This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دو هفته بعد از اشغال سفارت آمریکا در تهران، مایک والاس، خبرنگار شبکه سیبیاس و مجری برنامه تلویزیونی پرطرفدار شصتدقیقه به تهران آمد؛ از معدود کسانی که با شاه ایران هم گفتوگو کرده بود و حالا سراغ رهبر نوپای ایران میرفت برای مصاحبه. خودش گفته، خیلی خوب میتوانست تفاوت فضای آبان ۵۸ تا قبل از بهمن ۵۷ را لمس کند.
مایک والاس برای گفتوگو درباره گروگانهای آمریکایی در سفارت آمریکا با رهبر جمهوری اسلامی آمده بود، ولی به او گفتند باید تمام سوالاتش را از قبل بنویسد، سبکوسنگین شود و اگر صلاح نبود، حذف شود وگرنه اجازه ندارد مصاحبه کند. او اجازه نداشت درباره حقوق بشر، نبود آزادی یا مسایل سیاسی ایران هیچگونه پرسشی مطرح کند.
ولی مایک والاس که به رکگویی و صراحت و پرسشهای تند و تیزش مشهور بود، زیرآبی رفت و تا جایی که توانست پرسشهای هماهنگنشده پرسید. بعضی بیجواب ماند و بعضی همه را غافلگیر کرد.
خودش گفته، برای لحظاتی فکر کرده وقتی اینها را میپرسد، احتمالا جای خودش هم کنار گروگانهای آمریکایی خواهد بود، آنقدر که فضا سختگیرانه، سرد، تندخو، ترسناک و پرتنش بود.
تمام مدتی که او سعی میکرد به پاسخی برسد درباره آزادی گروگانهای آمریکایی در سفارت آمریکا، فقط تکرار این جواب را میشنید: «شاه باید بازگردد و به ما بگوید پولهایش کجاست و دامنه خیانتهایش به ملت ایران، روشن شود، تا گروگانها آزاد شوند، وگرنه آزاد نمیشوند.»
وقتی #مایک_والاس در رسیدن به جواب درست و عاقلانه یا حتی پیداشدن راهحلی معمولی در این زمینه ناامید شده بود، حرفش را طور دیگری گفت. در قالب سؤالی از پیش تأییدنشده و ناگهانی که همه را شوکه کرد:
«رئیسجمهور انور سادات (رییسجمهور مصر که از شاه در تبعید پذیرایی کرده بود) گفته که آنچه شما انجام میدهید، مایه ننگ اسلام است و شما را - ببخشید، این کلمات اوست نه من- دیوانه خوانده است.»
البته پاسخ، مرتدخواندن انور سادات بود و دعوت از مردم مصر برای سرنگونی رئیسجمهورشان. اتفاقی که دو سال بعد افتاد، اما والاس بعدها گفت، در آن زمان حتی فکرش را نمیکرد، پیامد آنچه میگوید، واکنش دیوانهوار محض است. گفته، تصورش را هم نمیکرد، تاریخ چنین رهبرانی به خود ببیند.
دو هفته بعد از اشغال سفارت آمریکا در تهران، مایک والاس، خبرنگار شبکه سیبیاس و مجری برنامه تلویزیونی پرطرفدار شصتدقیقه به تهران آمد؛ از معدود کسانی که با شاه ایران هم گفتوگو کرده بود و حالا سراغ رهبر نوپای ایران میرفت برای مصاحبه. خودش گفته، خیلی خوب میتوانست تفاوت فضای آبان ۵۸ تا قبل از بهمن ۵۷ را لمس کند.
مایک والاس برای گفتوگو درباره گروگانهای آمریکایی در سفارت آمریکا با رهبر جمهوری اسلامی آمده بود، ولی به او گفتند باید تمام سوالاتش را از قبل بنویسد، سبکوسنگین شود و اگر صلاح نبود، حذف شود وگرنه اجازه ندارد مصاحبه کند. او اجازه نداشت درباره حقوق بشر، نبود آزادی یا مسایل سیاسی ایران هیچگونه پرسشی مطرح کند.
ولی مایک والاس که به رکگویی و صراحت و پرسشهای تند و تیزش مشهور بود، زیرآبی رفت و تا جایی که توانست پرسشهای هماهنگنشده پرسید. بعضی بیجواب ماند و بعضی همه را غافلگیر کرد.
خودش گفته، برای لحظاتی فکر کرده وقتی اینها را میپرسد، احتمالا جای خودش هم کنار گروگانهای آمریکایی خواهد بود، آنقدر که فضا سختگیرانه، سرد، تندخو، ترسناک و پرتنش بود.
تمام مدتی که او سعی میکرد به پاسخی برسد درباره آزادی گروگانهای آمریکایی در سفارت آمریکا، فقط تکرار این جواب را میشنید: «شاه باید بازگردد و به ما بگوید پولهایش کجاست و دامنه خیانتهایش به ملت ایران، روشن شود، تا گروگانها آزاد شوند، وگرنه آزاد نمیشوند.»
وقتی #مایک_والاس در رسیدن به جواب درست و عاقلانه یا حتی پیداشدن راهحلی معمولی در این زمینه ناامید شده بود، حرفش را طور دیگری گفت. در قالب سؤالی از پیش تأییدنشده و ناگهانی که همه را شوکه کرد:
«رئیسجمهور انور سادات (رییسجمهور مصر که از شاه در تبعید پذیرایی کرده بود) گفته که آنچه شما انجام میدهید، مایه ننگ اسلام است و شما را - ببخشید، این کلمات اوست نه من- دیوانه خوانده است.»
البته پاسخ، مرتدخواندن انور سادات بود و دعوت از مردم مصر برای سرنگونی رئیسجمهورشان. اتفاقی که دو سال بعد افتاد، اما والاس بعدها گفت، در آن زمان حتی فکرش را نمیکرد، پیامد آنچه میگوید، واکنش دیوانهوار محض است. گفته، تصورش را هم نمیکرد، تاریخ چنین رهبرانی به خود ببیند.
❤75👍49🤬5