Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نوشتن را به چشم نوعی گفتگوی زندهی پرسشگرانه ببینیم. یعنی همزمان و در حین نوشتن پرسشگری کنیم. پرسشگری کنیم تا بفهمیم. تا نوشتهی خود را در حین نوشتن ارزیابی کنیم. تا اندیشههای مهم را در تفکرمان فرا بخوانیم.
چه پرسشهایی را در حین نوشتن پیشنهاد میکنید؟
🎬 در این ویدیو #جردن_پیترسون نوشتن را یکی از ابزارهای مهم برای پروش تفکر نقادانه میداند.
@HosseinGaeeni
#تفکر_پرسشگرانه
چه پرسشهایی را در حین نوشتن پیشنهاد میکنید؟
🎬 در این ویدیو #جردن_پیترسون نوشتن را یکی از ابزارهای مهم برای پروش تفکر نقادانه میداند.
@HosseinGaeeni
#تفکر_پرسشگرانه
❤1
درنگِ پرسشگرانه | حسین گائینی
@HosseinGaeeni
هر کدام از ما استعدادهای متفاوت و ویژهای داریم که لازم است آنها را بشناسیم و توسعه دهیم.
گزاره بالا را از زبان افراد مختلف زیاد میشنویم.
اما نکته مهمی در این میانه نادیده گرفته میشود؛ برای بروز استعدادهای فردی نیازمند یک بستر (کانتکست) مناسب و بدون مانع هستیم.
آزادی نبودن مانع است و جامعهای را آزاد میتوان گفت که افراد آن برای دنبال کردن سعادت و پیشرفت خود به موانع برخورد نکنند. این موانع ممکن است موانع سیاسی باشند که حکومت اعمال کرده است و یا موانعی باشند که پیشوایان دینی ایجاد کردهاند. و یا موانعی باشند که عقاید عموم (فرهنگ غالب) برپا کرده است.
"جان استوارت میل" معتقد بود که پیشرفت همه جانبه یک اجتماع تنها در نتیجهی بهتر شدن افراد محقق میشود و بهتر شدن افراد تنها در این صورت ممکن است که آزادی داشته باشند، استعدادهای فردی خود را پرورش دهند و به کمال خود برسند.
رسیدن به کمال فردی همان امکان بروز "فردیت" یعنی رشد صفاتی است که فردی را از فرد دیگر متمایز میکند.
در نظر "استوارت میل" چیزی مهمتر از این نیست که سیستم حاکم و اجتماع شرایطی فراهم کند که فرد بتواند استعدادهای خود را آزادانه شناسایی و بروز دهد.
چنان که مهمترین وظیفهی باغبان آن است که موانع را برطرف کند و شرایطی ایجاد نماید که هر یک از درختان بتوانند در نوع خود درخت کاملی شوند، در اجتماع نیز چنین است.
نه تنها سیستم حاکم، بلکه فرهنگ عمومی هم اغلب از اینکه یک "فرد" ابراز وجود کند، ناراحت میشوند! این تنفر از فرد و فردیت به قدری ریشهدار است که میتوان نشان داد چندین جریان فکری، فلسفی و ایدئولوژیک اساساً شمشیر کشیدهاند که سر همین "فرد" را ببرند، البته هر کدام با استدلال و بیان خاص خود.
در دوران دانشگاه دوستی تعریف میکرد که به دلیل موهای بلندش از طرف حراست اخطار گرفته بود و جالب اینکه وقتی یکی از اساتیدش که تفکرات سوسیالیستی/مارکسیستی داشته نیز از ماجرا خبردار میشود کار برادران حراست را با نیشخندی تایید میکند و صراحتاً به او میگوید: "هر چیز که آدم را انگشتنما کند (بخوانید: شاخص کند!) بد است!" گویا حتا هواداران لاییک این "ایسم"ها هم اصولاً از "بلندی" خوششان نمیآید! حالا فرق نمیکند، موی بلند! باشد یا قد بلند! یا صدای بلند!...
و معتقدند هر چیز بلند را باید کوتاه کرد!
کلی هم دلیل و برهان در آستین دارند مبنی بر اینکه: "این فردیت اصولاً چیز مزخرفیست!" ظلم است! بیادبی است! گستاخی است! تجمل است! لوکس است! و...
به نظر شما چرا "فردیت" اینقدر دشمن دارد؟
@HosseinGaeeni
#فردیت
#آزادی
#تفکر_پرسشگرانه
#پادیادگیری
گزاره بالا را از زبان افراد مختلف زیاد میشنویم.
اما نکته مهمی در این میانه نادیده گرفته میشود؛ برای بروز استعدادهای فردی نیازمند یک بستر (کانتکست) مناسب و بدون مانع هستیم.
آزادی نبودن مانع است و جامعهای را آزاد میتوان گفت که افراد آن برای دنبال کردن سعادت و پیشرفت خود به موانع برخورد نکنند. این موانع ممکن است موانع سیاسی باشند که حکومت اعمال کرده است و یا موانعی باشند که پیشوایان دینی ایجاد کردهاند. و یا موانعی باشند که عقاید عموم (فرهنگ غالب) برپا کرده است.
"جان استوارت میل" معتقد بود که پیشرفت همه جانبه یک اجتماع تنها در نتیجهی بهتر شدن افراد محقق میشود و بهتر شدن افراد تنها در این صورت ممکن است که آزادی داشته باشند، استعدادهای فردی خود را پرورش دهند و به کمال خود برسند.
رسیدن به کمال فردی همان امکان بروز "فردیت" یعنی رشد صفاتی است که فردی را از فرد دیگر متمایز میکند.
در نظر "استوارت میل" چیزی مهمتر از این نیست که سیستم حاکم و اجتماع شرایطی فراهم کند که فرد بتواند استعدادهای خود را آزادانه شناسایی و بروز دهد.
چنان که مهمترین وظیفهی باغبان آن است که موانع را برطرف کند و شرایطی ایجاد نماید که هر یک از درختان بتوانند در نوع خود درخت کاملی شوند، در اجتماع نیز چنین است.
نه تنها سیستم حاکم، بلکه فرهنگ عمومی هم اغلب از اینکه یک "فرد" ابراز وجود کند، ناراحت میشوند! این تنفر از فرد و فردیت به قدری ریشهدار است که میتوان نشان داد چندین جریان فکری، فلسفی و ایدئولوژیک اساساً شمشیر کشیدهاند که سر همین "فرد" را ببرند، البته هر کدام با استدلال و بیان خاص خود.
در دوران دانشگاه دوستی تعریف میکرد که به دلیل موهای بلندش از طرف حراست اخطار گرفته بود و جالب اینکه وقتی یکی از اساتیدش که تفکرات سوسیالیستی/مارکسیستی داشته نیز از ماجرا خبردار میشود کار برادران حراست را با نیشخندی تایید میکند و صراحتاً به او میگوید: "هر چیز که آدم را انگشتنما کند (بخوانید: شاخص کند!) بد است!" گویا حتا هواداران لاییک این "ایسم"ها هم اصولاً از "بلندی" خوششان نمیآید! حالا فرق نمیکند، موی بلند! باشد یا قد بلند! یا صدای بلند!...
و معتقدند هر چیز بلند را باید کوتاه کرد!
کلی هم دلیل و برهان در آستین دارند مبنی بر اینکه: "این فردیت اصولاً چیز مزخرفیست!" ظلم است! بیادبی است! گستاخی است! تجمل است! لوکس است! و...
به نظر شما چرا "فردیت" اینقدر دشمن دارد؟
@HosseinGaeeni
#فردیت
#آزادی
#تفکر_پرسشگرانه
#پادیادگیری
👍4❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅ روی "کسی که میتونیم باشیم" تمرکز کنیم یا "همینی که هستیم، کافیه"؟
🎬 از #جردن_پیترسون بشنویم.
@HosseinGaeeni
#تفکر_پرسشگرانه #توسعه_فردی
🎬 از #جردن_پیترسون بشنویم.
@HosseinGaeeni
#تفکر_پرسشگرانه #توسعه_فردی
👍7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نخستین مواجهه من با کاربرد کوچینگ در سازمانها به حدود ۱۲ سال پیش باز میگردد که به واسطه مسئولیت اجرای یک پروژه در حوزه توسعه منابع انسانی در صنعت خودرو، با یافتن هندبوک فرایند مدیریت عملکرد شرکت IBM، به واژه کوچینگ برخوردم و کاربرد آن را بسیار جذاب یافتم.
امروز خوشحالم که پس از سالها فعالیت جدی حرفهای در حوزه آموزش مهارتهای کوچینگ و منتورینگ برای مدیران (مدیر در نقش کوچ/منتور) و ارایه خدمات تخصصی کوچینگ فردی برای مدیران مختلف و صاحبان کسبوکارها، نتایج ملموسِ بهبود عملکرد به واسطه بهکارگیری این شیوه مدیریتی، سازمانهای ایرانی بیشتری را علاقمند به توسعه مهارتهای مدیران در این زمینه کرده است.
در این ویدیو خیلی مختصر درباره چگونگی اجرای کوچینگ عملکرد توضیح دادم.
ویدیو مربوط به ۸ تیر ۱۴۰۱ و سومین روز از پنجمین دوره کارگاه آموزشی "مدیر در نقش کوچ" برای مدیران مشتاق شرکت ایرانسل است.
@HosseinGaeeni
#مدیر_در_نقش_کوچ #کوچینگ #توسعه_فردی #مهارت_نرم #یادگیری
امروز خوشحالم که پس از سالها فعالیت جدی حرفهای در حوزه آموزش مهارتهای کوچینگ و منتورینگ برای مدیران (مدیر در نقش کوچ/منتور) و ارایه خدمات تخصصی کوچینگ فردی برای مدیران مختلف و صاحبان کسبوکارها، نتایج ملموسِ بهبود عملکرد به واسطه بهکارگیری این شیوه مدیریتی، سازمانهای ایرانی بیشتری را علاقمند به توسعه مهارتهای مدیران در این زمینه کرده است.
در این ویدیو خیلی مختصر درباره چگونگی اجرای کوچینگ عملکرد توضیح دادم.
ویدیو مربوط به ۸ تیر ۱۴۰۱ و سومین روز از پنجمین دوره کارگاه آموزشی "مدیر در نقش کوچ" برای مدیران مشتاق شرکت ایرانسل است.
@HosseinGaeeni
#مدیر_در_نقش_کوچ #کوچینگ #توسعه_فردی #مهارت_نرم #یادگیری
👍6❤1
Forwarded from درنگِ پرسشگرانه | حسین گائینی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅ نسیم نیکولاس طالب در بخشی از #کتاب "پوست در بازی" با اشاره به اینکه نامُداراترینها پیروز میشوند، درباره سلطهی اقلیت یکدنده، سختگیر و متعصب میگوید. و اشاره میکند که قانون "اقلیت" مادر تمامیِ عدم تقارنها محسوب میشود.
اقلیت یکدندهای که دارای پوست در بازی هستند کاری میکنند که سرتاسر جامعه به ترجیحات آنها تن بدهند. همین سلطهی اقلیت، نوعی توهم را به وجود میآورد: یک ناظر سادهلوح تصور خواهد کرد که این انتخابها و ترجیحات متعلق به اکثریت هستند.
🎬 چگونه اقلیت سختگیر و متعصب جامعه را با خود همراه میکند؟
@HosseinGaeeni
اقلیت یکدندهای که دارای پوست در بازی هستند کاری میکنند که سرتاسر جامعه به ترجیحات آنها تن بدهند. همین سلطهی اقلیت، نوعی توهم را به وجود میآورد: یک ناظر سادهلوح تصور خواهد کرد که این انتخابها و ترجیحات متعلق به اکثریت هستند.
🎬 چگونه اقلیت سختگیر و متعصب جامعه را با خود همراه میکند؟
@HosseinGaeeni
👍6
درنگِ پرسشگرانه | حسین گائینی
#کنکور #تفکر_سیستمی
نمیدانم این روزها گذارتان به حوزههای آزمون کنکور خورده بود یا نه؟ یا شاید خودتان هم در متنِ این حادثه نقشی بازی کردهاید.
نوجوانانی که با استرس جزوهها را برای آخرین بار مرور میکنند و منتظر باز شدنِ در و ورود به حوزه امتحانی هستند، پدر و مادرهایی دلنگران که پشتِ درهای آزمون به امید معجزهای شاید، "دعا" میخوانند. موسسههای کنکور و مشاوران تحصیلی که در طول سال مُدام پیام میدهند "اگر کنکور را خراب کنید، آیندهتان تباه شده و بدبخت میشوید"، از فرصت آخرین ثانیههای جلوی درِ ورودی هم استفاده میکنند تا اضطراب و استرس مشتریان خود را در بالاترین حدِ ممکن نگاه دارند! سازمان سنجشی که برای پیشگیری از "تقلب" فرمانِ قطع اینترنت را میدهد. و...
فارغ از کلیشههای رایج، چگونه میتوانیم به این سیستم نگاه کنیم و در صورت لزوم آن را نقد کنیم؟
یک باور اسطورهای در ناخودآگاه جمعی ما این است: "با اینکه سرنوشتِ انسان محتوم و از پیش نوشته شده است، اما میتوان با انجام مناسکی و اجرای آیینهایی این سرنوشت را دستکاری کرد"
به نظر میآید کنکور هم یکی از این آیینهای مهمِ سرنوشتساز است. آیینی که گویا با دخالت برخی بازیگران و با اجرای مناسکی ویژه میتوان در عرض چند ساعت سرنوشتِ باقیِ زندگی را تغییر داد.
آنکه بتواند در این بازی برنده شود و سرنوشت را تغییر دهد، به میدانِ خداوندگاری نزدیک میشود.
و به همین دلیل شاید مثل سایرِ مناسکِ مشابه، این آیینِ اجتماعی و این چند ساعت "تقدس" خاصی دارد و بایسته است که به گونهای شایسته پاس داشته شود!
در ضمن عنصر "شانس" نقش غیر قابل انکاری در کسب نتیجه نهایی و برنده یا بازنده شدن در این بازی دارد. و وقتی پای شانس در میان باشد، بازار تقلب و جادو هم بسیار گرم میشود!
چه باید کرد؟
واقعیت این است که ما انسانها ناخودآگاه در حال زیستنِ باورهای جمعی خود هستیم، باورهایی که برخیشان آنقدر اسطورهای و عمیق هستند و آنقدر در وجود ما ریشه دوانده که با اینکه ممکن است خیلی شفاف نبینیمشان، اما آنها به کار خود مشغول هستند و سیستمها، تصمیمها، اقدامها و عملکردهای ما را میسازند.
اگر از عملکرد سیستمهایی که ساختهایم و نتیجههای حاصل شده از آنها رضایت نداریم، لازم است کمی عمیقتر به باورهای جمعی خود نگاه کنیم، درباره آنها پرسشگری کنیم، و با نگاهی نقادانه و فارغ از کلیشههای رایج، آنها را به چالش بکشیم.
@HosseinGaeeni
#تفکر_پرسشگرانه
نوجوانانی که با استرس جزوهها را برای آخرین بار مرور میکنند و منتظر باز شدنِ در و ورود به حوزه امتحانی هستند، پدر و مادرهایی دلنگران که پشتِ درهای آزمون به امید معجزهای شاید، "دعا" میخوانند. موسسههای کنکور و مشاوران تحصیلی که در طول سال مُدام پیام میدهند "اگر کنکور را خراب کنید، آیندهتان تباه شده و بدبخت میشوید"، از فرصت آخرین ثانیههای جلوی درِ ورودی هم استفاده میکنند تا اضطراب و استرس مشتریان خود را در بالاترین حدِ ممکن نگاه دارند! سازمان سنجشی که برای پیشگیری از "تقلب" فرمانِ قطع اینترنت را میدهد. و...
فارغ از کلیشههای رایج، چگونه میتوانیم به این سیستم نگاه کنیم و در صورت لزوم آن را نقد کنیم؟
یک باور اسطورهای در ناخودآگاه جمعی ما این است: "با اینکه سرنوشتِ انسان محتوم و از پیش نوشته شده است، اما میتوان با انجام مناسکی و اجرای آیینهایی این سرنوشت را دستکاری کرد"
به نظر میآید کنکور هم یکی از این آیینهای مهمِ سرنوشتساز است. آیینی که گویا با دخالت برخی بازیگران و با اجرای مناسکی ویژه میتوان در عرض چند ساعت سرنوشتِ باقیِ زندگی را تغییر داد.
آنکه بتواند در این بازی برنده شود و سرنوشت را تغییر دهد، به میدانِ خداوندگاری نزدیک میشود.
و به همین دلیل شاید مثل سایرِ مناسکِ مشابه، این آیینِ اجتماعی و این چند ساعت "تقدس" خاصی دارد و بایسته است که به گونهای شایسته پاس داشته شود!
در ضمن عنصر "شانس" نقش غیر قابل انکاری در کسب نتیجه نهایی و برنده یا بازنده شدن در این بازی دارد. و وقتی پای شانس در میان باشد، بازار تقلب و جادو هم بسیار گرم میشود!
چه باید کرد؟
واقعیت این است که ما انسانها ناخودآگاه در حال زیستنِ باورهای جمعی خود هستیم، باورهایی که برخیشان آنقدر اسطورهای و عمیق هستند و آنقدر در وجود ما ریشه دوانده که با اینکه ممکن است خیلی شفاف نبینیمشان، اما آنها به کار خود مشغول هستند و سیستمها، تصمیمها، اقدامها و عملکردهای ما را میسازند.
اگر از عملکرد سیستمهایی که ساختهایم و نتیجههای حاصل شده از آنها رضایت نداریم، لازم است کمی عمیقتر به باورهای جمعی خود نگاه کنیم، درباره آنها پرسشگری کنیم، و با نگاهی نقادانه و فارغ از کلیشههای رایج، آنها را به چالش بکشیم.
@HosseinGaeeni
#تفکر_پرسشگرانه
👍11👏2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎬 کانفورمیست (حزب باد) ترانهای طنز با اجرای قدرتمندانه جورجو گابر هنرمند برجسته ایتالیایی
این #موسیقی یکی از نمونههای موسیقی انتقادی پاپ در حوزه اجتماعی است که جامعه جدید غرب و جوامع روبه توسعه جهان سوم را به باد انتقاد میگیرد. کانفورمیست به افرادی گفته میشود که طرفدار حزب باد هستند گاهی سوسیالیستاند، گاهی لیبرال و گاهی هرچه باد تعیین کند!
گابر شیوه جدیدی را در موسیقی ایتالیا ابداع کرد که در آن با بهرهگیری از مولفههای هنرهای نمایشی، ترانههایی با مضامین سیاسی و اجتماعی اجرا میشدند.
@HosseinGaeeni
این #موسیقی یکی از نمونههای موسیقی انتقادی پاپ در حوزه اجتماعی است که جامعه جدید غرب و جوامع روبه توسعه جهان سوم را به باد انتقاد میگیرد. کانفورمیست به افرادی گفته میشود که طرفدار حزب باد هستند گاهی سوسیالیستاند، گاهی لیبرال و گاهی هرچه باد تعیین کند!
گابر شیوه جدیدی را در موسیقی ایتالیا ابداع کرد که در آن با بهرهگیری از مولفههای هنرهای نمایشی، ترانههایی با مضامین سیاسی و اجتماعی اجرا میشدند.
@HosseinGaeeni
👍11❤1
تماس گرفته بود به یک سخنرانی دعوتم بکند که برای مخاطبانشان داستان موفقیتم رو بگویم.
پرسیدم:
اول: از کجا معلوم که موفق باشم؟ اصلا موفقیت به چه معنا است؟
دوم: تمایل دارید چگونه داستانی درباره موفقیتم بگویم؟
درباره بخش نخستِ سوال اولم لطف داشت و برای بخش دومش هم خندهای کرد و گفت: "باز هم سوال کوچینگی!"
درباره سوال دوم گفت: "از تلاشها و پشتکارت در این راه بگو که مخاطبان ما انگیزه بگیرند."
از اینجا به بعد سکوت کردم و زندگیام را مرور کردم.
شانس آوردم در خانوادهای به دنیا آمدم که در آن از لحاظ اجتماعی و اقتصادی و حتا تاریخی شرایط مناسبی برای رشد من مهیا شده بود.
شانس آوردم حدود سی سال پیش در دوره دانشجویی فرصت کارآموزی در یک شرکت شناخته شده برایم فراهم شد و دوباره شانس آوردم که آن فردی که در آن دوره سرپرست کارآموزی من بود، چند سال بعد یکی از مدیران آن سازمان شده بود و همین آشنایی نقش مهمی در استخدام من داشت.
شانس آوردم حدود هفت سال پیش در یک گروه تلگرامی مطلبی که درباره مدیریت دانش نوشته بودم را فوروارد کردم و یکی از اعضای آن گروه که تهیهکننده برنامههای مدیریتی در رادیو اقتصاد بود پیام داد و دعوتم کرد که در چند برنامههای رادیویی صحبت کنم.
شش سال پیش، شانس این را داشتم که با چند انسانِ حرفهای و عملگرا آشنا شوم و با همراهی همین دوستان مجموعه کیفکو را خلق کردیم که به نظرم منشا اثرات مهمی بود.
بنابراین فکر میکنم لااقل برای من عامل محیطی و شانس خیلی مهمتر و موثرتر از پشتکار و تلاش بوده است.
شبکههای اجتماعی پر شده است از روایت داستان زندگی آدمهایی که موفقیتشان را صرفا ناشی از پشتکار خودشان میدانند. و در اکثر این روایتها، قهرمان داستان در کودکی و نوجوانی بدبختی و بیچارگی و زندگی در فقر را تجربه کرده است.
برخی از مشاورین تبلیغات و برندینگ هم مشتاقان پرسنال برندینگ را به روایت اینگونه داستانهای جذاب برای مخاطب تشویق میکنند.
اما در این داستانها تمام واقعیت از جمله شانسهای سر راهِ افراد و شرایط محیطی بازگو نمیشود. و در نتیجه گوینده از مسیر تمامیت و رو راستی با مخاطب دور میافتد و از سویی سرنخهای ناکارآمدی هم به مخاطب میدهد.
نظر شما چیست؟ نقش شانس و محیط را در موفقیتهای خود چگونه ارزیابی میکنید؟
پ.ن.: لیست شانسهایم بسیار است و همه آنها در محدودیت یک پست نمیگنجد.
@HosseinGaeeni
#تفکر_پرسشگرانه
#کوچینگ
پرسیدم:
اول: از کجا معلوم که موفق باشم؟ اصلا موفقیت به چه معنا است؟
دوم: تمایل دارید چگونه داستانی درباره موفقیتم بگویم؟
درباره بخش نخستِ سوال اولم لطف داشت و برای بخش دومش هم خندهای کرد و گفت: "باز هم سوال کوچینگی!"
درباره سوال دوم گفت: "از تلاشها و پشتکارت در این راه بگو که مخاطبان ما انگیزه بگیرند."
از اینجا به بعد سکوت کردم و زندگیام را مرور کردم.
شانس آوردم در خانوادهای به دنیا آمدم که در آن از لحاظ اجتماعی و اقتصادی و حتا تاریخی شرایط مناسبی برای رشد من مهیا شده بود.
شانس آوردم حدود سی سال پیش در دوره دانشجویی فرصت کارآموزی در یک شرکت شناخته شده برایم فراهم شد و دوباره شانس آوردم که آن فردی که در آن دوره سرپرست کارآموزی من بود، چند سال بعد یکی از مدیران آن سازمان شده بود و همین آشنایی نقش مهمی در استخدام من داشت.
شانس آوردم حدود هفت سال پیش در یک گروه تلگرامی مطلبی که درباره مدیریت دانش نوشته بودم را فوروارد کردم و یکی از اعضای آن گروه که تهیهکننده برنامههای مدیریتی در رادیو اقتصاد بود پیام داد و دعوتم کرد که در چند برنامههای رادیویی صحبت کنم.
شش سال پیش، شانس این را داشتم که با چند انسانِ حرفهای و عملگرا آشنا شوم و با همراهی همین دوستان مجموعه کیفکو را خلق کردیم که به نظرم منشا اثرات مهمی بود.
بنابراین فکر میکنم لااقل برای من عامل محیطی و شانس خیلی مهمتر و موثرتر از پشتکار و تلاش بوده است.
شبکههای اجتماعی پر شده است از روایت داستان زندگی آدمهایی که موفقیتشان را صرفا ناشی از پشتکار خودشان میدانند. و در اکثر این روایتها، قهرمان داستان در کودکی و نوجوانی بدبختی و بیچارگی و زندگی در فقر را تجربه کرده است.
برخی از مشاورین تبلیغات و برندینگ هم مشتاقان پرسنال برندینگ را به روایت اینگونه داستانهای جذاب برای مخاطب تشویق میکنند.
اما در این داستانها تمام واقعیت از جمله شانسهای سر راهِ افراد و شرایط محیطی بازگو نمیشود. و در نتیجه گوینده از مسیر تمامیت و رو راستی با مخاطب دور میافتد و از سویی سرنخهای ناکارآمدی هم به مخاطب میدهد.
نظر شما چیست؟ نقش شانس و محیط را در موفقیتهای خود چگونه ارزیابی میکنید؟
پ.ن.: لیست شانسهایم بسیار است و همه آنها در محدودیت یک پست نمیگنجد.
@HosseinGaeeni
#تفکر_پرسشگرانه
#کوچینگ
👏13👍9❤7
درنگِ پرسشگرانه | حسین گائینی
تماس گرفته بود به یک سخنرانی دعوتم بکند که برای مخاطبانشان داستان موفقیتم رو بگویم. پرسیدم: اول: از کجا معلوم که موفق باشم؟ اصلا موفقیت به چه معنا است؟ دوم: تمایل دارید چگونه داستانی درباره موفقیتم بگویم؟ درباره بخش نخستِ سوال اولم لطف داشت و برای بخش دومش…
پیرو پستِ پیشین یکی از دوستان این متن را از یک صفحه اینستاگرامی برای من فرستاد. جالب بود. 👇
یک منتقد فرانسوی درباره عباس کیارستمی نوشته بود؛ او به تنبلی پیشرفته مجهز بود و معتقد بود اثر هنری یا به سادگی به دست میآید و یا لازم نیست اصلا به دست بیاید. بنظرم این منتقد درک عمیقی از کیارستمی به دست آورده بود چرا که هزاران مثال در تایید حرف او وجود دارد. کیارستمی با زندگیاش توصیههای گرانبهایی برای همهی هنرمندان در همهی رشتهها و در تمام سطوح ارائه کرد. وقتی کانون از او و چند شاعر و نویسندهی معروف دعوت میکند که برای نوجوانان در مراسمی صحبت کنند و بگویند چه کارهایی انجام دادهاند که حالا موفق شدهاند، آن نویسندهها و شاعرها از رنجهایی که متحمل شدهاند و کار شبانهروزی برای نوجوانان سخن گفتند اما کیارستمی میگوید وقتی چهرهی بچهها را دیدم که انگار ترسیده بودند گفتم برای کارگردان شدن هیچ زحمتی نکشیدهام و خیلی شانسی وارد این کار شدم و به بچهها توصیه میکند جایی برای شانس و تقدیر هم باز بگذارند و کاری را انجام دهند که دوست دارند. کیارستمی واقعیت را میگوید و این دقیقا کاری است که خودش انجام داده است. بنظرم او لذت را فدای هیچکاری نمیکرد. اگر از کاری لذت نمیبرد انجامش نمیداد. اگر جا داشت کاری را به سادگی بیشتری برساند که لذتش بیشتر باشد و مشقتش کمتر حتما اینکار را میکرد و بقیهی چیزها را واگذار به تقدیر میکرد. اگر پول زیادی را وارد کارش نمیکرد به این خاطر بود که از لذت کار برایش کم میکرد و مسئولیت پول، برایش رنجآور بود. یکجا گفته تهیهکنندهی معروفی از او خواسته بود باهم کار کنند و در جلسهای که داشتهاند آن تهیه کننده گفته نگران پول نباش و هرچه بخواهی در اختیارت میگذارم، کیارستمی میگوید از آن جلسه که خارج شدم فهمیدم نمیتوانم با او کار کنم چون پول انتظارات و ملاحظاتی با خودش میآورد. کیارستمی تا آخر عمر عکاسی از مناظر اطراف تهران را تعطیل نمیکند و سراغ پروژههای سنگین نمیرود چراکه او نسبت به کارهای بیلذت، مجهز به نوعی تنبلی پیشرفته بود.
@HosseinGaeeni
یک منتقد فرانسوی درباره عباس کیارستمی نوشته بود؛ او به تنبلی پیشرفته مجهز بود و معتقد بود اثر هنری یا به سادگی به دست میآید و یا لازم نیست اصلا به دست بیاید. بنظرم این منتقد درک عمیقی از کیارستمی به دست آورده بود چرا که هزاران مثال در تایید حرف او وجود دارد. کیارستمی با زندگیاش توصیههای گرانبهایی برای همهی هنرمندان در همهی رشتهها و در تمام سطوح ارائه کرد. وقتی کانون از او و چند شاعر و نویسندهی معروف دعوت میکند که برای نوجوانان در مراسمی صحبت کنند و بگویند چه کارهایی انجام دادهاند که حالا موفق شدهاند، آن نویسندهها و شاعرها از رنجهایی که متحمل شدهاند و کار شبانهروزی برای نوجوانان سخن گفتند اما کیارستمی میگوید وقتی چهرهی بچهها را دیدم که انگار ترسیده بودند گفتم برای کارگردان شدن هیچ زحمتی نکشیدهام و خیلی شانسی وارد این کار شدم و به بچهها توصیه میکند جایی برای شانس و تقدیر هم باز بگذارند و کاری را انجام دهند که دوست دارند. کیارستمی واقعیت را میگوید و این دقیقا کاری است که خودش انجام داده است. بنظرم او لذت را فدای هیچکاری نمیکرد. اگر از کاری لذت نمیبرد انجامش نمیداد. اگر جا داشت کاری را به سادگی بیشتری برساند که لذتش بیشتر باشد و مشقتش کمتر حتما اینکار را میکرد و بقیهی چیزها را واگذار به تقدیر میکرد. اگر پول زیادی را وارد کارش نمیکرد به این خاطر بود که از لذت کار برایش کم میکرد و مسئولیت پول، برایش رنجآور بود. یکجا گفته تهیهکنندهی معروفی از او خواسته بود باهم کار کنند و در جلسهای که داشتهاند آن تهیه کننده گفته نگران پول نباش و هرچه بخواهی در اختیارت میگذارم، کیارستمی میگوید از آن جلسه که خارج شدم فهمیدم نمیتوانم با او کار کنم چون پول انتظارات و ملاحظاتی با خودش میآورد. کیارستمی تا آخر عمر عکاسی از مناظر اطراف تهران را تعطیل نمیکند و سراغ پروژههای سنگین نمیرود چراکه او نسبت به کارهای بیلذت، مجهز به نوعی تنبلی پیشرفته بود.
@HosseinGaeeni
👍9👏2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✅ طراحی زندگی بر پایه: دلیل، هدف و عزت نفس.
🎬 فلسفهی #آین_رند در دو دقیقه!
فلسفهای که به آن نیاز داریم.
این فلسفه، میتواند زندگی شخصی ما را متحول کند و در صورت تحقق در یک جامعه، میتواند زندگی جمعی ما را نیز دگرگون کند.
#فلسفه #کوچینگ
@HosseinGaeeni
@iranian_libertarian
🎬 فلسفهی #آین_رند در دو دقیقه!
فلسفهای که به آن نیاز داریم.
این فلسفه، میتواند زندگی شخصی ما را متحول کند و در صورت تحقق در یک جامعه، میتواند زندگی جمعی ما را نیز دگرگون کند.
#فلسفه #کوچینگ
@HosseinGaeeni
@iranian_libertarian
👍8
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چرا تمرکز روی خودیاری، زندگی شما را تباه میکند؟
شش دقیقه وقت بگذارید و این ویدیو را ببینید و بشنوید.
#تفکر_پرسشگرانه
#یادگیری_از_تجربه
#پادیادگیری
#کوچینگ
@HosseinGaeeni
شش دقیقه وقت بگذارید و این ویدیو را ببینید و بشنوید.
#تفکر_پرسشگرانه
#یادگیری_از_تجربه
#پادیادگیری
#کوچینگ
@HosseinGaeeni
👍5❤1
DrMardihaPasokhBeNaqd_1397-8-27-5-33
<unknown>
🎧 #نسخه_شنیداری ده دقیقهای
🎤پاسخ تاملبرانگیز دکتر مرتضی مردیها به منتقدان کاپیتالیسم؛
✅ مدرنیته بشر را از گرسنگی، بیماری، عفونت، نجاست، بیفرهنگی، بردگی، بیاخلاقی و هزار بلیهی انسانی دیگر نجات داد.
✅ مخالفانِ دنیای مدرن (چپها) از ابتدا روی دو چیز دست گذاشتند: حسادت و جهل. با این همه تجربههای سوء در کره شمالی، شوروی، کوبا، کامبوج، ونزوئلا و.. واقعا جگر شیر میخواهد که اینطور با وقاحت به صحنه بیایند و از ژیژک و سایر روشنفکران چپ دفاع کنند، کسانی که واقعا پیشنهادشان برای ما در این دنیا جز فساد، جز عقب ماندگی، جز دربدری، جز اشتباه نشان دادن مساله و راه حل نبوده است!
#تفکر_پرسشگرانه
#پادیادگیری
#آزادی
@HosseinGaeeni
@mardihamorteza
🎤پاسخ تاملبرانگیز دکتر مرتضی مردیها به منتقدان کاپیتالیسم؛
✅ مدرنیته بشر را از گرسنگی، بیماری، عفونت، نجاست، بیفرهنگی، بردگی، بیاخلاقی و هزار بلیهی انسانی دیگر نجات داد.
✅ مخالفانِ دنیای مدرن (چپها) از ابتدا روی دو چیز دست گذاشتند: حسادت و جهل. با این همه تجربههای سوء در کره شمالی، شوروی، کوبا، کامبوج، ونزوئلا و.. واقعا جگر شیر میخواهد که اینطور با وقاحت به صحنه بیایند و از ژیژک و سایر روشنفکران چپ دفاع کنند، کسانی که واقعا پیشنهادشان برای ما در این دنیا جز فساد، جز عقب ماندگی، جز دربدری، جز اشتباه نشان دادن مساله و راه حل نبوده است!
#تفکر_پرسشگرانه
#پادیادگیری
#آزادی
@HosseinGaeeni
@mardihamorteza
👍7
ترس با ما چه میکند؟
دریانوردانی که یوحنا را به دریا انداختند، تصور میکردند که حضور او باعث طوفانی بود که غرقشدن کشتیشان را تهدید میکرد. به همین ترتیب، ژاپنیها درزمان زلزله توکیو، دست به کشتار کرهایها و لیبرالها زدند. زمانی که رومیها در جنگهای پونیک پیروز شدند، کارتاژیها متقاعد شده بودند که علت تمام بدبختیهایشان به دلیل سهلانگاری آنها در پرستش مولوخ بود. مولوخ میخواست که کودکان را برایش قربانی کنند و ترجیح میداد که کودکان قربانی، از طبقه اشراف باشند؛ اما خانوادههای اشراف زاده کارتاژی، کودکان طبقه فرومایه را به جای کودکان خودشان قربانی کرده بودند. و گمان میکردند که این کار خدا راناخشنود کرده و در بدترین لحظات، حتی اشرافی ترین کودکان در آتش سوزانده شدند. نکته عجیب این است که رومیها علیرغم این اصلاح دموکراتیکی که از طرف دشمنانشان صورت گرفته بود، پیروز شدند.
ترس جمعی غریزه جمعی را برمیانگیزد و نوعی سنگ دلی نسبت به کسانی که عضوی از این اجتماع نیستند، به وجود میآورد. در زمان انقلاب فرانسه، ترس از ارتش خارجی، نوعی وحشت را به وجود آورد. و این ترس وجود دارد که نازیها بر شدت مبارزهشان برای نابودی یهودیها بیافزایند.
برتراند راسل در #کتاب "در ستایش شکاکیت" مینویسد:
ترس نوعی تمایل به ظلم و ستمگری را ایجاد میکند و باعث شکلگیری عقایدی خرافی میشود که به نظر میرسد ظلم را موجه میسازد.
انتظار رفتاری انسانی و عاقلانه اندیشی، از هیچ فرد، جامعه و یا ملتی تا زمانی که تحت سیطره ترس باشند، وجود نخواهد داشت.
به همین دلیل، بزدلها بیشتر مستعد ظلم و وحشیگری و خرافهگرایی هستند تا انسانهای شجاع.
منظور من از افراد شجاع کسانی است که از هر لحاظ شجاع هستند نه تنها در رویارویی با مرگ.
چه بسا افرادی هستند که دلیرانه میمیرند اما، شجاعت این را ندارند که به زبان بیاورند و یا حتی فکر کنند که دلیلی که بخاطرش جانشان را میدهند، بیارزش است.
رسوایی برای بیشتر افراد از خود مرگ دردناکتر است؛ و برای همین است که تعداد انگشت شماری از افراد هنگام ابراز احساسات در جمع جرات مخالفت با عقیده رایج در اجتماع را دارند.
🤔 با ترسهایمان چگونه مواجه میشویم؟
چه تجربههایی از ترس و پیامدهای اینگونهاش چه در مقیاس فردی و یا در مقیاس جمعی داریم؟
@HosseinGaeeni
#ترس
#یادگیری_از_تجربه
#تفکر_پرسشگرانه
دریانوردانی که یوحنا را به دریا انداختند، تصور میکردند که حضور او باعث طوفانی بود که غرقشدن کشتیشان را تهدید میکرد. به همین ترتیب، ژاپنیها درزمان زلزله توکیو، دست به کشتار کرهایها و لیبرالها زدند. زمانی که رومیها در جنگهای پونیک پیروز شدند، کارتاژیها متقاعد شده بودند که علت تمام بدبختیهایشان به دلیل سهلانگاری آنها در پرستش مولوخ بود. مولوخ میخواست که کودکان را برایش قربانی کنند و ترجیح میداد که کودکان قربانی، از طبقه اشراف باشند؛ اما خانوادههای اشراف زاده کارتاژی، کودکان طبقه فرومایه را به جای کودکان خودشان قربانی کرده بودند. و گمان میکردند که این کار خدا راناخشنود کرده و در بدترین لحظات، حتی اشرافی ترین کودکان در آتش سوزانده شدند. نکته عجیب این است که رومیها علیرغم این اصلاح دموکراتیکی که از طرف دشمنانشان صورت گرفته بود، پیروز شدند.
ترس جمعی غریزه جمعی را برمیانگیزد و نوعی سنگ دلی نسبت به کسانی که عضوی از این اجتماع نیستند، به وجود میآورد. در زمان انقلاب فرانسه، ترس از ارتش خارجی، نوعی وحشت را به وجود آورد. و این ترس وجود دارد که نازیها بر شدت مبارزهشان برای نابودی یهودیها بیافزایند.
برتراند راسل در #کتاب "در ستایش شکاکیت" مینویسد:
ترس نوعی تمایل به ظلم و ستمگری را ایجاد میکند و باعث شکلگیری عقایدی خرافی میشود که به نظر میرسد ظلم را موجه میسازد.
انتظار رفتاری انسانی و عاقلانه اندیشی، از هیچ فرد، جامعه و یا ملتی تا زمانی که تحت سیطره ترس باشند، وجود نخواهد داشت.
به همین دلیل، بزدلها بیشتر مستعد ظلم و وحشیگری و خرافهگرایی هستند تا انسانهای شجاع.
منظور من از افراد شجاع کسانی است که از هر لحاظ شجاع هستند نه تنها در رویارویی با مرگ.
چه بسا افرادی هستند که دلیرانه میمیرند اما، شجاعت این را ندارند که به زبان بیاورند و یا حتی فکر کنند که دلیلی که بخاطرش جانشان را میدهند، بیارزش است.
رسوایی برای بیشتر افراد از خود مرگ دردناکتر است؛ و برای همین است که تعداد انگشت شماری از افراد هنگام ابراز احساسات در جمع جرات مخالفت با عقیده رایج در اجتماع را دارند.
🤔 با ترسهایمان چگونه مواجه میشویم؟
چه تجربههایی از ترس و پیامدهای اینگونهاش چه در مقیاس فردی و یا در مقیاس جمعی داریم؟
@HosseinGaeeni
#ترس
#یادگیری_از_تجربه
#تفکر_پرسشگرانه
👍15
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✅ به یاد داشته باشیم که ویژگیها و اولویتهای افراد با یکدیگر متفاوت است. درک و پذیرش این تفاوت از یک سو کمک میکند تا طرز فکری را شکل دهیم که در آن حق آزادی انتخاب هر فرد برای تصمیمهای زندگیاش به رسمیت شناخته میشود.
از سوی دیگر لازم است هر کدام از ما با شناخت ویژگیهای فردی و اولویتها و شرایط خود، #برنامه_توسعه_فردی ویژه خود را طراحی کنیم و مهارتهای مورد نیاز خود را توسعه بدهیم.
🎬 در این ویدیو #جردن_پیترسون نکات آموزنده و جالبی را درباره تفاوتهای فردی بیان میکند.
@HosseinGaeeni
#یادگیری
#کوچینگ
از سوی دیگر لازم است هر کدام از ما با شناخت ویژگیهای فردی و اولویتها و شرایط خود، #برنامه_توسعه_فردی ویژه خود را طراحی کنیم و مهارتهای مورد نیاز خود را توسعه بدهیم.
🎬 در این ویدیو #جردن_پیترسون نکات آموزنده و جالبی را درباره تفاوتهای فردی بیان میکند.
@HosseinGaeeni
#یادگیری
#کوچینگ
👍8👎1