مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.9K photos
786 videos
1.31K files
4.57K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
✳️ ۲۰ سوال مهمی که برای توسعه فردی خودتان باید به آنها پاسخ دهید

✅ توسعه فردی راهی است برای ارزیابی توانایی‌های شخصی‌. اگر بتوانید اهدافی برای خود داشته باشید و توانایی‌هایتان را در جهت رسیدن به آنها تقویت کنید، در مسیر درستی از توسعه فردی قرار خواهید گرفت.
به‌کمک توسعه خود می‌توانید تصمیمات بهتری در زندگی بگیرید. سفر توسعه فردی با پرسیدن چند سؤال شروع می‌شود. در ادامه با آنها آشنا می‌شوید.

🔺کجا مفید هستم و کاری برای دیگران از دستم برمی‌آید؟

هر زمان که در زمینه‌ای به دیگران کمک می‌کنیم، در آن حیطه به مهارت بیشتری هم می‌رسیم؛ پس اهمیت کمک به دیگران در جهت توسعه فردی را دست‌کم نگیرید.

🔺رسیدن به هدف بدون سخت‌کوشی و نظارت بر خود ممکن است؟

هیچ موفقیتی بدون روزهای سخت و تلاش‌های بی‌دریغ نصیب‌مان نمی‌شود. اگر می‌خواهیم به توسعه فردی برسیم، باید تلاشی خالصانه داشته باشیم.

🔺ارزش‌های مهم زندگی من چه‌چیزهایی‌اند؟

اگر بنای توسعه فردی داریم، باید ارزش‌هایمان را به‌دقت مشخص و مسیر حرکت خود را مبتنی بر این ارزش‌ها تعیین کنیم.

🔺مهم‌ترین چیز در زندگی من چیست؟

تعیین مهم‌ترین خواسته‌تان بسیار اهمیت دارد. اگر آن را بشناسیم، اهداف و مسیرهای دیگر زندگی‌مان هم پیرامونش تشکیل می‌شود.

🔺حاضرم برای رسیدن به چه‌چیزی سختی بکشم؟

نابُرده رنج گنج میسر نمی‌شود. اگر بدانیم که قرار است برای رسیدن به چه‌چیزی سختی بکشیم، دردهای مسیر رشد را ساده‌تر تحمل خواهیم کرد.

🔺به نیمه پر لیوان هم نگاه می‌کنم؟

هر زمان که با شرایطی دشوار مواجه هستیم، باید از خود بپرسیم آیا در آن، دریچه‌ای رو به روشنایی هم وجود دارد. در بسیاری از موارد می‌توان از عمق ناخوشی‌ها به نکاتی مطلوب رسید.

🔺دلیل من برای زیستن چیست؟

برای داشتن زندگی معنادار باید دلیلی در کار باشد که ما را در پیچ‌وتاب‌های مسیر زندگی به جلو می‌راند.

🔺بنا به برنامه‌‌های فعلی‌ام، ۵ سال آینده کجای این جهان خواهم بود؟

اگر می‌خواهیم چشم‌اندازی درباره آینده‌مان مثلا در ۵ سال بعدی داشته باشیم، باید ببینیم در حال حاضر چه می‌کنیم.‌ آیا مسیر فعلی‌مان ما را به خواسته‌هایی می‌رساند که برای آینده‌مان در نظر داریم؟

🔺برای توسعه فردی باید وقت کمتر یا بیشتری روی چه‌چیزهایی بگذارم؟

بهره‌وری واقعی یعنی انجام‌دادن کارهای مهم و درست. پس اگر قصد توسعه فردی داریم، باید یاد بگیریم که اولویت‌بندی‌های درستی را پیش بگیریم.

🔺آیا مغزمان خودش را به آن راه می‌زند؟

در زندگی از ذهن ناخودآگاهمان هم گول می‌خوریم. یکی از کارهای مهمی که در مسیر توسعه فردی باید انجام داد این است که با خودمان روراست باشیم.

🔺اگر پول در زندگی‌ام مطرح نبود، چه می‌کردم؟

بیشتر ما مدام در حال کاریم و می‌خواهیم پول درآوریم و معتقدیم نبود پول بزرگ‌ترین مانع رسیدنمان به‌ زندگی رؤیایی است. اما دقیقا نمی‌دانیم آن زندگی رؤیایی چیست که به بهانه نبود پول از ما دور و دورتر می‌شود.

🔺هدف من در زندگی چیست؟

هدفمندی زندگی‌مان را مطابق آرزوهایمان پیش می‌برد.

🔺چه‌چیزهایی به من انگیزه می‌دهد؟

برای اینکه بتوانیم میزان زیادی از تمرکز و تلاش را صرف هر کاری کنیم، به انگیزه نیاز داریم؛ پس باید از خودمان بپرسیم دلایل انگیزش‌مان در زندگی چیست.

🔺چطور می‌توانم شادی بیشتری به زندگی‌ام اضافه کنم؟

در مسیر ساختن زندگی باید علاوه بر کار و تلاش، به تفریح هم دقت داشته باشیم. باید از خود بپرسیم که چه تفریحی را در اوقات آزادمان می‌پسندیم.

🔺آیا آماده تغییرکردن هستم؟

اگر بنای توسعه شخصی داریم، باید حتما نسبت به تغییر منعطف شویم؛ پس لازم است ببینیم آماده تغییرکردن هستیم یا خیر.

🔺جنبه‌های مثبت زندگیِ اکنون من چیست؟

زمانی که در مسیر توسعه فردی قدم برمی‌داریم، باید جنبه‌های مثبت زندگی‌ و شخصیتمان را شناسایی کنیم و از دستشان ندهیم.

🔺چه موانعی در زندگی‌ام هست که ریشه در گذشته دارد؟

گاهی برخی از چیزهایی که مربوط به گذشته می‌شوند در زندگی‌مان موانعی جدی برای حرکت به‌سوی آینده‌اند. پس بهتر است گذشته را کنار بزنیم و ارزش‌های فعلی‌مان را شناسایی کنیم.

🔺برای چه بخش‌هایی از مسیرم به کمک نیاز دارم؟

در راه توسعه فردی به کمک هم نیاز داریم، چون برخی از بخش‌های مسیر سخت و تهدیدبرانگیز است؛ منبع کمکی‌مان ممکن است دوست، همسر، والدین یا حتی یک ابزار فناوری باشد.

🔺آیا به ندای درونم گوش می‌سپارم؟

در بسیاری از موارد، اعتمادکردن به ندای درونی و شهامت غریزی کار درستی است. باید از خود بپرسیم چقدر به ندای درون‌مان در جهت توسعه فردی گوش می‌دهیم.

🔺آیا به اندازه کافی تلاش کرده‌ام؟

برای توسعه فردی باید تکلیفمان با خودمان روشن باشد و ببینیم چقدر تلاش کرده‌ایم و چقدر کم گذاشته‌ایم.
منبع: greatperformersacademy
کانال آموزه های سازمانی
Logiscm00139 Business Plan.pdf
3 MB
🟤عنوان:
How to write a business plan
چگونه یک طرح کسب و کار بنویسیم؟

🟤 نویسنده/ناشر: NOLO

🟤 توضیحات:
A business plan is a strategic roadmap that outlines the goals, strategies, and financial projections of a business venture. It serves as a blueprint for success, providing a comprehensive overview of the organization's objectives, operations, and growth plans. A well-crafted business plan is essential for entrepreneurs, startups, and established companies alike to secure funding, attract investors, and drive sustainable growth.
👍1
✳️ با پراکندگی ذهنی چه کنیم؟

✅ ما آدم‌ها هیچوقت راضی نمی‌شویم که فقط «یک کار» را انجام بدهیم. یعنی دلمان می‌خواهد همزمان بدن را آرنولدی کنیم و زبان کاتالونیایی یاد بگیریم و در همین حال هم دل‌مان بدجوری هوس پیتزا کرده است. تمایلات کُنتور ندارند؛ هر کدام به صورت جداگانه تلاشش را می‌کند تا ما را به آن سمتی که خودش دوست دارد، هدایت کند.

🔺نفرین ایده‌‌ی خفن!
تصور کنید الان ۲۰ سال پیش است و شما هم نبوغ گودزیلایی دارید و ایده‌ی استارت زدن گوگل، آمازون و فیسبوک به ذهن‌تان خطور کرده است. سه تا از بهترین ایده‌های کسب‌وکار قرن در مُخ شما آماده‌ی بارگیری هستند و اگر هر کدامشان را کلید بزنید به چنان ثروتی دست خواهید یافت که به اِزایش در کل جهان، پولِ چاپ شده وجود ندارد. اما اگر تصمیم بگیرید که هر سه را با هم راه بیندازید به هیچ جا نخواهید رسید!
🔹داشتن ایده‌های خفن کافی نیست. چیزی که زیاد است ایده‌ی خوفناک است. مشکل اینجاست که تجمع بیش از حد این ایده‌ها، مانع کسب است. به همین دلیل است که اگر هیئتی از آدم‌های باهوش را جمع کنیم و همه‌شان را در کالبد یک نفر بتپانیم، آن فرد را باید آدمی احمق نامید!

🔸پس نوابغ چطور به چیزهای غیرممکن دست می‌یابند؟
بیایید برای خودتان هدف دیوانه‌وار و بلندپروازانه‌ای متصور شوید. مثلا هدف این باشد که روی مریخ فرود بیایید، کتابی بنویسید که جایزه‌ی ادبی پولیتزر را بگیرد، ترکیب رنگ سوپرماشین بعدی فِراری را بسازید، یا سیخ کباب مدرنی بسازید که وسط کباب کوبیده را هم مغز پخت کند!

🔹احتمالا بهترین ترفندی که برای رسیدن به موفقیت وجود دارد، این است که تمام توجه و تمرکزتان را بر روی یک هدف بگذارید. الگویی که از ادیسون تا انیشتین، در همه‌ی انسان‌های موفق می‌توان یافت. اگر بتوانید به صورت مداوم، فقط روی یک هدف متمرکز شوید، از نظر تئوری، به بالاترین حد ممکن برای تحقق آن هدف خواهید رسید.

🔸اغلب آدم‌ها به خاطر پتانسیل‌شان نیست که شکست می‌خورند. به این خاطر شکست می‌خورند که پتانسیل‌شان صرف توجه به جهت‌های بیشماری شده و هدر می‌رود.

🔹چگونه حریف خودمان بشویم؟
اگر تعداد چیزهایی که نداریم زیاد باشد و بخواهیم یکجا به دنبال همه‌اش برویم، حتما شکست خواهیم خورد. اما اگر دنبال این هستید که هر چه سریع‌تر به موفقیت برسید تمام انرژی‌تان را جمع کنید و فقط در یک مسیر راه بروید:

۱. هدف را بالا بگیرید.
اگر اهدافتان خیلی سطحی و کم‌ارزش باشند، خیلی سریع اهداف دیگر جایشان را می‌گیرند.

۲. منوی سه‌گانه درست کنید.
اجزای مختلف زندگی‌تان را به ۳ قسمت تقسیم کنید – مثلا مسائل کاری، خانه و تعطیلات. برای هر کدامشان فقط یک هدف در زمان واحد تعریف کنید. مثلا تا فلان تاریخ آن پروژه را تمام کنم، و تا فلان تاریخ انباری خانه را تمیز کنم. اگر مجبور شدید که برای هر کدامشان بیشتر از یک هدف در آن واحد اختصاص بدهید، حداقل در جریان باشید که هدف اضافه شده، به اندازه‌ی یک چهارم، شانس موفقیت بقیه را کم می‌کند.

۳. بگذاریدش کنار!
هر چیزی که در بالای هرم اولویت‌هایتان نیست را می‌توان به تایم دیگری منتقل کرد. مارک زاکربرگ هم اول فیسبوک را درست کرد، بعد رفت زبان چینی یاد گرفت. اهداف‌ عین همدیگر می‌مانند، این شمایید که به صورت لحظه‌ای احساسی متفاوت نسبت به آنها پیدا کنید.

۴. پینوکیو نشوید.
پینوکیو را بردند شهر بازی و خرش کردند. شما که داستان پینوکیو را دیده‌اید مواظب باشید گول خودتان را نخورید. بعضی چیزها هستند که به شما احساس آرامش و راحتی می‌‏دهند و دائم هم جلوی چشمتان هستند. مثلا اگر وسط کاری هستید که شما را به هدفتان می‌رساند، پلی‌استیشن بهتان چشمک زد، گولش را نخورید.

۵. زنبورهایتان را در یک خط پرواز دهید.
شاید قادر نباشید در آن واحد گوگل را خلق کنید، سرطان را درمان کنید و روی سیاره‌ی مریخ فرود بیایید، اما می‌توانید به صورت همزمان مدیرکل و ورزشکار موفقی باشید. موفقیت و آمادگی جسمانی مکمل یکدیگرند. این دو تا را مثل دو زنبور در نظر بگیرید که در یک جهت بال می‌زنند و به هم که برسند قوی‌تر می‌شوند./ راهنامه مدیر
✳️ برنامه ریزی معکوس؟!
از بهترین روش و تکنیک برنامه ریزی


✅ از کاربردی ترین سبک های برنامه ریزی که دیدم، سبک "برنامه ریزی معکوس" هست، روش این برنامه ریزی اینجوریه که:

۱) از خودت بپرس
۱۰ سال بعد می‌خوای کجا باشی؟

۲)توی ۵ سال آینده برای رسیدن به اون هدف ده ساله‌ای که تعیین کردی چه کارهایی باید انجام بدی؟

۳)امسال باید روی چه کارهایی تمرکز کنی؟

۴) برای رسیدن به هدف امسالت، چه کارهایی باید توی این ماه انجام بدی؟

۵) توی این هفته چه کارهایی تورو به هدف یک ماهه‌ت نزدیک تر میکنه؟

۶)تنها کاری که امروز باید انجام بدی چیه؟
همین یک قدم رو بردار

به قول جیمز کلییر نویسنده کتاب"قدرت شروع ناقص" موفقیت های بزرگ یهویی بدست نمیان، عادت های روزانه شماست که نتایج بزرگ رو می سازه...
👍1
✳️ درس آموخته های ایجاد شرکتی که افراد از کار کردن در آن لذت ببرند :

۱- کارمندان شما بزرگسال اند و با آنها نباید به واسطه فرآیندها و دستورالعمل ها ، مثل یک بچه برخورد کنید .

۲- کار مدیریت ، کنترل آدم ها نیست ، بلکه ساختن تیم های خوب است .

۳- آدم ها کاری را می خواهند که معنی داشته باشد .

۴- در شرکت شما همه باید کسب و کار را بفهمند .

۵- در شرکت شما همه باید بتوانند با حقیقت کنار بیایند .

۶- زندگی شرکت شما باید از ارزش هایش جدا باشد .

۷- فکر ، همه استارت آپ ها احمقانه است .

۸- همه شرکت ها باید مشتاق تغییر باشند .
✳️ تکنیک فریب دوست داشتنی!

✅ چند سال پیش شرکت دوچرخه‌سازی «VanMoof» متوجه شد که بیش از ۲۵ درصد دوچرخه‌هایش قبل از تحویل به مشتری، آسیب می‌بیند. این مشکل هنگام حمل به آمریکا بیشتر می‌شد.

🔸این شرکت هلندی با ایدۀ هوشمندانه‌ای که در بسته‌بندی‌اش به کار بست، مشکل را حل کرد؛ آنها تصویر یک تلویزیون بزرگ را روی بسته‌بندی چاپ کردند. همین ترفند ساده ۸۰ درصد از آسیب‌دیدگی دوچرخه‌های «VanMoof» در هنگام حمل کم کرد.

🔸مالک این شرکت، «Taco Carlier» می‌گوید: «ما از خود پرسیدیم که آمریکایی‌ها چه چیزی را واقعا  دوست دارند؟ چه چیزی باعث می‌شود که شرکت‌های پستی و تحویل‌دهندگان بسته‌ها، با یک بسته‌پستی، ظریف و با احتیاط رفتار کنند؟! پاسخ واضح «تلویزیون» بود!»

🔸نکته جالب اینجاست که حتی وقتی یک خبرنگار وال استریت ژورنال در یک توییت این ماجرا را لو داد، نرخ ۸۰ درصدی در کاهش خسارت دوچرخه‌ها، ثابت ماند!/راهنامه مدیر
👍1
✳️ اثر جیلتینگ
(jilting effect)



✅ تصور کنید فردی سیگاری هستید و روزانه سیگار وینستون می کشید. خبردار می شوید که سیگار با کیفیت‌تر و بهتر "مارلبورو" که تاکنون واردات آن ممنوع بوده، قرار است تحریم آن برداشته شود و شما با خوشحالی به مغازه‌دار سر کوچه می سپارید که یک جعبه برای شما کنار بگذارد.

🔸همانطور که مشتاقانه گرفتن و کشیدن سیگار مارلبورو را پیش‌بینی می کنید، کماکان با سیگار همیشگی‌تان (وینستون) وقت می گذرانید تا اینکه متوجه می شوید ممنوعیت واردات مارلبورو مجددا برقرار شده و در نهایت شما به سیگار مارلبورو نمی رسید. *مطابق با این مثال شما اصطلاحاً "جیلت" شده اید!*

🔸"جیلتینگ" به معنی پیش‌بینی دریافت یک گزینه بسیار جذاب نسبت به محصول فعلی می باشد در صورتی که این اتفاق نیفتد.
*سئوال این است که این تجربه‌ جیلت، باعث خواهد شد که کماکان به سیگار وینستون وفادار بمانید یا احتمال اینکه سیگار دیگری استفاده کنید بیشتر خواهد شد؟*

🔸مطابق با نتایج پژوهش ها، تجربه جیلت باعث خواهد شد تا علاقه مصرف‌کنندگان نسبت به محصولی که همیشه مصرف می کردند (در مثال فوق سیگار وینستون) کمتر شود و احتمال تغییر محصول از طرف آنها افزایش یاید.

🔸وقتی مصرف‌کننده انتظار دریافت یک محصول جدید مطلوب را پیش‌بینی می کند، به صورت ذهنی نسبت به گزینه فعلی تفکرات منفی می کند؛ به این مفهوم که عیب های محصول فعلی در ذهنش پررنگ‌تر می شود. حال وقتی به هر دلیل محصول جدید به دستش نمی رسد، تمایل بیشتری به تغییر محصول فعلی خودش و شیفت به سمت محصولات دیگر خواهد داشت.

🔸نتایج این پژوهش برای مدیران برند و بازاریابی کاربرد فراوانی دارد. وقتی یک برند معروف، نوید اضافه کردن ویژگی های برجسته‌ای در محصولش را می دهد اما موفق به برآورده کردن انتظارات نمی گردد، در واقع باعث ایجاد حس جیلت در مصرف کنندگان می شود و این موضوع به رقیبان این برند، این فرصت را فراهم می کند تا آن مصرف‌کنندگان را به سمت محصولات خودشان شیفت دهند.

🔸 *اثر جیلتینگ* در زمینه های دیگر نیز می تواند تاثیرگذار باشد. به طور مثال کارمندی که پیشنهاد شغلی بهتری نسبت به شغل فعلی‌اش دریافت می کند اما وقتی شغل جدید را بدست نمی آورد، تمایل بیشتری خواهد داشت تا شغل فعلی را تغییر دهد.
✳️ هشت سیاست که مانع رشد اقتصاد ایران شد
✍️ دکتر مسعود نیلی

🔸رشد اقتصادی سالانه ایران از سال ۱۳۶۰ تا الان به طور متوسط حدود ۳٫۱٪ و تولید ناخالص سرانه حدود ۲٪ می‌شود.تورم مزمن بالا، بیکاری، فقر، توزیع نابرابر درآمد و مشکلات محیط زیستی در این کارنامه قرار گرفته‌اند. در واقع می‌توان گفت فارغ از نوسانات کوتاه‌مدت، عملکرد بلندمدت راضی‌کننده نیست. عملکرد بلندمدت را اصولاً سیاست‌های بلندمدت می‌سازند، نه منابع طبیعی یا شوک‌های مقطعی یا موضوعات دیگر. در اقتصاد ایران هم سیاست‌های بلندمدتی مقصر اصلی هستند که از هویت نظام حکمرانی نشأت می‌گیرند. این هشت سیاست عبارتند از:

1️⃣ درگیری با تنش‌های خارجی است که طی دهه‌های گذشته تبدیل شده به جزء پایداری از زندگی اقتصادی و سیاسی ایرانیان.
2️⃣ کسری بودجه مزمن و پایدار دولت که از دهه چهل برقرار بوده. این کسری بودجه هم با روش اشتباه پولی کردن کسری بودجه تأمین می‌شود.
3️⃣ تعیین دستوری نرخ بهره بانکی (معمولاً پایین‌تر از تورم)که از برداشت اشتباه سیاستگذاران از اقتصاد اسلامی تأثیر گرفته.
4️⃣ نظام ارزی چند نرخی است.در واقع در ۴۵ سال اخیر، در ۳۵ سال نظام چندنرخی ارز برقرار بوده و اکثر سال‌های نظام تک‌نرخی هم صرفاً تحت تأثیر وفور ارز نفتی در دست دولت بوده است.
5️⃣ قیمت‌گذاری دستوری دولت. در ایران اگر دولتی دست به قیمت‌گذاری قاطعانه نزند، بی‌عرضه تلقی می‌شود و این نگاه اشتباه وجود دارد که دولت برای مقابله با افزایش قیمت‌ها باید به مقابله با کسبه «متخلف» و قیمت‌ها بپردازد.
6️⃣ نظام تعرفه‌ای خاص اقتصاد ایران. در واقع واردات کالا به ایران با تعرفه‌های بالا و بسیار پیچیده همراه است. علاوه بر این، موانع غیرتعرفه‌ای هم زیاد است (مثل ممنوعیت کلی واردات لوازم خانگی).
7️⃣ عرضه ارزان قیمت انرژی که جزو خاصیت حکمرانی اقتصادی ایران این بوده و هست.
8️⃣ نظام بنگاه‌داری عظیم غیرخصوصی و غیررقابتی در ایران است. غیر از بخش خصوصی، انواع مالکیت‌های حاکمیتی، بخش عمومی، بخش نظامی و بخش دولتی وجود دارند.
❓چرا این سیاست ها با آنکه غلط هستند دوام می آورند؟
نشان پایدار و بلندمدت بودن این موارد این است که سیاست‌های اصلاحی گاه به گاه در این موارد نتوانسته آن‌ها را به کلی از اقتصاد ایران حذف کند. مثلاً اصلاحاتی مانند حذف موانع غیرتعرفه‌ای تجارت یا اصلاح قیمت حامل‌های انرژی مدنظر بوده، اما این اقدامات کوتاه‌مدت نتوانسته به موفقیت برسد. این موارد نشان‌دهنده ریشه داری این هشت سیاست و گره خوردن آن‌ها به ماهیت نظام حکمرانی کشور است.

❓سیاست‌های مخرب هشت‌گانه از چه طریقی به نظام حکمرانی ما راه پیدا کرد؟

ریشه برخی از این سیاست‌ها، به باورهای ایدئولوژیک ابتدای انقلاب برمی گردد. برای نمونه، فهم سیاستگذاران اولیه از شعار استقلال، تقابل با غرب بوده. این موضوع باعث شده دولت به نقش مسلط در روابط خارجه اقتصاد و «خودکفایی» به عنوان شعاری راهبردی تبدیل شود.
شعار عدالت هم تحت تأثیر یک برداشت خاص قرار داشته که از دهه چهل از مارکسیسم تأثیر پذیرفته؛ این نگاه عدالت را عرضه ارزان کالا و خدمات به مردم می‌داند. بنابراین در تعیین نقش دولت، حرف از تأمین کالای عمومی نبوده بلکه عملاً دولت ورود خود به تأمین کالاهای خصوصی (که از آن به عنوان «سفره مردم» یاد می‌شود») را مسلم می‌دانسته. این باور عملاً سازوکار بازار را ضد ارزش‌های انقلاب فرض می‌کرده. این وضعیت باعث شده دولت مالکیت واحدهای تولیدی را برعهده بگیرد و منابع طبیعی و مالی و انرژی را ارزان عرضه کند. [ریشه های دیگر هم وجود دارد]

❓هشت سیاست غلط چگونه به هم پاس می دهند؟
[این هشت سیاست تبعات جدی دارند. به عنوان نمونه به هم افزایی سه سیاست اول می پردازیم] وقتی هم‌زمان تنش در روابط خارجی و کسری بودجه دولت وجود دارد و نظام بانکی هم به دلیل نرخ بهره دستوری دچار ناترازی است، عوامل دوم و سوم باعث رشد نقدینگی می‌شود و عامل اول منجر به افزایش هزینه مبادله با خارج و در نتیجه فشار به بازار ارز می‌شود. هم‌زمانی این‌ها با تحت فشار قرار گرفتن منابع ارزی کشور باعث می‌شود نقدینگی به سمت بازار ارز حرکت کند و باعث افزایش نرخ شود. چون سیاستگذار نمی‌خواهد به عامل تنش خارجی دست بزند، به تعیین نرخ‌های اداری متفاوت با نرخ بازار دست می‌زند و واردات انواع کالاها را به نرخ‌های متفاوت ارز گره می‌زند. در این زمان، استمرار کسری بودجه و تنش‌های خارجی باعث افزایش فاصله نرخ ارز بازار و نرخ اداری می‌شود و به انوع فساد دامن می‌زند.
🔺ترکیب این هشت سیاست منجر به فساد ارزی، قاچاق کالا، تضعیف تجارت خارجی، بی عدالتی، بحران آب و برق و گاز و ... می شود.  (تلخیص و بازنویسی از سخنرانی دکتر نیلی). اقتصاد ایران گروگان این هشت سیاست است.
✳️ نقش نویز در تصمیم گیری

✅ واژۀ «سوگیری» عموماً در گفت‌وگوها به معنای قضاوت‌های غلط و تصمیمات ناخوشایند به کار می‌رود. این واژه را وقتی استفاده می‌کنیم که تبعیضی در کار باشد، مثل سوگیری علیه زنان. اما معنای این واژه گسترده‌تر از این است: سوگیری عبارت است از هر خطای پیش‌بینی‌پذیری که قضاوتتان را به سمت‌وسوی خاصی متمایل می‌سازد. مثلاً وقتی پیش‌بینی‌های فروش مدام خوش‌بینانه باشند یا تصمیمات سرمایه‌گذاری بیش‌ازحد محتاطانه، می‌توانیم بگوییم پای سوگیری در میان است.
□جامعه توجه زیادی خرج مشکل سوگیری کرده و البته بیراه هم نیست. اما وقتی بحث قضاوت‌های غلط یا تصمیم‌های ناخوشایند به میان می‌آید، نوع دیگری از خطا نیز مطرح است که توجه خیلی کمتری به آن معطوف می‌ شود: "نویز".

●برای مشاهدۀ تفاوت میان سوگیری و نویز، ترازوی خانه‌تان را در نظر بگیرید. اگر متوسط اعدادی که نشان می‌دهد زیادی بالا (یا پایین) باشد، ترازو سوگیری دارد. اگر چند بار پشت‌سر هم روی آن بروید و هر بار عدد متفاوتی را نشان دهد، نویز دارد (ترازوهای ارزان احتمالاً هم سوگیر باشند و هم نویزدار). می‌توان گفت سوگیری میانگین خطاهاست و نویز دامنۀ تغییراتشان.

○نویز، با آنکه عاملی است عمدتاً مغفول، اما از منابع اصلی سوءعملکرد در جامعه به شمار می‌آید. مثلاً در پژوهشی در سال ۱۹۸۱ از ۲۰۸ قاضی فدرال خواستند برای شانزده پروندۀ مشابه حکمی مناسب صادر کنند. پرونده‌ها با ویژگی‌های تخلف (دزدی یا شیادی، با خشونت یا بدون خشونت) و متهم (جوان یا پیر، سابقه‌دار یا فاقد سوءسابقه، شریک‌جرم یا مجرم اصلی) توصیف شدند. شاید تصور کنید که حکم قضات در چنین مواردی تا حد زیادی شباهت داشته، چون هیچ اطلاعات انحرافی‌ای در میان نبوده و فقط اطلاعات مرتبط را در دسترس داشته‌اند.

■اما قضات نظر یکسانی نداشتند. میانگین تفاوت حکمِ دو قاضیِ تصادفاً انتخاب‌شده برای جرمی مشابه بیش از ۳.۵ سال بود. با توجه به اینکه میانگین کل حکم‌ها هفت سال بود، این سه‌ونیم سال اختلاف واقعاً حجمی نگران‌کننده از نویز است.

□نویز در دادگاه‌های واقعی قطعاً بدتر است، چون پرونده‌های واقعی پیچیده‌ترند و قضاوتشان نسبت به پرونده‌های آزمایشی دشوارتر. سخت می‌توان از این نتیجه‌گیری پرهیز کرد: صدور حکم تاحدی مثل قرعه‌کشی است، چون مجازات ممکن است بسته به قاضیِ گماشته برای پرونده و حال‌واحوال آن روزش متغیر باشد و حکم تا حد چند سال مجازات را تغییر دهد. نظام قضایی به شکلی ناپذیرفتنی نویزدار است.

●نظام نویزدار دیگری را، این بار در بخش خصوصی، در نظر بگیرید. در سال ۲۰۱۵، پژوهشی دربارۀ بیمه‌گرها در یک شرکت بزرگ بیمه‌ای انجام دادیم. به ۴۸ بیمه‌گر، خلاصه‌هایی واقع‌گرایانه از خطراتی نشان دادند و آن‌ها نیز ارزش‌گذاری‌شان کردند، درست نظیر آنچه در کار واقعی‌شان انجام می‌دادند. به نظرتان اختلاف ارزش‌هایی که دو بیمه‌گر کارکشته برای خطر مشابه در نظر گرفتند چقدر است؟ مدیران شرکت بیمه گفتند انتظار اختلافی ۱۰ درصدی دارند. اما تفاوتی معمول که ما میان دو بیمه‌گر یافتیم، در کمال شگفتی، ۵۵ درصد از متوسط ارزش بود، یعنی بیش از پنج برابر بیشتر از آنچه مدیران انتظار داشتند.

○بسیاری از پژوهش‌های دیگر نیز حاکی از وجود نویز در قضاوت‌های حرفه‌ای است. پرتوشناس‌ها در خوانش تصاویر و متخصصان قلب در تصمیمات مربوط به جراحی اختلاف نظر دارند. وجود نویز در پیش‌بینی‌های اقتصادی شهرۀ خاص و عام است. گاهی کارشناسانِ اثر انگشت دربارۀ وجود «همخوانی» اختلاف‌نظر دارند. هر جا قضاوتی هست، نویز هم هست، بیش از آنچه خیال می‌کنید.

■نویز هم، مانند سوگیری، به خطا می‌انجامد، اما این دو خطا جدا و مستقل از هم‌اند. اگر بعضی مسئولانِ استخدام در شرکتی خواهان استخدام مردان و برخی دیگر خواهان استخدام بانوان باشند، تصمیمات استخدامی این شرکت ممکن است بدون سوگیری باشد، اما نویز خواهد داشت و تصمیمات بد زیادی پیش خواهد آمد. همین‌طور، اگر یک سیاست بیمه‌ای بیش از حد گران و دیگری بیش از حد ارزان باشد (و تفاوت آن‌ها از ارزش واقعی به یک اندازه باشد)، شرکت دو بار اشتباه کرده است، گرچه در کل سوگیری وجود ندارد.

□نویز از کجا ناشی می‌شود؟ بنا به شواهد زیادی، شرایط نامربوط ممکن است بر قضاوت‌ها تأثیر بگذارند. مثلاً در صدور حکم کیفری، حال قاضی، میزان خستگی و حتی آب‌وهوا همگی اثری جزئی ولی محسوس بر تصمیمات دارند.

●منبع دیگر نویز این است که مردم معمولاً گرایش‌های کلی متفاوتی دارند. شدت حکم‌های صادره از قضاتِ مختلف غالباً تفاوت دارد: بعضی قاضی‌ها «اهل اعدام» هستند و برخی آسان‌گیر.
👍2
○منبع سوم نویز، کمتر به شهود افراد مربوط می‌شود، اما معمولاً بیشترین میزان نویز از همین‌جا سرچشمه می‌گیرد: مردم، علاوه‌بر گرایش‌های کلی متفاوت (همچون سخت‌گیری و آسان‌گیری)، الگوهای ارزیابی متفاوتی هم دارند (مثلاً اینکه کدام موارد به نظرشان سزاوار سخت‌گیری یا آسان‌گیری است). بیمه‌گرها در دیدگاه خود نسبت به آنچه پرخطر است با هم اختلاف‌نظر دارند و پزشکان در اینکه کدام امراض نیازمند درمان هستند. ما همیشه تفاوت‌های فردی را می‌ستاییم، اما گاهی فراموش می‌کنیم که، وقتی انتظار یکپارچگی می‌رود، تفاوت فردی به نقطه‌ضعف تبدیل می‌گردد.

■وقتی از وجود نویز آگاه شویم، می‌توانیم دنبال راه‌هایی برای کاستن از آن باشیم. مثلاً می‌توان میانگینی از قضاوت‌های مستقل از سوی افراد مختلفی گرفت (که کاری رایج در بحث پیش‌بینی است). دستورالعمل‌ها، نظیر آنچه در پزشکی استفاده می‌شود، می‌توانند به حرفه‌ای‌ها کمک کنند به تصمیمات بهتر و یکدست‌تری برسند. چنان‌که پژوهش‌های استخدام مکرراً نشان داده‌اند، تعیین ساختار و چهارچوب مشخص در هنگام مصاحبه‌های استخدامی و دیگر انواع ارزیابی معمولاً به قضاوت‌های بهتری دربارۀ داوطلبان شغلی می‌انجامد.

□با این‌حال، اگر در وهلۀ اول وجود نویز را نپذیریم، هیچ راهکاری برای کاهش نویز به کار بسته نخواهد شد. نویز مسئله‌ای است غالباً مغفول، اما مشکلی جدی است که به خطاهای مکرر و بی‌عدالتی گسترده منجر می‌شود. سازمان‌ها و نهادهای دولتی و خصوصی، اگر نویز را جدی بگیرند، تصمیمات بهتری خواهند گرفت.
منبع: ترجمان. خلاصه شده توسط گاهنامه مدیر
⁉️ ۷.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰ تومان

✅عددی که دربالا ملاحظه می فرمایید در زبان فارسی هفت هزار هزار میلیارد تومان خوانده می شود و از شما چه پنهان این عدد ، میزان نقدینگی در کشور است در پایان شهریور ماه ۱۴۰۲ از آن گذر کرده ایم

حجم نقدینگی به رغم شعارهای بسیار، دو ماه است که مجدداً روند صعودی به خود گرفته و رکورد جدیدی را به ثبت رسانده است

جهت استحضار فعالان اقتصادی ، طی یک سال گذشته ۱۵۰۰.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰ ( به فارسی هزار و پانصد هزار میلیارد تومان ) به حجم نقدینگی کشور اضافه شده است...
🔺 به کجاچنین شتابان
👍2
✳️ نکاتی که باید در ارزیابی عملکرد کارکنان مورد توجه قرار گیرد:

۱) مشخص و خاص باشید.
هنگام هدف‌گذاری برای کارکنان خود، مشخص و دقیق باشید و بگویید که دقیقاً از آن‌ها چه چیزی می‌خواهید. برای مثال، نگویید «حداکثر تلاشت را بکن»، «کیفیت کارت را افزایش بده». در عوض بگویید، «فروش خودت را ۲۰ درصد تا پایان سال افزایش بده». بنابراین، در هنگام ارزیابی عملکرد نیز دقیق و مشخص بگویید که کارکنان چگونه عمل کرده‌اند.

۲) مهلت زمان انجام کار را تعیین کنید.
اگر می‌خواهید شاهد بهبود عملکرد کارکنان باشید، همواره برای انجام کارها، زمان مشخصی را تعیین کنید. تاریخ دقیقی برای تحویل گرفتن کار مشخص و یا دستیابی به هدف تعیین کنید. در ارزیابی عملکرد ببینید آیا فرد این مهلت زمانی را رعایت کرده است یا نه.

۳) واقع‌بین باشید.
اگر اهداف یا استانداردهای آرمان‌گرایانه و دور از واقعیت تعیین کنید، تنها منجر به دلسردی کارکنان خواهید شد. نه استانداردهارا خیلی ساده و نه خیلی سخت و دست‌نیافتنی تعیین کنید. استاندارهای عملکرد باید چالشی باشند تا توان و عملکرد کارکنان را در تحقق آن‌ها به چالش بکشند.

۴) صادقانه رفتار کنید.
اگر صادقانه مسائل عملکردی کارکنان را با آن‌ها در میان نگذارید، آنها نخواهند دانست که برای بهبود عملکرد خود چه کار کنند. حتی اگر این مسائل حاوی خبرهای بدی است، در ارائه آن‌ها به کارکنان مطمئن باشید.

۵) در گزارش ارزیابی عملکرد، کامل باشید.
گزارش ارزیابی عملکرد را طوری بنویسید که هر کسی که گزارش را می‌خواند بداند دقیقا چه اتفاقی افتاده است. چون گاهی ممکن است کارکنان به نتایج ارزیابی عملکرد خود معترض باشند، آن هنگام نیاز است که گزارش شما مورد قضاوت قرار گیرد. بنابراین، گزارش ارزیابی عملکرد را کامل بنویسید.

۶) عملکرد را ارزیابی کنید و نه شخصیت افراد را.
بر این متمرکز شوید که کارکنان تا چه اندازه کار مورد نظر را خوب و یا ضعیف انجام داده‌اند، نه آنکه ویژگی‌های شخصیتی کارکنان چه چیزی است. بر رفتارهای کاریِ کارکنان متمرکز شوید و نه بر ویژگی‌های شخصیتی آن‌ها. برای مثال، به جای آن که بگویید «تو آدم خشنی هستی»، بگویید «در دو هفته گذشته از خود رفتار خشونت‌آمیز در محل کار نشان داده‌اید. این رفتار شما غیر قابل قبول است و باید اصلاح شود».

۷) به کارکنانتان گوش دهید.
تنها زمانی فرآیند ارزیابی عملکرد توسط کارکنان منصفانه ارزیابی خواهد شد که کارکنان فرصت ارائه نظرات خود در رابطه با این فرآیند و نتایج آن را داشته باشند. بنابراین، از کارکنان درباره این فرآیند سؤال کنید و با دقت و حوصله به نظرات آن‌ها گوش دهید. با این کار، نه تنها اطلاعات مفیدی به دست خواهید آورد که ممکن است به بهبود فرآیند بیانجامد، بلکه کارکنان نیز احساس مشارکت در یک فرآیند اساسیِ سازمان را خواهند داشت و این امر نتایج خوبی را به دنبال خواهد داشت. راهنامه مدیر
❤2
✳️ چگونه حتی در شرایط پراضطراب، به مهربانی متعهد باشیم؟

🔹وقتی اضطراب زیاد و سطح روحیه پایین است، نباید تصور کنیم که مهربانی یک رفتار تجملاتی است، بلکه یک ضرورت است. مهربان بودن تنها به نفع اطرافیان شما نیست. تحقیقات نشان می‌دهد که برای سلامت روان شما نیز مفید است. نشریه هاروارد بیزنس ری‌ویو نحوه مهربان‌تر بودن در محل کار را توضیح داده است.

🔹ابتدا به یاد داشته باشید که مهربانی با دیگران از مهربانی با خودتان شروع می‌شود. اولویت‌ها و مرزها را تعیین کنید و زمانی را به شارژ مجدد خود در صورت نیاز اختصاص دهید. هنگامی که نیازهای خود را برآورده کردید، می‌توانید توجه خود را به دیگران معطوف کنید.

🔹در مرحله بعد، برای ایجاد و حفظ روابط در محل کار عامدانه تلاش کنید - به خصوص اگر در یک تیم از راه دور یا ترکیبی (دورکار و حضوری) کار می‌کنید. برای ملاقات مجازی یا حضوری با همکاران خود برنامه‌ریزی کنید. در مورد حیوانات خانگی‌شان، نقل مکان اخیرشان یا خانواده آنها بپرسید. مهمتر از همه، گوش دادن فعالانه را تمرین کنید. اینکه به کسی نشان دهید که واقعاً به حرف‌های او اهمیت می‌دهید، نمایش تأثیرگذاری از مهربانی است.

🔹 از ستایش واقعی همکاران خود خجالت نکشید. شناخت و قدردانی از افراد به آنها این امکان را می‌دهد که بدانند از آنها و کمک‌هایشان قدردانی می‌کنید.

در نهایت، نسبت به بازخورد خود هشیار باشید. هنگامی که هم تیمی‌های خود را عمیق‌تر بشناسید، می‌توانید بهتر درک کنید که چگونه به آنها آگاهی‌های صادقانه و سازنده در کارشان ارائه کنید. مهربان بودن به معنای ارائه بازخورد برای بهبود فردی که آن را دریافت می‌کند و موفقیت کلی تیم شما است.
✳️آلکسی تایمیا!
نارسایی هیجانی
( Alexithymia)
✅ یک ساختار شخصیتی است که به عنوان یک ناتوانی بی‌نشانهٔ بالینی در شناسایی و توصیف هیجان‌ها و احساسات فردی توصیف می‌شود. ویژگی‌های اصلی آلکسی‌تایمیا عبارت‌اند از اختلال در آگاهی عاطفی، در دلبستگی اجتماعی و در رابطه میان‌فردی. علاوه بر این، افراد مبتلا به آلکسی‌تایمیا همچنین دچار دشواری در تشخیص و درک احساسات دیگران نیز هستند، که نمودهای آن در نهایت به عنوان واکنش‌های غیرهمدلانه یا واکنش‌های احساسی غیر تاثیرگذار تعبیر می‌شوند. آلکسی‌تایمیا در حدود ۱۰٪ از جمعیت عمومی شایع است و با شماری از وضعیت‌های روانی دیگر به عنوان هم‌آیند شناخته شده است.

🔸"آلکسی تایمیا" یعنی عدم توانایی در ابراز احساسات. یعنی نارسایی هیجانی و یه بیماری بد روانی هستش. یعنی احساسات و هیجاناتمون رو قایم کنیم و هیجانات بقیه رو هم یا نخوایم و یا نتونیم ببینیم و بفهمیم!

🔸 حتماً تا الان پیش خودتون گفتید خوب خدا رو شکر من که این بیماری رو ندارم. می خندم، ناراحت میشم و شادی و غصه بقیه رو هم درک می کنم. پس تا الان هزارتا آفرین و ده ها برابرش شکر پروردگار به خاطر این نعمت.
🔸با اجازتون یه چند تا از نمونه های "آلکسی تایمیا" رو توی شرکت ها و سازمان ها بررسی کنیم.
🔸مدیری رو فرض کنید که به کارمنداش احترام میذاره، در مواجهه باهاشون مودبه. تا اینجا دمش گرم ولی علیرغم اینکه میدونه مشکل دارن و حتما میتونه اثرگذار باشه؛ تا حالا یک بار هم نشده که بره پیششون و ازشون بپرسه: مشکل و موردی هست که من بتونم کمکتون کنم؟ این مدیر به نظرم نشانه های مشخص "الکسی تایمی" داره؟!
🔸یا کارمندی رو فرض کنید که مدیرش و سازمانش رو دوست داره و نگران وضعیت و شرایط آینده سازمانش هست، حتما هم کمک هاش میتونه کلی راهگشا باشه ولی بازم نشده که تا حالا یکبار بره پیش مدیرش یا همکاراش و بگه ما چیکار کنیم میتونیم به دوران اوج برگردیم؛ یا ما چیکار کنیم یک مقدار از شرایط سختی که داخلش گیر کردیم رها بشیم.
🔸یادش بخیر یادمه قدیما وقتی یک نفر میخواست از بیمارستان مرخص بشه، همسایه ها، دوستا و اعضای فامیل قبل از اینکه مرخص بشه و بیان عیادتش، میرفتن و خونه طرف رو میکردن پر از شیرینی و شربت و میوه. تا وقتی میاد اگه احیانا مهمون غریب اومد نگرانی وجود نداشته. به نظر شما اینجا میشه از "الکسی تایمی" حرف زد؟
🔸یه مالک و مدیر عاملی هست که هرچند میتونه و استطاعت کامل مالی داره تا بهترین ماشین سوار شه و بیاد کارخونه ولی هیچ وقت اینکار رو نمیکنه چون معتقده بقیه کارگرا که نمیتونن و شرایط مالیشون نمیرسه و دلشونم میخواد .... چی؟ راستی این آقای مدیرعامل ما به کارگراشم نمیگه کارگر میگه تلاشگر و اونجا همه تلاشگرن حتی خودش. به نظر شما اینجا "الکسی تایمی" میتونه حضور داشته باشه؟
🔸ماجرای الکسی تایمی بیشتر از اینکه فقط به هیجانات و احساسات مربوط بشه؛ یعنی نتونیم هجانات رو ابرازشون کنیم و یا تشخیصشون بدیم، یا نتونیم با کلمات مناسب احساساتمون رو منتقل کنیم تا اونوقت بشیم یک آدم با بیماری الکسی تایمی؛ فی الواقع در مرحله عمل هستش که معنی و مفهوم پیدا میکنه. یعنی اینکه بتونیم کاری برای کم کردن آلام و درد دیگران انجام بدیم و بیخیال بیشم، اینکه بتونیم برای شادکردن پیشرو باشیم و بی تفاوت باشیم.
🔸یه دوستی می گفت که فلان استاد مسلم که سالخورده هم است تا مراسم قدردانی فقط یک قدم فاصله داره. گفتم یعنی چی؟ گفت ما معمولا منتظر میمونیم که یه نفر فوت کنه بعد یادمون بیاد که براش مراسم گرامیداشت و قدردانی مفصل بگیریم. یعنی تا بزرگانمون و مفاخرمون زنده هستن قدرشونو خیلی نمیدونیم.
🔸حواسمون باشه، اگه گرفتار "الکسی تایمی" بشیم نتیجش میشه اینکه یه هو می بینیم فرصت ها تموم شدن و ما هیچ کاری نکردیم.
🔸سوالی که یه مقدار موضوع رو برامون ملموس تر میکنه: به نظر شما همین الان در خصوص چه موضوعاتی درگیر "الکسی تایمی" هستیم؟
🖊️دکتر علیرضا کوشکی جهرمی
(مقدمه توسط کانال مدیریت اجرایی اضافه شده است).
❤1
✳️ خطر جدی مدیران با دانش!

✅ سر کلاس دستش رو بلند کرد و گفت: استاد! من ته بدبختای عالمم و شروع کرد قصه خواب دیشبش رو تعریف کردن.
🔸"خواب دیدم یه ماشین بنز لوکس و حرفه ای سوارم؛ اتفاقا خیلی هم حال داد و کیف کردم. صبح که از خواب بیدار شدم و خوابم رو مرور میکردم متوجه شدم که توی بنز عین پراید بود. یعنی استاد حتی توی خوابم بیشتر پراید نمیتونم تصور کنم!"
🔹خندیدیم و ماجرا به شوخی و خنده گذشت. ذهنم درگیر ماجرا شد. به نظرم خوابش کاملا طبیعی بود. شخصی که فقط بیرون ماشین بنز رو دیده و داخلش رو اصلا به چشم هم ندیده، هیچ درکی از داخل ماشین نداره و توقع بیشتر هم ازش نمیشه داشت. مطمئنا اگه یه دور با بنز زده بود، تقریبا بعید بود که بنزِ داخل پراید تو خواب ببینه!
🔹اگه تا الان یه ذره لبخند اومده رو لباتون که عالیه و دمتون گرم. با اجازتون یه درس و یه نکته هم تا لبخنده برقرار هست مرور کنیم.
🔹انسان ها ۲ شکل تجربه رو میتونن داشته باشن.
🔹اولیش تجربه غیر مستقیمه. چیزایی که توی کتابا میخونیم، توی فیلم ها میبینیم، معلمامون برامون توضیح میدن، متن های روزنامه ها رو مرور میکنیم و ... ما رو مجرب میکنن از نوع تجربه غیر مستقیم. این شکل تجربه (غیر مستقیم) خاصیتش اینه که دانش آدم ها رو میبره بالا. بدون اینکه یه ذره خاکی بشن و یا لباسشون لک بیفته. و نکته مهم اینکه دانش زیاد به تنهایی آدم ها رو متوقع میکنه؛ آنهم چه توقعی!
🔹از قدیم گفتن درختی که پربارتره سر به زیرتره. ولی این مال اینجا نیست. اینجا بیشتر با عالمان بی عمل سر و کار داریم. آدم های فقط با دانش، پرتوقع و غرغرو میشن و از سر به زیری خبری نخواهد بود.
🔹چند تا مثال بزنم؟!
▪︎من خیلی از متخصصین تغذیه رو می شناسم که خودشون چاق هستن. اینا مگه عالِم ترین و دانشمندترین افراد به موضوع تغذیه نیستن و اصلا مگه به بقیه هم نصیحت نمیکنن؟ پس رژیم خوبه ولی برای همسایه؟ چرا خودت مراعات نمیکنی؟ اینا صرفا دانش دارن و هر وقت غذای پرکالری میخورن، غر میزنن.
▪︎من چندین دوست پزشک دارم که سیگار میکشن و اتفاقا در نکوهش سیگار هم مقاله مینویسن و گاهی سخنرانی هم میکنن. این یعنی چی؟ یعنی ما هم باید سیگار بکشیم؟ اونام فقط غر میزنن چون صرفا دانش دارن و دانش صرف الزاما به مرحله عمل نمیرسه.
▪︎همه میدونن لاغر شدن یعنی کمتر خوردن و فعالیت بیشتر. خیلی ساده است. همه آدم ها من جمله چاق ها هم میدونن. ولی چرا انجامش نمیدن و همیشه در حال غر زدن هستن؟ و ...
○اما روش دوم تجربه مستقیمه.
آدما تو این شکل تجربه آستین رو میزنن بالا و خودشون رو با حواس ۵ گانه که هیچ با حواس ۹ گانه کشف نشده در گیر یک ماجرایی میکنن. این شکل تجربه، بینش افراد رو ارتقاء میده و افراد، صاحب بینش میشن.
■ضرب المثل "درخت پربار سر به زیرتره" برای این شکل تجربه خیلی مصداق داره. آدم های آفتاب مهتاب ندیده و فقط درس خونده و دوره آموزشی رفته کارهای بزرگی نمیدونن و نمیتونن انجام بدن. این دسته آدمها که تجربه مستقیم دارن، اگر قرار باشه نصیحتی هم بکنن چون خودشون بینش دارن و دارن انجامش میدن خیلی اثربخش تره.
▪︎آدم چاقی که رژیم گرفته کلی حرف اثر گذار برای گفتن داره.
▪︎شخص سیگاری که ترک کرده پر است از راهکارها و نصایح راهگشا.
▪︎مدیری که بحران رو دیده و تونسته جمعش بکنه کلمه به کلمه حرفاش رو باید طلا گرفت.
🔹این جور آدم ها صاحب بینش هستن چون با دل و جونشون یک موضوع رو درک کردن.
🔹احتمالا تو ذهنتون دارید میگید که خواب بنز چه ربطی به انواع تجربه داره؟ با اجازتون تحلیل سازمانی و مدیریتی خودمو بگم و تمام!
○مدیری که فقط مدرک گرفته، کتاب خونده، دوره های آموزشی رفته و فارغ التحصیل شده، دکترا گرفته و ...؛ فقط پوسته و اتاق بنز رو دیده و به شدت متوقع و غرغرو میشه که: شما مشکل دارین و من همه چی رو میدونم (حتی اگه بدونه که خیلی وقتا نمیدونه).
🔹اما مدیری که در کنار دانش و مدرک، تجربه و سابقه هم داره به مرحله بالای بینش رسیده. این آدم هم اتاق بنز رو دیده و احتمالا حداقل یکبار تجربه رانندگی با بنز رو هم داشته؛ و با طراحی، آپشن ها و تجهیزات داخلی کاملا آشناست. و میدونه کجا بنز خوبه و کجا پراید.
🔹"آدم های صاحب بینش به شدت عملگرا هستند و از مرحله غرور ناشی از مدرک، این کار در شان من نیست، من فقط باید فکر کنم و بقیه باید انجام بدن، غر زدن و توقع زیاد رد شدن. در عرصه مدیریت به شدت به توام بودن تجربه مستقیم و غیرمستقیم اعتقاد دارم، به شدت به مدیران صاحب بینش و دانش اعتقاد دارم و مسئولیت دادن به صاحبین مدرک در هر سطحی که فرصت کارآموزی و مهارت آموزی نداشتن، یعنی خوندن فاتحه خیلی از چیزا.
ادامه👆
🔹مدیران صاحب دانش و بینش، دنیا رو اقیانوس آبی میبینن و درک کردن که دنیا اینقدر فرصت داره که خیلی وقت ها نیازی نیست برای موفق شدن، رقیب رو خونی مالی کرد و به سمت اقیانوس قرمز پر از خون رفت.
🔺سوال آخر:
شما مدیری رو میشناسید که فقط دانش مدیریت داشته باشه و از بینش به دور باشه، اونوقت دستاوردهای مهمی هم رقم زده باشه؟!

*پانوشت:* مدیرایی که نه دانش دارن و نه بینش که تعدادشون هم کم نیست، اونا حسابشون جداست، نشُسته پاک هستن و مد نظر این نوشتار نیستند.
🖊️دکتر علیرضا کوشکی جهرمی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔲⭕️بزرگ ترین چیزی که از ما دزدیده می شود "آبی دور دست" است. این فیلم کوتاه جذاب را نگاه کنید و با هم تلاش کنیم که آبی دور دست را از ما ندزدند.


گزارش ایران پلاس ۲۰؛ بیست تصویر از آینده هم با مشارکت کسانی تهیه شده است که به آبی دور دوست نگاه می کنند و برای کسانی تهیه شده هنوز به آبی دور دست اعتقاد دارند. رایگان دانلود کنید

مجتبی لشکربلوکی
@Dr_Lashkarbolouki
روندهای برتر فناوری راهبردی درسال۲۰۲۴(مبتنی برهوش مصنوعی)
❤1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
💥🧠 اثر سوگیری های ذهنی در تصمیم گیری!