آرزو کنیم حال همه در این فصل بهار خوب باشد
خیابان پر باشد از عابران سر خوشی که نه غصهای برای خوردن دارند
نه مشکلی برای حل نشدن، نه دلیلی برای گوشهگیری و تنها بودن
عابرانی که سرخوش و آسوده از کنار هم عبور میکنند
و میخندند، از ته دلشان میخندند
آرزو کنیم حال همه خوب باشد
به خوبیِ عطر یاس کوچه باغهای قدیمی
به خوبی دو روز مانده به عید زمان کودکی
دوستان بهارتان مبارک باد
خیابان پر باشد از عابران سر خوشی که نه غصهای برای خوردن دارند
نه مشکلی برای حل نشدن، نه دلیلی برای گوشهگیری و تنها بودن
عابرانی که سرخوش و آسوده از کنار هم عبور میکنند
و میخندند، از ته دلشان میخندند
آرزو کنیم حال همه خوب باشد
به خوبیِ عطر یاس کوچه باغهای قدیمی
به خوبی دو روز مانده به عید زمان کودکی
دوستان بهارتان مبارک باد
👏2
Forwarded from اکوایران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎞 رهبران موفق چه شکلیاند؟
▫️چگونه در دنیای پرتلاطم امروز به یک مدیر کارآمد تبدیل شویم؟ اولین شماره هاروارد بیزینس ریویو در سال ۲۰۲۴ به موضوع رهبری واکنشی پرداخته که در این قسمت برنامه اکوکست آن را بررسی کردیم.
▫️نیتین نوهریا، نویسنده و استاد برجسته مدیریت، به بررسی چهار نوع اتفاق غیرقابل پیش بینی که در هر سازمانی رخ می دهد می پردازد و برای هر کدام از آنها راهحل عملی ارائه میدهد.
▫️وقایعی مثل: اتفاقات کم اهمیت و گذرا، بحران های بزرگ و بلندمدت، مشکلات بالقوه که به تدریج آشکار می شوند و بحران های کاذب.
▫️نویسنده مقاله همچنین به دو مهارت کلیدی اشاره می کند که هر مدیر برای رهبری به آنها نیاز دارد:
▫️ایجاد یک شبکه قوی از افراد برای دریافت اطلاعات مختلف و نظرات متفاوت و پرورش "شم مدیریتی" برای تشخیص درست و واکنش مناسب.
#اکوکست
📺 @ecoiran_webtv
▫️چگونه در دنیای پرتلاطم امروز به یک مدیر کارآمد تبدیل شویم؟ اولین شماره هاروارد بیزینس ریویو در سال ۲۰۲۴ به موضوع رهبری واکنشی پرداخته که در این قسمت برنامه اکوکست آن را بررسی کردیم.
▫️نیتین نوهریا، نویسنده و استاد برجسته مدیریت، به بررسی چهار نوع اتفاق غیرقابل پیش بینی که در هر سازمانی رخ می دهد می پردازد و برای هر کدام از آنها راهحل عملی ارائه میدهد.
▫️وقایعی مثل: اتفاقات کم اهمیت و گذرا، بحران های بزرگ و بلندمدت، مشکلات بالقوه که به تدریج آشکار می شوند و بحران های کاذب.
▫️نویسنده مقاله همچنین به دو مهارت کلیدی اشاره می کند که هر مدیر برای رهبری به آنها نیاز دارد:
▫️ایجاد یک شبکه قوی از افراد برای دریافت اطلاعات مختلف و نظرات متفاوت و پرورش "شم مدیریتی" برای تشخیص درست و واکنش مناسب.
#اکوکست
📺 @ecoiran_webtv
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✴️تجاری سازی هوش مصنوعی ؟!
✳️ بازی متناهی یا بازی نامتناهی؟!
بخش اول
✅ در تئوری بازی؛ دو نوع بازی داریم: بازی متناهی و بازی نامتناهی! در بازی متناهی؛ بازیگران مشخص، قوانین ثابت، و روی اهداف از قبل توافق می گردد. مثل بازی بیس بال.
◼️در بازی بیس بال توافق می کنیم که قوانین چه هستند و در پایان ٩ دوره یا ست بازی؛ هر کسی که دویدن بیشتری داشته باشد، برنده اعلام شده و بازی تمام می شود.
هیچ کس نمی گوید صبر کن صبر کن صبر کن! اگر بتوانیم ٣ ست دیگر بازی کنیم، میدانم که میتوانیم پیروز شویم. این اتفاق نمی افتد! ما در بازی بیس بال یا یک بازی متناهی؛ برنده و بازنده داریم.
⚫بازی دیگر، بازی نامتناهی است. در این بازی؛ هم بازیکنان شناخته و هم ناشناخته تعریف می شوند، قوانین قابل تغییر هستند و هدف؛ حفظ بازی، و بازی برای تداوم یا ادامه بازی است!
▪︎وقتی یک بازیکن محدود را در مقابل یک بازیکن محدود قرار می دهیم، سیستم پایدار است مانند بازی بیس بال.
▪︎وقتی یک بازیکن نامحدود را در مقابل یک بازیکن نامحدود قرار می دهیم، سیستم باز پایدار است؛ مانند جنگ سرد! زیرا هیچ برنده یا بازنده ای وجود ندارد. بنابراین، ما آنرا حفظ می کنیم و به بازی ادامه می دهیم تا آن را پایدار نگه داریم.
◾از آنجایی که در یک بازی نامحدود هیچ برنده یا بازنده ای وجود ندارد، اتفاقی که می افتد این است که بازیکنان وقتی اراده یا منابع لازم برای بازی را تمام می کنند، آنرا ترک می کنند. سپس، آنها توسط بازیکنان دیگر جایگزین می شوند و از زمانی که بازیکنان تغییر می کنند و جایگزین می شوند، بازی تداوم می یابد. (مثل بازی تجارت بین الملل که با حذف چند کشور، متوقف نمی شود و به راحتی، بازیکن جایگزین شروع به بازی می کند.)
■مشکل زمانی پیش میآید که شما یک بازیکن محدود را در مقابل یک بازیکن نامحدود قرار میدهید! زیرا بازیکن محدود برای بردن بازی میکند و بازیکن نامتناهی برای ماندن در بازی! بازیکن محدود، همیشه ناامید می شود زیرا خود را در باتلاق و اوضاع بسیار دشوار می بیند. به عنوان مثال، ایالات متحده در جنگ ویتنام؛ ایالات متحده برای پیروزی می جنگید، ویتنامی ها برای زنده ماندن برای زندگی خود و برای مردم خود! نمونه دیگر؛ اتحاد جماهیر شوروی در جنگ افغانستان است! اتحاد جماهیر شوروی برای شکست دادن مجاهدین می جنگید، در حالی که مجاهدین تا زمانی که برای مردمش لازم بود می جنگیدند!
◾حالا بیایید به بازی تجارت نگاه کنیم. بازی تجارت طبق تعریف خود یک بازی نامتناهی است. قبل از اینکه هر شرکتی در این سیاره وجود داشته باشد، از قبل وجود داشته است و از تمام شرکتهای روی این سیاره هم بیشتر خواهد بود. اما اگر به حرفهای اکثر شرکتها گوش دهید، آنها نمیدانند در چه بازی ای هستند آنها فقط می گویند که می خواهند شماره یک باشند. بر اساس چه معیارهایی؟ بر اساس کدام چارچوب زمانی؟ درآمد؟ سهم بازار؟ متر مربع؟ تعداد کارکنان؟ بر اساس چه مدت زمانی؟ یک فصل؟ یک سال؟ ۵٠ سال؟ چه کسی با آن استانداردها موافقت کرده؟ شما نمی توانید ناگهان خودسرانه بگویید "ما شماره یک هستیم" در حالی که هیچ کس دیگری با آن استانداردها موافقت نکرده است!
●شکست دادن رقبا بی معنی است! برخی از شرکت ها رقبای خود را مطالعه می کنند و سعی می کنند از آنها پیشی بگیرند. با این حال، ما هرگز از شرکتی نشنیده ایم که توسط رقبایی که می شناسند، سقوط کرده باشد. آنها همیشه توسط رقبایی که نمی شناسند از بین می روند.
◼️آیا فکر می کنید شرکت مای اسپیس می دانست که فیس بوک وجود دارد؟ آن موقع نگران فرندستر بودند! شما نمی توانید با مطالعه رقبای خود تصمیمات استراتژیک بگیرید بلکه می توانید تصمیمات تاکتیکی بگیرید. به همین دلیل است که وقتی به روشی که اکثر شرکت ها بازی می کنند گوش می دهید، آنها در بازی اشتباه هستند. به همین دلیل ناامید می شوند!
■سازمان های بزرگ می دانند که برای ماندن در بازی، بازی می کنند. به عنوان مثال، جیمز دی سینگال، یکی از بنیانگذاران و مدیر عامل سابق Costco؛ یک زنجیره خرده فروشی بین المللی، گفت که وال استریت در حال کسب و کاری است که یک فصل از سال را می سازد، اما ما در کسب و کار ساختن شرکت برای ۵٠ سال آینده هستیم.
🎙سایمون سینک
🖊️ترجمه دکتر امیرعباس زینت بخش
بخش اول
✅ در تئوری بازی؛ دو نوع بازی داریم: بازی متناهی و بازی نامتناهی! در بازی متناهی؛ بازیگران مشخص، قوانین ثابت، و روی اهداف از قبل توافق می گردد. مثل بازی بیس بال.
◼️در بازی بیس بال توافق می کنیم که قوانین چه هستند و در پایان ٩ دوره یا ست بازی؛ هر کسی که دویدن بیشتری داشته باشد، برنده اعلام شده و بازی تمام می شود.
هیچ کس نمی گوید صبر کن صبر کن صبر کن! اگر بتوانیم ٣ ست دیگر بازی کنیم، میدانم که میتوانیم پیروز شویم. این اتفاق نمی افتد! ما در بازی بیس بال یا یک بازی متناهی؛ برنده و بازنده داریم.
⚫بازی دیگر، بازی نامتناهی است. در این بازی؛ هم بازیکنان شناخته و هم ناشناخته تعریف می شوند، قوانین قابل تغییر هستند و هدف؛ حفظ بازی، و بازی برای تداوم یا ادامه بازی است!
▪︎وقتی یک بازیکن محدود را در مقابل یک بازیکن محدود قرار می دهیم، سیستم پایدار است مانند بازی بیس بال.
▪︎وقتی یک بازیکن نامحدود را در مقابل یک بازیکن نامحدود قرار می دهیم، سیستم باز پایدار است؛ مانند جنگ سرد! زیرا هیچ برنده یا بازنده ای وجود ندارد. بنابراین، ما آنرا حفظ می کنیم و به بازی ادامه می دهیم تا آن را پایدار نگه داریم.
◾از آنجایی که در یک بازی نامحدود هیچ برنده یا بازنده ای وجود ندارد، اتفاقی که می افتد این است که بازیکنان وقتی اراده یا منابع لازم برای بازی را تمام می کنند، آنرا ترک می کنند. سپس، آنها توسط بازیکنان دیگر جایگزین می شوند و از زمانی که بازیکنان تغییر می کنند و جایگزین می شوند، بازی تداوم می یابد. (مثل بازی تجارت بین الملل که با حذف چند کشور، متوقف نمی شود و به راحتی، بازیکن جایگزین شروع به بازی می کند.)
■مشکل زمانی پیش میآید که شما یک بازیکن محدود را در مقابل یک بازیکن نامحدود قرار میدهید! زیرا بازیکن محدود برای بردن بازی میکند و بازیکن نامتناهی برای ماندن در بازی! بازیکن محدود، همیشه ناامید می شود زیرا خود را در باتلاق و اوضاع بسیار دشوار می بیند. به عنوان مثال، ایالات متحده در جنگ ویتنام؛ ایالات متحده برای پیروزی می جنگید، ویتنامی ها برای زنده ماندن برای زندگی خود و برای مردم خود! نمونه دیگر؛ اتحاد جماهیر شوروی در جنگ افغانستان است! اتحاد جماهیر شوروی برای شکست دادن مجاهدین می جنگید، در حالی که مجاهدین تا زمانی که برای مردمش لازم بود می جنگیدند!
◾حالا بیایید به بازی تجارت نگاه کنیم. بازی تجارت طبق تعریف خود یک بازی نامتناهی است. قبل از اینکه هر شرکتی در این سیاره وجود داشته باشد، از قبل وجود داشته است و از تمام شرکتهای روی این سیاره هم بیشتر خواهد بود. اما اگر به حرفهای اکثر شرکتها گوش دهید، آنها نمیدانند در چه بازی ای هستند آنها فقط می گویند که می خواهند شماره یک باشند. بر اساس چه معیارهایی؟ بر اساس کدام چارچوب زمانی؟ درآمد؟ سهم بازار؟ متر مربع؟ تعداد کارکنان؟ بر اساس چه مدت زمانی؟ یک فصل؟ یک سال؟ ۵٠ سال؟ چه کسی با آن استانداردها موافقت کرده؟ شما نمی توانید ناگهان خودسرانه بگویید "ما شماره یک هستیم" در حالی که هیچ کس دیگری با آن استانداردها موافقت نکرده است!
●شکست دادن رقبا بی معنی است! برخی از شرکت ها رقبای خود را مطالعه می کنند و سعی می کنند از آنها پیشی بگیرند. با این حال، ما هرگز از شرکتی نشنیده ایم که توسط رقبایی که می شناسند، سقوط کرده باشد. آنها همیشه توسط رقبایی که نمی شناسند از بین می روند.
◼️آیا فکر می کنید شرکت مای اسپیس می دانست که فیس بوک وجود دارد؟ آن موقع نگران فرندستر بودند! شما نمی توانید با مطالعه رقبای خود تصمیمات استراتژیک بگیرید بلکه می توانید تصمیمات تاکتیکی بگیرید. به همین دلیل است که وقتی به روشی که اکثر شرکت ها بازی می کنند گوش می دهید، آنها در بازی اشتباه هستند. به همین دلیل ناامید می شوند!
■سازمان های بزرگ می دانند که برای ماندن در بازی، بازی می کنند. به عنوان مثال، جیمز دی سینگال، یکی از بنیانگذاران و مدیر عامل سابق Costco؛ یک زنجیره خرده فروشی بین المللی، گفت که وال استریت در حال کسب و کاری است که یک فصل از سال را می سازد، اما ما در کسب و کار ساختن شرکت برای ۵٠ سال آینده هستیم.
🎙سایمون سینک
🖊️ترجمه دکتر امیرعباس زینت بخش
✳️ بازی متناهی یا بازی نامتناهی؟!
بخش دوم
✅ درک این موضوع که بدانید در چه بازی ای هستید (متناهی یا متناهی)، نوع تصمیم گیری شما و نوع نگاه شما به جهان را به شدت تغییر می دهد. این یک ساختار و اصل فوق العاده قطعی است. بگذارید یک داستان واقعی برای شما تعریف کنم.
●من در یک اجلاس آموزشی برای مایکروسافت سخنرانی کردم. همچنین در اجلاس آموزشی برای اپل سخنرانی کردم. در اجلاس آموزشی مایکروسافت (در زمان استیو بالمر)، میتوانم بگویم که ٧٠ درصد از مدیران حدود ٧٠ درصد از سخنرانیهای خود را صرف صحبت در مورد چگونگی شکست دادن اپل کردند.
در اجلاس آموزشی اپل، ١٠٠ درصد از مدیران آنها ١٠٠ درصد از سخنرانی های خود را صرف صحبت در مورد چگونگی کمک به معلمان در تدریس و نحوه کمک به دانش آموزان در یادگیری کردند!
⚫یکی متناهی و دیگری نامتناهی بازی می کند. حدس بزن! کدام یک ناامید می شود؟ در پایان صحبت من در مایکروسافت، آنها به من هدیه دادند. آنها مایکروسافت Zune جدید خود را به من هدیه دادند. و اجازه دهید به شما بگویم! چیز فوق العاده ای بود! زیباترین تکه فناوری بود که تا به حال استفاده کرده بودم! رابط کاربری باورنکردنی بود، طراحی عالی بود، من کاملا آن را دوست داشتم! استفاده از آن آسان بود، پر جلوه و زرق و برق دار بود! شگفت آور بود! در حالی که در صندلی عقب تاکسی با یکی از مدیران ارشد اجرایی اپل نشسته بودم گفتم: می دانید که مایکروسافت Zune جدید خود را به من داده است. خیلی بهتر از آی پاد تاچ شما! آن مرد رو به من کرد و گفت: شک ندارم! گفتگو تمام شد!
■بازیکن نامتناهی می فهمد که گاهی جلوتر هستید، گاهی اوقات عقب هستید. گاهی اوقات، محصول شما بهتر است، گاهی اوقات، بدتر! هدف این نیست که هر روز بهترین باشید، هدف این نیست که هر روز از رقبای خود پیشی بگیرید. این حرفها مال یک بازی محدود است!
▪️رقیب اصلی من کیست؟
اگر در آن زمان به مایکروسافت میگفتم که آیپاد تاچ جدید را دریافت کردم، بسیار بهتر از Zune شماست، آنها میگفتند: آیا میتوانیم آن را ببینیم؟ چه کاری انجام میدهد؟ و به شکل بی وقفه به واکنش خود ادامه می دادند!
●بازیکنان محدود، بازی می کنند تا شرط بندی شوند تا افراد اطراف خود را شکست دهند. بازیکنان نامحدود، برای بهتر بودن از خودشان بازی می کنند. آنها هر روز از خواب بیدار می شوند و می گویند که چگونه ما شرکت خود را امروز نسخه ای بهتر از دیروز آن کنیم؟ چگونه می توانیم محصولی را در این هفته ایجاد کنیم که بهتر از محصول هفته گذشته مان باشد؟ ما هم باید بازی نامتناهی را انجام دهیم.
⚫موضوع؛ رتبه یکم بودن نیست. مهم این نیست که در توییتر فالوورهای بیشتری نسبت به دوستان خود داشته باشید. موضوع؛ پشت سر گذاشتن دیگران نیست! موضوع؛ در مورد چگونگی پیشی گرفتن از خود است! موضوع، فروش کتاب های بیشتر یا دریافت بازدیدهای TED بیشتر از دیگران نیست، بلکه این است که چگونه مطمئن شوید آثاری که تولید می کنید بهتر از کارهایی است که قبلا تولید کرده اید. شما رقیب خود هستید! و این چیزی است که تضمین می کند که شما در بازی، طولانی ترین مدت بمانید و این همان چیزی است که باعث می شود شادی پیدا کنید! زیرا شادی ها نه از مقایسه، بلکه از پیشرفت حاصل می شود!
🖊️سایمون سینک
ترجمه دکتر امیرعباس زینت بخش
بازنشراز: کانال قواعدبازی
بخش دوم
✅ درک این موضوع که بدانید در چه بازی ای هستید (متناهی یا متناهی)، نوع تصمیم گیری شما و نوع نگاه شما به جهان را به شدت تغییر می دهد. این یک ساختار و اصل فوق العاده قطعی است. بگذارید یک داستان واقعی برای شما تعریف کنم.
●من در یک اجلاس آموزشی برای مایکروسافت سخنرانی کردم. همچنین در اجلاس آموزشی برای اپل سخنرانی کردم. در اجلاس آموزشی مایکروسافت (در زمان استیو بالمر)، میتوانم بگویم که ٧٠ درصد از مدیران حدود ٧٠ درصد از سخنرانیهای خود را صرف صحبت در مورد چگونگی شکست دادن اپل کردند.
در اجلاس آموزشی اپل، ١٠٠ درصد از مدیران آنها ١٠٠ درصد از سخنرانی های خود را صرف صحبت در مورد چگونگی کمک به معلمان در تدریس و نحوه کمک به دانش آموزان در یادگیری کردند!
⚫یکی متناهی و دیگری نامتناهی بازی می کند. حدس بزن! کدام یک ناامید می شود؟ در پایان صحبت من در مایکروسافت، آنها به من هدیه دادند. آنها مایکروسافت Zune جدید خود را به من هدیه دادند. و اجازه دهید به شما بگویم! چیز فوق العاده ای بود! زیباترین تکه فناوری بود که تا به حال استفاده کرده بودم! رابط کاربری باورنکردنی بود، طراحی عالی بود، من کاملا آن را دوست داشتم! استفاده از آن آسان بود، پر جلوه و زرق و برق دار بود! شگفت آور بود! در حالی که در صندلی عقب تاکسی با یکی از مدیران ارشد اجرایی اپل نشسته بودم گفتم: می دانید که مایکروسافت Zune جدید خود را به من داده است. خیلی بهتر از آی پاد تاچ شما! آن مرد رو به من کرد و گفت: شک ندارم! گفتگو تمام شد!
■بازیکن نامتناهی می فهمد که گاهی جلوتر هستید، گاهی اوقات عقب هستید. گاهی اوقات، محصول شما بهتر است، گاهی اوقات، بدتر! هدف این نیست که هر روز بهترین باشید، هدف این نیست که هر روز از رقبای خود پیشی بگیرید. این حرفها مال یک بازی محدود است!
▪️رقیب اصلی من کیست؟
اگر در آن زمان به مایکروسافت میگفتم که آیپاد تاچ جدید را دریافت کردم، بسیار بهتر از Zune شماست، آنها میگفتند: آیا میتوانیم آن را ببینیم؟ چه کاری انجام میدهد؟ و به شکل بی وقفه به واکنش خود ادامه می دادند!
●بازیکنان محدود، بازی می کنند تا شرط بندی شوند تا افراد اطراف خود را شکست دهند. بازیکنان نامحدود، برای بهتر بودن از خودشان بازی می کنند. آنها هر روز از خواب بیدار می شوند و می گویند که چگونه ما شرکت خود را امروز نسخه ای بهتر از دیروز آن کنیم؟ چگونه می توانیم محصولی را در این هفته ایجاد کنیم که بهتر از محصول هفته گذشته مان باشد؟ ما هم باید بازی نامتناهی را انجام دهیم.
⚫موضوع؛ رتبه یکم بودن نیست. مهم این نیست که در توییتر فالوورهای بیشتری نسبت به دوستان خود داشته باشید. موضوع؛ پشت سر گذاشتن دیگران نیست! موضوع؛ در مورد چگونگی پیشی گرفتن از خود است! موضوع، فروش کتاب های بیشتر یا دریافت بازدیدهای TED بیشتر از دیگران نیست، بلکه این است که چگونه مطمئن شوید آثاری که تولید می کنید بهتر از کارهایی است که قبلا تولید کرده اید. شما رقیب خود هستید! و این چیزی است که تضمین می کند که شما در بازی، طولانی ترین مدت بمانید و این همان چیزی است که باعث می شود شادی پیدا کنید! زیرا شادی ها نه از مقایسه، بلکه از پیشرفت حاصل می شود!
🖊️سایمون سینک
ترجمه دکتر امیرعباس زینت بخش
بازنشراز: کانال قواعدبازی
👍1
Salary_Survey_Report_1403_JobVisionگزارش_حقوق_ودستمزد.pdf
6.9 MB
گزارش حقوق ودستمزد۱۴۰۳
✳️ مدل آیدا، یکی از مدل های رایج در بازاریابی و فروش است. از این مدل بازاریابی در کلیه فعالیت های بازاریابی آنلاین و آفلاین می توان به راحتی استفاده کرد.
مبانی طراحی تجربه کاربر.pdf
1.6 MB
مبانی طراحی تجربه کاربر
Forwarded from مجتبی لشکربلوکی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔳⭕️درس های کشورداری کانادا برای ایران
این ویدئو بر اساس گزارشی به قلم یوسف عمادی و مجتبی لشکربلوکی است که به تفاوت کانادا و ایران پرداخته و توسط گروه دروازه تاریخ تهیه شده
اصل گزارش را به صورت پیدی.اف می توانید اینجا دانلود کنید
t.me/Dr_Lashkarbolouki
این ویدئو بر اساس گزارشی به قلم یوسف عمادی و مجتبی لشکربلوکی است که به تفاوت کانادا و ایران پرداخته و توسط گروه دروازه تاریخ تهیه شده
اصل گزارش را به صورت پیدی.اف می توانید اینجا دانلود کنید
t.me/Dr_Lashkarbolouki
🙏1
✳️غلبه خواندن دیجیتال بر خواندن عمیق متون طولانی چه بلایی بر سر تمدن بشر میآورد؟!
✅ کسانی که مهارت خواندن ندارند، مهارت اندیشیدن هم ندارند.
«ترجمان» خلاصه ای از یادداشت سایمون کوپر در فایننشال تایمز با عنوان
«نگاه انداختن، اسکن کردن، اسکرول کردن: دوران خواندن عمیق به پایان رسیده است» را به اشتراک گذاشت.
کاتبی را تصور کنید که بعد از اختراع ماشین چاپ، مشغول نوشتن متنی بود که تا به حال بارها و بارها آن را نوشته بود.
چه احساسی داشت؟
احتمالاً با خودش فکر میکرد
«مشغول چه کار بیهودهای هستم!»
امروزه خیلی از آدمها وقتی مجبور میشوند متنی بنویسند که طولانیتر از ۳۰ کلمه است، چنین حسی پیدا میکنند. به خودشان میگویند: چه کسی متنی چنین طولانی را خواهد خواند؟
نکته تلخ ماجرا این است که چندان اشتباه فکر نمیکنند.
انسانها در خواندن متن های طولانی به مشکل خوردهاند.
مجموعهای از ناشران، محققان، کتابداران و نویسندگان سراسر جهان، ماه پیش با انتشار «مانیفست خواندن لیوبلینا» اعلام کردند:
خواندن دیجیتال در حال تخریب عادت «خواندن عمیق» در میان ماست.
دستگاه های دیجیتال باعث شدهاند انسانهای امروزی، «بیشتر» از هر دوره دیگری در تاریخ بشریت بخوانند، اما آنها دیگر مثل قبل نمیخوانند.
خواندن دیجیتال، به شکلی روزافزون، به تجربهای تکهتکه، کوتاه مدت، سطحی و گذرا تبدیل شده است، بنابراین:
شاید تعداد کلمات خیلی زیادی در روز بخوانیم، ولی همه آنها در قالب متن های چندکلمهای یا نهایتاً چندخطی است.
حال، اگر بخواهیم همان تعداد کلمه را در قالب یک متن واحد بخوانیم، با دشواری بسیاری مواجه میشویم،
زیرا:
درک متنی طولانی نیازمند مهارتهای «خواندن عمیق» است.
خواندن عمیق نقشی حیاتی در تمدن بشری داشته است.
استیون پینگر، روانشناس و نویسنده امریکایی میگوید: با رواج خواندن متنهای طولانی در بین عموم مردم از اواخر قرن هفدهم، توانایی «همدردی» کردن با دیگران در میان انسانها افزایش یافت.
مردم با خواندن متن های مفصل درباره زندگی دیگر انسان ها، توانستند دنیا را از چشم آنها ببینند و این توانایی تأثیر بسیار مهمی در نگرش آنها درباره موضوعاتی مثل بردهداری، شکنجه، ساحره سوزی، استبداد و دیگر چیزها گذاشت.
از نظر استیون پینکر، خواندن عمیق باعث «انقلاب نوعدوستانه» ای شد که بعدتر به رویدادهای دوران سازی مثل انقلاب امریکا و انقلاب فرانسه منتهی شد.
آنچه خواندن متنهای تکه پاره و کوتاه دیجیتال ما را از آن محروم میکند، دقیقاً همین توانایی دیدن دنیا از چشم دیگران است.
ماریان وولف، محقق امریکایی مینویسد:
ما در دنیای آنلاین دائماً در حال اسکرولکردن، نصفه نیمه خواندن یا ذخیرهکردن متنها هستیم تا در آیندهای نامعلوم آنها را بخوانیم،
چون این رسانه برای خواندن عمیق طراحی نشده است.
خواندن دیجیتال از دلایل مهم رواج «ساده گرایی» در دنیای امروز است.
ساده گرایی یعنی:
تمایل به سادهکردن هر چیز پیچیده،
اظهارنظرها و موضع گیری های یکخطی،
شفاف، سرراست و قاطع،
و فرارکردن از درک عمیق و چند وجهی مسائل.
پینکر میگوید:
«هر وقت سیاست مداران شروع میکنند به ساده حرف زدن، منتظر جنگ باشید.»
بازنشراز:قواعد بازی
✅ کسانی که مهارت خواندن ندارند، مهارت اندیشیدن هم ندارند.
«ترجمان» خلاصه ای از یادداشت سایمون کوپر در فایننشال تایمز با عنوان
«نگاه انداختن، اسکن کردن، اسکرول کردن: دوران خواندن عمیق به پایان رسیده است» را به اشتراک گذاشت.
کاتبی را تصور کنید که بعد از اختراع ماشین چاپ، مشغول نوشتن متنی بود که تا به حال بارها و بارها آن را نوشته بود.
چه احساسی داشت؟
احتمالاً با خودش فکر میکرد
«مشغول چه کار بیهودهای هستم!»
امروزه خیلی از آدمها وقتی مجبور میشوند متنی بنویسند که طولانیتر از ۳۰ کلمه است، چنین حسی پیدا میکنند. به خودشان میگویند: چه کسی متنی چنین طولانی را خواهد خواند؟
نکته تلخ ماجرا این است که چندان اشتباه فکر نمیکنند.
انسانها در خواندن متن های طولانی به مشکل خوردهاند.
مجموعهای از ناشران، محققان، کتابداران و نویسندگان سراسر جهان، ماه پیش با انتشار «مانیفست خواندن لیوبلینا» اعلام کردند:
خواندن دیجیتال در حال تخریب عادت «خواندن عمیق» در میان ماست.
دستگاه های دیجیتال باعث شدهاند انسانهای امروزی، «بیشتر» از هر دوره دیگری در تاریخ بشریت بخوانند، اما آنها دیگر مثل قبل نمیخوانند.
خواندن دیجیتال، به شکلی روزافزون، به تجربهای تکهتکه، کوتاه مدت، سطحی و گذرا تبدیل شده است، بنابراین:
شاید تعداد کلمات خیلی زیادی در روز بخوانیم، ولی همه آنها در قالب متن های چندکلمهای یا نهایتاً چندخطی است.
حال، اگر بخواهیم همان تعداد کلمه را در قالب یک متن واحد بخوانیم، با دشواری بسیاری مواجه میشویم،
زیرا:
درک متنی طولانی نیازمند مهارتهای «خواندن عمیق» است.
خواندن عمیق نقشی حیاتی در تمدن بشری داشته است.
استیون پینگر، روانشناس و نویسنده امریکایی میگوید: با رواج خواندن متنهای طولانی در بین عموم مردم از اواخر قرن هفدهم، توانایی «همدردی» کردن با دیگران در میان انسانها افزایش یافت.
مردم با خواندن متن های مفصل درباره زندگی دیگر انسان ها، توانستند دنیا را از چشم آنها ببینند و این توانایی تأثیر بسیار مهمی در نگرش آنها درباره موضوعاتی مثل بردهداری، شکنجه، ساحره سوزی، استبداد و دیگر چیزها گذاشت.
از نظر استیون پینکر، خواندن عمیق باعث «انقلاب نوعدوستانه» ای شد که بعدتر به رویدادهای دوران سازی مثل انقلاب امریکا و انقلاب فرانسه منتهی شد.
آنچه خواندن متنهای تکه پاره و کوتاه دیجیتال ما را از آن محروم میکند، دقیقاً همین توانایی دیدن دنیا از چشم دیگران است.
ماریان وولف، محقق امریکایی مینویسد:
ما در دنیای آنلاین دائماً در حال اسکرولکردن، نصفه نیمه خواندن یا ذخیرهکردن متنها هستیم تا در آیندهای نامعلوم آنها را بخوانیم،
چون این رسانه برای خواندن عمیق طراحی نشده است.
خواندن دیجیتال از دلایل مهم رواج «ساده گرایی» در دنیای امروز است.
ساده گرایی یعنی:
تمایل به سادهکردن هر چیز پیچیده،
اظهارنظرها و موضع گیری های یکخطی،
شفاف، سرراست و قاطع،
و فرارکردن از درک عمیق و چند وجهی مسائل.
پینکر میگوید:
«هر وقت سیاست مداران شروع میکنند به ساده حرف زدن، منتظر جنگ باشید.»
بازنشراز:قواعد بازی
👍5💯1
article-1-176-fa.pdf
679.9 KB
گفتگو با ميلتون فريدمن
جان بي تيلور / دانشگاه استنفورد
مترجم: محمدنجار فيروزجائي
بازنشراز:كانال قواعدبازی
جان بي تيلور / دانشگاه استنفورد
مترجم: محمدنجار فيروزجائي
بازنشراز:كانال قواعدبازی
👍2
✳️ چه شایستگی هایی یک مدیر را اثربخش می کند؟
✅ شايد به نظر سوال ساده ای باشد؛ اما هنوز هم بسیاری از افراد و سازمان ها تلاش می کنند تا پاسخ مطلوبی برای این سوال پیدا کنند.
🔸در سال ۲۰۱۷، انجمن آمریکایی توسعه استعداد (ATD) یک تحقیق جهانی را انجام داد و پنج شایستگی محوری مدیران موثر و کارآمد را شناسایی کرد. این شایستگی ها که به عنوان مدل "ACCEL" شناخته می شود.
🔹چارچوبی است که به مدیران جدید و با تجربه کمک می کند تا بر عوامل کلیدی و محوری موفقیت تمرکز کرده و مهارت هایی که برای موفقیت در شغلشان لازم است را توسعه دهند.
🔺اما این پنج شایستگی محوری، چه مواردی هستند؟
🟧 پاسخگویی (Accountability): سازمان های امروزی تشکیل شده از مجموعه ای از متخصصان و افراد بااستعداد است.
با این تغییرات و پیشرفت هایی که به سرعت صورت می گیرد؛ سازمان ها هر روز در حال حل مشکلات و چالش های جدیدی هستند و کارکنان بیش از هر زمان دیگری نیاز به همکاری و تعامل با یکدیگر دارند.
پاسخگویی عاملی است که باعث می شود اعضای یک تیم کاری بتوانند به خوبی در کنار یکدیگر کار کنند.
نقش مدیر این است که فرهنگ پاسخگویی متقابل را تقویت کند. مدیرانی که در ایجاد فرهنگ پاسخگویی موفق هستند، باعث می شوند اعضای تیم در قبال توسعه فردی خود احساس مسئولیت کنند و برای رسیدن به اهداف سازمانی و توسعه ای خود تلاش کنند.
🟨 تعاون و همکاری (Collaboration):
همان طور که گفته شد سازمان های امروزی بر اساس مفهوم پاسخگویی متقابل، بسیار تعاملی و مشارکتی فعالیت می کنند. هیچ فردی نمی تواند به تنهایی تمام اهداف سازمانی را محقق کند.
تعاون و همکاری در حقیقت محور اصلی کارهایی است که افراد در سازمان انجام می دهند. نقش مدیران این است که روحیه همکاری را در سازمان تقویت کرده و موانع و مشکلاتی که ممکن است در طی همکاری اعضای تیم با یکدگیر بوجود می آیند را برطرف کنند.
🟪 ارتباطات (Communication): توانایی برقراری ارتباط موثر از طریق انواع روش ها و رسانه های ارتباطی برای هر یک از کارکنان مهم است؛ اما برای مدیران یک شایستگی واجب و ضروری می باشد.
ارتباطات به عنوان تبادل اطلاعات و بازخورد بین مدیران و زیر دستان تعریف می شود. مدیرانی که در ارتباطات موفق هستند، می توانند یک فضای کاری شفاف و صمیمانه را در سازمان ایجاد کنند.
⬛ اشتیاق/ دلبستگی شغلی (Engagement):
دلبستگی کارکنان به کار و سازمان هدف تمامی سازمان ها می باشد و مدیران نقش اساسی در ایجاد محیط کاری صمیمانه ای که چنین هدفی را محقق کند، دارند.
با ایجاد اشتیاق و دلبستگی در کارکنان، مدیران کارکنانی خواهند داشت که از لحاظ روانشناختی به کار خود متعهد هستند و برای توسعه خود و سازمان تلاش می کنند.
⬜ گوش دادن و ارزیابی کردن (Listening and Assessing):
مدیران با تجربه و ماهر می دانند که گوش دادن و ارزیابی و فهم موضوعات از مهمترین نیازمندی های یک مدیر می باشد. سازمان ها و تیم های کاری امروزی شبکه پیچیده ای از افراد با شخصیت ها و طرز فکرهای گوناگون می باشد.
مدیرانی که قادر به شنیدن موثر، ارزیابی و تلفیق اطلاعات هستند، در درک موانع و تسهیل همکاری درون تیم کاری خود و همچنین در بین بخش های مختلف سازمان برای دستیابی به اهداف مورد نظر، موفق تر عمل می کنند./ راهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ شايد به نظر سوال ساده ای باشد؛ اما هنوز هم بسیاری از افراد و سازمان ها تلاش می کنند تا پاسخ مطلوبی برای این سوال پیدا کنند.
🔸در سال ۲۰۱۷، انجمن آمریکایی توسعه استعداد (ATD) یک تحقیق جهانی را انجام داد و پنج شایستگی محوری مدیران موثر و کارآمد را شناسایی کرد. این شایستگی ها که به عنوان مدل "ACCEL" شناخته می شود.
🔹چارچوبی است که به مدیران جدید و با تجربه کمک می کند تا بر عوامل کلیدی و محوری موفقیت تمرکز کرده و مهارت هایی که برای موفقیت در شغلشان لازم است را توسعه دهند.
🔺اما این پنج شایستگی محوری، چه مواردی هستند؟
🟧 پاسخگویی (Accountability): سازمان های امروزی تشکیل شده از مجموعه ای از متخصصان و افراد بااستعداد است.
با این تغییرات و پیشرفت هایی که به سرعت صورت می گیرد؛ سازمان ها هر روز در حال حل مشکلات و چالش های جدیدی هستند و کارکنان بیش از هر زمان دیگری نیاز به همکاری و تعامل با یکدیگر دارند.
پاسخگویی عاملی است که باعث می شود اعضای یک تیم کاری بتوانند به خوبی در کنار یکدیگر کار کنند.
نقش مدیر این است که فرهنگ پاسخگویی متقابل را تقویت کند. مدیرانی که در ایجاد فرهنگ پاسخگویی موفق هستند، باعث می شوند اعضای تیم در قبال توسعه فردی خود احساس مسئولیت کنند و برای رسیدن به اهداف سازمانی و توسعه ای خود تلاش کنند.
🟨 تعاون و همکاری (Collaboration):
همان طور که گفته شد سازمان های امروزی بر اساس مفهوم پاسخگویی متقابل، بسیار تعاملی و مشارکتی فعالیت می کنند. هیچ فردی نمی تواند به تنهایی تمام اهداف سازمانی را محقق کند.
تعاون و همکاری در حقیقت محور اصلی کارهایی است که افراد در سازمان انجام می دهند. نقش مدیران این است که روحیه همکاری را در سازمان تقویت کرده و موانع و مشکلاتی که ممکن است در طی همکاری اعضای تیم با یکدگیر بوجود می آیند را برطرف کنند.
🟪 ارتباطات (Communication): توانایی برقراری ارتباط موثر از طریق انواع روش ها و رسانه های ارتباطی برای هر یک از کارکنان مهم است؛ اما برای مدیران یک شایستگی واجب و ضروری می باشد.
ارتباطات به عنوان تبادل اطلاعات و بازخورد بین مدیران و زیر دستان تعریف می شود. مدیرانی که در ارتباطات موفق هستند، می توانند یک فضای کاری شفاف و صمیمانه را در سازمان ایجاد کنند.
⬛ اشتیاق/ دلبستگی شغلی (Engagement):
دلبستگی کارکنان به کار و سازمان هدف تمامی سازمان ها می باشد و مدیران نقش اساسی در ایجاد محیط کاری صمیمانه ای که چنین هدفی را محقق کند، دارند.
با ایجاد اشتیاق و دلبستگی در کارکنان، مدیران کارکنانی خواهند داشت که از لحاظ روانشناختی به کار خود متعهد هستند و برای توسعه خود و سازمان تلاش می کنند.
⬜ گوش دادن و ارزیابی کردن (Listening and Assessing):
مدیران با تجربه و ماهر می دانند که گوش دادن و ارزیابی و فهم موضوعات از مهمترین نیازمندی های یک مدیر می باشد. سازمان ها و تیم های کاری امروزی شبکه پیچیده ای از افراد با شخصیت ها و طرز فکرهای گوناگون می باشد.
مدیرانی که قادر به شنیدن موثر، ارزیابی و تلفیق اطلاعات هستند، در درک موانع و تسهیل همکاری درون تیم کاری خود و همچنین در بین بخش های مختلف سازمان برای دستیابی به اهداف مورد نظر، موفق تر عمل می کنند./ راهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
❤1👌1