مدیریت اجرایی
3.04K subscribers
12.8K photos
785 videos
1.31K files
4.57K links
ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵
(۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه
Download Telegram
تاکتیک های افتصاد رفتاری مشتری؟!
💯2
👆✳️ ۹تاکتیک اقتصادرفتاری
برای تاثیرگذاری بر مغزمشتری


✅ چرا مشتریان "منطقی" تصمیم گیری نمی‌کنند؟
در گذشته تصور می‌شد که مشتری صرفاً بر اساس منطق تصمیم می‌گیرد و برای تصمیم‌های خود استدلال‌های دقیقی دارد.

اما تحقیقات گسترده بر رفتار انسان به خصوص پس از سال ۲۰۰۰ که مطالعات علوم اعصاب بسیار گسترش یافت، به این نتیجه رسیدند که ما انسان‌ها اغلب به طرز عجیبی غیرمنطقی هستیم و بر اساس هیجان و غریزه تصمیم‌گیری می‌کنیم اما این انتخاب‌ها را منطقی توجیه می‌کنیم و دقیقاً همین‌جاست که اقتصاد رفتاری وارد می‌شود. علمی که ترکیبی از علوم اعصاب، علوم اجتماعی، روان‌شناسی و اقتصاد است، و به ما کمک می‌کند بفهمیم چرا انسان برخی تصمیمات را حتی وقتی خلاف منافع‌‌شان است اتخاذ می‌کنند.
■ یکی از قلب‌های تپنده‌ی اقتصاد رفتاری، مفهومی به اسم سوگیری‌های شناختی است.
مغز ما برای صرفه‌جویی در انرژی، از میان‌برهای ذهنی استفاده می‌کند تا برای هر تصمیم نیاز به استفاده از استدلال‌های مغز پرمصرف منطقی خود نداشته باشد. این میان‌برها سریع هستند ولی همیشه درست نیستند!
● مثلا در سوگیری تأیید (Confirmation Bias) مشتری دنبال شواهدی می‌گردد که نظر اولیه‌اش را تأیید کند؛ نه آنچه واقعیت را کامل‌تر نشان بدهد یا در
● اثر لنگر (Anchoring Effect) وقتی عدد اولی که به گوش مشتری می‌رسد (مثلاً قیمت اولیه‌ی یک دوره یا تخفیف مقایسه‌ای)، تبدیل به نقطه‌ی مرجع تمام قضاوت‌های بعدی مشتری می‌شود.
در این فرستاده ۹ سوگیری شناختی به صورت خلاصه همراه با مثال‌های واقعی ارائه شده است.

اگر این مفهوم براتون جذاب هست پیشنهاد می‌کنم  درباره‌ مفهوم سوگیری‌های شناختی در همین کانال جستجو کنید و با این اشتباهات تصمیم گیری آشنا شوید.

🔺اگر فکر می‌کنید این محتوا می‌تواند برای همکاران یا دوستانتان هم مفید باشد، لطفاً فرستاده رو برایشان ارسال کنید.🤝
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دکتر آشبون معتقد است برای آنکه «منابع انسانی» در سازمانوها به «شریک تجاری کسب‌وکار» یا همان «HRBS» تبدیل شود باید نقشی به مثابه «مدیریت برج کنترل» در سیستم هواپیمایی را عهده دارشود.او سعی نموده مراحل قدم به قدم این تبدیل را در غالب یک مدل فرآیندی توضیح دهد.
امیدوارم برایتان مفید باشید🌱
✳️ جایگاه استراتژیک، ذهنیتی تاکتیکی! مینتزبرگ معتقد است هر بخش از سازمان (از بدنه عملیاتی تا بخش عالی) وظیفه خاص خود را دارد. اما یک مشکل بزرگ در خیلی از سازمان های ما وجود دارد: «جابه جایی نقش ها!» مدیری که به جای ترسیم مسیر آینده، درگیر جزئیات کوچک اجرایی است، در واقع یک «بخش میانی» (Middle Line) است که به اشتباه در «بخش عالی» (Strategic Apex) نشسته. تفاوت اینجاست:
- مدیر تاکتیکی می پرسد: «چطور این کار را سریعتر انجام دهیم؟»
- مدیر استراتژیک می پرسد: «آیا اصلاً این کار را باید انجام دهیم؟» اگر در سازمانی هستید که مدیرش «استراتژی» را با «لیست کارهای روزمره» اشتباه گرفته، بدانید که این سازمان درجا می زند. چون خلبان هواپیما به جای رادار، چشمانش را به داشبورد دوخته است.
💬 آیا با این مشکل در محیط کاریتان مواجه هستید؟
✳️ آخرین گزارش بانک مرکزی تصویری نگران‌کننده از اقتصاد ایران در سال ۱۴۰۴ ارائه می‌دهد، زیرا مسئله فقط ثبت رشد منفی (۰.۷-%) نیست، بلکه افت هم‌زمان در بخش‌های پیشران و به‌ویژه سقوط شدید تشکیل سرمایه ثابت ناخالص (۱۱.۹-%) نشان می‌دهد که اقتصاد نه‌تنها در تولید فعلی دچار ضعف شده، بلکه ظرفیت رشد آینده خود را نیز از دست می‌دهد. منفی شدن رشد بدون نفت (۱.۱-%) بیانگر آن است که ضعف اصلی در بخش‌های مولد داخلی ریشه دارد و رشد مثبت نفت نیز بیشتر نقش پوشاننده دارد تا درمان‌کننده. رکود سنگین در ساختمان، افت صنعت و کاهش سرمایه‌گذاری در ماشین‌آلات به این معناست که بنگاه‌ها یا توان توسعه ندارند یا چشم‌انداز آینده را پرریسک می‌بینند؛ وضعیتی که می‌تواند در سال‌های بعد به کاهش اشتغال، افت بهره‌وری و فرسایش بیشتر توان رقابتی اقتصاد منجر شود. در مجموع، پیام اصلی گزارش این است که خطر امروز فقط رکود نیست، بلکه تضعیف پایه‌های رشد فرداست.
پرامپت های حرفه ای
🙏1
مهارت های کلیدی سال ۲۰۳۰ ؟!
مهارت های نرم رهبری کاریزماتیک
👆✳️ ۱۰ شایستگی اصلی در مهارت های نرم رهبری کاریزماتیک
✅ برای تبدیل شدن به یک رهبر تأثیرگذار، تخصص فنی کافی نیست؛ شما به "مهارت های نرم" نیاز دارید تا قلبوها و ذهن ها را همراه کنید.
۱. شنود فعال:قبل از ارائه راهکار، اجازه دهید فرد کاملاً شنیده شود. با گفتن «درست متوجه شدم که...؟» اطمینان حاصل کنید.
۲. کنترل هیجان:در لحظات بحرانی و متشنج، ۳ ثانیه مکث کنید و سپس یک سوال آرام بپرسید. آرامش شما مسری است.
۳. ارتباط شفاف: همیشه توضیح دهید که تصمیمات شما چه معنا و تأثیری روی زندگی و کار تیمتان دارد. ابهام را از بین ببرید.
۴. همدلی: قبل از نصیحت کردن، بپرسید «چه چیزی کار را برایت سخت کرده؟». آدم ها را پشت اعداد و ارقام ببینید.
۵. بازخورد سازنده: به جای تخریب، راه رشد را نشان دهید. بگویید چه چیزی خوب بود، چه چیزی باید اصلاح شود و شکل ایدهآل کار چیست.
۶. مدیریت تعارض: اجازه ندهید تنشها به کینه تبدیل شوند. زود وارد عمل شوید و روی حل مسئله تمرکز کنید، نه مقصر یابی.
۷. انعطافپذیری: وقتی برنامه ها عوض می شود، به جای شکایت، بپرسید: «حالا چه چیزی را باید متوقف، شروع یا ساده تر کنیم؟» ۸. مسئولیت پذیری: مسئولیت نتایج را بپذیرید. به جای مقصر دانستن دیگران، بپرسید «چه درسی گرفتیم و نفر بعدی که مسئول است کیست؟»
۹. قدردانی:رفتارهایی که دوست دارید تکرار شوند را تشویق کنید. به جای تشویقِ صرفِ "نتیجه"، "تلاش و مسیر" را تحسین کنید.
۱۰. اعتمادسازی:ثبات قدم داشته باشید. همان کاری را انجام دهید که قول دادهاید، و اگر تغییری پیش آمد، شفاف علت را توضیح دهید.
https://t.me/ExecutiveManagement
✳️ تفاوت کوچینگ، مشاوره و منتورینگ در چیست؟
✅ این عناوین با سایر رشته های کمک کننده چه تفاوت هایی دارد؟
توجه به مثال زیر می تواند برای فهم این موضوع بسیار کمک کننده باشد:
◾منتور کسی است که از بالای کوه هدایتتان می کند؛
◾مشاور کسی است که از پایین کوه شما را راهنمایی می کند.
◾کوچ کسی است که در طول مسیر کوه نوردی همراه شماست؛
✅ شاخص ترین تفاوت کوچینگ با سایر رشته های مشابه این است که در کوچینگ، تمرکز اصلی بر روی آینده و رسیدن به اهداف مشخص است، نه بر ریشه یابی مشکلات گذشته. همچنین، کوچینگ برای افرادی که دارای اختلالات رفتاری یا اخلاقی هستند، توصیه نمی شود.
زیرا کوچینگ بیشتر به توسعه مهارت ها، رسیدن به اهداف، و بهبود_عملکرد شخصی یا حرفه ای تمرکز دارد. افرادی که نیاز به رسیدگی به مشکلات روانی یا اخلاقی دارند، بهتر است از خدمات مشاوره یا درمان استفاده کنند، زیرا این خدمات برای کمک به شناسایی و درمان مشکلات عمیقتر و پیچیدهوتر، مناسبتر هستند.
سناریوهای رایج سکوت کارکنان؟!
✳️ چرا کارکنان ساکت می‌شوند؛ در حالی که حرف‌های مهمی برای گفتن دارند؟

✅ بسیاری از مدیران، سکوت کارکنان را نشانه رضایت، همراهی یا نبود مشکل در سازمان تلقی می‌کنند.
اما در عمل، همیشه چنین نیست.
در بسیاری از سازمان‌ها، کارکنان مشکلات را می‌بینند، فرصت‌های بهبود را می‌شناسند و حتی راه‌حل‌هایی برای چالش‌های موجود در ذهن دارند؛ اما ترجیح می‌دهند آن‌ها را مطرح نکنند.
چرا؟
■ سه سناریوی رایج را در نظر بگیرید:

🔹 سناریوی اول:
کارکنی بارها مشکلات و پیشنهادهای خود را مطرح کرده، اما هیچ بازخورد یا اقدامی مشاهده نکرده است.

به‌تدریج به این نتیجه می‌رسد که بیان نظرات، تغییری ایجاد نمی‌کند.

🔹 سناریوی دوم:
مدیر در ظاهر از ایده‌های جدید استقبال می‌کند، اما هنگام شنیدن نظرات مخالف، واکنش تدافعی یا انتقادی نشان می‌دهد.
در چنین فضایی، افراد ترجیح می‌دهند سکوت کنند تا با چالش مواجه نشوند.

🔹 سناریوی سوم:
در جلسات رسمی همه موافق به نظر می‌رسند، اما پس از پایان جلسه، مخالفت‌ها و انتقادها در گفت‌وگوهای غیررسمی مطرح می‌شود.
این وضعیت معمولا نشانه ضعف اعتماد و نبود امنیت روانی در سازمان است.

پژوهش‌های حوزه رفتار سازمانی نشان می‌دهد سازمان‌هایی که کارکنان در آن‌ها احساس امنیت برای بیان دیدگاه‌ها، نگرانی‌ها و اشتباهات دارند، از کیفیت تصمیم‌گیری، نوآوری و اثربخشی بالاتری برخوردارند.

بر اساس تحقیقات، امنیت روانی به این معناست که افراد بتوانند بدون ترس از سرزنش، تحقیر یا پیامدهای منفی، نظرات و ایده‌های خود را مطرح کنند.

همچنین یافته‌های پروژه نشان داد مهم‌ترین ویژگی تیم‌های موفق، نه سطح هوش اعضا و نه سابقه کاری آن‌ها، بلکه وجود امنیت روانی و امکان بیان آزادانه دیدگاه‌هاست.

واقعیت این است:
سازمان‌ها معمولا از کمبود ایده آسیب نمی‌بینند؛ بلکه از شنیده نشدن ایده‌ها آسیب می‌بینند.
سکوت کارکنان شاید در کوتاه‌مدت نشانه آرامش به نظر برسد، اما در بلندمدت می‌تواند سازمان را از یادگیری، نوآوری و تصمیم‌گیری اثربخش محروم کند.
شاید یکی از مهم‌ترین وظایف مدیران امروز این باشد که محیطی ایجاد کنند که افراد نه‌تنها اجازه صحبت کردن داشته باشند، بلکه اطمینان داشته باشند که صدایشان شنیده می‌شود.
📚 منابع:
• Amy Edmondson, The Fearless Organization (2018)
• , What Is Psychological Safety? (2023)
• (Google Research)
• , Psychological Safety and Performance (2021)
• , Creating a Culture of Employee Voice (2024)
انوشیروان سوره
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این جمله، فقط درباره فوتبال نیست؛ درباره بسیاری از شکست‌های جمعی ما هم هست.

«ما خوب فوتبال کردیم، ولی نشد. نمی‌شود. نمی‌دانم چرا. حق ما این نبود… شاید لازم است برگردیم و فکر کنیم چرا نمی‌شود؟»
درس آموخته فوتبالی برای سازمان های ایرانی؟!
https://t.me/ExecutiveManagement