✳️ تکنیک فریب دوست داشتنی!
✅ چند سال پیش شرکت دوچرخهسازی «VanMoof» متوجه شد که بیش از ۲۵ درصد دوچرخههایش قبل از تحویل به مشتری، آسیب میبیند. این مشکل هنگام حمل به آمریکا بیشتر میشد.
📌 این شرکت هلندی با ایدۀ هوشمندانهای که در بستهبندیاش به کار بست، مشکل را حل کرد؛ آنها تصویر یک تلویزیون بزرگ را روی بستهبندی چاپ کردند. همین ترفند ساده ۸۰ درصد از آسیبدیدگی دوچرخههای «VanMoof» در هنگام حمل کم کرد.
📌 مالک این شرکت، «Taco Carlier» میگوید: «ما از خود پرسیدیم که آمریکاییها چه چیزی را واقعا دوست دارند؟ چه چیزی باعث میشود که شرکتهای پستی و تحویلدهندگان بستهها، با یک بستهپستی، ظریف و با احتیاط رفتار کنند؟! پاسخ واضح «تلویزیون» بود!»
📌 نکته جالب اینجاست که حتی وقتی یک خبرنگار وال استریت ژورنال در یک توییت این ماجرا را لو داد، نرخ ۸۰ درصدی در کاهش خسارت دوچرخهها، ثابت ماند!
✅ چند سال پیش شرکت دوچرخهسازی «VanMoof» متوجه شد که بیش از ۲۵ درصد دوچرخههایش قبل از تحویل به مشتری، آسیب میبیند. این مشکل هنگام حمل به آمریکا بیشتر میشد.
📌 این شرکت هلندی با ایدۀ هوشمندانهای که در بستهبندیاش به کار بست، مشکل را حل کرد؛ آنها تصویر یک تلویزیون بزرگ را روی بستهبندی چاپ کردند. همین ترفند ساده ۸۰ درصد از آسیبدیدگی دوچرخههای «VanMoof» در هنگام حمل کم کرد.
📌 مالک این شرکت، «Taco Carlier» میگوید: «ما از خود پرسیدیم که آمریکاییها چه چیزی را واقعا دوست دارند؟ چه چیزی باعث میشود که شرکتهای پستی و تحویلدهندگان بستهها، با یک بستهپستی، ظریف و با احتیاط رفتار کنند؟! پاسخ واضح «تلویزیون» بود!»
📌 نکته جالب اینجاست که حتی وقتی یک خبرنگار وال استریت ژورنال در یک توییت این ماجرا را لو داد، نرخ ۸۰ درصدی در کاهش خسارت دوچرخهها، ثابت ماند!
Forwarded from ModiRadio l کانال سعيد شهبازمرادي(PhD) (shahbazmoradi)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
برای رسوخ به مغزها ابتدا قفل قلب را باز کنید
Forwarded from شبکه توسعه
🔲⭕️هشت سیاست که مانع رشد اقتصاد ایران شد
دکتر مسعود نیلی، اقتصاددان
رشد اقتصادی سالانه ایران از سال ۱۳۶۰ تا الان به طور متوسط حدود ۳٫۱٪ و تولید ناخالص سرانه حدود ۲٪ میشود. تورم مزمن بالا، بیکاری، فقر، توزیع نابرابر درآمد و مشکلات محیط زیستی در این کارنامه قرار گرفتهاند. در واقع میتوان گفت فارغ از نوسانات کوتاهمدت، عملکرد بلندمدت راضیکننده نیست. عملکرد بلندمدت را اصولاً سیاستهای بلندمدت میسازند، نه منابع طبیعی یا شوکهای مقطعی یا موضوعات دیگر. در اقتصاد ایران هم سیاستهای بلندمدتی مقصر اصلی هستند که از هویت نظام حکمرانی نشأت میگیرند. این هشت سیاست عبارتند از:
◻️ اول: درگیری با تنشهای خارجی است که طی دهههای گذشته تبدیل شده به جزء پایداری از زندگی اقتصادی و سیاسی ایرانیان.
◻️ دوم: کسری بودجه مزمن و پایدار دولت بوده که از دهه چهل برقرار بوده. این کسری بودجه هم با روش اشتباه پولی کردن کسری بودجه تأمین میشود.
◻️ سوم: تعیین دستوری نرخ بهره بانکی (معمولاً پایینتر از تورم) که از برداشت اشتباه سیاستگذاران از اقتصاد اسلامی تأثیر گرفته.
◻️ چهارم: نظام ارزی چند نرخی است. در واقع در ۴۵ سال اخیر، در ۳۵ سال نظام چندنرخی ارز برقرار بوده و اکثر سالهای نظام تکنرخی هم صرفاً تحت تأثیر وفور ارز نفتی در دست دولت بوده است.
◻️ پنجم: قیمتگذاری دستوری دولت. در ایران اگر دولتی دست به قیمتگذاری قاطعانه نزند، بیعرضه تلقی میشود و این نگاه اشتباه وجود دارد که دولت برای مقابله با افزایش قیمتها باید به مقابله با کسبه «متخلف» و قیمتها بپردازد.
◻️ ششم: نظام تعرفهای خاص اقتصاد ایران. در واقع واردات کالا به ایران با تعرفههای بالا و بسیار پیچیده همراه است. علاوه بر این، موانع غیرتعرفهای هم زیاد است (مثل ممنوعیت کلی واردات لوازم خانگی).
◻️ هفتم: عرضه ارزان قیمت انرژی که جزو خاصیت حکمرانی اقتصادی ایران این بوده و هست.
◻️ هشتم: نظام بنگاهداری عظیم غیرخصوصی و غیررقابتی در ایران است. غیر از بخش خصوصی، انواع مالکیتهای حاکمیتی، بخش عمومی، بخش نظامی و بخش دولتی وجود دارند.
چرا این سیاست ها با آنکه غلط هستند دوام می آورند؟
نشان پایدار و بلندمدت بودن این موارد این است که سیاستهای اصلاحی گاه به گاه در این موارد نتوانسته آنها را به کلی از اقتصاد ایران حذف کند. مثلاً اصلاحاتی مانند حذف موانع غیرتعرفهای تجارت یا اصلاح قیمت حاملهای انرژی مدنظر بوده، اما این اقدامات کوتاهمدت نتوانسته به موفقیت برسد. این موارد نشاندهنده ریشه داری این هشت سیاست و گره خوردن آنها به ماهیت نظام حکمرانی کشور است.
سیاستهای مخرب هشتگانه از چه طریقی به نظام حکمرانی ما راه پیدا کرد؟
ریشه برخی از این سیاستها، به باورهای ایدئولوژیک ابتدای انقلاب برمی گردد. برای نمونه، فهم سیاستگذاران اولیه از شعار استقلال، تقابل با غرب بوده. این موضوع باعث شده دولت به نقش مسلط در روابط خارجه اقتصاد و «خودکفایی» به عنوان شعاری راهبردی تبدیل شود.
شعار عدالت هم تحت تأثیر یک برداشت خاص قرار داشته که از دهه چهل از مارکسیسم تأثیر پذیرفته؛ این نگاه عدالت را عرضه ارزان کالا و خدمات به مردم میداند. بنابراین در تعیین نقش دولت، حرف از تأمین کالای عمومی نبوده بلکه عملاً دولت ورود خود به تأمین کالاهای خصوصی (که از آن به عنوان «سفره مردم» یاد میشود») را مسلم میدانسته. این باور عملاً سازوکار بازار را ضد ارزشهای انقلاب فرض میکرده. این وضعیت باعث شده دولت مالکیت واحدهای تولیدی را برعهده بگیرد و منابع طبیعی و مالی و انرژی را ارزان عرضه کند. [ریشه های دیگر هم وجود دارد]
☑️⭕️هشت سیاست غلط چگونه به هم پاس می دهند؟
[این هشت سیاست تبعات جدی دارند. به عنوان نمونه به هم افزایی سه سیاست اول می پردازیم] وقتی همزمان تنش در روابط خارجی و کسری بودجه دولت وجود دارد و نظام بانکی هم به دلیل نرخ بهره دستوری دچار ناترازی است، عوامل دوم و سوم باعث رشد نقدینگی میشود و عامل اول منجر به افزایش هزینه مبادله با خارج و در نتیجه فشار به بازار ارز میشود. همزمانی اینها با تحت فشار قرار گرفتن منابع ارزی کشور باعث میشود نقدینگی به سمت بازار ارز حرکت کند و باعث افزایش نرخ شود. چون سیاستگذار نمیخواهد به عامل تنش خارجی دست بزند، به تعیین نرخهای اداری متفاوت با نرخ بازار دست میزند و واردات انواع کالاها را به نرخهای متفاوت ارز گره میزند. در این زمان، استمرار کسری بودجه و تنشهای خارجی باعث افزایش فاصله نرخ ارز بازار و نرخ اداری میشود و به انوع فساد دامن میزند.
ترکیب این هشت سیاست منجر به فساد ارزی، قاچاق کالا، تضعیف تجارت خارجی، بی عدالتی، بحران آب و برق و گاز و ... می شود. (تلخیص و بازنویسی از سخنرانی دکتر نیلی). اقتصاد ایران گروگان این هشت سیاست است.
شبکه توسعه
@I_D_Network
دکتر مسعود نیلی، اقتصاددان
رشد اقتصادی سالانه ایران از سال ۱۳۶۰ تا الان به طور متوسط حدود ۳٫۱٪ و تولید ناخالص سرانه حدود ۲٪ میشود. تورم مزمن بالا، بیکاری، فقر، توزیع نابرابر درآمد و مشکلات محیط زیستی در این کارنامه قرار گرفتهاند. در واقع میتوان گفت فارغ از نوسانات کوتاهمدت، عملکرد بلندمدت راضیکننده نیست. عملکرد بلندمدت را اصولاً سیاستهای بلندمدت میسازند، نه منابع طبیعی یا شوکهای مقطعی یا موضوعات دیگر. در اقتصاد ایران هم سیاستهای بلندمدتی مقصر اصلی هستند که از هویت نظام حکمرانی نشأت میگیرند. این هشت سیاست عبارتند از:
◻️ اول: درگیری با تنشهای خارجی است که طی دهههای گذشته تبدیل شده به جزء پایداری از زندگی اقتصادی و سیاسی ایرانیان.
◻️ دوم: کسری بودجه مزمن و پایدار دولت بوده که از دهه چهل برقرار بوده. این کسری بودجه هم با روش اشتباه پولی کردن کسری بودجه تأمین میشود.
◻️ سوم: تعیین دستوری نرخ بهره بانکی (معمولاً پایینتر از تورم) که از برداشت اشتباه سیاستگذاران از اقتصاد اسلامی تأثیر گرفته.
◻️ چهارم: نظام ارزی چند نرخی است. در واقع در ۴۵ سال اخیر، در ۳۵ سال نظام چندنرخی ارز برقرار بوده و اکثر سالهای نظام تکنرخی هم صرفاً تحت تأثیر وفور ارز نفتی در دست دولت بوده است.
◻️ پنجم: قیمتگذاری دستوری دولت. در ایران اگر دولتی دست به قیمتگذاری قاطعانه نزند، بیعرضه تلقی میشود و این نگاه اشتباه وجود دارد که دولت برای مقابله با افزایش قیمتها باید به مقابله با کسبه «متخلف» و قیمتها بپردازد.
◻️ ششم: نظام تعرفهای خاص اقتصاد ایران. در واقع واردات کالا به ایران با تعرفههای بالا و بسیار پیچیده همراه است. علاوه بر این، موانع غیرتعرفهای هم زیاد است (مثل ممنوعیت کلی واردات لوازم خانگی).
◻️ هفتم: عرضه ارزان قیمت انرژی که جزو خاصیت حکمرانی اقتصادی ایران این بوده و هست.
◻️ هشتم: نظام بنگاهداری عظیم غیرخصوصی و غیررقابتی در ایران است. غیر از بخش خصوصی، انواع مالکیتهای حاکمیتی، بخش عمومی، بخش نظامی و بخش دولتی وجود دارند.
چرا این سیاست ها با آنکه غلط هستند دوام می آورند؟
نشان پایدار و بلندمدت بودن این موارد این است که سیاستهای اصلاحی گاه به گاه در این موارد نتوانسته آنها را به کلی از اقتصاد ایران حذف کند. مثلاً اصلاحاتی مانند حذف موانع غیرتعرفهای تجارت یا اصلاح قیمت حاملهای انرژی مدنظر بوده، اما این اقدامات کوتاهمدت نتوانسته به موفقیت برسد. این موارد نشاندهنده ریشه داری این هشت سیاست و گره خوردن آنها به ماهیت نظام حکمرانی کشور است.
سیاستهای مخرب هشتگانه از چه طریقی به نظام حکمرانی ما راه پیدا کرد؟
ریشه برخی از این سیاستها، به باورهای ایدئولوژیک ابتدای انقلاب برمی گردد. برای نمونه، فهم سیاستگذاران اولیه از شعار استقلال، تقابل با غرب بوده. این موضوع باعث شده دولت به نقش مسلط در روابط خارجه اقتصاد و «خودکفایی» به عنوان شعاری راهبردی تبدیل شود.
شعار عدالت هم تحت تأثیر یک برداشت خاص قرار داشته که از دهه چهل از مارکسیسم تأثیر پذیرفته؛ این نگاه عدالت را عرضه ارزان کالا و خدمات به مردم میداند. بنابراین در تعیین نقش دولت، حرف از تأمین کالای عمومی نبوده بلکه عملاً دولت ورود خود به تأمین کالاهای خصوصی (که از آن به عنوان «سفره مردم» یاد میشود») را مسلم میدانسته. این باور عملاً سازوکار بازار را ضد ارزشهای انقلاب فرض میکرده. این وضعیت باعث شده دولت مالکیت واحدهای تولیدی را برعهده بگیرد و منابع طبیعی و مالی و انرژی را ارزان عرضه کند. [ریشه های دیگر هم وجود دارد]
☑️⭕️هشت سیاست غلط چگونه به هم پاس می دهند؟
[این هشت سیاست تبعات جدی دارند. به عنوان نمونه به هم افزایی سه سیاست اول می پردازیم] وقتی همزمان تنش در روابط خارجی و کسری بودجه دولت وجود دارد و نظام بانکی هم به دلیل نرخ بهره دستوری دچار ناترازی است، عوامل دوم و سوم باعث رشد نقدینگی میشود و عامل اول منجر به افزایش هزینه مبادله با خارج و در نتیجه فشار به بازار ارز میشود. همزمانی اینها با تحت فشار قرار گرفتن منابع ارزی کشور باعث میشود نقدینگی به سمت بازار ارز حرکت کند و باعث افزایش نرخ شود. چون سیاستگذار نمیخواهد به عامل تنش خارجی دست بزند، به تعیین نرخهای اداری متفاوت با نرخ بازار دست میزند و واردات انواع کالاها را به نرخهای متفاوت ارز گره میزند. در این زمان، استمرار کسری بودجه و تنشهای خارجی باعث افزایش فاصله نرخ ارز بازار و نرخ اداری میشود و به انوع فساد دامن میزند.
ترکیب این هشت سیاست منجر به فساد ارزی، قاچاق کالا، تضعیف تجارت خارجی، بی عدالتی، بحران آب و برق و گاز و ... می شود. (تلخیص و بازنویسی از سخنرانی دکتر نیلی). اقتصاد ایران گروگان این هشت سیاست است.
شبکه توسعه
@I_D_Network
Forwarded from تفكر انتقادي
♻️«دانای کل» و سرکوب تفکر انتقادی
✍️ زهره سعیدی
🔘دانای کل به کسی اطلاق میشود که پاسخ تمام پرسشها را میداند. هیچگاه اشتباه نمیکند. به جای دیگری تصمیم میگیرد. راه درست را به دیگران نشان میدهد. دیگران به او تکیه دارند، از او در تصمیمگیری تبعیت میکنند و به اتکای او از مسؤولیت خویش شانه خالی میکنند.
🔘دانای کل یک فرد نیست بلکه نوعی تشخص است که هر کس میتواند در موقعیتهای گوناگونِ زندگی از خود بروز دهد. چه، کسی که خود را دانای کل میپندارد و از دیگران توقع اطاعتِ محض دارد و چه، کسی که از یک دانای کل، بدون چون و چرا پیروی میکند، هر دو باعث سرکوب توانایی تفکرورزی و مانع تقویت تفکر انتقادی میشوند. هر کسی در هر موقعیتی که قرار دارد ممکن است دانای کل اطرافیان خود باشد و خواسته یا ناخواسته توانایی تفکرورزی را در آنها سرکوب کند.
🔘والدین با اطاعتطلبیِ صرف از فرزندانشان، با تحمیل افکار خود بر آنها و با رفتار تحکمآمیز خویش، اولین قدم را در سرکوب توانایی تفکرورزی فرزندان خود برمیدارند. معلمان با تشویق دانشآموزان به حرفشنوی و اطاعتپذیری، روحیه کنجکاوی و پرسشگری آنها را به حاشیه میبرند. مدیران با نقدناپذیری و خودمطلقبینی، پرسشگری و مطالبهگری را سرکوب میکنند. رهبران با خودداناپنداری و نادانپنداری دیگران بیشترین نقش را در سرکوب تفکرورزی و ممانعت از تفکر انتقادی ایفا میکنند.
🔘وظیفه هر یک از ما این است که اولاً دانای کل اطرافیان خود نباشیم و اجازه فکر کردن، اظهار نظر، پرسشگری و نقد را از آنها نگیریم. ثانیاً اجازه ندهیم دیگران دانای کل ما شوند، به جای ما فکر کنند، به جای ما تصمیم بگیرند و ما به اتکای آنها از مسؤولیت افکار و کردار خویش شانه خالی کنیم.
1402/07/19
https://t.me/TeachingCriticalThinking
✍️ زهره سعیدی
🔘دانای کل به کسی اطلاق میشود که پاسخ تمام پرسشها را میداند. هیچگاه اشتباه نمیکند. به جای دیگری تصمیم میگیرد. راه درست را به دیگران نشان میدهد. دیگران به او تکیه دارند، از او در تصمیمگیری تبعیت میکنند و به اتکای او از مسؤولیت خویش شانه خالی میکنند.
🔘دانای کل یک فرد نیست بلکه نوعی تشخص است که هر کس میتواند در موقعیتهای گوناگونِ زندگی از خود بروز دهد. چه، کسی که خود را دانای کل میپندارد و از دیگران توقع اطاعتِ محض دارد و چه، کسی که از یک دانای کل، بدون چون و چرا پیروی میکند، هر دو باعث سرکوب توانایی تفکرورزی و مانع تقویت تفکر انتقادی میشوند. هر کسی در هر موقعیتی که قرار دارد ممکن است دانای کل اطرافیان خود باشد و خواسته یا ناخواسته توانایی تفکرورزی را در آنها سرکوب کند.
🔘والدین با اطاعتطلبیِ صرف از فرزندانشان، با تحمیل افکار خود بر آنها و با رفتار تحکمآمیز خویش، اولین قدم را در سرکوب توانایی تفکرورزی فرزندان خود برمیدارند. معلمان با تشویق دانشآموزان به حرفشنوی و اطاعتپذیری، روحیه کنجکاوی و پرسشگری آنها را به حاشیه میبرند. مدیران با نقدناپذیری و خودمطلقبینی، پرسشگری و مطالبهگری را سرکوب میکنند. رهبران با خودداناپنداری و نادانپنداری دیگران بیشترین نقش را در سرکوب تفکرورزی و ممانعت از تفکر انتقادی ایفا میکنند.
🔘وظیفه هر یک از ما این است که اولاً دانای کل اطرافیان خود نباشیم و اجازه فکر کردن، اظهار نظر، پرسشگری و نقد را از آنها نگیریم. ثانیاً اجازه ندهیم دیگران دانای کل ما شوند، به جای ما فکر کنند، به جای ما تصمیم بگیرند و ما به اتکای آنها از مسؤولیت افکار و کردار خویش شانه خالی کنیم.
1402/07/19
https://t.me/TeachingCriticalThinking
Telegram
تفكر انتقادي
کیفیت زندگی ما مستقیماً تابع کیفیت تفکر ماست.
زهره سعیدی، دکترای فلسفه تطبیقی، پژوهشگر و مترجم.
@Dr_ZohrehSaeidi
زهره سعیدی، دکترای فلسفه تطبیقی، پژوهشگر و مترجم.
@Dr_ZohrehSaeidi
✳️ ... فردی را فرض کنید که هر روز صبح در زندگی جدیدی چشم باز میکند.
گاهی کارمندی معمولی که از خواب بلند میشود و نان و پنیری میخورد و سوییچ پرایدش را بر میدارد و سر کار میرود و گاهی فردی ثروتمند که خدمتکارش سینی صبحانه اشرافیاش را به اتاقش میآورد و او پس از خوردن به این فکر میکند که سوییچ کدام ماشین لوکسش را بردارد؟
گاهی هم در کپرهای فرسوده حاشیه چابهار از شدت گرمای طاقت فرسا از خواب بیدار میشود.
او میداند که مالک هیچ چیز نیست نه مالک آن ثروت و نه مالک آن چادر پاره و چند کاسه و بشقاب. هر چه هست امانتی کوتاه مدت در دست اوست برای گذراندن «تنها» یک روز.
وقتی که سوار ماشین گران قیمتش است میداند که فردا آن را ندارد و وقتی در سرما مشغول کارگری است میداند که فردا مالک این کفش سوراخ پلاستیکی هم نیست.
از ثروتش لذت میبرد و فقرش هم او را از پای در نمیآورد.
⭕️تحلیل :
یک انسان خودساخته نگاهش به داراییهایش مانند آن انسان فرضی است. او خدا را مالک همه چیز میداند که بخشی از داراییاش را تا مدتی معین به امانت نزد او سپرده است.
این نوع نگاه به اموال و مالکیت آنها چند حسن دارد:
یک. کمک به نیازمندان را برای او ساده میکند.
دو. دلبستگی او به ثروت و داراییاش را کم میکند.
سه. از دست دادن داراییها او را به یاس و ناامیدی مبتلا نمیکند.
چهار.برای حفظ و افزایش روزی خود به خدا توکل میکند و از دیگران مستغنی است. (عزت نفس پیدا میکند.)
پنج: از وضع زندگی خود راضی است و از شرایط فعلی خود لذت میبرد.
شش. به واسطه اموال خود به دیگران فخر نمیفروشد.
هفت. تمام هم و غم و وقت و انرژی خود را در جهت گسترش ثروت قرار نمیدهد و سایر جنبههای زندگی را نیز توسعه خواهد داد.
⭕️ گاهی خود را به جای آن آدم فرضی قرار دهیم و آنگونه به داراییهای خود نگاه کنیم.
گاهی کارمندی معمولی که از خواب بلند میشود و نان و پنیری میخورد و سوییچ پرایدش را بر میدارد و سر کار میرود و گاهی فردی ثروتمند که خدمتکارش سینی صبحانه اشرافیاش را به اتاقش میآورد و او پس از خوردن به این فکر میکند که سوییچ کدام ماشین لوکسش را بردارد؟
گاهی هم در کپرهای فرسوده حاشیه چابهار از شدت گرمای طاقت فرسا از خواب بیدار میشود.
او میداند که مالک هیچ چیز نیست نه مالک آن ثروت و نه مالک آن چادر پاره و چند کاسه و بشقاب. هر چه هست امانتی کوتاه مدت در دست اوست برای گذراندن «تنها» یک روز.
وقتی که سوار ماشین گران قیمتش است میداند که فردا آن را ندارد و وقتی در سرما مشغول کارگری است میداند که فردا مالک این کفش سوراخ پلاستیکی هم نیست.
از ثروتش لذت میبرد و فقرش هم او را از پای در نمیآورد.
⭕️تحلیل :
یک انسان خودساخته نگاهش به داراییهایش مانند آن انسان فرضی است. او خدا را مالک همه چیز میداند که بخشی از داراییاش را تا مدتی معین به امانت نزد او سپرده است.
این نوع نگاه به اموال و مالکیت آنها چند حسن دارد:
یک. کمک به نیازمندان را برای او ساده میکند.
دو. دلبستگی او به ثروت و داراییاش را کم میکند.
سه. از دست دادن داراییها او را به یاس و ناامیدی مبتلا نمیکند.
چهار.برای حفظ و افزایش روزی خود به خدا توکل میکند و از دیگران مستغنی است. (عزت نفس پیدا میکند.)
پنج: از وضع زندگی خود راضی است و از شرایط فعلی خود لذت میبرد.
شش. به واسطه اموال خود به دیگران فخر نمیفروشد.
هفت. تمام هم و غم و وقت و انرژی خود را در جهت گسترش ثروت قرار نمیدهد و سایر جنبههای زندگی را نیز توسعه خواهد داد.
⭕️ گاهی خود را به جای آن آدم فرضی قرار دهیم و آنگونه به داراییهای خود نگاه کنیم.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تاب آوری، میوه ثبات قدم و استمرارهوشمندانه است!
✳️ آشنایی بابرخی سندروم سازمانی
💢 *پارادوکس آبلین*
*(Abeliene Paradox)*
پارادوکس یا تناقض آبلین اشاره به مواقعی دارد که گروهی از افراد به صورت جمعی تصمیمی می گیرند که بر خلاف تمایلات تمامی افراد گروه است! گاهی اعضا پیشنهادات و نظراتی را می دهند و بر سر آن توافق می کنند که مد نظر هیچ یک نبوده است، و نتیجه بالطبع رضایت بخش نخواهد بود.
💢 *سندرم در اینجا اختراع نشده است*
*(Not Invented Here Syndrome)*
گاهی اوقات برخی تیم ها از پذیرش تکنیک ها و فناوری هایی که خود ایجاد نکردهاند سر باز می زنند. روانشناسان اعتقاد دارند که در این سندرم، کارکنان سازمان به دنبال مطرح شدن در سازمان بوده و تلاش دارند تا برای خود اعتبار شخصیتی کسب نمایند. دراین شرایط کارکنان آنقدر کوچک و حقیر میشوند که حتی از انجام بهترين روشها و ایده ها امتناع میورزند. این سندرم موجب بسته شدن فضای سازمان می شود و روابط سازمان با نهادهای دیگر را دچار خدشه میکند.
💢 *سندرم غفلت جمعی*
*(Pluralistic Ignorance Syndrome)*
گاهی اوقات می بینیم که یک موقعیت اظطراری و یا ابهام آمیز در سازمان بوجود آمده، ولی موقتا دست نگه میداریم و طوری رفتار کنیم که گوئی اتفاقی نیفتاده است و به دور و بر خود نگاه می کنیم، ببینیم دیگران چه واکنشی نشان می دهند. در چنین وضعی افراد دیگر نیز به همان دلایل طوری رفتار میکنند که گوئی اتفاقی نیفتاده است و به دور و بر خود نگاه می کنند که ببینند دیگران چه واکنشی نشان می دهند. این نمونه ای بارز از پدیده ی غفلت جمعی است که در سازمانهای دور بر خود نیز کم و بیش شاهد آن هستیم.
💢 *سندرم سیب لک دار*
*(Bad Apple Syndrome)*
می دانیم که اندازه ی گروه، هدف گروه، اتکاء متقابل اعضاء گروه به یکدیگر و هویت گروه همگی عواملی هستند که بر چگونگی عملکرد جمعی گروه اثر میگذارند.
چنانچه عضوی از گروه این عوامل را خدشه دار و به آن آسیب برساند، این آسیب به کل گروه سرایت خواهد کرد. همچون سیبی که با نمایان شدن لکه خرابی بر آن، فساد و تخریب در آن گسترش یافته و سیب از بین خواهد رفت. فلذا به محض مشاهده ی فساد میتوان ابتدا اقدامات درمانی را صورت داد و در صورت تایید درمان ناپذیر بودن آن، باید عضو دچار شده را اخراج تا بیماری کل سازمان را فرا نگیرد.
💢 *سندرم سکوت*
*(Silence Syndrome)*
سکوت کارکنان یعنی اینکه کارکنان از ارائه دانش و اطلاعات خود به دیگران که میتواند برای سازمان مفید باشد چه به صورت عمدی یا غیرعمدی امتناع می ورزند.
این امر مغایر با موضوع آشکار سازی و اشتراک دانش و بهرهگیری از خرد جمعی است که پایه سازمان یاد گیرنده را تشکیل می دهد و سازمانی که یاد گیرنده نباشد در شرایط پر تغییر محیطی، نمی تواند برای بقا و توسعه خود تلاش کند و در صورت عدم استفاده از این دانش ها، میتوان شکست سازمان یا بالا بودن هزینههای ناشی از تکرار برخی فرایندهای تصمیم گیری و عدم استفاده مطلوب از سوابق تجربی و تصمیمگیری ها را انتظار داشت. صاحبنظران معتقدند که یکی از موانع عمده اشتراک دانش در سازمان ها، فرهنگ سازمانی موجود است.
💢 *پارادوکس آبلین*
*(Abeliene Paradox)*
پارادوکس یا تناقض آبلین اشاره به مواقعی دارد که گروهی از افراد به صورت جمعی تصمیمی می گیرند که بر خلاف تمایلات تمامی افراد گروه است! گاهی اعضا پیشنهادات و نظراتی را می دهند و بر سر آن توافق می کنند که مد نظر هیچ یک نبوده است، و نتیجه بالطبع رضایت بخش نخواهد بود.
💢 *سندرم در اینجا اختراع نشده است*
*(Not Invented Here Syndrome)*
گاهی اوقات برخی تیم ها از پذیرش تکنیک ها و فناوری هایی که خود ایجاد نکردهاند سر باز می زنند. روانشناسان اعتقاد دارند که در این سندرم، کارکنان سازمان به دنبال مطرح شدن در سازمان بوده و تلاش دارند تا برای خود اعتبار شخصیتی کسب نمایند. دراین شرایط کارکنان آنقدر کوچک و حقیر میشوند که حتی از انجام بهترين روشها و ایده ها امتناع میورزند. این سندرم موجب بسته شدن فضای سازمان می شود و روابط سازمان با نهادهای دیگر را دچار خدشه میکند.
💢 *سندرم غفلت جمعی*
*(Pluralistic Ignorance Syndrome)*
گاهی اوقات می بینیم که یک موقعیت اظطراری و یا ابهام آمیز در سازمان بوجود آمده، ولی موقتا دست نگه میداریم و طوری رفتار کنیم که گوئی اتفاقی نیفتاده است و به دور و بر خود نگاه می کنیم، ببینیم دیگران چه واکنشی نشان می دهند. در چنین وضعی افراد دیگر نیز به همان دلایل طوری رفتار میکنند که گوئی اتفاقی نیفتاده است و به دور و بر خود نگاه می کنند که ببینند دیگران چه واکنشی نشان می دهند. این نمونه ای بارز از پدیده ی غفلت جمعی است که در سازمانهای دور بر خود نیز کم و بیش شاهد آن هستیم.
💢 *سندرم سیب لک دار*
*(Bad Apple Syndrome)*
می دانیم که اندازه ی گروه، هدف گروه، اتکاء متقابل اعضاء گروه به یکدیگر و هویت گروه همگی عواملی هستند که بر چگونگی عملکرد جمعی گروه اثر میگذارند.
چنانچه عضوی از گروه این عوامل را خدشه دار و به آن آسیب برساند، این آسیب به کل گروه سرایت خواهد کرد. همچون سیبی که با نمایان شدن لکه خرابی بر آن، فساد و تخریب در آن گسترش یافته و سیب از بین خواهد رفت. فلذا به محض مشاهده ی فساد میتوان ابتدا اقدامات درمانی را صورت داد و در صورت تایید درمان ناپذیر بودن آن، باید عضو دچار شده را اخراج تا بیماری کل سازمان را فرا نگیرد.
💢 *سندرم سکوت*
*(Silence Syndrome)*
سکوت کارکنان یعنی اینکه کارکنان از ارائه دانش و اطلاعات خود به دیگران که میتواند برای سازمان مفید باشد چه به صورت عمدی یا غیرعمدی امتناع می ورزند.
این امر مغایر با موضوع آشکار سازی و اشتراک دانش و بهرهگیری از خرد جمعی است که پایه سازمان یاد گیرنده را تشکیل می دهد و سازمانی که یاد گیرنده نباشد در شرایط پر تغییر محیطی، نمی تواند برای بقا و توسعه خود تلاش کند و در صورت عدم استفاده از این دانش ها، میتوان شکست سازمان یا بالا بودن هزینههای ناشی از تکرار برخی فرایندهای تصمیم گیری و عدم استفاده مطلوب از سوابق تجربی و تصمیمگیری ها را انتظار داشت. صاحبنظران معتقدند که یکی از موانع عمده اشتراک دانش در سازمان ها، فرهنگ سازمانی موجود است.
✳️ براساس تحقیقات، مشخص شده موارد زير ويژگی های مشترك افراد موفق است:
✅ در يك برگه سفيد، ويژگي هاي زير را بنويسيد و هر كدام كه با شما سازگار تر است تيك بزنيد.
🔹هر چه قدر از اين ويژگی هاي مثبت بيشتر به سمت ويژگي های منفي متمايل باشيد، از مسير موفقيت و نيل به اهداف خود دورتر هستيد:
١- از ديگران تعريف و تمجيد مي كنيد يا دائما انتقاد مي كنيد؟
٢- بيشتر قدردانی و تشكر مي كنيد يا حس حق به جانب داريد؟
٣- بخشش و گذشت داريد يا موضوعی به مدت طولانی در دل شما مي ماند؟
٤- مسئوليت شكست را مي پذيريد يا ديگران را به خاطر ناكامی های خود سرزنش مي كنيد؟
٥- هر روز ساعتي را مطالعه مي كنيد يا فقط تلوزيون تماشا مي كنيد؟
٦- درباره آينده صحبت مي كنيد يا هميشه از شرايط بد گله مي كنيد؟
٧- عادت به نوشتن وقايع داريد يا به ذهن مي سپاريد؟
٨- برنامه هاي شما از پيش مشخص است يا برنامه خاصي نداريد؟
٩- ديگران از شما چيزهايي ياد مي گيرند يا با شما وقتشان تلف مي شود؟
١٠- داراي يك ليست اهداف كوتاه مدت هستيد يا معتقيد در اين مملكت امكان پذير نيست؟!
١١-فكر مي كنيد خيلي نياز به آموزش داريد يا معتقديد تقريبا همه چيزهايی كه لازم است مي دانيد؟
١٢-سخت كوش هستيد يا معتقديد دنيا ارزش سخت كوشی ندارد؟
✅ در يك برگه سفيد، ويژگي هاي زير را بنويسيد و هر كدام كه با شما سازگار تر است تيك بزنيد.
🔹هر چه قدر از اين ويژگی هاي مثبت بيشتر به سمت ويژگي های منفي متمايل باشيد، از مسير موفقيت و نيل به اهداف خود دورتر هستيد:
١- از ديگران تعريف و تمجيد مي كنيد يا دائما انتقاد مي كنيد؟
٢- بيشتر قدردانی و تشكر مي كنيد يا حس حق به جانب داريد؟
٣- بخشش و گذشت داريد يا موضوعی به مدت طولانی در دل شما مي ماند؟
٤- مسئوليت شكست را مي پذيريد يا ديگران را به خاطر ناكامی های خود سرزنش مي كنيد؟
٥- هر روز ساعتي را مطالعه مي كنيد يا فقط تلوزيون تماشا مي كنيد؟
٦- درباره آينده صحبت مي كنيد يا هميشه از شرايط بد گله مي كنيد؟
٧- عادت به نوشتن وقايع داريد يا به ذهن مي سپاريد؟
٨- برنامه هاي شما از پيش مشخص است يا برنامه خاصي نداريد؟
٩- ديگران از شما چيزهايي ياد مي گيرند يا با شما وقتشان تلف مي شود؟
١٠- داراي يك ليست اهداف كوتاه مدت هستيد يا معتقيد در اين مملكت امكان پذير نيست؟!
١١-فكر مي كنيد خيلي نياز به آموزش داريد يا معتقديد تقريبا همه چيزهايی كه لازم است مي دانيد؟
١٢-سخت كوش هستيد يا معتقديد دنيا ارزش سخت كوشی ندارد؟
✳️ استراتژی شرکت های چند کسب و کاری
✅ مهمترین ویژگیهای استراتژیستها:
طراحی استراتژی به معنای انجام کار درست و اجرای آن به معنای انجام درست کارهاست. هر دو طرف معادله استراتژی باید منطبق و همسو با یکدیگر باشند و خوب مدیریت شوند. مهم ترین ویژگی های استراتژیست ها عبارتند از:
➊ علاقه مندی:
به آنچه که در واحد، شرکت، صنعت و محیط کسب و کار می گذرد حساس هستند.
➋ انعطاف پذیری:
وقتی لازمست، میتوانند رویکردها و ایده های خود را تغییر دهند.
➌آینده نگری:
همواره میاندیشند که گروه کاری و یا شرکت در چند ماه آتی چه تغییراتی خواهد کرد.
➍ مثبت اندیشی:
چالش ها و فرصتها را به خوبی میشناسند و معتقدند موفقیت ممکن است.
➎استقبال از تغییر:
از ایدههای جدید سرپرستها،همکاران، کارکنان و ذینفعان بیرونی استقبال میکنند.
➏عمق بخشی:
پیوسته دانش و تجربه خود را توسعه داده و ارتباطات و الگوهای میان حوزههای مختلف را درک می کنند.
📔 استراتژی شرکتهای چند کسب و کاری
👤 دیوید کالیس
🎓استاد دانشگاه هاروارد
✅ مهمترین ویژگیهای استراتژیستها:
طراحی استراتژی به معنای انجام کار درست و اجرای آن به معنای انجام درست کارهاست. هر دو طرف معادله استراتژی باید منطبق و همسو با یکدیگر باشند و خوب مدیریت شوند. مهم ترین ویژگی های استراتژیست ها عبارتند از:
➊ علاقه مندی:
به آنچه که در واحد، شرکت، صنعت و محیط کسب و کار می گذرد حساس هستند.
➋ انعطاف پذیری:
وقتی لازمست، میتوانند رویکردها و ایده های خود را تغییر دهند.
➌آینده نگری:
همواره میاندیشند که گروه کاری و یا شرکت در چند ماه آتی چه تغییراتی خواهد کرد.
➍ مثبت اندیشی:
چالش ها و فرصتها را به خوبی میشناسند و معتقدند موفقیت ممکن است.
➎استقبال از تغییر:
از ایدههای جدید سرپرستها،همکاران، کارکنان و ذینفعان بیرونی استقبال میکنند.
➏عمق بخشی:
پیوسته دانش و تجربه خود را توسعه داده و ارتباطات و الگوهای میان حوزههای مختلف را درک می کنند.
📔 استراتژی شرکتهای چند کسب و کاری
👤 دیوید کالیس
🎓استاد دانشگاه هاروارد
Forwarded from فردای اقتصاد
چگونه رئیس خود را به حامی شغلی خود تبدیل کنیم؟
💢 داشتن یک حامی، همکار ارشدی که روی رشد و پیشرفت شغلی شما سرمایهگذاری کند، میتواند به شما کمک کند تا در حرفه خود پیشرفت کنید. و گر چه پیدا کردن یک حامی ممکن است طاقت فرسا به نظر برسد، اما لازم نیست زیاد به آن فکر کنید. میتوانید با یک مدیر ارشد شروع کنید که کار و سوابق شما را بهتر از هر کسی میداند و او کسی نیست جز رییس شما. نشریه معتبر هاروارد بیزنس ریویو نحوه تبدیل رئیستان به حامی شما را به شما چنین یاد میدهد:
🔻 نخست، ایجاد اعتبار و اعتماد. شما میتوانید این کار را به سه روش انجام دهید: انجام وظایف خود به نحو عالی، ابتکار عمل برای یادگیری مهارتهای جدید، بر عهده گرفتن مسئولیتهای جدید، و جستجوی فعالانه نظرات برای بهبود. با گذشت زمان، اعتباری که ایجاد میکنید، این حق را برای شما به ارمغان میآورد که درخواست خود را مطرح کنید.
🔹وقتی از رییستان میخواهید که حامی شما باشد، به سادگی در مورد آنچه میخواهید صادق باشید. در یک جلسه انفرادی، از او بپرسید که آیا مایل است حامی شما باشد و به رشد شما در سازمان کمک کند. همچنین ممکن است بخواهید یک مورد اقدام خاص را که فکر میکنید برای پیشرفت شغلی شما مفید باشد، اضافه کنید. و اگر او موافق است، فعالانه اطلاعات او در مورد پیشرفت، دستاوردها و اهداف خود را به روزرسانی کنید. به یاد داشته باشید: دستاوردهای شما همچنین بازتابی از رهبری مدیر شما است. فراموش نکنید که از او برای سرمایهگذاری روی شما قدردانی کنید.
برای مطالعه این مطلب در سایت اینجا کلیک کنید
در همین رابطه:
🔗 چگونه برای توسعه شغلی خود تلاش کنید؟
#کارآفرینان_و_مدیران
◻️رسانه تصویری فردای اقتصاد⬇️
@Feghtesad
💢 داشتن یک حامی، همکار ارشدی که روی رشد و پیشرفت شغلی شما سرمایهگذاری کند، میتواند به شما کمک کند تا در حرفه خود پیشرفت کنید. و گر چه پیدا کردن یک حامی ممکن است طاقت فرسا به نظر برسد، اما لازم نیست زیاد به آن فکر کنید. میتوانید با یک مدیر ارشد شروع کنید که کار و سوابق شما را بهتر از هر کسی میداند و او کسی نیست جز رییس شما. نشریه معتبر هاروارد بیزنس ریویو نحوه تبدیل رئیستان به حامی شما را به شما چنین یاد میدهد:
🔻 نخست، ایجاد اعتبار و اعتماد. شما میتوانید این کار را به سه روش انجام دهید: انجام وظایف خود به نحو عالی، ابتکار عمل برای یادگیری مهارتهای جدید، بر عهده گرفتن مسئولیتهای جدید، و جستجوی فعالانه نظرات برای بهبود. با گذشت زمان، اعتباری که ایجاد میکنید، این حق را برای شما به ارمغان میآورد که درخواست خود را مطرح کنید.
🔹وقتی از رییستان میخواهید که حامی شما باشد، به سادگی در مورد آنچه میخواهید صادق باشید. در یک جلسه انفرادی، از او بپرسید که آیا مایل است حامی شما باشد و به رشد شما در سازمان کمک کند. همچنین ممکن است بخواهید یک مورد اقدام خاص را که فکر میکنید برای پیشرفت شغلی شما مفید باشد، اضافه کنید. و اگر او موافق است، فعالانه اطلاعات او در مورد پیشرفت، دستاوردها و اهداف خود را به روزرسانی کنید. به یاد داشته باشید: دستاوردهای شما همچنین بازتابی از رهبری مدیر شما است. فراموش نکنید که از او برای سرمایهگذاری روی شما قدردانی کنید.
برای مطالعه این مطلب در سایت اینجا کلیک کنید
در همین رابطه:
🔗 چگونه برای توسعه شغلی خود تلاش کنید؟
#کارآفرینان_و_مدیران
◻️رسانه تصویری فردای اقتصاد⬇️
@Feghtesad
👍1
✳️ تعامل سازنده برای حفظ منافع*
✅ بگذارید با یکی دو مثال آزاردهنده شروع کنم
🔹اینفوسیس یک شرکت هندی گمنام در سال 1981 و تنها با شش کارمند تاسیس شد. امروز که این مطلب را اما اکنون بیش از 190 هزار کارمند از 129 کشور دارد! جزو 8 شرکتبرترخدماتفناوریاطلاعات دنیاست. درآمدی حدود 10 میلیارد دلار دارد و از طریق شش بازار سهام مختلف در دنیا تامین مالی می کند! تصورش را بکنید این شرکت توانسته است از 129 کشور دنیا، سرمایه انسانی جذب کند.
🔹کشوری در همسایگی ما هست که در آن فوتبال ورزش اول نیست. هیچکس این کشور را به فوتبال نمی شناسد. اما بیشترین توپ های دست دوز درجه اول فوتبال دنیا را این کشور تولید می کند. رونالدو و مسی هر دو پاهایشان با توپ های ساخت این کشور معجزه می کنند. این کشور یاد گرفته است که با دنیا کار کند. فوروارد اسپورتز از کشور پاکستان آموخته است که با اکثر شرکت های معروف دنیا از جمله آدیداس کار کند.
🔺این دو مثال را زدم که فکر نکنید فقط کشورهای پیشرفته جهانی عمل می کنند. جهان، جهانی شده است. این جمله یعنی چه؟ سرمایه، محصولات، خدمات، ایده ها، نیروی انسانی و دانش فنی از مرزها عبور می کنند. حتی کشاورزی هم دیگر بین المللی شده است. چین، کره و برخی کشورهای عربی در سرزمین خود کشاورزی نمی کنند.
🔺اما متاسفانه ایران نه بواسطه تحریم های اقتصادی بلکه به واسطه محدودیت های ذهنی، در کوچه بن بست گیر افتاده است. ایران پر از پتانسیل های جهانی است اما این پتانسیل ها جهانی نشده است.
چرا می گویم محدودیت های ذهنی؟ بگذارید برای شما مثال دیگری بزنم: فکر می کنید که رییس کل بانک مرکزی انگلستان از چه کشوری است؟ خوب بدیهی است که چنین پستی را به هیچ کس جز یک انگلیسی نمی دهند اما ریاست کل بانک مرکزی این کشور را به یک اجنبی سپرده اند: یک کانادایی. دقت کنید ما داریم راجع به انگلستان صحبت می کنیم. کشوری که مهد صنعت مالی و همچنان پیشرو جهان در صنعت مالی و بانکداری است. آنها آموخته اند که باید جهانی عمل کنند. حالا این رفتار را مقایسه کنید با استخدام یک مربی خارجی برای یکی از تیم های ورزشی ما. مثلا فکرش را بکنید که بخواهند مدیر عامل ایران خودرو را یک خارجی بگذارند. اگر رییس جمهور استیضاح نشود حتما وزیر صنعت استیضاح می شود.
خب بلافاصله به ذهن ما می رسد که دولت باید کاری کند که کشور ما نیز بین المللی و جهانی عمل کند. دولت ناتوان تر و گرفتارتر از آن است که بتواند چنین کند. بهترین راهکار آن است که تک تک ما و سازمان ها و شرکت ها مسیر جهانی شدن را طی کنند.
برای شروع در سطح فرد چند توصیه کلیدی دارم: در شبکه های اجتماعی مانند لینکدین به افراد خارج از کشور وصل شوید. خود را از دایره تنگ رفقای محلی و بومی برهانید. یک زبان خارجی بیاموزید. فرهنگ، آداب و رسوم یک کشور خارجی را مطالعه کنید. هر ماه یک روز یک روزنامه خارجی مطالعه کنید.
به این فکر کنید در هر رشته ای که هستید چگونه می توانید هنر/توانمندی خود را در یک بازار خارجی عرضه کنید.
میزبان توریست های خارجی شوید آن ها را به یک عصرانه یا شام دعوت کنید.
شاید یکی از زیباترین شعرهایی که خوانده ام این شعر از ايرج جنتي عطايي باشد (شما هم با دقت بخوانید):
میون این همه کوچه که به هم پیوسته. کوچه قدیمی ما کوچه بن بسته
توی این کوچه به دنیا اومدیم. توی این کوچه داریم پا میگیریم
یه روز هم مثل پدربزرگ باید. تو همین کوچه بن بست بمیریم
اما ما عاشق رودیم مگه نه؟ نمیتونیم پشت دیوار بمونیم
ما یه عمره تشنه بودیم، مگه نه؟ نباید آیه حسرت بخونیم .
خداوند نیز نگران این است که ما در کوچه بن بست بمانیم و بمیریم از این رو گفته است: بروید و در زمین خداوند سیر کنید!/ذهن توسعه یافته
*انتخاب عنوان مطلب با کانال "مدیریت اجرایی" است.
✅ بگذارید با یکی دو مثال آزاردهنده شروع کنم
🔹اینفوسیس یک شرکت هندی گمنام در سال 1981 و تنها با شش کارمند تاسیس شد. امروز که این مطلب را اما اکنون بیش از 190 هزار کارمند از 129 کشور دارد! جزو 8 شرکتبرترخدماتفناوریاطلاعات دنیاست. درآمدی حدود 10 میلیارد دلار دارد و از طریق شش بازار سهام مختلف در دنیا تامین مالی می کند! تصورش را بکنید این شرکت توانسته است از 129 کشور دنیا، سرمایه انسانی جذب کند.
🔹کشوری در همسایگی ما هست که در آن فوتبال ورزش اول نیست. هیچکس این کشور را به فوتبال نمی شناسد. اما بیشترین توپ های دست دوز درجه اول فوتبال دنیا را این کشور تولید می کند. رونالدو و مسی هر دو پاهایشان با توپ های ساخت این کشور معجزه می کنند. این کشور یاد گرفته است که با دنیا کار کند. فوروارد اسپورتز از کشور پاکستان آموخته است که با اکثر شرکت های معروف دنیا از جمله آدیداس کار کند.
🔺این دو مثال را زدم که فکر نکنید فقط کشورهای پیشرفته جهانی عمل می کنند. جهان، جهانی شده است. این جمله یعنی چه؟ سرمایه، محصولات، خدمات، ایده ها، نیروی انسانی و دانش فنی از مرزها عبور می کنند. حتی کشاورزی هم دیگر بین المللی شده است. چین، کره و برخی کشورهای عربی در سرزمین خود کشاورزی نمی کنند.
🔺اما متاسفانه ایران نه بواسطه تحریم های اقتصادی بلکه به واسطه محدودیت های ذهنی، در کوچه بن بست گیر افتاده است. ایران پر از پتانسیل های جهانی است اما این پتانسیل ها جهانی نشده است.
چرا می گویم محدودیت های ذهنی؟ بگذارید برای شما مثال دیگری بزنم: فکر می کنید که رییس کل بانک مرکزی انگلستان از چه کشوری است؟ خوب بدیهی است که چنین پستی را به هیچ کس جز یک انگلیسی نمی دهند اما ریاست کل بانک مرکزی این کشور را به یک اجنبی سپرده اند: یک کانادایی. دقت کنید ما داریم راجع به انگلستان صحبت می کنیم. کشوری که مهد صنعت مالی و همچنان پیشرو جهان در صنعت مالی و بانکداری است. آنها آموخته اند که باید جهانی عمل کنند. حالا این رفتار را مقایسه کنید با استخدام یک مربی خارجی برای یکی از تیم های ورزشی ما. مثلا فکرش را بکنید که بخواهند مدیر عامل ایران خودرو را یک خارجی بگذارند. اگر رییس جمهور استیضاح نشود حتما وزیر صنعت استیضاح می شود.
خب بلافاصله به ذهن ما می رسد که دولت باید کاری کند که کشور ما نیز بین المللی و جهانی عمل کند. دولت ناتوان تر و گرفتارتر از آن است که بتواند چنین کند. بهترین راهکار آن است که تک تک ما و سازمان ها و شرکت ها مسیر جهانی شدن را طی کنند.
برای شروع در سطح فرد چند توصیه کلیدی دارم: در شبکه های اجتماعی مانند لینکدین به افراد خارج از کشور وصل شوید. خود را از دایره تنگ رفقای محلی و بومی برهانید. یک زبان خارجی بیاموزید. فرهنگ، آداب و رسوم یک کشور خارجی را مطالعه کنید. هر ماه یک روز یک روزنامه خارجی مطالعه کنید.
به این فکر کنید در هر رشته ای که هستید چگونه می توانید هنر/توانمندی خود را در یک بازار خارجی عرضه کنید.
میزبان توریست های خارجی شوید آن ها را به یک عصرانه یا شام دعوت کنید.
شاید یکی از زیباترین شعرهایی که خوانده ام این شعر از ايرج جنتي عطايي باشد (شما هم با دقت بخوانید):
میون این همه کوچه که به هم پیوسته. کوچه قدیمی ما کوچه بن بسته
توی این کوچه به دنیا اومدیم. توی این کوچه داریم پا میگیریم
یه روز هم مثل پدربزرگ باید. تو همین کوچه بن بست بمیریم
اما ما عاشق رودیم مگه نه؟ نمیتونیم پشت دیوار بمونیم
ما یه عمره تشنه بودیم، مگه نه؟ نباید آیه حسرت بخونیم .
خداوند نیز نگران این است که ما در کوچه بن بست بمانیم و بمیریم از این رو گفته است: بروید و در زمین خداوند سیر کنید!/ذهن توسعه یافته
*انتخاب عنوان مطلب با کانال "مدیریت اجرایی" است.
✳️ برترین شرکت ها در زمینه رضایتمندی کارکنان
✅ نشریه فوربس در جدیدترین گزارش خود که با همکاری یک موسسه آماری و با ارزیابی ۷۰۰ شرکت در دنیا صورت داده،
برترین شرکت ها از لحاظ بهترین شرایط کاری برای کارکنان شامل حقوق و محیط کاری و غیره در سال ۲۰۳۳ را منتشر ساخته است.
بر اساس این تحقیق ۲۰ شرکت زیر بالاترین امتیاز را کسب کرده اند.
1.Samsung Electronic ( 270.000 employees )
2.Microsoft ( 221.000 employees)
3.Alphabet ( 191.000 employees)
4. Apple (164.000 employees)
5. Ferrari ( 5.000 employees)
6. IBM
7.Adobe
8. Costco Wholesale
9. BMW Group
10. CISCO System
11. AIRBUS
12. Adidas
13.Lockheed Martin
14. Rolex
15. Dell Technologies
16. Rossmann
17. Pay Pal
18. Delta Air Line
19. Bosh
20. Nike
🔸 کشورهای میزبان ۲۰ شرکت برتر فوق :
۱. کره جنوبی : ردیف ۱
۲. ایتالیا : ردیف ۵
۳. سوئیس : ردیف ۱۴
۴. هلند : ردیف ۱۱
۵. آلمان : ردیف های ۹ ،۱۲ ، ۱۶ ، ۱۹
۶. آمریکا :
ردیف های ۲،۳،۴،۶،۷،۸،۱۰،۱۳،۱۵،۱۷،۱۸،۲۰
🔸 این رتبه بندی نشان می دهد، یکی از شاخص های موفقیت اقتصادی شرکت ها، به موازات جنبه های تکنولوژی و مدیریت بازار، مدیریت منابع انسانی و محیط کاری مساعد است.
🔸اداره سازمانی با ۱۰۰ تا ۲۰۰ هزار کارمند که در شهرها و حتی کشورهای مختلف مستقر هستند، نیازمند نظام اجرایی بسیار کارآمد می باشد.
یکی از شرکتهای بین المللی نفتی ۱۰۰ هزار کارمند فعال در ۱۰۰ مناطق جهان دارد.
مدیریت امور پرسنلی این حجم از کارمند در نقاط پراکنده و اداره امور جاری مانند محاسبه کارکرد، تهیه بلیط هواپیما و هتل برای مأموریتها و غیره قطعا متکی به یک سیستم کارآمد اداری است که تصور آن در ایران سخت است.
در گزارش تحقیقی چند سال قبل "سازمانهای نوین در شرکت های بین المللی نفتی " رویکرد تحولگرایی در شرکتهایی که در بالاترین استانداردهای سازمانی قرار دارند، را تشریح کرده ام.
🔸 در کشور ما متاسفانه، توجه علمی و تخصصی به جنبه سازمان و مدیریت کارکنان، در پایین ترین سطح ممکن بوده و اگرچه در همه شرکت ها، واحدی بنام "منابع انسانی " وجود دارد، ولی نظامی منطبق با علم روز مدیریت منابع انسانی و سیستمی برای ارزیابی و ارزشگذاری برای حفظ نیروهای توانمند موجود و جذب نیروهای توانمند جدید برای جایگزینی کارکنان ناکارآمد به اجرا گذاشته نمی گردد.
البته بعضا سیستمهای اداری بعنوان یک کالا خریداری شده و به کار گرفته می شوند که بعلت " فقدان پشتوانه علمی" ، خود عامل کندی و اختلال در امور شرکتها هستند!
🔺 بنابراین کارآمدی و بهره وری شرکتهای ایرانی بجای ارتقاء ، روز به روز در حال افول است.
و برآیند آن، فقدان استحکام و آسیب پذیر بودن زیرساختهای اقتصاد ملی و فاصله گرفتن شدید شرکتهای ایرانی از رقبای خارجی است./رضا پاکدامن
✅ نشریه فوربس در جدیدترین گزارش خود که با همکاری یک موسسه آماری و با ارزیابی ۷۰۰ شرکت در دنیا صورت داده،
برترین شرکت ها از لحاظ بهترین شرایط کاری برای کارکنان شامل حقوق و محیط کاری و غیره در سال ۲۰۳۳ را منتشر ساخته است.
بر اساس این تحقیق ۲۰ شرکت زیر بالاترین امتیاز را کسب کرده اند.
1.Samsung Electronic ( 270.000 employees )
2.Microsoft ( 221.000 employees)
3.Alphabet ( 191.000 employees)
4. Apple (164.000 employees)
5. Ferrari ( 5.000 employees)
6. IBM
7.Adobe
8. Costco Wholesale
9. BMW Group
10. CISCO System
11. AIRBUS
12. Adidas
13.Lockheed Martin
14. Rolex
15. Dell Technologies
16. Rossmann
17. Pay Pal
18. Delta Air Line
19. Bosh
20. Nike
🔸 کشورهای میزبان ۲۰ شرکت برتر فوق :
۱. کره جنوبی : ردیف ۱
۲. ایتالیا : ردیف ۵
۳. سوئیس : ردیف ۱۴
۴. هلند : ردیف ۱۱
۵. آلمان : ردیف های ۹ ،۱۲ ، ۱۶ ، ۱۹
۶. آمریکا :
ردیف های ۲،۳،۴،۶،۷،۸،۱۰،۱۳،۱۵،۱۷،۱۸،۲۰
🔸 این رتبه بندی نشان می دهد، یکی از شاخص های موفقیت اقتصادی شرکت ها، به موازات جنبه های تکنولوژی و مدیریت بازار، مدیریت منابع انسانی و محیط کاری مساعد است.
🔸اداره سازمانی با ۱۰۰ تا ۲۰۰ هزار کارمند که در شهرها و حتی کشورهای مختلف مستقر هستند، نیازمند نظام اجرایی بسیار کارآمد می باشد.
یکی از شرکتهای بین المللی نفتی ۱۰۰ هزار کارمند فعال در ۱۰۰ مناطق جهان دارد.
مدیریت امور پرسنلی این حجم از کارمند در نقاط پراکنده و اداره امور جاری مانند محاسبه کارکرد، تهیه بلیط هواپیما و هتل برای مأموریتها و غیره قطعا متکی به یک سیستم کارآمد اداری است که تصور آن در ایران سخت است.
در گزارش تحقیقی چند سال قبل "سازمانهای نوین در شرکت های بین المللی نفتی " رویکرد تحولگرایی در شرکتهایی که در بالاترین استانداردهای سازمانی قرار دارند، را تشریح کرده ام.
🔸 در کشور ما متاسفانه، توجه علمی و تخصصی به جنبه سازمان و مدیریت کارکنان، در پایین ترین سطح ممکن بوده و اگرچه در همه شرکت ها، واحدی بنام "منابع انسانی " وجود دارد، ولی نظامی منطبق با علم روز مدیریت منابع انسانی و سیستمی برای ارزیابی و ارزشگذاری برای حفظ نیروهای توانمند موجود و جذب نیروهای توانمند جدید برای جایگزینی کارکنان ناکارآمد به اجرا گذاشته نمی گردد.
البته بعضا سیستمهای اداری بعنوان یک کالا خریداری شده و به کار گرفته می شوند که بعلت " فقدان پشتوانه علمی" ، خود عامل کندی و اختلال در امور شرکتها هستند!
🔺 بنابراین کارآمدی و بهره وری شرکتهای ایرانی بجای ارتقاء ، روز به روز در حال افول است.
و برآیند آن، فقدان استحکام و آسیب پذیر بودن زیرساختهای اقتصاد ملی و فاصله گرفتن شدید شرکتهای ایرانی از رقبای خارجی است./رضا پاکدامن
✳️ ۲۰ سوال مهمی که برای توسعه فردی خودتان باید به آنها پاسخ دهید
✅ توسعه فردی راهی است برای ارزیابی تواناییهای شخصی. اگر بتوانید اهدافی برای خود داشته باشید و تواناییهایتان را در جهت رسیدن به آنها تقویت کنید، در مسیر درستی از توسعه فردی قرار خواهید گرفت.
بهکمک توسعه خود میتوانید تصمیمات بهتری در زندگی بگیرید. سفر توسعه فردی با پرسیدن چند سؤال شروع میشود. در ادامه با آنها آشنا میشوید.
🔺کجا مفید هستم و کاری برای دیگران از دستم برمیآید؟
هر زمان که در زمینهای به دیگران کمک میکنیم، در آن حیطه به مهارت بیشتری هم میرسیم؛ پس اهمیت کمک به دیگران در جهت توسعه فردی را دستکم نگیرید.
🔺رسیدن به هدف بدون سختکوشی و نظارت بر خود ممکن است؟
هیچ موفقیتی بدون روزهای سخت و تلاشهای بیدریغ نصیبمان نمیشود. اگر میخواهیم به توسعه فردی برسیم، باید تلاشی خالصانه داشته باشیم.
🔺ارزشهای مهم زندگی من چهچیزهاییاند؟
اگر بنای توسعه فردی داریم، باید ارزشهایمان را بهدقت مشخص و مسیر حرکت خود را مبتنی بر این ارزشها تعیین کنیم.
🔺مهمترین چیز در زندگی من چیست؟
تعیین مهمترین خواستهتان بسیار اهمیت دارد. اگر آن را بشناسیم، اهداف و مسیرهای دیگر زندگیمان هم پیرامونش تشکیل میشود.
🔺حاضرم برای رسیدن به چهچیزی سختی بکشم؟
نابُرده رنج گنج میسر نمیشود. اگر بدانیم که قرار است برای رسیدن به چهچیزی سختی بکشیم، دردهای مسیر رشد را سادهتر تحمل خواهیم کرد.
🔺به نیمه پر لیوان هم نگاه میکنم؟
هر زمان که با شرایطی دشوار مواجه هستیم، باید از خود بپرسیم آیا در آن، دریچهای رو به روشنایی هم وجود دارد. در بسیاری از موارد میتوان از عمق ناخوشیها به نکاتی مطلوب رسید.
🔺دلیل من برای زیستن چیست؟
برای داشتن زندگی معنادار باید دلیلی در کار باشد که ما را در پیچوتابهای مسیر زندگی به جلو میراند.
🔺بنا به برنامههای فعلیام، ۵ سال آینده کجای این جهان خواهم بود؟
اگر میخواهیم چشماندازی درباره آیندهمان مثلا در ۵ سال بعدی داشته باشیم، باید ببینیم در حال حاضر چه میکنیم. آیا مسیر فعلیمان ما را به خواستههایی میرساند که برای آیندهمان در نظر داریم؟
🔺برای توسعه فردی باید وقت کمتر یا بیشتری روی چهچیزهایی بگذارم؟
بهرهوری واقعی یعنی انجامدادن کارهای مهم و درست. پس اگر قصد توسعه فردی داریم، باید یاد بگیریم که اولویتبندیهای درستی را پیش بگیریم.
🔺آیا مغزمان خودش را به آن راه میزند؟
در زندگی از ذهن ناخودآگاهمان هم گول میخوریم. یکی از کارهای مهمی که در مسیر توسعه فردی باید انجام داد این است که با خودمان روراست باشیم.
🔺اگر پول در زندگیام مطرح نبود، چه میکردم؟
بیشتر ما مدام در حال کاریم و میخواهیم پول درآوریم و معتقدیم نبود پول بزرگترین مانع رسیدنمان به زندگی رؤیایی است. اما دقیقا نمیدانیم آن زندگی رؤیایی چیست که به بهانه نبود پول از ما دور و دورتر میشود.
🔺هدف من در زندگی چیست؟
هدفمندی زندگیمان را مطابق آرزوهایمان پیش میبرد.
🔺چهچیزهایی به من انگیزه میدهد؟
برای اینکه بتوانیم میزان زیادی از تمرکز و تلاش را صرف هر کاری کنیم، به انگیزه نیاز داریم؛ پس باید از خودمان بپرسیم دلایل انگیزشمان در زندگی چیست.
🔺چطور میتوانم شادی بیشتری به زندگیام اضافه کنم؟
در مسیر ساختن زندگی باید علاوه بر کار و تلاش، به تفریح هم دقت داشته باشیم. باید از خود بپرسیم که چه تفریحی را در اوقات آزادمان میپسندیم.
🔺آیا آماده تغییرکردن هستم؟
اگر بنای توسعه شخصی داریم، باید حتما نسبت به تغییر منعطف شویم؛ پس لازم است ببینیم آماده تغییرکردن هستیم یا خیر.
🔺جنبههای مثبت زندگیِ اکنون من چیست؟
زمانی که در مسیر توسعه فردی قدم برمیداریم، باید جنبههای مثبت زندگی و شخصیتمان را شناسایی کنیم و از دستشان ندهیم.
🔺چه موانعی در زندگیام هست که ریشه در گذشته دارد؟
گاهی برخی از چیزهایی که مربوط به گذشته میشوند در زندگیمان موانعی جدی برای حرکت بهسوی آیندهاند. پس بهتر است گذشته را کنار بزنیم و ارزشهای فعلیمان را شناسایی کنیم.
🔺برای چه بخشهایی از مسیرم به کمک نیاز دارم؟
در راه توسعه فردی به کمک هم نیاز داریم، چون برخی از بخشهای مسیر سخت و تهدیدبرانگیز است؛ منبع کمکیمان ممکن است دوست، همسر، والدین یا حتی یک ابزار فناوری باشد.
🔺آیا به ندای درونم گوش میسپارم؟
در بسیاری از موارد، اعتمادکردن به ندای درونی و شهامت غریزی کار درستی است. باید از خود بپرسیم چقدر به ندای درونمان در جهت توسعه فردی گوش میدهیم.
🔺آیا به اندازه کافی تلاش کردهام؟
برای توسعه فردی باید تکلیفمان با خودمان روشن باشد و ببینیم چقدر تلاش کردهایم و چقدر کم گذاشتهایم.
منبع: greatperformersacademy
کانال آموزه های سازمانی
✅ توسعه فردی راهی است برای ارزیابی تواناییهای شخصی. اگر بتوانید اهدافی برای خود داشته باشید و تواناییهایتان را در جهت رسیدن به آنها تقویت کنید، در مسیر درستی از توسعه فردی قرار خواهید گرفت.
بهکمک توسعه خود میتوانید تصمیمات بهتری در زندگی بگیرید. سفر توسعه فردی با پرسیدن چند سؤال شروع میشود. در ادامه با آنها آشنا میشوید.
🔺کجا مفید هستم و کاری برای دیگران از دستم برمیآید؟
هر زمان که در زمینهای به دیگران کمک میکنیم، در آن حیطه به مهارت بیشتری هم میرسیم؛ پس اهمیت کمک به دیگران در جهت توسعه فردی را دستکم نگیرید.
🔺رسیدن به هدف بدون سختکوشی و نظارت بر خود ممکن است؟
هیچ موفقیتی بدون روزهای سخت و تلاشهای بیدریغ نصیبمان نمیشود. اگر میخواهیم به توسعه فردی برسیم، باید تلاشی خالصانه داشته باشیم.
🔺ارزشهای مهم زندگی من چهچیزهاییاند؟
اگر بنای توسعه فردی داریم، باید ارزشهایمان را بهدقت مشخص و مسیر حرکت خود را مبتنی بر این ارزشها تعیین کنیم.
🔺مهمترین چیز در زندگی من چیست؟
تعیین مهمترین خواستهتان بسیار اهمیت دارد. اگر آن را بشناسیم، اهداف و مسیرهای دیگر زندگیمان هم پیرامونش تشکیل میشود.
🔺حاضرم برای رسیدن به چهچیزی سختی بکشم؟
نابُرده رنج گنج میسر نمیشود. اگر بدانیم که قرار است برای رسیدن به چهچیزی سختی بکشیم، دردهای مسیر رشد را سادهتر تحمل خواهیم کرد.
🔺به نیمه پر لیوان هم نگاه میکنم؟
هر زمان که با شرایطی دشوار مواجه هستیم، باید از خود بپرسیم آیا در آن، دریچهای رو به روشنایی هم وجود دارد. در بسیاری از موارد میتوان از عمق ناخوشیها به نکاتی مطلوب رسید.
🔺دلیل من برای زیستن چیست؟
برای داشتن زندگی معنادار باید دلیلی در کار باشد که ما را در پیچوتابهای مسیر زندگی به جلو میراند.
🔺بنا به برنامههای فعلیام، ۵ سال آینده کجای این جهان خواهم بود؟
اگر میخواهیم چشماندازی درباره آیندهمان مثلا در ۵ سال بعدی داشته باشیم، باید ببینیم در حال حاضر چه میکنیم. آیا مسیر فعلیمان ما را به خواستههایی میرساند که برای آیندهمان در نظر داریم؟
🔺برای توسعه فردی باید وقت کمتر یا بیشتری روی چهچیزهایی بگذارم؟
بهرهوری واقعی یعنی انجامدادن کارهای مهم و درست. پس اگر قصد توسعه فردی داریم، باید یاد بگیریم که اولویتبندیهای درستی را پیش بگیریم.
🔺آیا مغزمان خودش را به آن راه میزند؟
در زندگی از ذهن ناخودآگاهمان هم گول میخوریم. یکی از کارهای مهمی که در مسیر توسعه فردی باید انجام داد این است که با خودمان روراست باشیم.
🔺اگر پول در زندگیام مطرح نبود، چه میکردم؟
بیشتر ما مدام در حال کاریم و میخواهیم پول درآوریم و معتقدیم نبود پول بزرگترین مانع رسیدنمان به زندگی رؤیایی است. اما دقیقا نمیدانیم آن زندگی رؤیایی چیست که به بهانه نبود پول از ما دور و دورتر میشود.
🔺هدف من در زندگی چیست؟
هدفمندی زندگیمان را مطابق آرزوهایمان پیش میبرد.
🔺چهچیزهایی به من انگیزه میدهد؟
برای اینکه بتوانیم میزان زیادی از تمرکز و تلاش را صرف هر کاری کنیم، به انگیزه نیاز داریم؛ پس باید از خودمان بپرسیم دلایل انگیزشمان در زندگی چیست.
🔺چطور میتوانم شادی بیشتری به زندگیام اضافه کنم؟
در مسیر ساختن زندگی باید علاوه بر کار و تلاش، به تفریح هم دقت داشته باشیم. باید از خود بپرسیم که چه تفریحی را در اوقات آزادمان میپسندیم.
🔺آیا آماده تغییرکردن هستم؟
اگر بنای توسعه شخصی داریم، باید حتما نسبت به تغییر منعطف شویم؛ پس لازم است ببینیم آماده تغییرکردن هستیم یا خیر.
🔺جنبههای مثبت زندگیِ اکنون من چیست؟
زمانی که در مسیر توسعه فردی قدم برمیداریم، باید جنبههای مثبت زندگی و شخصیتمان را شناسایی کنیم و از دستشان ندهیم.
🔺چه موانعی در زندگیام هست که ریشه در گذشته دارد؟
گاهی برخی از چیزهایی که مربوط به گذشته میشوند در زندگیمان موانعی جدی برای حرکت بهسوی آیندهاند. پس بهتر است گذشته را کنار بزنیم و ارزشهای فعلیمان را شناسایی کنیم.
🔺برای چه بخشهایی از مسیرم به کمک نیاز دارم؟
در راه توسعه فردی به کمک هم نیاز داریم، چون برخی از بخشهای مسیر سخت و تهدیدبرانگیز است؛ منبع کمکیمان ممکن است دوست، همسر، والدین یا حتی یک ابزار فناوری باشد.
🔺آیا به ندای درونم گوش میسپارم؟
در بسیاری از موارد، اعتمادکردن به ندای درونی و شهامت غریزی کار درستی است. باید از خود بپرسیم چقدر به ندای درونمان در جهت توسعه فردی گوش میدهیم.
🔺آیا به اندازه کافی تلاش کردهام؟
برای توسعه فردی باید تکلیفمان با خودمان روشن باشد و ببینیم چقدر تلاش کردهایم و چقدر کم گذاشتهایم.
منبع: greatperformersacademy
کانال آموزه های سازمانی
Forwarded from اهرم اقتصادی | Economic Lev (H)
Logiscm00139 Business Plan.pdf
3 MB
🟤عنوان:
How to write a business plan
چگونه یک طرح کسب و کار بنویسیم؟
🟤 نویسنده/ناشر: NOLO
🟤 توضیحات:
A business plan is a strategic roadmap that outlines the goals, strategies, and financial projections of a business venture. It serves as a blueprint for success, providing a comprehensive overview of the organization's objectives, operations, and growth plans. A well-crafted business plan is essential for entrepreneurs, startups, and established companies alike to secure funding, attract investors, and drive sustainable growth.
How to write a business plan
چگونه یک طرح کسب و کار بنویسیم؟
🟤 نویسنده/ناشر: NOLO
🟤 توضیحات:
A business plan is a strategic roadmap that outlines the goals, strategies, and financial projections of a business venture. It serves as a blueprint for success, providing a comprehensive overview of the organization's objectives, operations, and growth plans. A well-crafted business plan is essential for entrepreneurs, startups, and established companies alike to secure funding, attract investors, and drive sustainable growth.
👍1
✳️ با پراکندگی ذهنی چه کنیم؟
✅ ما آدمها هیچوقت راضی نمیشویم که فقط «یک کار» را انجام بدهیم. یعنی دلمان میخواهد همزمان بدن را آرنولدی کنیم و زبان کاتالونیایی یاد بگیریم و در همین حال هم دلمان بدجوری هوس پیتزا کرده است. تمایلات کُنتور ندارند؛ هر کدام به صورت جداگانه تلاشش را میکند تا ما را به آن سمتی که خودش دوست دارد، هدایت کند.
🔺نفرین ایدهی خفن!
تصور کنید الان ۲۰ سال پیش است و شما هم نبوغ گودزیلایی دارید و ایدهی استارت زدن گوگل، آمازون و فیسبوک به ذهنتان خطور کرده است. سه تا از بهترین ایدههای کسبوکار قرن در مُخ شما آمادهی بارگیری هستند و اگر هر کدامشان را کلید بزنید به چنان ثروتی دست خواهید یافت که به اِزایش در کل جهان، پولِ چاپ شده وجود ندارد. اما اگر تصمیم بگیرید که هر سه را با هم راه بیندازید به هیچ جا نخواهید رسید!
🔹داشتن ایدههای خفن کافی نیست. چیزی که زیاد است ایدهی خوفناک است. مشکل اینجاست که تجمع بیش از حد این ایدهها، مانع کسب است. به همین دلیل است که اگر هیئتی از آدمهای باهوش را جمع کنیم و همهشان را در کالبد یک نفر بتپانیم، آن فرد را باید آدمی احمق نامید!
🔸پس نوابغ چطور به چیزهای غیرممکن دست مییابند؟
بیایید برای خودتان هدف دیوانهوار و بلندپروازانهای متصور شوید. مثلا هدف این باشد که روی مریخ فرود بیایید، کتابی بنویسید که جایزهی ادبی پولیتزر را بگیرد، ترکیب رنگ سوپرماشین بعدی فِراری را بسازید، یا سیخ کباب مدرنی بسازید که وسط کباب کوبیده را هم مغز پخت کند!
🔹احتمالا بهترین ترفندی که برای رسیدن به موفقیت وجود دارد، این است که تمام توجه و تمرکزتان را بر روی یک هدف بگذارید. الگویی که از ادیسون تا انیشتین، در همهی انسانهای موفق میتوان یافت. اگر بتوانید به صورت مداوم، فقط روی یک هدف متمرکز شوید، از نظر تئوری، به بالاترین حد ممکن برای تحقق آن هدف خواهید رسید.
🔸اغلب آدمها به خاطر پتانسیلشان نیست که شکست میخورند. به این خاطر شکست میخورند که پتانسیلشان صرف توجه به جهتهای بیشماری شده و هدر میرود.
🔹چگونه حریف خودمان بشویم؟
اگر تعداد چیزهایی که نداریم زیاد باشد و بخواهیم یکجا به دنبال همهاش برویم، حتما شکست خواهیم خورد. اما اگر دنبال این هستید که هر چه سریعتر به موفقیت برسید تمام انرژیتان را جمع کنید و فقط در یک مسیر راه بروید:
۱. هدف را بالا بگیرید.
اگر اهدافتان خیلی سطحی و کمارزش باشند، خیلی سریع اهداف دیگر جایشان را میگیرند.
۲. منوی سهگانه درست کنید.
اجزای مختلف زندگیتان را به ۳ قسمت تقسیم کنید – مثلا مسائل کاری، خانه و تعطیلات. برای هر کدامشان فقط یک هدف در زمان واحد تعریف کنید. مثلا تا فلان تاریخ آن پروژه را تمام کنم، و تا فلان تاریخ انباری خانه را تمیز کنم. اگر مجبور شدید که برای هر کدامشان بیشتر از یک هدف در آن واحد اختصاص بدهید، حداقل در جریان باشید که هدف اضافه شده، به اندازهی یک چهارم، شانس موفقیت بقیه را کم میکند.
۳. بگذاریدش کنار!
هر چیزی که در بالای هرم اولویتهایتان نیست را میتوان به تایم دیگری منتقل کرد. مارک زاکربرگ هم اول فیسبوک را درست کرد، بعد رفت زبان چینی یاد گرفت. اهداف عین همدیگر میمانند، این شمایید که به صورت لحظهای احساسی متفاوت نسبت به آنها پیدا کنید.
۴. پینوکیو نشوید.
پینوکیو را بردند شهر بازی و خرش کردند. شما که داستان پینوکیو را دیدهاید مواظب باشید گول خودتان را نخورید. بعضی چیزها هستند که به شما احساس آرامش و راحتی میدهند و دائم هم جلوی چشمتان هستند. مثلا اگر وسط کاری هستید که شما را به هدفتان میرساند، پلیاستیشن بهتان چشمک زد، گولش را نخورید.
۵. زنبورهایتان را در یک خط پرواز دهید.
شاید قادر نباشید در آن واحد گوگل را خلق کنید، سرطان را درمان کنید و روی سیارهی مریخ فرود بیایید، اما میتوانید به صورت همزمان مدیرکل و ورزشکار موفقی باشید. موفقیت و آمادگی جسمانی مکمل یکدیگرند. این دو تا را مثل دو زنبور در نظر بگیرید که در یک جهت بال میزنند و به هم که برسند قویتر میشوند./ راهنامه مدیر
✅ ما آدمها هیچوقت راضی نمیشویم که فقط «یک کار» را انجام بدهیم. یعنی دلمان میخواهد همزمان بدن را آرنولدی کنیم و زبان کاتالونیایی یاد بگیریم و در همین حال هم دلمان بدجوری هوس پیتزا کرده است. تمایلات کُنتور ندارند؛ هر کدام به صورت جداگانه تلاشش را میکند تا ما را به آن سمتی که خودش دوست دارد، هدایت کند.
🔺نفرین ایدهی خفن!
تصور کنید الان ۲۰ سال پیش است و شما هم نبوغ گودزیلایی دارید و ایدهی استارت زدن گوگل، آمازون و فیسبوک به ذهنتان خطور کرده است. سه تا از بهترین ایدههای کسبوکار قرن در مُخ شما آمادهی بارگیری هستند و اگر هر کدامشان را کلید بزنید به چنان ثروتی دست خواهید یافت که به اِزایش در کل جهان، پولِ چاپ شده وجود ندارد. اما اگر تصمیم بگیرید که هر سه را با هم راه بیندازید به هیچ جا نخواهید رسید!
🔹داشتن ایدههای خفن کافی نیست. چیزی که زیاد است ایدهی خوفناک است. مشکل اینجاست که تجمع بیش از حد این ایدهها، مانع کسب است. به همین دلیل است که اگر هیئتی از آدمهای باهوش را جمع کنیم و همهشان را در کالبد یک نفر بتپانیم، آن فرد را باید آدمی احمق نامید!
🔸پس نوابغ چطور به چیزهای غیرممکن دست مییابند؟
بیایید برای خودتان هدف دیوانهوار و بلندپروازانهای متصور شوید. مثلا هدف این باشد که روی مریخ فرود بیایید، کتابی بنویسید که جایزهی ادبی پولیتزر را بگیرد، ترکیب رنگ سوپرماشین بعدی فِراری را بسازید، یا سیخ کباب مدرنی بسازید که وسط کباب کوبیده را هم مغز پخت کند!
🔹احتمالا بهترین ترفندی که برای رسیدن به موفقیت وجود دارد، این است که تمام توجه و تمرکزتان را بر روی یک هدف بگذارید. الگویی که از ادیسون تا انیشتین، در همهی انسانهای موفق میتوان یافت. اگر بتوانید به صورت مداوم، فقط روی یک هدف متمرکز شوید، از نظر تئوری، به بالاترین حد ممکن برای تحقق آن هدف خواهید رسید.
🔸اغلب آدمها به خاطر پتانسیلشان نیست که شکست میخورند. به این خاطر شکست میخورند که پتانسیلشان صرف توجه به جهتهای بیشماری شده و هدر میرود.
🔹چگونه حریف خودمان بشویم؟
اگر تعداد چیزهایی که نداریم زیاد باشد و بخواهیم یکجا به دنبال همهاش برویم، حتما شکست خواهیم خورد. اما اگر دنبال این هستید که هر چه سریعتر به موفقیت برسید تمام انرژیتان را جمع کنید و فقط در یک مسیر راه بروید:
۱. هدف را بالا بگیرید.
اگر اهدافتان خیلی سطحی و کمارزش باشند، خیلی سریع اهداف دیگر جایشان را میگیرند.
۲. منوی سهگانه درست کنید.
اجزای مختلف زندگیتان را به ۳ قسمت تقسیم کنید – مثلا مسائل کاری، خانه و تعطیلات. برای هر کدامشان فقط یک هدف در زمان واحد تعریف کنید. مثلا تا فلان تاریخ آن پروژه را تمام کنم، و تا فلان تاریخ انباری خانه را تمیز کنم. اگر مجبور شدید که برای هر کدامشان بیشتر از یک هدف در آن واحد اختصاص بدهید، حداقل در جریان باشید که هدف اضافه شده، به اندازهی یک چهارم، شانس موفقیت بقیه را کم میکند.
۳. بگذاریدش کنار!
هر چیزی که در بالای هرم اولویتهایتان نیست را میتوان به تایم دیگری منتقل کرد. مارک زاکربرگ هم اول فیسبوک را درست کرد، بعد رفت زبان چینی یاد گرفت. اهداف عین همدیگر میمانند، این شمایید که به صورت لحظهای احساسی متفاوت نسبت به آنها پیدا کنید.
۴. پینوکیو نشوید.
پینوکیو را بردند شهر بازی و خرش کردند. شما که داستان پینوکیو را دیدهاید مواظب باشید گول خودتان را نخورید. بعضی چیزها هستند که به شما احساس آرامش و راحتی میدهند و دائم هم جلوی چشمتان هستند. مثلا اگر وسط کاری هستید که شما را به هدفتان میرساند، پلیاستیشن بهتان چشمک زد، گولش را نخورید.
۵. زنبورهایتان را در یک خط پرواز دهید.
شاید قادر نباشید در آن واحد گوگل را خلق کنید، سرطان را درمان کنید و روی سیارهی مریخ فرود بیایید، اما میتوانید به صورت همزمان مدیرکل و ورزشکار موفقی باشید. موفقیت و آمادگی جسمانی مکمل یکدیگرند. این دو تا را مثل دو زنبور در نظر بگیرید که در یک جهت بال میزنند و به هم که برسند قویتر میشوند./ راهنامه مدیر
✳️ برنامه ریزی معکوس؟!
از بهترین روش و تکنیک برنامه ریزی
✅ از کاربردی ترین سبک های برنامه ریزی که دیدم، سبک "برنامه ریزی معکوس" هست، روش این برنامه ریزی اینجوریه که:
۱) از خودت بپرس
۱۰ سال بعد میخوای کجا باشی؟
۲)توی ۵ سال آینده برای رسیدن به اون هدف ده سالهای که تعیین کردی چه کارهایی باید انجام بدی؟
۳)امسال باید روی چه کارهایی تمرکز کنی؟
۴) برای رسیدن به هدف امسالت، چه کارهایی باید توی این ماه انجام بدی؟
۵) توی این هفته چه کارهایی تورو به هدف یک ماههت نزدیک تر میکنه؟
۶)تنها کاری که امروز باید انجام بدی چیه؟
همین یک قدم رو بردار
به قول جیمز کلییر نویسنده کتاب"قدرت شروع ناقص" موفقیت های بزرگ یهویی بدست نمیان، عادت های روزانه شماست که نتایج بزرگ رو می سازه...
از بهترین روش و تکنیک برنامه ریزی
✅ از کاربردی ترین سبک های برنامه ریزی که دیدم، سبک "برنامه ریزی معکوس" هست، روش این برنامه ریزی اینجوریه که:
۱) از خودت بپرس
۱۰ سال بعد میخوای کجا باشی؟
۲)توی ۵ سال آینده برای رسیدن به اون هدف ده سالهای که تعیین کردی چه کارهایی باید انجام بدی؟
۳)امسال باید روی چه کارهایی تمرکز کنی؟
۴) برای رسیدن به هدف امسالت، چه کارهایی باید توی این ماه انجام بدی؟
۵) توی این هفته چه کارهایی تورو به هدف یک ماههت نزدیک تر میکنه؟
۶)تنها کاری که امروز باید انجام بدی چیه؟
همین یک قدم رو بردار
به قول جیمز کلییر نویسنده کتاب"قدرت شروع ناقص" موفقیت های بزرگ یهویی بدست نمیان، عادت های روزانه شماست که نتایج بزرگ رو می سازه...
👍1
✳️ درس آموخته های ایجاد شرکتی که افراد از کار کردن در آن لذت ببرند :
۱- کارمندان شما بزرگسال اند و با آنها نباید به واسطه فرآیندها و دستورالعمل ها ، مثل یک بچه برخورد کنید .
۲- کار مدیریت ، کنترل آدم ها نیست ، بلکه ساختن تیم های خوب است .
۳- آدم ها کاری را می خواهند که معنی داشته باشد .
۴- در شرکت شما همه باید کسب و کار را بفهمند .
۵- در شرکت شما همه باید بتوانند با حقیقت کنار بیایند .
۶- زندگی شرکت شما باید از ارزش هایش جدا باشد .
۷- فکر ، همه استارت آپ ها احمقانه است .
۸- همه شرکت ها باید مشتاق تغییر باشند .
۱- کارمندان شما بزرگسال اند و با آنها نباید به واسطه فرآیندها و دستورالعمل ها ، مثل یک بچه برخورد کنید .
۲- کار مدیریت ، کنترل آدم ها نیست ، بلکه ساختن تیم های خوب است .
۳- آدم ها کاری را می خواهند که معنی داشته باشد .
۴- در شرکت شما همه باید کسب و کار را بفهمند .
۵- در شرکت شما همه باید بتوانند با حقیقت کنار بیایند .
۶- زندگی شرکت شما باید از ارزش هایش جدا باشد .
۷- فکر ، همه استارت آپ ها احمقانه است .
۸- همه شرکت ها باید مشتاق تغییر باشند .
✳️ تکنیک فریب دوست داشتنی!
✅ چند سال پیش شرکت دوچرخهسازی «VanMoof» متوجه شد که بیش از ۲۵ درصد دوچرخههایش قبل از تحویل به مشتری، آسیب میبیند. این مشکل هنگام حمل به آمریکا بیشتر میشد.
🔸این شرکت هلندی با ایدۀ هوشمندانهای که در بستهبندیاش به کار بست، مشکل را حل کرد؛ آنها تصویر یک تلویزیون بزرگ را روی بستهبندی چاپ کردند. همین ترفند ساده ۸۰ درصد از آسیبدیدگی دوچرخههای «VanMoof» در هنگام حمل کم کرد.
🔸مالک این شرکت، «Taco Carlier» میگوید: «ما از خود پرسیدیم که آمریکاییها چه چیزی را واقعا دوست دارند؟ چه چیزی باعث میشود که شرکتهای پستی و تحویلدهندگان بستهها، با یک بستهپستی، ظریف و با احتیاط رفتار کنند؟! پاسخ واضح «تلویزیون» بود!»
🔸نکته جالب اینجاست که حتی وقتی یک خبرنگار وال استریت ژورنال در یک توییت این ماجرا را لو داد، نرخ ۸۰ درصدی در کاهش خسارت دوچرخهها، ثابت ماند!/راهنامه مدیر
✅ چند سال پیش شرکت دوچرخهسازی «VanMoof» متوجه شد که بیش از ۲۵ درصد دوچرخههایش قبل از تحویل به مشتری، آسیب میبیند. این مشکل هنگام حمل به آمریکا بیشتر میشد.
🔸این شرکت هلندی با ایدۀ هوشمندانهای که در بستهبندیاش به کار بست، مشکل را حل کرد؛ آنها تصویر یک تلویزیون بزرگ را روی بستهبندی چاپ کردند. همین ترفند ساده ۸۰ درصد از آسیبدیدگی دوچرخههای «VanMoof» در هنگام حمل کم کرد.
🔸مالک این شرکت، «Taco Carlier» میگوید: «ما از خود پرسیدیم که آمریکاییها چه چیزی را واقعا دوست دارند؟ چه چیزی باعث میشود که شرکتهای پستی و تحویلدهندگان بستهها، با یک بستهپستی، ظریف و با احتیاط رفتار کنند؟! پاسخ واضح «تلویزیون» بود!»
🔸نکته جالب اینجاست که حتی وقتی یک خبرنگار وال استریت ژورنال در یک توییت این ماجرا را لو داد، نرخ ۸۰ درصدی در کاهش خسارت دوچرخهها، ثابت ماند!/راهنامه مدیر
👍1