✳️ درس آموخته داستانکی؟!
✅ چند ماه پیش، یکی از دوستانم گفت که ممکن است تصمیم بگیرد سرمایهگذاری گستردهای در شهر صدرا (۱۵ کیلومتری شمال غرب شیراز) انجام دهد. هنوز آشنایی چندانی با صدرا نداشت و میخواست برود و آنجا را بگردد و با کارشناسان املاک صحبت کند.
من هم که خانه مانده بودم و حوصلهام سر رفته بود ، گفتم مرا هم با خودت ببر.
نتیجه این شد که یک روز صبح به سمت صدرا رفتیم و در مقابل اولین بنگاه املاکی که دیدیم متوقف شدیم. یکی از مشاوران آن بنگاه، به ما گفت که بی هیچ چشمداشتی حاضر است شهر و پروژههایش را به ما معرفی کند.
سرتان را درد نیاورم. مشاور سوار ماشینمان شد و به خودمان که آمدیم دیدیم که حدود چهار ساعت است داریم در نقاط مختلف صدرا میگردیم و با پروژههای مختلف در آن شهر آشنا میشویم.
انصافاً راهنمای خوبی بود: صبور، با اطلاعات بالا، با حوصلهی زیاد و دارای نگاهی دوراندیش. خودش میگفت که اگر شما امروز هم اینجا سرمایهگذاری نکنید، برای من مهم نیست. من هر روز همین کار را میکنم و گاهی بعد از دو یا سه سال، مشتری برمیگردد و خرید میکند. فقط میخواهم تصویر دقیقی از صدرا در ذهن شما شکل بگیرد.
در طول مسیر، مشاور میکوشید به تدریج دوست من را قانع کند که چند واحد مسکن مهر بخرد و از تصمیم اولیهی خودش – که خرید زمین و ویلاسازی بود – فاصله بگیرد.
او میگفت مسکن مهر، مثل سکه است و هر روز با نرخ مشخص خرید و فروش میشود و در طول سالهای گذشته، رشد قیمت قابلتوجهی داشته است.
✨ اما آنچه میخواهم برایتان بگویم، چیز دیگری است.
مشاور ما را به کوههای شمال غرب صدرا برد و بالای یکی از کوهها از ماشین پیاده شدیم. نسیم خوبی میوزید و مشاور هم، سرمست شده بود.
دیگر از معرفی شهر دست برداشته بود و خودش را پرزنت میکرد. در میان حرفهایش گفت که چند سال قبل، یک واحد مسکن مهر خریده و بعداً دو واحد دیگر هم به سبد داراییهاش افزوده است. یک خانهی دیگر هم به جز مسکن مهر داشت که در آن ساکن بود. میگفت آنها را با قیمت پانصد میلیون تومان خریده و الان هر کدام حدود یک میلیارد و دویست میلبون تومان قیمت دارند.
برای لحظهای ژست گرفت، به افقهای دوردست نگاه کرد، سینهاش را صاف کرد و گفت: من خودم الان یک پا ترامپم!
برای او ترامپ رئیسجمهور آمریکا نبود. بلکه یک همکار و همصنف بود که فقط حوزهی کارشان کمی فرق داشت. ترامپ در نیویورک و شهرهای بزرگ دنیا کار میکرد و او در صدرا.
من ساکت گوشهای ایستاده بودم و به عکسالعملهای دوستم نگاه میکردم. دوستی که ماشینش، شاید معادل هفت یا هشت مسکن مهر بود و آنجا هم به دنبال زمین هکتاری میگشت و با استاندارد این مشاور، دهها ترامپ محسوب می شد. دوستم به خوبی و با لحنی مثبت با مشاور برخورد کرد و به او به خاطر سرمایهگذاریهای هوشمندانهاش تبریک گفت.
ماجرای آن روز به پایان رسید و در مسیر برگشت هم، هیچ کدام از ترامپی که دیده بودیم حرف نزدیم. اما از آن روز تا حالا با خودم فکر میکنم که در تمام سالهای گذشته، چه جاهایی مثل آن مشاور برخورد کردهام؟
در مقابل کسانی که بسیار بزرگتر یا قویتر از من بودهاند، ادعاهای بزرگ داشتهام و تصویری بزرگنماییشده از خودم ارائه دادهام؟
شاید دیگرانی هم بودهاند که با من، خوب و مهربان برخورد کردهاند اما در دل خود، به حرفها و ادعاهایم خندیده یا از سر دلسوزی، با من همراهی کرده باشند.
ترامپ صدرا برای من درس بزرگی داشت. از آن روز به بعد، ترامپهای زیادی را در اطراف خودم میبینم و دوباره ماجرای آن روز برایم تداعی میشود: آنهایی که کسب و کار کوچک خود را بزرگ میبینند، آنهایی که به دانش خود مغرورند، آنها که یک کلاس برگزار میکنند و استاد میشوند، کسانی که در پی رشدی ناچیز، طبقهی اجتماعی خود را خیلی بالاتر از آنچه هست میبینند، کسانی که دو یا سه سفر خارجی میروند و تریپبلاگر میشوند، آنهایی که با خرید چند سهم یا چند گرم طلا خود را وارن بافت میپندارند و با چند ده یا چندصد میلیون تومان سود، دیگر هیچکس را آدم حساب نمیکنند و بر منبر نشستهاند تا دیگران پای حرفهایشان بنشینند و از نصیحتها و تجربههایشان استفاده کنند.
از صدرا آن روز، نه جزئیات مسکن مهر یادم مانده، نه پیشرفت فازهای مختلف و نه فرصتهای متعدد سرمایهگذاری که آن مرد برایمان پرزنت کرد. فقط یک جمله، بارها و بارها در ذهنم تکرار میشود:
«من خودم یک پا ترامپم!»
کانال ذهن زیبا
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ چند ماه پیش، یکی از دوستانم گفت که ممکن است تصمیم بگیرد سرمایهگذاری گستردهای در شهر صدرا (۱۵ کیلومتری شمال غرب شیراز) انجام دهد. هنوز آشنایی چندانی با صدرا نداشت و میخواست برود و آنجا را بگردد و با کارشناسان املاک صحبت کند.
من هم که خانه مانده بودم و حوصلهام سر رفته بود ، گفتم مرا هم با خودت ببر.
نتیجه این شد که یک روز صبح به سمت صدرا رفتیم و در مقابل اولین بنگاه املاکی که دیدیم متوقف شدیم. یکی از مشاوران آن بنگاه، به ما گفت که بی هیچ چشمداشتی حاضر است شهر و پروژههایش را به ما معرفی کند.
سرتان را درد نیاورم. مشاور سوار ماشینمان شد و به خودمان که آمدیم دیدیم که حدود چهار ساعت است داریم در نقاط مختلف صدرا میگردیم و با پروژههای مختلف در آن شهر آشنا میشویم.
انصافاً راهنمای خوبی بود: صبور، با اطلاعات بالا، با حوصلهی زیاد و دارای نگاهی دوراندیش. خودش میگفت که اگر شما امروز هم اینجا سرمایهگذاری نکنید، برای من مهم نیست. من هر روز همین کار را میکنم و گاهی بعد از دو یا سه سال، مشتری برمیگردد و خرید میکند. فقط میخواهم تصویر دقیقی از صدرا در ذهن شما شکل بگیرد.
در طول مسیر، مشاور میکوشید به تدریج دوست من را قانع کند که چند واحد مسکن مهر بخرد و از تصمیم اولیهی خودش – که خرید زمین و ویلاسازی بود – فاصله بگیرد.
او میگفت مسکن مهر، مثل سکه است و هر روز با نرخ مشخص خرید و فروش میشود و در طول سالهای گذشته، رشد قیمت قابلتوجهی داشته است.
✨ اما آنچه میخواهم برایتان بگویم، چیز دیگری است.
مشاور ما را به کوههای شمال غرب صدرا برد و بالای یکی از کوهها از ماشین پیاده شدیم. نسیم خوبی میوزید و مشاور هم، سرمست شده بود.
دیگر از معرفی شهر دست برداشته بود و خودش را پرزنت میکرد. در میان حرفهایش گفت که چند سال قبل، یک واحد مسکن مهر خریده و بعداً دو واحد دیگر هم به سبد داراییهاش افزوده است. یک خانهی دیگر هم به جز مسکن مهر داشت که در آن ساکن بود. میگفت آنها را با قیمت پانصد میلیون تومان خریده و الان هر کدام حدود یک میلیارد و دویست میلبون تومان قیمت دارند.
برای لحظهای ژست گرفت، به افقهای دوردست نگاه کرد، سینهاش را صاف کرد و گفت: من خودم الان یک پا ترامپم!
برای او ترامپ رئیسجمهور آمریکا نبود. بلکه یک همکار و همصنف بود که فقط حوزهی کارشان کمی فرق داشت. ترامپ در نیویورک و شهرهای بزرگ دنیا کار میکرد و او در صدرا.
من ساکت گوشهای ایستاده بودم و به عکسالعملهای دوستم نگاه میکردم. دوستی که ماشینش، شاید معادل هفت یا هشت مسکن مهر بود و آنجا هم به دنبال زمین هکتاری میگشت و با استاندارد این مشاور، دهها ترامپ محسوب می شد. دوستم به خوبی و با لحنی مثبت با مشاور برخورد کرد و به او به خاطر سرمایهگذاریهای هوشمندانهاش تبریک گفت.
ماجرای آن روز به پایان رسید و در مسیر برگشت هم، هیچ کدام از ترامپی که دیده بودیم حرف نزدیم. اما از آن روز تا حالا با خودم فکر میکنم که در تمام سالهای گذشته، چه جاهایی مثل آن مشاور برخورد کردهام؟
در مقابل کسانی که بسیار بزرگتر یا قویتر از من بودهاند، ادعاهای بزرگ داشتهام و تصویری بزرگنماییشده از خودم ارائه دادهام؟
شاید دیگرانی هم بودهاند که با من، خوب و مهربان برخورد کردهاند اما در دل خود، به حرفها و ادعاهایم خندیده یا از سر دلسوزی، با من همراهی کرده باشند.
ترامپ صدرا برای من درس بزرگی داشت. از آن روز به بعد، ترامپهای زیادی را در اطراف خودم میبینم و دوباره ماجرای آن روز برایم تداعی میشود: آنهایی که کسب و کار کوچک خود را بزرگ میبینند، آنهایی که به دانش خود مغرورند، آنها که یک کلاس برگزار میکنند و استاد میشوند، کسانی که در پی رشدی ناچیز، طبقهی اجتماعی خود را خیلی بالاتر از آنچه هست میبینند، کسانی که دو یا سه سفر خارجی میروند و تریپبلاگر میشوند، آنهایی که با خرید چند سهم یا چند گرم طلا خود را وارن بافت میپندارند و با چند ده یا چندصد میلیون تومان سود، دیگر هیچکس را آدم حساب نمیکنند و بر منبر نشستهاند تا دیگران پای حرفهایشان بنشینند و از نصیحتها و تجربههایشان استفاده کنند.
از صدرا آن روز، نه جزئیات مسکن مهر یادم مانده، نه پیشرفت فازهای مختلف و نه فرصتهای متعدد سرمایهگذاری که آن مرد برایمان پرزنت کرد. فقط یک جمله، بارها و بارها در ذهنم تکرار میشود:
«من خودم یک پا ترامپم!»
کانال ذهن زیبا
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ مته، سوراخ یا تابلو!
✅ ست گادین، استاد مشهور بازاریابی، در کتاب تازه خود به نام «این است بازاریابی»، از قول تئودور لویت، استاد خود مینویسد: مردم نمیخواهند یک مته یک چهارم اینچی بخرند. آنها یک سوراخ یک چهارم اینچی میخواهند.»
🔹گادین سپس گفته استاد خود را تکمیل میکند و مینویسد: «مردم نه یک مته یک چهارم اینچی میخواهند، نه یک سوراخ یک چهارم اینچی. آنها میخواهند از آن سوراخ یک چهارم اینچی برای نصب تابلو روی دیوارشان استفاده کنند.»
🔸گادین سپس شرکتها را بر اساس رویکردشان به بازاریابی به سه دسته زیر تقسیم میکند:
▪︎فروشندگان مته
شرکتهایی هستند که عاشق محصولشان هستند، و در تبلیغاتشان مرتب روی ویژگیها و مزایای محصولشان تمرکز میکنند. این شرکتها وقتی به خودشان میآیند که متوجه میشوند مشتریان عاشق هیچ محصولی نیستند و خیلی راحت محصولاتی که امروزه به ظاهر عاشقشان هستند را کنار میگذارند و سراغ محصول جدیدتر و بهتر میروند.
▪︎فروشندگان سوراخ
شرکتهایی هستند که روی کاربردهای محصولشان و توانایی آن برای ایجاد آن کاربردها تمرکز میکنند. این شرکتها اندکی بهتر از فروشندگان مته هستند، ولی معمولا با دو مشکل روبهرو میشوند. اول، روی کاربردهایی تمرکز میکنند که برای مشتری، اهمیت ندارد. دوم، کاربردهای محصولشان روز به روز قدیمیتر میشود و اهمیتشان را از دست میدهند.
▪︎فروشندگان نصب تابلو
این دسته از شرکتها به مشتری ثابت میکنند میتواند برای رسیدن به هدف نهاییشان، روی آنها حساب کند. این شرکتها به مشتری ثابت میکنند که میتوانند او را راحتتر، سریعتر، ارزانتر و مطمئنتر به اهدافش برسانند.
🔺گادین سپس به شرکتها توصیه میکند که «فروشنده تابلو باشید، نه فروشنده مته یا سوراخ».
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ ست گادین، استاد مشهور بازاریابی، در کتاب تازه خود به نام «این است بازاریابی»، از قول تئودور لویت، استاد خود مینویسد: مردم نمیخواهند یک مته یک چهارم اینچی بخرند. آنها یک سوراخ یک چهارم اینچی میخواهند.»
🔹گادین سپس گفته استاد خود را تکمیل میکند و مینویسد: «مردم نه یک مته یک چهارم اینچی میخواهند، نه یک سوراخ یک چهارم اینچی. آنها میخواهند از آن سوراخ یک چهارم اینچی برای نصب تابلو روی دیوارشان استفاده کنند.»
🔸گادین سپس شرکتها را بر اساس رویکردشان به بازاریابی به سه دسته زیر تقسیم میکند:
▪︎فروشندگان مته
شرکتهایی هستند که عاشق محصولشان هستند، و در تبلیغاتشان مرتب روی ویژگیها و مزایای محصولشان تمرکز میکنند. این شرکتها وقتی به خودشان میآیند که متوجه میشوند مشتریان عاشق هیچ محصولی نیستند و خیلی راحت محصولاتی که امروزه به ظاهر عاشقشان هستند را کنار میگذارند و سراغ محصول جدیدتر و بهتر میروند.
▪︎فروشندگان سوراخ
شرکتهایی هستند که روی کاربردهای محصولشان و توانایی آن برای ایجاد آن کاربردها تمرکز میکنند. این شرکتها اندکی بهتر از فروشندگان مته هستند، ولی معمولا با دو مشکل روبهرو میشوند. اول، روی کاربردهایی تمرکز میکنند که برای مشتری، اهمیت ندارد. دوم، کاربردهای محصولشان روز به روز قدیمیتر میشود و اهمیتشان را از دست میدهند.
▪︎فروشندگان نصب تابلو
این دسته از شرکتها به مشتری ثابت میکنند میتواند برای رسیدن به هدف نهاییشان، روی آنها حساب کند. این شرکتها به مشتری ثابت میکنند که میتوانند او را راحتتر، سریعتر، ارزانتر و مطمئنتر به اهدافش برسانند.
🔺گادین سپس به شرکتها توصیه میکند که «فروشنده تابلو باشید، نه فروشنده مته یا سوراخ».
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ «خوب بودن» به جای «بهترین بودن»
✅ در سال ۱۹۹۷، وقتی به فرودگاه مونترال پای گذاشتم، "استوارت گرینر" را دیدم. او در آن زمان در حال نگارش کتابی با عنوان راهنمای مدیریت بود. با او گفتوگویی کردم. استوارت معتقد بود محتوای راهنما باید بر مبنای مفهوم رقابت در کسب و کار نوشته شود و حتی خود راهنما نیز باید در مقایسه با دیگر راهنماها مزیت رقابتی داشته باشد.
🔹اما من پاسخ دادم: به هیچ وجه خود من که هرگز در زندگیام به دنبال رقابت با دیگران نبودهام. من هیچ وقت برای بهترین بودن برنامهریزی نکردهام؛ این نوع برنامهریزی استانداردی سطح پایین است.
من فقط به دنبال آن بوده ام که خوب باشم؛ بهترین کار این است که هر فرد با خودش رقابت کند نه با دیگران، و سعی کند بهترینِ خودش باشد.
🔸اصلا "بهترین بودن" یعنی چه؟ آیا چایکوفسکی از بتهوون بهتر بود؟ آیا ادیت پیاف بهترین بازیگر و خواننده بود؟ من که به خود اجازه قضاوت نمی دهم، اما حداقل چیزی که میتوانم بگویم این است که او همیشه خوب بود و بهترین خودش بود.
🔹"سيليو برنیر" در بازی های المپیک ۱۹۸۴ برنده مدال طلای شیرجه شده بود. یک روز از او پرسیدم: «نقطه اصلی و متمایز کننده ورزشکارانی مانند تو که به چنین افتخاراتی دست مییابند چیست؟» او پاسخ داد: «من در آن سالها بهترین کاری را انجام میدادم که از دستم برمیآمد و آن رقابت با خودم بود.»
🔸پس شاید وقت آن رسیده باشد که وسواسمان برای بهترین بودن در مقایسه با دیگران» را رها کنیم؛ در عوض، تمام تلاشمان را صرف این کنیم که تا حد ممکن خوب باشیم و برای رسیدن به آن، هر کاری از دستمان برمیآید انجام دهیم.
📖 قصههای شب برای مدیران
👤 هنری میتزبرگ
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ در سال ۱۹۹۷، وقتی به فرودگاه مونترال پای گذاشتم، "استوارت گرینر" را دیدم. او در آن زمان در حال نگارش کتابی با عنوان راهنمای مدیریت بود. با او گفتوگویی کردم. استوارت معتقد بود محتوای راهنما باید بر مبنای مفهوم رقابت در کسب و کار نوشته شود و حتی خود راهنما نیز باید در مقایسه با دیگر راهنماها مزیت رقابتی داشته باشد.
🔹اما من پاسخ دادم: به هیچ وجه خود من که هرگز در زندگیام به دنبال رقابت با دیگران نبودهام. من هیچ وقت برای بهترین بودن برنامهریزی نکردهام؛ این نوع برنامهریزی استانداردی سطح پایین است.
من فقط به دنبال آن بوده ام که خوب باشم؛ بهترین کار این است که هر فرد با خودش رقابت کند نه با دیگران، و سعی کند بهترینِ خودش باشد.
🔸اصلا "بهترین بودن" یعنی چه؟ آیا چایکوفسکی از بتهوون بهتر بود؟ آیا ادیت پیاف بهترین بازیگر و خواننده بود؟ من که به خود اجازه قضاوت نمی دهم، اما حداقل چیزی که میتوانم بگویم این است که او همیشه خوب بود و بهترین خودش بود.
🔹"سيليو برنیر" در بازی های المپیک ۱۹۸۴ برنده مدال طلای شیرجه شده بود. یک روز از او پرسیدم: «نقطه اصلی و متمایز کننده ورزشکارانی مانند تو که به چنین افتخاراتی دست مییابند چیست؟» او پاسخ داد: «من در آن سالها بهترین کاری را انجام میدادم که از دستم برمیآمد و آن رقابت با خودم بود.»
🔸پس شاید وقت آن رسیده باشد که وسواسمان برای بهترین بودن در مقایسه با دیگران» را رها کنیم؛ در عوض، تمام تلاشمان را صرف این کنیم که تا حد ممکن خوب باشیم و برای رسیدن به آن، هر کاری از دستمان برمیآید انجام دهیم.
📖 قصههای شب برای مدیران
👤 هنری میتزبرگ
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ تکنیک E.M.B.R.A.C.E در خدمت به مشتریان
✅ کریستینا سوساک در کتاب مشهور خود به نام «رازهای فروش موفق» تکنیک EMBRACE را برای ارائه خدمات بهتر به مشتریان معرفی کرده است.
🔹سوساک در توضیح این تکنیک مینویسد: حفظ مشتریان، یکی از مهمترین وظایف هر فروشندهای است. کلید اصلی انجام این وظیفه، ارائه بهترین خدمات به مشتریان است. برای این منظور، هر فروشندهای باید این هفت خصوصیت رفتاری را در خودش ایجاد کند که من به اختصار مجموعه آنها را EMBRACE (به معنای در آغوش گرفتن) نامیدهام که از حروف اول ویژگیهای زیر تشکیل میشود:
▪︎آسانگیر بودن (Easy-going)
مشتریان از فروشندهای خوششان میآید که مشکلاتشان را بدون کلنجار و معطلی حل میکند.
▪︎بیش از انتظار (More than expected)
فروشندگان حرفهای همیشه سعی میکنند یا کمتر از توانشان به مشتری وعده بدهند ولی بیشتر از وعدهشان به مشتری خدمت کنند یا تمام توانشان را بکار میگیرند تا به وعدهشان در تمام شرایط عمل کنند.
▪︎دوست شدن (Becoming friends)
همه ما دوست داریم از کسی خرید کنیم که با او احساس راحتی میکنیم. پس فروشنده حرفهای تمام تلاشش را میکند که با مشتری دوست بشود و خودش را از جایگاه فروشنده به جایگاه دوست تغییر بدهد.
▪︎احترام (Respect)
احترام به مشتری دو بُعد مهم دارد: اول، احترام به نظرات، نیازها و خواستههای مشتری و دوم، احترام به وقت مشتری.
▪︎مسئولیتپذیری (Accountability)
مسئولیتپذیری در قبال مشتری سه بُعد مهم دارد: اول، قبول اشتباهات شرکت در قبال مشتری؛ دوم، ارائه گزینههای مختلف به مشتری برای حل مشکل به وجود آمده و سوم، تلاش برای جبران خسارت مشتری.
▪︎بهبود مستمر (Continuous improvement)
فروشنده حرفهای همواره از خودش و همکارانش این سوال را میپرسد: «چگونه میتوانیم به مشتری بهتر خدمت کنیم؟»
▪︎اشتیاق (Enthusiasm)
فروشنده حرفهای همیشه کمک به مشتریان و ارائه خدمت به آنها را بر هر هدف و انگیزه دیگری مقدم میداند و با شور و اشتیاق درونی به مشتریان کمک میکند نه با تظاهر و دو رویی.
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ کریستینا سوساک در کتاب مشهور خود به نام «رازهای فروش موفق» تکنیک EMBRACE را برای ارائه خدمات بهتر به مشتریان معرفی کرده است.
🔹سوساک در توضیح این تکنیک مینویسد: حفظ مشتریان، یکی از مهمترین وظایف هر فروشندهای است. کلید اصلی انجام این وظیفه، ارائه بهترین خدمات به مشتریان است. برای این منظور، هر فروشندهای باید این هفت خصوصیت رفتاری را در خودش ایجاد کند که من به اختصار مجموعه آنها را EMBRACE (به معنای در آغوش گرفتن) نامیدهام که از حروف اول ویژگیهای زیر تشکیل میشود:
▪︎آسانگیر بودن (Easy-going)
مشتریان از فروشندهای خوششان میآید که مشکلاتشان را بدون کلنجار و معطلی حل میکند.
▪︎بیش از انتظار (More than expected)
فروشندگان حرفهای همیشه سعی میکنند یا کمتر از توانشان به مشتری وعده بدهند ولی بیشتر از وعدهشان به مشتری خدمت کنند یا تمام توانشان را بکار میگیرند تا به وعدهشان در تمام شرایط عمل کنند.
▪︎دوست شدن (Becoming friends)
همه ما دوست داریم از کسی خرید کنیم که با او احساس راحتی میکنیم. پس فروشنده حرفهای تمام تلاشش را میکند که با مشتری دوست بشود و خودش را از جایگاه فروشنده به جایگاه دوست تغییر بدهد.
▪︎احترام (Respect)
احترام به مشتری دو بُعد مهم دارد: اول، احترام به نظرات، نیازها و خواستههای مشتری و دوم، احترام به وقت مشتری.
▪︎مسئولیتپذیری (Accountability)
مسئولیتپذیری در قبال مشتری سه بُعد مهم دارد: اول، قبول اشتباهات شرکت در قبال مشتری؛ دوم، ارائه گزینههای مختلف به مشتری برای حل مشکل به وجود آمده و سوم، تلاش برای جبران خسارت مشتری.
▪︎بهبود مستمر (Continuous improvement)
فروشنده حرفهای همواره از خودش و همکارانش این سوال را میپرسد: «چگونه میتوانیم به مشتری بهتر خدمت کنیم؟»
▪︎اشتیاق (Enthusiasm)
فروشنده حرفهای همیشه کمک به مشتریان و ارائه خدمت به آنها را بر هر هدف و انگیزه دیگری مقدم میداند و با شور و اشتیاق درونی به مشتریان کمک میکند نه با تظاهر و دو رویی.
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ راضی اما نه وفادار
✅ فِرِل، یکی از اساتید مطرح بازاریابی در آمریکا، در کتاب مشهور خود به نام «استراتژی بازاریابی» در خصوص میزان رضایت و وفاداری مشتریان شرکتهای آمریکایی مینویسد:
تصور عمومی بر این است که شرکتهای آمریکایی در زمینه جلب رضایت مشتریان پیشرو هستند. با این حال، تحقیقی که به تازگی صورت گرفته نشان میدهد حدود ۳۰ از مشتریان شرکتهای آمریکایی، علیرغم رضایت از شرکت فعلی، در صورت ورود یک رقیب خوب به بازار، از رقیب تازه وارد خرید میکنند.
🔸فِرِل در ادامه این سوال اساسی و مهم در بازاریابی را مطرح میکند که: چرا مشتریان یک شرکت، علیرغم رضایت از آن شرکت، ممکن است آن را رها کنند و سراغ یک رقیب تازه وارد بروند؟
🔹فِرِل در توضیح این مساله میگوید: شرکتها برای اتکاء به رضایت مشتریانشان، باید مراقب دو خطای مهم باشند:
🔸تمرکز بر رضایت مطلق و بیتوجهی به رضایت نسبی
فرض کنید از مشتریانتان درباره شرکتتان نظرسنجی کردهاید و ۸۰ درصدشان اعلام کردهاند که از شما راضیاند. ما به این عدد «رضایت مطلق» میگوییم که به هیچ وجه نشاندهنده وضعیت رضایت مشتریان نیست.
🔸برای ارزیابی درست رضایت مشتریان، باید روی رضایت نسبی تمرکز کنیم. رضایت نسبی دو بُعد دارد: اول، مشتریان رقبا چقدر از آنها راضیاند. مثلا اگر نرخ رضایت مشتریان از رقبا، بالای ۹۰ درصد است، پس نرخ رضایت ۸۰ درصدی اصلا قابل قبول نیست. دوم، مشتریان در مقایسه ما با رقبا، چقدر از ما راضی هستند؟
🔸یادمان باشد، رضایت نسبی بسیار مهمتر از رضایت مطلق است چون مشتریان هنگام تصمیمگیری خرید، ما را با رقبا مقایسه میکنند و تصمیم میگیرند که از چه کسی بخرند
🔹بیتوجهی به انتظارات آتی مشتریان
انتظارات مشتریان، محور اصلی رضایت آنهاست. مشتریان وقتی از ما راضیاند که بتوانیم انتظارات کنونیشان را خوب برآورده کنیم و انتظارات آتیشان را سریعتر از رقبا بشناسیم و برای ارضای آن، محصول یا خدمات لازم را ارائه کنیم.
🔸با این حال، بسیاری از شرکتها به اشتباه صرفا روی انتظارات کنونی مشتریان تمرکز میکنند و از انتظارات آتیشان غافل میشوند. در نتیجه، وقتی رقیب جدیدی وارد بازار میشود و انتظارات آتی مشتریان را به درستی شناسایی و ارضاء میکند، مشتریان علیرغم رضایت از ما، جذب رقیب جدید میشوند.
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ فِرِل، یکی از اساتید مطرح بازاریابی در آمریکا، در کتاب مشهور خود به نام «استراتژی بازاریابی» در خصوص میزان رضایت و وفاداری مشتریان شرکتهای آمریکایی مینویسد:
تصور عمومی بر این است که شرکتهای آمریکایی در زمینه جلب رضایت مشتریان پیشرو هستند. با این حال، تحقیقی که به تازگی صورت گرفته نشان میدهد حدود ۳۰ از مشتریان شرکتهای آمریکایی، علیرغم رضایت از شرکت فعلی، در صورت ورود یک رقیب خوب به بازار، از رقیب تازه وارد خرید میکنند.
🔸فِرِل در ادامه این سوال اساسی و مهم در بازاریابی را مطرح میکند که: چرا مشتریان یک شرکت، علیرغم رضایت از آن شرکت، ممکن است آن را رها کنند و سراغ یک رقیب تازه وارد بروند؟
🔹فِرِل در توضیح این مساله میگوید: شرکتها برای اتکاء به رضایت مشتریانشان، باید مراقب دو خطای مهم باشند:
🔸تمرکز بر رضایت مطلق و بیتوجهی به رضایت نسبی
فرض کنید از مشتریانتان درباره شرکتتان نظرسنجی کردهاید و ۸۰ درصدشان اعلام کردهاند که از شما راضیاند. ما به این عدد «رضایت مطلق» میگوییم که به هیچ وجه نشاندهنده وضعیت رضایت مشتریان نیست.
🔸برای ارزیابی درست رضایت مشتریان، باید روی رضایت نسبی تمرکز کنیم. رضایت نسبی دو بُعد دارد: اول، مشتریان رقبا چقدر از آنها راضیاند. مثلا اگر نرخ رضایت مشتریان از رقبا، بالای ۹۰ درصد است، پس نرخ رضایت ۸۰ درصدی اصلا قابل قبول نیست. دوم، مشتریان در مقایسه ما با رقبا، چقدر از ما راضی هستند؟
🔸یادمان باشد، رضایت نسبی بسیار مهمتر از رضایت مطلق است چون مشتریان هنگام تصمیمگیری خرید، ما را با رقبا مقایسه میکنند و تصمیم میگیرند که از چه کسی بخرند
🔹بیتوجهی به انتظارات آتی مشتریان
انتظارات مشتریان، محور اصلی رضایت آنهاست. مشتریان وقتی از ما راضیاند که بتوانیم انتظارات کنونیشان را خوب برآورده کنیم و انتظارات آتیشان را سریعتر از رقبا بشناسیم و برای ارضای آن، محصول یا خدمات لازم را ارائه کنیم.
🔸با این حال، بسیاری از شرکتها به اشتباه صرفا روی انتظارات کنونی مشتریان تمرکز میکنند و از انتظارات آتیشان غافل میشوند. در نتیجه، وقتی رقیب جدیدی وارد بازار میشود و انتظارات آتی مشتریان را به درستی شناسایی و ارضاء میکند، مشتریان علیرغم رضایت از ما، جذب رقیب جدید میشوند.
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ استراتژی اقیانوس آبی
✅ استراتژی اقیانوس آبی Blue Ocean توسط پروفسور چان کیم Chan Kim و پروفسور رنه موبورن Renee Mauborgne در سال ۲۰۰۵ میلادی در کتابی با نام استراتژی اقیانوس آبی بیان شد. آنها مطالعهای روی شرکتهای ۳۰ صنعت در ۱۵۰ سال گذشته انجام دادند و متوجه شدند که شرکتهای موفق یک بازار شلوغ سنتی را برای رقابت انتخاب نمیکنند. بلکه، آنها بازار جدیدی میسازند که قبلاً وجود نداشته است.
▪︎به عبارتی، شرکتهای موفق دنیا، بهجای رقابت با شرکتهای مشابه، با خلاقیت و نوآوری بهدنبال خلق یک بازار جدید هستند که در آن رقبا امکان رقابت ندارند. آنها برای محصولات خود مشتری پیدا نمیکنند؛ آنها برای مشتریان خود محصول تولید میکنند. در حقیقت، مدیران و کارآفرینان بهجای تلاش برای فروش محصول فعلی خود یا تولید و معرفی محصول جدید در اقیانوس قرمز، بازاری جدید و بیرقیب برای خود ایجاد میکنند.
▪︎برخلاف استراتژی اقیانوس قرمز Red Ocean که به دنبال راههکارهایی برای کسب سهم بیشتر از بازار رقابتی فعلی یا افزایش تقاضا برای محصولات است، استراتژی اقیانوس آبی به دنبال ایجاد یک بازار جدید است که رقابتی در آن وجود ندارد. حوزه فعالیت استراتژی اقیانوس قرمز، بازارهایی است که به خوبی شناخته شدند و بسیار رقابتی هستند. مدیران شرکتها میکوشند تا با جنگ و جدال و خون و خونریزی، سهم بیشتری از تقاضای این بازار را از طریق کاهش قیمت یا معرفی محصول جدید به دست آورند و به مرور زمان با توجه به محدودیت رشد بازار، سودشان کمتر خواهد شد.
▪︎به عبارتی، شرکتها و سازمانها بر سر بازاری با سود در حال کاهش با هم میجنگند. رقبا مثل کوسههای یک اقیانوس دائماً با هم در رقابت هستند. اقیانوس بعد از مدتی به دلیل رقابت شدید کوسهها، پر از خون و قرمز رنگ میشود. در مقابل، استراتژی اقیانوس آبی، نوآوری در ارزش (ابداع ارزش) است و به دنبال ایجاد تقاضایی است که قبلاً وجود نداشت؛ ولی، نیاز به آن احساس میشود و در نتیجه، بازار جدیدی ایجاد میشود. شرکت با خلق چنین بازاری، تا مدتی بدون رقیب سود خوبی بدست میآورد.
▪︎در حالیکه، استراتژی اقیانوس قرمز بر سرمایهگذاری بر تقاضای کنونی بازار تمرکز دارد، استراتژی اقیانوس آبی به دنبال ایجاد تقاضای جدید در مشتریان است. بنابراین، مدیران سازمانها باید اقیانوسهای آبی (بازارهای غیرقابل رقابت و رو به رشد) را پیدا کنند و توسعه دهند و از اقیانوسهای قرمز (بازارهای توسعهیافته و اشباع شده) اجتناب کنند. در این صورت، سازمان موفقیت بیشتر، ریسک کمتر و سود بیشتری خواهد داشت.
▪︎مثالهای زیادی از استراتژی اقیانوس آبی توسط شرکتها بکار گفته شد. شرکت اپل Apple با معرفی آیتیونز iTunes بستری را فراهم کرد تا مشتریان بتوانند هر آهنگ موسیقی را که دوست دارند، با قیمت ارزان بخرند. پیش از این مشتریان مجبور بودند به فروشگاه مراجعه کنند و کل سیدی آلبوم موسیقی را با قیمت زیاد بخرند. این استراتژی اپل برای هنرمندان تولید کننده موسیقی و مشتریان سود و ارزش داشت و به شرکت اپل مزیت رقابتی داد.
▪︎شرکت اوبر Uber به جای رقابت با شرکتهای تاکسیرانی، با معرفی اپلیکیشن سرویس تاکسی آنلاین، مسافران و رانندگان را به هم متصل کرد و ارزش افزوده برای آنها ایجاد کرد. دسترسی مسافران به تاکسی افزایش یافت، امکان ردیابی سفر فراهم شد و نحوه پرداخت به راننده تسهیل شد. راننده نیز دسترسی راحت به درآمد خود دارد و متوجه میشود که از هر سفر چه میزان دریافتی دارد.
▪︎شرکت انتشارات کتابهای کمیک comic ماروٍل Marvel با خلق ابرقهرمانانی مثل مرد عنکبوتی، هالک، مرد آهنی و مردان ایکس وارد اقیانوس آبی شد و سود زیادی از خلق این بازار جدید بدست آورد.
▪︎شرکت ژاپنی بازیهای ویدیویی نینتندو Nintendo در سال ۲۰۰۶ میلادی با تولید کنسول ساده و تعاملی Wii، امکان بازی را برای همه، حتی مشتریان غیر حرفهای، فراهم کرد و توانست از رقبایی مثل سونی و مایکروسافت در این عرصه پیشی گیرد. نوآوری ارزش در محصولات نینتندو یک اصل کلیدی استراتژی اقیانوس آبی است که هزینه کم و تمایز را به طور همزمان دنبال می کند.
■مدیران برای اینکه از استراتژی اقیانوس آبی به درستی استفاده کنند، باید:
۱. مفروضات حوزه کسب و کار خود را به چالش کشیده و دوباره تعریف کنند. آنها باید وضعیت فعلی و آینده بازار و مشتریان محصولات خود را درک کنند. آنها باید مشکلات محصولات خود را تحلیل و شناسایی کنند.
۲. استراتژیک و سیستمی فکر کنند تا تصویر بزرگی از بازار محصولات خود داشته باشند. آنها باید به آینده توجه کنند و مشتریان بالقوه و نیازهای آتی آنها را تحلیل کنند تا بتوانند محصولات خود را متناسب با نیاز بازار آینده توسعه دهند.
✅ استراتژی اقیانوس آبی Blue Ocean توسط پروفسور چان کیم Chan Kim و پروفسور رنه موبورن Renee Mauborgne در سال ۲۰۰۵ میلادی در کتابی با نام استراتژی اقیانوس آبی بیان شد. آنها مطالعهای روی شرکتهای ۳۰ صنعت در ۱۵۰ سال گذشته انجام دادند و متوجه شدند که شرکتهای موفق یک بازار شلوغ سنتی را برای رقابت انتخاب نمیکنند. بلکه، آنها بازار جدیدی میسازند که قبلاً وجود نداشته است.
▪︎به عبارتی، شرکتهای موفق دنیا، بهجای رقابت با شرکتهای مشابه، با خلاقیت و نوآوری بهدنبال خلق یک بازار جدید هستند که در آن رقبا امکان رقابت ندارند. آنها برای محصولات خود مشتری پیدا نمیکنند؛ آنها برای مشتریان خود محصول تولید میکنند. در حقیقت، مدیران و کارآفرینان بهجای تلاش برای فروش محصول فعلی خود یا تولید و معرفی محصول جدید در اقیانوس قرمز، بازاری جدید و بیرقیب برای خود ایجاد میکنند.
▪︎برخلاف استراتژی اقیانوس قرمز Red Ocean که به دنبال راههکارهایی برای کسب سهم بیشتر از بازار رقابتی فعلی یا افزایش تقاضا برای محصولات است، استراتژی اقیانوس آبی به دنبال ایجاد یک بازار جدید است که رقابتی در آن وجود ندارد. حوزه فعالیت استراتژی اقیانوس قرمز، بازارهایی است که به خوبی شناخته شدند و بسیار رقابتی هستند. مدیران شرکتها میکوشند تا با جنگ و جدال و خون و خونریزی، سهم بیشتری از تقاضای این بازار را از طریق کاهش قیمت یا معرفی محصول جدید به دست آورند و به مرور زمان با توجه به محدودیت رشد بازار، سودشان کمتر خواهد شد.
▪︎به عبارتی، شرکتها و سازمانها بر سر بازاری با سود در حال کاهش با هم میجنگند. رقبا مثل کوسههای یک اقیانوس دائماً با هم در رقابت هستند. اقیانوس بعد از مدتی به دلیل رقابت شدید کوسهها، پر از خون و قرمز رنگ میشود. در مقابل، استراتژی اقیانوس آبی، نوآوری در ارزش (ابداع ارزش) است و به دنبال ایجاد تقاضایی است که قبلاً وجود نداشت؛ ولی، نیاز به آن احساس میشود و در نتیجه، بازار جدیدی ایجاد میشود. شرکت با خلق چنین بازاری، تا مدتی بدون رقیب سود خوبی بدست میآورد.
▪︎در حالیکه، استراتژی اقیانوس قرمز بر سرمایهگذاری بر تقاضای کنونی بازار تمرکز دارد، استراتژی اقیانوس آبی به دنبال ایجاد تقاضای جدید در مشتریان است. بنابراین، مدیران سازمانها باید اقیانوسهای آبی (بازارهای غیرقابل رقابت و رو به رشد) را پیدا کنند و توسعه دهند و از اقیانوسهای قرمز (بازارهای توسعهیافته و اشباع شده) اجتناب کنند. در این صورت، سازمان موفقیت بیشتر، ریسک کمتر و سود بیشتری خواهد داشت.
▪︎مثالهای زیادی از استراتژی اقیانوس آبی توسط شرکتها بکار گفته شد. شرکت اپل Apple با معرفی آیتیونز iTunes بستری را فراهم کرد تا مشتریان بتوانند هر آهنگ موسیقی را که دوست دارند، با قیمت ارزان بخرند. پیش از این مشتریان مجبور بودند به فروشگاه مراجعه کنند و کل سیدی آلبوم موسیقی را با قیمت زیاد بخرند. این استراتژی اپل برای هنرمندان تولید کننده موسیقی و مشتریان سود و ارزش داشت و به شرکت اپل مزیت رقابتی داد.
▪︎شرکت اوبر Uber به جای رقابت با شرکتهای تاکسیرانی، با معرفی اپلیکیشن سرویس تاکسی آنلاین، مسافران و رانندگان را به هم متصل کرد و ارزش افزوده برای آنها ایجاد کرد. دسترسی مسافران به تاکسی افزایش یافت، امکان ردیابی سفر فراهم شد و نحوه پرداخت به راننده تسهیل شد. راننده نیز دسترسی راحت به درآمد خود دارد و متوجه میشود که از هر سفر چه میزان دریافتی دارد.
▪︎شرکت انتشارات کتابهای کمیک comic ماروٍل Marvel با خلق ابرقهرمانانی مثل مرد عنکبوتی، هالک، مرد آهنی و مردان ایکس وارد اقیانوس آبی شد و سود زیادی از خلق این بازار جدید بدست آورد.
▪︎شرکت ژاپنی بازیهای ویدیویی نینتندو Nintendo در سال ۲۰۰۶ میلادی با تولید کنسول ساده و تعاملی Wii، امکان بازی را برای همه، حتی مشتریان غیر حرفهای، فراهم کرد و توانست از رقبایی مثل سونی و مایکروسافت در این عرصه پیشی گیرد. نوآوری ارزش در محصولات نینتندو یک اصل کلیدی استراتژی اقیانوس آبی است که هزینه کم و تمایز را به طور همزمان دنبال می کند.
■مدیران برای اینکه از استراتژی اقیانوس آبی به درستی استفاده کنند، باید:
۱. مفروضات حوزه کسب و کار خود را به چالش کشیده و دوباره تعریف کنند. آنها باید وضعیت فعلی و آینده بازار و مشتریان محصولات خود را درک کنند. آنها باید مشکلات محصولات خود را تحلیل و شناسایی کنند.
۲. استراتژیک و سیستمی فکر کنند تا تصویر بزرگی از بازار محصولات خود داشته باشند. آنها باید به آینده توجه کنند و مشتریان بالقوه و نیازهای آتی آنها را تحلیل کنند تا بتوانند محصولات خود را متناسب با نیاز بازار آینده توسعه دهند.
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
۳. به محصولات و خدمات جدید فکر کنند و آنچه بازار و مشتریان نیاز دارند؛ ولی، اکنون در دسترس نیست، را تولید کنند.
۴.سپس، با کاهش هزینه و متمایزسازی محصولات خود، مشتریان جدید را جذب کنند تا به مزیت برتری دست یابند.
🔺مطالعه کتاب «استراتژی اقیانوس آبی» Blue Ocean Strategy نوشته چان کیم و رنه موبورن را به اساتید، دانشجویان، مدیران و کارکنان پیشنهاد میکنم./ گاهنامه مدیر
✍دکتر علی محمد مصدق راد
https://t.me/ExecutiveManagement
۴.سپس، با کاهش هزینه و متمایزسازی محصولات خود، مشتریان جدید را جذب کنند تا به مزیت برتری دست یابند.
🔺مطالعه کتاب «استراتژی اقیانوس آبی» Blue Ocean Strategy نوشته چان کیم و رنه موبورن را به اساتید، دانشجویان، مدیران و کارکنان پیشنهاد میکنم./ گاهنامه مدیر
✍دکتر علی محمد مصدق راد
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ با پوپولیسم خداحافظی کنیم
چرا پوپولیسم در ایران بروز و ظهور دارد؟
✍️دکتر محمدرضا منجذب
۱) ظهور پوپولیسم همیشه به خاطر این است که دولتها کارهای نکردهای دارند و رقیبشان همان را اهرم قدرت میکنند.
۲) در توزیع ثروت (نفت و منابع کشور) عملکرد مناسبی نداشته ایم و آن را بیشتر برای تهران و شهرهای بزرگ و به ضرر مناطق محروم توزیع کرده ایم.
۳) عملکرد خصوصی سازی مناسب نبوده است. و در بازتوزیع خوب عمل نشده است.
۴) هدفمندی یارانه ها خوب و کامل اجرا نشده است و بیشتر مورد استفاده پوپولیستی بوده است، و نه در مسیر صحیح عدالت محور و حذف یارانه های غیرمنطقی. مسئله این است که هدفمندی، درست اجرا نشد و هنوز هم تحلیل درستی از هدفمندی نداریم. هدفمندی نباید بصورت نقدیکردن مطرح باشد (پوپولیستی). پول شکل صدقه پیدا کرده و بیشتر از دریافتی دولت بوده است.
اما برای اینکه از پوپولیسم دور شویم و در اقتصاد مجددا اتفاق نیافتد چه اقداماتی باید انجام داد؟
1- ایجاد آمادگی لازم برای اجرای فرایند توسعه (وفاق و همدلی ملی، ایجاد فرهنگ ایثار چند نسلی، محو فساد و رانت،..). تدوین برنامه بلندمدت توسعه توسط نخبگان اعم از اساتید و مدیران موفق و ...، تعریف سیاست های مالی، پولی و ارزی و ... + ایجاد انضباط در سیاستها در راستای این برنامه ها و تنظیم آنها بر مبنای برنامه کوتاه مدت. برنامه پوپولیستی برنامه ای با تبعیت از روزمرگی است و در خلا برنامه های بلندمدت و یا عدم الزام به اجرای آنها ظاهر می شود.
2- حذف دستگاه های موازی و موازی کاری: در راستای برنامه های مزبور موجب صرفه جویی در هزینه های غیر ضرور و افزایش کارایی در مسیر توسعه می شود. دستگاههای موازی یا سرعت توسعه را می کاهد و یا بازدارنده آن می شود.
3- الزام تمامی دستگاه های اجرایی به برنامه ها و ایجاد مکانیزم نظارت و بازدارنده از تخطی از برنامه های مزبور، این الزام تحت نظارت و ارشاد مستقیم نهاد رهبری و بصورت فصل الخطاب و مستمر در ایران باید اعمال گردد.
4- باید بازتوزیع به طور کامل انجام شده و حمایت مؤثر از فقرا در دستور کار باشد. مسیر توسعه در این راستا باید تدوین گردد (که مطابقت با اصولی از قانون اساسی دارد).
5- فساد از ساختار سیاسی باید حذف شود، تا سایه پوپولیسم از سر ما حذف شود.
6- صندوق ذخیره ارزی از درآمدهای نفتی (چیزی مانند نروژ) بصورت دقیق، کارشناسی و واقعی باید ایجاد گردد. نفت بعنوان یک ثروت بین نسلها مطرح هست.
7- تلاش شود سطح سواد و فرهنگ (توسعه ای) اقتصادی مردم افزایش یابد و به سطح مطلوبی برسد. انگیزه فداکاری بین نسلی ترویج یابد با این رویکرد که نسلهای بعدی از ثمره توسعه بهره مند میشوند (فرزندان ما).
8- نهادهای لازم و قوی برای توسعه تعریف، تقویت و یا ایجاد گردد. توسعه فرایندی است که نیاز به مشارکت تمامی اقشار دارد و با همراهی نهادهای قوی اجرا میشود. توسعه یک فرایند فردی و یا گروهی کوچک نیست.
نتیجه: توجه و دامن زدن به مسایل روزمره موجب گسترش پوپولیسم در اقتصاد می شود. باید منهای فساد و با ایجاد فرهنگ توسعه و اجرای برنامه بلندمدت توسعه با پوپولیسم خداحافظی کرد.
https://t.me/ExecutiveManagement
چرا پوپولیسم در ایران بروز و ظهور دارد؟
✍️دکتر محمدرضا منجذب
۱) ظهور پوپولیسم همیشه به خاطر این است که دولتها کارهای نکردهای دارند و رقیبشان همان را اهرم قدرت میکنند.
۲) در توزیع ثروت (نفت و منابع کشور) عملکرد مناسبی نداشته ایم و آن را بیشتر برای تهران و شهرهای بزرگ و به ضرر مناطق محروم توزیع کرده ایم.
۳) عملکرد خصوصی سازی مناسب نبوده است. و در بازتوزیع خوب عمل نشده است.
۴) هدفمندی یارانه ها خوب و کامل اجرا نشده است و بیشتر مورد استفاده پوپولیستی بوده است، و نه در مسیر صحیح عدالت محور و حذف یارانه های غیرمنطقی. مسئله این است که هدفمندی، درست اجرا نشد و هنوز هم تحلیل درستی از هدفمندی نداریم. هدفمندی نباید بصورت نقدیکردن مطرح باشد (پوپولیستی). پول شکل صدقه پیدا کرده و بیشتر از دریافتی دولت بوده است.
اما برای اینکه از پوپولیسم دور شویم و در اقتصاد مجددا اتفاق نیافتد چه اقداماتی باید انجام داد؟
1- ایجاد آمادگی لازم برای اجرای فرایند توسعه (وفاق و همدلی ملی، ایجاد فرهنگ ایثار چند نسلی، محو فساد و رانت،..). تدوین برنامه بلندمدت توسعه توسط نخبگان اعم از اساتید و مدیران موفق و ...، تعریف سیاست های مالی، پولی و ارزی و ... + ایجاد انضباط در سیاستها در راستای این برنامه ها و تنظیم آنها بر مبنای برنامه کوتاه مدت. برنامه پوپولیستی برنامه ای با تبعیت از روزمرگی است و در خلا برنامه های بلندمدت و یا عدم الزام به اجرای آنها ظاهر می شود.
2- حذف دستگاه های موازی و موازی کاری: در راستای برنامه های مزبور موجب صرفه جویی در هزینه های غیر ضرور و افزایش کارایی در مسیر توسعه می شود. دستگاههای موازی یا سرعت توسعه را می کاهد و یا بازدارنده آن می شود.
3- الزام تمامی دستگاه های اجرایی به برنامه ها و ایجاد مکانیزم نظارت و بازدارنده از تخطی از برنامه های مزبور، این الزام تحت نظارت و ارشاد مستقیم نهاد رهبری و بصورت فصل الخطاب و مستمر در ایران باید اعمال گردد.
4- باید بازتوزیع به طور کامل انجام شده و حمایت مؤثر از فقرا در دستور کار باشد. مسیر توسعه در این راستا باید تدوین گردد (که مطابقت با اصولی از قانون اساسی دارد).
5- فساد از ساختار سیاسی باید حذف شود، تا سایه پوپولیسم از سر ما حذف شود.
6- صندوق ذخیره ارزی از درآمدهای نفتی (چیزی مانند نروژ) بصورت دقیق، کارشناسی و واقعی باید ایجاد گردد. نفت بعنوان یک ثروت بین نسلها مطرح هست.
7- تلاش شود سطح سواد و فرهنگ (توسعه ای) اقتصادی مردم افزایش یابد و به سطح مطلوبی برسد. انگیزه فداکاری بین نسلی ترویج یابد با این رویکرد که نسلهای بعدی از ثمره توسعه بهره مند میشوند (فرزندان ما).
8- نهادهای لازم و قوی برای توسعه تعریف، تقویت و یا ایجاد گردد. توسعه فرایندی است که نیاز به مشارکت تمامی اقشار دارد و با همراهی نهادهای قوی اجرا میشود. توسعه یک فرایند فردی و یا گروهی کوچک نیست.
نتیجه: توجه و دامن زدن به مسایل روزمره موجب گسترش پوپولیسم در اقتصاد می شود. باید منهای فساد و با ایجاد فرهنگ توسعه و اجرای برنامه بلندمدت توسعه با پوپولیسم خداحافظی کرد.
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ گزارش جامع نقدینگی جهانی
✅ هدف گزارش دیده بانی عرضه پول (نقدینگی) جهانی (GMSM) ردیابی، تجزیه و تحلیل و نظارت بر روند عرضه پول در اقتصادها، روشن کردن رابطه آنها با اقتصاد و بازارهای مالی است.
گزارش GMSM با پوشش جامع 169 کشور و منطقه که 99 درصد از تولید ناخالص داخلی جهان را تشکیل می دهد، بینش های ارزشمندی را ارائه می دهد.
جمع بندی ها و داده ها به طور دقیق در گروه های اقتصادی و جغرافیایی دسته بندی شده اند و گزارش دیده بانی عرضه پول جهانی 2023، از سال 1995 تا سال 2023 را پوشش می دهد.
ادامه مطلب؛
https://www.econovis.net/global-money-supply
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ هدف گزارش دیده بانی عرضه پول (نقدینگی) جهانی (GMSM) ردیابی، تجزیه و تحلیل و نظارت بر روند عرضه پول در اقتصادها، روشن کردن رابطه آنها با اقتصاد و بازارهای مالی است.
گزارش GMSM با پوشش جامع 169 کشور و منطقه که 99 درصد از تولید ناخالص داخلی جهان را تشکیل می دهد، بینش های ارزشمندی را ارائه می دهد.
جمع بندی ها و داده ها به طور دقیق در گروه های اقتصادی و جغرافیایی دسته بندی شده اند و گزارش دیده بانی عرضه پول جهانی 2023، از سال 1995 تا سال 2023 را پوشش می دهد.
ادامه مطلب؛
https://www.econovis.net/global-money-supply
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Econovis
Global Money Supply | Econovis
Global Money Supply Monitor
Welcome to the Global Money Supply Monitor (GMSM), where we explore the intricate dynamics of money supply–a fundamental pillar shaping economies and markets worldwide.
Welcome to the Global Money Supply Monitor (GMSM), where we explore the intricate dynamics of money supply–a fundamental pillar shaping economies and markets worldwide.
✳️ استبداد شایستگی
سویهی تاریک شایستهسالاری
نویسنده: مایکل سندل/استاد فلسفه سیاسی دانشگاه هاروارد امریکا
خلاصه کتاب استبداد شایستگی Tyranny of merit
«شایسته سالاری» نه تنها راهحل مناسبی برای چالشهایی شبیه به نابرابری نیست که حتی پیامدش برای خیر عمومی فاجعه به بار میآورد.
چرا کتاب استبداد شایستگی را پیشنهاد میکنیم؟
پیامی که به ما میگوید «اگر تلاش کنی، موفق میشوی» را زیاد میشنویم. این پیام از دل این عقیده بیرون آمده که در نظام مبتنی بر شایستهسالاری، شرایط و موقعیتها به صورت برابر در دسترس شهروندان است.
اما در عمل میدانیم فاکتورهای زیادی در موفقیت ما نقش دارند و شرایط نابرابرتر از آن است که تنها فاکتور تلاش در دستیابی به موفقیت موثر باشد. مایکل سندل میگوید دلیل چنین شرایط نابرابری این نیست که شایستهسالاری به شکل درست یا کامل در جامعه پیاده نشده.
بلکه مشکل اینجاست که "اساسا شایستهسالاری ایدهآل مناسبی برای از بین بردن نابرابری و ایجاد شرایط برابر برای تمام شهروندان نیست."
https://bpls.me/trggsa
در واقع شایسته سالاری سویهی تاریک و آسیبرسانی دارد برای همین باید دربارهاش محتاط باشیم.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
سویهی تاریک شایستهسالاری
نویسنده: مایکل سندل/استاد فلسفه سیاسی دانشگاه هاروارد امریکا
خلاصه کتاب استبداد شایستگی Tyranny of merit
«شایسته سالاری» نه تنها راهحل مناسبی برای چالشهایی شبیه به نابرابری نیست که حتی پیامدش برای خیر عمومی فاجعه به بار میآورد.
چرا کتاب استبداد شایستگی را پیشنهاد میکنیم؟
پیامی که به ما میگوید «اگر تلاش کنی، موفق میشوی» را زیاد میشنویم. این پیام از دل این عقیده بیرون آمده که در نظام مبتنی بر شایستهسالاری، شرایط و موقعیتها به صورت برابر در دسترس شهروندان است.
اما در عمل میدانیم فاکتورهای زیادی در موفقیت ما نقش دارند و شرایط نابرابرتر از آن است که تنها فاکتور تلاش در دستیابی به موفقیت موثر باشد. مایکل سندل میگوید دلیل چنین شرایط نابرابری این نیست که شایستهسالاری به شکل درست یا کامل در جامعه پیاده نشده.
بلکه مشکل اینجاست که "اساسا شایستهسالاری ایدهآل مناسبی برای از بین بردن نابرابری و ایجاد شرایط برابر برای تمام شهروندان نیست."
https://bpls.me/trggsa
در واقع شایسته سالاری سویهی تاریک و آسیبرسانی دارد برای همین باید دربارهاش محتاط باشیم.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
پادکست بیپلاس
استبداد شایستگی
خلاصه کتاب استبداد شایستگی Tyranny of merit
«شایسته سالاری» نه تنها راهحل مناسبی برای چالشهایی شبیه به نابرابری نیست که حتی پیامدش برای خیر عمومی فاجعه به بار میآورد.
چرا کتاب استبداد شایستگی را پیشنهاد میکنیم؟
پیامی که به ما میگوید «اگر…
«شایسته سالاری» نه تنها راهحل مناسبی برای چالشهایی شبیه به نابرابری نیست که حتی پیامدش برای خیر عمومی فاجعه به بار میآورد.
چرا کتاب استبداد شایستگی را پیشنهاد میکنیم؟
پیامی که به ما میگوید «اگر…
✳️ درجه آزادی اقتصاد
✅ آزادي اقتصادي یکی از اصول مهم در ارزیابی توسعه یافتگی اقتصاد کشورهاست. درجه آزادی اقتصاد کشورها بر اساس ۵ شاخص تعیین میگردد.
نحوه درجهبندی شاخص آزادی اقتصاد
در دهه ۱۹۶۰، آلن گرینسپن استدلال کرد که آزادی اقتصادی مستلزم استاندارد طلایی برای محافظت از پس انداز از مصادره از طریق تورم است
۱- مؤسسه فریزر در گزارش آزادی اقتصاد به نظر میآید مؤسسه فریزر مستندتر باشد؛ زیرا چند اقتصاددان برنده نوبل اقتصاد بر آن نظارت میکنند.
گزارش سال ۲۰۰۸ آزادی اقتصاد مؤسسه فریزر ۱۴۱ کشور دنیا را بر اساس اطلاعات سال ۲۰۰۶ ردهبندی کرده است.
این مؤسسه در سال ۱۹۷۵ گزارش خود بر اساس آزادی اقتصاد را منتشر کرد.
🔸شاخص آزادی اقتصاد فریزر شاخصی است موزون متشکل از ۵ شاخص:
۱- حجم و اندازه دولت
• مصرف دولت به عنوان درصد GDB
• حجم یارانهها
• سرمایهگذاری دولت
• نرخهای مالیات بر درآمد و حقوق
۲- ساختار قانونی امنیت حقوق مالکیت
• استقلال از دستگاه قضایی
• حمایت از مالکیت معنوی
• دخالت نظامی
• یکپارچگی دستگاه قضایی
۳- دسترسی به نقدینگی سالم
• رشد نقدینگی
• آزادی مالکیت ارزهای خارجی
• نرخ تورم فعلی
• تغییر تورم در پنج سال اخیر
۴- آزادی تجارت خارجی
• مالیات و تعرفههای گمرکی
• موانع تجاری قانونی
• تفاوت نرخ ارز رسمی و بازار سیاه
• کنترل بازار سرمایه
• حجم بخش تجارت
۵- قوانین مالی، بازار کار و تجارت
• میزان مشارکت بانک های خصوصی و خارجی
• محدودیت نرخ سود بانکی
• سهم سپردهها در بانک های خصوصی
• محدودیت در قوانین دستمزد و اخراج نیرو
• سهم اشتغالزایی دولت
۲- مؤسسه هریتیج شاخص اقتصادی هریتیج از حدود ۵۰ متغیر مستقل اقتصادی که در ۱۰ شاخص دسته بندی شدهاند محاسبه و ارائه میشود.
ایران در رده ترکمنستان بنگلادش بلاروس جزو عقب مانده ترین و ضعیف ترین پله های شاخصها قرار دارد./ قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ آزادي اقتصادي یکی از اصول مهم در ارزیابی توسعه یافتگی اقتصاد کشورهاست. درجه آزادی اقتصاد کشورها بر اساس ۵ شاخص تعیین میگردد.
نحوه درجهبندی شاخص آزادی اقتصاد
در دهه ۱۹۶۰، آلن گرینسپن استدلال کرد که آزادی اقتصادی مستلزم استاندارد طلایی برای محافظت از پس انداز از مصادره از طریق تورم است
۱- مؤسسه فریزر در گزارش آزادی اقتصاد به نظر میآید مؤسسه فریزر مستندتر باشد؛ زیرا چند اقتصاددان برنده نوبل اقتصاد بر آن نظارت میکنند.
گزارش سال ۲۰۰۸ آزادی اقتصاد مؤسسه فریزر ۱۴۱ کشور دنیا را بر اساس اطلاعات سال ۲۰۰۶ ردهبندی کرده است.
این مؤسسه در سال ۱۹۷۵ گزارش خود بر اساس آزادی اقتصاد را منتشر کرد.
🔸شاخص آزادی اقتصاد فریزر شاخصی است موزون متشکل از ۵ شاخص:
۱- حجم و اندازه دولت
• مصرف دولت به عنوان درصد GDB
• حجم یارانهها
• سرمایهگذاری دولت
• نرخهای مالیات بر درآمد و حقوق
۲- ساختار قانونی امنیت حقوق مالکیت
• استقلال از دستگاه قضایی
• حمایت از مالکیت معنوی
• دخالت نظامی
• یکپارچگی دستگاه قضایی
۳- دسترسی به نقدینگی سالم
• رشد نقدینگی
• آزادی مالکیت ارزهای خارجی
• نرخ تورم فعلی
• تغییر تورم در پنج سال اخیر
۴- آزادی تجارت خارجی
• مالیات و تعرفههای گمرکی
• موانع تجاری قانونی
• تفاوت نرخ ارز رسمی و بازار سیاه
• کنترل بازار سرمایه
• حجم بخش تجارت
۵- قوانین مالی، بازار کار و تجارت
• میزان مشارکت بانک های خصوصی و خارجی
• محدودیت نرخ سود بانکی
• سهم سپردهها در بانک های خصوصی
• محدودیت در قوانین دستمزد و اخراج نیرو
• سهم اشتغالزایی دولت
۲- مؤسسه هریتیج شاخص اقتصادی هریتیج از حدود ۵۰ متغیر مستقل اقتصادی که در ۱۰ شاخص دسته بندی شدهاند محاسبه و ارائه میشود.
ایران در رده ترکمنستان بنگلادش بلاروس جزو عقب مانده ترین و ضعیف ترین پله های شاخصها قرار دارد./ قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
❤1
📊 مقایسه شاخص های رفاه اجتماعی؛
در سنگاپور؛ آمریکا و انگلستان
✅ نشریه معتبر فارین پالیسی در مقاله ای با عنوان "آنچه غرب باید از سنگاپور درس بگیرد "
شاخص های اقتصادی و اجتماعی ؛ رفاه شهروندان سه کشور سنگاپور؛ آمریکا و انگلستان را مقایسه کرده که به جزء یک مورد ، در بقیه موارد سنگاپور از دو کشور آمریکا و انگلستان برتر است . از جمله ،
🔹 رضایتمندی از نظام سلامت ؛ ۹۳ درصد
🔹رضایتمندی از نظام قضایی ؛ ۸۹ درصد
🔹رضایتمندی از نظام آموزش ؛ ۸۶ درصد
🔹امید به زندگی ؛ ۸۳ سال
🔹 نرخ قتل( در ۱۰۰ هزار نفر ) ؛ ۰.۱۲
کانال تحولات بین المللی
https://t.me/ExecutiveManagement
در سنگاپور؛ آمریکا و انگلستان
✅ نشریه معتبر فارین پالیسی در مقاله ای با عنوان "آنچه غرب باید از سنگاپور درس بگیرد "
شاخص های اقتصادی و اجتماعی ؛ رفاه شهروندان سه کشور سنگاپور؛ آمریکا و انگلستان را مقایسه کرده که به جزء یک مورد ، در بقیه موارد سنگاپور از دو کشور آمریکا و انگلستان برتر است . از جمله ،
🔹 رضایتمندی از نظام سلامت ؛ ۹۳ درصد
🔹رضایتمندی از نظام قضایی ؛ ۸۹ درصد
🔹رضایتمندی از نظام آموزش ؛ ۸۶ درصد
🔹امید به زندگی ؛ ۸۳ سال
🔹 نرخ قتل( در ۱۰۰ هزار نفر ) ؛ ۰.۱۲
کانال تحولات بین المللی
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ شاخص های حکمرانی
✅ مقایسه سه کشور سنگاپور ، آمریکا و انگلستان( بر اساس رتبه بندی بانک جهانی )
👍✨ وضعیت بی نظیر سنگاپور
🔹حاکمیت قانون :
سنگاپور( 99) ، آمریکا ( 88) ، انگلستان ( 89)
🔹ثبات سیاسی و فقدان خشونت :
سنگاپور (97) ، آمریکا ( 45) ، انگلستان ( 62)
🔹کارآمدی دولت :
سنگاپور( 100) ، آمریکا ( 86 ) ، انگلستان ( 85 )
🔹کیفیت قوانین:
سنگاپور(100 ) ، آمریکا ( 91 ) ، انگلستان ( 93 )
🔹کنترل فساد :
سنگاپور( 98) ، آمریکا ( 82 ) ، انگلستان ( 92 )
🔺(عالی = 100 امتیاز؛ بد = 0 امتیاز)
کانال تحولات بین المللی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ مقایسه سه کشور سنگاپور ، آمریکا و انگلستان( بر اساس رتبه بندی بانک جهانی )
👍✨ وضعیت بی نظیر سنگاپور
🔹حاکمیت قانون :
سنگاپور( 99) ، آمریکا ( 88) ، انگلستان ( 89)
🔹ثبات سیاسی و فقدان خشونت :
سنگاپور (97) ، آمریکا ( 45) ، انگلستان ( 62)
🔹کارآمدی دولت :
سنگاپور( 100) ، آمریکا ( 86 ) ، انگلستان ( 85 )
🔹کیفیت قوانین:
سنگاپور(100 ) ، آمریکا ( 91 ) ، انگلستان ( 93 )
🔹کنترل فساد :
سنگاپور( 98) ، آمریکا ( 82 ) ، انگلستان ( 92 )
🔺(عالی = 100 امتیاز؛ بد = 0 امتیاز)
کانال تحولات بین المللی
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ حکایت همچنان باقیست
احسان سلطاني/اقتصاددان
چشم انداز اقتصادی که در دولت چهاردهم دیده می شود، به ویژه با رویکردها و دیدگاه های کاندیداهای ریاست جمهوری، "امیدوارکننده نیست."
"نه" قرار است وضعیت معیشت مردم بهتر شود، که احتمالا بدتر هم خواهد شد.
"نه" قرار است فساد و غارت اقتصاد کمتر شود، که بیشتر هم خواهد شد.
به ویژه این که با شعارهای فریبنده کلیشه ای آزادسازی اقتصاد و …، قرار است دست الیگارش ها و مافیاهای اقتصادی در "چپاول" هر چه بیشتر مردم و کشور، بیشتر باز گذاشته شود.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
احسان سلطاني/اقتصاددان
چشم انداز اقتصادی که در دولت چهاردهم دیده می شود، به ویژه با رویکردها و دیدگاه های کاندیداهای ریاست جمهوری، "امیدوارکننده نیست."
"نه" قرار است وضعیت معیشت مردم بهتر شود، که احتمالا بدتر هم خواهد شد.
"نه" قرار است فساد و غارت اقتصاد کمتر شود، که بیشتر هم خواهد شد.
به ویژه این که با شعارهای فریبنده کلیشه ای آزادسازی اقتصاد و …، قرار است دست الیگارش ها و مافیاهای اقتصادی در "چپاول" هر چه بیشتر مردم و کشور، بیشتر باز گذاشته شود.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ فساد سيستماتيك و تسخير دولت
✅ گرچه همۀ کشورهای دنیا با سطحی از فساد همواره مواجه هستند، اما آنچه فساد در ایران دهۀ اخیر را از دهههای پیشین و بسیاری از کشورها متمایز میکند؛ سرعت، شدت، عمق و سیستماتیک شدن آن است. از این رو اعلام مصادیق جدید فساد، موجی زودگذر بوده و به امری عادی تبدیل شده است.
🔹 بر اساس گزارش بانک جهانی و سازمان شفافیت بینالملل، ایران بهطور پیوسته در میان کشورهایی با درجۀ بالای سطح ادراک فساد بوده و در آخرین گزارش سازمان شفافیت بین الملل، رتبه ایران در شاخص ادراک فساد از رتبۀ 147 در میان 180 کشور در سال 2022 به 149 در سال 2023 رسیده است.
🔹اهمیت شكل گيري فساد سيستماتيك از آن جهت است که از طريق نفوذ در دولت، در نظام تصميم گيري اختلال ايجاد شده، حاکمیت قانون و پاسخگویی از میان مي رود و منافع ذي نفعان موجب انحراف در تخصیص منابع مي شود. از آنجا که آنان تمايلي به شفافيت و پاسخگويي ندارند، دولت توان خوداصلاحي را از دست مي دهد. اين امر موجب كاهش مشروعيت و كارآمدي نظام مي شود. زيرا ذي نفعان از طريق فشار بر دولت و مجلس، بستر تصميماتي را فراهم مي آورند كه به زيان عموم مردم و به نفع اقليتي رانتخوار است. اگر مروري بر برخي از سياست هاي عمومي شود، متوجه مي شويم كه اين سياست، منافع عمومي را در نظر نمي گيرد. گران كردن اينترنت در عصر اطلاعات، همراه با كاهش دامنه آن و فيلتر كردن برخي از شبكه ها، سياستي به نفع اقليت ممتاز و عليه اكثريت جامعه است. در حالي كه تورم در مرز 40 درصد است و اين روزها نيز نرخ ارز از ثبات چند ماه گذشته فاصله گرفته و سير صعودي را در پيش گرفته است و دستمزد و حقوق تنها 20 درصد افزايش يافته است، اما ماليات ها 51 درصد رشد داشته كه عمدتا از حقوق بگيران و توليدكنندگان اخذ مي شود و به نفع دلالان و گروه هاي خاص بهره مند و شبه دولتی ها خواهد بود.
🔹 رانتخواران از طريق لابیگری، تامین مالی هزینههای کاندیداها و یا اعطای امتیاز، باعث می شوند تا تصمیمات بر مدار منافع آنان بچرخد. مصوبه واردات خودرو دست دوم و وضعیت کنونی آن نیز یکی از مصادیق آن است.
🔹به عنوان مثال گرچه شفافیت در بهبود حکمرانی ضرورت دارد اما آنان عمیقأ با شفافیت مخالفند. یکی از دلایل عدم شفافیت و شاید مهمترین دلیل عدم شفافیت در مواجهه با موارد فساد مالی، ارتباط مفسدان با ساختار درونی قدرت به شکل های مختلف بوده است. اظهارات چندی پیش رئیس سازمان بازرسی کل کشور مبنی بر مشکلات دستگاه متبوع وی در مواجهۀ با فساد و همچنین هشدار وزیر کشور ایران در دولت دوازدهم مبنی بر اثرات «پولهای کثیف و قاچاق»، در عرصه سیاست و قدرت در ایران، در نوع خود تکان دهنده بوده است ( ایسنا،11 / 12 / 1393). به طور قطع و مستند، نتیجه قدرت و نفوذ گروههای ذی نفع، کاهش رفاه جامعه است.
🔹از منظری دیگر، حلقه حکومت که در دهه اخیر بیشتر از گذشته بسته شده است، ادامه حیات خود را با حامی پروری دنبال می کند. اقتضای نظام بسته، حامی پروری و اقتصاد رانتی بوده که با وضع تحریم ها علیه کشور بر شدت آن افزوده شده است. در نتیجه، این گروه ها که به یمن تحریم، به عاملان دور زدن تحریم و کاهش فشار بر کشور تبدیل شده اند، نفوذ گسترده تری در نظام تصمیم گیری خواهند داشت.
🔹مفهوم ديگر اين پيام اين است كه فساد سيستماتيك موجب مي شود تا دولت در تسخير خواص درآمده و نظام فاقد مشروعيت و كارآمدي كه دو ركن پايداري يك نظام سياسي است شوند. از اين رو مبارزه با آن در اولويت است.
محمدرضا يوسفي/اقتصاددان و مدرس حوزه
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ گرچه همۀ کشورهای دنیا با سطحی از فساد همواره مواجه هستند، اما آنچه فساد در ایران دهۀ اخیر را از دهههای پیشین و بسیاری از کشورها متمایز میکند؛ سرعت، شدت، عمق و سیستماتیک شدن آن است. از این رو اعلام مصادیق جدید فساد، موجی زودگذر بوده و به امری عادی تبدیل شده است.
🔹 بر اساس گزارش بانک جهانی و سازمان شفافیت بینالملل، ایران بهطور پیوسته در میان کشورهایی با درجۀ بالای سطح ادراک فساد بوده و در آخرین گزارش سازمان شفافیت بین الملل، رتبه ایران در شاخص ادراک فساد از رتبۀ 147 در میان 180 کشور در سال 2022 به 149 در سال 2023 رسیده است.
🔹اهمیت شكل گيري فساد سيستماتيك از آن جهت است که از طريق نفوذ در دولت، در نظام تصميم گيري اختلال ايجاد شده، حاکمیت قانون و پاسخگویی از میان مي رود و منافع ذي نفعان موجب انحراف در تخصیص منابع مي شود. از آنجا که آنان تمايلي به شفافيت و پاسخگويي ندارند، دولت توان خوداصلاحي را از دست مي دهد. اين امر موجب كاهش مشروعيت و كارآمدي نظام مي شود. زيرا ذي نفعان از طريق فشار بر دولت و مجلس، بستر تصميماتي را فراهم مي آورند كه به زيان عموم مردم و به نفع اقليتي رانتخوار است. اگر مروري بر برخي از سياست هاي عمومي شود، متوجه مي شويم كه اين سياست، منافع عمومي را در نظر نمي گيرد. گران كردن اينترنت در عصر اطلاعات، همراه با كاهش دامنه آن و فيلتر كردن برخي از شبكه ها، سياستي به نفع اقليت ممتاز و عليه اكثريت جامعه است. در حالي كه تورم در مرز 40 درصد است و اين روزها نيز نرخ ارز از ثبات چند ماه گذشته فاصله گرفته و سير صعودي را در پيش گرفته است و دستمزد و حقوق تنها 20 درصد افزايش يافته است، اما ماليات ها 51 درصد رشد داشته كه عمدتا از حقوق بگيران و توليدكنندگان اخذ مي شود و به نفع دلالان و گروه هاي خاص بهره مند و شبه دولتی ها خواهد بود.
🔹 رانتخواران از طريق لابیگری، تامین مالی هزینههای کاندیداها و یا اعطای امتیاز، باعث می شوند تا تصمیمات بر مدار منافع آنان بچرخد. مصوبه واردات خودرو دست دوم و وضعیت کنونی آن نیز یکی از مصادیق آن است.
🔹به عنوان مثال گرچه شفافیت در بهبود حکمرانی ضرورت دارد اما آنان عمیقأ با شفافیت مخالفند. یکی از دلایل عدم شفافیت و شاید مهمترین دلیل عدم شفافیت در مواجهه با موارد فساد مالی، ارتباط مفسدان با ساختار درونی قدرت به شکل های مختلف بوده است. اظهارات چندی پیش رئیس سازمان بازرسی کل کشور مبنی بر مشکلات دستگاه متبوع وی در مواجهۀ با فساد و همچنین هشدار وزیر کشور ایران در دولت دوازدهم مبنی بر اثرات «پولهای کثیف و قاچاق»، در عرصه سیاست و قدرت در ایران، در نوع خود تکان دهنده بوده است ( ایسنا،11 / 12 / 1393). به طور قطع و مستند، نتیجه قدرت و نفوذ گروههای ذی نفع، کاهش رفاه جامعه است.
🔹از منظری دیگر، حلقه حکومت که در دهه اخیر بیشتر از گذشته بسته شده است، ادامه حیات خود را با حامی پروری دنبال می کند. اقتضای نظام بسته، حامی پروری و اقتصاد رانتی بوده که با وضع تحریم ها علیه کشور بر شدت آن افزوده شده است. در نتیجه، این گروه ها که به یمن تحریم، به عاملان دور زدن تحریم و کاهش فشار بر کشور تبدیل شده اند، نفوذ گسترده تری در نظام تصمیم گیری خواهند داشت.
🔹مفهوم ديگر اين پيام اين است كه فساد سيستماتيك موجب مي شود تا دولت در تسخير خواص درآمده و نظام فاقد مشروعيت و كارآمدي كه دو ركن پايداري يك نظام سياسي است شوند. از اين رو مبارزه با آن در اولويت است.
محمدرضا يوسفي/اقتصاددان و مدرس حوزه
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ سهم دلاری هر ایرانی از کیک اقتصاد ایران
✅ یک معیار بررسی رفاه بررسی سهم درآمدی است که به طور متوسط به هر فرد در کشور میرسد. این درآمد حاصل از ارزش افزودهای است که در اقتصاد خلق میشود که به آن تولید ناخالص داخلی میگویند.
🔹ارزش تولید ناخالص داخلی به ریال گزارش میشود اما میتوان با تبدیل آن به دلار به عنوان یک ارز بینالمللی معیار فهم دقیقتری از تغییرات درآمد سرانه داشت.
🔹در این گزارش درآمد سرانه هر ایرانی بر حسب دلار در نیمه نخست سالهای 1392 تا 1402 بررسی شده است.
👈نکته مهم این بررسی افت 20.1 درصد درآمد هر ایرانی بر حسب دلار در نیمه نخست امسال نسبت به سال قبل است. همچنین بررسی درآمد سرانه سالانه تا پایان سال 1401 نشان میدهد در سالهای 1397 تا 1399 هر ایرانی به طور متوسط 2 هزار دلار کمتر از سالهای 1392 تا 1396 درآمد بر حسب دلار داشته است که حاکی از افت رفاهی شدید در این مدت است.
لينك مطلب؛
https://news.mccima.com/23434/
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ یک معیار بررسی رفاه بررسی سهم درآمدی است که به طور متوسط به هر فرد در کشور میرسد. این درآمد حاصل از ارزش افزودهای است که در اقتصاد خلق میشود که به آن تولید ناخالص داخلی میگویند.
🔹ارزش تولید ناخالص داخلی به ریال گزارش میشود اما میتوان با تبدیل آن به دلار به عنوان یک ارز بینالمللی معیار فهم دقیقتری از تغییرات درآمد سرانه داشت.
🔹در این گزارش درآمد سرانه هر ایرانی بر حسب دلار در نیمه نخست سالهای 1392 تا 1402 بررسی شده است.
👈نکته مهم این بررسی افت 20.1 درصد درآمد هر ایرانی بر حسب دلار در نیمه نخست امسال نسبت به سال قبل است. همچنین بررسی درآمد سرانه سالانه تا پایان سال 1401 نشان میدهد در سالهای 1397 تا 1399 هر ایرانی به طور متوسط 2 هزار دلار کمتر از سالهای 1392 تا 1396 درآمد بر حسب دلار داشته است که حاکی از افت رفاهی شدید در این مدت است.
لينك مطلب؛
https://news.mccima.com/23434/
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
سایت خبری اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی خراسان رضوی
سهم دلاری هر ایرانی از کیک اقتصاد ایران
به گزارش اکوایران، افزایش رفاه اقتصادی اغلب به عنوان هدف اصلی سیاستمداران و اقتصاددانان ذکر میشود. یک معیار بررسی رفاه بررسی سهم درآمدی است که به طور متوسط به هر فرد در کشور میرسد. این درآمد حاصل از ارزش افزودهای است که در اقتصاد خلق میشود که به آن تولید…
Forwarded from 🌀 برنامه ریزی استراتژیک توسعه 🌀 (M.Asadabadi)
نسخه دنی رودریک استاد دانشگاه هاروارد برای کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه
نجات توسعه و علم اقتصاد از چنگ نئولیبرالیسم
این حرف نئولیبرالها خطا نیست که وقتی اقتصادمان بانشاط و قوی و در حال رشد باشد، احتمال دستیابی به آن آرمانهای گرانقدر بیشتر میشود. ولی این تصورشان خطاست که باور دارند یک نسخۀ منحصربهفرد و جهانشمول برای بهبود عملکرد اقتصادی وجود دارد که در دست آنهاست.
خطای مهلک نئولیبرالیسم آن است که حتی علم اقتصاد را درست نمیفهمد. به یک دلیل ساده، باید نئولیبرالیسم را با تکیه بر اصول ادعایی خودش رد کرد: نئولیبرالیسم یعنی کارنابلدی در علم اقتصاد.
دنی رودریک: حتی سرسختترین منتقدان نئولیبرالیسم هم معترفاند که تعریف دقیق این واژه دشوار است. در معنای کلی، این تعبیر یعنی ترجیح بازار بر حکومت، مشوقهای اقتصادی بر هنجارهای اجتماعی یا فرهنگی، و کارآفرینی خصوصی بر کنش دستهجمعی یا اجتماعی. این واژه برای توصیف طیف گستردهای از پدیدهها استفاده شده است: از آگوستو پینوشه تا مارگارت تاچر و رونالد ریگان، از حزب دموکراتِ کلینتون و حزب کارگر جدیدِ بریتانیا تا گشایش اقتصادی در چین و اصلاح دولت رفاه در سوئد.
هر چیزی که بوی مقرراتزدایی، لیبرالسازی، خصوصیسازی یا ریاضت اقتصادی بدهد، زیر چتر این واژه قرار میگیرد. امروزه نئولیبرالیسم بهعنوان نمایندۀ آن ایدهها و روشهایی که ناامنی و نابرابری روزافزون اقتصادی را موجب شدهاند و به ازدسترفتن ارزشها و آرمانهای سیاسیمان انجامیدهاند، ناسزا میشنود و حتی نکوهش شده است که واپسگراییِ پوپولیستی جاری را تشدید کرده است.
علیالظاهر در عصر نئولیبرالیسم به سر میبریم. اما طرفداران و مروّجان نئولیبرالیسم، یعنی نئولیبرالها، کیستند؟ عجیب است که برای یافتن کسی که صراحتاً نئولیبرالیسم را بپذیرد، باید به اوایل دهۀ ۱۹۸۰ برگردیم. در سال ۱۹۸۲، چارلز پیترز (سردبیر سابق مجلۀ واشنگتنمانتلی) مقالهای با عنوان «مانیفست یک نئولیبرال» منتشر کرد.
اکنون که ۳۵ سال از آن زمان گذشته است، مقالۀ او خواندنی است چون نئولیبرالیسمی که او وصف میکند شباهت چندانی به سوژۀ تمسخرهای امروزی ندارد. سیاستمدارانی که به نظر پیترز مصداق آن جنبشاند، نه تاچر یا ریگان، بلکه بیل بردلی، گری هارت و پُل سانگس هستند. روزنامهنگاران و دانشگاهیانی که او در این فهرست میگنجاند کسانی از قبیل جیمز فالوز، مایکل کینسلی و لستر تورو هستند. نئولیبرالهای پیترز، (به معنای آمریکایی کلمه) لیبرالهاییاند که تعصب خود لهِ اتحادیهها و حکومت بزرگ و علیه بازارها و ارتش را کنار گذاشتهاند.
استفاده از واژۀ «نئولیبرال» در دهۀ ۱۹۹۰ ناگهان رایج شد، زمانی که این واژه با دو تحولی مرتبط شد که پیترز هیچیک از آنها را ذکر نکرده است. اولی مقرراتزدایی مالی بود که اوج آن، بحران مالی سال ۲۰۰۸ (یعنی اولین بحرانی که ایالات متحده پس از بازۀ بین دو جنگ جهانی تجربه کرد) و افتضاح یورو بود که هنوز ادامه دارد؛ دومی جهانیسازی اقتصادی بود که به لطف جریانهای آزاد مالی و یک نوع جدید و جاهطلبانهتر از توافقات تجاری شتاب یافت. مالیسازی و جهانیسازی به مشهودترین جلوههای نئولیبرالیسم در دنیای امروز تبدیل شدهاند.
ادامه مطلب؛
به كانال قواعدبازي بپیوندید؛
نجات توسعه و علم اقتصاد از چنگ نئولیبرالیسم
این حرف نئولیبرالها خطا نیست که وقتی اقتصادمان بانشاط و قوی و در حال رشد باشد، احتمال دستیابی به آن آرمانهای گرانقدر بیشتر میشود. ولی این تصورشان خطاست که باور دارند یک نسخۀ منحصربهفرد و جهانشمول برای بهبود عملکرد اقتصادی وجود دارد که در دست آنهاست.
خطای مهلک نئولیبرالیسم آن است که حتی علم اقتصاد را درست نمیفهمد. به یک دلیل ساده، باید نئولیبرالیسم را با تکیه بر اصول ادعایی خودش رد کرد: نئولیبرالیسم یعنی کارنابلدی در علم اقتصاد.
دنی رودریک: حتی سرسختترین منتقدان نئولیبرالیسم هم معترفاند که تعریف دقیق این واژه دشوار است. در معنای کلی، این تعبیر یعنی ترجیح بازار بر حکومت، مشوقهای اقتصادی بر هنجارهای اجتماعی یا فرهنگی، و کارآفرینی خصوصی بر کنش دستهجمعی یا اجتماعی. این واژه برای توصیف طیف گستردهای از پدیدهها استفاده شده است: از آگوستو پینوشه تا مارگارت تاچر و رونالد ریگان، از حزب دموکراتِ کلینتون و حزب کارگر جدیدِ بریتانیا تا گشایش اقتصادی در چین و اصلاح دولت رفاه در سوئد.
هر چیزی که بوی مقرراتزدایی، لیبرالسازی، خصوصیسازی یا ریاضت اقتصادی بدهد، زیر چتر این واژه قرار میگیرد. امروزه نئولیبرالیسم بهعنوان نمایندۀ آن ایدهها و روشهایی که ناامنی و نابرابری روزافزون اقتصادی را موجب شدهاند و به ازدسترفتن ارزشها و آرمانهای سیاسیمان انجامیدهاند، ناسزا میشنود و حتی نکوهش شده است که واپسگراییِ پوپولیستی جاری را تشدید کرده است.
علیالظاهر در عصر نئولیبرالیسم به سر میبریم. اما طرفداران و مروّجان نئولیبرالیسم، یعنی نئولیبرالها، کیستند؟ عجیب است که برای یافتن کسی که صراحتاً نئولیبرالیسم را بپذیرد، باید به اوایل دهۀ ۱۹۸۰ برگردیم. در سال ۱۹۸۲، چارلز پیترز (سردبیر سابق مجلۀ واشنگتنمانتلی) مقالهای با عنوان «مانیفست یک نئولیبرال» منتشر کرد.
اکنون که ۳۵ سال از آن زمان گذشته است، مقالۀ او خواندنی است چون نئولیبرالیسمی که او وصف میکند شباهت چندانی به سوژۀ تمسخرهای امروزی ندارد. سیاستمدارانی که به نظر پیترز مصداق آن جنبشاند، نه تاچر یا ریگان، بلکه بیل بردلی، گری هارت و پُل سانگس هستند. روزنامهنگاران و دانشگاهیانی که او در این فهرست میگنجاند کسانی از قبیل جیمز فالوز، مایکل کینسلی و لستر تورو هستند. نئولیبرالهای پیترز، (به معنای آمریکایی کلمه) لیبرالهاییاند که تعصب خود لهِ اتحادیهها و حکومت بزرگ و علیه بازارها و ارتش را کنار گذاشتهاند.
استفاده از واژۀ «نئولیبرال» در دهۀ ۱۹۹۰ ناگهان رایج شد، زمانی که این واژه با دو تحولی مرتبط شد که پیترز هیچیک از آنها را ذکر نکرده است. اولی مقرراتزدایی مالی بود که اوج آن، بحران مالی سال ۲۰۰۸ (یعنی اولین بحرانی که ایالات متحده پس از بازۀ بین دو جنگ جهانی تجربه کرد) و افتضاح یورو بود که هنوز ادامه دارد؛ دومی جهانیسازی اقتصادی بود که به لطف جریانهای آزاد مالی و یک نوع جدید و جاهطلبانهتر از توافقات تجاری شتاب یافت. مالیسازی و جهانیسازی به مشهودترین جلوههای نئولیبرالیسم در دنیای امروز تبدیل شدهاند.
ادامه مطلب؛
به كانال قواعدبازي بپیوندید؛
www.khabaronline.ir
نجات توسعه و علم اقتصاد از چنگ نئولیبرالیسم
این حرف نئولیبرالها خطا نیست که وقتی اقتصادمان بانشاط و قوی و در حال رشد باشد، احتمال دستیابی به آن آرمانهای گرانقدر بیشتر میشود. ولی این تصورشان خطاست که باور دارند یک نسخۀ منحصربهفرد و جهانشمول برای بهبود عملکرد اقتصادی وجود دارد که در دست آنهاست.…
👍1