بازار آزاد
3.8K subscribers
871 photos
62 videos
73 files
817 links
کپی تمام پستها با یا بدون ذکر منبع، بلامانع است. غرض نشر مفاهیم آزادیخواهانه و دفاع از مالکیت خصوصی و بازار آزادست.
این کانال، یک کتابخانهٔ تلگرامی و بانک اطلاعاتی برای آزادیخواهان، مدافعان بازار آزاد و علاقمندان به مکتب اتریشی است.
Download Telegram
📖«اقتصاد در یک درس»2⃣1⃣
👤هنری هازلیت-1946

فصل دوازدهم: تلاش برای صادرات

🖋اشتیاق بیمارگونه برای صادرات، تنها چیزی است که از ترس بیمارگونه از واردات، (که گریبانگیر همه کشورهاست)، پیشی میگیرد. در بلند‌مدت، واردات و صادرات باید با همدیگر برابری کنند (اگر هر دو را در گسترده‌ترین معنایشان در نظر بگیریم که اقلامی «نا‌مرئی» مانند درآمد توریسم و نیز هزینه حمل و نقل روی اقیانوس‌ها را شامل می‌شوند). این صادرات است که هزینه واردات را تأمین می‌کند و بر‌عکس.


🌐اساساً هیچ تفاوتی میان مبادله خارجی و آنچه در تجارت داخلی روی می‌دهد، نیست. همه برای آنکه قدرت خرید لازم جهت تأمین نیاز‌های اساسی‌مان را کسب کنیم، باید چیزی را بفروشیم - حتی اگر آنچه بیشتر ما باید بفروشیم، خدماتمان باشد نه کالا‌هایمان. تجارت داخلی نیز عمدتاً با تسویه چک‌ها و دیگر طلب‌های افراد از یکدیگر، از طریق اتاق‌های تسویه انجام می‌شود. با این وجود برخی وقتی به موضوع تجارت خارجی میرسند از اصولی دفاع میکنند که غیرمعقول بودن آنها در تجارت داخلی بدیهی است:


🌐 بعنوان نمونه اعتقاد به اینکه «دولت باید برای افزایش صادرات وام های سنگینی را فارغ از اینکه احتمال بازپرداخت‌شان وجود دارد یا نه، به کشورهای خارجی بپردازد». باید بی درنگ بدیهی باشد که اگر وام‌هایی که به کشورهای خارجی می‌دهیم تا بتوانند کالا‌های ما را با آ‌ن‌ها بخرند باز‌گردانده نشوند، داریم این کالا‌ها را به آن‌ها می‌بخشیم با این کار تنها می‌تواند خود را فقیرتر کند. وقتی این حکم در حوزه خصوصی اعمال می‌شود، هیچ کس درباره آن تردیدی به خود راه نمی‌دهد. اگر یک شرکت خودروسازی برای خرید خودرو 1000 دلار وام بدهد و وام بازپرداخت نشود این شرکت بدلیل اینکه خودرویش را فروخته داراتر نیست بلکه مبلغی که برای ساخت خودرو هزینه کرده را از دست داده.


✅البته اگر دولت آمریکا از جیب مالیات دهندگان آمریکایی به کشوری وام دهد و آن کشور از صادرکنندگان آمریکایی کالا بخرد اما وام را تأدیه نکند در این میان صادرکنندگان منتفع میشوند. اما با تحمیل افزایش مالیات بر مردم جهت جبران وام از دست رفته، عموم مالیات دهندگان فقیرتر میشوند. علاوه بر این کسب و کار و اشتغال آمریکا نیز لطمه میبیند زیرا حالا خریداران داخلی پول کمتری برای خرید کالاها دارند. به همان ترتیب که حمایت از صادرات با اعطای وامهای خارجی بلاوصول (هدیه مستقیم) ابلهانه است ایجاد محرک در صادرات با دادن یارانه صادراتی نیز ابلهانه است. یارانه صادراتی هم نمونهٔ واضحی است از دادن چیزی به خارج در ازای هیچ با فروش کالاها به خارج به قیمتی کمتر از هزینه ای که برای ساختشان متحمل شده ایم. این نمونه دیگری است از تلاش برای ثروتمند شدن با دور ریختن چیزها.


🔚🔚وامهای وصول نشدنی خارجی و یارانه صادراتی مثالهای دیگری است از خطای نگریستن تنها به تاثیر فوری یک سیاست بر یک گروه خاص. اگر اثرات بلند‌مدت بر همه افراد را پی بگیریم، به نتیجه‌ای دیگر – دقیقاً وارونه این عقیده که قرن‌هاست بر تفکر بیشتر مقامات دولتی سلطه دارد - می‌رسیم. این نتیجه، آن گونه که جان استوارت میل به غایت روشن و آشکار بیان کرده، این است که #بهره_واقعی #تجارت خارجی برای هر کشور، #نه_در_صادرات ، که #در_واردات نهفته است. مصرف‌کنندگان یا می‌توانند کالا‌ها را با قیمتی کمتر از آنچه می‌توانند در داخل به دست آورند، از خارج بخرند یا می‌توانند کالا‌هایی را به دست آورند که به هیچ رو امکان تهیه آن‌ها در داخل برایشان وجود ندارد. دلیل واقعی نیاز کشور‌ها به صادرات این است که از پس هزینه‌های واردات بر‌آیند.

🆓 @FreemarketEconomy

لینک فصل یازدهم: تعرفه ها از چه کسی حمایت میکنند؟
https://t.me/FreemarketEconomy/1339
اخیرا پروفسور استیو هانکه، اقتصاددان آمریکایی در گفتگو با هفته نامه تجارت فردا که لینک آن ذیل این مطلب آورده شده در خصوص بحران ارزی-تورمی اخیر ایران پیشنهادی بدین شرح ارائه کرد:

🖋اگر من بودم یک هیات پولی بر مبنای طلا (gold based currency board system) تشکیل می‌دادم زیرا ایران به دلیل مسائل سیاسی نمی‌خواهد با دلار و یورو چنین سیستمی را تشکیل دهد و از همین رو من طلا را پیشنهاد می‌کنم. در این سیستم ریال باید به یک نرخ ثابت طلا لینک شود و ریال بتواند در آن نرخ به طور آزادانه به طلا تبدیل شود و هیچ ریالی نیز نباید منتشر شود مگر اینکه به طور کامل پشتوانه طلا داشته باشد. با اجرای چنین سیستمی تورم ایران از بین خواهد رفت و سیاست نیز از جریان خارج خواهد بود.
➖➖➖➖➖➖

بد ندیدم در راستای این نظر، مطلبی که چند ماه قبل به قلم جناب امیررضا عبدلی (اندیشمند اقتصاد اتریشی و مترجم) خواندم را اینجا بازنشر کنم:


🖌این که پایۀ پولی بهتر است چه چیزی باشد، به نظر و ترجیح یک فرد یا گروه بستگی ندارد. از نگاه مکتب اتریش پول به صورت بازاری ترین کالا تعریف می شود. یعنی کالایی که احتمال به فروش رسیدن آن در بازار بیش از هر کالای دیگری باشد و اکثر افراد حاضر به مبادله کالا و خدمات خود با آن باشند. تاریخ و تجربه به ما می گویند بشر تا کنون به هیچ کالایی به اندازۀ طلا به عنوان پول اعتماد نداشته است. بنابراین طلا موقعیت ممتاز خود را از هزاران سال تجارب بازار به دست آورده نه از صلاحدید و ترجیح یک اقتصاددان یا دولت.


🖌درجۀ پول بودن کالاهای دیگر کمتر از طلاست. بنابراین یا خود طلا یا کاغذ یا ژتونی که قابل نقد شدن به طلا باشد به عنوان عمومی ترین و رایج ترین واسطه مبادله پذیرفته می شود. این که پشتوانه این کاغذ می تواند تولید ملی باشد نیاز به استدلال دارد و در چارچوب تعریف مکتب اتریش از پول حتّی قابل فهم نیست چه رسد که قابل توجیه باشد. بر اساس این تعریف کسی نمی تواند پول خلق کند مگر این که طلای جدیدی وارد بازار شود. خلق پول بانکی مصداق بارز اختلاس است. بنابراین ضریب فزاینده باید حدود صفر باشد.


🖌 این که استاندارد طلا دوام نیاورد به علت تلاش بی امان دولت های مدرن برای در اختیار گرفتن پول بود. خصوصی سازی پول امکان این دست اندازی را از دولت ها می گیرد. هم اکنون و از دیرباز در تمام جهان در شهرهای مرزی، دو یا سه نوع پول بین مردم رواج داشته و هیچ مشکلی هم ایجاد نکرده است. به نظر نمی رسد اگر تمامی مناطق مثل این شهرهای مرزی شوند مشکل خاصی ایجاد شود. البته غیر از این که امکان مانورهای پولی دولت ها از میان خواهد رفت و اقتصاد از آسیب های آن در امان خواهد بود.
🆓 @FreemarketEconomy
لینک مصاحبه هانکه:
http://www.tejaratefarda.com/بخش-ایران-اقتصاد-41/27728-ایران-ابرتورم-ندارد
استاندارد طلا

👤موری روتبارد در نقد میلتون فریدمن در سال 1971 ، مترجم محسن رنجبر


🖋 فیشر (که فریدمن او را بزرگترین اقتصاددان قرن بیستم خوانده و بسیاری از اندیشه های خود را وامدار اوست) از قبول سرشت واقعی پول یا کارکرد درست استاندارد طلا یا نام یک واحد پولی به عنوان یک واحد وزنی طلا سر باز زد. برعکس، نام‌ این جانشین‌های اسکناس که توسط دولت‌های مختلف منتشر می‌شد را مستقل تصور می‌کرد و باور داشت که این اسامی (دلار، ین و...)، پول هستند. کارکرد این «پول»، عبارت بود از «اندازه‌گیری» ارزش‌ها. از این رو فیشر می‌انگاشت که حفظ قدرت خرید پول یا حفظ سطح قیمت‌ها در مقداری ثابت، ضروری است. او می‌پذیرفت که استاندارد طلا - که تحت آن پول بنیادین، کالایی است که در بازار آزاد وجود دارد، نه اینکه توسط دولت به وجود آید - با میل شدید و بی‌امان او به تثبیت سطح قیمت‌ها همخوانی ندارد [منظور مخالفت فریدمن با تورم منفی و تقلیل قیمتهاست که از نظر روتبارد ناشی از افزایش تولید برآمده از بازار آزادست و طبیعی است، توضیح بیشتر در لینک زیر:
[https://t.me/FreemarketEconomy/1290

🌐ضرورتا کنترل مطلق عرضه این واحد‌ها و استفاده از آنها در اختیار دولت مرکزی قرار می‌گیرد. به طور خلاصه، پول بدون پشتوانه ذاتا پول دولت‌گرایی مطلق است. پول همانند قبل، کالای اساسی و هسته مرکزی اقتصاد بازار جدید است و ناامیدانه هر نظامی که کنترل مطلق این کالا را در اختیار دولت قرار دهد، با اقتصاد بازار آزاد یا نهایتا با خود آزادی فردی همخوان نیست. با این همه، میلتون فریدمن مدافع رادیکال حذف تمام روابط هر چند ضعیف کنونی با طلا و استفاده از استاندارد کامل و مطلق دلار بدون پشتوانه است که در آن، کنترل واحد پولی به کلی در اختیار نظام فدرال‌رزرو قرار گیرد


🌐البته فریدمن در چنین شرایطی به فدرال‌رزرو توصیه می‌کند که این قدرت مطلق را هوشمندانه به کار گیرد، اما هیچ لیبرتارینی که شایسته این نام باشد، درباره ایده واگذاری قدرت قهری به یک گروه و سپس امیدواری نسبت به آنکه گروه مزبور، نهایت استفاده را از قدرت خود نکند، هیچ احساسی ندارد جز نفرت. در این جا نیز دلیل اینکه فریدمن چشم خود را به کلی بر پیامد‌های استبدادی و جابرانه طرح پول بدون پشتوانه می‌بندد، تفکیک من‌عندی شیکاگویی میان دو عرصه خرد و کلان، یا این امید پوچ و واهی است که می‌توان عرصه کلان را به شکلی تمامیت‌خواهانه کنترل کرد و در عین حال، «بازار آزاد» را در عرصه خرد حفظ نمود. تا به حال باید آشکار شده باشد که این نوع «بازار آزاد» خرد و مثله‌شده شیکاگویی، تنها در تمسخر‌آمیز‌ترین و طنز‌آلود‌ترین معنا «آزاد» است و «آزادی» اورولی(orwellian freedom) بدان معنا که «آزادی بردگی است»، بیشتر درباره آن صدق می‌کند.


✅ اگر توجه کنیم که چه اتفاقی می‌افتاد اگر هر منطقه، هر استان، هر ایالت و بلکه هر بخش، ناحیه، شهر، روستا، بلوک، خانه یا فرد پول خود را منتشر می‌کرد و سپس آن گونه که فریدمن مجسم می‌کند، نرخ برابری میان این میلیون‌ها واحد پولی به راحتی و آزادانه نوسان می‌یافت، می‌توانیم پوچی فلسفی طرح فریدمنی تامین پول بدون پشتوانه هر یک از دولت‌ها از سوی خود آنها و جدا از تمام دولت‌های دیگر را به وضوح مشاهده کنیم. هرج‌و‌مرج و آشفتگی متعاقب این شرایط از نابودی خود مفهوم پول - چیزی که در مقام واسطه‌‌ای عمومی برای تمام مبادلات در بازار عمل می‌کند - ناشی می‌شود. فریدمنیسم به لحاظ فلسفی، خود پول را نابود خواهد کرد و ما را به آشوب و بدویت حاصل از نظام تهاتری فرو خواهد برد.


🔚🔚یکی از اشتباهات بسیار مهم فریدمن در برنامه خود برای واگذاری تمام قدرت پولی به دولت این است که درک نمی‌کند که طرح مورد اشاره ذاتا تورم‌زا خواهد بود، زیرا در این صورت، دولت اختیار کامل خواهد داشت که پول را به هر میزان که تمایل دارد، منتشر کند. او در توصیه خود به محدود‌سازی این قدرت به افزایش ۴-۳ درصدی عرضه پول در سال، از این نکته حیاتی غافل است که هر گروهی که از قدرت مطلق برای «چاپ پول» برخوردار شود، به چاپ آن تمایل پیدا خواهد کرد!
🆓 @FreemarketEconomy
🔻۷۰ درصد اقتصاد تحت مالکیت دولت

🔹اینست ماحصل سیاستهای نئولیبرالیستی بعد از جنگ که مقصر وضع نامطلوب اقتصادی و بحران اقتصادی فعلی عنوان میشود❗️ #راغفر #دینی_ترکمانی و...

@FreemarketEconomy
#پول_دولتی ، آغاز انحراف از آزادی

👤موری روتبارد

🖋در‌حال‌حاضر ایده پول خصوصی، چنان غریب است که باید آن را مفصلا توضیح داد. تصور غالب آن است که ضرب سکه برعهده حاکمیت است و با وجود آن‌که آمریکایی‌ها معتقدند که حاکمیت از آن مردم است، حق ضرب سکه همچنان امتیازی در انحصار دولت باقی مانده است. اما چه طور ممکن است بنگاه‌های خصوصی به ضرب سکه بپردازند؟ پاسخ این است که ضرب خصوصی سکه با همان مکانیسمی صورت می‌پذیرد که دیگر کسب‌وکار‌ها به تولید کالا و خدمت می‌پردازند. مثلا هر بنگاه ضرب سکه، مسکوکات را در اندازه و شکلی ضرب می‌کند که مشتریانش را راضی نگه دارد. قیمت نیز مانند هر کالای دیگری در بازار آزاد تعیین می‌شود.


💰یکی از انتقادات وارد بر ضرب خصوصی سکه این است که وزن کردن و سنجش عیار تک‌تک سکه‌های طلا در مبادلات روزانه به شدت مشکل‌آفرین است. اما این دلیل خوبی برای ممانعت از ضرب خصوصی سکه نیست. بنگاه‌های خصوصی حداقل به همان اندازه دولت، می‌توانند وزن و عیار هر سکه را ضمانت کنند. باید درنظر گرفته شود که هرقطعه فلزی به عنوان پول شناخته نخواهد شد، بلکه مردم فقط مسکوکاتی که بنگاه‌های معتبر ضرب کرده‌اند را به عنوان پول می‌پذیرند. جالب است که بدانید دلار ابتدائا نام نوعی سکه نقره بود که بنگاهی خصوصی ضرب می‌کرد.


💰انتقاد دیگر این است که انتشار خصوصی پول به کلاهبرداری و تقلب دامن می‌زند. اما نکته‌ای که درنظر گرفته نمی‌شود این است که اگر دولت قابل اعتماد باشد (که من در این مورد شک دارم) پس باید در پی‌گیری و مجازات کلاهبرداری به آن اعتماد کرد و همان‌طور که فرض می‌شود مقابله با کلاهبرداری، دزدی و دیگر جرایم و تنبیه مجرمان دلیل وجود دولت است پس باید پی‌گیری و مقابله با ارتکاب جرایم در رابطه با ضرب سکه خصوصی را هم جزو وظایف دولت دانست. اگر نتوان در جلوگیری از جرایم معمول در بازار آزاد پول به دولت اعتماد کرد، پس چطور می‌توان اطمینان داشت که دولت مسکوکات را با عیار و وزن درست ضرب می‌کند و با اطمینان خاطری که نتیجه برخورداری از امتیازات قانونی است تبدیل به تنها کلاهبردار بازار سکه نمی‌شود. همان‌طور که همه می‌پذیریم که دولتی کردن کل اقتصاد برای جلوگیری از کلاهبرداری احمقانه است باید بپذیریم که با این توجیه که سکه خصوصی موجب افزایش کلاهبرداری می‌شود، نادرست است


💰به علاوه باید در نظر گرفت که در کسب‌و‌کار مدرن استاندارد بودن کالاها پیش فرض گرفته می‌شود و بدون این پیش‌فرض، شرایط فعلی غیرممکن می‌نماید. در بسیاری از موارد استانداردها در مقیاس‌های بسیار بسیار کوچک رعایت می‌شود، مثلا خریدار پیچ و مهره روی درست بودن میلیمتری قطر پیچ حساب باز کرده است و اصولا مشکلی هم پیش نمی‌آید.اوضاع به خوبی پیش می‌رود و کمتر کسی معتقد است که دولت به منظور مقابله با کلاهبرداری باید ابزار تولید را ملی اعلام کند.روزانه در بازارهای مدرن بیشمار معامله پیچیده که به رعایت دقیق استانداردها وابسته هستند صورت می‌پذیرد و شیادی در حداقل است.این شیادی در سطح فعلی نیز حداقل در تئوری قابل پیگیری است. همین وضعیت هم در مورد سکه خصوصی صادق است. یقینا مشتریان و رقبای هر بنگاه نسبت به هرگونه تقلب احتمالی در وزن و عیار سکه‌ها هشیار خواهند بود.


✅در طول تاریخ با وجود دخالت‌های بی‌امان دولت، بارها شاهد رواج سکه‌های خصوصی بوده‌ایم. سکه‌های اولیه را زرگران (بخش خصوصی) ضرب می‌کردند و زمانی که دولت ضرب سکه را آغاز کرد، از آنجا که افکار عمومی هم‌چنان به سکه‌هایی که بخش خصوصی ضرب می‌کرد، اعتماد بیشتری داشت، بخش خصوصی از ضرب سکه منع شد. حتی تا سال ۱۸۴۸ سکه‌هایی که بخش خصوصی ضرب می‌کرد، در کالیفرنیا در گردش بود.
🆓 @FreemarketEconomy
متن کامل:
https://donya-e-eqtesad.com/بخش-اندیشه-اقتصاد-23/493096-پول-دولتی-آغاز-انحراف-از-آزادی-است
📈 همانطور که میبینید سیاستهای نئولیبرالی و تاچریسم در جهت کوچک سازی دولت و کاهش بودجه آن و خصوصی سازی بطور مستمر در طول سالهای اخیر جریان داشته و به وضع اسفبار فعلی منتهی شده❗️

🆓 @FreemarketEconomy
❎ضریب فزاینده پولی


⁉️این ضریب در سالهای اخیر در امریکا و سوئیس کمتر از 2 اما در ایران بیش از 6 است

🚫خلق پول توسط بانکها از عوامل انباشت نقدینگی و بروز بحران فعلی است

#پول_دولتی
@FreemarketEconomy
🖋دیدگاههای شما در هر موضوع به کدامیک از مکاتب اقتصادی نزدیکتر است؟

هر روز یک پرسش: (هر کدام از گزینه ها به یک مکتب اقتصادی تعلق دارد.)

❓پرسش دوازدهم: دستمزد چیست؟


گزینهٔ1⃣: دستمزدها، مهم‌ترین ابزار استثمار کارگران توسط سرمایه‌داران هستند. همه ارزش‌ کالاها محصول کار کارگران است، اما سرمایه‌داران دستمزد کارگران را بسیار کمتر از میزان کار واقعی آنان می‌‌پردازند و مابه‌التفاوت آن را به عنوان سود، مصادره می‌کنند. مالکیت جمعی ابزار تولید، موجب امحای نظام استثماری می‌شود و سود خصوصی را از میان برمی‌دارد.


گزینهٔ2⃣: دستمزد، نشان‌دهنده میزان رضایت مصرف‌کنندگان از کالایی است که توسط دستمزد گیرنده تولید می‌شود. هر قدر تقاضا برای کالاهای مصرفی بیشتر شود، تقاضا برای نیروی کار هم افزایش می‌یابد و کارگران به دستمزد و رفاه بیشتری دست می‌یابند. بازار، این امکان را فراهم می‌کند که ارزش انواع کارها معلوم شود و هر فعالیتی به سمتی هدایت شود که برای عامل آن سودآورترین وضع را داشته باشد.هرگونه مداخله دولت در بازار کار (از جمله تعیین حداقل دستمزد) موجب بیکاری به ویژه درمیان کارگرانی که بهره‌وری کمتری دارند، می‌شود.


گزینهٔ3⃣: دستمزدها تعیین‌کننده میزان تقاضا برای کالاها هستند. هر قدر دستمزدها افزایش یابد، تقاضا برای کالاهای مصرفی و در نتیجه رونق اقتصادی، بیشتر می‌شود. سرمایه‌داران، معمولا دستمزد کمی می‌پردازند و مانع شکل‌گیری اشتغال کامل می‌شوند. دولت باید با پرداخت یارانه خانوار و فشار به سرمایه‌داران برای افزایش دستمزدها راه را برای افزایش تقاضای کل و بهبود اوضاع اقتصادی هموار کند.


گزینهٔ4⃣: دستمزدها تعیین‌کننده میزان آفرینندگی کارگران در زمینه تامین رضایت مصرف‌کنندگان هستند. کارفرمایان باتوجه به این موضوع می‌کوشند با پرداخت دستمزد بیشتر، کارگران را به تولید بیشتر و کیفی‌تر ترغیب کنند. این کار، بیکاری کارگران کم‌بازده را افزایش می‌دهد. دولت با پرداخت یارانه‌ها می‌تواند این نقیصه بازار را برطرف کند؛ اما این اقدام، همیشه ضرورت ندارد.

🗞دنیای اقتصاد به نقل از انستیتو میزس.
👤محمود صدری
🆓 @FreemarketEconomy

پاسخ ها:

گزینهٔ1⃣: سوسیالیسم
گزینهٔ2⃣: مکتب اتریش
گزینهٔ3⃣: کینزی/ نئوکلاسیک
گزینهٔ4⃣: مکتب شیکاگو

جهت سهولت دسترسی به سوالات قبلی، ذیل هر پرسش لینک پرسش قبل گذاشته شده است.

لینک پرسش یازدهم: چه کسی و چگونه باید بازار کالاهای مصرفی را تنظیم کند؟
https://t.me/FreemarketEconomy/1357
👍1
دیدگاه اقتصادی مکتب اتریش 3⃣

👤احمد سیف (اقتصاددان چپگرا)
💻 سایت نقد اقتصاد سیاسی

3⃣تحلیل مطلوبیت نهایی

🖋منگر، والراس واستنلی جه‌ونز، مستقل از یک دیگر زیربنای بررسی و تحلیل مطلوبیت نهایی را بنا نهادند. نقطه‌ی آغاز این است که نظر به این که منابع محدود و نیازهای بشری نامحدودند ابنای بشر به‌ناچار باید انتخاب کنند. دراین انتخاب برای برآوردن نیازها از حادترین نیاز آغاز کرده و پس آن‌گاه به نیازهای دیگر می‌پردازند. به همین نحو اگر قرار باشد صرفه‌جویی صورت بگیرد ابتدا درحوزه‌ای انجام می‌شود که برای مصرف‌کننده اهمیت کم‌تری دارد.


🌐 ارزش در گوهر کالا نیست بلکه در ذهن آدم‌هایی است که آن کالا را مصرف می‌کنند. قیمتِ بیان‌شده به واحد پولی بیان ارزش کالا نیست چون ارزش مقوله‌ای ذهنی است. از دید مکتب اتریشی همه‌چیز دراقتصاد به ارزش‌های انسانی وابسته و پیوسته است . ارزش کیفیتی نیست که در کالا وجود دارد و می‌تواند اندازه‌گیری شود. مطلوبیت و مفید بودن درذهن مصرف‌کننده است و چون انسان‌ها درباره‌ی مطلوبیت یک کالا ضرورتاً نظر مشابه ندارند ارزش کالا برای آدم‌های مختلف فرق می‌کند.


✅ هزینه هم دراقتصاد مکتب اتریشی، هزینه‌ی فرصت و از همین‌رو مقوله‌ای ذهنی است و نظر به این که برای عوامل اقتصادی مختلف این فرصت‌ها متفاوت‌اند به همین دلیل هزینه هم تفاوت دارد. علت مبادله دراقتصاد همین نگرش متفاوت افراد به ارزش است. کسی که کفش می‌فروشد برای پول ارزشی بیش از پول قائل است و برای کسی که کفش می‌خرد به عکس کفش بیشتر از پول ارزش دارد.

🆓 @FreemarketEconomy

لینک قسمت قبل2⃣: روش شناسی ذهنی
https://t.me/FreemarketEconomy/1364
(ذیل هر مطلب لینک قسمت قبل جهت حفظ تسلسل و سهولت دسترسی گذاشته شده)
@austrianschool
مفهوم بازار در نظام فکری هایک نقش درجه اول دارد، به طوری که آن را نه تنها یک نهاد اساسی جوامع مدرن، بلکه عامل غیرقابل اجتناب تمدن بشری به شمار می آورد. بازار همانند جامعه انسانی، نهاد خودجوشی که جریان تحول هزاران ساله ای را پشت سر دارد. بازار به دنبال هزاران سال تجربه ی انسان ها، از طريق آزمون و خطا در زمينه ی چگونگی توليد مادی، به صورت کارآمدترین شيوه ی توليدي درآمده است. هایک بازار را نهاد و جریان(processus) تلقی میکند و نه مدلی انتزاعی (والراس و نظريه تعادل عمومی). و از این رو، در نهایت، مفهوم تعادل را که عمدتا خصلت مکانیکی دارد، کنار میگذارد. قیمت ها برای وی وسایل انتقال اطلاعات اند، آنها در چارچوب نظمي خودجوش(بازار) عمل میکنند که خود در نهايت، مشکل پراکندگی اطلاعات را در جامعه چاره جویی می نماید. قیمت ها همانند قطب نما، فرد را در تصمیم گیری اقتصادي هدایت میکند: چه کالایی را با چه روشی باید توليد کرد؟ چه ميزان باید مصرف، و چقدر بايد پس انداز نمود؟ و... . هیچ ابزار دیگری چنین کارایی اقتصادی ندارد. برنامه ریزی متمرکز که چونان بدیلی برای نظام بازار مطرح شد، به هيچ وجه نمی تواند کارایی مطلوبي داشته باشد، چرا که رفتار مختلف اقتصادی افراد جامعه متضمن میلیون ها اطلاعات گوناگون و پراکنده است به طوری که جمع آوري و طبقه بندی آنها از عهده هیچ برنامه ریزی بر نمی آید. بخصوص اگر توجیه کنیم که رفتار افراد، و از اين رو ميليون ها اطلاعات لازم برای برنامه ريزي، دائما در حال تغییر و تحول است.
از آنجا که واژه بازار تعابیر بسیار متفاوتي توسط نويسندگان مختلف ارائه شده، که باعث ابهام این مفهوم در اذهان عمومی گردیده است، هایک واژه یونانی الاصل "کاتالاکسی" را برای بیان نظم بازار پیشنهاد میکند.فعل یونانی Katallattein که مبنای اصطلاح "کاتالاکسی" است، تنها به معنی مبادله نیست، بلکه «قبول کردن در جمع» و «از دشمن دوست ساختن» نیز معنی میدهد. بنابراين، عملکرد بازار تنها متوجه هدف محدود و مبادله ی کالاها و خدمات نیست، بلکه به کل نظام اجتماعي مربوط میشود. هایک نظم موجود در بازار «کاتالاکسی» را نظمي انتزاعی می داند که در وهله اول برای انسان محسوس و قابل درک نیست، فقط با قدرت تفکر و استنتاج میتوان به وجود چنین نظمي پی برد. او نظم بازار را به نظم موجود در یک بازی تشبیه میکند که تنها با رعایت قواعد خاص آن بازی ميتواند به وجود آيد و عمل کند.

◀ درباره هایک - موسی غنی نژاد
@austrianschool
اثرات همسایگی

👤موری روتبارد در نقد میلتون فریدمن (1971)
🗞دنیای اقتصاد، محسن رنجبر

🖋هرچند تاثیر میلتون فریدمن در دو حوزه حیاتی و کلان پول و مالیات‌ستانی، بزرگ - بسیار بزرگ‌تر از هر حوزه دیگری - بوده و از نقطه نظر بازار واقعا آزاد، به شکلی تقریبا یکدست مصیبت‌بار بوده است، اما فریدمن حتی در سطح خرد که تاثیر کوچک‌تر و معمولا سودمندتری به جا گذاشته، راه فرار نظری بزرگی را برای طرفداران مداخله دولت به جا گذاشته است، زیرا اعتقاد دارد که هر گاه اقدامات افراد دارای «اثر همسایگی» باشد، دخالت دولت در بازار آزاد مشروع خواهد بود. اگر فرد الف کاری انجام دهد که برای فرد ب مفید باشد و ب مجبور به پرداخت هزینه آن نباشد، شیکاگویی‌ها این شرایط را «نقص» در بازار آزاد می‌دانند و در این صورت، «تصحیح» آن از طریق اخذ مالیات از فرد ب برای پرداخت به الف بابت این «نفع»، به وظیفه دولت تبدیل می‌شود.


🌐به این دلیل است که فریدمن، به عنوان مثال تامین بودجه آموزش عمومی از سوی دولت را تایید می‌کند، زیرا فرض می‌شود که آموزش کودکان برای دیگران سودمند است؛ بنابراین علی‌الادعا مالیات‌ستانی دولت از این افراد برای پرداخت هزینه این «منافع» موجه خواهد بود. (در این جا نیز تاثیر مخرب فریدمن عبارت است از تلاش برای تبدیل عملکرد ناکارآمد دولت به ‌فعالیتی بسیار کارآمد‌تر. او در این باره پیشنهاد می‌کند که پرداخت حواله‌های عمومی به والدین به جای مدارس ناکارآمد عمومی بنشیند و بدین طریق، کل مفهوم وجوه مالیاتی برای آموزش عمومی دست‌نخورده باقی می‌ماند.)


🌐فارغ از حوزه بسیار مهم آموزش، فریدمن عملا مبحث اثرات همسایگی را به طرح‌هایی از قبیل پارک‌های شهری محدود می‌کند. در این جا نگرانی فریدمن آن است که اگر پارک‌ها خصوصی بودند، ممکن بود فردی بتواند از فاصله‌ای زیاد به یک پارک نگاه کند و بدین طریق از آن لذت برد و در عین حال، مجبور به پرداخت هزینه بابت این منفعت روانی نباشد. بر این پایه او تنها از وجود پارک‌های عمومی شهری دفاع می‌کند. برداشت فریدمن این است که پارک‌های روستایی می‌توانند خصوصی باشند، زیرا می‌توان آنها را به قدر کافی از دید افراد مخفی کرد تا تمام استفاده‌کنندگان مجبور شوند مبلغی را در قبال خدمت عرضه‌شده بپردازند.


🌐این نکته که فریدمن، بحث اثرات همسایگی را به موارد انگشت‌شماری از قبیل آموزش و پارک‌های شهری محدود می‌کند، چندان رضایت‌بخش نیست. در واقع تقریبا می‌توان از این بحث برای توجیه تمام مداخلات دولت و یکایک برنامه‌های یارانه‌ای و مالیاتی استفاده کرد. به عنوان مثال، من کنش انسانی میزس را می‌خوانم و از این رو قدرت تمییز بیشتری به دست آورده و به فرد بهتری تبدیل می‌شوم و حال با تبدیل شدن به فردی بهتر به همنوعان خود سود می‌رسانم، اما متاسفانه این افراد به پرداخت هزینه این منافع وادار نمی‌شوند! آیا دولت نباید از آنها مالیات بگیرد و به من، به این خاطر که آن قدر ارزشمندم که کنش انسانی را می‌خوانم، یارانه بدهد؟


✅یا به عنوان مثالی دیگر، افرادی وجود دارند که از تماشای بازی و شادمانی ‌بچه‌های کم‌سن‌و‌سال لذت می‌برند و با این حال، هزینه‌ای بابت آن نمی‌پردازند. این یک اثر همسایگی تصحیح‌نشده دیگر است! آیا این افراد نباید برای حمایت مالی از این کودکان جهت بازی با یکدیگر مالیات بپردازند؟


🔚🔚افزودن بر تعداد این مثال‌ها فایده‌ای ندارد. این نمونه‌ها تقریبا به شکلی بی‌پایان تکثیر می‌یابند و پوچی کامل اثر همسایگی مکتب شیکاگو و تسلیم تمام‌عیار آن در برابر دولت‌گرایی را به نمایش می‌گذارند. تنها پاسخی که شیکاگویی‌ها توانسته‌اند در برابر این برهان خلف مطرح کنند، آن است که اگر چه این منطق را می‌پذیرند، اما در هر صورت دخالت دولت را چندان تحمل نمی‌کنند، اما چرا که نه؟ اثر همسایگی بر پایه چه معیار و ملاکی به پارک‌ها و مدارس ختم می‌شود؟ هیچ ملاکی از این دست وجود ندارد و این نکته تنها ورشکستگی ذهنی و عدم انسجام منطقی در بخش عمده‌ای از اقتصاد و علوم اجتماعی امروزی - و از جمله فریدمنیسم - را عیان می‌سازد.
🆓 @FreemarketEconomy
بخشی دیگر از همین نقد:
https://t.me/FreemarketEconomy/1367
توهم شکست بازار

👤امیررضا عبدلی

🖋اقتصاد کلان علمی (یا شبه علمی) است که در دهۀ 1930 اصولاً و اولاً برای بررسی شکست بازار به وجود آمد و تداوم یافت. مکتب اتریشی علم اقتصاد قبل از اقتصاد کلان وجود داشت و احتمالاً بعد از آن هم همچنان خوانده و نوشته و تفسیر می شود؛ هرچند اقتصاد اتریشی برخلاف اقتصاد کلان هیچگاه در دانشگاههای معتبر مورد تایید حکومتها تدریس نشد و احتمالا هرگز نخواهد شد. شاید دقیقاً به همین دلیل که در این مکتب شکست بازار و توجیه و تجویزی برای مداخلۀ دولت وجود ندارد. از نظر پیروان منگر، بازار بهترین نتایج و پیامدها را ایجاد میکند ولو آنکه این بهتر بودن دیده نشود. ولو آنکه این بهتر بودن، در مواردی بدتر یا حتا بدترین بودن دیده شود. دانش ناقص هیچ فرد یا گروهی قادر به تشخیص صلاح همگان نیست. امّا دانش ضمنی همۀ افراد که در تشکیل آزادانۀ قیمتهای بازار دخیل است، کمترین احتمال خطا را خواهد داشت.


🌐کسانی مثل لودویگ لاخمان معتقدند گاه بازار قیمتهای عجیب و غریب و بی معنا درست می کند، گاه بازار عملاً متوقف می شود، امّا همین قیمتهای بی معنا و توقف فرآیند نیز دقیقاً ترجمۀ ابهام دانش ضمنی مردم دربارۀ آن کالا یا خدمت خاص هستند. وقتی مردم هنوز دقیقاً و قطعاً ندانند که می خواهند چه چیزی را به کجا تخصیص دهند، بازار قیمتها را از دسترس دور می کند و تا زمان اتخاذ تصمیم و تشکیل و انتقال اطلاعات مربوط به آن، آن کالا معامله نشده یا بسیار کم معامله می شود.


✅بازار شکست ناپذیر است در رقابت برابر. اما می شود توسط مقررات و قوانین ناجوانمردانه شکستش داد و بعد هم از خودش علیه خودش اعتراف گرفت (یکی از تخصص های باستانی دولت ها).


🔚🔚وضعیت اقتصادهای در حال آزادسازی مرا به یاد معتادی می اندازد که به میل یا به رغم میل خود از ماده مخدرش محروم شده باشد. رقت انگیز است. تاسف بار است. احساسات آدمی را زیر و رو می کند دیدن ذلت انسانی در حال نبرد با اعتیاد. نبردی که در آغاز مذبوحانه می نماید اما هرچه زمان می گذرد از شدت درد کم می شود و معتاد سابق اعتماد به نفس بیشتری می یابد. راه رسیدن معتاد به سلامت از جایی جز درد و رنج و بی خوابی و تشنج نمی گذرد. اگر دلتان سوخت و به زعم خودتان انسانیت به خرج دادید و بی تفاوت نبودید و عنان را به دست احساس سپردید و دوباره قدری مخدر به او دادید تا از درد مرگبار نجاتش دهید، فقط باعث شده اید رنج خماری وحشتناکی که در این برهه تحمل کرده کاملاً بی فایده باشد و باز به آغاز مارپلۀ اعتیاد باز گردد.
🆓 @FreemarketEconomy
مرحوم هایک باید می ماند و جلد دوم راه بندگی را با نام راه اعتیاد می نوشت. کس دیگری عُرضه و جرأت ندارد.
شمارهٔ 9 سیاستنامه منتشر شد با مقاله ای از پیتر بتکه استاد دانشگاه جرج میسن و از اثرگذارترین اقتصاددانان معاصر مکتب اتریش.

ده اصل اقتصاد اتریشی به قلم بتکه:

https://t.me/FreemarketEconomy/1288
🌍توزیع درآمد در جهان در سه مقطع تاریخی به تفکیک قاره ها

جهان ثروتمندتر شده و برخلاف تصورات، نابرابری کمتر شده

به خط قرمز عمودی(فقر جهانی) و جابجایی جمعیت به سمت راست آن دقت کنید

@FreemarketEconomy
بازار آزاد pinned «ده گزارهٔ بنیادین اقتصاد اتریشی به همراه لینک مطلبی حاوی توضیحی کوتاه دربارهٔ هر گزاره (متن فارسی و انگلیسی) نویسنده: پیتر بوتکه مترجمان: محمدصادق الحسینی، محسن رنجبر منبع: دنیای اقتصاد 0⃣ مقدمه و معرفی اولیهٔ مکتب اقتصاد اتریشی 1⃣انتخاب کردن چیزی…»
بحران فعلی، پول سالم و پول ناسالم

👤جان پی. کوکران

🗞 دنیای اقتصاد به نقل از میزس، امیرحسین میرابوطالبی

🖋بحران فعلی (سال2008)، اقتصاددانان بسیاری را از جریان اصلی مدافع بانکداری مرکزی مانند آلن بلایندر گرفته تا تحلیل گر پیشروی نظریه اتریشی چرخه کسب و کار یعنی راجر گریسون که خواهان بررسی مجدد نقش بانک مرکزی و پول در اقتصاد است، درگیر کرده است. گریسن به وضوح بیان می‌کند:


🌐به نظر می‌رسد که هم شواهد و هم نظریه‌ها نشان می‌دهند که ثبات اقتصادی در مسیر تمرکززدایی پولی قابل دسترس است. تمرکززدایی از پول آن طور که‌هایک پیشنهاد داد و سلجین و وایت آن را گسترش دادند بسیار می‌تواند مورد توجه قرار گیرد. تجدید نظرهای اساسی‌تر درباره عرضه پول بازار محور، باید از نگرانی در مورد امکان‌پذیری سیاسی آن تفکیک شود. با توجه به تجربه مداوم ما در مواجهه با این سیستم بانکی مستعد ایجاد حباب، شاید یک تحلیل تطبیقی - نهادی بتواند به بازار برای حل مشکلات پول و اعتبار کمک کند. در بدترین شرایط، فهم درست چگونگی کارآیی یک نظام غیر‌متمرکز پولی حداقل می‌تواند ما را در تشخیص مشکلات و چالش‌های پیش روی ادامه تمرکز در این زمینه یاری کند.


🌐خود من هم استدلال مشابهی در مقاله‌ای که به زودی منتشر خواهد شد ارائه داده‌ام: درسی که باید آموخت این است که خلق پول و اعتبار در نهایت می‌تواند یک قدرت عظیم و مخرب به حساب بیاید که تولید را منحرف و محاسبات را حتی در دوره‌های با قیمت نسبتا ثابت، تحریف کند. یک اقتصاد با یک نظام مالی پیچیده مانند نظام بانکی حاضر که به شدت به انحصار عرضه پول دولت وابسته است، حتی با بهترین مدیریت هم مستعد ایجاد چرخه‌ها و بحران‌ها است. بدون وجود پول سالم، این چرخه‌ها اجتناب‌ناپذیر هستند و نه تنها برای سلامت کوتاه‌مدت اقتصاد مخرب است؛ بلکه اگر که بحران به عنوان بهانه‌ای برای بازگرداندن سیاست‌های اشتراکی قبلی استفاده شود می‌تواند برای آزادی و رونق اقتصاد در بلندمدت هم مضر باشد. در قلب بحران فعلی بیش از هر زمان دیگری لازم است که از‌ هایک در مورد پیشنهادش برای یک اصلاح پولی جدی پیروی کنیم. بحث او مربوط به «پیشنهاد تمرکززدایی از پول» و بازگشت به پول تعیین شده توسط بازار بود.


🌐برخی افراد در جریان اصلی روزنامه‌نگاری خطر بازگشت به نهادهای پولی شکوفایی نمای کنونی را حس کرده‌اند، بازگشتی که علاوه بر مشکلاتی که در بالا ذکر شد باعث تسهیل تکرار تخلفات مالی، از سوی رهبران سیاسی بی‌بند و بار خواهد شد. ‌جودی شلتون مقاله‌ای با نام «بهبود با پول سالم آغاز خواهد شد» نوشته است. او در این مقاله می‌گوید: «انتقال به یک زیرساخت محکم‌تر پولی برای حمایت از سرمایه‌داری کارآفرین می‌تواند با متصل کردن واحدهای پولی بزرگ جهان به طلا و نقره حاصل گردد. این سیر منطقا می‌تواند از دلار آغاز شود.» و «با متصل شدن دلار به طلا، آمریکایی‌ها یک بنای مستحکم و اساسی برای پول سالم برپا خواهند کرد و مدلی فراهم خواهند آورد که دیگر کشورها هم می‌توانند از آن بهره ببرند.»


✅در عین اینکه «بنای مستحکم برای پول سالم» با اصلاح ترکیب و ترتیب پولی فعلی حاصل خواهد شد، اگر قرار است این اصلاح ما را از تهدیدات متوجه اقتصادمان و آزادی که در انحصار عرضه پول از طرف دولت اسیر شده خلاص کند، نه تنها باید بر درک ما از اهمیت پول سالم، بلکه باید بر درک قوی تئوریک ما از تفاوت پول سالم و غیر‌سالم استوار باشد
🆓 @FreemarketEconomy
سند دیگری از سیاستهای نئولیبرالی و کوچکسازی دولت:

⬅️حدود 35% شاغلان ایرانی، حقوق بگیر دولتند❗️

⬅️40% کارمندان، نیروی مازادند❗️

⬅️تعداد کارمندان دولت در 15سال گذشته تغییری نکرده

@FreemarketEconomy
دولت آنقدر پول چاپ کرده و نقدینگی خلق کرده و میکند که به زودی میتوان از #پول_دولتی بعنوان دستمال توالت استفاده کرد.

پول دولتی⬅️خلق نقدینگی⬅️ تورم⬅️ رشد نرخ ارز ⬅️ دزدی از جیب مردم

@FreemarketEconomy
پول دولتی بدون پشتوانهٔ طلا، یک ابداع انسانی است و برای همهٔ ما واضح است که انسان، جایزالخطاست!

پروفسور هانکه: راه حل ایران اینست: ریال باید به یک نرخ ثابت طلا لینک شود

🆓 @FreemarketEconomy
پول با پشتوانهٔ طلا، همان طلاست و با ارزش

پول دولتی بی پشتوانه طلا، هیچ چی نیست!

پروفسور هانکه: راه حل ایران اینست: ریال باید به یک نرخ ثابت طلا لینک شود

🆓 @FreemarketEconomy
دیدگاه های پولی میزس

🖋از آن‌جا که مکاتب اقتصادی غیراُتریشی کاملاً جمع‌گرا نیستند، هوادار چیزی به نام «اقتصاد مختلط » هستند: هدایت اقتصادی بازار آزاد توسط دولت برای جلوگیری از دردهای جریمه کردن‌های بازار.

🖋 این وضعیت در واقع گسترش عمومی نابازار(غیربازار )، یا تنظیم‌گری دولت و خلق پول بانک‌‌مرکزی است. میزس وجود هرگونه «اقتصاد مختلط» را رد می‌کند. این در واقع در اغلب موارد ـ یا به‌زعم روتبارد: در همۀ موارد ـ تخریب عملکرد صحیح بازار توسط دولت است.

👤گری نورث، امیر جوادی

🆓 @FreemarketEconomy