✳️ هند به سرعت در حال تبدیل شدن به یکی از پیشروان جهانی در زمینه هوش مصنوعی (AI) است. این موفقیت نتیجه ابتکارات استراتژیک دولتی و چشمانداز بلندمدت برای تبدیل شدن به یک قدرت تکنولوژیکی خودکفا میباشد. وزارت الکترونیک و فناوری اطلاعات هند اخیراً نقشه راه جامع خود برای تقویت اکوسیستم هوش مصنوعی کشور را معرفی کرده است. این طرح شامل مأموریت IndiaAI است که برای توسعه یکی از بزرگترین زیرساختهای محاسباتی هوش مصنوعی جهان، با 18,693 واحد پردازش گرافیکی (GPU)، حدود 1.24 میلیارد دلار در مدت پنج سال اختصاص داده است. علاوه بر این، دولت هند در حال راهاندازی بازار GPU باز است که با قیمتهای یارانهای، محاسبات با کارایی بالا را در دسترس قرار میدهد. همچنین، برنامهای برای تأسیس پنج کارخانه نیمهرسانا برای پشتیبانی از نوآوری داخلی در حوزه هوش مصنوعی وجود دارد.
هند در حال تقویت بیشتر توانمندیهای هوش مصنوعی خود از طریق استفاده از دادههای باز و توسعه مدلهای بومی AI است. پلتفرم IndiaAI Dataset راهاندازی شده است تا استارتاپها و محققان به دادههای باکیفیت و ناشناسشده دسترسی داشته باشند و موانع نوآوری کاهش یابد. علاوه بر این، هند در حال توسعه مدلهای بنیادی بومی از جمله Sarvam-1، یک مدل زبان بزرگ بهینهسازیشده برای زبانهای هندی، و BharatGen، یک ابتکار LLM چندوجهی است که بهمنظور بهبود ارائه خدمات عمومی طراحی شده است. این تلاشها به همراه راهاندازی چهار مرکز تعالی در زمینههای بهداشت، کشاورزی، شهرهای پایدار و آموزش، تعهد هند به بهرهبرداری از هوش مصنوعی در بخشهای کلیدی کشور را نشان میدهند.
انقلاب هوش مصنوعی در هند همچنین بر توسعه استعدادها و رشد صنعتی متمرکز است. طبق شاخص هوش مصنوعی استنفورد 2024، هند در زمینه penetration مهارتهای AI در رده اول جهانی قرار دارد و برنامه دارد تا آموزشهای هوش مصنوعی را در دانشگاهها گسترش دهد تا بتواند نیاز فزاینده به حرفهایهای ماهر را تأمین کند. با اولویت قرار دادن 80 درصد از شرکتهای هندی به سرمایهگذاری در AI و افزایش تأمین مالی استارتاپهای GenAI، پیشبینی میشود بازار AI هند سالانه با رشد 25 تا 35 درصد توسعه یابد. رویکرد عملگرایانه هند در زمینه تنظیم مقررات AI، که هم نوآوری و هم مسئولیتپذیری را متوازن میکند، تضمین میکند که مزایای این فناوری به کسبوکارها، محققان و شهروندان برسد. این رویکرد هند را بهعنوان یک رهبر در نوآوری هوش مصنوعی در سطح جهانی معرفی می کند
✍ روزنامه بریکس
https://t.me/ExecutiveManagement
هند در حال تقویت بیشتر توانمندیهای هوش مصنوعی خود از طریق استفاده از دادههای باز و توسعه مدلهای بومی AI است. پلتفرم IndiaAI Dataset راهاندازی شده است تا استارتاپها و محققان به دادههای باکیفیت و ناشناسشده دسترسی داشته باشند و موانع نوآوری کاهش یابد. علاوه بر این، هند در حال توسعه مدلهای بنیادی بومی از جمله Sarvam-1، یک مدل زبان بزرگ بهینهسازیشده برای زبانهای هندی، و BharatGen، یک ابتکار LLM چندوجهی است که بهمنظور بهبود ارائه خدمات عمومی طراحی شده است. این تلاشها به همراه راهاندازی چهار مرکز تعالی در زمینههای بهداشت، کشاورزی، شهرهای پایدار و آموزش، تعهد هند به بهرهبرداری از هوش مصنوعی در بخشهای کلیدی کشور را نشان میدهند.
انقلاب هوش مصنوعی در هند همچنین بر توسعه استعدادها و رشد صنعتی متمرکز است. طبق شاخص هوش مصنوعی استنفورد 2024، هند در زمینه penetration مهارتهای AI در رده اول جهانی قرار دارد و برنامه دارد تا آموزشهای هوش مصنوعی را در دانشگاهها گسترش دهد تا بتواند نیاز فزاینده به حرفهایهای ماهر را تأمین کند. با اولویت قرار دادن 80 درصد از شرکتهای هندی به سرمایهگذاری در AI و افزایش تأمین مالی استارتاپهای GenAI، پیشبینی میشود بازار AI هند سالانه با رشد 25 تا 35 درصد توسعه یابد. رویکرد عملگرایانه هند در زمینه تنظیم مقررات AI، که هم نوآوری و هم مسئولیتپذیری را متوازن میکند، تضمین میکند که مزایای این فناوری به کسبوکارها، محققان و شهروندان برسد. این رویکرد هند را بهعنوان یک رهبر در نوآوری هوش مصنوعی در سطح جهانی معرفی می کند
✍ روزنامه بریکس
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ مرکز پژوهش های مجلس بررسی کرد؛
✅ ظرفیت شناسی مدیریت سرمایه انسانی دستگاه های اجرایی
🔻دفتر مطالعات مدیریت این مرکز در گزارش «ظرفیتشناسی مدیریت سرمایه انسانی دستگاههای اجرایی» آورده که کارکنان سرمایههای اصلی یک سازمان هستند و مدیریت این سرمایهها اهمیت زیادی دارد.
در این میان، مدیریت سرمایههای انسانی دولت به دلیل سهم قابلتوجه هزینههای پرسنلی از بودجه عمومی و تأثیر آن بر آحاد جامعه از اهمیت بیشتری برخوردار است.
[توضیحات بیشتر] در ادامه این گزارش ذکر شده که دراین خصوص تاکنون پژوهشهای متعددی انجام شده که تمرکز عمده آنها ناظر بر نقاط ضعف، تهدیدات و چالشهای نظام سرمایه انسانی دولت بوده و کمتر به نقاط قوت، فرصتها و ظرفیتهای قابلاستفاده توجه شده است. در این راستا، در گزارش حاضر با بهره گیری از ابزار گروه کانونی، به بررسی و تحلیل مدیریت سرمایه انسانی دولت براساس چارچوب SOAR پرداخته میشود.
در این گزارش تصریح شده که براین اساس، نقاط قوت و فرصتهای حوزه مدیریت سرمایه انسانی دولت در شرایط کنونی و چشماندازها و دستاوردهای موردانتظار در آینده بررسی و احصا گردید و ظرفیتهای بالقوه شناسایی شد. دراین راستا، فرصت جایگزینی نسل جوان و باانگیزه در نظام اداری (با توجه به نزدیکی بازنشستگی بخش قابل توجهی از کارکنان دولت)، انتقال دانش و تجربه سازمانهای بخش خصوصی به بخش دولتی، ظرفیت اصلاح و تنقیح قوانین و مقررات گسترده و پیچیده اداری و استخدامی با استفاده از هوش مصنوعی و ظرفیت اندیشکدههای تخصصی باید مورد توجه قرار گیرد.
در این گزارش همچنین ظرفیت پذیرش تصمیمات متمرکز اداری در دستگاههای اجرایی بخش عمومی، ظرفیت تحول در سرمایه انسانی و فناوریهای انجام وظایف متولی راهبری نظام اداری کشور، یکپارچهسازی سامانههای مختلف حوزه سرمایه انسانی دولت، تحقق دولت هوشمند و تقویت کارایی و اثربخشی و بهرهوری دولت بهعنوان ظرفیتهای پیشروی نظام مدیریت سرمایه انسانی دولت شناسایی شد که با برنامهریزی صحیح و پیگیری مستمر میتوان آنها را محقق کرد.
یافتههای کلیدی هم در این گزارش تشریح شده است. در این بخش ذکر شده که پس از بررسی و تحلیل براساس چارچوب SOAR، نقاط قوت، فرصتها، چشماندازها و نتایج (دستاوردهای) حوزه مدیریت سرمایه انسانی دولت شناسایی شدند. وجود ظرفیتهای قانونی و سیاستی مختلف، تجربه یک قرن قانونگذاری در حوزه اداری و استخدامی، وجود نهاد متمرکز راهبری و سیاستگذاری حوزه مدیریت سرمایههای انسانی (سازمان اداری و استخدامی کشور)، تقویت تجربه و دانش تخصصی مدیریت سرمایه انسانی در بخش دولتی، توسعه سامانههای مختلف و بهرهمندی از زیرساخت فناورانه مناسب، بهرهمندی از کارکنان متخصص و آموزشدیده، وجود ظرفیت آماری و اطلاعاتی مناسب در حوزه مدیریت سرمایه انسانی دولت و وجود سازوکارهای مؤثر نظارت بر اجرای قوانین و مقررات نظیر دیوان عدالت اداری و هیئت تطبیق مصوبات دولت با قوانین نقاط قوتی هستند که در این حوزه شناسایی شدند.
متن گزارش؛
https://rc.majlis.ir/fa/report/download/1831999
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ ظرفیت شناسی مدیریت سرمایه انسانی دستگاه های اجرایی
🔻دفتر مطالعات مدیریت این مرکز در گزارش «ظرفیتشناسی مدیریت سرمایه انسانی دستگاههای اجرایی» آورده که کارکنان سرمایههای اصلی یک سازمان هستند و مدیریت این سرمایهها اهمیت زیادی دارد.
در این میان، مدیریت سرمایههای انسانی دولت به دلیل سهم قابلتوجه هزینههای پرسنلی از بودجه عمومی و تأثیر آن بر آحاد جامعه از اهمیت بیشتری برخوردار است.
[توضیحات بیشتر] در ادامه این گزارش ذکر شده که دراین خصوص تاکنون پژوهشهای متعددی انجام شده که تمرکز عمده آنها ناظر بر نقاط ضعف، تهدیدات و چالشهای نظام سرمایه انسانی دولت بوده و کمتر به نقاط قوت، فرصتها و ظرفیتهای قابلاستفاده توجه شده است. در این راستا، در گزارش حاضر با بهره گیری از ابزار گروه کانونی، به بررسی و تحلیل مدیریت سرمایه انسانی دولت براساس چارچوب SOAR پرداخته میشود.
در این گزارش تصریح شده که براین اساس، نقاط قوت و فرصتهای حوزه مدیریت سرمایه انسانی دولت در شرایط کنونی و چشماندازها و دستاوردهای موردانتظار در آینده بررسی و احصا گردید و ظرفیتهای بالقوه شناسایی شد. دراین راستا، فرصت جایگزینی نسل جوان و باانگیزه در نظام اداری (با توجه به نزدیکی بازنشستگی بخش قابل توجهی از کارکنان دولت)، انتقال دانش و تجربه سازمانهای بخش خصوصی به بخش دولتی، ظرفیت اصلاح و تنقیح قوانین و مقررات گسترده و پیچیده اداری و استخدامی با استفاده از هوش مصنوعی و ظرفیت اندیشکدههای تخصصی باید مورد توجه قرار گیرد.
در این گزارش همچنین ظرفیت پذیرش تصمیمات متمرکز اداری در دستگاههای اجرایی بخش عمومی، ظرفیت تحول در سرمایه انسانی و فناوریهای انجام وظایف متولی راهبری نظام اداری کشور، یکپارچهسازی سامانههای مختلف حوزه سرمایه انسانی دولت، تحقق دولت هوشمند و تقویت کارایی و اثربخشی و بهرهوری دولت بهعنوان ظرفیتهای پیشروی نظام مدیریت سرمایه انسانی دولت شناسایی شد که با برنامهریزی صحیح و پیگیری مستمر میتوان آنها را محقق کرد.
یافتههای کلیدی هم در این گزارش تشریح شده است. در این بخش ذکر شده که پس از بررسی و تحلیل براساس چارچوب SOAR، نقاط قوت، فرصتها، چشماندازها و نتایج (دستاوردهای) حوزه مدیریت سرمایه انسانی دولت شناسایی شدند. وجود ظرفیتهای قانونی و سیاستی مختلف، تجربه یک قرن قانونگذاری در حوزه اداری و استخدامی، وجود نهاد متمرکز راهبری و سیاستگذاری حوزه مدیریت سرمایههای انسانی (سازمان اداری و استخدامی کشور)، تقویت تجربه و دانش تخصصی مدیریت سرمایه انسانی در بخش دولتی، توسعه سامانههای مختلف و بهرهمندی از زیرساخت فناورانه مناسب، بهرهمندی از کارکنان متخصص و آموزشدیده، وجود ظرفیت آماری و اطلاعاتی مناسب در حوزه مدیریت سرمایه انسانی دولت و وجود سازوکارهای مؤثر نظارت بر اجرای قوانین و مقررات نظیر دیوان عدالت اداری و هیئت تطبیق مصوبات دولت با قوانین نقاط قوتی هستند که در این حوزه شناسایی شدند.
` متن گزارش؛
https://rc.majlis.ir/fa/report/download/1831999
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
20557 (1).pdf
1.2 MB
ظرفیت شناسی مدیریت سرمایه انسانی دستگاه های اجرایی
مرکز پژوهش های مجلس
مرکز پژوهش های مجلس
✳️ دولتها استارتآپ نیستند!
این عنوان یادداشتی است از ماریانا مازوکاتو و راینر کتل که در ۱۰ آپریل ۲۰۲۵ در پروجکت سندیکیت منتشر شده است. از مازوکاتو کتابهای «دولت کارآفرین» و «ارزش همه چیز» به فارسی ترجمه شده است. بخشهایی از یادداشت را در ادامه میخوانید:
▪︎در سراسر جهان دولتها در تلاشاند که تصویری استارتآپی از خود خلق کنند. نهضت کارایی دولت (DOGE) ایلان ماسک در آمریکا و اره برقی خاویر میلی در آرژانتین نمونههایی از این نوع است. اما مسئله این است که دولتها و کسبوکارها اهداف بسیار متفاوتی دارند. اگر سیاستگذاران عمومی از بنیانگذاران کسبوکارها تقلید کنند توانایی خود را برای مقابله با چالشهای پیچیدۀ اجتماعی از دست میدهند.
▪︎برای استارتآپها، بالاترین اولویت تکرار سریع، اختلال مبتنیبر فناوری، و بازدهی مالی برای سرمایهگذاران است. موفقیت آنها به حل یک مشکل معیّن با یک محصول واحد یا در یک سازمان بستگی دارد. اما دولتها باید با مسائل پیچیده و درهمتنیدهای مانند فقر، سلامت عمومی، و امنیت ملی مقابله کنند. هر چالش مستلزم همکاری در بخشهای مختلف و برنامهریزی بلندمدت دقیق است. ایدۀ تضمین منافع کوتاهمدت در هر یک از این زمینهها اساساً منطقی نیست.
▪︎برخلاف استارتآپها دولتها باید از دستورات قانونی حمایت کنند، ارائۀ خدمات ضروری را تضمین کنند، و مبتنیبر قانون عمل کنند. معیارهایی نظیر سهم بازار برای دولت بیمعنا است، زیرا دولت بهجای تلاش برای «برندهشدن» باید بر گسترش فرصتها تمرکز کند. باید بلندمدت فکر کند و به ساختارهای چابک و انعطافپذیر دست یابد. اعمال منطق استارتآپی برای خدمات عمومی میتواند به راهحلهای تکهتکهای منجر شود که به تشدید ناکارآمدیهای موجود منجر میشود.
▪︎فرآیندی که در چارچوب آن دولتها یاد میگیرند تا نتایج بهتری بهدست آورند بسیار متفاوت از یک استارتآپ است. بهجای پذیرش کورکورانۀ فرهنگ استارتآپی، دولتها باید تلاشهای پیشین برای مدرنسازی و اصلاح خدمات عمومی را واکاوی کنند. درسهای زیادی برای یادگیری وجود دارد:
▪︎اولاً، بخش دولتی به یک بنیان جدید در اقتصاد نیاز دارد. تأکید مدل غالب «کارایی» اغلب خروجیها (چند وعدۀ غذایی مدرسه یارانهای است؟) را با نتایج (غذاها چقدر مغذی و پایدار یا محلی بودند؟) اشتباه میگیرد و بر دوگانگی بسیار سادهشدۀ عمومی-خصوصی مبتنی است. نتیجه، اتکای بیشازحد به اکتشافهای سطحی مانند تجزیه و تحلیل هزینه-فایده است که لزوماً پیشرفت به سمت نتایج سیستمی مطلوب را اندازهگیری نمیکند.
▪︎درس دوم این است که «تنوع» یک دارایی است، نه تمرین درستی سیاسی. طی قرن گذشته، بخش عمومی برای همگانیبودن تلاش کرد: خدمات باید در شهرهای کوچک به همان اندازۀ شهرهای ثروتمندتر خوب و قابل دسترس باشند. اما نحوۀ ارائه این خدمات نیز مهم است. ایجاد یک بخش عمومی مطلوب به نیروی کار متنوعتر، آموزش مداوم، دیدگاههای تحلیلی متعدد، و مجموعهای از مداخلات نیاز دارد؛ هیچ گلولۀ جادویی وجود ندارد.
▪︎سوم، بخش عمومی باید بین تواناییهای سیاسی، سیاستگذاری، و اجرایی خود تعادل ایجاد کند. دولتها چیزی فراتر از ماشینهای اداری هستند. آنها به رهبری سیاسی، احساس هدف، و توانایی تنظیم سیاستها نیاز دارند. اغلب اوقات، اصلاحات بخش عمومی بر کارایی تکنوکراتیک تمرکز میکند، و ضرورت بیان و اجرای چشماندازی برای جلب حمایت عمومی را نادیده میگیرد.
▪︎برای تجهیز بخش عمومی به ظرفیت مورد نیاز برای مقابله با چالشهای معاصر، دولتها -و آنچه «دولتهای کارآفرین» نامیدهایم- باید شش قابلیت را پرورش دهند که آنها را قادر به یادگیری و سازگاری میکند. ۱. آگاهی استراتژیک یعنی توانایی شناسایی فعالانۀ چالشها و فرصتهای نوظهور، ۲. انعطافپذیری دستورکار بهطوریکه بتوان اولویتها را در هنگام مواجهه با بحرانها متعادل کرد. ۳. ائتلافسازی و مشارکت بهطوریکه بخش عمومی بتواند همکاری بین بخشها و جوامع را تقویت کند. ۴. تغییر خود یعنی بهروزرسانی مستمر مهارتهای سازمانهای دولتی، ساختارهای سازمانی، و مدلهای عملیاتی. این مستلزم قابلیت بعدی است. ۵. ارزیابی و حل مسئله در ارائۀ خدمات عمومی. و ۶. نیاز بخش عمومی به ابزارها و نهادهای نتیجهگرا.
▪︎دولتها نباید مانند استارتآپها اداره شوند، زیرا اهداف بسیار متفاوتی را دنبال میکنند، به حوزههای مختلف پاسخ میدهند، و در زمانبندیهای کاملاً متفاوتی عمل میکنند. سیاستگذاران بهجای تعقیب سراب درۀ سیلیکون باید بر ایجاد ساختارها و قابلیتهایی تمرکز کنند که دولتها را قادر میسازد پاسخگو، انعطافپذیر، و مؤثر باشند. اصلاحات باید ریشه در درک عمیق پویایی بخش عمومی داشته باشد، نه در تمایل به تقلید از یونیکورنهایی که بهدنبال اختلال (disruption) بزرگ بعدی هستند!
این عنوان یادداشتی است از ماریانا مازوکاتو و راینر کتل که در ۱۰ آپریل ۲۰۲۵ در پروجکت سندیکیت منتشر شده است. از مازوکاتو کتابهای «دولت کارآفرین» و «ارزش همه چیز» به فارسی ترجمه شده است. بخشهایی از یادداشت را در ادامه میخوانید:
▪︎در سراسر جهان دولتها در تلاشاند که تصویری استارتآپی از خود خلق کنند. نهضت کارایی دولت (DOGE) ایلان ماسک در آمریکا و اره برقی خاویر میلی در آرژانتین نمونههایی از این نوع است. اما مسئله این است که دولتها و کسبوکارها اهداف بسیار متفاوتی دارند. اگر سیاستگذاران عمومی از بنیانگذاران کسبوکارها تقلید کنند توانایی خود را برای مقابله با چالشهای پیچیدۀ اجتماعی از دست میدهند.
▪︎برای استارتآپها، بالاترین اولویت تکرار سریع، اختلال مبتنیبر فناوری، و بازدهی مالی برای سرمایهگذاران است. موفقیت آنها به حل یک مشکل معیّن با یک محصول واحد یا در یک سازمان بستگی دارد. اما دولتها باید با مسائل پیچیده و درهمتنیدهای مانند فقر، سلامت عمومی، و امنیت ملی مقابله کنند. هر چالش مستلزم همکاری در بخشهای مختلف و برنامهریزی بلندمدت دقیق است. ایدۀ تضمین منافع کوتاهمدت در هر یک از این زمینهها اساساً منطقی نیست.
▪︎برخلاف استارتآپها دولتها باید از دستورات قانونی حمایت کنند، ارائۀ خدمات ضروری را تضمین کنند، و مبتنیبر قانون عمل کنند. معیارهایی نظیر سهم بازار برای دولت بیمعنا است، زیرا دولت بهجای تلاش برای «برندهشدن» باید بر گسترش فرصتها تمرکز کند. باید بلندمدت فکر کند و به ساختارهای چابک و انعطافپذیر دست یابد. اعمال منطق استارتآپی برای خدمات عمومی میتواند به راهحلهای تکهتکهای منجر شود که به تشدید ناکارآمدیهای موجود منجر میشود.
▪︎فرآیندی که در چارچوب آن دولتها یاد میگیرند تا نتایج بهتری بهدست آورند بسیار متفاوت از یک استارتآپ است. بهجای پذیرش کورکورانۀ فرهنگ استارتآپی، دولتها باید تلاشهای پیشین برای مدرنسازی و اصلاح خدمات عمومی را واکاوی کنند. درسهای زیادی برای یادگیری وجود دارد:
▪︎اولاً، بخش دولتی به یک بنیان جدید در اقتصاد نیاز دارد. تأکید مدل غالب «کارایی» اغلب خروجیها (چند وعدۀ غذایی مدرسه یارانهای است؟) را با نتایج (غذاها چقدر مغذی و پایدار یا محلی بودند؟) اشتباه میگیرد و بر دوگانگی بسیار سادهشدۀ عمومی-خصوصی مبتنی است. نتیجه، اتکای بیشازحد به اکتشافهای سطحی مانند تجزیه و تحلیل هزینه-فایده است که لزوماً پیشرفت به سمت نتایج سیستمی مطلوب را اندازهگیری نمیکند.
▪︎درس دوم این است که «تنوع» یک دارایی است، نه تمرین درستی سیاسی. طی قرن گذشته، بخش عمومی برای همگانیبودن تلاش کرد: خدمات باید در شهرهای کوچک به همان اندازۀ شهرهای ثروتمندتر خوب و قابل دسترس باشند. اما نحوۀ ارائه این خدمات نیز مهم است. ایجاد یک بخش عمومی مطلوب به نیروی کار متنوعتر، آموزش مداوم، دیدگاههای تحلیلی متعدد، و مجموعهای از مداخلات نیاز دارد؛ هیچ گلولۀ جادویی وجود ندارد.
▪︎سوم، بخش عمومی باید بین تواناییهای سیاسی، سیاستگذاری، و اجرایی خود تعادل ایجاد کند. دولتها چیزی فراتر از ماشینهای اداری هستند. آنها به رهبری سیاسی، احساس هدف، و توانایی تنظیم سیاستها نیاز دارند. اغلب اوقات، اصلاحات بخش عمومی بر کارایی تکنوکراتیک تمرکز میکند، و ضرورت بیان و اجرای چشماندازی برای جلب حمایت عمومی را نادیده میگیرد.
▪︎برای تجهیز بخش عمومی به ظرفیت مورد نیاز برای مقابله با چالشهای معاصر، دولتها -و آنچه «دولتهای کارآفرین» نامیدهایم- باید شش قابلیت را پرورش دهند که آنها را قادر به یادگیری و سازگاری میکند. ۱. آگاهی استراتژیک یعنی توانایی شناسایی فعالانۀ چالشها و فرصتهای نوظهور، ۲. انعطافپذیری دستورکار بهطوریکه بتوان اولویتها را در هنگام مواجهه با بحرانها متعادل کرد. ۳. ائتلافسازی و مشارکت بهطوریکه بخش عمومی بتواند همکاری بین بخشها و جوامع را تقویت کند. ۴. تغییر خود یعنی بهروزرسانی مستمر مهارتهای سازمانهای دولتی، ساختارهای سازمانی، و مدلهای عملیاتی. این مستلزم قابلیت بعدی است. ۵. ارزیابی و حل مسئله در ارائۀ خدمات عمومی. و ۶. نیاز بخش عمومی به ابزارها و نهادهای نتیجهگرا.
▪︎دولتها نباید مانند استارتآپها اداره شوند، زیرا اهداف بسیار متفاوتی را دنبال میکنند، به حوزههای مختلف پاسخ میدهند، و در زمانبندیهای کاملاً متفاوتی عمل میکنند. سیاستگذاران بهجای تعقیب سراب درۀ سیلیکون باید بر ایجاد ساختارها و قابلیتهایی تمرکز کنند که دولتها را قادر میسازد پاسخگو، انعطافپذیر، و مؤثر باشند. اصلاحات باید ریشه در درک عمیق پویایی بخش عمومی داشته باشد، نه در تمایل به تقلید از یونیکورنهایی که بهدنبال اختلال (disruption) بزرگ بعدی هستند!
Project Syndicate
Governments Are Not Startups
Mariana Mazzucato & Rainer Kattel explain why ongoing efforts to run the state like a business are doomed to fail.
👍1
✳️ تفاوت استراتژی با مدل کسبوکار چیست؟
✅ مدل کسبوکار واژه تقریباً جدیدی است که همزمان با ظهور کسبوکارهای اینترنتی رونق بیشتری یافته است. امروزه برخی از مدیران و شرکتها این دو واژه را معادل هم استفاده میکنند. اما در عمل استراتژی و مدل کسبوکار نقاط تمرکز و مفاهیم متفاوتی را مد نظر قرار میدهند.
▪︎مدل کسبوکار بیشتر شبیه یک داستان است. داستان اینکه چگونه اجزاء مختلف کسبوکار شما با هم در تعامل هستند تا بعنوان یک سیستم واحد خلق ارزش نمایند.
▪︎استراتژی جهتگیری کسبوکار برای خلق ارزش را بیان میکند.
تعاریف بسیار نزدیک به هم هستند.
▪︎مدل کسبوکار در مورد رقبا بحث نمیکند. اما موضوع اصلی استراتژی رقبا هستند.
▪︎مدل کسبوکار در مورد منطق خلق و ارائه ارزش به مشتری و بصورت سود ده میباشد، اما استراتژی در مورد اینکه چگونه بهتر از رقبای خود کار کنید، تمرکز دارد.
▪︎هر کسبوکاری دیر یا زود (معمولا بسیار زودتر از آنچه انتظار دارید) با رقبا مواجه میشود. اینجا دقیقا همان نقطهای است که استراتژی به روی صحنه میآید و تبدیل به نقش اول داستان میشود.
استراتژی و مدل کسبوکار با یکدیگر ارتباط تنگاتنگ و متقابل دارند.
▪︎مدل کسبوکار میتواند بر استراتژیهای شرکت تاثیر بگذارد و مزیت یا نقصی برای مواجه با رقبا بشمار بیاید.
▪︎از سوی دیگر استراتژی میتواند مدل کسبوکار را برای رقابت بهتر دگرگون نماید. و حتی زمین بازی جدید تعریف نموده یا به یک مزیت رقابتی تبدیل شود.
✅ مدل کسبوکار واژه تقریباً جدیدی است که همزمان با ظهور کسبوکارهای اینترنتی رونق بیشتری یافته است. امروزه برخی از مدیران و شرکتها این دو واژه را معادل هم استفاده میکنند. اما در عمل استراتژی و مدل کسبوکار نقاط تمرکز و مفاهیم متفاوتی را مد نظر قرار میدهند.
▪︎مدل کسبوکار بیشتر شبیه یک داستان است. داستان اینکه چگونه اجزاء مختلف کسبوکار شما با هم در تعامل هستند تا بعنوان یک سیستم واحد خلق ارزش نمایند.
▪︎استراتژی جهتگیری کسبوکار برای خلق ارزش را بیان میکند.
تعاریف بسیار نزدیک به هم هستند.
▪︎مدل کسبوکار در مورد رقبا بحث نمیکند. اما موضوع اصلی استراتژی رقبا هستند.
▪︎مدل کسبوکار در مورد منطق خلق و ارائه ارزش به مشتری و بصورت سود ده میباشد، اما استراتژی در مورد اینکه چگونه بهتر از رقبای خود کار کنید، تمرکز دارد.
▪︎هر کسبوکاری دیر یا زود (معمولا بسیار زودتر از آنچه انتظار دارید) با رقبا مواجه میشود. اینجا دقیقا همان نقطهای است که استراتژی به روی صحنه میآید و تبدیل به نقش اول داستان میشود.
استراتژی و مدل کسبوکار با یکدیگر ارتباط تنگاتنگ و متقابل دارند.
▪︎مدل کسبوکار میتواند بر استراتژیهای شرکت تاثیر بگذارد و مزیت یا نقصی برای مواجه با رقبا بشمار بیاید.
▪︎از سوی دیگر استراتژی میتواند مدل کسبوکار را برای رقابت بهتر دگرگون نماید. و حتی زمین بازی جدید تعریف نموده یا به یک مزیت رقابتی تبدیل شود.
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ قیمت شام مادر زن!
✅ فرض کنید در خانه مادرزنتان شام خوبی خورده اید و سرخوشید. ناگهان کیف پولتان را در میآورید و می پرسید چقدر شد؟
احتمالا باید تعطیلات بعدی را در تنهایی جلوی تلویزیون بگذرانید!
🔺ما دو نوع هنجار داریم. هنجار های اجتماعی و هنجارهای بازار.
مادرزنتان وقتی از شما به رایگان پذیرایی می کند، در حال بازی در زمین هنجارهای اجتماعی است.
اما شما وقتی می خواهید آن را با پول حساب کنید وارد هنجارهای بازار می شوید. هنجارهای بازار همان دودوتا چهارتاست. به همین دلیل است که اگر بابت کاری که از آن لذت می برید پول بگیرید، از آن کمتر لذت می برید.
🔺زمانی که شما در زمین هنجارهای اجتماعی بازی می کنید، محاسبهگر نیستید؛ اما کافی است که قرار باشد بابت کاری پولی بگیرید، آنوقت ذهن شروع به محاسبه می کند که خب اتفاق خوشایندی نیست.
🔺به شرکت ها توصیه می شود که به جای اینکه سه میلیون تومان به کارمندان پاداش بدهند، سه میلیون تومان هزینهی سفر او را بدهند یا کمتر بابت مزایای مالی از اعداد و رقم حرف بزنند؛ اگر می خواهند کارمندان واقعاً حس کنند آنجا خانهی خودشان است.
🔺با کارمندانتان در زمین هنجارهای اجتماعی بازی کنید تا آنها هم در زمین هنجارهای اجتماعی بدون غر زدن و داوطلبانه جمعهها به سرکار بیایند.
✍ نابخردی های پیش بینی پذیر
✅ فرض کنید در خانه مادرزنتان شام خوبی خورده اید و سرخوشید. ناگهان کیف پولتان را در میآورید و می پرسید چقدر شد؟
احتمالا باید تعطیلات بعدی را در تنهایی جلوی تلویزیون بگذرانید!
🔺ما دو نوع هنجار داریم. هنجار های اجتماعی و هنجارهای بازار.
مادرزنتان وقتی از شما به رایگان پذیرایی می کند، در حال بازی در زمین هنجارهای اجتماعی است.
اما شما وقتی می خواهید آن را با پول حساب کنید وارد هنجارهای بازار می شوید. هنجارهای بازار همان دودوتا چهارتاست. به همین دلیل است که اگر بابت کاری که از آن لذت می برید پول بگیرید، از آن کمتر لذت می برید.
🔺زمانی که شما در زمین هنجارهای اجتماعی بازی می کنید، محاسبهگر نیستید؛ اما کافی است که قرار باشد بابت کاری پولی بگیرید، آنوقت ذهن شروع به محاسبه می کند که خب اتفاق خوشایندی نیست.
🔺به شرکت ها توصیه می شود که به جای اینکه سه میلیون تومان به کارمندان پاداش بدهند، سه میلیون تومان هزینهی سفر او را بدهند یا کمتر بابت مزایای مالی از اعداد و رقم حرف بزنند؛ اگر می خواهند کارمندان واقعاً حس کنند آنجا خانهی خودشان است.
🔺با کارمندانتان در زمین هنجارهای اجتماعی بازی کنید تا آنها هم در زمین هنجارهای اجتماعی بدون غر زدن و داوطلبانه جمعهها به سرکار بیایند.
✍ نابخردی های پیش بینی پذیر
✳️ رهبران آخر غذا میخورند!
✅ اگر هنگام صرف غذا با تفنگداران دریایی همراه باشید، متوجه میشوید که کمسابقهترین افراد اول از همه غذای خود را دریافت میکنند و باسابقهترینها آخرین کسانی هستند که غذایشان را میگیرند. هنگامیکه شاهد این رویداد هستید، متوجه میشوید که در این موقعیت هیچ دستوری داده نمیشود. سربازان نیروی دریایی فقط اینطور عمل میکنند. در عمق چنین عمل ساده ای نگرش تفنگداران دریایی نسبت به رهبری نهفته است.
🔺از رهبران تفنگداران دریایی انتظار داریم آخرین افرادی باشند که غذا میخورند، چرا که ارزش واقعی رهبری در مقدم دانستن نیاز دیگران نسبت به نیاز خود است.
🔺رهبران بزرگ برای کسانی که افتخار هدایتشان را دارند، صادقانه ارزش قائل اند و این مسئله را درک میکنند که بهای واقعی امتیاز رهبری در گرو صرف نظر کردن از منافع شخصی است.
✅ اگر هنگام صرف غذا با تفنگداران دریایی همراه باشید، متوجه میشوید که کمسابقهترین افراد اول از همه غذای خود را دریافت میکنند و باسابقهترینها آخرین کسانی هستند که غذایشان را میگیرند. هنگامیکه شاهد این رویداد هستید، متوجه میشوید که در این موقعیت هیچ دستوری داده نمیشود. سربازان نیروی دریایی فقط اینطور عمل میکنند. در عمق چنین عمل ساده ای نگرش تفنگداران دریایی نسبت به رهبری نهفته است.
🔺از رهبران تفنگداران دریایی انتظار داریم آخرین افرادی باشند که غذا میخورند، چرا که ارزش واقعی رهبری در مقدم دانستن نیاز دیگران نسبت به نیاز خود است.
🔺رهبران بزرگ برای کسانی که افتخار هدایتشان را دارند، صادقانه ارزش قائل اند و این مسئله را درک میکنند که بهای واقعی امتیاز رهبری در گرو صرف نظر کردن از منافع شخصی است.
✳️ ارزشمند ترین و قدرتمندترین برندهای دنیا از نگاه شرکت Brand Finance
۱. بیشترین ارزش برند در سال ۲۰۲۴ به شرکت Apple تعلق گرفته است. ارزش برند این شرکت در سال ۲۰۲۴ به ۵۱۶/۶ میلیارد دلار رسید که نسبت به سال ۲۰۲۳ افزایش ۲۱۹ میلیارد دلاری داشته است. افزایش ارزش برند این شرکت در سال ۲۰۲۴ تقریباً برابر مجموع ارزش برندهای Starbucks، Mercedes-Benz ,Teslaو Porsche است که این افزایش ارزش بی سابقه می باشد. در سال ۲۰۲۳ شرکت Amzon از نظر ارزش برند (۲۹۹ میلیارد دلار) در جایگاه اول قرار گرفته بود.
شرکت Apple در سال ۲۰۲۴ ارزش برند خود را از طریق دو استراتژی افزایش داده است: اول متنوع سازی محصولات (Diversification) دوم ترغیب مشتریان برای پرداخت قیمت بالاتر برای محصولات (premiumization). همچنین فروش شرکت از فروش صرفاً آیفون به سرمایه گذاری در محصولات پوشیدنی(wearable) و خدماتی از جمله اشتراک Apple TV سمت و سو پیدا کرده است.
۲. نکته مهم گزارش ۲۰۲۴، دستاوردهای کسبوکارهایی است که سرمایهگذاری زیادی روی هوش مصنوعی (AI) انجام دادهاند. از جمله می توان به شرکت های MICROSOFT و NVIDIA اشاره کرد. ارزش برند MICROSOFT با ۷۸ درصد افزایش به ۳۴۰/۴ میلیارد دلار رسید و با دو پله جهش در رتبه دوم قرار گرفت. ارزش برند NVIDIA تأمینکننده اصلی تراشهها در فضای هوش مصنوعی، با ۱۶۳ درصدی افزایش به ۴۴/۵ میلیارد دلار رسید. شرکت NVIDIA در بین ۵۰۰ شرکت مورد ارزیابی بیشترین رشد ارزش برند را تجربه کرده است.
٣. گوگل (GOOGLE) به عنوان یکی از چهار برند در حوزه فناوری در ایالات متحده که در زمره ۱۰ برند با ارزش در سال ۲۰۲۴ قرار گرفت، از نظر ارزش برند از سایر هم گروهی های خود در سیلیکون ولی یعنی APPLE و MICROSOFT عقب ماند، اما از نظر قدرت برند جایگاه سوم جهانی را حفظ کرد، و پس از غول پیامرسان چین، WECHAT و آلفابت، جایگاه سوم را به خود اختصاص داد. برند YOUTUBE و GOOGLE در بین مشتریان بسیار شناخته شده، پرکاربرد و رضایت بخش است و لذا ارزش برند این شرکت بین ده برند برتر قرار گرفت.
۴. ارزش برند شرکت AMAZON از رتبه اول در سال ۲۰۲۳ به رتبه چهارم در سال ۲۰۲۴ تبدیل شد. ارزش برند AMAZON با رشد ٣ درصدی به ۳۰۸/۹ میلیارد دلار رسید. بازار مصرف در ۱۲ ماه گذشته، تحت تاثیر نرخ های بهره بالا، تورم، و بحران هزینه های زندگی، منجر به تضعیف چشم انداز آمازون شده است.
٥. ارزش برند TIKTOK در سال ۲۰۲۴ با رشد ۲۸ درصد به ۸۴/۲ میلیارد دلار رسید و جایگاه ۱۰ اٌم ارزشمندترین برندهای دنیا را به خود اختصاص داد. ارزش برند این شرکت در سال ۲۰۲۳ در رتبه هفتم قرار داشت.
۶. وي چت (WECHAT)عنوان قوی ترین برند جهان را آن خود کرد. امتیاز شاخص قدرت ٩٤/٣ از ۱۰۰ و رتبه قدرت برند آن AAA+ است. فقط یازده برند دیگر در رتبه بندی، رتبه AAA+ را کسب کردند: YOUTUBE، GOOGLE، MARINA BAY SANDS، WULIANGYE، DELOITTE، COCA-COLA، NETFLIX، ROLEX، FERRARI، MOUTAI و ICBC. قدرت برند WECHAT به دلیل محبوبیت و قابل اعتماد بودن آن در بین کاربران چینی می باشد.
۱. بیشترین ارزش برند در سال ۲۰۲۴ به شرکت Apple تعلق گرفته است. ارزش برند این شرکت در سال ۲۰۲۴ به ۵۱۶/۶ میلیارد دلار رسید که نسبت به سال ۲۰۲۳ افزایش ۲۱۹ میلیارد دلاری داشته است. افزایش ارزش برند این شرکت در سال ۲۰۲۴ تقریباً برابر مجموع ارزش برندهای Starbucks، Mercedes-Benz ,Teslaو Porsche است که این افزایش ارزش بی سابقه می باشد. در سال ۲۰۲۳ شرکت Amzon از نظر ارزش برند (۲۹۹ میلیارد دلار) در جایگاه اول قرار گرفته بود.
شرکت Apple در سال ۲۰۲۴ ارزش برند خود را از طریق دو استراتژی افزایش داده است: اول متنوع سازی محصولات (Diversification) دوم ترغیب مشتریان برای پرداخت قیمت بالاتر برای محصولات (premiumization). همچنین فروش شرکت از فروش صرفاً آیفون به سرمایه گذاری در محصولات پوشیدنی(wearable) و خدماتی از جمله اشتراک Apple TV سمت و سو پیدا کرده است.
۲. نکته مهم گزارش ۲۰۲۴، دستاوردهای کسبوکارهایی است که سرمایهگذاری زیادی روی هوش مصنوعی (AI) انجام دادهاند. از جمله می توان به شرکت های MICROSOFT و NVIDIA اشاره کرد. ارزش برند MICROSOFT با ۷۸ درصد افزایش به ۳۴۰/۴ میلیارد دلار رسید و با دو پله جهش در رتبه دوم قرار گرفت. ارزش برند NVIDIA تأمینکننده اصلی تراشهها در فضای هوش مصنوعی، با ۱۶۳ درصدی افزایش به ۴۴/۵ میلیارد دلار رسید. شرکت NVIDIA در بین ۵۰۰ شرکت مورد ارزیابی بیشترین رشد ارزش برند را تجربه کرده است.
٣. گوگل (GOOGLE) به عنوان یکی از چهار برند در حوزه فناوری در ایالات متحده که در زمره ۱۰ برند با ارزش در سال ۲۰۲۴ قرار گرفت، از نظر ارزش برند از سایر هم گروهی های خود در سیلیکون ولی یعنی APPLE و MICROSOFT عقب ماند، اما از نظر قدرت برند جایگاه سوم جهانی را حفظ کرد، و پس از غول پیامرسان چین، WECHAT و آلفابت، جایگاه سوم را به خود اختصاص داد. برند YOUTUBE و GOOGLE در بین مشتریان بسیار شناخته شده، پرکاربرد و رضایت بخش است و لذا ارزش برند این شرکت بین ده برند برتر قرار گرفت.
۴. ارزش برند شرکت AMAZON از رتبه اول در سال ۲۰۲۳ به رتبه چهارم در سال ۲۰۲۴ تبدیل شد. ارزش برند AMAZON با رشد ٣ درصدی به ۳۰۸/۹ میلیارد دلار رسید. بازار مصرف در ۱۲ ماه گذشته، تحت تاثیر نرخ های بهره بالا، تورم، و بحران هزینه های زندگی، منجر به تضعیف چشم انداز آمازون شده است.
٥. ارزش برند TIKTOK در سال ۲۰۲۴ با رشد ۲۸ درصد به ۸۴/۲ میلیارد دلار رسید و جایگاه ۱۰ اٌم ارزشمندترین برندهای دنیا را به خود اختصاص داد. ارزش برند این شرکت در سال ۲۰۲۳ در رتبه هفتم قرار داشت.
۶. وي چت (WECHAT)عنوان قوی ترین برند جهان را آن خود کرد. امتیاز شاخص قدرت ٩٤/٣ از ۱۰۰ و رتبه قدرت برند آن AAA+ است. فقط یازده برند دیگر در رتبه بندی، رتبه AAA+ را کسب کردند: YOUTUBE، GOOGLE، MARINA BAY SANDS، WULIANGYE، DELOITTE، COCA-COLA، NETFLIX، ROLEX، FERRARI، MOUTAI و ICBC. قدرت برند WECHAT به دلیل محبوبیت و قابل اعتماد بودن آن در بین کاربران چینی می باشد.
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ آینده کار در دستان شماست!
✅ در سال ۲۰۲۵، دنیای کار و مدیریت منابع انسانی دستخوش تغییرات بزرگی خواهد شد. اگر میخواهید سازمانتان در این تحولات پیشرو باشد، باید از همین امروز شروع کنید. در این پست، ۱۰ راهکار کلیدی برای بازنگری در مشارکت کارکنان و نقش HR در کسبوکارها را بررسی میکنیم. این راهکارها نه تنها به بهبود عملکرد سازمان کمک میکنند، بلکه سلامت و رفاه کارکنان را نیز در اولویت قرار میدهند. با ما همراه باشید تا ببینید چگونه میتوانید HR را به موتور رشد کسبوکار تبدیل کنید!"
۱۰ راه برای بازنگری در مشارکت کارکنان در سال ۲۰۲۵
ظهور "استعفای خاموش" و آنچه HR از دست داد
۱. دست از اجازه گرفتن بردارید، رهبری کنید
- قدیمی: منتظر ماندن برای تأیید جهت اجرای استراتژیهای متمرکز بر افراد.
- جدید: قرار دادن HR به عنوان محرک کسبوکار، نه یک تابع پشتیبانی.
۲. به زبان کسبوکار صحبت کنید
- قدیمی: فقط درباره مشارکت و فرهنگ صحبت کردن.
- جدید: پیوند دادن استراتژیهای HR به سود، ریسک و رشد.
۳. افسانههای قدیمی محیط کار را از بین ببرید
- قدیمی: اولویت دادن به "حضور فیزیکی" به جای بهرهوری.
- جدید: بازتعریف کار با تمرکز بر نتایج، نه ساعات کاری.
۴. سلامت نیروی کار را در صورت سود و زیان قرار دهید
- قدیمی: نادیده گرفتن تأثیر مالی فرسودگی شغلی و رهبری سمی.
- جدید: تبدیل رفاه کارکنان به یک معیار قابل اندازهگیری کسبوکار.
۵. ترس از تغییر را به چالش بکشید
- قدیمی: اجتناب از اختلال برای حفظ راحتی رهبری.
- جدید: رهبری تحول، حتی زمانی که ناراحتکننده است.
۶. معیارهای عملکرد را بازتعریف کنید
- قدیمی: اندازهگیری موفقیت فقط بر اساس درآمد سهماهه.
- جدید: همسو کردن اهداف کسبوکار با سلامت بلندمدت نیروی کار.
۷. حفظ کارکنان را به موفقیت کسبوکار پیوند دهید
- قدیمی: فکر کردن به جابجایی کارکنان به عنوان یک مسئله HR.
- جدید: نشان دادن اینکه رهبری بد چقدر در از دست دادن استعدادها هزینه دارد.
۸. دست از پاداش دادن به کار بیش از حد بردارید
- قدیمی: تجلیل از ساعتهای طولانی و فرهنگ کار سخت.
- جدید: ایجاد روشهای کاری پایدار که از فرسودگی شغلی جلوگیری میکنند.
۹. روایت را در دست بگیرید، نه اینکه فقط آن را دنبال کنید
- قدیمی: واکنش نشان دادن به تصمیمات کسبوکار پس از اتخاذ آنها.
- جدید: هدایت تصمیماتی که استراتژی افراد را در مرکز قرار میدهند.
۱۰. HR
را غیرقابل چشمپوشی کنید
- قدیمی: تلاش برای توجیه بودجه و تأثیر HR.
- جدید: اثبات نقش HR به عنوان موتور رشد، نه یک هزینه.
باشگاه کارفرمایان،مدیران وکارشناسان
✅ در سال ۲۰۲۵، دنیای کار و مدیریت منابع انسانی دستخوش تغییرات بزرگی خواهد شد. اگر میخواهید سازمانتان در این تحولات پیشرو باشد، باید از همین امروز شروع کنید. در این پست، ۱۰ راهکار کلیدی برای بازنگری در مشارکت کارکنان و نقش HR در کسبوکارها را بررسی میکنیم. این راهکارها نه تنها به بهبود عملکرد سازمان کمک میکنند، بلکه سلامت و رفاه کارکنان را نیز در اولویت قرار میدهند. با ما همراه باشید تا ببینید چگونه میتوانید HR را به موتور رشد کسبوکار تبدیل کنید!"
۱۰ راه برای بازنگری در مشارکت کارکنان در سال ۲۰۲۵
ظهور "استعفای خاموش" و آنچه HR از دست داد
۱. دست از اجازه گرفتن بردارید، رهبری کنید
- قدیمی: منتظر ماندن برای تأیید جهت اجرای استراتژیهای متمرکز بر افراد.
- جدید: قرار دادن HR به عنوان محرک کسبوکار، نه یک تابع پشتیبانی.
۲. به زبان کسبوکار صحبت کنید
- قدیمی: فقط درباره مشارکت و فرهنگ صحبت کردن.
- جدید: پیوند دادن استراتژیهای HR به سود، ریسک و رشد.
۳. افسانههای قدیمی محیط کار را از بین ببرید
- قدیمی: اولویت دادن به "حضور فیزیکی" به جای بهرهوری.
- جدید: بازتعریف کار با تمرکز بر نتایج، نه ساعات کاری.
۴. سلامت نیروی کار را در صورت سود و زیان قرار دهید
- قدیمی: نادیده گرفتن تأثیر مالی فرسودگی شغلی و رهبری سمی.
- جدید: تبدیل رفاه کارکنان به یک معیار قابل اندازهگیری کسبوکار.
۵. ترس از تغییر را به چالش بکشید
- قدیمی: اجتناب از اختلال برای حفظ راحتی رهبری.
- جدید: رهبری تحول، حتی زمانی که ناراحتکننده است.
۶. معیارهای عملکرد را بازتعریف کنید
- قدیمی: اندازهگیری موفقیت فقط بر اساس درآمد سهماهه.
- جدید: همسو کردن اهداف کسبوکار با سلامت بلندمدت نیروی کار.
۷. حفظ کارکنان را به موفقیت کسبوکار پیوند دهید
- قدیمی: فکر کردن به جابجایی کارکنان به عنوان یک مسئله HR.
- جدید: نشان دادن اینکه رهبری بد چقدر در از دست دادن استعدادها هزینه دارد.
۸. دست از پاداش دادن به کار بیش از حد بردارید
- قدیمی: تجلیل از ساعتهای طولانی و فرهنگ کار سخت.
- جدید: ایجاد روشهای کاری پایدار که از فرسودگی شغلی جلوگیری میکنند.
۹. روایت را در دست بگیرید، نه اینکه فقط آن را دنبال کنید
- قدیمی: واکنش نشان دادن به تصمیمات کسبوکار پس از اتخاذ آنها.
- جدید: هدایت تصمیماتی که استراتژی افراد را در مرکز قرار میدهند.
۱۰. HR
را غیرقابل چشمپوشی کنید
- قدیمی: تلاش برای توجیه بودجه و تأثیر HR.
- جدید: اثبات نقش HR به عنوان موتور رشد، نه یک هزینه.
باشگاه کارفرمایان،مدیران وکارشناسان
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Forwarded from مجتبی لشکربلوکی
🔲⭕️از مواجهه با قورباغه های زشت شانه خالی نکنید!
مجتبی لشکربلوکی
بگذارید با یک مثال تاریخی جذاب شروع کنیم: استارباکس را احتمالا می شناسید. استارباکس کافیشاپهای زنجیرهای بین المللی است که با بیش از ۳۰ هزار شعبه در کشورهای مختلف، بزرگترین کافیشاپ زنجیرهای در جهان است. سال ۲۰۰۸، استارباکس به دردسر افتاد و کاهش فروش و درآمد و سودآوری داشت اوضاع داشت بحرانی می شد! هاوارد شولتز که در سال ۲۰۰۰ از سمت مدیرعاملی کنارهگیری کرده بود، دوباره برگشت و چند تصمیم سخت، آزاردهنده و شفاف گرفت و آن را عملیاتی کرد. باهم مرور کنیم:
۱) مشتریان احساس میکردند که استارباکس تبدیل به یک فستفود شده. شولتز ۷۱۰۰ شعبه را در یک روز تعطیل کرد تا همه کارکنان روش صحیح دم کردن اسپرسو را دوباره یاد بگیرند! این تصمیم در راستای تمرکز بر تجربه مشتری و بازگشت به احساس یک کافه واقعی بود. حذف یا کمرنگ کردن دستگاههای اتوماتیک اسپرسو که تعامل باریستا و مشتری را کاهش داده بود و افزایش فضای نشستن و اضافه کردن موسیقی زنده در برخی شعبهها تصمیم دیگر بود که فقط در عرض یک سال باعث افزایش ۱۲٪ رضایت مشتریان شد.
۲) گسترش سریع شعبهها باعث افت تجربه مشتری شده بود. تصمیم سخت بعدی کاهش تعداد فروشگاهها و بستن ۶۰۰ شعبه زیانده بود. افتتاح ۸۷۰ فروشگاه را هم لغو کرد. نتیجه تمرکز بر بهبود شعبههای سودآور بود.
۳) ساختار هزینهها مطلوب نبود. اخراج ۶۷۰۰ مدیر و کارمند در دستور کار قرار گرفت.
۴) رقبایی مثل مکدونالد در حال ارائه قهوه ارزانتر و برنامههای وفاداری جذاب بودند. پس استارباکس نیز روی بازاریابی دیجیتال و برنامه های وفادارسازی مشتریان سرمایهگذاری ۳۰ میلیون دلاری کرد. نتیجه افزایش عضویت در برنامه پاداش استارباکس به میزان ۲۵٪ در طول یک سال بود.
۵) توسعه فروش قهوههای بستهبندیشده و ورود به فروشگاههای زنجیرهای نیز یک تصمیم شفاف و سخت بود. از خدمت به تولید! ورود به یک بازار جدید! استارباکس فروش قهوههای Via (قهوه فوری) و بستهبندیشده را در سوپرمارکتها آغاز کرد. سال بعد استارباکس از طریق این محصولات ۱ میلیارد دلار درآمد کسب کرد.
۶) کوتاه آمدن از مزه های سنتی و اصیل استارباکس نیز تصمیم سخت دیگر بود. قهوههای استارباکس برای برخی مشتریان بیش از حد تلخ بود. شولتز دستور داد قهوهای جدید با طعم ملایمتر نیز عرضه شود. این محصول یکی از پرفروشترین قهوههای استارباکس شد.
۷) تغییر مدل مدیریتی و بازگرداندن تمرکز به ارزشهای اصلی برند نیز کار ساده ای نبود. برخی مدیران قبلی بیشتر بر رشد مالی سریع تمرکز داشتند تا کیفیت برند. اخراج چند مدیر ارشد که رویکرد رشد بیرویه را دنبال میکردند به همه یک پیام واضح ارسال کرد.
۸) توسعه شبکه فروشگاهی در چین و هند به جای آمریکا: در ۲۰۰۸، استارباکس کمتر از ۳۰۰ شعبه در چین داشت. شولتز اعلام کرد چین به بزرگترین بازار استارباکس پس از آمریکا تبدیل خواهد شد. تا ۲۰۱۰، تعداد شعب در چین به بیش از ۸۰۰ رسید. ۲۰۱۹، استارباکس بیش از ۴۳۰۰ شعبه در چین داشت. کار به جایی رسید که بیش از ۶۰٪ درآمد استارباکس از بازارهای خارج از آمریکا از آسیاست.
این شد که افزایش ارزش بازار سهام استارباکس در طول پنج سال از ۶ به ۵۰ میلیارد دلار رسید!
☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:
فکرش را بکنید هاوارد شولتز می آمد مدیران و کارمندان را جمع می کرد و سخنرانی می کرد و مشتی حرف های کلی می گفت، امیدهای واهی می داد و سپس همه را به تلاش بیشتر، همکاری و همدلی دعوت می کرد؛ اگر تصمیمات گذشته را درست می دانست و فقط می گفت که باید بیشتر تلاش و ایستادگی کرد آیا به جایی می رسید؟ در عوض چه کرد؟ پرسیدن سوالات دشوار و پاسخ یابی برای آن سوالات. استراتژی بازی با کلمات زیبا نیست. واژه های گرد، دو پهلو و کلی به درد سخنرانی های سیاسی و خرید محبوبیت می خورند و منشا تغییر نخواهند بود.
استراتژی کار دلچسبی نیست. باید قورباغه های زشت (انتخاب های دشوار) را یافت و قورت شان داد. چگونه؟ باید سوالات دشوار از خود پرسید (مثلا: آیا لازم است که جلوی افتتاح شعب را بگیرم یا به همین روند ادامه دهم؟) و به آن سوالات باید پاسخ های شجاعانه و مبتنی بر محاسبه، تحلیل، اجماع، ریسک پذیری معقول و گذشتن از گذشته ها داد پاسخ هایی گاه چارچوب شکنانه و بدون سابقه! (مثلا: تعطیلی شعب در آمریکا و افتتاح شعب در آسیا). کسانی که از قورباغه خوششان نمی آید به درد حوزه استراتژی نمی خورند!
https://t.me/Dr_Lashkarbolouki
مجتبی لشکربلوکی
بگذارید با یک مثال تاریخی جذاب شروع کنیم: استارباکس را احتمالا می شناسید. استارباکس کافیشاپهای زنجیرهای بین المللی است که با بیش از ۳۰ هزار شعبه در کشورهای مختلف، بزرگترین کافیشاپ زنجیرهای در جهان است. سال ۲۰۰۸، استارباکس به دردسر افتاد و کاهش فروش و درآمد و سودآوری داشت اوضاع داشت بحرانی می شد! هاوارد شولتز که در سال ۲۰۰۰ از سمت مدیرعاملی کنارهگیری کرده بود، دوباره برگشت و چند تصمیم سخت، آزاردهنده و شفاف گرفت و آن را عملیاتی کرد. باهم مرور کنیم:
۱) مشتریان احساس میکردند که استارباکس تبدیل به یک فستفود شده. شولتز ۷۱۰۰ شعبه را در یک روز تعطیل کرد تا همه کارکنان روش صحیح دم کردن اسپرسو را دوباره یاد بگیرند! این تصمیم در راستای تمرکز بر تجربه مشتری و بازگشت به احساس یک کافه واقعی بود. حذف یا کمرنگ کردن دستگاههای اتوماتیک اسپرسو که تعامل باریستا و مشتری را کاهش داده بود و افزایش فضای نشستن و اضافه کردن موسیقی زنده در برخی شعبهها تصمیم دیگر بود که فقط در عرض یک سال باعث افزایش ۱۲٪ رضایت مشتریان شد.
۲) گسترش سریع شعبهها باعث افت تجربه مشتری شده بود. تصمیم سخت بعدی کاهش تعداد فروشگاهها و بستن ۶۰۰ شعبه زیانده بود. افتتاح ۸۷۰ فروشگاه را هم لغو کرد. نتیجه تمرکز بر بهبود شعبههای سودآور بود.
۳) ساختار هزینهها مطلوب نبود. اخراج ۶۷۰۰ مدیر و کارمند در دستور کار قرار گرفت.
۴) رقبایی مثل مکدونالد در حال ارائه قهوه ارزانتر و برنامههای وفاداری جذاب بودند. پس استارباکس نیز روی بازاریابی دیجیتال و برنامه های وفادارسازی مشتریان سرمایهگذاری ۳۰ میلیون دلاری کرد. نتیجه افزایش عضویت در برنامه پاداش استارباکس به میزان ۲۵٪ در طول یک سال بود.
۵) توسعه فروش قهوههای بستهبندیشده و ورود به فروشگاههای زنجیرهای نیز یک تصمیم شفاف و سخت بود. از خدمت به تولید! ورود به یک بازار جدید! استارباکس فروش قهوههای Via (قهوه فوری) و بستهبندیشده را در سوپرمارکتها آغاز کرد. سال بعد استارباکس از طریق این محصولات ۱ میلیارد دلار درآمد کسب کرد.
۶) کوتاه آمدن از مزه های سنتی و اصیل استارباکس نیز تصمیم سخت دیگر بود. قهوههای استارباکس برای برخی مشتریان بیش از حد تلخ بود. شولتز دستور داد قهوهای جدید با طعم ملایمتر نیز عرضه شود. این محصول یکی از پرفروشترین قهوههای استارباکس شد.
۷) تغییر مدل مدیریتی و بازگرداندن تمرکز به ارزشهای اصلی برند نیز کار ساده ای نبود. برخی مدیران قبلی بیشتر بر رشد مالی سریع تمرکز داشتند تا کیفیت برند. اخراج چند مدیر ارشد که رویکرد رشد بیرویه را دنبال میکردند به همه یک پیام واضح ارسال کرد.
۸) توسعه شبکه فروشگاهی در چین و هند به جای آمریکا: در ۲۰۰۸، استارباکس کمتر از ۳۰۰ شعبه در چین داشت. شولتز اعلام کرد چین به بزرگترین بازار استارباکس پس از آمریکا تبدیل خواهد شد. تا ۲۰۱۰، تعداد شعب در چین به بیش از ۸۰۰ رسید. ۲۰۱۹، استارباکس بیش از ۴۳۰۰ شعبه در چین داشت. کار به جایی رسید که بیش از ۶۰٪ درآمد استارباکس از بازارهای خارج از آمریکا از آسیاست.
این شد که افزایش ارزش بازار سهام استارباکس در طول پنج سال از ۶ به ۵۰ میلیارد دلار رسید!
☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:
فکرش را بکنید هاوارد شولتز می آمد مدیران و کارمندان را جمع می کرد و سخنرانی می کرد و مشتی حرف های کلی می گفت، امیدهای واهی می داد و سپس همه را به تلاش بیشتر، همکاری و همدلی دعوت می کرد؛ اگر تصمیمات گذشته را درست می دانست و فقط می گفت که باید بیشتر تلاش و ایستادگی کرد آیا به جایی می رسید؟ در عوض چه کرد؟ پرسیدن سوالات دشوار و پاسخ یابی برای آن سوالات. استراتژی بازی با کلمات زیبا نیست. واژه های گرد، دو پهلو و کلی به درد سخنرانی های سیاسی و خرید محبوبیت می خورند و منشا تغییر نخواهند بود.
استراتژی کار دلچسبی نیست. باید قورباغه های زشت (انتخاب های دشوار) را یافت و قورت شان داد. چگونه؟ باید سوالات دشوار از خود پرسید (مثلا: آیا لازم است که جلوی افتتاح شعب را بگیرم یا به همین روند ادامه دهم؟) و به آن سوالات باید پاسخ های شجاعانه و مبتنی بر محاسبه، تحلیل، اجماع، ریسک پذیری معقول و گذشتن از گذشته ها داد پاسخ هایی گاه چارچوب شکنانه و بدون سابقه! (مثلا: تعطیلی شعب در آمریکا و افتتاح شعب در آسیا). کسانی که از قورباغه خوششان نمی آید به درد حوزه استراتژی نمی خورند!
https://t.me/Dr_Lashkarbolouki
👍2
✳️ چین تعرفههای تلافیجویانه ۸۴ درصدی بر کالاهای آمریکایی اعمال کرده است، که این اقدام باعث شدت گرفتن تنشها در جنگ تجاری بین دو اقتصاد بزرگ جهان شده است.
این تصمیم در پی اقدام رئیسجمهور آمریکا، دونالد ترامپ، مبنی بر افزایش تعرفهها بر واردات چینی به میزان ۵۰ درصد دیگر گرفته شده است که مجموع تعرفهها را به حداقل ۱۰۴ درصد برای کالاهای چینی میرساند. کمیسیون تعرفه شورای دولتی چین این اقدام آمریکا را "اشتباه بزرگتر از اشتباه قبلی" توصیف کرده و اعلام کرده است که این تصمیم به شدت حقوق مشروع چین و سیستم تجاری چندجانبه را تضعیف میکند.
علاوه بر اعمال تعرفهها، وزارت بازرگانی چین محدودیتهایی برای صادرات ۱۲ شرکت آمریکایی اعمال کرده و از ارسال اقلام دو منظوره به این شرکتها جلوگیری کرده است. همچنین، شش شرکت آمریکایی به فهرست "شرکتهای غیرقابل اعتماد" چین اضافه شده و از انجام تجارت یا سرمایهگذاری در چین منع شدهاند. در واکنش، اتحادیه اروپا نیز اعلام کرده است که تعرفههای تلافیجویانهای را علیه واردات آمریکا وضع خواهد کرد و بهویژه در برابر افزایش تعرفهها بر فولاد و آلومینیوم از سوی آمریکا واکنش نشان داده است. وزیر خزانهداری آمریکا، اسکات بسنت، این اقدامات چین را "زیانآور" برای چین دانسته و بر عدم تعادل در روابط تجاری دو کشور تأکید کرده است.
با وجود لحن خصمانه، چین درهای خود را برای مذاکره باز گذاشته و از آمریکا خواسته است تا در حل جنگ تجاری "برابری، احترام و منفعت مشترک" را رعایت کند. سخنگوی وزارت خارجه چین همچنین تأکید کرده است که این کشور به دنبال جنگ تجاری نیست، اما قاطعانه از منافع خود دفاع خواهد کرد. در پی افزایش تعرفهها، بازارهای جهانی دچار نوسانات شدیدی شدهاند، بهطوری که بازارهای آسیایی و اروپایی کاهش یافتند و سهام آمریکا نیز با نوسانات متفاوتی باز شدند. بخش صادرات چین، که یکی از محرکهای اصلی اقتصاد این کشور است، خود را برای تأثیرات احتمالی این تغییرات آماده کرده است. همچنین، رشد اقتصادی چین نیز در حال کند شدن است.
روزنامه بریکس
علاوه بر اعمال تعرفهها، وزارت بازرگانی چین محدودیتهایی برای صادرات ۱۲ شرکت آمریکایی اعمال کرده و از ارسال اقلام دو منظوره به این شرکتها جلوگیری کرده است. همچنین، شش شرکت آمریکایی به فهرست "شرکتهای غیرقابل اعتماد" چین اضافه شده و از انجام تجارت یا سرمایهگذاری در چین منع شدهاند. در واکنش، اتحادیه اروپا نیز اعلام کرده است که تعرفههای تلافیجویانهای را علیه واردات آمریکا وضع خواهد کرد و بهویژه در برابر افزایش تعرفهها بر فولاد و آلومینیوم از سوی آمریکا واکنش نشان داده است. وزیر خزانهداری آمریکا، اسکات بسنت، این اقدامات چین را "زیانآور" برای چین دانسته و بر عدم تعادل در روابط تجاری دو کشور تأکید کرده است.
با وجود لحن خصمانه، چین درهای خود را برای مذاکره باز گذاشته و از آمریکا خواسته است تا در حل جنگ تجاری "برابری، احترام و منفعت مشترک" را رعایت کند. سخنگوی وزارت خارجه چین همچنین تأکید کرده است که این کشور به دنبال جنگ تجاری نیست، اما قاطعانه از منافع خود دفاع خواهد کرد. در پی افزایش تعرفهها، بازارهای جهانی دچار نوسانات شدیدی شدهاند، بهطوری که بازارهای آسیایی و اروپایی کاهش یافتند و سهام آمریکا نیز با نوسانات متفاوتی باز شدند. بخش صادرات چین، که یکی از محرکهای اصلی اقتصاد این کشور است، خود را برای تأثیرات احتمالی این تغییرات آماده کرده است. همچنین، رشد اقتصادی چین نیز در حال کند شدن است.
روزنامه بریکس
مدیریت تعارض درمحیط کار!