نقد سخنان اخیر دکتر سروش ، مصطفی ملکیان
نقد سخنان عبدالکریم سروش در باره انتخاب بین شاه و خمینی
مصطفی ملکیان
جالب انکه سروش خود منتقد برداشت فقهی از دین است اما فقیهی چون خمینی را که ستایش میکند.
سخنان سروش در کامنت
https://t.me/FarazTed/48723
مصطفی ملکیان
جالب انکه سروش خود منتقد برداشت فقهی از دین است اما فقیهی چون خمینی را که ستایش میکند.
سخنان سروش در کامنت
https://t.me/FarazTed/48723
⚡7🕊1
🕊 فرازتد⚡️(روشنگری)
#بررسی ادعای عجیب سروش: برای نقد دین (یا «معبود») باید ابتدا خود «عبد» باشی؛ یعنی تجربه دینی/معنوی شخصی داشته باشی، در مسیر دینداری و عبادت قرار گرفته باشی و از درون آن سخن بگویی.❗️ در حالیکه شرط تجربه شخصی، عملا نقد را انحصاری و غیرقابلبررسی میکند. یعنی…
#نظر تکمیلی مجید م.
برای پاسخ به این ادعای کودکانه سروش که از درماندگی دینداران نتیجه میشود باید پرسید که از دید ایشان و از دید دینداران تعریف دینداری چیست و به چه کسی دیندار میگویند؟
برخی میگویند باور به خدا و حقانیت رسول شرط حداقلی و کافی برای مسلمان شدن است؛ ایشان گویا پرپر زدن در برابر یک معبود را نشانه دینداری و تجربه دینی میدانند (که البته با این معیار تعداد دینداران بسیار بسیار کم میشود).
در هر تعریفی باید پاسخ داد که از قضا سهم زیادی از مخالفان و منتقدان «دین» و حتی برخی «خداناباوران» پیشتر دیندار بودهاند و تجربه دینی داشتهاند.
داوکینز پیش از آشنایی با فرگشت خود را دیندار و باورمند به خدا میدانسته؛ داروین پیش از بیدین شدن معتقد به مسیحیت بود (هرچند بهوضوح خداناباور نشد ولی از دین و مناسک دینی مانند رفتن به کلیسا کاملاً و آشکارا فاصله گرفت). افرادی مثل آیان هیرسی علی تجربه مشابه داشتهاند؛ در جهان اسلام شاید یکی از بهترین مثالها ابوالعلا معری است؛ در ایران هم از زکریای رازی تا کسروی تا دشتی تا فتحعلی آخوندزاده و دیگران از تجربه دینی بیبهره نبودهاند و حتی در بین آدمهای معمولی نیز بسیار شایع است که از دین به بیدینی رسیدهاند.
شاید همه خاطرات آرمین نوابی را بهعنوان یک شهروند معمولی از تاریخچه بیدین شدنش شنیده باشید؛ بنده تا دوران ارشد کاملاً و با نهایت دقت نهتنها واجبات بلکه به مستحبات دین اسلام و تشیع پایبند بودم و از جمله دغدغههای من یافتن اسم چهل مؤمن واقعی بود تا در نماز شب اسمشان را بیاورم و برایشان دعا کنم؛ ولی در کمتر از سه سال از زمانی که برای اولین بار با استیون واینبرگ و بعدتر با متفکران بیشتر آشنا شدم بهکلی دست از دین و شارلاتانیسم دینی شستم و هرچند شاید نسبت به وجود خدا ندانمگرا باشم ولی پوچ بودن تمام ادیان برای من روشنی آفتاب نیمروز است.
البته مگر اینکه ایشان دست به مغالطه بزند و بگوید تجربه شما اصیل نیست که در این حالت ادعای ایشان ابطالناپذیر میشود. مهمتر از همه اگر من دیندار باشم و تجربه دینی را درک کنم و سپس از دین خارج شوم آیا این دین که سروش سنگش را به سینه میزند و این دیندارانِ پرپرشده در برابر معبود به من اجازه زیست میدهند و اجازه خروج از دین میدهند یا به شمشیر تکفیر ایشان تکهتکه میشوم و باید نوشتههایم را مثل ابنوراق(ها) گمنام منتشر کنم تا غیرت دینی جماعتی که بیهیچ معرفت و شناخت و سوادی دیندار شدهاند ولی برای بیدینان نسخه رواداری و تجربه و صبوری تجویز میکنند و از همه درخواست معرفت و سواد و تجربه دارند، از حیات محرومم نکند.
اینکه سروش بگوید بله میتوانی نقد کنی ولی باید تجربه دینی داشته باشی اساساً منظورش این است که نمیتوانی نقد کنی.
به نظرم برخلاف ادعای سروش که غالب منتقدان را به عدم آشنایی با دین محکوم میکند بخش مهمی از منتقدان دین از دل دین آمدهاند و نگاه دروندینی داشتهاند؛ برخلاف دینداران که بدون شناخت با حوزههای مختلف از فلسفه بگیر تا سیاست و اخلاق و منطق و حکومتداری (که رسالت اصلی محمد و دین اسلام بود) پا در کفش همه معارف و حوزههای بشری کردند؛ غالباً منتقدان دین با دین و ادعاهای آنها آشنایی داشتهاند.
هرچند اساساً شاید با ارفاق و برای پایبندی به اصل حمل به احسن بتوان تجربه دینی را در درک دین مفید دانست؛ تجربهٔ دینی شاید بتواند برای فهم پدیدارشناسی مفید باشد؛ اما از این نمیتوان نتیجه گرفت که تجربهٔ دینی شرط لازم برای فهم یا نقد دین است. اگر تازه چنین شرطی ادعا شود، باید معیار مستقلی و قابلسنجشی برای تشخیص تجربهٔ دینی ارائه شود؛ وگرنه هر منتقدی را میتوان با ادعای تجربهات واقعی یا کافی یا اصیل نبوده از دایرهٔ نقد خارج کرد.
هرگز تجربه دینی برابر با معرفت دینی نیست و راه اصلی برای شناخت و نقد و فهم دین نیست چون دین مجموعهای از آموزههایی است که برای بررسی و رد بسیاری از آنها حداقل خرد و آگاهی کافی است و نیاز به هیچ تجربه خاصی ندارد.
@FarazTed
برای پاسخ به این ادعای کودکانه سروش که از درماندگی دینداران نتیجه میشود باید پرسید که از دید ایشان و از دید دینداران تعریف دینداری چیست و به چه کسی دیندار میگویند؟
برخی میگویند باور به خدا و حقانیت رسول شرط حداقلی و کافی برای مسلمان شدن است؛ ایشان گویا پرپر زدن در برابر یک معبود را نشانه دینداری و تجربه دینی میدانند (که البته با این معیار تعداد دینداران بسیار بسیار کم میشود).
در هر تعریفی باید پاسخ داد که از قضا سهم زیادی از مخالفان و منتقدان «دین» و حتی برخی «خداناباوران» پیشتر دیندار بودهاند و تجربه دینی داشتهاند.
داوکینز پیش از آشنایی با فرگشت خود را دیندار و باورمند به خدا میدانسته؛ داروین پیش از بیدین شدن معتقد به مسیحیت بود (هرچند بهوضوح خداناباور نشد ولی از دین و مناسک دینی مانند رفتن به کلیسا کاملاً و آشکارا فاصله گرفت). افرادی مثل آیان هیرسی علی تجربه مشابه داشتهاند؛ در جهان اسلام شاید یکی از بهترین مثالها ابوالعلا معری است؛ در ایران هم از زکریای رازی تا کسروی تا دشتی تا فتحعلی آخوندزاده و دیگران از تجربه دینی بیبهره نبودهاند و حتی در بین آدمهای معمولی نیز بسیار شایع است که از دین به بیدینی رسیدهاند.
شاید همه خاطرات آرمین نوابی را بهعنوان یک شهروند معمولی از تاریخچه بیدین شدنش شنیده باشید؛ بنده تا دوران ارشد کاملاً و با نهایت دقت نهتنها واجبات بلکه به مستحبات دین اسلام و تشیع پایبند بودم و از جمله دغدغههای من یافتن اسم چهل مؤمن واقعی بود تا در نماز شب اسمشان را بیاورم و برایشان دعا کنم؛ ولی در کمتر از سه سال از زمانی که برای اولین بار با استیون واینبرگ و بعدتر با متفکران بیشتر آشنا شدم بهکلی دست از دین و شارلاتانیسم دینی شستم و هرچند شاید نسبت به وجود خدا ندانمگرا باشم ولی پوچ بودن تمام ادیان برای من روشنی آفتاب نیمروز است.
البته مگر اینکه ایشان دست به مغالطه بزند و بگوید تجربه شما اصیل نیست که در این حالت ادعای ایشان ابطالناپذیر میشود. مهمتر از همه اگر من دیندار باشم و تجربه دینی را درک کنم و سپس از دین خارج شوم آیا این دین که سروش سنگش را به سینه میزند و این دیندارانِ پرپرشده در برابر معبود به من اجازه زیست میدهند و اجازه خروج از دین میدهند یا به شمشیر تکفیر ایشان تکهتکه میشوم و باید نوشتههایم را مثل ابنوراق(ها) گمنام منتشر کنم تا غیرت دینی جماعتی که بیهیچ معرفت و شناخت و سوادی دیندار شدهاند ولی برای بیدینان نسخه رواداری و تجربه و صبوری تجویز میکنند و از همه درخواست معرفت و سواد و تجربه دارند، از حیات محرومم نکند.
اینکه سروش بگوید بله میتوانی نقد کنی ولی باید تجربه دینی داشته باشی اساساً منظورش این است که نمیتوانی نقد کنی.
به نظرم برخلاف ادعای سروش که غالب منتقدان را به عدم آشنایی با دین محکوم میکند بخش مهمی از منتقدان دین از دل دین آمدهاند و نگاه دروندینی داشتهاند؛ برخلاف دینداران که بدون شناخت با حوزههای مختلف از فلسفه بگیر تا سیاست و اخلاق و منطق و حکومتداری (که رسالت اصلی محمد و دین اسلام بود) پا در کفش همه معارف و حوزههای بشری کردند؛ غالباً منتقدان دین با دین و ادعاهای آنها آشنایی داشتهاند.
هرچند اساساً شاید با ارفاق و برای پایبندی به اصل حمل به احسن بتوان تجربه دینی را در درک دین مفید دانست؛ تجربهٔ دینی شاید بتواند برای فهم پدیدارشناسی مفید باشد؛ اما از این نمیتوان نتیجه گرفت که تجربهٔ دینی شرط لازم برای فهم یا نقد دین است. اگر تازه چنین شرطی ادعا شود، باید معیار مستقلی و قابلسنجشی برای تشخیص تجربهٔ دینی ارائه شود؛ وگرنه هر منتقدی را میتوان با ادعای تجربهات واقعی یا کافی یا اصیل نبوده از دایرهٔ نقد خارج کرد.
هرگز تجربه دینی برابر با معرفت دینی نیست و راه اصلی برای شناخت و نقد و فهم دین نیست چون دین مجموعهای از آموزههایی است که برای بررسی و رد بسیاری از آنها حداقل خرد و آگاهی کافی است و نیاز به هیچ تجربه خاصی ندارد.
@FarazTed
⚡11
2Atheists! دوآتئیست! به چه باور دارید و چرا؟ وریا امیری - بابک دلیوند
به چه باور دارید و چرا؟
دو آتئیست وریا امیری - بابک دلیوند
تصویری
youtube.com/live/dH_TZT6k2Vw
▪️معرفی کتاب «جمهور» با ترجمهٔ فؤاد روحانی، فرصتی برای اندیشیدن به عدالت، شناخت و نسبت فلسفه با زندگی جمعی.
▪️اخلاق بدون استاندارد دوگانه
محکومکردن جنایات اسرائیل با محکومکردن حماس، دیگر گروههای تروریستی و جمهوری اسلامی منافاتی ندارد.
نفرت از جمهوری اسلامی نمیتواند توجیهی برای انکار جنایات اسرائیل باشد؛ همانطور که محکومکردن اسرائیل، مجوز چشمپوشی از جنایات حماس و جمهوری اسلامی نیست.
معیار اخلاقی را نباید با دوست و دشمن سیاسی عوض کرد.
▪️ فلسفهٔ ذهن، ادراک جهان و زمان
میان واقعیت و تجربهٔ ما از واقعیت چه نسبتی برقرار است؟
▪️ از موضع ضدفرزندآوری یا آنتیناتالیسم
چرا نتیجهگیری دربارهٔ غیراخلاقیبودنِ فرزندآوری لزوماً قانعکننده نیست.
@FarazTed
دو آتئیست وریا امیری - بابک دلیوند
تصویری
youtube.com/live/dH_TZT6k2Vw
▪️معرفی کتاب «جمهور» با ترجمهٔ فؤاد روحانی، فرصتی برای اندیشیدن به عدالت، شناخت و نسبت فلسفه با زندگی جمعی.
▪️اخلاق بدون استاندارد دوگانه
محکومکردن جنایات اسرائیل با محکومکردن حماس، دیگر گروههای تروریستی و جمهوری اسلامی منافاتی ندارد.
نفرت از جمهوری اسلامی نمیتواند توجیهی برای انکار جنایات اسرائیل باشد؛ همانطور که محکومکردن اسرائیل، مجوز چشمپوشی از جنایات حماس و جمهوری اسلامی نیست.
معیار اخلاقی را نباید با دوست و دشمن سیاسی عوض کرد.
▪️ فلسفهٔ ذهن، ادراک جهان و زمان
میان واقعیت و تجربهٔ ما از واقعیت چه نسبتی برقرار است؟
▪️ از موضع ضدفرزندآوری یا آنتیناتالیسم
چرا نتیجهگیری دربارهٔ غیراخلاقیبودنِ فرزندآوری لزوماً قانعکننده نیست.
@FarazTed
⚡6
رها اخوان، استاد ایرانی دانشگاه سابانجی ترکیه و شناگر سرشناس آبهای آزاد جهان، از دیروز تا بامداد امروز ۲۰ساعت لاینقطع در کانال مانش شنا کرد و لقب «سهتاج» را برنده شد- او نخستین زن ایرانی است که به این افتخار دست پیدا کرده است.
@FarazTed
«سهتاج» عنوان مخصوص شناگرهایی برجسته آبهای آزاد است که توانستهاند هرسه مسیرِ دور «منهتن» و نیز کانال «کاتالینا»(در آمریکا) و «کانال مانش»(میان فرانسه و برتانیا) را شنا کنند. از میان ایرانیان تاکنون تنها دو مرد توانسته بودند چنین لقبی داشته باشند: جمشید خواجوی و پرویز حبیبی.
رها اخوان سال ۱۳۵۷، درست چند ماه پیش از انقلاب در سانفرانسیسکو آمریکا متولد شد و سهماهه بود که پدرومادرش تصمیم گرفتند به ایران بازگردند و رها کل دوران کودکی، نوجوانی و تحصیلات دوره مهندسیاش در دانشگاه شریف را در ایران سپری کرد. او بعدها به آمریکا برگشت و در کارولینای شمالی در مهندسی صنایع سیستمها دکترا گرفت و حالا در ترکیه «مدریت عملیات و کسبوکار» تدریس میکند.@FarazTed
⚡19
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#کژفهمی
برای اولین بار تو تاریخ یه مبارزه رسمی بین انسان و ربات برگزار شد که در نهایت ربات با یه لگد سنگین، طرفو ناک اوت کرد. Aalijnab
#بررسی
این یک نمایش تبلیغاتی-سرگرمی است، نه مبارزهٔ روبوت کاملاً خودمختار.
ویدئویی واقعی است اما روبوت توسط یک اپراتور انسانی و از راه دور (با هدست واقعیت مجازی یا کنترلر) هدایت میشد و تصمیمگیریهای رزمی آن خودکار/AI مستقل نبود.
رویداد در ۱۸ سپتامبر ۲۰۲۶ در سانفرانسیسکو برگزار شده و ویدیوهایش از حساب رسمی شرکت
REK (Robot Entertainment Kombat)
منتشر شده.
شرکت REK رویدادهای مبارزه ربوتهای انساننما را برگزار میکند که در آنها انسانها با هدست واقعیت مجازی، ربوتها را از راه دور کنترل میکنند (مانند نسخه واقعی فیلم Real Steel).
این بار اینفلوئنسر آمریکایی Frankie LaPenna در یک قفس با یک ربوت انساننمای تقریباً ۱٫۸ متری مدل EngineAI T800 با ظاهر شبیه Terminator و چشمهای قرمز مبارزه کرد.
روبوت با لگدهای قوی او را به دیوار قفس پرتاب کرد و در نهایت به زمین انداخت. گزارشهایی از آسیب احتمالی به دست LaPenna هم وجود دارد.
@Fact_Check
ربات
@FarazTed بازنشر ⭕️
برای اولین بار تو تاریخ یه مبارزه رسمی بین انسان و ربات برگزار شد که در نهایت ربات با یه لگد سنگین، طرفو ناک اوت کرد. Aalijnab
#بررسی
این یک نمایش تبلیغاتی-سرگرمی است، نه مبارزهٔ روبوت کاملاً خودمختار.
ویدئویی واقعی است اما روبوت توسط یک اپراتور انسانی و از راه دور (با هدست واقعیت مجازی یا کنترلر) هدایت میشد و تصمیمگیریهای رزمی آن خودکار/AI مستقل نبود.
رویداد در ۱۸ سپتامبر ۲۰۲۶ در سانفرانسیسکو برگزار شده و ویدیوهایش از حساب رسمی شرکت
REK (Robot Entertainment Kombat)
منتشر شده.
شرکت REK رویدادهای مبارزه ربوتهای انساننما را برگزار میکند که در آنها انسانها با هدست واقعیت مجازی، ربوتها را از راه دور کنترل میکنند (مانند نسخه واقعی فیلم Real Steel).
این بار اینفلوئنسر آمریکایی Frankie LaPenna در یک قفس با یک ربوت انساننمای تقریباً ۱٫۸ متری مدل EngineAI T800 با ظاهر شبیه Terminator و چشمهای قرمز مبارزه کرد.
روبوت با لگدهای قوی او را به دیوار قفس پرتاب کرد و در نهایت به زمین انداخت. گزارشهایی از آسیب احتمالی به دست LaPenna هم وجود دارد.
@Fact_Check
ربات
@FarazTed بازنشر ⭕️
⚡4
#کژفهمی یا بیان ناقص
«سنگاپور به افرادی که روزی ۱۵ دقیقه کتاب بخوانند، پول پرداخت میکند»؟
#بررسی
بله! اما پولِ خیلی کمی است. برای ۱ دلار باید ۵۰ روز روزی ۱۵ دقیقه مطالعهٔ ثبتشده داشته باشید.
سنگاپور کمپین ملی ۵ سالهای به نام ReadSG راه انداخته:
روزی حداقل ۱۵ دقیقه کتاب بخوانید، در وبسایت دولتی ثبت کنید، سکهٔ مجازی بگیرید و بعداً به پول نقد تبدیل کنید.
هر جلسهٔ بیش از ۱۵ دقیقهای؛ ۲۰ سکه
هر ۱۰۰۰ سکه میشود یم ۱ دلار سنگاپور (تقریباً ۰,۸ دلار آمریکا)
یعنی برای ۱ دلار باید ۵۰ روز روزی ۱۵ دقیقه مطالعهٔ ثبتشده داشته باشید.
هر روز فقط یک جلسه قابل ثبت است.
مقامات میگویند این پاداشها نمادین است؛ هدف اصلی ساختن عادت مطالعه و کاهش «دوماسکرولینگ»Doomscrolling (غرق شدن در محتوای کوتاه و منفی آنلاین) است.
theguardian.com/world/2026/sep/16/singapore-pays-citizens-read-books
cnn.com/2026/09/15/asia/singapore-reading-campaign-intl-hnk-dst
@Fact_Check
@FarazTed بازنشر خلاصه ⭕️
«سنگاپور به افرادی که روزی ۱۵ دقیقه کتاب بخوانند، پول پرداخت میکند»؟
#بررسی
بله! اما پولِ خیلی کمی است. برای ۱ دلار باید ۵۰ روز روزی ۱۵ دقیقه مطالعهٔ ثبتشده داشته باشید.
سنگاپور کمپین ملی ۵ سالهای به نام ReadSG راه انداخته:
روزی حداقل ۱۵ دقیقه کتاب بخوانید، در وبسایت دولتی ثبت کنید، سکهٔ مجازی بگیرید و بعداً به پول نقد تبدیل کنید.
هر جلسهٔ بیش از ۱۵ دقیقهای؛ ۲۰ سکه
هر ۱۰۰۰ سکه میشود یم ۱ دلار سنگاپور (تقریباً ۰,۸ دلار آمریکا)
یعنی برای ۱ دلار باید ۵۰ روز روزی ۱۵ دقیقه مطالعهٔ ثبتشده داشته باشید.
هر روز فقط یک جلسه قابل ثبت است.
مقامات میگویند این پاداشها نمادین است؛ هدف اصلی ساختن عادت مطالعه و کاهش «دوماسکرولینگ»Doomscrolling (غرق شدن در محتوای کوتاه و منفی آنلاین) است.
theguardian.com/world/2026/sep/16/singapore-pays-citizens-read-books
cnn.com/2026/09/15/asia/singapore-reading-campaign-intl-hnk-dst
@Fact_Check
@FarazTed بازنشر خلاصه ⭕️
⚡10🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دختر 🩸 #جاویدنام فاطمه سلطانی
بدون مادر به مدرسه می رود.
لحظه اعلام کشته شدن مادر 👇
instagram.com/reel/Da06J1jsgms
بدون مادر به مدرسه می رود.
لحظه اعلام کشته شدن مادر 👇
instagram.com/reel/Da06J1jsgms
🕊26⚡2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🩸 #جاویدنام مهسا موگویی
دختر ۱۹ساله فولادشهر اصفهان که ۳۱ شهریور ۱۴۰۱، در جریان اعتراضات زن زندگی آزادی، با گلوله جان باخت.
مهسا قهرمان تکواندو با کمربند مشکی و آمادگی جسمانی بود و مدالهای متعددی در تکواندو کسب کرده بود.
youtube.com/@iranfreedomexhibit
دختر ۱۹ساله فولادشهر اصفهان که ۳۱ شهریور ۱۴۰۱، در جریان اعتراضات زن زندگی آزادی، با گلوله جان باخت.
مهسا قهرمان تکواندو با کمربند مشکی و آمادگی جسمانی بود و مدالهای متعددی در تکواندو کسب کرده بود.
youtube.com/@iranfreedomexhibit
🕊27⚡3
#نگاهی_به_آرشیو ۲۳ سپتامبر ۱ مهر
🏮 ۹ سال پیش در چنین روزی
t.me/FarazTed/1626
🏮 ۸ سال پیش در چنین روزی
t.me/FarazTed/7334
🏮 ۷ سال پیش در چنین روزی
t.me/FarazTed/14194
🏮 ۶ سال پیش در چنین روزی
t.me/FarazTed/18689
🏮 ۵ سال پیش در چنین روزی
t.me/FarazTed/22356
🏮 ۴ سال پیش در چنین روزی
t.me/FarazTed/25561
🏮 ۳ سال پیش در چنین روزی
t.me/FarazTed/30347
🏮 ۲ سال پیش در چنین روزی
t.me/FarazTed/36967
🏮 ۱ سال پیش در چنین روزی
t.me/FarazTed/43344
🏮 ۹ سال پیش در چنین روزی
t.me/FarazTed/1626
🏮 ۸ سال پیش در چنین روزی
t.me/FarazTed/7334
🏮 ۷ سال پیش در چنین روزی
t.me/FarazTed/14194
🏮 ۶ سال پیش در چنین روزی
t.me/FarazTed/18689
🏮 ۵ سال پیش در چنین روزی
t.me/FarazTed/22356
🏮 ۴ سال پیش در چنین روزی
t.me/FarazTed/25561
🏮 ۳ سال پیش در چنین روزی
t.me/FarazTed/30347
🏮 ۲ سال پیش در چنین روزی
t.me/FarazTed/36967
🏮 ۱ سال پیش در چنین روزی
t.me/FarazTed/43344
👥 فقط در بخش نظرات این پیام، میتوانید کلیه مطالب خود در حوزه علمی، فرهنگی، معرفی لینکها و طرح پرسش... را (جز سیاسی) ارسال کنید.👇
⚡1
🕊 فرازتد⚡️(روشنگری)
مکانیزم توجیه بدبختی از جان جاست دکتر آذرخش مکری کتاب در کامنت A Theory of System Justification JOHN T. JOS System justification theory Self-justification Status quo bias Is–ought problem Relative deprivation و بخوانید t.me/FarazTed/48742 🅱
#نظر ارسالی مهدی رفیعی
پیرو معرفی این کتاب
https://t.me/FarazTed/48095
نکاتی بعد از اتمام خوانش آن آرشیو کردم که شاید برخی از این نکات برای به اشتراک گذاشتن ارزشمند باشند
چندی پیش مطالعه کتاب نظریه توجیه سیستم
A Theory of System Justification
اثر جان جاست را به اتمام رساندم و در طول خواندن آن مدام به یک سوال دردناک و تکراری در جامعه خودمان فکر میکردم: چرا هر چقدر اقتصاد خراب تر میشود و محیط زندگی رو به ویرانی میرود باز هم عده زیادی به جای طغیان به توجیه وضعیت موجود میپردازند؟
به این پرسش میتوان از ابعاد مختلفی پاسخ داد، اما اکنون قصد دارم در چارچوب نظریه توجیه سیستم به ان بپردازم
همان طور که جان جاست و البته تحلیل های روان شناختی اخیر نشان میدهند برخلاف تصور مورخانی چون هاوارد زین، انسانها در مواجهه با رنج و ستم لزوما شورش نمیکنند بلکه بخش بزرگی از آنها مکانیزم عجیبی به نام توجیه سیستم را در روان خود فعال میکنند
وقتی از فردی که روز به روز وضعش بدتر میشود می پرسید چرا اعتراض نمیکنی؟ با استدلال هایی روبرو میشوید که به طرز عجیبی از سیستمی که عامل بدبختی اوست دفاع میکنند
گویی ذهن برای فرار از فروپاشی رنج خود را معنادار و حتی بر حق جلوه میدهد. اما چرا این اتفاق می افتد؟
از منظر روان شناسی اجتماعی پذیرش اینکه ما قربانی بی دفاع یک ساختار ناعادلانه و فاسد هستیم اضطراب وجودی و ناهماهنگی شناختی وحشتناکی به همراه دارد
ذهن انسان برای محافظت از خود در برابر این وحشت و برای حفظ حداقل احساس امنیت و پیش بینی پذیری در دنیایی پرآشوب ترجیح میدهد بیعدالتی را به عنوان یک نظم طبیعی یا سرنوشت ثابت بپذیرد
ما به صورت ناخودآگاه داستان هایی می بافیم تا بدبختی هایمان را توجیه کنیم زیرا این مکانیزم توجیه گر یک کارکرد تسکین دهنده دارد
نوعی داروی مسکن روانی که شاید درد موقت مواجهه با حقیقت را کاهش دهد اما در درازمدت مانع از هرگونه تغییر و درمان ریشه ای میشود
شگفتانگیزترین و در عین حال تلخ ترین یافته این نظریه آن است که گاهی همان کسانی که بیشترین آسیب را از یک ساختار معیوب میبینند (گروه های فرودست) به سرسختترین مدافعان آن تبدیل میشوند.
آنها فقر و سرکوب را درونی سازی کرده و به جای نشانه گرفتن ساختار معیوب خود یا همدردانشان را مقصر میدانند و این دقیقا همان جایی است که سیستم سرکوبگر دیگر نیازی به اعمال زور فیزیکی مداوم ندارد چرا که توانسته است با استفاده از گرایش های روانی خود افراد، نگهبانانی برای حفظ وضع موجود در ذهن آنها تربیت کند
ما به جای آنکه خشم ناشی از بی عدالتی را به موتور محرکه ای برای تغییر تبدیل کنیم با توجیه بدبختی هایمان به نام حفظ یک آرامش خیالی زنجیر های پای خود را صیقل میدهیم.
پرسش این است که : تا چه زمانی قرار است برای تاب آوردن رنج هایی که بر ما تحمیل شده به ذهن خودمان دروغ بگوییم و تاوان این مسکن های موقت روانی را با تباهی آینده مان پس بدهیم؟
در ادامه (در کامنت) بخش هایی از نکات کتاب را به اشتراک خواهم گذاشت که خوانش آن خالی از لطف نیست
در قسمت هایی برای سهولت فهم مقصود نویسنده بجای ترجمه کلمه به کلمه، ترجمه ای مفهومی و گاها بسط داده شده ارائه کرده ام
@FarazTed
پیرو معرفی این کتاب
https://t.me/FarazTed/48095
نکاتی بعد از اتمام خوانش آن آرشیو کردم که شاید برخی از این نکات برای به اشتراک گذاشتن ارزشمند باشند
چندی پیش مطالعه کتاب نظریه توجیه سیستم
A Theory of System Justification
اثر جان جاست را به اتمام رساندم و در طول خواندن آن مدام به یک سوال دردناک و تکراری در جامعه خودمان فکر میکردم: چرا هر چقدر اقتصاد خراب تر میشود و محیط زندگی رو به ویرانی میرود باز هم عده زیادی به جای طغیان به توجیه وضعیت موجود میپردازند؟
به این پرسش میتوان از ابعاد مختلفی پاسخ داد، اما اکنون قصد دارم در چارچوب نظریه توجیه سیستم به ان بپردازم
همان طور که جان جاست و البته تحلیل های روان شناختی اخیر نشان میدهند برخلاف تصور مورخانی چون هاوارد زین، انسانها در مواجهه با رنج و ستم لزوما شورش نمیکنند بلکه بخش بزرگی از آنها مکانیزم عجیبی به نام توجیه سیستم را در روان خود فعال میکنند
وقتی از فردی که روز به روز وضعش بدتر میشود می پرسید چرا اعتراض نمیکنی؟ با استدلال هایی روبرو میشوید که به طرز عجیبی از سیستمی که عامل بدبختی اوست دفاع میکنند
گویی ذهن برای فرار از فروپاشی رنج خود را معنادار و حتی بر حق جلوه میدهد. اما چرا این اتفاق می افتد؟
از منظر روان شناسی اجتماعی پذیرش اینکه ما قربانی بی دفاع یک ساختار ناعادلانه و فاسد هستیم اضطراب وجودی و ناهماهنگی شناختی وحشتناکی به همراه دارد
ذهن انسان برای محافظت از خود در برابر این وحشت و برای حفظ حداقل احساس امنیت و پیش بینی پذیری در دنیایی پرآشوب ترجیح میدهد بیعدالتی را به عنوان یک نظم طبیعی یا سرنوشت ثابت بپذیرد
ما به صورت ناخودآگاه داستان هایی می بافیم تا بدبختی هایمان را توجیه کنیم زیرا این مکانیزم توجیه گر یک کارکرد تسکین دهنده دارد
نوعی داروی مسکن روانی که شاید درد موقت مواجهه با حقیقت را کاهش دهد اما در درازمدت مانع از هرگونه تغییر و درمان ریشه ای میشود
شگفتانگیزترین و در عین حال تلخ ترین یافته این نظریه آن است که گاهی همان کسانی که بیشترین آسیب را از یک ساختار معیوب میبینند (گروه های فرودست) به سرسختترین مدافعان آن تبدیل میشوند.
آنها فقر و سرکوب را درونی سازی کرده و به جای نشانه گرفتن ساختار معیوب خود یا همدردانشان را مقصر میدانند و این دقیقا همان جایی است که سیستم سرکوبگر دیگر نیازی به اعمال زور فیزیکی مداوم ندارد چرا که توانسته است با استفاده از گرایش های روانی خود افراد، نگهبانانی برای حفظ وضع موجود در ذهن آنها تربیت کند
ما به جای آنکه خشم ناشی از بی عدالتی را به موتور محرکه ای برای تغییر تبدیل کنیم با توجیه بدبختی هایمان به نام حفظ یک آرامش خیالی زنجیر های پای خود را صیقل میدهیم.
پرسش این است که : تا چه زمانی قرار است برای تاب آوردن رنج هایی که بر ما تحمیل شده به ذهن خودمان دروغ بگوییم و تاوان این مسکن های موقت روانی را با تباهی آینده مان پس بدهیم؟
در ادامه (در کامنت) بخش هایی از نکات کتاب را به اشتراک خواهم گذاشت که خوانش آن خالی از لطف نیست
در قسمت هایی برای سهولت فهم مقصود نویسنده بجای ترجمه کلمه به کلمه، ترجمه ای مفهومی و گاها بسط داده شده ارائه کرده ام
@FarazTed
Telegram
🕊 فرازتد⚡️(روشنگری)
مکانیزم توجیه بدبختی
از جان جاست
دکتر آذرخش مکری
کتاب در کامنت
A Theory of System Justification
JOHN T. JOS
System justification theory
Self-justification
Status quo bias
Is–ought problem
Relative deprivation
و بخوانید
t.me/FarazTed/48742
🅱
از جان جاست
دکتر آذرخش مکری
کتاب در کامنت
A Theory of System Justification
JOHN T. JOS
System justification theory
Self-justification
Status quo bias
Is–ought problem
Relative deprivation
و بخوانید
t.me/FarazTed/48742
🅱
⚡5🕊1