصلا ما با مسایل شسته رفته سروکار نداریم. مسایلی هستند که چندبعدی اند (مثلا هم جنبه اقتصادی دارد هم جنبه اجتماعی) و هم ساختارنایافته (هیچ کس به درستی نمی تواند تمام ابعاد مساله را ببیند و درک کند) و هم مانند یک موجود زنده عمل می کنند (وقتی راه حلی را اجرا می کنی مساله به شکل دیگری در می آید).به پیش بینی های غلط و تجویزهای اشتباه همان بت های سابق دیگر اشاره نمی کنم.
🔹چه باید کرد؟ تا اطلاع ثانوی به این جمع بندی رسیده ام که برای اداره کشور و سازمان باید از فرمول زیر پیروی کنم.
۱. بالتازاری به دنیا نگاه نکنم. فکر نکنم که با صرف تفکر آن هم به صورت فردی می شود به راه حل رسید. بلکه اولا بخشی از راه حل احتمالا حاصل آزمایش، سعی و خطا، پایلوت کردن (اول اجرا بعد تفکر) است و دوم اینکه هیچ کس از ما عقل کل نیست! بنابراین باید با کوششی جمعی به حقیقت رسید.
۲. بپذیرم که چون موضوعات بین رشته ای هستند، همه اطلاعات نزد یک فرد نیست و همه راه حل ها به ذهن یک فرد نمی رسد. بنابراین مهم ترین تکنولوژی/متدولوژی حل مساله، «گفتگو» است. هنر رهبران کشورها و سازمان ها ایجاد فضایی برای گفتگوی آزاد فراگیر است. کسانی که با من مخالفت می کنند بزرگ ترین خدمت را می کنند چون سوراخ های احتمالی راه حل را بدون هزینه به من نشان می دهند. مخالفان را به سکوت نکشانم.
۳. تا آنجا که می توانم باید حساب و کتاب کنم. تحلیل هزینه-منفعت کنم. عدد و رقم و تحلیل باید مبنای کار من باشد اما چون ما نمی توانیم مطمئن باشیم که به جواب قطعی و بهینه رسیده ایم، بسیاری از تصمیمات توافقی است و نه انتخاب بهینه. بنابراین اقناع و اجماع بین ذینفعان کلیدی برای حل مسایل جمعی بسیار مهم است. ترکیبی از عقلانیت ابزاری و عقلانیت تفاهمی (به تعبیر هابرماس فیلسوف معاصر). حل مساله در کشور و سازمان یعنی ترکیبی از اقدام، تست، آزمایش، تحلیل، ایده یابی، بحث، نقد و گفتگو و نه فقط فکر کردن و پژوهش علمی. حل کردن مساله ملی یعنی بررسی بین رشته ای، اجماع و توافق جمعی روی معقول ترین و حساب شده ترین گزینه ها نه فقط اینکه یک فرد یک مساله را معجزه وار حل کند. باور کنیم پروفسور بالتازاری وجود ندارد. کشورداری بالتازاری و مدیریت بالتازاری یک توهم است. اگر در جستجوی توسعه هستیم نگاهمان را در مورد علم، دانشمندان، حل مسائل ملی، اهمیت گفتگو و اجماع روزآمدکنیم.
Forwarded from تفكر انتقادي
♻️ چرا اخلاق مهم است؟

✍️ زهره سعیدی

🔘تا وقتی زنده‌ایم و زندگی می‌کنیم، تصمیم‌های اخلاقی یا غیراخلاقی خواهیم گرفت. پرسش‌هایی خواهیم داشت که پاسخ‌های اخلاقی خواهند داشت و گفتار و رفتارمان مورد داوری اخلاقی قرار خواهد گرفت. صرف نظر از اینکه به دینی باور داشته باشیم یا نداشته باشیم، انسانیتمان وابسته به این است که تا چه اندازه به اصول اخلاقی پایبند هستیم. اخلاق موجب می‌شود هم خودمان زندگی بهتری داشته باشیم و هم دیگران در مواجهه با ما زندگی بهتری را تجربه کنند. اخلاق رمز سلامت یک جامعه است. جامعه‌ای که اخلاقیات در آن کمرنگ باشد،‌ جامعه‌ای ناسالم است. جامعه‌ای که سرشار از نمادهای دینی باشد، اما بی‌اخلاقی در آن موج بزند، نه جامعه‌ای سالم و نه جامعه‌ای دینی است.

🔘رعایت اخلاقیات، هزینه‌بر است و سختی‌هایی را متوجه شخص اخلاق‌مدار می‌سازد اما در عوض سلامت روح و روان فرد و جامعه را تضمین می‌کند. عدم التزام به اخلاقیات مانند سمی است که روح و روان فرد و جامعه را مسموم می‌کند. در جامعه سمی نمی‌توان صادقانه دم از آزادی و برابری و عدالت زد.‌ در جامعه سمی نمی‌توان خالصانه دم از دینداری زد.

🔘اگر احترام به دیگریِ مخالف با خود را تمرین نکنیم، اگر گفت و گوی محترمانه را یاد نگیریم، اگر احترام به حقوق دیگران را سرلوحه زندگی‌مان قرار ندهیم، اگر مدارا و انعطاف را نیاموزیم، اگر نگاهِ فارغ از جنسیت به یکدیگر نداشته باشیم، اگر برای حیوانات شأن اخلاقی قائل نباشیم، اگر حفاظت از محیط زیست را وظیفه خود ندانیم؛ و در یک کلمه اگر پایبندی به اخلاقیات را وظیفه خود ندانیم، آنگاه نه صادقانه آزادی‌خواه و عدالت‌طلبیم و نه خالصانه دینداریم.
1402/07/03

https://t.me/TeachingCriticalThinking
☝️ارزش افغانی:
دریافت میلیاردها دلار کمک‌های بشردوستانه از غرب و افزایش تجارت با همسایگان آسیایی، پول افغانستان را به صدر رتبه‌بندی در حال رشدترین ارزهای جهانی در سه ماهه سوم ۲۰۲۳ رسانده است؛ جایگاهی غیرعادی برای کشوری فقیر با یکی از بدترین کارنامه‌ها در زمینه حقوق بشر. طالبان در طول دو سالی که قدرت را در افغانستان قبضه کردند، مجموعه ای از اقدامات را برای جلوگیری از سقوط نرخ برابری افغانی در مقابل دلار آمریکا در دستور کار خود قرار دادند: ممنوعیت استفاده از دلار و روپیه پاکستان در معاملات محلی، تشدید محدودیت‌ها در برابر خروج ارز از کشور، غیرقانونی کردن تجارت آنلاین و تشدید برخورد قضایی با ناقضان این قوانین و محدویت‌ها. داده‌های گردآوری شده توسط بلومبرگ نشان می‌دهد که مجموعه اقدامات طالبان موجب شده تا نرخ برابری افغانی در مقابل دلار طی سه ماهه سوم سال جاری میلادی حدود ۹ درصد افزایش یابد و از رشد ۳ درصدی پزو کلمبیا پیشی بگیرد. بر پایه برآورد بلومبرگ، نرخ برابری افغانی طی سال گذشته میلادی نیز حدود ۱۴ درصد رشد داشته است و پس از ارزهای کلمبیا و سریلانکا، در جایگاه سومین ارز جهانی قرار گرفته شاهد رشد ارزش در مقابل دلار آمریکا بوده‌اند. با این وجود، اقتصاد افغانستان شرایط خوبی را سپری نمی‌کند. مطابق گزارش بانک جهانی، بیکاری بیداد می‌کند، دو سوم خانوارها برای تامین اقلام اساسی با مشکل مواجه هستند و تورم فزاینده تا پایان سال جاری جای خود را به رکود اقتصادی می‌دهد.