⚠️ آژیر هشدار
👤 دکتر ولیالله سیف؛ رئیسکل پیشین بانک مرکزی
✅ آنچه امروز در بانک «آینده» خودنمایی میکند، نشانهای از یک بیماری ساختاری است.
ریشه این مشکل، در نحوه تنظیم رابطه میان دولت، بانک مرکزی و بازار پول نهفته است. ریشه اصلی را باید در نرخ سود بانکی سرکوبشده و ساختار دستوری نظام بانکی جستوجو کرد.
در اقتصادی که تورم سالانه گاه از ۴۰درصد فراتر میرود، تعیین نرخ سود بانکی در سطوحی بسیار پایینتر از تورم، به معنای خلق یک نرخ غلط دستوری است که رفتار همه بازیگران را دچار انحراف میکند.
چنین نرخ غیرواقعیای، به سرعت ذینفعانی پیدا میکند که از این پول ارزان به راحتی منتفع میشوند.
در نتیجه، منابع بانکی به جای آنکه به سمت فعالیتهای مولد و سودآور هدایت شوند، به سمت اشخاص و بنگاههای مرتبط با سهامداران و شبکههای ذینفوذ سرازیر میشوند.
وقتی نرخ سود سپرده و تسهیلات از سوی دولت و بانک مرکزی تعیین میشود، بانکها در رقابت آزاد برای جذب منابع و تخصیص بهینه تسهیلات ناتوان میمانند.
نتیجه این میشود که بانکها به جای تمرکز بر ارزیابی اعتبار مشتری و مدیریت ریسک، به انواع روشهای غیرشفاف متوسل میشوند تا زیانها را پنهان کنند و جریان نقدی خود را حفظ کنند.
هر سال تاخیر در اصلاح ساختار بانکی، بر این ناترازی میافزاید و حجم زیان انباشتهای را بهوجود میآورد که در هر صورت با افزایش پایه پولی منجر به افزایش نقدینگی و تورم میشود و در نهایت باید از طریق دولت یا بانک مرکزی تامین شود.
تجربه موسسات مالی غیرمجاز در سالهای گذشته نشان داد که تاخیر در تصمیمگیری، هزینه بحران را چندبرابر میکند.
تا زمانی که نرخ سود، نظارت و نظام انگیزشی آن اصلاح نشود، هرچند وقت یکبار بانکی دیگر را به مرز بحران میکشاند.
راه حل این بحران در بازگشت به اصول اقتصاد واقعی و تاکید بر نکات زیر است:
نخست، واقعیسازی نرخ سود متناسب با تورم و ریسک بازار؛
دوم، استقلال و هوشمندسازی نظارت بانک مرکزی؛
سوم، جلوگیری مطلق از وامدهی به سهامداران و اشخاص مرتبط با افشای شفاف تسهیلات کلان؛ و
چهارم، اصلاح ترازنامه از مسیر فروش اموال مازاد و افزایش سرمایه نقدی، نه چاپ پول.
متن کامل:
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4223082
👤 دکتر ولیالله سیف؛ رئیسکل پیشین بانک مرکزی
✅ آنچه امروز در بانک «آینده» خودنمایی میکند، نشانهای از یک بیماری ساختاری است.
ریشه این مشکل، در نحوه تنظیم رابطه میان دولت، بانک مرکزی و بازار پول نهفته است. ریشه اصلی را باید در نرخ سود بانکی سرکوبشده و ساختار دستوری نظام بانکی جستوجو کرد.
در اقتصادی که تورم سالانه گاه از ۴۰درصد فراتر میرود، تعیین نرخ سود بانکی در سطوحی بسیار پایینتر از تورم، به معنای خلق یک نرخ غلط دستوری است که رفتار همه بازیگران را دچار انحراف میکند.
چنین نرخ غیرواقعیای، به سرعت ذینفعانی پیدا میکند که از این پول ارزان به راحتی منتفع میشوند.
در نتیجه، منابع بانکی به جای آنکه به سمت فعالیتهای مولد و سودآور هدایت شوند، به سمت اشخاص و بنگاههای مرتبط با سهامداران و شبکههای ذینفوذ سرازیر میشوند.
وقتی نرخ سود سپرده و تسهیلات از سوی دولت و بانک مرکزی تعیین میشود، بانکها در رقابت آزاد برای جذب منابع و تخصیص بهینه تسهیلات ناتوان میمانند.
نتیجه این میشود که بانکها به جای تمرکز بر ارزیابی اعتبار مشتری و مدیریت ریسک، به انواع روشهای غیرشفاف متوسل میشوند تا زیانها را پنهان کنند و جریان نقدی خود را حفظ کنند.
هر سال تاخیر در اصلاح ساختار بانکی، بر این ناترازی میافزاید و حجم زیان انباشتهای را بهوجود میآورد که در هر صورت با افزایش پایه پولی منجر به افزایش نقدینگی و تورم میشود و در نهایت باید از طریق دولت یا بانک مرکزی تامین شود.
تجربه موسسات مالی غیرمجاز در سالهای گذشته نشان داد که تاخیر در تصمیمگیری، هزینه بحران را چندبرابر میکند.
تا زمانی که نرخ سود، نظارت و نظام انگیزشی آن اصلاح نشود، هرچند وقت یکبار بانکی دیگر را به مرز بحران میکشاند.
راه حل این بحران در بازگشت به اصول اقتصاد واقعی و تاکید بر نکات زیر است:
نخست، واقعیسازی نرخ سود متناسب با تورم و ریسک بازار؛
دوم، استقلال و هوشمندسازی نظارت بانک مرکزی؛
سوم، جلوگیری مطلق از وامدهی به سهامداران و اشخاص مرتبط با افشای شفاف تسهیلات کلان؛ و
چهارم، اصلاح ترازنامه از مسیر فروش اموال مازاد و افزایش سرمایه نقدی، نه چاپ پول.
متن کامل:
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4223082
روزنامه دنیای اقتصاد
آژیر هشدار
ماجرای اخیر بانک آینده و تصمیمات مربوط به ساماندهی آن، بار دیگر یکی از عمیقترین چالشهای اقتصاد ایران؛ یعنی ناترازی بانکی را به صدر اخبار بازگردانده است.
💯1
✳️ سه دیدگاه در شناسایی ریسکها در منابع انسانی
✅ مدیریت ریسک در منابع انسانی به سازمانها کمک میکند تا مشکلات احتمالی را پیشبینی کرده و از بحرانهای غیرمنتظره جلوگیری کنند. برای شناسایی ریسکها، سه دیدگاه اصلی وجود دارد که به مدیران منابع انسانی کمک میکند تا ریسکهای موجود را شناسایی و مدیریت کنند:
■ گذشته (Historical Review):
شناسایی ریسکها بر اساس تحلیل دادهها و تجربیات گذشته. این شامل بررسی مشکلاتی است که در گذشته بر سازمان تاثیر گذاشتهاند مانند شکایات کارکنان، مشکلات جذب و نگهداشت نیروها. این روش به مدیران کمک میکند تا از تجربیات گذشته درس گرفته و ریسکهای احتمالی آینده را شناسایی کنند.
■ حال (Current Assessment):
ارزیابی وضعیت فعلی سازمان و شناسایی ریسکها بر اساس دادههای موجود. این ارزیابی شامل تحلیل عملکرد کارکنان، نظرسنجیهای رضایت شغلی و نرخ ترک شغل است. این رویکرد به مدیران منابع انسانی کمک میکند تا مشکلات موجود مانند کمبود نیروی انسانی یا چالشهای فضای کاری را شناسایی و حل کنند.
■ آینده (Creativity-Based Techniques):
پیشبینی ریسکها و شناسایی چالشهای آینده با استفاده از تکنیکهای خلاقانه و ابزارهای پیشرفته مانند دادههای بزرگ و هوش مصنوعی. این روش به سازمانها کمک میکند تا ریسکهایی که هنوز به وقوع نپیوستهاند را شناسایی کرده و اقدامات پیشگیرانه انجام دهند.
● استفاده از این سه دیدگاه به مدیران منابع انسانی کمک میکند تا استراتژیهای موثری برای شناسایی و مقابله با ریسکها داشته باشند. ترکیب تجربیات گذشته، ارزیابیهای جاری و پیشبینیهای آینده، سازمانها را برای مواجهه با چالشهای آینده آماده میکند.
✅ مدیریت ریسک در منابع انسانی به سازمانها کمک میکند تا مشکلات احتمالی را پیشبینی کرده و از بحرانهای غیرمنتظره جلوگیری کنند. برای شناسایی ریسکها، سه دیدگاه اصلی وجود دارد که به مدیران منابع انسانی کمک میکند تا ریسکهای موجود را شناسایی و مدیریت کنند:
■ گذشته (Historical Review):
شناسایی ریسکها بر اساس تحلیل دادهها و تجربیات گذشته. این شامل بررسی مشکلاتی است که در گذشته بر سازمان تاثیر گذاشتهاند مانند شکایات کارکنان، مشکلات جذب و نگهداشت نیروها. این روش به مدیران کمک میکند تا از تجربیات گذشته درس گرفته و ریسکهای احتمالی آینده را شناسایی کنند.
■ حال (Current Assessment):
ارزیابی وضعیت فعلی سازمان و شناسایی ریسکها بر اساس دادههای موجود. این ارزیابی شامل تحلیل عملکرد کارکنان، نظرسنجیهای رضایت شغلی و نرخ ترک شغل است. این رویکرد به مدیران منابع انسانی کمک میکند تا مشکلات موجود مانند کمبود نیروی انسانی یا چالشهای فضای کاری را شناسایی و حل کنند.
■ آینده (Creativity-Based Techniques):
پیشبینی ریسکها و شناسایی چالشهای آینده با استفاده از تکنیکهای خلاقانه و ابزارهای پیشرفته مانند دادههای بزرگ و هوش مصنوعی. این روش به سازمانها کمک میکند تا ریسکهایی که هنوز به وقوع نپیوستهاند را شناسایی کرده و اقدامات پیشگیرانه انجام دهند.
● استفاده از این سه دیدگاه به مدیران منابع انسانی کمک میکند تا استراتژیهای موثری برای شناسایی و مقابله با ریسکها داشته باشند. ترکیب تجربیات گذشته، ارزیابیهای جاری و پیشبینیهای آینده، سازمانها را برای مواجهه با چالشهای آینده آماده میکند.
✳️ به کارمندانمان گوش کنیم.
✍ برایان تریسی در کتاب خود به نام «۱۲ اصل رهبری عالی» مینویسد:
✅ ضربالمثلی هست که میگوید: «کسی که بهتر گوش میکند، رهبر است». برای همین است که رهبران حرفهای، دو برابر میزانی که حرف میزنند، به حرف کارمندان، مدیران و مشاورانشان گوش میکنند.
■ این قبیل رهبران برای تحریک کارمندانشان به حرف زدن، سوالاتی را با آنها مطرح میکنند و سپس با اشتیاق ویژهای به پاسخ آنها گوش میدهند.
■ علاوه بر این، رهبران حرفهای فرهنگی را در شرکتشان به وجود میآورند که هر کسی بتواند آزادانه و بدون هیچ ترسی، انتقاداتشان را مطرح و نظراتش را بیان کند.
■ برای همین است که وقتی میخواهند فهرست «بهترین شرکتها برای کار کردن» را آماده کنند، به این معیار اهمیت ویژهای میدهند: رهبران شرکتتان چقدر به حرفها، انتقادها، نظرات و ایدههای شما گوش میدهند؟
■ برای تقویت مهارت «گوش دادن»مان باید به این چهار اصل مهم دقت کنیم:
● با دقت به حرف کارمندانمان گوش کنیم، نه این که وقتی مشغول انجام کار هستیم، حرف آنها را هم بشنویم. به همین علت است که میگویند: «گوش دادن با دقت، بالاترین نوع احترام گذاشتن است».
● برای پاسخ دادن به حرف کارمندانمان عجله نکنیم و اجازه بدهیم حرفشان را کامل و شفاف بگویند.
● هر جایی که حرف کارمندانمان را متوجه نشدیم، از آنها بخواهیم تا بیشتر توضیح بدهند، نه این که پیش خودمان بگوییم «اگر بگویم حرفت را نفهمیدم به جایگاهم ضربه میخورد».
● پیش از پاسخ به نظرات، انتقادات و ایدههای کارمندانمان، خلاصهای از حرفشان را با زبان و ادبیات خودشان بازگو کنیم تا مطمئن شویم منظورشان را دقیق متوجه شدهایم.گاهنامه مدیر
✍ برایان تریسی در کتاب خود به نام «۱۲ اصل رهبری عالی» مینویسد:
✅ ضربالمثلی هست که میگوید: «کسی که بهتر گوش میکند، رهبر است». برای همین است که رهبران حرفهای، دو برابر میزانی که حرف میزنند، به حرف کارمندان، مدیران و مشاورانشان گوش میکنند.
■ این قبیل رهبران برای تحریک کارمندانشان به حرف زدن، سوالاتی را با آنها مطرح میکنند و سپس با اشتیاق ویژهای به پاسخ آنها گوش میدهند.
■ علاوه بر این، رهبران حرفهای فرهنگی را در شرکتشان به وجود میآورند که هر کسی بتواند آزادانه و بدون هیچ ترسی، انتقاداتشان را مطرح و نظراتش را بیان کند.
■ برای همین است که وقتی میخواهند فهرست «بهترین شرکتها برای کار کردن» را آماده کنند، به این معیار اهمیت ویژهای میدهند: رهبران شرکتتان چقدر به حرفها، انتقادها، نظرات و ایدههای شما گوش میدهند؟
■ برای تقویت مهارت «گوش دادن»مان باید به این چهار اصل مهم دقت کنیم:
● با دقت به حرف کارمندانمان گوش کنیم، نه این که وقتی مشغول انجام کار هستیم، حرف آنها را هم بشنویم. به همین علت است که میگویند: «گوش دادن با دقت، بالاترین نوع احترام گذاشتن است».
● برای پاسخ دادن به حرف کارمندانمان عجله نکنیم و اجازه بدهیم حرفشان را کامل و شفاف بگویند.
● هر جایی که حرف کارمندانمان را متوجه نشدیم، از آنها بخواهیم تا بیشتر توضیح بدهند، نه این که پیش خودمان بگوییم «اگر بگویم حرفت را نفهمیدم به جایگاهم ضربه میخورد».
● پیش از پاسخ به نظرات، انتقادات و ایدههای کارمندانمان، خلاصهای از حرفشان را با زبان و ادبیات خودشان بازگو کنیم تا مطمئن شویم منظورشان را دقیق متوجه شدهایم.گاهنامه مدیر
✳️ راه رشد از مسیر ویرانی/ جایزه نوبل اقتصاد چرا به این سه نفر رسید؟
🗣 گفتگو با دکتر فرهاد نیلی، اقتصاددان
✅ بزرگتر شدن سفرههای مردم و افزایش کالاها و خدمات روی آن، اگر به صورت همزمان برای عموم افراد جامعه اتفاق بیفتد در ادبیات اقتصادی ذیل عنوان رشد بررسی میشود.
رشد پدیدهای است که با تولد علم اقتصاد به جوامع معرفی شد و کیفیت زندگی انسان را پس از هزاران سال دگرگون کرد.
اما هنوز پرسشی باقی مانده بود که دغدغه ذهنی اقتصاددانان در دهههای اخیر بود: آیا رفاه و بزرگتر شدن سفرههای عموم مردم میتواند در یک جامعه به صورت مستمر تداوم یابد؟ بله و خیر.
برندگان نوبل امسال جزو اقتصاددانانی بودند که مسیر پاسخ مثبت به این پرسش را پیدا کردند اما تأکید کردند که زایش و رویش مداوم در این مساله نیز با درد ریزش و ویرانی همراه است؛ ولی چگونه؟
دکتر فرهاد نیلی، اقتصاددان و صاحبنظر رشد اقتصادی در گفتوگویی با «فردای اقتصاد» از کشف قلمروی جدید در علم اقتصاد سخن گفته است که توسط برندگان امسال نوبل اقتصاد انجام شده است.
لينك گفتگو؛
https://www.fardayeeghtesad.com/news/40553/
🗣 گفتگو با دکتر فرهاد نیلی، اقتصاددان
✅ بزرگتر شدن سفرههای مردم و افزایش کالاها و خدمات روی آن، اگر به صورت همزمان برای عموم افراد جامعه اتفاق بیفتد در ادبیات اقتصادی ذیل عنوان رشد بررسی میشود.
رشد پدیدهای است که با تولد علم اقتصاد به جوامع معرفی شد و کیفیت زندگی انسان را پس از هزاران سال دگرگون کرد.
اما هنوز پرسشی باقی مانده بود که دغدغه ذهنی اقتصاددانان در دهههای اخیر بود: آیا رفاه و بزرگتر شدن سفرههای عموم مردم میتواند در یک جامعه به صورت مستمر تداوم یابد؟ بله و خیر.
برندگان نوبل امسال جزو اقتصاددانانی بودند که مسیر پاسخ مثبت به این پرسش را پیدا کردند اما تأکید کردند که زایش و رویش مداوم در این مساله نیز با درد ریزش و ویرانی همراه است؛ ولی چگونه؟
دکتر فرهاد نیلی، اقتصاددان و صاحبنظر رشد اقتصادی در گفتوگویی با «فردای اقتصاد» از کشف قلمروی جدید در علم اقتصاد سخن گفته است که توسط برندگان امسال نوبل اقتصاد انجام شده است.
لينك گفتگو؛
https://www.fardayeeghtesad.com/news/40553/
فردای اقتصاد
راه رشد از مسیر ویرانی/ جایزه نوبل اقتصاد چرا به این سه نفر رسید؟
Forwarded from وقایع :: آذریجهرمی
جامعه ایرانی در آینه هوش مصنوعی
فرصتهای تازه، ترسهای پنهان
✍ محمدجواد آذری جهرمی
چند سال پیش، اگر میگفتی «هوش مصنوعی»، مردم یاد روباتهای سینمایی میافتادند؛ موجودات آهنی با چشمهای قرمز که در فیلمها دنیا را میگرفتند. اما حالا ماجرا خیلی بیسروصدا و واقعیتر اتفاق افتاده: هوش مصنوعی وارد خانههایمان شده، بدون اینکه در را بزند. در گوشیها، در کلاسهای آنلاین، در جستوجوهای اینترنتی و حتی در خبرهایی که میخوانیم.
همهچیز دارد تغییر میکند؛ نه فقط ابزارها، بلکه شکل فکر کردن و زندگی کردن ما.
مدرسهای که در آن معلم دیگر تنها نیست
یک معلم دبیرستان در تهران به من میگفت که چند وقت است حس میکند شاگردانش از او جلوترند. میگوید: «سؤالها را که میدهم، نصفشان جوابهایی مینویسند که معلوم است کار ذهن خودشان نیست، کار یک ربات است». دانشآموزان گروه واتساپی دارند که در آن از ChatGPT کمک میگیرند برای نوشتن انشا، حل تمرین، حتی ساختن شعر. در ظاهر، اتفاق بدی نیست؛ ابزار جدیدی آمده که سرعت یادگیری را بالا میبرد. اما مسئله این است که آموزش دیگر فقط در کلاس اتفاق نمیافتد. معلم، منبع یگانه دانایی نیست؛ الگوریتمها هم دارند آموزش میدهند. این تغییر، بیسروصدا دارد نظام تربیت را جابهجا میکند. در همین حال، دانشآموزی که اینترنت و تبلت دارد، جلو میافتد، و دیگری در مدار سنتی میماند. شکاف دیجیتال، دارد از امروز آیندهی بچهها را جدا میکند.
کارهایی که آرامآرام ناپدید میشوند
طراحان گرافیک در اینستاگرام مینویسند مشتریها ازشان میخواهند طرح را با هوش مصنوعی بسازند تا ارزانتر شود.
مترجمان آزاد هم میگویند سفارشها کمتر شده چون “ترجمه ماشینی دیگر اشتباه فاحش ندارد.” کسی نمیگوید شغلش همین حالا از بین رفته، اما همه حس کردهاند امنیت شغلی دارد ترک برمیدارد.
در عوض، عدهای دیگر با همین ابزارها پول درمیآورند. یاد گرفتهاند چطور با چند دستور، متن بنویسند، تصویر بسازند، و برای شرکتها محتوا تولید کنند. جهان کار دارد از «ثبات» به «پروژه» میرود ؛ از شغل دائمی به کارهای کوتاهمدت، چیزی که اقتصاددانها به آن میگویند گیگاکونومی. در ایران هم این موج رسیده: از پونیشا و کارلنسر گرفته تا افرادی که برای برندها پستهای اینستاگرامی میسازند. مسئله این است که سرعت فناوری از سرعت قانون و آموزش جلو زده.
آینده کار دیگر به مدرک وابسته نیست، به مهارت در کار با الگوریتم وابسته است.
خانهها و رابطههایی که دیجیتال شدهاند
خیلی از پدر و مادرها حالا برای آموزش زبان به فرزندشان از اپلیکیشنهای هوش مصنوعی استفاده میکنند.
بچه با ربات حرف میزند، شوخی میکند، از او یاد میگیرد. اما گاهی هم با او دوست میشود. روانشناسان میگویند کودکان درگیر رابطهای عاطفی با یک “چیز” میشوند، نه “کسی”. در گروههای خانوادگی تلگرام، عکسهایی میچرخد که کسی نمیداند واقعیاند یا ساختهشده با هوش مصنوعی. عمهجان میفرستد: «نگاه کن این بچه چقدر شبیه نوهام شده!»
اما تصویر، محصول چند کلیک در یک سایت است. واقعیت و خیال با هم قاطی شدهاند. خانواده ایرانی، که همیشه پناهگاه ثبات و معنا بوده، دارد در معرض نوعی سردرگمی تصویری و عاطفی قرار میگیرد.
هنر، فرهنگ و مرز باریک اعتماد
در دانشگاههای هنر، دانشجوها با DALL·E تصویر میسازند و استادها نمیدانند چه نمرهای باید بدهند. در اینستاگرام، شخصیتهای مجازی ساختهشده با هوش مصنوعی تبلیغ میکنند و دنبالکننده دارند، بیآنکه کسی بداند انسان نیستند. اینجاست که سوالی اساسی پیش میآید: در فرهنگی که چهره و صدا میتواند ساختگی باشد، به چه کسی میتوان اعتماد کرد؟ هوش مصنوعی بهجای نابود کردن حقیقت، آن را زیاد کرده؛ آنقدر زیاد که تشخیصش سخت شده.
انگار در شهری زندگی میکنیم که همه ماسک زدهاند، و ماسکها هر لحظه عوض میشوند.
دولت و دادهها
در طرف دیگر، دولت و نهادهای رسمی هم به این موج پیوستهاند. از سامانههای هوشمند برای پیشبینی ترافیک تا تحلیل رفتار مالیاتی استفاده میشود. خود اینها نشانه پیشرفت است، اما پرسشهای جدیدی هم ایجاد کرده: این حجم داده از مردم جمع میشود، اما مالک داده کیست؟ چه کسی تصمیم میگیرد چه الگوریتمی بر اساس این دادهها عمل کند؟ هنوز قانونی برای شفافیت در این حوزه وجود ندارد. اگر مراقب نباشیم، ممکن است بهجای دولت دیجیتال، به سمت دولت نظارتی برویم؛ جایی که الگوریتمها، بدون پاسخگویی، تصمیم میگیرند.
ادامه👇
فرصتهای تازه، ترسهای پنهان
✍ محمدجواد آذری جهرمی
چند سال پیش، اگر میگفتی «هوش مصنوعی»، مردم یاد روباتهای سینمایی میافتادند؛ موجودات آهنی با چشمهای قرمز که در فیلمها دنیا را میگرفتند. اما حالا ماجرا خیلی بیسروصدا و واقعیتر اتفاق افتاده: هوش مصنوعی وارد خانههایمان شده، بدون اینکه در را بزند. در گوشیها، در کلاسهای آنلاین، در جستوجوهای اینترنتی و حتی در خبرهایی که میخوانیم.
همهچیز دارد تغییر میکند؛ نه فقط ابزارها، بلکه شکل فکر کردن و زندگی کردن ما.
مدرسهای که در آن معلم دیگر تنها نیست
یک معلم دبیرستان در تهران به من میگفت که چند وقت است حس میکند شاگردانش از او جلوترند. میگوید: «سؤالها را که میدهم، نصفشان جوابهایی مینویسند که معلوم است کار ذهن خودشان نیست، کار یک ربات است». دانشآموزان گروه واتساپی دارند که در آن از ChatGPT کمک میگیرند برای نوشتن انشا، حل تمرین، حتی ساختن شعر. در ظاهر، اتفاق بدی نیست؛ ابزار جدیدی آمده که سرعت یادگیری را بالا میبرد. اما مسئله این است که آموزش دیگر فقط در کلاس اتفاق نمیافتد. معلم، منبع یگانه دانایی نیست؛ الگوریتمها هم دارند آموزش میدهند. این تغییر، بیسروصدا دارد نظام تربیت را جابهجا میکند. در همین حال، دانشآموزی که اینترنت و تبلت دارد، جلو میافتد، و دیگری در مدار سنتی میماند. شکاف دیجیتال، دارد از امروز آیندهی بچهها را جدا میکند.
کارهایی که آرامآرام ناپدید میشوند
طراحان گرافیک در اینستاگرام مینویسند مشتریها ازشان میخواهند طرح را با هوش مصنوعی بسازند تا ارزانتر شود.
مترجمان آزاد هم میگویند سفارشها کمتر شده چون “ترجمه ماشینی دیگر اشتباه فاحش ندارد.” کسی نمیگوید شغلش همین حالا از بین رفته، اما همه حس کردهاند امنیت شغلی دارد ترک برمیدارد.
در عوض، عدهای دیگر با همین ابزارها پول درمیآورند. یاد گرفتهاند چطور با چند دستور، متن بنویسند، تصویر بسازند، و برای شرکتها محتوا تولید کنند. جهان کار دارد از «ثبات» به «پروژه» میرود ؛ از شغل دائمی به کارهای کوتاهمدت، چیزی که اقتصاددانها به آن میگویند گیگاکونومی. در ایران هم این موج رسیده: از پونیشا و کارلنسر گرفته تا افرادی که برای برندها پستهای اینستاگرامی میسازند. مسئله این است که سرعت فناوری از سرعت قانون و آموزش جلو زده.
آینده کار دیگر به مدرک وابسته نیست، به مهارت در کار با الگوریتم وابسته است.
خانهها و رابطههایی که دیجیتال شدهاند
خیلی از پدر و مادرها حالا برای آموزش زبان به فرزندشان از اپلیکیشنهای هوش مصنوعی استفاده میکنند.
بچه با ربات حرف میزند، شوخی میکند، از او یاد میگیرد. اما گاهی هم با او دوست میشود. روانشناسان میگویند کودکان درگیر رابطهای عاطفی با یک “چیز” میشوند، نه “کسی”. در گروههای خانوادگی تلگرام، عکسهایی میچرخد که کسی نمیداند واقعیاند یا ساختهشده با هوش مصنوعی. عمهجان میفرستد: «نگاه کن این بچه چقدر شبیه نوهام شده!»
اما تصویر، محصول چند کلیک در یک سایت است. واقعیت و خیال با هم قاطی شدهاند. خانواده ایرانی، که همیشه پناهگاه ثبات و معنا بوده، دارد در معرض نوعی سردرگمی تصویری و عاطفی قرار میگیرد.
هنر، فرهنگ و مرز باریک اعتماد
در دانشگاههای هنر، دانشجوها با DALL·E تصویر میسازند و استادها نمیدانند چه نمرهای باید بدهند. در اینستاگرام، شخصیتهای مجازی ساختهشده با هوش مصنوعی تبلیغ میکنند و دنبالکننده دارند، بیآنکه کسی بداند انسان نیستند. اینجاست که سوالی اساسی پیش میآید: در فرهنگی که چهره و صدا میتواند ساختگی باشد، به چه کسی میتوان اعتماد کرد؟ هوش مصنوعی بهجای نابود کردن حقیقت، آن را زیاد کرده؛ آنقدر زیاد که تشخیصش سخت شده.
انگار در شهری زندگی میکنیم که همه ماسک زدهاند، و ماسکها هر لحظه عوض میشوند.
دولت و دادهها
در طرف دیگر، دولت و نهادهای رسمی هم به این موج پیوستهاند. از سامانههای هوشمند برای پیشبینی ترافیک تا تحلیل رفتار مالیاتی استفاده میشود. خود اینها نشانه پیشرفت است، اما پرسشهای جدیدی هم ایجاد کرده: این حجم داده از مردم جمع میشود، اما مالک داده کیست؟ چه کسی تصمیم میگیرد چه الگوریتمی بر اساس این دادهها عمل کند؟ هنوز قانونی برای شفافیت در این حوزه وجود ندارد. اگر مراقب نباشیم، ممکن است بهجای دولت دیجیتال، به سمت دولت نظارتی برویم؛ جایی که الگوریتمها، بدون پاسخگویی، تصمیم میگیرند.
ادامه👇
Forwarded from وقایع :: آذریجهرمی
ادامهی پست قبل👆
دو سرعت متفاوت، یک جامعه
واقعیت این است که همه با یک سرعت جلو نمیرویم. در تهران، مشهد و اصفهان، جوانها از ابزارهای هوش مصنوعی برای تحصیل و کار استفاده میکنند؛ در شهرهای کوچکتر و روستاها، خیلیها هنوز با اینترنت کند و گوشی قدیمی سر و کله میزنند. فناوری دارد جامعه را به دو دسته تقسیم میکند: آنهایی که بلدند با الگوریتم حرف بزنند و آنهایی که هنوز نمیدانند باید از آن بترسند یا خوشحال باشند.
انتخاب با ماست
هوش مصنوعی میتواند آموزش را عادلانهتر، خدمات را سریعتر و اقتصاد را کارآمدتر کند؛ اما میتواند نابرابری را عمیقتر، روابط انسانی را سردتر و اخلاق را مبهمتر هم بسازد. تعیین اینکه کدام مسیر را میرویم، نه دست ماشینهاست، نه در انحصار دولتها؛ دست خود ماست. برای اینکه از این فناوری بهره ببریم، باید دربارهاش حرف بزنیم، یادش بگیریم، و قانونش را بنویسیم. باید از بچههایمان بپرسیم هوش مصنوعی در زندگیشان چه میکند، از کارگران و معلمان بشنویم که چطور تغییر میکند، و از سیاستگذاران بخواهیم که به جای فیلتر، فهم بیاورند.
هوش مصنوعی آینهای است که جامعه را واضحتر نشان میدهد. اگر تصویر در آینه نگرانکننده است، مشکل از آینه نیست؛ از ماست که هنوز برای قرن جدید آماده نشدهایم.
✨ @azarijahromi
دو سرعت متفاوت، یک جامعه
واقعیت این است که همه با یک سرعت جلو نمیرویم. در تهران، مشهد و اصفهان، جوانها از ابزارهای هوش مصنوعی برای تحصیل و کار استفاده میکنند؛ در شهرهای کوچکتر و روستاها، خیلیها هنوز با اینترنت کند و گوشی قدیمی سر و کله میزنند. فناوری دارد جامعه را به دو دسته تقسیم میکند: آنهایی که بلدند با الگوریتم حرف بزنند و آنهایی که هنوز نمیدانند باید از آن بترسند یا خوشحال باشند.
انتخاب با ماست
هوش مصنوعی میتواند آموزش را عادلانهتر، خدمات را سریعتر و اقتصاد را کارآمدتر کند؛ اما میتواند نابرابری را عمیقتر، روابط انسانی را سردتر و اخلاق را مبهمتر هم بسازد. تعیین اینکه کدام مسیر را میرویم، نه دست ماشینهاست، نه در انحصار دولتها؛ دست خود ماست. برای اینکه از این فناوری بهره ببریم، باید دربارهاش حرف بزنیم، یادش بگیریم، و قانونش را بنویسیم. باید از بچههایمان بپرسیم هوش مصنوعی در زندگیشان چه میکند، از کارگران و معلمان بشنویم که چطور تغییر میکند، و از سیاستگذاران بخواهیم که به جای فیلتر، فهم بیاورند.
هوش مصنوعی آینهای است که جامعه را واضحتر نشان میدهد. اگر تصویر در آینه نگرانکننده است، مشکل از آینه نیست؛ از ماست که هنوز برای قرن جدید آماده نشدهایم.
✨ @azarijahromi
۱۰ چت بات برترجهان!
👍1👌1
https://fortune.com/magazine/
امروزه در سپهر سیاسی و اقتصادی و علمی جهان زنان نقش بسیار مهمی دارند.
در برخی کشورها نقش و اثر گذاری زنان حتی از مردان نیز بیشتر است این موضوع نشان دهنده اهمیت توجه به زنان در جوامع توسعه یافته و در حال توسعه است.
نشریه «فورچون» در ویژه نامه سالانه خود فهرستی از قدرتمندترین زنان آسیا را معرفی کرده است. در فهرست امسال اثر گذارترین و کارآمدترین رهبران تجاری زن در منطقه آسیا و اقیانوسیه معرفی شده اند. در صدر این فهرست خانم تان سوشان ،مدیر عامل شرکت دی بی اس( شرکت خدمات مالی و بانکداری چندملیتی سنگاپور) قرار دارد. او در تلاش است تا بزرگترین بانک جنوب شرق آسیا را به بهترین شکل مدیریت کند او در تلفن همراه خود عکسی سیاه و سفید از ۴ سالگی خود دارد که در کنار مادر و مادربزرگش نشسته است این عکس نشان دهنده سه نسل از زنان قدرتمند سنگاپوری است مادربزرگ او در زمانی که زنان توان تحصیل نداشتند توانست ۷ فرزند موفق تربیت کند که یکی از آنها مادر خانم تان بود برای نخستین بار در فهرست فورچون نام ۱۲ زن موفق از حوزه های دیگر) از سیاست تا فرهنگ) نیز به چشم می خورد.
https://t.me/ExecutiveManagement
امروزه در سپهر سیاسی و اقتصادی و علمی جهان زنان نقش بسیار مهمی دارند.
در برخی کشورها نقش و اثر گذاری زنان حتی از مردان نیز بیشتر است این موضوع نشان دهنده اهمیت توجه به زنان در جوامع توسعه یافته و در حال توسعه است.
نشریه «فورچون» در ویژه نامه سالانه خود فهرستی از قدرتمندترین زنان آسیا را معرفی کرده است. در فهرست امسال اثر گذارترین و کارآمدترین رهبران تجاری زن در منطقه آسیا و اقیانوسیه معرفی شده اند. در صدر این فهرست خانم تان سوشان ،مدیر عامل شرکت دی بی اس( شرکت خدمات مالی و بانکداری چندملیتی سنگاپور) قرار دارد. او در تلاش است تا بزرگترین بانک جنوب شرق آسیا را به بهترین شکل مدیریت کند او در تلفن همراه خود عکسی سیاه و سفید از ۴ سالگی خود دارد که در کنار مادر و مادربزرگش نشسته است این عکس نشان دهنده سه نسل از زنان قدرتمند سنگاپوری است مادربزرگ او در زمانی که زنان توان تحصیل نداشتند توانست ۷ فرزند موفق تربیت کند که یکی از آنها مادر خانم تان بود برای نخستین بار در فهرست فورچون نام ۱۲ زن موفق از حوزه های دیگر) از سیاست تا فرهنگ) نیز به چشم می خورد.
https://t.me/ExecutiveManagement
https://fr.readly.com/products/magazine/forbes-us
ارزش دارایی ثروتمندان آمریکایی به رکورد ۶٫۶ تریلیون دلار رسیده است وفقیرترین آنها ۳٫۸ میلیارد دلار ثروت داردمجله فوربز در چهل و چهارمین ویژه نامه سالانه خود به معرفی۴۰۰ثروتمند برترآمریکایی پرداخته و نوشته تعرفه هاتورم،کاهش آمار اشتغال هیچکدام تاثیری برثروت میلیاردرهای آمریکایی نداشته در یک سال گذشته همگام با جهش بازار سهام وجنون هوش مصنوعی ارزش دارایی۴۰۰ثروتمند آمریکایی به رکورد ۶,۶ تریلیون دلاررسید یک دهه قبل ورود به فهرست فوربز۴۰۰نیازمند ۱٫۷میلیارد دلار ثروت بود در آن زمان ثروت ۳,۸میلیارد دلاری شما را در میانه فهرست جای می داد اما امروز با این رقم جایی بهتر از رتبه ۴۰۰ کسب نخواهید کرد در فهرست امسال ۴ تازه وارد با ثروت ۱۰ میلیارد دلار یا بیشتر تلاش می کنند تا در باشگاه ثروتمندترین ها رتبه بالاتری برای خود دست و پا کنند در صدر فهرست ایلان ماسک مدیر عامل شرکت های تسلا و اسپیس ایکس با ۴۲۸ میلیارد دلار قرار دارد ارزش دارایی این فرد اخیراً به مرز نیم تریلیون دلار رسیده است لری الیسون مارک زاکربرگ و جف بزوس در رتبه های بعدی هستند
https://t.me/ExecutiveManagement
ارزش دارایی ثروتمندان آمریکایی به رکورد ۶٫۶ تریلیون دلار رسیده است وفقیرترین آنها ۳٫۸ میلیارد دلار ثروت داردمجله فوربز در چهل و چهارمین ویژه نامه سالانه خود به معرفی۴۰۰ثروتمند برترآمریکایی پرداخته و نوشته تعرفه هاتورم،کاهش آمار اشتغال هیچکدام تاثیری برثروت میلیاردرهای آمریکایی نداشته در یک سال گذشته همگام با جهش بازار سهام وجنون هوش مصنوعی ارزش دارایی۴۰۰ثروتمند آمریکایی به رکورد ۶,۶ تریلیون دلاررسید یک دهه قبل ورود به فهرست فوربز۴۰۰نیازمند ۱٫۷میلیارد دلار ثروت بود در آن زمان ثروت ۳,۸میلیارد دلاری شما را در میانه فهرست جای می داد اما امروز با این رقم جایی بهتر از رتبه ۴۰۰ کسب نخواهید کرد در فهرست امسال ۴ تازه وارد با ثروت ۱۰ میلیارد دلار یا بیشتر تلاش می کنند تا در باشگاه ثروتمندترین ها رتبه بالاتری برای خود دست و پا کنند در صدر فهرست ایلان ماسک مدیر عامل شرکت های تسلا و اسپیس ایکس با ۴۲۸ میلیارد دلار قرار دارد ارزش دارایی این فرد اخیراً به مرز نیم تریلیون دلار رسیده است لری الیسون مارک زاکربرگ و جف بزوس در رتبه های بعدی هستند
https://t.me/ExecutiveManagement