Forwarded from اَشو | Ashoo
🔹 پاسخ به منتقدان: استدلال شاه در باب حق حاکمیت ملی و بیطرفی دوران گذار
در منظومه پیچیده گذار سیاسی ایران، گاه کوچکترین تفاوتها در تعاریف حقوقی میتواند به بزرگترین شکافها در اتحاد نیروهای مخالف بدل شود. یکی از محوریترین و گمراهکنندهترین مناقشاتی که علیه شاه رضا پهلوی مطرح میشود، این ادعاست که ایشان به آرمان پادشاهیخواهان بیاعتنا هستند، زیرا با انحصار قانون اساسی مشروطه به عنوان تنها سند حاکم بر دوران گذار مخالفت میکنند.
این برداشت، نه تنها سادهانگارانه است، بلکه درک عمقی از التزام شاه به دموکراسی و حق حاکمیت ملی را نادیده میگیرد.
❗️ برخلاف آنچه بدخواهان القا میکنند، شاه رضا پهلوی بیشترین توجه و اعتبار را برای پایگاه مردمی پادشاهیخواهان قائل هستند. این اعتقاد ریشه در این باور راسخ دارد که اکثریت مردم ایران، در یک فرآیند آزاد و شفاف، بار دیگر نظام پادشاهی مشروطه را به عنوان بهترین چارچوب حکمرانی برای ایران آینده انتخاب خواهند کرد.
این باور، نهتنها یک امید، بلکه یک یقین استراتژیک است که نیازی به تضمین ساختاری پیش از موعد ندارد.
باید صریح بود: قانون اساسی مشروطه، سندی الهامگرفته از اراده تاریخی ملت ایران در مبارزه با استبداد است، اما ستون فقرات و جوهر محتوایی آن، به طور مطلق بر نهاد پادشاهی استوار است.
این امر در تمامی مواد و فصول آن مشهود است.
پرسش بنیادین، یک چالش منطقی و حقوقی است: تصور کنید ما با این فرض که پادشاهی اکثریت جامعه را دارد، قانون اساسی مشروطه را به عنوان مرجع حقوقی دوره گذار میپذیریم. اما چه میشود اگر، در کمال دموکراتیک، نتیجه انتخابات آزاد و فرآیندی که خود مدعی بیطرفی آن هستیم، یک درصد حکایت از انتخاب جمهوری یا نظامی متفاوت کند؟
در این سناریو، قانون اساسی مشروطهای که تماما ً بر اساس پیشفرض پادشاهی طراحی شده است، عملا اعتبار خود را از دست میدهد و کل فرآیند در خلا قانونی و تشنج فرو میرود.
کسانی که بدون قید و شرط خواستار اعمال قانون اساسی مشروطه در دوره گذار هستند، ناخواسته در دام این پارادوکس میافتند.
آنها با این اصرار، در واقع، بر این نکته چشم میپوشند که بیطرفی مطلق در دوره گذار، مستلزم یک سند حقوقی است که صرفا تنظیمکننده اصول برگزاری انتخابات آزاد، تضمینکننده حقوق مدنی و ناظر بر فرآیند انتقال قدرت باشد؛ نه سندی که خود، ساختار نهایی حکومت را از پیش تعیین کرده باشد.
اتهام خیانت یا کمتوجهی به پادشاهیخواهان، تلاشی مذبوحانه برای تخریب رهبری ای است که بزرگترین خدمت را به آرمان پادشاهی میکند: اعتماد به مردم.
شاه رضا پهلوی نه تنها به پادشاهیخواهی باور دارد، بلکه با رد تحمیل قانون اساسی مشروطه در دوره گذار، دقیقا نشان میدهد که به رای اکثریت مردم ایران ایمان دارد. او میداند که در رقابتی آزاد، اکثریت قاطع مردم، همانگونه که در بطن جامعه ایران نهفته است، نظام پادشاهی مشروطه را بر خواهند گزید.
و قص علی هذا ، این گلهها و تخریبها تنها از سر عدم فهم این تمایز ظریف میان آرمان نهایی و ابزار موقت گذار است.
وظیفه فعالان سیاسی در این مقطع، باور به اکثریت خویش و تلاش برای تضمین یک انتخابات آزاد است، نه ایجاد تفرقه بر سر چارچوبی که اگر به اجبار پذیرفته شود، خود به بزرگترین مانع برای مشروعیتبخشی نهایی به پیروزی پادشاهیخواهان تبدیل خواهد شد. شاه رضا پهلوی به قدرت مردم ایران باور دارند و این باور، خود، بزرگترین ضمانت برای آینده پادشاهی مشروطه است.
اصرار بر حاکمیت این قانون در دوره گذار، عملا به معنای بستن راه انتخاب آزاد مردم است و با روح دموکراتیک مورد ادعای ما در تضاد قرار میگیرد.
این موضع شاه، نه تنها نشانهای از کمتوجهی نیست، بلکه در واقع، عالیترین سطح احترام به آرمان پادشاهیخواهی و اعتماد کامل به خواست ملت است. ایشان باور دارند که اکثریت قاطع مردم ایران خواهان پادشاهی هستند و برای تضمین این پیروزی، نیازی به تحمیل چارچوب حقوقی جانبدارانه در دوره گذار نیست. شاه با اصرار بر سندی بیطرف برای دوره گذار—سندی که تنها ناظر بر آزادیهای مدنی و سازوکار برگزاری انتخابات آزاد باشد— عملا بر یک اصل بنیادین دموکراسی تاکید میورزند. بنابراین، تخریبها و گلههایی که از سر سوءتفاهم صورت میگیرد، باید متوقف شود. شاه رضا پهلوی به قدرت مردم باور کامل دارند و مسیرشان، تثبیت مشروعیت پادشاهی از طریق رای آزاد و قاطع مردم ایران است، نه از طریق ابزارهای حقوقی که بیطرفی مسیر را خدشهدار کنند.
✍ #اشو
بازم کویره که،همه جویده جنس
نعشه کل صحنه جوری خالتور جمیله جر
ته رویاشون اینه بشن تو جریده ذکر...
من میگم قانون اساسی مشروطه نه! چرا؟ دوباره بخونید و اندکی تفکر ...
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
در منظومه پیچیده گذار سیاسی ایران، گاه کوچکترین تفاوتها در تعاریف حقوقی میتواند به بزرگترین شکافها در اتحاد نیروهای مخالف بدل شود. یکی از محوریترین و گمراهکنندهترین مناقشاتی که علیه شاه رضا پهلوی مطرح میشود، این ادعاست که ایشان به آرمان پادشاهیخواهان بیاعتنا هستند، زیرا با انحصار قانون اساسی مشروطه به عنوان تنها سند حاکم بر دوران گذار مخالفت میکنند.
این برداشت، نه تنها سادهانگارانه است، بلکه درک عمقی از التزام شاه به دموکراسی و حق حاکمیت ملی را نادیده میگیرد.
❗️ برخلاف آنچه بدخواهان القا میکنند، شاه رضا پهلوی بیشترین توجه و اعتبار را برای پایگاه مردمی پادشاهیخواهان قائل هستند. این اعتقاد ریشه در این باور راسخ دارد که اکثریت مردم ایران، در یک فرآیند آزاد و شفاف، بار دیگر نظام پادشاهی مشروطه را به عنوان بهترین چارچوب حکمرانی برای ایران آینده انتخاب خواهند کرد.
این باور، نهتنها یک امید، بلکه یک یقین استراتژیک است که نیازی به تضمین ساختاری پیش از موعد ندارد.
باید صریح بود: قانون اساسی مشروطه، سندی الهامگرفته از اراده تاریخی ملت ایران در مبارزه با استبداد است، اما ستون فقرات و جوهر محتوایی آن، به طور مطلق بر نهاد پادشاهی استوار است.
این امر در تمامی مواد و فصول آن مشهود است.
پرسش بنیادین، یک چالش منطقی و حقوقی است: تصور کنید ما با این فرض که پادشاهی اکثریت جامعه را دارد، قانون اساسی مشروطه را به عنوان مرجع حقوقی دوره گذار میپذیریم. اما چه میشود اگر، در کمال دموکراتیک، نتیجه انتخابات آزاد و فرآیندی که خود مدعی بیطرفی آن هستیم، یک درصد حکایت از انتخاب جمهوری یا نظامی متفاوت کند؟
در این سناریو، قانون اساسی مشروطهای که تماما ً بر اساس پیشفرض پادشاهی طراحی شده است، عملا اعتبار خود را از دست میدهد و کل فرآیند در خلا قانونی و تشنج فرو میرود.
کسانی که بدون قید و شرط خواستار اعمال قانون اساسی مشروطه در دوره گذار هستند، ناخواسته در دام این پارادوکس میافتند.
آنها با این اصرار، در واقع، بر این نکته چشم میپوشند که بیطرفی مطلق در دوره گذار، مستلزم یک سند حقوقی است که صرفا تنظیمکننده اصول برگزاری انتخابات آزاد، تضمینکننده حقوق مدنی و ناظر بر فرآیند انتقال قدرت باشد؛ نه سندی که خود، ساختار نهایی حکومت را از پیش تعیین کرده باشد.
اتهام خیانت یا کمتوجهی به پادشاهیخواهان، تلاشی مذبوحانه برای تخریب رهبری ای است که بزرگترین خدمت را به آرمان پادشاهی میکند: اعتماد به مردم.
شاه رضا پهلوی نه تنها به پادشاهیخواهی باور دارد، بلکه با رد تحمیل قانون اساسی مشروطه در دوره گذار، دقیقا نشان میدهد که به رای اکثریت مردم ایران ایمان دارد. او میداند که در رقابتی آزاد، اکثریت قاطع مردم، همانگونه که در بطن جامعه ایران نهفته است، نظام پادشاهی مشروطه را بر خواهند گزید.
و قص علی هذا ، این گلهها و تخریبها تنها از سر عدم فهم این تمایز ظریف میان آرمان نهایی و ابزار موقت گذار است.
وظیفه فعالان سیاسی در این مقطع، باور به اکثریت خویش و تلاش برای تضمین یک انتخابات آزاد است، نه ایجاد تفرقه بر سر چارچوبی که اگر به اجبار پذیرفته شود، خود به بزرگترین مانع برای مشروعیتبخشی نهایی به پیروزی پادشاهیخواهان تبدیل خواهد شد. شاه رضا پهلوی به قدرت مردم ایران باور دارند و این باور، خود، بزرگترین ضمانت برای آینده پادشاهی مشروطه است.
اصرار بر حاکمیت این قانون در دوره گذار، عملا به معنای بستن راه انتخاب آزاد مردم است و با روح دموکراتیک مورد ادعای ما در تضاد قرار میگیرد.
این موضع شاه، نه تنها نشانهای از کمتوجهی نیست، بلکه در واقع، عالیترین سطح احترام به آرمان پادشاهیخواهی و اعتماد کامل به خواست ملت است. ایشان باور دارند که اکثریت قاطع مردم ایران خواهان پادشاهی هستند و برای تضمین این پیروزی، نیازی به تحمیل چارچوب حقوقی جانبدارانه در دوره گذار نیست. شاه با اصرار بر سندی بیطرف برای دوره گذار—سندی که تنها ناظر بر آزادیهای مدنی و سازوکار برگزاری انتخابات آزاد باشد— عملا بر یک اصل بنیادین دموکراسی تاکید میورزند. بنابراین، تخریبها و گلههایی که از سر سوءتفاهم صورت میگیرد، باید متوقف شود. شاه رضا پهلوی به قدرت مردم باور کامل دارند و مسیرشان، تثبیت مشروعیت پادشاهی از طریق رای آزاد و قاطع مردم ایران است، نه از طریق ابزارهای حقوقی که بیطرفی مسیر را خدشهدار کنند.
✍ #اشو
بازم کویره که،همه جویده جنس
نعشه کل صحنه جوری خالتور جمیله جر
ته رویاشون اینه بشن تو جریده ذکر...
من میگم قانون اساسی مشروطه نه! چرا؟ دوباره بخونید و اندکی تفکر ...
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
Telegram
اَشو | Ashoo
صدای مردم ایران در برابر ظلم و ستم جمهوری اسلامی. با حمایت مستقیم شاهزاده رضا پهلوی، مصممتر از همیشه در راه آزادی ایران گام برمیدارم. همراه من باشید.
👍46❤4👏1
Forwarded from اَشو | Ashoo
🔹رقصِ استراتژیکِ شاه رضا پهلوی در صحنهیِ سیاست- بخش سوم: تحکیم وحدتیها و بچههای آیتالله؛ ابزار گذار، نه مانع آن
▪️بخش اول - بخش دوم
این روزها یک سوال تکراری و چندباره در فضای سیاسی ایران مدام شنیده میشود؛ از سمت چپها، مشروطهچیها، اتاق های فکر جمهوری اسلامی و حتی گاهی در میان خودِ هواداران پادشاهی و شاه رضا پهلوی:
چرا شاه رضا پهلوی با این تیم تحکیم وحدتی یا به اصطلاح بچههای آیتالله و افرادی که سابقه اتصال به نظام جمهوری اسلامی دارند همکاری میکند؟
پیش از هر چیز باید گفت که سه گروه نخست—چپها، مشروطهچیها و اتاق فکر جمهوری اسلامی—خودشان پاسخ این پرسش را میدانند؛ اما هدفشان از تکرار چنین سؤالاتی، تخریب است نه شفافسازی.
❗️سخن اصلی، اما، با خود ماست؛ ما هواداران پادشاهی ، پشتیبانان شاه رضا پهلوی.
واقعیت این است که پاسخ این پرسش، درون خودِ پرسش نهفته است.
نخست باید دانست که شاه رضا پهلوی نمیتواند و نباید همهی ابعاد استراتژی خود را آشکار کند. کسی که درگیر مبارزهی واقعی برای تغییر رژیم است، هیچگاه تمام نقشهی خود را روی میز نمیگذارد. اما او بارها و بهصراحت گفته است هدفش کاهش هزینهی سرنگونی جمهوری اسلامی است؛ یعنی گذار از این حکومت با کمترین آسیب و بیشترین بهرهگیری از نیروهایی که خود از دل همین نظام برخاستهاند اما امروز از آن بریدهاند.
شاه رضا پهلوی از همان آغاز گفته که میخواهد کسانی را جذب کند که دیگر از این وضعیت خسته شدهاند؛ کسانی که زمانی در سیستم جمهوری اسلامی بودهاند، اما اکنون به دنبال راه نجاتاند و موافق تغییر رژیم شدهاند؛ همانهایی که به آنها ریزشی های نظام میگوییم.
و اینجاست که نقش تیم تحکیم وحدتی و بچههای آیتالله روشن میشود. فارغ از گذشتهی آنان، این افراد شبکهای از ارتباطات و اعتماد در میان بخشهای ریزشی حکومت دارند. شاه، با شناخت این واقعیت، از این شبکه بهمثابه پلی استفاده میکند تا مستقیم با ریزشیهای ردهبالای رژیم ارتباط گیرد؛ همان ارتباطی که در بزنگاه تغییر، میتواند فرآیند فروپاشی را سریعتر، کمهزینهتر و هوشمندانهتر پیش ببرد.
❗️حال دوباره برگردیم به سؤال تکراری:
چرا شاه رضا پهلوی با تیمی کار میکند که سابقه وصل بودن به نظام جمهوری اسلامی را دارند؟
پاسخ روشن است: چون شاه رضا پهلوی بهدرستی میداند که برای کاهش هزینهی تغییر نظام، باید از حلقههای درونی قدرت و ارتباطات کسانی استفاده کند که هنوز در بدنهی رژیم آشنایی، نفوذ و اعتبار دارند. همان بچههای آیتالله، همان چهرههای تحکیم وحدتی که حالا در جبههی مردم ایستادهاند، همانها میتوانند پلی باشند میان شاه و نیروهای ریزشی ردهبالای حاکمیت. کاهش هزینه یعنی گذار از این نظام با کمترین خونریزی، کمترین آشوب، و بیشترین بهرهگیری از نیروهایی که زمانی جزئی از ساختار جمهوری اسلامی بودهاند اما امروز از آن دلکنده و جدا شدهاند.
این البته فقط یکی از دلایل همکاری شاه با این تیم است؛ موارد دیگری نیز وجود دارد که هر یک در جای خود، ارزش استراتژیک بالایی دارند.
❗️فراموش نکنیم که خودِ شاه رضا پهلوی گفته:
پنجره نجات ایران محدود است.
این جمله معنایی ساده ندارد؛ یعنی دیگر جای ریسک و آزمون و خطا نیست. یعنی زمان اندک است و فرصت باید بهدرستی مصرف شود. شاه رضا پهلوی کاملاً آگاه است که با چه کسانی کار میکند و چه استفادهای از هر مسیر ارتباطی میبرد. در چنین شرایط حساسی، سیاست هوشمندانه یعنی بهره گرفتن از هر پل ارتباطی که بتواند به نفع آیندهی آزاد ایران عمل کند.
بچههای آیتالله، تحکیم وحدتیها و سایر نیروهایی که امروز از دل نظام جدا شدهاند، در واقع همان پلهای ارتباطی میان نیروهای ریزشی ردهبالای جمهوری اسلامی و پروژهی آزادسازی ایران به رهبری شاه رضا پهلوی هستند — پلی که میتواند گذار را کمهزینه، سریع و موثر کند.
❗️همین است اصل ماجرا.
و هرکس منصفانه نگاه کند، درمییابد که این نه چسبیدن شاه به آنهاست، بلکه بهکارگیری هوشمندانه ظرفیتهای درونی دشمن برای تسریع فروپاشی اوست.
در سیاست، بهرهگیری از ظرفیتهای دشمن، زمانی که به سود ملت تمام میشود، نه ضعف که اوج هوشمندی است. آنچه برخی چسبیدن میخوانند، در واقع همان بهکارگیری دقیق گسل های درونی حاکمیت علیه خودِ حاکمیت است — رویکردی که اگر بهدرستی فهمیده شود، کلید عبور ایران از تاریکی به روشنایی خواهد بود.
✍ #اشو
حالا شب تا صبح بزنید تو سر خودتون و این تیم رو تخریب کنید ، مردم خودشون فهمیدن دیگه داستان چیه ، علی علی.
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
▪️بخش اول - بخش دوم
این روزها یک سوال تکراری و چندباره در فضای سیاسی ایران مدام شنیده میشود؛ از سمت چپها، مشروطهچیها، اتاق های فکر جمهوری اسلامی و حتی گاهی در میان خودِ هواداران پادشاهی و شاه رضا پهلوی:
چرا شاه رضا پهلوی با این تیم تحکیم وحدتی یا به اصطلاح بچههای آیتالله و افرادی که سابقه اتصال به نظام جمهوری اسلامی دارند همکاری میکند؟
پیش از هر چیز باید گفت که سه گروه نخست—چپها، مشروطهچیها و اتاق فکر جمهوری اسلامی—خودشان پاسخ این پرسش را میدانند؛ اما هدفشان از تکرار چنین سؤالاتی، تخریب است نه شفافسازی.
❗️سخن اصلی، اما، با خود ماست؛ ما هواداران پادشاهی ، پشتیبانان شاه رضا پهلوی.
واقعیت این است که پاسخ این پرسش، درون خودِ پرسش نهفته است.
نخست باید دانست که شاه رضا پهلوی نمیتواند و نباید همهی ابعاد استراتژی خود را آشکار کند. کسی که درگیر مبارزهی واقعی برای تغییر رژیم است، هیچگاه تمام نقشهی خود را روی میز نمیگذارد. اما او بارها و بهصراحت گفته است هدفش کاهش هزینهی سرنگونی جمهوری اسلامی است؛ یعنی گذار از این حکومت با کمترین آسیب و بیشترین بهرهگیری از نیروهایی که خود از دل همین نظام برخاستهاند اما امروز از آن بریدهاند.
شاه رضا پهلوی از همان آغاز گفته که میخواهد کسانی را جذب کند که دیگر از این وضعیت خسته شدهاند؛ کسانی که زمانی در سیستم جمهوری اسلامی بودهاند، اما اکنون به دنبال راه نجاتاند و موافق تغییر رژیم شدهاند؛ همانهایی که به آنها ریزشی های نظام میگوییم.
و اینجاست که نقش تیم تحکیم وحدتی و بچههای آیتالله روشن میشود. فارغ از گذشتهی آنان، این افراد شبکهای از ارتباطات و اعتماد در میان بخشهای ریزشی حکومت دارند. شاه، با شناخت این واقعیت، از این شبکه بهمثابه پلی استفاده میکند تا مستقیم با ریزشیهای ردهبالای رژیم ارتباط گیرد؛ همان ارتباطی که در بزنگاه تغییر، میتواند فرآیند فروپاشی را سریعتر، کمهزینهتر و هوشمندانهتر پیش ببرد.
❗️حال دوباره برگردیم به سؤال تکراری:
چرا شاه رضا پهلوی با تیمی کار میکند که سابقه وصل بودن به نظام جمهوری اسلامی را دارند؟
پاسخ روشن است: چون شاه رضا پهلوی بهدرستی میداند که برای کاهش هزینهی تغییر نظام، باید از حلقههای درونی قدرت و ارتباطات کسانی استفاده کند که هنوز در بدنهی رژیم آشنایی، نفوذ و اعتبار دارند. همان بچههای آیتالله، همان چهرههای تحکیم وحدتی که حالا در جبههی مردم ایستادهاند، همانها میتوانند پلی باشند میان شاه و نیروهای ریزشی ردهبالای حاکمیت. کاهش هزینه یعنی گذار از این نظام با کمترین خونریزی، کمترین آشوب، و بیشترین بهرهگیری از نیروهایی که زمانی جزئی از ساختار جمهوری اسلامی بودهاند اما امروز از آن دلکنده و جدا شدهاند.
این البته فقط یکی از دلایل همکاری شاه با این تیم است؛ موارد دیگری نیز وجود دارد که هر یک در جای خود، ارزش استراتژیک بالایی دارند.
❗️فراموش نکنیم که خودِ شاه رضا پهلوی گفته:
پنجره نجات ایران محدود است.
این جمله معنایی ساده ندارد؛ یعنی دیگر جای ریسک و آزمون و خطا نیست. یعنی زمان اندک است و فرصت باید بهدرستی مصرف شود. شاه رضا پهلوی کاملاً آگاه است که با چه کسانی کار میکند و چه استفادهای از هر مسیر ارتباطی میبرد. در چنین شرایط حساسی، سیاست هوشمندانه یعنی بهره گرفتن از هر پل ارتباطی که بتواند به نفع آیندهی آزاد ایران عمل کند.
بچههای آیتالله، تحکیم وحدتیها و سایر نیروهایی که امروز از دل نظام جدا شدهاند، در واقع همان پلهای ارتباطی میان نیروهای ریزشی ردهبالای جمهوری اسلامی و پروژهی آزادسازی ایران به رهبری شاه رضا پهلوی هستند — پلی که میتواند گذار را کمهزینه، سریع و موثر کند.
❗️همین است اصل ماجرا.
و هرکس منصفانه نگاه کند، درمییابد که این نه چسبیدن شاه به آنهاست، بلکه بهکارگیری هوشمندانه ظرفیتهای درونی دشمن برای تسریع فروپاشی اوست.
در سیاست، بهرهگیری از ظرفیتهای دشمن، زمانی که به سود ملت تمام میشود، نه ضعف که اوج هوشمندی است. آنچه برخی چسبیدن میخوانند، در واقع همان بهکارگیری دقیق گسل های درونی حاکمیت علیه خودِ حاکمیت است — رویکردی که اگر بهدرستی فهمیده شود، کلید عبور ایران از تاریکی به روشنایی خواهد بود.
✍ #اشو
حالا شب تا صبح بزنید تو سر خودتون و این تیم رو تخریب کنید ، مردم خودشون فهمیدن دیگه داستان چیه ، علی علی.
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
👍57❤19🔥3👎1
Forwarded from اَشو | Ashoo
🔹این کجا آن کجا ...
بر اساس ادعاهای جمهوری اسلامی، در اعتراضات آبان ماه سال ۱۳۹۸، ۱۵۰۰ نفر ظرف ۴۸ ساعت (۲ روز) کشته شدند (که آمار واقعی بیش از این است)؛ و اما، در جنگ ۱۲ روزه، باز هم طبق ادعای جمهوری اسلامی، ۱۲۰۰ نفر در ۱۲ روز کشته شدند؛ این تفاوت فاحش، شکاف معنایی را با عبارت این کجا و آن کجا نشان میدهد.
❗️نکته محوری این است که اکثریت این ۱۲۰۰ نفر کشته شده در جنگ ۱۲ روزه، افرادی بودند که در کشتار آبان ۹۸ نقش داشتند.
پس سزاوار است که بدانیم هر صدایی که در مخالفت با این کارزار نظامی (جنگ اسرائیل با جمهوری اسلامی و نه با ایران) طنینافکن شود، ناگزیر در نغمهای که از سوی جمهوری اسلامی ایران کوک شده، همآوا گشته و به مصلحت آن سوگند وفاداری خورده است.
✍ #اشو
❗️#اسرائیل_بزن
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
بر اساس ادعاهای جمهوری اسلامی، در اعتراضات آبان ماه سال ۱۳۹۸، ۱۵۰۰ نفر ظرف ۴۸ ساعت (۲ روز) کشته شدند (که آمار واقعی بیش از این است)؛ و اما، در جنگ ۱۲ روزه، باز هم طبق ادعای جمهوری اسلامی، ۱۲۰۰ نفر در ۱۲ روز کشته شدند؛ این تفاوت فاحش، شکاف معنایی را با عبارت این کجا و آن کجا نشان میدهد.
❗️نکته محوری این است که اکثریت این ۱۲۰۰ نفر کشته شده در جنگ ۱۲ روزه، افرادی بودند که در کشتار آبان ۹۸ نقش داشتند.
پس سزاوار است که بدانیم هر صدایی که در مخالفت با این کارزار نظامی (جنگ اسرائیل با جمهوری اسلامی و نه با ایران) طنینافکن شود، ناگزیر در نغمهای که از سوی جمهوری اسلامی ایران کوک شده، همآوا گشته و به مصلحت آن سوگند وفاداری خورده است.
✍ #اشو
❗️#اسرائیل_بزن
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
🤬88👍18❤6🔥3👌3👎1
Forwarded from اَشو | Ashoo
🔹معادلهی جدید خاورمیانه: مذاکره قدرتهای جهانی با آلترناتیو واحد ایران، تنها مسیر ثبات.
❗️اعتراضات امروز ایران، ادامه هیچ حرکت پیشین نیست — این آغاز فصل تازهای در تاریخ ماست.
در تمامی اعتراضات گذشته، مردم یا در پیِ مطالبات صنفی بودند یا امید داشتند در چارچوب همین نظام اصلاحی رخ دهد. گاهی نیز نام خاندان پهلوی و شاه رضا پهلوی دوم در میان شعارها شنیده میشد، اما نه به گستردگی و قدرتی که امروز در سراسر ایران طنینانداز است.
امروز، مردم ایران تنها فریاد نه به جمهوری اسلامی سر نمیدهند، بلکه با صراحت و اطمینان، آلترناتیو ملی و مشروع خود را معرفی کردهاند — شاه رضا پهلوی.
من، اشو، با یقین کامل و اتکا بر واقعیتهای میدانی میگویم:
❗️این اعتراضات، بزرگترین و جدیترین خیزش مردمی در چهار دههی گذشته است.
زیرا این بار مردم نه تنها خواهان سرنگونی رژیم هستند، بلکه آیندهای روشن و قابل اعتماد را به جهان نشان دادهاند.
دنیا اکنون شاهد ایرانی است که پس از پایان جمهوری اسلامی، آمادهی ثبات، نظم و پیشرفت است.
این تفاوت اساسی با تمام گذشته است — و همین امر باعث خواهد شد تا بهزودی کشورهای غربی، و حتی قدرتهایی چون چین و روسیه، برای مذاکره و گفتوگو با شاه رضا پهلوی وارد عمل شوند.
آنها درمییابند که پس از فروپاشی رژیم کنونی، ایران دچار هرجومرج نخواهد شد؛ بلکه صاحب رهبری ملی، مشروع و مورد پذیرش اکثریت مردم است.
دلیل ناکامی اعتراضات گذشته نیز همین بود:
مردم خواستار تغییر بودند، اما تصویر مشخصی از آینده ارائه نمیکردند.
امروز اما مسیر روشن است، راه مشخص است، و مردم نه تنها چه نمیخواهند، بلکه چه میخواهند را نیز با صدای بلند اعلام کردهاند — ایرانی آزاد با محوریت دموکراسی، قانون، و نماد ملی آن، شاه رضا پهلوی.
از شمال تا جنوب، از شرق تا غرب، ایران یکصداست.
صدایی که جهان باید بشنود و تاریخ آن را ثبت خواهد کرد:
شاه رضا پهلوی — بازگرد تا ایران دوباره بایستد.
همه با هم، با ایمان، با امید، و با اتحاد، این راه را ادامه دهیم.
✍ #اشو
این حقیقت، سنگبنای تعاملات سیاسی نوین با ایران خواهد بود و بدون تردید، در ماه های آینده، جهان گام به گام به سوی گفتوگو با شاه رضا پهلوی حرکت خواهد کرد. در چنین نقطهای از تاریخ، صدای ملت دیگر قابل نادیدهگرفتن نیست. مردم ایران، با آگاهی و اتحاد، مسیر خود را انتخاب کردهاند؛ و امروز، بیش از هر زمان دیگر، میتوان گفت که پیروزی نزدیکتر از رگ گردن است.
جاوید شاااااه
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
❗️اعتراضات امروز ایران، ادامه هیچ حرکت پیشین نیست — این آغاز فصل تازهای در تاریخ ماست.
در تمامی اعتراضات گذشته، مردم یا در پیِ مطالبات صنفی بودند یا امید داشتند در چارچوب همین نظام اصلاحی رخ دهد. گاهی نیز نام خاندان پهلوی و شاه رضا پهلوی دوم در میان شعارها شنیده میشد، اما نه به گستردگی و قدرتی که امروز در سراسر ایران طنینانداز است.
امروز، مردم ایران تنها فریاد نه به جمهوری اسلامی سر نمیدهند، بلکه با صراحت و اطمینان، آلترناتیو ملی و مشروع خود را معرفی کردهاند — شاه رضا پهلوی.
من، اشو، با یقین کامل و اتکا بر واقعیتهای میدانی میگویم:
❗️این اعتراضات، بزرگترین و جدیترین خیزش مردمی در چهار دههی گذشته است.
زیرا این بار مردم نه تنها خواهان سرنگونی رژیم هستند، بلکه آیندهای روشن و قابل اعتماد را به جهان نشان دادهاند.
دنیا اکنون شاهد ایرانی است که پس از پایان جمهوری اسلامی، آمادهی ثبات، نظم و پیشرفت است.
این تفاوت اساسی با تمام گذشته است — و همین امر باعث خواهد شد تا بهزودی کشورهای غربی، و حتی قدرتهایی چون چین و روسیه، برای مذاکره و گفتوگو با شاه رضا پهلوی وارد عمل شوند.
آنها درمییابند که پس از فروپاشی رژیم کنونی، ایران دچار هرجومرج نخواهد شد؛ بلکه صاحب رهبری ملی، مشروع و مورد پذیرش اکثریت مردم است.
دلیل ناکامی اعتراضات گذشته نیز همین بود:
مردم خواستار تغییر بودند، اما تصویر مشخصی از آینده ارائه نمیکردند.
امروز اما مسیر روشن است، راه مشخص است، و مردم نه تنها چه نمیخواهند، بلکه چه میخواهند را نیز با صدای بلند اعلام کردهاند — ایرانی آزاد با محوریت دموکراسی، قانون، و نماد ملی آن، شاه رضا پهلوی.
از شمال تا جنوب، از شرق تا غرب، ایران یکصداست.
صدایی که جهان باید بشنود و تاریخ آن را ثبت خواهد کرد:
شاه رضا پهلوی — بازگرد تا ایران دوباره بایستد.
همه با هم، با ایمان، با امید، و با اتحاد، این راه را ادامه دهیم.
✍ #اشو
این حقیقت، سنگبنای تعاملات سیاسی نوین با ایران خواهد بود و بدون تردید، در ماه های آینده، جهان گام به گام به سوی گفتوگو با شاه رضا پهلوی حرکت خواهد کرد. در چنین نقطهای از تاریخ، صدای ملت دیگر قابل نادیدهگرفتن نیست. مردم ایران، با آگاهی و اتحاد، مسیر خود را انتخاب کردهاند؛ و امروز، بیش از هر زمان دیگر، میتوان گفت که پیروزی نزدیکتر از رگ گردن است.
جاوید شاااااه
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
Telegram
اَشو | Ashoo
صدای مردم ایران در برابر ظلم و ستم جمهوری اسلامی. با حمایت مستقیم شاهزاده رضا پهلوی، مصممتر از همیشه در راه آزادی ایران گام برمیدارم. همراه من باشید.
❤79👌18🔥1
Forwarded from اَشو | Ashoo
🔹از استودیو تا سنگر: چرا رپ تنها موسیقیای است که خیابانهای ایران گوش میدهند؟
در پهنهی اعتراضات امروز، صحنههای شجاعت نه در تاریخنگاریهای رسمی، که در خیابانها ثبت میشود؛ در دل دود و فریاد و خون.
قهرمانان واقعی این میدان، همان جوانانی هستند که هنوز سیسالگی را ندیدهاند ــ فرزندان دههی هشتاد ــ نسلی که سِنشان کوتاه، اما تاثیرشان عظیم است.
اینان با سینهی بیزره و ارادهای فولادین در برابر دستگاه سرکوب ایستادهاند. اکثریت کسانی که امروز بدون بیم و تزلزل در برابر نیروهای مسلح حکومت قد علم کردهاند، جوانانیاند که هنوز سیسالشان هم نشده. من #اشو نیز از همین نسلام؛ نسلی که مانوک خدابخشیان، با نگاهی ژرف و شاعرانه، آن را #نسل_شیک_پاسارگادی نامیده بود — نسلی آگاه، ریشهدار، مغرور و عصیانگر.
اما آنچه این نسل را از هر نسلی پیش از خود متمایز میکند، نه فقط خشم و آگاهی، بلکه موسیقیای است که در رگهایش جریان دارد.
تقریباً تمام این نسل، رپ گوش میدهد.
این انتخاب، تصادفی نیست؛ صورت فرهنگی یک آگاهی سیاسی است. رپ از بطن اعتراض برخاسته، موسیقیِ اعتراض و مقاومت است. در جوهرش، رپ یعنی طغیان علیه نظم موجود، یعنی زبانِ خامِ نسل بیصدا. از اینروست که در خیابان، میان سنگ و شعار، صدای رپ بیشتر از هر موسیقی دیگری شنیده میشود. این موسیقی همنفس خشم جمعی و پناه روان زخمخوردهی نسل معترض است.
با این حال، ساختار قدرت در جمهوری اسلامی بهخوبی خطر این موسیقی را درک کرده است؛ به همین دلیل کوشیده تا با حمایت پنهان و آشکار از برخی برخی رپرهای بیدندان، بیدغدغه و حکومتی، هویت رپ را از درون تهی کند.
حکومتی که از فریاد خیابان وحشت دارد، با رپرهای اهلی میکوشد تا صدای اعتراضی این سبک موسیقی را مبتذل و بیاثر سازد. هدف روشن است: قطع پیوند میان موسیقی رپ و میدان اعتراض، جدا کردن هنرمند از درد مردم، و تبدیل صدا به زمزمهای بیخطر. اما این پروژه شکستخورده است؛ چرا که روح رپ را نمیتوان مصادره کرد.
چرا؟ چون رپ ــ حقیقی و زنده ــ نه در استودیو، که در خیابان نفس میکشد. رپرِ اصیل، صدای همان مردمی است که در برابر ماشین سرکوب ایستادهاند. او زبانِ جنبش است، نه حاشیهی آن.
این پیوند ناگسستنی، به رپر قدرتی میبخشد که با هیچ رسانه یا ابزار تبلیغاتی قابل مقایسه نیست. رپر، اگر قلمش تیز باشد و پیروانش پرشمار، میتواند یک ترک را بدل به واقعهای سیاسی کند.
وقتی او یک ترک اعتراضی منتشر میکند، این تنها یک اثر موسیقایی نیست؛ یک جرقه است در انبار باروت جامعه. صدایش در گوش هوادارانش مثل آژیر بیداری میپیچد. با یک آهنگ میتواند مردم را به خیابانها بکشاند، آتش خشم فروخفته را شعلهور کند، و روحیهی مقاومت را در دلها بازسازی کند. چنین نیرویی، نه از قدرت مالی میآید و نه از رسانههای رسمی ــ بلکه از صداقت. رپ دروغ نمیگوید. واژههایش پنهان نمیشوند. زبانش از خیابان تغذیه میکند و نیروی تخریبگرش از واقعیت.
اینجاست که موقعیت رپ بسیار مهم میشود؛ زیرا رابطهای مستقیم و غیرقابلگسست میان هنرمند و میدان عمل وجود دارد. افرادی که کف خیابان هستند اکثرا رپ گوش میدهند. این پیوند تنگاتنگ، قدرت کلام را به قدرتی سازماندهنده تبدیل میکند. پس رپر، اگر قلمی قوی داشته باشد و صاحب هواداران زیادی باشد، نظیر اشکان فدایی، از پتانسیل منحصر به فردی برخوردار است.
❗️ او با انتشار یک تِرک اعتراضی توانایی دارد که به صورت همزمان، سه هدف بنیادین را محقق سازد:
میتواند هواداران خود را به خیابانها بکشاند، میتواند با کلام نافذش بنزینی بر خشم مردم بریزد و در نهایت، روحیهی مقاومت را به آنها بدهد.
به همین دلیل است که امروز، بیش از هر سبک هنری دیگر، رپ موثرترین سلاح فرهنگی میدان اعتراض است. نه تنها بهخاطر محتوا، که بهدلیل ساختار وجودیاش: ضربآهنگ تندش همضربان با قلبهای خشمگین، و واژههایش همجنس با درد مردمی است که هر روز سرکوب را لمس میکنند. رپ، هنر تزئینی نیست؛ بیانیهای خیابانی است، سندی از مقاومت زنده، فریادی سازماننیافته اما حقیقتمند.
این است شکوه نسل دههی هشتادی — غیور، نترس، آگاه و نوآفرین. آنان نسل پاسارگادی موعودند: وارثان حافظ و کوروش، اما با زبان خیابان و ذهن رپ. این نسل، صدای خودش را یافته، و وقتی چنین نسلی صدا پیدا کند، هیچ قدرتی توان خاموشکردنش را ندارد.
✍ #اشو
بیاد داشته باشیم: نسل دهه هشتاد که در میدان مبارزه سینه سپر میکنند، همانهاییاند که در خلوتشان رپ گوش میدهند.
❗️بنابرین، در ارزیابی کنونی نفوذ فرهنگی و ظرفیت بسیجکنندگی، شکی نیست که رپ در حال حاضر بیش از هر سبک موسیقی دیگری تأثیرگذارتر است.
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
در پهنهی اعتراضات امروز، صحنههای شجاعت نه در تاریخنگاریهای رسمی، که در خیابانها ثبت میشود؛ در دل دود و فریاد و خون.
قهرمانان واقعی این میدان، همان جوانانی هستند که هنوز سیسالگی را ندیدهاند ــ فرزندان دههی هشتاد ــ نسلی که سِنشان کوتاه، اما تاثیرشان عظیم است.
اینان با سینهی بیزره و ارادهای فولادین در برابر دستگاه سرکوب ایستادهاند. اکثریت کسانی که امروز بدون بیم و تزلزل در برابر نیروهای مسلح حکومت قد علم کردهاند، جوانانیاند که هنوز سیسالشان هم نشده. من #اشو نیز از همین نسلام؛ نسلی که مانوک خدابخشیان، با نگاهی ژرف و شاعرانه، آن را #نسل_شیک_پاسارگادی نامیده بود — نسلی آگاه، ریشهدار، مغرور و عصیانگر.
اما آنچه این نسل را از هر نسلی پیش از خود متمایز میکند، نه فقط خشم و آگاهی، بلکه موسیقیای است که در رگهایش جریان دارد.
تقریباً تمام این نسل، رپ گوش میدهد.
این انتخاب، تصادفی نیست؛ صورت فرهنگی یک آگاهی سیاسی است. رپ از بطن اعتراض برخاسته، موسیقیِ اعتراض و مقاومت است. در جوهرش، رپ یعنی طغیان علیه نظم موجود، یعنی زبانِ خامِ نسل بیصدا. از اینروست که در خیابان، میان سنگ و شعار، صدای رپ بیشتر از هر موسیقی دیگری شنیده میشود. این موسیقی همنفس خشم جمعی و پناه روان زخمخوردهی نسل معترض است.
با این حال، ساختار قدرت در جمهوری اسلامی بهخوبی خطر این موسیقی را درک کرده است؛ به همین دلیل کوشیده تا با حمایت پنهان و آشکار از برخی برخی رپرهای بیدندان، بیدغدغه و حکومتی، هویت رپ را از درون تهی کند.
حکومتی که از فریاد خیابان وحشت دارد، با رپرهای اهلی میکوشد تا صدای اعتراضی این سبک موسیقی را مبتذل و بیاثر سازد. هدف روشن است: قطع پیوند میان موسیقی رپ و میدان اعتراض، جدا کردن هنرمند از درد مردم، و تبدیل صدا به زمزمهای بیخطر. اما این پروژه شکستخورده است؛ چرا که روح رپ را نمیتوان مصادره کرد.
چرا؟ چون رپ ــ حقیقی و زنده ــ نه در استودیو، که در خیابان نفس میکشد. رپرِ اصیل، صدای همان مردمی است که در برابر ماشین سرکوب ایستادهاند. او زبانِ جنبش است، نه حاشیهی آن.
این پیوند ناگسستنی، به رپر قدرتی میبخشد که با هیچ رسانه یا ابزار تبلیغاتی قابل مقایسه نیست. رپر، اگر قلمش تیز باشد و پیروانش پرشمار، میتواند یک ترک را بدل به واقعهای سیاسی کند.
وقتی او یک ترک اعتراضی منتشر میکند، این تنها یک اثر موسیقایی نیست؛ یک جرقه است در انبار باروت جامعه. صدایش در گوش هوادارانش مثل آژیر بیداری میپیچد. با یک آهنگ میتواند مردم را به خیابانها بکشاند، آتش خشم فروخفته را شعلهور کند، و روحیهی مقاومت را در دلها بازسازی کند. چنین نیرویی، نه از قدرت مالی میآید و نه از رسانههای رسمی ــ بلکه از صداقت. رپ دروغ نمیگوید. واژههایش پنهان نمیشوند. زبانش از خیابان تغذیه میکند و نیروی تخریبگرش از واقعیت.
اینجاست که موقعیت رپ بسیار مهم میشود؛ زیرا رابطهای مستقیم و غیرقابلگسست میان هنرمند و میدان عمل وجود دارد. افرادی که کف خیابان هستند اکثرا رپ گوش میدهند. این پیوند تنگاتنگ، قدرت کلام را به قدرتی سازماندهنده تبدیل میکند. پس رپر، اگر قلمی قوی داشته باشد و صاحب هواداران زیادی باشد، نظیر اشکان فدایی، از پتانسیل منحصر به فردی برخوردار است.
❗️ او با انتشار یک تِرک اعتراضی توانایی دارد که به صورت همزمان، سه هدف بنیادین را محقق سازد:
میتواند هواداران خود را به خیابانها بکشاند، میتواند با کلام نافذش بنزینی بر خشم مردم بریزد و در نهایت، روحیهی مقاومت را به آنها بدهد.
به همین دلیل است که امروز، بیش از هر سبک هنری دیگر، رپ موثرترین سلاح فرهنگی میدان اعتراض است. نه تنها بهخاطر محتوا، که بهدلیل ساختار وجودیاش: ضربآهنگ تندش همضربان با قلبهای خشمگین، و واژههایش همجنس با درد مردمی است که هر روز سرکوب را لمس میکنند. رپ، هنر تزئینی نیست؛ بیانیهای خیابانی است، سندی از مقاومت زنده، فریادی سازماننیافته اما حقیقتمند.
این است شکوه نسل دههی هشتادی — غیور، نترس، آگاه و نوآفرین. آنان نسل پاسارگادی موعودند: وارثان حافظ و کوروش، اما با زبان خیابان و ذهن رپ. این نسل، صدای خودش را یافته، و وقتی چنین نسلی صدا پیدا کند، هیچ قدرتی توان خاموشکردنش را ندارد.
✍ #اشو
بیاد داشته باشیم: نسل دهه هشتاد که در میدان مبارزه سینه سپر میکنند، همانهاییاند که در خلوتشان رپ گوش میدهند.
❗️بنابرین، در ارزیابی کنونی نفوذ فرهنگی و ظرفیت بسیجکنندگی، شکی نیست که رپ در حال حاضر بیش از هر سبک موسیقی دیگری تأثیرگذارتر است.
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
Telegram
اَشو | Ashoo
صدای مردم ایران در برابر ظلم و ستم جمهوری اسلامی. با حمایت مستقیم شاهزاده رضا پهلوی، مصممتر از همیشه در راه آزادی ایران گام برمیدارم. همراه من باشید.
👍35❤9👏1
Forwarded from اَشو | Ashoo
بارها و بارها، دلسوزانه، با دوستان و همرزمان به این نکته تأکید کردم که برچسبزدن ناروا به اشکان فدایی به عنوان فردی چپگرا یا کمونیست، اجحافی در حق حقیقت است.
خود من، اُشو، با ایشان در اینستاگرام به گفتگو نشستم و صراحتا شنیدم که اشکان فدایی خویش را پادشاهیخواه میداند و تاکید کرد که در زمان مقتضی، این دیدگاه را آشکار خواهد ساخت. با این وجود، این تاکیدات پذیرفته نشد و حتی شاهد انتشار پستهایی در کانال های پادشاهی خواه بودیم که ایشان را با برچسب چپ معرفی میکردند؛ برچسبی که تضاد کامل با گفتوگوی خصوصی من و اشکان داشت.
ایشان به من، اشو، یادآوری کردند که نه تنها خود پادشاهیخواه است، بلکه مادرشان نیز در اکثر تجمعات و اعتراضات، با عزمی راسخ، در صف وفاداران به آرمان پادشاهی حضور داشتهاند.
و اکنون، امشب، اشکان بزگترین رپر حال حاضر خانواده رپ، با انتشار این استوری که میبینید ، سخنان پنهان دیروز به واقعیت پیوست و دیدگاه ایشان به شکلی علنی بر همگان آشکار شد.
پ.ن: پرچم شیر و خورشید تاج دار و نوشتنِ قانون ماست در استوری اشکان فدایی
✍ #اشو
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
خود من، اُشو، با ایشان در اینستاگرام به گفتگو نشستم و صراحتا شنیدم که اشکان فدایی خویش را پادشاهیخواه میداند و تاکید کرد که در زمان مقتضی، این دیدگاه را آشکار خواهد ساخت. با این وجود، این تاکیدات پذیرفته نشد و حتی شاهد انتشار پستهایی در کانال های پادشاهی خواه بودیم که ایشان را با برچسب چپ معرفی میکردند؛ برچسبی که تضاد کامل با گفتوگوی خصوصی من و اشکان داشت.
ایشان به من، اشو، یادآوری کردند که نه تنها خود پادشاهیخواه است، بلکه مادرشان نیز در اکثر تجمعات و اعتراضات، با عزمی راسخ، در صف وفاداران به آرمان پادشاهی حضور داشتهاند.
و اکنون، امشب، اشکان بزگترین رپر حال حاضر خانواده رپ، با انتشار این استوری که میبینید ، سخنان پنهان دیروز به واقعیت پیوست و دیدگاه ایشان به شکلی علنی بر همگان آشکار شد.
پ.ن: پرچم شیر و خورشید تاج دار و نوشتنِ قانون ماست در استوری اشکان فدایی
✍ #اشو
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
👍59❤17👎2
Forwarded from اَشو | Ashoo
🔹دوتا چشم داره ت تاریخ - شکستنِ پوستِ مُرده و زایشِ ایرانِ نوین: اصلاحِ خطایِ غرب در ایران
اکنون فرارسیدن دوران تحمیل آینده بر ملت ایران نیست؛ بلکه لحظهی کالبدشکافی و زدودنِ بقایای فرسودهای است که از ۱۳۵۷ به یادگار مانده است.
ملت در حال فوران است. از پایتخت تا دورترین استانها، از کلانشهرها تا غبار فراموشیِ شهرها، جنبشی سیاسی در جریان است؛ نه از کانال واسطههای خارجی یا نشست اتاق فکر جهانی، بلکه از دل قدرت شهروندان عادی که در پهنهی فضاهای عمومی تجلی یافته است. شعار یکپارچهی آنان، نامی واحد را فریاد میزند: رضا، رضا پهلوی.
این بانگِ پیوند دوباره با میراثِ پیش از چیرگیِ حکومتِ دینی است. این پژواکِ یک اپوزیسیونِ از پیش ساخته شده یا پروژهای غربی نیست؛ این غرشِ قدرتمندِ یک ملت است.
ایرانیان در خیابانهای سراسر کشور، جان خود را سپرِ گلولههای مأموران و مزدورانِ رژیم کردهاند و خواستارِ بازگشتِ حاکمیتِ ملی، احیایِ پادشاهی، و حقِ انتخابِ آیندهای نوین، آزاد از انقیادِ مذهبی هستند. آنان در پی بازپسگیریِ آیندهای هستند که ۴۷ سال پیش توسط کشور هایی چون آمریکا، انگلیس و فرانسه به یغما برده شد.
رئیسجمهور ترامپ به ساختار حاکم اخطار دادند که هرگونه تعرض به معترضان، با عکسالعملی قاطع از جانب ایالات متحده مواجه خواهد شد؛ با این حال، از زمانِ این تذکر اولیه، بر تعداد قربانیان بیگناه افزوده شده و این روند متأسفانه همچنان ادامه دارد و اعدام ها و بازداشت ها ادامه دارد.
مردم، با درک این حمایت آشکار، پس از انتشار اخطار ترامپ، با تراکم جمعیتی بیشتری میدانها را پر کردند و چهره و نام او را به عنوان نمادِ گشایشِ احتمالی، بر دیوارهای شهر نقش زدند. عصرِ شفافیتِ اخلاقی، دیگر یک مفهومِ انتزاعی نیست؛ بلکه امری حیاتی و فوری است. مردمی که به وعدههای این بیانیهها دل بستهاند، اکنون میپرسند: آیا این وعدهها به عمل بدل خواهند شد؟
ترامپ دورهی ریاست خود را به عنوان دورانی برای اصلاحِ اشتباهات تاریخی تعریف کردهاند و در پی خنثیسازیِ آثارِ مخربِ سیاستهای گذشتهاند.
❗️این تعهد باید تا عمیقترین نقاط سیاست خارجی نیز نفوذ کند.
بزرگترین حفرهی چرکین در پروندهی سیاست خارجی که نیازمند ترمیم است، واژگونیِ مسیرِ دولت کارتر است.
شکستِ سیاستِ خارجیِ دولتِ کارتر است.
سرزمین ایران امروز، یک اختراع تازه نیست که در حال خلق شدن باشد؛ این همان تمدن کهن است که در حالِ تجدیدِ حیات است. حمایت از این حرکت، نه لطف، بلکه آخرین گام در تصحیح یک خطای سترگِ تاریخی است.
برای رئیسجمهوری که سوابقی در تغییر مسیرهای غلط حکومتی دارد، این آخرین فرصت برای تثبیت میراثی ماندگار است. او میتواند جایگاه خود را به عنوان رهبری که بزرگترین اشتباه استراتژیک آمریکا در غرب آسیا را جبران کرد، محکم سازد.
❗️او میتواند اجازه دهد تاریخ تکرار شود – اما این بار، به شکلی درست. آیندهی ملت ایران و اعتبار ایالات متحده، در کفه این ترازو قرار گرفته است.
فصلی در دورانِ جیمی کارتر ناتمام ماند؛ نه از آن رو که آمریکا باید سرنوشتِ ایران را در چنگِ خود نگاه دارد، بلکه به این دلیل که تصمیماتِ غرب، با خشونتِ داخلی در ایران همراه شد و حقِ ایرانیان را در تعیینِ سرنوشتِ خویش انکار کرد. تاریخ، نتایج را قضاوت میکند، نه اَهداف و شُعار ها را.
حافظهی تاریخ، نه تنها دخالتهای دیرپایِ انگلستان و فرانسه، بلکه تصمیماتِ سرنوشتسازِ ایالات متحده تحت رهبری کارتر را نیز ثبت کرده است؛ تصمیماتی که به طور مستقیم به برآمدنِ نظامی منجر شد که آیندهی ملتِ ایران را به سرقت برد.
اکنون، در آستانهی بازپسگیریِ حاکمیت، زمانِ آن رسیده است که این قدرتهای غربی، به ویژه واشنگتن، در برابرِ این خطای تاریخی پاسخگو باشند. ملتِ ایران طلبکار است؛ زیرا پشتیبانیِ استراتژیک از برآمدنِ خمینی، در واقع دزدیدنِ چهار دههی شکوفاییِ این سرزمین بود. این یک بدهیِ اخلاقی و سیاسی است که باید با به رسمیت شناختنِ حقِ تعیین سرنوشتِ ملت ایران و اصلاحِ این انحرافِ بنیادین، تسویه گردد.
✍ #اشو
دوتا چشم داره ت تاریخ ...
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
اکنون فرارسیدن دوران تحمیل آینده بر ملت ایران نیست؛ بلکه لحظهی کالبدشکافی و زدودنِ بقایای فرسودهای است که از ۱۳۵۷ به یادگار مانده است.
ملت در حال فوران است. از پایتخت تا دورترین استانها، از کلانشهرها تا غبار فراموشیِ شهرها، جنبشی سیاسی در جریان است؛ نه از کانال واسطههای خارجی یا نشست اتاق فکر جهانی، بلکه از دل قدرت شهروندان عادی که در پهنهی فضاهای عمومی تجلی یافته است. شعار یکپارچهی آنان، نامی واحد را فریاد میزند: رضا، رضا پهلوی.
این بانگِ پیوند دوباره با میراثِ پیش از چیرگیِ حکومتِ دینی است. این پژواکِ یک اپوزیسیونِ از پیش ساخته شده یا پروژهای غربی نیست؛ این غرشِ قدرتمندِ یک ملت است.
ایرانیان در خیابانهای سراسر کشور، جان خود را سپرِ گلولههای مأموران و مزدورانِ رژیم کردهاند و خواستارِ بازگشتِ حاکمیتِ ملی، احیایِ پادشاهی، و حقِ انتخابِ آیندهای نوین، آزاد از انقیادِ مذهبی هستند. آنان در پی بازپسگیریِ آیندهای هستند که ۴۷ سال پیش توسط کشور هایی چون آمریکا، انگلیس و فرانسه به یغما برده شد.
رئیسجمهور ترامپ به ساختار حاکم اخطار دادند که هرگونه تعرض به معترضان، با عکسالعملی قاطع از جانب ایالات متحده مواجه خواهد شد؛ با این حال، از زمانِ این تذکر اولیه، بر تعداد قربانیان بیگناه افزوده شده و این روند متأسفانه همچنان ادامه دارد و اعدام ها و بازداشت ها ادامه دارد.
مردم، با درک این حمایت آشکار، پس از انتشار اخطار ترامپ، با تراکم جمعیتی بیشتری میدانها را پر کردند و چهره و نام او را به عنوان نمادِ گشایشِ احتمالی، بر دیوارهای شهر نقش زدند. عصرِ شفافیتِ اخلاقی، دیگر یک مفهومِ انتزاعی نیست؛ بلکه امری حیاتی و فوری است. مردمی که به وعدههای این بیانیهها دل بستهاند، اکنون میپرسند: آیا این وعدهها به عمل بدل خواهند شد؟
ترامپ دورهی ریاست خود را به عنوان دورانی برای اصلاحِ اشتباهات تاریخی تعریف کردهاند و در پی خنثیسازیِ آثارِ مخربِ سیاستهای گذشتهاند.
❗️این تعهد باید تا عمیقترین نقاط سیاست خارجی نیز نفوذ کند.
بزرگترین حفرهی چرکین در پروندهی سیاست خارجی که نیازمند ترمیم است، واژگونیِ مسیرِ دولت کارتر است.
شکستِ سیاستِ خارجیِ دولتِ کارتر است.
سرزمین ایران امروز، یک اختراع تازه نیست که در حال خلق شدن باشد؛ این همان تمدن کهن است که در حالِ تجدیدِ حیات است. حمایت از این حرکت، نه لطف، بلکه آخرین گام در تصحیح یک خطای سترگِ تاریخی است.
برای رئیسجمهوری که سوابقی در تغییر مسیرهای غلط حکومتی دارد، این آخرین فرصت برای تثبیت میراثی ماندگار است. او میتواند جایگاه خود را به عنوان رهبری که بزرگترین اشتباه استراتژیک آمریکا در غرب آسیا را جبران کرد، محکم سازد.
❗️او میتواند اجازه دهد تاریخ تکرار شود – اما این بار، به شکلی درست. آیندهی ملت ایران و اعتبار ایالات متحده، در کفه این ترازو قرار گرفته است.
فصلی در دورانِ جیمی کارتر ناتمام ماند؛ نه از آن رو که آمریکا باید سرنوشتِ ایران را در چنگِ خود نگاه دارد، بلکه به این دلیل که تصمیماتِ غرب، با خشونتِ داخلی در ایران همراه شد و حقِ ایرانیان را در تعیینِ سرنوشتِ خویش انکار کرد. تاریخ، نتایج را قضاوت میکند، نه اَهداف و شُعار ها را.
حافظهی تاریخ، نه تنها دخالتهای دیرپایِ انگلستان و فرانسه، بلکه تصمیماتِ سرنوشتسازِ ایالات متحده تحت رهبری کارتر را نیز ثبت کرده است؛ تصمیماتی که به طور مستقیم به برآمدنِ نظامی منجر شد که آیندهی ملتِ ایران را به سرقت برد.
اکنون، در آستانهی بازپسگیریِ حاکمیت، زمانِ آن رسیده است که این قدرتهای غربی، به ویژه واشنگتن، در برابرِ این خطای تاریخی پاسخگو باشند. ملتِ ایران طلبکار است؛ زیرا پشتیبانیِ استراتژیک از برآمدنِ خمینی، در واقع دزدیدنِ چهار دههی شکوفاییِ این سرزمین بود. این یک بدهیِ اخلاقی و سیاسی است که باید با به رسمیت شناختنِ حقِ تعیین سرنوشتِ ملت ایران و اصلاحِ این انحرافِ بنیادین، تسویه گردد.
✍ #اشو
دوتا چشم داره ت تاریخ ...
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
Telegram
اَشو | Ashoo
صدای مردم ایران در برابر ظلم و ستم جمهوری اسلامی. با حمایت مستقیم شاهزاده رضا پهلوی، مصممتر از همیشه در راه آزادی ایران گام برمیدارم. همراه من باشید.
👍54❤15👏4🔥1
Forwarded from اَشو | Ashoo
🔹 نه به جنگ از اتاق فکر جمهوری اسلامی - بخش چهارم- وطنفروشیِ مدرن: وطنفروشِ حقیقی، آنکه بر طبل عدم مداخله میکوبد و اشغالِ داخلی را امضا میکند.
▪️بخش اول - بخش دوم - بخش سوم
این روزها حال نگارش سنتی( رفتن پای قلم و دفتر) را ندارم؛ ترجیح میدهم برخلاف روال پیشین، کوتاه بنویسم و سخن دل را به اختصار در بستر تلگرام جاری سازم. در باب آنچه جناب سام بیان داشتهاند، باید اذعان کنم که قلبا با تمامی دیدگاههای ایشان همرای و همصدا هستم.
❗️خواننده را سزد که برای نیل به کلام گهربار جناب سام بر لینک زیر، کلیک نمایید: 👇
کلام فاخرجناب سام
و اما ...
در تالارِ با شکوهِ تاریخ، جایی که وجدانِ ملتها داوری میکند، معنای وطندوستی و خیانت باید با نوری شفافتر تابانده شود. خیانتِ عمیق، آن نجوایِ سمی در گوشِ زمان است که در سکوتِ تلخ در برابرِ اشغالِ پنهانِ داخلی توسطِ جمهوری اسلامی رخ مینماید، نه در فریادِ پرشورِ طلبِ یاری از جهانِ آزاد برایِ گسستنِ این بند.
تمامیتِ ارضیِ ایران، این امانتِ کهن و گرانبها، تنها در سایهیِ آزادیِ ارادهیِ ملت معنا مییابد. کسانی که خواهانِ اقدامِ نظامی برایِ رهایی از این ستمِ داخلی هستند، در حقیقت، نگهبانانِ راستینِ این میراثِ مقدساند؛ چرا که تمامیت بدونِ آزادی، تنها قالبی تهی است.
و اینجاست که چهرهیِ واقعیِ خیانت آشکار میشود: آن کس که به نامِ استقلال ، وطن دوستی و عدمِ مداخله، خواهانِ تداومِ وضعیتِ اشغالِ داخلی و سرکوبِ ارادهیِ ملی است، بزرگترین فصلِ خیانت به میهن را رقم میزند. این، خود، بزرگترین وطنفروشی است؛ توجیهِ استبداد به نامِ پرهیز از درگیری.
پس، روشن است: خائنِ واقعی، آن نیست که در برابرِ دشمنِ داخلی، دستِ یاری از قدرتهایِ جهانی میطلبد، بلکه آن است که در برابرِ جمهوری اسلامی—این اشغالگرِ بر جان و روانِ ملت—بر طبلِ نه به اقدام نظامی، نه به یاری میکوبد.
این نغمه، بلندترین سرودِ وطنفروشی است.
✍ #اشو
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
▪️بخش اول - بخش دوم - بخش سوم
این روزها حال نگارش سنتی( رفتن پای قلم و دفتر) را ندارم؛ ترجیح میدهم برخلاف روال پیشین، کوتاه بنویسم و سخن دل را به اختصار در بستر تلگرام جاری سازم. در باب آنچه جناب سام بیان داشتهاند، باید اذعان کنم که قلبا با تمامی دیدگاههای ایشان همرای و همصدا هستم.
❗️خواننده را سزد که برای نیل به کلام گهربار جناب سام بر لینک زیر، کلیک نمایید: 👇
کلام فاخرجناب سام
و اما ...
در تالارِ با شکوهِ تاریخ، جایی که وجدانِ ملتها داوری میکند، معنای وطندوستی و خیانت باید با نوری شفافتر تابانده شود. خیانتِ عمیق، آن نجوایِ سمی در گوشِ زمان است که در سکوتِ تلخ در برابرِ اشغالِ پنهانِ داخلی توسطِ جمهوری اسلامی رخ مینماید، نه در فریادِ پرشورِ طلبِ یاری از جهانِ آزاد برایِ گسستنِ این بند.
تمامیتِ ارضیِ ایران، این امانتِ کهن و گرانبها، تنها در سایهیِ آزادیِ ارادهیِ ملت معنا مییابد. کسانی که خواهانِ اقدامِ نظامی برایِ رهایی از این ستمِ داخلی هستند، در حقیقت، نگهبانانِ راستینِ این میراثِ مقدساند؛ چرا که تمامیت بدونِ آزادی، تنها قالبی تهی است.
و اینجاست که چهرهیِ واقعیِ خیانت آشکار میشود: آن کس که به نامِ استقلال ، وطن دوستی و عدمِ مداخله، خواهانِ تداومِ وضعیتِ اشغالِ داخلی و سرکوبِ ارادهیِ ملی است، بزرگترین فصلِ خیانت به میهن را رقم میزند. این، خود، بزرگترین وطنفروشی است؛ توجیهِ استبداد به نامِ پرهیز از درگیری.
پس، روشن است: خائنِ واقعی، آن نیست که در برابرِ دشمنِ داخلی، دستِ یاری از قدرتهایِ جهانی میطلبد، بلکه آن است که در برابرِ جمهوری اسلامی—این اشغالگرِ بر جان و روانِ ملت—بر طبلِ نه به اقدام نظامی، نه به یاری میکوبد.
این نغمه، بلندترین سرودِ وطنفروشی است.
✍ #اشو
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
❤53👍2
Forwarded from اَشو | Ashoo
🔹پشت پردهی میز مذاکره: نقش ترامپ در ماموریت موساد برای استقرار تسلیحات در قلب ایران
به نظر اینجانب،اشو، محور گفتوگوهای کلیدی میان نتانیاهو و ترامپ، برخلاف ادعای رسانه ها، نه بر سر ماهیت تهدید جمهوری اسلامی ایران است و نه بر موضوع شروط مذاکرات ، بلکه تمامی مباحث به تعیین دقیق لحظه مناسب برای اقدام نظامی اسرائیل ختم میشود.
این باور عمیقا در من ریشه دوانده است که اسرائیل، با درایت و هوشیاری کامل، از فرصت طلایی فراهمشده تحت سایه سیاستهای واشنگتن – که با وعده یا وعدههایی مبتنی بر مذاکره همراه بوده – بهرهبرداری استراتژیک نموده است. در طول این دوره حیاتی، زیرساختهای لازم برای یک ضربه دقیق و ویرانگر فراهم گردیده و استقرار تسلیحات پیشرفته در قلب حساسترین نقاط امنیتی ایران به سرانجام رسیده است.
اقدامات انجام شده، که محصول نفوذ عمیق عملیاتی است، شامل دو رکن اساسی است: نفوذ تسلیحاتی عمقی و فعالسازی پنهان شبکه داخلی.
در رکن اول، عوامل موساد موفق شدهاند سامانههای تسلیحاتی هدایتشونده با دقت بالا را در نزدیکی و درون موقعیتهای کلیدی دفاع موشکی زمین به هوای ایران مستقر سازند؛ این تسلیحات به گونهای طراحی شدهاند که قابلیت فعالسازی از راه دور را در چارچوب عملیات اصلی حفظ کنند.
به موازات این کار، با تکیه بر نفوذ گستردهای که در پیکره جمهوری اسلامی ایجاد شده، اسرائیل پایگاههای پهپادی مخفی را فعال ساخته است. این مراکز عملیاتی زیرزمینی، که یکی از آنها در نزدیکی پایتخت مستقر است، نقش خط مقدم آتش را ایفا خواهند کرد و با شلیک پهپادهای انتحاری به سوی اهداف تعیینشده، فرآیند تخریب و خلع سلاح دفاعی ایران را آغاز خواهند نمود. تمرکز این حملات، طبق این قلم، بر از کار انداختن سکوهای پرتاب موشکی و تمامی زیرساختهای دفاع هوایی جمهوری اسلامی است تا در برابر هرگونه اقدام متقابل، توان پاسخگویی آنها به شدت مخدوش شود.
این عملیاتهای گسترده و هماهنگ، که اکنون به نقطهای غیرقابل بازگشت رسیدهاند، نشان میدهند که اسرائیل از قبل برای فاز نهایی آماده شده است. لذا، تمامی گفتگو های نتانیاهو و ترامپ، صرفا بر سر چگونگی اعلام و زمان اجرای این عملیات از پیش آماده شده متمرکز است.
❗️تاکید میکنم: محور اصلی گفتگو میان نتانیاهو و ترامپ، بر خلاف ادعای رسانه های مطرح جهان نه بر سر موضوع مذاکرات، بلکه کاملا بر سر تعیین دقیق لحظهی مناسب برای اقدام، یعنی لحظهی صفر استوار است. هرگونه تفسیر دیگری از این گفتوگو میان ترامپ و نتانیاهو، تمرکز را از واقعیت امنیتی منحرف میکند.
✍ #اشو
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
به نظر اینجانب،اشو، محور گفتوگوهای کلیدی میان نتانیاهو و ترامپ، برخلاف ادعای رسانه ها، نه بر سر ماهیت تهدید جمهوری اسلامی ایران است و نه بر موضوع شروط مذاکرات ، بلکه تمامی مباحث به تعیین دقیق لحظه مناسب برای اقدام نظامی اسرائیل ختم میشود.
این باور عمیقا در من ریشه دوانده است که اسرائیل، با درایت و هوشیاری کامل، از فرصت طلایی فراهمشده تحت سایه سیاستهای واشنگتن – که با وعده یا وعدههایی مبتنی بر مذاکره همراه بوده – بهرهبرداری استراتژیک نموده است. در طول این دوره حیاتی، زیرساختهای لازم برای یک ضربه دقیق و ویرانگر فراهم گردیده و استقرار تسلیحات پیشرفته در قلب حساسترین نقاط امنیتی ایران به سرانجام رسیده است.
اقدامات انجام شده، که محصول نفوذ عمیق عملیاتی است، شامل دو رکن اساسی است: نفوذ تسلیحاتی عمقی و فعالسازی پنهان شبکه داخلی.
در رکن اول، عوامل موساد موفق شدهاند سامانههای تسلیحاتی هدایتشونده با دقت بالا را در نزدیکی و درون موقعیتهای کلیدی دفاع موشکی زمین به هوای ایران مستقر سازند؛ این تسلیحات به گونهای طراحی شدهاند که قابلیت فعالسازی از راه دور را در چارچوب عملیات اصلی حفظ کنند.
به موازات این کار، با تکیه بر نفوذ گستردهای که در پیکره جمهوری اسلامی ایجاد شده، اسرائیل پایگاههای پهپادی مخفی را فعال ساخته است. این مراکز عملیاتی زیرزمینی، که یکی از آنها در نزدیکی پایتخت مستقر است، نقش خط مقدم آتش را ایفا خواهند کرد و با شلیک پهپادهای انتحاری به سوی اهداف تعیینشده، فرآیند تخریب و خلع سلاح دفاعی ایران را آغاز خواهند نمود. تمرکز این حملات، طبق این قلم، بر از کار انداختن سکوهای پرتاب موشکی و تمامی زیرساختهای دفاع هوایی جمهوری اسلامی است تا در برابر هرگونه اقدام متقابل، توان پاسخگویی آنها به شدت مخدوش شود.
این عملیاتهای گسترده و هماهنگ، که اکنون به نقطهای غیرقابل بازگشت رسیدهاند، نشان میدهند که اسرائیل از قبل برای فاز نهایی آماده شده است. لذا، تمامی گفتگو های نتانیاهو و ترامپ، صرفا بر سر چگونگی اعلام و زمان اجرای این عملیات از پیش آماده شده متمرکز است.
❗️تاکید میکنم: محور اصلی گفتگو میان نتانیاهو و ترامپ، بر خلاف ادعای رسانه های مطرح جهان نه بر سر موضوع مذاکرات، بلکه کاملا بر سر تعیین دقیق لحظهی مناسب برای اقدام، یعنی لحظهی صفر استوار است. هرگونه تفسیر دیگری از این گفتوگو میان ترامپ و نتانیاهو، تمرکز را از واقعیت امنیتی منحرف میکند.
✍ #اشو
جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:
https://t.me/ASHOOZA
Telegram
اَشو | Ashoo
صدای مردم ایران در برابر ظلم و ستم جمهوری اسلامی. با حمایت مستقیم شاهزاده رضا پهلوی، مصممتر از همیشه در راه آزادی ایران گام برمیدارم. همراه من باشید.
❤63👌15👍1👎1😁1
Forwarded from اَشو | Ashoo
🔹کالبدشکافی مذاکرات : تسلیم رژیم یا تقابل مستقیم نظامی
مذاکرات پیش رو، بیش از آنکه به دنبال سازش یا بدهبستان باشد، بستری برای تسلیم و انتقال هدایتشدهی رهبران جمهوری اسلامی به مقصدهای از پیش تعیینشده است. غایت این رویکرد، نه کینهتوزی سیاسی، بلکه ممانعت از سقوط ناگهانی، اختلال در ثبات منطقهای و وقوع بحرانهای انسانی است. این مسیرِ مدیریتشده، در مقایسه با درگیری نظامی، گزینهای سنجیدهتر تلقی میشود که امکان انتقال آرام قدرت از نظام فعلی به یک دولت انتقالی را تسهیل میبخشد. چنین انتقالی میتواند زمینهساز برپایی دادگاههایی در تراز نورنبرگ برای رسیدگی به جرایم سرانِ این رژیم، پس از استقرار دولت آتی، باشد.
جمهوری اسلامی در بزنگاهی حساس قرار گرفته است؛ انتخابی که تنها میان رویارویی مستقیم با ایالات متحده و پذیرش یک گذارِ هدایتشده محدود میشود.
تجاربِ گذشتگان گواه آن است که نظامهایی که در برابر فشارهای همزمانِ داخلی و بینالمللی، از خود انعطافناپذیری نشان دادهاند، غالبا به فروپاشیهای خشونتبار و هزینههای انسانیِ گزافتری دچار شدهاند.
در مقابل، استقبال از یک خروجِ کنترلشده، حداقل از منظر حقوق بینالملل، میتواند مسیری برای تعدیل خسارات و اجتناب از سرنوشتهایی چون قذافی و صدام در آینده باشد.
البته، از منظر اینجانب، اَشو، واقعیتِ تلخ آن است که هیچ مذاکرهای در کار نخواهد بود.
✍ #اشو
تو پیک عرق شیرینه زیتون تلخ
محاله، دندهعقب نداره شیطون من نه
حافظا باد صبا میوزه تو میدون جنگ
مرز میکشه پام رو زمین مثل تیمور لنگ...
🤝🧠 عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل میشود👇👇
√ @AshooZa | ߊܝ᪴ܝܝߺو
مذاکرات پیش رو، بیش از آنکه به دنبال سازش یا بدهبستان باشد، بستری برای تسلیم و انتقال هدایتشدهی رهبران جمهوری اسلامی به مقصدهای از پیش تعیینشده است. غایت این رویکرد، نه کینهتوزی سیاسی، بلکه ممانعت از سقوط ناگهانی، اختلال در ثبات منطقهای و وقوع بحرانهای انسانی است. این مسیرِ مدیریتشده، در مقایسه با درگیری نظامی، گزینهای سنجیدهتر تلقی میشود که امکان انتقال آرام قدرت از نظام فعلی به یک دولت انتقالی را تسهیل میبخشد. چنین انتقالی میتواند زمینهساز برپایی دادگاههایی در تراز نورنبرگ برای رسیدگی به جرایم سرانِ این رژیم، پس از استقرار دولت آتی، باشد.
جمهوری اسلامی در بزنگاهی حساس قرار گرفته است؛ انتخابی که تنها میان رویارویی مستقیم با ایالات متحده و پذیرش یک گذارِ هدایتشده محدود میشود.
تجاربِ گذشتگان گواه آن است که نظامهایی که در برابر فشارهای همزمانِ داخلی و بینالمللی، از خود انعطافناپذیری نشان دادهاند، غالبا به فروپاشیهای خشونتبار و هزینههای انسانیِ گزافتری دچار شدهاند.
در مقابل، استقبال از یک خروجِ کنترلشده، حداقل از منظر حقوق بینالملل، میتواند مسیری برای تعدیل خسارات و اجتناب از سرنوشتهایی چون قذافی و صدام در آینده باشد.
البته، از منظر اینجانب، اَشو، واقعیتِ تلخ آن است که هیچ مذاکرهای در کار نخواهد بود.
✍ #اشو
تو پیک عرق شیرینه زیتون تلخ
محاله، دندهعقب نداره شیطون من نه
حافظا باد صبا میوزه تو میدون جنگ
مرز میکشه پام رو زمین مثل تیمور لنگ...
🤝🧠 عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل میشود👇👇
√ @AshooZa | ߊܝ᪴ܝܝߺو
👍55❤14
Forwarded from اَشو | Ashoo
🔹پشت پردهی میز مذاکره- بخش دوم : گفتوگویِ عاشقانه یا طومارِ وداع؟
برای مطالعه بخش اول ، روی لینک زیر کلیک کنید 👇:
بخش اول- نقش ترامپ در ماموریت موساد برای استقرار تسلیحات در قلب ایران
تصمیمگیران اصلی در ساختار نظام اشغالگر، غنیسازی اورانیوم را به مثابهی ستونی بنیادین برای بقای رژیم خود میدانند. جمهوری اسلامی، تن دادن به خواستههای آمریکا را امری خطرناکتر از جنگ میبیند؛ زیرا معتقد است که اسرائیل دست به ماشه و در کمین است تا با آغاز یک اقدام نظامی، شرایطی را فراهم آورد که موجبات سقوط جمهوری اسلامی را فراهم سازد.
نکتهی کلیدی که باید بدان توجه کرد، این است: آنچه من پیشتر مطرح ساختم، این بود که مذاکره میان آمریکا و جمهوری اسلامی، در حقیقت، مذاکرهای برای تسلیم و انتقالِ هدایتشدهی رهبران به مقاصد از پیش تعیینشده است. برنامهی هستهای و هر موضوع دیگری که رنگِ مذاکره به خود گرفته، نامِ نامهای است، یا اگر دقیقتر بگوییم، حکمی است که ترامپ در برابر جمهوری اسلامی میگذارد؛ یعنی تسلیم.
برای درک بهتر، مثالی ساده ارائه میدهم:
تصور کنید من گفتگویی خصوصی را تدارک میدهم و نام آن را گفتگوی عاشقانه میگذارم، اما در باطنِ آن گفتگو، هر آنچه از دهانم برآید به طرف مقابل میگویم، او را میآزارم و به او زور میگویم.
حال، با این فرض، آیا جمهوری اسلامی، تسلیم شدن و انتقال قدرت به دولت انتقالی منتخب مردم، که از شاه رضا پهلوی و تیم ایشان شکل گرفته باشد، را خواهد پذیرفت؟ پاسخ روشن است: خیر.
پس، برنامهی جمهوری اسلامی چیست؟
طرح و پلن آنها مشخص است: آنها جنگ را بر واگذاری قدرت ترجیح میدهند. و در شرایط کنونی، تمامی برنامهریزی آنها بر استراتژی بقا متمرکز است؛ به زبان سادهتر، هدفشان این است که زمان بیشتری برای حکومت کردن بخرند.
خامنهای انتظار دارد که شهید شود؛ این که عباس عراقچی به صراحت به ترور خامنهای اشاره میکند، بیدلیل نیست. تصمیم گیران رژیم اشغال گر ، در حال توزیع قدرت و آمادهسازی دولت برای رخداد بزرگ آتی است؛ چه این رخداد، جانشینی باشد و چه جنگ، با این آگاهی که جانشینی نیز ممکن است در نتیجهی وقوع جنگ میسر گردد. خامنهای مسئولیتها را به حلقهی بسیار کوچکی از افراد مورد اعتماد خود سپرده است تا در صورت قطع ارتباط یا کشته شدن، بتوانند امور را اداره کنند.
حتی زمانی که در جریان جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل پنهان شده بود، سه نامزد احتمالی برای جانشینی خود معرفی کرد.
اما برخی تحلیلگران و رسانهها که از عمق مسائل آگاه نیستند، تحلیلی سست و بیمحتوا ارائه میدهند مبنی بر این که مذاکرات صرفا بر سر توافق هستهای است.
بر خلاف این عمقِ استراتژی، تحلیلهای سطحی و آنچه میتوان از آن به تحلیل آب دوغ خیاری تعبیر کرد، تنها به ظاهرِ مذاکرات میپردازند و از ژرفای محتوای آن غافلند. آنان گمان میبرند که تمامی مسئله در گفتگوهای هستهای خلاصه میشود، در حالی که حقیقتِ امر این است که مذاکرات هسته ای، صرفاً نامی است بر فرآیندِ تسلیم.
هم میهنان، نامِ مذاکره توافق هستهای است، اما محتوای آن، تسلیم شدنِ جمهوری اسلامی است.
هدف کاملا روشن است؛ تنها مذاکره هنوز در حال پوشیدن کفشهای خود است! 😂
✍ #اشو
بچه بودم بین شست و سبابم یه تیله بود
الان فقط یه سایهی سیاهم زیرِ نور
تو جیگرِ ضعیف میره سیخِ زور
باور نداری از عیسی بپرس
تو استخون فرو میره میخِ خوب
🤝🧠 عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل میشود👇👇
√ @AshooZa | ߊܝ᪴ܝܝߺو
برای مطالعه بخش اول ، روی لینک زیر کلیک کنید 👇:
بخش اول- نقش ترامپ در ماموریت موساد برای استقرار تسلیحات در قلب ایران
تصمیمگیران اصلی در ساختار نظام اشغالگر، غنیسازی اورانیوم را به مثابهی ستونی بنیادین برای بقای رژیم خود میدانند. جمهوری اسلامی، تن دادن به خواستههای آمریکا را امری خطرناکتر از جنگ میبیند؛ زیرا معتقد است که اسرائیل دست به ماشه و در کمین است تا با آغاز یک اقدام نظامی، شرایطی را فراهم آورد که موجبات سقوط جمهوری اسلامی را فراهم سازد.
نکتهی کلیدی که باید بدان توجه کرد، این است: آنچه من پیشتر مطرح ساختم، این بود که مذاکره میان آمریکا و جمهوری اسلامی، در حقیقت، مذاکرهای برای تسلیم و انتقالِ هدایتشدهی رهبران به مقاصد از پیش تعیینشده است. برنامهی هستهای و هر موضوع دیگری که رنگِ مذاکره به خود گرفته، نامِ نامهای است، یا اگر دقیقتر بگوییم، حکمی است که ترامپ در برابر جمهوری اسلامی میگذارد؛ یعنی تسلیم.
برای درک بهتر، مثالی ساده ارائه میدهم:
تصور کنید من گفتگویی خصوصی را تدارک میدهم و نام آن را گفتگوی عاشقانه میگذارم، اما در باطنِ آن گفتگو، هر آنچه از دهانم برآید به طرف مقابل میگویم، او را میآزارم و به او زور میگویم.
حال، با این فرض، آیا جمهوری اسلامی، تسلیم شدن و انتقال قدرت به دولت انتقالی منتخب مردم، که از شاه رضا پهلوی و تیم ایشان شکل گرفته باشد، را خواهد پذیرفت؟ پاسخ روشن است: خیر.
پس، برنامهی جمهوری اسلامی چیست؟
طرح و پلن آنها مشخص است: آنها جنگ را بر واگذاری قدرت ترجیح میدهند. و در شرایط کنونی، تمامی برنامهریزی آنها بر استراتژی بقا متمرکز است؛ به زبان سادهتر، هدفشان این است که زمان بیشتری برای حکومت کردن بخرند.
خامنهای انتظار دارد که شهید شود؛ این که عباس عراقچی به صراحت به ترور خامنهای اشاره میکند، بیدلیل نیست. تصمیم گیران رژیم اشغال گر ، در حال توزیع قدرت و آمادهسازی دولت برای رخداد بزرگ آتی است؛ چه این رخداد، جانشینی باشد و چه جنگ، با این آگاهی که جانشینی نیز ممکن است در نتیجهی وقوع جنگ میسر گردد. خامنهای مسئولیتها را به حلقهی بسیار کوچکی از افراد مورد اعتماد خود سپرده است تا در صورت قطع ارتباط یا کشته شدن، بتوانند امور را اداره کنند.
حتی زمانی که در جریان جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل پنهان شده بود، سه نامزد احتمالی برای جانشینی خود معرفی کرد.
اما برخی تحلیلگران و رسانهها که از عمق مسائل آگاه نیستند، تحلیلی سست و بیمحتوا ارائه میدهند مبنی بر این که مذاکرات صرفا بر سر توافق هستهای است.
بر خلاف این عمقِ استراتژی، تحلیلهای سطحی و آنچه میتوان از آن به تحلیل آب دوغ خیاری تعبیر کرد، تنها به ظاهرِ مذاکرات میپردازند و از ژرفای محتوای آن غافلند. آنان گمان میبرند که تمامی مسئله در گفتگوهای هستهای خلاصه میشود، در حالی که حقیقتِ امر این است که مذاکرات هسته ای، صرفاً نامی است بر فرآیندِ تسلیم.
هم میهنان، نامِ مذاکره توافق هستهای است، اما محتوای آن، تسلیم شدنِ جمهوری اسلامی است.
هدف کاملا روشن است؛ تنها مذاکره هنوز در حال پوشیدن کفشهای خود است! 😂
✍ #اشو
بچه بودم بین شست و سبابم یه تیله بود
الان فقط یه سایهی سیاهم زیرِ نور
تو جیگرِ ضعیف میره سیخِ زور
باور نداری از عیسی بپرس
تو استخون فرو میره میخِ خوب
🤝🧠 عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل میشود👇👇
√ @AshooZa | ߊܝ᪴ܝܝߺو
Telegram
اَشو | Ashoo
🔹پشت پردهی میز مذاکره: نقش ترامپ در ماموریت موساد برای استقرار تسلیحات در قلب ایران
به نظر اینجانب،اشو، محور گفتوگوهای کلیدی میان نتانیاهو و ترامپ، برخلاف ادعای رسانه ها، نه بر سر ماهیت تهدید جمهوری اسلامی ایران است و نه بر موضوع شروط مذاکرات ، بلکه…
به نظر اینجانب،اشو، محور گفتوگوهای کلیدی میان نتانیاهو و ترامپ، برخلاف ادعای رسانه ها، نه بر سر ماهیت تهدید جمهوری اسلامی ایران است و نه بر موضوع شروط مذاکرات ، بلکه…
👍42❤2
Forwarded from اَشو | Ashoo
در میان مخالفان بازگشت پادشاهی، برخی طیفها موضعی خصمانه در برابر مطالبات بهحقِ دانشجویان گرفتند. آنها این فریادهای اصیل دانشگاهی که در حمایت از شاه رضا پهلوی طنینانداز شده است را ناقص دانسته و سپس با بهانهتراشی، مدعی شدند عناصری خارج از دانشگاه و بیگانه به دانشگاه ها نفوذ کردهاند و تلاش دارند شعارها را به نفع خود مصادره کرده و زمزمهی حمایت از شاه رضا پهلوی را در دانشگاه بکارند.
❗️اما نکته مهم اینجاست که :
این ادعاها در مواجهه با حقیقت، رنگ میبازند؛ زیرا گزارشهای موثقِ دانشجویان نشان میدهد که ورود به محوطه دانشگاهها در روزهای اخیر، منوط به ارائه کارت دانشجویی بوده است. این امر، اتهاماتِ مغرضان را نه تلاشی برای نقد، بلکه تلاشی ناامیدانه برای تضعیفِ حرکتِ اصیلِ دانشجویی میسازد
این تناقضِ آشکار، عمقِ تلاشی مذبوحانه را برای به انزوا کشاندنِ حرکتِ اصیلِ دانشجویی که خواهان بازگشت شاه رضا پهلوی به ایران هستند، به مثابه یک سَم پنهان، نمایان میسازد.
آب را بریزید آنجایی که میسوزد، نقطه.
✍ #اشو
🤝🧠 عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل میشود👇👇
√ @AshooZa | ߊܝ᪴ܝܝߺو
❗️اما نکته مهم اینجاست که :
این ادعاها در مواجهه با حقیقت، رنگ میبازند؛ زیرا گزارشهای موثقِ دانشجویان نشان میدهد که ورود به محوطه دانشگاهها در روزهای اخیر، منوط به ارائه کارت دانشجویی بوده است. این امر، اتهاماتِ مغرضان را نه تلاشی برای نقد، بلکه تلاشی ناامیدانه برای تضعیفِ حرکتِ اصیلِ دانشجویی میسازد
این تناقضِ آشکار، عمقِ تلاشی مذبوحانه را برای به انزوا کشاندنِ حرکتِ اصیلِ دانشجویی که خواهان بازگشت شاه رضا پهلوی به ایران هستند، به مثابه یک سَم پنهان، نمایان میسازد.
آب را بریزید آنجایی که میسوزد، نقطه.
✍ #اشو
🤝🧠 عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل میشود👇👇
√ @AshooZa | ߊܝ᪴ܝܝߺو
👍90❤9😁1
Forwarded from اَشو | Ashoo
🔹تکرارِ الگوی ریگان؛ چگونه با استراتژی ترامپ حیثیتِ نظام فرو ریخته است؟
بیش از سه ماه پس از خاموشیِ ظاهری موقتِ آتش بس، در تالارهای قدرت، بساطِ وهم و خیالپردازی همچنان به راه است؛ نظام جمهوری اسلامی بیآنکه در چنته چیزی داشته باشد، هیاهوی قدرتِ برتر چهارمِ جهان را سر میدهند و وعدهی انتقامِ خونِ مقتولانِ تراز اول ، از خامنه ای تا لاریجانی را در کوچه و بازار میپراکنند.
اما برای آنان که پیشانی بر زمینِ حقیقت میسایند، روشن است که این بانگهای توخالی، تنها نقابی بر چهرهی تکیدهی سیستمی است که در پشتِ پردههای پنهانِ عمان و قطر، به امیدِ گشایشی ناچیز، به خفتِ مذاکره تن داده است.
در این وانفسا که بهای ارز سرکشی میکند و توانِ ایستادگی در برابرِ بغض برخاسته از ویرانی به حداقل رسیده، سکاندارانِ اجرایی با پرسشی منفعلانه، پرده از استیصالِ خویش برداشتهاند.
این پرسشِ مسعود پزشکیان که جز راهِ مذاکره چه چارهای داریم؟
بازتابی صریح از بنبستی استراتژیک است که تندروهایِ حامیِ ایدئولوژیِ کهن را به خشم آورده و شکافی عمیق میانِ لایههای حاکمیت پدید آورده است؛ گروهی که هرگونه همنشینی بر سرِ میزِ دیپلماسی را پیشدرآمدِ فروپاشی و قربانی شدنِ مهرههای کلیدیِ بعدی میانگارند.
استراتژیِ ترامپ اما، دیگر به تحریم و تنگنای مالی منحصر نیست. راهبردِ نوینِ ترامپ، بازسازیِ همان شیوه ایست که دیرزمانی پیش توسطِ ریگان، دیوارِ آهنینِ بلوکِ شرق را از درون متلاشی کرد؛ ترکیبی از هجمهی نظامیِ حسابشده و تحقیرِ مستمرِ ارکانِ حکومتی.
ترامپ با آگاهی از گسستِ میانِ مردم و حاکمان، با کلام و کنش، شرافت و اقتدارِ ساختارِ مرکزی را هدف گرفته است تا آنجا که حتی وفادارانِ دوآتشه نیز، گردانندگانِ دیپلماسی را به بیغیرتی و تن دادن به خفت متهم میکنند.
آنچه امروز در پهنهی سیاست مشاهده میشود، نه نبردِ برابر، که نمایشی از فرسایشِ مستمر است. ترامپ با نشانه رفتنِ اعتباررو حیثیتِ نمادینِ ساختار، در حالِ به ثمر رساندنِ پروژهای است که در آن، خطاهای محاسباتیِ داخلی به دستِ خودِ بانیانِ وضعِ موجود رخ میدهد. در فضایی که مشروعیتِ مردمی به افسانه پیوسته و ذخایرِ استراتژیک ته کشیده است، این هجمهی روانی، کاریتر از هر جنگِ سخت، پایههای بنایِ قدرت را به لرزه درآورده است.
اکنون حاکمیت نه در برابرِ ترامپ،
که در مواجهه با سایهی سنگینِ
ناتوانیِ خویش، روزگار میگذراند.
در هنگامه گفتوگوها و مذاکرات، ترامپ هر زمان که خواهد، قایقهای سپاه پاسداران و پایگاههای نظامیِ جمهوری اسلامی را آماجِ آتش میسازد، بیآنکه از سوی تهران واکنشی درخور و بازدارنده دیده شود. پاسخِ رسمی، اگرررر پاسخی بتوان نامید، جز چند شکایتِ پراکنده از زبانِ وزارتِ خارجه یا شماری از مقامهای سیاسی و نظامی درباره نقض آتشبس نیست، و بس.
ترامپ نیز شروطِ جمهوری اسلامی را نپذیرفته و بر همان سیاقِ خویش پای میفشارد. از آن سو، ترامپ هرگونه که خواهند و با هر لحنی که پسندند، با مسئولانِ جمهوری اسلامی سخن میراند.
تحقیر صد از صد
این همه، کار را بدانجا رسانده که حتی وابستگانِ حکومت نیز زبان به گلایه گشودهاند.
به همین دلیل است که ضربه به حیثیت نظام
توسطِ ترامپ از خودِ فشار نظامی
نیز کاریتر شده است.
همچنان بر این باور استوار هستم ، هیچ مذاکره ای در کار نیست.
✍ #اشو
سیاست خونه خالمه، راحت باشن حضار
ما یه خدا میشناسیم اونم اسمش****
بالاخره به یه چیزی باور دارن کفار
با الف زده میشه قید قوانین
عاشق کولی و آتیشی عین قناری
نمیدونم چی شنیدی؟ رفیقی یا خائن؟
واستا لاشی، تلگرام بالاست با یه تحلیلِ اشو
فازشو نگیرید بابا خوابمون میاد
نمیرسی طولانیه راهمون زیاد
کلمه پشت کلمه چیدم آبتون بیاد...
عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل میشود👇👇
√ @AshooZa | ߊܝ᪴ܝܝߺو
بیش از سه ماه پس از خاموشیِ ظاهری موقتِ آتش بس، در تالارهای قدرت، بساطِ وهم و خیالپردازی همچنان به راه است؛ نظام جمهوری اسلامی بیآنکه در چنته چیزی داشته باشد، هیاهوی قدرتِ برتر چهارمِ جهان را سر میدهند و وعدهی انتقامِ خونِ مقتولانِ تراز اول ، از خامنه ای تا لاریجانی را در کوچه و بازار میپراکنند.
اما برای آنان که پیشانی بر زمینِ حقیقت میسایند، روشن است که این بانگهای توخالی، تنها نقابی بر چهرهی تکیدهی سیستمی است که در پشتِ پردههای پنهانِ عمان و قطر، به امیدِ گشایشی ناچیز، به خفتِ مذاکره تن داده است.
در این وانفسا که بهای ارز سرکشی میکند و توانِ ایستادگی در برابرِ بغض برخاسته از ویرانی به حداقل رسیده، سکاندارانِ اجرایی با پرسشی منفعلانه، پرده از استیصالِ خویش برداشتهاند.
این پرسشِ مسعود پزشکیان که جز راهِ مذاکره چه چارهای داریم؟
بازتابی صریح از بنبستی استراتژیک است که تندروهایِ حامیِ ایدئولوژیِ کهن را به خشم آورده و شکافی عمیق میانِ لایههای حاکمیت پدید آورده است؛ گروهی که هرگونه همنشینی بر سرِ میزِ دیپلماسی را پیشدرآمدِ فروپاشی و قربانی شدنِ مهرههای کلیدیِ بعدی میانگارند.
استراتژیِ ترامپ اما، دیگر به تحریم و تنگنای مالی منحصر نیست. راهبردِ نوینِ ترامپ، بازسازیِ همان شیوه ایست که دیرزمانی پیش توسطِ ریگان، دیوارِ آهنینِ بلوکِ شرق را از درون متلاشی کرد؛ ترکیبی از هجمهی نظامیِ حسابشده و تحقیرِ مستمرِ ارکانِ حکومتی.
ترامپ با آگاهی از گسستِ میانِ مردم و حاکمان، با کلام و کنش، شرافت و اقتدارِ ساختارِ مرکزی را هدف گرفته است تا آنجا که حتی وفادارانِ دوآتشه نیز، گردانندگانِ دیپلماسی را به بیغیرتی و تن دادن به خفت متهم میکنند.
آنچه امروز در پهنهی سیاست مشاهده میشود، نه نبردِ برابر، که نمایشی از فرسایشِ مستمر است. ترامپ با نشانه رفتنِ اعتباررو حیثیتِ نمادینِ ساختار، در حالِ به ثمر رساندنِ پروژهای است که در آن، خطاهای محاسباتیِ داخلی به دستِ خودِ بانیانِ وضعِ موجود رخ میدهد. در فضایی که مشروعیتِ مردمی به افسانه پیوسته و ذخایرِ استراتژیک ته کشیده است، این هجمهی روانی، کاریتر از هر جنگِ سخت، پایههای بنایِ قدرت را به لرزه درآورده است.
اکنون حاکمیت نه در برابرِ ترامپ،
که در مواجهه با سایهی سنگینِ
ناتوانیِ خویش، روزگار میگذراند.
در هنگامه گفتوگوها و مذاکرات، ترامپ هر زمان که خواهد، قایقهای سپاه پاسداران و پایگاههای نظامیِ جمهوری اسلامی را آماجِ آتش میسازد، بیآنکه از سوی تهران واکنشی درخور و بازدارنده دیده شود. پاسخِ رسمی، اگرررر پاسخی بتوان نامید، جز چند شکایتِ پراکنده از زبانِ وزارتِ خارجه یا شماری از مقامهای سیاسی و نظامی درباره نقض آتشبس نیست، و بس.
ترامپ نیز شروطِ جمهوری اسلامی را نپذیرفته و بر همان سیاقِ خویش پای میفشارد. از آن سو، ترامپ هرگونه که خواهند و با هر لحنی که پسندند، با مسئولانِ جمهوری اسلامی سخن میراند.
تحقیر صد از صد
این همه، کار را بدانجا رسانده که حتی وابستگانِ حکومت نیز زبان به گلایه گشودهاند.
به همین دلیل است که ضربه به حیثیت نظام
توسطِ ترامپ از خودِ فشار نظامی
نیز کاریتر شده است.
همچنان بر این باور استوار هستم ، هیچ مذاکره ای در کار نیست.
✍ #اشو
سیاست خونه خالمه، راحت باشن حضار
ما یه خدا میشناسیم اونم اسمش
بالاخره به یه چیزی باور دارن کفار
با الف زده میشه قید قوانین
عاشق کولی و آتیشی عین قناری
نمیدونم چی شنیدی؟ رفیقی یا خائن؟
واستا لاشی، تلگرام بالاست با یه تحلیلِ اشو
فازشو نگیرید بابا خوابمون میاد
نمیرسی طولانیه راهمون زیاد
کلمه پشت کلمه چیدم آبتون بیاد...
عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل میشود👇👇
√ @AshooZa | ߊܝ᪴ܝܝߺو
👍18❤7
Forwarded from اَشو | Ashoo
🔹 102 روز بعد از پیشبینی- مذاکره یا تسلیم؟ بازخوانی تحلیلِ درستِ پیشین
7 اسفندماه 1404، برابر با 26 فوریه 2026، یعنی در فاصلهای تنها دو روزه تا لحظهی بهدرکواصلشدنِ خامنهای، قلم به دست گرفتم ، در تحلیلی چنین آوردم:
خامنهای انتظار دارد که شهید شود؛ و اینکه عباس عراقچی به صراحت به ترورِ خامنهای اشاره میکند، بیدلیل نیست. تصمیمگیرانِ این رژیمِ اشغالگر، در حالِ توزیع قدرت و آمادهسازیِ دولت برای رخدادِ بزرگِ آتی هستند؛ چه این رخداد، جانشینی باشد و چه جنگ؛ با این آگاهی که جانشینی نیز ممکن است در نتیجهی وقوعِ جنگ میسر گردد. خامنهای مسئولیتها را به حلقهی بسیار کوچکی از افرادِ مورد اعتمادِ خود سپرده است تا در صورتِ قطعِ ارتباط یا کشته شدن، بتوانند امور را اداره کنند.
امروز، با گذشتِ زمان، صحتِ آن کلام بر همگان عیان شده است: خامنهای -به تعبیرِ پیروانش- به شهادت رسید و هم جانشینِ او در هنگامهی جنگ تعیین گردید آری؛ زمان، مهرِ تأیید بر پیشبینیِ من زد.
❗️مبنای استدلالِ من از همان آغاز این بود:
که آنچه به عنوان مذاکره میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی مطرح میشود، نه دیپلماسی، که سناریویی برای تسلیمِ مطلق و انتقالِ هدایتشدهی رهبران به مقاصدِ از پیش ترسیمشده است. همچنان بر این باورِ راسخ هستم که پروندهی هستهای و تمامیِ موضوعاتِ مطروحه در این مذاکرات، در حکمِ نامهای است؛ یا اگر بخواهم دقیقتر سخن بگویم، حکمی است که ترامپ بر میزِ جمهوری اسلامی نهاده است؛ حکمی که محتوای آن جز تسلیم نیست.
آنچه صد و دو روز پیش از این به رشتهی تحریر درآوردم، با مختصاتِ امروزِ سپهرِ سیاسیِ ایران، انطباقی تام دارد؛ ما دقیقا در همان نقطهی عطف ایستادهایم. فضایی که آن روز ترسیم کردم، با واقعیتِ امروزِ ایران همسو است و بایستی به نکاتِ آن قلم و تحلیلی که منتشر کردم، مجدد توجه شود. از این رو ، بازنشرِ این قلم را ضرورتی انکارناپذیر میدانم و ضرورت دارد بازخوانیِ دقیقِ آن ، بارِ دیگر در دستورِ کار قرار گیرد.
https://t.me/ASHOOZA/902
آری؛ من درست گفته بودم و گذرِ ایام، بهترین گواه بر صدقِ سخنِ من است. از همین روی، این قلم را شایستهی بازنشر دانسته و از تمامیِ هم میهنان و کانالهای همسو میخواهم که با نشرِ مجددِ این تحلیل، در شفافسازیِ این برههی حساسِ تاریخی، در تبیینِ دقیقِ وقایعِ جاری برای افکارِ عمومی بکوشند و نقشی ایفا کنند.
با سپاس از شما
✍ #اشو
قلم تو دست اشو یعنی جام جمشید
میبینی که خیلی خوبه با آسمون رابطه م
شاه تحلیل میگم و منتظر صاعقه م ،میگیری؟
عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل میشود👇👇
√ @AshooZa | ߊܝ᪴ܝܝߺو
7 اسفندماه 1404، برابر با 26 فوریه 2026، یعنی در فاصلهای تنها دو روزه تا لحظهی بهدرکواصلشدنِ خامنهای، قلم به دست گرفتم ، در تحلیلی چنین آوردم:
خامنهای انتظار دارد که شهید شود؛ و اینکه عباس عراقچی به صراحت به ترورِ خامنهای اشاره میکند، بیدلیل نیست. تصمیمگیرانِ این رژیمِ اشغالگر، در حالِ توزیع قدرت و آمادهسازیِ دولت برای رخدادِ بزرگِ آتی هستند؛ چه این رخداد، جانشینی باشد و چه جنگ؛ با این آگاهی که جانشینی نیز ممکن است در نتیجهی وقوعِ جنگ میسر گردد. خامنهای مسئولیتها را به حلقهی بسیار کوچکی از افرادِ مورد اعتمادِ خود سپرده است تا در صورتِ قطعِ ارتباط یا کشته شدن، بتوانند امور را اداره کنند.
امروز، با گذشتِ زمان، صحتِ آن کلام بر همگان عیان شده است: خامنهای -به تعبیرِ پیروانش- به شهادت رسید و هم جانشینِ او در هنگامهی جنگ تعیین گردید آری؛ زمان، مهرِ تأیید بر پیشبینیِ من زد.
❗️مبنای استدلالِ من از همان آغاز این بود:
که آنچه به عنوان مذاکره میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی مطرح میشود، نه دیپلماسی، که سناریویی برای تسلیمِ مطلق و انتقالِ هدایتشدهی رهبران به مقاصدِ از پیش ترسیمشده است. همچنان بر این باورِ راسخ هستم که پروندهی هستهای و تمامیِ موضوعاتِ مطروحه در این مذاکرات، در حکمِ نامهای است؛ یا اگر بخواهم دقیقتر سخن بگویم، حکمی است که ترامپ بر میزِ جمهوری اسلامی نهاده است؛ حکمی که محتوای آن جز تسلیم نیست.
آنچه صد و دو روز پیش از این به رشتهی تحریر درآوردم، با مختصاتِ امروزِ سپهرِ سیاسیِ ایران، انطباقی تام دارد؛ ما دقیقا در همان نقطهی عطف ایستادهایم. فضایی که آن روز ترسیم کردم، با واقعیتِ امروزِ ایران همسو است و بایستی به نکاتِ آن قلم و تحلیلی که منتشر کردم، مجدد توجه شود. از این رو ، بازنشرِ این قلم را ضرورتی انکارناپذیر میدانم و ضرورت دارد بازخوانیِ دقیقِ آن ، بارِ دیگر در دستورِ کار قرار گیرد.
https://t.me/ASHOOZA/902
آری؛ من درست گفته بودم و گذرِ ایام، بهترین گواه بر صدقِ سخنِ من است. از همین روی، این قلم را شایستهی بازنشر دانسته و از تمامیِ هم میهنان و کانالهای همسو میخواهم که با نشرِ مجددِ این تحلیل، در شفافسازیِ این برههی حساسِ تاریخی، در تبیینِ دقیقِ وقایعِ جاری برای افکارِ عمومی بکوشند و نقشی ایفا کنند.
با سپاس از شما
✍ #اشو
قلم تو دست اشو یعنی جام جمشید
میبینی که خیلی خوبه با آسمون رابطه م
شاه تحلیل میگم و منتظر صاعقه م ،میگیری؟
عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل میشود👇👇
√ @AshooZa | ߊܝ᪴ܝܝߺو
Telegram
اَشو | Ashoo
🔹پشت پردهی میز مذاکره- بخش دوم : گفتوگویِ عاشقانه یا طومارِ وداع؟
برای مطالعه بخش اول ، روی لینک زیر کلیک کنید 👇:
بخش اول- نقش ترامپ در ماموریت موساد برای استقرار تسلیحات در قلب ایران
تصمیمگیران اصلی در ساختار نظام اشغالگر، غنیسازی اورانیوم را…
برای مطالعه بخش اول ، روی لینک زیر کلیک کنید 👇:
بخش اول- نقش ترامپ در ماموریت موساد برای استقرار تسلیحات در قلب ایران
تصمیمگیران اصلی در ساختار نظام اشغالگر، غنیسازی اورانیوم را…
❤14👍9
Forwarded from اَشو | Ashoo
🔹پشت پردهی میز مذاکره- بخش دوم : گفتوگویِ عاشقانه یا طومارِ وداع؟
برای مطالعه بخش اول ، روی لینک زیر کلیک کنید 👇:
بخش اول- نقش ترامپ در ماموریت موساد برای استقرار تسلیحات در قلب ایران
تصمیمگیران اصلی در ساختار نظام اشغالگر، غنیسازی اورانیوم را به مثابهی ستونی بنیادین برای بقای رژیم خود میدانند. جمهوری اسلامی، تن دادن به خواستههای آمریکا را امری خطرناکتر از جنگ میبیند؛ زیرا معتقد است که اسرائیل دست به ماشه و در کمین است تا با آغاز یک اقدام نظامی، شرایطی را فراهم آورد که موجبات سقوط جمهوری اسلامی را فراهم سازد.
نکتهی کلیدی که باید بدان توجه کرد، این است: آنچه من پیشتر مطرح ساختم، این بود که مذاکره میان آمریکا و جمهوری اسلامی، در حقیقت، مذاکرهای برای تسلیم و انتقالِ هدایتشدهی رهبران به مقاصد از پیش تعیینشده است. برنامهی هستهای و هر موضوع دیگری که رنگِ مذاکره به خود گرفته، نامِ نامهای است، یا اگر دقیقتر بگوییم، حکمی است که ترامپ در برابر جمهوری اسلامی میگذارد؛ یعنی تسلیم.
برای درک بهتر، مثالی ساده ارائه میدهم:
تصور کنید من گفتگویی خصوصی را تدارک میدهم و نام آن را گفتگوی عاشقانه میگذارم، اما در باطنِ آن گفتگو، هر آنچه از دهانم برآید به طرف مقابل میگویم، او را میآزارم و به او زور میگویم.
حال، با این فرض، آیا جمهوری اسلامی، تسلیم شدن و انتقال قدرت به دولت انتقالی منتخب مردم، که از شاه رضا پهلوی و تیم ایشان شکل گرفته باشد، را خواهد پذیرفت؟ پاسخ روشن است: خیر.
پس، برنامهی جمهوری اسلامی چیست؟
طرح و پلن آنها مشخص است: آنها جنگ را بر واگذاری قدرت ترجیح میدهند. و در شرایط کنونی، تمامی برنامهریزی آنها بر استراتژی بقا متمرکز است؛ به زبان سادهتر، هدفشان این است که زمان بیشتری برای حکومت کردن بخرند.
خامنهای انتظار دارد که شهید شود؛ این که عباس عراقچی به صراحت به ترور خامنهای اشاره میکند، بیدلیل نیست. تصمیم گیران رژیم اشغال گر ، در حال توزیع قدرت و آمادهسازی دولت برای رخداد بزرگ آتی است؛ چه این رخداد، جانشینی باشد و چه جنگ، با این آگاهی که جانشینی نیز ممکن است در نتیجهی وقوع جنگ میسر گردد. خامنهای مسئولیتها را به حلقهی بسیار کوچکی از افراد مورد اعتماد خود سپرده است تا در صورت قطع ارتباط یا کشته شدن، بتوانند امور را اداره کنند.
حتی زمانی که در جریان جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل پنهان شده بود، سه نامزد احتمالی برای جانشینی خود معرفی کرد.
اما برخی تحلیلگران و رسانهها که از عمق مسائل آگاه نیستند، تحلیلی سست و بیمحتوا ارائه میدهند مبنی بر این که مذاکرات صرفا بر سر توافق هستهای است.
بر خلاف این عمقِ استراتژی، تحلیلهای سطحی و آنچه میتوان از آن به تحلیل آب دوغ خیاری تعبیر کرد، تنها به ظاهرِ مذاکرات میپردازند و از ژرفای محتوای آن غافلند. آنان گمان میبرند که تمامی مسئله در گفتگوهای هستهای خلاصه میشود، در حالی که حقیقتِ امر این است که مذاکرات هسته ای، صرفاً نامی است بر فرآیندِ تسلیم.
هم میهنان، نامِ مذاکره توافق هستهای است، اما محتوای آن، تسلیم شدنِ جمهوری اسلامی است.
هدف کاملا روشن است؛ تنها مذاکره هنوز در حال پوشیدن کفشهای خود است! 😂
✍ #اشو
بچه بودم بین شست و سبابم یه تیله بود
الان فقط یه سایهی سیاهم زیرِ نور
تو جیگرِ ضعیف میره سیخِ زور
باور نداری از عیسی بپرس
تو استخون فرو میره میخِ خوب
🤝🧠 عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل میشود👇👇
√ @AshooZa | ߊܝ᪴ܝܝߺو
برای مطالعه بخش اول ، روی لینک زیر کلیک کنید 👇:
بخش اول- نقش ترامپ در ماموریت موساد برای استقرار تسلیحات در قلب ایران
تصمیمگیران اصلی در ساختار نظام اشغالگر، غنیسازی اورانیوم را به مثابهی ستونی بنیادین برای بقای رژیم خود میدانند. جمهوری اسلامی، تن دادن به خواستههای آمریکا را امری خطرناکتر از جنگ میبیند؛ زیرا معتقد است که اسرائیل دست به ماشه و در کمین است تا با آغاز یک اقدام نظامی، شرایطی را فراهم آورد که موجبات سقوط جمهوری اسلامی را فراهم سازد.
نکتهی کلیدی که باید بدان توجه کرد، این است: آنچه من پیشتر مطرح ساختم، این بود که مذاکره میان آمریکا و جمهوری اسلامی، در حقیقت، مذاکرهای برای تسلیم و انتقالِ هدایتشدهی رهبران به مقاصد از پیش تعیینشده است. برنامهی هستهای و هر موضوع دیگری که رنگِ مذاکره به خود گرفته، نامِ نامهای است، یا اگر دقیقتر بگوییم، حکمی است که ترامپ در برابر جمهوری اسلامی میگذارد؛ یعنی تسلیم.
برای درک بهتر، مثالی ساده ارائه میدهم:
تصور کنید من گفتگویی خصوصی را تدارک میدهم و نام آن را گفتگوی عاشقانه میگذارم، اما در باطنِ آن گفتگو، هر آنچه از دهانم برآید به طرف مقابل میگویم، او را میآزارم و به او زور میگویم.
حال، با این فرض، آیا جمهوری اسلامی، تسلیم شدن و انتقال قدرت به دولت انتقالی منتخب مردم، که از شاه رضا پهلوی و تیم ایشان شکل گرفته باشد، را خواهد پذیرفت؟ پاسخ روشن است: خیر.
پس، برنامهی جمهوری اسلامی چیست؟
طرح و پلن آنها مشخص است: آنها جنگ را بر واگذاری قدرت ترجیح میدهند. و در شرایط کنونی، تمامی برنامهریزی آنها بر استراتژی بقا متمرکز است؛ به زبان سادهتر، هدفشان این است که زمان بیشتری برای حکومت کردن بخرند.
خامنهای انتظار دارد که شهید شود؛ این که عباس عراقچی به صراحت به ترور خامنهای اشاره میکند، بیدلیل نیست. تصمیم گیران رژیم اشغال گر ، در حال توزیع قدرت و آمادهسازی دولت برای رخداد بزرگ آتی است؛ چه این رخداد، جانشینی باشد و چه جنگ، با این آگاهی که جانشینی نیز ممکن است در نتیجهی وقوع جنگ میسر گردد. خامنهای مسئولیتها را به حلقهی بسیار کوچکی از افراد مورد اعتماد خود سپرده است تا در صورت قطع ارتباط یا کشته شدن، بتوانند امور را اداره کنند.
حتی زمانی که در جریان جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل پنهان شده بود، سه نامزد احتمالی برای جانشینی خود معرفی کرد.
اما برخی تحلیلگران و رسانهها که از عمق مسائل آگاه نیستند، تحلیلی سست و بیمحتوا ارائه میدهند مبنی بر این که مذاکرات صرفا بر سر توافق هستهای است.
بر خلاف این عمقِ استراتژی، تحلیلهای سطحی و آنچه میتوان از آن به تحلیل آب دوغ خیاری تعبیر کرد، تنها به ظاهرِ مذاکرات میپردازند و از ژرفای محتوای آن غافلند. آنان گمان میبرند که تمامی مسئله در گفتگوهای هستهای خلاصه میشود، در حالی که حقیقتِ امر این است که مذاکرات هسته ای، صرفاً نامی است بر فرآیندِ تسلیم.
هم میهنان، نامِ مذاکره توافق هستهای است، اما محتوای آن، تسلیم شدنِ جمهوری اسلامی است.
هدف کاملا روشن است؛ تنها مذاکره هنوز در حال پوشیدن کفشهای خود است! 😂
✍ #اشو
بچه بودم بین شست و سبابم یه تیله بود
الان فقط یه سایهی سیاهم زیرِ نور
تو جیگرِ ضعیف میره سیخِ زور
باور نداری از عیسی بپرس
تو استخون فرو میره میخِ خوب
🤝🧠 عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل میشود👇👇
√ @AshooZa | ߊܝ᪴ܝܝߺو
Telegram
اَشو | Ashoo
🔹پشت پردهی میز مذاکره: نقش ترامپ در ماموریت موساد برای استقرار تسلیحات در قلب ایران
به نظر اینجانب،اشو، محور گفتوگوهای کلیدی میان نتانیاهو و ترامپ، برخلاف ادعای رسانه ها، نه بر سر ماهیت تهدید جمهوری اسلامی ایران است و نه بر موضوع شروط مذاکرات ، بلکه…
به نظر اینجانب،اشو، محور گفتوگوهای کلیدی میان نتانیاهو و ترامپ، برخلاف ادعای رسانه ها، نه بر سر ماهیت تهدید جمهوری اسلامی ایران است و نه بر موضوع شروط مذاکرات ، بلکه…
❤17👍8
Forwarded from اَشو | Ashoo
🔹 تسخیر - آنچه لابلای خطوطِ سخنانِ شاه رضا پهلوی پنهان است
در میانهی این همه بحرانِ درهمتنیده، آنگاه که میلیونها تن از مردمِ این سرزمین در تنگنای سختترین تنگدستیها بهسر میبرند و نارضایتیِ عمومی چون آتشی زیر خاکستر به اوج رسیده است، تداومِ بقا برای حکومتِ جمهوری اسلامی و باورمندانِ آن، که به قدرت و مشیتِ الهی دل بستهاند، به راستی به معجزهای میماند.
این همه، با وجودِ کنار رفتنِ علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی و فرماندهِ کل قوا، و فرو ریختنِ چندین لایه از فرماندهانِ امنیتی و اطلاعاتی، و نیز وارد آمدنِ تلفاتِ سنگین بر نیروهای رزمی، انهدامِ پادگانها، مقرهای نظامی و انبارهای موشکی، نابودیِ رادارها، مهماتخانهها و لانچرها، و نیز از سرگیریِ حملات در روز های اخیر از سوی اسرائیل و آمریکا به جمهوری اسلامی، هنوز ایران و ایرانیان در بندِ این حکومتاند؛ زیرا دستگاهِ سرکوب، همچنان، بر جای است و کار می کند.
شاه رضا پهلوی در سخنانی خطاب به دونالد ترامپ گفت: اینک با جانوری زخمی روبهرو هستیم؛ فرصتی است که نباید از کف برود، بلکه باید کار را یکبار برای همیشه به فرجام رساند.
خواندنِ لابهلای خطوط، دشوار نیست.
هر سخن، چهرهای آشکار دارد و چهرهای نهفته؛ دریافتِ مقصود، در گروِ خواندنِ آن لابلای خطوط، جایی که معنایِ نهفته در کلمات، رخ مینماید.
شاه که هماره از حوزهیِ جزئیاتِ نظامی پرهیز داشته، گامی بلندتر برداشته و پیکار علیه این حکومت را، چونان نبردی برایِ نجاتِ میهن، همترازِ ایستادگیِ جهانی علیه آلمانِ نازی دانسته ست . او دو رکنِ رکینِ خیزش را بر آفتاب افکنده است:
نخست، تدوینِ راهبردی ستبر برایِ سرنگونی که جانهایِ خسته را به میدان بخواند؛ و دوم، هموار ساختنِ مسیری برای پیوستنِ ارتشیان و نیروهایِ امنیتی به خیلِ عظیمِ مردم.
چون لابهلای سخنان را
بخوانیم، مرادِ دقیقِ
شاه رضا پهلوی روشن میشود.
در میانِ سخنانِ او در ماههای گذشته، دو نکتهی بسیار بسیار راهبردی برجسته تر از هر سخنِ دیگری بوده است:
نخست، بازگشت به خیابان، آنگاه شدنی است که مردم، توانی برابر برای رویارویی داشته باشند.
دوم، نیروهای روی زمین در ایران، خودِ مردمِ ایراناند. ما را نیاز نیست که نیرویی بیرونی این کار را به جای ما انجام دهد.
مهمترین سخنان و محورهایی که شاه رضا پهلوی در ماههای اخیر بر آنها انگشت نهاده، همین دو مورد است.
اما کلیدواژهیِ ناگفتهیِ او که گویی از فرازِ آسمانِ تهران و با تجربهیِ پروازهایِ آموزشیاش بر این کرانبوم درمیرسد...
کلیدواژه او، با توجه به اینکه خود سابقه گذراندنِ دوره خلبانی در آمریکا را دارد و بارها در روزگارِ آموزش بر فرازِ تهران پرواز کرده است، با خواندنِ لابهلای خطوط آشکار است:
نیاز به پوشش هوایی.
اکنون، با توجه به اینکه نیروی هوایی و پدافندِ ارتشِ جمهوری اسلامی، بهراستی، از میدانِ معادلاتِ جنگ بیرون افتادهاند، در چشماندازی کلی، پوششِ هوایی برای معترضانِ خیابان در برابرِ سرکوبگران، با جنگنده و پهپاد امری است که میتواند موجه شمرده شود.
به گمانِ اینجانب اَشو، بخشی از این ماموریت، در جریانِ جنگِ چهلروزه، به دستِ نیروی هواییِ ارتشِ اسرائیل و با همکاریِ دستگاههای اطلاعاتیِ آنان، در جریانِ حملاتِ هواییِ اسرائیل به ایستگاههایِ بازرسی، به بوتهیِ آزمایش گذاشته شد.
مردمِ ایران در برابرِ سرکوبگران، دستخالیاند.
فهرستِ مأموریتهای پشتیبانی از مردم، بلندبالا نیست؛ اما میتواند کارساز باشد. اجرای آن ــ که شاید در نهایت، بهسانِ واپسین گزینه، در پیش نهاده شود ــ نیازمندِ زمینهچینی است؛ گامهایی که شاید آغازِ آنها با مأموریتِ ویژه برای دستیابی به اورانیومها پیوند داشته باشد.
به باور اینجانب، اَشو ، ایجادِ پوششِ هوایی جهتِ حمایت از خیزشِ مردم در مواجهه با ماشینِ بیرحمِ سرکوب، دیگر یک گزینهی احتمالی نیست، بلکه یک ضرورتِ عقلانی و راهبردی است.
این موضوع، که در لابلای آموزهها و سخنان یا به اصطلاح لابلای خطوط ، شاه به وضوح تبلور یافته، فراتر از یک احتمالِ ساده، جزئی جداییناپذیر و برنامهریزیشده از استراتژیِ اصلی ایشان برای تضمینِ پیروزیِ انقلابِ شیر و خورشید است.
باید یادآور شد که نتانیاهو از ایجاد شرایطی برای سقوطِ حاکمیتِ جمهوری اسلامی سخن گفته است؛ و به باورِ من، یکی از استراتژی های میانِ او و شاه رضا پهلوی، بهرهگیری از پوششِ هوایی است.
بار دیگر تأکید میکنم، که در جریانِ حملاتِ هواییِ اسرائیل به ایست های بازرسی در نبردِ چهلروزه، عملیاتِ پوششِ هوایی در میدانِ عمل به محکِ آزمون گذاشته شد.
✍ #اشو
عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل میشود👇👇
√ @AshooZa | ߊܝ᪴ܝܝߺو
در میانهی این همه بحرانِ درهمتنیده، آنگاه که میلیونها تن از مردمِ این سرزمین در تنگنای سختترین تنگدستیها بهسر میبرند و نارضایتیِ عمومی چون آتشی زیر خاکستر به اوج رسیده است، تداومِ بقا برای حکومتِ جمهوری اسلامی و باورمندانِ آن، که به قدرت و مشیتِ الهی دل بستهاند، به راستی به معجزهای میماند.
این همه، با وجودِ کنار رفتنِ علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی و فرماندهِ کل قوا، و فرو ریختنِ چندین لایه از فرماندهانِ امنیتی و اطلاعاتی، و نیز وارد آمدنِ تلفاتِ سنگین بر نیروهای رزمی، انهدامِ پادگانها، مقرهای نظامی و انبارهای موشکی، نابودیِ رادارها، مهماتخانهها و لانچرها، و نیز از سرگیریِ حملات در روز های اخیر از سوی اسرائیل و آمریکا به جمهوری اسلامی، هنوز ایران و ایرانیان در بندِ این حکومتاند؛ زیرا دستگاهِ سرکوب، همچنان، بر جای است و کار می کند.
شاه رضا پهلوی در سخنانی خطاب به دونالد ترامپ گفت: اینک با جانوری زخمی روبهرو هستیم؛ فرصتی است که نباید از کف برود، بلکه باید کار را یکبار برای همیشه به فرجام رساند.
خواندنِ لابهلای خطوط، دشوار نیست.
هر سخن، چهرهای آشکار دارد و چهرهای نهفته؛ دریافتِ مقصود، در گروِ خواندنِ آن لابلای خطوط، جایی که معنایِ نهفته در کلمات، رخ مینماید.
شاه که هماره از حوزهیِ جزئیاتِ نظامی پرهیز داشته، گامی بلندتر برداشته و پیکار علیه این حکومت را، چونان نبردی برایِ نجاتِ میهن، همترازِ ایستادگیِ جهانی علیه آلمانِ نازی دانسته ست . او دو رکنِ رکینِ خیزش را بر آفتاب افکنده است:
نخست، تدوینِ راهبردی ستبر برایِ سرنگونی که جانهایِ خسته را به میدان بخواند؛ و دوم، هموار ساختنِ مسیری برای پیوستنِ ارتشیان و نیروهایِ امنیتی به خیلِ عظیمِ مردم.
چون لابهلای سخنان را
بخوانیم، مرادِ دقیقِ
شاه رضا پهلوی روشن میشود.
در میانِ سخنانِ او در ماههای گذشته، دو نکتهی بسیار بسیار راهبردی برجسته تر از هر سخنِ دیگری بوده است:
نخست، بازگشت به خیابان، آنگاه شدنی است که مردم، توانی برابر برای رویارویی داشته باشند.
دوم، نیروهای روی زمین در ایران، خودِ مردمِ ایراناند. ما را نیاز نیست که نیرویی بیرونی این کار را به جای ما انجام دهد.
مهمترین سخنان و محورهایی که شاه رضا پهلوی در ماههای اخیر بر آنها انگشت نهاده، همین دو مورد است.
اما کلیدواژهیِ ناگفتهیِ او که گویی از فرازِ آسمانِ تهران و با تجربهیِ پروازهایِ آموزشیاش بر این کرانبوم درمیرسد...
کلیدواژه او، با توجه به اینکه خود سابقه گذراندنِ دوره خلبانی در آمریکا را دارد و بارها در روزگارِ آموزش بر فرازِ تهران پرواز کرده است، با خواندنِ لابهلای خطوط آشکار است:
نیاز به پوشش هوایی.
اکنون، با توجه به اینکه نیروی هوایی و پدافندِ ارتشِ جمهوری اسلامی، بهراستی، از میدانِ معادلاتِ جنگ بیرون افتادهاند، در چشماندازی کلی، پوششِ هوایی برای معترضانِ خیابان در برابرِ سرکوبگران، با جنگنده و پهپاد امری است که میتواند موجه شمرده شود.
به گمانِ اینجانب اَشو، بخشی از این ماموریت، در جریانِ جنگِ چهلروزه، به دستِ نیروی هواییِ ارتشِ اسرائیل و با همکاریِ دستگاههای اطلاعاتیِ آنان، در جریانِ حملاتِ هواییِ اسرائیل به ایستگاههایِ بازرسی، به بوتهیِ آزمایش گذاشته شد.
مردمِ ایران در برابرِ سرکوبگران، دستخالیاند.
فهرستِ مأموریتهای پشتیبانی از مردم، بلندبالا نیست؛ اما میتواند کارساز باشد. اجرای آن ــ که شاید در نهایت، بهسانِ واپسین گزینه، در پیش نهاده شود ــ نیازمندِ زمینهچینی است؛ گامهایی که شاید آغازِ آنها با مأموریتِ ویژه برای دستیابی به اورانیومها پیوند داشته باشد.
به باور اینجانب، اَشو ، ایجادِ پوششِ هوایی جهتِ حمایت از خیزشِ مردم در مواجهه با ماشینِ بیرحمِ سرکوب، دیگر یک گزینهی احتمالی نیست، بلکه یک ضرورتِ عقلانی و راهبردی است.
این موضوع، که در لابلای آموزهها و سخنان یا به اصطلاح لابلای خطوط ، شاه به وضوح تبلور یافته، فراتر از یک احتمالِ ساده، جزئی جداییناپذیر و برنامهریزیشده از استراتژیِ اصلی ایشان برای تضمینِ پیروزیِ انقلابِ شیر و خورشید است.
باید یادآور شد که نتانیاهو از ایجاد شرایطی برای سقوطِ حاکمیتِ جمهوری اسلامی سخن گفته است؛ و به باورِ من، یکی از استراتژی های میانِ او و شاه رضا پهلوی، بهرهگیری از پوششِ هوایی است.
بار دیگر تأکید میکنم، که در جریانِ حملاتِ هواییِ اسرائیل به ایست های بازرسی در نبردِ چهلروزه، عملیاتِ پوششِ هوایی در میدانِ عمل به محکِ آزمون گذاشته شد.
✍ #اشو
عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل میشود👇👇
√ @AshooZa | ߊܝ᪴ܝܝߺو
Telegram
attach 📎
👏37❤24🔥4😁1
Forwarded from اَشو | Ashoo
🔹بخوانید لایِ خطوط را: ترامپ و بازیِ توافق ؛ بخش نخست - بازیِ شکاف و انتظار
باید از غوغای تحلیلهای آبکی، از این روایتهای بیرمق و هیجانزده که با چند واژه پرطمطراق خود را استراتژی جا میزنند، فاصله گرفت و لایِ خطوط را خواند. امروز نیز همان قصه تکرار میشود: عدهای چنان از توافق سخن میگویند که گویی ترامپ خلیج فارس را فتح کرده، تنگه هرمز را به تصرف درآورده، و در آستانه برداشتن جزایر سهگانه ایستاده است.
این قبیل تحلیلها، اگر نه متوهمانه، دستکم کودکانهاند؛ بیش از آنکه از فهم سیاست بیرون آمده باشند، از عطشِ اغراق زاده شدهاند.
اما سیاست و تحلیل، برخلاف خیالبافیها، با شعار و توهم پیش نمیرود. اگر قرار است به عمق ماجرا نگاه کنیم، باید ببینیم ترامپ در توییتها و موضعگیریهایش دقیقا از چه حرف میزند.
او از رفع محاصره و باز شدن تنگه هرمز سخن میگوید؛ و حال آنکه پیش از این جنگ، نه محاصرهای به معنای دقیق و رسمی وجود داشته، و نه تنگه هرمز بسته بوده است.
میگیری؟
همین گزارههای ظاهراً بزرگ، اگر با دقت خوانده شوند، بیش از آنکه خبر از یک واقعیت عینی بدهند، نشانهی یک طراحی سیاسیاند؛ نشانهای برای فهم زبان قدرت، نه مصرف خامِ خبر.
❗️آیا میتوان پذیرفت که ماشین سیاست آمریکا، با آن همه هزینه، محاسبه و فشار، وارد جنگی شود تا در نهایت دوباره به نقطهی پیش از جنگ بازگردد؟ پاسخ، اگر از جنس فهم سیاسی باشد نه هیجان، روشن است: نه.
سیاستِ سیستم آمریکا و ترامپ و نه فقط آمریکا بلکه نظام هایی که خود را عقلانی میپندارند ، دستکم در منطق کلان خود، بر مبنای بازگشت به صفر، نقطه شروع ، عمل نمیکنند.
❗️ بنابراین باید پرسید هدف واقعی چیست؟
ترامپ در این مرحله، نه بهدنبال لغو کامل تحریمهاست و نه اساساً در پی یک صلحی پایدار و عمیق؛ بلکه میخواهد با امتیازهای اقتصادیِ محدود و حسابشده، جمهوری اسلامی را به سمت توافقی بزرگتر سوق دهد:
توافقی که در آن، برنامه موشکی و نفوذ منطقهای نیز روی میز قرار گیرد. و اگر این نظام زیر بار نرود، همان توافق محدود میتواند به ابزارِ فشار تازه بدل شود؛ ابزاری برای نمایشِ غیرمنطقی بودن حکومت در برابر افکار عمومی جهان، و در نتیجه، زمینهسازی برای بازسازی اجماع بینالمللی در جهت فشارهای شدیدتر ــ و در نهایت، برخوردی نهایی.
از سوی دیگر، این توافق میتواند در قامتِ راهحلی موقت برای مدیریت بحران انرژی و اقتصاد جهانی ظاهر شود. باز شدن نسبی جریان نفت و کاهش فشارهای دریایی، معیشت مردم را ــ برای مدتی کوتاه ــ اندکی بهبود میبخشد.
اما همین بهبودِ موقتی، اگر به تغییر ساختاری منجر نشود که نمیشود، انتظارات عمومی را بالا میبرد.
❗️اینجاست که منطق بازی پیچیدهتر میشود، و این همان نقطهای است که بازی از سطح اقتصاد به سطح سیاست انتقال مییابد:
وقتی فشارِ بقا کمی عقب مینشیند، مطالباتِ اجتماعی و سیاسی سر برمیآورند. یعنی همانجا که مردم خیال میکنند از زیر بارِ فشار بیرون آمدهاند، توقعات تازه آغاز میشود.
یعنی درست همانجا که گمان میرود نفس به جامعه بازگشته، توقع هم جان میگیرد.
در چنین وضعی، ترامپ میتواند از شکافِ میان مردم و حاکمیت بهره برد. شکافی که از دلِ وعدههای نیمهتمام، گشایشهای ناقص، و امیدهای اقتصادمحور زاده میشود. اگر محدودیتها برداشته شوند اما ساختار تغییر نکند، نتیجه نه آرامشِ پایدار، بلکه افزایشِ نارضایتی و اعتراضات داخلی است.
به بیان دیگر، هر گشایشِ کنترلشدهای، اگر با تحول واقعی همراه نباشد، میتواند بهجای ترمیم، به زخمِ تازه بدل شود.
به نظر شما ، جمهوری اسلامی میتواند از پسِ تغییر واقعی در ساختار قدرت بر بیاید؟
❗️پاسخ روشن است: نه.
پس به جای تثبیت، به نارضایتیِ تازه و اعتراضات داخلی می انجامد. به عبارت دیگر، افزایش سطح توقعات جامعه، خود میتواند به یک اهرمِ فشار تبدیل شود.
ماه ها پیش، هنگامی که بسیاری در اندیشه چرایی سکوت مردم بودند و ندای چرا مردم ساکتاند؟ در میان دلسوزان پادشاهی طنینانداز بود، من بر این باور بودم که سکوت امروز، بهترین مهندسی برای تکمیل چیدمان بازی است.
بخوانید: 👇
مارپله یا مهندسی سقوط؟ چرا سکوت ایران، قویترین فرماندهی است.
امروز نیز برباور استوارم: بهترین ضربه به پیکره حکومت جمهوری اسلامی، همین توافق پیش رو و این وقفه تاکتیکی است. این، نه یک عقبنشینی، که یک گام هوشمندانه به سوی پیروزی است؛ حرکتی حسابشده در صفحه شطرنج تاریخ که مهرهها را به سود ما جابجا خواهد کرد.
بخش دوم ساعت ۱۵ به وقت تهران در کانال منتشر میشود .
✍ #اشو
عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل میشود👇👇
√ @AshooZa | ߊܝ᪴ܝܝߺو
باید از غوغای تحلیلهای آبکی، از این روایتهای بیرمق و هیجانزده که با چند واژه پرطمطراق خود را استراتژی جا میزنند، فاصله گرفت و لایِ خطوط را خواند. امروز نیز همان قصه تکرار میشود: عدهای چنان از توافق سخن میگویند که گویی ترامپ خلیج فارس را فتح کرده، تنگه هرمز را به تصرف درآورده، و در آستانه برداشتن جزایر سهگانه ایستاده است.
این قبیل تحلیلها، اگر نه متوهمانه، دستکم کودکانهاند؛ بیش از آنکه از فهم سیاست بیرون آمده باشند، از عطشِ اغراق زاده شدهاند.
اما سیاست و تحلیل، برخلاف خیالبافیها، با شعار و توهم پیش نمیرود. اگر قرار است به عمق ماجرا نگاه کنیم، باید ببینیم ترامپ در توییتها و موضعگیریهایش دقیقا از چه حرف میزند.
او از رفع محاصره و باز شدن تنگه هرمز سخن میگوید؛ و حال آنکه پیش از این جنگ، نه محاصرهای به معنای دقیق و رسمی وجود داشته، و نه تنگه هرمز بسته بوده است.
میگیری؟
همین گزارههای ظاهراً بزرگ، اگر با دقت خوانده شوند، بیش از آنکه خبر از یک واقعیت عینی بدهند، نشانهی یک طراحی سیاسیاند؛ نشانهای برای فهم زبان قدرت، نه مصرف خامِ خبر.
❗️آیا میتوان پذیرفت که ماشین سیاست آمریکا، با آن همه هزینه، محاسبه و فشار، وارد جنگی شود تا در نهایت دوباره به نقطهی پیش از جنگ بازگردد؟ پاسخ، اگر از جنس فهم سیاسی باشد نه هیجان، روشن است: نه.
سیاستِ سیستم آمریکا و ترامپ و نه فقط آمریکا بلکه نظام هایی که خود را عقلانی میپندارند ، دستکم در منطق کلان خود، بر مبنای بازگشت به صفر، نقطه شروع ، عمل نمیکنند.
❗️ بنابراین باید پرسید هدف واقعی چیست؟
ترامپ در این مرحله، نه بهدنبال لغو کامل تحریمهاست و نه اساساً در پی یک صلحی پایدار و عمیق؛ بلکه میخواهد با امتیازهای اقتصادیِ محدود و حسابشده، جمهوری اسلامی را به سمت توافقی بزرگتر سوق دهد:
توافقی که در آن، برنامه موشکی و نفوذ منطقهای نیز روی میز قرار گیرد. و اگر این نظام زیر بار نرود، همان توافق محدود میتواند به ابزارِ فشار تازه بدل شود؛ ابزاری برای نمایشِ غیرمنطقی بودن حکومت در برابر افکار عمومی جهان، و در نتیجه، زمینهسازی برای بازسازی اجماع بینالمللی در جهت فشارهای شدیدتر ــ و در نهایت، برخوردی نهایی.
از سوی دیگر، این توافق میتواند در قامتِ راهحلی موقت برای مدیریت بحران انرژی و اقتصاد جهانی ظاهر شود. باز شدن نسبی جریان نفت و کاهش فشارهای دریایی، معیشت مردم را ــ برای مدتی کوتاه ــ اندکی بهبود میبخشد.
اما همین بهبودِ موقتی، اگر به تغییر ساختاری منجر نشود که نمیشود، انتظارات عمومی را بالا میبرد.
❗️اینجاست که منطق بازی پیچیدهتر میشود، و این همان نقطهای است که بازی از سطح اقتصاد به سطح سیاست انتقال مییابد:
وقتی فشارِ بقا کمی عقب مینشیند، مطالباتِ اجتماعی و سیاسی سر برمیآورند. یعنی همانجا که مردم خیال میکنند از زیر بارِ فشار بیرون آمدهاند، توقعات تازه آغاز میشود.
یعنی درست همانجا که گمان میرود نفس به جامعه بازگشته، توقع هم جان میگیرد.
در چنین وضعی، ترامپ میتواند از شکافِ میان مردم و حاکمیت بهره برد. شکافی که از دلِ وعدههای نیمهتمام، گشایشهای ناقص، و امیدهای اقتصادمحور زاده میشود. اگر محدودیتها برداشته شوند اما ساختار تغییر نکند، نتیجه نه آرامشِ پایدار، بلکه افزایشِ نارضایتی و اعتراضات داخلی است.
به بیان دیگر، هر گشایشِ کنترلشدهای، اگر با تحول واقعی همراه نباشد، میتواند بهجای ترمیم، به زخمِ تازه بدل شود.
به نظر شما ، جمهوری اسلامی میتواند از پسِ تغییر واقعی در ساختار قدرت بر بیاید؟
❗️پاسخ روشن است: نه.
پس به جای تثبیت، به نارضایتیِ تازه و اعتراضات داخلی می انجامد. به عبارت دیگر، افزایش سطح توقعات جامعه، خود میتواند به یک اهرمِ فشار تبدیل شود.
ماه ها پیش، هنگامی که بسیاری در اندیشه چرایی سکوت مردم بودند و ندای چرا مردم ساکتاند؟ در میان دلسوزان پادشاهی طنینانداز بود، من بر این باور بودم که سکوت امروز، بهترین مهندسی برای تکمیل چیدمان بازی است.
بخوانید: 👇
مارپله یا مهندسی سقوط؟ چرا سکوت ایران، قویترین فرماندهی است.
امروز نیز برباور استوارم: بهترین ضربه به پیکره حکومت جمهوری اسلامی، همین توافق پیش رو و این وقفه تاکتیکی است. این، نه یک عقبنشینی، که یک گام هوشمندانه به سوی پیروزی است؛ حرکتی حسابشده در صفحه شطرنج تاریخ که مهرهها را به سود ما جابجا خواهد کرد.
بخش دوم ساعت ۱۵ به وقت تهران در کانال منتشر میشود .
✍ #اشو
عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل میشود👇👇
√ @AshooZa | ߊܝ᪴ܝܝߺو
Telegram
attach 📎
❤21😁3👍1👎1
Forwarded from اَشو | Ashoo
🔹بخوانید لایِ خطوط را: ترامپ و بازیِ توافق ؛ بخش دوم - اسرائیل، وقفه، و بازیِ نهایی
در این میان، نباید از یک هدف مهم دیگر نیز غافل شد: ثبت یک پیروزی دیپلماتیکِ نمادین برای خود ترامپ. او اساساً سیاست را در منطقِ نمایش، چرخش، غافلگیری و تسلط روانی میفهمد. برای او، گاه نمایشِ حل بحران از خودِ حل بحران مهمتر است. این همان ویژگی ترامپ است: سیاستورزی نه در قالبِ ثبات و تداوم، بلکه در قالبِ حرکتهای ناگهانی، اعلامهای بزرگ، و تغییر جهتهای پرسر و صدا.
این توافق همچنین به شکاف در بدنه حاکمیت ایران دامن میزند. در هر ساختار بسته و متصلب، همیشه طیفهایی وجود دارند که نسبت به مذاکره، فشار، و امتیازدهی، نگاههای متفاوتی دارند. یک توافق محدود، میتواند میانهروها را به سمت ادامه مسیر هل دهد و تندروها را به خشم آورد.
و همین دوگانگی، اگر شدت بگیرد، توان تصمیمگیری یکپارچه را کاهش میدهد؛ خاصه در حوزههایی چون سیاست خارجی و دفاعی که وحدت در آنها یک ضرورت حیاتی است.
❗️ترامپ، برخلاف دیپلماتهای دیگر، اهل هندسهی آرامِ سیاست نیست؛ او سیاست را صحنهی معامله، غافلگیری و فشار میفهمد.
از همین رو، حتی اگر توافقی در کار باشد ــ که به نظر میرسد بیش از آنکه واقعی و پایدار باشد، موقت و تاکتیکی است ــ نباید آن را نشانهی اعتقاد او به توافق بادوام دانست.
❗️این توافق کوتاه مدت، در خوانش دقیقتر، میتواند تنها یک حرکت تاکتیکی باشد برای تسلط روانی بر بازی:
هم به طرف مقابل بفهماند که میتواند فشار را کم کند، هم به متحد و رقیب نشان دهد که کلید بحران هنوز در دست اوست.
در این منطق، خودِ توافق بخشی از نمایش قدرت است. ترامپ با اعلام توافق، خود را نه فقط بهعنوان کسی که میجنگد، بلکه بهعنوان کسی که میتواند بجنگد و بعد ناگهان صحنه را عوض کند، بازنمایی میکند. و همین غیرقابلپیشبینی بودنِ کنترلشده سرمایه سیاسی اوست؛ سرمایهای که با آن بر صحنه میماند و رقبا را در تردید نگاه میدارد.
ترامپ معمولا سیاست را نه مثل یک دیپلمات کلاسیک، بلکه مثل یک معاملهگرِ صحنهمحور میبیند. او از اعلامهای بزرگ، چرخشهای ناگهانی، و غافلگیر کردن همه لذت میبرد.
❗️اما مهمترین نکته شاید همین باشد: ترامپ استاد چرخش است.
او میتواند با یک چرخش ناگهانی ــ به بهانهی یک گزارش آژانس، یک تحرک منطقهای، یا حتی یک محاسبهی تازه ــ همهچیز را به عقب بازگرداند. و آنگاه، جامعهای که تازه طعم گشایش را چشیده، با شوکی مضاعف مواجه میشود. چنین شوکی، از نظر روانی و سیاسی، بسیار اثرگذارتر از فشارِ ثابت و مداوم است؛ چون امیدِ تازهجوشیده را میشکند، نه صرفا بدنِ فرسوده را.
پس باید به جای دلسپردن به شلوغیهای لفظی، با عقلِ سرد و نگاهِ تیز به ماجرا نگریست. آنچه اکنون در ظاهر توافق نام گرفته، لزوماً توافقی برای نجات یا تثبیت جمهوری اسلامی نیست؛ صرفا یک وقفه تاکتیکی است.
وقفهای حسابشده، برای چیدن دوباره صحنه، سنجیدن واکنشها، بالا بردن انتظارات، فرسایش انسجام داخلی، و آمادهسازی میدان برای مرحلهای دیگر.
وقفه، نه پایان.
نه نجات. نه آرامش. نه ختم ماجرا.
و البته، در تمام این معادله، نباید اسرائیل را از یاد برد؛ بازیگری که همچنان دستش باز است و در چرخشهای آیندهی این پرونده، میتواند نقشی تعیینکنندهتر از آنچه در ظاهر دیده میشود، ایفا کند.
حذف این عامل از تحلیل،
یعنی دیدنِ صحنه
با یک چشم بسته.
✍ #اشو
بازم کویره که
همه جویده جنس
نعشه کل صحنه جوری خالتور جمیله جر
ته رویاشون اینه بشن تو جریده ذکر
جمعکیر و ریش، میشه کرییرش
گرفتی؟ بپا نگیره بت
تامام و خلاص
عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل میشود👇👇
√ @AshooZa | ߊܝ᪴ܝܝߺو
در این میان، نباید از یک هدف مهم دیگر نیز غافل شد: ثبت یک پیروزی دیپلماتیکِ نمادین برای خود ترامپ. او اساساً سیاست را در منطقِ نمایش، چرخش، غافلگیری و تسلط روانی میفهمد. برای او، گاه نمایشِ حل بحران از خودِ حل بحران مهمتر است. این همان ویژگی ترامپ است: سیاستورزی نه در قالبِ ثبات و تداوم، بلکه در قالبِ حرکتهای ناگهانی، اعلامهای بزرگ، و تغییر جهتهای پرسر و صدا.
این توافق همچنین به شکاف در بدنه حاکمیت ایران دامن میزند. در هر ساختار بسته و متصلب، همیشه طیفهایی وجود دارند که نسبت به مذاکره، فشار، و امتیازدهی، نگاههای متفاوتی دارند. یک توافق محدود، میتواند میانهروها را به سمت ادامه مسیر هل دهد و تندروها را به خشم آورد.
و همین دوگانگی، اگر شدت بگیرد، توان تصمیمگیری یکپارچه را کاهش میدهد؛ خاصه در حوزههایی چون سیاست خارجی و دفاعی که وحدت در آنها یک ضرورت حیاتی است.
❗️ترامپ، برخلاف دیپلماتهای دیگر، اهل هندسهی آرامِ سیاست نیست؛ او سیاست را صحنهی معامله، غافلگیری و فشار میفهمد.
از همین رو، حتی اگر توافقی در کار باشد ــ که به نظر میرسد بیش از آنکه واقعی و پایدار باشد، موقت و تاکتیکی است ــ نباید آن را نشانهی اعتقاد او به توافق بادوام دانست.
❗️این توافق کوتاه مدت، در خوانش دقیقتر، میتواند تنها یک حرکت تاکتیکی باشد برای تسلط روانی بر بازی:
هم به طرف مقابل بفهماند که میتواند فشار را کم کند، هم به متحد و رقیب نشان دهد که کلید بحران هنوز در دست اوست.
در این منطق، خودِ توافق بخشی از نمایش قدرت است. ترامپ با اعلام توافق، خود را نه فقط بهعنوان کسی که میجنگد، بلکه بهعنوان کسی که میتواند بجنگد و بعد ناگهان صحنه را عوض کند، بازنمایی میکند. و همین غیرقابلپیشبینی بودنِ کنترلشده سرمایه سیاسی اوست؛ سرمایهای که با آن بر صحنه میماند و رقبا را در تردید نگاه میدارد.
ترامپ معمولا سیاست را نه مثل یک دیپلمات کلاسیک، بلکه مثل یک معاملهگرِ صحنهمحور میبیند. او از اعلامهای بزرگ، چرخشهای ناگهانی، و غافلگیر کردن همه لذت میبرد.
❗️اما مهمترین نکته شاید همین باشد: ترامپ استاد چرخش است.
او میتواند با یک چرخش ناگهانی ــ به بهانهی یک گزارش آژانس، یک تحرک منطقهای، یا حتی یک محاسبهی تازه ــ همهچیز را به عقب بازگرداند. و آنگاه، جامعهای که تازه طعم گشایش را چشیده، با شوکی مضاعف مواجه میشود. چنین شوکی، از نظر روانی و سیاسی، بسیار اثرگذارتر از فشارِ ثابت و مداوم است؛ چون امیدِ تازهجوشیده را میشکند، نه صرفا بدنِ فرسوده را.
پس باید به جای دلسپردن به شلوغیهای لفظی، با عقلِ سرد و نگاهِ تیز به ماجرا نگریست. آنچه اکنون در ظاهر توافق نام گرفته، لزوماً توافقی برای نجات یا تثبیت جمهوری اسلامی نیست؛ صرفا یک وقفه تاکتیکی است.
وقفهای حسابشده، برای چیدن دوباره صحنه، سنجیدن واکنشها، بالا بردن انتظارات، فرسایش انسجام داخلی، و آمادهسازی میدان برای مرحلهای دیگر.
وقفه، نه پایان.
نه نجات. نه آرامش. نه ختم ماجرا.
و البته، در تمام این معادله، نباید اسرائیل را از یاد برد؛ بازیگری که همچنان دستش باز است و در چرخشهای آیندهی این پرونده، میتواند نقشی تعیینکنندهتر از آنچه در ظاهر دیده میشود، ایفا کند.
حذف این عامل از تحلیل،
یعنی دیدنِ صحنه
با یک چشم بسته.
✍ #اشو
بازم کویره که
همه جویده جنس
نعشه کل صحنه جوری خالتور جمیله جر
ته رویاشون اینه بشن تو جریده ذکر
جمع
گرفتی؟ بپا نگیره بت
تامام و خلاص
عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل میشود👇👇
√ @AshooZa | ߊܝ᪴ܝܝߺو
Telegram
attach 📎
❤17👍5😁4
Forwarded from اَشو | Ashoo
🔹مرگی آرام، اما پیوسته؛ همه چیز شُل است!
در سپهرِ تحلیلهای سیاسی و رسانهای، این باورِ رایج که قدرتِ مقاومت رژیم جمهوری اسلامی در برابر فشارهای خارجی، بهویژه رویارویی همزمان با قدرتهای جهانی چون ایالات متحده و اسرائیل، حاکی از شکستناپذیریِ آن است، غالباً بدونِ ژرفنگریِ کافی پذیرفته میشود. این روایت، هرچند از منظر روانی برای مخالفانِ نظام، تصویری از ناامیدی مطلق ترسیم میکند، اما از یک واقعیتِ کلیدی غافل میماند:
اقتدارِ نمایشی لزوما با ثباتِ واقعی هممعنا نیست.
تاریخ، بارها و بارها نشان داده است که نظامهای سیاسی درست در لحظهای که در بیرون سختتر از همیشه مینمایند، در درون دچار پوسیدگیِ خاموش شدهاند؛ پوسیدگیای که نه با فروپاشی برقآسا، بلکه با فرسایشِ تدریجیِ ستونها آغاز میشود.
آنچه در پسِ این پردهیِ اقتدارِ تبلیغاتی در جریان است، داستانی متفاوت و نگرانکننده برای نظام است. مجموعهای فزاینده از گزارشهایِ منتشرشده از درونِ ایران—که اغلب در سکوتِ رسانهها سپری میشوند—نشانههایی از مرگِ خاموش را آشکار میسازند؛ فرسایشی خاموش اما پیوسته، که تابآوریِ ساختار را نه با یک ضربهیِ ناگهانی، بلکه با فرسودگیِ مزمن، اندکاندک کاهش میدهد.
❗️نخستین میدانِ آشکارِ این فرسایش، اقتصاد است؛ و اقتصاد، در نظامهای بسته، همیشه زودتر از سیاست حقیقت را برملا میکند.
بحرانِ اقتصادی، دیگر صرفا یک مسئلهیِ دشواریِ زندگی برای مردم نیست؛ بلکه به ستونِ فقراتِ توانِ اجراییِ دستگاهِ حاکمیت، فشارِ مهلکی وارد میکند.
تورم در ستون فقرات اقتصاد، افتِ رشدِ اقتصادی، و تشدیدِ بیکاری، تصویری ملموس از این فرسایش است. کسبوکارها زیرِ بارِ افزایشِ هزینهها و کاهشِ تقاضا، در آستانهیِ تعطیلی قرار گرفتهاند و شمارِ بیشتری از کارگران با این حقیقتِ تلخ روبرو میشوند که:
دیگر شغلی وجود ندارد!
این فرسایشِ اقتصادی، پایگاهِ اجتماعیِ نظام را نه با یک خشمِ انقلابیِ آنی، بلکه با ناامیدیِ مزمن، تضعیف میکند.
نشانههایی از تنگنایِ مالی حتی در کانونِ نهادهایِ امنیتی و نظامی نیز رخنه کرده است.
گزارشها حاکی از آن است که حقوقِ نیروهایِ مسلح در ماهِ اخیر، کاهشی چند برابری داشته و بودجهیِ اختصاصیِ سپاه نیز، بهویژه پس از خساراتِ سنگینِ ناشی از درگیریهایِ اخیر، رو به پایان است .
تا آنجا که این نهاد برایِ جبرانِ کسری، به ناچار چشمداشتی به بودجهیِ سایرِ بخشها دوخته است.
وقتی حتی هزینهکردِ نهادهایِ قدرتمندِ نظام به بحرانِ بودجه میرسد، یعنی فشارِ اقتصادی از سطحِ جامعه به درونِ مرکزِ قدرت نفوذ کرده و ستونِ فقراتِ نظام در حال خورد شدن است، هنگامی که تیغِ فشارِ اقتصادی به قلبِ مرکزِ قدرت نیز میرسد:
آیا میتوان از پایداریِ
ستونِ فقراتِ نظام سخن گفت؟
در میدانِ سیاست، سایهیِ ابهام بر لایههایِ بالادستیِ قدرت سنگینی میکند. نگرانی نسبت به ادامهیِ غیبتِ مجتبی خامنهای از انظارِ عمومی بالا رفته و طرفدارانِ نظام، بهطورِ فزایندهای خواستارِ ارائهیِ مدرک مبنی بر زنده بودن و موافقتِ شخصیِ او با مذاکرات و توافقاتِ حاصلشده هستند.
در تحلیلهایِ قدرت، چنین درخواستهایی صرفا یک کنجکاویِ رسانهای نیست؛ بلکه نشانگرِ تزلزل در روایتِ رسمی و تکاپو برایِ بازسازیِ مشروعیت است.
این ابهامات، بهویژه با نزدیک شدن به اعلامِ جدولِ زمانیِ مراسمِ تشییعِ علی خامنهای ، میتواند به شکافِ عمیقتری در اعتبارِ رهبری و پایداریِ درونیِ نظام منجر شود.
تاریخِ نظامهایِ سیاسی گواهی میدهد که اغلب، درست پیش از سقوط، نظامها در قویترین وضعیتِ ظاهری خود به نظر میرسند. نمایشهایِ عمومیِ قدرت، بیش از آنکه تأییدی بر اقتدارِ واقعی باشند، تلاشی برایِ پوشاندنِ ناامنیِ فزاینده و کاهشِ پایگاهِ اجتماعی هستند. اتکایِ شدید بر نیروهایِ امنیتی و سرکوبگر، خود نشانهای از کاهشِ مقبولیتِ مردمی است. ادعاهایِ پیروزی، حتی اگر همزمان با ضعفهایِ ساختاریِ عمیق مطرح شوند، میتوانند آخرین تلاشها برایِ حفظِ ظاهر باشند.
قدرتِ نمایشی میتواند همزمان با ضعفِ واقعی وجود داشته باشد. زمانی که ضعفِ واقعی از لایههایِ اقتصادی به بخشهایِ مالیِ نیروهایِ امنیتی و سپس به ابهامِ درونساختِ قدرت سرایت میکند، حتی اگر صدایِ فروپاشیِ آنی شنیده نشود، روندِ تغییر از مدتها پیش آغاز شده است—با آهنگی آهسته، اما پیوسته.
و این مرگِ آهسته و خاموش،
خطرناکتر از هر رویاروییِ
نظامیِ ناگهانی است.
✍ #اشو
همه سوار هم میشن و چرند میگن
الان نفع و فایده یعنی نفهمیدن
من، اَشو، کولی، الف، تسخیر
دیگه تابلو شده نداره تهدید تاثیر
مشکل دارم با قوانین الهی
همیشه مستقل، افراطی، جنایی
عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل میشود👇👇
√ @AshooZa | ߊܝ᪴ܝܝߺو
در سپهرِ تحلیلهای سیاسی و رسانهای، این باورِ رایج که قدرتِ مقاومت رژیم جمهوری اسلامی در برابر فشارهای خارجی، بهویژه رویارویی همزمان با قدرتهای جهانی چون ایالات متحده و اسرائیل، حاکی از شکستناپذیریِ آن است، غالباً بدونِ ژرفنگریِ کافی پذیرفته میشود. این روایت، هرچند از منظر روانی برای مخالفانِ نظام، تصویری از ناامیدی مطلق ترسیم میکند، اما از یک واقعیتِ کلیدی غافل میماند:
اقتدارِ نمایشی لزوما با ثباتِ واقعی هممعنا نیست.
تاریخ، بارها و بارها نشان داده است که نظامهای سیاسی درست در لحظهای که در بیرون سختتر از همیشه مینمایند، در درون دچار پوسیدگیِ خاموش شدهاند؛ پوسیدگیای که نه با فروپاشی برقآسا، بلکه با فرسایشِ تدریجیِ ستونها آغاز میشود.
آنچه در پسِ این پردهیِ اقتدارِ تبلیغاتی در جریان است، داستانی متفاوت و نگرانکننده برای نظام است. مجموعهای فزاینده از گزارشهایِ منتشرشده از درونِ ایران—که اغلب در سکوتِ رسانهها سپری میشوند—نشانههایی از مرگِ خاموش را آشکار میسازند؛ فرسایشی خاموش اما پیوسته، که تابآوریِ ساختار را نه با یک ضربهیِ ناگهانی، بلکه با فرسودگیِ مزمن، اندکاندک کاهش میدهد.
❗️نخستین میدانِ آشکارِ این فرسایش، اقتصاد است؛ و اقتصاد، در نظامهای بسته، همیشه زودتر از سیاست حقیقت را برملا میکند.
بحرانِ اقتصادی، دیگر صرفا یک مسئلهیِ دشواریِ زندگی برای مردم نیست؛ بلکه به ستونِ فقراتِ توانِ اجراییِ دستگاهِ حاکمیت، فشارِ مهلکی وارد میکند.
تورم در ستون فقرات اقتصاد، افتِ رشدِ اقتصادی، و تشدیدِ بیکاری، تصویری ملموس از این فرسایش است. کسبوکارها زیرِ بارِ افزایشِ هزینهها و کاهشِ تقاضا، در آستانهیِ تعطیلی قرار گرفتهاند و شمارِ بیشتری از کارگران با این حقیقتِ تلخ روبرو میشوند که:
دیگر شغلی وجود ندارد!
این فرسایشِ اقتصادی، پایگاهِ اجتماعیِ نظام را نه با یک خشمِ انقلابیِ آنی، بلکه با ناامیدیِ مزمن، تضعیف میکند.
نشانههایی از تنگنایِ مالی حتی در کانونِ نهادهایِ امنیتی و نظامی نیز رخنه کرده است.
گزارشها حاکی از آن است که حقوقِ نیروهایِ مسلح در ماهِ اخیر، کاهشی چند برابری داشته و بودجهیِ اختصاصیِ سپاه نیز، بهویژه پس از خساراتِ سنگینِ ناشی از درگیریهایِ اخیر، رو به پایان است .
تا آنجا که این نهاد برایِ جبرانِ کسری، به ناچار چشمداشتی به بودجهیِ سایرِ بخشها دوخته است.
وقتی حتی هزینهکردِ نهادهایِ قدرتمندِ نظام به بحرانِ بودجه میرسد، یعنی فشارِ اقتصادی از سطحِ جامعه به درونِ مرکزِ قدرت نفوذ کرده و ستونِ فقراتِ نظام در حال خورد شدن است، هنگامی که تیغِ فشارِ اقتصادی به قلبِ مرکزِ قدرت نیز میرسد:
آیا میتوان از پایداریِ
ستونِ فقراتِ نظام سخن گفت؟
در میدانِ سیاست، سایهیِ ابهام بر لایههایِ بالادستیِ قدرت سنگینی میکند. نگرانی نسبت به ادامهیِ غیبتِ مجتبی خامنهای از انظارِ عمومی بالا رفته و طرفدارانِ نظام، بهطورِ فزایندهای خواستارِ ارائهیِ مدرک مبنی بر زنده بودن و موافقتِ شخصیِ او با مذاکرات و توافقاتِ حاصلشده هستند.
در تحلیلهایِ قدرت، چنین درخواستهایی صرفا یک کنجکاویِ رسانهای نیست؛ بلکه نشانگرِ تزلزل در روایتِ رسمی و تکاپو برایِ بازسازیِ مشروعیت است.
این ابهامات، بهویژه با نزدیک شدن به اعلامِ جدولِ زمانیِ مراسمِ تشییعِ علی خامنهای ، میتواند به شکافِ عمیقتری در اعتبارِ رهبری و پایداریِ درونیِ نظام منجر شود.
تاریخِ نظامهایِ سیاسی گواهی میدهد که اغلب، درست پیش از سقوط، نظامها در قویترین وضعیتِ ظاهری خود به نظر میرسند. نمایشهایِ عمومیِ قدرت، بیش از آنکه تأییدی بر اقتدارِ واقعی باشند، تلاشی برایِ پوشاندنِ ناامنیِ فزاینده و کاهشِ پایگاهِ اجتماعی هستند. اتکایِ شدید بر نیروهایِ امنیتی و سرکوبگر، خود نشانهای از کاهشِ مقبولیتِ مردمی است. ادعاهایِ پیروزی، حتی اگر همزمان با ضعفهایِ ساختاریِ عمیق مطرح شوند، میتوانند آخرین تلاشها برایِ حفظِ ظاهر باشند.
قدرتِ نمایشی میتواند همزمان با ضعفِ واقعی وجود داشته باشد. زمانی که ضعفِ واقعی از لایههایِ اقتصادی به بخشهایِ مالیِ نیروهایِ امنیتی و سپس به ابهامِ درونساختِ قدرت سرایت میکند، حتی اگر صدایِ فروپاشیِ آنی شنیده نشود، روندِ تغییر از مدتها پیش آغاز شده است—با آهنگی آهسته، اما پیوسته.
و این مرگِ آهسته و خاموش،
خطرناکتر از هر رویاروییِ
نظامیِ ناگهانی است.
✍ #اشو
همه سوار هم میشن و چرند میگن
الان نفع و فایده یعنی نفهمیدن
من، اَشو، کولی، الف، تسخیر
دیگه تابلو شده نداره تهدید تاثیر
مشکل دارم با قوانین الهی
همیشه مستقل، افراطی، جنایی
عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل میشود👇👇
√ @AshooZa | ߊܝ᪴ܝܝߺو
👍23❤2
Forwarded from اَشو | Ashoo
🔹خامنه ای را به ذرت و گندم فروختهاند؛ آیا آغازِ پایان فرا رسیده است؟
نشانههای آشفتگی در ساختار قدرت جمهوری اسلامی، بیش از هر زمان دیگری خود را نشان میدهد. اختلافات دیگر محدود به جلسات محرمانه و رقابتهای پشتپرده نیست؛ اکنون به مراسم رسمی، تریبونها و حتی خیابانها کشیده شده است.
در روزهای اخیر، بخشی از جریانهای درون حاکمیت، محمدباقر قالیباف را به جاهطلبی، فاصله گرفتن از اصول و حتی خیانت متهم کردهاند. همزمان، گزارشهایی نیز درباره تهدید او و اعضای خانوادهاش منتشر شده است؛ رخدادهایی که از عمیقتر شدن شکافهای درونی حکایت دارد.
نمایش پلاکاردی با مضمون خامنهای را به ذرت و گندم فروختهاند در یکی از مراسم محرم نیز بازتابی از همین اختلافهاست.
برای بخشی از نیروهای وفادار به نظام، هرگونه گشایش در روابط با آمریکا یا غرب، به معنای عقبنشینی از آرمانهایی است که سالها برای آن هزینه دادهاند.
از همین رو، بعید به نظر میرسد روندی که کشورهای غربی آن را صلح و ثبات مینامند، بهسادگی در ایران به نتیجه برسد.
در سوی دیگر، گرانیهای بیسابقه، فشار اقتصادی و افزایش نارضایتی عمومی، بر پیچیدگی اوضاع افزوده است. در چنین شرایطی، رقابت میان جناحهای جمهوری اسلامی دیگر صرفا یک اختلاف سیاسی نیست؛ بلکه به نبردی برای حفظ بقا شباهت پیدا کرده است.
اگر این روند ادامه پیدا کند، آنچه پیشروی جمهوری اسلامی قرار دارد، بیش از آنکه ثبات باشد، میتواند دورهای از فرسایش و بحران درونی باشد؛ دورهای که معادلات آینده را بهطور جدی دگرگون خواهد کرد.
بیش از یک سال پیش، من از شکلگیری چنین روزهایی سخن گفته بودم. امروز، آن نشانهها یکی پس از دیگری در حال آشکار شدن هستند.
کلیک کنید👇
گیریم مذاکره با ترامپ شخصی که دستور مستقیم حذف قاسم را داد صورت گرفت ، چه میشود؟
✍#اشو
مخا ارور، برعکس گرفته رو را اخم
نمیخوان دراد روز، احسنت، مثنکه زور دارد
قبراق واستادن سر گردنه، بپا بازی سر گردنه
صورت همو جوری میزنن بترکه نفهمی اصلا سر گردنه
لب جدوله کله
انقدر میکوبن کله همو تا بگن مگه جدول ضربه؟
نه مجله جبره، جدولش سخته
عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل میشود👇👇
√ @AshooZa | ߊܝ᪴ܝܝߺو
نشانههای آشفتگی در ساختار قدرت جمهوری اسلامی، بیش از هر زمان دیگری خود را نشان میدهد. اختلافات دیگر محدود به جلسات محرمانه و رقابتهای پشتپرده نیست؛ اکنون به مراسم رسمی، تریبونها و حتی خیابانها کشیده شده است.
در روزهای اخیر، بخشی از جریانهای درون حاکمیت، محمدباقر قالیباف را به جاهطلبی، فاصله گرفتن از اصول و حتی خیانت متهم کردهاند. همزمان، گزارشهایی نیز درباره تهدید او و اعضای خانوادهاش منتشر شده است؛ رخدادهایی که از عمیقتر شدن شکافهای درونی حکایت دارد.
نمایش پلاکاردی با مضمون خامنهای را به ذرت و گندم فروختهاند در یکی از مراسم محرم نیز بازتابی از همین اختلافهاست.
برای بخشی از نیروهای وفادار به نظام، هرگونه گشایش در روابط با آمریکا یا غرب، به معنای عقبنشینی از آرمانهایی است که سالها برای آن هزینه دادهاند.
از همین رو، بعید به نظر میرسد روندی که کشورهای غربی آن را صلح و ثبات مینامند، بهسادگی در ایران به نتیجه برسد.
در سوی دیگر، گرانیهای بیسابقه، فشار اقتصادی و افزایش نارضایتی عمومی، بر پیچیدگی اوضاع افزوده است. در چنین شرایطی، رقابت میان جناحهای جمهوری اسلامی دیگر صرفا یک اختلاف سیاسی نیست؛ بلکه به نبردی برای حفظ بقا شباهت پیدا کرده است.
اگر این روند ادامه پیدا کند، آنچه پیشروی جمهوری اسلامی قرار دارد، بیش از آنکه ثبات باشد، میتواند دورهای از فرسایش و بحران درونی باشد؛ دورهای که معادلات آینده را بهطور جدی دگرگون خواهد کرد.
بیش از یک سال پیش، من از شکلگیری چنین روزهایی سخن گفته بودم. امروز، آن نشانهها یکی پس از دیگری در حال آشکار شدن هستند.
کلیک کنید👇
گیریم مذاکره با ترامپ شخصی که دستور مستقیم حذف قاسم را داد صورت گرفت ، چه میشود؟
✍#اشو
مخا ارور، برعکس گرفته رو را اخم
نمیخوان دراد روز، احسنت، مثنکه زور دارد
قبراق واستادن سر گردنه، بپا بازی سر گردنه
صورت همو جوری میزنن بترکه نفهمی اصلا سر گردنه
لب جدوله کله
انقدر میکوبن کله همو تا بگن مگه جدول ضربه؟
نه مجله جبره، جدولش سخته
عضو شو؛ تحلیل جامع با شما کامل میشود👇👇
√ @AshooZa | ߊܝ᪴ܝܝߺو
👍38❤9😁2🔥1👏1