This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✳️ قواعدبازي تصاحب فراساحلی
✅ این، بدون اغراق،یکی از خارقالعادهترین چیزهایی است که وزیر خزانهداری ایالات متحده تاکنون گفته است آنچه بسنت میگوید این است که ایالات متحده اکنون با ثروت متحدان خود به عنوان یک «صندوق ثروت حاکمیتی»آمریکا (به گفته خودش) رفتار خواهد کرد و آنها را «هدایت» خواهد کرد،«عمدتاً به صلاحدید رئیس جمهور ایالات متحده»، که چگونه از پول خود برای ساخت کارخانههای آمریکایی و احیای صنایع آمریکایی استفاده کنند.حتی مجری فاکس نیوز هم باورش نمیشود و آن را «تصاحب فراساحلی»کلمه دیگری برای دزدی، مینامد.دقیقاً همین است:غارت استعماری بیشرمانه.این الگویی است که میبینیم پدیدار میشود: ایالات متحده که قادر به استخراج ثروت یا پیروزی درجنگها علیه جنوب جهانیِ به طور فزاینده قوی نیست، به درون خود روی آورده تا از «متحدان» خود که دقیقاً به این دلیل نمیتوانند مقاومت کنند که برای «حمایت» نظامی به استثمارگر خود وابسته هستند ،لذت ببرد. آنها در برابر استخراج ثروت توسط آمریکا همانقدر بیدفاع هستند که هر مستعمره قرن نوزدهمی در برابر «محافظ» استعماری خود بیدفاع بود.كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ این، بدون اغراق،یکی از خارقالعادهترین چیزهایی است که وزیر خزانهداری ایالات متحده تاکنون گفته است آنچه بسنت میگوید این است که ایالات متحده اکنون با ثروت متحدان خود به عنوان یک «صندوق ثروت حاکمیتی»آمریکا (به گفته خودش) رفتار خواهد کرد و آنها را «هدایت» خواهد کرد،«عمدتاً به صلاحدید رئیس جمهور ایالات متحده»، که چگونه از پول خود برای ساخت کارخانههای آمریکایی و احیای صنایع آمریکایی استفاده کنند.حتی مجری فاکس نیوز هم باورش نمیشود و آن را «تصاحب فراساحلی»کلمه دیگری برای دزدی، مینامد.دقیقاً همین است:غارت استعماری بیشرمانه.این الگویی است که میبینیم پدیدار میشود: ایالات متحده که قادر به استخراج ثروت یا پیروزی درجنگها علیه جنوب جهانیِ به طور فزاینده قوی نیست، به درون خود روی آورده تا از «متحدان» خود که دقیقاً به این دلیل نمیتوانند مقاومت کنند که برای «حمایت» نظامی به استثمارگر خود وابسته هستند ،لذت ببرد. آنها در برابر استخراج ثروت توسط آمریکا همانقدر بیدفاع هستند که هر مستعمره قرن نوزدهمی در برابر «محافظ» استعماری خود بیدفاع بود.كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ هوشمصنوعی؛ موتور رشد، نوآوری و قدرت ملی
✍ محسن یادبروقی/پژوهشگر حوزه كسب و كار
✅ در دهههای اخیر، هوشمصنوعی به یکی از کلیدیترین فناوریهای تحولآفرین جهان تبدیل شده است.
این فناوری نهتنها شکل اقتصاد و امنیت ملی کشورها را بازتعریف کرده بلکه در حکمرانی، فرهنگ و تعاملات بینالمللی نیز نقش تعیینکنندهای ایفا میکند.
افزایش سرعت نوآوریها و نفوذ هوشمصنوعی در صنایع مختلف، کشورها را واداشته تا سیاستها و برنامههای راهبردی برای تثبیت جایگاه خود در این عرصه را تدوین کنند.
در این میان، ایالاتمتحده با انتشار سند «برنامه راهبردی هوشمصنوعی آمریکا ۲۰۲۵» ...
ادامه مطلب؛
https://jahanesanat.ir/?p=552413
https://t.me/ExecutiveManagement
✍ محسن یادبروقی/پژوهشگر حوزه كسب و كار
✅ در دهههای اخیر، هوشمصنوعی به یکی از کلیدیترین فناوریهای تحولآفرین جهان تبدیل شده است.
این فناوری نهتنها شکل اقتصاد و امنیت ملی کشورها را بازتعریف کرده بلکه در حکمرانی، فرهنگ و تعاملات بینالمللی نیز نقش تعیینکنندهای ایفا میکند.
افزایش سرعت نوآوریها و نفوذ هوشمصنوعی در صنایع مختلف، کشورها را واداشته تا سیاستها و برنامههای راهبردی برای تثبیت جایگاه خود در این عرصه را تدوین کنند.
در این میان، ایالاتمتحده با انتشار سند «برنامه راهبردی هوشمصنوعی آمریکا ۲۰۲۵» ...
ادامه مطلب؛
https://jahanesanat.ir/?p=552413
https://t.me/ExecutiveManagement
روزنامه جهان صنعت
هوشمصنوعی؛ موتور رشد، نوآوری و قدرت ملی
هوشمصنوعی؛ موتور رشد، نوآوری و قدرت ملی روزنامه جهان صنعت
✳️ مدیریت بهتر است یا اقتصاد ؟
✅ اجازه دهید الهام بگیرم از عنوان قدیمی، خاطره انگیز و نوستالژیک " علم بهتر است یا ثروت "و بیان کنم که مدیریت بهتر است یا اقتصاد؟
الهی ! آنکس که مدیریت دارد چه کم دارد؟ و آنکس که اقتصاد دارد چه غم دارد؟
منت خدای را عز و جل که ناترازی های رنگارنگ ، کار را به جایی کشانده که حتی مدیران و مسئولان کشور هم از شرایط اقتصادی و مدیریتی جامعه ناراضی و ناراحت هستند.
هر نفسی که فرو میرود موجب غم و غصه بیشتر و چون برمیآید ، درد و رنج و احتمال سکته قلبی و مغزی ما را فزونتر مینماید.
از دست و زبان که برآید که جلوی این همه بی نظمی اقتصادی و مدیریتی را گرفته تا مردم یک آب خوش از گلویشان پایین برود.
بنده همان به که بنشینم و خدا خدا کنم تا بلکه سرمایه ام در بورس بیش از این نابود نشود.
از شوخی بگذریم !
واقعا مدیریت بهتر است یا اقتصاد؟!؟
حتما تاریخ میخوانید نه ؟!؟
از روزی که فردریک وینسلو تیلور ( 1856 - 1915 میلادی ) و آدام اسمیت ( 1723 - 1790 میلادی ) و نظایر اینها آمدند و حرف های قشنگ قشنگ مدیریتی و اقتصادی زدند تا به امروز، ما جهان سومی ها همچنان درجا میزنیم و آن جهان اولی ها میتازند و بالاتر میروند. چرا؟ آیا عقل، هوش، دانش، بینش و تدبیرشان از ما بهتر و بیشتر است یا داستان چیز دیگری است؟
از زمانی که تهران پایتخت شده ، حدود دویست سال میگذرد، اما تهران امروز در آب و برق و گاز و... در ناترازی و گرفتاری و سختی است. چرا ایران بعد از انقلاب صنعتی در اروپا، همچنان در حال توسعه است و ژاپن و کره جنوبی و سنگاپور و.. توسعه یافته شده اند و اساسا در چه سالی و چه زمانی ایران توسعه یافته خواهد شد؟ آیا دویست سال کافی نیست؟ این همه رنج و سختی و ناترازی برای چیست و تقصیر کیست؟ مگر نه این است که علم اقتصاد فرمول دارد و علم مدیریت هم اصول و قواعد خود را دارد؟ پس چرا ما از علم اقتصاد و علم مدیریت بهره برداری نمیکنیم و آیا در این زمینه چه کسی یا چه چیزی مانع کار است؟!؟ ما وقتی صحبت از علم اقتصاد و دانش مدیریت می کنیم یعنی اینکه سلایق شخصی و حزبی، امر و نهی ها و دستور و سفارش متعصبانه این و آن را باید کنار گذاشت تا دچار انحراف و شکست نشویم. آیا درک و فهم این موضوع سخت است؟ بنابراین، اگر علم اقتصاد و دانش مدیریت در جامعه آنطور که باید و شاید کاربرد و کارکردی ندارد ، پس احتمالأ قصد و غرضی در کار است که ما با وجود دانستن پاسخ های سوالات کنکور ، جواب ها را اشتباه می زنیم که قبول نشویم؟!؟
حسن خسروی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ اجازه دهید الهام بگیرم از عنوان قدیمی، خاطره انگیز و نوستالژیک " علم بهتر است یا ثروت "و بیان کنم که مدیریت بهتر است یا اقتصاد؟
الهی ! آنکس که مدیریت دارد چه کم دارد؟ و آنکس که اقتصاد دارد چه غم دارد؟
منت خدای را عز و جل که ناترازی های رنگارنگ ، کار را به جایی کشانده که حتی مدیران و مسئولان کشور هم از شرایط اقتصادی و مدیریتی جامعه ناراضی و ناراحت هستند.
هر نفسی که فرو میرود موجب غم و غصه بیشتر و چون برمیآید ، درد و رنج و احتمال سکته قلبی و مغزی ما را فزونتر مینماید.
از دست و زبان که برآید که جلوی این همه بی نظمی اقتصادی و مدیریتی را گرفته تا مردم یک آب خوش از گلویشان پایین برود.
بنده همان به که بنشینم و خدا خدا کنم تا بلکه سرمایه ام در بورس بیش از این نابود نشود.
از شوخی بگذریم !
واقعا مدیریت بهتر است یا اقتصاد؟!؟
حتما تاریخ میخوانید نه ؟!؟
از روزی که فردریک وینسلو تیلور ( 1856 - 1915 میلادی ) و آدام اسمیت ( 1723 - 1790 میلادی ) و نظایر اینها آمدند و حرف های قشنگ قشنگ مدیریتی و اقتصادی زدند تا به امروز، ما جهان سومی ها همچنان درجا میزنیم و آن جهان اولی ها میتازند و بالاتر میروند. چرا؟ آیا عقل، هوش، دانش، بینش و تدبیرشان از ما بهتر و بیشتر است یا داستان چیز دیگری است؟
از زمانی که تهران پایتخت شده ، حدود دویست سال میگذرد، اما تهران امروز در آب و برق و گاز و... در ناترازی و گرفتاری و سختی است. چرا ایران بعد از انقلاب صنعتی در اروپا، همچنان در حال توسعه است و ژاپن و کره جنوبی و سنگاپور و.. توسعه یافته شده اند و اساسا در چه سالی و چه زمانی ایران توسعه یافته خواهد شد؟ آیا دویست سال کافی نیست؟ این همه رنج و سختی و ناترازی برای چیست و تقصیر کیست؟ مگر نه این است که علم اقتصاد فرمول دارد و علم مدیریت هم اصول و قواعد خود را دارد؟ پس چرا ما از علم اقتصاد و علم مدیریت بهره برداری نمیکنیم و آیا در این زمینه چه کسی یا چه چیزی مانع کار است؟!؟ ما وقتی صحبت از علم اقتصاد و دانش مدیریت می کنیم یعنی اینکه سلایق شخصی و حزبی، امر و نهی ها و دستور و سفارش متعصبانه این و آن را باید کنار گذاشت تا دچار انحراف و شکست نشویم. آیا درک و فهم این موضوع سخت است؟ بنابراین، اگر علم اقتصاد و دانش مدیریت در جامعه آنطور که باید و شاید کاربرد و کارکردی ندارد ، پس احتمالأ قصد و غرضی در کار است که ما با وجود دانستن پاسخ های سوالات کنکور ، جواب ها را اشتباه می زنیم که قبول نشویم؟!؟
حسن خسروی
https://t.me/ExecutiveManagement
Telegram
مدیریت اجرایی
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
✳️ هیچ مدیر و نهادی تصمیم نگیرد
✍ محمدصادق جنانصفت
✅ خوشبختانه یا شوربختانه همه مدیران سیاسی و اقتصادی در ردههای گوناگون مدیریتی و نیز در دولت یا دیگر نهادهای دولتی هرروز اعتراف میکنند وضعیت حکمرانی اقتصادی کشور در ژرفای تنگناها فرورفته و نمیتوان با سیاستگذاری مطابق گذشته دردهای آن را درمان کرد.
با این همه و بهدلیل اینکه نهاد دولت فاقد سیاستگذاری کلان اقتصادی است و فرماندهی اقتصادی بین چندنفر تقسیم شده و هرکدام از آنها جزیره خود را اداره میکنند، میبینیم که هرچندگاه یک فرمانده اقتصادی برای اینکه نشان دهد کاری میکند؛ تصمیم تازهای میگیرد یا اینکه فضا را چنان درهم و مغشوش دیده که میخواهد کارهای نشده را الان انجام دهد. بهطور مثال ناگهان میخوانیم که سازمان مالیاتی قانون دریافت مالیات را با عنوان دهان پرکن دریافت مالیات از سوداگری به اجرا میگذارد...
ادامه مطلب؛
https://jahanesanat.ir/?p=552416
✍ محمدصادق جنانصفت
✅ خوشبختانه یا شوربختانه همه مدیران سیاسی و اقتصادی در ردههای گوناگون مدیریتی و نیز در دولت یا دیگر نهادهای دولتی هرروز اعتراف میکنند وضعیت حکمرانی اقتصادی کشور در ژرفای تنگناها فرورفته و نمیتوان با سیاستگذاری مطابق گذشته دردهای آن را درمان کرد.
با این همه و بهدلیل اینکه نهاد دولت فاقد سیاستگذاری کلان اقتصادی است و فرماندهی اقتصادی بین چندنفر تقسیم شده و هرکدام از آنها جزیره خود را اداره میکنند، میبینیم که هرچندگاه یک فرمانده اقتصادی برای اینکه نشان دهد کاری میکند؛ تصمیم تازهای میگیرد یا اینکه فضا را چنان درهم و مغشوش دیده که میخواهد کارهای نشده را الان انجام دهد. بهطور مثال ناگهان میخوانیم که سازمان مالیاتی قانون دریافت مالیات را با عنوان دهان پرکن دریافت مالیات از سوداگری به اجرا میگذارد...
ادامه مطلب؛
https://jahanesanat.ir/?p=552416
روزنامه جهان صنعت
هیچ مدیر و نهادی تصمیم نگیرد
هیچ مدیر و نهادی تصمیم نگیرد روزنامه جهان صنعت
✳️ خاویر میلی چگونه تورم را مهار کرد؟
✅ وقتی دسامبر 2023، خاویر میلی به ریاست جمهوری آرژانتین رسید، خیلی از رسانههای جهان در تیتر خبر به قدرت رسیدن او، از اوصافی مثل «راست افراطی» و «ترامپ آرژانتین» استفاده کردند.
اما او نه راستگرایی مثل دیگر روسای جمهور راستگرای جهان بود و نه گفتمان و گفتاری مشابه ترامپ داشت. میلی، یک لیبرتارین است، یک آنارکوکاپیتالیست، که با وعده اصلاحات رادیکال اقتصادی آمد و به موفقیت رسید.
میلی، رهبر حزب «لیبرتاد آوانزا» است که در سال 2021 یک ائتلاف سیاسی بود و کمی بعد به یک حزب بدل شد.
وقتی میلی در پایان سال 2023 سوگند ریاستجمهوری یاد کرد، اقتصاد آرژانتین عملاً سقوط کرده بود. در این سال، تولید ناخالص داخلی کشور 6.1 درصد کاهش یافته بود و تولید ناخالص داخلی سرانۀ تعدیل شده با تورم، از سال ۲۰۰۷ پایینتر بود.
سیاستهای مالی و پولی دولت چپگرای قبل، تورم سالانۀ بیش از 200 درصدی را به وجود آورده بود و در دسامبر 2023، تورم نقطهبهنقطۀ قیمت عمدهفروشی 54 درصد بود.
در چنین شرایطی، از نخستین روزهای شروع به کار دولت، خاویر میلی، سه ستون اصلی سیاستی را معرفی کرد:
نخست، تثبیت سریع از مسیر شوک قیمتی و ارزی.
دوم، انضباط مالی هدفمند با هدف «کسری بودجه صفر»
و سوم، آزادسازی و اصلاحات نهادی.
🔗 متن کامل
https://ecoiran.com/fa/tiny/news-101202
✅ وقتی دسامبر 2023، خاویر میلی به ریاست جمهوری آرژانتین رسید، خیلی از رسانههای جهان در تیتر خبر به قدرت رسیدن او، از اوصافی مثل «راست افراطی» و «ترامپ آرژانتین» استفاده کردند.
اما او نه راستگرایی مثل دیگر روسای جمهور راستگرای جهان بود و نه گفتمان و گفتاری مشابه ترامپ داشت. میلی، یک لیبرتارین است، یک آنارکوکاپیتالیست، که با وعده اصلاحات رادیکال اقتصادی آمد و به موفقیت رسید.
میلی، رهبر حزب «لیبرتاد آوانزا» است که در سال 2021 یک ائتلاف سیاسی بود و کمی بعد به یک حزب بدل شد.
وقتی میلی در پایان سال 2023 سوگند ریاستجمهوری یاد کرد، اقتصاد آرژانتین عملاً سقوط کرده بود. در این سال، تولید ناخالص داخلی کشور 6.1 درصد کاهش یافته بود و تولید ناخالص داخلی سرانۀ تعدیل شده با تورم، از سال ۲۰۰۷ پایینتر بود.
سیاستهای مالی و پولی دولت چپگرای قبل، تورم سالانۀ بیش از 200 درصدی را به وجود آورده بود و در دسامبر 2023، تورم نقطهبهنقطۀ قیمت عمدهفروشی 54 درصد بود.
در چنین شرایطی، از نخستین روزهای شروع به کار دولت، خاویر میلی، سه ستون اصلی سیاستی را معرفی کرد:
نخست، تثبیت سریع از مسیر شوک قیمتی و ارزی.
دوم، انضباط مالی هدفمند با هدف «کسری بودجه صفر»
و سوم، آزادسازی و اصلاحات نهادی.
🔗 متن کامل
https://ecoiran.com/fa/tiny/news-101202
اکوایران
اکوایران | تصویر اقتصاد ایران
اولین رسانه تصویری تخصصی اقتصاد ایران آخرین اخبار و تحلیل ها از بازارهای داخلی و خارجی همراه با آخرین قیمت ارز، سکه، طلا، رمز ارزها و نرخ های بازارهای جهانی.
✳️ جاماندگان!
✅ زلزله اقتصادی ترامپ دیگر بلوکهای بزرگ را نیز لرزانده است. آسهآن و اتحادیه اروپا هرگز مانند پنج متحد اصلی آمریکا در سیاست اقتصادی و امنیتی همراستا نبودند.
این دو بلوک متنوع هستند با تخصصهای تجاری، مزیتها و گرایشهای سیاسی گوناگون اما آنها و اعضایشان- به ویژه آلمان، فرانسه، هلند، سنگاپور، سوئد و ویتنام- نیز رفتار اقتصادی خود را برپایه بیمهای که آمریکا پیشتر فراهم میکرد بنا نهاده بودند.
به همین دلیل نقشهای پیشرو در زنجیرههای تامین و سرمایهگذاری فناوری ایالات متحده یافتند. دولتها و شهروندانشان میلیاردها دلار به اقتصاد آمریکا سرازیر کردند: از طریق سرمایهگذاری مستقیم خارجی خرید اوراق خزانهداری و مشارکت در بورس آمریکا.
آنها پذیرفتند در رژیمهای تحریم و کنترل صادرات تحت رهبری آمریکا مشارکت کنند، هرچند نه همیشه پایدار و از ارتش آمریکا حمایت مستقیم کردند.
ترامپ اکنون این کشورها را در معرض تعرفههای سنگین، تهدید به تعرفه و درخواستهای دوجانبه برای امتیازهای خاص و پرداختهای جانبی قرار داده است، مانند الزام به خرید گاز طبیعی بیشتر از آمریکا یا انتقال تولید صنعتی به خاک آمریکا.
این بازیگران اقتصادی انتخاب بیشتری دارند که تا چه حد بخواهند روابطشان با آمریکا را حفظ کنند. و آنها رفتار خود را سریعتر تغییر میدهند: پیوندهای اقتصادی با یکدیگر و با چین را تقویت میکنند.
آسهآن و اتحادیه اروپا از همان آغاز روابط تجاری گستردهتری با چین نسبت به آمریکا داشتند؛ اکنون این فاصله بیشتر میشود، نهفقط بهدلیل رشد اقتصاد چین، بلکه به این دلیل که آمریکا صادرات و واردات خود به چین و سرمایهگذاری در آن را محدود میکند.
در دهه گذشته سهم نهادههای چینی در زنجیرههای صنعتی اروپا و جنوب شرق آسیا به طور چشمگیری افزایش یافته در حالی که سهم آمریکا کاهش یافته است.
برای اتحادیه اروپا و قطعا برای آسهآن انزوای اقتصادی چین پایدار نیست و سود تجارت با چین هرچه بیشتر افزایش خواهد یافت، به ویژه حالا که آمریکا صحنه را ترک میکند. البته تجارت با چین جایگزین ...
ادامه مطلب؛
https://jahanesanat.ir/?p=552254
✅ زلزله اقتصادی ترامپ دیگر بلوکهای بزرگ را نیز لرزانده است. آسهآن و اتحادیه اروپا هرگز مانند پنج متحد اصلی آمریکا در سیاست اقتصادی و امنیتی همراستا نبودند.
این دو بلوک متنوع هستند با تخصصهای تجاری، مزیتها و گرایشهای سیاسی گوناگون اما آنها و اعضایشان- به ویژه آلمان، فرانسه، هلند، سنگاپور، سوئد و ویتنام- نیز رفتار اقتصادی خود را برپایه بیمهای که آمریکا پیشتر فراهم میکرد بنا نهاده بودند.
به همین دلیل نقشهای پیشرو در زنجیرههای تامین و سرمایهگذاری فناوری ایالات متحده یافتند. دولتها و شهروندانشان میلیاردها دلار به اقتصاد آمریکا سرازیر کردند: از طریق سرمایهگذاری مستقیم خارجی خرید اوراق خزانهداری و مشارکت در بورس آمریکا.
آنها پذیرفتند در رژیمهای تحریم و کنترل صادرات تحت رهبری آمریکا مشارکت کنند، هرچند نه همیشه پایدار و از ارتش آمریکا حمایت مستقیم کردند.
ترامپ اکنون این کشورها را در معرض تعرفههای سنگین، تهدید به تعرفه و درخواستهای دوجانبه برای امتیازهای خاص و پرداختهای جانبی قرار داده است، مانند الزام به خرید گاز طبیعی بیشتر از آمریکا یا انتقال تولید صنعتی به خاک آمریکا.
این بازیگران اقتصادی انتخاب بیشتری دارند که تا چه حد بخواهند روابطشان با آمریکا را حفظ کنند. و آنها رفتار خود را سریعتر تغییر میدهند: پیوندهای اقتصادی با یکدیگر و با چین را تقویت میکنند.
آسهآن و اتحادیه اروپا از همان آغاز روابط تجاری گستردهتری با چین نسبت به آمریکا داشتند؛ اکنون این فاصله بیشتر میشود، نهفقط بهدلیل رشد اقتصاد چین، بلکه به این دلیل که آمریکا صادرات و واردات خود به چین و سرمایهگذاری در آن را محدود میکند.
در دهه گذشته سهم نهادههای چینی در زنجیرههای صنعتی اروپا و جنوب شرق آسیا به طور چشمگیری افزایش یافته در حالی که سهم آمریکا کاهش یافته است.
برای اتحادیه اروپا و قطعا برای آسهآن انزوای اقتصادی چین پایدار نیست و سود تجارت با چین هرچه بیشتر افزایش خواهد یافت، به ویژه حالا که آمریکا صحنه را ترک میکند. البته تجارت با چین جایگزین ...
ادامه مطلب؛
https://jahanesanat.ir/?p=552254
روزنامه جهان صنعت
جغرافیای اقتصادی نوین
جغرافیای اقتصادی نوین روزنامه جهان صنعت
jobvision-salary-survey-report-1404.pdf
11.7 MB
✳️ فایل گزارش حقوق و دستمزد در ایران (۱۴۰۴)
🏢 جابویژن
✅ این گزارش با جمعآوری نظرات ۱۰۰ هزار نفر تهیه شده و میزان حقوق دریافتی مشاغل مختلف در سال ۱۴۰۳ و انتظارات افراد نسبت به حقوف دریافتی در سال ۱۴۰۴ را به همراه دادههای دیگری درباره انواع مشاغل در اختیار شما قرار می دهد.
🏢 جابویژن
✅ این گزارش با جمعآوری نظرات ۱۰۰ هزار نفر تهیه شده و میزان حقوق دریافتی مشاغل مختلف در سال ۱۴۰۳ و انتظارات افراد نسبت به حقوف دریافتی در سال ۱۴۰۴ را به همراه دادههای دیگری درباره انواع مشاغل در اختیار شما قرار می دهد.
✳️👆 تیمهای رهبری چگونه میتوانند ارزشافزایی کارکردی و احساسی ایجاد کنند
هرم ارزشها کلید جلب وفاداری مشتری
✅ زمانی که مشتریان، محصول یا خدماتی را ارزیابی میکنند، دو عامل مهم را در مقابل هم قرار میدهند:
۱) ارزش ادراکی،
۲)قیمت. ارزش ادراکی یا Perceived Value به معنای ارزش، اهمیت یا احساسی است که یک مشتری نسبت به محصول یا خدمات در ذهنش دارد. این ارزش، ارتباطی به قیمت کالا ندارد. بازاریابان بخش اعظمی از زمان و انرژی خود را صرف مدیریت قیمت میکنند و از طرف دیگر از این معادله غافلند، زیرا افزایش قیمتها با سرعت بیشتری آنها را به درآمد موردنظرشان میرساند و قیمتگذاری بخش آسان ماجرا است.
زمانی که مشتریان، محصول یا خدماتی را ارزیابی میکنند، دو عامل مهم را در مقابل هم قرار میدهند: ۱) ارزش ادراکی، ۲)قیمت. ارزش ادراکی یا Perceived Value به معنای ارزش، اهمیت یا احساسی است که یک مشتری نسبت به محصول یا خدمات در ذهنش دارد.
این ارزش، ارتباطی به قیمت کالا ندارد. بازاریابان بخش اعظمی از زمان و انرژی خود را صرف مدیریت قیمت میکنند و از طرف دیگر از این معادله غافلند، زیرا افزایش قیمتها با سرعت بیشتری آنها را به درآمد موردنظرشان میرساند و قیمتگذاری بخش آسان ماجرا است.
■ اما اینکه از نظر مشتری چه چیزی واقعا ارزشمند است، موضوعی است مربوط به حوزه روانشناسی که به سادگی قابل توضیح نیست. در ادامه میخوانیم که تیمهای رهبری چگونه میتوانند طرف دیگر این معادله را مدیریت و ارزش بیشتری را چه از نظر کارکردی (مثل صرفهجویی در زمان یا کاهش هزینهها) و چه احساسی (مانند کاهش استرس یا ایجاد سرگرمی) به مشتری ارائه کنند. روش تجزیه و تحلیل انتخاب گسسته (Discrete Choice Analysis) و سایر تکنیکهای تحقیقاتی، ابزارهایی قدرتمندند اما این روشها طراحی شدهاند تا واکنش مشتریان نسبت به پیشفرضها را اندازهگیری کنند؛ یعنی اندازهگیری آنچه گمان میرود برای مشتریان ارزشمند باشد. مدیران با این مفاهیم کاملا آشنا هستند و قضاوت درباره آنها چندان مشکل نیست. اما کشف مفاهیم جدید، نیازمند پیشبینی و یافتن پاسخ این سوال است که «مشتریان چه چیزهای دیگری را ارزشمند قلمداد میکنند؟»
■ اینکه یک محصول یا خدمات ارزشمند است یا نه، کاملا نسبی است و به دید مشتری بستگی دارد. اما ملاکهایی برای سنجش ارزش وجود دارند که در سراسر جهان پذیرفته شدهاند و با کمک آنها شرکتها میتوانند تکنیکهای بازاریابی خود را ارتقا داده یا به کلی تغییر دهند. یک مدل «ارزش از نگاه مصرفکننده» به شرکتها این امکان را میدهد تا ارزشهای جدید را کشف و در صورت امکان آن را در قالب محصول یا خدمات ارائه کنند. تحقیقات ما نشان داده که یک «مجموعه ارزش» مناسب، باعث افزایش وفاداری مشتری، تمایل بیشتر او به خریداری از یک برند خاص و رشد پایدار درآمد میشود.
🔺هرم عناصر سیگانه
بهمنظور طراحی هرم ارزشها، ۳۰ عنصر ارزش را شناسایی و آنها را در چهار گروه طبقهبندی کردهایم: کارکردی، احساسی، تغییردهنده زندگی و تاثیر اجتماعی. بعضی از این ارزشها درونی و پاسخگوی نیازهای شخصی مصرفکنندهاند، مثل عنصر «انگیزش» که شرکت Fitbit، تولیدکننده تکنولوژیهای پوشیدنی، آن را در اولویت قرار داده است. سایر ارزشها بیرونیاند و به مشتری کمک میکنند تا با دنیای بیرون ارتباط برقرار کند. در تحقیقاتمان، گفتههای مشتریان درباره یک محصول را عینا منعکس نمیکنیم بلکه این گفتهها را تفسیر و معنای پنهان آن را کشف میکنیم. مثلا وقتی کسی میگوید فلان بانک «کار راه انداز» است، این یعنی ترکیبی از چهار عنصر «صرفهجویی در زمان»، «بیدردسر بودن»، «سادهسازی» و «کاهش زحمت». هرم عناصر ارزش در واقع شکل گسترشیافته هرم سلسله مراتب نیازهای مازلو است.۳۰ سال تجربه و تحقیقات کیفی و کمی در حوزه مشتری، پشتوانه ما در طراحی هرم ارزشها بوده است. در بسیاری از این تحقیقات از تکنیک مصاحبه نردبانی (Laddering Technique) استفاده شده است که در آن، ترجیحات اولیه مشتریان را مورد بررسی قرار میدهند تا ببینند چه عواملی در آنها انگیزه ایجاد میکند.
هرم عناصر ارزش از سلسله مراتب نیازهای «آبراهام مازلو» نشات گرفته که نخستین بار در سال ۱۹۴۳ منتشر شد. به باور مازلو، اعمال انسان برخاسته از میل به تامین طیفی از نیازها است، از نیازهای اولیه (امنیت، گرما، غذا و استراحت) گرفته تا نیازهای پیچیده (عزت نفس و نوعدوستی). این روزها تقریبا همه بازاریابان با هرم مازلو آشنا هستند. مقایسه هرم مازلو با مدل ما میتواند مفید باشد. نیازها در مدل مازلو بهصورت یک هرم طبقهبندی شدهاند. در کف هرم نیازهای روانشناختی و امنیتی و در راس آن خودتعالی و خودشکوفایی قرار دارند.
هرم ارزشها کلید جلب وفاداری مشتری
✅ زمانی که مشتریان، محصول یا خدماتی را ارزیابی میکنند، دو عامل مهم را در مقابل هم قرار میدهند:
۱) ارزش ادراکی،
۲)قیمت. ارزش ادراکی یا Perceived Value به معنای ارزش، اهمیت یا احساسی است که یک مشتری نسبت به محصول یا خدمات در ذهنش دارد. این ارزش، ارتباطی به قیمت کالا ندارد. بازاریابان بخش اعظمی از زمان و انرژی خود را صرف مدیریت قیمت میکنند و از طرف دیگر از این معادله غافلند، زیرا افزایش قیمتها با سرعت بیشتری آنها را به درآمد موردنظرشان میرساند و قیمتگذاری بخش آسان ماجرا است.
زمانی که مشتریان، محصول یا خدماتی را ارزیابی میکنند، دو عامل مهم را در مقابل هم قرار میدهند: ۱) ارزش ادراکی، ۲)قیمت. ارزش ادراکی یا Perceived Value به معنای ارزش، اهمیت یا احساسی است که یک مشتری نسبت به محصول یا خدمات در ذهنش دارد.
این ارزش، ارتباطی به قیمت کالا ندارد. بازاریابان بخش اعظمی از زمان و انرژی خود را صرف مدیریت قیمت میکنند و از طرف دیگر از این معادله غافلند، زیرا افزایش قیمتها با سرعت بیشتری آنها را به درآمد موردنظرشان میرساند و قیمتگذاری بخش آسان ماجرا است.
■ اما اینکه از نظر مشتری چه چیزی واقعا ارزشمند است، موضوعی است مربوط به حوزه روانشناسی که به سادگی قابل توضیح نیست. در ادامه میخوانیم که تیمهای رهبری چگونه میتوانند طرف دیگر این معادله را مدیریت و ارزش بیشتری را چه از نظر کارکردی (مثل صرفهجویی در زمان یا کاهش هزینهها) و چه احساسی (مانند کاهش استرس یا ایجاد سرگرمی) به مشتری ارائه کنند. روش تجزیه و تحلیل انتخاب گسسته (Discrete Choice Analysis) و سایر تکنیکهای تحقیقاتی، ابزارهایی قدرتمندند اما این روشها طراحی شدهاند تا واکنش مشتریان نسبت به پیشفرضها را اندازهگیری کنند؛ یعنی اندازهگیری آنچه گمان میرود برای مشتریان ارزشمند باشد. مدیران با این مفاهیم کاملا آشنا هستند و قضاوت درباره آنها چندان مشکل نیست. اما کشف مفاهیم جدید، نیازمند پیشبینی و یافتن پاسخ این سوال است که «مشتریان چه چیزهای دیگری را ارزشمند قلمداد میکنند؟»
■ اینکه یک محصول یا خدمات ارزشمند است یا نه، کاملا نسبی است و به دید مشتری بستگی دارد. اما ملاکهایی برای سنجش ارزش وجود دارند که در سراسر جهان پذیرفته شدهاند و با کمک آنها شرکتها میتوانند تکنیکهای بازاریابی خود را ارتقا داده یا به کلی تغییر دهند. یک مدل «ارزش از نگاه مصرفکننده» به شرکتها این امکان را میدهد تا ارزشهای جدید را کشف و در صورت امکان آن را در قالب محصول یا خدمات ارائه کنند. تحقیقات ما نشان داده که یک «مجموعه ارزش» مناسب، باعث افزایش وفاداری مشتری، تمایل بیشتر او به خریداری از یک برند خاص و رشد پایدار درآمد میشود.
🔺هرم عناصر سیگانه
بهمنظور طراحی هرم ارزشها، ۳۰ عنصر ارزش را شناسایی و آنها را در چهار گروه طبقهبندی کردهایم: کارکردی، احساسی، تغییردهنده زندگی و تاثیر اجتماعی. بعضی از این ارزشها درونی و پاسخگوی نیازهای شخصی مصرفکنندهاند، مثل عنصر «انگیزش» که شرکت Fitbit، تولیدکننده تکنولوژیهای پوشیدنی، آن را در اولویت قرار داده است. سایر ارزشها بیرونیاند و به مشتری کمک میکنند تا با دنیای بیرون ارتباط برقرار کند. در تحقیقاتمان، گفتههای مشتریان درباره یک محصول را عینا منعکس نمیکنیم بلکه این گفتهها را تفسیر و معنای پنهان آن را کشف میکنیم. مثلا وقتی کسی میگوید فلان بانک «کار راه انداز» است، این یعنی ترکیبی از چهار عنصر «صرفهجویی در زمان»، «بیدردسر بودن»، «سادهسازی» و «کاهش زحمت». هرم عناصر ارزش در واقع شکل گسترشیافته هرم سلسله مراتب نیازهای مازلو است.۳۰ سال تجربه و تحقیقات کیفی و کمی در حوزه مشتری، پشتوانه ما در طراحی هرم ارزشها بوده است. در بسیاری از این تحقیقات از تکنیک مصاحبه نردبانی (Laddering Technique) استفاده شده است که در آن، ترجیحات اولیه مشتریان را مورد بررسی قرار میدهند تا ببینند چه عواملی در آنها انگیزه ایجاد میکند.
هرم عناصر ارزش از سلسله مراتب نیازهای «آبراهام مازلو» نشات گرفته که نخستین بار در سال ۱۹۴۳ منتشر شد. به باور مازلو، اعمال انسان برخاسته از میل به تامین طیفی از نیازها است، از نیازهای اولیه (امنیت، گرما، غذا و استراحت) گرفته تا نیازهای پیچیده (عزت نفس و نوعدوستی). این روزها تقریبا همه بازاریابان با هرم مازلو آشنا هستند. مقایسه هرم مازلو با مدل ما میتواند مفید باشد. نیازها در مدل مازلو بهصورت یک هرم طبقهبندی شدهاند. در کف هرم نیازهای روانشناختی و امنیتی و در راس آن خودتعالی و خودشکوفایی قرار دارند.
فرضیه رایج این است که مردم نمیتوانند به نیازهای سطوح بالاتر دست پیدا کنند مگر اینکه نیازهای سطوح پایینتر را برطرف کرده باشند. خود مازلو دیدگاه موشکافانهتری داشت و معتقد بود که دهها الگوی تامین نیاز میتواند وجود داشته باشد.
■ در هرم ارزشها نیز قدرتمندترین ارزشها در راس قرار دارند و برای آنکه بتوانیم ارزشهای سطوح بالاتر را به مشتری ارائه کنیم، باید دست کم بعضی از عناصر کارکردی را که جزء لازمههای یک محصول هستند به مشتری عرضه کنیم. اما بسیاری از محصولات موفق دنیا ترکیبی از عناصری از تمامی سطوح هستند.بسیاری از این عناصر قرنها وجود داشتهاند اما شکل ظاهری آنها در گذر زمان تغییر کرده است. عنصر «برقرارکننده ارتباط» ابتدا از سوی نامهرسانهای پیاده و چاپارهای سواره به مردم ارائه میشد. سپس تلگراف آمد و پست بادی و تلفن و اینترنت و ایمیل و الی آخر.
میزان اهمیت این عناصر، بسته به فرهنگ، صنعت و منطقه جغرافیایی تغییر میکند. برای مثال عنصر «نوستالژی» ممکن است برای کشاورزانی که از طریق کشاورزی امرار معاش میکنند کوچکترین اهمیتی نداشته باشد اما «کاهش ریسک» و «درآمدزایی» برای آنها بسیار حیاتی است. همچنین، طی تاریخ، عنصر خودشکوفایی برای بسیاری از مصرفکنندگان غیرقابل دسترس بوده است چون اغلب آنها دغدغه مهمتری داشتند؛ زنده ماندن یا همان بقا. اما هر چیزی که در زمان صرفهجویی میکرد یا هزینهها را کاهش میداد برای آنها ارزشمند بود.
■ افزایش درآمد
آیا میان این عناصر و عملکرد شرکتها ارتباطی وجود دارد؟ ما برای یافتن پاسخ این سوال، از بیش از ۱۰ هزار مصرفکننده آمریکایی نظرسنجی به عمل آوردیم و از هر شرکتکننده خواستیم تا یکی از ۵۰ شرکت بزرگ آمریکا را (از نظر ارائه ارزشهای سیگانه) رتبهبندی کند و به تکتک عناصر از یک تا ده نمره دهد. سپس به بررسی ارتباط میان این رتبهبندیها، شاخص NPS و رشد درآمد این شرکتها پرداختیم (شاخص NPS یکی از رایجترین مقیاسها برای سنجش وفاداری مشتری است).
● فرضیه اول: شرکتهایی که در چند عنصر، رتبه بالا دریافت کرده بودند، مشتریان وفادارتری داشتند. نظرسنجی ما این فرضیه را تایید میکرد. شرکتهایی مثل اپل، سامسونگ و آمازون در چهار عنصر یا بیشتر، رتبه ۸ یا بالاتر را دریافت کرده بودند. شاخص NPS این شرکتها بهطور میانگین، سه برابر شرکتهایی بود که تنها در یکی از عناصر، نمره بالا گرفته بودند. البته گنجاندن تمامی ۳۰ عنصر در یک محصول، غیر واقعبینانه است. اپل که یکی از قدرتمندترین شرکتهای مورد مطالعه ما بود، تنها توانست در ۱۱ مورد، رتبه بالا را دریافت کند.
● فرضیه دوم: در شرکتهایی با رتبه بالا در چند عنصر، نرخ رشد درآمد بالاتر است. در شرکتهایی که در چهار عنصر یا بیشتر، رتبه بالا دریافت کرده بودند، نرخ رشد درآمد چهار برابر شرکتهایی بود که تنها در یک زمینه موفق عمل کرده بودند.
اما آیا ارتباطی میان این عناصر و افزایش سهم بازار شرکتهای دیجیتال وجود دارد؟ براساس تحقیقات ما، پاسخ این سوال مثبت است. شرکت آمازون را در نظر بگیرید. این شرکت هنگام تولید «آمازون پرایم» در سال ۲۰۰۵، با تمرکز بر «کاهش هزینهها» و «صرفهجویی در زمان»، امکان ارسال دو روزه با پرداخت سالانه تنها ۷۹ دلار را برای مشتریان فراهم آورده بود. سپس دامنه این ارزشها را گسترش داد و «کاهش ریسک»، «برقرارکننده ارتباط» و «سرگرمی» را در قالب چند قابلیت به پرایم افزود. هر عنصر، طیف جدید و بزرگتری از مشتریان را جلب کرد تا جایی که امروز، پرایم حدود ۴۰ درصد از سهم بازار ایالاتمتحده را از آن خود کرده است.
■ سه حقیقت مهم درباره عناصر ارزش
برای اینکه شرکتها بتوانند طرف دیگر معادله را مدیریت کنند، این سوالات را مطرح کردیم: آیا بعضی از عنصرها از بعضی دیگر مهمترند؟ آیا شرکتها برای دستیابی به موفقیت باید به ارزشهای رأس هرم دست پیدا کنند یا ارائه ارزشهای سطوح کارکردی به تنهایی کفایت میکند؟ ما با بررسی دادههایمان به نتایج جالبی دست یافتیم:
۱- بعضی ارزشها از بقیه مهمترند. در تمامی صنایع مورد مطالعه ما «کیفیت»، مهمترین عامل تاثیرگذار بر حمایت مشتری (Customer Advocacy) است. تمامی محصولات و خدمات باید میزان مشخصی از کیفیت را دارا باشند و هیچ عنصر دیگری نمیتواند جایگزین کیفیت شود.
۲- پس از کیفیت، اهمیت سایر عناصر به صنعت مربوطه بستگی دارد: مثلا در بانکها «امکان دسترسی» و در شرکتهای تلویزیونی و خواربار فروشیها «تنوع» در رتبه دوم قرار دارند.
۳- از نظر مشتریان، شرکتهای دیجیتال ارزش بیشتری ارائه میکنند. بهعنوان مثال، رتبهای که شرکت «زاپوس» در زمینه ارائه دو ارزش «صرفهجویی در زمان» و «کمدردسر بودن» دریافت کرده دوبرابر رقبای سنتیاش است.
■ چگونه این ارزشها را بهکار گیریم؟
■ در هرم ارزشها نیز قدرتمندترین ارزشها در راس قرار دارند و برای آنکه بتوانیم ارزشهای سطوح بالاتر را به مشتری ارائه کنیم، باید دست کم بعضی از عناصر کارکردی را که جزء لازمههای یک محصول هستند به مشتری عرضه کنیم. اما بسیاری از محصولات موفق دنیا ترکیبی از عناصری از تمامی سطوح هستند.بسیاری از این عناصر قرنها وجود داشتهاند اما شکل ظاهری آنها در گذر زمان تغییر کرده است. عنصر «برقرارکننده ارتباط» ابتدا از سوی نامهرسانهای پیاده و چاپارهای سواره به مردم ارائه میشد. سپس تلگراف آمد و پست بادی و تلفن و اینترنت و ایمیل و الی آخر.
میزان اهمیت این عناصر، بسته به فرهنگ، صنعت و منطقه جغرافیایی تغییر میکند. برای مثال عنصر «نوستالژی» ممکن است برای کشاورزانی که از طریق کشاورزی امرار معاش میکنند کوچکترین اهمیتی نداشته باشد اما «کاهش ریسک» و «درآمدزایی» برای آنها بسیار حیاتی است. همچنین، طی تاریخ، عنصر خودشکوفایی برای بسیاری از مصرفکنندگان غیرقابل دسترس بوده است چون اغلب آنها دغدغه مهمتری داشتند؛ زنده ماندن یا همان بقا. اما هر چیزی که در زمان صرفهجویی میکرد یا هزینهها را کاهش میداد برای آنها ارزشمند بود.
■ افزایش درآمد
آیا میان این عناصر و عملکرد شرکتها ارتباطی وجود دارد؟ ما برای یافتن پاسخ این سوال، از بیش از ۱۰ هزار مصرفکننده آمریکایی نظرسنجی به عمل آوردیم و از هر شرکتکننده خواستیم تا یکی از ۵۰ شرکت بزرگ آمریکا را (از نظر ارائه ارزشهای سیگانه) رتبهبندی کند و به تکتک عناصر از یک تا ده نمره دهد. سپس به بررسی ارتباط میان این رتبهبندیها، شاخص NPS و رشد درآمد این شرکتها پرداختیم (شاخص NPS یکی از رایجترین مقیاسها برای سنجش وفاداری مشتری است).
● فرضیه اول: شرکتهایی که در چند عنصر، رتبه بالا دریافت کرده بودند، مشتریان وفادارتری داشتند. نظرسنجی ما این فرضیه را تایید میکرد. شرکتهایی مثل اپل، سامسونگ و آمازون در چهار عنصر یا بیشتر، رتبه ۸ یا بالاتر را دریافت کرده بودند. شاخص NPS این شرکتها بهطور میانگین، سه برابر شرکتهایی بود که تنها در یکی از عناصر، نمره بالا گرفته بودند. البته گنجاندن تمامی ۳۰ عنصر در یک محصول، غیر واقعبینانه است. اپل که یکی از قدرتمندترین شرکتهای مورد مطالعه ما بود، تنها توانست در ۱۱ مورد، رتبه بالا را دریافت کند.
● فرضیه دوم: در شرکتهایی با رتبه بالا در چند عنصر، نرخ رشد درآمد بالاتر است. در شرکتهایی که در چهار عنصر یا بیشتر، رتبه بالا دریافت کرده بودند، نرخ رشد درآمد چهار برابر شرکتهایی بود که تنها در یک زمینه موفق عمل کرده بودند.
اما آیا ارتباطی میان این عناصر و افزایش سهم بازار شرکتهای دیجیتال وجود دارد؟ براساس تحقیقات ما، پاسخ این سوال مثبت است. شرکت آمازون را در نظر بگیرید. این شرکت هنگام تولید «آمازون پرایم» در سال ۲۰۰۵، با تمرکز بر «کاهش هزینهها» و «صرفهجویی در زمان»، امکان ارسال دو روزه با پرداخت سالانه تنها ۷۹ دلار را برای مشتریان فراهم آورده بود. سپس دامنه این ارزشها را گسترش داد و «کاهش ریسک»، «برقرارکننده ارتباط» و «سرگرمی» را در قالب چند قابلیت به پرایم افزود. هر عنصر، طیف جدید و بزرگتری از مشتریان را جلب کرد تا جایی که امروز، پرایم حدود ۴۰ درصد از سهم بازار ایالاتمتحده را از آن خود کرده است.
■ سه حقیقت مهم درباره عناصر ارزش
برای اینکه شرکتها بتوانند طرف دیگر معادله را مدیریت کنند، این سوالات را مطرح کردیم: آیا بعضی از عنصرها از بعضی دیگر مهمترند؟ آیا شرکتها برای دستیابی به موفقیت باید به ارزشهای رأس هرم دست پیدا کنند یا ارائه ارزشهای سطوح کارکردی به تنهایی کفایت میکند؟ ما با بررسی دادههایمان به نتایج جالبی دست یافتیم:
۱- بعضی ارزشها از بقیه مهمترند. در تمامی صنایع مورد مطالعه ما «کیفیت»، مهمترین عامل تاثیرگذار بر حمایت مشتری (Customer Advocacy) است. تمامی محصولات و خدمات باید میزان مشخصی از کیفیت را دارا باشند و هیچ عنصر دیگری نمیتواند جایگزین کیفیت شود.
۲- پس از کیفیت، اهمیت سایر عناصر به صنعت مربوطه بستگی دارد: مثلا در بانکها «امکان دسترسی» و در شرکتهای تلویزیونی و خواربار فروشیها «تنوع» در رتبه دوم قرار دارند.
۳- از نظر مشتریان، شرکتهای دیجیتال ارزش بیشتری ارائه میکنند. بهعنوان مثال، رتبهای که شرکت «زاپوس» در زمینه ارائه دو ارزش «صرفهجویی در زمان» و «کمدردسر بودن» دریافت کرده دوبرابر رقبای سنتیاش است.
■ چگونه این ارزشها را بهکار گیریم؟
هرچند الگوهای ذکر شده حائز اهمیت هستند، اما آنچه مهم است، توانایی ارزشها در حل چالشهای کسبوکار و بهویژه افزایش درآمد است. شرکتها میتوانند روی عناصری تمرکز کنند که ارزشهای محوری سازمان را شکل میدهند تا به این ترتیب از رقبای خود پیشی گرفته و نیازهای مشتریان را رفع کنند. بعضی شرکتها با بهرهگیری از مدل ما محصولات خود را اصلاح کرده تا ارزش بیشتری را به مشتریان عرضه کنند. بعضی از سازمانها با استفاده از این ارزشها توانستهاند نقاط قوت و ضعف خود از نگاه مشتریان را شناسایی کنند. ابتدا باید ببینید کدام عناصر در صنعت شما بیشترین اهمیت را دارند و در زمینه ارائه آن ارزشها در مقایسه با رقبا چه جایگاهی دارید. اگر در تامین ارزشهای اصلی از رقبا عقب ماندهاید، باید پیش از اضافه کردن ارزشهای جدید، ارزشهای قبلی را تقویت و در صورت لزوم اصلاح کنید. مدل هرم ارزشها زمانی بیشترین بازدهی را دارد که رهبران سازمانها آن را بهعنوان فرصتی برای رشد قلمداد کنند و ارائه ارزش را به یک اولویت تبدیل کنند. ارزشها مهماند، به همان اندازه که وفاداری مشتری، قیمتگذاری و مدیریت هزینهها حائز اهمیت هستند.
■ شرکتها میتوانند ارزشهای خود را در این حوزههای کلیدی بهبود بخشند: توسعه محصول جدید، قیمتگذاری و دستهبندی مشتریان. میتوانید ارزشهایی را به محصول فعلی خود اضافه کنید یا به دنبال ایدههایی برای تولید محصولات جدید باشید. از نظر مدیران، قیمتگذاری یکی از مهمترین اهرمها در مدیریت تقاضاست چون وقتی تقاضا پایدار باشد، قیمت بالا مستقیما به سود بیشتر منجر میشود. اما از سوی دیگر، قیمت بالا معادله ارزش مصرفکننده را بر هم میزند. بنابراین پیش از هرگونه اقدامی برای افزایش قیمت، باید افزایش ارزش به محصول را نیز در نظر داشته باشید.
منبع: HBR
■ شرکتها میتوانند ارزشهای خود را در این حوزههای کلیدی بهبود بخشند: توسعه محصول جدید، قیمتگذاری و دستهبندی مشتریان. میتوانید ارزشهایی را به محصول فعلی خود اضافه کنید یا به دنبال ایدههایی برای تولید محصولات جدید باشید. از نظر مدیران، قیمتگذاری یکی از مهمترین اهرمها در مدیریت تقاضاست چون وقتی تقاضا پایدار باشد، قیمت بالا مستقیما به سود بیشتر منجر میشود. اما از سوی دیگر، قیمت بالا معادله ارزش مصرفکننده را بر هم میزند. بنابراین پیش از هرگونه اقدامی برای افزایش قیمت، باید افزایش ارزش به محصول را نیز در نظر داشته باشید.
منبع: HBR
✳️ اثر تحریمها بر ایران
✅ گزارش سال ۲۰۲۳ دانشگاه جانز هاپکینز در قالب هفت فصل، اثر تحریمها بر ایران را بررسی میکند (گزارش شماره ۱):
فصل ۱: معرفی
فصل ۲: بررسی اجمالی تحریمها
فصل ۳: شوکهای اقتصاد کلان، تحریمها و رفاه اجتماعی
فصل ۴: شوکهای قیمتی و الگوی مصرف خانوار تحت تاثیر تحریمها
فصل ۵: برنامههای منحصرا رفاهی
فصل ۶: آثار تحریمها بر بازار نیروی کار
فصل ۷: توزیع فقر
فصل ۸: نظام رفاهی ایران
پیوند به گزارش:
https://static1.squarespace.com/static/5f0f5b1018e89f351b8b3ef8/t/64bad6eec77bf13b556cfedf/1689966322490/IranUnderSanctions_Article16
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ گزارش سال ۲۰۲۳ دانشگاه جانز هاپکینز در قالب هفت فصل، اثر تحریمها بر ایران را بررسی میکند (گزارش شماره ۱):
فصل ۱: معرفی
فصل ۲: بررسی اجمالی تحریمها
فصل ۳: شوکهای اقتصاد کلان، تحریمها و رفاه اجتماعی
فصل ۴: شوکهای قیمتی و الگوی مصرف خانوار تحت تاثیر تحریمها
فصل ۵: برنامههای منحصرا رفاهی
فصل ۶: آثار تحریمها بر بازار نیروی کار
فصل ۷: توزیع فقر
فصل ۸: نظام رفاهی ایران
پیوند به گزارش:
https://static1.squarespace.com/static/5f0f5b1018e89f351b8b3ef8/t/64bad6eec77bf13b556cfedf/1689966322490/IranUnderSanctions_Article16
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ چرا تحريم هاي اقتصادي موجب تغيير رفتار دولت های تحت تحريم نمی شود؟
✅ بري ايچنگرين، اقتصاددان و استاد دانشگاه كاليفرنيا
🔸پژوهشگرانی چون«گری هافباوئر» «جفری شات» «کیمبرلی آن الیوت» و «باربارا اوگ» دریافتند که تحریمها از نظر تغییر رفتار هدف زمانی که علیه رژیمهای خودکامه وضع میشوند کمترین اثربخشی را دارند.همان طور که«ژان مارک بلانچارد» و «نورین ریپسمن» پژوهشگران علوم سیاسی بیان کردند تحریمها به احتمال زیاد زمانی کار میکنند که خود مختاری دستگاه اجرایی و یا شخص تصمیم گیرنده (برای مثال،رئیس جمهور) محدود باشد یا زمانی که رئیس دولت در برابر سایر نهادهای دولتی که قادر به هدایت جریان نارضایتی عمومی هستند پاسخگو باشد.
🔸از سوی دیگر،اقتصادهای بازار غیرمتمرکز هستند.شرکتها بر اساس قیمت ها،سود و ارزشها تصمیم میگیرند.وقتی مدیران اجرایی معتقد نیستند که به نفع شرکتشان است که به دولت کمک کنند بعید است که در تلاش دولتشان برای اعمال اهرم اقتصادی به این اهداف کمک کنند.
ادامه مطلب؛
https://www.foreignaffairs.com/articles/united-states/2022-06-21/what-money-cant-buy-economic-power
كانال برنامه ريزي توسعه
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ بري ايچنگرين، اقتصاددان و استاد دانشگاه كاليفرنيا
🔸پژوهشگرانی چون«گری هافباوئر» «جفری شات» «کیمبرلی آن الیوت» و «باربارا اوگ» دریافتند که تحریمها از نظر تغییر رفتار هدف زمانی که علیه رژیمهای خودکامه وضع میشوند کمترین اثربخشی را دارند.همان طور که«ژان مارک بلانچارد» و «نورین ریپسمن» پژوهشگران علوم سیاسی بیان کردند تحریمها به احتمال زیاد زمانی کار میکنند که خود مختاری دستگاه اجرایی و یا شخص تصمیم گیرنده (برای مثال،رئیس جمهور) محدود باشد یا زمانی که رئیس دولت در برابر سایر نهادهای دولتی که قادر به هدایت جریان نارضایتی عمومی هستند پاسخگو باشد.
🔸از سوی دیگر،اقتصادهای بازار غیرمتمرکز هستند.شرکتها بر اساس قیمت ها،سود و ارزشها تصمیم میگیرند.وقتی مدیران اجرایی معتقد نیستند که به نفع شرکتشان است که به دولت کمک کنند بعید است که در تلاش دولتشان برای اعمال اهرم اقتصادی به این اهداف کمک کنند.
ادامه مطلب؛
https://www.foreignaffairs.com/articles/united-states/2022-06-21/what-money-cant-buy-economic-power
كانال برنامه ريزي توسعه
https://t.me/ExecutiveManagement
Foreign Affairs
What Money Can’t Buy
The limits of economic power.
👍2
✳️ افراد بیشتری در سراسر جهان زندگی بهتری دارند
✍ بندیکت ویگرز
موسسه گالوپ
✅ در سراسر جهان، مردم در کشورهای بیشتری زندگی بهتری دارند و نسبت به سالهای گذشته امید بیشتری به آینده ابراز میکنند.
در سال ۲۰۲۴، به طور متوسط ۳۳ درصد از بزرگسالان در ۱۴۲ کشور، زندگی خود را به اندازه کافی خوب ارزیابی کردند که بتوان آن را «رونق» نامید، که این روند، ادامه روند بهبود مداوم در ارزیابی زندگی است که بیش از یک دهه قدمت دارد.
شاخص ارزیابی زندگی گالوپ، بر اساس مقیاس تلاش خود-لنگرگذاری کانتریل، از مردم میخواهد که زندگی فعلی و آینده خود را بر روی نردبانی از ۰ (بدترین) تا ۱۰ (بهترین) ارزیابی کنند.
کسانی که برای حال حاضر نمره ۷+ و برای پنج سال آینده نمره ۸+ میگیرند، «در حال پیشرفت» هستند، در حالی که کسانی که هر دو نمره ۴ یا کمتر را کسب میکنند، «رنج میبرند». بقیه افراد «در حال تلاش» هستند.
درک چگونگی ارزیابی زندگی خود توسط افراد، برخلاف معیارهای اقتصادی سنتی مانند تولید ناخالص داخلی، که اگرچه با استانداردهای زندگی مرتبط هستند، اما نمیتوانند نشان دهند که آیا مردم خوب زندگی میکنند یا خیر، معیار مهمی برای پیشرفت انسانی است.
میانگین جهانی برای پیشرفت در بین کشورها - یعنی نرخ پیشرفت کشور در نقطه میانی همه کشورها، که از بالا به پایین در پیشرفت رتبهبندی شدهاند، ۳۳٪ است. این تا حدودی با میانگین وزنی جمعیت ساکنان جهانی که در حال پیشرفت هستند (۲۸٪) متفاوت است، که وزن بیشتری به کشورهایی با جمعیت بیشتر مانند چین و هند میدهد.
با این حال، مسیر میانگین جهانی وزنی جمعیت در طول یک دهه و نیم گذشته، تقریباً از میانه جهانی پیروی میکند و همچنان به طور قابل توجهی بالاتر از میزان ثبت شده قبل از همهگیری کووید-۱۹ است (برای جزئیات بیشتر به روشهای نظرسنجی مراجعه کنید).
نرخهای کامیابی در بین گروههای جمعیتی به طور مداوم افزایش یافته است. مردان و زنان، جوان و پیر، اکنون همگی زندگی خود را بهتر از گذشته ارزیابی میکنند. با افزایش کامیابی، نرخ رنج به تدریج کاهش یافته است. در سال ۲۰۲۴، میانگین ۷٪ در سطح جهان به عنوان رنج در زندگی طبقهبندی شد که با پایینترین نقطه ثبت شده در سال ۲۰۰۷ مطابقت دارد و به طور قابل توجهی کمتر از یک دهه پیش (۱۲٪ در سال ۲۰۱۴) است.
ادامه مطلب؛
https://news.gallup.com/poll/692816/people-globally-living-better-lives.aspx
قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
✍ بندیکت ویگرز
موسسه گالوپ
✅ در سراسر جهان، مردم در کشورهای بیشتری زندگی بهتری دارند و نسبت به سالهای گذشته امید بیشتری به آینده ابراز میکنند.
در سال ۲۰۲۴، به طور متوسط ۳۳ درصد از بزرگسالان در ۱۴۲ کشور، زندگی خود را به اندازه کافی خوب ارزیابی کردند که بتوان آن را «رونق» نامید، که این روند، ادامه روند بهبود مداوم در ارزیابی زندگی است که بیش از یک دهه قدمت دارد.
شاخص ارزیابی زندگی گالوپ، بر اساس مقیاس تلاش خود-لنگرگذاری کانتریل، از مردم میخواهد که زندگی فعلی و آینده خود را بر روی نردبانی از ۰ (بدترین) تا ۱۰ (بهترین) ارزیابی کنند.
کسانی که برای حال حاضر نمره ۷+ و برای پنج سال آینده نمره ۸+ میگیرند، «در حال پیشرفت» هستند، در حالی که کسانی که هر دو نمره ۴ یا کمتر را کسب میکنند، «رنج میبرند». بقیه افراد «در حال تلاش» هستند.
درک چگونگی ارزیابی زندگی خود توسط افراد، برخلاف معیارهای اقتصادی سنتی مانند تولید ناخالص داخلی، که اگرچه با استانداردهای زندگی مرتبط هستند، اما نمیتوانند نشان دهند که آیا مردم خوب زندگی میکنند یا خیر، معیار مهمی برای پیشرفت انسانی است.
میانگین جهانی برای پیشرفت در بین کشورها - یعنی نرخ پیشرفت کشور در نقطه میانی همه کشورها، که از بالا به پایین در پیشرفت رتبهبندی شدهاند، ۳۳٪ است. این تا حدودی با میانگین وزنی جمعیت ساکنان جهانی که در حال پیشرفت هستند (۲۸٪) متفاوت است، که وزن بیشتری به کشورهایی با جمعیت بیشتر مانند چین و هند میدهد.
با این حال، مسیر میانگین جهانی وزنی جمعیت در طول یک دهه و نیم گذشته، تقریباً از میانه جهانی پیروی میکند و همچنان به طور قابل توجهی بالاتر از میزان ثبت شده قبل از همهگیری کووید-۱۹ است (برای جزئیات بیشتر به روشهای نظرسنجی مراجعه کنید).
نرخهای کامیابی در بین گروههای جمعیتی به طور مداوم افزایش یافته است. مردان و زنان، جوان و پیر، اکنون همگی زندگی خود را بهتر از گذشته ارزیابی میکنند. با افزایش کامیابی، نرخ رنج به تدریج کاهش یافته است. در سال ۲۰۲۴، میانگین ۷٪ در سطح جهان به عنوان رنج در زندگی طبقهبندی شد که با پایینترین نقطه ثبت شده در سال ۲۰۰۷ مطابقت دارد و به طور قابل توجهی کمتر از یک دهه پیش (۱۲٪ در سال ۲۰۱۴) است.
ادامه مطلب؛
https://news.gallup.com/poll/692816/people-globally-living-better-lives.aspx
قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement
Gallup
More People Globally Living Better Lives
A new analysis shows global wellbeing is continuing to rise, but most are still not thriving.
✳️ ده ضرورت نو در آینده آموزش فنی و حرفهای
✅ با توجه به نیاز صنایع و دنیای کسب و کار جدید به مهارتهای نو بیشک آموزشهای فنی و حرفهای نیز باید به سرعت تغییر کنند تا بتوانند پاسخگوی بازار جدید باشند. آینده آموزشهای فنی و حرفهای باید با رویکردهای نو در این مسیر حرکت کند تا فارغالتحصیلان در جایگاه بهتری در خدمت جامعه باشند. اکنون در نظر داشتن ده ضرورت نو در آینده آموزش فنی و حرفهای حیاتی است
ادامه مطلب را اینجا بخوانید
👇
🔗 https://eqtesaddan.ir/?p=198787
✅ با توجه به نیاز صنایع و دنیای کسب و کار جدید به مهارتهای نو بیشک آموزشهای فنی و حرفهای نیز باید به سرعت تغییر کنند تا بتوانند پاسخگوی بازار جدید باشند. آینده آموزشهای فنی و حرفهای باید با رویکردهای نو در این مسیر حرکت کند تا فارغالتحصیلان در جایگاه بهتری در خدمت جامعه باشند. اکنون در نظر داشتن ده ضرورت نو در آینده آموزش فنی و حرفهای حیاتی است
ادامه مطلب را اینجا بخوانید
👇
🔗 https://eqtesaddan.ir/?p=198787
اقتصاددان
ده ضرورت نو در آینده آموزش فنی و حرفهای - اقتصاددان
با توجه به نیاز صنایع و دنیای کسب و کار جدید به مهارتهای نو بیشک آموزشهای فنی و حرفهای نیز باید به سرعت تغییر کنند تا بتوانند پاسخگوی بازار جدید باشند.
بوم_منابع_انسانی_پایدار_دکتر_عباس_غفاری.pdf
9.6 MB
✳️ فایل کامل مقاله و اسلایدهای ارائه شده بوم منابع انسانی پایدار دیجیتال جهت بهره برداری
دکترغفاری
دکترغفاری
استراتژیهای_نوظهور_مدیریت_منابع_انسانی_در_صنعت_5_0_نهایی3.pdf
485.6 KB
استراتژی های نوظهور مدیریت منابع انسانی
دکترکارگرشورکی
دکترکارگرشورکی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✳️ آیا انتقاد از دیگران میتواند باعث رشد شود ؟
✅ کلیپ بالا پاسخی به این سوال است
✅ کلیپ بالا پاسخی به این سوال است
👍3
✳️ نگاهی بر ضرورت ایجاد اقتصاد ملی در مواجهه با اقتصاد جهانی سرمایه داری
*تا می گوییم «تنش زدایی»، عده ای کهیر می زنند/ چه کسی گفت شما تسلیم شوید؟ فقط پاس گل به خارجی ها برای مداخله در اقتصاد و سیاست ایران ندهید!*
✍ فرشاد مومنی /اقتصاددان
✅ وی افزود: در یک دوره به تقریب ۲۵۰ ساله یعنی از نخستین موج انقلاب صنعتی تا امروز، مانعتراشی خارجیها برای شکلگیری یک اقتصاد ملی همواره به سه شیوه تهاجم نظامی، کودتا و تحریم انجام میشده است؛ که در بعضی از ایام یکی یا دو تا از این شیوهها و در بعضی از ایام هر سه شیوه با هم کار میکردهاند. و اینها همگی یک منطق رفتاری، یک الگوی هدفگذاری و یک طرز عمل واحد داشتهاند. اگر از دریچه اقتصاد سیاسی توسعه به این ماجراها نگاه کنید، میبینید که در واقع روح حاکم بر هر سه تای آنها یک چیز است: ناممکن کردن ارتقای بنیه تولید فناورانه در کشور.
این اقتصاددان با بیان اینکه یکی از گرفتاریهایی که ما را در اینجا بیچاره کرده است این است که این درک در نظام تصمیمگیریهای اساسی ما وجود نداشته که هیچ فرق ماهوی میان تهاجم نظامی خارجی، تحمیل کودتا و تحریم وجود ندارد، توضیح داد: همین الان نیز اگر این فهم پدید بیاید که کانون اصلی تعرض آنها عقیمسازی بنیه تولید ملی ماست، شما خواهید دید که، خود این تحریمکنندگان بدون اینکه ما تلاشی بکنیم تحریمهایشان را کنار خواهند گذاشت و با ما با ایدئولوژی اقتصاد آزاد تعامل خواهند کرد. از این زاویه واقعا بسیار مهم است که ما اندکی عمیق آثار متفکران و بزرگان علم اقتصاد را بخوانیم، عمیق به مفروضات آنها توجه داشته باشیم، عمیق به خاستگاه تاریخی آن نظریهها توجه کنیم تا بتوانیم یک ابتکار عملی به دست بیاوریم و فراتر از تقلید بردهوار، چه در ساحت اندیشه و چه در ساحت عمل، رفتار کنیم.
ادامه مطلب؛
https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-1679359
*تا می گوییم «تنش زدایی»، عده ای کهیر می زنند/ چه کسی گفت شما تسلیم شوید؟ فقط پاس گل به خارجی ها برای مداخله در اقتصاد و سیاست ایران ندهید!*
✍ فرشاد مومنی /اقتصاددان
✅ وی افزود: در یک دوره به تقریب ۲۵۰ ساله یعنی از نخستین موج انقلاب صنعتی تا امروز، مانعتراشی خارجیها برای شکلگیری یک اقتصاد ملی همواره به سه شیوه تهاجم نظامی، کودتا و تحریم انجام میشده است؛ که در بعضی از ایام یکی یا دو تا از این شیوهها و در بعضی از ایام هر سه شیوه با هم کار میکردهاند. و اینها همگی یک منطق رفتاری، یک الگوی هدفگذاری و یک طرز عمل واحد داشتهاند. اگر از دریچه اقتصاد سیاسی توسعه به این ماجراها نگاه کنید، میبینید که در واقع روح حاکم بر هر سه تای آنها یک چیز است: ناممکن کردن ارتقای بنیه تولید فناورانه در کشور.
این اقتصاددان با بیان اینکه یکی از گرفتاریهایی که ما را در اینجا بیچاره کرده است این است که این درک در نظام تصمیمگیریهای اساسی ما وجود نداشته که هیچ فرق ماهوی میان تهاجم نظامی خارجی، تحمیل کودتا و تحریم وجود ندارد، توضیح داد: همین الان نیز اگر این فهم پدید بیاید که کانون اصلی تعرض آنها عقیمسازی بنیه تولید ملی ماست، شما خواهید دید که، خود این تحریمکنندگان بدون اینکه ما تلاشی بکنیم تحریمهایشان را کنار خواهند گذاشت و با ما با ایدئولوژی اقتصاد آزاد تعامل خواهند کرد. از این زاویه واقعا بسیار مهم است که ما اندکی عمیق آثار متفکران و بزرگان علم اقتصاد را بخوانیم، عمیق به مفروضات آنها توجه داشته باشیم، عمیق به خاستگاه تاریخی آن نظریهها توجه کنیم تا بتوانیم یک ابتکار عملی به دست بیاوریم و فراتر از تقلید بردهوار، چه در ساحت اندیشه و چه در ساحت عمل، رفتار کنیم.
ادامه مطلب؛
https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-1679359
پایگاه خبری جماران
فرشاد مومنی : تجربه مصدق الگویی برای توسعه فناورانه و مقابله با سلطه خارجی است/ تا می گوییم «تنش زدایی»، عده ای کهیر می زنند/…
در بورس، در حالی که سهم رانتی معدنیها که ضریب وابستگیشان وحشتناک بالاست، آلودهکننده و آببر هم هستند، اشتغالزاییشان هم بسیار ناچیز است، سهم آن بنگاههایی که در حوزه فعالیت ساخت ماشینآلات و فناوری مشغول بودند از ۷.۱ درصد ارزش جاری بورس در سال ۱۳۹۵ به…