مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.9K photos
786 videos
1.31K files
4.57K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from انجمن مدیران
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎞 توصیه‌های متخصص اعصاب و روان برای کاهش اضطراب در محیط کار

🔹وندی سوزوکی، عصب شناس، دو فعالیت مبتنی بر شواهد را به اشتراک می گذارد که می‌تواند سیستم عصبی شما را آرام و خلاقیت و ارتباط را تقویت کند؛ سوزوکی در ادامه پا را فراتر می‌گذارد و می‌گوید اگر بتوانید اضطراب خود را به چیزی مفید تبدیل کنید، چه؟

👤Wendy Suzuki
➕ همراه با زیرنویس فارسی

#TED
🎖انجمن مدیران، بزرگترین تشکل مدیریتی ایران  @Managersclub
Forwarded from انجمن مدیران
🔖مدیریت تیم بی‌انگیزه؛ کالبدشکافی افسردگی سازمانی و احیای آن

⌛ فراتر از کلیشه‌های انگیزشی؛ این یک راهننای جامع برای مدیرانی است که می‌خواهند با داده‌ها و یافته‌های علمی بر بحران بی‌انگیزگی غلبه کنند. نقشه‌ی راهی دقیق که با رد فرضیه‌های سنتی، ثابت می‌کند چرا مواردی همچون امنیت روانی و خودمختاری، جایگزین‌های واقعی و رایگان برای پاداش‌های مالی هستند.

📜 متن کامل این مقاله را می‌توانید «اینجا» مطالعه نمایید.

📌محتوای این مقاله برگرفته از سلسله جلسات دوره دکتری در MIT Sloan است.
استخراج متن و ویرایش: سارینا لبافی

🥇انجمن مدیران، بزرگترین تشکل #مدیریت در ایران
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from انجمن مدیران
☄️ تسلیم مرجعیت نشو!
✍🏻 رولف دوبلی

💎استنلی میلگرم، روانشناس، در آزمایشی در سال ۱۹۶۱ خطای مرجعیت را به وضوح نمایش داد‌. از افراد تحت آزمایش خواسته شد شوک الکتریکی افزاینده را به شخصی که در طرف مقابلِ یک دیوار شیشه‌ای نشسته وارد کنند. به آنها گفته شد با ۱۵ ولت کار خود را شروع کنند، سپس ۳۰ ولت، ۴۵ ولت و همینطور آن را زیاد کنند تا به حداکثر برسد، یعنی ولتاژ مرگبار ۴۵۰ ولت.

🔸در حقیقت هیچ جریان الکتریکی‌ای وجود نداشت. میلگرم از یک بازیگر استفاده کرده بود تا نقش قربانی را بازی کند، اما اشخاصِ تحت آزمایش از این موضوع بی‌اطلاع بودند.
نتایج، غافلگیرکننده بودند؛ فرد تحت آزمایش به هنگام شنیدن صدای ناله شخص دیگر که در اتاق مجاور به خودش می‌پیچید، می‌خواست وارد کردن شوک را متوقف کند، اما با پروفسور می‌گفت "ادامه بده، آزمایش به همین بستگی دارد." و بیشتر افراد هم به افزایش ولتاژ ادامه می‌دادند. بیش از نیمی از شرکت کننده‌ها ولتاژ را حداکثر کردند، صرفاً به این خاطر که از مرجعیت تبعیت کنند.

🔸در طول دهه گذشته، خطوط هوایی نیز با خطرات خطای مرجعیت آشنا شدند. قبل‌تر، خلبان مثل پادشاه بود. دستورات او زیر سوال نمی‌رفت. اگر کمک خلبان متوجه از قلم افتادن موضوعی می‌شد، از روی احترام یا ترس جرات نمی‌کرد خلبان را از آن مطلع کند. با پی بردن به این رفتار، تقریباً تمام خطوط هوایی از "مدیریت منابع کاری" استفاده می‌کنند که خلبانان و خدمه پرواز را ترغیب می‌کند آزادانه و به سرعت درباره هر موضوعی به بحث بپردازند.
به بیان دیگر آنها به دقت خطای مرجعیت را از کار می‌اندازند. در ۲۰ سال گذشته، مدیریت منابع کاری بیش از هر پیشرفت فنی دیگری توانسته امنیت را برای پرواز ها فراهم کند.

🔸مراجع مسئول همواره به دنبال جلب توجه اند و همیشه راهی پیدا می‌کنند تا وجهه خود را تقویت کنند. در نتیجه هر وقت می‌خواهی تصمیمی بگیری به این فکر کن چه مراجعی ممکن است بر استدلال هایت اثر گذاشته باشند. وقتی به یکی از آنها در واقعیت برخوردی، تمام تلاشت را بکن که در برابرش مقاومت کنی.

📕به‌نقل از کتاب هنر شفاف اندیشیدن

[آموزه‌های‌سازمانی]
🥇انجمن مدیران، بزرگترین تشکل #مدیریت در ایران
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from انجمن مدیران
🔖چرا شرکت‌های بزرگ در بستن قراردادهای عالی مشکل دارند؟

⌛ چرا سازمان‌های بزرگ با وجود تیم‌های زبده، در مذاکرات کلان شکست می‌خورند؟ این مقاله پژوهشی از هاروارد، ریشه مشکل را نه در مهارت افراد، بلکه در دام‌های ساختاری «عاملیت» و «همسویی» می‌داند. با مطالعه این متن دریابید چگونه ساختارهای نظارتی سنتی مانع خلق ارزش می‌شوند و چرا راهکار، تبدیل مذاکره‌کننده از «نماینده» به «حل‌کننده مشکل» است.


📜 متن فارسی کامل این مقاله را می‌توانید «اینجا» مطالعه نمایید.

📌این مقاله در نسخه ژانویه - فوریه ۲۰۲۶ نشریه #Harvard_business_review به چاپ رسیده است.

🥇انجمن مدیران، بزرگترین تشکل #مدیریت در ایران
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from انجمن مدیران
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
▶️ دلیل ساده اما غیرمنتظره‌ای که تیم‌ها را به شکست می‌کشاند

💎در سال ۱۹۹۹، یک مأموریت ناسا به مریخ شکست خورد؛ نه به‌خاطر یک نقص فنی، بلکه چون افراد به درستی منظور هم را نمی‌فهمیدند. تسا وست، استاد دانشگاه نیویورک، بررسی می‌کند که چگونه فرض‌های نانوشته، جزئیات نادیده‌گرفته‌شده و «زبان‌های پنهان» می‌توانند بی‌سروصدا حتی باهوش‌ترین تیم‌ها را هم به شکست بکشانند. وست نشان می‌دهد چگونه تغییرات کوچک در شیوهٔ ارتباط، می‌تواند تفاوت بزرگی در نحوهٔ دریافت و اثرگذاری اطلاعات ایجاد کند.

👤Tessa West
✔️ همراه با زیرنویس فارسی اختصاصی

#TED

🥇انجمن مدیران، بزرگترین تشکل #مدیریت در ایران
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
✳️ بیماری هزینۀ بائومِل

✅ بیماری هزینه بامول (Baumol's cost disease) که توسط ویلیام بامول، اقتصاددان آمریکایی، کشف شده، بیانگر این است که گاهی اوقات، شرکت‌ها هر چقدر هم که تلاش و سرمایه‌گذاری کنند، نمی‌توانند بهره‌وری‌شان را افزایش بدهند.
■ برای مثال، شرایطی را فرض کنید که هر چقدر حقوق و پورسانت فروشندگان‌مان را افزایش می‌دهیم، بهره‌وری آنها افزایش نمی‌یابد و در نتیجه، افزایش حقوق و پورسانت‌شان فقط منجر به افزایش هزینه‌های شرکت می‌شود و تاثیری بر افزایش درآمد شرکت ندارد.
■ این بیماری بیشتر در شرکت‌های خدماتی که برای ارائه خدمات‌شان به انسان‌ها وابسته‌اند، مثل بیمارستان‌ها، موسسات آموزشی، هتل‌ها و غیره رخ می‌دهد.
■ شرکتی که دچار بیماری هزینه می‌شود، بهتر است برای افزایش بهره‌وری و درآمدش، به جای سرمایه‌گذاری روی عوامل تولید، مثل نیروی انسانی، روی عوامل بازار، مثل قیمت سرمایه‌گذاری کند.
■ به بیان دیگر، وقتی متوجه می‌شویم با افزایش حقوق و پورسانت فروشندگان، درآمدمان افزایش نمی‌یابد، بهتر است به جای این کار، سرمایه مورد نظرمان روی افزایش محبوبیت و شهرت برندمان هزینه کنیم تا بعد از آن بتوانیم قیمت‌مان را افزایش بدهیم تا از این طریق، درآمدمان افزایش پیدا کند
✳️ کار به‌مثابه پناه/ سازمان به مثابه پناهگاه". مسئولیت اجتماعی سازمان در خلق محیط آرام و امن، در زمانه اضطراب اجتماعی و هنگامه انتهای سال کاری

✍دکتر فاطمه قیطرانی

✅ ویکتور فرانکل معنا را "پناه انسان در دل رنج" می‌دانست، در ایران امروز نیز کار و محل کار می‌توانند—و باید—به یکی از تکیه‌گاه‌های معنا، ارتباط انسانی و تاب‌آوری روانی تبدیل شوند. بخش قابل‌توجهی از جامعه با ترکیبی از فشارهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مواجه شده که آثار آن به‌طور مستقیم وارد زندگی روزمره و کاریشان شده است.
■ کاهش قدرت خرید، نااطمینانی به آینده، تضعیف احساس امنیت و فرسایش امید اجتماعی، صرفاً متغیرهای اقتصادی یا سیاسی نیستند؛ بلکه تجربه زیسته کارکنان اند که تمرکز، انگیزه، روابط کاری و سلامت روان آنان را هدف گرفته اند.
نادیده‌گرفتن این واقعیت، نه نشانه بی‌طرفی مدیریتی، بلکه ساده‌سازی ریسک زمینه‌ای است که سازمان‌ها به طور غیر قابل اجتنابی در آن فعالیت می‌کنند.
■ پرسش اصلی دیگر آن نیست که «آیا این شرایط بر کارکنان اثر گذاشته است یا نه؟»، بلکه آن است که سازمان‌ها چگونه می‌خواهند در چنین بستری عمل کنند؟ آیا به فضایی در خلا که تشدید اضطراب، بی‌ثباتی و فرسودگی می کند تبدیل شوند؟ یا به یکی از نقاط اتکا برای حفظ معنای زندگی، ارتباط انسانی و حداقلی از امنیت روانی؟ پاسخ مستقیماً به رویکرد سازمان‌ها نسبت به انسان وابسته است.
■ کار به مثابه معنا، یعنی ارتباط و بودن در اجتماع امن.
هانا آرنت در " وضع بشر"، کار را بخشی از کنش انسانی می‌داند که فرد با آن، خود را در جهان مشترک با دیگران معنا می‌کند.
■ فرانکل، انسان را حتی در شرایط دشوار، اگر معنایی برای بودن و ماندن داشته باشد، تاب‌آور می داند؛ و محل کارِ معنادار، انسان را به عنوان موجودی اجتماعی، هیجانی و آسیب‌پذیر به رسمیت می شناسد.
چنین محیطی، معنای ماندن می‌سازد؛ نه از جنس اجبار، بلکه از جنس تعلق، بویژه برای کارکنانی که بسیاری از تکیه‌گاه‌های بیرونی خود را از دست داده اند.
■ مدیران و کارفرمایان باید در شرایط مضطرب و شکننده محیط،  نگهبان امنیت روانی باشند نه منبع اضطراب!
■ برای بسیاری از کارکنان، پایان سال زمان ارزیابی عملکرد، اوج اضطراب معیشتی و نااطمینانی نسبت به آینده شغلی سال بعد است و رویکرد مدیران باید ایجاد إحساس همراهی و ماندگاری، سلامت روان و امنیت شغلی و معیشتی باشد!  تأکید افراطی بر ارزیابی‌های سخت‌گیرانه، تهدیدهای ضمنی، تاخیر در پرداخت های آخر سال و  اخراج خاموش، روان کارکنان را شکننده تر و اعتماد سازمانی را منهدم می کند.
■ توصیه می کنم در این روزها:
📌پیام روشنی از تمایل به حفظ کارکنان و همراهی با آنان برای سال آینده بفرستید؛
📌امنیت شغلی و روانیشان را به‌عنوان نیاز انسان به رسمیت بشناسید و بر رفتارهای مضطربشان برچسب نزنید!
📌اگر تصمیم قطع همکاری دارید البته با بررسی کامل و شفاف، وارد بازی های اخراج خاموش و طولانی کردن اخراج نشوید و سریعتر به آنان اعلام و اجازه دهید از زمان برای یافتن شغل جدید اقدام کنند!
📌بر پرداخت زود هنگام و یا به موقع و با مبلغ بیشتر و منصفانه پاداش، سنوات، عیدی و حمایت معیشتی اقدام کنید!
📌بر بخشش یا تخفیف یا تعویق کسورات و وام ها اقدام کنید!
📌ارتقا شغلی کارکنان در ابتدای سال آینده را در همین روزهای انتهای سال انجام دهید!
📌ارزیابی عملکرد را به تعویق بیندازید!
📌از رفتارهای سیاسی کاسته و بر رفتارهای انسانی بیفزایید؛ بی توقع این کار را بکنید؛ حتی در مورد کسانی که عملکرد خوبی ندارند؛ هدف امنیت و آرامش روح و جسم انسانهاست و بس!
گاهنامه مدیر
Forwarded from اکوایران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📹 تیتر یک | بازارهای صعودی در سایه ریسک‌های انباشته؛ اصلاح ناگهانی در راه است؟

▫️اقتصاد جهانی در آستانه سال ۲۰۲۶ در وضعیتی از «انتظار هوشیارانه» قرار گرفته است؛ جایی میان تاب‌آوری نسبی و ریسک‌های انباشته‌شده.

▫️ تازه‌ترین نظرسنجی مجمع جهانی اقتصاد نشان می‌دهد اگرچه بیش از نیمی از اقتصاددانان ارشد انتظار تضعیف شرایط را دارند، اما شدت بدبینی نسبت به سال گذشته کاهش یافته است.

▫️بازارهای مالی، علی‌رغم محیطی پرتنش، همچنان صعودی‌اند و همین موضوع پرسش‌هایی جدی درباره پایداری ارزش‌گذاری‌ها و احتمال اصلاح‌های ناگهانی ایجاد کرده است.

▫️در این میان، هوش مصنوعی به مهم‌ترین متغیر ساختاری اقتصاد جهانی بدل شده؛ نیرویی که می‌تواند بهره‌وری را جهش دهد، اما در عین حال توزیع نامتوازن منافع، شکاف‌های منطقه‌ای و اختلالات شغلی را تشدید کند.

▫️بدهی‌های عمومی و خصوصی، میراث یک دهه سیاست‌های انبساطی، به خط مقدم تصمیم‌گیری‌های مالی بازگشته‌اند و دولت‌ها را ناگزیر به بازتعریف اولویت‌های بودجه‌ای کرده‌اند؛ از دفاع و انرژی گرفته تا زیرساخت‌های دیجیتال.

📺 @ecoiran_webtv
نقش‌های سه‌گانه رهبران دیجیتال.pdf
855.1 KB
هر چقدر پیشرفت‌های تکنولوژیک بیشتر و سریع‌تر می‌شود، میزان درهم‌آمیختگی و وابستگی #کسب‌و #کارها به تکنولوژی‌های نوین و در رأس آنها تکنولوژی‌های دیجیتال بیشتر می‌شود. در این میان، #رهبران و #مدیران ارشد #سازمان‌ها و #شرکت‌ها نقشی کلیدی و انکارناپذیر دارند؛ نقشی که شامل هدایت درست و هدفمند #تیم‌ها و #کارکنان در عصر تحول دیجیتال، مدیریت ابهام‌ها و پیچیدگی‌های ناشی از پیشرفت و تنوع فناوری‌های دیجیتال، و در نهایت الهام‌بخشی به آنان برای دستیابی به بالاترین سطح #خلاقیت و #نوآوری است...-https://t.me/NickSun
کنارهم #خردمند و #قوی تر هستیم
مهم است در #تصمیم_گیری کسی که هر و از بر تشخیص میدهد کنارمان باشد.
🌟🌟🌟🌟🌟🌟
میان چوپانان صدای "هِر" برای طلبیدن گوسفندان و "بِر" برای جلو راندنشان استفاده میشد و اگر چوپانی آنرا نمیدانست یعنی از اصول پرت بود!

به همین دلیل میگفتند هِر را از بِر تشخیص نمیدهد.
✳️ افزایش کاریزما با ۱۰ نکته‌

✅ با کمی کاریزما می‌توانید مدیر، سیاستمدار، پدر یا مادر و یا مربی کارآمدی باشید. کاریزما یکی از عوامل موفقیت در رهبری است. در گذشته‌های دور هم، رهبران و شخصیت‌های کاریزماتیک وجود داشتند. این رهبران وقتی ظاهر می‌شدند که جامعه برای مواجهه با جنگ یا حادثه‌ای دیگر به اتحاد سریع مردم نیاز داشت. آنها توانایی متحد کردن افراد زیادی را دارند. آنها می‌توانند مردم را تشویق کنند تا برای موفقیت گروه از خودگذشتگی کنند. این افراد قدرت کاریزماتیک دارند. مثلا وینستون چرچیل، مارتین لوتر کینگ و نلسون ماندلا.
● در ظاهر، این‌ها هیچ ربطی به دنیای تجارت یا آموزش ندارند، ولی در این حوزه‌ها هم کمی کاریزما می‌تواند تأثیر زیادی داشته باشد. حالا شما کاریزما دارید؟ اگر ندارید، نگران نباشید. چون با تمرین آن را به‌دست می‌آورید.محققان روش‌های زیادی را برای بهبود کاریزما ابداع کرده‌اند. اگر می‌خواهید کاریزمای شخصی خود را بهبود ببخشید، به موارد زیر توجه کنید:
■ از استعاره ا‌ستفاده کنید.
مثلا «ما رقبای خود را به‌زانو درآورده‌ایم»، «باید مسیر خود را تغییر دهیم». استعاره نشان می‌دهد چقدر باهوش هستید.
■ از داستان و مَثَل استفاده کنید.
داستان‌های شخصی بهتر در یاد مخاطب می‌مانند.
■ جنبه‌ی اخلاقی را نشان دهید. مثلا بگویید: «این کار درست است».
نشان می‌دهید رهبر درست‌کاری هستید و صداقت دارید.
■ روی احساسات جمعی تأکید کنید. «قوی‌تر خواهیم شد.» با این کار به مخاطب نشان می‌دهید نگران رفاه آنها هستید، نه نگران خودتان.
■ انتظارات زیادی برای خود و پیروان خود داشته باشید.
نشان می‌دهد باید قوی باشید تا بتوانید از پس بحران‌ها بربیایید.
■ اعتماد به‌نفس خود را به دیگران نشان دهید.
اعتمادبه‌نفس شما نشان می‌دهد چرا افراد باید از شما پیروی کنند نه از دیگران!
■ از استفهام انکاری استفاده کنید. «چرا باید به حرف من گوش دهید؟»
دیدگاه خود را به دیگران منتقل می‌کنید.
■ حواس‌تان به تأثیر زبان بدن باشد.
مثلا بلندکردن دستان، بالابردن انگشت شصت یا جلودادن سینه.
این حرکات (زبان بدن) باعث می‌شوند بزرگ‌تر، بهتر و مهم‌تر به نظر برسید.
■ به حالت‌های صورت‌تان توجه کنید.
مثلا لبخند زدن، تکان‌دادن سر یا آرام به‌نظر رسیدن. مخاطبان ناخودآگاه این حالت‌های صورت را تقلید می‌کنند. این باعث می‌شود حس بهتری داشته باشند.
■ تُن صدای خود را بالا و پایین ببرید. باعث می‌شود مخاطبان به همه‌ی سخنرانی شما گوش دهند. قبل از شروع سخنرانی، شاید بهتر باشد اول مهارت‌های کاریزماتیک را جلوی آینه یا عزیزان‌تان تمرین کنید.
■ از کجا می‌فهمید کاریزمای خود را بهبود بخشیده‌اید؟ اگر بتوانید کودکان خود را بدون شکایت به رختخواب بفرستید و کاری کنید سبزیجات بخورند، حتما موفق هستید!
منبع: psychology today
✳️ اهمیت تاثیر اولیه در متقاعدسازی

🔴کوین هوگان در کتاب ارزشمند خود به نام «۵۳ اصل متقاعدسازی» می‌نویسد:
به طور کلی، در برقراری ارتباط با دیگران، اولین ثانیه‌های برخورد بسیار مهم است و به خصوص در تاثیرگذاری و متقاعد کردن مخاطب، تاثیر فوق‌العاده‌ای دارد.
■ برداشت اولیه طرف مقابل از ما در زمان کوتاهی در حدود ۱۲ ثانیه شکل می‌گیرد و حتی برخی از محققان آن را به کوتاهی ۳ ثانیه نیز دانسته‌اند
■ برداشت اولیه طرف مقابل از ما به صورت ناخودآگاه روی موضع‌گیری‌ها، رفتار و گفتار طرف مقابل تاثیر گذاشته و به سختی می‌توان آن را تغییر داد. برای همین، اگر می‌خواهید تاثیر اولیه خوبی روی طرف مقابل‌تان بگذارید، نکات زیر را به خاطر بسپارید.
■ لبخند را فراموش نکنید.
لبخند و روی گشاده نیرومندترین ابزار برای ایجاد برداشت اولیه خوب و مثبت است. وقتی دیگران لبخند و روی باز شما را می‌بینند، احساس می‌کنند با فردی دوست‌داشتنی و قابل اعتماد مواجه‌ شده‌اند.
■ رفتار خود را کنترل کنید.
باید تمام جزئیات رفتار شما در لحظه ورود به اتاق یا صحنه سخنرانی یا آغاز یک گفتگو، کاملاً حساب شده، جذاب، دوستانه و احترام‌آمیز باشد.
■ محکم و استوار دست بدهید.
دست دادن یکی از سریع‌ترین و موثرترین راه‌های برقراری ارتباط است. دست دادن محکم، شما را مطمئن و مورد اعتماد نشان می‌دهد.
■ ارتباط چشمی برقرار کنید.
در هنگام مکالمه، نگاه کردن به چشم طرف مقابل در ایجاد ارتباط و جلب اعتماد او بسیار موثر است.
■ نشان دهید که شنونده خوبی هستید.
به طرف مقابل‌تان نشان بدهید که می‌خواهید حرف‌ها، نظرات و خواسته‌های او را به طور دقیق و کامل بشنوید. وقتی خودتان را مشتاق شنیدن نشان می‌دهید، گام موثری در ایجاد برداشت اولیه مطلوب برمی‌دارید.
■ هرگز تأخیر نکنید.
به هیج وجه دیر سر قرار حاضر نشوید چون تاخیر باعث می‌شود قبل از این که ارتباط شروع شود، به بی‌ملاحظه بودن، بی‌توجهی، بی‌نظمی و بی‌دقتی متهم شوید.
■ تمرکز کنید.
به هیچ وجه نگذارید مسائل حاشیه‌ای و افکار نامربوط، فرصت حیاتی تاثیرگذاری اولیه را از شما بگیرند. قبل از شروع ملاقات، نفسی عمیق بکشید و تمام توجه و تمرکز خود را صرف نحوه برقراری ارتباط با طرف مقابل بکنید.
■ در مراسم معرفی عجله نکنید.
هنگام معرفی، با دقت به اسامی و عنوان‌های طرف مقابل‌تان توجه کنید و آنها را خوب به خاطر بسپارید.
✳️ ما بروشور متحرک نیستیم.

✅ استفان شیفمن در کتاب خود به نام «۱۰۱ استراتژی برای موفقیت در فروش» می‌نویسد:
فروشندگان آماتور به اشتباه تصور می‌کنند: اگر بتوانیم شرکت و محصول‌مان را به خوبی معرفی کنیم و جزییات فنی آن را به طور دقیق برای مشتری توضیح بدهیم، قطعاً وظیفۀ اصلی‌مان را انجام داده‌ایم و موفق می‌شویم.
■ این دسته از فروشندگان وقتی بعد از شروع معرفی شرکت و محصول‌شان با قیافه‌های عبوس مشتریان و عدم موفقیت در فروشندگی مواجه می‌شوند، تازه یاد این ضرب‌المثل قدیمی در فروش می‌افتند: ما بروشور متحرک نیستیم!
■ این ضرب‌المثل به ما تاکید می‌کند که نباید فروشندگی را با ارائه اطلاعات دقیق دربارۀ شرکت و محصول‌مان به مشتری اشتباه بگیریم.
■ در حقیقت، اگر فروشندگی را در ارائه اطلاعات به مشتری خلاصه کنیم، آن وقت چه فرقی بین ما به عنوان فروشنده و یک بروشور وجود دارد؟
■ علاوه بر این، اگر فروشندگی را در حفظ کردن بروشور محصول و توضیح آن به مشتری با شیوه‌ای جذاب خلاصه کنیم، آن وقت چه فرقی بین ما و فروشندگان رقبا وجود دارد؟
■ شخصاً معتقدم فروشندگانی که بروشور متحرک و سخنگو هستند، هیچ ارزشی برای مشتریان خلق نمی‌کنند و در نتیجه، کاملاً طبیعی است که مرتب از مشتری «نه» می‌شنوند.
■ پس اگر می‌خواهیم نرخ «نه» شنیدن از مشتریان را کاهش بدهیم، باید عادت‌مان به «بروشور سخنگو بودن» را ترک کنیم و به این مساله بیاندیشیم که چگونه می‌توانیم با خلق ارزش برای مشتری و مرتبط کردن محصول یا خدمت پیشنهادی‌مان با نیازهاو خواسته‌ها
گاهنامه مدیر
Forwarded from انجمن مدیران
☄️ قانون قدرت برتر در مذاکرات

💎برایان تریسی در کتاب «۱۰۰ قانون موفقیت در تجارت» می‌نویسد: توانایی ما در تشخیص درست قدرت خود و طرف مقابل‌مان در مذاکره، یکی از نکات ضروری برای موفقیت در هر مذاکره‌ای است.

🔹بر این اساس، افزایش قدرت‌مان در مذاکره، یکی از مهم‌ترین وظایف ماست که برای این منظور می‌توانیم از این ۱۰ منبع اصلی کسب قدرت مذاکراتی استفاده کنیم:

◽️۱. قدرت بی‌اعتنایی
به طور کلی، هر کسی که نسبت به موفقیت یا عدم موفقیت مذاکره بی‌اعتناتر باشد، قدرت بیشتری در مذاکره دارد.

◽️۲. قدرت کمیابی
اگر به طرف مقابل ثابت کنیم که پیشنهادمان یک پیشنهاد منحصر به فرد است که جای دیگری به او ارائه نمی‌کنند، قدرت‌مان در مذاکره افزایش می‌یابد.

◽️۳. قدرت اختیار
باید به طرف مقابل ثابت کنیم توانایی و اختیار کافی برای تصمیم‌گیری را داریم تا مرعوب ما شود.

◽️۴. قدرت جسارت
می‌توانیم با نشان دادن تمایل‌مان به پذیرش ریسک ترک مذاکره، قدرت‌مان را افزایش بدهیم.

◽️۵. قدرت تعهد
در این نوع قدرت، به طرف مقابل ثابت می‌کنیم که متعهد به یافتن راه‌حلی برای موفقیت مذاکره هستیم و اگر مذاکره شکست بخورد، مقصر اصلی او است نه ما.

◽️۶. قدرت تخصص
در مذاکره به طرف مقابل نشان می‌دهیم که اطلاعات بیشتری از او داریم و در نتیجه قدرت‌مان هم بیشتر است.

◽️٧. قدرت شناخت طرف مقابل
در طول مذاکره به طرف مقابل ثابت می‌کنیم که با نیازها، خواسته‌ها و شرایط او کاملاً آشنا هستیم و در نتیجه نمی‌تواند به ما دروغ بگوید یا بلوف بزند.

◽️٨. قدرت همدلی
به طور کلی اگر طرف مقابل احساس کند که با او رو راست و همدل هستیم، معمولاً در مذاکره انعطاف بیشتری از خودش نشان می‌دهد.

◽️٩. قدرت تشویق و تنبیه
اگر طرف مقابل‌مان به این نتیجه برسد که توانایی تشویق یا تنبیه او را داریم، قدرت‌مان افزایش می‌یابد.

◽️١٠. قدرت سرمایه
بدون شک، هر کسی که سرمایۀ مالی و غیرمالی بیشتری در مذاکره داشته باشد، قدرت بیشتری هم دارد.

[مارکتینگ‌آز]
🥇انجمن مدیران، بزرگترین تشکل #مدیریت در ایران
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from انجمن مدیران
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
▶️ پرسشی که شرکت من را از ورشکستگی نجات داد

💎به‌گفتهٔ شارون پرایس، مدیرعامل شرکت Build-A-Bear، هر موفقیتی از دل آغاز می‌شود؛ حتی عمل‌گرایانه‌ترین طرح‌های کسب‌وکار. او روایت می‌کند که چگونه با رهبریِ رویکردی مبتنی بر معنا و هدف، شرکت محبوب خرس‌های عروسکی را از ورشکستگی نجات داد و دوباره به سودآوری جهانی رساند؛ آن هم فقط با مطرح‌کردن یک پرسش قدرتمند.

👤Sharon Price
✔️ همراه با زیرنویس فارسی اختصاصی

#TED

🥇انجمن مدیران، بزرگترین تشکل #مدیریت در ایران
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1
*فرضیه درآمد دائمی فریدمن*

ناوال راویکانت

ترجمه: دورنمای اقتصاد

«یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات این است که سیاست‌ها و برنامه‌ها را بر اساس نیت‌هایشان قضاوت کنیم نه بر اساس نتایجشان.»
مشهورترین جمله فریدمن، درسی ماندگار درباره ثروت را در خود دارد. هر منفعتی هزینه‌ای دارد، حتی اگر پنهان یا با تأخیر باشد. در سرمایه‌گذاری، کسب‌وکار و سیاست‌گذاری عمومی، ثروت با درک بده‌بستان‌ها، مشوق‌ها و پیامدهای بلندمدت ساخته می‌شود، نه با میان‌بُرها.

میلتون فریدمن یکی از تأثیرگذارترین متفکران قرن بیستم بود. او برنده جایزه نوبل اقتصاد (۱۹۷۶) و استاد دانشگاه شیکاگو بود و به‌طور گسترده به‌عنوان پدر پول‌گرایی مدرن و یکی از رهبران مکتب نئوکلاسیک شیکاگو شناخته می‌شود.
آثار فریدمن جهان را از مداخله سنگین دولت (کینزی‌گرایی) دور کرد و دوباره به سمت سرمایه‌داری بازار آزاد بازگرداند. او مدافع سرسخت آزادی فردی بود و استدلال می‌کرد که آزادی اقتصادی پیش‌شرط ضروری آزادی سیاسی است. فریدمن معتقد بود ثروت و موفقیت اقتصادی با نتایج تعیین می‌شوند، نه با نیت‌های خوب.

برای سرمایه‌گذاران، این درس بسیار حیاتی است. در دنیای مالی، داستان‌ها و وعده‌ها اغلب توجه را جلب می‌کنند. مدیران عامل از چشم‌اندازهای انقلابی سخن می‌گویند. دولت‌ها برنامه‌های اقتصادی بلندپروازانه اعلام می‌کنند. استارتاپ‌ها وعده دگرگونی صنایع را می‌دهند. اما همان‌طور که فریدمن تأکید می‌کرد، ثروت از طریق نتایج قابل اندازه‌گیری ایجاد می‌شود—جریان نقدی، حاشیه سود و بازده—نه روایت‌ها.
مشهورترین نقل‌قول فریدمن درباره این اصل ساده اما قدرتمند است:

«یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات این است که سیاست‌ها و برنامه‌ها را بر اساس نیت‌هایشان قضاوت کنیم نه بر اساس نتایجشان.»

برای سرمایه‌گذاران، این یک زنگ هشدار است. این جمله یادآوری می‌کند که شرکت‌ها، سیاست‌ها و فرصت‌های سرمایه‌گذاری باید بر اساس داده‌ها و پیامدها ارزیابی شوند. پیروی از نیت‌ها بدون شواهد می‌تواند ثروت را از بین ببرد.

فریدمن به‌عنوان یکی از بنیان‌گذاران اقتصاد نئوکلاسیک، معتقد بود افراد به‌صورت عقلایی برای بیشینه‌سازی مطلوبیت عمل می‌کنند. برای شما، این به معنای توجه به مشوق‌هاست. نپرسید یک شرکت می‌گوید چه می‌خواهد انجام دهد؛ ببینید مشوق‌های بازار آن را به چه کاری وادار می‌کنند. نتایج، راه بازار برای گفتن حقیقت هستند.

در جهانی که «سرمایه‌گذاری اثرگذار» و مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها مورد توجه قرار گرفته‌اند، بینش‌های فریدمن همچنان مرتبط‌اند. راهنمایی او سرمایه‌گذاران را تشویق می‌کند بر کارایی، مشوق‌ها و نتایج قابل اندازه‌گیری تمرکز کنند. درک دیدگاه او می‌تواند به حفاظت از پرتفوی شما و تیزتر شدن تصمیم‌گیری‌ها کمک کند.

تمرکز بر نتایج، نه وعده‌ها

توصیه فریدمن به‌ویژه برای سرمایه‌گذاران امروز بسیار مرتبط است. شرکت‌ها اغلب چشم‌اندازهایی از آینده می‌فروشند—انقلاب انرژی پاک، فناوری‌های تحول‌آفرین یا پلتفرم‌های مالی جدید. هرچند هیجان‌انگیزند، اما این نیت‌ها تضمین‌کننده موفقیت مالی نیستند. سرمایه‌گذاران باید نتایج را تحلیل کنند: آیا سود در حال رشد است؟ آیا جریان نقدی پایدار است؟ آیا بازده حقوق صاحبان سهام و حاشیه‌ها سالم‌اند؟

نادیده گرفتن نتایج به خاطر جذابیت نیت‌های خوب می‌تواند پرهزینه باشد. برای مثال، استارتاپ‌هایی با ارزش‌گذاری‌های بالا ممکن است وعده دگرگونی بازار بدهند اما در ایجاد درآمد پایدار ناکام بمانند. درس فریدمن: روایت‌ها در برابر عملکرد قابل اندازه‌گیری در درجه دوم قرار دارند.

افزون بر این، تمرکز بر نتایج به مدیریت ریسک کمک می‌کند. با ارزیابی عملکرد تاریخی و صورت‌های مالی، سرمایه‌گذاران می‌توانند میان شرکت‌هایی که بازده ملموس ارائه می‌دهند و آن‌هایی که به هیاهو متکی‌اند تمایز قائل شوند. این رویکرد منضبط، تاب‌آوری پرتفوی و رشد بلندمدت ثروت را بهبود می‌بخشد.
اولویت سهامداران: سود در درجه اول برای ثروت پایدار

فریدمن همچنین ایده‌ای بحث‌برانگیز اما کلیدی را برجسته کرد: مسئولیت اجتماعی اصلی یک کسب‌وکار، بیشینه‌سازی سود است. به بیان خودش:
«یک و تنها یک مسئولیت اجتماعی برای کسب‌وکار وجود دارد—استفاده از منابع خود و مشارکت در فعالیت‌هایی که برای افزایش سود آن طراحی شده‌اند، مادامی که در چارچوب قواعد بازی عمل کند.»

برای سرمایه‌گذاران، این اصل حیاتی است. وقتی شرکتی اهداف اجتماعی را بر سود مقدم می‌دارد، ثروت سهامداران ممکن است آسیب ببیند. فریدمن استدلال می‌کرد افرادی که می‌خواهند از اهداف اجتماعی حمایت کنند، باید این کار را شخصاً انجام دهند، نه با تکیه بر شرکت‌ها. سرمایه‌گذاری در شرکت‌هایی که بر کارایی و سودآوری تمرکز دارند با خلق ثروت بلندمدت هم‌راستاست.