✳️ «اقتصاد فرمان میپذیرد؛ آموزه های انقلاب هزینه مبادله کوز و تجربه تاریخی ایران»
دکتر فرشاد مومنی
مقدمه
در ادبیات اقتصادی ایران، گاه عباراتی مطرح میشود که در نگاه نخست شاید جذاب به نظر آیند، اما با مبانی روششناختی اقتصاد بیگانهاند. از جمله این عبارات، گزاره «اقتصاد فرمان نمیپذیرد» است. تحلیل علمی نشان میدهد که چنین دیدگاهی ریشه در فقدان درک از تحولات نظری علم اقتصاد دارد و بیشتر بازتاب نفوذ منافع گروههای خاص است تا انعکاس یک حقیقت علمی. این گزارش با واکاوی انقلاب هزینه مبادله به ابتکار رونالد کوز، و بررسی نسبت آن با تجربه ایران در دوران جنگ و پس از جنگ، به تبیین این مسئله میپردازد.
۱. نقد گزاره «اقتصاد فرمان نمیپذیرد»
بهکارگیری عباراتی همچون «اقتصاد فرمان نمیپذیرد» از سوی برخی افراد، نشانگر فقدان ابتداییترین آشنایی با روششناسی علم اقتصاد است. این گزاره نهتنها با تجربه تاریخی ناسازگار است، بلکه با تحولات نظری اقتصاد مدرن نیز تضاد دارد.
۲. رونالد کوز و انقلاب هزینه مبادله
رونالد کوز نخستین بار در سال ۱۹۳۷ ایدههای خود درباره هزینه مبادله را منتشر ساخت. با این حال، جایزه نوبل اقتصاد دوسال پس از پایان جنگ سرد به او تعلق گرفت. این تأخیر ناشی از ملاحظات سیاسی بود؛ زیرا کار بزرگ کوز بیان این واقعیت بود که:بازار تنها ابزار هماهنگی اقتصادی نیست.«فرمان» نیز میتواند ابزار کارآمدی برای تخصیص منابع باشد.در شرایطی خاص، فرمان کاراتر از بازار عمل میکند.در سالهای جنگ سرد، پذیرش چنین ایدهای به معنای تقویت اردوگاه رقیب تلقی میشد و از همین رو نظریه او تا دههها در حاشیه نگاه داشته شد. اما پس از جنگ سرد، از او بهعنوان بنیانگذار «انقلاب هزینه مبادله» تجلیل شد.
۳. مضمون انقلاب هزینه مبادله
انقلاب هزینه مبادله به گفته اقتصاددانان، پس از انقلاب کینزی، دومین نقطه عطف بزرگ در علم اقتصاد محسوب میشود. پیام اصلی این تحول چنین است:
ایدئولوژی زدگی از بازار را به لحاظ علمی بی اعتباری مطلق بخشید.بازار همواره ابزار بهینه تخصیص منابع نیست.
هزینههای مبادله کمیتپذیر و قابل اندازهگیریاند.
در برخی مبادلات، عدم اتکا به بازار «حماقت» است.
در برخی دیگر، واگذاری به بازار ظلم به جامعه و نسلهای آینده است.بدین ترتیب، هرچه نظامهای اقتصادی-اجتماعی پیچیدهتر شوند، هزینههای مبادله افزایش یافته و اعتبار تحلیلهای قیاسمحور بازارگرایانه کاهش مییابد. در چنین شرایطی، اداره اقتصاد بر اساس «فرمان مبتنی بر خرد» میتواند کارآمدتر از اداره مبتنی بر بازار باشد. البته این فرمان باید بر پایه عقلانیت، سلامت مالی و استقلال ملی استوار باشد، نه بر پایه نفوذ قاچاقچیان یا نمایندگان منافع خارجی.
۴. تجربه ایران: مقایسه دوران جنگ و پس از جنگ
بررسی تجربه ایران نیز این مدعا را تأیید میکند.
در دوران جنگ، فرمانهای اقتصادی مبتنی بر خرد، مشارکت و سلامت مالی بودند. مسئولان کشور به منافع شخصی نیندیشیده و بهعنوان «امانتداران ملت ایران» عمل کردند. نتیجه آنکه در سختترین شرایط تاریخی، کشور توانست افتخارات و دستاوردهایی ارزشمند بیافریند.در دوره پس از جنگ، فرمانها تحت نفوذ سوداگران، رباخواران و منافع خارجی قرار گرفت. نتیجه، بروز بحرانها و ناکامیهای گسترده بود.این مقایسه نشان میدهد که فرمان در اقتصاد نهتنها ممکن است، بلکه در شرایط خاص میتواند بسیار کارآمدتر از بازار باشد.
۵. فریبهای سیاستگذاری: از جهانیسازی تا جایگزینی واردات
لیست در مواجهه با موج جهانی شدن اقتصاد در میانه قرن نوزدهم تأکید میکرد که هیچ عنصری به اندازه «سیاستگذاری اقتصادی بخردانه» نقش سرنوشتساز در توسعه ملی ندارد. این هشدار همچنان برای ایران معاصر درسآموز است.
۵.۱. فریب «اقتصاد فرمان نمیپذیرد»
چنانکه توضیح داده شد، این گزاره فاقد اعتبار علمی بوده و بیشتر ابزاری برای مشروعیتبخشی به منافع گروههای خاص است.
۵.۲. فریب «جایگزینی واردات محکوم به شکست است»
یکی دیگر از فریبهای رایج این است که سیاست جایگزینی واردات را محکوم به شکست میدانند. در حالیکه:
آدام اسمیت خود گواهی داده که دستاوردهای انگلستان نتیجه حمایتگرایی بوده است.لیست نیز در کتاب «اقتصاد ملی و اقتصاد جهانی» با ارائه دوازده مؤلفه، چارچوب جایگزینی واردات توسعهگرا را تبیین کرده است.
اما در شرایط استعماری، این سیاست بهصورت وارونه اجرا شده است: به نام جایگزینی واردات، توسعه واردات در دستور کار قرار گرفته است.
۶. تجربه تاریخی ایران در دوره پهلوی
دکتر فرشاد مومنی
مقدمه
در ادبیات اقتصادی ایران، گاه عباراتی مطرح میشود که در نگاه نخست شاید جذاب به نظر آیند، اما با مبانی روششناختی اقتصاد بیگانهاند. از جمله این عبارات، گزاره «اقتصاد فرمان نمیپذیرد» است. تحلیل علمی نشان میدهد که چنین دیدگاهی ریشه در فقدان درک از تحولات نظری علم اقتصاد دارد و بیشتر بازتاب نفوذ منافع گروههای خاص است تا انعکاس یک حقیقت علمی. این گزارش با واکاوی انقلاب هزینه مبادله به ابتکار رونالد کوز، و بررسی نسبت آن با تجربه ایران در دوران جنگ و پس از جنگ، به تبیین این مسئله میپردازد.
۱. نقد گزاره «اقتصاد فرمان نمیپذیرد»
بهکارگیری عباراتی همچون «اقتصاد فرمان نمیپذیرد» از سوی برخی افراد، نشانگر فقدان ابتداییترین آشنایی با روششناسی علم اقتصاد است. این گزاره نهتنها با تجربه تاریخی ناسازگار است، بلکه با تحولات نظری اقتصاد مدرن نیز تضاد دارد.
۲. رونالد کوز و انقلاب هزینه مبادله
رونالد کوز نخستین بار در سال ۱۹۳۷ ایدههای خود درباره هزینه مبادله را منتشر ساخت. با این حال، جایزه نوبل اقتصاد دوسال پس از پایان جنگ سرد به او تعلق گرفت. این تأخیر ناشی از ملاحظات سیاسی بود؛ زیرا کار بزرگ کوز بیان این واقعیت بود که:بازار تنها ابزار هماهنگی اقتصادی نیست.«فرمان» نیز میتواند ابزار کارآمدی برای تخصیص منابع باشد.در شرایطی خاص، فرمان کاراتر از بازار عمل میکند.در سالهای جنگ سرد، پذیرش چنین ایدهای به معنای تقویت اردوگاه رقیب تلقی میشد و از همین رو نظریه او تا دههها در حاشیه نگاه داشته شد. اما پس از جنگ سرد، از او بهعنوان بنیانگذار «انقلاب هزینه مبادله» تجلیل شد.
۳. مضمون انقلاب هزینه مبادله
انقلاب هزینه مبادله به گفته اقتصاددانان، پس از انقلاب کینزی، دومین نقطه عطف بزرگ در علم اقتصاد محسوب میشود. پیام اصلی این تحول چنین است:
ایدئولوژی زدگی از بازار را به لحاظ علمی بی اعتباری مطلق بخشید.بازار همواره ابزار بهینه تخصیص منابع نیست.
هزینههای مبادله کمیتپذیر و قابل اندازهگیریاند.
در برخی مبادلات، عدم اتکا به بازار «حماقت» است.
در برخی دیگر، واگذاری به بازار ظلم به جامعه و نسلهای آینده است.بدین ترتیب، هرچه نظامهای اقتصادی-اجتماعی پیچیدهتر شوند، هزینههای مبادله افزایش یافته و اعتبار تحلیلهای قیاسمحور بازارگرایانه کاهش مییابد. در چنین شرایطی، اداره اقتصاد بر اساس «فرمان مبتنی بر خرد» میتواند کارآمدتر از اداره مبتنی بر بازار باشد. البته این فرمان باید بر پایه عقلانیت، سلامت مالی و استقلال ملی استوار باشد، نه بر پایه نفوذ قاچاقچیان یا نمایندگان منافع خارجی.
۴. تجربه ایران: مقایسه دوران جنگ و پس از جنگ
بررسی تجربه ایران نیز این مدعا را تأیید میکند.
در دوران جنگ، فرمانهای اقتصادی مبتنی بر خرد، مشارکت و سلامت مالی بودند. مسئولان کشور به منافع شخصی نیندیشیده و بهعنوان «امانتداران ملت ایران» عمل کردند. نتیجه آنکه در سختترین شرایط تاریخی، کشور توانست افتخارات و دستاوردهایی ارزشمند بیافریند.در دوره پس از جنگ، فرمانها تحت نفوذ سوداگران، رباخواران و منافع خارجی قرار گرفت. نتیجه، بروز بحرانها و ناکامیهای گسترده بود.این مقایسه نشان میدهد که فرمان در اقتصاد نهتنها ممکن است، بلکه در شرایط خاص میتواند بسیار کارآمدتر از بازار باشد.
۵. فریبهای سیاستگذاری: از جهانیسازی تا جایگزینی واردات
لیست در مواجهه با موج جهانی شدن اقتصاد در میانه قرن نوزدهم تأکید میکرد که هیچ عنصری به اندازه «سیاستگذاری اقتصادی بخردانه» نقش سرنوشتساز در توسعه ملی ندارد. این هشدار همچنان برای ایران معاصر درسآموز است.
۵.۱. فریب «اقتصاد فرمان نمیپذیرد»
چنانکه توضیح داده شد، این گزاره فاقد اعتبار علمی بوده و بیشتر ابزاری برای مشروعیتبخشی به منافع گروههای خاص است.
۵.۲. فریب «جایگزینی واردات محکوم به شکست است»
یکی دیگر از فریبهای رایج این است که سیاست جایگزینی واردات را محکوم به شکست میدانند. در حالیکه:
آدام اسمیت خود گواهی داده که دستاوردهای انگلستان نتیجه حمایتگرایی بوده است.لیست نیز در کتاب «اقتصاد ملی و اقتصاد جهانی» با ارائه دوازده مؤلفه، چارچوب جایگزینی واردات توسعهگرا را تبیین کرده است.
اما در شرایط استعماری، این سیاست بهصورت وارونه اجرا شده است: به نام جایگزینی واردات، توسعه واردات در دستور کار قرار گرفته است.
۶. تجربه تاریخی ایران در دوره پهلوی
ادامه ازقبل👆
مطالعه مسعود کارشناس درباره تجربه صنعتیشدن ایران در دوره پهلوی نشان میدهد که:
در سال ۱۳۴۲ کل واردات ایران کمتر از ۲۰۰ میلیون دلار بود.
در سال ۱۳۵۶، واردات کالاهای واسطهای، مواد اولیه و ماشینآلات به بیش از ۱۰ میلیارد دلار رسید.
به بیان دیگر، طی پانزده سال، واردات مواد اولیه و ماشینآلات ۵۰ برابر شد.
این ارقام نشان میدهد که آنچه در عمل رخ داد نه جایگزینی واردات، بلکه گسترش واردات بود. به همین دلیل، ادعای شکست سیاست جایگزینی واردات در ایران با واقعیت انطباق ندارد، زیرا اساساً چنین سیاستی به معنای واقعی کلمه پیاده نشد.
۷. وضعیت کنونی ایران
امروزه نیز حمایتهای گمرکی در ایران هیچ نسبتی با ارتقای بنیه تولید ملی ندارند. این حمایتها عمدتاً در خدمت تأمین نیازهای مالی دولت رانتی مبتلا به کسری بودجه مزمناند. در چنین شرایطی، هیچ سطحی از استانداردهای حمایت توسعهگرا وجود ندارد.
■نتیجهگیری:تحلیل اندیشههای رونالد کوز، فردریک لیست و تجربه تاریخی ایران نشان میدهد که:
فرمان در اقتصاد، در شرایط خاص، میتواند کارآمدتر از بازار باشد.گزاره «اقتصاد فرمان نمیپذیرد» فاقد اعتبار علمی و بیشتر بازتاب نفوذ منافع گروههای خاص است.
سیاست جایگزینی واردات، اگر در چارچوب علمی و توسعهگرا اجرا شود، یکی از ابزارهای کلیدی توسعه است.
تجربه تاریخی ایران در دوران پس از جنگ و پهلوی نشان میدهد که انحراف از این اصول چگونه منجر به توسعه واردات و وابستگی شده است.
● بنابراین، برای ایران امروز، بازگشت به اصول «سیاستگذاری بخردانه»، «فرمان مبتنی بر خرد»، و «حمایت هوشمندانه از تولید ملی» ضرورتی اجتنابناپذیر است.
مطالعه مسعود کارشناس درباره تجربه صنعتیشدن ایران در دوره پهلوی نشان میدهد که:
در سال ۱۳۴۲ کل واردات ایران کمتر از ۲۰۰ میلیون دلار بود.
در سال ۱۳۵۶، واردات کالاهای واسطهای، مواد اولیه و ماشینآلات به بیش از ۱۰ میلیارد دلار رسید.
به بیان دیگر، طی پانزده سال، واردات مواد اولیه و ماشینآلات ۵۰ برابر شد.
این ارقام نشان میدهد که آنچه در عمل رخ داد نه جایگزینی واردات، بلکه گسترش واردات بود. به همین دلیل، ادعای شکست سیاست جایگزینی واردات در ایران با واقعیت انطباق ندارد، زیرا اساساً چنین سیاستی به معنای واقعی کلمه پیاده نشد.
۷. وضعیت کنونی ایران
امروزه نیز حمایتهای گمرکی در ایران هیچ نسبتی با ارتقای بنیه تولید ملی ندارند. این حمایتها عمدتاً در خدمت تأمین نیازهای مالی دولت رانتی مبتلا به کسری بودجه مزمناند. در چنین شرایطی، هیچ سطحی از استانداردهای حمایت توسعهگرا وجود ندارد.
■نتیجهگیری:تحلیل اندیشههای رونالد کوز، فردریک لیست و تجربه تاریخی ایران نشان میدهد که:
فرمان در اقتصاد، در شرایط خاص، میتواند کارآمدتر از بازار باشد.گزاره «اقتصاد فرمان نمیپذیرد» فاقد اعتبار علمی و بیشتر بازتاب نفوذ منافع گروههای خاص است.
سیاست جایگزینی واردات، اگر در چارچوب علمی و توسعهگرا اجرا شود، یکی از ابزارهای کلیدی توسعه است.
تجربه تاریخی ایران در دوران پس از جنگ و پهلوی نشان میدهد که انحراف از این اصول چگونه منجر به توسعه واردات و وابستگی شده است.
● بنابراین، برای ایران امروز، بازگشت به اصول «سیاستگذاری بخردانه»، «فرمان مبتنی بر خرد»، و «حمایت هوشمندانه از تولید ملی» ضرورتی اجتنابناپذیر است.
✳️ نوآوری بزرگ (مثل News Feed) نتیجهی تکامل تدریجی محصول است، نه تصمیم ناگهانی.
✅ نوآوري يعني حل مشكلي، نه زدن شركتي
■ معرفی ویدئو مصاحبه سم آلتمن و مارک زاکربرگ:
"Mark Zuckerberg : How to Build the Future"
🔹مارک زاکربرگ در این گفتوگو از مسیر ساخت فیسبوک و دیدگاهش برای آینده میگوید. برخی از نکات آموزنده:
● با حل یک مشکل واقعی شروع کنید، نه با ایدهی «شرکت زدن».
● مارک در کنار علوم کامپیوتر، روانشناسی هم خوانده است؛ همین موضوع به او کمک کرد بفهمد مردم چقدر به ارتباط و شناخت علایق دیگران نیاز دارند.
● پروژههای کوچک اولیه میتوانند عطش واقعی جامعه را نشان دهند.
● گوش دادن به کاربر و پیروی از استقبال او، کلید رشد پایدار است.
● ایمان به ارزش کار، تنها چیزی است که شما را از سختترین تصمیمها عبور میدهد.
● شرکت موفق مثل یک موجود یادگیرنده است؛ یادگیری سریع = مزیت رقابتی.
● نوآوری بزرگ (مثل News Feed) نتیجهی تکامل تدریجی محصول است، نه تصمیم ناگهانی.
● تیم رشد و تمرکز روی تجربه کاربر، موتور اصلی توسعه فیسبوک بود.
● در استخدام، روی استعداد و انگیزه تمرکز کنید، نه فقط سابقه.
● نقشه راه ۱۰ ساله: (مصاحبه مربوط به سال 2016 است)
🔹 اتصال همه جهان به اینترنت
🔹 هوش مصنوعی برای سلامت و ایمنی
🔹 واقعیت مجازی و افزوده بهعنوان پلتفرم بعدی
● نگاه به آینده و نسل جوان: مهمترین توصیه به جوانان این است که روی تغییرات مثبت برای دنیا تمرکز کنید، نه صرفاً دنبال ساخت شرکت یا پول باشید.
🎥 مشاهده در یوتیوب:
https://www.youtube.com/watch?v=Lb4IcGF5iTQ
برنامه ريزي استراتژيك
https://t.me/ExecutiveManagement
✅ نوآوري يعني حل مشكلي، نه زدن شركتي
■ معرفی ویدئو مصاحبه سم آلتمن و مارک زاکربرگ:
"Mark Zuckerberg : How to Build the Future"
🔹مارک زاکربرگ در این گفتوگو از مسیر ساخت فیسبوک و دیدگاهش برای آینده میگوید. برخی از نکات آموزنده:
● با حل یک مشکل واقعی شروع کنید، نه با ایدهی «شرکت زدن».
● مارک در کنار علوم کامپیوتر، روانشناسی هم خوانده است؛ همین موضوع به او کمک کرد بفهمد مردم چقدر به ارتباط و شناخت علایق دیگران نیاز دارند.
● پروژههای کوچک اولیه میتوانند عطش واقعی جامعه را نشان دهند.
● گوش دادن به کاربر و پیروی از استقبال او، کلید رشد پایدار است.
● ایمان به ارزش کار، تنها چیزی است که شما را از سختترین تصمیمها عبور میدهد.
● شرکت موفق مثل یک موجود یادگیرنده است؛ یادگیری سریع = مزیت رقابتی.
● نوآوری بزرگ (مثل News Feed) نتیجهی تکامل تدریجی محصول است، نه تصمیم ناگهانی.
● تیم رشد و تمرکز روی تجربه کاربر، موتور اصلی توسعه فیسبوک بود.
● در استخدام، روی استعداد و انگیزه تمرکز کنید، نه فقط سابقه.
● نقشه راه ۱۰ ساله: (مصاحبه مربوط به سال 2016 است)
🔹 اتصال همه جهان به اینترنت
🔹 هوش مصنوعی برای سلامت و ایمنی
🔹 واقعیت مجازی و افزوده بهعنوان پلتفرم بعدی
● نگاه به آینده و نسل جوان: مهمترین توصیه به جوانان این است که روی تغییرات مثبت برای دنیا تمرکز کنید، نه صرفاً دنبال ساخت شرکت یا پول باشید.
🎥 مشاهده در یوتیوب:
https://www.youtube.com/watch?v=Lb4IcGF5iTQ
برنامه ريزي استراتژيك
https://t.me/ExecutiveManagement
YouTube
Mark Zuckerberg : How to Build the Future
Mark is a cofounder of Facebook.
Facebook is one of the most influential companies in the history of the world. Over 1.1 billion people use it every day.
Access podcast and transcript versions of this interview here:
http://www.ycombinator.com/future/mark/…
Facebook is one of the most influential companies in the history of the world. Over 1.1 billion people use it every day.
Access podcast and transcript versions of this interview here:
http://www.ycombinator.com/future/mark/…
❤1
✳️ ... با یادگیری وبکاربستن این ۹ قانون(اصول)می توانی به توسعه و موفقیت خودت کمک کنی!
۱. اصل ستاره قطبی
بدون هدف روشن، هیچوقت به جایی نمیرسی.
یه چشمانداز بلندمدت داشته باش و بر اساسش عمل کن.
۲. قانون وارونگی
به جای دنبال کردن نبوغ، از حماقت دوری کن.
بپرس: «چطور ممکنه شکست بخورم؟» بعد از اون مسیر دوری کن.
۳. قانون پارکینسون
«کار به اندازه زمانی که براش داری کش میاد.»
زمانت رو محدود کن تا تمرکز و بهرهوریت بیشتر بشه.
۴. اصل پارتو (قانون ۸۰/۲۰)
۸۰٪ نتایج از ۲۰٪ تلاشها میاد.
روی کارهایی تمرکز کن که بیشترین ارزش رو خلق میکنن.
۵. اصل پیتر
آدما معمولاً به سطح کسایی که بالادستشون هستن میرسن.
اگه میخوای ازشون جلو بزنی، باید همیشه در حال یادگیری باشی.
۶. قانون بازده نزولی
بعد از یه نقطه، هر تلاش اضافه نتیجه کمتری میده.
یاد بگیر کی دست بکشی، وقتی تلاشت با نتیجه همخونی نداره.
۷. قانون گال
یه سیستم پیچیده، در اصل یه سیستم سادهست با کلی افزودنی بیفایده.
ساده شروع کن و به رویکرد «حداقل محصول قابلعرضه» پایبند باش.
۸. قانون گودهارت
کورکورانه دنبال بهینهسازی معیارها (مثل نمره یا شاخصهای عملکرد) نباش.
روی ارزش واقعی پشت این معیارها تمرکز کن.
۹. اصل کمترین تلاش (قانون زیپف)
آدما همیشه سادهترین مسیر رو انتخاب میکنن.
وقتی چیزی میسازی، سعی کن بدون اصطکاک باشه.
۱. اصل ستاره قطبی
بدون هدف روشن، هیچوقت به جایی نمیرسی.
یه چشمانداز بلندمدت داشته باش و بر اساسش عمل کن.
۲. قانون وارونگی
به جای دنبال کردن نبوغ، از حماقت دوری کن.
بپرس: «چطور ممکنه شکست بخورم؟» بعد از اون مسیر دوری کن.
۳. قانون پارکینسون
«کار به اندازه زمانی که براش داری کش میاد.»
زمانت رو محدود کن تا تمرکز و بهرهوریت بیشتر بشه.
۴. اصل پارتو (قانون ۸۰/۲۰)
۸۰٪ نتایج از ۲۰٪ تلاشها میاد.
روی کارهایی تمرکز کن که بیشترین ارزش رو خلق میکنن.
۵. اصل پیتر
آدما معمولاً به سطح کسایی که بالادستشون هستن میرسن.
اگه میخوای ازشون جلو بزنی، باید همیشه در حال یادگیری باشی.
۶. قانون بازده نزولی
بعد از یه نقطه، هر تلاش اضافه نتیجه کمتری میده.
یاد بگیر کی دست بکشی، وقتی تلاشت با نتیجه همخونی نداره.
۷. قانون گال
یه سیستم پیچیده، در اصل یه سیستم سادهست با کلی افزودنی بیفایده.
ساده شروع کن و به رویکرد «حداقل محصول قابلعرضه» پایبند باش.
۸. قانون گودهارت
کورکورانه دنبال بهینهسازی معیارها (مثل نمره یا شاخصهای عملکرد) نباش.
روی ارزش واقعی پشت این معیارها تمرکز کن.
۹. اصل کمترین تلاش (قانون زیپف)
آدما همیشه سادهترین مسیر رو انتخاب میکنن.
وقتی چیزی میسازی، سعی کن بدون اصطکاک باشه.
👍3
سناریوهای پیش رو بعدازاجرای اسنپ بک
دراخراج این۴کارمند شک نکنید؟