✳️ چرا سند چشمانداز ۲۰ ساله کشور شکست خورد؟
✍ مهران صولتی
✅ ۱۳ آبانماه ۱۳۸۲ سند چشمانداز بیستساله جمهوری اسلامی در دولت محمدخاتمی به تصویب رسید و دو سال بعد در دولت محمود احمدینژاد وارد فاز اجرایی شد. مطابق این سند قرار بود ایران تا سال ۱۴۰۴ به جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه با هویت اسلامی و انقلابی دست یابد. اما با گذشت بیش از بیست سال از ترسیم این افق نه تنها اهداف اعلام شده محقق نشده بلکه با یکهتازی عربستان و ترکیه در منطقه ایران به جایگاههای بسیار پایینتری در مقایسه با ظرفیتهای فراوان خود رضایت داده است. اما چرا این سند دچار شکستی اینچنین فاحش شد؟
■ خروج کشور از مدار توسعه: اگر چه تا انتهای دهه هشتاد کلیت شاخصهای اقتصادی کشور در حال رشد بود ولی با اجرایی شدن تحریم فروش نفت و مبادلات بانک مرکزی ایران وارد دوره گمشده اقتصاد خود یعنی دهه ۹۰ شد. در همان ابتدا اگرچه نظام سیاسی با تندادن به انتخاب حسن روحانی نشان داد که مایل به خروج از بنبست تحریمهاست ولی با عدم پایبندی به الزامات سیاسی- اقتصادی رفع تحریمها، و خروج ترامپ از برجام کابوسی به نام دهه ۹۰ برای اقتصاد ایران رقم خورد.
■ مخاطرات توسعهیافتگی برای حکومت: طبقه متوسط موتور محرکه توسعه در جهان امروز بهشمار میرود. طبقهای که به تعبیر اینگلهارت از ارزشهای بقا به ارزشهای ابراز وجود گذر کرده و مطالبات جدیدی را مطرح میسازند. این طبقه اگر چه تا سال ۸۸ رشدی صعودی داشت ولی حضور گسترده آن در عرصه اعتراضات بعد از انتخابات اینسال زنگ خطر را برای نظام سیاسی مستقر به صدا درآورد. بعد از آن بود که ایران در سایه تحریمها و احساس خطر حکومت تجربه افول این نیروی اجتماعی توسعهگرا را به چشم دید.
■ فقدان پایبندی به الزامات توسعه: توسعهیافتگی در جهان امروز نه امری تصادفی بلکه عمیقا مبتنی بر قواعدی مانند رفتار سیاسی محاسبه پذیر، روابط سازنده با دنیا، قائل بودن به نظم اقتصادبنیاد، و تولید فزاینده ثروت ملی است. اما آنچه تاکنون از جمهوری اسلامی دیدهایم فقدان آشکار وفاداری به این الزامات بوده است. همان نظام سیاسی که با تکیه بر استثناگرایی بهجای قاعدهگرایی، آرمانطلبی بهجای واقعنگری، حضور نظامی بهجای حضور اقتصادی، و انگارههای ایدئولوژیک بهجای دادههای علمی میکوشد تا بیاعتنا به ظرفیتهای خود داعیه حاکمیت نظم جدیدی را در جهان امروز داشته باشد.
■ غلبه روایتها بر واقعیتها: جمهوری اسلامی در طول حیات خود بیش از ساختارها بر کنشها، و بیش از واقعیتها بر روایتها تاکید داشته است. همان ارادهگرایی که بیش از همه در نگارش سند چشمانداز هویداست. اینکه چگونه میتوان با تکیه بر مجموعهای از آرزوها و بدون ترسیم سازوکاری از تحول در سیاست داخلی و خارجی متناسب با فرآیندهای پرشتاب جهانی داعیه دستیابی به جایگاه اول منطقه در همه حوزهها را داشت بیش از همه ناشی از شناخت اندک از ظرفیتهای حکمرانی در ایران کنونی است. امری که موجبات ناکارآمدی فزاینده در دهههای اخیر را فراهم آورده است.
https://t.me/ExecutiveManagement
✍ مهران صولتی
✅ ۱۳ آبانماه ۱۳۸۲ سند چشمانداز بیستساله جمهوری اسلامی در دولت محمدخاتمی به تصویب رسید و دو سال بعد در دولت محمود احمدینژاد وارد فاز اجرایی شد. مطابق این سند قرار بود ایران تا سال ۱۴۰۴ به جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه با هویت اسلامی و انقلابی دست یابد. اما با گذشت بیش از بیست سال از ترسیم این افق نه تنها اهداف اعلام شده محقق نشده بلکه با یکهتازی عربستان و ترکیه در منطقه ایران به جایگاههای بسیار پایینتری در مقایسه با ظرفیتهای فراوان خود رضایت داده است. اما چرا این سند دچار شکستی اینچنین فاحش شد؟
■ خروج کشور از مدار توسعه: اگر چه تا انتهای دهه هشتاد کلیت شاخصهای اقتصادی کشور در حال رشد بود ولی با اجرایی شدن تحریم فروش نفت و مبادلات بانک مرکزی ایران وارد دوره گمشده اقتصاد خود یعنی دهه ۹۰ شد. در همان ابتدا اگرچه نظام سیاسی با تندادن به انتخاب حسن روحانی نشان داد که مایل به خروج از بنبست تحریمهاست ولی با عدم پایبندی به الزامات سیاسی- اقتصادی رفع تحریمها، و خروج ترامپ از برجام کابوسی به نام دهه ۹۰ برای اقتصاد ایران رقم خورد.
■ مخاطرات توسعهیافتگی برای حکومت: طبقه متوسط موتور محرکه توسعه در جهان امروز بهشمار میرود. طبقهای که به تعبیر اینگلهارت از ارزشهای بقا به ارزشهای ابراز وجود گذر کرده و مطالبات جدیدی را مطرح میسازند. این طبقه اگر چه تا سال ۸۸ رشدی صعودی داشت ولی حضور گسترده آن در عرصه اعتراضات بعد از انتخابات اینسال زنگ خطر را برای نظام سیاسی مستقر به صدا درآورد. بعد از آن بود که ایران در سایه تحریمها و احساس خطر حکومت تجربه افول این نیروی اجتماعی توسعهگرا را به چشم دید.
■ فقدان پایبندی به الزامات توسعه: توسعهیافتگی در جهان امروز نه امری تصادفی بلکه عمیقا مبتنی بر قواعدی مانند رفتار سیاسی محاسبه پذیر، روابط سازنده با دنیا، قائل بودن به نظم اقتصادبنیاد، و تولید فزاینده ثروت ملی است. اما آنچه تاکنون از جمهوری اسلامی دیدهایم فقدان آشکار وفاداری به این الزامات بوده است. همان نظام سیاسی که با تکیه بر استثناگرایی بهجای قاعدهگرایی، آرمانطلبی بهجای واقعنگری، حضور نظامی بهجای حضور اقتصادی، و انگارههای ایدئولوژیک بهجای دادههای علمی میکوشد تا بیاعتنا به ظرفیتهای خود داعیه حاکمیت نظم جدیدی را در جهان امروز داشته باشد.
■ غلبه روایتها بر واقعیتها: جمهوری اسلامی در طول حیات خود بیش از ساختارها بر کنشها، و بیش از واقعیتها بر روایتها تاکید داشته است. همان ارادهگرایی که بیش از همه در نگارش سند چشمانداز هویداست. اینکه چگونه میتوان با تکیه بر مجموعهای از آرزوها و بدون ترسیم سازوکاری از تحول در سیاست داخلی و خارجی متناسب با فرآیندهای پرشتاب جهانی داعیه دستیابی به جایگاه اول منطقه در همه حوزهها را داشت بیش از همه ناشی از شناخت اندک از ظرفیتهای حکمرانی در ایران کنونی است. امری که موجبات ناکارآمدی فزاینده در دهههای اخیر را فراهم آورده است.
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍1
Forwarded from اهرم اقتصادی | Economic Lev (H)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دن آریلی: چه چیزی باعث میشود تا ما در مورد کارمان احساس خوبی داشته باشیم
#TED
چه چیزی به ما انگیزه برای کار کردن میدهد؟ برخلاف دانش مرسوم، موضوع فقط پول نیست. اما لذت صرف هم نیست. به نظر میرسد که بیشتر ما با انجام پیشرفت مستمر و داشتن حس هدفمندی به موفقیت میرسیم. اقتصاددان رفتاری دَن آریلی دوآزمایش روشنگرانه را ارائه میدهد تا گرایشهای جزئی و غیرمنتظره ما نسبت به معنادار بودن کارمان را آشکار سازد.
@iranmba_org
#TED
چه چیزی به ما انگیزه برای کار کردن میدهد؟ برخلاف دانش مرسوم، موضوع فقط پول نیست. اما لذت صرف هم نیست. به نظر میرسد که بیشتر ما با انجام پیشرفت مستمر و داشتن حس هدفمندی به موفقیت میرسیم. اقتصاددان رفتاری دَن آریلی دوآزمایش روشنگرانه را ارائه میدهد تا گرایشهای جزئی و غیرمنتظره ما نسبت به معنادار بودن کارمان را آشکار سازد.
@iranmba_org
@iranmba_org.pdf
175.1 KB
📌 شب گذشته در دیدار رئیس جمهور با حدود ۱۲-۱۳ نفر از اقتصاددانان که به دعوت ایشان و حول ۴ سوال کلیدی که ایشان پرسیده شده بود به این سوالات اینگونه پاسخ دادم:
۱- آیا با توجه به شرایط کشور الان انجام اصلاحات اقتصادی ممکن است؟
صحبت از امکان اکنون خطاست. اصلاحات اقتصادی الان انتخاب این دولت نیست، اجبار دولت است. اگر اصلاحات را انجام ندهید از ترس مرگ خودکشی کرده اید. یعنی از ترس اینکه احتمالا مردم با انجام اصلاحات ممکن است ناراضی شوند، با عدم انجام اصلاحات کاری میکنید که حتما ناراضی میشوند و زندگی آنها و آینده کشور نابود می شود.
از سوی دیگر تجربه جهان نشان می دهد که اصلاحات همیشه در بحران ها ممکن شده است. بحران های بزرگی نظیر باختن جنگ کریمه و مرگ سالخورده ها در انگلسی در ۱۸۶۰، کشته شدن رئیس جمهور در ۱۸۸۱ در آمریکا به علت فساد، مرگ ۵۰۰ هزار نفر در چین بعلت قحطی بزرگ و مرگ مائو، باخت فضاحت بار حزب گاندی در ۱۹۸۰ در هند و شرایط وخیم اقتصادی، تورم های سه رقمی و فساد گسترده در ترکیه در پیش از سال ۲۰۰۰و تحریم گسترده آفریقای جنوبی در ۱۹۹۴ همگی نشان از این دارد که بحران های بزرگ سبب تغییر معادلات قدرت در ائتلاف مسلط این کشورها شده و امکان اصلاحات سخت را فراهم کردند. اگرنه ذی نفعان در شرایط عادی با انحراف سیاست ها اجازه اصلاحات را نمی دهند.
۲- اهمیت نسبی کدام اصلاحات بیشتر است؟
از بین بردن تحریم ها کار اقتصاددانان نیست. آن را باید به صورت جدی دولت پیگیری کند اما اگر بخواهیم اصلاحات اقتصادی را نام ببریم
🔸به ترتیب اولویت: اول انرژی، دوم انرژی، سوم انرژی و چهارم ارز. اگر انرژی هر چه سریعتر به مردم داده نشود و مردم قیمت آن را واقعی نکنند با حجم ۱۲۷ میلیارد دلاری یارانه پنهان انرژی (مطابق گزارش IEA) که یک و نیم برابر حجم کل بودجه کشور است نه امکان کاهش کسری بودجه در ایران هست، به تبع نه امکان کاهش تورم، نه امکان بهبود شرایط ارزی (چون ۲۰میلیارد دلار قاچاق انرژی در صورت واقعی شدن قیمت ها از بین رفته و به صادرات غیرنفتی را ۴۰ درصد زیاد می کند و قابل تحریم هم نیست) و نه امکان تخفیف تحریم ها وجود دارد.
🔸نکات پایانی
در آخر بدون پاسخ به ۲ سوال پایانی عرض کردم که ایران با سرعت در حال شوروی شدن است. شوروی نه به خاطر رقابت با آمریکا، نه بخاطر نظامی گری (که نظامی گری آمریکا بیشتر بود)، نه بخاطر دخالت در جهان (که آمریکا بیشتر دخالت می کرد) که بخاطر بی عدالتی فرو پاشید! وقتی نظام قیمت های آزاد در یک اقتصاد مخدوش شود، یا تخصیص به شدت نابرابر و ناعادلانه می شود یا کارمند دولت باید تخصیص را انجام دهد که باز هم یعنی فساد و نابرابری. نبود نظام قیمت ها و نظام انگیزشی ناشی از آن اقتصاد شوروی و سپس نظام سیاسی آن را از هم پاشاند و زمانی اصلاحات را شروع کردند که بسیار دیر بود. ولی چین به سرعت این ایراد را فهمید و اصلاحات را زود شروع کرد و به سمت نظام قیمت های آزاد حرکت کرد به صورتی که دولت فقط در حدود ۱ درصد کالاها نظارت (نه قیمت گذاری) می کند ولی به نقل از آقای دکتر دانش جعفری وزیر اسبق که در جلسه حضور داشتند در ایران دولت تقریباً ۷۰ درصد کالاها در اقتصاد را قیمت گذاری می کند!
عادلانه نیست که در بنزین دهک دهم ۲۳ برابر دهک اول و یک درصد ثروتمند تقریباً بیش از هزار برابر ده درصد فقیر از یارانه بنزین بهره مند شوند، عادلانه نیست که در برق دهک دهم ۷ برابر دهک فقیر، در دارو ۱۳ برابر و بطور کلی در همه یارانه ها ده درصد ثروتمند تقریباً ده درصد فقیر جامعه از یارانه ها بهره مند شوند! اینها نه تنها عادلانه نیست که منطقی نیست نه تنها منطقی نیست که انسانی نیست.
دولت شما دولت حق و عدالت است. نفت و گاز مصرف داخلی (که معادل ۵ میلیون بشکه نفت و معادل گاز است) را به صورت رایگان و بطور مساوی به همه مردم بدهید. این حق مردم است. نمی شود حق مردم را گران کنید. ۸۰ درصد نفت و گاز داخلی را رایگان و مساوی به همه مردم بدهید و ۲۰ درصد آن را هم به عنوان مالیات دولت بردارد. همین کسری بودجه دولت را بصورت کامل جبران می کند. مردم هم اگر خواستند نفت و گاز را رایگان به دیگران بفروشند و اگر نخواستند هم به هر قیمتی در سازوکار بورس کالا بفروشند. هیچکس طوری که قیمت دارد دارایی مردم را می فروشد دارایی خود را نمی فروشد. دولت نباید قیمت بگذارد. رایگان به مردم بدهد و خودشان هرکاری خواستند بکنند.
تنها راه همین است.
🖊️صادق الحسینی
https://t.me/ExecutiveManagement
۱- آیا با توجه به شرایط کشور الان انجام اصلاحات اقتصادی ممکن است؟
صحبت از امکان اکنون خطاست. اصلاحات اقتصادی الان انتخاب این دولت نیست، اجبار دولت است. اگر اصلاحات را انجام ندهید از ترس مرگ خودکشی کرده اید. یعنی از ترس اینکه احتمالا مردم با انجام اصلاحات ممکن است ناراضی شوند، با عدم انجام اصلاحات کاری میکنید که حتما ناراضی میشوند و زندگی آنها و آینده کشور نابود می شود.
از سوی دیگر تجربه جهان نشان می دهد که اصلاحات همیشه در بحران ها ممکن شده است. بحران های بزرگی نظیر باختن جنگ کریمه و مرگ سالخورده ها در انگلسی در ۱۸۶۰، کشته شدن رئیس جمهور در ۱۸۸۱ در آمریکا به علت فساد، مرگ ۵۰۰ هزار نفر در چین بعلت قحطی بزرگ و مرگ مائو، باخت فضاحت بار حزب گاندی در ۱۹۸۰ در هند و شرایط وخیم اقتصادی، تورم های سه رقمی و فساد گسترده در ترکیه در پیش از سال ۲۰۰۰و تحریم گسترده آفریقای جنوبی در ۱۹۹۴ همگی نشان از این دارد که بحران های بزرگ سبب تغییر معادلات قدرت در ائتلاف مسلط این کشورها شده و امکان اصلاحات سخت را فراهم کردند. اگرنه ذی نفعان در شرایط عادی با انحراف سیاست ها اجازه اصلاحات را نمی دهند.
۲- اهمیت نسبی کدام اصلاحات بیشتر است؟
از بین بردن تحریم ها کار اقتصاددانان نیست. آن را باید به صورت جدی دولت پیگیری کند اما اگر بخواهیم اصلاحات اقتصادی را نام ببریم
🔸به ترتیب اولویت: اول انرژی، دوم انرژی، سوم انرژی و چهارم ارز. اگر انرژی هر چه سریعتر به مردم داده نشود و مردم قیمت آن را واقعی نکنند با حجم ۱۲۷ میلیارد دلاری یارانه پنهان انرژی (مطابق گزارش IEA) که یک و نیم برابر حجم کل بودجه کشور است نه امکان کاهش کسری بودجه در ایران هست، به تبع نه امکان کاهش تورم، نه امکان بهبود شرایط ارزی (چون ۲۰میلیارد دلار قاچاق انرژی در صورت واقعی شدن قیمت ها از بین رفته و به صادرات غیرنفتی را ۴۰ درصد زیاد می کند و قابل تحریم هم نیست) و نه امکان تخفیف تحریم ها وجود دارد.
🔸نکات پایانی
در آخر بدون پاسخ به ۲ سوال پایانی عرض کردم که ایران با سرعت در حال شوروی شدن است. شوروی نه به خاطر رقابت با آمریکا، نه بخاطر نظامی گری (که نظامی گری آمریکا بیشتر بود)، نه بخاطر دخالت در جهان (که آمریکا بیشتر دخالت می کرد) که بخاطر بی عدالتی فرو پاشید! وقتی نظام قیمت های آزاد در یک اقتصاد مخدوش شود، یا تخصیص به شدت نابرابر و ناعادلانه می شود یا کارمند دولت باید تخصیص را انجام دهد که باز هم یعنی فساد و نابرابری. نبود نظام قیمت ها و نظام انگیزشی ناشی از آن اقتصاد شوروی و سپس نظام سیاسی آن را از هم پاشاند و زمانی اصلاحات را شروع کردند که بسیار دیر بود. ولی چین به سرعت این ایراد را فهمید و اصلاحات را زود شروع کرد و به سمت نظام قیمت های آزاد حرکت کرد به صورتی که دولت فقط در حدود ۱ درصد کالاها نظارت (نه قیمت گذاری) می کند ولی به نقل از آقای دکتر دانش جعفری وزیر اسبق که در جلسه حضور داشتند در ایران دولت تقریباً ۷۰ درصد کالاها در اقتصاد را قیمت گذاری می کند!
عادلانه نیست که در بنزین دهک دهم ۲۳ برابر دهک اول و یک درصد ثروتمند تقریباً بیش از هزار برابر ده درصد فقیر از یارانه بنزین بهره مند شوند، عادلانه نیست که در برق دهک دهم ۷ برابر دهک فقیر، در دارو ۱۳ برابر و بطور کلی در همه یارانه ها ده درصد ثروتمند تقریباً ده درصد فقیر جامعه از یارانه ها بهره مند شوند! اینها نه تنها عادلانه نیست که منطقی نیست نه تنها منطقی نیست که انسانی نیست.
دولت شما دولت حق و عدالت است. نفت و گاز مصرف داخلی (که معادل ۵ میلیون بشکه نفت و معادل گاز است) را به صورت رایگان و بطور مساوی به همه مردم بدهید. این حق مردم است. نمی شود حق مردم را گران کنید. ۸۰ درصد نفت و گاز داخلی را رایگان و مساوی به همه مردم بدهید و ۲۰ درصد آن را هم به عنوان مالیات دولت بردارد. همین کسری بودجه دولت را بصورت کامل جبران می کند. مردم هم اگر خواستند نفت و گاز را رایگان به دیگران بفروشند و اگر نخواستند هم به هر قیمتی در سازوکار بورس کالا بفروشند. هیچکس طوری که قیمت دارد دارایی مردم را می فروشد دارایی خود را نمی فروشد. دولت نباید قیمت بگذارد. رایگان به مردم بدهد و خودشان هرکاری خواستند بکنند.
تنها راه همین است.
🖊️صادق الحسینی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
❤1👍1👌1
✳️ من کاندیدای ریاست جمهوری هستم!
✍دکتر مجتبی لشکربلوکی
✅ توسعه این شکلی است!
۱۵۰ سال پیش در آمریکا اتفاق بامزه ای افتاد. یک زن در آمریکا، به جرم «کاندیداتوری برای ریاست جمهوری» زندانی شد! «ویکتوریا وودهال» بهعنوان اولین زن در تاریخ آمریکا رسما کاندیدای ریاست جمهوری شد. او زمانی چنین تصمیمی گرفت که حتی زنان حق رای نداشتند.
خانم «وودهال» استدلال جالبی داشت. طبق قانون (که البته آن هم باید تغییر کند) ما، زنان، حق رای دادن نداریم اما کجای قانون نوشته زنان حق کاندیدا شدن ندارند. سه روز قبل از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، «ویکتوریا وودهال» بازداشت شد. جرم او مسخره بود: اعلان مکرر کاندیداتوری ریاست جمهوری و پافشاری بر جذب کردن رای شهروندان از تریبون روزنامهای که تحت مالکیت وی بود.او پس از آزادی از زندان، همچنان به سخنرانیها و فعالیتهای اجتماعی خود برای دستیابی زنان امریکایی به حقوق سیاسی و اجتماعی برابر با مردان، ادامه داد. سرانجام «وودهال» توانست در آخرین سالهای عمر خود، «اعطای حق رای به زنان» را ببیند.
🛜 تجویز راهبردی:
نکته اول اینکه آدم های منطقی که وضعیت موجود را می پذیرند، رشد و پیشرفت مدیون آدم های غیرمنطقی است که می زنند زیر میز!
نکته دوم اینکه لازم نیست من و شما رییس جمهور شویم، فقط کافیست در هر حوزه ای که هستیم، خط شکن باشیم:
➖اولین دختری که تصمیم گرفت پنهانی درس بخواند راهی را باز کرد برای فعال شدن تمام زنان و دختران.
➖اولین کاسبی که تصمیم گرفت اعتماد کند و کالای فروخته شده را پس بگیرد
➖اولین تولیدکننده ای که تصمیم گرفت از مواد اولیه با کیفیت در محصولاتش استفاده کند.
➖اولین کسی که تصمیم گرفت از بیت کوین برای خرید و فروش استفاده کند و آن را جایگزین پول واقعی کند
➖اولین پزشکی که تصمیم گرفت مانند همه کارمندان و معلمان مالیات پرداخت کند و بقیه پزشکان را هم به مالیات دادن ترغیب کند.
➖اولین کارمندی که به احترام مراجعه کننده (و نه هیچ دلیل دیگری) از وقت ناهارش بگذرد.
➖اولین سیاست مداری که مثل بچه آدم تصمیم گرفت غرور را کنار بگذارد و از مردم معذرت خواهی کند.
➖اولین مدیری که تصمیم خواهد گرفت نامه ای بنویسد به تمام زیرمجموعه هایش و ابلاغ رسمی کند که هیچ کدام از فرزندان، اطرافیان، هم محلی ها و اقوامش حق ندارند خارج از عرف اداری درخواستی کنند.
➖اولین کارخانه داری که تصمیم گرفت به جای گواهی عدم سوء پیشینه، گواهی سوء پیشینه بگیرد و کسانی که زندان رفته اند را استخدام کند.
این ها همه شان کاندیداهای ریاست جمهوری هستند. این ها قهرمان های توسعه یافتگی هستند. داستان این «زن قهرمان» نشان می دهد که هر کدام از ما فارغ از سن و سال، فارغ از جنسیت و زبان میتوانیم یک کنشگر توسعه باشیم. کافیست از خانه و محله، سازمان و مدرسه خود شروع کنیم یک بهبود و یک تغییر را هدف گیری و پی گیری کنیم. خداوند همه مدیران، پزشکان، و سیاست مداران و زنان و مردان خطشکن را یاری خواهد کرد.
✍دکتر مجتبی لشکربلوکی
✅ توسعه این شکلی است!
۱۵۰ سال پیش در آمریکا اتفاق بامزه ای افتاد. یک زن در آمریکا، به جرم «کاندیداتوری برای ریاست جمهوری» زندانی شد! «ویکتوریا وودهال» بهعنوان اولین زن در تاریخ آمریکا رسما کاندیدای ریاست جمهوری شد. او زمانی چنین تصمیمی گرفت که حتی زنان حق رای نداشتند.
خانم «وودهال» استدلال جالبی داشت. طبق قانون (که البته آن هم باید تغییر کند) ما، زنان، حق رای دادن نداریم اما کجای قانون نوشته زنان حق کاندیدا شدن ندارند. سه روز قبل از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، «ویکتوریا وودهال» بازداشت شد. جرم او مسخره بود: اعلان مکرر کاندیداتوری ریاست جمهوری و پافشاری بر جذب کردن رای شهروندان از تریبون روزنامهای که تحت مالکیت وی بود.او پس از آزادی از زندان، همچنان به سخنرانیها و فعالیتهای اجتماعی خود برای دستیابی زنان امریکایی به حقوق سیاسی و اجتماعی برابر با مردان، ادامه داد. سرانجام «وودهال» توانست در آخرین سالهای عمر خود، «اعطای حق رای به زنان» را ببیند.
🛜 تجویز راهبردی:
نکته اول اینکه آدم های منطقی که وضعیت موجود را می پذیرند، رشد و پیشرفت مدیون آدم های غیرمنطقی است که می زنند زیر میز!
نکته دوم اینکه لازم نیست من و شما رییس جمهور شویم، فقط کافیست در هر حوزه ای که هستیم، خط شکن باشیم:
➖اولین دختری که تصمیم گرفت پنهانی درس بخواند راهی را باز کرد برای فعال شدن تمام زنان و دختران.
➖اولین کاسبی که تصمیم گرفت اعتماد کند و کالای فروخته شده را پس بگیرد
➖اولین تولیدکننده ای که تصمیم گرفت از مواد اولیه با کیفیت در محصولاتش استفاده کند.
➖اولین کسی که تصمیم گرفت از بیت کوین برای خرید و فروش استفاده کند و آن را جایگزین پول واقعی کند
➖اولین پزشکی که تصمیم گرفت مانند همه کارمندان و معلمان مالیات پرداخت کند و بقیه پزشکان را هم به مالیات دادن ترغیب کند.
➖اولین کارمندی که به احترام مراجعه کننده (و نه هیچ دلیل دیگری) از وقت ناهارش بگذرد.
➖اولین سیاست مداری که مثل بچه آدم تصمیم گرفت غرور را کنار بگذارد و از مردم معذرت خواهی کند.
➖اولین مدیری که تصمیم خواهد گرفت نامه ای بنویسد به تمام زیرمجموعه هایش و ابلاغ رسمی کند که هیچ کدام از فرزندان، اطرافیان، هم محلی ها و اقوامش حق ندارند خارج از عرف اداری درخواستی کنند.
➖اولین کارخانه داری که تصمیم گرفت به جای گواهی عدم سوء پیشینه، گواهی سوء پیشینه بگیرد و کسانی که زندان رفته اند را استخدام کند.
این ها همه شان کاندیداهای ریاست جمهوری هستند. این ها قهرمان های توسعه یافتگی هستند. داستان این «زن قهرمان» نشان می دهد که هر کدام از ما فارغ از سن و سال، فارغ از جنسیت و زبان میتوانیم یک کنشگر توسعه باشیم. کافیست از خانه و محله، سازمان و مدرسه خود شروع کنیم یک بهبود و یک تغییر را هدف گیری و پی گیری کنیم. خداوند همه مدیران، پزشکان، و سیاست مداران و زنان و مردان خطشکن را یاری خواهد کرد.
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍2
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
حکمرانی غلط با کشور چه کرد
جایی برای جوانان نیست
✅ مولود پاکروان طی مقاله ای روند حکمرانی غلط و قربانی شدن نسل جوان را بررسی کرده است.
چکیده مقاله:
🔹این سرزمین به مردم سخت میگیرد. نمیتوانی اتفاقاتی را که در راهاند متوقف کنی. هیچ مشکلی منتظر نمیماند تا تو آماده شوی!
🔹به نظر میرسد دیالوگ معروف فیلم برادران کوئن -«جایی برای پیرمردها نیست»- کنایهای از این روزهای ماست؛ پیش از آنکه بجنبیم، دیوار مصائب و مشکلات بر سرمان آوار میشود!
🔹ایران معاصر البته، شباهتی به بیابانهای وحشی تگزاس ندارد اما ناکارآمدی دولتها، ضعف سیاستها و خطاهای مکرر حکمرانی در سالیان اخیر، این سرزمین را هم به جایی تبدیل کرده که زیستن در آن به سادگی و در آرامش میسر نیست.
🔹آنها که پا به سن گذاشتهاند و توانستهاند در جامعه و زندگی فردی جایگاه آبرومندانهای برای خود دستوپا کنند این روزها صورت خود را با سیلی سرخ نگه میدارند و همچنان مدارا میکنند، اما برای جوانترها... اوضاع پیچیدهتر و دشوارتر است.
🔹جوانها (همانهایی که به هزارهها یا نسل زد مشهورند) غالباً نسلی از افراد خودخواه، بیآرمان، یا تنبلهای بیانگیزه فرورفته در دنیای مجازی و گیرکرده در کودکی، شناخته میشوند.
🔹آنها «میخواهند» که بزرگ شوند اما سیاستها در مورد همه چیز، از کنکور و آموزش گرفته تا بازار کار و خرید مسکن و خودرو و ازدواج، به گونهای طراحی شده که مسیر ورود آنها به بزرگسالی را دشوار میکند.
🔹وقتی بازار مبارزههای انتخاباتی گرم است، سیاستمداران وعدههای رنگارنگی میدهند و ادعا میکنند نگران نسلهای آینده و آینده نسل کنونی هستند. اما چند بار دیدهاید وعدههای آنها حول محور ایجاد رفاه پایدار برای نسل جوان، به نتیجه برسد؟
🔹چقدر نسبت به بهبود شرایط زیستمحیطی برای نسلهای آینده تعهد دادهاند یا عمل کردهاند؟ حمایت از آزادیهای فردی و اجتماعی جوانان کجا به ثمر نشسته؟ اقتصاد و سیاست، کی به ثبات رسیده؟
🔹در عمل، با نسلی روبهرو هستیم که نهتنها صورتحساب بزرگترها (از مصرف منابع و داراییهای کشور) روی دستش باقی مانده، که حکمرانی نسبت به ایجاد شرایط مطلوب زندگی و رفاه حداقلی برایش، احساس تعهد نمیکند.
🔹جوان ایرانی ردپای سیاستهای بد و حکمرانی ضعیف را در همهجا مشاهده میکند؛ از خدمات عمومی و رفاه اجتماعی گرفته تا مصادیق فاجعهبار فساد.
🔹از انسداد سیاسی و ناسازگاری مداوم با جهان گرفته تا فشارهای اقتصادی و تحدید آزادیهای فردی. بدتر آنکه، این دینامیک جدید که با بیاعتمادی، عدم تعلقخاطر به کشور و حس درماندگی و خروج سرمایه انسانی همراه است، نقش مهمی در عدم موفقیت اصلاحات اقتصادی ایفا میکند و به زودی چوب بزرگی لای چرخ رشد اقتصادی خواهد گذاشت.
🔹متاسفانه تجربه ثابت کرده اکثر وعدهها و تعهدات حتی از سوی برگزیدگانی که پاسخگو به نظر میرسند زیر پا گذاشته میشود. شاید به این دلیل که دولتمردان، وقتی با انتخابهای دشوار روبهرو میشوند ترجیح میدهند هوای ذینفعان را داشته باشند- و احتمالاً آنها هم چندان جوان نیستند.
🔹خلف وعده سیاستمداران در حالی اتفاق میافتد که دنیای دیجیتال، به طرز بیسابقهای جوانان و انتظاراتشان را جهانی کرده. تغییرات اقلیمی شتاب گرفته و نسل جوان را -متفاوت از تجربه والدینشان- آسیبپذیر کرده است.
🔹درِ حکمرانی اگر بر پاشنه خرد میچرخید میتوانست سرمایه اجتماعی خود را حفظ کند، جوانان را امیدوارانه نگه دارد و از پتانسیل آنها برای رشد و توسعه بهره وافر ببرد اما اگر نگاهی به صف طولانی منتظران پذیرش و مشتاقان ویزا بیندازید عمق فاجعه را درخواهید یافت.
🔹ناآرامیهای اجتماعی چند سال اخیر، کاهش چشمگیر مشارکت در انتخابات و سونامی مهاجرت که ویژگی هر سه، حضور پررنگ جوانان بوده و هست، خبر از وضعیت مخاطرهآمیز آنها میدهد.
🔹در دو دهه اخیر وخامت حال بازار کار، آنها را با درهای بسته اشتغال مواجه کرده؛ بیش از ۷۰ درصد بیکاران کشور در گروه سنی جوان ۱۸ تا ۳۵ساله قرار دارند.
🔹اگر ناکارآمدیها و ضعف حکمرانی ادامه پیدا کند، میتوانید انتظار داشته باشید تعارض و شکاف میان نسل جوان و نمایندگان کهنسال آنها تشدید شود. تعارضی که خود را یا به شکل کوچ سرمایهها، عدم مشارکت سیاسی یا اعتراض در خیابانها نشان خواهد داد.
منبع: تجارت فردا، شماره ۵۶۷
✅ کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد👇
@den_ir
جایی برای جوانان نیست
✅ مولود پاکروان طی مقاله ای روند حکمرانی غلط و قربانی شدن نسل جوان را بررسی کرده است.
چکیده مقاله:
🔹این سرزمین به مردم سخت میگیرد. نمیتوانی اتفاقاتی را که در راهاند متوقف کنی. هیچ مشکلی منتظر نمیماند تا تو آماده شوی!
🔹به نظر میرسد دیالوگ معروف فیلم برادران کوئن -«جایی برای پیرمردها نیست»- کنایهای از این روزهای ماست؛ پیش از آنکه بجنبیم، دیوار مصائب و مشکلات بر سرمان آوار میشود!
🔹ایران معاصر البته، شباهتی به بیابانهای وحشی تگزاس ندارد اما ناکارآمدی دولتها، ضعف سیاستها و خطاهای مکرر حکمرانی در سالیان اخیر، این سرزمین را هم به جایی تبدیل کرده که زیستن در آن به سادگی و در آرامش میسر نیست.
🔹آنها که پا به سن گذاشتهاند و توانستهاند در جامعه و زندگی فردی جایگاه آبرومندانهای برای خود دستوپا کنند این روزها صورت خود را با سیلی سرخ نگه میدارند و همچنان مدارا میکنند، اما برای جوانترها... اوضاع پیچیدهتر و دشوارتر است.
🔹جوانها (همانهایی که به هزارهها یا نسل زد مشهورند) غالباً نسلی از افراد خودخواه، بیآرمان، یا تنبلهای بیانگیزه فرورفته در دنیای مجازی و گیرکرده در کودکی، شناخته میشوند.
🔹آنها «میخواهند» که بزرگ شوند اما سیاستها در مورد همه چیز، از کنکور و آموزش گرفته تا بازار کار و خرید مسکن و خودرو و ازدواج، به گونهای طراحی شده که مسیر ورود آنها به بزرگسالی را دشوار میکند.
🔹وقتی بازار مبارزههای انتخاباتی گرم است، سیاستمداران وعدههای رنگارنگی میدهند و ادعا میکنند نگران نسلهای آینده و آینده نسل کنونی هستند. اما چند بار دیدهاید وعدههای آنها حول محور ایجاد رفاه پایدار برای نسل جوان، به نتیجه برسد؟
🔹چقدر نسبت به بهبود شرایط زیستمحیطی برای نسلهای آینده تعهد دادهاند یا عمل کردهاند؟ حمایت از آزادیهای فردی و اجتماعی جوانان کجا به ثمر نشسته؟ اقتصاد و سیاست، کی به ثبات رسیده؟
🔹در عمل، با نسلی روبهرو هستیم که نهتنها صورتحساب بزرگترها (از مصرف منابع و داراییهای کشور) روی دستش باقی مانده، که حکمرانی نسبت به ایجاد شرایط مطلوب زندگی و رفاه حداقلی برایش، احساس تعهد نمیکند.
🔹جوان ایرانی ردپای سیاستهای بد و حکمرانی ضعیف را در همهجا مشاهده میکند؛ از خدمات عمومی و رفاه اجتماعی گرفته تا مصادیق فاجعهبار فساد.
🔹از انسداد سیاسی و ناسازگاری مداوم با جهان گرفته تا فشارهای اقتصادی و تحدید آزادیهای فردی. بدتر آنکه، این دینامیک جدید که با بیاعتمادی، عدم تعلقخاطر به کشور و حس درماندگی و خروج سرمایه انسانی همراه است، نقش مهمی در عدم موفقیت اصلاحات اقتصادی ایفا میکند و به زودی چوب بزرگی لای چرخ رشد اقتصادی خواهد گذاشت.
🔹متاسفانه تجربه ثابت کرده اکثر وعدهها و تعهدات حتی از سوی برگزیدگانی که پاسخگو به نظر میرسند زیر پا گذاشته میشود. شاید به این دلیل که دولتمردان، وقتی با انتخابهای دشوار روبهرو میشوند ترجیح میدهند هوای ذینفعان را داشته باشند- و احتمالاً آنها هم چندان جوان نیستند.
🔹خلف وعده سیاستمداران در حالی اتفاق میافتد که دنیای دیجیتال، به طرز بیسابقهای جوانان و انتظاراتشان را جهانی کرده. تغییرات اقلیمی شتاب گرفته و نسل جوان را -متفاوت از تجربه والدینشان- آسیبپذیر کرده است.
🔹درِ حکمرانی اگر بر پاشنه خرد میچرخید میتوانست سرمایه اجتماعی خود را حفظ کند، جوانان را امیدوارانه نگه دارد و از پتانسیل آنها برای رشد و توسعه بهره وافر ببرد اما اگر نگاهی به صف طولانی منتظران پذیرش و مشتاقان ویزا بیندازید عمق فاجعه را درخواهید یافت.
🔹ناآرامیهای اجتماعی چند سال اخیر، کاهش چشمگیر مشارکت در انتخابات و سونامی مهاجرت که ویژگی هر سه، حضور پررنگ جوانان بوده و هست، خبر از وضعیت مخاطرهآمیز آنها میدهد.
🔹در دو دهه اخیر وخامت حال بازار کار، آنها را با درهای بسته اشتغال مواجه کرده؛ بیش از ۷۰ درصد بیکاران کشور در گروه سنی جوان ۱۸ تا ۳۵ساله قرار دارند.
🔹اگر ناکارآمدیها و ضعف حکمرانی ادامه پیدا کند، میتوانید انتظار داشته باشید تعارض و شکاف میان نسل جوان و نمایندگان کهنسال آنها تشدید شود. تعارضی که خود را یا به شکل کوچ سرمایهها، عدم مشارکت سیاسی یا اعتراض در خیابانها نشان خواهد داد.
منبع: تجارت فردا، شماره ۵۶۷
@den_ir
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1
✳️ هفت گناه کبیره حافظه
✍️ دکتر نوشین میرجهانیان
✅ حتماً برای شما هم پیش آمده که خاطرهای در ذهنتان شکل بگیرد و پس از مدتی متوجه شوید که آن خاطره با واقعیت همخوانی ندارد. جالب است بدانید که این اتفاق بیشتر از چیزی که فکر میکنید رخ می دهد. اجازه دهید با یک داستان شروع کنیم.
□سال ۲۰۱۰، مردیث ماران، نویسنده و فمینیست معروف، در طی جلسات رواندرمانی با یک خاطره سرکوب شده مواجه شد؛ خاطرهای از دوران کودکیاش که نشان از تجاوز پدرش داشت. اما ماجرا به این سادگیها نبود. خانم ماران در طول جلسات رواندرمانی متوجه شد که احتمالا در دوران کودکی پدرش به او تجاوز کرده است. او این موضوع را آشکار کرده و مشکلاتی در ارتباط با فامیل و آشنایان پیدا می کند و حتی عده ای را به زندان می فرستد.
●ولی بررسی ها مشخص می کنند که موضوع واقعیت نداشته است و این خاطره از حافظه واقعی او نشات نگرفته است. در واقع این حافظه در جلسات روان درمانی او به صورت غیر واقعی شکل گرفته بود. این اتفاق که در دهه ۱۹۹۰ هم به صورت شایع دیده میشد باعث تاسیس انجمی برای بررسی حافظه و تاثیر پذیر آن در زندگی افراد گردید.
🔺 بیایید موضوع را بیشتر بررسی کنید. کارکرد حافظه، در زندگی بسیار فراگیر و گسترده می باشد و گاهی آنقدر بدیهی است که ما از ارزش آن غافل می شویم. معمولاً حافظه ما در هر کاری که در طول روز انجام می دهیم، اثر گذار است. هر تجربهای که داریم، به نوعی به حافظه ما متصل است. ولی حافظه، نقصهایی دارد که میتواند باعث تغییر یا تحریف خاطرات ما شود. به همین دلیل، برای نقد هر موضوعی، نیاز نیست همه جزئیات آن را بدانیم، بلکه همان نقصهای اولیه برای نقد کافی است.
■تفاوتی شگفتانگیز حافظه انسان با حافظههای دیجیتال!
قبل از اینکه موضوع “هفت گناه حافظه“، را بررسی کنیم اجازه دهید نگاهی به عملکرد خود حافظه بندازیم. اگر با این موضوع آشنا نباشید، شاید براتون جالب باشد که بدانید حافظه انسان بسیار با حافظه کامپیوتر یا موبایل و فلش تفاوت دارد. ما میدانیم که هر چیزی که در حافظه دیجیتال ثبت گردد دقیقاً همانگونه و بدون تغییری در طول زمان قابل استفاده می باشد. مانند وقتی که از یه صحنه تصادف فیلم گرفته می شود و ذخیره می گردد. این فیلم حتی بعد از چندین سال، هیچ تغییری نمی کند و با همان جزئیات قابل در دسترس خواهد بود.
□اما مغز انسان اینگونه نیست. مغز ما نهتنها ثبت دقیقی از جزئیات نمی کند بلکه هر بار که یک خاطره را به یاد می آورد در واقع به نوعی آن خاطره رو از نو می سازد.
به این معنی که که ما فقط یک سری اطلاعات کلیدی از هر حادثه را در ذهنمان ذخیره میکنیم و وقتی میخواهیم آن را یاد آوری کنیم، با ترکیب همان جزئیات کلیدی، بقیه داستان را با ذهنیت جدید بازسازی میکنیم. این بازسازی بستگی به حالات روحی و احساسی ما در موقعیت دارد. به طور مثال اگه حال روحی ما خوب باشد جاهای خالی خاطره را با اطلاعات مثبت پر میکنیم و اگه حال روحی مناسبی نداشته باشیم بیشتر اطلاعات منفی جایگزین خواهند شد. بنابراین این فرآیند باعث می شود گاها برخی قسمتهای خاطره، نادرست عنوان شوند و یا تحریف گردند.
●به عنوان مثال فرض کنید شما ۵ سال پیش شاهد یک رویداد سخت تصادف بودید. بعد از گذشت این مدت، اگر بخواهید آن حادثه را به یاد بیاورید ممکن است، جزئیات را فراموش کرده باشید یا حتی برخی از آنها را اشتباه به خاطر بیاورید. این اتفاق به این خاطر است که ذهن شما جاهای خالی حافظه را خودش بر اساس موقعیت اکنون تکمیل می کند.
○بنابراین اینکه ما میتوانیم خاطرات بسیاری را به یاد آوریم بسیار جالب است اما حافظه ما گاهی ما را مایوس میکند وقتی سعی داریم اطلاعات را از مخزن حافظه بازیابی کنیم ممکن است عملیات با شکست مواجه شود. این موارد را دنیل شاکتر، نویسنده کتاب “هفت گناه حافظه”
( The Seven Sins of Memory: How the Mind Forgets and Remembers
به عنوان خطاهایی معرفی میکند که حافظهی ما را تحت تأثیر قرار میدهند. هر کدام از این گناهان جنبهای از عملکرد حافظه را که ممکن است تحت تأثیر قرار بگیرد، نشان میدهند. بیایید نگاهی به این هفت گناه بیندازیم:
▪︎زوال (Transience): با گذشت زمان، خاطرات کمرنگتر و کمرنگتر میشوند. این یکی از دلایل اصلی فراموشی است. مثلا آیا نام تمام همکلاسیهای دوران دبستانتان را به خاطر دارید؟ احتمالاً خیر
▪︎حواسپرتی و عدم تمرکز (Absent-mindedness): آیا تا به حال شده در حالی که مشغول گوش دادن به یک پادکست هستید ناگهان متوجه شوید که چیزی از گفته های گوینده را به یاد نمیآورید؟ این موضوع نشان دهنده عدم تمرکز کافی است. تجربه نشان داده است که بسیاری از دل مشغولی های ما و تفکرات ما، واقعا ارزش فکر کردن ندارند و فقط مسیر اصلی تفکر ما را محرف می کنند. و باعث حواس پرتی می گردند.
✍️ دکتر نوشین میرجهانیان
✅ حتماً برای شما هم پیش آمده که خاطرهای در ذهنتان شکل بگیرد و پس از مدتی متوجه شوید که آن خاطره با واقعیت همخوانی ندارد. جالب است بدانید که این اتفاق بیشتر از چیزی که فکر میکنید رخ می دهد. اجازه دهید با یک داستان شروع کنیم.
□سال ۲۰۱۰، مردیث ماران، نویسنده و فمینیست معروف، در طی جلسات رواندرمانی با یک خاطره سرکوب شده مواجه شد؛ خاطرهای از دوران کودکیاش که نشان از تجاوز پدرش داشت. اما ماجرا به این سادگیها نبود. خانم ماران در طول جلسات رواندرمانی متوجه شد که احتمالا در دوران کودکی پدرش به او تجاوز کرده است. او این موضوع را آشکار کرده و مشکلاتی در ارتباط با فامیل و آشنایان پیدا می کند و حتی عده ای را به زندان می فرستد.
●ولی بررسی ها مشخص می کنند که موضوع واقعیت نداشته است و این خاطره از حافظه واقعی او نشات نگرفته است. در واقع این حافظه در جلسات روان درمانی او به صورت غیر واقعی شکل گرفته بود. این اتفاق که در دهه ۱۹۹۰ هم به صورت شایع دیده میشد باعث تاسیس انجمی برای بررسی حافظه و تاثیر پذیر آن در زندگی افراد گردید.
🔺 بیایید موضوع را بیشتر بررسی کنید. کارکرد حافظه، در زندگی بسیار فراگیر و گسترده می باشد و گاهی آنقدر بدیهی است که ما از ارزش آن غافل می شویم. معمولاً حافظه ما در هر کاری که در طول روز انجام می دهیم، اثر گذار است. هر تجربهای که داریم، به نوعی به حافظه ما متصل است. ولی حافظه، نقصهایی دارد که میتواند باعث تغییر یا تحریف خاطرات ما شود. به همین دلیل، برای نقد هر موضوعی، نیاز نیست همه جزئیات آن را بدانیم، بلکه همان نقصهای اولیه برای نقد کافی است.
■تفاوتی شگفتانگیز حافظه انسان با حافظههای دیجیتال!
قبل از اینکه موضوع “هفت گناه حافظه“، را بررسی کنیم اجازه دهید نگاهی به عملکرد خود حافظه بندازیم. اگر با این موضوع آشنا نباشید، شاید براتون جالب باشد که بدانید حافظه انسان بسیار با حافظه کامپیوتر یا موبایل و فلش تفاوت دارد. ما میدانیم که هر چیزی که در حافظه دیجیتال ثبت گردد دقیقاً همانگونه و بدون تغییری در طول زمان قابل استفاده می باشد. مانند وقتی که از یه صحنه تصادف فیلم گرفته می شود و ذخیره می گردد. این فیلم حتی بعد از چندین سال، هیچ تغییری نمی کند و با همان جزئیات قابل در دسترس خواهد بود.
□اما مغز انسان اینگونه نیست. مغز ما نهتنها ثبت دقیقی از جزئیات نمی کند بلکه هر بار که یک خاطره را به یاد می آورد در واقع به نوعی آن خاطره رو از نو می سازد.
به این معنی که که ما فقط یک سری اطلاعات کلیدی از هر حادثه را در ذهنمان ذخیره میکنیم و وقتی میخواهیم آن را یاد آوری کنیم، با ترکیب همان جزئیات کلیدی، بقیه داستان را با ذهنیت جدید بازسازی میکنیم. این بازسازی بستگی به حالات روحی و احساسی ما در موقعیت دارد. به طور مثال اگه حال روحی ما خوب باشد جاهای خالی خاطره را با اطلاعات مثبت پر میکنیم و اگه حال روحی مناسبی نداشته باشیم بیشتر اطلاعات منفی جایگزین خواهند شد. بنابراین این فرآیند باعث می شود گاها برخی قسمتهای خاطره، نادرست عنوان شوند و یا تحریف گردند.
●به عنوان مثال فرض کنید شما ۵ سال پیش شاهد یک رویداد سخت تصادف بودید. بعد از گذشت این مدت، اگر بخواهید آن حادثه را به یاد بیاورید ممکن است، جزئیات را فراموش کرده باشید یا حتی برخی از آنها را اشتباه به خاطر بیاورید. این اتفاق به این خاطر است که ذهن شما جاهای خالی حافظه را خودش بر اساس موقعیت اکنون تکمیل می کند.
○بنابراین اینکه ما میتوانیم خاطرات بسیاری را به یاد آوریم بسیار جالب است اما حافظه ما گاهی ما را مایوس میکند وقتی سعی داریم اطلاعات را از مخزن حافظه بازیابی کنیم ممکن است عملیات با شکست مواجه شود. این موارد را دنیل شاکتر، نویسنده کتاب “هفت گناه حافظه”
( The Seven Sins of Memory: How the Mind Forgets and Remembers
به عنوان خطاهایی معرفی میکند که حافظهی ما را تحت تأثیر قرار میدهند. هر کدام از این گناهان جنبهای از عملکرد حافظه را که ممکن است تحت تأثیر قرار بگیرد، نشان میدهند. بیایید نگاهی به این هفت گناه بیندازیم:
▪︎زوال (Transience): با گذشت زمان، خاطرات کمرنگتر و کمرنگتر میشوند. این یکی از دلایل اصلی فراموشی است. مثلا آیا نام تمام همکلاسیهای دوران دبستانتان را به خاطر دارید؟ احتمالاً خیر
▪︎حواسپرتی و عدم تمرکز (Absent-mindedness): آیا تا به حال شده در حالی که مشغول گوش دادن به یک پادکست هستید ناگهان متوجه شوید که چیزی از گفته های گوینده را به یاد نمیآورید؟ این موضوع نشان دهنده عدم تمرکز کافی است. تجربه نشان داده است که بسیاری از دل مشغولی های ما و تفکرات ما، واقعا ارزش فکر کردن ندارند و فقط مسیر اصلی تفکر ما را محرف می کنند. و باعث حواس پرتی می گردند.
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍1
ادامه ازقبل👆
▪︎انسداد (Blocking): در این حالت، ذهن ما برای به یاد آوردن یک خاطره به مشکل برمیخورد. شما مطمئن هستید که چیزی را میدانید، اما نمیتوانید در ذهن خود به اطلاعات آن دست پیدا کنید. به عنوان مثال، گاهی اسم یک شخص را فراموش میکنید، ولی چهره اش را به خوبی به یاد می آوردید. گویی که سدی از آجر در مقابل حافظه ی شما قرار گرفته است که نمی گذارد نام او را به خاطر آورید. می گویید: “نوک زبانم هست” که اصطلاحا به آن ( پدیده ی نوک زبانی) گفته می شود.
▪︎انتساب اشتباه (Misattribution): گاهی اوقات، ما اطلاعات یا خاطرات را به منبع نادرستی نسبت میدهیم. مثلا ممکن است داستانی که دوستتان تعریف کرده بود را به عنوان تجربهی شخصی خود به خاطر می آورید.
▪︎پیشنهادپذیری یا تلقین پذیری (Suggestibility): که یکی از مهمترین و بحثبرانگیزترین گناهان حافظه است. ذهن ما میتواند تحت تأثیر سوالات یا اطلاعات غلط قرار بگیرد و به همین دلیل، خاطراتی نادرست ایجاد کند. مثلاً اگر کسی از شما بپرسد: “جلسه ای که شرکت کردید چگونه بود ؟” حتی اگر در جلسه حضور نداشته اید، ممکن است شروع به ساختن یک خاطره نادرست در ذهن خود کنید.
▪︎تعصب (Bias): احساسات و باورهای فعلی ما میتوانند خاطرات گذشتهمان را تغییر دهند. مثلا اگر اکنون از کسی ناراضی باشید، ممکن است فقط خاطرات نامطلوب از او به یاد آورید، حتی اگر در واقعیت چنین نبوده است. به عبارتی باورها و اعتقادات ما نسبت به خود، اطرافیان و جهان پیرامون، می تواند در به خاطر سپاری اطلاعات نقش داشته باشد. ما خلاء های موجود در حافظه مان را با اعتقادات خود و تفکرات قالبی خود پر می کنیم و هر جا که جزیی گمشده باشد، ما خود آن قسمت را پر خواهیم کرد.
▪︎پافشاری (Persistence): برخی خاطرات، بهخصوص خاطرات ناگوار و دردناک، بهطور مداوم در ذهن ما میمانند و رهایمان نمیکنند، حتی وقتی که تمایل نداریم به آنها فکر کنیم ولی به طور وسواس گونه ذهن ما به آن چسبیده است. جالب است بدانید که این خطاها نه به دلیل بیماری بلکه به دلیل عملکرد طبیعی مغز ما ایجاد میشوند و همه ما ممکن است درگیر آنها باشیم اگر فکر کنید که حافظه شما از این خطاها مصون است، ممکن است به این مسئله توجه نداشته باشید.
■راهکار محافظت:
۱. شکاک باشید: اولین قدم برای محافظت از حافظه و ذهن خود در برابر تأثیرات غلط، شکاک بودن و پرسشگری است. هرگاه با یک ادعا یا خاطرهای روبرو میشوید که به نظر غیرواقعی میآید، آن را به چالش بکشید.
۲. به دنبال شواهد علمی باشید: همیشه به دنبال شواهد معتبر و پژوهشهای علمی بگردید که ادعاها را تأیید یا رد کنند. اگر چیزی علمی نباشد، احتمال اینکه نادرست باشد زیاد است.
۳. خاطرات خود را بازبینی کنید: گاهی اوقات بازبینی خاطرات و تجربیات گذشته میتواند به شما کمک کند تا بفهمید که چگونه تحت تأثیر اطلاعات نادرست قرار گرفتهاید. این کار به تقویت حافظه و جلوگیری از پیشنهادپذیری کمک میکند.
۴. از تعصبات خود آگاه باشید: شناختن تعصبات شخصی و اینکه چگونه میتوانند بر حافظه و تجربیات شما تأثیر بگذارند، یک گام مهم در محافظت از ذهن شما است.
گاهنامه مدیر
▪︎انسداد (Blocking): در این حالت، ذهن ما برای به یاد آوردن یک خاطره به مشکل برمیخورد. شما مطمئن هستید که چیزی را میدانید، اما نمیتوانید در ذهن خود به اطلاعات آن دست پیدا کنید. به عنوان مثال، گاهی اسم یک شخص را فراموش میکنید، ولی چهره اش را به خوبی به یاد می آوردید. گویی که سدی از آجر در مقابل حافظه ی شما قرار گرفته است که نمی گذارد نام او را به خاطر آورید. می گویید: “نوک زبانم هست” که اصطلاحا به آن ( پدیده ی نوک زبانی) گفته می شود.
▪︎انتساب اشتباه (Misattribution): گاهی اوقات، ما اطلاعات یا خاطرات را به منبع نادرستی نسبت میدهیم. مثلا ممکن است داستانی که دوستتان تعریف کرده بود را به عنوان تجربهی شخصی خود به خاطر می آورید.
▪︎پیشنهادپذیری یا تلقین پذیری (Suggestibility): که یکی از مهمترین و بحثبرانگیزترین گناهان حافظه است. ذهن ما میتواند تحت تأثیر سوالات یا اطلاعات غلط قرار بگیرد و به همین دلیل، خاطراتی نادرست ایجاد کند. مثلاً اگر کسی از شما بپرسد: “جلسه ای که شرکت کردید چگونه بود ؟” حتی اگر در جلسه حضور نداشته اید، ممکن است شروع به ساختن یک خاطره نادرست در ذهن خود کنید.
▪︎تعصب (Bias): احساسات و باورهای فعلی ما میتوانند خاطرات گذشتهمان را تغییر دهند. مثلا اگر اکنون از کسی ناراضی باشید، ممکن است فقط خاطرات نامطلوب از او به یاد آورید، حتی اگر در واقعیت چنین نبوده است. به عبارتی باورها و اعتقادات ما نسبت به خود، اطرافیان و جهان پیرامون، می تواند در به خاطر سپاری اطلاعات نقش داشته باشد. ما خلاء های موجود در حافظه مان را با اعتقادات خود و تفکرات قالبی خود پر می کنیم و هر جا که جزیی گمشده باشد، ما خود آن قسمت را پر خواهیم کرد.
▪︎پافشاری (Persistence): برخی خاطرات، بهخصوص خاطرات ناگوار و دردناک، بهطور مداوم در ذهن ما میمانند و رهایمان نمیکنند، حتی وقتی که تمایل نداریم به آنها فکر کنیم ولی به طور وسواس گونه ذهن ما به آن چسبیده است. جالب است بدانید که این خطاها نه به دلیل بیماری بلکه به دلیل عملکرد طبیعی مغز ما ایجاد میشوند و همه ما ممکن است درگیر آنها باشیم اگر فکر کنید که حافظه شما از این خطاها مصون است، ممکن است به این مسئله توجه نداشته باشید.
■راهکار محافظت:
۱. شکاک باشید: اولین قدم برای محافظت از حافظه و ذهن خود در برابر تأثیرات غلط، شکاک بودن و پرسشگری است. هرگاه با یک ادعا یا خاطرهای روبرو میشوید که به نظر غیرواقعی میآید، آن را به چالش بکشید.
۲. به دنبال شواهد علمی باشید: همیشه به دنبال شواهد معتبر و پژوهشهای علمی بگردید که ادعاها را تأیید یا رد کنند. اگر چیزی علمی نباشد، احتمال اینکه نادرست باشد زیاد است.
۳. خاطرات خود را بازبینی کنید: گاهی اوقات بازبینی خاطرات و تجربیات گذشته میتواند به شما کمک کند تا بفهمید که چگونه تحت تأثیر اطلاعات نادرست قرار گرفتهاید. این کار به تقویت حافظه و جلوگیری از پیشنهادپذیری کمک میکند.
۴. از تعصبات خود آگاه باشید: شناختن تعصبات شخصی و اینکه چگونه میتوانند بر حافظه و تجربیات شما تأثیر بگذارند، یک گام مهم در محافظت از ذهن شما است.
گاهنامه مدیر
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍2
✳️ پنج باور غلط درباره هوش مصنوعی مولد که رهبران سازمانی باید بدانند!
🔺 باور غلط اول: ابزارهای هوش مصنوعی مولد رایگان هستند در حالی که برخی نسخههای قدیمیتر رایگانند، نسخههای پیشرفته مانند GPT-4 هزینههای ماهیانهای دارند که برای سازمانهای بزرگ میتواند میلیونها دلار باشد.
🔺 باور غلط دوم: هوش مصنوعی همیشه عملکرد انسان را ارتقا میدهد تحقیقات نشان داده در برخی موارد، استفاده از هوش مصنوعی نهتنها عملکرد را بهبود نمیدهد، بلکه منجر به کاهش بهرهوری میشود.
🔺 باور غلط سوم: ساخت مدل هوش مصنوعی مولد، سختترین بخش اجراست استقرار مدلها و تطبیق آنها با نیازها و آمادهسازی کارکنان برای استفاده از این فناوری، چالشهای بیشتری نسبت به ساخت اولیه مدل دارد.
🔺 باور غلط چهارم: میتوانید منتظر بمانید و ببینید که هوش مصنوعی چه میکند با سرعت پیشرفت هوش مصنوعی، سازمانهایی که منتظر میمانند ممکن است فرصتهای حیاتی بازار را از دست بدهند.
🔺 باور غلط پنجم: سرمایهگذاری در هوش مصنوعی بهطور خودکار مزیت رقابتی میآورد هرچند شروع اولیه میتواند مزایایی داشته باشد، اما برای مزیت پایدار، نیاز به نوآوری مداوم و بهرهبرداری از دادههای اختصاصی است.
🔺 نتیجهگیری: این باورها را کنار بگذارید و با استراتژیهای دقیق و آگاهی از محدودیتها، از هوش مصنوعی مولد بهره ببرید!/دنیای اقتصاد.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
🔺 باور غلط اول: ابزارهای هوش مصنوعی مولد رایگان هستند در حالی که برخی نسخههای قدیمیتر رایگانند، نسخههای پیشرفته مانند GPT-4 هزینههای ماهیانهای دارند که برای سازمانهای بزرگ میتواند میلیونها دلار باشد.
🔺 باور غلط دوم: هوش مصنوعی همیشه عملکرد انسان را ارتقا میدهد تحقیقات نشان داده در برخی موارد، استفاده از هوش مصنوعی نهتنها عملکرد را بهبود نمیدهد، بلکه منجر به کاهش بهرهوری میشود.
🔺 باور غلط سوم: ساخت مدل هوش مصنوعی مولد، سختترین بخش اجراست استقرار مدلها و تطبیق آنها با نیازها و آمادهسازی کارکنان برای استفاده از این فناوری، چالشهای بیشتری نسبت به ساخت اولیه مدل دارد.
🔺 باور غلط چهارم: میتوانید منتظر بمانید و ببینید که هوش مصنوعی چه میکند با سرعت پیشرفت هوش مصنوعی، سازمانهایی که منتظر میمانند ممکن است فرصتهای حیاتی بازار را از دست بدهند.
🔺 باور غلط پنجم: سرمایهگذاری در هوش مصنوعی بهطور خودکار مزیت رقابتی میآورد هرچند شروع اولیه میتواند مزایایی داشته باشد، اما برای مزیت پایدار، نیاز به نوآوری مداوم و بهرهبرداری از دادههای اختصاصی است.
🔺 نتیجهگیری: این باورها را کنار بگذارید و با استراتژیهای دقیق و آگاهی از محدودیتها، از هوش مصنوعی مولد بهره ببرید!/دنیای اقتصاد.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
🖤 آن مرد در باران... رفت!
(آسمانی شدن پدرم، ۲۳آبان۰۳)
آن مرد یک شب بی هوا دل زد به باران، رفت!
میگفت آسان نیست رفتن، گرچه آسان رفت!
با چشم های تار از اشکِ خودم دیدم...
همراه او این شهر و آن کوچه، خیابان رفت!
لیلاتر از مجنون شدم، مجنون تر از لیلا...
تا مطمئن شد می شوم بی او پریشان، رفت!
پرواز یادم داد، اما موقعِ رفتن...
تنها رهایم کرد در آغوش زندان، رفت!
میخواست بردارد ز دوشم بار غم اما...
دل کند آخر از منِ همواره ویران، رفت!
وحشی دلم را اهلیِ خود کرد و راهی شد...
میخواست صاحب خانه باشد، مثلِ مهمان رفت!
هرچند حرف از آمدن بود اولِ قصه...
آن مرد یک شب بی هوا دل زد به باران، رفت!
(آسمانی شدن پدرم، ۲۳آبان۰۳)
آن مرد یک شب بی هوا دل زد به باران، رفت!
میگفت آسان نیست رفتن، گرچه آسان رفت!
با چشم های تار از اشکِ خودم دیدم...
همراه او این شهر و آن کوچه، خیابان رفت!
لیلاتر از مجنون شدم، مجنون تر از لیلا...
تا مطمئن شد می شوم بی او پریشان، رفت!
پرواز یادم داد، اما موقعِ رفتن...
تنها رهایم کرد در آغوش زندان، رفت!
میخواست بردارد ز دوشم بار غم اما...
دل کند آخر از منِ همواره ویران، رفت!
وحشی دلم را اهلیِ خود کرد و راهی شد...
میخواست صاحب خانه باشد، مثلِ مهمان رفت!
هرچند حرف از آمدن بود اولِ قصه...
آن مرد یک شب بی هوا دل زد به باران، رفت!
❤14
🔳 دوستان معزز وگرامی
سپاس باد شما را که در اندوه ازدست دادن پدرمان شریک شدید.
از خداوند برای بزرگواران و خانواده محترم ایشان
آرزوی سلامتی مینمایم.
🖤 امیرصادقی۲۸آبان۰۳
سپاس باد شما را که در اندوه ازدست دادن پدرمان شریک شدید.
از خداوند برای بزرگواران و خانواده محترم ایشان
آرزوی سلامتی مینمایم.
🖤 امیرصادقی۲۸آبان۰۳
❤12
✳️ غریبه آشنا، دوست دارم بیا!
✍مجتبی لشکربلوکی
آیا به نظرتان می رسد ما این ظرفیت، این تحمل و این بلندنظری را داریم که مدیر عامل ایران خودرو یک آلمانی باشد، مدیر عامل همراه اول یک لبنانی باشد و مدیر عامل یکی از بانک های ما یک تایوانی؟ بلافاصله خواهیم گفت ما این همه استعداد مدیریتی در کشور داریم چرا دستمان را به سوی بیگانگان دراز کنیم؟ چرا برویم زیر دست اجنبی؟ مگه ما خودمان چه چیزی کم داریم!
حالا به این واقعیت ها توجه کنید: ساندار پیچای، مدیر عامل آلفابت (گوگل)، یک هندیالاصل است، کارلوس گُسِن، مدیر عامل سابق رنو، اصالتاً برزیلی-لبنانی بود. مارک جوزف کارنی، رئیس اسبق بانک مرکزی کانادا بود تا اینجایش خاص نیست ولی جالب اینجاست که ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۰ شد رئیس بانک مرکزی انگلستان! ایلان ماسک از آفریقای جنوبی آمده، دارد در آمریکا موشک هوا می کند! جنسن هوانگ در تایوان دنیا آمده اما در آنسوی دنیا دارد جهان را به عصر هوش مصنوعی می برد! نماد ژاپن چیست؟ سونی! مدیر عاملش برای مدت های طولانی یک آمریکایی بود! دارا خسروشاهی، مدیر عامل اوبر است با ۳۷ میلیارد دلار درآمد (مقایسه کنید با فروش سالانه نفت ایران)
سال هاست که ارتباط ما با جهان به سطحی اسفناک سقوط کرده. قبول ندارید؟ به چهار سوال جواب بدهیم، بعد شما و وجدان تان!
از ۱۰۰۰ شرکت برتر جهان، کدامشان در ایران دفتر فعال دارند؟
از ۱۰۰ دانشگاه برتر دنیا، چند درصدشان با دانشگاه های ایران برنامه مشترک دارند؟
از ۱۰ شرکت برتر مشاوره جهان کدامشان در ایران فعالند؟
سرمایه گذاری خارجی مستقیم (FDI) و در بازار سرمایه (FPI) ما نسبت به کشورهای عربستان و ترکیه چقدر است؟
دقت کنید که اصلا منظورم این نیست که سکان شرکت ها و سازمان هایمان را به دیگران بدهیم، بلکه تاکیدم روی همکاری و تعاملات بین المللی است. سپردن مدیریت یکی از صدها روش همکاری بین المللی است.
☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:
کار کردن با خارجی ها اصلا چه فایده ای دارد؟ جدای از دسترسی به بازارهای بین المللی، جذب منابع مالی و انتقال تکنولوژی که در همه منابع اشاره می شود می خواهم روی موضوع دیگری دست بگذارم و آن تغییر عمیق درونی است. اگر با جهان کار کنیم ما دیگر آن آدم سابق نخواهیم شد:
۱) قد ما بلند می شود. فرض کنید که کسی در یک روستای ۱۰۰ نفره به دنیا می آید و همانجا زندگی می کند و میمیرد. درکش از جهان و فرصت هایش چقدر است؟ کسی که با جهان در ارتباط است قدش بلند می شود چیزهایی را می بیند که امکان دیدن آن را قبلا نداشته
۲) می فهمیم که آدم های دیگر با دین و آیین متفاوت نیز به اندازه ما انسان هستند. به اندازه ما وجدان دارند، به اندازه ما به خانواده اهمیت می دهند، به اندازه ما برای عدالت دغدغه دارند. ما قطعا و حتما انسان تر خواهیم شد.
۳) ژن نوآوری ما تقویت می شود. دو تن از اساتید دانشگاه هاروارد و یک استاد دیگر این سوال برای شان مطرح شد که کارآفرینان نوآور با مدیران معمولی چه تفاوتی دارند؟ بررسی هایشان را در کتابی منتشر کردند به نام ژن نوآوری! آن ها متوجه شدند تفاوت در ۵ مهارت کلیدی است. یکی از آن ها شبکه سازی بود؛ ساختن ارتباطات اجتماعی و جستجوی فعالانه برای یادگیری از افراد با زمینههای متفاوت، تخصصهای متنوع و دیدگاههای مختلف. شبکه بزرگ تر و متنوع تر یعنی ایده های با کیفیت تر، دیدگاهی وسیع تر و خلاقیت بیشتر.
۴) همزمان تواضع و اعتماد به نفس ما بیشتر می شود. وقتی در ایران زندگی می کنيم، به عنوان یک نویسنده یا کارآفرین یا مربی باشگاه فوتبال، جامعه ای که خودم را با آنان مقایسه می کنم محدود است (حدود ۱٪ جمعیت جهان). ممکن است به درستی یا نادرستی خودم را بهترین بیابم. ولی به محضی که پایم را از ایران بیرون می گذارم می بینیم که ده ها نویسنده، کارآفرین و مربی بالاتر از من هستند. دیگر امکان ندارد که مغرور شوم. ارتباط با جهان، فروتنی و تواضع می آورد. همچنین وقتی با خارجی ها کار می کنیم، می فهمیم که ما به یک اندازه باهوشیم، آن ها آدم های عجیب و غریبی نیستند. برخی از ما به خاطر شبکه محدودمان به شدت در معرض «غرور جاهلانه» و برخی دیگر در معرض ضعف اعتماد به نفس هستیم.
تا رفع تحریم ها که نمی دانیم چه زمانی است، به هر طریقی که می توانیم باید تعاملات بین المللی خود را توسعه دهیم.
می توانید مرا به غریبه پرستی، خودباختگی و «مرغ همسایه غازپنداری» متهم کنید. اما پیش از آن از خودتان بپرسید که کدام یک از استدلال های بالا اشتباه است. خلاصه کلام اینکه ما باید یاد بگیریم که با غریبهها، بیگانگان، خارجیها و اجنبیها، کار کنیم. مدت هاست جهان، جهانی شده است و آنانکه بلد نیستند با جهان کار کنند ممکن است در نقشه های جفرافیا باقی بمانند اما در صفحات تاریخ حذف خواهند شد. با غریبه های بیشتر باید آشنا شد!
✍مجتبی لشکربلوکی
آیا به نظرتان می رسد ما این ظرفیت، این تحمل و این بلندنظری را داریم که مدیر عامل ایران خودرو یک آلمانی باشد، مدیر عامل همراه اول یک لبنانی باشد و مدیر عامل یکی از بانک های ما یک تایوانی؟ بلافاصله خواهیم گفت ما این همه استعداد مدیریتی در کشور داریم چرا دستمان را به سوی بیگانگان دراز کنیم؟ چرا برویم زیر دست اجنبی؟ مگه ما خودمان چه چیزی کم داریم!
حالا به این واقعیت ها توجه کنید: ساندار پیچای، مدیر عامل آلفابت (گوگل)، یک هندیالاصل است، کارلوس گُسِن، مدیر عامل سابق رنو، اصالتاً برزیلی-لبنانی بود. مارک جوزف کارنی، رئیس اسبق بانک مرکزی کانادا بود تا اینجایش خاص نیست ولی جالب اینجاست که ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۰ شد رئیس بانک مرکزی انگلستان! ایلان ماسک از آفریقای جنوبی آمده، دارد در آمریکا موشک هوا می کند! جنسن هوانگ در تایوان دنیا آمده اما در آنسوی دنیا دارد جهان را به عصر هوش مصنوعی می برد! نماد ژاپن چیست؟ سونی! مدیر عاملش برای مدت های طولانی یک آمریکایی بود! دارا خسروشاهی، مدیر عامل اوبر است با ۳۷ میلیارد دلار درآمد (مقایسه کنید با فروش سالانه نفت ایران)
سال هاست که ارتباط ما با جهان به سطحی اسفناک سقوط کرده. قبول ندارید؟ به چهار سوال جواب بدهیم، بعد شما و وجدان تان!
از ۱۰۰۰ شرکت برتر جهان، کدامشان در ایران دفتر فعال دارند؟
از ۱۰۰ دانشگاه برتر دنیا، چند درصدشان با دانشگاه های ایران برنامه مشترک دارند؟
از ۱۰ شرکت برتر مشاوره جهان کدامشان در ایران فعالند؟
سرمایه گذاری خارجی مستقیم (FDI) و در بازار سرمایه (FPI) ما نسبت به کشورهای عربستان و ترکیه چقدر است؟
دقت کنید که اصلا منظورم این نیست که سکان شرکت ها و سازمان هایمان را به دیگران بدهیم، بلکه تاکیدم روی همکاری و تعاملات بین المللی است. سپردن مدیریت یکی از صدها روش همکاری بین المللی است.
☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:
کار کردن با خارجی ها اصلا چه فایده ای دارد؟ جدای از دسترسی به بازارهای بین المللی، جذب منابع مالی و انتقال تکنولوژی که در همه منابع اشاره می شود می خواهم روی موضوع دیگری دست بگذارم و آن تغییر عمیق درونی است. اگر با جهان کار کنیم ما دیگر آن آدم سابق نخواهیم شد:
۱) قد ما بلند می شود. فرض کنید که کسی در یک روستای ۱۰۰ نفره به دنیا می آید و همانجا زندگی می کند و میمیرد. درکش از جهان و فرصت هایش چقدر است؟ کسی که با جهان در ارتباط است قدش بلند می شود چیزهایی را می بیند که امکان دیدن آن را قبلا نداشته
۲) می فهمیم که آدم های دیگر با دین و آیین متفاوت نیز به اندازه ما انسان هستند. به اندازه ما وجدان دارند، به اندازه ما به خانواده اهمیت می دهند، به اندازه ما برای عدالت دغدغه دارند. ما قطعا و حتما انسان تر خواهیم شد.
۳) ژن نوآوری ما تقویت می شود. دو تن از اساتید دانشگاه هاروارد و یک استاد دیگر این سوال برای شان مطرح شد که کارآفرینان نوآور با مدیران معمولی چه تفاوتی دارند؟ بررسی هایشان را در کتابی منتشر کردند به نام ژن نوآوری! آن ها متوجه شدند تفاوت در ۵ مهارت کلیدی است. یکی از آن ها شبکه سازی بود؛ ساختن ارتباطات اجتماعی و جستجوی فعالانه برای یادگیری از افراد با زمینههای متفاوت، تخصصهای متنوع و دیدگاههای مختلف. شبکه بزرگ تر و متنوع تر یعنی ایده های با کیفیت تر، دیدگاهی وسیع تر و خلاقیت بیشتر.
۴) همزمان تواضع و اعتماد به نفس ما بیشتر می شود. وقتی در ایران زندگی می کنيم، به عنوان یک نویسنده یا کارآفرین یا مربی باشگاه فوتبال، جامعه ای که خودم را با آنان مقایسه می کنم محدود است (حدود ۱٪ جمعیت جهان). ممکن است به درستی یا نادرستی خودم را بهترین بیابم. ولی به محضی که پایم را از ایران بیرون می گذارم می بینیم که ده ها نویسنده، کارآفرین و مربی بالاتر از من هستند. دیگر امکان ندارد که مغرور شوم. ارتباط با جهان، فروتنی و تواضع می آورد. همچنین وقتی با خارجی ها کار می کنیم، می فهمیم که ما به یک اندازه باهوشیم، آن ها آدم های عجیب و غریبی نیستند. برخی از ما به خاطر شبکه محدودمان به شدت در معرض «غرور جاهلانه» و برخی دیگر در معرض ضعف اعتماد به نفس هستیم.
تا رفع تحریم ها که نمی دانیم چه زمانی است، به هر طریقی که می توانیم باید تعاملات بین المللی خود را توسعه دهیم.
می توانید مرا به غریبه پرستی، خودباختگی و «مرغ همسایه غازپنداری» متهم کنید. اما پیش از آن از خودتان بپرسید که کدام یک از استدلال های بالا اشتباه است. خلاصه کلام اینکه ما باید یاد بگیریم که با غریبهها، بیگانگان، خارجیها و اجنبیها، کار کنیم. مدت هاست جهان، جهانی شده است و آنانکه بلد نیستند با جهان کار کنند ممکن است در نقشه های جفرافیا باقی بمانند اما در صفحات تاریخ حذف خواهند شد. با غریبه های بیشتر باید آشنا شد!
👍4👏2
نکسوس
یووال نوح هراری
🎧کتاب صوتی
📚نکسوس؛ تاریخ مختصر شبکههای اطلاعاتی، از عصر حجر تا هوش مصنوعی
✍️نویسنده: یووال نوح هراری (2024)
📝مترجم: مهدی نجفی خواه
🗣ویراست و خوانش: فرهاد ارکانی
#نکسوس
📚─┅─═
🆔 t.me/bookvocie
#کتاب_صوتی
📚نکسوس؛ تاریخ مختصر شبکههای اطلاعاتی، از عصر حجر تا هوش مصنوعی
✍️نویسنده: یووال نوح هراری (2024)
📝مترجم: مهدی نجفی خواه
🗣ویراست و خوانش: فرهاد ارکانی
#نکسوس
📚─┅─═
🆔 t.me/bookvocie
#کتاب_صوتی
❤1
Forwarded from تعالی منابع انسانی
💢 تفاوت منابع انسانی با سرمایه انسانی را بشناسید:
▪️منابع انسانی : نیروی انسانی به عنوان بزرگترین و مهمترین دارایی سازمان شناخته شده، چنانکه سایر منابع مثل سرمایه و مواد اولیه و ماشین آلات بدون مدیریت صحیح آن از بین خواهند رفت یا به درستی به کار گرفته نخواهند شد.
▪️سرمایه انسانی: اگر منابع انسانی سازمان در مسیر اهداف و استراتژی های سازمان عمل نمایند، آنگاه ما سرمایه انسانی خواهیم داشت و این فرآیند را مدیریت سرمایه انسانی تعریف می کنیم.
هر گاه از منبع استفاده نماییم تمام می شود، ولی سرمایه روز به روز ارزش افزوده پیدا می کند. پس بایستی روی افراد سرمایه گذاری کنیم تا تبدیل به سرمایه شوند.
✍ کانال راهنمای منابع انسانی
@hrm_academy
▪️منابع انسانی : نیروی انسانی به عنوان بزرگترین و مهمترین دارایی سازمان شناخته شده، چنانکه سایر منابع مثل سرمایه و مواد اولیه و ماشین آلات بدون مدیریت صحیح آن از بین خواهند رفت یا به درستی به کار گرفته نخواهند شد.
▪️سرمایه انسانی: اگر منابع انسانی سازمان در مسیر اهداف و استراتژی های سازمان عمل نمایند، آنگاه ما سرمایه انسانی خواهیم داشت و این فرآیند را مدیریت سرمایه انسانی تعریف می کنیم.
هر گاه از منبع استفاده نماییم تمام می شود، ولی سرمایه روز به روز ارزش افزوده پیدا می کند. پس بایستی روی افراد سرمایه گذاری کنیم تا تبدیل به سرمایه شوند.
✍ کانال راهنمای منابع انسانی
@hrm_academy
👍3
✳️ ۶ نکته درباره شناسایی و تحلیل بازیگران مرتبط با کسبوکار
✍ صادق برادران
✅ مشاور توسعه کسبوکار، نوآوری و تحول دیجیتال
شرکتها با توجه به تغییر و تحولات دنیای کسبوکار، باید تحلیل دقیق تری در خصوص بازیگران مرتبط با خود داشته باشند. تحلیل رقبای سنتی و متعارف دیگر جوابگو نیست و خیلی ناقص است. چند نکته در این خصوص:
۱) بیش از پیش باید به تحلیل رقابت (و نه صرفا تحلیل رقبا) توجه داشت. تحلیل رقابت ابعاد بیشتر و متنوعتری نسبت به تحلیل رقبا دارد؛
۲) در بعضی حوزه ها، با توجه به ماهیت کسب و کار و محیط آن، مطالعه و تحلیل بازیگران سنتی صنعت اساسا اشتباه است مثلا در حوزه هایی با امکان تغییر قواعد بازی و اتخاذ رویکرد آرمانگرا. به جای الگوبرداری از دیگران، باید مجددانه راه خود را پیش گرفت و گاهی همکاریهای برد-برد تعریف کرد. الون ماسک متخصص این کار است؛
۳) در مطالعه رقبا باید به رقبای غیرمتعارف نیز توجه داشت. یعنی رقبایی که با مدل کسبوکاری متفاوت از ما، نیاز مشتری را پاسخ می دهند. این بازیگران، در خواسته و نیاز مشتری با شرکت ما مشابه هستند اما در جوانبی اساسی از مدل کسبوکار با ما متفاوت عمل می کنند؛
۴) بعضی بازیگران جدید، در جلب توجه و کسب سهم از جیب مشتری با ما رقابت می کنند. این بازیگران که حتی رقیب نامتعارف شرکت ما نیز قلمداد نمی شوند معمولا رویکردهای اکوسیستمی دارند و زمین بازی ایجاد میکنند. یا باید در زمین آنها به نحوی سودآور بازی کنیم و یا اینکه زمین بازی خود را بسازیم؛
۵) با وجود نکات بالا، بخش قابل توجهی از آینده هر صنعت، وابسته به تحول بازیگران سنتی و بزرگ آن صنعت است. چه خود شرکت ما یک بازیگر سنتی باشد و چه اینکه به عنوان یک بازیگر جدید وارد یک صنعت میشویم، نباید تصور کرد اکثر شرکتهای بزرگ و سنتی حذف میشوند و جای خود را به بازیگرانی جدید می دهند؛
۶) نهایتا دستهای از بازیگران جدید که خیلی باید مورد توجه باشند بازیگران تکنولوژیک آن صنعت هستند. در هر صنعتی که فعال باشیم بازیگران فناورانه در حال توسعه و تنوع یافتن هستند و باید تحلیل شوند.
✍ صادق برادران
✅ مشاور توسعه کسبوکار، نوآوری و تحول دیجیتال
شرکتها با توجه به تغییر و تحولات دنیای کسبوکار، باید تحلیل دقیق تری در خصوص بازیگران مرتبط با خود داشته باشند. تحلیل رقبای سنتی و متعارف دیگر جوابگو نیست و خیلی ناقص است. چند نکته در این خصوص:
۱) بیش از پیش باید به تحلیل رقابت (و نه صرفا تحلیل رقبا) توجه داشت. تحلیل رقابت ابعاد بیشتر و متنوعتری نسبت به تحلیل رقبا دارد؛
۲) در بعضی حوزه ها، با توجه به ماهیت کسب و کار و محیط آن، مطالعه و تحلیل بازیگران سنتی صنعت اساسا اشتباه است مثلا در حوزه هایی با امکان تغییر قواعد بازی و اتخاذ رویکرد آرمانگرا. به جای الگوبرداری از دیگران، باید مجددانه راه خود را پیش گرفت و گاهی همکاریهای برد-برد تعریف کرد. الون ماسک متخصص این کار است؛
۳) در مطالعه رقبا باید به رقبای غیرمتعارف نیز توجه داشت. یعنی رقبایی که با مدل کسبوکاری متفاوت از ما، نیاز مشتری را پاسخ می دهند. این بازیگران، در خواسته و نیاز مشتری با شرکت ما مشابه هستند اما در جوانبی اساسی از مدل کسبوکار با ما متفاوت عمل می کنند؛
۴) بعضی بازیگران جدید، در جلب توجه و کسب سهم از جیب مشتری با ما رقابت می کنند. این بازیگران که حتی رقیب نامتعارف شرکت ما نیز قلمداد نمی شوند معمولا رویکردهای اکوسیستمی دارند و زمین بازی ایجاد میکنند. یا باید در زمین آنها به نحوی سودآور بازی کنیم و یا اینکه زمین بازی خود را بسازیم؛
۵) با وجود نکات بالا، بخش قابل توجهی از آینده هر صنعت، وابسته به تحول بازیگران سنتی و بزرگ آن صنعت است. چه خود شرکت ما یک بازیگر سنتی باشد و چه اینکه به عنوان یک بازیگر جدید وارد یک صنعت میشویم، نباید تصور کرد اکثر شرکتهای بزرگ و سنتی حذف میشوند و جای خود را به بازیگرانی جدید می دهند؛
۶) نهایتا دستهای از بازیگران جدید که خیلی باید مورد توجه باشند بازیگران تکنولوژیک آن صنعت هستند. در هر صنعتی که فعال باشیم بازیگران فناورانه در حال توسعه و تنوع یافتن هستند و باید تحلیل شوند.
✳️ چطور یک مدیر خوب پیدا کنیم؟
✅ انتخاب مدیران توانمند همواره یکی از چالشهای بزرگ سازمانهاست.
تحقیقات جدید از دانشگاه هاروارد و سایر موسسات معتبر، به دنبال پاسخ به این سوال کلیدی بودهاند.
نتایج این مطالعات، نکات جالب و کاربردی را ارائه میدهد که میتواند نگرش سازمانها به انتخاب مدیران را تغییر دهد.
🔺 چرا انتخاب مدیر مهم است؟
مدیران نهتنها روی عملکرد تیمها اثر میگذارند، بلکه بر بهرهوری و موفقیت کل سازمان تأثیر بسزایی دارند. مطالعات نشان دادهاند که یک مدیر باصلاحیت میتواند عملکرد تیم را تا دو برابر بیشتر از یک نیروی کار ماهر بهبود بخشد.
🔺ویژگیهای یک مدیر خوب چیست؟
تحقیقات اخیر نشان میدهد که:
1️⃣ مدیرانی که مهارتهای تصمیمگیری اقتصادی و هوش سیال بالایی دارند، عملکرد بهتری دارند.
2️⃣ اعتماد به نفس بیش از حد، اغلب به مدیریت ضعیف منجر میشود. مدیرانی که خودشان را تبلیغ میکنند، لزوماً بهترین گزینهها نیستند.
3️⃣ انتخاب مدیران بر اساس مهارتها، نه صرفاً ویژگیهای شخصیتی یا تجربه گذشته، بازدهی سازمان را بهبود میبخشد.
📊 چالشهای موجود در انتخاب مدیران
مطالعات نشان میدهد که بسیاری از مدیران بدون آموزش رسمی یا بر اساس معیارهای نادرست، از جمله عملکرد قبلیشان در مشاغل دیگر، ارتقا مییابند. این همان «اصل پیتر» است که افراد تا زمانی که در جایگاهی ناکارآمد شوند، ارتقا مییابند.
💡 راهکارهای شناسایی مدیران خوب
▫️استفاده از تستهایی که توانایی افراد در تصمیمگیریهای اقتصادی و مدیریت وظایف را ارزیابی میکند.
◾️انتصاب مدیران بر اساس مهارتها و نه صرفاً تمایل به رهبری یا مدرک تحصیلی.
▫️شناسایی و حذف سوگیریهای رایج در فرایند انتخاب مدیر.
🔺 جمعبندی
مدیریت خوب یکی از ارکان اصلی بهرهوری و موفقیت سازمانهاست. انتخاب مدیران بر اساس مهارتها و توانمندیهای واقعی، به جای سوگیریهای سنتی، میتواند تاثیر بسزایی در عملکرد تیمها و کل سازمان داشته باشد.
📚 منبع: Economist, HBS
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ انتخاب مدیران توانمند همواره یکی از چالشهای بزرگ سازمانهاست.
تحقیقات جدید از دانشگاه هاروارد و سایر موسسات معتبر، به دنبال پاسخ به این سوال کلیدی بودهاند.
نتایج این مطالعات، نکات جالب و کاربردی را ارائه میدهد که میتواند نگرش سازمانها به انتخاب مدیران را تغییر دهد.
🔺 چرا انتخاب مدیر مهم است؟
مدیران نهتنها روی عملکرد تیمها اثر میگذارند، بلکه بر بهرهوری و موفقیت کل سازمان تأثیر بسزایی دارند. مطالعات نشان دادهاند که یک مدیر باصلاحیت میتواند عملکرد تیم را تا دو برابر بیشتر از یک نیروی کار ماهر بهبود بخشد.
🔺ویژگیهای یک مدیر خوب چیست؟
تحقیقات اخیر نشان میدهد که:
1️⃣ مدیرانی که مهارتهای تصمیمگیری اقتصادی و هوش سیال بالایی دارند، عملکرد بهتری دارند.
2️⃣ اعتماد به نفس بیش از حد، اغلب به مدیریت ضعیف منجر میشود. مدیرانی که خودشان را تبلیغ میکنند، لزوماً بهترین گزینهها نیستند.
3️⃣ انتخاب مدیران بر اساس مهارتها، نه صرفاً ویژگیهای شخصیتی یا تجربه گذشته، بازدهی سازمان را بهبود میبخشد.
📊 چالشهای موجود در انتخاب مدیران
مطالعات نشان میدهد که بسیاری از مدیران بدون آموزش رسمی یا بر اساس معیارهای نادرست، از جمله عملکرد قبلیشان در مشاغل دیگر، ارتقا مییابند. این همان «اصل پیتر» است که افراد تا زمانی که در جایگاهی ناکارآمد شوند، ارتقا مییابند.
💡 راهکارهای شناسایی مدیران خوب
▫️استفاده از تستهایی که توانایی افراد در تصمیمگیریهای اقتصادی و مدیریت وظایف را ارزیابی میکند.
◾️انتصاب مدیران بر اساس مهارتها و نه صرفاً تمایل به رهبری یا مدرک تحصیلی.
▫️شناسایی و حذف سوگیریهای رایج در فرایند انتخاب مدیر.
🔺 جمعبندی
مدیریت خوب یکی از ارکان اصلی بهرهوری و موفقیت سازمانهاست. انتخاب مدیران بر اساس مهارتها و توانمندیهای واقعی، به جای سوگیریهای سنتی، میتواند تاثیر بسزایی در عملکرد تیمها و کل سازمان داشته باشد.
📚 منبع: Economist, HBS
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ آیا زنها از مدیران زن بیزارند؟!
✅ تحقیقات مؤسسه گالوپ در سال ۲۰۱۳ نشان داد که اگرچه هر دو جنس مرد و زن ترجیح میدهند مدیر مرد داشته باشند، زنان در مقایسه با مردان بیشتر به کار کردن برای مدیران مرد تمایل داشتهاند (۳۹ درصد در مقایسه با ۲۶ درصد). اما علت چیست؟ چرا زنان نمیخواهند برای یکدیگر کار کنند؟
🟢چرا زنها از مدیران زن بیزارند؟
تقریبا همهٔ ما با این کلیشه آشنایی داریم که یک زن رئیس در محل کارش، رفتاری شبیه به ملکه زنبورعسل دارد و همه را آزرده میکند. شاید این فقط استعاره به نظر برسد، اما برخی زنان حس میکنند که مدیر زنشان بیشتر از یک مدیر مرد، آنها را آزار میدهد و به آنها زور میگوید.
🔵بررسیها حاکی از آن است که اگر زنان حق انتخاب داشتند، معمولا مدیر مرد را به زن ترجیح میدهند. حتی در یک بررسی مشخص شد زنانی که سابقه کار طولانیتری دارند، معمولا کمتر خواستارِ داشتن مدیر زن هستند. خب، این حس از کجا میآید؟ در نگاه اول، به نظر میرسد که پدیدهٔ ملکه زنبورعسل این عقیده را تقویت میکند که زنان بهطور طبیعی بدجنس هستند؛ اما این موضوع حقیقت ندارد.
🟤زنانی که در شرکتهایی که اکثریت کارمندان آقا هستند کار میکنند، بر این باورند که تعداد کمی از زنان این شانس را دارند که به مقامات بالاتر ارتقا پیدا کنند. به همین دلیل، با دیگر زنان حالتی رقابتی پیدا میکنند. زمانی که موقعیتهای محدودتری برای زنان وجود داشته باشد، آنها همجنسهای خود را موانعی دستوپاگیر در مسیر پیشرفت خودشان میبینند.
🟠همچنین در یک بررسی مشخص شد زنانی که موقعیت بالاتری دارند، تمایلی به جذب سایر زنان برای پیوستن به تیمشان ندارند. دلیل این موضوع این است که آنها معمولا فکر میکنند که برای رسیدن به پیشرفت شغلی، باید خودشان را از زنان دیگر دور نگه دارند تا در کنار مردان گروه به هدفشان برسند.
🟡اما زمانی که زنان مثل مردها شروع به رئیسبازی میکنند، تعصبهای کاملا جدیدی نسبت به آنها بهوجود میآید. مدیران مرد میتوانند رک و صریح باشند و حتی با فریاد خواستههایشان را مطرح کنند، اما صریح بودن یک مدیر زن برای برخی کارمندان دور از انتظار است و آنها توقع دارند که رئیس زن نیز مثل اعضای تیم رفتاری منفعلانه، آرام و کنترلشده داشته باشد. به همین دلیل، برخی محققان بر این باورند که کارمندان به اندازهٔ مدیران مرد به مدیران زنشان احترام نمیگذارند.
🟣اما در اصل تمام این مشکلات بر سر یک موضوع است: وقتی راه رسیدن به موفقیت برای زنان دشوارتر باشد، آنها حس میکنند که به سختی میتوانند به موفقیت برسند؛ چه برسد به این که یک زن دیگر را در کنار خودشان همراهی کنند.
منبع: hermoney
راهنامه مدیر
✅ تحقیقات مؤسسه گالوپ در سال ۲۰۱۳ نشان داد که اگرچه هر دو جنس مرد و زن ترجیح میدهند مدیر مرد داشته باشند، زنان در مقایسه با مردان بیشتر به کار کردن برای مدیران مرد تمایل داشتهاند (۳۹ درصد در مقایسه با ۲۶ درصد). اما علت چیست؟ چرا زنان نمیخواهند برای یکدیگر کار کنند؟
🟢چرا زنها از مدیران زن بیزارند؟
تقریبا همهٔ ما با این کلیشه آشنایی داریم که یک زن رئیس در محل کارش، رفتاری شبیه به ملکه زنبورعسل دارد و همه را آزرده میکند. شاید این فقط استعاره به نظر برسد، اما برخی زنان حس میکنند که مدیر زنشان بیشتر از یک مدیر مرد، آنها را آزار میدهد و به آنها زور میگوید.
🔵بررسیها حاکی از آن است که اگر زنان حق انتخاب داشتند، معمولا مدیر مرد را به زن ترجیح میدهند. حتی در یک بررسی مشخص شد زنانی که سابقه کار طولانیتری دارند، معمولا کمتر خواستارِ داشتن مدیر زن هستند. خب، این حس از کجا میآید؟ در نگاه اول، به نظر میرسد که پدیدهٔ ملکه زنبورعسل این عقیده را تقویت میکند که زنان بهطور طبیعی بدجنس هستند؛ اما این موضوع حقیقت ندارد.
🟤زنانی که در شرکتهایی که اکثریت کارمندان آقا هستند کار میکنند، بر این باورند که تعداد کمی از زنان این شانس را دارند که به مقامات بالاتر ارتقا پیدا کنند. به همین دلیل، با دیگر زنان حالتی رقابتی پیدا میکنند. زمانی که موقعیتهای محدودتری برای زنان وجود داشته باشد، آنها همجنسهای خود را موانعی دستوپاگیر در مسیر پیشرفت خودشان میبینند.
🟠همچنین در یک بررسی مشخص شد زنانی که موقعیت بالاتری دارند، تمایلی به جذب سایر زنان برای پیوستن به تیمشان ندارند. دلیل این موضوع این است که آنها معمولا فکر میکنند که برای رسیدن به پیشرفت شغلی، باید خودشان را از زنان دیگر دور نگه دارند تا در کنار مردان گروه به هدفشان برسند.
🟡اما زمانی که زنان مثل مردها شروع به رئیسبازی میکنند، تعصبهای کاملا جدیدی نسبت به آنها بهوجود میآید. مدیران مرد میتوانند رک و صریح باشند و حتی با فریاد خواستههایشان را مطرح کنند، اما صریح بودن یک مدیر زن برای برخی کارمندان دور از انتظار است و آنها توقع دارند که رئیس زن نیز مثل اعضای تیم رفتاری منفعلانه، آرام و کنترلشده داشته باشد. به همین دلیل، برخی محققان بر این باورند که کارمندان به اندازهٔ مدیران مرد به مدیران زنشان احترام نمیگذارند.
🟣اما در اصل تمام این مشکلات بر سر یک موضوع است: وقتی راه رسیدن به موفقیت برای زنان دشوارتر باشد، آنها حس میکنند که به سختی میتوانند به موفقیت برسند؛ چه برسد به این که یک زن دیگر را در کنار خودشان همراهی کنند.
منبع: hermoney
راهنامه مدیر
👍6
✳️ گزارش وضعیت استفاده از هوشمصنوعی مولد در سازمانها (2024)
✅ گزارش خیلی مفصل و جالبی رو Menlo Ventures منتشر کرده که با جزئیات به رشد پذیرش استفاده از AI در شرکتها و حوزههای اصلی استفادشون پرداخته، طی این گزارش که با مصاحبه با 600 شرکت بزرگ آمریکایی انجام شده، نشون داده سرمایهگذاری این شرکتها برای استفاده از هوش مصنوعی از 2.3 میلیارد دلار سال 2023 به 13.8 میلیارد دلار در 2024 رسیده، چند نکته جذاب که بنظرم برای توسعه دهندگان استارتاپهای B2B هوش مصنوعی میتونه مفید باشه:
🔸مهترین کاربردهای AI برای سازمانها و میزان استفادشون:
51% به برای برنامهنویسی به عنوان دستیار از این سرویسها استفاده میکنند.
31% به عنوان چت بات پشتیبانی به کار گرفتن.
28% هم جهت سرچ داخل اسناد داخلی و دادهکاوی استفاده میکنند.
🔸 سازمانها چطور ابزار هوش مصنوعی انتخاب میکنند:
30% مستقیما دنبال ابزاری هستند که هزینههای فعلی رو کاهش بده و ROI مستقیم داشته باشه.
26% به دنبال ابزاری با قابلیت بومی سازی و کاستومایز برای اون سازمان هستند.
7% هم عملکرد و دقت ابزار براشون مهم هست.
🔸 ابزارها در کدام دپارتمانها بیشتر استفاده میشود؟
22% در دپارتمان IT و احتمالا کدینگ استفاده میشه.
19% در واحد محصول و مهندسی استفاده میکنند.
9% هم در واحدهای پشتیبانی مشتریان.
🔸 مقایسه رشد استفاده از LLMهای مختلف در سازمانها
آنتروپیک با مدل اصلیش Claude با رشد عجیب دو برابری نسبت به سال گذشته در 24% سازمانها استفاده میشه و OpenAI بازی سازمانی رو به نظر داره به رقیبش واگذار میکنه، در حال حاضر OpenAI لیدر این بازار با 34% هست در حالی که سال گذشته 50% بازار رو داشت.
بعد از اونها، متا 16% و گوگل 12% از سهم AI در سازمانها رو دارند.
🔖 در نهایت پیشبینی میشه سازمانها بیشتر و بیشتر به سمت استفاده از GenAI رو بیارن و این گزارش سه پیشبینی مهم با فراگیرشدن هوشمصنوعی مولد در سازمانها بیان میکنه:
1- دستیارها (Agents) هوش مصنوعی که قرار هست بیشتر و بیشتر فعالیتهای سنتی رو اتومات کنن رشد چشمگیری خواهند داشت.
2- خداحافظی با قولهای قدیمی و جایگزینی با ابزارهای هوشمصنوعی، یکی دو قربانی اصلی موج هوش مصنوعی دو شرکت Stack Overflow و Chegg بودند، اما زنگ خطر برای ابزارهای سازمانی بزرگ دیگه مثل SalesForce و AutoDesk هم به صدا درومده.
3- کمبود نیروهای توسعه هوشمصنوعی و نیاز بیش از پیش به متخصصین استفاده و پیاده سازی معماری هوشمصنوعی در شرکتها، همین الان هم حقوق این افراد طی یک سال گذشته 2 تا 3 برابر افزایش پیدا کرده!
لینک گزارش؛
https://menlovc.com/wp-content/uploads/2024/11/menlo_ventures-dominant_genai_use_cases-scaled.webp
كانال قواعد بازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ گزارش خیلی مفصل و جالبی رو Menlo Ventures منتشر کرده که با جزئیات به رشد پذیرش استفاده از AI در شرکتها و حوزههای اصلی استفادشون پرداخته، طی این گزارش که با مصاحبه با 600 شرکت بزرگ آمریکایی انجام شده، نشون داده سرمایهگذاری این شرکتها برای استفاده از هوش مصنوعی از 2.3 میلیارد دلار سال 2023 به 13.8 میلیارد دلار در 2024 رسیده، چند نکته جذاب که بنظرم برای توسعه دهندگان استارتاپهای B2B هوش مصنوعی میتونه مفید باشه:
🔸مهترین کاربردهای AI برای سازمانها و میزان استفادشون:
51% به برای برنامهنویسی به عنوان دستیار از این سرویسها استفاده میکنند.
31% به عنوان چت بات پشتیبانی به کار گرفتن.
28% هم جهت سرچ داخل اسناد داخلی و دادهکاوی استفاده میکنند.
🔸 سازمانها چطور ابزار هوش مصنوعی انتخاب میکنند:
30% مستقیما دنبال ابزاری هستند که هزینههای فعلی رو کاهش بده و ROI مستقیم داشته باشه.
26% به دنبال ابزاری با قابلیت بومی سازی و کاستومایز برای اون سازمان هستند.
7% هم عملکرد و دقت ابزار براشون مهم هست.
🔸 ابزارها در کدام دپارتمانها بیشتر استفاده میشود؟
22% در دپارتمان IT و احتمالا کدینگ استفاده میشه.
19% در واحد محصول و مهندسی استفاده میکنند.
9% هم در واحدهای پشتیبانی مشتریان.
🔸 مقایسه رشد استفاده از LLMهای مختلف در سازمانها
آنتروپیک با مدل اصلیش Claude با رشد عجیب دو برابری نسبت به سال گذشته در 24% سازمانها استفاده میشه و OpenAI بازی سازمانی رو به نظر داره به رقیبش واگذار میکنه، در حال حاضر OpenAI لیدر این بازار با 34% هست در حالی که سال گذشته 50% بازار رو داشت.
بعد از اونها، متا 16% و گوگل 12% از سهم AI در سازمانها رو دارند.
🔖 در نهایت پیشبینی میشه سازمانها بیشتر و بیشتر به سمت استفاده از GenAI رو بیارن و این گزارش سه پیشبینی مهم با فراگیرشدن هوشمصنوعی مولد در سازمانها بیان میکنه:
1- دستیارها (Agents) هوش مصنوعی که قرار هست بیشتر و بیشتر فعالیتهای سنتی رو اتومات کنن رشد چشمگیری خواهند داشت.
2- خداحافظی با قولهای قدیمی و جایگزینی با ابزارهای هوشمصنوعی، یکی دو قربانی اصلی موج هوش مصنوعی دو شرکت Stack Overflow و Chegg بودند، اما زنگ خطر برای ابزارهای سازمانی بزرگ دیگه مثل SalesForce و AutoDesk هم به صدا درومده.
3- کمبود نیروهای توسعه هوشمصنوعی و نیاز بیش از پیش به متخصصین استفاده و پیاده سازی معماری هوشمصنوعی در شرکتها، همین الان هم حقوق این افراد طی یک سال گذشته 2 تا 3 برابر افزایش پیدا کرده!
لینک گزارش؛
https://menlovc.com/wp-content/uploads/2024/11/menlo_ventures-dominant_genai_use_cases-scaled.webp
كانال قواعد بازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ ١٧ توصیه برای برنامهریزی استراتژیک
✍مارکتینگ آز
✅ فِرِد آر. دیوید در کتاب خود به نام «مدیریت استراتژیک» مینویسد:
👈برنامهریزی استراتژیک سنگبنای موفقیت هر کسب و کاری است. برای آن که یک برنامه استراتژیک موثر بنویسید، باید این 17 اصل را رعایت کنید:
1-در برنامهریزی استراتژیکتان بیشتر از آن که روی کاغذبازی متمرکز شوید، روی افزایش مشارکت مدیران و کارمندانتان در فرایند برنامهریزی تمرکز کنید
2-شیوه مشارکت در برنامهریزی استراتژیک و مفاهیم مرتبط با آن را حتما به مدیران و کارمندانتان بیاموزید
3-تمام ادعاهایتان در برنامه استراتژیک را با آمار و ارقام حمایت و ثابت کنید
4-برنامه استراتژیکتان باید ساده، قابل فهم و قابل اجرا باشد نه یک برنامه پیچیده و غیرقابل اجرا
5-در برنامه استراتژیکتان حتما وظایف واحدهای مختلف شرکتتان برای تحقق برنامه را مشخص کنید
6-فرضیات بنادینی که بر اساس آن برنامهریزی کردهاید را حتما به خوبی توضیح بدهید
7-در برنامه استراتژیکتان فقط اخبار خوب و فرصتهای بازار را بازگو نکنید بلکه اخبار بد و تهدیدهای موجود در بازار را هم تشریح کنید
8-از مدیران و کارمندانتان بخواهید تا با ذهنی باز در فرایند برنامهریزی استراتژیک مشارکت کنند و روالها و قوانین جاری در شرکت را به چالش بکشند
9-هیچ وقت فرایند برنامهریزی استراتژیکتان را به یک وظیفه اداری سخت و پیچیده تبدیل نکنید. کاری کنید مدیران و کارمندانتان با علاقه شخصی در این فرایند مشارکت کنند
10-هیچ وقت مدیران و کارمندانی که خلاف بقیه حرف میزنند و فرهنگ حاکم بر شرکت را به چالش میکشند، از فرایند برنامهریزی استراتژیک کنار نگذارید
11-لزوما نمیتوانید همه چیز را در برنامه استراتژیکتان پیشبینی کنید. پس وقتتان را برای این کار هدر ندهید و روی مسایلی تمرکز کنید که قابل پیشبینی هستند
12-در فرایند برنامهریزی استراتژیک از ادبیات پیچیده و فنی استفاده نکنید، بلکه برنامهتان را به گونهای بنویسید که حتی کمسوادترین کارمندانتان هم متوجه برنامه استراتژیک شرکت بشوند
13-حتما یک فرایند دقیق را برای کنترل اجرای برنامه استراتژیک توسط واحدهای مختلف شرکتتان طراحی کنید
14-در برنامهریزی استراتژیکتان صرفا روی اطلاعات کمّی تمرکز نکنید. یادتان باشد خیلی وقتها اطلاعات کیفی بسیار مهمترند
15-کنار گذاشتن کارمندان عادی شرکت و تمرکز روی کارمندان حرفهای، بزرگترین خطا در فرایند برنامهریزی استراتژیک است
16-هیچ وقت بیش از 5 تا 7 استراتژی را در برنامه استراتژیکتان نگنجانید چون قطعا نمیتوانید تعداد زیادی استراتژی را پیادهسازی کنید
17-در برنامهریزی استراتژیکتان حتما روی ترویج این روحیه و فرهنگ در شرکتتان تمرکز کنید: رعایت اخلاق، مهمترین استراتژی در هر کسب و کاری است.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✍مارکتینگ آز
✅ فِرِد آر. دیوید در کتاب خود به نام «مدیریت استراتژیک» مینویسد:
👈برنامهریزی استراتژیک سنگبنای موفقیت هر کسب و کاری است. برای آن که یک برنامه استراتژیک موثر بنویسید، باید این 17 اصل را رعایت کنید:
1-در برنامهریزی استراتژیکتان بیشتر از آن که روی کاغذبازی متمرکز شوید، روی افزایش مشارکت مدیران و کارمندانتان در فرایند برنامهریزی تمرکز کنید
2-شیوه مشارکت در برنامهریزی استراتژیک و مفاهیم مرتبط با آن را حتما به مدیران و کارمندانتان بیاموزید
3-تمام ادعاهایتان در برنامه استراتژیک را با آمار و ارقام حمایت و ثابت کنید
4-برنامه استراتژیکتان باید ساده، قابل فهم و قابل اجرا باشد نه یک برنامه پیچیده و غیرقابل اجرا
5-در برنامه استراتژیکتان حتما وظایف واحدهای مختلف شرکتتان برای تحقق برنامه را مشخص کنید
6-فرضیات بنادینی که بر اساس آن برنامهریزی کردهاید را حتما به خوبی توضیح بدهید
7-در برنامه استراتژیکتان فقط اخبار خوب و فرصتهای بازار را بازگو نکنید بلکه اخبار بد و تهدیدهای موجود در بازار را هم تشریح کنید
8-از مدیران و کارمندانتان بخواهید تا با ذهنی باز در فرایند برنامهریزی استراتژیک مشارکت کنند و روالها و قوانین جاری در شرکت را به چالش بکشند
9-هیچ وقت فرایند برنامهریزی استراتژیکتان را به یک وظیفه اداری سخت و پیچیده تبدیل نکنید. کاری کنید مدیران و کارمندانتان با علاقه شخصی در این فرایند مشارکت کنند
10-هیچ وقت مدیران و کارمندانی که خلاف بقیه حرف میزنند و فرهنگ حاکم بر شرکت را به چالش میکشند، از فرایند برنامهریزی استراتژیک کنار نگذارید
11-لزوما نمیتوانید همه چیز را در برنامه استراتژیکتان پیشبینی کنید. پس وقتتان را برای این کار هدر ندهید و روی مسایلی تمرکز کنید که قابل پیشبینی هستند
12-در فرایند برنامهریزی استراتژیک از ادبیات پیچیده و فنی استفاده نکنید، بلکه برنامهتان را به گونهای بنویسید که حتی کمسوادترین کارمندانتان هم متوجه برنامه استراتژیک شرکت بشوند
13-حتما یک فرایند دقیق را برای کنترل اجرای برنامه استراتژیک توسط واحدهای مختلف شرکتتان طراحی کنید
14-در برنامهریزی استراتژیکتان صرفا روی اطلاعات کمّی تمرکز نکنید. یادتان باشد خیلی وقتها اطلاعات کیفی بسیار مهمترند
15-کنار گذاشتن کارمندان عادی شرکت و تمرکز روی کارمندان حرفهای، بزرگترین خطا در فرایند برنامهریزی استراتژیک است
16-هیچ وقت بیش از 5 تا 7 استراتژی را در برنامه استراتژیکتان نگنجانید چون قطعا نمیتوانید تعداد زیادی استراتژی را پیادهسازی کنید
17-در برنامهریزی استراتژیکتان حتما روی ترویج این روحیه و فرهنگ در شرکتتان تمرکز کنید: رعایت اخلاق، مهمترین استراتژی در هر کسب و کاری است.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
👍2