آیتالله و التماس به خواص
indypersian
آیتالله و التماس به خواص
#ایندیپندنت_فارسی #علی_خامنه_ای
مربع خواص اصطلاحی بود که ژنرالهای روم باستان در مرحلهای خاص از نبرد به کار میبردند؛ مرحلهای که در آن، لژیونها در آستانه شکست بودند و چارهای جز این نداشتند که بهاتفاق، مربعی را تشکیل دهند که باقیمانده رزمندگان را از ضربات مهلک حریف حفظ میکند.
چند روز پیش آیتالله علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، در یک سخنرانی پرطمطراق برای افسران فرماندهان نیروی هوایی ارتش، با بهرهگیری از سنت روم کهن از خواص خواست که به میدان بیایند و انتخابات ماه آینده را رنگورونقی بدهند.
پیش از آنکه طنزنویسان بگویند «علی مانده و حوضش»، باید یادآور شد که این اولین بار نیست که یک رهبر جمهوری اسلامی یا نظام مشروعه میکوشد تا مردم را تقسیم کند و به جان هم بیندازد. آیتالله روحالله خمینی، رهبر «انقلاب اسلامی»، این سنت را با تقسیم ایرانیان به «طاغوتی» و «مستضعف» آغاز کرد. پس از آن، حتی همرزمان آیتالله با برچسبهایی مانند «التقاطی»، «لیبرال» و«منافق» کنار زده شدند. در مقیاسی وسیعتر، نظام مشروعه ایرانیان را به دو بخش «مومن» و «کافر» تقسیم...
فایل صوتی
@gurd_shah
#ایندیپندنت_فارسی #علی_خامنه_ای
مربع خواص اصطلاحی بود که ژنرالهای روم باستان در مرحلهای خاص از نبرد به کار میبردند؛ مرحلهای که در آن، لژیونها در آستانه شکست بودند و چارهای جز این نداشتند که بهاتفاق، مربعی را تشکیل دهند که باقیمانده رزمندگان را از ضربات مهلک حریف حفظ میکند.
چند روز پیش آیتالله علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، در یک سخنرانی پرطمطراق برای افسران فرماندهان نیروی هوایی ارتش، با بهرهگیری از سنت روم کهن از خواص خواست که به میدان بیایند و انتخابات ماه آینده را رنگورونقی بدهند.
پیش از آنکه طنزنویسان بگویند «علی مانده و حوضش»، باید یادآور شد که این اولین بار نیست که یک رهبر جمهوری اسلامی یا نظام مشروعه میکوشد تا مردم را تقسیم کند و به جان هم بیندازد. آیتالله روحالله خمینی، رهبر «انقلاب اسلامی»، این سنت را با تقسیم ایرانیان به «طاغوتی» و «مستضعف» آغاز کرد. پس از آن، حتی همرزمان آیتالله با برچسبهایی مانند «التقاطی»، «لیبرال» و«منافق» کنار زده شدند. در مقیاسی وسیعتر، نظام مشروعه ایرانیان را به دو بخش «مومن» و «کافر» تقسیم...
فایل صوتی
@gurd_shah
👍103❤5👏2
از بن سلمان تا مجتبی خامنهای؛ خیالی خام و آخرین میخ بر تابوت حاکمیتی بیاعتبار در بزنگاه حساس ایران
در شرایط کنونی که جمهوری اسلامی با بحرانهای چندلایه و ساختاری در حوزههای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی دست به گریبان است، اظهارنظرهای بیپایه و قیاسهای ناشی از درماندگی، نه تنها کمکی به حل معضلات رژیم اشغالگر جمهوری اسلامی نمیکنند، بلکه به عنوان «آفتِ حکمرانی» عمل کرده و نمایانگر بحران هژمونیک رژیم و سبب شتاب روند بیداری خرد جمعی بوده، و ازین جهت، این اظهارات برای ما ایرانگرایان بسیار سودمند و مغتنم هستند و آشکارا از انهدام سرمایه نمادین نظام پرده برمیدارند.
یکی از نمونههای بارز این گل بهخودی، مواضع بیپشتوانه و فاجعهبار #فائزه_هاشمی است که با توهمی بیپایه، #مجتبی_خامنهای را در قامت #محمد_بن_سلمان، ولیعهد عربستان، قرار داده و او را به عنوان «گزینهای مطلوب» برای اداره ایران به جامعه تحمیل میکند. این قیاس نادرست نه تنها فاقد وجاهت علمی و مدیریتی است، بلکه نشان آشکاری از درماندگی رژیم فروپاشیده است.
نباید فراموش کنیم که اکبر هاشمی رفسنجانی، پدر فائزه، با روی کار آوردن #علی_خامنه_ای، خود عامل اصلی تثبیت و استمرار ساختار ناکارآمد کنونی بود؛ نظامی که کشور را در بنبست رکود اقتصادی، سرکوب سیاسی و انزوای بینالمللی گرفتار کرد. حال شاهدیم که فائزه هاشمی با همان وقاحت سیاسی، در صدد بازتولید این ساختار ناکارآمد و فاسد است؛ تلاشهایی که نه تنها در تضاد کامل با منافع ملی بلکه آینهای است از ذینفعی خانوادهای در استمرار چرخه ناکارآمدی و عدم پاسخگویی.
✅ورود محمد بن سلمان به عرصه قدرت در عربستان سعودی همزمان با موج خیزشهای مردمی «بهار عربی» صورت گرفت؛ دورهای که فضای سیاسی-اجتماعی منطقه در نقطه بحرانی و شکنندهای قرار داشت. در این برهه حساس، بن سلمان با استفاده از مهارتهای «مدیریت بحران» و «مهندسی اجتماعی» و اجرای اصلاحات ساختاری عمیق در حوزههای اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی توانست ضمن مهار آشوبها، بستری برای ایجاد «حکمرانی نوین» و تثبیت ثبات نسبی فراهم آورد.
در نقطه مقابل، جمهوری اسلامی طی سالهای اخیر شاهد بحران مشروعیت و فروپاشی «سرمایه اجتماعی» است که با موجهای پیدرپی اعتراضات مردمی از دیماه ۱۳۹۶ تا آبان ۱۳۹۸ و اعتراضات گسترده سال ۱۴۰۱ به روشنی نشان داده شده است. سرکوب بیرحمانه این اعتراضات، نمایانگر فقدان «لیگیتیماسیون» و بحران «حکومت» در ساختار سیاسی حاکم است؛ بحرانی که هرگونه اصلاح واقعی و ریشهای را در بستر کنونی عملاً ناممکن میسازد.
✅مطالعات توسعه سیاسی و حکمرانی بر این نکته تاکید دارند که «سرمایه انسانی» و «سرمایه فرهنگی» محورهای کلیدی موفقیت در توسعه پایدار و رهبری اثربخش هستند. محمد بن سلمان با تحصیلات مدیریت و حقوق در سطح بینالمللی و تسلط به زبانهای خارجی و شبکههای گسترده دیپلماتیک و اقتصادی، از «دیپلماسی نرم» بهرهمند است و توانایی تعامل سازنده با بازیگران جهانی را دارد.
در مقابل، مجتبی خامنهای با پشتوانه صرفاً حوزوی و عدم تخصص در حوزههای کلیدی سیاست، اقتصاد و فناوریهای نوین و با پروندههای فساد گسترده، فاقد این سرمایه فرهنگی و مدیریتی است. فقدان دانش بهروز و ظرفیت تعامل با نظامهای مدرن حکمرانی، یک ریسک اساسی برای شکلگیری رهبری آینده ایران محسوب میشود و از منظر مطالعات علمی توسعه انسانی، این کمبودها به معنای ناتوانی در پاسخگویی به چالشهای پیچیده و چندوجهی کشور است.
✅تحقیقات مدیریتی و حکمرانی کلان تاکید میکند که داشتن «تجربه عملیاتی و اجرایی» در سطوح بالای ساختاری، از مولفههای بنیادین اثربخشی رهبری است. بن سلمان پیش از ولیعهدی، مسئولیتهای کلیدی همچون وزارت دفاع و مدیریت پروژههای ملی اقتصادی-فرهنگی را به عهده داشت که مهارتهای «سیاستگذاری راهبردی» و «مدیریت تغییر» را در او تقویت کرد.
اما مجتبی خامنهای فاقد هرگونه تجربه مدیریتی کلان است و فعالیتهای او محدود به حوزههای آموزش حوزوی و تامین شبکههای فساد است. این خلا جدی در توانمندیهای مدیریتی، موجب میشود وی قادر به پاسخگویی به پیچیدگیهای سیاستگذاری و اداره امور کشور نباشد و به بحرانهای مستمر ایران افزوده شود.
ادامه دارد👇👇👇👇👇👇
در شرایط کنونی که جمهوری اسلامی با بحرانهای چندلایه و ساختاری در حوزههای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی دست به گریبان است، اظهارنظرهای بیپایه و قیاسهای ناشی از درماندگی، نه تنها کمکی به حل معضلات رژیم اشغالگر جمهوری اسلامی نمیکنند، بلکه به عنوان «آفتِ حکمرانی» عمل کرده و نمایانگر بحران هژمونیک رژیم و سبب شتاب روند بیداری خرد جمعی بوده، و ازین جهت، این اظهارات برای ما ایرانگرایان بسیار سودمند و مغتنم هستند و آشکارا از انهدام سرمایه نمادین نظام پرده برمیدارند.
یکی از نمونههای بارز این گل بهخودی، مواضع بیپشتوانه و فاجعهبار #فائزه_هاشمی است که با توهمی بیپایه، #مجتبی_خامنهای را در قامت #محمد_بن_سلمان، ولیعهد عربستان، قرار داده و او را به عنوان «گزینهای مطلوب» برای اداره ایران به جامعه تحمیل میکند. این قیاس نادرست نه تنها فاقد وجاهت علمی و مدیریتی است، بلکه نشان آشکاری از درماندگی رژیم فروپاشیده است.
نباید فراموش کنیم که اکبر هاشمی رفسنجانی، پدر فائزه، با روی کار آوردن #علی_خامنه_ای، خود عامل اصلی تثبیت و استمرار ساختار ناکارآمد کنونی بود؛ نظامی که کشور را در بنبست رکود اقتصادی، سرکوب سیاسی و انزوای بینالمللی گرفتار کرد. حال شاهدیم که فائزه هاشمی با همان وقاحت سیاسی، در صدد بازتولید این ساختار ناکارآمد و فاسد است؛ تلاشهایی که نه تنها در تضاد کامل با منافع ملی بلکه آینهای است از ذینفعی خانوادهای در استمرار چرخه ناکارآمدی و عدم پاسخگویی.
✅ورود محمد بن سلمان به عرصه قدرت در عربستان سعودی همزمان با موج خیزشهای مردمی «بهار عربی» صورت گرفت؛ دورهای که فضای سیاسی-اجتماعی منطقه در نقطه بحرانی و شکنندهای قرار داشت. در این برهه حساس، بن سلمان با استفاده از مهارتهای «مدیریت بحران» و «مهندسی اجتماعی» و اجرای اصلاحات ساختاری عمیق در حوزههای اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی توانست ضمن مهار آشوبها، بستری برای ایجاد «حکمرانی نوین» و تثبیت ثبات نسبی فراهم آورد.
در نقطه مقابل، جمهوری اسلامی طی سالهای اخیر شاهد بحران مشروعیت و فروپاشی «سرمایه اجتماعی» است که با موجهای پیدرپی اعتراضات مردمی از دیماه ۱۳۹۶ تا آبان ۱۳۹۸ و اعتراضات گسترده سال ۱۴۰۱ به روشنی نشان داده شده است. سرکوب بیرحمانه این اعتراضات، نمایانگر فقدان «لیگیتیماسیون» و بحران «حکومت» در ساختار سیاسی حاکم است؛ بحرانی که هرگونه اصلاح واقعی و ریشهای را در بستر کنونی عملاً ناممکن میسازد.
✅مطالعات توسعه سیاسی و حکمرانی بر این نکته تاکید دارند که «سرمایه انسانی» و «سرمایه فرهنگی» محورهای کلیدی موفقیت در توسعه پایدار و رهبری اثربخش هستند. محمد بن سلمان با تحصیلات مدیریت و حقوق در سطح بینالمللی و تسلط به زبانهای خارجی و شبکههای گسترده دیپلماتیک و اقتصادی، از «دیپلماسی نرم» بهرهمند است و توانایی تعامل سازنده با بازیگران جهانی را دارد.
در مقابل، مجتبی خامنهای با پشتوانه صرفاً حوزوی و عدم تخصص در حوزههای کلیدی سیاست، اقتصاد و فناوریهای نوین و با پروندههای فساد گسترده، فاقد این سرمایه فرهنگی و مدیریتی است. فقدان دانش بهروز و ظرفیت تعامل با نظامهای مدرن حکمرانی، یک ریسک اساسی برای شکلگیری رهبری آینده ایران محسوب میشود و از منظر مطالعات علمی توسعه انسانی، این کمبودها به معنای ناتوانی در پاسخگویی به چالشهای پیچیده و چندوجهی کشور است.
✅تحقیقات مدیریتی و حکمرانی کلان تاکید میکند که داشتن «تجربه عملیاتی و اجرایی» در سطوح بالای ساختاری، از مولفههای بنیادین اثربخشی رهبری است. بن سلمان پیش از ولیعهدی، مسئولیتهای کلیدی همچون وزارت دفاع و مدیریت پروژههای ملی اقتصادی-فرهنگی را به عهده داشت که مهارتهای «سیاستگذاری راهبردی» و «مدیریت تغییر» را در او تقویت کرد.
اما مجتبی خامنهای فاقد هرگونه تجربه مدیریتی کلان است و فعالیتهای او محدود به حوزههای آموزش حوزوی و تامین شبکههای فساد است. این خلا جدی در توانمندیهای مدیریتی، موجب میشود وی قادر به پاسخگویی به پیچیدگیهای سیاستگذاری و اداره امور کشور نباشد و به بحرانهای مستمر ایران افزوده شود.
ادامه دارد👇👇👇👇👇👇
👍67❤11👎5