بازيچه هر نيک و بدی انسانی هست
در جنگ ميان خير و شر دجالی هست
بيچاره که ملعبه اين و آن ميگردد
غافل ز سياستی است که در آن سودائی هست.
در مطلب قبل نتيجه گرفتيم که قدرت خريد کارگر ساده ايرانی در چهل سال گذشته معادل 50 ليتر بنزين افزايش يافته است. کافی است همان محاسبه را برای کارگر ساده ديگر کشورها انجام دهيد. برای مثال حقوق پايه کارگر ساده کاليفرنيا قبل از انقلاب ايران ساعتی 2.65 دلار و بنزين ليتری 17 سنت بود. امروز حقوق پايه او ساعتی 12 دلار و بنزين ليتری 99 سنت است. پس قدرت خريد يک کارگر ساده کاليفرنيائی قبل از انقلاب ايران معادل 2678 ليتر بنزين و امروز معادل 2102 ليتر بنزين است. يعنی قدرت خريد او در اين چهل سال تاحد 576 ليتر بنزين کاهش يافته است.
براحتی ميتوان با همين روش تک تک مايحتاج زندگی مردم را در کشورهای مختلف مقايسه کرد. و اينجاست که آمارها ميتوانند گمراه کننده باشند. نمونه اش کاليفرنيا است که به پنجمين اقتصاد بزرگ دنيا رسيده است ولی نيروی کارش نه تنها بهره ای از اين افزايش درآمد نبرده، بلکه 21 در صد از قدرت خريد چهل سال پيش خود را ازدست داده است.
البته کارگر ساده کاليفرنيائی هم در زمان شاه و هم امروز قدرت خريد بيشتری از همتای ايرانی خود داشته و دارد. ولی چهل سال پيش برای هر ليتر بنزين فقط 3 سنت بيشتر از کارگز ايرانی می پرداخت و امروز با دلار 12000 تومانی 74 سنت يشتر!
راستی چرا؟
جوابش ساده است. بعد از جنگ دوم جهانی، آمريکا به کشورهای اروپائی کمک کرد و با هم استعمار نو را بوجود آوردند تا بتوانند از تمامی منابع انسانی و زمينی و هوائی ساير کشورها استفاده کنند و کردند. بهمين دليل بقول شاه فقيد آنها چاقتر شدند و ما لاغرتر ولی بر خلاف نظر او تا کنون نه آنها از چاقی ترکيدند ونه ما از لاغری مرديم! واز آنجا که آهسته آهسته سيستم اقتصادی ايران تغيير کرد، فاصله شکم کارگر آمريکائی و کارگر ايرانی کمتر شد! البته ازعوارض جانبی آن فساد اقتصادی برای هر دو طرف بود. ولی امپرياليستها با فرستادن قربانيان خود به زندان وحمايت غول های رسانه ای فسادهای نجومی خود را کم رنگ کردند تا خسارتش بر دوش نسل ماليات پرداز فردا سنگينی کند. از طرف ديگر هم به مفسدين فراری ايران پناه دادند و هم فسادشان را به حساب عدم کفايت بروکراسی ايران نوشتند تا پررنگتر شود.
پس در برابر مقاومت بيشتر، تحريمها بموازات فتوشاپ برای تحميق و توهين به باورهای مردم در ميدان عمل و فضای مجازی برای نفرت آفرينی بيشتر بکار گرفته شد. غافل از اينکه مردم ايران مثل مردم پيشرفته ترين کشورها نه يک پارچه مخالف حکومت هستند و نه دربست تابع آن. ولی حافظه تاريخ چند هزار ساله اش بخوبی نشان ميدهد که خرابکاری و غارتگری ريشه در نفوذ بيگانگان دارد. اين است که فشار حداکثری مردم را به خيابان ميکشد ولی نتيجه مطلوب دشمن بدست نميآيد. چون صدای رسای فردوسی در گوش مردم ستم ديده نهيب ميزند: ترا با نبرد دليران چه کار، تو برزگری تخم گندم بکار. البته اگر بتوان حرکت انگشت بر صفحه کليد اينترنتی را در برابر جانبازی ميدانی "دليری" خواند!
در جنگ ميان خير و شر دجالی هست
بيچاره که ملعبه اين و آن ميگردد
غافل ز سياستی است که در آن سودائی هست.
در مطلب قبل نتيجه گرفتيم که قدرت خريد کارگر ساده ايرانی در چهل سال گذشته معادل 50 ليتر بنزين افزايش يافته است. کافی است همان محاسبه را برای کارگر ساده ديگر کشورها انجام دهيد. برای مثال حقوق پايه کارگر ساده کاليفرنيا قبل از انقلاب ايران ساعتی 2.65 دلار و بنزين ليتری 17 سنت بود. امروز حقوق پايه او ساعتی 12 دلار و بنزين ليتری 99 سنت است. پس قدرت خريد يک کارگر ساده کاليفرنيائی قبل از انقلاب ايران معادل 2678 ليتر بنزين و امروز معادل 2102 ليتر بنزين است. يعنی قدرت خريد او در اين چهل سال تاحد 576 ليتر بنزين کاهش يافته است.
براحتی ميتوان با همين روش تک تک مايحتاج زندگی مردم را در کشورهای مختلف مقايسه کرد. و اينجاست که آمارها ميتوانند گمراه کننده باشند. نمونه اش کاليفرنيا است که به پنجمين اقتصاد بزرگ دنيا رسيده است ولی نيروی کارش نه تنها بهره ای از اين افزايش درآمد نبرده، بلکه 21 در صد از قدرت خريد چهل سال پيش خود را ازدست داده است.
البته کارگر ساده کاليفرنيائی هم در زمان شاه و هم امروز قدرت خريد بيشتری از همتای ايرانی خود داشته و دارد. ولی چهل سال پيش برای هر ليتر بنزين فقط 3 سنت بيشتر از کارگز ايرانی می پرداخت و امروز با دلار 12000 تومانی 74 سنت يشتر!
راستی چرا؟
جوابش ساده است. بعد از جنگ دوم جهانی، آمريکا به کشورهای اروپائی کمک کرد و با هم استعمار نو را بوجود آوردند تا بتوانند از تمامی منابع انسانی و زمينی و هوائی ساير کشورها استفاده کنند و کردند. بهمين دليل بقول شاه فقيد آنها چاقتر شدند و ما لاغرتر ولی بر خلاف نظر او تا کنون نه آنها از چاقی ترکيدند ونه ما از لاغری مرديم! واز آنجا که آهسته آهسته سيستم اقتصادی ايران تغيير کرد، فاصله شکم کارگر آمريکائی و کارگر ايرانی کمتر شد! البته ازعوارض جانبی آن فساد اقتصادی برای هر دو طرف بود. ولی امپرياليستها با فرستادن قربانيان خود به زندان وحمايت غول های رسانه ای فسادهای نجومی خود را کم رنگ کردند تا خسارتش بر دوش نسل ماليات پرداز فردا سنگينی کند. از طرف ديگر هم به مفسدين فراری ايران پناه دادند و هم فسادشان را به حساب عدم کفايت بروکراسی ايران نوشتند تا پررنگتر شود.
پس در برابر مقاومت بيشتر، تحريمها بموازات فتوشاپ برای تحميق و توهين به باورهای مردم در ميدان عمل و فضای مجازی برای نفرت آفرينی بيشتر بکار گرفته شد. غافل از اينکه مردم ايران مثل مردم پيشرفته ترين کشورها نه يک پارچه مخالف حکومت هستند و نه دربست تابع آن. ولی حافظه تاريخ چند هزار ساله اش بخوبی نشان ميدهد که خرابکاری و غارتگری ريشه در نفوذ بيگانگان دارد. اين است که فشار حداکثری مردم را به خيابان ميکشد ولی نتيجه مطلوب دشمن بدست نميآيد. چون صدای رسای فردوسی در گوش مردم ستم ديده نهيب ميزند: ترا با نبرد دليران چه کار، تو برزگری تخم گندم بکار. البته اگر بتوان حرکت انگشت بر صفحه کليد اينترنتی را در برابر جانبازی ميدانی "دليری" خواند!
نقش فريب
قسمت اول
ما ز یاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آنچه ما پنداشتیم
شیوهٔ چشمش فریب جنگ داشت
ما خطا کرديم و صلح انگاشتیم
بنا بگفته ای که به لينکلن رئيس جمهور دوران جنگ داخلی آمريکا نسبت ميدهند، "شما ميتوانيد همه مردم را برای مدتی ويا بخشی از مردم را برای (هميشه) فريب بدهيد ولی نميتوانيد همه مردم را برای (هميشه) فريب بدهيد". بنظر من لينکلن بيشتر با معيار خودش "مردم" و "هميشه" را بکار برده بود، نه کاربرد واقعيات در زمان. زيرا:
1. اکثريت "مردم" همان "بخشی" هستند که "هميشه" فريب ميخورند. نه اينکه اين اکثريت "هميشه" افراد ثابتی باشند. درست بر عکس، بيشتر افرادی که در جوانی فريب خوردند، جای خود را به اکثريت جديدی ميدهند که خودشان هم نميدانند بازيچه تاريخی هستند که فقط شکلش عوض ميشود ولی ماهيتش تکرار مکررات است.
2. در برابر اکثريت، آنها که فريب نميخورند "هميشه" در اقليت هستند. البته اين اقليت نيز مثل اکثريت افراد ثابتی نيستند. با اين تفاوت که بخشی از آنها فريب خوردگان دوره جوانی هستند که در هياهوی مردم فريبی از تجربه خود بهره ميگيرند. بهرحال اين اقليت توان و امکان مقابله با اکثريت زمان خود را ندارد و در بهترين حالت نجوای نارسائی است که بگوش اکثريت نميرسد.
3. تاريخ گواه اين واقعيت است که هيچ فريبکاری نتوانسته "همه مردم" را حتی برای يک لحظه فريب بدهد. فقط با ترزيق "تحريف" برضمير ناخودآگاه اکثريت، نه تنها اقليت، بلکه همه "مردم" را شکست داده است. پس برای صاحبان واقعی قدرت اصلآ مهم نيست که همه مردم فريب بخورند. آنها منافع خود را درفريب اکثريت مِيبنند نه "همه مردم".
اين است که در جنگ داخلی آمريکا صاحبان صنايع نظامی توانستند بر دوش ششصدهزار قربانی، زير بنای مالکيت خود را بر اکثريت تثبيت کنند. چرا که اگر صنايع نظامی برای دفاع از کشور در انحصار دولت بود، چنين مالکيتی نميتوانست شکل بگيرد. جالب اينجاست که يک قرن طول کشيد تا آيزنهاور در پايان رياست جمهوری خود خطر آنرا به مردم گوشزد کند. (1) اما خيلی دير شده بود چون قبل از اينکه کندی بعنوان جانشين او بتواند قدمی بردارد، ترور شد و سودجويان جنگ، در تمامی ساختارهای فرهنگی و اقتصادی از رسانه ها گرفته تا حتی دوا و درمان مردم "نفوذ" کردند.
يکی ديگر از اين ساختارها حق داشتن اسلحه در قانون اساسی بود تا مردم بتوانند ازخود دفاع کنند. ولی در دنيای واقعيات هفته ای نيست که در يکی از اماکن عمومی آمريکا چند نفر بدست فردی مسلح کشته ويا زخمی نشوند. و بازتاب آن در رسانه ها يک تسلسل شيطانی را بوجود مياورد که مالکان (نه نيروی کار) صنايع سه گانه اسلحه، رسانه و پزشکی (2) از پی آمد آن بهره مند ميشوند.
(1)https://www.youtube.com/watch?v=Gg-jvHynP9Y
(2) 3 Industrial Complexes (Military, Media, Medical)
قسمت اول
ما ز یاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آنچه ما پنداشتیم
شیوهٔ چشمش فریب جنگ داشت
ما خطا کرديم و صلح انگاشتیم
بنا بگفته ای که به لينکلن رئيس جمهور دوران جنگ داخلی آمريکا نسبت ميدهند، "شما ميتوانيد همه مردم را برای مدتی ويا بخشی از مردم را برای (هميشه) فريب بدهيد ولی نميتوانيد همه مردم را برای (هميشه) فريب بدهيد". بنظر من لينکلن بيشتر با معيار خودش "مردم" و "هميشه" را بکار برده بود، نه کاربرد واقعيات در زمان. زيرا:
1. اکثريت "مردم" همان "بخشی" هستند که "هميشه" فريب ميخورند. نه اينکه اين اکثريت "هميشه" افراد ثابتی باشند. درست بر عکس، بيشتر افرادی که در جوانی فريب خوردند، جای خود را به اکثريت جديدی ميدهند که خودشان هم نميدانند بازيچه تاريخی هستند که فقط شکلش عوض ميشود ولی ماهيتش تکرار مکررات است.
2. در برابر اکثريت، آنها که فريب نميخورند "هميشه" در اقليت هستند. البته اين اقليت نيز مثل اکثريت افراد ثابتی نيستند. با اين تفاوت که بخشی از آنها فريب خوردگان دوره جوانی هستند که در هياهوی مردم فريبی از تجربه خود بهره ميگيرند. بهرحال اين اقليت توان و امکان مقابله با اکثريت زمان خود را ندارد و در بهترين حالت نجوای نارسائی است که بگوش اکثريت نميرسد.
3. تاريخ گواه اين واقعيت است که هيچ فريبکاری نتوانسته "همه مردم" را حتی برای يک لحظه فريب بدهد. فقط با ترزيق "تحريف" برضمير ناخودآگاه اکثريت، نه تنها اقليت، بلکه همه "مردم" را شکست داده است. پس برای صاحبان واقعی قدرت اصلآ مهم نيست که همه مردم فريب بخورند. آنها منافع خود را درفريب اکثريت مِيبنند نه "همه مردم".
اين است که در جنگ داخلی آمريکا صاحبان صنايع نظامی توانستند بر دوش ششصدهزار قربانی، زير بنای مالکيت خود را بر اکثريت تثبيت کنند. چرا که اگر صنايع نظامی برای دفاع از کشور در انحصار دولت بود، چنين مالکيتی نميتوانست شکل بگيرد. جالب اينجاست که يک قرن طول کشيد تا آيزنهاور در پايان رياست جمهوری خود خطر آنرا به مردم گوشزد کند. (1) اما خيلی دير شده بود چون قبل از اينکه کندی بعنوان جانشين او بتواند قدمی بردارد، ترور شد و سودجويان جنگ، در تمامی ساختارهای فرهنگی و اقتصادی از رسانه ها گرفته تا حتی دوا و درمان مردم "نفوذ" کردند.
يکی ديگر از اين ساختارها حق داشتن اسلحه در قانون اساسی بود تا مردم بتوانند ازخود دفاع کنند. ولی در دنيای واقعيات هفته ای نيست که در يکی از اماکن عمومی آمريکا چند نفر بدست فردی مسلح کشته ويا زخمی نشوند. و بازتاب آن در رسانه ها يک تسلسل شيطانی را بوجود مياورد که مالکان (نه نيروی کار) صنايع سه گانه اسلحه، رسانه و پزشکی (2) از پی آمد آن بهره مند ميشوند.
(1)https://www.youtube.com/watch?v=Gg-jvHynP9Y
(2) 3 Industrial Complexes (Military, Media, Medical)
YouTube
Eisenhower's "Military-Industrial Complex" Speech Origins and Significance
President Dwight D. Eisenhower's farewell address, known for its warnings about the growing power of the "military-industrial complex," was nearly two years in the making. This Inside the Vaults video short follows newly discovered papers revealing that Eisenhower…
نقش فريب
بخش دوم
عزيزان چند کليپ برای من فرستادند که هر کدام به تنهائی نقش فريب را بخوبی نشان ميداد. ولی تکرار آنها بيشترتوهم بود تا فريب! ولی همين چند ساعت پيش هم وطنی که بشکلی ديگر ياد آور نوشتار خودم در زمان بوش پسر است، کليپ فوق را منتشر کرد که برخورد پليس با تظاهرکنندگان را بررسی ميکند. البته ايشان بر خلاف خلاصه نويسی من، به تشريح مطالب ميپردازد. باتشکر از ايشان، فکر ميکنم ديدن اين کليپ جوابگوی بسياری از توهمات باشد.
https://www.youtube.com/watch?v=QPyZXtZyEmg
بخش دوم
عزيزان چند کليپ برای من فرستادند که هر کدام به تنهائی نقش فريب را بخوبی نشان ميداد. ولی تکرار آنها بيشترتوهم بود تا فريب! ولی همين چند ساعت پيش هم وطنی که بشکلی ديگر ياد آور نوشتار خودم در زمان بوش پسر است، کليپ فوق را منتشر کرد که برخورد پليس با تظاهرکنندگان را بررسی ميکند. البته ايشان بر خلاف خلاصه نويسی من، به تشريح مطالب ميپردازد. باتشکر از ايشان، فکر ميکنم ديدن اين کليپ جوابگوی بسياری از توهمات باشد.
https://www.youtube.com/watch?v=QPyZXtZyEmg
YouTube
انتشار فیلمهای دیده نشده از یگان ویژه برای اولین بار در سرکوب معترضان به افزایش قیمت بنزین_رودست
برنامه رو دست کاری از امید دانا
دوستان و دشمنان برای از دست ندادن ما هر سه یوتیوب رودست را فالو داشته باشید
لینک کانال اصلی
https://www.youtube.com/omiddana17
لینک کانال دوم
https://www.youtube.com/channel/UCMGMl6hTLcPX97SfhFWfzMQ
لینک جایگزین
htt…
دوستان و دشمنان برای از دست ندادن ما هر سه یوتیوب رودست را فالو داشته باشید
لینک کانال اصلی
https://www.youtube.com/omiddana17
لینک کانال دوم
https://www.youtube.com/channel/UCMGMl6hTLcPX97SfhFWfzMQ
لینک جایگزین
htt…
قسمت سوم
گرچه دارد شیوه های رنگ رنگ
من به جز عبرت نگیرم از فرنگ
جنگ اقليتها برای کنترل (بخوانيد فريب) اکثريت به اندازه درازای تاريخ سابقه دارد. از قبيله های کوچک تا شاهان تا امپراطوريها تا همين جنگ دوم جهانی که سکيولاريزم شصت ميليون قربانی گرفت، بيشتر رقابت اقتصادی بين اقليتهای حاکم بود. جنگ داخلی آمريکا نيزبا 600 هزار قربانی در واقع جنگ بين اقليت رمين دار ايالات جنوبی و اقليت کارخانه دار ايالات شمالی آمريکا برای بهره گيری از سياهان بود.
خوب بياد دارم که در حمله آمريکا به عراق، شاعری نشان افتخار به خانواده سرباز را در يک مناظره چنين تشريح کرد:
فرمانده ارتش به فرزند سرباز: هيچ ميدانی اين چه افتخار بزرگی است که نصيب پدرت شد؟
فرزند: آری خوب ميدانم که بی پدر شده ام.
ترديدی نيست که هر جنگی با بهانه ای شروع و دامنگير مردمان بيگناه ميشود. حافظ بدرستی همين را در يک بيت بيان ميکند: جنگ هفتاو دو ملت همه را عذر بنه، چون نديدند حقيقت ره افسانه زدند. وقتی ملتها "حقيقت" را نبينند، بازيچه دست اقليتهای جنگحو ميشوند.
البته اقليتها در جناحها و دولتهای جنگجو خلاصه نميشود. اقليتهای ديگری نيز هستند که در جهت صلح و امنيت جهانی فعاليت ميکنند. ولی بقول مانی در جنگ بين خير و شر بازنده طرفی است که در نااميدی خود را ميبازد. شايد بهمين دليل امروزشورای حقوق بشر سازمان ملل با 95 رآی از 111 عضو اين شورا يعنی 85 درصد کل آرا از کارنامه حقوق بشر ايران تجليل کرد (1).
:(1) https://www.israelhayom.com/2019/11/12/un-human-rights-council-reps-overwhelmingly-lauds-iran-for-its-record/
گرچه دارد شیوه های رنگ رنگ
من به جز عبرت نگیرم از فرنگ
جنگ اقليتها برای کنترل (بخوانيد فريب) اکثريت به اندازه درازای تاريخ سابقه دارد. از قبيله های کوچک تا شاهان تا امپراطوريها تا همين جنگ دوم جهانی که سکيولاريزم شصت ميليون قربانی گرفت، بيشتر رقابت اقتصادی بين اقليتهای حاکم بود. جنگ داخلی آمريکا نيزبا 600 هزار قربانی در واقع جنگ بين اقليت رمين دار ايالات جنوبی و اقليت کارخانه دار ايالات شمالی آمريکا برای بهره گيری از سياهان بود.
خوب بياد دارم که در حمله آمريکا به عراق، شاعری نشان افتخار به خانواده سرباز را در يک مناظره چنين تشريح کرد:
فرمانده ارتش به فرزند سرباز: هيچ ميدانی اين چه افتخار بزرگی است که نصيب پدرت شد؟
فرزند: آری خوب ميدانم که بی پدر شده ام.
ترديدی نيست که هر جنگی با بهانه ای شروع و دامنگير مردمان بيگناه ميشود. حافظ بدرستی همين را در يک بيت بيان ميکند: جنگ هفتاو دو ملت همه را عذر بنه، چون نديدند حقيقت ره افسانه زدند. وقتی ملتها "حقيقت" را نبينند، بازيچه دست اقليتهای جنگحو ميشوند.
البته اقليتها در جناحها و دولتهای جنگجو خلاصه نميشود. اقليتهای ديگری نيز هستند که در جهت صلح و امنيت جهانی فعاليت ميکنند. ولی بقول مانی در جنگ بين خير و شر بازنده طرفی است که در نااميدی خود را ميبازد. شايد بهمين دليل امروزشورای حقوق بشر سازمان ملل با 95 رآی از 111 عضو اين شورا يعنی 85 درصد کل آرا از کارنامه حقوق بشر ايران تجليل کرد (1).
:(1) https://www.israelhayom.com/2019/11/12/un-human-rights-council-reps-overwhelmingly-lauds-iran-for-its-record/
www.israelhayom.com
UN Human Rights Council reps overwhelmingly lauds Iran for its record
Ninety-five out of 111 delegates or 85% of the delegates to UN Human Rights Council’s Nov. 8 review session on Iran’s human-rights record praised the Islamic Republic, according to Geneva-based NGO UN Watch.Only 16 nations criticized Tehran, according to…
Forwarded from دانستنی های سیاسی (Shaahindokht)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⚠️ #اختلاف_طبقاتی
یک سوال را از بچههای بالاشهر و پایینشهر تهران پرسیدیم: آرزوتون چیه؟
🔻پایین شهر: برا مامان بابام پول دربیارم!
🔺بالاشهر: خودتون ببینید...
@poilcy30ya30
یک سوال را از بچههای بالاشهر و پایینشهر تهران پرسیدیم: آرزوتون چیه؟
🔻پایین شهر: برا مامان بابام پول دربیارم!
🔺بالاشهر: خودتون ببینید...
@poilcy30ya30
هرکجا مرز کشيدند، "ما" پل "بزنيم"
حرف تهران و سمرقند و سرپل "بزنيم"
مشتی از خاک بخارا و گلی از شيراز
باهم "آريم" و به مخروبه کابل "بزنيم"
چند سالی ازجنگ دوم جهانی گذشته بود ولی بحث سياسی بزرگترها در باره "محاکمه" مصدق بود. زمان گذشت و در مهاجرت به آمريکا برای ادامه تحصيل، اخبارپراکنده اعتراضات ايران را بسختی ميتوانستم دنبال کنم که بسرعت سرفصل تمامی رسانه ها شد وشاه سقوط کرد. هنوز ايران درتب انقلاب و جنگ ايران وعراق ميسوخت که درافغانستان بلوا شد.
حالا باسپاس از خانم نوا جمشيدی و اتحاديه کشورهای وارث تمدن ايراانی (اکوتا) برای تهيه و پخش کليپ شش دقيقه ای پيوست(1)، خاطرات کودکی خودم درنجف آباد زنده شد. زمانی که برای گرفتن آب از"تلمبه" استفاده ميکرديم. شترها هم چرخ آسياب رابچرخش در ميآوردند تا دانه های سخت گندم آرد شود. البته درهمان زمان خانه های شرکت نفت در آبادان دو نوع لوله کشی آب داشتند که در ساير شهرهای ايران نبود. همانطور که امروزهم کابل بدون توجه به عدم امنيت، تصوير ديگری دارد.
قياس غريبی است که افغانستان زير سلطه شرق و غرب به عقب رانده شد و ايران زيربار جنگ تحميلی و تحريمهای اقتصادی و فساد درونی فرصت طلبان نه تنها روی پای خود ايستاده، بلکه يک قدرت غير قابل انکار منطقه است. چهل سال قبل هم کارتر ايران را به چيزی مثل جزيره ثبات منطقه تشبيه کرد و مخالفانش شاه را آجودان منطقه خواندند. مهم نيست که مردم اورا نخواستند ويا قدرتهای غربی (2)؟. مهم اين است که با سقوط او شيرازه مملکت ازهم پاشيد وصدام با چراغ سبزی از فرصت استفاده کرد تا به انتقام از کورش در فتح بابل، صدها هزار پير وجوان از هر دو کشور را قربانی کند.
وقتی دزد بخانه ميزند، اهل خانه بجان هم ميافتند که چه کسی در حفاظت خانه کوتاهی کرد. توگوئی تنها کسی که هيچ تقصيری نداشت، دزد بود! حالا ترامپ قرار داد اتمی را پاره ميکند، و علاوه برآن شديدترين تحريمها را برعليه ملتی که از حق خود گذشته بود اعمال ميکند تا مردم بجان هم بيفتند که تقصير چه کس و يا جناحی بود! از آن بدتر مصداق شعر سعدی است که ميان دوتن جنگ چون آتش است، سخن چين "نادان" هيزم کش است. اميدوارم توانسته باشم تغِيير چند واژه از کليپ را توجيه کرده باشم.
(1) https://t.me/ekotaa/18344
(2) http://content.time.com/time/magazine/article/0,9171,912266,00.html
حرف تهران و سمرقند و سرپل "بزنيم"
مشتی از خاک بخارا و گلی از شيراز
باهم "آريم" و به مخروبه کابل "بزنيم"
چند سالی ازجنگ دوم جهانی گذشته بود ولی بحث سياسی بزرگترها در باره "محاکمه" مصدق بود. زمان گذشت و در مهاجرت به آمريکا برای ادامه تحصيل، اخبارپراکنده اعتراضات ايران را بسختی ميتوانستم دنبال کنم که بسرعت سرفصل تمامی رسانه ها شد وشاه سقوط کرد. هنوز ايران درتب انقلاب و جنگ ايران وعراق ميسوخت که درافغانستان بلوا شد.
حالا باسپاس از خانم نوا جمشيدی و اتحاديه کشورهای وارث تمدن ايراانی (اکوتا) برای تهيه و پخش کليپ شش دقيقه ای پيوست(1)، خاطرات کودکی خودم درنجف آباد زنده شد. زمانی که برای گرفتن آب از"تلمبه" استفاده ميکرديم. شترها هم چرخ آسياب رابچرخش در ميآوردند تا دانه های سخت گندم آرد شود. البته درهمان زمان خانه های شرکت نفت در آبادان دو نوع لوله کشی آب داشتند که در ساير شهرهای ايران نبود. همانطور که امروزهم کابل بدون توجه به عدم امنيت، تصوير ديگری دارد.
قياس غريبی است که افغانستان زير سلطه شرق و غرب به عقب رانده شد و ايران زيربار جنگ تحميلی و تحريمهای اقتصادی و فساد درونی فرصت طلبان نه تنها روی پای خود ايستاده، بلکه يک قدرت غير قابل انکار منطقه است. چهل سال قبل هم کارتر ايران را به چيزی مثل جزيره ثبات منطقه تشبيه کرد و مخالفانش شاه را آجودان منطقه خواندند. مهم نيست که مردم اورا نخواستند ويا قدرتهای غربی (2)؟. مهم اين است که با سقوط او شيرازه مملکت ازهم پاشيد وصدام با چراغ سبزی از فرصت استفاده کرد تا به انتقام از کورش در فتح بابل، صدها هزار پير وجوان از هر دو کشور را قربانی کند.
وقتی دزد بخانه ميزند، اهل خانه بجان هم ميافتند که چه کسی در حفاظت خانه کوتاهی کرد. توگوئی تنها کسی که هيچ تقصيری نداشت، دزد بود! حالا ترامپ قرار داد اتمی را پاره ميکند، و علاوه برآن شديدترين تحريمها را برعليه ملتی که از حق خود گذشته بود اعمال ميکند تا مردم بجان هم بيفتند که تقصير چه کس و يا جناحی بود! از آن بدتر مصداق شعر سعدی است که ميان دوتن جنگ چون آتش است، سخن چين "نادان" هيزم کش است. اميدوارم توانسته باشم تغِيير چند واژه از کليپ را توجيه کرده باشم.
(1) https://t.me/ekotaa/18344
(2) http://content.time.com/time/magazine/article/0,9171,912266,00.html
Telegram
اتحادیه کشورهای وارث تمدن ایرانی
🔴 روایت یک دختر ایرانی از افغانستان به دور از چشم طالبان!
🔺 این فیلم روایت من است. روایت دختری ایرانی، از سفر به کشور افغانستان.
میگویند اهل ایرانم. اما از ته دل بر این باورم که اهل هیچ کجا هستم و اهل همهجا.
روزی ایران، روزی مجارستان، روزی اهل مغولستان…
🔺 این فیلم روایت من است. روایت دختری ایرانی، از سفر به کشور افغانستان.
میگویند اهل ایرانم. اما از ته دل بر این باورم که اهل هیچ کجا هستم و اهل همهجا.
روزی ایران، روزی مجارستان، روزی اهل مغولستان…
ترا که خانهٔ دل خلوت خدا بودست
چرا بمعبد شیطان کنی سجود و قیام
پروين اعتصامی با تک بيت بالا مشکل فريب را خلاصه ميکند. اگربعبارت امروزی آنرا ترجمه کنيم، ميتوان گفت: کسی که براحتی ميتواند هر مطلبی را در خلوت خانه خود درفضای مجازی جستحو کند، چرا بايد آلت دست دروغ و فريب و دسيسه اين و آن گردد و حتی آنهارا برای ديگران بفرستد؟!
اگر دجالهای قديم مجبور بودند بر "خری" سوار شوند و از محلی به محل ديگر بروند تا بتوانند در خلوت ساده دلی نفوذ کنند، امروز در ثانيه ای ميتوانند جهان پيما شوند و علاوه برآن ساده دلان تحصيل کرده را نه تنها پادوی بی جيره و مواجب خود کنند، بلکه در تظاهرات خيابانی جانشان را بخطر بياندازند. چرا که مزدورانشان درهمان تظاهرات وظيفه ترور را ايفا ميکنند. ودر اين تسلسل شيطانی پليس بيچاره ای که در کف خيابانهای ونزولا و شيلی و تهران وهنگ کنگ و عراق و لبنان و حتی آمريکا و فرانسه و ساير کشورها جانش را بخطر انداخته است، متهم به جنايتی ميشود که بازيگران سلطه برنامه ريزی کرده بودند.
تظاهرات اخير ايران نيز بازيچه تکرارهمين بازی کثيف شد که بلافاصله فضای اينترنتی پرشد از تحريف، دروغ پردازی، انواع فتوشاپها، و از همه مهمتر مصداق "گنه کرد در مصر آهنگری، به شوشتر زدند گردن مسگری". در واقع اگر عدالتی بود بايد علاوه بر جمهوری اسلامی، حداقل ترامپ (برای تحريمها)، دولتهای بيگانه (برای دخالت در امور داخلی ايران) و مزدوران تروريست نيز در ليست "متهمان" قرار ميگرفتند. ولی برعکس فقط يکی از متهمين از ليست متهمين خارج وبسرعت محکوم شد تا بقيه براحتی بکار خود ادامه بدهند!
نه اينکه جنگهای ميدانی که سربازان و افسران وفرماندهان جانشان را بخطر ميانداختند مثل مهره های بازی شطرنج جای خود را به صفحه کليد و موش کامپيوتری و تظاهرات خيابانی (درصد بسيار ناچيزی از مردم) داده باشند. هنوز هم ميليونها تن از نظاميان در کنار زن و کودک و پير و جوان قربانی بازی سلطه ميشوند. ولی برای توجيه جنگهای خانمانسوز و حتی دفاع ملتها بنفع صنايع نظامی، جارچيان اينترنتی در خدمت دجالان فضای مجازی مهمترين نقش را بازی ميکنند. سجود و قيام در معبد شيطان.
برای مشتی نمونه خروار دو فتو شاپ مربوط به اجساد سد کرج و کنار رودخانه را برنامه رودست بررسی کرد که در پيوست (1) آمده است. جالب اينکه اصل فتوشاپهای دروغ همچنان در گردش است ولی برای ديدن کليپ سند دروغ بودن آنها بايد حداقل 18 سال داشته باشيد! چرا؟
1. حالت طنز: اصل فتوشاپها برای افراد کمتر از 18 سال کافی است!
2. واقعيت: به احتمال بسيار قوی همانها که فتوشاپها را پخش کردند، برای کنترل بی آبرویی خود، به مسؤول يوتيوب گزارش داده اند که اين کليپ برای افراد کمتر از 18 سال مناسب نيست که در واقع برای من پير مرد هم نيست.
(1) https://www.youtube.com/watch?v=qm4_ZxU0MFs
چرا بمعبد شیطان کنی سجود و قیام
پروين اعتصامی با تک بيت بالا مشکل فريب را خلاصه ميکند. اگربعبارت امروزی آنرا ترجمه کنيم، ميتوان گفت: کسی که براحتی ميتواند هر مطلبی را در خلوت خانه خود درفضای مجازی جستحو کند، چرا بايد آلت دست دروغ و فريب و دسيسه اين و آن گردد و حتی آنهارا برای ديگران بفرستد؟!
اگر دجالهای قديم مجبور بودند بر "خری" سوار شوند و از محلی به محل ديگر بروند تا بتوانند در خلوت ساده دلی نفوذ کنند، امروز در ثانيه ای ميتوانند جهان پيما شوند و علاوه برآن ساده دلان تحصيل کرده را نه تنها پادوی بی جيره و مواجب خود کنند، بلکه در تظاهرات خيابانی جانشان را بخطر بياندازند. چرا که مزدورانشان درهمان تظاهرات وظيفه ترور را ايفا ميکنند. ودر اين تسلسل شيطانی پليس بيچاره ای که در کف خيابانهای ونزولا و شيلی و تهران وهنگ کنگ و عراق و لبنان و حتی آمريکا و فرانسه و ساير کشورها جانش را بخطر انداخته است، متهم به جنايتی ميشود که بازيگران سلطه برنامه ريزی کرده بودند.
تظاهرات اخير ايران نيز بازيچه تکرارهمين بازی کثيف شد که بلافاصله فضای اينترنتی پرشد از تحريف، دروغ پردازی، انواع فتوشاپها، و از همه مهمتر مصداق "گنه کرد در مصر آهنگری، به شوشتر زدند گردن مسگری". در واقع اگر عدالتی بود بايد علاوه بر جمهوری اسلامی، حداقل ترامپ (برای تحريمها)، دولتهای بيگانه (برای دخالت در امور داخلی ايران) و مزدوران تروريست نيز در ليست "متهمان" قرار ميگرفتند. ولی برعکس فقط يکی از متهمين از ليست متهمين خارج وبسرعت محکوم شد تا بقيه براحتی بکار خود ادامه بدهند!
نه اينکه جنگهای ميدانی که سربازان و افسران وفرماندهان جانشان را بخطر ميانداختند مثل مهره های بازی شطرنج جای خود را به صفحه کليد و موش کامپيوتری و تظاهرات خيابانی (درصد بسيار ناچيزی از مردم) داده باشند. هنوز هم ميليونها تن از نظاميان در کنار زن و کودک و پير و جوان قربانی بازی سلطه ميشوند. ولی برای توجيه جنگهای خانمانسوز و حتی دفاع ملتها بنفع صنايع نظامی، جارچيان اينترنتی در خدمت دجالان فضای مجازی مهمترين نقش را بازی ميکنند. سجود و قيام در معبد شيطان.
برای مشتی نمونه خروار دو فتو شاپ مربوط به اجساد سد کرج و کنار رودخانه را برنامه رودست بررسی کرد که در پيوست (1) آمده است. جالب اينکه اصل فتوشاپهای دروغ همچنان در گردش است ولی برای ديدن کليپ سند دروغ بودن آنها بايد حداقل 18 سال داشته باشيد! چرا؟
1. حالت طنز: اصل فتوشاپها برای افراد کمتر از 18 سال کافی است!
2. واقعيت: به احتمال بسيار قوی همانها که فتوشاپها را پخش کردند، برای کنترل بی آبرویی خود، به مسؤول يوتيوب گزارش داده اند که اين کليپ برای افراد کمتر از 18 سال مناسب نيست که در واقع برای من پير مرد هم نيست.
(1) https://www.youtube.com/watch?v=qm4_ZxU0MFs
YouTube
ماجرای پیدا شدن 35 جسد در سد کرج و بازداشت غواص فداکار_فریب اخبار اپوزسیون را نخورید+با سند
برنامه رو دست کاری از امید دانا
دوستان و دشمنان برای از دست ندادن ما هر سه یوتیوب رودست را فالو داشته باشید
لینک کانال اصلی
https://www.youtube.com/omiddana17
لینک کانال دوم
https://www.youtube.com/channel/UCMGMl6hTLcPX97SfhFWfzMQ
لینک جایگزین
htt…
دوستان و دشمنان برای از دست ندادن ما هر سه یوتیوب رودست را فالو داشته باشید
لینک کانال اصلی
https://www.youtube.com/omiddana17
لینک کانال دوم
https://www.youtube.com/channel/UCMGMl6hTLcPX97SfhFWfzMQ
لینک جایگزین
htt…
صلح جویان درفغان و جنگ جویان درعیان .. هر دو درگيرند، اما این کجا وآن کجا
نغزگویان در فصاحت، یاوه گویان در جفنگ .. هر دو میگویند، اما اين کجا و آن کجا
ادعای ترامپ در کشتن سردار سلیمانی برای صلح، مرا بیاد فیلسوفی انداخت که از صلح بیشتر متنفر بود تا از جنگ چون سلطه گر هميشه بنام صلح مردم را به آتش و خون ميکشد! بهرحال هدف من از سلسله يادداشتهای پراکنده ای که برای عزيزان فرستادم، اين بود که قطره ای باشد بردودی که پيام آور آتش جنگ بود. البته بعضی از عزيزان هم دوست داشتند که بيشتر آتش زير خاکستر را شعله ورکنند. متآسفانه قدمهای اول برای جنگی خانمانسوز برداشته شده که اکر جلوگيری نشود بازهم اندوه مظلوم ترين مردم طرفين را بنفع سلطه جويان در بر خواهد داشت.
با این مقدمه خوب ميدانيم که دروقايع اخير ايران یاوه پردازان فضای مجازی مثل همیشه در شوره زار شقاوت نه تنها نمک بر زخم مردم پاشیدند، بلکه با سفسطه قیاس مع الفارق بشعور فرهنگی چندهزار ساله ملت توهین کردند. درعين حال کم نبودند آنها که با تکيه بر واقعيات و شرايط زمان و مکان و پيشينه عوامل درگير موضوع را مورد بررسی قرار داده و ميدهند تا ثبت "شود" برجريده عالم "تضاد" حق و باطل. شايد در سطح مردم عادی، ساده ترين کار مقايسه بين توضيح رسمی مقامات مسئول طرفين باشد. ولی متآسفانه اين کار ساده درتضاد باورهاعملی نيست. چراکه در جهان نابسامان امروز، بيشتر مردم بدنبال مطالبی هستند که مهر تآييد بر باورشان بزند، نه اينکه پيش داوری هايشان را بچالش بکشد، چه رسد به اينکه با آن مخالف باشد. بياد نکته ای از کارل سِگن دانشمند آمريکائی افتادم:
"يکی از اسفبارترين درسهای تاريخ اين است که اگر ما بمدت کافی فريب خورده باشيم، براهی کشيده ميشويم که هرگونه دليل (مدرک) فريب را رد کنيم. ما ديگر علاقه ای به کشف واقعيت نداريم. فريب ما را اسير خود کرده است. بعبارت ساده تر، بسيار دردناک است که حتی در خلوت خود قبول کنيم که فريب خورده ايم. وقتی شما قدرت را به شارلاتان (بخوانيد سلطه جو) تفويض کرديد، تقريبآ ديگر هيچوقت آنرا پس نخواهيد گرفت"
اتفاقآ هيچکس به اندازه "سلطه جو" از اين نکته استفاده نکرده، چرا که مردم عادی مثل خواهر وبرادر و زن و شوهر وپدر و مادر و همسايه هرکدام در نقش خود برای همزيستی بگو مگوهائی دارند. و تاريخ گواه اين واقعيت است که بر اساس يک ضرب المثل انگليسی، اگر خواستی سگت را بکشی، اول بدنامش کن. درقديم اول کدخدا را ميديدند، بعد ده را ميچاپيدند. بعد که کدخدا زير بار نرفت، کدخدا را بدنام کردند و بازهم ده را چاپيدند. تا مردم ده بيدار شدند، پس مردم را بدنام کردند، و چون اينهم کارگر نيفتاد، خدمتگزاران کدخدا را تطميع به فساد کردند تا کدخدا به بی لياقتی بدنام شود و اگر آنهم کارگر نيفتاد، آب ونان را از دهاتيها گرفتند تا با هرج و مرج کدخدا را عوض کنند و اين تسلسل شيطانی با دور جديدی شروع شود. همانطور که سلطه جويان چند قرن اخير همچنان پيشتاز شقاوت بنام صلح هستند و کمتر کسی فکرميکند که اگر کدخدا با سلطه جو کنار آمده بود، هيچکدام از اين مشکلات بوجود نميآمد و همانند مردم زير سلطه ساير کشورها (حتی مردم پيشرفته ترين آنها) مثل پيچ و مهره های ماشين عظيم چپاول و غارتگری شب و روز جان ميکندند تا حداقل فرزندانشان با تحصيلات عاليه در سطح بالاتری از اين ماشين غول پيکر هرز شوند!
متنی ديدم که بعد از جنگ دوم جهانی، نمايندگان مردم دنيا جمع شدند تا راهکاری برای جلوگيری از جنگ پيدا کنند و نماينده ايران پيشنهاد شناخت فرهنگها را برای همزيستی مسالمت آميز داد که حظار بپا خواستند و چه کفها که نزدند!!! چه احساسی بهتر از اين که به فرهنگ خودت افتخار کنی غافل از اينکه در مسيحيت بدرستی "افتخار کردن" يکی از هفت گناه کبيره است. و اگر چشم خردت را باز کنی براحتی ميبينی که برتری نژادی وفرهنگی وقومی و دينی وغيره چه ابزار مهمی در دست سلطه جويان است که مردمان زير سلطه را بجان هم انداخته. کافی است نگاهی به رفتار خودمان نسبت به افغانی و عرب و کارگر و کارفرما و فقير و ثروتمند وتحصيل کرده و عامی وغيره داشته باشيم وفراموش نکنيم که در اسلام هم مثل اکثر اديان ديگر پندار و گفتار و رفتار انسان ملاک عمل است، نه هيچ چيز ديگر. گيرم پدر تو بود فاضل، از فضل پدر ترا چه حاصل.
علاوه بر مفتخر (بخوانيد مفت خر) کردن که همين داستان ابلهانه را برای نمايندگان ساير کشورها در قالب فرهنگشان تکثير ميکنند، مردم را از شناخت واقعی سازمان ملل منحرف ميکنند تا نتوانند يک صدا به اتحاد و همبستگی برسند. چرا که کشورهای پيروز جنگ جهانی دوم گرد هم آمدند تا با حق وتو در سازمان ملل دنيا را بين خود تقسيم کنند و هنوز هم جنگ بين آنهاست که هر کدام سهم بيشتری ميخواهد. اين است که داستان "کدخدا" همچنان تکرار ميشود.
نغزگویان در فصاحت، یاوه گویان در جفنگ .. هر دو میگویند، اما اين کجا و آن کجا
ادعای ترامپ در کشتن سردار سلیمانی برای صلح، مرا بیاد فیلسوفی انداخت که از صلح بیشتر متنفر بود تا از جنگ چون سلطه گر هميشه بنام صلح مردم را به آتش و خون ميکشد! بهرحال هدف من از سلسله يادداشتهای پراکنده ای که برای عزيزان فرستادم، اين بود که قطره ای باشد بردودی که پيام آور آتش جنگ بود. البته بعضی از عزيزان هم دوست داشتند که بيشتر آتش زير خاکستر را شعله ورکنند. متآسفانه قدمهای اول برای جنگی خانمانسوز برداشته شده که اکر جلوگيری نشود بازهم اندوه مظلوم ترين مردم طرفين را بنفع سلطه جويان در بر خواهد داشت.
با این مقدمه خوب ميدانيم که دروقايع اخير ايران یاوه پردازان فضای مجازی مثل همیشه در شوره زار شقاوت نه تنها نمک بر زخم مردم پاشیدند، بلکه با سفسطه قیاس مع الفارق بشعور فرهنگی چندهزار ساله ملت توهین کردند. درعين حال کم نبودند آنها که با تکيه بر واقعيات و شرايط زمان و مکان و پيشينه عوامل درگير موضوع را مورد بررسی قرار داده و ميدهند تا ثبت "شود" برجريده عالم "تضاد" حق و باطل. شايد در سطح مردم عادی، ساده ترين کار مقايسه بين توضيح رسمی مقامات مسئول طرفين باشد. ولی متآسفانه اين کار ساده درتضاد باورهاعملی نيست. چراکه در جهان نابسامان امروز، بيشتر مردم بدنبال مطالبی هستند که مهر تآييد بر باورشان بزند، نه اينکه پيش داوری هايشان را بچالش بکشد، چه رسد به اينکه با آن مخالف باشد. بياد نکته ای از کارل سِگن دانشمند آمريکائی افتادم:
"يکی از اسفبارترين درسهای تاريخ اين است که اگر ما بمدت کافی فريب خورده باشيم، براهی کشيده ميشويم که هرگونه دليل (مدرک) فريب را رد کنيم. ما ديگر علاقه ای به کشف واقعيت نداريم. فريب ما را اسير خود کرده است. بعبارت ساده تر، بسيار دردناک است که حتی در خلوت خود قبول کنيم که فريب خورده ايم. وقتی شما قدرت را به شارلاتان (بخوانيد سلطه جو) تفويض کرديد، تقريبآ ديگر هيچوقت آنرا پس نخواهيد گرفت"
اتفاقآ هيچکس به اندازه "سلطه جو" از اين نکته استفاده نکرده، چرا که مردم عادی مثل خواهر وبرادر و زن و شوهر وپدر و مادر و همسايه هرکدام در نقش خود برای همزيستی بگو مگوهائی دارند. و تاريخ گواه اين واقعيت است که بر اساس يک ضرب المثل انگليسی، اگر خواستی سگت را بکشی، اول بدنامش کن. درقديم اول کدخدا را ميديدند، بعد ده را ميچاپيدند. بعد که کدخدا زير بار نرفت، کدخدا را بدنام کردند و بازهم ده را چاپيدند. تا مردم ده بيدار شدند، پس مردم را بدنام کردند، و چون اينهم کارگر نيفتاد، خدمتگزاران کدخدا را تطميع به فساد کردند تا کدخدا به بی لياقتی بدنام شود و اگر آنهم کارگر نيفتاد، آب ونان را از دهاتيها گرفتند تا با هرج و مرج کدخدا را عوض کنند و اين تسلسل شيطانی با دور جديدی شروع شود. همانطور که سلطه جويان چند قرن اخير همچنان پيشتاز شقاوت بنام صلح هستند و کمتر کسی فکرميکند که اگر کدخدا با سلطه جو کنار آمده بود، هيچکدام از اين مشکلات بوجود نميآمد و همانند مردم زير سلطه ساير کشورها (حتی مردم پيشرفته ترين آنها) مثل پيچ و مهره های ماشين عظيم چپاول و غارتگری شب و روز جان ميکندند تا حداقل فرزندانشان با تحصيلات عاليه در سطح بالاتری از اين ماشين غول پيکر هرز شوند!
متنی ديدم که بعد از جنگ دوم جهانی، نمايندگان مردم دنيا جمع شدند تا راهکاری برای جلوگيری از جنگ پيدا کنند و نماينده ايران پيشنهاد شناخت فرهنگها را برای همزيستی مسالمت آميز داد که حظار بپا خواستند و چه کفها که نزدند!!! چه احساسی بهتر از اين که به فرهنگ خودت افتخار کنی غافل از اينکه در مسيحيت بدرستی "افتخار کردن" يکی از هفت گناه کبيره است. و اگر چشم خردت را باز کنی براحتی ميبينی که برتری نژادی وفرهنگی وقومی و دينی وغيره چه ابزار مهمی در دست سلطه جويان است که مردمان زير سلطه را بجان هم انداخته. کافی است نگاهی به رفتار خودمان نسبت به افغانی و عرب و کارگر و کارفرما و فقير و ثروتمند وتحصيل کرده و عامی وغيره داشته باشيم وفراموش نکنيم که در اسلام هم مثل اکثر اديان ديگر پندار و گفتار و رفتار انسان ملاک عمل است، نه هيچ چيز ديگر. گيرم پدر تو بود فاضل، از فضل پدر ترا چه حاصل.
علاوه بر مفتخر (بخوانيد مفت خر) کردن که همين داستان ابلهانه را برای نمايندگان ساير کشورها در قالب فرهنگشان تکثير ميکنند، مردم را از شناخت واقعی سازمان ملل منحرف ميکنند تا نتوانند يک صدا به اتحاد و همبستگی برسند. چرا که کشورهای پيروز جنگ جهانی دوم گرد هم آمدند تا با حق وتو در سازمان ملل دنيا را بين خود تقسيم کنند و هنوز هم جنگ بين آنهاست که هر کدام سهم بيشتری ميخواهد. اين است که داستان "کدخدا" همچنان تکرار ميشود.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج
فکر معقول بفرما گل بی خار کجاست
فکر معقول بفرما گل بی خار کجاست
فهم
حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج فکر معقول بفرما گل بی خار کجاست
مرغکی در کمين کرم بود
گربه فرصت يافت او را در ربود
منتقدی درحواب کليپ پيوست با تمسخر و تحقير نوشته بود "من فکر می کنم کشتی نوح درست در ایران عزیز ما فرود آمده است" راستش فکر کردم زياد هم "بيجا" نيست، چون حتی اگر با بعضی از ويژگيهای خر و سگ و روباه مکار و غيره (که بهمديگر نسبت ميدهيم) مفتخر شده باشيم! بازهم بايد موجودات برگزيده خدا باشيم که مشمول قهر و مجازات او نشديم ودر کشتی نوح به ساحل نجات يعنی ايران رسيديم.! وحالا دستهائی در کار است تا اگر همديگر را تکه و پاره نکرديم، حداقل همديگر را نفی کنيم. بهمين دليل کليپ دکتر آزمنديان را با شعری از حافظ و سرفصل اين نوشتار را با شعر ديگری از مولوی مزين کردم.
از اين واقعيت طنزآلود تلخ و شيرين که بگذريم، از بد حادثه ما دوستداران ايران سالهاست از مام وطن دوريم و درغربت ينگه دنيائی در هر فرصتی حداقل با سنتهای اجدادی دور هم جمع ميشويم. ديشب در مهمانی عزيزی همه با خنده و شادی اصول اوليه بهداشتی را در برابر ويروس کرونا رعايت کردند ِيعنی نه روبوسی نه دست دادن. ولی هيچکس مشکلی با گرفتن دستگيره قلزی در و کارد پنير و قاشق برداشتن غذا و غيره نداشت. اين بود که بياد کليپ فوق افتادم. من نميدانم اين کليپ يک دقيقه ای تمام مطلبی است که دکتر آزمنديان درمورد ويروس کرونا مطرح کرده، ولی توصيه ايشان که درعين رعايت موارد ايمنی و قوانين، نبايد زندگی فدای ترس و نگرانی ويروس شود، خالی از نقد است.
البته منهم ميتوانم مته به خشخاش بگذارم که مثلآ (با آمار، نه تمسخر) بر خلاف نظر ايشان احتمال گرفتن ويروس کرونا خيلی بيشتر از يک در ميلياردهاست. از آنجا که تا کنون ده ها هزار نفر به آن مبتلا شده اند. پس با يک حساب سرانگشتی نسبت به هشت ميليارد جمعيت دنيا، احتمال بيماری حتی از1 در 100هزارهم بيشتراست. پس بهيچ وجه قصد ندارم خطر آنرا ناچيز حلوه دهم. فقط بعنوان کسی که 11 سال است تشخيص رسمی بيمارستان برای 6 ماه مهلت زندگی را تمديد کرده و با انواع عوارض مستقيم و غير مستقيم سرطان از جمله سکته قلبی درگير بوده و هستم بايد بگويم ويروس بمراتب خطرناکتری وجود دارد بنام ترس. ما همچون مرغک مولانا اورا ميشناسيم ولی با کرمهائی چون ويروس کرونا از فرصت طلبی او غافل شده ايم.
آنچه مسلم است، ترس و نگرانی نه تنها دردی را دوا نميکند، بلکه مخل زندگی است. پس بقول حافظ زندگی به لطافت برگ گل خالی از خارنيست وبجای رنجش از باد خزان بايد از عقل مدد گرفت. شايد بتوان احتمال ويروس کرونا را با احتمال تصادفات رانندگی مقايسه کرد. پس همانطور که برای جلوگيری از تصادف، رانندگی تحريم نميشود، برای جلوگيری از ويروس کرونا ويا هر بيماری واگير ديگری لازم نيست "معاشرت" که زيربنای زندگی اجتماعی است محدود شود. و همانطور که بشر از دانش وتجربه خود در رانندگی برای آن قانون وضع ميکند، شيوع بيماريهای واگير هم مستلزم رعايت اصولی قابل اجراست. جالب است که در قوانين رانندگی مهمترين اصل نانوشته عدم "تماس" فيزيکی دو وسيله نقليه با يکديگر است.
با عميق شدن به مشاهدات شخصی خود به اين نتيجه رسيده ام که بيشتر ما ايرانيان حساسيت خاصی به رعايت بهداشت داريم. پس وقتی به ميهمانی همديگر ميرويم، دليلی ندارد که وسواس داشته باشيم. البته اين نفی استثنا برای کودکان و افراد مسن و مسافر و غيره نيست. ولی بهرحال اگر کارد و قاشق و دستگيره ها و مبل و ساير وسائل آلوده به ويروس بود که ميزبان خودش هم مريض ميشد. با اينحال بنظر ميرسد ساده ترين روش اين باشد که ميزبان توضيح واضحات بدهد که محل بهداشتی است و از مهمان بخواهد که بعد از ضدعفونی کردن خود وارد "کشتی نوح" شود تا همه برگزيدگان ميزبان از گزند طوفان شوم ترس و نگرانی در امان خدا باشند! بگذريم از اينکه ما در بيشتر اماکن عمومی از فروشگاه و رستوران گرفته تا مطب و بيمارستان در پناه "بنده خدا" وارد ميشويم!!
گربه فرصت يافت او را در ربود
منتقدی درحواب کليپ پيوست با تمسخر و تحقير نوشته بود "من فکر می کنم کشتی نوح درست در ایران عزیز ما فرود آمده است" راستش فکر کردم زياد هم "بيجا" نيست، چون حتی اگر با بعضی از ويژگيهای خر و سگ و روباه مکار و غيره (که بهمديگر نسبت ميدهيم) مفتخر شده باشيم! بازهم بايد موجودات برگزيده خدا باشيم که مشمول قهر و مجازات او نشديم ودر کشتی نوح به ساحل نجات يعنی ايران رسيديم.! وحالا دستهائی در کار است تا اگر همديگر را تکه و پاره نکرديم، حداقل همديگر را نفی کنيم. بهمين دليل کليپ دکتر آزمنديان را با شعری از حافظ و سرفصل اين نوشتار را با شعر ديگری از مولوی مزين کردم.
از اين واقعيت طنزآلود تلخ و شيرين که بگذريم، از بد حادثه ما دوستداران ايران سالهاست از مام وطن دوريم و درغربت ينگه دنيائی در هر فرصتی حداقل با سنتهای اجدادی دور هم جمع ميشويم. ديشب در مهمانی عزيزی همه با خنده و شادی اصول اوليه بهداشتی را در برابر ويروس کرونا رعايت کردند ِيعنی نه روبوسی نه دست دادن. ولی هيچکس مشکلی با گرفتن دستگيره قلزی در و کارد پنير و قاشق برداشتن غذا و غيره نداشت. اين بود که بياد کليپ فوق افتادم. من نميدانم اين کليپ يک دقيقه ای تمام مطلبی است که دکتر آزمنديان درمورد ويروس کرونا مطرح کرده، ولی توصيه ايشان که درعين رعايت موارد ايمنی و قوانين، نبايد زندگی فدای ترس و نگرانی ويروس شود، خالی از نقد است.
البته منهم ميتوانم مته به خشخاش بگذارم که مثلآ (با آمار، نه تمسخر) بر خلاف نظر ايشان احتمال گرفتن ويروس کرونا خيلی بيشتر از يک در ميلياردهاست. از آنجا که تا کنون ده ها هزار نفر به آن مبتلا شده اند. پس با يک حساب سرانگشتی نسبت به هشت ميليارد جمعيت دنيا، احتمال بيماری حتی از1 در 100هزارهم بيشتراست. پس بهيچ وجه قصد ندارم خطر آنرا ناچيز حلوه دهم. فقط بعنوان کسی که 11 سال است تشخيص رسمی بيمارستان برای 6 ماه مهلت زندگی را تمديد کرده و با انواع عوارض مستقيم و غير مستقيم سرطان از جمله سکته قلبی درگير بوده و هستم بايد بگويم ويروس بمراتب خطرناکتری وجود دارد بنام ترس. ما همچون مرغک مولانا اورا ميشناسيم ولی با کرمهائی چون ويروس کرونا از فرصت طلبی او غافل شده ايم.
آنچه مسلم است، ترس و نگرانی نه تنها دردی را دوا نميکند، بلکه مخل زندگی است. پس بقول حافظ زندگی به لطافت برگ گل خالی از خارنيست وبجای رنجش از باد خزان بايد از عقل مدد گرفت. شايد بتوان احتمال ويروس کرونا را با احتمال تصادفات رانندگی مقايسه کرد. پس همانطور که برای جلوگيری از تصادف، رانندگی تحريم نميشود، برای جلوگيری از ويروس کرونا ويا هر بيماری واگير ديگری لازم نيست "معاشرت" که زيربنای زندگی اجتماعی است محدود شود. و همانطور که بشر از دانش وتجربه خود در رانندگی برای آن قانون وضع ميکند، شيوع بيماريهای واگير هم مستلزم رعايت اصولی قابل اجراست. جالب است که در قوانين رانندگی مهمترين اصل نانوشته عدم "تماس" فيزيکی دو وسيله نقليه با يکديگر است.
با عميق شدن به مشاهدات شخصی خود به اين نتيجه رسيده ام که بيشتر ما ايرانيان حساسيت خاصی به رعايت بهداشت داريم. پس وقتی به ميهمانی همديگر ميرويم، دليلی ندارد که وسواس داشته باشيم. البته اين نفی استثنا برای کودکان و افراد مسن و مسافر و غيره نيست. ولی بهرحال اگر کارد و قاشق و دستگيره ها و مبل و ساير وسائل آلوده به ويروس بود که ميزبان خودش هم مريض ميشد. با اينحال بنظر ميرسد ساده ترين روش اين باشد که ميزبان توضيح واضحات بدهد که محل بهداشتی است و از مهمان بخواهد که بعد از ضدعفونی کردن خود وارد "کشتی نوح" شود تا همه برگزيدگان ميزبان از گزند طوفان شوم ترس و نگرانی در امان خدا باشند! بگذريم از اينکه ما در بيشتر اماکن عمومی از فروشگاه و رستوران گرفته تا مطب و بيمارستان در پناه "بنده خدا" وارد ميشويم!!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شايد سل امروز سرگذشت بمراتب جالبتری برای نسل فردا داشته باشد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پيشرفت تکنولوژی به چه قيمتی
يکی از روشهای بسيار ساده در درمان و جلوگيری از ويروس کرونا
https://www.youtube.com/watch?v=TfKmOeZbVV4&feature=youtu.be
https://www.youtube.com/watch?v=TfKmOeZbVV4&feature=youtu.be
YouTube
How to Kill Coronavirus
The highly contagious virus that has caused “The COVID-19 Outbreak”, carries a significant vulnerability that may be immediately exploitable. In other words,...
پس آگاهی آمد سوی نیمروز
به نزدیک سالار گیتی فروز
شب تیره هنگام بانگ خروس
از آن مرز برخاست آواز کوس
دوستان عزيز راه ساده تری برای جلوگيری و درمان ويروس کرونا در بطن سنت پزشکی ما وجود دارد که باور کردنی نيست. وقتی که با عزيزی به اين نتيجه رسيديم، باورتان نميشود آنقدر مفاهم ادبی در اين کله پوکم برقص درآمدند که نميدانستم چگونه ضبط کنم. ولی بهمين اکتفا ميکنم که يار در خانه و ما گردجهان ميگرديم .. آب در کوزه وما تشنه لبان ميگرديم
خلاصه اينکه، احتياجی به سونا و سشوار نيست. فقط کافی است از شيوه سنتی بخور استفاده کنيد حتی با آب خالی!
به نزدیک سالار گیتی فروز
شب تیره هنگام بانگ خروس
از آن مرز برخاست آواز کوس
دوستان عزيز راه ساده تری برای جلوگيری و درمان ويروس کرونا در بطن سنت پزشکی ما وجود دارد که باور کردنی نيست. وقتی که با عزيزی به اين نتيجه رسيديم، باورتان نميشود آنقدر مفاهم ادبی در اين کله پوکم برقص درآمدند که نميدانستم چگونه ضبط کنم. ولی بهمين اکتفا ميکنم که يار در خانه و ما گردجهان ميگرديم .. آب در کوزه وما تشنه لبان ميگرديم
خلاصه اينکه، احتياجی به سونا و سشوار نيست. فقط کافی است از شيوه سنتی بخور استفاده کنيد حتی با آب خالی!
بعضی وقتها آدم بی اختيار پرکار ميشود! امروز برای من يکی از آن روزها بود. بااينکه درگير آخرين مهلت تنظيم مالياتی شرکتها بودم، توانستم هم گپی با دوستان بزنم وهم کليپ جالب پيوست را در تحليل گزارش سازمان بهداشت جهانی در مورد برخورد ايران با ويروس کرونا ببينم.
https://www.youtube.com/watch?v=0pywV7H6Nr4
https://www.youtube.com/watch?v=0pywV7H6Nr4
YouTube
مدیریت بحران کرونا و امکانات پزشکی ایران نماینده سازمان بهداشت جهانی را به تحسین واداشت
برنامه رو دست کاری از امید دانا
دوستان و دشمنان برای از دست ندادن ما هر سه یوتیوب رودست را فالو داشته باشید
لینک کانال اصلی
https://www.youtube.com/omiddana17
لینک کانال دوم
https://www.youtube.com/channel/UCMGMl6hTLcPX97SfhFWfzMQ
لینک جایگزین
htt…
دوستان و دشمنان برای از دست ندادن ما هر سه یوتیوب رودست را فالو داشته باشید
لینک کانال اصلی
https://www.youtube.com/omiddana17
لینک کانال دوم
https://www.youtube.com/channel/UCMGMl6hTLcPX97SfhFWfzMQ
لینک جایگزین
htt…
هرچند بقول دوست دخترم امسال بجای حاجی فيروز حاجی ويروس داريم! حالا که عزيزان خالی از هر گرايش سياسی مذهبی، برای سلامت اجتماع با ديدی مثبت اصول ايمنی را رعايت ميکنند، اميدوارم اين کليپ زيبای دوست هنرمند و مردمی آقای اردوان مفيد چاشنی شادی چارشننبه سوری باشد
http://youtu.be/dIG39Z6C14s
http://youtu.be/dIG39Z6C14s
YouTube
Amoo noruz and Firooz e atash afrooz
Iranian (Persian) New Year Celebration. Firooz the fire starter amoo noruz
من حدود 47 سال است که با همسرم زندگی ميکنم و دوست دختر ندارم. پس منظور از "دوست دخترم" در مطلب قبلی چيزی نبود که بعضی از عزيزان برداشت کردند. ولی در هر صورت هيچ ارتباطی به اصل مطلب نداشت. با اينحال مفيد بود چون بخوبی نشان ميدهد چقدر برداشتهای ما ميتواند اشتباه باشد. ترديدی نيست که مقصر اصلی خود من بودم که دقت نکردم چون برايم مهم نبود.
در نگاهی بمراتب وسيعتراکثريت قرين به اتفاق رسانه های رسمی دنيا برای جلو گيری از شيوع ويروس کروناا مردم را آگاه ميکنند. يکی از عوارض جانبی آن ويروس ترس است که ميتواند بمراتب خطرناکتر باشد. بدبختانه اين ويروس درعين حال آلت دست زالو صفتانی ميشود که نه تنها خيری به جامعه نميرسانند، بلکه از هيچ فرصتی برای مکيدن خون آن نميگذرند. در حاليکه بيشتر دولتها ترس را با آگاهی مديريت ميکنند (1)، بعضی ديگر با افزودن بر بدهيهای دولت هزينه های آنچنانی ميکنند که در نهايت مردم و نسل آينده کشور مسئول بازپرداخت آن خواهند بود.
البته مثل هميشه قانون جنگل حرف اول را ميزند وفضای مجازی پر است از انواع فتوشاپها برای تحميق مردم برعليه منافع خودشان که متآسفانه حتی بعضی از عزيزان ناخودآگاه با پخش ياوه پردازی اين دايه های معلوم الحال و يا بی نام و نشان پادوی بی جيره و مواجب آنها ميشوند. خردمندی پيشنهاد کرده بود همزمان با خود قرنطينه کردن فيزيکی دست بدست هم بدهيم و خود را در برابر اين ويروس مجازی نيز قرنطينه کنيم. فکر ميکنم شايد وقتش رسيده باشد که اگرهم معتاد اين لاطائلات شده ايم، حداقل مثل يک سيگاری انسان دوست، عزيزان ديگر را با دودش آلوده نکنيم.
(1) با تشکر از فرستنده کليپ آموزنده زير:
https://t.me/fnbank/338
در نگاهی بمراتب وسيعتراکثريت قرين به اتفاق رسانه های رسمی دنيا برای جلو گيری از شيوع ويروس کروناا مردم را آگاه ميکنند. يکی از عوارض جانبی آن ويروس ترس است که ميتواند بمراتب خطرناکتر باشد. بدبختانه اين ويروس درعين حال آلت دست زالو صفتانی ميشود که نه تنها خيری به جامعه نميرسانند، بلکه از هيچ فرصتی برای مکيدن خون آن نميگذرند. در حاليکه بيشتر دولتها ترس را با آگاهی مديريت ميکنند (1)، بعضی ديگر با افزودن بر بدهيهای دولت هزينه های آنچنانی ميکنند که در نهايت مردم و نسل آينده کشور مسئول بازپرداخت آن خواهند بود.
البته مثل هميشه قانون جنگل حرف اول را ميزند وفضای مجازی پر است از انواع فتوشاپها برای تحميق مردم برعليه منافع خودشان که متآسفانه حتی بعضی از عزيزان ناخودآگاه با پخش ياوه پردازی اين دايه های معلوم الحال و يا بی نام و نشان پادوی بی جيره و مواجب آنها ميشوند. خردمندی پيشنهاد کرده بود همزمان با خود قرنطينه کردن فيزيکی دست بدست هم بدهيم و خود را در برابر اين ويروس مجازی نيز قرنطينه کنيم. فکر ميکنم شايد وقتش رسيده باشد که اگرهم معتاد اين لاطائلات شده ايم، حداقل مثل يک سيگاری انسان دوست، عزيزان ديگر را با دودش آلوده نکنيم.
(1) با تشکر از فرستنده کليپ آموزنده زير:
https://t.me/fnbank/338
Telegram
صندوق قرض الحسنه فرهنگیان نجف آباد
در خانه ماندن را جدی بگیریم
اين ليست جالب را خواهرم برای شادباشهای نوروزی فرستاده که حيفم آمد برای شما عزيزان (حتی خودش) نفرستم. بقول صائب تبريزی: دزدی بوسه عجب دزدی پر منفعتی است .. اگرش باز بستانند دوچندان شود
http://goo.gl/taWHMy
http://goo.gl/fq2oke
http://goo.gl/2DvBSH
http://goo.gl/JWVkqR
http://goo.gl/pjHhHr
http://goo.gl/9WeHFE
http://goo.gl/ZhgsYA
http://goo.gl/JQNYGA
http://goo.gl/cVTFpf
http://goo.gl/taWHMy
http://goo.gl/fq2oke
http://goo.gl/2DvBSH
http://goo.gl/JWVkqR
http://goo.gl/pjHhHr
http://goo.gl/9WeHFE
http://goo.gl/ZhgsYA
http://goo.gl/JQNYGA
http://goo.gl/cVTFpf
پيام بخور در رابطه با کليپ قبل از آن به انگليسی بود (1) که در واقع دو نکته مهم داشت. يکی اينکه ويروس کرونا درحرارت 56 درجه سانتيگراد (132.8 فارنهايت) ازبين ميرود. وبعد پيشنهاد کرده بود که ميتوان ازاطاق سونا و يا با سشوار و اسپری آب در بينی برای جلوگيری ودرمان آن اقدام کرد. بخور براحتی ميتواند جايگزين سونا و سشوار شود.
آن کليپ که دقيقآ يکماه پيش پست شده بود، الآن حذف شده است. شايد يکی از دلائل آن خطر ناشی از استفاده از سشوار و اسپری آب در بينی باشد که خوشبختانه در بخور نيست. بهرحال هنوز درمان و يا راهکاری قاطع برای پيشگيری ويروس کرونا وجود ندارد. آنچه هست راهکارهای "منطقی و تقريبی" است که بقول شيخ بهائی بايد گفت: آنچه میگویم، همه تقریب دان .. نیست جز تقریب در وسع بیان.
پس اگر قرار باشد هر مطلبی را که علمی نبود خرافات بدانيم، از آنطرف بام افتاده ايم. چون عقل و منطق و تقريب را که راهنمای بشريت وعلم بوده وهست ناديده ميگيريم. با چنين معياری نه تنها تجربه چندهزارساله پزشکی سنتی مردود است، بلکه بسياری از توصيه های رسمی متخصصين بهداشتی جهان مدرن نيزعلمی نيست.
(1) https://t.me/Fahm_Insight/108
آن کليپ که دقيقآ يکماه پيش پست شده بود، الآن حذف شده است. شايد يکی از دلائل آن خطر ناشی از استفاده از سشوار و اسپری آب در بينی باشد که خوشبختانه در بخور نيست. بهرحال هنوز درمان و يا راهکاری قاطع برای پيشگيری ويروس کرونا وجود ندارد. آنچه هست راهکارهای "منطقی و تقريبی" است که بقول شيخ بهائی بايد گفت: آنچه میگویم، همه تقریب دان .. نیست جز تقریب در وسع بیان.
پس اگر قرار باشد هر مطلبی را که علمی نبود خرافات بدانيم، از آنطرف بام افتاده ايم. چون عقل و منطق و تقريب را که راهنمای بشريت وعلم بوده وهست ناديده ميگيريم. با چنين معياری نه تنها تجربه چندهزارساله پزشکی سنتی مردود است، بلکه بسياری از توصيه های رسمی متخصصين بهداشتی جهان مدرن نيزعلمی نيست.
(1) https://t.me/Fahm_Insight/108
Telegram
فهم
يکی از روشهای بسيار ساده در درمان و جلوگيری از ويروس کرونا
https://www.youtube.com/watch?v=TfKmOeZbVV4&feature=youtu.be
https://www.youtube.com/watch?v=TfKmOeZbVV4&feature=youtu.be